رتبهبندی داشنگاهها بر اساس نظام رتبهبندی Times Higher Education World University Rankings 2027 اعلام شده است.
۷۵ دانشگاه از ایران در این رتبه بندی قرار دارند و از این نظر ایران یکی از کشورهای با بیشترین تعداد دانشگاه هست. این عدد برای ترکیه ۱۲۴، برای عربستان ۳۴ و برای اسراییل ۸ مورد است.
چندی قبل نتایج رتبهبندی بخش تاثیرگذاری این موسسه اعلام شده بود و ایران در آن قرار نداشت و طی مکاتبهای که با آنها داشتم اعلام کردند که
مؤسساتی که در کشورها یا شرایطی هستند که ممکن است مشمول تحریمهای بینالمللی باشند، به دلیل الزامات رعایت قوانین تحریمها (compliance) تا زمانی که تحریمها برقرار است، نمیتوانند در Sustainability Impact Ratings شرکت کنند.شرکت در این رتبهبندی مستلزم عضویت در Sustainability Impact Network و پرداخت هزینه است. اما به دلیل تحریمهای بینالمللی و الزامات مربوط به رعایت قوانین تحریمها (compliance requirements)، امکان دریافت این پرداختها از ایران وجود ندارد. دو پست زیر:
https://t.me/Scientometric/7279
https://t.me/Scientometric/7273
حالا اما نتایج مربوط به رتبه بندی کلی اعلام شده است. تا جایی که من بررسی کردم، برای تقریبا همه دانشگاههای زیر، یا وضعیت نسبت به قبل افت داشته یا در همان حد قبلی باقی مانده است. تنها علوم پزشکی کردستان و سمنان بهبود رتبه داشتهاند. چند دانشگاه علوم پزشکی دیگر هم که من جداگانه بررسی کردم وضعیت به این شکل بود:
علوم پزشکی کرمانشاه سال قبل رتبه ۳۵۱ تا ۴۰۰ بوده و امسال رتبه ۴۰۱ تا ۴۵۰
علوم پزشکی تهران سال قبل رتبه ۵۰۱ تا ۶۰۰ و الان ۵۰۱ تا ۵۵۰
علوم پزشکی شیراز سال قبل رتبه ۶۰۱ تا ۸۰۰ و الان ۶۵۱ تا ۷۰۰
علوم پزشکی ایران و اصفهان هر دو سال قبل رتبه ۶۰۱ تا ۸۰۰ و امسال ۷۰۱ تا ۸۰۰
اینجا هم لیست دانشگاههای ایرانی به ترتیب که جزو ۱۰۰۰ دانشگاه برتر دنیا هست را قرار میدهم:
Amirkabir University of Technology
Iran University of Science and Technology
Kermanshah University of Medical Sciences
سه دانشگاه بالا در رتبه های ۴۰۱ تا ۴۵۰ جهان قرار دارند.
Sharif University of Technology
University of Tehran
دو دانشگاه بالا در رتبه ۴۰۱ تا ۵۰۰ جهان قرار دارند.
رتبه ۵۰۱–۵۵۰
Tehran University of Medical Sciences
رتبه ۵۵۱ تا ۶۰۰
Shiraz University of Technology
رتبه ۶۵۱ تا ۷۰۰
Shiraz University of Medical Sciences
رتبه 701–800
Babol Noshirvani University of Technology
Bushehr University of Medical Sciences (BPUMS)
Iran University of Medical Sciences
Isfahan University of Medical Sciences
Isfahan University of Technology
Kurdistan University of Medical Sciences
Semnan University of Medical Sciences and Health Services
Shahid Beheshti University of Medical Sciences
Tabriz University of Medical Sciences
University of Tabriz
Urmia University of Medical Sciences
رتبه های ۸۰۱ تا ۱۰۰
Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences (AJUMS)
Arak University of Medical Sciences
Babol University of Medical Sciences
Golestan University of Medical Sciences
Kerman University of Medical Sciences
Mashhad University of Medical Sciences
Rafsanjan University of Medical Sciences
Shahid Beheshti University
Shahroud University of Medical Sciences
Shiraz University
Urmia University
@Scientometric
۷۵ دانشگاه از ایران در این رتبه بندی قرار دارند و از این نظر ایران یکی از کشورهای با بیشترین تعداد دانشگاه هست. این عدد برای ترکیه ۱۲۴، برای عربستان ۳۴ و برای اسراییل ۸ مورد است.
چندی قبل نتایج رتبهبندی بخش تاثیرگذاری این موسسه اعلام شده بود و ایران در آن قرار نداشت و طی مکاتبهای که با آنها داشتم اعلام کردند که
مؤسساتی که در کشورها یا شرایطی هستند که ممکن است مشمول تحریمهای بینالمللی باشند، به دلیل الزامات رعایت قوانین تحریمها (compliance) تا زمانی که تحریمها برقرار است، نمیتوانند در Sustainability Impact Ratings شرکت کنند.شرکت در این رتبهبندی مستلزم عضویت در Sustainability Impact Network و پرداخت هزینه است. اما به دلیل تحریمهای بینالمللی و الزامات مربوط به رعایت قوانین تحریمها (compliance requirements)، امکان دریافت این پرداختها از ایران وجود ندارد. دو پست زیر:
https://t.me/Scientometric/7279
https://t.me/Scientometric/7273
حالا اما نتایج مربوط به رتبه بندی کلی اعلام شده است. تا جایی که من بررسی کردم، برای تقریبا همه دانشگاههای زیر، یا وضعیت نسبت به قبل افت داشته یا در همان حد قبلی باقی مانده است. تنها علوم پزشکی کردستان و سمنان بهبود رتبه داشتهاند. چند دانشگاه علوم پزشکی دیگر هم که من جداگانه بررسی کردم وضعیت به این شکل بود:
علوم پزشکی کرمانشاه سال قبل رتبه ۳۵۱ تا ۴۰۰ بوده و امسال رتبه ۴۰۱ تا ۴۵۰
علوم پزشکی تهران سال قبل رتبه ۵۰۱ تا ۶۰۰ و الان ۵۰۱ تا ۵۵۰
علوم پزشکی شیراز سال قبل رتبه ۶۰۱ تا ۸۰۰ و الان ۶۵۱ تا ۷۰۰
علوم پزشکی ایران و اصفهان هر دو سال قبل رتبه ۶۰۱ تا ۸۰۰ و امسال ۷۰۱ تا ۸۰۰
اینجا هم لیست دانشگاههای ایرانی به ترتیب که جزو ۱۰۰۰ دانشگاه برتر دنیا هست را قرار میدهم:
Amirkabir University of Technology
Iran University of Science and Technology
Kermanshah University of Medical Sciences
سه دانشگاه بالا در رتبه های ۴۰۱ تا ۴۵۰ جهان قرار دارند.
Sharif University of Technology
University of Tehran
دو دانشگاه بالا در رتبه ۴۰۱ تا ۵۰۰ جهان قرار دارند.
رتبه ۵۰۱–۵۵۰
Tehran University of Medical Sciences
رتبه ۵۵۱ تا ۶۰۰
Shiraz University of Technology
رتبه ۶۵۱ تا ۷۰۰
Shiraz University of Medical Sciences
رتبه 701–800
Babol Noshirvani University of Technology
Bushehr University of Medical Sciences (BPUMS)
Iran University of Medical Sciences
Isfahan University of Medical Sciences
Isfahan University of Technology
Kurdistan University of Medical Sciences
Semnan University of Medical Sciences and Health Services
Shahid Beheshti University of Medical Sciences
Tabriz University of Medical Sciences
University of Tabriz
Urmia University of Medical Sciences
رتبه های ۸۰۱ تا ۱۰۰
Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences (AJUMS)
Arak University of Medical Sciences
Babol University of Medical Sciences
Golestan University of Medical Sciences
Kerman University of Medical Sciences
Mashhad University of Medical Sciences
Rafsanjan University of Medical Sciences
Shahid Beheshti University
Shahroud University of Medical Sciences
Shiraz University
Urmia University
@Scientometric
❤11
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
بیانیه «چرا آزادی آکادمیک اکنون اهمیت دارد؟»
📯 چند روز پیش، انجمن استادان دانشگاههای آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۶ بیانیه «چرا آزادی آکادمیک اکنون اهمیت دارد» را منتشر کرد. زمینه صدور آن، نامه سوم اوت وزیر آموزش آمریکا به رؤسای دانشگاهها و هیئتهای حاکم، با عنوان «فراخوان ملی برای اقدام» بود. انجمن این نامه را، باوجود لحن دعوت به گفتوگو، ادامه تلاش دولت برای تحمیل اولویتهای سیاسی با اهرمهای مالی و حقوقی ارزیابی کرد و دانشگاهیان را به دفاع از استقلال آموزش و پژوهش، بهویژه در موضوعات بحثبرانگیز و نامحبوب، فراخواند.
📍تثبیت آزادی آکادمیک در آمریکا حاصل تلاش طولانی استادان بود. تأسیس انجمن در سال ۱۹۱۵، نهادی برای تدوین اصول این آزادی و بررسی موارد نقض آن ایجاد کرد. استادان با سازمانیابی، تحقیق درباره برکناری همکاران و تدوین معیارهای حرفهای، برای استقلال علمی پشتوانهای جمعی فراهم کردند. این تجربه نشان میدهد که تلاش برای حفاظت از آزادی علمی میتواند از همبستگی و اقدام خودجوش استادان آغاز شود.
📍این تلاشها در سال ۱۹۴۰، با همکاری انجمن کالجهای آمریکا، به تدوین «بیانیه اصول آزادی آکادمیک و تثبیت استخدامی» انجامید. سند، تأکید کرد که
این سند آزادی پژوهش، انتشار نتایج و تدریس موضوع تخصصی را به رسمیت شناخت و این اصول به یکی از مبانی حمایت از آزادی آکادمیک در آمریکا تبدیل شد.
📍تهدید این آزادی همیشه با دستور صریح یا اخراج همراه نیست. حامی مالی ممکن است انتشار نتایج را به تأیید خود مشروط کند؛ یا پژوهشگر نگران باشد که انتخاب موضوعی حساس، دریافت بودجه و پیشرفت حرفهای او را دشوار سازد. پیامد چنین شرایطی، حتی بدون ممنوعیت مکتوب، میتواند «خودسانسوری» باشد: پرسشی مطرح نمیشود، نتیجهای منتشر نمیشود یا موضوعی از آموزش کنار گذاشته میشود. جامعه نیز از دانشی که میتوانست به بهبود آن کمک کند محروم میماند.
📍استادان در حفاظت از این آزادی مسئولیت دارند. روشنکردن شرایط همکاری و حق انتشار نتایج، شناسایی و مستندسازی فشارهای محدودکننده و دفاع مستدل از همکاران تحت فشار، اقداماتی در این مسیرند. در محیطهای بسته، گفتوگوی حرفهای میان همکاران و حمایت متقابل میتواند نقطه آغاز باشد. چنین همراهیای، نگرانیهای پراکنده را به مسئلهای مشترک تبدیل میکند و امکان پیگیری جمعی را افزایش میدهد. تجربه تاریخی انجمن یادآور میشود که پشتوانه جمعی استقلال علمی، با مشارکت خود استادان شکل میگیرد.
📍این دفاع باید با کیفیت علمی همراه باشد. گزارش صادقانه دادهها، توضیح محدودیتها، پذیرش نقد تخصصی و رعایت اخلاق پژوهش، اعتبار استقلال حرفهای را حفظ میکند. در آموزش نیز انتخاب مطالب و شیوه تدریس باید بر اهداف علمی درس استوار باشد. آزادی آکادمیک امکان بررسی آزادانه ادعاها را فراهم میکند؛ اعتبار آنها همچنان به شواهد و ارزیابی تخصصی وابسته است.
📍بیانیه جدید، حفاظت از موضوعات بحثبرانگیز را بخش ضروری دفاع از آزادی آکادمیک میداند.
استادان با حفظ استانداردهای علمی و حمایت از استقلال یکدیگر، میتوانند برای تحقق این نیاز عمومی قدم بردارند.
🔗https://www.aaup.org/reports-publications/aaup-policies-report
📯 چند روز پیش، انجمن استادان دانشگاههای آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۶ بیانیه «چرا آزادی آکادمیک اکنون اهمیت دارد» را منتشر کرد. زمینه صدور آن، نامه سوم اوت وزیر آموزش آمریکا به رؤسای دانشگاهها و هیئتهای حاکم، با عنوان «فراخوان ملی برای اقدام» بود. انجمن این نامه را، باوجود لحن دعوت به گفتوگو، ادامه تلاش دولت برای تحمیل اولویتهای سیاسی با اهرمهای مالی و حقوقی ارزیابی کرد و دانشگاهیان را به دفاع از استقلال آموزش و پژوهش، بهویژه در موضوعات بحثبرانگیز و نامحبوب، فراخواند.
📍تثبیت آزادی آکادمیک در آمریکا حاصل تلاش طولانی استادان بود. تأسیس انجمن در سال ۱۹۱۵، نهادی برای تدوین اصول این آزادی و بررسی موارد نقض آن ایجاد کرد. استادان با سازمانیابی، تحقیق درباره برکناری همکاران و تدوین معیارهای حرفهای، برای استقلال علمی پشتوانهای جمعی فراهم کردند. این تجربه نشان میدهد که تلاش برای حفاظت از آزادی علمی میتواند از همبستگی و اقدام خودجوش استادان آغاز شود.
📍این تلاشها در سال ۱۹۴۰، با همکاری انجمن کالجهای آمریکا، به تدوین «بیانیه اصول آزادی آکادمیک و تثبیت استخدامی» انجامید. سند، تأکید کرد که
دانشگاه در خدمت خیر عمومی است و جامعه برای جستوجوی حقیقت و گسترش دانش به آزادی فعالیت علمی نیاز دارد.
این سند آزادی پژوهش، انتشار نتایج و تدریس موضوع تخصصی را به رسمیت شناخت و این اصول به یکی از مبانی حمایت از آزادی آکادمیک در آمریکا تبدیل شد.
📍تهدید این آزادی همیشه با دستور صریح یا اخراج همراه نیست. حامی مالی ممکن است انتشار نتایج را به تأیید خود مشروط کند؛ یا پژوهشگر نگران باشد که انتخاب موضوعی حساس، دریافت بودجه و پیشرفت حرفهای او را دشوار سازد. پیامد چنین شرایطی، حتی بدون ممنوعیت مکتوب، میتواند «خودسانسوری» باشد: پرسشی مطرح نمیشود، نتیجهای منتشر نمیشود یا موضوعی از آموزش کنار گذاشته میشود. جامعه نیز از دانشی که میتوانست به بهبود آن کمک کند محروم میماند.
📍استادان در حفاظت از این آزادی مسئولیت دارند. روشنکردن شرایط همکاری و حق انتشار نتایج، شناسایی و مستندسازی فشارهای محدودکننده و دفاع مستدل از همکاران تحت فشار، اقداماتی در این مسیرند. در محیطهای بسته، گفتوگوی حرفهای میان همکاران و حمایت متقابل میتواند نقطه آغاز باشد. چنین همراهیای، نگرانیهای پراکنده را به مسئلهای مشترک تبدیل میکند و امکان پیگیری جمعی را افزایش میدهد. تجربه تاریخی انجمن یادآور میشود که پشتوانه جمعی استقلال علمی، با مشارکت خود استادان شکل میگیرد.
📍این دفاع باید با کیفیت علمی همراه باشد. گزارش صادقانه دادهها، توضیح محدودیتها، پذیرش نقد تخصصی و رعایت اخلاق پژوهش، اعتبار استقلال حرفهای را حفظ میکند. در آموزش نیز انتخاب مطالب و شیوه تدریس باید بر اهداف علمی درس استوار باشد. آزادی آکادمیک امکان بررسی آزادانه ادعاها را فراهم میکند؛ اعتبار آنها همچنان به شواهد و ارزیابی تخصصی وابسته است.
📍بیانیه جدید، حفاظت از موضوعات بحثبرانگیز را بخش ضروری دفاع از آزادی آکادمیک میداند.
جامعه به دانشگاهی نیاز دارد که مسائل دشوار را بررسی کند و یافتههایش را، حتی اگر مطلوب صاحبان قدرت نباشد، صادقانه در اختیار عموم بگذارد.
استادان با حفظ استانداردهای علمی و حمایت از استقلال یکدیگر، میتوانند برای تحقق این نیاز عمومی قدم بردارند.
🔗https://www.aaup.org/reports-publications/aaup-policies-report
❤8👍4👎1🙏1
Telegram
Scientometrics
احتمالا تا به حال با گزینه Deep Research در ChatGPT یا سایر ابزارهای هوش مصنوعی کار کردهاید.
امروز متوجه این کارکرد از هوش مصنوعی الزویر با نام leapspace شدم (از این توئیت) که عمدتا مبتنی بر دادگان اسکپوس است و به شما در انجام مرور منابع یا literature review کمک میکند.
از اینجا قابل دسترسی است.
شما میتوانید یک ادعا یا سوال را در کادری که در عکس مشاهده میکنید قرار دهید، و بعد این ایزار از مقالات موجود در اسکپوس سعی میکند مستندات موافق یا مخالف ادعای شما را در یک گزارش کامل همراه با خلاصه، مقدمه و نتیجهگیری ارائه دهد (به نوعی مرور منابع).
سطح اویدنس ها و رفرنس های موجود را هم بررسی و اعلام میکند و در نهایت منابع را لیست میکند که لازم است چک شود. دوره ۱۴ روزه با دسترسی کامل دارد. قابلیت آپلود فایل هم دارد.
من اینجا این ادعا را مطرح کردم که «آزادی آکادمیک در دانشگاههای ایران وضعیت قابل قبول و رو به بهبودی دارد»
ترجمه بخش نتیجهگیری این گزارش با هوش مصنوعی:
«این گزاره که آزادی آکادمیک در دانشگاههای ایران در حال حاضر در سطحی قابلقبول قرار دارد و بهتدریج در حال بهبود است، توسط شواهد ارائهشده پشتیبانی نمیشود.
منابع موجود بهطور منسجمتری نشاندهنده حکمرانی متمرکز، محدودیتهای بوروکراتیک و ایدئولوژیک، کنترل اعضای هیئت علمی مبتنی بر شاخصها، طراحی برنامههای درسی از بالا به پایین، و محدودیت در ابراز نظر دانشجویان است. برخی نشانههای مثبت یا معطوف به اصلاحات نیز وجود دارند، از جمله یک نتیجه حاصل از مقایسه نسبی و شواهدی از رشد تولیدات علمی.
اما این موارد بهتنهایی به معنای وجود شواهد قوی و قابل اتکا مبنی بر این نیستند که آزادی آکادمیک بهطور کلی در سطح قابلقبولی قرار دارد یا بهتدریج در حال بهبود است.
بنابراین، کلیترین قضاوتی که میتوان با استناد به شواهد موجود ارائه کرد این است که: آزادی آکادمیک در دانشگاههای ایران محدود و نابرابر به نظر میرسد و شواهد کافی برای بهبود آن در طول زمان وجود ندارد.
پاسخ کامل را هم در فایل ورد از اینجا میتوانید ببینید.
مطالب مرتبط:
آخرین گزارش رسمی شاخص آزادی آکادمیک (لینک) در ایران نشان میدهد، رتبه ایران در بین ۱۷۹ کشور، ۱۷۳ است.
توضیحات در مورد روش بررسی شاخص آزادی آکادمیک: لینک
@Scientometric
امروز متوجه این کارکرد از هوش مصنوعی الزویر با نام leapspace شدم (از این توئیت) که عمدتا مبتنی بر دادگان اسکپوس است و به شما در انجام مرور منابع یا literature review کمک میکند.
از اینجا قابل دسترسی است.
شما میتوانید یک ادعا یا سوال را در کادری که در عکس مشاهده میکنید قرار دهید، و بعد این ایزار از مقالات موجود در اسکپوس سعی میکند مستندات موافق یا مخالف ادعای شما را در یک گزارش کامل همراه با خلاصه، مقدمه و نتیجهگیری ارائه دهد (به نوعی مرور منابع).
سطح اویدنس ها و رفرنس های موجود را هم بررسی و اعلام میکند و در نهایت منابع را لیست میکند که لازم است چک شود. دوره ۱۴ روزه با دسترسی کامل دارد. قابلیت آپلود فایل هم دارد.
من اینجا این ادعا را مطرح کردم که «آزادی آکادمیک در دانشگاههای ایران وضعیت قابل قبول و رو به بهبودی دارد»
ترجمه بخش نتیجهگیری این گزارش با هوش مصنوعی:
«این گزاره که آزادی آکادمیک در دانشگاههای ایران در حال حاضر در سطحی قابلقبول قرار دارد و بهتدریج در حال بهبود است، توسط شواهد ارائهشده پشتیبانی نمیشود.
منابع موجود بهطور منسجمتری نشاندهنده حکمرانی متمرکز، محدودیتهای بوروکراتیک و ایدئولوژیک، کنترل اعضای هیئت علمی مبتنی بر شاخصها، طراحی برنامههای درسی از بالا به پایین، و محدودیت در ابراز نظر دانشجویان است. برخی نشانههای مثبت یا معطوف به اصلاحات نیز وجود دارند، از جمله یک نتیجه حاصل از مقایسه نسبی و شواهدی از رشد تولیدات علمی.
اما این موارد بهتنهایی به معنای وجود شواهد قوی و قابل اتکا مبنی بر این نیستند که آزادی آکادمیک بهطور کلی در سطح قابلقبولی قرار دارد یا بهتدریج در حال بهبود است.
بنابراین، کلیترین قضاوتی که میتوان با استناد به شواهد موجود ارائه کرد این است که: آزادی آکادمیک در دانشگاههای ایران محدود و نابرابر به نظر میرسد و شواهد کافی برای بهبود آن در طول زمان وجود ندارد.
پاسخ کامل را هم در فایل ورد از اینجا میتوانید ببینید.
مطالب مرتبط:
آخرین گزارش رسمی شاخص آزادی آکادمیک (لینک) در ایران نشان میدهد، رتبه ایران در بین ۱۷۹ کشور، ۱۷۳ است.
توضیحات در مورد روش بررسی شاخص آزادی آکادمیک: لینک
@Scientometric
🔥8❤7👍3👌2
آخرین وضعیت بیماری های تنفسی در هفتهی منتهی به دهم مهر (لینک)، نشان می دهد که آنفولانزا که در هفته قبل روند کاهشی داشت، روندش افزاشی شده و بر عکس روند کرونا کاهشی شده است.
نمونههای مثبت از نظر آنفولانزا که روند کاهشی را نشان می داد و از ۲٪ به ۱/۷٪ رسیده بود حالا به ۲/۹٪ رسیده است.
برای کرونا که روندش افزایشی بود و از ۱۷ به ۱۷/۴٪ رسیده بود حالا روند کاهشی شده و به ۱۳/۷٪ رسیده است (اما همچنان بالاتر از آستانه سطح هشدار بالا)
برای تفسیر روند کاهشی یا افزایشی البته نیاز است تا دادههای هفتههای بعد هم در نظر گرفته شود تا در مورد تثبیت روند بتوان دقیقتر اظهار نظر کرد.
درصد مثبت آنفلوانزا در استانهای بوشهر (۱۸/۷٪) و فارس (۱۱/۶٪) بالاتر از آستانه هشدار بالا و در استانهای خوزستان و چهارمحال و بختیاری (۷/۳٪) و کرمان (۶٪) بالاتر از آستانه هشدار پایین (۵٪) گزارش شده است.
@Scientoemtric
نمونههای مثبت از نظر آنفولانزا که روند کاهشی را نشان می داد و از ۲٪ به ۱/۷٪ رسیده بود حالا به ۲/۹٪ رسیده است.
برای کرونا که روندش افزایشی بود و از ۱۷ به ۱۷/۴٪ رسیده بود حالا روند کاهشی شده و به ۱۳/۷٪ رسیده است (اما همچنان بالاتر از آستانه سطح هشدار بالا)
برای تفسیر روند کاهشی یا افزایشی البته نیاز است تا دادههای هفتههای بعد هم در نظر گرفته شود تا در مورد تثبیت روند بتوان دقیقتر اظهار نظر کرد.
درصد مثبت آنفلوانزا در استانهای بوشهر (۱۸/۷٪) و فارس (۱۱/۶٪) بالاتر از آستانه هشدار بالا و در استانهای خوزستان و چهارمحال و بختیاری (۷/۳٪) و کرمان (۶٪) بالاتر از آستانه هشدار پایین (۵٪) گزارش شده است.
@Scientoemtric
❤2😱2
پژوهشگران میگویند یک مطالعه کوچک در ایران، نتایج متاآنالیزها را به نفع استفاده از یک دارو ضدافسردگی در کودکان تغییر داده است.
یک گزارش جدید در Nature (لینک): شواهد مربوط به اثربخشی پروزاک (فلوکستین) برای درمان افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است بهطور قابلتوجهی تحت تاثیر یک کارآزمایی بالینی کوچک و مشکوک در ایران قرار گرفته باشد.
این مطالعه از ایران که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده، تنها ۴۰ کودک را بررسی کرده و فلوکستین را با نورتریپتیلین مقایسه کرده است. پژوهشگران مطالعه جدید (لینک) دریافتهاند که نتیجه این کارآزمایی، که برتری بسیار زیادی را برای فلوکستین نشان داده، با نتایج سایر مطالعات همخوانی نداشته است و اندازه اثر گزارششده در آن بسیار غیرمعمول بوده است. آنها همچنین به مشکلات دیگری در این مطالعه اشاره کردهاند: از جمله اینکه دادههای گزارششده نشان دادهاند نمرات افسردگی تقریبا در همه شرکتکنندگان هر گروه به میزان مشابهی تغییر کردهاند، در حالی که چنین الگوی منظمی در کارآزماییهای بالینی نادر است. همچنین توضیحی درباره روند دریافت تاییدیه اخلاقی مطالعه ارائه نشده است.
پژوهشگران با حذف دادههای این مطالعه از دو متاانالیز منتشرشده در سالهای ۲۰۱۶ (لینک) ۲۰۲۰ (لینک) دریافتهاند که برتری قابلتوجه فلوکستین نسبت به دارونما که در این متاآنالیزها گزارش شده بود، از بین رفته است.
یکی از این پژوهشگران می گوید این یافته نشان میدهد که چگونه حتی یک کارآزمایی اصطلاحا "زامبی"، یعنی مطالعهای با دادههایی آنقدر ناقص و غیرقابلاعتماد که نمیتوان به آنها استناد کرد، میتواند شواهد علمی مربوط به یک درمان پزشکی خط اول را مخدوش کند.
ظاهرا محققین ایرانی هم به این پژوهشگران پاسخ نداده اند و حتی وقتی نسخه پیش مقاله کار آنها هم سال قبل منتشر شده (لینک)، پژوهشگران ایرانی در این مورد با آن ها تماسی نگرفته اند (شاید هم اینترنت نداشتهاند)
متاآنالیز دیگری که سال ۲۰۲۱ که در کاکرین منتشر شده بود (لینک)، بهطور اتفاقی این مطالعه را وارد نکرده زیرا مطالعات مقایسهای با گروهی از داروهای ضدافسردگی شامل نورتریپتیلین را کنار گذاشته بوده است. متاآنالیز کاکرین در سال ۲۰۲۱ نتیجه گرفته بود که برتری فلوکستین نسبت به دارونما "کم و غیرمهم" است و احتمالا تفاوتی با سایر داروهای ضدافسردگی ندارد.
فلوکستین در حال حاضر یکی از داروهای ضدافسردگی است که بیشترین تجویز را برای کودکان دارد و بسیاری از دستورالعملهای ملی استفاده از آن را بر اساس شواهد متاآنالیزها توصیه کردهاند.
پژوهشگران تاکید کردهاند که این یافتهها اصلا به معنای توصیه به توقف تجویز فلوکستین برای کودکان نیست، اما معتقدند کمیتههای تدوین دستورالعملها باید توصیههای خود را دوباره بررسی کنند و شواهد جدید درباره قابلاعتماد نبودن این کارآزمایی را در تصمیمگیریهای خود در نظر بگیرند.
کودکانی که هماکنون فلوکستین مصرف میکنند نباید خودسرانه آن را قطع کنند و هرگونه کاهش دوز باید با نظر پزشک و بهتدریج انجام شود.
ناشر مجلهای که این کارآزمایی در آن منتشر شده است (MedKnow)، میگوید از تیم تحریریه مجله خواسته است این موضوع را بررسی کند و انتظار دارد به دلیل مشکلاتی که در حال حاضر ایران با آن مواجه است، این بررسی با تاخیر انجام شود.
@Scientometric
یک گزارش جدید در Nature (لینک): شواهد مربوط به اثربخشی پروزاک (فلوکستین) برای درمان افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است بهطور قابلتوجهی تحت تاثیر یک کارآزمایی بالینی کوچک و مشکوک در ایران قرار گرفته باشد.
این مطالعه از ایران که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده، تنها ۴۰ کودک را بررسی کرده و فلوکستین را با نورتریپتیلین مقایسه کرده است. پژوهشگران مطالعه جدید (لینک) دریافتهاند که نتیجه این کارآزمایی، که برتری بسیار زیادی را برای فلوکستین نشان داده، با نتایج سایر مطالعات همخوانی نداشته است و اندازه اثر گزارششده در آن بسیار غیرمعمول بوده است. آنها همچنین به مشکلات دیگری در این مطالعه اشاره کردهاند: از جمله اینکه دادههای گزارششده نشان دادهاند نمرات افسردگی تقریبا در همه شرکتکنندگان هر گروه به میزان مشابهی تغییر کردهاند، در حالی که چنین الگوی منظمی در کارآزماییهای بالینی نادر است. همچنین توضیحی درباره روند دریافت تاییدیه اخلاقی مطالعه ارائه نشده است.
پژوهشگران با حذف دادههای این مطالعه از دو متاانالیز منتشرشده در سالهای ۲۰۱۶ (لینک) ۲۰۲۰ (لینک) دریافتهاند که برتری قابلتوجه فلوکستین نسبت به دارونما که در این متاآنالیزها گزارش شده بود، از بین رفته است.
یکی از این پژوهشگران می گوید این یافته نشان میدهد که چگونه حتی یک کارآزمایی اصطلاحا "زامبی"، یعنی مطالعهای با دادههایی آنقدر ناقص و غیرقابلاعتماد که نمیتوان به آنها استناد کرد، میتواند شواهد علمی مربوط به یک درمان پزشکی خط اول را مخدوش کند.
ظاهرا محققین ایرانی هم به این پژوهشگران پاسخ نداده اند و حتی وقتی نسخه پیش مقاله کار آنها هم سال قبل منتشر شده (لینک)، پژوهشگران ایرانی در این مورد با آن ها تماسی نگرفته اند (شاید هم اینترنت نداشتهاند)
متاآنالیز دیگری که سال ۲۰۲۱ که در کاکرین منتشر شده بود (لینک)، بهطور اتفاقی این مطالعه را وارد نکرده زیرا مطالعات مقایسهای با گروهی از داروهای ضدافسردگی شامل نورتریپتیلین را کنار گذاشته بوده است. متاآنالیز کاکرین در سال ۲۰۲۱ نتیجه گرفته بود که برتری فلوکستین نسبت به دارونما "کم و غیرمهم" است و احتمالا تفاوتی با سایر داروهای ضدافسردگی ندارد.
فلوکستین در حال حاضر یکی از داروهای ضدافسردگی است که بیشترین تجویز را برای کودکان دارد و بسیاری از دستورالعملهای ملی استفاده از آن را بر اساس شواهد متاآنالیزها توصیه کردهاند.
پژوهشگران تاکید کردهاند که این یافتهها اصلا به معنای توصیه به توقف تجویز فلوکستین برای کودکان نیست، اما معتقدند کمیتههای تدوین دستورالعملها باید توصیههای خود را دوباره بررسی کنند و شواهد جدید درباره قابلاعتماد نبودن این کارآزمایی را در تصمیمگیریهای خود در نظر بگیرند.
کودکانی که هماکنون فلوکستین مصرف میکنند نباید خودسرانه آن را قطع کنند و هرگونه کاهش دوز باید با نظر پزشک و بهتدریج انجام شود.
ناشر مجلهای که این کارآزمایی در آن منتشر شده است (MedKnow)، میگوید از تیم تحریریه مجله خواسته است این موضوع را بررسی کند و انتظار دارد به دلیل مشکلاتی که در حال حاضر ایران با آن مواجه است، این بررسی با تاخیر انجام شود.
@Scientometric
Nature
Prozac use for childhood depression skewed by single flawed medical trial
Nature - One small study in Iran swayed meta-analyses in favour of antidepressant use in children, researchers say.
❤3😁1😢1
جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی سال ۲۰۲۶ بهصورت مشترک به Karl Deisseroth از آمریکا و Peter Hegemann و Georg Nagel از آلمان اعطا شد
این سه دانشمند به پاس کشفیاتشان درباره کانالهای یونی حساس به نور و توسعه روش اپتوژنتیک این جایزه را دریافت کردهاند.
برندگان جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی سال ۲۰۲۶، پایههای دورهای جدید در علوم اعصاب را بنا نهادهاند.
با استفاده از روش اپتوژنتیک، پژوهشگران توانستهاند مدارهای عصبی مرتبط با حافظههای خاص، احساسات و رفتارهایی را که با اختلالات عصبی و روانپزشکی ارتباط دارند، شناسایی کنند. در پزشکی بالینی نیز از این روش برای تلاش در جهت بازگرداندن بینایی در افراد دچار اختلالات بینایی استفاده شده است.
اپتوژنتیک درک ما از مغز را بهطور اساسی تغییر داده است. این روش امکان فعال یا غیرفعال کردن فعالیت سلولهای عصبی منفرد را در مغز زنده فراهم کرده است. هر روز یافتههای جدیدی در این زمینه به دست میآید که به حل یکی از بزرگترین معماهای بشریت کمک میکند: مغز شگفتانگیز ما چگونه کار میکند؟
توضیح: لینک
@Scientometric
این سه دانشمند به پاس کشفیاتشان درباره کانالهای یونی حساس به نور و توسعه روش اپتوژنتیک این جایزه را دریافت کردهاند.
برندگان جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی سال ۲۰۲۶، پایههای دورهای جدید در علوم اعصاب را بنا نهادهاند.
با استفاده از روش اپتوژنتیک، پژوهشگران توانستهاند مدارهای عصبی مرتبط با حافظههای خاص، احساسات و رفتارهایی را که با اختلالات عصبی و روانپزشکی ارتباط دارند، شناسایی کنند. در پزشکی بالینی نیز از این روش برای تلاش در جهت بازگرداندن بینایی در افراد دچار اختلالات بینایی استفاده شده است.
اپتوژنتیک درک ما از مغز را بهطور اساسی تغییر داده است. این روش امکان فعال یا غیرفعال کردن فعالیت سلولهای عصبی منفرد را در مغز زنده فراهم کرده است. هر روز یافتههای جدیدی در این زمینه به دست میآید که به حل یکی از بزرگترین معماهای بشریت کمک میکند: مغز شگفتانگیز ما چگونه کار میکند؟
توضیح: لینک
@Scientometric
❤8👍3
Scientometrics
جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی سال ۲۰۲۶ بهصورت مشترک به Karl Deisseroth از آمریکا و Peter Hegemann و Georg Nagel از آلمان اعطا شد این سه دانشمند به پاس کشفیاتشان درباره کانالهای یونی حساس به نور و توسعه روش اپتوژنتیک این جایزه را دریافت کردهاند. برندگان…
در ارتباط با برندگان جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۶
پیتر هگمان (Peter Hegemann) و گئورگ ناگل (Georg Nagel)، پروتئین شگفتانگیزی به نام channelrhodopsin را در یک جلبک تکسلولی کشف کردهاند. هگمان در تلاش برای درک این موضوع بوده است که جلبک تکسلولی کلامیدوموناس (Chlamydomonas) چگونه میتواند به سمت منبع نور حرکت کند. او و گئورگ ناگل در اوایل دهه ۲۰۰۰، channelrhodopsin را کشف کردهاند. پروتئینی با ویژگیهای منحصربهفرد که روی سطح سلول این جلبک قرار دارد. هنگامی که نور آبی به این پروتئین تابانده میشود، کانالی در آن باز شده و یونهای باردار وارد سلول میشوند و یک پیام الکتریکی ایجاد میکنند. آنها دریافتهاند که قرار دادن این پروتئین در هر نوع سلولی، آن سلول را به نور حساس میکند.
کارل دیسروث (Karl Deisseroth)، دیگر برنده نوبل پزشکی امسال، channelrhodopsin را به یک کلید کنترلشونده با نور برای سلولهای عصبی تبدیل کرده است. او ژن channelrhodopsin را وارد سلولهای عصبی موشها کرده و با تاباندن نور آبی به این سلولها توانسته است یک پیام عصبی ایجاد کند. او این یافته مهم را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرده است. دو سال بعد نیز توانسته است این کلید کنترلشونده با نور را در مغز موشهای زنده به کار گیرد.
در ادامه، پژوهشگران پروتئینهای بیشتری پیدا کردهاند که میتوانند سلولهای عصبی را فعال یا غیرفعال کنند و با طول موجهای مختلف نور فعال میشوند. در سال ۲۰۰۶، این روش «اپتوژنتیک» نام گرفته است
یک سال بعد، گروه پژوهشی دیسروث توانسته است سلولهای عصبی را در مغز موشهای زنده فعال کند. آنها ژن channelrhodopsin-2 را وارد نوع خاصی از سلولهای عصبی در قشر حرکتی مغز کردهاند و سپس با استفاده از یک فیبر نوری باریک که از طریق سوراخ کوچکی در جمجمه وارد مغز شده، این سلولها را با نور تحریک کردهاند. در نتیجه توانستهاند حرکات سبیلهای موش را کنترل کنند
در همان سال، دیسروث و همکارانش از اپتوژنتیک برای بیدار کردن کنترلشده موشهای خوابیده نیز استفاده کردهاند. آنها channelrhodopsin-2 را وارد نوعی سلول عصبی کردهاند که تصور میشد در بیداری نقش دارد. تاباندن نور به این سلولها باعث بیدار شدن موشها شده و این فرضیه را تایید کرده است
یکی دیگر از یافتههای مهم در سالهای ابتدایی اپتوژنتیک در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است. دیسروث با همکاری سوسومو تونگاوا (Susumu Tonegawa)، برنده جایزه نوبل سال ۱۹۸۷، توانسته است «اِنگرام» یا الگوی مشخصی از مسیرهای عصبی را که هنگام شکلگیری یک خاطره ایجاد میشود، فعال کند. آنها مغز موشها را هنگام تجربه ترس بررسی کرده و سلولهای عصبی که به نظر میرسیدند در شکلگیری این خاطره نقش دارند را شناسایی کردهاند. هنگامی که این سلولها بعدا دوباره فعال شدهاند، موشها نشانههای ترس را نشان دادهاند، حتی در شرایطی که در معرض خطری نبودهاند. این نخستین آزمایشی بوده که نشان داده کدام سلولهای عصبی برای شکلگیری یک خاطره خاص ضروری هستند
نخستین گامها برای استفاده درمانی از اپتوژنتیک برداشته شده. مثلا در کارآزماییهای بالینی در حال انجام، از این روش برای تلاش در جهت بازگرداندن بینایی افرادی استفاده میشود که به دلیل رتینیت پیگمنتوزا، بیماریای که سلولهای استوانهای و مخروطی چشم را از بین میبرد، نابینا شدهاند. در یکی از این موارد، وارد کردن پروتئینی شبیه channelrhodopsin به شبکیه یک فرد نابینا باعث بازگشت بخشی از بینایی شده است و فرد با استفاده از عینکهای ویژهای که نور ساطع میکنند، توانسته است اشیا را روی میز تشخیص داده و بردارد.
توضیحات: لینک
مقالات اصلی مرتبط:
Harz, H., Nonnengasser, C., Hegemann, P. The photoreceptor current of the green alga Chlamydomonas. Philos. Trans. R. Soc. Lond. Ser. B: Biol. Sci. 1992:338:39–52.
Nagel G, Ollig D, Fuhrmann M, Kateriya S, Musti AM, Bamberg E, Hegemann P. Channelrhodopsin-1: a light-gated proton channel in green algae. Science. 2002:296:2395–2398.
Nagel G, Szellas T, Huhn W, Kateriya S, Adeishvili N, Berthold P, Ollig D, Hegemann P, Bamberg E. Channelrhodopsin-2, a directly light-gated cation selective membrane channel. Proc. Natl. Acad. Sci. U. S. A. 2003:100:13940–13945.
Boyden ES, Zhang F, Bamberg E, Nagel G, Deisseroth K. Millisecond-timescale, genetically targeted optical control of neural activity. Nat. Neurosci. 2005:8:1263–1268.
Aravanis AM, Wang LP, Zhang F, Meltzer LA, Mogri MZ, Schneider MB, Deisseroth K. An optical neural interface: in vivo control of rodent motor cortex with integrated fiberoptic and optogenetic technology. J Neural Eng. 2007:4:S143–156
@Scientometric
پیتر هگمان (Peter Hegemann) و گئورگ ناگل (Georg Nagel)، پروتئین شگفتانگیزی به نام channelrhodopsin را در یک جلبک تکسلولی کشف کردهاند. هگمان در تلاش برای درک این موضوع بوده است که جلبک تکسلولی کلامیدوموناس (Chlamydomonas) چگونه میتواند به سمت منبع نور حرکت کند. او و گئورگ ناگل در اوایل دهه ۲۰۰۰، channelrhodopsin را کشف کردهاند. پروتئینی با ویژگیهای منحصربهفرد که روی سطح سلول این جلبک قرار دارد. هنگامی که نور آبی به این پروتئین تابانده میشود، کانالی در آن باز شده و یونهای باردار وارد سلول میشوند و یک پیام الکتریکی ایجاد میکنند. آنها دریافتهاند که قرار دادن این پروتئین در هر نوع سلولی، آن سلول را به نور حساس میکند.
کارل دیسروث (Karl Deisseroth)، دیگر برنده نوبل پزشکی امسال، channelrhodopsin را به یک کلید کنترلشونده با نور برای سلولهای عصبی تبدیل کرده است. او ژن channelrhodopsin را وارد سلولهای عصبی موشها کرده و با تاباندن نور آبی به این سلولها توانسته است یک پیام عصبی ایجاد کند. او این یافته مهم را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرده است. دو سال بعد نیز توانسته است این کلید کنترلشونده با نور را در مغز موشهای زنده به کار گیرد.
در ادامه، پژوهشگران پروتئینهای بیشتری پیدا کردهاند که میتوانند سلولهای عصبی را فعال یا غیرفعال کنند و با طول موجهای مختلف نور فعال میشوند. در سال ۲۰۰۶، این روش «اپتوژنتیک» نام گرفته است
یک سال بعد، گروه پژوهشی دیسروث توانسته است سلولهای عصبی را در مغز موشهای زنده فعال کند. آنها ژن channelrhodopsin-2 را وارد نوع خاصی از سلولهای عصبی در قشر حرکتی مغز کردهاند و سپس با استفاده از یک فیبر نوری باریک که از طریق سوراخ کوچکی در جمجمه وارد مغز شده، این سلولها را با نور تحریک کردهاند. در نتیجه توانستهاند حرکات سبیلهای موش را کنترل کنند
در همان سال، دیسروث و همکارانش از اپتوژنتیک برای بیدار کردن کنترلشده موشهای خوابیده نیز استفاده کردهاند. آنها channelrhodopsin-2 را وارد نوعی سلول عصبی کردهاند که تصور میشد در بیداری نقش دارد. تاباندن نور به این سلولها باعث بیدار شدن موشها شده و این فرضیه را تایید کرده است
یکی دیگر از یافتههای مهم در سالهای ابتدایی اپتوژنتیک در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است. دیسروث با همکاری سوسومو تونگاوا (Susumu Tonegawa)، برنده جایزه نوبل سال ۱۹۸۷، توانسته است «اِنگرام» یا الگوی مشخصی از مسیرهای عصبی را که هنگام شکلگیری یک خاطره ایجاد میشود، فعال کند. آنها مغز موشها را هنگام تجربه ترس بررسی کرده و سلولهای عصبی که به نظر میرسیدند در شکلگیری این خاطره نقش دارند را شناسایی کردهاند. هنگامی که این سلولها بعدا دوباره فعال شدهاند، موشها نشانههای ترس را نشان دادهاند، حتی در شرایطی که در معرض خطری نبودهاند. این نخستین آزمایشی بوده که نشان داده کدام سلولهای عصبی برای شکلگیری یک خاطره خاص ضروری هستند
نخستین گامها برای استفاده درمانی از اپتوژنتیک برداشته شده. مثلا در کارآزماییهای بالینی در حال انجام، از این روش برای تلاش در جهت بازگرداندن بینایی افرادی استفاده میشود که به دلیل رتینیت پیگمنتوزا، بیماریای که سلولهای استوانهای و مخروطی چشم را از بین میبرد، نابینا شدهاند. در یکی از این موارد، وارد کردن پروتئینی شبیه channelrhodopsin به شبکیه یک فرد نابینا باعث بازگشت بخشی از بینایی شده است و فرد با استفاده از عینکهای ویژهای که نور ساطع میکنند، توانسته است اشیا را روی میز تشخیص داده و بردارد.
توضیحات: لینک
مقالات اصلی مرتبط:
Harz, H., Nonnengasser, C., Hegemann, P. The photoreceptor current of the green alga Chlamydomonas. Philos. Trans. R. Soc. Lond. Ser. B: Biol. Sci. 1992:338:39–52.
Nagel G, Ollig D, Fuhrmann M, Kateriya S, Musti AM, Bamberg E, Hegemann P. Channelrhodopsin-1: a light-gated proton channel in green algae. Science. 2002:296:2395–2398.
Nagel G, Szellas T, Huhn W, Kateriya S, Adeishvili N, Berthold P, Ollig D, Hegemann P, Bamberg E. Channelrhodopsin-2, a directly light-gated cation selective membrane channel. Proc. Natl. Acad. Sci. U. S. A. 2003:100:13940–13945.
Boyden ES, Zhang F, Bamberg E, Nagel G, Deisseroth K. Millisecond-timescale, genetically targeted optical control of neural activity. Nat. Neurosci. 2005:8:1263–1268.
Aravanis AM, Wang LP, Zhang F, Meltzer LA, Mogri MZ, Schneider MB, Deisseroth K. An optical neural interface: in vivo control of rodent motor cortex with integrated fiberoptic and optogenetic technology. J Neural Eng. 2007:4:S143–156
@Scientometric
Telegram
Scientometrics
جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی سال ۲۰۲۶ بهصورت مشترک به Karl Deisseroth از آمریکا و Peter Hegemann و Georg Nagel از آلمان اعطا شد
این سه دانشمند به پاس کشفیاتشان درباره کانالهای یونی حساس به نور و توسعه روش اپتوژنتیک این جایزه را دریافت کردهاند.
برندگان…
این سه دانشمند به پاس کشفیاتشان درباره کانالهای یونی حساس به نور و توسعه روش اپتوژنتیک این جایزه را دریافت کردهاند.
برندگان…
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روش اپتوژنتیک که امروز حالا منجر به دریافت جایزه نوبل شد(لینک)، این امکان را میدهد تا با استفاده از پروتئینهای حساس به نور امکان فعالسازی نورونهای خاص فراهم شود.
در یک ویدیو از این روش از مقاله ساینس (لینک)، تاباندن نور به موش باعث فعال شدن گروه بسیار مشخصی از نورونها شده که در این موش رفتار تکان دادن بدن برای خشک کردن خود، شبیه تکان دادن بدن یک سگ خیس، ایجاد میکند.
توضیحات در پست قبلی:
https://t.me/Scientometric/7309
@Scientometric
در یک ویدیو از این روش از مقاله ساینس (لینک)، تاباندن نور به موش باعث فعال شدن گروه بسیار مشخصی از نورونها شده که در این موش رفتار تکان دادن بدن برای خشک کردن خود، شبیه تکان دادن بدن یک سگ خیس، ایجاد میکند.
توضیحات در پست قبلی:
https://t.me/Scientometric/7309
@Scientometric
❤7😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو هم در مورد استفاده اولیه از اپتوژنتیک برای کمک به بازگرداندن بینایی برای مثال در رتینیت پیگمنتوزا است که در پست با لینک زیر توضیح دادم.
https://t.me/Scientometric/7313
https://t.me/Scientometric/7313
👍7👀2❤1🔥1
دسترسی به پایگاه داده بار جهانی بیماری ها (Global Burden of Disease یا GBD) که مرتبط با موسسه IHME از دانشگاه واشنگتن است، از داخل ایران مسدود شده است!
از پستهای ایکس
pegah_rasoulian و _tripleg94
تصور کنید پزشک و پژوهشگر باشید و فقط به این دلیل که ایرانی هستید، از دسترسی به پایگاه داده «بار جهانی بیماریها» (Global Burden of Disease یا GBD) محروم شوید!!!
GBD:
دادههای سلامت جهانی که برای درک بار بیماریها و کمک به سیاستگذاریهای سلامت مورد استفاده قرار میگیرند!!
جالب است که شما در حال نقض اصل عدم تبعیض دانشگاه واشنگتن هستید. این یک نمونه آشکار از تبعیض نژادی است.
@Scientometric
از پستهای ایکس
pegah_rasoulian و _tripleg94
تصور کنید پزشک و پژوهشگر باشید و فقط به این دلیل که ایرانی هستید، از دسترسی به پایگاه داده «بار جهانی بیماریها» (Global Burden of Disease یا GBD) محروم شوید!!!
GBD:
دادههای سلامت جهانی که برای درک بار بیماریها و کمک به سیاستگذاریهای سلامت مورد استفاده قرار میگیرند!!
جالب است که شما در حال نقض اصل عدم تبعیض دانشگاه واشنگتن هستید. این یک نمونه آشکار از تبعیض نژادی است.
@Scientometric
😢9❤2😱1