Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
اگر به کسی که در واکنش به احوالات بهم ریخته‌مان می‌گوید خب با من حرف بزن، صراحتاً بگوییم مشکلم این است که نمی‌خواهم حرف بزنم و صادقانه‌تر این است که نمی‌خواهم با تو حرف بزنم به نظر عوضی‌بازی درآورده‌ایم؟ یحتمل.
اما اسم رفتار ما هرچه باشد، با حقیقت آشفته ما زمین تا آسمان فرق می‌کند. شاید ما نمی‌خواهیم با شما صحبت کنیم! چون صحبت کردن به خودی خود، دیگر اثری ندارد. ما نمی‌خواهیم با شما صحبت کنیم چون که شما نمی‌توانید از باب گفتگو، به اندرونی ما وارد شوید و این خود رنج دوچندان به هم‌راه می‌آورد، رنجِ مضاعفِ فهمیده نشدن، رنج مضاعف تنهایی.
Seul
Steve Gibbs
اخیرا بیش‌ترین چیزی که در مورد خودم احساس می‌کنم اینه ‌که به یک "نمی‌دونم" خیلی بزرگ تبدیل شدم.
و واقعا حس می‌کنم هیچی نمی‌دونم.و این حس رو نسبت به همه‌ی موضوعات و مسئله‌های اطرافم دارم. هرکی باهام حرف می‌زنه بهش می‌گم‌ نمی‌دونم. هراتفاق و بحثی که پیش می‌اد یا هرکی یه‌ سوالی ازم می‌پرسه می‌گم نمی‌دونم.
واقعا نمی‌دونم ..
1
بخش بزرگی از رنج‌هایی که به ما تحمیل شده به این برمی‌گرده که در هر ماجرایی دنبال چرایی و دلیل اون اتفاق هستیم. درحالی که حتی دونستن دلیل و چرایی اون اتفاق قرار نیست از رنج و آزاری که به ما رسیده ذره‌ای کم کنه.
ما فقط دنبال یک تسکین موقتی هستیم درحالی که هیچ تسکینی وجود نداره! این رنج برای ابد در ذهن ما می‌مونه و آثارش تا آخرین لحظه‌ی زندگی‌ همراه ماست. فقط باید بپذیریم این هم بخشی از زندگی ما بوده؛ همین.
کل ما فيكِ جميلً، حتىٰ محاولاتكِ الخائبة لتخبئة أحزانكِ.
هر آن‌چه که درونِ توست، زیباست.
حتی تلاش‌های ناموفقت برای پنهـان کردن غم‌ها‌.
آن‌هایی که در بستر مناسبی رشد نکرده‌اند، طبیعتا برای هرگونه رابطه‌ای از منظری آسیب‌زا و سمی هستند.
شاید در ظاهر این‌گونه نباشد اما به مرور آثار آن نمایان خواهد شد.
هر محیط اجتماعی‌ای که فرد در آن رشد می‌کند، ارزش‌، اخلاقیات و اصول خاص خودش را دارد. شما نمی‌توانید از کسی که اصل اولیه‌ی محیط اجتماعی‌اش بقا است، انتظار داشته باشید اخلاقیات را در اولویت قرار دهد.
آن‌چه که مرا بیشتر از هرچیزی در رابطه با آینده‌ی ایران نگران می‌کند همین فروپاشی اخلاقی‌ست. هرکسی چنگ می‌زند که فقط خودش را از این باتلاقی که در آن گرفتار شده، نجات بدهد‌ و برایش مهم نیست در این راه چه ارزش‌هایی را فدا می‌کند یا روی چه چیزهایی پا می‌گذارد.
Saved Messages
داستان دست‌ها.
داستان دست‌ها.
2
لحظاتی هست که تمام وجودت سرشار از حزن و اندوه است و در انتظار سرانگشتانی هستی که تن رنجورت را لمس کنند تا متلاشی شوی؛ اما دریغ، کو دستانی چنین امن و مطمئن که بشود در میانشان با خیالی آسوده فرو ریخت؟
دلم می‌خواست خانه‌ات باشم که از خستگی‌هایت ، به من برگردی.
35
نگاهم کرد و گفت می‌دانی رنج تو از چیست؟ تو به آنچه نباید، بسیار می‌اندیشی
35
Lion Theme
Dustin O'Halloran & Hauschka
که بیش‌تر از هر چیزی دلم می‌خواست می‌توانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم.
و شب به خیر.
پذیرفتن این‌که دوست ‌داشتن هم می‌تواند رنج‌آور باشد برایم عذاب‌آور بود. من هرگز این بُعد از دوست ‌داشتن را ندیده بودم. فکر می‌کردم نقطه‌ی امن و آخرین پناهگاه آدم‌ها همین دوست ‌داشتن است.‌
اما حالا می‌بینم چقدر آدم احساس غربت می‌کند وقتی کسی را دوست دارد، و این میل و علاقه چقدر انسان را آسیب‌پذیر و بی‌پناه می‌کند.
دیگر نمی‌خواهمش؛ و ترجیح می‌دهم در همین انزوا به دور از آدم‌ها زندگی‌ام را پایان بدهم.
3
‏دیدی امام حسین علیه‌السلام یک بیا به زُهیر گفت چه شد! و او را چگونه ساخت؟ امیدوارم به همه ما یک بیا بفرماید..

میرزا اسماعیل دولابی
@ir_tavabin
3
من آدم پیچیده‌ای نیستم، فقط ساکتم. سکوت آدم‌ها را پیچیده می‌کند. ناشناخته‌ها از آدم چیزی می‌سازد که انگاری باید خیلی زور بزنی تا آن را بفهمی. ولی همین ‌که زبان باز ‌کنی و حرف می‌زنی، سادگی‌ات پخش می‌شود بیرون. ولو می‌شود روی فرش و خب از این به بعد باید تلاش کنی تا توضیحاتت قابل فهم باشد. باید تلاش کنی تا حرف‌هایی که به مذاق دیگری خوش نیامده را توجیه کنی و هی حرف بزنی و حرف بزنی و پوچی‌ات را عریان‌تر سازی. توضیح بدهی، توجیه کنی. پرت‌ و پلا بگویی. شاید برای همین است که سکوت از همه‌چیز منطقی‌تر است. لال بودن خیلی بهتر است از حرف زدن و حرف زدن و توجیه کردن و توضیح دادن.
4
حسین متن است، و هرچه جز‌ حسین، حاشیه.
11
یک بخشی از دعای عرفه، امام حسین علیه‌السلام از خدا تشکر می‌کنند و می‌فرمایند خدایا ممنونم ازت که به ابراهیم (ع) رحم کردی و نذاشتی پسر‌ش جلوی چشمش ذبح بشه.
💔8
من فکر می‌کنم خاصیت اشک بر امام حسین این است که تو یقین داری برای کسی گریه می‌کنی که ارزشش را دارد. همین است که سبک می‌کند. همین است که جان می‌بخشد.
9
یکی از اهالی کربلا، عربی را می‌بیند که در حرم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه‌السلام کنار ضریح مطهر ایستاده و با حضرت سخن می‌گوید:
آقاجان، صد دینار از شما پول می‌خواهم. می‌دهی بده، نمی‌دهی می‌روم به حرم حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام شکایت شما را به او می‌کنم.
سپس سرش را به طرف ضریح مطهر برده و می‌گوید فهمیدم‌. فهمیدم! و از حرم بیرون می‌رود.
مرد عرب به بازار رفته و به یک فروشنده می‌گوید : آقا فرموده است صد دینار به من بدهی. می‌گوید : نشانه‌ی شما از آقا چیست؟ می‌گوید : نشان به این نشان، که پسر شما مریض شده و شما صد دینار نذر حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام کرده‌ای. بده. و او هم صد دینار می‌دهد.
راوی می‌گوید : به مرد عرب گفتم چطور شد با حضرت صحبت کردی و نتیجه گرفتی؟! گفت : به حضرت گفتم اگر پول ندهی، می‌روم شکایت شما را به برادرت امام حسین علیه‌السلام می‌کنم. این‌جا بود که دیدم حضرت، داخل ضریح ظاهر شد و درحالی‌که به روی صندلی نشسته بود، حواله‌ای به من داد. من هم رفتم و از بازار گرفتم.
5
السلام علیک یا ابا عبدالله
باسم کربلایی
در دنیایی که قلب حسین علیه ‌السلام شکسته شده و تنها مانده، خیری نیست عزیزدلم. خلص و تمت
5
من از این عادت‌ها ندارم که برای زودتر فراموش کردن، همه‌چیز رو سریعاً پاک کنم و راه‌های ارتباطی رو مسدود کنم. که بعدها گاهی به صورت اتفاقی یا این‌که خودم برای مرور اتفاقات، برم و به این خاطرات سر بزنم. چیزی که همیشه ناامیدم می‌کنه اینه‌که برای بعضی‌ها چقدر حرف‌ها و کلمه‌ها بی‌اعتبار و بی‌ارزشند. این موضوع همیشه باعث می‌شه نسبت به صداقت و پاکی حرف‌ها یا احساساتی که در اون لحظه از اطرافیانم دریافت می‌کنم هم دچار شک و تردید بشم. درسته که احساسات ما تغییر می‌کنه، اما یک فرق‌هایی بین احساسات واقعی و دروغین هست که وقتی فاصله می‌گیری و از بیرون به داستان نگاه می‌کنی کاملا واضح و قابل تشخیصه.