Sıla (instrumental) Slowed
دائما به تو فکر میکنم، چنان متهم که به دار خویش
من جزو آن دسته از افرادی هستم که سخت فراموش میکنند. مثلا، وقتی به دستهایم نگاه میکنم به این فکر میکنم که این دستها یک روزی تو را لمس کردهاند و هنوز رد تنات روی دستهای من باقی مانده است؛ چهطور میتوانم به دستهایم نگاه کنم و تو را به یاد نیاورم؟
اگر به کسی که در واکنش به احوالات بهم ریختهمان میگوید خب با من حرف بزن، صراحتاً بگوییم مشکلم این است که نمیخواهم حرف بزنم و صادقانهتر این است که نمیخواهم با تو حرف بزنم به نظر عوضیبازی درآوردهایم؟ یحتمل.
اما اسم رفتار ما هرچه باشد، با حقیقت آشفته ما زمین تا آسمان فرق میکند. شاید ما نمیخواهیم با شما صحبت کنیم! چون صحبت کردن به خودی خود، دیگر اثری ندارد. ما نمیخواهیم با شما صحبت کنیم چون که شما نمیتوانید از باب گفتگو، به اندرونی ما وارد شوید و این خود رنج دوچندان به همراه میآورد، رنجِ مضاعفِ فهمیده نشدن، رنج مضاعف تنهایی.
اما اسم رفتار ما هرچه باشد، با حقیقت آشفته ما زمین تا آسمان فرق میکند. شاید ما نمیخواهیم با شما صحبت کنیم! چون صحبت کردن به خودی خود، دیگر اثری ندارد. ما نمیخواهیم با شما صحبت کنیم چون که شما نمیتوانید از باب گفتگو، به اندرونی ما وارد شوید و این خود رنج دوچندان به همراه میآورد، رنجِ مضاعفِ فهمیده نشدن، رنج مضاعف تنهایی.
Seul
Steve Gibbs
اخیرا بیشترین چیزی که در مورد خودم احساس میکنم اینه که به یک "نمیدونم" خیلی بزرگ تبدیل شدم.
و واقعا حس میکنم هیچی نمیدونم.و این حس رو نسبت به همهی موضوعات و مسئلههای اطرافم دارم. هرکی باهام حرف میزنه بهش میگم نمیدونم. هراتفاق و بحثی که پیش میاد یا هرکی یه سوالی ازم میپرسه میگم نمیدونم.
واقعا نمیدونم ..
و واقعا حس میکنم هیچی نمیدونم.و این حس رو نسبت به همهی موضوعات و مسئلههای اطرافم دارم. هرکی باهام حرف میزنه بهش میگم نمیدونم. هراتفاق و بحثی که پیش میاد یا هرکی یه سوالی ازم میپرسه میگم نمیدونم.
واقعا نمیدونم ..
❤1
بخش بزرگی از رنجهایی که به ما تحمیل شده به این برمیگرده که در هر ماجرایی دنبال چرایی و دلیل اون اتفاق هستیم. درحالی که حتی دونستن دلیل و چرایی اون اتفاق قرار نیست از رنج و آزاری که به ما رسیده ذرهای کم کنه.
ما فقط دنبال یک تسکین موقتی هستیم درحالی که هیچ تسکینی وجود نداره! این رنج برای ابد در ذهن ما میمونه و آثارش تا آخرین لحظهی زندگی همراه ماست. فقط باید بپذیریم این هم بخشی از زندگی ما بوده؛ همین.
ما فقط دنبال یک تسکین موقتی هستیم درحالی که هیچ تسکینی وجود نداره! این رنج برای ابد در ذهن ما میمونه و آثارش تا آخرین لحظهی زندگی همراه ماست. فقط باید بپذیریم این هم بخشی از زندگی ما بوده؛ همین.
کل ما فيكِ جميلً، حتىٰ محاولاتكِ الخائبة لتخبئة أحزانكِ.
هر آنچه که درونِ توست، زیباست.
حتی تلاشهای ناموفقت برای پنهـان کردن غمها.
هر آنچه که درونِ توست، زیباست.
حتی تلاشهای ناموفقت برای پنهـان کردن غمها.
آنهایی که در بستر مناسبی رشد نکردهاند، طبیعتا برای هرگونه رابطهای از منظری آسیبزا و سمی هستند.
شاید در ظاهر اینگونه نباشد اما به مرور آثار آن نمایان خواهد شد.
شاید در ظاهر اینگونه نباشد اما به مرور آثار آن نمایان خواهد شد.
هر محیط اجتماعیای که فرد در آن رشد میکند، ارزش، اخلاقیات و اصول خاص خودش را دارد. شما نمیتوانید از کسی که اصل اولیهی محیط اجتماعیاش بقا است، انتظار داشته باشید اخلاقیات را در اولویت قرار دهد.
آنچه که مرا بیشتر از هرچیزی در رابطه با آیندهی ایران نگران میکند همین فروپاشی اخلاقیست. هرکسی چنگ میزند که فقط خودش را از این باتلاقی که در آن گرفتار شده، نجات بدهد و برایش مهم نیست در این راه چه ارزشهایی را فدا میکند یا روی چه چیزهایی پا میگذارد.
آنچه که مرا بیشتر از هرچیزی در رابطه با آیندهی ایران نگران میکند همین فروپاشی اخلاقیست. هرکسی چنگ میزند که فقط خودش را از این باتلاقی که در آن گرفتار شده، نجات بدهد و برایش مهم نیست در این راه چه ارزشهایی را فدا میکند یا روی چه چیزهایی پا میگذارد.
لحظاتی هست که تمام وجودت سرشار از حزن و اندوه است و در انتظار سرانگشتانی هستی که تن رنجورت را لمس کنند تا متلاشی شوی؛ اما دریغ، کو دستانی چنین امن و مطمئن که بشود در میانشان با خیالی آسوده فرو ریخت؟
نگاهم کرد و گفت میدانی رنج تو از چیست؟ تو به آنچه نباید، بسیار میاندیشی
3❤5
Lion Theme
Dustin O'Halloran & Hauschka
که بیشتر از هر چیزی دلم میخواست میتوانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم.
و شب به خیر.
و شب به خیر.
پذیرفتن اینکه دوست داشتن هم میتواند رنجآور باشد برایم عذابآور بود. من هرگز این بُعد از دوست داشتن را ندیده بودم. فکر میکردم نقطهی امن و آخرین پناهگاه آدمها همین دوست داشتن است.
اما حالا میبینم چقدر آدم احساس غربت میکند وقتی کسی را دوست دارد، و این میل و علاقه چقدر انسان را آسیبپذیر و بیپناه میکند.
دیگر نمیخواهمش؛ و ترجیح میدهم در همین انزوا به دور از آدمها زندگیام را پایان بدهم.
اما حالا میبینم چقدر آدم احساس غربت میکند وقتی کسی را دوست دارد، و این میل و علاقه چقدر انسان را آسیبپذیر و بیپناه میکند.
دیگر نمیخواهمش؛ و ترجیح میدهم در همین انزوا به دور از آدمها زندگیام را پایان بدهم.
❤3
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
دیدی امام حسین علیهالسلام یک بیا به زُهیر گفت چه شد! و او را چگونه ساخت؟ امیدوارم به همه ما یک بیا بفرماید..
میرزا اسماعیل دولابی
@ir_tavabin
میرزا اسماعیل دولابی
@ir_tavabin
❤3
من آدم پیچیدهای نیستم، فقط ساکتم. سکوت آدمها را پیچیده میکند. ناشناختهها از آدم چیزی میسازد که انگاری باید خیلی زور بزنی تا آن را بفهمی. ولی همین که زبان باز کنی و حرف میزنی، سادگیات پخش میشود بیرون. ولو میشود روی فرش و خب از این به بعد باید تلاش کنی تا توضیحاتت قابل فهم باشد. باید تلاش کنی تا حرفهایی که به مذاق دیگری خوش نیامده را توجیه کنی و هی حرف بزنی و حرف بزنی و پوچیات را عریانتر سازی. توضیح بدهی، توجیه کنی. پرت و پلا بگویی. شاید برای همین است که سکوت از همهچیز منطقیتر است. لال بودن خیلی بهتر است از حرف زدن و حرف زدن و توجیه کردن و توضیح دادن.
❤4
یک بخشی از دعای عرفه، امام حسین علیهالسلام از خدا تشکر میکنند و میفرمایند خدایا ممنونم ازت که به ابراهیم (ع) رحم کردی و نذاشتی پسرش جلوی چشمش ذبح بشه.
💔8
من فکر میکنم خاصیت اشک بر امام حسین این است که تو یقین داری برای کسی گریه میکنی که ارزشش را دارد. همین است که سبک میکند. همین است که جان میبخشد.
❤9