واکسن سل شاید بتواند به کنترل برخی انواع دیابت کمک کند.
نتایج یک کارآزمایی بالینی فاز ۲ نشان میدهد واکسن سل (BCG)، که از دهه ۱۹۲۰ برای پیشگیری از سل استفاده میشود، در افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ و دیابت خودایمنی نهفته بزرگسالان (latent autoimmune diabetes in adults یا LADA) میتواند روند تخریب سلولهای تولیدکننده انسولین را کندتر کند.
پژوهشگران دو گروه را بررسی کردهاند: افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ با شروع بیماری در ۲۱ سالگی یا کمتر و افراد مبتلا به LADA. در هر دو گروه، دریافت واکسن با کاهش نیاز به انسولین همراه بوده است.
در بخش LADA این مطالعه، ۹۵ نفر شرکت کردهاند. از این تعداد، افرادی که طی پنج سال، شش دوز واکسن BCG دریافت کرده بودند، بهطور میانگین حدود ۳٪ کاهش در مصرف انسولین داشتند. در مقابل، نیاز به انسولین در گروه دارونما در همین مدت بهطور میانگین ۲۲٪ افزایش داشته است.
این واکسن تاثیر محسوسی بر کاهش مستقیم قند خون نداشته، اما به نظر میرسد با تعدیل سیستم ایمنی از سلولهای بتای پانکراس محافظت کرده و روند تخریب آنها را کندتر میکند.
هرچند این نتایج هنوز مقدماتی هستند و فعلا فقط در کنفرلنس انجمن دیابت آمریکا ارائه شدهاند، اما میتوانند نگاه جدیدی به درمان انواعی از دیابت ایجاد کنند.
واکسن BCG علاوه بر پیشگیری از سل، در درمان سرطان مثانه نیز استفاده میشود و اثرات احتمالی آن در بیماریهایی مانند آلزایمر نیز در حال بررسی است.
گزارش نیچر: لینک
@Scientometric
نتایج یک کارآزمایی بالینی فاز ۲ نشان میدهد واکسن سل (BCG)، که از دهه ۱۹۲۰ برای پیشگیری از سل استفاده میشود، در افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ و دیابت خودایمنی نهفته بزرگسالان (latent autoimmune diabetes in adults یا LADA) میتواند روند تخریب سلولهای تولیدکننده انسولین را کندتر کند.
پژوهشگران دو گروه را بررسی کردهاند: افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ با شروع بیماری در ۲۱ سالگی یا کمتر و افراد مبتلا به LADA. در هر دو گروه، دریافت واکسن با کاهش نیاز به انسولین همراه بوده است.
در بخش LADA این مطالعه، ۹۵ نفر شرکت کردهاند. از این تعداد، افرادی که طی پنج سال، شش دوز واکسن BCG دریافت کرده بودند، بهطور میانگین حدود ۳٪ کاهش در مصرف انسولین داشتند. در مقابل، نیاز به انسولین در گروه دارونما در همین مدت بهطور میانگین ۲۲٪ افزایش داشته است.
این واکسن تاثیر محسوسی بر کاهش مستقیم قند خون نداشته، اما به نظر میرسد با تعدیل سیستم ایمنی از سلولهای بتای پانکراس محافظت کرده و روند تخریب آنها را کندتر میکند.
هرچند این نتایج هنوز مقدماتی هستند و فعلا فقط در کنفرلنس انجمن دیابت آمریکا ارائه شدهاند، اما میتوانند نگاه جدیدی به درمان انواعی از دیابت ایجاد کنند.
واکسن BCG علاوه بر پیشگیری از سل، در درمان سرطان مثانه نیز استفاده میشود و اثرات احتمالی آن در بیماریهایی مانند آلزایمر نیز در حال بررسی است.
گزارش نیچر: لینک
@Scientometric
Nature
TB vaccine from the 1920s shows promise in diabetes trial
Nature - The shot reduced insulin use for people with type 1 diabetes and another autoimmune condition.
🔥12❤10
مطالعهای که در مجله NEJM منتشر شده نشان داده است که حدود ۳/۵٪ بیماران IBD دارای آنتیبادیهایی هستند که IL-10 را خنثی میکنند و این پدیده به شدت با آلل HLA-DRB1*01:03 مرتبط است. در هیچ یک از افراد گروه کنترل، آنتی بادی های ضد IL-10 دیده نشده است.
در این مطالعه، odds ratio و یا نسبت شانس برای ارتباط بین حضور آنتی بادی ها علیه اینترلوکین ۱۰ و HLA DRB1، حدود ۲۵ تا ۵۰ بود که برای مطالعات ژنتیکی عدد بسیار بزرگی محسوب میشود. افرادی که این آلل HLA را دارند، بسیار بیشتر در معرض تولید آنتیبادی خنثی کننده ضد IL-10 هستند. این موضوع میتواند توضیح دهد که چرا این آلل سالها به عنوان قویترین عامل خطر ژنتیکی کولیت اولسراتیو شناخته شده بود.
در نتیجهی فعالیت آنتی بادی خنثی کننده علیه IL-10، تولید اینترلوکین ها و سیتوکینهای التهابی میتواند افزایش پیدا کند. یعنی این بیماران از نظر عملکردی شبیه افرادی هستند که بهصورت ژنتیکی نقص مسیر IL-10 دارند.
اگر آنتیبادیهای ضد IL-10 واقعا در ایجاد بیماری نقش داشته باشند، کاهش یا حذف این آنتیبادیها مثلا از طریق B-cell and plasma-cell depletion و یا plasma exchange میتواند به یک هدف درمانی جدید برای زیرگروهی از بیماران مبتلا به IBD تبدیل شود.
@Scientometric کانال جدید
در این مطالعه، odds ratio و یا نسبت شانس برای ارتباط بین حضور آنتی بادی ها علیه اینترلوکین ۱۰ و HLA DRB1، حدود ۲۵ تا ۵۰ بود که برای مطالعات ژنتیکی عدد بسیار بزرگی محسوب میشود. افرادی که این آلل HLA را دارند، بسیار بیشتر در معرض تولید آنتیبادی خنثی کننده ضد IL-10 هستند. این موضوع میتواند توضیح دهد که چرا این آلل سالها به عنوان قویترین عامل خطر ژنتیکی کولیت اولسراتیو شناخته شده بود.
در نتیجهی فعالیت آنتی بادی خنثی کننده علیه IL-10، تولید اینترلوکین ها و سیتوکینهای التهابی میتواند افزایش پیدا کند. یعنی این بیماران از نظر عملکردی شبیه افرادی هستند که بهصورت ژنتیکی نقص مسیر IL-10 دارند.
اگر آنتیبادیهای ضد IL-10 واقعا در ایجاد بیماری نقش داشته باشند، کاهش یا حذف این آنتیبادیها مثلا از طریق B-cell and plasma-cell depletion و یا plasma exchange میتواند به یک هدف درمانی جدید برای زیرگروهی از بیماران مبتلا به IBD تبدیل شود.
@Scientometric کانال جدید
The New England Journal of Medicine
Interleukin-10 Autoantibodies and HLA-DRB1*01:03 in Inflammatory Bowel Disease | NEJM
Neutralizing autoantibodies against interleukin-10 can result in a phenocopy of monogenic
defects of interleukin-10 signaling in children and may be associated with inflammatory
bowel disease (IBD)...
defects of interleukin-10 signaling in children and may be associated with inflammatory
bowel disease (IBD)...
❤7👍2
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
سوگیری اتوماسیونی؛
وقتی انسان به هوش مصنوعی بیش از حد اعتماد میکند
یکی از چالشهای مهم اخلاقی هوش مصنوعی، سوگیری اتوماسیونی است؛ یعنی تمایل انسانها به اعتماد بیش از حد به خروجی سامانههای خودکار. در این حالت، انسان ممکن است حتی در برابر شواهد متناقض، پیشنهاد ماشین را بپذیرد یا چون سامانه هشدار نداده، از بررسی مستقل غافل شود.
این مسئله نشان میدهد که صرفِ حضور انسان در فرایند تصمیمگیری، یا همان Human-in-the-Loop، همیشه کافی نیست. اگر حجم دادهها زیاد، زمان تصمیمگیری محدود، فشار کاری بالا و منطق الگوریتم پیچیده یا نامفهوم باشد، انسان عملاً فرصت و توان ارزیابی مستقل ندارد. در چنین وضعی، نقش او ممکن است از «تصمیمگیرنده واقعی» به «تأییدکننده خروجی ماشین» کاهش یابد.
اهمیت اخلاقی موضوع در همینجاست: مسئولیت اخلاقی زمانی معنا دارد که انسان بتواند تصمیم را بفهمد، نقد کند و در صورت لزوم با آن مخالفت کند. بنابراین، Human-in-the-Loop فقط وقتی ارزش اخلاقی دارد که به کنترل معنادار انسانی منجر شود، نه صرفاً به حضور نمادین انسان در کنار ماشین.
#اخلاق_هوش_مصنوعی
#سوگیری_اتوماسیون
#مسیولیت_اخلاقی
وقتی انسان به هوش مصنوعی بیش از حد اعتماد میکند
یکی از چالشهای مهم اخلاقی هوش مصنوعی، سوگیری اتوماسیونی است؛ یعنی تمایل انسانها به اعتماد بیش از حد به خروجی سامانههای خودکار. در این حالت، انسان ممکن است حتی در برابر شواهد متناقض، پیشنهاد ماشین را بپذیرد یا چون سامانه هشدار نداده، از بررسی مستقل غافل شود.
این مسئله نشان میدهد که صرفِ حضور انسان در فرایند تصمیمگیری، یا همان Human-in-the-Loop، همیشه کافی نیست. اگر حجم دادهها زیاد، زمان تصمیمگیری محدود، فشار کاری بالا و منطق الگوریتم پیچیده یا نامفهوم باشد، انسان عملاً فرصت و توان ارزیابی مستقل ندارد. در چنین وضعی، نقش او ممکن است از «تصمیمگیرنده واقعی» به «تأییدکننده خروجی ماشین» کاهش یابد.
نظر کلاد درباره استفاده از او در جنگ و نظارت انسانی بر آن را در این لینک بشنوید.
اهمیت اخلاقی موضوع در همینجاست: مسئولیت اخلاقی زمانی معنا دارد که انسان بتواند تصمیم را بفهمد، نقد کند و در صورت لزوم با آن مخالفت کند. بنابراین، Human-in-the-Loop فقط وقتی ارزش اخلاقی دارد که به کنترل معنادار انسانی منجر شود، نه صرفاً به حضور نمادین انسان در کنار ماشین.
#اخلاق_هوش_مصنوعی
#سوگیری_اتوماسیون
#مسیولیت_اخلاقی
❤22
انتخاب ژورنال برای سابمیت مقاله همیشه راحت نیست، مخصوصا در زمانی که تعداد ژورنالها خیلی زیاد شده است. حالا یک ابزار رایگان جدید به نام Journal Trends معرفی شده که میتواند به پژوهشگران کمک کند قبل از سابمیت، تصویر بهتری از روند انتشار در یک ژورنال داشته باشند.
شما میتوانید با وارد کردن ناممجله یا ISSN آن ببیند در سالهای مختلف چه تعداد مقاله منتشر شده و سهم کشورهای مختلف در آن چگونه بوده است. این ابزار همچنین بعضی تغییرات غیرمعمول در روند انتشار را نمایش میدهد: مثلا اگر تعداد مقالات یک محله در مدت کوتاهی خیلی افزایش پیدا کرده باشد. مخصوصا اکر از بک کشور باشد. این شاید نشر تعداد بالای مقاله بدون داوری همتا یا با داوری همتای ناکافی را نشان دهد. همین طور مثلا حذف شدن (delist) از نمایه ها و دادگان ها مثل اسکپوس را تیز نشان میدهد. به نظر میرسد سرعت آنالیز آن مخصوصا برای مجلات با نشر بالا و سابقه زیاد، کند باشد.
در یکی از مثالهای مورد بررسی با Journal Trends، تعداد مقالات یک مجله از ۱۹ مقاله در سال ۲۰۲۴ به ۱۵۳ مقاله در سال ۲۰۲۵ رسید و ۵۳٪ مقالهها حداقل یک نویسنده از هند داشتهاند. این ژورنال در نهایت در سال ۲۰۲۵ از اسکوپوس حذف شده است.
البته این دادهها قرار نیست حتما خوب یا بد بودن یک ژورنال را مشخص کنند، اما میتوانند به پژوهشگران کمک کنند قبل از انتخاب محل انتشار، بررسی کاملتری انجام دهند.
گزارش نیچر: لینک
دسترسی به Journal Trends:
https://journaltrends.com
@Scientometric کانال جدید
شما میتوانید با وارد کردن ناممجله یا ISSN آن ببیند در سالهای مختلف چه تعداد مقاله منتشر شده و سهم کشورهای مختلف در آن چگونه بوده است. این ابزار همچنین بعضی تغییرات غیرمعمول در روند انتشار را نمایش میدهد: مثلا اگر تعداد مقالات یک محله در مدت کوتاهی خیلی افزایش پیدا کرده باشد. مخصوصا اکر از بک کشور باشد. این شاید نشر تعداد بالای مقاله بدون داوری همتا یا با داوری همتای ناکافی را نشان دهد. همین طور مثلا حذف شدن (delist) از نمایه ها و دادگان ها مثل اسکپوس را تیز نشان میدهد. به نظر میرسد سرعت آنالیز آن مخصوصا برای مجلات با نشر بالا و سابقه زیاد، کند باشد.
در یکی از مثالهای مورد بررسی با Journal Trends، تعداد مقالات یک مجله از ۱۹ مقاله در سال ۲۰۲۴ به ۱۵۳ مقاله در سال ۲۰۲۵ رسید و ۵۳٪ مقالهها حداقل یک نویسنده از هند داشتهاند. این ژورنال در نهایت در سال ۲۰۲۵ از اسکوپوس حذف شده است.
البته این دادهها قرار نیست حتما خوب یا بد بودن یک ژورنال را مشخص کنند، اما میتوانند به پژوهشگران کمک کنند قبل از انتخاب محل انتشار، بررسی کاملتری انجام دهند.
گزارش نیچر: لینک
دسترسی به Journal Trends:
https://journaltrends.com
@Scientometric کانال جدید
journal-trends
Journal Trends — Where Should I Publish?
Free journal statistics — country, institution, author trends + PPS integrity flags for any academic journal. Paste an ISSN.
❤21👍2
داروی جدید retatrutide برای چاقی و مرور مختصر داروهای قبلی
تا الان داروهای این حوزه مرحلهبهمرحله قویتر شدهاند. اگر بخواهیم به شکلی ساده دسته بندی کنیم:
نسل اول: آگونیستهای گیرنده GLP-1 (مثل liraglutide (ویکتوزا یا ملیتاید در ایران برای دیابت و ساکسندا برای چاقی)
و بعد semaglutide (وگووی و اوزمپیک و در ایران با نام Velorita (ولوریتا) از شرکت عبیدی)
گروه بعد: با تاثیر بر دوگیرنده GLP-1 + GIP (مثل Tirzepatide). در ایران با نام زیکورپا (ZCorpa) از عبیدی و اسپارتینا از سیناژن
و حالا گروه جدیدتر: دارو با تاثیر بر سه گیرنده: Retatrutide
هر چند داروی پنج گانه هم در مدل حیوانی (quintuple agonist) معرفی شده (لینک)
داروی retatrutide از شرکت Eli Lilly، قدرتمندترین دارو تا به امروز در میان اینهاست. برخی از شرکتکنندگان در مطالعه این دارو با نام TRIUMPH-1 گفتهاند مصرف رتاتروتاید را متوقف کردهاند، زیرا احساس میکردند بیش از اندازه در حال کاهش وزن هستند.
کسانی که بالاترین دوز این دارو را (۱۲ میلی گرم) دریافت کردهاند، بعد از ۸۰ هفته، به طور متوسط حدود ۳۲ کیلوگرم وزن کم کردهاند( ۲۸٪ از وزنشان).
افرادی که BMI آنها بالای ۳۵ بوده و بالاترین دز را دریافت کردهاند، بعد از ۱۰۴ هفته، به طور متوسط ~ ۳۹ کیلوگرم وزن کم کردهاند، یا ۳۰/۳٪ از وزنشان. در مقایسه، بیمارانی که تحت جراحی چاقی قرار میگیرند معمولا طی ۲ سال حدود ۳۰ تا ۳۵٪ از وزن خود را از دست میدهند.
بیش از ۴۵٪ از شرکتکنندگان به کاهش وزن حداقل ۳۰٪ رسیدهاند.
اما اثرات قوی این دارو با یک مسکل هم همراه بوده. در دوزهای بالاتر، این دارو اغلب باعث عوارض گوارشی میشود که آنقدر ناخوشایند هستند که برخی بیماران مصرف آن را متوقف میکنند.
در نتیجه کاهش وزن با رتاتروتاید از آنچه معمولا با دو داروی محبوب برای چاقی به دست میآید فراتر رفته است: زپباند (Zepbound) از شرکت Eli Lilly و وگووی (Wegovy) از شرکت Novo Nordisk. این داروها میتوانند به افراد کمک کنند حدود ۲۰ درصد از وزن را در یک دوره زمانی مشابه کاهش دهند.
همانند وگووی و زپباند، رتاتروتاید به صورت تزریق هفتگی تجویز میشود و دوز آن به تدریج افزایش مییابد، که این کار عوارض گوارشی را کاهش میدهد
در کمترین دوز، حدود ۱۹٪ کاهش وزن ایجاد کرده یعنی تقریبا همقدرتِ دوز بالای داروی Zepbound. جالبتر اینکه در این دوز پایین، افرادی که داروی واقعی گرفته بودند حتی کمتر از گروه دارونما (placebo) به خاطر عوارض از مطالعه خارج شدهاند.
این دارو بر سه هورمون اثر میگذارد که به کنترل اشتها، تعادل انرژی و متابولیسم کمک میکنند. شامل GLP-1 که توسط داروهای وگووی (Wegovy) و زپباند (Zepbound) هم تنظیم میشود، GIP که هدف زپباند هم است و گلوکاگون، هورمونی که نه وگووی و نه زپباند بر آن اثر ندارند.
مهمترین داروهای جدید چاقی مربوط به دو شرکت Eli Lilly و Novo Nordisk هستند:
برای Eli Lilly داروی tirzepatide با نام Zepbound برای چاقی و Mounjaro برای دیابت استفاده میشود. حالا retatrutide به عنوان داروی سههورمونی (GLP-1، GIP و glucagon) محسوب میشود، و در کنار آن داروی خوراکی orforglipron (یا Foundayo) نیز به عنوان نسل جدید قرصهای GLP-1 در FDA ثبت شده.
برای Novo Nordisk نیز semaglutide با نام Wegovy برای چاقی و Ozempic برای دیابت استفاده میشود. به تازگی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) قرص خوراکی داروی کاهش وزن «wegovy» از شرکت Novo Nordisk را تایید کرده (لینک). این اولین قرص GLP-1 است که برای چاقی تایید میشود و مثل شکل تزریقی wegovy، برای کاهش حوادث قلبیعروقی هم تایید شده . شرکت Novo Nordisk، از قبل قرص Rybelsus با ماده موثر مشابه با wegovy را برای درمان دیابت نوع ۲ تولید میکرد.
وقتی افراد در دو گروه، یکی تیرزپاتاید و دیگری سماگلوتاید بررسی شده اند، به صورت میانگین، درصد کاهش وزن در گروه تیرزپاتاید برابر با ۲۰/۲ درصد و برای سماگلوتاید برابر با ۱۳/۷ درصد بوده.
داروی تیرزپاتاید برای درمان چاقی در افراد زیر میبایست استفاده شود: افراد با شاخص توده بدنی (BMI) حداقل ۳۰ و یا یا حداقل ۲۷ به همراه یک عارضه مربوط به وزن مثل فشار خون، دیابت نوع دوم، آپنه انسدادی خواب و بیماری های قلبی و عروقی. دارو باید همراه با رژیم کم کالری و افزایش فعالیت فیزیکی استفاده شود.
استفاده حتما باید با تجویز پزشک باشد و قبل از استفاده حتما باید سابقه بیماری های تیروئید ، پانکراس و … بررسی شود.
گزارش خبری Eli Lily: لینک
مقاله لنست برای DM : لینک
گزارش قبلی nytimes: لینک
@Scientometric کانال جدید
تا الان داروهای این حوزه مرحلهبهمرحله قویتر شدهاند. اگر بخواهیم به شکلی ساده دسته بندی کنیم:
نسل اول: آگونیستهای گیرنده GLP-1 (مثل liraglutide (ویکتوزا یا ملیتاید در ایران برای دیابت و ساکسندا برای چاقی)
و بعد semaglutide (وگووی و اوزمپیک و در ایران با نام Velorita (ولوریتا) از شرکت عبیدی)
گروه بعد: با تاثیر بر دوگیرنده GLP-1 + GIP (مثل Tirzepatide). در ایران با نام زیکورپا (ZCorpa) از عبیدی و اسپارتینا از سیناژن
و حالا گروه جدیدتر: دارو با تاثیر بر سه گیرنده: Retatrutide
هر چند داروی پنج گانه هم در مدل حیوانی (quintuple agonist) معرفی شده (لینک)
داروی retatrutide از شرکت Eli Lilly، قدرتمندترین دارو تا به امروز در میان اینهاست. برخی از شرکتکنندگان در مطالعه این دارو با نام TRIUMPH-1 گفتهاند مصرف رتاتروتاید را متوقف کردهاند، زیرا احساس میکردند بیش از اندازه در حال کاهش وزن هستند.
کسانی که بالاترین دوز این دارو را (۱۲ میلی گرم) دریافت کردهاند، بعد از ۸۰ هفته، به طور متوسط حدود ۳۲ کیلوگرم وزن کم کردهاند( ۲۸٪ از وزنشان).
افرادی که BMI آنها بالای ۳۵ بوده و بالاترین دز را دریافت کردهاند، بعد از ۱۰۴ هفته، به طور متوسط ~ ۳۹ کیلوگرم وزن کم کردهاند، یا ۳۰/۳٪ از وزنشان. در مقایسه، بیمارانی که تحت جراحی چاقی قرار میگیرند معمولا طی ۲ سال حدود ۳۰ تا ۳۵٪ از وزن خود را از دست میدهند.
بیش از ۴۵٪ از شرکتکنندگان به کاهش وزن حداقل ۳۰٪ رسیدهاند.
اما اثرات قوی این دارو با یک مسکل هم همراه بوده. در دوزهای بالاتر، این دارو اغلب باعث عوارض گوارشی میشود که آنقدر ناخوشایند هستند که برخی بیماران مصرف آن را متوقف میکنند.
در نتیجه کاهش وزن با رتاتروتاید از آنچه معمولا با دو داروی محبوب برای چاقی به دست میآید فراتر رفته است: زپباند (Zepbound) از شرکت Eli Lilly و وگووی (Wegovy) از شرکت Novo Nordisk. این داروها میتوانند به افراد کمک کنند حدود ۲۰ درصد از وزن را در یک دوره زمانی مشابه کاهش دهند.
همانند وگووی و زپباند، رتاتروتاید به صورت تزریق هفتگی تجویز میشود و دوز آن به تدریج افزایش مییابد، که این کار عوارض گوارشی را کاهش میدهد
در کمترین دوز، حدود ۱۹٪ کاهش وزن ایجاد کرده یعنی تقریبا همقدرتِ دوز بالای داروی Zepbound. جالبتر اینکه در این دوز پایین، افرادی که داروی واقعی گرفته بودند حتی کمتر از گروه دارونما (placebo) به خاطر عوارض از مطالعه خارج شدهاند.
این دارو بر سه هورمون اثر میگذارد که به کنترل اشتها، تعادل انرژی و متابولیسم کمک میکنند. شامل GLP-1 که توسط داروهای وگووی (Wegovy) و زپباند (Zepbound) هم تنظیم میشود، GIP که هدف زپباند هم است و گلوکاگون، هورمونی که نه وگووی و نه زپباند بر آن اثر ندارند.
مهمترین داروهای جدید چاقی مربوط به دو شرکت Eli Lilly و Novo Nordisk هستند:
برای Eli Lilly داروی tirzepatide با نام Zepbound برای چاقی و Mounjaro برای دیابت استفاده میشود. حالا retatrutide به عنوان داروی سههورمونی (GLP-1، GIP و glucagon) محسوب میشود، و در کنار آن داروی خوراکی orforglipron (یا Foundayo) نیز به عنوان نسل جدید قرصهای GLP-1 در FDA ثبت شده.
برای Novo Nordisk نیز semaglutide با نام Wegovy برای چاقی و Ozempic برای دیابت استفاده میشود. به تازگی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) قرص خوراکی داروی کاهش وزن «wegovy» از شرکت Novo Nordisk را تایید کرده (لینک). این اولین قرص GLP-1 است که برای چاقی تایید میشود و مثل شکل تزریقی wegovy، برای کاهش حوادث قلبیعروقی هم تایید شده . شرکت Novo Nordisk، از قبل قرص Rybelsus با ماده موثر مشابه با wegovy را برای درمان دیابت نوع ۲ تولید میکرد.
وقتی افراد در دو گروه، یکی تیرزپاتاید و دیگری سماگلوتاید بررسی شده اند، به صورت میانگین، درصد کاهش وزن در گروه تیرزپاتاید برابر با ۲۰/۲ درصد و برای سماگلوتاید برابر با ۱۳/۷ درصد بوده.
داروی تیرزپاتاید برای درمان چاقی در افراد زیر میبایست استفاده شود: افراد با شاخص توده بدنی (BMI) حداقل ۳۰ و یا یا حداقل ۲۷ به همراه یک عارضه مربوط به وزن مثل فشار خون، دیابت نوع دوم، آپنه انسدادی خواب و بیماری های قلبی و عروقی. دارو باید همراه با رژیم کم کالری و افزایش فعالیت فیزیکی استفاده شود.
استفاده حتما باید با تجویز پزشک باشد و قبل از استفاده حتما باید سابقه بیماری های تیروئید ، پانکراس و … بررسی شود.
گزارش خبری Eli Lily: لینک
مقاله لنست برای DM : لینک
گزارش قبلی nytimes: لینک
@Scientometric کانال جدید
❤5✍1🌭1💊1
محققان به دلیل توزیع یک سرمقاله در انتقاد از دولت ترامپ، با زور از نشست سالانه انجمن دیابت آمریکا اخراج شدهاند.
تظاهر و پنهانکاری مقامات دولتی به طور مستقیم با رویکرد علمی در تضاد است. پزشکان و محققان نباید در برابر این مداخلات سکوت کنند و کنشگری نشاندادهشده در این کنفرانس تازه آغاز راه است چرا که آینده علوم زیستپزشکی به رد قاطعانه سانسور و مداخلات سیاسی د علم بستگی دارد
این جملات بخشی از یادداشت اعتراضی David Nathan در مجله BMJ است که به افشای یک جنجال بزرگ در جریان کنفرانس سالانه انجمن دیابت آمریکا (ADA) پرداخته است (لینک).
موضوع از این قرار بوده است که Steven Kahn، سردبیر مجله علمی Diabetes Care، و همکارانش به دلیل توزیع یک مقاله با عنوان
Misguided Brushes of a Pen Continue to Dismantle and Destroy Biomedical Research in the United States: We Can No Longer Afford Complacency and Fear. We Must All Act Now!
(لینک) در انتقاد از تخریب زیرساختهای علوم زیستپزشکی توسط دولت ترامپ، با مداخله ماموران پلیس و به زور از کنفرانس اخراج شدهاند، کارتهای ورودشان باطل گردیده و حتی تهدید به بازداشت شدهاند.
در حالی که مسئولان انجمن دیابت این برخورد را با بهانه حفظ «محیط غیرحزبی و قوانین مالیاتی» توجیه کردهاند، خود این انجمن Richard Woychik، از مقامات ارشد دولت را به عنوان سخنران اصلی دعوت کرده بود تا در تریبون کنفرانس از طرح اعمال نظارت و مداخلات سیاسی بر پروژههای پژوهشی دفاع کند.
این برخورد دوگانه و سانسور آزادی بیان، فوران خشم جامعه علمی را در پی داشته. به طوری که یک دادخواست اعتراضی در سه روز بیش از ۶۰۰۰ امضا جمع کرد ه است. افراد برجستهای از جمله Jennifer Green، رئیس منتخب انجمن دیابت، از سمت خود استعفا دادند و آمار بازدید آن مقاله توقیفشده از ۵۰۰ به بیش از ۱۰۰ هزار مرتبه رسیده است.
نویسنده مقاله تاکید کرده که پزشکان و محققان آمریکایی در برابر تضعیف NIH، کاهش بودجهها و دخالت افراد غیرمتخصص در فرآیندهای علمی به نقطه اشباع رسیدهاند و از تمام سازمانهای پزشکی بینالمللی خواستهاند که مخالفت صریح خود را با هرگونه مداخله سیاسی در روشهای علمی عنوان کنند.
@Scientometric کانال جدید
تظاهر و پنهانکاری مقامات دولتی به طور مستقیم با رویکرد علمی در تضاد است. پزشکان و محققان نباید در برابر این مداخلات سکوت کنند و کنشگری نشاندادهشده در این کنفرانس تازه آغاز راه است چرا که آینده علوم زیستپزشکی به رد قاطعانه سانسور و مداخلات سیاسی د علم بستگی دارد
این جملات بخشی از یادداشت اعتراضی David Nathan در مجله BMJ است که به افشای یک جنجال بزرگ در جریان کنفرانس سالانه انجمن دیابت آمریکا (ADA) پرداخته است (لینک).
موضوع از این قرار بوده است که Steven Kahn، سردبیر مجله علمی Diabetes Care، و همکارانش به دلیل توزیع یک مقاله با عنوان
Misguided Brushes of a Pen Continue to Dismantle and Destroy Biomedical Research in the United States: We Can No Longer Afford Complacency and Fear. We Must All Act Now!
(لینک) در انتقاد از تخریب زیرساختهای علوم زیستپزشکی توسط دولت ترامپ، با مداخله ماموران پلیس و به زور از کنفرانس اخراج شدهاند، کارتهای ورودشان باطل گردیده و حتی تهدید به بازداشت شدهاند.
در حالی که مسئولان انجمن دیابت این برخورد را با بهانه حفظ «محیط غیرحزبی و قوانین مالیاتی» توجیه کردهاند، خود این انجمن Richard Woychik، از مقامات ارشد دولت را به عنوان سخنران اصلی دعوت کرده بود تا در تریبون کنفرانس از طرح اعمال نظارت و مداخلات سیاسی بر پروژههای پژوهشی دفاع کند.
این برخورد دوگانه و سانسور آزادی بیان، فوران خشم جامعه علمی را در پی داشته. به طوری که یک دادخواست اعتراضی در سه روز بیش از ۶۰۰۰ امضا جمع کرد ه است. افراد برجستهای از جمله Jennifer Green، رئیس منتخب انجمن دیابت، از سمت خود استعفا دادند و آمار بازدید آن مقاله توقیفشده از ۵۰۰ به بیش از ۱۰۰ هزار مرتبه رسیده است.
نویسنده مقاله تاکید کرده که پزشکان و محققان آمریکایی در برابر تضعیف NIH، کاهش بودجهها و دخالت افراد غیرمتخصص در فرآیندهای علمی به نقطه اشباع رسیدهاند و از تمام سازمانهای پزشکی بینالمللی خواستهاند که مخالفت صریح خود را با هرگونه مداخله سیاسی در روشهای علمی عنوان کنند.
@Scientometric کانال جدید
🤬5❤4👀3👍2🤯2
تصویر مربوط به اولین ایمیل من به پیشتیبانی تلگرام را نشان می دهد. چون افراد زیادی به من پیام دادند در این مورد، من این را اینجا قرار می دهم. مجددا تاکید میکنم که کانال به صورت تصادفی و به خاطر یک اشتباه توسط خودم پاک شد و موضوع دیگری وجود نداشت. هم به صورت ایمیل recover@telegram.org و هم اینجا: https://telegram.org/support، متن را فرستاده ام.
باز هم به خاطر این مشکل از همه شما عذرخواهی میکنم و از همراهی شما سپاسگزارم.
این هم آخرین متنی است که برایشان فرستاده ام.:
Hello Telegram Support,
I am following up on my previous email because I have not received any response yet. I am the owner of the public Telegram channel @Scientometric, which was accidentally deleted. The original channel had more than 19,300 subscribers and over 7,000 posts accumulated over approximately 10 years.
I understand that deleted channels are generally removed permanently, but since the deletion happened recently, I would be extremely grateful if you could please check whether there is any possibility of restoring it.
I also wanted to clarify again that after realizing the deletion, I immediately created a new channel with the same username (@Scientometric) only to prevent the username from being taken by someone else. This current channel is not the original deleted channel. My restoration request refers specifically to the original channel with its previous content and subscribers. This channel was a long-running scientific and academic resource followed by researchers, students, and physicians in Iran and abroad.
Thank you very much for your time and consideration. I would sincerely appreciate any update regarding whether recovery is technically possible.
Best regards,
Mohammad Saeid Rezaee-Zavareh
Channel username: @Scientometric
باز هم به خاطر این مشکل از همه شما عذرخواهی میکنم و از همراهی شما سپاسگزارم.
این هم آخرین متنی است که برایشان فرستاده ام.:
Hello Telegram Support,
I am following up on my previous email because I have not received any response yet. I am the owner of the public Telegram channel @Scientometric, which was accidentally deleted. The original channel had more than 19,300 subscribers and over 7,000 posts accumulated over approximately 10 years.
I understand that deleted channels are generally removed permanently, but since the deletion happened recently, I would be extremely grateful if you could please check whether there is any possibility of restoring it.
I also wanted to clarify again that after realizing the deletion, I immediately created a new channel with the same username (@Scientometric) only to prevent the username from being taken by someone else. This current channel is not the original deleted channel. My restoration request refers specifically to the original channel with its previous content and subscribers. This channel was a long-running scientific and academic resource followed by researchers, students, and physicians in Iran and abroad.
Thank you very much for your time and consideration. I would sincerely appreciate any update regarding whether recovery is technically possible.
Best regards,
Mohammad Saeid Rezaee-Zavareh
Channel username: @Scientometric
❤15😢4👍1
Forwarded from Evidence
📊 رتبهبندی SIR 2026 و جایگاه دانشگاههای ایران
در رتبهبندی SCImago Institutions Rankings (SIR)، دانشگاهها و مؤسسات علمی بر اساس سه محور اصلی ارزیابی میشوند:
🔹 پژوهش: ۵۰ درصد
🔹 نوآوری: ۳۰ درصد
🔹 تأثیر اجتماعی: ۲۰ درصد
محور پژوهش، شاخصهایی مانند حجم و کیفیت تولیدات علمی، استنادها، رهبری علمی، همکاریهای بینالمللی و دسترسی آزاد را بررسی میکند. محور نوآوری بر ارتباط بین علم، فناوری و ثبت اختراع متمرکز است و محور تأثیر اجتماعی نیز حضور رسانهای و وب، پژوهشهای مرتبط با اهداف توسعه پایدار، مشارکت زنان در پژوهش و تأثیر تولیدات علمی بر سیاستگذاری عمومی را میسنجد.
در رتبهبندی SIR 2026، بر اساس دوره ارزیابی پنجساله، تولیدات علمی سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ در نظر گرفته شدهاند.
در این دوره، در مجموع ۵۴۹۱ دانشگاه رتبهبندی شدهاند که ۱۶۶ دانشگاه ایرانی در بین آنها حضور دارند.
🔟 ده دانشگاه برتر ایران در رتبهبندی SIR 2026
رتبه جهانی هر دانشگاه داخل پرانتز و رتبه سال قبل در ادامه آمده است:
۱. دانشگاه علوم پزشکی تهران — ۷۰۱
رتبه سال قبل: ۵۴۶
۲. دانشگاه تهران — ۱۱۶۱
رتبه سال قبل: ۱۰۳۰
۳. دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی — ۱۸۹۱
رتبه سال قبل: ۱۶۵۲
۴. دانشگاه علوم پزشکی تبریز — ۲۵۱۸
رتبه سال قبل: ۲۱۶۵
۵. دانشگاه علوم پزشکی ایران — ۲۶۱۴
رتبه سال قبل: ۲۲۸۶
۶. دانشگاه علوم پزشکی مشهد — ۳۰۵۹
رتبه سال قبل: ۲۳۹۵
۷. دانشگاه علوم پزشکی شیراز — ۳۲۰۵
رتبه سال قبل: ۲۸۷۱
۸. دانشگاه تربیت مدرس — ۳۲۵۰
رتبه سال قبل: ۲۷۵۲
۹. دانشگاه گلستان — ۴۱۶۷
رتبه سال قبل: ۵۰۴۴
۱۰. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان — ۴۳۵۷
رتبه سال قبل: ۵۳۴۳
از بین این ۱۰ دانشگاه، هفت دانشگاه وابسته به وزارت بهداشت و سه دانشگاه وابسته به وزارت علوم هستند.
بررسی رتبهها نشان میدهد جایگاه جهانی هشت دانشگاه از ۱۰ دانشگاه برتر ایران نسبت به سال قبل افت کرده است. در مقابل، دانشگاه گلستان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بهبود رتبه داشتهاند.
🩺 رتبهبندی در حوزه پزشکی
برای دانشگاههای علوم پزشکی، بررسی رتبهبندی موضوعی میتواند تصویر دقیقتر و کاربردیتری ارائه دهد.
در حوزه Medicine، دانشگاه علوم پزشکی تهران با رتبه ۱۳۱ جهان در جایگاه نخست دانشگاههای ایرانی قرار دارد. پس از آن نیز دانشگاههای زیر قرار گرفتهاند:
🔸 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: رتبه ۳۲۶
🔸 دانشگاه علوم پزشکی ایران: رتبه ۶۱۵
🔸 دانشگاه علوم پزشکی تبریز: رتبه ۸۳۸
🔸 دانشگاه علوم پزشکی شیراز: رتبه ۹۶۴
🔗 مشاهده جزئیات رتبهبندی:
https://www.scimagoir.com/rankings.php?page=1§or=Higher%20educ
#university
#Iran
#ranking
#SCImago
🆔 @irevidence
در رتبهبندی SCImago Institutions Rankings (SIR)، دانشگاهها و مؤسسات علمی بر اساس سه محور اصلی ارزیابی میشوند:
🔹 پژوهش: ۵۰ درصد
🔹 نوآوری: ۳۰ درصد
🔹 تأثیر اجتماعی: ۲۰ درصد
محور پژوهش، شاخصهایی مانند حجم و کیفیت تولیدات علمی، استنادها، رهبری علمی، همکاریهای بینالمللی و دسترسی آزاد را بررسی میکند. محور نوآوری بر ارتباط بین علم، فناوری و ثبت اختراع متمرکز است و محور تأثیر اجتماعی نیز حضور رسانهای و وب، پژوهشهای مرتبط با اهداف توسعه پایدار، مشارکت زنان در پژوهش و تأثیر تولیدات علمی بر سیاستگذاری عمومی را میسنجد.
در رتبهبندی SIR 2026، بر اساس دوره ارزیابی پنجساله، تولیدات علمی سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ در نظر گرفته شدهاند.
در این دوره، در مجموع ۵۴۹۱ دانشگاه رتبهبندی شدهاند که ۱۶۶ دانشگاه ایرانی در بین آنها حضور دارند.
🔟 ده دانشگاه برتر ایران در رتبهبندی SIR 2026
رتبه جهانی هر دانشگاه داخل پرانتز و رتبه سال قبل در ادامه آمده است:
۱. دانشگاه علوم پزشکی تهران — ۷۰۱
رتبه سال قبل: ۵۴۶
۲. دانشگاه تهران — ۱۱۶۱
رتبه سال قبل: ۱۰۳۰
۳. دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی — ۱۸۹۱
رتبه سال قبل: ۱۶۵۲
۴. دانشگاه علوم پزشکی تبریز — ۲۵۱۸
رتبه سال قبل: ۲۱۶۵
۵. دانشگاه علوم پزشکی ایران — ۲۶۱۴
رتبه سال قبل: ۲۲۸۶
۶. دانشگاه علوم پزشکی مشهد — ۳۰۵۹
رتبه سال قبل: ۲۳۹۵
۷. دانشگاه علوم پزشکی شیراز — ۳۲۰۵
رتبه سال قبل: ۲۸۷۱
۸. دانشگاه تربیت مدرس — ۳۲۵۰
رتبه سال قبل: ۲۷۵۲
۹. دانشگاه گلستان — ۴۱۶۷
رتبه سال قبل: ۵۰۴۴
۱۰. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان — ۴۳۵۷
رتبه سال قبل: ۵۳۴۳
از بین این ۱۰ دانشگاه، هفت دانشگاه وابسته به وزارت بهداشت و سه دانشگاه وابسته به وزارت علوم هستند.
بررسی رتبهها نشان میدهد جایگاه جهانی هشت دانشگاه از ۱۰ دانشگاه برتر ایران نسبت به سال قبل افت کرده است. در مقابل، دانشگاه گلستان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بهبود رتبه داشتهاند.
🩺 رتبهبندی در حوزه پزشکی
برای دانشگاههای علوم پزشکی، بررسی رتبهبندی موضوعی میتواند تصویر دقیقتر و کاربردیتری ارائه دهد.
در حوزه Medicine، دانشگاه علوم پزشکی تهران با رتبه ۱۳۱ جهان در جایگاه نخست دانشگاههای ایرانی قرار دارد. پس از آن نیز دانشگاههای زیر قرار گرفتهاند:
🔸 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: رتبه ۳۲۶
🔸 دانشگاه علوم پزشکی ایران: رتبه ۶۱۵
🔸 دانشگاه علوم پزشکی تبریز: رتبه ۸۳۸
🔸 دانشگاه علوم پزشکی شیراز: رتبه ۹۶۴
🔗 مشاهده جزئیات رتبهبندی:
https://www.scimagoir.com/rankings.php?page=1§or=Higher%20educ
#university
#Iran
#ranking
#SCImago
🆔 @irevidence
❤12
Telegram
Scientometrics
قرص صلح: نسخهای دیرهنگام برای منطقه مدیترانه شرقی
محققان به دلیل تخریب همزمان سیستمهای بهداشتی و محیط زیست در پی درگیریهای متعدد در خاورمیانه، صلح را موثرترین مداخله برای محافظت از سلامت عمومی دانستهاند.
این جملات بخشی از مقاله تحلیلی محمد کارآموزیان و همکارانش در مجله BMJ است که به بررسی بحرانهای فزاینده سلامت در منطقه مدیترانه شرقی (EMR) پرداخته است و خلاصه ای را اینجا قرار میدهم (لینک).
پیش از تشدید درگیریها در فوریه ۲۰۲۶ و جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، حدود ۱۱۵ میلیون نفر در این منطقه به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتهاند. سازمان جهانی بهداشت (WHO) در بازه اول ژانویه تا ۲۸ may ۲۰۲۶، تعداد ۶۲۸ حمله به بخش سلامت در سراسر جهان را ثبت کرده که ۵۳/۵ درصد از آنها در پنج منطقه EMR شامل لبنان، فلسطین، سودان، ایران و سوریه رخ داده.
محققین این طور گفته اند که:
ما اصطلاح «تخریب دوگانه» را برای توصیف حمله همزمان به دو پایه سلامت عمومی به کار میبریم:
زیرساختهای نهادی (شامل بیمارستانها، زنجیره تامین، سیستمهای نظارت بر بیماری و کادر درمان) و زیرساختهای زیستمحیطی (هوا، آب، خاک، بهداشت محیط، انرژی و سیستمهای غذایی).
این حملات دوگانه زنجیرهای از بحرانهای ترکیبی را رقم میزنند که اثر یکدیگر را به شکل تصاعدی تشدید میکنند. فروپاشی نهادها باعث وخامت مواجهه با خطرات زیستمحیطی میشود و در عین حال تخریب محیط زیست به شیوع بیماریها، آوارگی جمعیت و از هم پاشیدن عملکردهای سلامت عمومی سرعت میبخشد.
بازگرداندن صلح یک اقدام لوکس سیاسی نیست بلکه یک مداخله ریشهای و حیاتی برای سلامت جمعیت در منطقه مدیترانه شرقی (EMR) و فراتر از آن است.
نویسندگان مقاله تایید کردهاند که این تخریب دوگانه باعث آوارگیهای گسترده، از جمله ۳/۲ میلیون نفر در ایران و ۱/۰۴ میلیون نفر در لبنان تا اواخر may ۲۰۲۶ شده است. همچنین فروپاشی زنجیره تامین، بیاثر شدن معافیتهای دارویی به دلیل نقص در سیستمهای بانکی و بیمه، و تضعیف سیستمهای نظارتی منجر به شیوع بیماریهایی نظیر وبا و فلج اطفال در منطقه شده است.
آنها تاکید کردهاند که راهکار این فاجعه انسانی تنها با کمکهای بشردوستانه حل نمیشود بلکه نیازمند مداخله سیاسی و تزریق «قرص صلح» است.
نویسندگان مقاله ریشه این آسیبپذیریهای شدید را در فقدان همزمان «صلح منفی» (وضعیت پایهای نبود خشونت فیزیکی) و «صلح مثبت» (وجود نهادهای کارآمد، حکمرانی پاسخگو و عدالت اجتماعی) میدانند. چرا که درگیریهای مزمن پیاپی، حاکمیت را تضعیف کرده و این ضعف، خود بستر را برای بحرانهای بعدی هموار ساخته. در چنین بستری، جنگ منطقهای سال ۲۰۲۶ یک نقطه عطف ویرانگر به شمار میرود. نه به این دلیل که مداخله نظامی در این منطقه پدیده جدیدی است، بلکه از این جهت که این جنگ مانند یک شتابدهنده، آسیبها را در سیستمهای بهداشتی و اقلیمی که از پیش به دلیل سوءحکمرانی و کمبود بودجه فرسوده شده بودند، به نقطه فروپاشی کامل رشانده.
نویسندگان از سازمانهای پزشکی و بازیگران بینالمللی خواستهاند که ضمن مستندسازی نقض قوانین بینالمللی، اولویتهایی مانند توقف فوری حملات به زیرساختهای غیرنظامی، بازسازی سیستمهای بهداشتی و تضمین عملکرد واقعی معافیتهای تحریمی را در بخش سلامت مد نظر قرار دهند.
هر روزی که بدون یک راهحل مسالمتآمیز سپری میشود، اجازه میدهد تا تخریب دوگانه عمیقتر شود، بازیابی به شکلی تصاعدی دشوارتر گردد و برخی آسیبها غیرقابل جبران شوند. ساکنان سراسر منطقه مدیت انه شرقی برای تجویز قرص صلح به اراده سیاسی جمعی نیاز دارند. عدم اقدام به معنای بیطرفی نیست، بلکه یک انتخاب است و شواهد بهداشتیِ ارائهشده در اینجا، هزینه آن را نشان میدهد.
@Scientometric کانال جدید
محققان به دلیل تخریب همزمان سیستمهای بهداشتی و محیط زیست در پی درگیریهای متعدد در خاورمیانه، صلح را موثرترین مداخله برای محافظت از سلامت عمومی دانستهاند.
این جملات بخشی از مقاله تحلیلی محمد کارآموزیان و همکارانش در مجله BMJ است که به بررسی بحرانهای فزاینده سلامت در منطقه مدیترانه شرقی (EMR) پرداخته است و خلاصه ای را اینجا قرار میدهم (لینک).
پیش از تشدید درگیریها در فوریه ۲۰۲۶ و جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، حدود ۱۱۵ میلیون نفر در این منطقه به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتهاند. سازمان جهانی بهداشت (WHO) در بازه اول ژانویه تا ۲۸ may ۲۰۲۶، تعداد ۶۲۸ حمله به بخش سلامت در سراسر جهان را ثبت کرده که ۵۳/۵ درصد از آنها در پنج منطقه EMR شامل لبنان، فلسطین، سودان، ایران و سوریه رخ داده.
محققین این طور گفته اند که:
ما اصطلاح «تخریب دوگانه» را برای توصیف حمله همزمان به دو پایه سلامت عمومی به کار میبریم:
زیرساختهای نهادی (شامل بیمارستانها، زنجیره تامین، سیستمهای نظارت بر بیماری و کادر درمان) و زیرساختهای زیستمحیطی (هوا، آب، خاک، بهداشت محیط، انرژی و سیستمهای غذایی).
این حملات دوگانه زنجیرهای از بحرانهای ترکیبی را رقم میزنند که اثر یکدیگر را به شکل تصاعدی تشدید میکنند. فروپاشی نهادها باعث وخامت مواجهه با خطرات زیستمحیطی میشود و در عین حال تخریب محیط زیست به شیوع بیماریها، آوارگی جمعیت و از هم پاشیدن عملکردهای سلامت عمومی سرعت میبخشد.
بازگرداندن صلح یک اقدام لوکس سیاسی نیست بلکه یک مداخله ریشهای و حیاتی برای سلامت جمعیت در منطقه مدیترانه شرقی (EMR) و فراتر از آن است.
نویسندگان مقاله تایید کردهاند که این تخریب دوگانه باعث آوارگیهای گسترده، از جمله ۳/۲ میلیون نفر در ایران و ۱/۰۴ میلیون نفر در لبنان تا اواخر may ۲۰۲۶ شده است. همچنین فروپاشی زنجیره تامین، بیاثر شدن معافیتهای دارویی به دلیل نقص در سیستمهای بانکی و بیمه، و تضعیف سیستمهای نظارتی منجر به شیوع بیماریهایی نظیر وبا و فلج اطفال در منطقه شده است.
آنها تاکید کردهاند که راهکار این فاجعه انسانی تنها با کمکهای بشردوستانه حل نمیشود بلکه نیازمند مداخله سیاسی و تزریق «قرص صلح» است.
نویسندگان مقاله ریشه این آسیبپذیریهای شدید را در فقدان همزمان «صلح منفی» (وضعیت پایهای نبود خشونت فیزیکی) و «صلح مثبت» (وجود نهادهای کارآمد، حکمرانی پاسخگو و عدالت اجتماعی) میدانند. چرا که درگیریهای مزمن پیاپی، حاکمیت را تضعیف کرده و این ضعف، خود بستر را برای بحرانهای بعدی هموار ساخته. در چنین بستری، جنگ منطقهای سال ۲۰۲۶ یک نقطه عطف ویرانگر به شمار میرود. نه به این دلیل که مداخله نظامی در این منطقه پدیده جدیدی است، بلکه از این جهت که این جنگ مانند یک شتابدهنده، آسیبها را در سیستمهای بهداشتی و اقلیمی که از پیش به دلیل سوءحکمرانی و کمبود بودجه فرسوده شده بودند، به نقطه فروپاشی کامل رشانده.
نویسندگان از سازمانهای پزشکی و بازیگران بینالمللی خواستهاند که ضمن مستندسازی نقض قوانین بینالمللی، اولویتهایی مانند توقف فوری حملات به زیرساختهای غیرنظامی، بازسازی سیستمهای بهداشتی و تضمین عملکرد واقعی معافیتهای تحریمی را در بخش سلامت مد نظر قرار دهند.
هر روزی که بدون یک راهحل مسالمتآمیز سپری میشود، اجازه میدهد تا تخریب دوگانه عمیقتر شود، بازیابی به شکلی تصاعدی دشوارتر گردد و برخی آسیبها غیرقابل جبران شوند. ساکنان سراسر منطقه مدیت انه شرقی برای تجویز قرص صلح به اراده سیاسی جمعی نیاز دارند. عدم اقدام به معنای بیطرفی نیست، بلکه یک انتخاب است و شواهد بهداشتیِ ارائهشده در اینجا، هزینه آن را نشان میدهد.
@Scientometric کانال جدید
❤7👍3🙏1👌1
متوجه شدم که مقاله ی آقای دکتر مجید اسدی از دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در مجله ی Nature Reviews Clinical Oncology با ضریب تاثیر (Impact Factor) 83.2 منتشر شده است. تا به حال از ایران در این مجله مقاله ای منتشر نشده بود. (لینک)
همچنین از نظر شاخص CiteScore 2025، این مجله در رتبه پنجم مجلات دنیا قرار دارد. (در مورد CiteScore جدید از اینجا بخوانید)
مقاله یک مرور جامع (state-of-the-art review) درباره تومورهای مننژیوم (meningioma) است. شایعترین نوع تومور اولیه داخل جمجمه. ایده اصلی مقاله این است که مدیریت مننژیوم از مدل سنتی به سمت پزشکی دقیقتر و شخصیسازیشده یعنی precision medicine حرکت میکند.
هنوز در بیشتر مراکز از درجهبندی WHO بر اساس پاتولوژی (histopathology) استفاده میشود. اما ابزارهای جدید مولکولی (molecular classification) میتوانند بهتر پیشبینی کنند کدام بیماران عود یا پیشرفت بیماری خواهند داشت.
استفاده از PET-CT یا MRI هدفگیرنده سوماتواستاتین (somatostatin receptor imaging) باعث شده تا مرز تومور دقیقتر مشخص شود، بقایای تومور یا عود زودتر تشخیص داده شود و درمانهای موضعی دقیقتر انجام شوند
درمانهای جدید شامل جراحی اندوسکوپیک و کمتهاجمی، رادیوتراپی استریوتاکتیک (دقت بالاتر)، درمانهای سیستمیک هدفمند (targeted therapy)، ایمونوتراپی و رادیولیگاندهای هدفمند می باشند.
چالشهای باقیمانده هم، استانداردسازی سیستمهای طبقهبندی، پیدا کردن بیومارکرهای پیشبینیکننده و طراحی بهتر کارآزماییهای بالینی است.
@Scientometric کانال جدید
همچنین از نظر شاخص CiteScore 2025، این مجله در رتبه پنجم مجلات دنیا قرار دارد. (در مورد CiteScore جدید از اینجا بخوانید)
مقاله یک مرور جامع (state-of-the-art review) درباره تومورهای مننژیوم (meningioma) است. شایعترین نوع تومور اولیه داخل جمجمه. ایده اصلی مقاله این است که مدیریت مننژیوم از مدل سنتی به سمت پزشکی دقیقتر و شخصیسازیشده یعنی precision medicine حرکت میکند.
هنوز در بیشتر مراکز از درجهبندی WHO بر اساس پاتولوژی (histopathology) استفاده میشود. اما ابزارهای جدید مولکولی (molecular classification) میتوانند بهتر پیشبینی کنند کدام بیماران عود یا پیشرفت بیماری خواهند داشت.
استفاده از PET-CT یا MRI هدفگیرنده سوماتواستاتین (somatostatin receptor imaging) باعث شده تا مرز تومور دقیقتر مشخص شود، بقایای تومور یا عود زودتر تشخیص داده شود و درمانهای موضعی دقیقتر انجام شوند
درمانهای جدید شامل جراحی اندوسکوپیک و کمتهاجمی، رادیوتراپی استریوتاکتیک (دقت بالاتر)، درمانهای سیستمیک هدفمند (targeted therapy)، ایمونوتراپی و رادیولیگاندهای هدفمند می باشند.
چالشهای باقیمانده هم، استانداردسازی سیستمهای طبقهبندی، پیدا کردن بیومارکرهای پیشبینیکننده و طراحی بهتر کارآزماییهای بالینی است.
@Scientometric کانال جدید
❤31👏11👍3😍1
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
رتبهبندیهای بینالمللی و آنچه باید محور توجه دانشگاه باشد
فریبا اصغری
❇️ رتبهبندیهای بینالمللی مانند QS ، THE ،SIR و شانگهای به حوزه ای مورد تاکید در دانشگاههای بزرگ علوم پزشکی تبدیل شدهاند. این رتبهبندیها در بهترین حالت میتوانند تصویری کلی از جایگاه نسبی دانشگاه در نظام جهانی ارائه دهند، اما هنگامی که به هدف تبدیل میشوند، دانشگاه را از مأموریت اصلی خود دور میکنند. دانشگاه علوم پزشکی نهادی است که باید سلامت جامعه را ارتقا دهد، پزشک و پژوهشگر مسئول تربیت کند، دانش بومی تولید کند و به مسائل واقعی مردم پاسخ دهد. هیچیک از رتبهبندیهای جهانی قادر نیستند این مأموریت را بهدرستی بسنجند، زیرا شاخصهای آنها عمدتاً کمی، استنادی، شهرتمحور و وابسته به ردپاهای دیجیتالاند.
🔰 اتکای افراطی به رتبهبندیها دانشگاه را به سمت رفتارهایی سوق میدهد که با رسالت آن ناسازگار است. فشار برای بهبود رتبه، پژوهشگران را به تولید انبوه مقاله ولو بیکیفیت وادار میکند، استقلال علمی سردبیران مجلات دانشگاهی را نقض و مجلات دانشگاهی را به پذیرش مقالات ضعیف سوق میدهد، و پژوهش را از مسائل واقعی سلامت جامعه دور میکند. در چنین فضایی، پژوهشهایی حمایت بیشتر می گیرند که به جای مسایل بومی، عدالت سلامت، کاهش خطای پزشکی، بهبود کیفیت آموزش و مسائلی از این قبیل، به حوزه های پر استناد می پردازند.
🔰 این رتبهبندیها بهطور ساختاری به نفع دانشگاههای ثروتمند، انگلیسیزبان و برخوردار طراحی شدهاند. شاخصهایی مانند شهرت علمی، شهرت کارفرمایان، بینالمللیسازی و استناد، دانشگاههای کشورهای در حال توسعه را در موقعیتی نابرابر قرار میدهد. دانشگاههای علوم پزشکی ایران حتی اگر کیفیت آموزشی و اثر اجتماعی بالایی داشته باشند، به دلیل محدودیتهای ساختاری، زبانی و اقتصادی، در این رتبهبندیها بهطور سیستماتیک پایینتر دیده میشوند. تمرکز صرف بر این شاخصها باعث میشود دانشگاهها بهجای تمرکز بر نیازهای بومی، به دنبال تقلید از مدلهای دانشگاهی کشورهای ثروتمند بروند؛ تقلیدی که نه ممکن است و نه مطلوب.
🔰 در چنین شرایطی، دانشگاههای علوم پزشکی ایران باید نسبت خود را با رتبهبندیها بازتعریف کنند. رتبهبندیها میتوانند بهعنوان محصول جانبی بهبود کیفیت دانشگاه، و وسیلهای برای دیپلماسی علمی مورد استفاده قرار گیرند، اما نباید به شاخص اصلی موفقیت دانشگاه تبدیل شوند. دانشگاه باید رتبهبندیها را ببیند، نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسد، اما به آنها وابسته نشود و مأموریت خود را بر اساس آنها تعریف نکند. آنچه باید محور توجه دانشگاه باشد، کیفیت آموزش پزشکی، تربیت پزشکان مسئول، پژوهش مسئلهمحور، تولید علم صادقانه و باکیفیت، اثر واقعی بر زندگی مردم و نقش دانشگاه در سیاستگذاری سلامت است. دانشگاهی که به این اصول وفادار بماند حتی اگر رتبهاش در نظامهای جهانی بالا نباشد، در عمل اثرگذارتر، معتبرتر و پایدارتر خواهد بود و بودجه محدود کشور را به شیوه مسئولانه تری تخصیص میدهد.
🔰 دانشگاههای علوم پزشکی، باید شاخصهای بومی و مأموریتمحور طراحی کند؛ شاخصهایی که کیفیت آموزش، اثر اجتماعی، اخلاق حرفهای، اعتماد عمومی و نقش دانشگاه در حل مسائل ملی را بسنجند. در این صورت است که دانشگاه میتواند از دام بی اخلاقیهای آکادمیک رها و به نهادی با تفکر علمی تبدیل گردد که واقعاً در خدمت سلامت جامعه است.
بحث مفصلتری از سیستمهای ارزیابی علمی دانشگاهها را میتوانید در اپیزود 23 هلسینکست گوش دهید.
#شاخصهای_رتبه_بندی
#اخلاق_آکادمیک
#مسئولیت_پذیری_اجتماعی
فریبا اصغری
❇️ رتبهبندیهای بینالمللی مانند QS ، THE ،SIR و شانگهای به حوزه ای مورد تاکید در دانشگاههای بزرگ علوم پزشکی تبدیل شدهاند. این رتبهبندیها در بهترین حالت میتوانند تصویری کلی از جایگاه نسبی دانشگاه در نظام جهانی ارائه دهند، اما هنگامی که به هدف تبدیل میشوند، دانشگاه را از مأموریت اصلی خود دور میکنند. دانشگاه علوم پزشکی نهادی است که باید سلامت جامعه را ارتقا دهد، پزشک و پژوهشگر مسئول تربیت کند، دانش بومی تولید کند و به مسائل واقعی مردم پاسخ دهد. هیچیک از رتبهبندیهای جهانی قادر نیستند این مأموریت را بهدرستی بسنجند، زیرا شاخصهای آنها عمدتاً کمی، استنادی، شهرتمحور و وابسته به ردپاهای دیجیتالاند.
🔰 اتکای افراطی به رتبهبندیها دانشگاه را به سمت رفتارهایی سوق میدهد که با رسالت آن ناسازگار است. فشار برای بهبود رتبه، پژوهشگران را به تولید انبوه مقاله ولو بیکیفیت وادار میکند، استقلال علمی سردبیران مجلات دانشگاهی را نقض و مجلات دانشگاهی را به پذیرش مقالات ضعیف سوق میدهد، و پژوهش را از مسائل واقعی سلامت جامعه دور میکند. در چنین فضایی، پژوهشهایی حمایت بیشتر می گیرند که به جای مسایل بومی، عدالت سلامت، کاهش خطای پزشکی، بهبود کیفیت آموزش و مسائلی از این قبیل، به حوزه های پر استناد می پردازند.
روند رو به رشد رترکشنهای مقالات کشور، لزوم توجه به تولید علم صادقانه و با کیفیت را بیش از پیش نمایان می کند. رتبه محوری نهتنها اخلاق پژوهش را تضعیف میکند، بلکه دانشگاه را از جامعه دور میسازد و نقش دموکراتیک آن را در پاسخگویی عمومی کمرنگ میکند.
🔰 این رتبهبندیها بهطور ساختاری به نفع دانشگاههای ثروتمند، انگلیسیزبان و برخوردار طراحی شدهاند. شاخصهایی مانند شهرت علمی، شهرت کارفرمایان، بینالمللیسازی و استناد، دانشگاههای کشورهای در حال توسعه را در موقعیتی نابرابر قرار میدهد. دانشگاههای علوم پزشکی ایران حتی اگر کیفیت آموزشی و اثر اجتماعی بالایی داشته باشند، به دلیل محدودیتهای ساختاری، زبانی و اقتصادی، در این رتبهبندیها بهطور سیستماتیک پایینتر دیده میشوند. تمرکز صرف بر این شاخصها باعث میشود دانشگاهها بهجای تمرکز بر نیازهای بومی، به دنبال تقلید از مدلهای دانشگاهی کشورهای ثروتمند بروند؛ تقلیدی که نه ممکن است و نه مطلوب.
🔰 در چنین شرایطی، دانشگاههای علوم پزشکی ایران باید نسبت خود را با رتبهبندیها بازتعریف کنند. رتبهبندیها میتوانند بهعنوان محصول جانبی بهبود کیفیت دانشگاه، و وسیلهای برای دیپلماسی علمی مورد استفاده قرار گیرند، اما نباید به شاخص اصلی موفقیت دانشگاه تبدیل شوند. دانشگاه باید رتبهبندیها را ببیند، نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسد، اما به آنها وابسته نشود و مأموریت خود را بر اساس آنها تعریف نکند. آنچه باید محور توجه دانشگاه باشد، کیفیت آموزش پزشکی، تربیت پزشکان مسئول، پژوهش مسئلهمحور، تولید علم صادقانه و باکیفیت، اثر واقعی بر زندگی مردم و نقش دانشگاه در سیاستگذاری سلامت است. دانشگاهی که به این اصول وفادار بماند حتی اگر رتبهاش در نظامهای جهانی بالا نباشد، در عمل اثرگذارتر، معتبرتر و پایدارتر خواهد بود و بودجه محدود کشور را به شیوه مسئولانه تری تخصیص میدهد.
🔰 دانشگاههای علوم پزشکی، باید شاخصهای بومی و مأموریتمحور طراحی کند؛ شاخصهایی که کیفیت آموزش، اثر اجتماعی، اخلاق حرفهای، اعتماد عمومی و نقش دانشگاه در حل مسائل ملی را بسنجند. در این صورت است که دانشگاه میتواند از دام بی اخلاقیهای آکادمیک رها و به نهادی با تفکر علمی تبدیل گردد که واقعاً در خدمت سلامت جامعه است.
#شاخصهای_رتبه_بندی
#اخلاق_آکادمیک
#مسئولیت_پذیری_اجتماعی
❤13👏3
Forwarded from Evidence
📊 CiteScore 2025 و وضعیت مجلات ایرانی در اسکوپوس
متأسفانه در بخش Sources پایگاه اسکوپوس، فیلتری برای محدود کردن مجلات به یک کشور خاص وجود ندارد. به همین دلیل، فهرست مجلات ایرانی نمایهشده در اسکوپوس را از پایگاه Scimago استخراج کردم، سپس شمارههای ISSN آنها را جدا نموده و در قالب دستههای 25تایی برای جستوجو در اسکوپوس آماده کردم. در نهایت، 398 مجله ایرانی بازیابی شد.
🔝 10 مجله ایرانی با بالاترین CiteScore
1. International Journal of Health Policy and Management
دانشگاه علوم پزشکی کرمان
CiteScore: 8 (Q1)
2. Journal of Applied and Computational Mechanics
دانشگاه تهران
CiteScore: 7.9 (Q2)
3. Advanced Pharmaceutical Bulletin
دانشگاه علوم پزشکی تبریز
CiteScore: 7.7 (Q1)
4. Civil Engineering Journal
مؤسسه آموزش عالی صالحان
CiteScore: 7.3 (Q1)
5. Journal of Soft Computing in Civil Engineering
انتشارات پویان
CiteScore: 6.3 (Q1)
6. Global Journal of Environmental Science and Management
مستقل
CiteScore: 5.8 (Q1)
7. Journal of Advances in Medical Education and Professionalism
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
CiteScore: 5.5 (Q1)
8. Progress in Color, Colorants and Coatings
پژوهشگاه رنگ
CiteScore: 5.3 (Q2)
9. Iranian Journal of Basic Medical Sciences
دانشگاه علوم پزشکی مشهد
CiteScore: 5.2 (Q2)
10. International Journal of Engineering, Transactions A: Basics
پژوهشگاه مواد و انرژی
CiteScore: 5.1 (Q1)
سه مجله با اینکه CiteScore بالایی دارند ولی در چارک دوم قرار گرفتهاند.
📈 توزیع مجلات ایرانی در چارکهای استنادی
🔹 چارک اول (Q1): 31 مجله (7.8٪)
🔹 چارک دوم (Q2): 68 مجله (17.1٪)
🔹 چارک سوم (Q3): 159 مجله (40٪)
🔹 چارک چهارم (Q4): 139 مجله (34.9٪)
🔹 بدون چارک: 1 مجله (به دلیل توقف نمایهسازی در اسکوپوس)
در مجموع، حدود 75 درصد مجلات ایرانی (298 عنوان) در چارکهای سوم و چهارم قرار دارند و 25 درصد (99 عنوان) در چارکهای اول و دوم جای گرفتهاند.
این نسبت در سال گذشته بهترتیب 78 درصد و 22 درصد بود؛ بنابراین اندکی بهبود را نشان می دهد.
🌟 10 مجله ایرانی برتر بر اساس بالاترین صدک موضوعی:
ده مجله ایرانی در بین 10 درصد برتر مجلات حوزه موضوعی خود قرار دارند؛ به این معنا که عملکرد آنها از دستکم 90 درصد مجلات همرشته در سطح جهان بهتر بوده است.
1. Archives of Academic Emergency Medicine — صدک 97 | CiteScore: 4.4
2. International Journal of Health Policy and Management — صدک 94 | CiteScore: 8.0
3. Advanced Pharmaceutical Bulletin — صدک 93 | CiteScore: 7.7
4. Journal of Soft Computing in Civil Engineering — صدک 93 | CiteScore: 6.3
5. Journal of Advances in Medical Education and Professionalism — صدک 93 | CiteScore: 5.5
6. Persica Antiqua — صدک 93 | CiteScore: 1.1
7. Global Journal of Environmental Science and Management — صدک 92 | CiteScore: 5.8
8. Journal of Medical Ethics and History of Medicine — صدک 91 | CiteScore: 1.5
9. Iranian Journal of Language Teaching Research — صدک 90 | CiteScore: 3.7
10. International Journal of Community Based Nursing and Midwifery — صدک 90 | CiteScore: 3.8
🏅 بالاترین صدک (97) متعلق به Archives of Academic Emergency Medicine از انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است.
همچنین مجله Persica Antiqua متعلق به گروه پژوهشی باستانکاوی تیسافرن، با وجود CiteScore برابر با 1.1، در صدک 93 حوزه «ادبیات و نظریه ادبی» قرار گرفته است.
📌 یک نکته مهم
بالاتر بودن CiteScore لزوماً به معنای جایگاه علمی بهتر نیست. جایگاه هر مجله باید در چارچوب حوزه موضوعی خودش ارزیابی شود. به همین دلیل، برخی مجلات ایرانی با CiteScore حدود 1 تا 2 در بین 10 درصد برتر رشته تخصصی خود در جهان قرار دارند، در حالی که مجلاتی با CiteScore بالاتر ممکن است رتبه موضوعی پایینتری کسب کرده باشند.
بنابراین در ارزیابی مجلات، توجه همزمان به CiteScore، چارک (Quartile) و صدک (Percentile) و البته طبقه موضوعی ضروری است.
📎 در فایل اکسل، عناوین مجلات به همراه شاخصهای CiteScore، SJR، SNIP و صدک موضوعی (Percentile) ارائه شده است.
برای دانلود فایل، روی این لینک کلیک کنید.
#citescore
#research_metrics
#scopus
#journal
#Iran
🆔 @irevidence
متأسفانه در بخش Sources پایگاه اسکوپوس، فیلتری برای محدود کردن مجلات به یک کشور خاص وجود ندارد. به همین دلیل، فهرست مجلات ایرانی نمایهشده در اسکوپوس را از پایگاه Scimago استخراج کردم، سپس شمارههای ISSN آنها را جدا نموده و در قالب دستههای 25تایی برای جستوجو در اسکوپوس آماده کردم. در نهایت، 398 مجله ایرانی بازیابی شد.
🔝 10 مجله ایرانی با بالاترین CiteScore
1. International Journal of Health Policy and Management
دانشگاه علوم پزشکی کرمان
CiteScore: 8 (Q1)
2. Journal of Applied and Computational Mechanics
دانشگاه تهران
CiteScore: 7.9 (Q2)
3. Advanced Pharmaceutical Bulletin
دانشگاه علوم پزشکی تبریز
CiteScore: 7.7 (Q1)
4. Civil Engineering Journal
مؤسسه آموزش عالی صالحان
CiteScore: 7.3 (Q1)
5. Journal of Soft Computing in Civil Engineering
انتشارات پویان
CiteScore: 6.3 (Q1)
6. Global Journal of Environmental Science and Management
مستقل
CiteScore: 5.8 (Q1)
7. Journal of Advances in Medical Education and Professionalism
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
CiteScore: 5.5 (Q1)
8. Progress in Color, Colorants and Coatings
پژوهشگاه رنگ
CiteScore: 5.3 (Q2)
9. Iranian Journal of Basic Medical Sciences
دانشگاه علوم پزشکی مشهد
CiteScore: 5.2 (Q2)
10. International Journal of Engineering, Transactions A: Basics
پژوهشگاه مواد و انرژی
CiteScore: 5.1 (Q1)
سه مجله با اینکه CiteScore بالایی دارند ولی در چارک دوم قرار گرفتهاند.
📈 توزیع مجلات ایرانی در چارکهای استنادی
🔹 چارک اول (Q1): 31 مجله (7.8٪)
🔹 چارک دوم (Q2): 68 مجله (17.1٪)
🔹 چارک سوم (Q3): 159 مجله (40٪)
🔹 چارک چهارم (Q4): 139 مجله (34.9٪)
🔹 بدون چارک: 1 مجله (به دلیل توقف نمایهسازی در اسکوپوس)
در مجموع، حدود 75 درصد مجلات ایرانی (298 عنوان) در چارکهای سوم و چهارم قرار دارند و 25 درصد (99 عنوان) در چارکهای اول و دوم جای گرفتهاند.
این نسبت در سال گذشته بهترتیب 78 درصد و 22 درصد بود؛ بنابراین اندکی بهبود را نشان می دهد.
🌟 10 مجله ایرانی برتر بر اساس بالاترین صدک موضوعی:
ده مجله ایرانی در بین 10 درصد برتر مجلات حوزه موضوعی خود قرار دارند؛ به این معنا که عملکرد آنها از دستکم 90 درصد مجلات همرشته در سطح جهان بهتر بوده است.
1. Archives of Academic Emergency Medicine — صدک 97 | CiteScore: 4.4
2. International Journal of Health Policy and Management — صدک 94 | CiteScore: 8.0
3. Advanced Pharmaceutical Bulletin — صدک 93 | CiteScore: 7.7
4. Journal of Soft Computing in Civil Engineering — صدک 93 | CiteScore: 6.3
5. Journal of Advances in Medical Education and Professionalism — صدک 93 | CiteScore: 5.5
6. Persica Antiqua — صدک 93 | CiteScore: 1.1
7. Global Journal of Environmental Science and Management — صدک 92 | CiteScore: 5.8
8. Journal of Medical Ethics and History of Medicine — صدک 91 | CiteScore: 1.5
9. Iranian Journal of Language Teaching Research — صدک 90 | CiteScore: 3.7
10. International Journal of Community Based Nursing and Midwifery — صدک 90 | CiteScore: 3.8
🏅 بالاترین صدک (97) متعلق به Archives of Academic Emergency Medicine از انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است.
همچنین مجله Persica Antiqua متعلق به گروه پژوهشی باستانکاوی تیسافرن، با وجود CiteScore برابر با 1.1، در صدک 93 حوزه «ادبیات و نظریه ادبی» قرار گرفته است.
📌 یک نکته مهم
بالاتر بودن CiteScore لزوماً به معنای جایگاه علمی بهتر نیست. جایگاه هر مجله باید در چارچوب حوزه موضوعی خودش ارزیابی شود. به همین دلیل، برخی مجلات ایرانی با CiteScore حدود 1 تا 2 در بین 10 درصد برتر رشته تخصصی خود در جهان قرار دارند، در حالی که مجلاتی با CiteScore بالاتر ممکن است رتبه موضوعی پایینتری کسب کرده باشند.
بنابراین در ارزیابی مجلات، توجه همزمان به CiteScore، چارک (Quartile) و صدک (Percentile) و البته طبقه موضوعی ضروری است.
📎 در فایل اکسل، عناوین مجلات به همراه شاخصهای CiteScore، SJR، SNIP و صدک موضوعی (Percentile) ارائه شده است.
برای دانلود فایل، روی این لینک کلیک کنید.
#citescore
#research_metrics
#scopus
#journal
#Iran
🆔 @irevidence
❤6👍4
بریتانیا اعلام کرده (گزارش BMJ) استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال را ممنوع خواهد کرد. سیاستی که از ممنوعیت سراسری در استرالیا الهام گرفته (از حدود ۶ ماه قبل) اما حتی فراتر میرود. بر اساس این طرح، علاوه بر پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، تیکتاک، یوتیوب، فیسبوک، ایکس و … محدودیتهایی برای برخی قابلیتهای لایو و پلتفرمهای بازی نیز اعمال میشود و امکان ارتباط با افراد ناشناس محدود خواهد شد.
دولت بریتانیا میگوید این تصمیم با هدف کاهش آسیبهای آنلاین، مقابله با آزار و قلدری، کاهش مواجهه کودکان با محتوای نامناسب و محافظت از سلامت روان اتخاذ شده. کییر استارمر اعلام کرده که شبکههای اجتماعی بهگونهای طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند و این قانون قرار است «بخشی از دوران کودکی را به کودکان برگرداند»
پژوهشگران درباره میزان اثربخشی این سیاست محتاط هستند. برخی متخصصان اشاره کردهاند که تجربه استرالیا نشان میدهد اجرای ممنوعیت کامل دشوار است و بسیاری از نوجوانان همچنان از این پلتفرمها استفاده میکنند. همچنین انتظار نمیرود در کوتاهمدت تغییرات بزرگ در سلامت روان یا رفاه نوجوانان ایجاد شود با این حال چنین سیاستهایی میتوانند به مرور، نگرش جامعه نسبت به استفاده زودهنگام از شبکههای اجتماعی را تغییر دهند و در کنار آموزش سواد رسانهای و مهارتهای استفاده سالم از فضای دیجیتال، به کاهش آسیبها کمک کنند.
اگر این قانون در پارلمان تصویب شود، ممنوعیت در بریتانیا از بهار ۲۰۲۷ اجرا خواهد شد.
@Scientometric کانال جدید
دولت بریتانیا میگوید این تصمیم با هدف کاهش آسیبهای آنلاین، مقابله با آزار و قلدری، کاهش مواجهه کودکان با محتوای نامناسب و محافظت از سلامت روان اتخاذ شده. کییر استارمر اعلام کرده که شبکههای اجتماعی بهگونهای طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند و این قانون قرار است «بخشی از دوران کودکی را به کودکان برگرداند»
پژوهشگران درباره میزان اثربخشی این سیاست محتاط هستند. برخی متخصصان اشاره کردهاند که تجربه استرالیا نشان میدهد اجرای ممنوعیت کامل دشوار است و بسیاری از نوجوانان همچنان از این پلتفرمها استفاده میکنند. همچنین انتظار نمیرود در کوتاهمدت تغییرات بزرگ در سلامت روان یا رفاه نوجوانان ایجاد شود با این حال چنین سیاستهایی میتوانند به مرور، نگرش جامعه نسبت به استفاده زودهنگام از شبکههای اجتماعی را تغییر دهند و در کنار آموزش سواد رسانهای و مهارتهای استفاده سالم از فضای دیجیتال، به کاهش آسیبها کمک کنند.
اگر این قانون در پارلمان تصویب شود، ممنوعیت در بریتانیا از بهار ۲۰۲۷ اجرا خواهد شد.
@Scientometric کانال جدید
❤13👍8👎4
AFI.pdf
3 MB
در بین ۱۷۹ کشور، ایران از نظر شاخص آزادی آکادمیک در رتبه ۱۷۳ جهان قرار دارد
شاخص آزادی آکادمیک (۲۰۲۶) اعلام شده است. همان طور که در فایل پی دی اف میبینید، ایران از بین ۱۷۹ کشور و منطقه مورد بررسی، جز ده کشور آخر این لیست میباشد.
آزادی آکادمیک (academic freedom) به صورت ساده یعنی اینکه پژوهشگران و دانشگاهها بتوانند بدون دخالت سیاست، افراد تامین کننده بودجه پروژه یا نهادهای مذهبی، به تحقیق و آموزش بپردازند. طبق مطالعات، چنین آزادیای باعث میشود علم و نوآوری بیشتر و باکیفیتتری تولید شود. (لینک)
مطابق با گزارش های قبلی، این دوره هم نشان میدهد که وضعیت جهانی این آزادی بدتر شده است. بر اساس شاخص Academic Freedom Index و در بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در ۵۰ کشور یا منطقه کاهش قابلتوجه در آزادی دانشگاهی رخ داده و فقط ۹ کشور بهتر شدهاند.
برای ایران که جزو کشورهای انتهای لیست است، در دهه گذشته تغییر (بهتر با بدتر شدن) در این شاخص معنادار نبوده است.
پنج ویژگی در شاخص آزادی آکادمیک (از اینجا) بررسی می شود (لینک توضیح) که شامل موارد زیر است
freedom to research and teach
freedom of academic exchange and dissemination
institutional autonomy
campus integrity
freedom of academic and cultural expression.
در بین پنج مولفه دخیل در محاسبه شاخص آزادی آکادمیک، تنها تغییرات مربوط به مورد Campus Integrity برای ایران از نظر آماری معنا دار بوده که البته وضعیت آن در یک دهه گذشته بدتر شده است. منظور از Campus Integrity اینجا یعنی نبود مداخله امنیتی و نبود نظارت یا surveillance در محیط دانشگاه و حتی در پلتفرمهای آموزشی آنلاین، بهطوری که دانشگاه بتواند بدون دخالت عوامل غیرآکادمیک بهدرستی کار کند. این کامنت را برای توضیحات بیشتر بخوانید: لینک)
در این بین در گزارش جدید شاخص آزادی آکادمیک دیده شده استقلال دانشگاه (institutional autonomy) تاثیر ویژه ای بر نمره نهایی شاخص داشته: یعنی دانشگاهها چقدر بتوانند خودشان درباره مدیریت، استخدام، آموزش، بودجه و اهداف علمی تصمیم بگیرند، بدون فشار دولت یا گروههای بیرونی. هرچه استقلال دانشگاه کمتر شود، پژوهشگران بیشتر در معرض فشارهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک قرار میگیرند.
برای مثال در آمربکا امتیاز استقلال دانشگاهی از ۳/۳ در ۲۰۱۹ به ۱/۷ در ۲۰۲۵ افت کرده و این یک افت سریع و شدید توصیف شده است. کشورهایی مثل مجارستان، هند و ترکیه هم طبق گزارش بهمرور به خاطر حملات سیاسی، اصلاحات قانونی و دخالتهای اداری استقلال دانشگاههایشان را از دست دادهاند.
@Scientometric کانال جدید
شاخص آزادی آکادمیک (۲۰۲۶) اعلام شده است. همان طور که در فایل پی دی اف میبینید، ایران از بین ۱۷۹ کشور و منطقه مورد بررسی، جز ده کشور آخر این لیست میباشد.
آزادی آکادمیک (academic freedom) به صورت ساده یعنی اینکه پژوهشگران و دانشگاهها بتوانند بدون دخالت سیاست، افراد تامین کننده بودجه پروژه یا نهادهای مذهبی، به تحقیق و آموزش بپردازند. طبق مطالعات، چنین آزادیای باعث میشود علم و نوآوری بیشتر و باکیفیتتری تولید شود. (لینک)
مطابق با گزارش های قبلی، این دوره هم نشان میدهد که وضعیت جهانی این آزادی بدتر شده است. بر اساس شاخص Academic Freedom Index و در بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در ۵۰ کشور یا منطقه کاهش قابلتوجه در آزادی دانشگاهی رخ داده و فقط ۹ کشور بهتر شدهاند.
برای ایران که جزو کشورهای انتهای لیست است، در دهه گذشته تغییر (بهتر با بدتر شدن) در این شاخص معنادار نبوده است.
پنج ویژگی در شاخص آزادی آکادمیک (از اینجا) بررسی می شود (لینک توضیح) که شامل موارد زیر است
freedom to research and teach
freedom of academic exchange and dissemination
institutional autonomy
campus integrity
freedom of academic and cultural expression.
در بین پنج مولفه دخیل در محاسبه شاخص آزادی آکادمیک، تنها تغییرات مربوط به مورد Campus Integrity برای ایران از نظر آماری معنا دار بوده که البته وضعیت آن در یک دهه گذشته بدتر شده است. منظور از Campus Integrity اینجا یعنی نبود مداخله امنیتی و نبود نظارت یا surveillance در محیط دانشگاه و حتی در پلتفرمهای آموزشی آنلاین، بهطوری که دانشگاه بتواند بدون دخالت عوامل غیرآکادمیک بهدرستی کار کند. این کامنت را برای توضیحات بیشتر بخوانید: لینک)
در این بین در گزارش جدید شاخص آزادی آکادمیک دیده شده استقلال دانشگاه (institutional autonomy) تاثیر ویژه ای بر نمره نهایی شاخص داشته: یعنی دانشگاهها چقدر بتوانند خودشان درباره مدیریت، استخدام، آموزش، بودجه و اهداف علمی تصمیم بگیرند، بدون فشار دولت یا گروههای بیرونی. هرچه استقلال دانشگاه کمتر شود، پژوهشگران بیشتر در معرض فشارهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک قرار میگیرند.
برای مثال در آمربکا امتیاز استقلال دانشگاهی از ۳/۳ در ۲۰۱۹ به ۱/۷ در ۲۰۲۵ افت کرده و این یک افت سریع و شدید توصیف شده است. کشورهایی مثل مجارستان، هند و ترکیه هم طبق گزارش بهمرور به خاطر حملات سیاسی، اصلاحات قانونی و دخالتهای اداری استقلال دانشگاههایشان را از دست دادهاند.
@Scientometric کانال جدید
🤬9❤8😢6👍3😭3👏2
JCR 2026- @Scientometric Telegram Channel.xlsx
93.7 KB
ضریب تاثیر (Imapct Factor) جدید مجلات اعلام شده است.
مثل قبل در گزارش 2026 هم، رتبه اول مربوط به CA-A CANCER JOURNAL FOR CLINICIANS با ضریب تاثیر 685.2 می باشد.
مجلات رتبه های بعدی شامل موارد زیر می باشند:
NATURE REVIEWS MOLECULAR CELL BIOLOGY: 118
LANCET: 109
NATURE REVIEWS MICROBIOLOGY: 104.6
MMWR Surveillance Summaries: 96.9
Nature Reviews Clinical Oncology: 94.6
NATURE REVIEWS DRUG DISCOVERY: 91.2
NEW ENGLAND JOURNAL OF MEDICINE: 84.5
Nature Reviews Materials: 83.3
Signal Transduction and Targeted Therapy: 81.2
ANNALS OF ONCOLOGY: 80.4
Nature Reviews Disease Primers: 79.8
World Psychiatry: 79.5
Nature Reviews Earth & Environment: 74.1
Nature Energy: 70.1
JAMA-JOURNAL OF THE AMERICAN MEDICAL ASSOCIATION: 65.4
فایل اکسل ضمیمه پست مربوط به 1000 مجله با بیشترین ضریب تاثیر است. بعضی ردیف ها البته نام ها تکراری است. متاسفانه حداقل فعلا دسترسی به JCR ندارم. ممنون می شوم اگر شما دسترسی داشتید، فایل کامل را برایم ارسال کنید تا در کانال قرار دهم.
@Scientometric کانال جدید
مثل قبل در گزارش 2026 هم، رتبه اول مربوط به CA-A CANCER JOURNAL FOR CLINICIANS با ضریب تاثیر 685.2 می باشد.
مجلات رتبه های بعدی شامل موارد زیر می باشند:
NATURE REVIEWS MOLECULAR CELL BIOLOGY: 118
LANCET: 109
NATURE REVIEWS MICROBIOLOGY: 104.6
MMWR Surveillance Summaries: 96.9
Nature Reviews Clinical Oncology: 94.6
NATURE REVIEWS DRUG DISCOVERY: 91.2
NEW ENGLAND JOURNAL OF MEDICINE: 84.5
Nature Reviews Materials: 83.3
Signal Transduction and Targeted Therapy: 81.2
ANNALS OF ONCOLOGY: 80.4
Nature Reviews Disease Primers: 79.8
World Psychiatry: 79.5
Nature Reviews Earth & Environment: 74.1
Nature Energy: 70.1
JAMA-JOURNAL OF THE AMERICAN MEDICAL ASSOCIATION: 65.4
فایل اکسل ضمیمه پست مربوط به 1000 مجله با بیشترین ضریب تاثیر است. بعضی ردیف ها البته نام ها تکراری است. متاسفانه حداقل فعلا دسترسی به JCR ندارم. ممنون می شوم اگر شما دسترسی داشتید، فایل کامل را برایم ارسال کنید تا در کانال قرار دهم.
@Scientometric کانال جدید
❤4✍4🔥3👌3
نمودار بسیار جالب، روند نرخ مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی عروقی در آمریکا (بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۲۰۲۳) را در کنار مهمترین پیشرفتهای پزشکی، جراحی و بهداشت عمومی به تصویر کشیده است.
دوران صعود (۱۹۳۳ تا اواسط دهه ۱۹۵۰): در این سالها، نرخ مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی مدام در حال افزایش بوده و در حدود سال ۱۹۵۰ به اوج خود یعنی نزدیک به ۸۰۰ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر رسیده. دلیل اصلی آن، کمبود دانش درباره عوامل خطر (مثل سیگار و فشار خون) و نبود ابزارهای درمانی پیشرفته بوده.
دوران سقوط آزاد (از دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۳): پس از آغاز موج پیشرفتهای علمی، این نرخ با شیبی تند کاهش یافت و در سالهای اخیر به حدود ۲۰۰ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر رسیده. یعنی یک کاهش خیرهکننده حدودا ۷۵٪.
به نظرم تصویر به زیبایی نشان میدهد که چطور ترکیب تغییر رفتار جامعه، سیستمهای اورژانس سریع، و نوآوریهای دارویی و جراحی توانستهاند مهلکترین بیماری را کاهش دهند. من اینجا برخی کاتالیزورهای اصلی این تغییر (نقاط عطف) را بر اساس نمودار ذکر میکنم:
موارد مربوط به بهداشت عمومی و اصلاح سبک زندگی:
۱۹۵۴: شناسایی رسمی عوامل خطر بیماریهای قلبی (Cardiovascular risk factors)
۱۹۶۴: صدور گزارش تاریخی در آمریکا درباره خطرات مرگبار دخانیات و سیگار که فرهنگ عمومی جامعه را تغییر داد.
موارد مربوط به داروسازی:
۱۹۶۴: معرفی اولین بتا-بلاکرها (داروهای کنترل فشار خون و ضربان قلب)
۱۹۸۷: ورود استاتینها (داروهای کاهش دهنده کلسترول خون) و داروهایحل کننده لخته خون (Clot-busting drugs)
دهه ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵: توسعه داروهای ضد پلاکت پیشرفته، داروهای ARB و در نهایت مهارکنندههای PCSK9 برای کنترل شدید کلسترول
موارد مربوط به تجهیزات پزشکی و جراحی
دهه ۱۹۵۰: دفیبریلاتورهای خارجی یا همان شوک (AED - ۱۹۵۶) و کاشت اولین باتری قلب (Pacemaker) در سال ۱۹۵۸.
۱۹۶۷: انجام اولین پیوند قلب انسان و جراحی معروف بایپاس
دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰: ورود سیتی اسکن و MRI قلبی به دنیای تشخیص و معرفی استنتها در سال ۱۹۸۶ برای باز کردن رگهای بسته بدون جراحی باز.
قرن ۲۱: ورود سیستم رباتیک داوینچی برای جراحیهای ظریف (۲۰۰۰)، تعویض دریچه قلب بدون جراحی باز (۲۰۰۲) و استفاده از مدلهای سهبعدی برای برنامهریزی جراحیها (۲۰۱۲)
این پیشرفت چشمگیر، حاصل دههها پژوهش پزشکی، نوآوریهای جراحی، تلاشهای بهداشت عمومی و تغییر در سبک زندگی است. دستاوردی که باعث شده امروزه افراد بسیار کمتری بر اثر سکتههای قلبی یا مغزی ناگهانی جان خود را از دست بدهند.
البته همه روندها هم مثبت نبودهاند. چاقی و دیابت همچنان رو به افزایش میباشند و میتوانند بخشی از این دستاورد را تهدید کنند. بیماریهای قلبی عروقی سالانه جان حدود ۲۰ میلیون نفر را در سراسر دنیا میگیرند. احتمالا باید به اهمیت پیشگیری اولیه بیش از پیش توجه داشت. هر چند شاید تاثیرات داروهای جدید چاقی تا جند سال دیگر نمایان شود و یا داروهای ضد التهاب جدید مثل anti-IL6 و یا PCSK9 هم بیس از پیش به کاهش کمک کند.
گزارش برای سال قبل است. منبع: لینک
@Scientometric کانال جدید
دوران صعود (۱۹۳۳ تا اواسط دهه ۱۹۵۰): در این سالها، نرخ مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی مدام در حال افزایش بوده و در حدود سال ۱۹۵۰ به اوج خود یعنی نزدیک به ۸۰۰ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر رسیده. دلیل اصلی آن، کمبود دانش درباره عوامل خطر (مثل سیگار و فشار خون) و نبود ابزارهای درمانی پیشرفته بوده.
دوران سقوط آزاد (از دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۳): پس از آغاز موج پیشرفتهای علمی، این نرخ با شیبی تند کاهش یافت و در سالهای اخیر به حدود ۲۰۰ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر رسیده. یعنی یک کاهش خیرهکننده حدودا ۷۵٪.
به نظرم تصویر به زیبایی نشان میدهد که چطور ترکیب تغییر رفتار جامعه، سیستمهای اورژانس سریع، و نوآوریهای دارویی و جراحی توانستهاند مهلکترین بیماری را کاهش دهند. من اینجا برخی کاتالیزورهای اصلی این تغییر (نقاط عطف) را بر اساس نمودار ذکر میکنم:
موارد مربوط به بهداشت عمومی و اصلاح سبک زندگی:
۱۹۵۴: شناسایی رسمی عوامل خطر بیماریهای قلبی (Cardiovascular risk factors)
۱۹۶۴: صدور گزارش تاریخی در آمریکا درباره خطرات مرگبار دخانیات و سیگار که فرهنگ عمومی جامعه را تغییر داد.
موارد مربوط به داروسازی:
۱۹۶۴: معرفی اولین بتا-بلاکرها (داروهای کنترل فشار خون و ضربان قلب)
۱۹۸۷: ورود استاتینها (داروهای کاهش دهنده کلسترول خون) و داروهایحل کننده لخته خون (Clot-busting drugs)
دهه ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵: توسعه داروهای ضد پلاکت پیشرفته، داروهای ARB و در نهایت مهارکنندههای PCSK9 برای کنترل شدید کلسترول
موارد مربوط به تجهیزات پزشکی و جراحی
دهه ۱۹۵۰: دفیبریلاتورهای خارجی یا همان شوک (AED - ۱۹۵۶) و کاشت اولین باتری قلب (Pacemaker) در سال ۱۹۵۸.
۱۹۶۷: انجام اولین پیوند قلب انسان و جراحی معروف بایپاس
دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰: ورود سیتی اسکن و MRI قلبی به دنیای تشخیص و معرفی استنتها در سال ۱۹۸۶ برای باز کردن رگهای بسته بدون جراحی باز.
قرن ۲۱: ورود سیستم رباتیک داوینچی برای جراحیهای ظریف (۲۰۰۰)، تعویض دریچه قلب بدون جراحی باز (۲۰۰۲) و استفاده از مدلهای سهبعدی برای برنامهریزی جراحیها (۲۰۱۲)
این پیشرفت چشمگیر، حاصل دههها پژوهش پزشکی، نوآوریهای جراحی، تلاشهای بهداشت عمومی و تغییر در سبک زندگی است. دستاوردی که باعث شده امروزه افراد بسیار کمتری بر اثر سکتههای قلبی یا مغزی ناگهانی جان خود را از دست بدهند.
البته همه روندها هم مثبت نبودهاند. چاقی و دیابت همچنان رو به افزایش میباشند و میتوانند بخشی از این دستاورد را تهدید کنند. بیماریهای قلبی عروقی سالانه جان حدود ۲۰ میلیون نفر را در سراسر دنیا میگیرند. احتمالا باید به اهمیت پیشگیری اولیه بیش از پیش توجه داشت. هر چند شاید تاثیرات داروهای جدید چاقی تا جند سال دیگر نمایان شود و یا داروهای ضد التهاب جدید مثل anti-IL6 و یا PCSK9 هم بیس از پیش به کاهش کمک کند.
گزارش برای سال قبل است. منبع: لینک
@Scientometric کانال جدید
❤21👏3
2026 JCR - Impact Factor- All Journals-@Scientometric.xlsx
9.1 MB
فایل اکسل مربوط به Impact Factor (ضریب نفوذ) برای تمام مجلات JCR است.
جدیدترین ضریب تاثیر برای سال 2025 است که الان در 2026 ارائه می شود.
@Scientometric کانال جدید
جدیدترین ضریب تاثیر برای سال 2025 است که الان در 2026 ارائه می شود.
@Scientometric کانال جدید
❤10
Iranian Journals-JCR 2026- @Scientometric.xlsx
27 KB
این فایل هم لیست مجلات ایرانی نمایه در ISI است.
مجلات با بیشترین ضریب نفوذ:
Journal of Nanostructure in Chemistry: 19.2
International Journal of Health Policy and Management: 4.9
Civil Engineering Journal-Tehran: 4.9
Advanced Pharmaceutical Bulletin: 4.7
Health Promotion Perspectives: 4.4
International Journal of Environmental Research: 4.3
Journal of Environmental Health Science and Engineering: 3.9
Journal of Applied and Computational Mechanics: 3.5
International Journal of Environmental Science and Technology: 3.4
Iranian Journal of Basic Medical Sciences: 3.2
Avicenna Journal of Phytomedicine: 3
Journal of Computational Applied Mechanics: 2.9
Archives of Academic Emergency Medicine: 2.8
DARU-Journal of Pharmaceutical Sciences: 2.8
BioImpacts: 2.5
همین طور این 9 مجله نیز Q1 می باشند:
Journal of Nanostructure in Chemistry
International Journal of Health Policy and Management
Civil Engineering Journal-Tehran
Advanced Pharmaceutical Bulletin
Health Promotion Perspectives
Journal of Research in Applied Linguistics
Iranian Journal of Fuzzy Systems
Journal of Mathematics and Computer Science-JMCS
Bulletin of the Iranian Mathematical Society
@Scientometric کانال جدید
لیست کامل مجلات از اینجا: لینک
مجلات با بیشترین ضریب نفوذ:
Journal of Nanostructure in Chemistry: 19.2
International Journal of Health Policy and Management: 4.9
Civil Engineering Journal-Tehran: 4.9
Advanced Pharmaceutical Bulletin: 4.7
Health Promotion Perspectives: 4.4
International Journal of Environmental Research: 4.3
Journal of Environmental Health Science and Engineering: 3.9
Journal of Applied and Computational Mechanics: 3.5
International Journal of Environmental Science and Technology: 3.4
Iranian Journal of Basic Medical Sciences: 3.2
Avicenna Journal of Phytomedicine: 3
Journal of Computational Applied Mechanics: 2.9
Archives of Academic Emergency Medicine: 2.8
DARU-Journal of Pharmaceutical Sciences: 2.8
BioImpacts: 2.5
همین طور این 9 مجله نیز Q1 می باشند:
Journal of Nanostructure in Chemistry
International Journal of Health Policy and Management
Civil Engineering Journal-Tehran
Advanced Pharmaceutical Bulletin
Health Promotion Perspectives
Journal of Research in Applied Linguistics
Iranian Journal of Fuzzy Systems
Journal of Mathematics and Computer Science-JMCS
Bulletin of the Iranian Mathematical Society
@Scientometric کانال جدید
لیست کامل مجلات از اینجا: لینک
❤12
دادههای جدید درباره واکسن HPV و مرگومیر ناشی از سرطان دهانه رحم
در افرادی که در سن ۱۲ تا ۱۳ سالگی واکسینه شده بودند، هیچ مورد مرگی رخ نداده است. در حالی که بر اساس آمار تاریخی ۲۳/۱ مورد مورد انتظار بوده و این معادل کاهش ۱۰۰ درصدی خطر مرگ است
مطالعات زیادی کاهش بروز سرطان دهانه رحم را پس از واکسیناسیون HPV نشان دادهاند، اما دادهها درباره اثر آن بر مرگومیر محدودتر بوده است. حالا مطالعه ای در انگلستان که مقاله آن در لنست منتشر شده (لینک)، نشان داده است که پس از اجرای برنامه ملی واکسیناسیون HPV، مرگومیر ناشی از سرطان دهانه رحم در زنان ۲۰ تا ۲۹ ساله بهطور قابل توجهی کاهش یافته است.
حد پایین فاصله اطمینان ۹۵٪ برای کاهش نسبی خطر مرگ در زنان واکسینهشده در گروههای سنی ۲۰ تا ۲۴ و ۲۵ تا ۲۹ سال بیش از ۸۰٪ گزارش شده است.
همچنین در ۵ سال پایانی پیگیری ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، هیچ مورد مرگ ناشی از سرطان دهانه رحم در زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله در انگلستان گزارش نشده است.
این یافتهها اهمیت دستیابی و حفظ پوشش بالای واکسیناسیون را، بهویژه در دختران ۱۲ تا ۱۵ ساله، نشان میدهد.
@Scientometric کانال جدید
در افرادی که در سن ۱۲ تا ۱۳ سالگی واکسینه شده بودند، هیچ مورد مرگی رخ نداده است. در حالی که بر اساس آمار تاریخی ۲۳/۱ مورد مورد انتظار بوده و این معادل کاهش ۱۰۰ درصدی خطر مرگ است
مطالعات زیادی کاهش بروز سرطان دهانه رحم را پس از واکسیناسیون HPV نشان دادهاند، اما دادهها درباره اثر آن بر مرگومیر محدودتر بوده است. حالا مطالعه ای در انگلستان که مقاله آن در لنست منتشر شده (لینک)، نشان داده است که پس از اجرای برنامه ملی واکسیناسیون HPV، مرگومیر ناشی از سرطان دهانه رحم در زنان ۲۰ تا ۲۹ ساله بهطور قابل توجهی کاهش یافته است.
حد پایین فاصله اطمینان ۹۵٪ برای کاهش نسبی خطر مرگ در زنان واکسینهشده در گروههای سنی ۲۰ تا ۲۴ و ۲۵ تا ۲۹ سال بیش از ۸۰٪ گزارش شده است.
همچنین در ۵ سال پایانی پیگیری ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، هیچ مورد مرگ ناشی از سرطان دهانه رحم در زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله در انگلستان گزارش نشده است.
این یافتهها اهمیت دستیابی و حفظ پوشش بالای واکسیناسیون را، بهویژه در دختران ۱۲ تا ۱۵ ساله، نشان میدهد.
@Scientometric کانال جدید
❤11🔥5👏3👍1😍1
داروی survodutide در مطالعه فاز ۳ روی بیماران مبتلا به چاقی و MASLD در معرض خطر، باعث کاهش قابل توجه چربی کبد و وزن شده است.
در این کارآزمایی بالینی فاز۳ دوسو کور، با نام SYNCHRONIZE-MASLD، که مقاله آن در مجله Nature Medicine منتشر شده(لینک)، ۲۱۶ بیمار بهصورت تصادفی، survodutide یا دارونما دریافت کرده و تا ۴۸ هفته پیگیری شدهاند.
منظور از چاقی در این مطالعه، شاخص توده بدنی حداقل ۳۰ و با حداقل ۲۷ همراه با یک عارضه مرتبط با چاقی بوده است. همینطور، بیماران MASLD در معرض خطر (at-risk MASLD) نیز به بیماران مبتلا به MASLD اطلاق شده که شواهدی از التهاب کبدی (liver inflammation) و/یا فیبروز بر اساس تستهای غیرتهاجمی کبدی (NITs) داشتند، یا MASH در آنها با بیوپسی تایید شده بوده است
در گروه survodutide، بیش از ۸۴٪ بیماران به کاهش حداقل ۳۰٪ چربی کبد (بر اساس MRI-PDFF) رسیدهاند. این عدد در گروه دارونما ۲۴/۳٪ بوده است.
همچنین وزن بهطور متوسط ۱۲/۲٪ در گروه دارو کاهش یافته در حالی که کاهش وزن در گروه دارونما ۱٪ بوده است.
این مطالعه نشان میدهد فعالسازی همزمان گیرندههای GLP-1 و گلوکاگون میتواند راهبرد امیدوارکنندهای برای کاهش چربی کبد و وزن در بیماران مبتلا به MASLD باشد. هرچند مدت پیگیری مطالعه محدود به ۴۸ هفته بوده و هنوز دادهای درباره پیامدهای بلندمدت یا بهبود هیستولوژی وجود ندارد.
@Scientometric کانال جدید
اطلاعات قبلی:
✅ بعد از Resmetirom، غذا و داروی آمریکا به داروی Wegovy هم برای درمان بیماران مبتلا به MASH با فیبروز متوسط تا شدید، مجوز مصرف داد. توضیح در مورد مطالعه تاثیرگذاری Semaglutide (با همان نامهای Ozempic و Wegovy برای درمان دیابت و چاقی) برای درمان MASH در مجلهی NEJM: لینک
✅ بیشتر از ۳۰ درصد جمعیت دنیا و تقریبا ۷۰ درصد افراد با چاقی یا دیابت نوع دوم، درگیر بیماری کبد چرب غیر الکی (همان NAFLD یا MASLD)میباشند. کبد چرب غیر الکلی میتواند به شکل استئوهپاتیت غیر الکلی (NASH یا همان MASH) تبدیل شود. مطالعات بسیاری ارتباط این بیماری را با بیماری های متابولیک دیگر، سرطان کبد و حتی سرطانهای خارج کبدی نشان دادهاند.
در مورد ترمینولوژی جدید MASLD و MASH: لینک
✅ داروهای مهارکنندهی SGLT2 مثل Empagliflozin، برای درمان دیابت استفاده میشوند و برای نارسایی قلبی و کلیوی هم مفید میباشند.
اخیرا یک مطالعه کارآزمایی بالینی در مجلهی BMJ، موثر بودن داروی dapagliflozin از این خانواده را در درمان MASH (نوع شدیدی از بیماری کبد چرب) نشان داده است: لینک
✅ داروی Resmetirom، داروی تایید شده توسط FDA برای درمان MASH میباشد. در مورد این دارو و در مورد MASH از اینجا بخوانید:
لینک یک
لینک دو
لینک سه
✅ مطالعه ای در مجله NEJM تاثیرگذاری Pegozafermin را به عنوان یک آنالوگ فاکتور رشد فیبروبلاست ۲۱، در درمان فیبروز کبدی و همین طور استئاتوهپاتیت غیر الکلی نشان میدهد. توضیح
✅ مطالعهی کار آزمایی بالینی فاز دوم از Survodutide برای درمان MASH در NEJM را از اینجا بخوانید: لینک
✅ مطالعهیکار آزمایی بالینی فاز دوم از Tirzepatide برای درمان MASH را نیز اینجا بخوانید: توضیح
✅ داروی efruxifermin، توانسته تا با مصرف تا هفته ۹۶، فیبروز در بیماران مبتلا به سیروز جبران شده ناشی از MASH را کاهش دهد. در مورد این مطالعه هم از اینجا بخوانید: توضیح
@Scientometric کانال جدید
در این کارآزمایی بالینی فاز۳ دوسو کور، با نام SYNCHRONIZE-MASLD، که مقاله آن در مجله Nature Medicine منتشر شده(لینک)، ۲۱۶ بیمار بهصورت تصادفی، survodutide یا دارونما دریافت کرده و تا ۴۸ هفته پیگیری شدهاند.
منظور از چاقی در این مطالعه، شاخص توده بدنی حداقل ۳۰ و با حداقل ۲۷ همراه با یک عارضه مرتبط با چاقی بوده است. همینطور، بیماران MASLD در معرض خطر (at-risk MASLD) نیز به بیماران مبتلا به MASLD اطلاق شده که شواهدی از التهاب کبدی (liver inflammation) و/یا فیبروز بر اساس تستهای غیرتهاجمی کبدی (NITs) داشتند، یا MASH در آنها با بیوپسی تایید شده بوده است
در گروه survodutide، بیش از ۸۴٪ بیماران به کاهش حداقل ۳۰٪ چربی کبد (بر اساس MRI-PDFF) رسیدهاند. این عدد در گروه دارونما ۲۴/۳٪ بوده است.
همچنین وزن بهطور متوسط ۱۲/۲٪ در گروه دارو کاهش یافته در حالی که کاهش وزن در گروه دارونما ۱٪ بوده است.
این مطالعه نشان میدهد فعالسازی همزمان گیرندههای GLP-1 و گلوکاگون میتواند راهبرد امیدوارکنندهای برای کاهش چربی کبد و وزن در بیماران مبتلا به MASLD باشد. هرچند مدت پیگیری مطالعه محدود به ۴۸ هفته بوده و هنوز دادهای درباره پیامدهای بلندمدت یا بهبود هیستولوژی وجود ندارد.
@Scientometric کانال جدید
اطلاعات قبلی:
✅ بعد از Resmetirom، غذا و داروی آمریکا به داروی Wegovy هم برای درمان بیماران مبتلا به MASH با فیبروز متوسط تا شدید، مجوز مصرف داد. توضیح در مورد مطالعه تاثیرگذاری Semaglutide (با همان نامهای Ozempic و Wegovy برای درمان دیابت و چاقی) برای درمان MASH در مجلهی NEJM: لینک
✅ بیشتر از ۳۰ درصد جمعیت دنیا و تقریبا ۷۰ درصد افراد با چاقی یا دیابت نوع دوم، درگیر بیماری کبد چرب غیر الکی (همان NAFLD یا MASLD)میباشند. کبد چرب غیر الکلی میتواند به شکل استئوهپاتیت غیر الکلی (NASH یا همان MASH) تبدیل شود. مطالعات بسیاری ارتباط این بیماری را با بیماری های متابولیک دیگر، سرطان کبد و حتی سرطانهای خارج کبدی نشان دادهاند.
در مورد ترمینولوژی جدید MASLD و MASH: لینک
✅ داروهای مهارکنندهی SGLT2 مثل Empagliflozin، برای درمان دیابت استفاده میشوند و برای نارسایی قلبی و کلیوی هم مفید میباشند.
اخیرا یک مطالعه کارآزمایی بالینی در مجلهی BMJ، موثر بودن داروی dapagliflozin از این خانواده را در درمان MASH (نوع شدیدی از بیماری کبد چرب) نشان داده است: لینک
✅ داروی Resmetirom، داروی تایید شده توسط FDA برای درمان MASH میباشد. در مورد این دارو و در مورد MASH از اینجا بخوانید:
لینک یک
لینک دو
لینک سه
✅ مطالعه ای در مجله NEJM تاثیرگذاری Pegozafermin را به عنوان یک آنالوگ فاکتور رشد فیبروبلاست ۲۱، در درمان فیبروز کبدی و همین طور استئاتوهپاتیت غیر الکلی نشان میدهد. توضیح
✅ مطالعهی کار آزمایی بالینی فاز دوم از Survodutide برای درمان MASH در NEJM را از اینجا بخوانید: لینک
✅ مطالعهیکار آزمایی بالینی فاز دوم از Tirzepatide برای درمان MASH را نیز اینجا بخوانید: توضیح
✅ داروی efruxifermin، توانسته تا با مصرف تا هفته ۹۶، فیبروز در بیماران مبتلا به سیروز جبران شده ناشی از MASH را کاهش دهد. در مورد این مطالعه هم از اینجا بخوانید: توضیح
@Scientometric کانال جدید
❤5👏3💊2✍1
Forwarded from Scientometrics
Telegram
Scientometrics
۲۴ خرداد، سالگرد مجوز واکسن برکت!
در این روز بر خلاف روش علمی و با وجود مخالفت کمیته ملی اخلاق به این واکسن مجوز داده شد.
در برههای که واکسیناسیون هر چه بیشتر مردم باید تنها اولویت ما قرار میگرفت، مثلث شبه علم، تضاد منافع و عدم شفافیت باعث شد تا اولویتها تغییر کند، فرصتهای بسیاری برای حفظ جان عزیزانمان از دست برود و در میانه یک همهگیری سخت، با وعده های غیرعملی و نادرست، ساخت واکسن را از مرحله خاکبرداری کارخانه شروع کنیم.
کدام وعده جناب مخبر عملی شد؟
به مناسبت سالگرد مجوز مصرف اضطراری واکسن کووید-۱۹ از برکت (۲۴ خرداد)، برخی از وعده های مهم جناب مخبر (رئیس وقت ستاد فرمان اجرایی امام که بعدا به عنوان معاون اول ریاست جمهوری تعیین شدند) را که عملی نشدند، اینجا قرار میدهم:
ایشان فرموده بودند که:
✅ هفتم دی ماه ۱۳۹۹: “ظرف ۴۰ روز آینده به ظرفیت تولید ماهیانه ۱.۵ میلیون دوز خواهیم رسید و از ۶ ماه دیگر این ظرفیت به ماهیانه ۱۲ میلیون دوز خواهد رسید و پس از تأمین نیاز کشور، قادر خواهیم بود که واکسن را به خارج از کشور هم صادر کنیم.”
✅ بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ در نامه به رهبری: “از سوی دیگر، به منظور تولید انبوه واکسن کوو ایران برکت، دو خط تولید پیشرفته صنعتی در مدت کمتر از ۶ ماه و با عبور از موانع متعدد بینالمللی و تحریمی راهاندازی شده که ظرفیت این دو خط مجموعاً بیش از ۲۵ میلیون دُز در ماه و ۳۰۰ میلیون دُز در سال خواهد بود. همانطور که در گزارش تقدیمی قبلی به استحضار رسید، میزان تولید تجمیعی این واکسن تا پایان شهریور ماه بیش از ۵۰ میلیون دُز خواهد بود.”
✅ بیست و یکم تیرماه ۱۴۰۰(ویدئوی پست): “من فکر میکنم ظرف دو-سه ماه در جمهوری اسلامی این عزت میتواند حاکم بشود، که مثل سوپرمارکتی مردم هر نوع واکسنی میخواهند بروند بگیرند. یعنی مثل فایزر میخواهند، یعنی mRNA میخواهند، مودرنا میخواهند ما داریم به آنها بدهیم، نمیدانم (خنده ایشان)، استرازنکا میخواهند، میتوانیم بدهیم، ساب یونیت میخواهند، میتوانیم.. هر چه که میخواهند، ما این ظرفیت وجود دارد...
بر اساس اطلاعات از دفتر منطقه ای مدیترانه شرقی سازمان بهداشت جهانی و تا نیمه خرداد ۱۴۰۱، فقط تعداد ۱۲/۶ میلیون دز برکت به وزارت بهداشت تحویل داده شده و از این مقدار حدودا ۹ میلیون دز برکت تزریق شده بود. این در حالی است که تا آن زمان حدود ۱۵۰ میلیون دز واکسن در کشور تزریق شده بود و تا ۲۴ خرداد۱۴۰۲ (تا سال قبل)، مجموعا حدود ۱۵۵/۵ میلیون دز واکسن کووید در کشور تزریق شده بود.
✅ همین طور مجری مطالعات واکسن برکت، دکتر محمد رضا صالحی، در تاربخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ در روز مجوز گرفتن این واکسن گفنه بودند که «….اگر حساسیت موجود در کشور ما در دیگر کشورها وجود داشت، شاید تاکنون هیچ کسی در دنیا واکسن فایزر یا مدرنا تزریق نکرده بود.»
@Scientometric
در این روز بر خلاف روش علمی و با وجود مخالفت کمیته ملی اخلاق به این واکسن مجوز داده شد.
در برههای که واکسیناسیون هر چه بیشتر مردم باید تنها اولویت ما قرار میگرفت، مثلث شبه علم، تضاد منافع و عدم شفافیت باعث شد تا اولویتها تغییر کند، فرصتهای بسیاری برای حفظ جان عزیزانمان از دست برود و در میانه یک همهگیری سخت، با وعده های غیرعملی و نادرست، ساخت واکسن را از مرحله خاکبرداری کارخانه شروع کنیم.
کدام وعده جناب مخبر عملی شد؟
به مناسبت سالگرد مجوز مصرف اضطراری واکسن کووید-۱۹ از برکت (۲۴ خرداد)، برخی از وعده های مهم جناب مخبر (رئیس وقت ستاد فرمان اجرایی امام که بعدا به عنوان معاون اول ریاست جمهوری تعیین شدند) را که عملی نشدند، اینجا قرار میدهم:
ایشان فرموده بودند که:
✅ هفتم دی ماه ۱۳۹۹: “ظرف ۴۰ روز آینده به ظرفیت تولید ماهیانه ۱.۵ میلیون دوز خواهیم رسید و از ۶ ماه دیگر این ظرفیت به ماهیانه ۱۲ میلیون دوز خواهد رسید و پس از تأمین نیاز کشور، قادر خواهیم بود که واکسن را به خارج از کشور هم صادر کنیم.”
✅ بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰ در نامه به رهبری: “از سوی دیگر، به منظور تولید انبوه واکسن کوو ایران برکت، دو خط تولید پیشرفته صنعتی در مدت کمتر از ۶ ماه و با عبور از موانع متعدد بینالمللی و تحریمی راهاندازی شده که ظرفیت این دو خط مجموعاً بیش از ۲۵ میلیون دُز در ماه و ۳۰۰ میلیون دُز در سال خواهد بود. همانطور که در گزارش تقدیمی قبلی به استحضار رسید، میزان تولید تجمیعی این واکسن تا پایان شهریور ماه بیش از ۵۰ میلیون دُز خواهد بود.”
✅ بیست و یکم تیرماه ۱۴۰۰(ویدئوی پست): “من فکر میکنم ظرف دو-سه ماه در جمهوری اسلامی این عزت میتواند حاکم بشود، که مثل سوپرمارکتی مردم هر نوع واکسنی میخواهند بروند بگیرند. یعنی مثل فایزر میخواهند، یعنی mRNA میخواهند، مودرنا میخواهند ما داریم به آنها بدهیم، نمیدانم (خنده ایشان)، استرازنکا میخواهند، میتوانیم بدهیم، ساب یونیت میخواهند، میتوانیم.. هر چه که میخواهند، ما این ظرفیت وجود دارد...
بر اساس اطلاعات از دفتر منطقه ای مدیترانه شرقی سازمان بهداشت جهانی و تا نیمه خرداد ۱۴۰۱، فقط تعداد ۱۲/۶ میلیون دز برکت به وزارت بهداشت تحویل داده شده و از این مقدار حدودا ۹ میلیون دز برکت تزریق شده بود. این در حالی است که تا آن زمان حدود ۱۵۰ میلیون دز واکسن در کشور تزریق شده بود و تا ۲۴ خرداد۱۴۰۲ (تا سال قبل)، مجموعا حدود ۱۵۵/۵ میلیون دز واکسن کووید در کشور تزریق شده بود.
✅ همین طور مجری مطالعات واکسن برکت، دکتر محمد رضا صالحی، در تاربخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ در روز مجوز گرفتن این واکسن گفنه بودند که «….اگر حساسیت موجود در کشور ما در دیگر کشورها وجود داشت، شاید تاکنون هیچ کسی در دنیا واکسن فایزر یا مدرنا تزریق نکرده بود.»
@Scientometric
❤7😁7😭6