💢 راههای پیشگیری از گزیدگی کنه و بیماریهای منتقلشده در تابستان
تابستان یعنی روزهای بلند در فضای باز، اما در بخش بزرگی از اروپا همچنین فصل اوج کنه هاست.
خبر خوب این است که با چند عادت ساده میتوان خطر گزش را به شکل چشمگیری کاهش داد.کنهها از بهار تا پاییز در بخش بزرگی از اروپا فعال هستند و معمولا در جنگلها، چمنزارها، پارکها، باغها و سایر مناطق دارای پوشش گیاهی دیده میشوند.
این بندپایان میتوانند بیماریهایی از جمله بیماری لایم (بورلیوز لایم) و التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) را منتقل کنند.
وجود این خطر دلیلی برای در خانه ماندن نیست. اما صرف چند دقیقه برای انتخاب لباس محافظ، استفاده از مواد دورکننده حشرات و بررسی بدن برای یافتن کنه پس از بازگشت میتواند زمان حضور در فضای باز را بهطور قابل توجهی ایمنتر کند.
قاعده اول ساده است: دسترسی کنهها به پوست خود را سخت کنید.
هنگام راه رفتن در مناطقی که ممکن است کنه در آنجا وجود داشته باشد، شلوار بلند و لباس آستین بلند بپوشید و لبه شلوار را داخل جوراب یا کفش قرار دهید.
لباسهای روشن پیدا کردن کنهها را آسانتر میکند. در صورت لزوم، با رعایت دستورالعمل محصول، از فرآوردههای تاییدشده دورکننده حشرات روی پوست بدون پوشش و روی لباس استفاده کنید.
به مسیر راه رفتن خود هم باید توجه کنید.کنهها معمولا روی پوشش گیاهی منتظر میزبان میمانند، بنابراین حرکت در مسیرهای باز و مشخص و پرهیز از عبور از میان علفهای بلند، بوتهزارهای انبوه و درختچهها میتواند احتمال مواجهه را کاهش دهد.
این نکته بهویژه هنگام پیادهروی در طبیعت، کمپزدن، باغبانی یا گذراندن وقت در پارکها و مناطق جنگلی اهمیت دارد.پس از بودن در فضای باز، تمام بدن خود را بررسی کنید.به چینهای پوست، ناحیه کشاله ران، زیر بغل، دور کمر و پشت زانوها توجه ویژه داشته باشید.
سر و گردن کودکان نیز باید با دقت بررسی شود. حیوانات خانگی را هم باید بازبینی کرد.
کنه شما را نیش زده است؟ نگران نشوید
اگر کنهای را روی پوست خود پیدا کردید، آن را هرچه زودتر جدا کنید. از آنجا که احتمال انتقال بیماری لایم در چند ساعت نخست پس از گزش کم است، جدا کردن فوری کنههای چسبیده به پوست خطر را کاهش میدهد.
با استفاده از موچین نوکباریک، کنه را تا حد امکان نزدیک به سطح پوست بگیرید و بدون پیچاندن یا تکان ناگهانی، آن را بهآرامی مستقیم به سمت بالا بکشید.
سپس محل گزش و دستان خود را با آب و صابون بشویید و از یک ماده ضدعفونیکننده استفاده کنید.
اما وقتی پای بیماریها در میان است...بیماری لایم ناشی از باکتری است و معمولا با آنتیبیوتیکها بهخوبی درمان میشود.
در حال حاضر واکسن تاییدشدهای علیه بیماری لایم وجود ندارد، به همین دلیل پیشگیری از گزش و خارج کردن سریع کنهها اهمیت ویژهای دارد.اما التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) متفاوت است.
این بیماری بر اثر ویروس ایجاد میشود و میتواند دستگاه عصبی مرکزی را درگیر کند و گاهی باعث مننژیت یا التهاب مغز شود.
درمان اختصاصی برای TBE وجود ندارد، اما واکسیناسیون یکی از موثرترین راههای پیشگیری از TBE است. منبع به زبان انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
تابستان یعنی روزهای بلند در فضای باز، اما در بخش بزرگی از اروپا همچنین فصل اوج کنه هاست.
خبر خوب این است که با چند عادت ساده میتوان خطر گزش را به شکل چشمگیری کاهش داد.کنهها از بهار تا پاییز در بخش بزرگی از اروپا فعال هستند و معمولا در جنگلها، چمنزارها، پارکها، باغها و سایر مناطق دارای پوشش گیاهی دیده میشوند.
این بندپایان میتوانند بیماریهایی از جمله بیماری لایم (بورلیوز لایم) و التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) را منتقل کنند.
وجود این خطر دلیلی برای در خانه ماندن نیست. اما صرف چند دقیقه برای انتخاب لباس محافظ، استفاده از مواد دورکننده حشرات و بررسی بدن برای یافتن کنه پس از بازگشت میتواند زمان حضور در فضای باز را بهطور قابل توجهی ایمنتر کند.
قاعده اول ساده است: دسترسی کنهها به پوست خود را سخت کنید.
هنگام راه رفتن در مناطقی که ممکن است کنه در آنجا وجود داشته باشد، شلوار بلند و لباس آستین بلند بپوشید و لبه شلوار را داخل جوراب یا کفش قرار دهید.
لباسهای روشن پیدا کردن کنهها را آسانتر میکند. در صورت لزوم، با رعایت دستورالعمل محصول، از فرآوردههای تاییدشده دورکننده حشرات روی پوست بدون پوشش و روی لباس استفاده کنید.
به مسیر راه رفتن خود هم باید توجه کنید.کنهها معمولا روی پوشش گیاهی منتظر میزبان میمانند، بنابراین حرکت در مسیرهای باز و مشخص و پرهیز از عبور از میان علفهای بلند، بوتهزارهای انبوه و درختچهها میتواند احتمال مواجهه را کاهش دهد.
این نکته بهویژه هنگام پیادهروی در طبیعت، کمپزدن، باغبانی یا گذراندن وقت در پارکها و مناطق جنگلی اهمیت دارد.پس از بودن در فضای باز، تمام بدن خود را بررسی کنید.به چینهای پوست، ناحیه کشاله ران، زیر بغل، دور کمر و پشت زانوها توجه ویژه داشته باشید.
سر و گردن کودکان نیز باید با دقت بررسی شود. حیوانات خانگی را هم باید بازبینی کرد.
کنه شما را نیش زده است؟ نگران نشوید
اگر کنهای را روی پوست خود پیدا کردید، آن را هرچه زودتر جدا کنید. از آنجا که احتمال انتقال بیماری لایم در چند ساعت نخست پس از گزش کم است، جدا کردن فوری کنههای چسبیده به پوست خطر را کاهش میدهد.
با استفاده از موچین نوکباریک، کنه را تا حد امکان نزدیک به سطح پوست بگیرید و بدون پیچاندن یا تکان ناگهانی، آن را بهآرامی مستقیم به سمت بالا بکشید.
سپس محل گزش و دستان خود را با آب و صابون بشویید و از یک ماده ضدعفونیکننده استفاده کنید.
اما وقتی پای بیماریها در میان است...بیماری لایم ناشی از باکتری است و معمولا با آنتیبیوتیکها بهخوبی درمان میشود.
در حال حاضر واکسن تاییدشدهای علیه بیماری لایم وجود ندارد، به همین دلیل پیشگیری از گزش و خارج کردن سریع کنهها اهمیت ویژهای دارد.اما التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) متفاوت است.
این بیماری بر اثر ویروس ایجاد میشود و میتواند دستگاه عصبی مرکزی را درگیر کند و گاهی باعث مننژیت یا التهاب مغز شود.
درمان اختصاصی برای TBE وجود ندارد، اما واکسیناسیون یکی از موثرترین راههای پیشگیری از TBE است. منبع به زبان انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
European Centre for Disease Prevention and Control
Tick-borne encephalitis
Tickborne encephalitis (TBE) is a viral infectious disease that attacks the central nervous system and can result in long-term neurological symptoms, and even death.
❤5
💢 افسانه اثرگذاری ویتامین سی؛ چگونه برنده نوبل شیمی ما را درباره سرماخوردگی به اشتباه انداخت؟
ویتامین سی یکی از شناختهشدهترین مکملها در فصل سرما و آنفلوآنزاست. بسیاری تصور میکنند مصرف روزانه دوزهای بالا میتواند سیستم ایمنی را تقویت کند و مانع ابتلا به سرماخوردگی شود.
آیا مصرف دوزهای بالای این ویتامین واقعا مانع سرماخوردگی میشود؟ ریشه این باور به دهه ۱۹۷۰ و ادعاهای یک برنده نوبل بازمیگردد؛ ادعاهایی که پژوهشهای بعدی تصویر بسیار محدودتری از اثر واقعی ویتامین سی (C) ارائه کردهاند.
داستان این باور، بیش از آنکه از یک کشف قطعی پزشکی آغاز شده باشد، به فعالیتهای لینوس پاولینگ، شیمیدان آمریکایی و برنده دو جایزه نوبل، بازمیگردد.
پاولینگ در سال ۱۹۵۴ جایزه نوبل شیمی و در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل صلح را دریافت کرد. او متخصص تغذیه یا پزشک بیماریهای عفونی نبود، اما در سال ۱۹۷۰ کتابی درباره ویتامین سی و سرماخوردگی منتشر کرد.او در این کتاب پیشنهاد کرد افراد برای حفظ سلامت روزانه حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی دریافت کنند و حتی دوزهای بیشتری را برای پیشگیری از سرماخوردگی مطرح کرد.
این توصیه تاثیر زیادی بر محبوبیت مکملهای ویتامین سی گذاشت و به یکی از باورهای ماندگار حوزه سلامت تبدیل شد.اما بعدها مشخص شد تفسیر پاولینگ از شواهد موجود با انتقادهای جدی روبهرو بوده است؛ از جمله استفاده از تحلیلهای ریاضی نادرست، اتکا به تعداد محدودی مطالعه با کیفیت پایین و برجسته کردن نتایج یک مطالعه روی کودکان.
یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۳، نتایج ۱۰ مطالعه کنترلشده با دارونما را که در مجموع ۲۷۳۶ فرد سالم شامل بزرگسالان، کودکان و ورزشکاران را بررسی کرده بود، کنار هم گذاشت.شرکتکنندگان بهطور منظم دستکم ۱۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی در روز دریافت کرده بودند.
نتایج نشان داد مصرف منظم ویتامین سی با حدود ۱۵ درصد کاهش در شدت علائم شدید سرماخوردگی همراه بود؛ اما این ویتامین مدت علائم خفیف را کاهش نداد.
پژوهشگران همچنین محدودیتهایی برای نحوه اندازهگیری پیامدها در این مطالعات مطرح کردهاند.آیا ویتامین سی جلوی سرماخوردگی را میگیرد؟اینجا یکی از مهمترین باورهای رایج درباره ویتامین سی زیر سوال میرود.
یک فراتحلیل دیگر در سال ۲۰۱۳ نشان داد مصرف روزانه حدود ۲۰۰ میلیگرم ویتامین سی در جمعیت عمومی تعداد دفعات ابتلا به سرماخوردگی را کاهش نمیدهد.البته در برخی گروههای خاص، از جمله ورزشکاران و نیروهای نظامی، کاهشهایی در تعداد موارد سرماخوردگی مشاهده شده است.
در همین مطالعات، مصرف منظم مکمل ویتامین سی با کاهش حدود ۸ تا ۱۴ درصدی شدت علائم در کودکان و بزرگسالان همراه بود.اما نکته کلیدی این است که شروع مصرف ویتامین سی پس از آغاز علائم سرماخوردگی، ظاهرا فایدهای ندارد.
یعنی اگر فرد تنها زمانی که احساس گلودرد، آبریزش بینی یا سایر علائم را پیدا کرد سراغ مکمل برود، شواهد موجود نشان نمیدهد که این کار سرماخوردگی را کوتاهتر یا خفیفتر کند.اگر اثری وجود داشته باشد، بسیار محدود است.
بر اساس جمعبندی این پژوهشها، ویتامین سی در بهترین حالت میتواند مدت علائم شدید سرماخوردگی را اندکی کاهش دهد.برای مثال، اگر علائم شدید پنج روز ادامه داشته باشد، کاهش حدود ۱۰ درصدی معادل تقریبا ۱۲ ساعت خواهد بود.اگر علائم شدید فقط ۲۴ ساعت طول بکشد، چنین اثری حدود ۲.۵ ساعت خواهد بود.
بنابراین فاصله زیادی میان این نتیجه علمی و تصور عمومی وجود دارد که گویی مصرف دوز بالای ویتامین سی میتواند بهطور قابلتوجهی از سرماخوردگی جلوگیری کند.
چه مقدار ویتامین سی کافی است؟دوزهایی که پاولینگ پیشنهاد کرده بود، بسیار بالاتر از نیاز روزانه معمول بدن است.برای بزرگسالان بالای ۱۹ سال در استرالیا، میزان توصیهشده روزانه حدود ۴۵ میلیگرم است.
در ایالات متحده، حد بالای قابلتحمل مصرف ویتامین سی برای بزرگسالان ۲۰۰۰ میلیگرم در روز تعیین شده است. مصرف بیش از حد هم بیخطر نیست. این تصور که «ویتامین سی چون ویتامین است، هرچه بیشتر مصرف شود بهتر است» میتواند گمراهکننده باشد.
مصرف مداوم دوزهای بالای ویتامین سی، بهویژه بیش از ۱۰۰۰ میلیگرم در روز، میتواند خطر برخی عوارض را افزایش دهد؛ از جمله:اسهال، تهوع، دلدرد و نفخ. افزایش دفع اگزالات و احتمال تشکیل سنگ کلیه در برخی افراد.افزایش جذب آهن، که برای افراد مبتلا به اختلالاتی مانند هموکروماتوز میتواند مشکلساز باشد. احتمال تداخل با برخی درمانها و داروها.به همین دلیل، مصرف طولانیمدت دوزهای بالای مکمل بدون ضرورت پزشکی توصیه نمیشود.
🆔@ScientificDialectics
ویتامین سی یکی از شناختهشدهترین مکملها در فصل سرما و آنفلوآنزاست. بسیاری تصور میکنند مصرف روزانه دوزهای بالا میتواند سیستم ایمنی را تقویت کند و مانع ابتلا به سرماخوردگی شود.
آیا مصرف دوزهای بالای این ویتامین واقعا مانع سرماخوردگی میشود؟ ریشه این باور به دهه ۱۹۷۰ و ادعاهای یک برنده نوبل بازمیگردد؛ ادعاهایی که پژوهشهای بعدی تصویر بسیار محدودتری از اثر واقعی ویتامین سی (C) ارائه کردهاند.
داستان این باور، بیش از آنکه از یک کشف قطعی پزشکی آغاز شده باشد، به فعالیتهای لینوس پاولینگ، شیمیدان آمریکایی و برنده دو جایزه نوبل، بازمیگردد.
پاولینگ در سال ۱۹۵۴ جایزه نوبل شیمی و در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل صلح را دریافت کرد. او متخصص تغذیه یا پزشک بیماریهای عفونی نبود، اما در سال ۱۹۷۰ کتابی درباره ویتامین سی و سرماخوردگی منتشر کرد.او در این کتاب پیشنهاد کرد افراد برای حفظ سلامت روزانه حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی دریافت کنند و حتی دوزهای بیشتری را برای پیشگیری از سرماخوردگی مطرح کرد.
این توصیه تاثیر زیادی بر محبوبیت مکملهای ویتامین سی گذاشت و به یکی از باورهای ماندگار حوزه سلامت تبدیل شد.اما بعدها مشخص شد تفسیر پاولینگ از شواهد موجود با انتقادهای جدی روبهرو بوده است؛ از جمله استفاده از تحلیلهای ریاضی نادرست، اتکا به تعداد محدودی مطالعه با کیفیت پایین و برجسته کردن نتایج یک مطالعه روی کودکان.
یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۳، نتایج ۱۰ مطالعه کنترلشده با دارونما را که در مجموع ۲۷۳۶ فرد سالم شامل بزرگسالان، کودکان و ورزشکاران را بررسی کرده بود، کنار هم گذاشت.شرکتکنندگان بهطور منظم دستکم ۱۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی در روز دریافت کرده بودند.
نتایج نشان داد مصرف منظم ویتامین سی با حدود ۱۵ درصد کاهش در شدت علائم شدید سرماخوردگی همراه بود؛ اما این ویتامین مدت علائم خفیف را کاهش نداد.
پژوهشگران همچنین محدودیتهایی برای نحوه اندازهگیری پیامدها در این مطالعات مطرح کردهاند.آیا ویتامین سی جلوی سرماخوردگی را میگیرد؟اینجا یکی از مهمترین باورهای رایج درباره ویتامین سی زیر سوال میرود.
یک فراتحلیل دیگر در سال ۲۰۱۳ نشان داد مصرف روزانه حدود ۲۰۰ میلیگرم ویتامین سی در جمعیت عمومی تعداد دفعات ابتلا به سرماخوردگی را کاهش نمیدهد.البته در برخی گروههای خاص، از جمله ورزشکاران و نیروهای نظامی، کاهشهایی در تعداد موارد سرماخوردگی مشاهده شده است.
در همین مطالعات، مصرف منظم مکمل ویتامین سی با کاهش حدود ۸ تا ۱۴ درصدی شدت علائم در کودکان و بزرگسالان همراه بود.اما نکته کلیدی این است که شروع مصرف ویتامین سی پس از آغاز علائم سرماخوردگی، ظاهرا فایدهای ندارد.
یعنی اگر فرد تنها زمانی که احساس گلودرد، آبریزش بینی یا سایر علائم را پیدا کرد سراغ مکمل برود، شواهد موجود نشان نمیدهد که این کار سرماخوردگی را کوتاهتر یا خفیفتر کند.اگر اثری وجود داشته باشد، بسیار محدود است.
بر اساس جمعبندی این پژوهشها، ویتامین سی در بهترین حالت میتواند مدت علائم شدید سرماخوردگی را اندکی کاهش دهد.برای مثال، اگر علائم شدید پنج روز ادامه داشته باشد، کاهش حدود ۱۰ درصدی معادل تقریبا ۱۲ ساعت خواهد بود.اگر علائم شدید فقط ۲۴ ساعت طول بکشد، چنین اثری حدود ۲.۵ ساعت خواهد بود.
بنابراین فاصله زیادی میان این نتیجه علمی و تصور عمومی وجود دارد که گویی مصرف دوز بالای ویتامین سی میتواند بهطور قابلتوجهی از سرماخوردگی جلوگیری کند.
چه مقدار ویتامین سی کافی است؟دوزهایی که پاولینگ پیشنهاد کرده بود، بسیار بالاتر از نیاز روزانه معمول بدن است.برای بزرگسالان بالای ۱۹ سال در استرالیا، میزان توصیهشده روزانه حدود ۴۵ میلیگرم است.
در ایالات متحده، حد بالای قابلتحمل مصرف ویتامین سی برای بزرگسالان ۲۰۰۰ میلیگرم در روز تعیین شده است. مصرف بیش از حد هم بیخطر نیست. این تصور که «ویتامین سی چون ویتامین است، هرچه بیشتر مصرف شود بهتر است» میتواند گمراهکننده باشد.
مصرف مداوم دوزهای بالای ویتامین سی، بهویژه بیش از ۱۰۰۰ میلیگرم در روز، میتواند خطر برخی عوارض را افزایش دهد؛ از جمله:اسهال، تهوع، دلدرد و نفخ. افزایش دفع اگزالات و احتمال تشکیل سنگ کلیه در برخی افراد.افزایش جذب آهن، که برای افراد مبتلا به اختلالاتی مانند هموکروماتوز میتواند مشکلساز باشد. احتمال تداخل با برخی درمانها و داروها.به همین دلیل، مصرف طولانیمدت دوزهای بالای مکمل بدون ضرورت پزشکی توصیه نمیشود.
🆔@ScientificDialectics
❤10
💢 مدیرعامل اوپنایآی: دوره چهارساله دانشگاه در دنیای امروز دیگر ضرورتی ندارد
سم آلتمن که تحصیل در دانشگاه استنفورد را پس از دو سال رها کرد، معتقد است با تحول جهان، تحصیلات دانشگاهی نباید اینقدر طولانی باشد.
سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، میگوید دو سال تحصیل در دانشگاه برای او «دقیقا مدت مناسب» بوده و معتقد است دوره چهارساله دانشگاه در دنیای امروز شاید ضروری نباشد.
آلتمن در گردهمایی کارآموزان حوزه فناوری، گفت در دو سال دانشگاه چیزهای زیادی آموخته بود و ادامه تحصیل احتمالا بازده بسیار کمتری برایش داشت.
آلتمن گفت دانشگاه همچنان برای آشنایی با افراد، تجربه زندگی مستقل و کار روی پروژههای مختلف ارزشمند است؛ اما با توجه به تحول جهان، شاید دوره تحصیل دانشگاهی نباید به اندازه کنونی طولانی باشد.
او در سال ۲۰۰۵، پس از دو سال تحصیل در استنفورد، دانشگاه را ترک کرد تا لوپت (Loopt) را راهاندازی کند، اپلیکیشنی که به کاربر امکان میداد موقعیت مکانیاش را با دوستانش به اشتراک بگذارد.
لوپت در نخستین دوره سرمایهگذاری وای کامبینیتر (Y Combinator) پذیرفته شد، شرکت شتابدهنده کسبوکارهای نوآفرین که آلتمن بعدها مدیریتش را بر عهده گرفت.
تآلتمن گفت دو سال دیگر ماندن در دانشگاه احتمالا چندان برایش مفید نبود، هرچند نمیتوان این تجربه را تکرار و نتیجه دو مسیر را مقایسه کرد. او در ادامه افزود افراد زیادی را میشناسد که اصلا دانشگاه نرفتهاند و موفق بودهاند.
دیدگاه آلتمن با برخی چهرههای فناوری از جمله پیتر تیل، همبنیانگذار پیپال و از مربیان آلتمن، همسو است. تیل از برنامهای حمایت میکند که ۲۵۰ هزار دلار به جوانان میدهد تا دانشگاه را کنار بگذارند یا دستکم وقفهای در تحصیل داشته باشند.
آلتمن همچنین به کارآفرینان جوان توصیه کرد انرژی بیش از حد نگذارند تا جدی گرفته شوند. به گفته او، افراد میتوانند صرفا با انجام کارها در زندگی و حرفهشان پیشرفت زیادی کنند و این موضوع با گسترش هوش مصنوعی بیش از گذشته مصداق دارد، تا جایی که اکنون فرد میتواند تقریبا بهتنهایی و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، یک کسبوکار نوآفرین راهاندازی کند.
او افزود در برخی موقعیتها مانند فروش محصولات و خدمات به شرکتهای بزرگ و سنتی، اعتبار ظاهری ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد. آلتمن گفت زمانی که خودش در چنین شرایطی قرار داشت و با مشکل مواجه شد، تصمیم گرفت فردی ۵۰ ساله را استخدام کند.
مدیرعامل اوپنایآی همچنین توصیه رایج به جوانان برای تمرکز روی فقط یک پروژه را نامناسب دانست. به گفته او، در مراحل ابتدایی، کار همزمان روی چند پروژه اشکالی ندارد، زیرا فرد هنوز نمیداند کدام پروژه موفق خواهد شد، به چه چیزی علاقه بیشتری دارد یا چه کاری برایش مناسبتر است.
با این حال، زمانی که فرد به پروژهای میرسد که بیشترین اطمینان را به آن دارد، باید فعالیتهای دیگر را کنار بگذارد و تمام تمرکز و توانش را معطوف همان پروژه کند.
https://www.yahoo.com/lifestyle/articles/sam-altman-says-4-years-084601521.html
🆔@ScientificDialectics
سم آلتمن که تحصیل در دانشگاه استنفورد را پس از دو سال رها کرد، معتقد است با تحول جهان، تحصیلات دانشگاهی نباید اینقدر طولانی باشد.
سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، میگوید دو سال تحصیل در دانشگاه برای او «دقیقا مدت مناسب» بوده و معتقد است دوره چهارساله دانشگاه در دنیای امروز شاید ضروری نباشد.
آلتمن در گردهمایی کارآموزان حوزه فناوری، گفت در دو سال دانشگاه چیزهای زیادی آموخته بود و ادامه تحصیل احتمالا بازده بسیار کمتری برایش داشت.
آلتمن گفت دانشگاه همچنان برای آشنایی با افراد، تجربه زندگی مستقل و کار روی پروژههای مختلف ارزشمند است؛ اما با توجه به تحول جهان، شاید دوره تحصیل دانشگاهی نباید به اندازه کنونی طولانی باشد.
او در سال ۲۰۰۵، پس از دو سال تحصیل در استنفورد، دانشگاه را ترک کرد تا لوپت (Loopt) را راهاندازی کند، اپلیکیشنی که به کاربر امکان میداد موقعیت مکانیاش را با دوستانش به اشتراک بگذارد.
لوپت در نخستین دوره سرمایهگذاری وای کامبینیتر (Y Combinator) پذیرفته شد، شرکت شتابدهنده کسبوکارهای نوآفرین که آلتمن بعدها مدیریتش را بر عهده گرفت.
تآلتمن گفت دو سال دیگر ماندن در دانشگاه احتمالا چندان برایش مفید نبود، هرچند نمیتوان این تجربه را تکرار و نتیجه دو مسیر را مقایسه کرد. او در ادامه افزود افراد زیادی را میشناسد که اصلا دانشگاه نرفتهاند و موفق بودهاند.
دیدگاه آلتمن با برخی چهرههای فناوری از جمله پیتر تیل، همبنیانگذار پیپال و از مربیان آلتمن، همسو است. تیل از برنامهای حمایت میکند که ۲۵۰ هزار دلار به جوانان میدهد تا دانشگاه را کنار بگذارند یا دستکم وقفهای در تحصیل داشته باشند.
آلتمن همچنین به کارآفرینان جوان توصیه کرد انرژی بیش از حد نگذارند تا جدی گرفته شوند. به گفته او، افراد میتوانند صرفا با انجام کارها در زندگی و حرفهشان پیشرفت زیادی کنند و این موضوع با گسترش هوش مصنوعی بیش از گذشته مصداق دارد، تا جایی که اکنون فرد میتواند تقریبا بهتنهایی و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، یک کسبوکار نوآفرین راهاندازی کند.
او افزود در برخی موقعیتها مانند فروش محصولات و خدمات به شرکتهای بزرگ و سنتی، اعتبار ظاهری ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد. آلتمن گفت زمانی که خودش در چنین شرایطی قرار داشت و با مشکل مواجه شد، تصمیم گرفت فردی ۵۰ ساله را استخدام کند.
مدیرعامل اوپنایآی همچنین توصیه رایج به جوانان برای تمرکز روی فقط یک پروژه را نامناسب دانست. به گفته او، در مراحل ابتدایی، کار همزمان روی چند پروژه اشکالی ندارد، زیرا فرد هنوز نمیداند کدام پروژه موفق خواهد شد، به چه چیزی علاقه بیشتری دارد یا چه کاری برایش مناسبتر است.
با این حال، زمانی که فرد به پروژهای میرسد که بیشترین اطمینان را به آن دارد، باید فعالیتهای دیگر را کنار بگذارد و تمام تمرکز و توانش را معطوف همان پروژه کند.
https://www.yahoo.com/lifestyle/articles/sam-altman-says-4-years-084601521.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Life
Sam Altman says 4 years could be too long for college: ‘The way the world has evolved, college just shouldn’t be as long as it…
OpenAI CEO Sam Altman left Stanford after two years. He says now that staying longer would have had "vastly diminishing returns."
❤3👍3🔥1
💢 اسکوترهای برقی چالش سلامت عمومی؛ افزایش ۱۵ برابری مصدومیت کودکان در بریتانیا
بر اساس یک پژوهش جدید در سه مرکز اصلی درمان تروما در بریتانیا، بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، ۴۷۷ کودک بر اثر اسکوتر برقی مجروح شدهاند.
بر اساس یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) که 11 اوت منتشر شد، شمار آسیبدیدگیهای مربوط به اسکوترهای برقی و کودکان در سالهای اخیر بیش از پانزده برابر افزایش یافته و پزشکان را بر آن داشته تا خواستار مقرراتگذاری و اطلاعرسانی در حوزه سلامت عمومی شوند.
پژوهشگران بخش اورژانس بیمارستان کودکان شفیلد، بیمارستان کودکان رویال منچستر و بنیاد خدمات درمانی کودکان آدر هی در لیورپول در بریتانیا (انگلیس) دادههای این سه مرکز را از ژانویه 2019 تا دسامبر 2024 بررسی کردند.
در این دوره، شمار کل موارد از کمتر از 10 مورد در سال 2019 به نزدیک 150 مورد در سال 2024 رسید.از میان 477 کودکی که در این سه مرکز تحت درمان قرار گرفتند، 95 درصد آسیبها متوجه خود سوار اسکوتر بود و 5 درصد دیگر عابران پیاده را در بر میگرفت.
شایعترین علت، سقوط از اسکوتر برقی بود که 75 درصد موارد را شامل میشد و نزدیک به 11.5 درصد حوادث بر اثر برخورد با خودرو رخ داد، در حالی که 5 درصد موارد مربوط به عابران پیادهای بود که با اسکوتر برقی برخورد کرده بودند.حدود یک چهارم این آسیبها مربوط به سر و نزدیک به یک پنجم مربوط به صورت بود. با این حال، در کمتر از 2 درصد موارد گزارش شده بود که سواران هنگام حادثه کلاه ایمنی بر سر داشتهاند.
سطح مراقبت بیمارستانی مورد نیاز برای این آسیبها قابل توجه بود. 64.5 درصد از کودکان آسیبدیده به نوعی تصویربرداری مانند رادیوگرافی، سیتیاسکن یا سونوگرافی نیاز داشتند. 13.5 درصد بستری شدند و 7 درصد به عمل جراحی نیاز پیدا کردند.میانگین سن کودکان آسیبدیده 12 سال بود و نزدیک به دو سوم آنها پسر بودند.
در بریتانیا برای استفاده از اسکوتر برقی شخصی در زمین خصوصی حداقل سن تعیین نشده است، در حالی که سواران اسکوترهای برقی کرایهای معمولا باید دست کم 16 سال داشته باشند و گواهینامه رانندگی نیز داشته باشند. با این حال، 80 درصد حوادث در این مطالعه به اسکوترهای شخصی مربوط میشد.
این مطالعه همچنین نشان داد که 74 درصد کودکان آسیبدیده در مناطقی با بیشترین محرومیت اجتماعی و اقتصادی زندگی میکردند.
پژوهشگران میگویند کودکان و نوجوانان احتمالا کاربران تازهکار جاده هستند و بیشتر ریسک میکنند و بنابراین به کارزارهای ایمنی ترافیک که به طور مشخص آنها را هدف قرار دهد نیاز است.
پژوهشگران در این مطالعه نوشتند که «بهکارگیری رویکردهایی مانند کارزارهای آموزشی، از جمله طرحهای ایمنی دوچرخه که سواران اسکوترهای برقی را هدف قرار میدهد، میتواند سودمند باشد و نشان داده شده که رفتار ایمنی سواران را بهبود میبخشد».
پژوهشگران افزایش جهشی شمار این آسیبها را نشانه یک «چالش نوظهور سلامت عمومی» میدانند و خواستار پیامرسانی شفافتر در حوزه سلامت عمومی و بازنگری در قانونگذاری دولت شدند.
آنها در این مطالعه نوشتند: «فروشندگان باید موظف شوند قانون را به طور شفاف به مشتریان توضیح دهند و سیاستگذاران نیز اسکوترهای برقی شخصی را برای نمونه با نصب محدودکننده سرعت یا اجباری کردن استفاده از کلاه ایمنی، تحت مقررات درآورند».
آنها افزودند: «برای جلوگیری از آسیبها و مرگهای بیشتر باید بهسرعت آگاهی عمومی و آگاهی پزشکان افزایش یابد، پیامهای سلامت عمومی شفافتر شود و قوانین دولتی مورد بازنگری قرار گیرد».
این یافتهها در حالی منتشر میشود که دولتها و شهرهای مختلف در سراسر اروپا در بحبوحه نگرانیهای گستردهتر درباره ایمنی و استفاده از فضاهای عمومی در حال بازنگری در نحوه تنظیم مقررات مربوط به اسکوترهای برقی هستند.
در همان روزی که این مطالعه منتشر شد، پایتخت فرانسه، پاریس مقررات مربوط به اسکوترهای برقی و دیگر وسایل مشابه را سختگیرانهتر کرد.
در ماه ژوئیه، دولت آلمان لایحهای را پیشنهاد کرد تا شرکتهای کرایهدهندهای مانند لایم و بولت را مستقیما در قبال تصادفهای مربوط به وسایلشان مسئول بداند.مادرید در سال 2024 به دلیل ناکامی در کنترل نحوه راندن و پارک کردن مجوز اپراتورها را لغو کرد.پراگ در ژانویه 2026 اسکوترهای برقی اشتراکی را از خیابانهای خود جمع کرد و بروکسل قصد دارد در ژانویه 2027 همین راه را در پیش بگیرد.
🆔@ScientificDialectics
بر اساس یک پژوهش جدید در سه مرکز اصلی درمان تروما در بریتانیا، بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، ۴۷۷ کودک بر اثر اسکوتر برقی مجروح شدهاند.
بر اساس یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) که 11 اوت منتشر شد، شمار آسیبدیدگیهای مربوط به اسکوترهای برقی و کودکان در سالهای اخیر بیش از پانزده برابر افزایش یافته و پزشکان را بر آن داشته تا خواستار مقرراتگذاری و اطلاعرسانی در حوزه سلامت عمومی شوند.
پژوهشگران بخش اورژانس بیمارستان کودکان شفیلد، بیمارستان کودکان رویال منچستر و بنیاد خدمات درمانی کودکان آدر هی در لیورپول در بریتانیا (انگلیس) دادههای این سه مرکز را از ژانویه 2019 تا دسامبر 2024 بررسی کردند.
در این دوره، شمار کل موارد از کمتر از 10 مورد در سال 2019 به نزدیک 150 مورد در سال 2024 رسید.از میان 477 کودکی که در این سه مرکز تحت درمان قرار گرفتند، 95 درصد آسیبها متوجه خود سوار اسکوتر بود و 5 درصد دیگر عابران پیاده را در بر میگرفت.
شایعترین علت، سقوط از اسکوتر برقی بود که 75 درصد موارد را شامل میشد و نزدیک به 11.5 درصد حوادث بر اثر برخورد با خودرو رخ داد، در حالی که 5 درصد موارد مربوط به عابران پیادهای بود که با اسکوتر برقی برخورد کرده بودند.حدود یک چهارم این آسیبها مربوط به سر و نزدیک به یک پنجم مربوط به صورت بود. با این حال، در کمتر از 2 درصد موارد گزارش شده بود که سواران هنگام حادثه کلاه ایمنی بر سر داشتهاند.
سطح مراقبت بیمارستانی مورد نیاز برای این آسیبها قابل توجه بود. 64.5 درصد از کودکان آسیبدیده به نوعی تصویربرداری مانند رادیوگرافی، سیتیاسکن یا سونوگرافی نیاز داشتند. 13.5 درصد بستری شدند و 7 درصد به عمل جراحی نیاز پیدا کردند.میانگین سن کودکان آسیبدیده 12 سال بود و نزدیک به دو سوم آنها پسر بودند.
در بریتانیا برای استفاده از اسکوتر برقی شخصی در زمین خصوصی حداقل سن تعیین نشده است، در حالی که سواران اسکوترهای برقی کرایهای معمولا باید دست کم 16 سال داشته باشند و گواهینامه رانندگی نیز داشته باشند. با این حال، 80 درصد حوادث در این مطالعه به اسکوترهای شخصی مربوط میشد.
این مطالعه همچنین نشان داد که 74 درصد کودکان آسیبدیده در مناطقی با بیشترین محرومیت اجتماعی و اقتصادی زندگی میکردند.
پژوهشگران میگویند کودکان و نوجوانان احتمالا کاربران تازهکار جاده هستند و بیشتر ریسک میکنند و بنابراین به کارزارهای ایمنی ترافیک که به طور مشخص آنها را هدف قرار دهد نیاز است.
پژوهشگران در این مطالعه نوشتند که «بهکارگیری رویکردهایی مانند کارزارهای آموزشی، از جمله طرحهای ایمنی دوچرخه که سواران اسکوترهای برقی را هدف قرار میدهد، میتواند سودمند باشد و نشان داده شده که رفتار ایمنی سواران را بهبود میبخشد».
پژوهشگران افزایش جهشی شمار این آسیبها را نشانه یک «چالش نوظهور سلامت عمومی» میدانند و خواستار پیامرسانی شفافتر در حوزه سلامت عمومی و بازنگری در قانونگذاری دولت شدند.
آنها در این مطالعه نوشتند: «فروشندگان باید موظف شوند قانون را به طور شفاف به مشتریان توضیح دهند و سیاستگذاران نیز اسکوترهای برقی شخصی را برای نمونه با نصب محدودکننده سرعت یا اجباری کردن استفاده از کلاه ایمنی، تحت مقررات درآورند».
آنها افزودند: «برای جلوگیری از آسیبها و مرگهای بیشتر باید بهسرعت آگاهی عمومی و آگاهی پزشکان افزایش یابد، پیامهای سلامت عمومی شفافتر شود و قوانین دولتی مورد بازنگری قرار گیرد».
این یافتهها در حالی منتشر میشود که دولتها و شهرهای مختلف در سراسر اروپا در بحبوحه نگرانیهای گستردهتر درباره ایمنی و استفاده از فضاهای عمومی در حال بازنگری در نحوه تنظیم مقررات مربوط به اسکوترهای برقی هستند.
در همان روزی که این مطالعه منتشر شد، پایتخت فرانسه، پاریس مقررات مربوط به اسکوترهای برقی و دیگر وسایل مشابه را سختگیرانهتر کرد.
در ماه ژوئیه، دولت آلمان لایحهای را پیشنهاد کرد تا شرکتهای کرایهدهندهای مانند لایم و بولت را مستقیما در قبال تصادفهای مربوط به وسایلشان مسئول بداند.مادرید در سال 2024 به دلیل ناکامی در کنترل نحوه راندن و پارک کردن مجوز اپراتورها را لغو کرد.پراگ در ژانویه 2026 اسکوترهای برقی اشتراکی را از خیابانهای خود جمع کرد و بروکسل قصد دارد در ژانویه 2027 همین راه را در پیش بگیرد.
🆔@ScientificDialectics
❤4
💢 یبوست فضانوردان در فضا؛ آزمایشهای خون سرنخهای تازه میدهد
آزمایشهای خون ۵۲ فضانورد نشان میدهد باکتریهای روده در طول پرواز فضایی پروتین بیشتری را تجزیه میکنند.
این یافتهها ممکن است برای بیماران روی زمین هم اهمیت داشته باشد.یبوست یکی از مشکلات رایج فضانوردان است. اما این که چرا رودهها در فضا کندتر کار میکنند هنوز به طور دقیق روشن نشده است.
اکنون پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ که با ناسا همکاری میکنند میگویند در خون فضانوردان سرنخهایی یافتهاند که میتواند به توضیح این که هنگام ترک زمین چه بر سر روده میآید (منبع به زبان انگلیسی).
این پژوهشگران نمونههای خون ۵۲ فضانورد را که ماهها را در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) گذرانده بودند بررسی کردند. یافتههای آنها نشان میدهد تغییرات در روده نسبتا خیلی زود پس از ورود فضانوردان به فضا آغاز میشود.
چند هفته پس از ترک زمین در فضانوردان نشانههایی دیده شد که نشان میداد باکتریهای روده آنها بیش از حد معمول در حال تخمیر پروتئین هستند. این تغییر در تمام مدت ماموریتهای آنها ادامه داشت و پس از بازگشت به زمین از بین رفت.
در فضا چه بر سر روده میآید؟به طور معمول غذا در جریان انقباضهای روده که فرایندی به نام پریستالسیس است در دستگاه گوارش حرکت میکند.
اما پژوهشگران گمان میکنند در نبود جاذبه حرکت غذا درون روده ممکن است کندتر شود.وقتی غذا زمان بیشتری در روده میماند باکتریهای روده میتوانند فیبر موجود را مصرف کنند و به جای آن تجزیه پروتئین را آغاز کنند. این فرایند «تخمیر پروتئین» نام دارد.
این باکتریها متابولیتهایی تولید میکنند؛ مولکولهای کوچکی که میتوانند وارد جریان خون شوند و در سراسر بدن گردش کنند.به گفته پژوهشگران افزایش تخمیر پروتئین با این فرضیه سازگار است که ریزگرانش حرکت غذا در روده را کند میکند و میتواند به بروز یبوست کمک کند.
روده و مغز به هم مرتبطاندپیامدها ممکن است فراتر از گوارش باشد.برخی از متابولیتهایی که در جریان تخمیر پروتئین تولید میشوند میتوانند وارد جریان خون شوند و با اثرات بخشهای دیگر بدن ارتباط داشته باشند.
پژوهشگران بهویژه به آنچه «محور روده و مغز» نامیده میشود علاقهمندند؛ ارتباط دوطرفه میان دستگاه گوارش و مغز.
پژوهشهای پیشین برخی از فرآوردههای تخمیر پروتئین را با پیامدهای سلامتی از جمله تغییرات خلق و کاهش توان تمرکز مرتبط دانستهاند.
پژوهشگران تاکید میکنند تخمیر پروتئین پدیدهای غیرمعمول نیست و در انسانهای روی زمین نیز رخ میدهد. اما سطحهای پیوسته بالاتر این فرایند که در فضانوردان مشاهده شد نشان میدهد در محیط روده طی پرواز فضایی چیزی تغییر میکند.
این یافتهها قابل توجه است زیرا مطالعات پرواز فضایی معمولا بر پایه تعداد نسبتا کمی شرکتکننده انجام میشود. در این تحلیل تازه نمونههای سه مطالعه متفاوت که در مجموع ۵۲ فضانورد را دربرمیگرفت و آنها در ماموریتهای گوناگون طی چند سال شرکت کرده بودند با هم ترکیب شد.
با وجود این تفاوتها پژوهشگران افزایش پیوستهای در نشانگرهای تخمیر پروتئین یافتند.در این مطالعه از رویکردی موسوم به متابولومیکس غیرهدفمند استفاده شد.
به جای جستوجوی مجموعه مشخصی از مواد، پژوهشگران طیف گستردهای از متابولیتهای موجود در خون را تحلیل کردند و به دنبال تغییراتی بودند که با پرواز فضایی ارتباط دارد.
آماده شدن آژانسهای فضایی برای ماموریتهای طولانیتر به ماه و احتمالا مریخ، این یافتهها میتواند اهمیت فزایندهای پیدا کند.اگر در جریان پروازهای طولانی روده کندتر کار کند، فضانوردان ممکن است به اقداماتی برای حفظ گوارش سالم نیاز داشته باشند.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند افزایش فیبر غذایی، استفاده از پریبیوتیکها یا سایر درمانهایی که حرکت روده را حمایت میکند میتواند مفید باشد.اما پیامدها احتمالا محدود به فضا نمیماند. افرادی که برای مدتهای طولانی بستری هستند نیز میتوانند از یبوست رنج ببرند.
پژوهشگران میگویند همین ترکیب حرکت کندتر روده و افزایش تخمیر پروتئین ممکن است در بروز مشکلات سلامتی این بیماران نقش داشته باشد.
این مطالعه در حال حاضر توضیحی احتمالی برای یکی از چالشهای نهچندان جذاب سفر فضایی ارائه میکند: وقتی جاذبه ناپدید میشود روده هم همراه با آن کند میشود.
🆔@ScientificDialectics
آزمایشهای خون ۵۲ فضانورد نشان میدهد باکتریهای روده در طول پرواز فضایی پروتین بیشتری را تجزیه میکنند.
این یافتهها ممکن است برای بیماران روی زمین هم اهمیت داشته باشد.یبوست یکی از مشکلات رایج فضانوردان است. اما این که چرا رودهها در فضا کندتر کار میکنند هنوز به طور دقیق روشن نشده است.
اکنون پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ که با ناسا همکاری میکنند میگویند در خون فضانوردان سرنخهایی یافتهاند که میتواند به توضیح این که هنگام ترک زمین چه بر سر روده میآید (منبع به زبان انگلیسی).
این پژوهشگران نمونههای خون ۵۲ فضانورد را که ماهها را در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) گذرانده بودند بررسی کردند. یافتههای آنها نشان میدهد تغییرات در روده نسبتا خیلی زود پس از ورود فضانوردان به فضا آغاز میشود.
چند هفته پس از ترک زمین در فضانوردان نشانههایی دیده شد که نشان میداد باکتریهای روده آنها بیش از حد معمول در حال تخمیر پروتئین هستند. این تغییر در تمام مدت ماموریتهای آنها ادامه داشت و پس از بازگشت به زمین از بین رفت.
در فضا چه بر سر روده میآید؟به طور معمول غذا در جریان انقباضهای روده که فرایندی به نام پریستالسیس است در دستگاه گوارش حرکت میکند.
اما پژوهشگران گمان میکنند در نبود جاذبه حرکت غذا درون روده ممکن است کندتر شود.وقتی غذا زمان بیشتری در روده میماند باکتریهای روده میتوانند فیبر موجود را مصرف کنند و به جای آن تجزیه پروتئین را آغاز کنند. این فرایند «تخمیر پروتئین» نام دارد.
این باکتریها متابولیتهایی تولید میکنند؛ مولکولهای کوچکی که میتوانند وارد جریان خون شوند و در سراسر بدن گردش کنند.به گفته پژوهشگران افزایش تخمیر پروتئین با این فرضیه سازگار است که ریزگرانش حرکت غذا در روده را کند میکند و میتواند به بروز یبوست کمک کند.
روده و مغز به هم مرتبطاندپیامدها ممکن است فراتر از گوارش باشد.برخی از متابولیتهایی که در جریان تخمیر پروتئین تولید میشوند میتوانند وارد جریان خون شوند و با اثرات بخشهای دیگر بدن ارتباط داشته باشند.
پژوهشگران بهویژه به آنچه «محور روده و مغز» نامیده میشود علاقهمندند؛ ارتباط دوطرفه میان دستگاه گوارش و مغز.
پژوهشهای پیشین برخی از فرآوردههای تخمیر پروتئین را با پیامدهای سلامتی از جمله تغییرات خلق و کاهش توان تمرکز مرتبط دانستهاند.
پژوهشگران تاکید میکنند تخمیر پروتئین پدیدهای غیرمعمول نیست و در انسانهای روی زمین نیز رخ میدهد. اما سطحهای پیوسته بالاتر این فرایند که در فضانوردان مشاهده شد نشان میدهد در محیط روده طی پرواز فضایی چیزی تغییر میکند.
این یافتهها قابل توجه است زیرا مطالعات پرواز فضایی معمولا بر پایه تعداد نسبتا کمی شرکتکننده انجام میشود. در این تحلیل تازه نمونههای سه مطالعه متفاوت که در مجموع ۵۲ فضانورد را دربرمیگرفت و آنها در ماموریتهای گوناگون طی چند سال شرکت کرده بودند با هم ترکیب شد.
با وجود این تفاوتها پژوهشگران افزایش پیوستهای در نشانگرهای تخمیر پروتئین یافتند.در این مطالعه از رویکردی موسوم به متابولومیکس غیرهدفمند استفاده شد.
به جای جستوجوی مجموعه مشخصی از مواد، پژوهشگران طیف گستردهای از متابولیتهای موجود در خون را تحلیل کردند و به دنبال تغییراتی بودند که با پرواز فضایی ارتباط دارد.
آماده شدن آژانسهای فضایی برای ماموریتهای طولانیتر به ماه و احتمالا مریخ، این یافتهها میتواند اهمیت فزایندهای پیدا کند.اگر در جریان پروازهای طولانی روده کندتر کار کند، فضانوردان ممکن است به اقداماتی برای حفظ گوارش سالم نیاز داشته باشند.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند افزایش فیبر غذایی، استفاده از پریبیوتیکها یا سایر درمانهایی که حرکت روده را حمایت میکند میتواند مفید باشد.اما پیامدها احتمالا محدود به فضا نمیماند. افرادی که برای مدتهای طولانی بستری هستند نیز میتوانند از یبوست رنج ببرند.
پژوهشگران میگویند همین ترکیب حرکت کندتر روده و افزایش تخمیر پروتئین ممکن است در بروز مشکلات سلامتی این بیماران نقش داشته باشد.
این مطالعه در حال حاضر توضیحی احتمالی برای یکی از چالشهای نهچندان جذاب سفر فضایی ارائه میکند: وقتی جاذبه ناپدید میشود روده هم همراه با آن کند میشود.
🆔@ScientificDialectics
news.ku.dk
Constipation is common in astronauts – blood tests provide new answers
Many things are different in space – including how the intestines work. Constipation is a known side effect of space travel, but until now we have known little about why it happens.
❤5
💢 قرصهای محبوب نعوظ و یک هشدار تازه؛ آیا خطر نابینایی را افزایش میدهد؟
پژوهش جدید درباره دارویی که میلیونها مرد مصرف میکنند، یک نگرانی تازه را مطرح کرده است؛ ارتباط احتمالی تادالافیل با افزایش خطر گلوکوم و فشار داخل چشم. یک داروی پرمصرف برای درمان اختلال نعوظ ممکن است ارتباطی با یکی از بیماریهای جدی چشم داشته باشد؛ بیماریای که در صورت پیشرفت میتواند به آسیب دائمی بینایی منجر شود.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد تادالافیل، دارویی که بیشتر با نام تجاری سیالیس (Cialis) شناخته میشود، ممکن است با افزایش خطر ابتلا به گلوکوم یا آبسیاه چشم مرتبط باشد.دارویی که فقط برای اختلال نعوظ مصرف نمیشودتادالافیل در گروه داروهای موسوم به مهارکنندههای فسفودیاستراز نوع ۵ یا PDE5 قرار دارد.
این داروها با گشاد کردن رگهای خونی و افزایش جریان خون، به ایجاد و حفظ نعوظ کمک میکنند.اما کاربرد تادالافیل به درمان اختلال نعوظ محدود نمیشود.
این دارو برای درمان برخی علائم بزرگی خوشخیم پروستات نیز تجویز میشود؛ علائمی مانند ضعیف شدن جریان ادرار، نیاز مکرر یا فوری به ادرار کردن و احساس تخلیه نشدن کامل مثانه.همین موضوع باعث شد پژوهشگران بررسی کنند که آیا مصرف این دارو در مردان مسنتر میتواند با مشکلات چشمی نیز ارتباط داشته باشد یا خیر.
بررسی نزدیک به ۷۴ هزار مردپژوهشگران بیمارستان دانشگاه ملی تایوان در تایپه، دادههای پزشکی نزدیک به ۷۴ هزار مرد ۴۰ ساله و بالاتر را بررسی کردند.حدود نیمی از این افراد تادالافیل یا سایر داروهای مهارکننده PDE5 را برای درمان علائم ادراری مصرف کرده بودند و گروه دیگر سابقه مصرف این داروها را نداشتند.
نتایج، توجه پژوهشگران را به یک ارتباط آماری جلب کرد. مردانی که برای آنها تادالافیل تجویز شده بود، در مقایسه با افرادی که از مهارکنندههای PDE5 استفاده نکرده بودند، ۲۲ درصد بیشتر در معرض ابتلا به گلوکوم قرار داشتند.
این افزایش خطر در مورد گلوکوم زاویه باز اولیه، که شایعترین نوع گلوکوم محسوب میشود، بیشتر بود و به حدود ۳۳ درصد رسید.فشار چشم هم افزایش داشت ماجرا به گلوکوم ختم نمیشد.
در میان مصرفکنندگان این داروها، احتمال ابتلا به پرفشاری چشمی نیز حدود ۳۲ درصد بیشتر گزارش شد.پرفشاری چشمی به معنای افزایش غیرطبیعی فشار داخل چشم است و یکی از عوامل مهم خطر برای ابتلا به گلوکوم به شمار میرود.
نکته قابل توجه دیگر این بود که ارتباط مشاهدهشده الزاما به مصرف طولانیمدت دارو محدود نمیشد و در برخی موارد، افزایش خطر حتی پس از حدود یک ماه مصرف نیز دیده شد.
اما آیا این قرصها واقعا باعث نابینایی میشوند؟اینجا باید میان یک ارتباط آماری و یک رابطه علت و معلولی تفاوت قائل شد.این مطالعه از نوع مشاهدهای بود؛ یعنی پژوهشگران دادههای مربوط به وضعیت سلامت و مصرف دارو را بررسی کردند و میان آنها ارتباط آماری پیدا کردند.
چنین مطالعهای بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که تادالافیل مستقیما باعث ایجاد گلوکوم شده است.به بیان ساده، نتایج میگویند افرادی که تادالافیل مصرف کردهاند، در این دادهها بیشتر دچار گلوکوم شدهاند؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا خود دارو علت این افزایش بوده یا عوامل دیگری نیز در این ارتباط نقش داشتهاند.به همین دلیل، نتیجه پژوهش نباید به این شکل تعبیر شود که مصرف تادالافیل حتما فرد را نابینا میکند.
چرا گلوکوم تا این اندازه مهم است؟گلوکوم گروهی از بیماریهای چشمی است که به عصب بینایی آسیب میزند. این آسیب میتواند بهتدریج پیشرفت کند و در مراحل پیشرفته باعث از دست رفتن دائمی بینایی شود.یکی از ویژگیهای نگرانکننده گلوکوم این است که بیماری در بسیاری از افراد در مراحل اولیه تقریبا هیچ علامت مشخصی ندارد.
فرد ممکن است زمانی متوجه مشکل شود که بخش قابل توجهی از آسیب بینایی ایجاد شده باشد.از آنجا که آسیب بینایی ناشی از گلوکوم قابل برگشت نیست، تشخیص زودهنگام اهمیت زیادی دارد. درمان میتواند با استفاده از قطرههای چشمی، داروهای خوراکی یا در برخی موارد جراحی، روند پیشرفت بیماری را کنترل و کُند کند.
چه کسانی باید بیشتر مراقب باشند؟خطر گلوکوم برای همه افراد یکسان نیست. افزایش سن، سابقه خانوادگی بیماری، فشار بالای داخل چشم، نزدیکبینی یا دوربینی شدید و سابقه آسیب به چشم از جمله عوامل خطر شناختهشده هستند.برخی بیماریها مانند دیابت، میگرن، فشار خون بالا و کمخونی داسیشکل نیز میتوانند احتمال ابتلا را افزایش دهند.
🆔@ScientificDialectics
پژوهش جدید درباره دارویی که میلیونها مرد مصرف میکنند، یک نگرانی تازه را مطرح کرده است؛ ارتباط احتمالی تادالافیل با افزایش خطر گلوکوم و فشار داخل چشم. یک داروی پرمصرف برای درمان اختلال نعوظ ممکن است ارتباطی با یکی از بیماریهای جدی چشم داشته باشد؛ بیماریای که در صورت پیشرفت میتواند به آسیب دائمی بینایی منجر شود.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد تادالافیل، دارویی که بیشتر با نام تجاری سیالیس (Cialis) شناخته میشود، ممکن است با افزایش خطر ابتلا به گلوکوم یا آبسیاه چشم مرتبط باشد.دارویی که فقط برای اختلال نعوظ مصرف نمیشودتادالافیل در گروه داروهای موسوم به مهارکنندههای فسفودیاستراز نوع ۵ یا PDE5 قرار دارد.
این داروها با گشاد کردن رگهای خونی و افزایش جریان خون، به ایجاد و حفظ نعوظ کمک میکنند.اما کاربرد تادالافیل به درمان اختلال نعوظ محدود نمیشود.
این دارو برای درمان برخی علائم بزرگی خوشخیم پروستات نیز تجویز میشود؛ علائمی مانند ضعیف شدن جریان ادرار، نیاز مکرر یا فوری به ادرار کردن و احساس تخلیه نشدن کامل مثانه.همین موضوع باعث شد پژوهشگران بررسی کنند که آیا مصرف این دارو در مردان مسنتر میتواند با مشکلات چشمی نیز ارتباط داشته باشد یا خیر.
بررسی نزدیک به ۷۴ هزار مردپژوهشگران بیمارستان دانشگاه ملی تایوان در تایپه، دادههای پزشکی نزدیک به ۷۴ هزار مرد ۴۰ ساله و بالاتر را بررسی کردند.حدود نیمی از این افراد تادالافیل یا سایر داروهای مهارکننده PDE5 را برای درمان علائم ادراری مصرف کرده بودند و گروه دیگر سابقه مصرف این داروها را نداشتند.
نتایج، توجه پژوهشگران را به یک ارتباط آماری جلب کرد. مردانی که برای آنها تادالافیل تجویز شده بود، در مقایسه با افرادی که از مهارکنندههای PDE5 استفاده نکرده بودند، ۲۲ درصد بیشتر در معرض ابتلا به گلوکوم قرار داشتند.
این افزایش خطر در مورد گلوکوم زاویه باز اولیه، که شایعترین نوع گلوکوم محسوب میشود، بیشتر بود و به حدود ۳۳ درصد رسید.فشار چشم هم افزایش داشت ماجرا به گلوکوم ختم نمیشد.
در میان مصرفکنندگان این داروها، احتمال ابتلا به پرفشاری چشمی نیز حدود ۳۲ درصد بیشتر گزارش شد.پرفشاری چشمی به معنای افزایش غیرطبیعی فشار داخل چشم است و یکی از عوامل مهم خطر برای ابتلا به گلوکوم به شمار میرود.
نکته قابل توجه دیگر این بود که ارتباط مشاهدهشده الزاما به مصرف طولانیمدت دارو محدود نمیشد و در برخی موارد، افزایش خطر حتی پس از حدود یک ماه مصرف نیز دیده شد.
اما آیا این قرصها واقعا باعث نابینایی میشوند؟اینجا باید میان یک ارتباط آماری و یک رابطه علت و معلولی تفاوت قائل شد.این مطالعه از نوع مشاهدهای بود؛ یعنی پژوهشگران دادههای مربوط به وضعیت سلامت و مصرف دارو را بررسی کردند و میان آنها ارتباط آماری پیدا کردند.
چنین مطالعهای بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که تادالافیل مستقیما باعث ایجاد گلوکوم شده است.به بیان ساده، نتایج میگویند افرادی که تادالافیل مصرف کردهاند، در این دادهها بیشتر دچار گلوکوم شدهاند؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا خود دارو علت این افزایش بوده یا عوامل دیگری نیز در این ارتباط نقش داشتهاند.به همین دلیل، نتیجه پژوهش نباید به این شکل تعبیر شود که مصرف تادالافیل حتما فرد را نابینا میکند.
چرا گلوکوم تا این اندازه مهم است؟گلوکوم گروهی از بیماریهای چشمی است که به عصب بینایی آسیب میزند. این آسیب میتواند بهتدریج پیشرفت کند و در مراحل پیشرفته باعث از دست رفتن دائمی بینایی شود.یکی از ویژگیهای نگرانکننده گلوکوم این است که بیماری در بسیاری از افراد در مراحل اولیه تقریبا هیچ علامت مشخصی ندارد.
فرد ممکن است زمانی متوجه مشکل شود که بخش قابل توجهی از آسیب بینایی ایجاد شده باشد.از آنجا که آسیب بینایی ناشی از گلوکوم قابل برگشت نیست، تشخیص زودهنگام اهمیت زیادی دارد. درمان میتواند با استفاده از قطرههای چشمی، داروهای خوراکی یا در برخی موارد جراحی، روند پیشرفت بیماری را کنترل و کُند کند.
چه کسانی باید بیشتر مراقب باشند؟خطر گلوکوم برای همه افراد یکسان نیست. افزایش سن، سابقه خانوادگی بیماری، فشار بالای داخل چشم، نزدیکبینی یا دوربینی شدید و سابقه آسیب به چشم از جمله عوامل خطر شناختهشده هستند.برخی بیماریها مانند دیابت، میگرن، فشار خون بالا و کمخونی داسیشکل نیز میتوانند احتمال ابتلا را افزایش دهند.
🆔@ScientificDialectics
British Journal of Ophthalmology
Risk of glaucoma among patients using tadalafil for lower urinary tract symptoms: a multinational cohort study
Aim To evaluate the association between tadalafil use for lower urinary tract symptoms (LUTS) and the risk of developing glaucoma.
Methods This multinational, retrospective cohort study was conducted using the TriNetX database. Men aged ≥40 years with a…
Methods This multinational, retrospective cohort study was conducted using the TriNetX database. Men aged ≥40 years with a…
❤4
💢چرا گربهها ناله میکنند؟
پشت این صدای بلند و زوزهمانند چیست؟
اگر نیمهشب با صدای بلند و نالهمانند گربهتان از خواب پریده باشید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که چرا گربه چنین صدایی تولید میکند. پاسخ برخلاف تصور رایج، فقط اینکه «غذا میخواهد» یا «دنبال جلب توجه است» نیست.
«زوزه کشیدن» گربهها نیز تعریف کاملاً مشخصی ندارد. در پزشکی دامپزشکی، این اصطلاح معمولاً برای صداهای بلند و خشن گربه در موقعیتهایی مانند پرخاشگری یا جفتگیری به کار میرود، اما صاحبان حیوانات خانگی ممکن است تقریباً هر صدای بلند و کشیدهای را زوزه بدانند. همین تفاوت باعث میشود شرایطی که گربه در آن صدا تولید میکند، اهمیت زیادی داشته باشد.
به گفته پژوهشگران، این نوع صدا احتمالاً بسیار قدیمیتر از گربههای خانگی است و حتی پیش از اهلیشدن آنها وجود داشته است. گربه وحشی آفریقایی، نزدیکترین خویشاوند زنده گربه خانگی، نیز هنگام مواجهه با رقیبان از صداهایی مشابه استفاده میکند.
حفظ و دفاع از قلمرو برای بسیاری از حیوانات با دسترسی به غذا، امنیت و فرصت جفتگیری ارتباط دارد. به همین دلیل، حیوانات در طول تکامل صداهای بلند و مشخصی ایجاد کردهاند تا بتوانند رقیبان را از قلمرو خود دور کنند، بدون اینکه هر بار مجبور به درگیری فیزیکی شوند.
بنابراین وقتی دو گربه در محله روبهروی یکدیگر قرار میگیرند و یکی از آنها صدایی بلند و کشیده تولید میکند، ممکن است در واقع در حال اجرای رفتاری باشد که قدمتی بسیار بیشتر از زندگی گربهها در کنار انسان دارد.
گربهها فقط برای دفاع از قلمرو خرناس نمیکشند. وقتی حیوان احساس ترس کند، در گوشهای گرفتار شود یا بخواهد حیوان یا حتی انسان دیگری را از خود دور کند نیز ممکن است چنین صدایی تولید کند.
یک متخصص رفتارشناسی دامپزشکی میگوید اگر گربهای هنگام نزدیکشدن فردی شروع به زوزه کشیدن کند، این رفتار میتواند پیامی شبیه «لطفاً نزدیکتر نشو» داشته باشد.
موقعیتهای پراسترس نیز میتوانند باعث ایجاد این صدا شوند؛ برای مثال، رفتن به دامپزشکی، مهارشدن یا درگیری با گربههای دیگر. گربههای ماده در دوره فحلی و گربههای نر هنگام رقابت بر سر جفت نیز ممکن است صداهای بسیار بلندی تولید کنند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که این صدا همیشه به معنای درخواست آگاهانه برای کمک نیست. گاهی زوزه صرفاً بیان بیرونی یک وضعیت هیجانی شدید و ناخوشایند است.
البته همه صداهای بلند گربه را نمیتوان خرناس واقعی دانست. گربهها مجموعه متنوعی از صداها را برای ارتباط برقرار کردن دارند و بخشی از این رفتار ارتباطی در طول زندگی در کنار انسان شکل گرفته است.
گربههای بالغ در شرایط طبیعی بهندرت برای برقراری ارتباط با گربههای دیگر میو میکنند. میوکردن بیشتر رفتاری است که بچهگربهها برای ارتباط با مادرشان به کار میبرند. به نظر میرسد گربههای خانگی این رفتار دوران کودکی را تا بزرگسالی حفظ کرده و آن را بیشتر به سمت انسانها هدایت کردهاند.
یکی از نکات جالب درباره زوزهکشیدن گربهها این است که حتی انسانها نیز تعریف یکسانی از آن ندارند. در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در مجله Animal Behaviour منتشر شد، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند صداهای مختلف گربهها را که از منابع آنلاین جمعآوری شده بود، در گروههایی مانند میو، خُرخُر و زوزه دستهبندی کنند.
نتایج نشان داد صداهایی که افراد بهعنوان «خرخر» شناسایی کردند، معمولاً ویژگیهای صوتی نسبتاً مشخصی داشتند؛ اما درباره زوزه چنین اتفاقی نیفتاد. صداهایی که افراد زوزه مینامیدند، از نظر بلندی و مدتزمان تفاوت زیادی با یکدیگر داشتند و میزان توافق افراد درباره اینکه چه صدایی واقعاً زوزه محسوب میشود، کمتر بود.
پژوهشگران احتمال میدهند انسانها زوزه را نه براساس ویژگیهای صوتی دقیق، بلکه بیشتر براساس احساسی که از صدا دریافت میکنند تشخیص میدهند. اگر صدای گربه ناراحت، مضطرب یا دردمند به نظر برسد، احتمال بیشتری دارد که انسان آن را «زوزه» توصیف کند.
صدای بلند گربه در بسیاری از مواقع رفتاری طبیعی است، اما افزایش ناگهانی صدا بهویژه در گربههای مسن، میتواند نشانه یک مشکل پزشکی باشد. دامپزشکان در چنین شرایطی معمولاً بیماریهایی مانند پرکاری تیروئید و سندرم اختلال عملکرد شناختی را بررسی میکنند. اختلال عملکرد شناختی نوعی افت عملکرد ذهنی مرتبط با افزایش سن است که شباهتهایی به زوال شناختی در انسان دارد. هر دو بیماری میتوانند باعث افزایش صداکردن گربه، بهخصوص در طول شب، شوند.
البته بیماری تنها دلیل احتمالی نیست. اضطراب، اضطراب ناشی از جدایی و درد نیز میتوانند باعث افزایش صداهای گربه شوند.
https://www.livescience.com/animals/cats/why-do-cats-yowl
🆔@ScientificDialectics
پشت این صدای بلند و زوزهمانند چیست؟
اگر نیمهشب با صدای بلند و نالهمانند گربهتان از خواب پریده باشید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که چرا گربه چنین صدایی تولید میکند. پاسخ برخلاف تصور رایج، فقط اینکه «غذا میخواهد» یا «دنبال جلب توجه است» نیست.
«زوزه کشیدن» گربهها نیز تعریف کاملاً مشخصی ندارد. در پزشکی دامپزشکی، این اصطلاح معمولاً برای صداهای بلند و خشن گربه در موقعیتهایی مانند پرخاشگری یا جفتگیری به کار میرود، اما صاحبان حیوانات خانگی ممکن است تقریباً هر صدای بلند و کشیدهای را زوزه بدانند. همین تفاوت باعث میشود شرایطی که گربه در آن صدا تولید میکند، اهمیت زیادی داشته باشد.
به گفته پژوهشگران، این نوع صدا احتمالاً بسیار قدیمیتر از گربههای خانگی است و حتی پیش از اهلیشدن آنها وجود داشته است. گربه وحشی آفریقایی، نزدیکترین خویشاوند زنده گربه خانگی، نیز هنگام مواجهه با رقیبان از صداهایی مشابه استفاده میکند.
حفظ و دفاع از قلمرو برای بسیاری از حیوانات با دسترسی به غذا، امنیت و فرصت جفتگیری ارتباط دارد. به همین دلیل، حیوانات در طول تکامل صداهای بلند و مشخصی ایجاد کردهاند تا بتوانند رقیبان را از قلمرو خود دور کنند، بدون اینکه هر بار مجبور به درگیری فیزیکی شوند.
بنابراین وقتی دو گربه در محله روبهروی یکدیگر قرار میگیرند و یکی از آنها صدایی بلند و کشیده تولید میکند، ممکن است در واقع در حال اجرای رفتاری باشد که قدمتی بسیار بیشتر از زندگی گربهها در کنار انسان دارد.
گربهها فقط برای دفاع از قلمرو خرناس نمیکشند. وقتی حیوان احساس ترس کند، در گوشهای گرفتار شود یا بخواهد حیوان یا حتی انسان دیگری را از خود دور کند نیز ممکن است چنین صدایی تولید کند.
یک متخصص رفتارشناسی دامپزشکی میگوید اگر گربهای هنگام نزدیکشدن فردی شروع به زوزه کشیدن کند، این رفتار میتواند پیامی شبیه «لطفاً نزدیکتر نشو» داشته باشد.
موقعیتهای پراسترس نیز میتوانند باعث ایجاد این صدا شوند؛ برای مثال، رفتن به دامپزشکی، مهارشدن یا درگیری با گربههای دیگر. گربههای ماده در دوره فحلی و گربههای نر هنگام رقابت بر سر جفت نیز ممکن است صداهای بسیار بلندی تولید کنند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که این صدا همیشه به معنای درخواست آگاهانه برای کمک نیست. گاهی زوزه صرفاً بیان بیرونی یک وضعیت هیجانی شدید و ناخوشایند است.
البته همه صداهای بلند گربه را نمیتوان خرناس واقعی دانست. گربهها مجموعه متنوعی از صداها را برای ارتباط برقرار کردن دارند و بخشی از این رفتار ارتباطی در طول زندگی در کنار انسان شکل گرفته است.
گربههای بالغ در شرایط طبیعی بهندرت برای برقراری ارتباط با گربههای دیگر میو میکنند. میوکردن بیشتر رفتاری است که بچهگربهها برای ارتباط با مادرشان به کار میبرند. به نظر میرسد گربههای خانگی این رفتار دوران کودکی را تا بزرگسالی حفظ کرده و آن را بیشتر به سمت انسانها هدایت کردهاند.
یکی از نکات جالب درباره زوزهکشیدن گربهها این است که حتی انسانها نیز تعریف یکسانی از آن ندارند. در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در مجله Animal Behaviour منتشر شد، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند صداهای مختلف گربهها را که از منابع آنلاین جمعآوری شده بود، در گروههایی مانند میو، خُرخُر و زوزه دستهبندی کنند.
نتایج نشان داد صداهایی که افراد بهعنوان «خرخر» شناسایی کردند، معمولاً ویژگیهای صوتی نسبتاً مشخصی داشتند؛ اما درباره زوزه چنین اتفاقی نیفتاد. صداهایی که افراد زوزه مینامیدند، از نظر بلندی و مدتزمان تفاوت زیادی با یکدیگر داشتند و میزان توافق افراد درباره اینکه چه صدایی واقعاً زوزه محسوب میشود، کمتر بود.
پژوهشگران احتمال میدهند انسانها زوزه را نه براساس ویژگیهای صوتی دقیق، بلکه بیشتر براساس احساسی که از صدا دریافت میکنند تشخیص میدهند. اگر صدای گربه ناراحت، مضطرب یا دردمند به نظر برسد، احتمال بیشتری دارد که انسان آن را «زوزه» توصیف کند.
صدای بلند گربه در بسیاری از مواقع رفتاری طبیعی است، اما افزایش ناگهانی صدا بهویژه در گربههای مسن، میتواند نشانه یک مشکل پزشکی باشد. دامپزشکان در چنین شرایطی معمولاً بیماریهایی مانند پرکاری تیروئید و سندرم اختلال عملکرد شناختی را بررسی میکنند. اختلال عملکرد شناختی نوعی افت عملکرد ذهنی مرتبط با افزایش سن است که شباهتهایی به زوال شناختی در انسان دارد. هر دو بیماری میتوانند باعث افزایش صداکردن گربه، بهخصوص در طول شب، شوند.
البته بیماری تنها دلیل احتمالی نیست. اضطراب، اضطراب ناشی از جدایی و درد نیز میتوانند باعث افزایش صداهای گربه شوند.
https://www.livescience.com/animals/cats/why-do-cats-yowl
🆔@ScientificDialectics
Live Science
Why do cats yowl?
Understanding a cat’s yowl requires looking beyond the noise to the behavior and emotions behind it.
❤2
💢 کلاژن، بیوتین و مکملهای زیبایی؛ کدامیک واقعا مؤثرند؟
مکملهای زیبایی در حال حاضر عمدتا در چهار شکل عرضه میشوند: کپسولها و قرصها، ژلهای خوراکی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین و نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرههای مایع.
مکملهای زیبایی با وعده تقویت مو و ناخن و جوانتر شدن پوست، به بخشی از بازار پررونق محصولات سلامت و زیبایی تبدیل شدهاند؛ اما شواهد علمی درباره همه آنها یکسان نیست.
پژوهشها نشان میدهند برخی ترکیبات مانند کلاژن ممکن است فواید مشخصی داشته باشند، در حالی که متخصصان تأکید میکنند مکملها قرار نیست جای تغذیه مناسب، خواب کافی، محافظت در برابر آفتاب و مراقبت از پوست را بگیرند.
همزمان تحقیقات درباره اثربخشی آنها نیز افزایش یافته است و نتایج این تحقیقات تصویری بسیار محتاطانهتر از وعدههای تبلیغاتی ترسیم میکنند. شواهد موجود نشان میدهند برخی ترکیبات ممکن است در شرایط مشخص مؤثر باشند، اما نمیتوان تمام محصولاتی را که با عنوان «مکمل زیبایی» فروخته میشوند در یک گروه قرار داد.
مکملهای زیبایی چیستند؟
«مکملهای زیبایی امروزه در چهار شکل (قالب) اصلی به فروش میرسند: قرصها و کپسولها، پاستیلهایی که برای سلامت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهایی بر پایه کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیهای مایع، ویالهای خوراکی (شاتها) یا قطرهها. این دسته از محصولات، بهویژه در مورد کلاژن، توجه جدیِ بالینی را به خود جلب کرده است.»
مکملهای زیبایی در حال حاضر در چهار شکل عرضه میشوند: قرصها و کپسولها، و پاستیلهایی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرهها. این محصولات در تحقیقات بالینی سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کردهاند و کلاژن یکی از موادی است که بیش از سایر ترکیبات در مورد آن مطالعه شده است.
یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۱، که نتایج ۱۹ کارآزمایی بالینی با مجموع یک هزار و ۱۲۵ شرکتکننده را بررسی کرده است، نشان داد مصرف کلاژن هیدرولیز شده طی ۹۰ روز با بهبود میزان رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست و همچنین کاهش چینوچروک همراه بود.با افزایش محبوبیت این محصولات، متخصصان پوست و تغذیه نیز بیش از گذشته با این پرسش مواجه میشوند که کدام مکملها واقعا به وعدههایشان عمل میکنند.
پاسخ کارشناسان معمولا به فهرست نسبتا کوتاهی از ترکیبات میرسد: کلاژن، بیوتین، ویتامین سی، روی، آهن و اسیدهای چرب امگا۳. با این حال، میزان شواهد درباره هر یک از این مواد متفاوت است و مفید بودن یک مکمل برای یک فرد لزوما به معنای مؤثر بودن آن برای همه نیست.
چرا مکملهای زیبایی تا این اندازه محبوب شدهاند؟
چند عامل در افزایش محبوبیت مکملهای زیبایی نقش دارند. نخست اینکه شواهد علمی درباره برخی از ترکیبات این محصولات در حال افزایش است. کلاژن در این زمینه یکی از مهمترین نمونهها است.
نتایج برخی مطالعات بالینی نشان دادهاند مصرف کلاژن هیدرولیز شده با تغییرات قابل اندازهگیری در رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست همراه است؛ یافتهای که باعث شد این ماده بیش از بسیاری از ترکیبات رایج در محصولات زیبایی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.متخصصان پوست نیز نقش حمایتی برخی مکملها را تأیید میکنند.
دکتر ویلما برگفلد، متخصص پوست در کلینیک کلیولند، درباره بیوتین میگوید: «بیوتین برای درمان اختلالات مو بسیار مفید است. این ماده همچنین باعث ضخیمتر شدن ناخنها میشود و مصرف خوراکی بیوتین بسیار ایمن است.»
از سوی دیگر، درک مصرفکنندگان از ارتباط میان تغذیه و ظاهر پوست نیز تغییر کرده است. اکنون بیش از گذشته درباره نقش مواد مغذی در فرایندهای زیستی مرتبط با پوست، مو و ناخن صحبت میشود.
ایزابل واسکز، متخصص تغذیه، درباره اهمیت ویتامین سی میگوید، کلاژن یکی از اجزای اصلی بافت همبند است و بدن برای ساخت آن به ویتامین سی نیاز دارد. در صورت دریافت ناکافی این ویتامین، تولید و حفظ کلاژن نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و این موضوع ممکن است بر سلامت پوست اثر بگذارد.با این حال، کارشناسان درباره انتظار بیش از حد از مکملها هشدار میدهند.
دکتر دندی انگلمن، متخصص پوست، میگوید: «مکملها از سلامت و طول عمر پوست حمایت میکنند، اما آنها مکملاند نه جایگزینی برای مراقبت موضعی از پوست، درمانهای تخصصی یا عادتهای سالم در سبک زندگی.»
مکملهای زیبایی در حال حاضر عمدتا در چهار شکل عرضه میشوند: کپسولها و قرصها، ژلهای خوراکی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین و نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرههای مایع.
مکملهای زیبایی با وعده تقویت مو و ناخن و جوانتر شدن پوست، به بخشی از بازار پررونق محصولات سلامت و زیبایی تبدیل شدهاند؛ اما شواهد علمی درباره همه آنها یکسان نیست.
پژوهشها نشان میدهند برخی ترکیبات مانند کلاژن ممکن است فواید مشخصی داشته باشند، در حالی که متخصصان تأکید میکنند مکملها قرار نیست جای تغذیه مناسب، خواب کافی، محافظت در برابر آفتاب و مراقبت از پوست را بگیرند.
همزمان تحقیقات درباره اثربخشی آنها نیز افزایش یافته است و نتایج این تحقیقات تصویری بسیار محتاطانهتر از وعدههای تبلیغاتی ترسیم میکنند. شواهد موجود نشان میدهند برخی ترکیبات ممکن است در شرایط مشخص مؤثر باشند، اما نمیتوان تمام محصولاتی را که با عنوان «مکمل زیبایی» فروخته میشوند در یک گروه قرار داد.
مکملهای زیبایی چیستند؟
«مکملهای زیبایی امروزه در چهار شکل (قالب) اصلی به فروش میرسند: قرصها و کپسولها، پاستیلهایی که برای سلامت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهایی بر پایه کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیهای مایع، ویالهای خوراکی (شاتها) یا قطرهها. این دسته از محصولات، بهویژه در مورد کلاژن، توجه جدیِ بالینی را به خود جلب کرده است.»
مکملهای زیبایی در حال حاضر در چهار شکل عرضه میشوند: قرصها و کپسولها، و پاستیلهایی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرهها. این محصولات در تحقیقات بالینی سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کردهاند و کلاژن یکی از موادی است که بیش از سایر ترکیبات در مورد آن مطالعه شده است.
یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۱، که نتایج ۱۹ کارآزمایی بالینی با مجموع یک هزار و ۱۲۵ شرکتکننده را بررسی کرده است، نشان داد مصرف کلاژن هیدرولیز شده طی ۹۰ روز با بهبود میزان رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست و همچنین کاهش چینوچروک همراه بود.با افزایش محبوبیت این محصولات، متخصصان پوست و تغذیه نیز بیش از گذشته با این پرسش مواجه میشوند که کدام مکملها واقعا به وعدههایشان عمل میکنند.
پاسخ کارشناسان معمولا به فهرست نسبتا کوتاهی از ترکیبات میرسد: کلاژن، بیوتین، ویتامین سی، روی، آهن و اسیدهای چرب امگا۳. با این حال، میزان شواهد درباره هر یک از این مواد متفاوت است و مفید بودن یک مکمل برای یک فرد لزوما به معنای مؤثر بودن آن برای همه نیست.
چرا مکملهای زیبایی تا این اندازه محبوب شدهاند؟
چند عامل در افزایش محبوبیت مکملهای زیبایی نقش دارند. نخست اینکه شواهد علمی درباره برخی از ترکیبات این محصولات در حال افزایش است. کلاژن در این زمینه یکی از مهمترین نمونهها است.
نتایج برخی مطالعات بالینی نشان دادهاند مصرف کلاژن هیدرولیز شده با تغییرات قابل اندازهگیری در رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست همراه است؛ یافتهای که باعث شد این ماده بیش از بسیاری از ترکیبات رایج در محصولات زیبایی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.متخصصان پوست نیز نقش حمایتی برخی مکملها را تأیید میکنند.
دکتر ویلما برگفلد، متخصص پوست در کلینیک کلیولند، درباره بیوتین میگوید: «بیوتین برای درمان اختلالات مو بسیار مفید است. این ماده همچنین باعث ضخیمتر شدن ناخنها میشود و مصرف خوراکی بیوتین بسیار ایمن است.»
از سوی دیگر، درک مصرفکنندگان از ارتباط میان تغذیه و ظاهر پوست نیز تغییر کرده است. اکنون بیش از گذشته درباره نقش مواد مغذی در فرایندهای زیستی مرتبط با پوست، مو و ناخن صحبت میشود.
ایزابل واسکز، متخصص تغذیه، درباره اهمیت ویتامین سی میگوید، کلاژن یکی از اجزای اصلی بافت همبند است و بدن برای ساخت آن به ویتامین سی نیاز دارد. در صورت دریافت ناکافی این ویتامین، تولید و حفظ کلاژن نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و این موضوع ممکن است بر سلامت پوست اثر بگذارد.با این حال، کارشناسان درباره انتظار بیش از حد از مکملها هشدار میدهند.
دکتر دندی انگلمن، متخصص پوست، میگوید: «مکملها از سلامت و طول عمر پوست حمایت میکنند، اما آنها مکملاند نه جایگزینی برای مراقبت موضعی از پوست، درمانهای تخصصی یا عادتهای سالم در سبک زندگی.»
👌2❤1
مکملهای زیبایی واقعا چه قدرتأثیرگذارند؟
کارشناسان پیشبینی میکنند طی ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده، بحث درباره مکملهای زیبایی دقیقتر و واقعبینانهتر شود و بهجای وعدههای کلی درباره «زیبایی از درون»، توجه بیشتری به ماده مؤثر، مقدار مصرف و هدف مشخص هر مکمل معطوف شود.سه تغییر میتواند در این روند نقش مهمی داشته باشد.
۱. محصولات بیشتر با وعدههای مشخص
یکی از تغییرات مهم، فاصله گرفتن از ادعاهای کلی و مبهم و حرکت به سوی تولید محصولاتی است که ترکیب، مقدار مصرف و هدف مشخصی دارند.برای مثال، مکملهایی که صرفا وعده «پوست و موی زیباتر» میدهند، عرصه را به محصولاتی واگذار کنند که نام یک ماده مؤثر مشخص، میزان مصرف و هدف آن را به روشنی بیان میکنند، مانند کلاژن برای بهبود برخی ویژگیهای پوست، بیوتین برای مو و ناخن، و آهن و روی برای افرادی باشد که دچار کمبود این موادند.
به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند پیش از خرید، برچسب محصول بررسی شود تا مشخص باشد ماده مؤثر آن چیست، در هر وعده مصرف آن چه مقدار از آن ماده وجود دارد و آیا برای کاربرد مورد نظر شواهد علمی وجود دارد یا نه.
ومنزورلد مینویسد محصولی که وعدههای بزرگی میدهد اما مشخص نمیکند چه مادهای و با چه مقداری قرار است چنین اثری ایجاد کند، ارزش بررسی دقیقتری دارد.
۲. زمانبندیهای واقعبینانهتر برای مشاهده نتیجه
یکی از مشکلات بازار مکملهای زیبایی، ایجاد انتظار برای مشاهده نتایج سریع است، در حالی که فرایندهای زیستی پوست، مو و ناخن چنین سرعتی ندارند. تغییرات پوستی معمولا به چند هفته تا چند ماه زمان نیاز دارند. تغییر در وضعیت مو ممکن است چند ماه طول بکشد، زیرا چرخه رشد مو آهسته است. درباره ناخنها نیز ممکن است ماهها زمان لازم باشد تا تغییر قابل مشاهدهای ایجاد شود.به همین دلیل، وعدههایی مانند تغییر چشمگیر پوست، مو یا ناخن در مدت بسیار کوتاه باید با احتیاط بیشتری ارزیابی شوند.
درمورد برخی مکملها، میتوان یک دوره حدود ۹۰ روزه را برای ارزیابی در نظر گرفت، بهویژه زمانی که مطالعات بالینی ماده موردنظر نیز دورهای مشابه را بررسی کردهاند. ثبت وضعیت اولیه پوست، مو یا ناخن و مقایسه آن پس از دوره مصرف روش واقعبینانهتری برای سنجش نتیجه است.اگر پس از حدود سه ماه مصرف یک ماده با دوزی که در مطالعات بالینی بررسی شده است هیچ تغییر قابل اندازهگیری مشاهده نشود، ممکن است ادامه مصرف آن محصول برای آن فرد توجیه چندانی نداشته باشد.
۳. مکملها قرار نیست جای اصول اولیه را بگیرند
یکی دیگر از تغییرات مهم در نگاه کارشناسان، تعریف دوباره نقش مکملهای زیبایی است. مکمل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر سلامت پوست، مو یا ناخن باشد، اما عامل اصلی نیست.
ارین اوگدن، متخصص تغذیه میگوید: «هیچ مکملی نمیتواند جایگزین اصول اولیه یک رژیم غذایی متعادل، خواب با کیفیت، محافظت در برابر آفتاب و برنامه منظم مراقبت از پوست شود»، هرچند برخی مواد مغذی میتوانند در حمایت از سلامت پوست نقش مهمی داشته باشند.
بنابراین پیش از صرف هزینه زیاد برای مجموعهای از مکملها، بهتر است عوامل اساسی بررسی شوند: آیا به میزان کافی میخوابیم؟ آیا از پوستمان در برابر آفتاب محافظت میکنیم؟ آیا برنامه مراقبت از پوستمان منظم و مناسب است؟ و آیا رژیم غذاییمان مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تأمین میکند؟کپسول یا پودر نمیتواند آثار سبک زندگی نامناسب را کاملا جبران کند.
آیا همه به مکملهای زیبایی نیاز دارند؟
کارشناسان بر این نکته تأکید میکنند که مکملهای زیبایی محصولاتی با تأثیر یکسان بر همه افراد نیستند. در برخی موارد، استفاده از یک ماده مغذی مشخص منطقیتر از مصرف مکملی است که ترکیبی پیچیده از ویتامینها و مواد معدنی مختلف دارد. این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد واقعا با کمبود یک ماده مانند آهن یا روی مواجه باشد.
برای مثال، اگر مشکل مو یا ناخن با کمبود یک ماده مغذی مرتبط باشد، اصلاح آن کمبود مفید است، اما مصرف بیشتر همین ماده در فردی که کمبودی ندارد لزوما به معنای موهای پرپشتتر، ناخنهای محکمتر یا پوست بهتر نیست. این تفاوت یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند مکملهای هدفمند، بهویژه مکملهای حاوی مقادیر بالای برخی ویتامینها و مواد معدنی، بر اساس نیاز واقعی فرد مصرف شوند.
هنگام خرید مکمل زیبایی به چه نکاتی توجه کنیم؟
سه نشانه به ارزیابی این محصولات کمک میکند. محصولات با وعدههای مشخص: امیدواریم شرکتهای دارویی بهتدریج از عبارتهای مبهمی مانند «زیبایی از درون» فاصله بگیرند و روشنتر توضیح دهند هر ماده چه تأثیری دارد و چه مقدار از آن در محصول وجود دارد.زمانبندیهای واقعبینانه: باید درمورد مکملهایی که وعده تغییرات یکشبه یا بسیار سریع میدهند محتاط بود.
🆔@ScientificDialectics
کارشناسان پیشبینی میکنند طی ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده، بحث درباره مکملهای زیبایی دقیقتر و واقعبینانهتر شود و بهجای وعدههای کلی درباره «زیبایی از درون»، توجه بیشتری به ماده مؤثر، مقدار مصرف و هدف مشخص هر مکمل معطوف شود.سه تغییر میتواند در این روند نقش مهمی داشته باشد.
۱. محصولات بیشتر با وعدههای مشخص
یکی از تغییرات مهم، فاصله گرفتن از ادعاهای کلی و مبهم و حرکت به سوی تولید محصولاتی است که ترکیب، مقدار مصرف و هدف مشخصی دارند.برای مثال، مکملهایی که صرفا وعده «پوست و موی زیباتر» میدهند، عرصه را به محصولاتی واگذار کنند که نام یک ماده مؤثر مشخص، میزان مصرف و هدف آن را به روشنی بیان میکنند، مانند کلاژن برای بهبود برخی ویژگیهای پوست، بیوتین برای مو و ناخن، و آهن و روی برای افرادی باشد که دچار کمبود این موادند.
به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند پیش از خرید، برچسب محصول بررسی شود تا مشخص باشد ماده مؤثر آن چیست، در هر وعده مصرف آن چه مقدار از آن ماده وجود دارد و آیا برای کاربرد مورد نظر شواهد علمی وجود دارد یا نه.
ومنزورلد مینویسد محصولی که وعدههای بزرگی میدهد اما مشخص نمیکند چه مادهای و با چه مقداری قرار است چنین اثری ایجاد کند، ارزش بررسی دقیقتری دارد.
۲. زمانبندیهای واقعبینانهتر برای مشاهده نتیجه
یکی از مشکلات بازار مکملهای زیبایی، ایجاد انتظار برای مشاهده نتایج سریع است، در حالی که فرایندهای زیستی پوست، مو و ناخن چنین سرعتی ندارند. تغییرات پوستی معمولا به چند هفته تا چند ماه زمان نیاز دارند. تغییر در وضعیت مو ممکن است چند ماه طول بکشد، زیرا چرخه رشد مو آهسته است. درباره ناخنها نیز ممکن است ماهها زمان لازم باشد تا تغییر قابل مشاهدهای ایجاد شود.به همین دلیل، وعدههایی مانند تغییر چشمگیر پوست، مو یا ناخن در مدت بسیار کوتاه باید با احتیاط بیشتری ارزیابی شوند.
درمورد برخی مکملها، میتوان یک دوره حدود ۹۰ روزه را برای ارزیابی در نظر گرفت، بهویژه زمانی که مطالعات بالینی ماده موردنظر نیز دورهای مشابه را بررسی کردهاند. ثبت وضعیت اولیه پوست، مو یا ناخن و مقایسه آن پس از دوره مصرف روش واقعبینانهتری برای سنجش نتیجه است.اگر پس از حدود سه ماه مصرف یک ماده با دوزی که در مطالعات بالینی بررسی شده است هیچ تغییر قابل اندازهگیری مشاهده نشود، ممکن است ادامه مصرف آن محصول برای آن فرد توجیه چندانی نداشته باشد.
۳. مکملها قرار نیست جای اصول اولیه را بگیرند
یکی دیگر از تغییرات مهم در نگاه کارشناسان، تعریف دوباره نقش مکملهای زیبایی است. مکمل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر سلامت پوست، مو یا ناخن باشد، اما عامل اصلی نیست.
ارین اوگدن، متخصص تغذیه میگوید: «هیچ مکملی نمیتواند جایگزین اصول اولیه یک رژیم غذایی متعادل، خواب با کیفیت، محافظت در برابر آفتاب و برنامه منظم مراقبت از پوست شود»، هرچند برخی مواد مغذی میتوانند در حمایت از سلامت پوست نقش مهمی داشته باشند.
بنابراین پیش از صرف هزینه زیاد برای مجموعهای از مکملها، بهتر است عوامل اساسی بررسی شوند: آیا به میزان کافی میخوابیم؟ آیا از پوستمان در برابر آفتاب محافظت میکنیم؟ آیا برنامه مراقبت از پوستمان منظم و مناسب است؟ و آیا رژیم غذاییمان مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تأمین میکند؟کپسول یا پودر نمیتواند آثار سبک زندگی نامناسب را کاملا جبران کند.
آیا همه به مکملهای زیبایی نیاز دارند؟
کارشناسان بر این نکته تأکید میکنند که مکملهای زیبایی محصولاتی با تأثیر یکسان بر همه افراد نیستند. در برخی موارد، استفاده از یک ماده مغذی مشخص منطقیتر از مصرف مکملی است که ترکیبی پیچیده از ویتامینها و مواد معدنی مختلف دارد. این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد واقعا با کمبود یک ماده مانند آهن یا روی مواجه باشد.
برای مثال، اگر مشکل مو یا ناخن با کمبود یک ماده مغذی مرتبط باشد، اصلاح آن کمبود مفید است، اما مصرف بیشتر همین ماده در فردی که کمبودی ندارد لزوما به معنای موهای پرپشتتر، ناخنهای محکمتر یا پوست بهتر نیست. این تفاوت یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند مکملهای هدفمند، بهویژه مکملهای حاوی مقادیر بالای برخی ویتامینها و مواد معدنی، بر اساس نیاز واقعی فرد مصرف شوند.
هنگام خرید مکمل زیبایی به چه نکاتی توجه کنیم؟
سه نشانه به ارزیابی این محصولات کمک میکند. محصولات با وعدههای مشخص: امیدواریم شرکتهای دارویی بهتدریج از عبارتهای مبهمی مانند «زیبایی از درون» فاصله بگیرند و روشنتر توضیح دهند هر ماده چه تأثیری دارد و چه مقدار از آن در محصول وجود دارد.زمانبندیهای واقعبینانه: باید درمورد مکملهایی که وعده تغییرات یکشبه یا بسیار سریع میدهند محتاط بود.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Beauty Supplements Promise Big Results. Here’s What Experts Say You Can Actually Expect
Stage: Building · Momentum: High · Forecast confidence: Moderate Beauty supplements — the pills, gummies, powders and liquid shots promising better skin, hair and nails — are moving from niche wellness into mainstream routines. The research is starting to…
❤4
💢 پژوهش: انتشار آلبومهای پرطرفدار با افزایش ۱۵ درصدی مرگهای جادهای پیوند دارد
یک پژوهش جدید در آمریکا نشان داده است که در روز انتشار آلبومهای بزرگ هنرمندانی مانند تیلور سویفت و بد بانی، مرگومیر جادهای ۱۵ درصد افزایش مییابد و پخش آنلاین موسیقی جهش میکند.
یک مطالعه جدید در آمریکا نشان میدهد همزمان با جهش در استریم موسیقی، تلفات رانندگی افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران دریافتهاند تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی که آلبومهای مهم موسیقی منتشر میشود، ۱۵.۱ درصد بیشتر از روزهای اطراف این تاریخها است.
پژوهشگران میگویند استفاده از تلفنهای هوشمند برای پخش آنلاین موسیقی میتواند منبعی نادیدهمانده برای حواسپرتی راننده باشد. با این حال تاکید میکنند این تحقیق نشان نمیدهد که پخش موسیقی عامل مستقیم افزایش مرگها بوده است.
این مطالعه که در نشریه JAMA Network Open (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، ۲۳۳ هزار و ۸۰۹ مورد مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی در آمریکا بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ را با استفاده از دادههای سامانه گزارشگیری تحلیل تلفات (Fatality Analysis Reporting System) بررسی کرده است.
پژوهشگران روی تاریخ انتشار ۱۰ آلبوم مهمی تمرکز کردند که در دوره مطالعه، بیشترین تعداد استریم در روز اول را به خود اختصاص داده بود.
این آلبومها شامل برخی از بزرگترین انتشارهای سالهای اخیر بود؛ از جمله Midnights و Red (Taylor's Version) از تیلور سوئیفت، Certified Lover Boy از دریک، Un Verano Sin Ti از بد بانی، Mr. Morale & the Big Steppers از کندریک لامار و Harry's House از هری استایلز.
آنها سپس تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی را که این آلبومها روی پلتفرمهای استریم در دسترس قرار گرفت، با تلفات ۱۰ روز قبل و ۱۰ روز بعد از هر انتشار مقایسه کردند.این رویکرد چیزی را فراهم کرد که پژوهشگران از آن بهعنوان نوعی «آزمایش طبیعی» یاد میکنند:تاریخ انتشار آلبومها را صنعت موسیقی تعیین میکند نه شرایط جادهای یا خطرات ترافیکی.
بنابراین وقتی آلبومی بسیار مورد انتظار منتشر میشود، میتواند جهش ناگهانی در استریم موسیقی ایجاد کند، بدون آنکه مستقیما به عواملی مانند وضعیت آبوهوا یا شرایط رانندگی مربوط باشد.این وضعیت امکان میدهد پرسیده شود آیا چیز دیگری هم در همان زمان تغییر میکند یا نه.
افزایش تلفات رانندگی همزمان با جهش استریم در ۱۰ روز انتشار این آلبومها، مردم به طور متوسط ۱۲۳.۳ میلیون بار موسیقی را استریم کردند؛ در حالی که در روزهای اطراف این تاریخها، میانگین استریم ۸۶.۱ میلیون بار بود؛ یعنی افزایشی حدود ۴۳ درصد.تلفات رانندگی نیز افزایش یافت. پژوهشگران به طور متوسط ۱۳۹.۱ مرگ در روزهای انتشار آلبومها ثبت کردند، در مقایسه با ۱۲۰.۹ مرگ در روزهای اطراف.
این یعنی حدود ۱۸ مرگ بیشتر در هر روز یا ۱۵.۱ درصد افزایش.در مجموع پژوهشگران برآورد میکنند که در ۱۰ روز انتشار آلبومها حدود ۱۸۲ نفر بیشتر در تصادفات رانندگی جان باختهاند؛ رقمی که از آنچه بر اساس روزهای اطراف انتظار میرفت بالاتر است.
موضوع فقط گوش دادن به موسیقی نیست .نتایج این مطالعه نشان نمیدهد که پخش موسیقی در خودرو ذاتا خطرناک است. در عوض پژوهشگران به این امکان توجه کردهاند که تلفنهای هوشمند نوع متفاوتی از حواسپرتی ایجاد میکنند.گوش دادن به فهرستپخشی آشنا، نیاز چندانی به تعامل ندارد اما پیدا کردن یک آلبوم تازهمنتشرشده وضعیتی متفاوت است.
راننده ممکن است تلفن را باز کند، اپلیکیشن استریم را اجرا کند، نام هنرمند را جستوجو کند، در آلبوم بگردد و قطعهای را انتخاب کند.هر یک از این کارها میتواند توجه راننده را از جاده منحرف کند.افزایش تلفات رانندگی بیش از همه در میان رانندگان جوانتر و مرد دیده شد. این افزایش در تصادفهایی که فقط یک نفر در آنها درگیر بود و نیز در خودروهای مجهز به سامانههای سرگرمیاطلاعاتی داخل کابین بیشتر بود.
این الگوها ممکن است سرنخهایی درباره نقش حواسپرتی ارائه کنند و نشان دهند تعامل با فناوری در حین رانندگی، نه صرفا گوش دادن به موسیقی، میتواند بخشی از مشکل باشد.بررسی «اثر جمعه»اغلب انتشارهای مهم آلبومها در روز جمعه انجام میشود و این موضوع کار را پیچیده میکند.الگوی ترافیک در روزهای جمعه میتواند با دیگر روزهای هفته متفاوت باشد و بدون توجه به اینکه چه موسیقیای منتشر میشود، با تعداد متفاوتی از تصادفها همراه باشد.
همین دلیل پژوهشگران تحلیلهای اضافیای انجام دادند که به طور خاص بر روزهای جمعه تمرکز داشت. افزایش تلفات همچنان پابرجا بود.
🆔@ScientificDialectics
یک پژوهش جدید در آمریکا نشان داده است که در روز انتشار آلبومهای بزرگ هنرمندانی مانند تیلور سویفت و بد بانی، مرگومیر جادهای ۱۵ درصد افزایش مییابد و پخش آنلاین موسیقی جهش میکند.
یک مطالعه جدید در آمریکا نشان میدهد همزمان با جهش در استریم موسیقی، تلفات رانندگی افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران دریافتهاند تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی که آلبومهای مهم موسیقی منتشر میشود، ۱۵.۱ درصد بیشتر از روزهای اطراف این تاریخها است.
پژوهشگران میگویند استفاده از تلفنهای هوشمند برای پخش آنلاین موسیقی میتواند منبعی نادیدهمانده برای حواسپرتی راننده باشد. با این حال تاکید میکنند این تحقیق نشان نمیدهد که پخش موسیقی عامل مستقیم افزایش مرگها بوده است.
این مطالعه که در نشریه JAMA Network Open (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، ۲۳۳ هزار و ۸۰۹ مورد مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی در آمریکا بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ را با استفاده از دادههای سامانه گزارشگیری تحلیل تلفات (Fatality Analysis Reporting System) بررسی کرده است.
پژوهشگران روی تاریخ انتشار ۱۰ آلبوم مهمی تمرکز کردند که در دوره مطالعه، بیشترین تعداد استریم در روز اول را به خود اختصاص داده بود.
این آلبومها شامل برخی از بزرگترین انتشارهای سالهای اخیر بود؛ از جمله Midnights و Red (Taylor's Version) از تیلور سوئیفت، Certified Lover Boy از دریک، Un Verano Sin Ti از بد بانی، Mr. Morale & the Big Steppers از کندریک لامار و Harry's House از هری استایلز.
آنها سپس تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی را که این آلبومها روی پلتفرمهای استریم در دسترس قرار گرفت، با تلفات ۱۰ روز قبل و ۱۰ روز بعد از هر انتشار مقایسه کردند.این رویکرد چیزی را فراهم کرد که پژوهشگران از آن بهعنوان نوعی «آزمایش طبیعی» یاد میکنند:تاریخ انتشار آلبومها را صنعت موسیقی تعیین میکند نه شرایط جادهای یا خطرات ترافیکی.
بنابراین وقتی آلبومی بسیار مورد انتظار منتشر میشود، میتواند جهش ناگهانی در استریم موسیقی ایجاد کند، بدون آنکه مستقیما به عواملی مانند وضعیت آبوهوا یا شرایط رانندگی مربوط باشد.این وضعیت امکان میدهد پرسیده شود آیا چیز دیگری هم در همان زمان تغییر میکند یا نه.
افزایش تلفات رانندگی همزمان با جهش استریم در ۱۰ روز انتشار این آلبومها، مردم به طور متوسط ۱۲۳.۳ میلیون بار موسیقی را استریم کردند؛ در حالی که در روزهای اطراف این تاریخها، میانگین استریم ۸۶.۱ میلیون بار بود؛ یعنی افزایشی حدود ۴۳ درصد.تلفات رانندگی نیز افزایش یافت. پژوهشگران به طور متوسط ۱۳۹.۱ مرگ در روزهای انتشار آلبومها ثبت کردند، در مقایسه با ۱۲۰.۹ مرگ در روزهای اطراف.
این یعنی حدود ۱۸ مرگ بیشتر در هر روز یا ۱۵.۱ درصد افزایش.در مجموع پژوهشگران برآورد میکنند که در ۱۰ روز انتشار آلبومها حدود ۱۸۲ نفر بیشتر در تصادفات رانندگی جان باختهاند؛ رقمی که از آنچه بر اساس روزهای اطراف انتظار میرفت بالاتر است.
موضوع فقط گوش دادن به موسیقی نیست .نتایج این مطالعه نشان نمیدهد که پخش موسیقی در خودرو ذاتا خطرناک است. در عوض پژوهشگران به این امکان توجه کردهاند که تلفنهای هوشمند نوع متفاوتی از حواسپرتی ایجاد میکنند.گوش دادن به فهرستپخشی آشنا، نیاز چندانی به تعامل ندارد اما پیدا کردن یک آلبوم تازهمنتشرشده وضعیتی متفاوت است.
راننده ممکن است تلفن را باز کند، اپلیکیشن استریم را اجرا کند، نام هنرمند را جستوجو کند، در آلبوم بگردد و قطعهای را انتخاب کند.هر یک از این کارها میتواند توجه راننده را از جاده منحرف کند.افزایش تلفات رانندگی بیش از همه در میان رانندگان جوانتر و مرد دیده شد. این افزایش در تصادفهایی که فقط یک نفر در آنها درگیر بود و نیز در خودروهای مجهز به سامانههای سرگرمیاطلاعاتی داخل کابین بیشتر بود.
این الگوها ممکن است سرنخهایی درباره نقش حواسپرتی ارائه کنند و نشان دهند تعامل با فناوری در حین رانندگی، نه صرفا گوش دادن به موسیقی، میتواند بخشی از مشکل باشد.بررسی «اثر جمعه»اغلب انتشارهای مهم آلبومها در روز جمعه انجام میشود و این موضوع کار را پیچیده میکند.الگوی ترافیک در روزهای جمعه میتواند با دیگر روزهای هفته متفاوت باشد و بدون توجه به اینکه چه موسیقیای منتشر میشود، با تعداد متفاوتی از تصادفها همراه باشد.
همین دلیل پژوهشگران تحلیلهای اضافیای انجام دادند که به طور خاص بر روزهای جمعه تمرکز داشت. افزایش تلفات همچنان پابرجا بود.
🆔@ScientificDialectics
Jamanetwork
Smartphones, Online Music Streaming, and Traffic Fatalities
This cohort study analyzed the release dates of the 10 most streamed albums in the US between 2017 and 2022 and the 10 days before and after for temporal association with an increase in fatalities from motor vehicle collisions because of smartphone-enabled…
❤3
💢 صدای بلند چگونه بهطور دائمی بر شنوایی اثر میگذارد؟
توصیههایی برای محافظت از گوش«گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست».
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بلند، از کنسرت و هدفون گرفته تا ابزارهای باغبانی و تعمیرات خانه، میتواند به شنوایی آسیب دائمی بزند. رانندگی با شیشه پایین در بزرگراه و موتورسواری نیز بهدلیل شدت صدای باد میتواند به گوش آسیب بزند.
متخصصان توصیه میکنند در محیطهای پرسروصدا از محافظ گوش استفاده کنید و صدای هدفون را پایین نگه دارید.
در عین حال، استفاده بیش از حد از گوشپاککن و حتی گوشگیر میتواند جرم گوش را به داخل فشار دهد و باعث کاهش شنوایی یا عفونت شود.
والری پاولوویچ راف، شنواییشناس و متخصص افت شنوایی در کلینیک کلیولند ایالت اوهایو، میگوید: «شنوایی وقتی از دست برود، دیگر برنمیگردد.»
جیمی بوگل، شنواییشناس کلینیک مایو در ایالت آریزونا، میگوید: «همه ما در جوانی در محافظت از گوشهایمان بیاحتیاط بودهایم. اما این آسیبها بهمرور زمان روی هم انباشته میشوند. بنابراین کارهایی که در دوران جوانی انجام دادهایم، ممکن است سالها بعد اثرشان را نشان دهند.»
شنوایی چگونه کار میکند؟
در عمق گوش داخلی، حفرهای پر از مایع به نام حلزون گوش قرار دارد. دیواره این حفره با هزاران سلول مویی بسیار ریز پوشیده شده است.
روی هر سلول، دستهای از موهای ظریف قرار دارد و در پایه آن نورونی به عصب شنوایی متصل است؛ عصبی که پیامهای الکتریکی را به مغز منتقل میکند.وقتی امواج صوتی وارد گوش میشوند، این موهای ریز، مانند درختانی که در باد تکان میخورند، به نوسان درمیآیند. حرکت آنها به پیامهای الکتریکی تبدیل میشود و مغز این پیامها را بهصورت صدا تفسیر میکند.
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، در بسیاری از مکانها، شدت صدا آنقدر بالاست که تنها ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قرار گرفتن در معرض آن به گوش داخلی آسیب میرساند. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بسیار بلند، درست مانند وزش باد شدید عمل میکند و این موهای ظریف را خم میکند یا حتی میشکند. برخلاف مژهها، این موها دیگر رشد نمیکنند.
پیامدهای افت شنوایی
با افزایش سن، افت شنوایی ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.
به گفته والری پاولوویچ راف، افرادی که نگراناند به دلیل درست نشنیدن، حرف نامناسبی بزنند، بیشتر احتمال دارد از دوستیها و روابط اجتماعی فاصله بگیرند. چندین مطالعه نیز افت شنوایی مرتبط با افزایش سن را با افت عملکرد شناختی و زوال عقل مرتبط دانستهاند.
با این حال، شواهد موجود هنوز ثابت نکردهاند که افت شنوایی علت این تغییرات شناختی است، اما احتمال دارد افت شنوایی و زوال عقل هر دو پیامد یک فرایند تحلیلرونده مشترک باشند.
پاولوویچ راف میگوید: «این دو در مراحل اولیه اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. ممکن است فرد دچار اختلال شناختی نباشد، بلکه فقط خوب نشنود.»
او میگوید: «گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست.»
اصلیترین مواجهه ما با صداهای بلند، معمولا از طریق هدفونهاست.پاولوویچ راف میگوید: «نوجوانان و حتی کودکان خردسال، بر اثر گوشدادن طولانیمدت به صداهای بلند، دچار افت شنوایی میشوند.»
او از دختربچه ششسالهای یاد میکند که بهتازگی در کلینیک معاینهاش کرده بود. هرچند خانواده او متوجه تغییری در شنوایی دخترشان نشده بودند، اما بررسیها نشان داد علائمی ناشی از گوش دادن به صدای بلند لپتاپ مدرسه تا آخرین حد ممکن وجود دارد.
مطالعهای روی کودکان ۹ ساله در سوئد نیز تفاوتی اندک، اما از نظر آماری معنادار، میان شنوایی کودکانی که پیوسته از هدفون استفاده میکردند و کودکانی که از هدفون استفاده نمیکردند، نشان داد.
پژوهشگران برآورد میکنند که تا ۱.۳۵ میلیارد نفر از افراد زیر ۳۵ سال، به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای تقویتشده و استفاده از دستگاههای شخصی پخش صدا، در معرض خطر افت زودهنگام شنوایی قرار دارند.پاولوویچ راف میگوید بسیاری از دستگاههای امروزی به محدودکننده شدت صدا مجهزند و رعایت این محدودیتها اهمیت بسیاری دارد.
او میگوید: «اگر هدفون در گوشتان باشد و همچنان بتوانید با فردی که نسبتا نزدیک شماست صحبت کنید، مشکلی وجود ندارد، اما اگر طرف مقابل مجبور باشد برای شنیده شدن فریاد بزند یا اصلا صدایش را نشنوید، احتمالا صدای هدفون بیش از حد بلند است.»
🆔@ScientificDialectics
توصیههایی برای محافظت از گوش«گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست».
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بلند، از کنسرت و هدفون گرفته تا ابزارهای باغبانی و تعمیرات خانه، میتواند به شنوایی آسیب دائمی بزند. رانندگی با شیشه پایین در بزرگراه و موتورسواری نیز بهدلیل شدت صدای باد میتواند به گوش آسیب بزند.
متخصصان توصیه میکنند در محیطهای پرسروصدا از محافظ گوش استفاده کنید و صدای هدفون را پایین نگه دارید.
در عین حال، استفاده بیش از حد از گوشپاککن و حتی گوشگیر میتواند جرم گوش را به داخل فشار دهد و باعث کاهش شنوایی یا عفونت شود.
والری پاولوویچ راف، شنواییشناس و متخصص افت شنوایی در کلینیک کلیولند ایالت اوهایو، میگوید: «شنوایی وقتی از دست برود، دیگر برنمیگردد.»
جیمی بوگل، شنواییشناس کلینیک مایو در ایالت آریزونا، میگوید: «همه ما در جوانی در محافظت از گوشهایمان بیاحتیاط بودهایم. اما این آسیبها بهمرور زمان روی هم انباشته میشوند. بنابراین کارهایی که در دوران جوانی انجام دادهایم، ممکن است سالها بعد اثرشان را نشان دهند.»
شنوایی چگونه کار میکند؟
در عمق گوش داخلی، حفرهای پر از مایع به نام حلزون گوش قرار دارد. دیواره این حفره با هزاران سلول مویی بسیار ریز پوشیده شده است.
روی هر سلول، دستهای از موهای ظریف قرار دارد و در پایه آن نورونی به عصب شنوایی متصل است؛ عصبی که پیامهای الکتریکی را به مغز منتقل میکند.وقتی امواج صوتی وارد گوش میشوند، این موهای ریز، مانند درختانی که در باد تکان میخورند، به نوسان درمیآیند. حرکت آنها به پیامهای الکتریکی تبدیل میشود و مغز این پیامها را بهصورت صدا تفسیر میکند.
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، در بسیاری از مکانها، شدت صدا آنقدر بالاست که تنها ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قرار گرفتن در معرض آن به گوش داخلی آسیب میرساند. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بسیار بلند، درست مانند وزش باد شدید عمل میکند و این موهای ظریف را خم میکند یا حتی میشکند. برخلاف مژهها، این موها دیگر رشد نمیکنند.
پیامدهای افت شنوایی
با افزایش سن، افت شنوایی ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.
به گفته والری پاولوویچ راف، افرادی که نگراناند به دلیل درست نشنیدن، حرف نامناسبی بزنند، بیشتر احتمال دارد از دوستیها و روابط اجتماعی فاصله بگیرند. چندین مطالعه نیز افت شنوایی مرتبط با افزایش سن را با افت عملکرد شناختی و زوال عقل مرتبط دانستهاند.
با این حال، شواهد موجود هنوز ثابت نکردهاند که افت شنوایی علت این تغییرات شناختی است، اما احتمال دارد افت شنوایی و زوال عقل هر دو پیامد یک فرایند تحلیلرونده مشترک باشند.
پاولوویچ راف میگوید: «این دو در مراحل اولیه اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. ممکن است فرد دچار اختلال شناختی نباشد، بلکه فقط خوب نشنود.»
او میگوید: «گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست.»
اصلیترین مواجهه ما با صداهای بلند، معمولا از طریق هدفونهاست.پاولوویچ راف میگوید: «نوجوانان و حتی کودکان خردسال، بر اثر گوشدادن طولانیمدت به صداهای بلند، دچار افت شنوایی میشوند.»
او از دختربچه ششسالهای یاد میکند که بهتازگی در کلینیک معاینهاش کرده بود. هرچند خانواده او متوجه تغییری در شنوایی دخترشان نشده بودند، اما بررسیها نشان داد علائمی ناشی از گوش دادن به صدای بلند لپتاپ مدرسه تا آخرین حد ممکن وجود دارد.
مطالعهای روی کودکان ۹ ساله در سوئد نیز تفاوتی اندک، اما از نظر آماری معنادار، میان شنوایی کودکانی که پیوسته از هدفون استفاده میکردند و کودکانی که از هدفون استفاده نمیکردند، نشان داد.
پژوهشگران برآورد میکنند که تا ۱.۳۵ میلیارد نفر از افراد زیر ۳۵ سال، به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای تقویتشده و استفاده از دستگاههای شخصی پخش صدا، در معرض خطر افت زودهنگام شنوایی قرار دارند.پاولوویچ راف میگوید بسیاری از دستگاههای امروزی به محدودکننده شدت صدا مجهزند و رعایت این محدودیتها اهمیت بسیاری دارد.
او میگوید: «اگر هدفون در گوشتان باشد و همچنان بتوانید با فردی که نسبتا نزدیک شماست صحبت کنید، مشکلی وجود ندارد، اما اگر طرف مقابل مجبور باشد برای شنیده شدن فریاد بزند یا اصلا صدایش را نشنوید، احتمالا صدای هدفون بیش از حد بلند است.»
🆔@ScientificDialectics
www.bbc.co.uk
'Once it's gone, it's gone': How to future-proof your hearing
It's not just rocket launches and death metal concerts that lead to hearing loss. Many everyday activities can cause damage. Here's what you can do to protect your ears.
❤2
💢 گزارش فارن پالیسی :اخلاق جنگ در عصر هوش مصنوعی
وقتی الگوریتمهای هوش مصنوعی فرمانده جنگها میشوند
کمتر رهبری در جهان مانند پاپ لئو چهاردهم، ابعاد نگرانکننده این فناوری را نقد کرده است. او در نخستین بخشنامه پاپ با عنوان انسانیت با شکوه: در پاسداشت کرامت انسانی در عصر هوش مصنوعی، فرصتها و تهدیدهای نوظهور هوش مصنوعی علیه حقوق و کرامت انسان را تبیین کرد که با واکنش گسترده جهانی همراه شد.
با این حال، آنچه کمتر در رسانهها به آن پرداخته شد، پیشنهادهای دقیق او برای اعمال محدودیتهای اخلاقی بر تسلیحات خودکار و به چالش کشیدن اصل جنگ عادلانه در قرن بیستویکم بود. پاپ در این سند صراحتا تاکید میکند: امروزه بیش از هر زمان دیگری باید یادآور شد که نظریه جنگ عادلانه(که بارها برای توجیه انواع نبردها سوءاستفاده شده)کارایی خود را از دست داده است؛ هرچند حق دفاع مشروع در باریکترین معنای آن همچنان محفوظ است.
حق با پاپ است؛ نظریه جنگ عادلانه بارها دستمایه سوءاستفاده قدرتها شده و تاکید بر دیپلماسی نیاز امروز ماست. اما با کنار گذاشتن این نظریه، دولتها به صلحطلب، سیاستمداران به قدیس و فرماندهان به فیلسوفان اخلاق تبدیل نخواهند شد. بلکه تنها معیار مشترک و قابل درکی که قرنها جنگها را نقد و محدود میکرد از دست میرود، معیاری که در صورت بهروزرسانی، همچنان میتواند مانع از زیادهروی در نبردهای مدرن شود.
در هر دو سوی اقیانوس آرام، ادغام هوش مصنوعی در تسلیحات نظامی، نوعی از نبرد را شکل داده که فاصله میان تصمیمگیرندگان و کشتار را بیشتر میکند. این ابزارها اگرچه دقت را بالا میبرند، اما آستانه ورود به جنگ را پایین میآورند و پاسخگویی اخلاقی را با بحران روبهرو میسازند. ماشینها هرچقدر هم دقیق باشند، فاقد بخشش و احساسات انسانی هستند—ویژگیهایی که نبرد را کمی انسانیتر کرده و زمینه را برای صلح پس از جنگ فراهم میسازند.
جالب اینجاست که قویترین دلیل برای امکان بهروزرسانی نظریه جنگ عادلانه، در خود بخشنامه پاپ نهفته است. او حتی هنگام نقد این نظریه، برای محدود کردن تسلیحات خودکار از همان واژگان و معیارهای سنتی استفاده میکند.
پاپ لئو خواستار ایجاد یک زنجیره مسئولیت «شفاف و قابل ارزیابی» است؛ زنجیرهای که از طراحان و برنامهنویسان تا فرماندهان ارشد را شامل شود. دپارتمان دفاع آمریکا نیز در استراتژی هوش مصنوعی مسئولانه خود ساختار مشابهی را مطالبه میکند، اما اجرای آن ساده نیست. وقتی ماشین واسطه عمل میشود، قانون در اثبات «قصد و نیت» دچار چالش شده و ممکن است انسانها بهناحق مقصر شناخته شوند یا از ماشین بهعنوان بهانهای برای شانه خالی کردن از مسئولیت استفاده شود.
پاپ همچنین بر حفظ «بازه زمانی اخلاقی» تاکید دارد و هشدار میدهد که سرعت و کارایی نباید ملاک اصلی تصمیمهای بازگشتناپذیر در جنگ باشد. تصمیم به استفاده از نیروی مرگبار باید تحت کنترل هوشمندانه و مسئولانه انسان باقی بماند تا پاسخگویی به ماشین واگذار نشود. با این حال، ارتشها به دنبال سرعت بالاتر هستند. فشاری که وابستگی به ماشین را بیشتر کرده و این بازه زمانی اخلاقی را تنگتر میکند.
رویکرد پاپ نشان میدهد که نمیتوان نظریه جنگ عادلانه را کنار گذاشت؛ زیرا در مواجهه با پیشرفتهترین تسلیحات، هیچ زبان اخلاقی دیگری جز همان ادبیات سنتی وجود ندارد. مشکل از خود اصول نیست، بلکه از نحوه تطبیق آنها با نبردهای مدرن است.
جامعه جهانی نیازمند جایگزینی کامل این نظریه نیست. در نشستی که با حضور کاردینالها در واتیکان برگزار شد، پیشنهادهایی برای جایگزینی معیار «دفاع متناسب» مطرح گردید. اما دفاع متناسب تنها به جنبه دفاعی اشاره دارد و راهنمایی عملی برای فرماندهان، طراحان عملیات و سربازان روی زمین ارائه نمیدهد.
بازنویسی دکترین جنگ عادلانه باید با مشارکت کسانی انجام شود که آن را در میدان عملیاتی میکنند: فرماندهان، متخصصان اخلاق، حقوقدانان نظامی و طراحان قواعد درگیری. در کنار آنها، مهندسان و تحلیلگرانی که ماشینهای جنگی را میسازند نیز باید حضور داشته باشند.
یک دکترین بهروزرسانیشده باید با پیوند دوباره «منافع» به «هزینهها» و اصلاح مفاهیم پاسخگویی، چالشهای جنگهای واسطهای را حل کند. راهکار اصلی، ادغام پیشاپیش اخلاق در سیستمهاست؛ یعنی تعبیه سازوکارهایی برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان پیش از عملیاتی شدن فناوریها، نه بررسی مسئولیتها پس از وقوع فاجعه.
نظریه اولیه جنگ عادلانه زمانی شکل گرفت که امپراتوری روم به دنبال معیارهایی برای کنترل نبردهای خود بود. جنگها تغییر کردهاند و با سرعت در حال تحول هستند، اما نیاز به قضاوت دقیق آنها و جلوگیری از ویرانگریهایشان، همچنان به قوت خود باقی است.
https://foreignpolicy.com/2026/08/14/ai-military-just-war/
🆔@ScientificDialectics
وقتی الگوریتمهای هوش مصنوعی فرمانده جنگها میشوند
کمتر رهبری در جهان مانند پاپ لئو چهاردهم، ابعاد نگرانکننده این فناوری را نقد کرده است. او در نخستین بخشنامه پاپ با عنوان انسانیت با شکوه: در پاسداشت کرامت انسانی در عصر هوش مصنوعی، فرصتها و تهدیدهای نوظهور هوش مصنوعی علیه حقوق و کرامت انسان را تبیین کرد که با واکنش گسترده جهانی همراه شد.
با این حال، آنچه کمتر در رسانهها به آن پرداخته شد، پیشنهادهای دقیق او برای اعمال محدودیتهای اخلاقی بر تسلیحات خودکار و به چالش کشیدن اصل جنگ عادلانه در قرن بیستویکم بود. پاپ در این سند صراحتا تاکید میکند: امروزه بیش از هر زمان دیگری باید یادآور شد که نظریه جنگ عادلانه(که بارها برای توجیه انواع نبردها سوءاستفاده شده)کارایی خود را از دست داده است؛ هرچند حق دفاع مشروع در باریکترین معنای آن همچنان محفوظ است.
حق با پاپ است؛ نظریه جنگ عادلانه بارها دستمایه سوءاستفاده قدرتها شده و تاکید بر دیپلماسی نیاز امروز ماست. اما با کنار گذاشتن این نظریه، دولتها به صلحطلب، سیاستمداران به قدیس و فرماندهان به فیلسوفان اخلاق تبدیل نخواهند شد. بلکه تنها معیار مشترک و قابل درکی که قرنها جنگها را نقد و محدود میکرد از دست میرود، معیاری که در صورت بهروزرسانی، همچنان میتواند مانع از زیادهروی در نبردهای مدرن شود.
در هر دو سوی اقیانوس آرام، ادغام هوش مصنوعی در تسلیحات نظامی، نوعی از نبرد را شکل داده که فاصله میان تصمیمگیرندگان و کشتار را بیشتر میکند. این ابزارها اگرچه دقت را بالا میبرند، اما آستانه ورود به جنگ را پایین میآورند و پاسخگویی اخلاقی را با بحران روبهرو میسازند. ماشینها هرچقدر هم دقیق باشند، فاقد بخشش و احساسات انسانی هستند—ویژگیهایی که نبرد را کمی انسانیتر کرده و زمینه را برای صلح پس از جنگ فراهم میسازند.
جالب اینجاست که قویترین دلیل برای امکان بهروزرسانی نظریه جنگ عادلانه، در خود بخشنامه پاپ نهفته است. او حتی هنگام نقد این نظریه، برای محدود کردن تسلیحات خودکار از همان واژگان و معیارهای سنتی استفاده میکند.
پاپ لئو خواستار ایجاد یک زنجیره مسئولیت «شفاف و قابل ارزیابی» است؛ زنجیرهای که از طراحان و برنامهنویسان تا فرماندهان ارشد را شامل شود. دپارتمان دفاع آمریکا نیز در استراتژی هوش مصنوعی مسئولانه خود ساختار مشابهی را مطالبه میکند، اما اجرای آن ساده نیست. وقتی ماشین واسطه عمل میشود، قانون در اثبات «قصد و نیت» دچار چالش شده و ممکن است انسانها بهناحق مقصر شناخته شوند یا از ماشین بهعنوان بهانهای برای شانه خالی کردن از مسئولیت استفاده شود.
پاپ همچنین بر حفظ «بازه زمانی اخلاقی» تاکید دارد و هشدار میدهد که سرعت و کارایی نباید ملاک اصلی تصمیمهای بازگشتناپذیر در جنگ باشد. تصمیم به استفاده از نیروی مرگبار باید تحت کنترل هوشمندانه و مسئولانه انسان باقی بماند تا پاسخگویی به ماشین واگذار نشود. با این حال، ارتشها به دنبال سرعت بالاتر هستند. فشاری که وابستگی به ماشین را بیشتر کرده و این بازه زمانی اخلاقی را تنگتر میکند.
رویکرد پاپ نشان میدهد که نمیتوان نظریه جنگ عادلانه را کنار گذاشت؛ زیرا در مواجهه با پیشرفتهترین تسلیحات، هیچ زبان اخلاقی دیگری جز همان ادبیات سنتی وجود ندارد. مشکل از خود اصول نیست، بلکه از نحوه تطبیق آنها با نبردهای مدرن است.
جامعه جهانی نیازمند جایگزینی کامل این نظریه نیست. در نشستی که با حضور کاردینالها در واتیکان برگزار شد، پیشنهادهایی برای جایگزینی معیار «دفاع متناسب» مطرح گردید. اما دفاع متناسب تنها به جنبه دفاعی اشاره دارد و راهنمایی عملی برای فرماندهان، طراحان عملیات و سربازان روی زمین ارائه نمیدهد.
بازنویسی دکترین جنگ عادلانه باید با مشارکت کسانی انجام شود که آن را در میدان عملیاتی میکنند: فرماندهان، متخصصان اخلاق، حقوقدانان نظامی و طراحان قواعد درگیری. در کنار آنها، مهندسان و تحلیلگرانی که ماشینهای جنگی را میسازند نیز باید حضور داشته باشند.
یک دکترین بهروزرسانیشده باید با پیوند دوباره «منافع» به «هزینهها» و اصلاح مفاهیم پاسخگویی، چالشهای جنگهای واسطهای را حل کند. راهکار اصلی، ادغام پیشاپیش اخلاق در سیستمهاست؛ یعنی تعبیه سازوکارهایی برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان پیش از عملیاتی شدن فناوریها، نه بررسی مسئولیتها پس از وقوع فاجعه.
نظریه اولیه جنگ عادلانه زمانی شکل گرفت که امپراتوری روم به دنبال معیارهایی برای کنترل نبردهای خود بود. جنگها تغییر کردهاند و با سرعت در حال تحول هستند، اما نیاز به قضاوت دقیق آنها و جلوگیری از ویرانگریهایشان، همچنان به قوت خود باقی است.
https://foreignpolicy.com/2026/08/14/ai-military-just-war/
🆔@ScientificDialectics
Foreign Policy
AI Is Changing Military Morality
Just war theory was developed over centuries—and now must adapt to a new era of technology.
👍3
💢 ساعتهای کاری بیثبات سلامت کارکنان را تهدید میکند؛ زنان و مردان به یک شکل آسیب نمیبینند
برای کارگران، برنامههای کاری غیر قابل پیشبینی فقط ناراحتی ساده نیست.
پژوهش جدید نشان میدهد تغییرات شدید ساعات کار با سلامت ضعیفتر مرتبط است و این اثر در زنان و مردان یکسان نیست.یک پژوهش تازه بعد تازهای به بحث درباره اشتغال ناپایدار اضافه کرده است: آنچه بر سلامت تاثیر میگذارد فقط میزان ساعات کاری نیست، بلکه میتواند این باشد که این ساعتها تا چه حد به شکل غیرقابل پیشبینی تغییر میکند.
این پژوهش که در نشریه SSM – Population Health منتشر شده، با استفاده از دادههای پیوندخورده «پیمایش جاری جمعیت» در آمریکا، بیش از ۶۱ هزار آمریکایی در سن کار را بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد ساعات کار پرنوسان با احتمال بیشتر وخامت سلامت در میان مردانی که در بازار کار میمانند همراه است. برای زنان، این هزینه سلامتی بیشتر به شکل کاهش کار، غیبت یا ترک شغل به دلایل سلامت خود را نشان میدهد.
سینیه چیانی لو، نویسنده این پژوهش، گفت (منبع به زبان انگلیسی): «کیفیت شغل اهمیت دارد و فقط به دستمزد، مزایا یا مجموع ساعات کار محدود نمیشود، بلکه ثبات برنامه کاری و پیامدهای سلامت ناشی از آن را هم در بر میگیرد؛ حوزهای که در بخش زیادی از پژوهشهای پیشین کمتر به آن پرداخته شده است.»
در این مطالعه، دادههای مربوط به کارگرانی که به دلیل فشارهای سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، کارشان را قطع کرده یا به آن پایان داده بودند نیز گنجانده شد؛ گروهی که در بسیاری از مطالعات پیشین نادیده گرفته شده بود.
لو گفت: «گسترش نمونه فراتر از «بازماندگان»ی که به طور مستمر شاغل ماندهاند، جمعیت گستردهتری را که آن نیز در معرض خطر است به تصویر میکشد.»
این پژوهش وضعیت سلامت خوداظهار شرکتکنندگان و ساعات کار ماهبهماه آنها را بررسی کرد. افرادی که برنامه کاری نسبتا ثابتی داشتند در گروه کارگران باثبات قرار گرفتند، در حالی که کسانی که ساعات کارشان به شدت بالا و پایین میشد، به عنوان دارای نوسان شدید طبقهبندی شدند.
برای نمونه، یکی از موارد مربوط به کارگری بود که ساعات کارش از ۲۰ ساعت در یک ماه به ۶۰ ساعت در ماه بعدی رسید، یک ماه دیگر روی ۶۰ ساعت ماند و سپس دوباره به ۲۰ ساعت کاهش یافت.
در میان مردان، چنین سطحی از نوسان به احتمال پیشبینیشده ۳۸ درصدی وخامت سلامت گره خورده بود؛ در حالی که این احتمال برای کارگری با هفته کاری ثابت ۴۰ ساعته ۲۸ درصد برآورد شد.
به همین ترتیب، احتمال حفظ وضعیت سلامت پایدار نیز به طور پیوسته از حدود ۴۶ درصد به ۳۸ درصد کاهش یافت، در حالی که احتمال پیشبینیشده بهبود سلامت تغییر چندانی نکرد.
لیائو گفت: «پیام بسیار روشن است؛ موضوع فقط مقدار مطلق ساعات کار نیست. مشکل بیشتر به تغییر نسبی برمیگردد؛ یک هفته بالا، هفته بعد پایین.»
او افزود: «شاید مردم بتوانند خود را با حجم کلی تغییر وفق دهند، اما با نوسانهای ناگهانی بالا و پایین نه؛ این موضوع کاملا متفاوتی است.»اما برای زنان، الگو متفاوت بود.
در میان زنانی که همچنان شاغل ماندند، پژوهشگران هیچ ارتباط آماری روشنی میان ساعات کار پرنوسان و بدتر شدن سلامت خوداظهار نیافتند. اما وقتی تحلیل شامل زنانی شد که به دلیل مشکلات سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، آن را متوقف کرده یا از شغلشان کنار رفته بودند، رابطه دیگری آشکار شد.
با افزایش نوسان ساعات کار از کمترین تا بیشترین سطح مشاهدهشده، احتمال پیشبینیشده محدودیت کاری ناشی از سلامت از حدود ۲.۵ درصد به نزدیک ۸ درصد رسید.این تمایز مهم است، زیرا پژوهشهایی که فقط بر افرادی تمرکز میکنند که همچنان شاغل ماندهاند، ممکن است کارگرانی را نادیده بگیرند که سلامتشان آنقدر رو به وخامت گذاشته که بر اشتغالشان تاثیر گذاشته است.
این پدیده به «اثر بازمانده کارگر سالم» معروف است؛ یعنی کارگرانی که آنقدر بیمار میشوند که دیگر نمیتوانند به کار ادامه دهند، ممکن است از بازار کار خارج شوند و گروهی سالمتر را بر جای بگذارند و در نتیجه، خطرهای محیط کار کمتر از آنچه واقعا هست به نظر برسد.
لو گفت: «مدلسازی تفکیکشده بر اساس جنسیت که در این پژوهش انجام دادیم، تفاوتهای آشکاری را در مسیرهای سلامت زنان و مردان تایید میکند؛ نوسان در ساعات کار کارکنان در مورد مردان به صورت وخامت سلامت در حین کار نمود پیدا میکند، به ویژه در ساعات کاری هفتگی بالاتر، و در مورد زنان به شکل محدودیتهای کاری مرتبط با سلامت یا کنارهگیری از اشتغال فعال.»
او افزود: «بیثباتی در ساعات کار فقط دردسر در تنظیم برنامه کاری نیست، بلکه یک خطر سلامت در سطح جمعیت است که به شکلی جنسیتی خود را نشان میدهد و به همین دلیل باید برای ما اهمیت داشته باشد.»
🆔@ScientificDialectics
برای کارگران، برنامههای کاری غیر قابل پیشبینی فقط ناراحتی ساده نیست.
پژوهش جدید نشان میدهد تغییرات شدید ساعات کار با سلامت ضعیفتر مرتبط است و این اثر در زنان و مردان یکسان نیست.یک پژوهش تازه بعد تازهای به بحث درباره اشتغال ناپایدار اضافه کرده است: آنچه بر سلامت تاثیر میگذارد فقط میزان ساعات کاری نیست، بلکه میتواند این باشد که این ساعتها تا چه حد به شکل غیرقابل پیشبینی تغییر میکند.
این پژوهش که در نشریه SSM – Population Health منتشر شده، با استفاده از دادههای پیوندخورده «پیمایش جاری جمعیت» در آمریکا، بیش از ۶۱ هزار آمریکایی در سن کار را بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد ساعات کار پرنوسان با احتمال بیشتر وخامت سلامت در میان مردانی که در بازار کار میمانند همراه است. برای زنان، این هزینه سلامتی بیشتر به شکل کاهش کار، غیبت یا ترک شغل به دلایل سلامت خود را نشان میدهد.
سینیه چیانی لو، نویسنده این پژوهش، گفت (منبع به زبان انگلیسی): «کیفیت شغل اهمیت دارد و فقط به دستمزد، مزایا یا مجموع ساعات کار محدود نمیشود، بلکه ثبات برنامه کاری و پیامدهای سلامت ناشی از آن را هم در بر میگیرد؛ حوزهای که در بخش زیادی از پژوهشهای پیشین کمتر به آن پرداخته شده است.»
در این مطالعه، دادههای مربوط به کارگرانی که به دلیل فشارهای سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، کارشان را قطع کرده یا به آن پایان داده بودند نیز گنجانده شد؛ گروهی که در بسیاری از مطالعات پیشین نادیده گرفته شده بود.
لو گفت: «گسترش نمونه فراتر از «بازماندگان»ی که به طور مستمر شاغل ماندهاند، جمعیت گستردهتری را که آن نیز در معرض خطر است به تصویر میکشد.»
این پژوهش وضعیت سلامت خوداظهار شرکتکنندگان و ساعات کار ماهبهماه آنها را بررسی کرد. افرادی که برنامه کاری نسبتا ثابتی داشتند در گروه کارگران باثبات قرار گرفتند، در حالی که کسانی که ساعات کارشان به شدت بالا و پایین میشد، به عنوان دارای نوسان شدید طبقهبندی شدند.
برای نمونه، یکی از موارد مربوط به کارگری بود که ساعات کارش از ۲۰ ساعت در یک ماه به ۶۰ ساعت در ماه بعدی رسید، یک ماه دیگر روی ۶۰ ساعت ماند و سپس دوباره به ۲۰ ساعت کاهش یافت.
در میان مردان، چنین سطحی از نوسان به احتمال پیشبینیشده ۳۸ درصدی وخامت سلامت گره خورده بود؛ در حالی که این احتمال برای کارگری با هفته کاری ثابت ۴۰ ساعته ۲۸ درصد برآورد شد.
به همین ترتیب، احتمال حفظ وضعیت سلامت پایدار نیز به طور پیوسته از حدود ۴۶ درصد به ۳۸ درصد کاهش یافت، در حالی که احتمال پیشبینیشده بهبود سلامت تغییر چندانی نکرد.
لیائو گفت: «پیام بسیار روشن است؛ موضوع فقط مقدار مطلق ساعات کار نیست. مشکل بیشتر به تغییر نسبی برمیگردد؛ یک هفته بالا، هفته بعد پایین.»
او افزود: «شاید مردم بتوانند خود را با حجم کلی تغییر وفق دهند، اما با نوسانهای ناگهانی بالا و پایین نه؛ این موضوع کاملا متفاوتی است.»اما برای زنان، الگو متفاوت بود.
در میان زنانی که همچنان شاغل ماندند، پژوهشگران هیچ ارتباط آماری روشنی میان ساعات کار پرنوسان و بدتر شدن سلامت خوداظهار نیافتند. اما وقتی تحلیل شامل زنانی شد که به دلیل مشکلات سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، آن را متوقف کرده یا از شغلشان کنار رفته بودند، رابطه دیگری آشکار شد.
با افزایش نوسان ساعات کار از کمترین تا بیشترین سطح مشاهدهشده، احتمال پیشبینیشده محدودیت کاری ناشی از سلامت از حدود ۲.۵ درصد به نزدیک ۸ درصد رسید.این تمایز مهم است، زیرا پژوهشهایی که فقط بر افرادی تمرکز میکنند که همچنان شاغل ماندهاند، ممکن است کارگرانی را نادیده بگیرند که سلامتشان آنقدر رو به وخامت گذاشته که بر اشتغالشان تاثیر گذاشته است.
این پدیده به «اثر بازمانده کارگر سالم» معروف است؛ یعنی کارگرانی که آنقدر بیمار میشوند که دیگر نمیتوانند به کار ادامه دهند، ممکن است از بازار کار خارج شوند و گروهی سالمتر را بر جای بگذارند و در نتیجه، خطرهای محیط کار کمتر از آنچه واقعا هست به نظر برسد.
لو گفت: «مدلسازی تفکیکشده بر اساس جنسیت که در این پژوهش انجام دادیم، تفاوتهای آشکاری را در مسیرهای سلامت زنان و مردان تایید میکند؛ نوسان در ساعات کار کارکنان در مورد مردان به صورت وخامت سلامت در حین کار نمود پیدا میکند، به ویژه در ساعات کاری هفتگی بالاتر، و در مورد زنان به شکل محدودیتهای کاری مرتبط با سلامت یا کنارهگیری از اشتغال فعال.»
او افزود: «بیثباتی در ساعات کار فقط دردسر در تنظیم برنامه کاری نیست، بلکه یک خطر سلامت در سطح جمعیت است که به شکلی جنسیتی خود را نشان میدهد و به همین دلیل باید برای ما اهمیت داشته باشد.»
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
Volatile weekly work hours have adverse effects on health, employment
Men and women who work fluctuating hours from week to week experience adverse health effects, study finds, but men respond by remaining at their jobs and women are more likely to reduce their hours, suspend work or leave their jobs entirely.
❤4
💢 مطالعه: محتوای بیکیفیت هوش مصنوعی باعث افت ذهنی و خشونتطلبی کودکان میشود
یک پژوهش جدید میگوید در سالهای اخیر در پلتفرمهایی مثل تیکتاک و یوتیوب محتوای کمکیفیت، تکراری و گاه خشن تولید شده با هوش مصنوعی برای کودکان اوج گرفته و میتواند به افت شناختی و پرخاشگری منجر شود.
براساس پژوهش تازه، محتوای موسوم به «اسلاپ» هوش مصنوعی، بهویژه ویدئوهای میوههای کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی، میتواند به افت جدی کارکردهای شناختی و گرایشهای خشونتآمیز در میان کودکان دامن بزند.
این تحلیل که از سوی شبکه جهانی افراطگرایی و فناوری (GNET) انجام شده است نشان میدهد ویدئوهای میوههای کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی که این روزها خوراک اصلی بسیاری از حسابهای کودکان در سراسر جهان شدهاند میتوانند ابزاری پنهان برای ترویج «محتوای خشونتآمیز و افراطی» باشند.
«اسلاپ» هوش مصنوعی به طور مشخص به محتوای تولید انبوه، بسیار تکراری و کمکیفیتی گفته میشود که با هوش مصنوعی ساخته میشود و معمولا تقریبا هیچ دخالت انسانی در آن نیست.
این محتواها معمولا فقط بازدید، کلیک، تعامل و درآمد تبلیغاتی را در اولویت قرار میدهند و با هزینهای بسیار ناچیز تولید میشوند.در نتیجه یک تولیدکننده میتواند صدها ویدئوی کوتاه از این دست بسازد و با حجم عظیمی از محتوا چندین پلتفرم را پر کند.
از آنجا که بسیاری از شبکههای اجتماعی به فعالیت و بارگذاری مداوم پاداش میدهند این راهبرد میتواند در دسترسی به میلیونها کودک در سراسر جهان بسیار موثر باشد.این روند میتواند به افت توان شناختی یا «پوسیدگی مغز» دامن بزند؛ اصطلاحی که به پیامدهای فرهنگی و روانی مصرف افراطی محتوای سریع، بیشازحد تحریککننده و عمدا بیمعنا اشاره دارد.
این محتواها اغلب پوچاند و از عادتهایی مثل اسکرول بیپایان و تعقیب لحظهای جهشهای دوپامینی بهره میبرند.ظهور برنامههای ارزان، آسانآموز و بسیار در دسترس مانند PixVerse، VeoE.ai، Media.io و Sora نیز در سالهای اخیر به جهش شدید این نوع محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی دامن زده است.
نقش «اسلاپ» هوش مصنوعی در رادیکالسازی آنلاین محتوای «اسلاپ» هوش مصنوعی میتواند از طریق ویدئوهایی که در نگاه اول بیضرر، عجیب یا حتی خندهدار به نظر میرسند مانند ویدئوهای کارتونی میوه و سبزی محتوای رادیکالکننده را به طور پنهانی گسترش دهد.
این نوع محتوا اغلب روایتهای دراماتیکی دارد که در آنها مضامینی مانند عشق، درگیریهای خانوادگی، خیانت و فریب و سایر خطوط داستانی توسط میوههای کارتونی ظاهرا بیگناه به تصویر کشیده میشود.
این ویدئوها میتوانند پر از پرخاشگری و خشونت عاطفی باشند و با الگوهای روایی خود ذهنهای تاثیرپذیر را به شدت بیشازحد تحریک کنند.در موارد زیادی از این ویدئوها برای تمجید، عادیسازی و گسترش افراطگرایی خشونتآمیز و حملات تروریستی نیز استفاده میشود آن هم در قالب ویدئوهای جذابی که سوار بر موج روندها و موضوعات وایرال در اینترنت میشوند.
در بسیاری از این ویدئوهای خونآلود میوه و سبزی کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی صحنههایی از شکنجه، مثلهکردن شدید و خشونت فوقواقعگرایانه دیده میشود که با پنهان شدن پشت چهره آشنای این شخصیتهای کارتونی میتواند به شکل قابل توجهی حساسیت مخاطبان را نسبت به خشونت کاهش دهد.
این ویدئوها ممکن است ترور، کشتار جمعی و قتلهای وحشیانه را هم به تصویر بکشند، برای مثال صحنهای که در آن یک میوه با سلاح میوه دیگری را میکشد.در بسیاری موارد این ویدئوها ویژگیهایی مشابه تولیدات سازمانهای افراطی و کارتلهای جنایی دارند که ایدئولوژی راست افراطی، نیستانگارانه یا خشونتمحور را ترویج میکنند.
برای مثال کاراکتر محبوبی به نام «هویج خلیفه» در ویدئوها اغلب در حالی نشان داده میشود که به یک ارتش میگوید: «دولت هویج دوباره برخواهد خاست»؛ شعاری که یادآور ایدئولوژی و تبلیغات شناختهشده گروه «دولت اسلامی» (داعش) است.
هرچند پلتفرمهایی مثل تیکتاک سیاستهایی برای جلوگیری از انتشار چنین محتوای بهشدت خشونتآمیزی دارند اما این سیاستها بینقص نیست چون تولیدکنندههای هوش مصنوعی میتوانند با پنهان شدن پشت ظاهر محتوای ظاهرا بیضرر از آنها عبور کنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
یک پژوهش جدید میگوید در سالهای اخیر در پلتفرمهایی مثل تیکتاک و یوتیوب محتوای کمکیفیت، تکراری و گاه خشن تولید شده با هوش مصنوعی برای کودکان اوج گرفته و میتواند به افت شناختی و پرخاشگری منجر شود.
براساس پژوهش تازه، محتوای موسوم به «اسلاپ» هوش مصنوعی، بهویژه ویدئوهای میوههای کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی، میتواند به افت جدی کارکردهای شناختی و گرایشهای خشونتآمیز در میان کودکان دامن بزند.
این تحلیل که از سوی شبکه جهانی افراطگرایی و فناوری (GNET) انجام شده است نشان میدهد ویدئوهای میوههای کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی که این روزها خوراک اصلی بسیاری از حسابهای کودکان در سراسر جهان شدهاند میتوانند ابزاری پنهان برای ترویج «محتوای خشونتآمیز و افراطی» باشند.
«اسلاپ» هوش مصنوعی به طور مشخص به محتوای تولید انبوه، بسیار تکراری و کمکیفیتی گفته میشود که با هوش مصنوعی ساخته میشود و معمولا تقریبا هیچ دخالت انسانی در آن نیست.
این محتواها معمولا فقط بازدید، کلیک، تعامل و درآمد تبلیغاتی را در اولویت قرار میدهند و با هزینهای بسیار ناچیز تولید میشوند.در نتیجه یک تولیدکننده میتواند صدها ویدئوی کوتاه از این دست بسازد و با حجم عظیمی از محتوا چندین پلتفرم را پر کند.
از آنجا که بسیاری از شبکههای اجتماعی به فعالیت و بارگذاری مداوم پاداش میدهند این راهبرد میتواند در دسترسی به میلیونها کودک در سراسر جهان بسیار موثر باشد.این روند میتواند به افت توان شناختی یا «پوسیدگی مغز» دامن بزند؛ اصطلاحی که به پیامدهای فرهنگی و روانی مصرف افراطی محتوای سریع، بیشازحد تحریککننده و عمدا بیمعنا اشاره دارد.
این محتواها اغلب پوچاند و از عادتهایی مثل اسکرول بیپایان و تعقیب لحظهای جهشهای دوپامینی بهره میبرند.ظهور برنامههای ارزان، آسانآموز و بسیار در دسترس مانند PixVerse، VeoE.ai، Media.io و Sora نیز در سالهای اخیر به جهش شدید این نوع محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی دامن زده است.
نقش «اسلاپ» هوش مصنوعی در رادیکالسازی آنلاین محتوای «اسلاپ» هوش مصنوعی میتواند از طریق ویدئوهایی که در نگاه اول بیضرر، عجیب یا حتی خندهدار به نظر میرسند مانند ویدئوهای کارتونی میوه و سبزی محتوای رادیکالکننده را به طور پنهانی گسترش دهد.
این نوع محتوا اغلب روایتهای دراماتیکی دارد که در آنها مضامینی مانند عشق، درگیریهای خانوادگی، خیانت و فریب و سایر خطوط داستانی توسط میوههای کارتونی ظاهرا بیگناه به تصویر کشیده میشود.
این ویدئوها میتوانند پر از پرخاشگری و خشونت عاطفی باشند و با الگوهای روایی خود ذهنهای تاثیرپذیر را به شدت بیشازحد تحریک کنند.در موارد زیادی از این ویدئوها برای تمجید، عادیسازی و گسترش افراطگرایی خشونتآمیز و حملات تروریستی نیز استفاده میشود آن هم در قالب ویدئوهای جذابی که سوار بر موج روندها و موضوعات وایرال در اینترنت میشوند.
در بسیاری از این ویدئوهای خونآلود میوه و سبزی کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی صحنههایی از شکنجه، مثلهکردن شدید و خشونت فوقواقعگرایانه دیده میشود که با پنهان شدن پشت چهره آشنای این شخصیتهای کارتونی میتواند به شکل قابل توجهی حساسیت مخاطبان را نسبت به خشونت کاهش دهد.
این ویدئوها ممکن است ترور، کشتار جمعی و قتلهای وحشیانه را هم به تصویر بکشند، برای مثال صحنهای که در آن یک میوه با سلاح میوه دیگری را میکشد.در بسیاری موارد این ویدئوها ویژگیهایی مشابه تولیدات سازمانهای افراطی و کارتلهای جنایی دارند که ایدئولوژی راست افراطی، نیستانگارانه یا خشونتمحور را ترویج میکنند.
برای مثال کاراکتر محبوبی به نام «هویج خلیفه» در ویدئوها اغلب در حالی نشان داده میشود که به یک ارتش میگوید: «دولت هویج دوباره برخواهد خاست»؛ شعاری که یادآور ایدئولوژی و تبلیغات شناختهشده گروه «دولت اسلامی» (داعش) است.
هرچند پلتفرمهایی مثل تیکتاک سیاستهایی برای جلوگیری از انتشار چنین محتوای بهشدت خشونتآمیزی دارند اما این سیاستها بینقص نیست چون تولیدکنندههای هوش مصنوعی میتوانند با پنهان شدن پشت ظاهر محتوای ظاهرا بیضرر از آنها عبور کنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
euronews
AI 'slop' could cause cognitive decline and violent tendencies in kids
In recent years, platforms like TikTok and YouTube have seen a surge in low-quality, highly repetitive, and at times violent, AI-generated content aimed towards kids which could cause cognitive decline and vicious streaks, according to a new study.
👍5
💢 سفتی مداوم فک یا شانهها؛ سرکوب احساسات چه تاثیری بر مغز و بدن میگذارد؟
خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.
بیشتر افراد گاهی احساسات خود را سرکوب کردهاند؛ زمانی که موقعیت برای ابراز احساسات مناسب نبوده، محیط امن به نظر نمیرسیده یا امکان فروپاشی عاطفی وجود نداشته است.
به نوشته ریل سیمپل، کنار گذاشتن موقت احساسات میتواند در چنین شرایطی عملی باشد، اما متخصصان سلامت روان میگویند سرکوب مداوم احساسات به تلاش ذهنی قابلتوجهی نیاز دارد و با تنظیم هیجان متفاوت است.سرکوب مداوم میتواند شناخت احساسات را نیز دشوار کند.
افرادی که مرتب احساساتشان را کنار میزنند فرصت کمتری دارند نشانههای جسمانی، عامل محرک و پیام احساسات را تشخیص دهند و ممکن است در نهایت فقط بدانند «کلافهاند»، بدون اینکه بتوانند احساس دقیق خود را شناسایی کنند.پنهان کردن احساس همچنین بهمعنای از بین رفتنش نیست.
در یک بررسی آزمایشی، افرادی که از آنها خواسته شد بروز احساساتشان را سرکوب کنند، در ظاهر هیجان کمتری نشان دادند، اما شدت احساس گزارششده کاهش پیدا نکرد و بدن آنها همچنان با تغییر در فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک و ضربان قلب واکنش نشان داد.احساسات سرکوبشده ممکن است به شکلهای دیگری نیز ظاهر شوند، از تحریکپذیری در برابر مسائل کوچک و افکار مداوم در نیمهشب گرفته تا اضطرابی که علت مشخصی ندارد.
خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.این وضعیت ممکن است با نشانههای جسمانی نیز همراه باشد.
ماست در میان مراجعانش مواردی مانند سفتی مداوم فک یا شانهها، سردرد، اختلال خواب، واکنشهای گوارشی هنگام ناراحتی، و خستگی را مشاهده میکند که با استراحت برطرف نمیشود. با این حال، او تاکید میکند علائم جسمانی بدون علت ابتدا باید از نظر پزشکی بررسی شوند و فقط پس از رد دلایل پزشکی، میتوان ارتباط احتمالی آنها با احساسات را بررسی کرد.
کینلی اسپرینگز، مددکار اجتماعی بالینی، سرکوب عاطفی را کنار زدن یا مسدود کردن یک احساس بهدلیل ناراحتکننده، ناخوشایند یا ناامن بودنش تعریف میکند. این با تصمیم آگاهانه برای عمل نکردن بر اساس احساس تفاوت دارد.
برای مثال، فردی که در موقعیتی ترسناک یا طاقتفرسا قرار دارد ممکن است ناچار باشد بهجای پردازش احساسات، بر عبور از شرایط تمرکز کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که سرکوب به روش همیشگی برخورد با احساسات تبدیل شود و پس از آن نیز فرصتی برای پردازش آنها وجود نداشته باشد.تنظیم هیجانی با تشخیص احساس آغاز میشود و سپس، فرد تصمیم میگیرد چگونه به آن پاسخ دهد.
هنگام خشم ممکن است ضربان قلب افزایش پیدا کند، صورت داغ یا مشتها گره شود. فرد میتواند این نشانهها را تشخیص دهد و در عین حال، تصمیم بگیرد فریاد زدن واکنش مناسبی نیست. در این حالت خشم انکار نشده، بلکه نحوه ابراز آن کنترل شده است.
ایمی ماست، مشاور سلامت روان، میگوید به تعویق انداختن واکنش یعنی فرد خشم را تشخیص میدهد و احساس میکند، اما تصمیم میگیرد مثلا جلسه کاری جای مناسبی برای ابراز آن نیست.
در مقابل، سرکوب به معنای تلاش برای احساس نکردن خشم، بیرون راندن خشم از آگاهی یا غیرمنطقی دانستن این احساس پیش از تجربه کامل آن است. یکی بهمعنای تصمیم درباره زمان ابراز احساس و دیگری بهمعنای تصمیم درباره اجازه احساس کردنش است.برای پردازش احساسات، متخصصان توصیه میکنند پس از قرارگیری در محیطی امن، ابتدا احساس بهطور مشخص نامگذاری شود.
گفتن «احساس سرخوردگی و کمی تحقیرشدگی میکنم» اطلاعات بیشتری از عبارت کلی «استرس دارم» فراهم میکند. همزمان، میتوان به واکنشهای بدن توجه کرد، بدون اینکه درباره دلیل شکلگیری و نیاز مرتبط با احساس قضاوت کرد.تحمل احساسات ناخوشایند نیز مهارتی است که با تمرین تقویت میشود.
پیادهروی، ورزش، حرکات کششی، دوش گرفتن، گوش دادن به موسیقی یا انجام فعالیتهای تکراری با دست میتواند به کاهش شدت هیجان کمک کند تا فرد بعدا وقتی بازمیگردد نیاز مرتبط با آن احساس را بررسی کند، از آن احساس فاصله کافی گرفته باشد.احساسات در نهایت حامل اطلاعاتاند. خشم ممکن است نشانه احساس بیعدالتی یا نقض یک مرز باشد و غم نشان دهد چیزی برای فرد اهمیت داشته است.
وجود یک احساس لزوما تعیین نمیکند فرد باید چه اقدامی انجام دهد. میتوان خشمگین بود بدون اینکه فریاد زد، آزرده بود بدون اینکه فوری با دیگری رودررو شد، و مضطرب بود بدون اینکه اضطراب تعیینکننده همه تصمیمها باشد.
🆔@ScientificDialectics
خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.
بیشتر افراد گاهی احساسات خود را سرکوب کردهاند؛ زمانی که موقعیت برای ابراز احساسات مناسب نبوده، محیط امن به نظر نمیرسیده یا امکان فروپاشی عاطفی وجود نداشته است.
به نوشته ریل سیمپل، کنار گذاشتن موقت احساسات میتواند در چنین شرایطی عملی باشد، اما متخصصان سلامت روان میگویند سرکوب مداوم احساسات به تلاش ذهنی قابلتوجهی نیاز دارد و با تنظیم هیجان متفاوت است.سرکوب مداوم میتواند شناخت احساسات را نیز دشوار کند.
افرادی که مرتب احساساتشان را کنار میزنند فرصت کمتری دارند نشانههای جسمانی، عامل محرک و پیام احساسات را تشخیص دهند و ممکن است در نهایت فقط بدانند «کلافهاند»، بدون اینکه بتوانند احساس دقیق خود را شناسایی کنند.پنهان کردن احساس همچنین بهمعنای از بین رفتنش نیست.
در یک بررسی آزمایشی، افرادی که از آنها خواسته شد بروز احساساتشان را سرکوب کنند، در ظاهر هیجان کمتری نشان دادند، اما شدت احساس گزارششده کاهش پیدا نکرد و بدن آنها همچنان با تغییر در فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک و ضربان قلب واکنش نشان داد.احساسات سرکوبشده ممکن است به شکلهای دیگری نیز ظاهر شوند، از تحریکپذیری در برابر مسائل کوچک و افکار مداوم در نیمهشب گرفته تا اضطرابی که علت مشخصی ندارد.
خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.این وضعیت ممکن است با نشانههای جسمانی نیز همراه باشد.
ماست در میان مراجعانش مواردی مانند سفتی مداوم فک یا شانهها، سردرد، اختلال خواب، واکنشهای گوارشی هنگام ناراحتی، و خستگی را مشاهده میکند که با استراحت برطرف نمیشود. با این حال، او تاکید میکند علائم جسمانی بدون علت ابتدا باید از نظر پزشکی بررسی شوند و فقط پس از رد دلایل پزشکی، میتوان ارتباط احتمالی آنها با احساسات را بررسی کرد.
کینلی اسپرینگز، مددکار اجتماعی بالینی، سرکوب عاطفی را کنار زدن یا مسدود کردن یک احساس بهدلیل ناراحتکننده، ناخوشایند یا ناامن بودنش تعریف میکند. این با تصمیم آگاهانه برای عمل نکردن بر اساس احساس تفاوت دارد.
برای مثال، فردی که در موقعیتی ترسناک یا طاقتفرسا قرار دارد ممکن است ناچار باشد بهجای پردازش احساسات، بر عبور از شرایط تمرکز کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که سرکوب به روش همیشگی برخورد با احساسات تبدیل شود و پس از آن نیز فرصتی برای پردازش آنها وجود نداشته باشد.تنظیم هیجانی با تشخیص احساس آغاز میشود و سپس، فرد تصمیم میگیرد چگونه به آن پاسخ دهد.
هنگام خشم ممکن است ضربان قلب افزایش پیدا کند، صورت داغ یا مشتها گره شود. فرد میتواند این نشانهها را تشخیص دهد و در عین حال، تصمیم بگیرد فریاد زدن واکنش مناسبی نیست. در این حالت خشم انکار نشده، بلکه نحوه ابراز آن کنترل شده است.
ایمی ماست، مشاور سلامت روان، میگوید به تعویق انداختن واکنش یعنی فرد خشم را تشخیص میدهد و احساس میکند، اما تصمیم میگیرد مثلا جلسه کاری جای مناسبی برای ابراز آن نیست.
در مقابل، سرکوب به معنای تلاش برای احساس نکردن خشم، بیرون راندن خشم از آگاهی یا غیرمنطقی دانستن این احساس پیش از تجربه کامل آن است. یکی بهمعنای تصمیم درباره زمان ابراز احساس و دیگری بهمعنای تصمیم درباره اجازه احساس کردنش است.برای پردازش احساسات، متخصصان توصیه میکنند پس از قرارگیری در محیطی امن، ابتدا احساس بهطور مشخص نامگذاری شود.
گفتن «احساس سرخوردگی و کمی تحقیرشدگی میکنم» اطلاعات بیشتری از عبارت کلی «استرس دارم» فراهم میکند. همزمان، میتوان به واکنشهای بدن توجه کرد، بدون اینکه درباره دلیل شکلگیری و نیاز مرتبط با احساس قضاوت کرد.تحمل احساسات ناخوشایند نیز مهارتی است که با تمرین تقویت میشود.
پیادهروی، ورزش، حرکات کششی، دوش گرفتن، گوش دادن به موسیقی یا انجام فعالیتهای تکراری با دست میتواند به کاهش شدت هیجان کمک کند تا فرد بعدا وقتی بازمیگردد نیاز مرتبط با آن احساس را بررسی کند، از آن احساس فاصله کافی گرفته باشد.احساسات در نهایت حامل اطلاعاتاند. خشم ممکن است نشانه احساس بیعدالتی یا نقض یک مرز باشد و غم نشان دهد چیزی برای فرد اهمیت داشته است.
وجود یک احساس لزوما تعیین نمیکند فرد باید چه اقدامی انجام دهد. میتوان خشمگین بود بدون اینکه فریاد زد، آزرده بود بدون اینکه فوری با دیگری رودررو شد، و مضطرب بود بدون اینکه اضطراب تعیینکننده همه تصمیمها باشد.
🆔@ScientificDialectics
❤6
💢 آیا نئاندرتالها ۵۵ هزار سال پیش در بیابانهای عربستان میزیستند؟
کشف دستافزارهای سنگی در صحرای نفوذ نشان میدهد نئاندرتالها ۵۵ هزار سال پیش در عربستان حضور داشتهاند. جزئیات این کشف شگفتانگیز را بخوانید.
به گزارش مجله باستان شناسی ، تصور سنتی باستانشناسان همواره این بوده است که نئاندرتالها گونهای سازگار با اقلیمهای سردسیر اروپایی و مناطق کوهستانی بودهاند؛ با این حال، شواهد نویافته در اعماق بیابانهای عربستان سعودی این دیدگاه دیرین را به چالش کشیده است. بررسیهای آماری و زمینگاهشماری بر روی دستافزارهای سنگی محوطه باستانی جبل کتیفه (Jebel Katefeh-1) در صحرای نَفود، از احتمال حضور غافلگیرکننده این انسانتباران در شبهجزیره عربستان طی ۵۵ هزار سال پیش پرده برمیدارد.
گسترش جغرافیایی نئاندرتالها به سوی مرزهای ناشناخته جنوبی
سالها جامعه علمی نئاندرتالها را منحصراً به عنوان ساکنان عرضهای جغرافیایی سرد اروپا، اوراسیا و سیبری میشناخت. اما پژوهشهای دو دهه اخیر، پراکندگی جغرافیایی آنها را تا شام (Levant) و خاورمیانه به اثبات رسانده است.
اکنون یافتههای جدید باستانشناسی نشان میدهد دامنه سکونت این خویشاوندان باستانی ممکن است بسیار فراتر و در مناطقی به مراتب خشکتر از حد تصورات پیشین کشیده شده باشد. باستانشناسان معتقدند این دادهها افق تازهای در شناخت سازگاری بومشناختی پارینهسنگی میانی میگشاید.
شواهد فناورانه سنگی؛ وقتی سنگها به جای استخوان سخن میگویند
به دلیل شرایط فرسایشی شدید و گرمای حاکم بر شبهجزیره عربستان، استخوان و بقایای DNA باستانی به ندرت دوام میآورند. در غیاب بقایای فسیلی، تیمی از محققان بینالمللی به سرپرستی باستانشناس دکتر هیو گروکات (Huw Groucutt)، صدها تراشه سنگی نوکتیز به دست آمده از محوطه JKF-1 را مورد تحلیل مورفومتریک و آماری قرار دادند.
پژوهشگران با بهرهگیری از مدلهای مقایسهای پیشرفته میان دستافزارهای هومو ساپینس (Homo sapiens) و نئاندرتالها در شمال شرق آفریقا و منطقه لوانت، به این نتیجه رسیدند که فناوری ساخت سنگتراشههای محوطه جبل کتیفه شباهت چشمگیری به سنتهای ابزارسازی نئاندرتالها دارد. این مدل آماری تایید میکند که سازندگان این دستافزارها به احتمال بسیار قوی نئاندرتالها بودهاند.
تحولات اقلیمی و مهاجرت در عصر «عربستان سبز»
یکی از گامهای کلیدی این پژوهش، تعیین سن دقیق رسوبات حاوی ابزارها با استفاده از روش «سنسنجی لومینسانس با تحریک نوری» (OSL) بود. این روش زمان آخرین تماس ذرات کوارتز خاک با نور خورشید را اندازهگیری میکند.
نتایج نشان داد که این دستافزارها دقیقاً در لایهای میان ماسههای کهن بیابانی و رسوبات جوانتر دریاچهای، متعلق به حدود ۵۵ هزار سال پیش (عصر پلیستوسن پسین) مدفون شدهاند؛ دورهای که بیابان خشک نَفود به واسطه تغییرات آبوهوایی و بارشهای موسمی، به سرزمینی مرطوب با دریاچههای شیرین و پوشش گیاهی غنی تبدیل شده بود.
این اقلیم مساعد، گلههای جانوران علفخوار را به اعماق فلات عربستان کشانده و گروههای نئاندرتال نیز احتمالاً در پی شکار، مسیر مهاجرت طعمههای خود را تا کرانههای این دریاچههای دیرین دنبال کردهاند.
نتیجه گیری
فرضیه حضور نئاندرتالها در صحرای نَفود پنجرهای هیجانانگیز به روی پویایی جمعیتی و انعطافپذیری شگفتانگیز نیاکان باستانی ما میگشاید. اگرچه اثبات نهایی این فرضیه نیازمند کشف فسیلهای انسانی مستقیم است، اما همزمانی فناوریهای سنگی نئاندرتالی با دورههای اقلیمی مرطوب ۵۵ هزار سال پیش، تصویر ما را از نقشه پراکندگی انسانتباران در خاورمیانه برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
https://www.livescience.com/archaeology/neanderthals/neanderthals-may-have-trekked-through-the-saudi-arabian-desert-55-000-years-ago-farther-south-than-experts-thought-possible
🆔@ScientificDialectics
کشف دستافزارهای سنگی در صحرای نفوذ نشان میدهد نئاندرتالها ۵۵ هزار سال پیش در عربستان حضور داشتهاند. جزئیات این کشف شگفتانگیز را بخوانید.
به گزارش مجله باستان شناسی ، تصور سنتی باستانشناسان همواره این بوده است که نئاندرتالها گونهای سازگار با اقلیمهای سردسیر اروپایی و مناطق کوهستانی بودهاند؛ با این حال، شواهد نویافته در اعماق بیابانهای عربستان سعودی این دیدگاه دیرین را به چالش کشیده است. بررسیهای آماری و زمینگاهشماری بر روی دستافزارهای سنگی محوطه باستانی جبل کتیفه (Jebel Katefeh-1) در صحرای نَفود، از احتمال حضور غافلگیرکننده این انسانتباران در شبهجزیره عربستان طی ۵۵ هزار سال پیش پرده برمیدارد.
گسترش جغرافیایی نئاندرتالها به سوی مرزهای ناشناخته جنوبی
سالها جامعه علمی نئاندرتالها را منحصراً به عنوان ساکنان عرضهای جغرافیایی سرد اروپا، اوراسیا و سیبری میشناخت. اما پژوهشهای دو دهه اخیر، پراکندگی جغرافیایی آنها را تا شام (Levant) و خاورمیانه به اثبات رسانده است.
اکنون یافتههای جدید باستانشناسی نشان میدهد دامنه سکونت این خویشاوندان باستانی ممکن است بسیار فراتر و در مناطقی به مراتب خشکتر از حد تصورات پیشین کشیده شده باشد. باستانشناسان معتقدند این دادهها افق تازهای در شناخت سازگاری بومشناختی پارینهسنگی میانی میگشاید.
شواهد فناورانه سنگی؛ وقتی سنگها به جای استخوان سخن میگویند
به دلیل شرایط فرسایشی شدید و گرمای حاکم بر شبهجزیره عربستان، استخوان و بقایای DNA باستانی به ندرت دوام میآورند. در غیاب بقایای فسیلی، تیمی از محققان بینالمللی به سرپرستی باستانشناس دکتر هیو گروکات (Huw Groucutt)، صدها تراشه سنگی نوکتیز به دست آمده از محوطه JKF-1 را مورد تحلیل مورفومتریک و آماری قرار دادند.
پژوهشگران با بهرهگیری از مدلهای مقایسهای پیشرفته میان دستافزارهای هومو ساپینس (Homo sapiens) و نئاندرتالها در شمال شرق آفریقا و منطقه لوانت، به این نتیجه رسیدند که فناوری ساخت سنگتراشههای محوطه جبل کتیفه شباهت چشمگیری به سنتهای ابزارسازی نئاندرتالها دارد. این مدل آماری تایید میکند که سازندگان این دستافزارها به احتمال بسیار قوی نئاندرتالها بودهاند.
تحولات اقلیمی و مهاجرت در عصر «عربستان سبز»
یکی از گامهای کلیدی این پژوهش، تعیین سن دقیق رسوبات حاوی ابزارها با استفاده از روش «سنسنجی لومینسانس با تحریک نوری» (OSL) بود. این روش زمان آخرین تماس ذرات کوارتز خاک با نور خورشید را اندازهگیری میکند.
نتایج نشان داد که این دستافزارها دقیقاً در لایهای میان ماسههای کهن بیابانی و رسوبات جوانتر دریاچهای، متعلق به حدود ۵۵ هزار سال پیش (عصر پلیستوسن پسین) مدفون شدهاند؛ دورهای که بیابان خشک نَفود به واسطه تغییرات آبوهوایی و بارشهای موسمی، به سرزمینی مرطوب با دریاچههای شیرین و پوشش گیاهی غنی تبدیل شده بود.
این اقلیم مساعد، گلههای جانوران علفخوار را به اعماق فلات عربستان کشانده و گروههای نئاندرتال نیز احتمالاً در پی شکار، مسیر مهاجرت طعمههای خود را تا کرانههای این دریاچههای دیرین دنبال کردهاند.
نتیجه گیری
فرضیه حضور نئاندرتالها در صحرای نَفود پنجرهای هیجانانگیز به روی پویایی جمعیتی و انعطافپذیری شگفتانگیز نیاکان باستانی ما میگشاید. اگرچه اثبات نهایی این فرضیه نیازمند کشف فسیلهای انسانی مستقیم است، اما همزمانی فناوریهای سنگی نئاندرتالی با دورههای اقلیمی مرطوب ۵۵ هزار سال پیش، تصویر ما را از نقشه پراکندگی انسانتباران در خاورمیانه برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
https://www.livescience.com/archaeology/neanderthals/neanderthals-may-have-trekked-through-the-saudi-arabian-desert-55-000-years-ago-farther-south-than-experts-thought-possible
🆔@ScientificDialectics
Live Science
Neanderthals may have trekked through the Saudi Arabian desert 55,000 years ago, farther south than experts thought possible
Stone tools from a lakeside site in Saudi Arabia hint that Neanderthals were adapted to the arid Arabian interior, not just to cold places.
❤3
💢 مطالعه نگرانکننده: نزدیک به ۴۰٪ موسیقی جهان در ژوئیه ۲۰۲۶ با هوش مصنوعی ساخته شد
استفاده از هوش مصنوعی در تولید موسیقی همچنان بحثبرانگیز است و آمارهای جدید نشان میدهد موج قطعات ساختهشده با این فناوری کند نشده و برخی هنرمندان از این ابزار جنجالی استفاده میکنند.
یک مطالعهی تازه نشان داده است که تقریبا ۴۰ درصد موسیقیهای تازهای که در ژوئیه ۲۰۲۶ در سراسر جهان منتشر شدهاند، در مرحلهی ساخت از هوش مصنوعی استفاده کردهاند.این رقم نگران کننده نتیجهی نظرسنجی تازهای است که توسط SubmitHub (منبع به زبان انگلیسی) انجام شده؛ پلتفرم آنلاینی که به کاربران امکان میدهد موسیقی خود را برای فهرستهای پخش و وبلاگها بفرستند.
آنها بیش از یک میلیون قطعه موسیقی را تحلیل کردند و با استفاده از سامانهی تشخیص خودشان با نام SH Labs دریافتند که ۲۳.۲ درصد آنها به طور کامل توسط هوش مصنوعی تولید شده است.علاوه بر این، مشخص شد که ۱۵.۳ درصد دیگر از عناصر صوتی تولیدشده با هوش مصنوعی استفاده کردهاند که بعدا توسط انسان «تغییر یا پردازش» شده است.
به این ترتیب، در مجموع ۳۸.۵ درصد از تمام موسیقیهایی که ماه گذشته منتشر شدهاند با دخالت هوش مصنوعی ساخته شدهاند.SubmitHub اوایل تابستان امسال SH Labs (منبع به زبان انگلیسی) را راه اندازی کرد تا «مشکل فزایندهی عدم شفافیت» در استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی را برجسته کند.
ابزار تشخیص هوش مصنوعی این شرکت اکنون در Bandcamp و Traxsource برای شناسایی استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی و همچنین در سازمان حقوق اجرا، یعنی GEMA، به کار میرود؛ سازمانی که به تازگی در یک پروندهی تاریخی در برابر پلتفرم تولید موسیقی با هوش مصنوعی Suno پیروز شد.
در بیانیهای، جیسون گریشکوف، بنیانگذار SubmitHub، گفت: «به نظر من مسیر آیندهی موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی، شفافیت است. مردم باید بتوانند خودشان تصمیم بگیرند میخواهند با موسیقی تولیدشده توسط هوش مصنوعی درگیر شوند یا نه».او اضافه کرد: «کار ما این است که آنقدر به آنها اطلاعات بدهیم که بتوانند این انتخاب را انجام دهند.»
این آمار تازه در ادامهی دادههای جدیدی است که Deezer منتشر کرده؛ این شرکت اعلام کرده بود که در ژوئن، ترکهای هوش مصنوعی بیش از نیمی از تمام انتشارهای روزانهی تازه روی این پلتفرم را تشکیل دادهاند.
این ارقام همچنین در امتداد مطالعهای در سال ۲۰۲۵ است که نشان داد ۹۷ درصد مردم «نمیتوانند تفاوت بین موسیقی واقعی و موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی را تشخیص دهند». برخی نهادها بالاخره در حال بیدار شدن نسبت به نگرانیهای هنرمندان واقعی و دوستداران موسیقی هستند که از آشغالهای هوش مصنوعی روی پلتفرمهای استریم شکایت میکنند.
برای مثال، Bandcamp در ابتدای ۲۰۲۶ تمام موسیقیهای تولیدشده با هوش مصنوعی را ممنوع کرد و اعلام کرد که «حق دارد هر موسیقی را در صورت ظن تولید با هوش مصنوعی حذف کند»، در حالی که غول استریمینگ Spotify به تازگی اعلام کرده که قصد دارد نشان «چهرهی هوش مصنوعی» را به برخی پروفایلهای هنرمندان اضافه کند تا به شنوندگان کمک کند تشخیص دهند زمانی که ممکن است موسیقی یک هنرمند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده باشد. این طرح از سپتامبر آغاز میشود.
در حالی که هنرمندانی از کیت بوش تا برایان می از گروه Queen دربارهی بحران وجودیای که هوش مصنوعی برای خلاقها ایجاد کرده صحبت کردهاند و گفتهاند «استفادهی بدون مجوز از آثار خلاقانه برای آموزش سامانههای مولد هوش مصنوعی تهدیدی بزرگ و ناعادلانه برای معیشت کسانی است که پشت این آثار قرار دارند»، برخی خلاقان رویکرد راحتتری نسبت به استفاده از این فناوری بحثبرانگیز اتخاذ کردهاند.
لوک استیل از گروه Empire Of The Sun اخیرا اعتراف کرده که از هوش مصنوعی برای ساخت موسیقی استفاده میکند؛ Boy George هم گفته از هوش مصنوعی برای نوشتن ترانه ای کمک گرفته است؛ کاری که در نهایت باعث شد این ترک به دلیل نقض قوانین مربوط به هوش مصنوعی از Bandcamp حذف شود.
یکی دیگر از هنرمندانی که خشم همتایانش را برانگیخته، رپر آمریکایی Tyga است.او اعتراف کرده که در آلبوم تازهاش با نام «$tarface» که از سوی منتقدان به شدت کوبیده شده، از هوش مصنوعی به عنوان «ابزار» استفاده کرده است. Tyga برای این آلبوم از هوش مصنوعی برای ساخت سینتهای رترو استفاده کرده و این «ابزار» را «چیزی شبیه به زمانی که اتوتیون وارد شد» توصیف کرده است.
با این حال، این آلبوم به شدت از سوی منتقدان سرزنش شده و Pitchfork (منبع به زبان انگلیسی) پایینترین نمرهی ممکن، یعنی صفر از ۱۰، را به آن داده و «$tarface» را «متکبر، بیتفاوت و افسرده کننده» توصیف کرده و نوشته است «همین که چنین اثری وجود دارد، جهان را به جایی بدتر تبدیل کرده است».
🆔@ScientificDialectics
استفاده از هوش مصنوعی در تولید موسیقی همچنان بحثبرانگیز است و آمارهای جدید نشان میدهد موج قطعات ساختهشده با این فناوری کند نشده و برخی هنرمندان از این ابزار جنجالی استفاده میکنند.
یک مطالعهی تازه نشان داده است که تقریبا ۴۰ درصد موسیقیهای تازهای که در ژوئیه ۲۰۲۶ در سراسر جهان منتشر شدهاند، در مرحلهی ساخت از هوش مصنوعی استفاده کردهاند.این رقم نگران کننده نتیجهی نظرسنجی تازهای است که توسط SubmitHub (منبع به زبان انگلیسی) انجام شده؛ پلتفرم آنلاینی که به کاربران امکان میدهد موسیقی خود را برای فهرستهای پخش و وبلاگها بفرستند.
آنها بیش از یک میلیون قطعه موسیقی را تحلیل کردند و با استفاده از سامانهی تشخیص خودشان با نام SH Labs دریافتند که ۲۳.۲ درصد آنها به طور کامل توسط هوش مصنوعی تولید شده است.علاوه بر این، مشخص شد که ۱۵.۳ درصد دیگر از عناصر صوتی تولیدشده با هوش مصنوعی استفاده کردهاند که بعدا توسط انسان «تغییر یا پردازش» شده است.
به این ترتیب، در مجموع ۳۸.۵ درصد از تمام موسیقیهایی که ماه گذشته منتشر شدهاند با دخالت هوش مصنوعی ساخته شدهاند.SubmitHub اوایل تابستان امسال SH Labs (منبع به زبان انگلیسی) را راه اندازی کرد تا «مشکل فزایندهی عدم شفافیت» در استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی را برجسته کند.
ابزار تشخیص هوش مصنوعی این شرکت اکنون در Bandcamp و Traxsource برای شناسایی استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی و همچنین در سازمان حقوق اجرا، یعنی GEMA، به کار میرود؛ سازمانی که به تازگی در یک پروندهی تاریخی در برابر پلتفرم تولید موسیقی با هوش مصنوعی Suno پیروز شد.
در بیانیهای، جیسون گریشکوف، بنیانگذار SubmitHub، گفت: «به نظر من مسیر آیندهی موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی، شفافیت است. مردم باید بتوانند خودشان تصمیم بگیرند میخواهند با موسیقی تولیدشده توسط هوش مصنوعی درگیر شوند یا نه».او اضافه کرد: «کار ما این است که آنقدر به آنها اطلاعات بدهیم که بتوانند این انتخاب را انجام دهند.»
این آمار تازه در ادامهی دادههای جدیدی است که Deezer منتشر کرده؛ این شرکت اعلام کرده بود که در ژوئن، ترکهای هوش مصنوعی بیش از نیمی از تمام انتشارهای روزانهی تازه روی این پلتفرم را تشکیل دادهاند.
این ارقام همچنین در امتداد مطالعهای در سال ۲۰۲۵ است که نشان داد ۹۷ درصد مردم «نمیتوانند تفاوت بین موسیقی واقعی و موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی را تشخیص دهند». برخی نهادها بالاخره در حال بیدار شدن نسبت به نگرانیهای هنرمندان واقعی و دوستداران موسیقی هستند که از آشغالهای هوش مصنوعی روی پلتفرمهای استریم شکایت میکنند.
برای مثال، Bandcamp در ابتدای ۲۰۲۶ تمام موسیقیهای تولیدشده با هوش مصنوعی را ممنوع کرد و اعلام کرد که «حق دارد هر موسیقی را در صورت ظن تولید با هوش مصنوعی حذف کند»، در حالی که غول استریمینگ Spotify به تازگی اعلام کرده که قصد دارد نشان «چهرهی هوش مصنوعی» را به برخی پروفایلهای هنرمندان اضافه کند تا به شنوندگان کمک کند تشخیص دهند زمانی که ممکن است موسیقی یک هنرمند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده باشد. این طرح از سپتامبر آغاز میشود.
در حالی که هنرمندانی از کیت بوش تا برایان می از گروه Queen دربارهی بحران وجودیای که هوش مصنوعی برای خلاقها ایجاد کرده صحبت کردهاند و گفتهاند «استفادهی بدون مجوز از آثار خلاقانه برای آموزش سامانههای مولد هوش مصنوعی تهدیدی بزرگ و ناعادلانه برای معیشت کسانی است که پشت این آثار قرار دارند»، برخی خلاقان رویکرد راحتتری نسبت به استفاده از این فناوری بحثبرانگیز اتخاذ کردهاند.
لوک استیل از گروه Empire Of The Sun اخیرا اعتراف کرده که از هوش مصنوعی برای ساخت موسیقی استفاده میکند؛ Boy George هم گفته از هوش مصنوعی برای نوشتن ترانه ای کمک گرفته است؛ کاری که در نهایت باعث شد این ترک به دلیل نقض قوانین مربوط به هوش مصنوعی از Bandcamp حذف شود.
یکی دیگر از هنرمندانی که خشم همتایانش را برانگیخته، رپر آمریکایی Tyga است.او اعتراف کرده که در آلبوم تازهاش با نام «$tarface» که از سوی منتقدان به شدت کوبیده شده، از هوش مصنوعی به عنوان «ابزار» استفاده کرده است. Tyga برای این آلبوم از هوش مصنوعی برای ساخت سینتهای رترو استفاده کرده و این «ابزار» را «چیزی شبیه به زمانی که اتوتیون وارد شد» توصیف کرده است.
با این حال، این آلبوم به شدت از سوی منتقدان سرزنش شده و Pitchfork (منبع به زبان انگلیسی) پایینترین نمرهی ممکن، یعنی صفر از ۱۰، را به آن داده و «$tarface» را «متکبر، بیتفاوت و افسرده کننده» توصیف کرده و نوشته است «همین که چنین اثری وجود دارد، جهان را به جایی بدتر تبدیل کرده است».
🆔@ScientificDialectics
Submithub
SubmitHub is the most transparent way to send your songs to music blogs, Spotify playlisters, TikTok and Instagram influencers, and more. Submit your music. Be heard.
❤4😭2
💢 مجله انجمن پزشکی آمریکا: مرگومیر ناشی از برخی سرطانها در میان خدمه پرواز بیشتر است
پژوهشگران افزایش میزان مرگومیر ناشی از چندین سرطان را که معمولا با مواجهه با پرتوها مرتبط دانسته میشوند،از جمله سرطان پستان،پروستات،پوست و سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی گزارش کردند. سرطان خون نیز در میان خلبانان بیشتر از حرفههای دیگر بود.
بر اساس پژوهشی تازه که با بررسی میلیونها گواهی فوت در سراسر ایالات متحده انجام شد، خلبانان و مهمانداران هواپیما ممکن است در مقایسه با شاغلان سایر حرفهها، بیشتر در معرض مرگ ناشی از برخی سرطانهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض پرتوها قرار داشته باشند.
نتایج این بررسی که در نشریه پزشکی داخلی انجمن پزشکی آمریکا (JAMA Internal Medicine) منتشر شد، شواهد روبهافزایشی را که میان مواجهه طولانیمدت با پرتوهای کیهانی در ارتفاعات بالا و افزایش خطرات متوجه سلامتی در میان خدمه پرواز ارتباط نشان میدهد، تقویت میکند.
پژوهشگران دادههای ثبتشده در گواهیهای فوت ایالات متحده از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ را که سوابق نزدیک به ۱۳ میلیون نفر را در بیش از ۵۰۰ حرفه در برمیگرفت، بررسی کردند. در این مطالعه، حدود ۱۴ هزار خلبان و هفت هزار مهماندار هواپیما نیز بررسی شدند و به این ترتیب، پژوهشگران توانستند موارد مرگومیر ناشی از سرطان در میان خدمه پرواز را با شاغلان دیگر حرفهها مقایسه کنند.
دانشمندان بر سرطانهایی تمرکز کردند که پژوهشهای پیشین آنها را با قرار گرفتن در معرض پرتوها مرتبط دانستهاند، از جمله سرطان پستان، سرطان پروستات، ملانوما (نوعی سرطان پوست)، سرطان خون، لنفوم، سرطان تیروئید، سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی و مولتیپل میلوما (نوعی سرطان سلولهای پلاسما در مغز استخوان). سرطان ریه از این بررسی کنار گذاشته شد تا تاثیر احتمالی عوامل مرتبط با مصرف دخانیات بر نتایج کاهش یابد.
این مطالعه نشان داد که خلبانان و مهمانداران هواپیما در زمره مشاغلی قرار دارند که بالاترین نسبت مرگومیر ناشی از سرطانهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض پرتوها در آنها مشاهده میشود.
پژوهشگران افزایش میزان مرگومیر ناشی از چندین سرطان را که معمولا با مواجهه با پرتوها مرتبط دانسته میشوند، از جمله سرطان پستان، سرطان پروستات، ملانوما و سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی گزارش کردند.
میزان مرگومیر ناشی از سرطان خون نیز در میان خلبانان بیشتر از بسیاری از شاغلان دیگر حرفهها بود.به گفته کارشناسان، شرایط ویژه محیط کار در صنعت هوانوردی تجاری میتواند به توضیح این یافتهها کمک کند.
هواپیماهای مسافربری معمولا در ارتفاعی بیش از ۹ هزار متر پرواز میکنند که جو زمین در برابر ذرات پرانرژی منشاگرفته از فضا، محافظت کمتری ایجاد میکند. این ذرات که «پرتوهای کیهانی» نام دارند، خدمه پرواز را در مقایسه با اغلب گروههای شغلی، در معرض میزان بیشتری از پرتوهای یونساز قرار میدهند.
پرتوهای یونساز مدتها است که بهعنوان یکی از عوامل احتمالی خطر ابتلا به سرطان شناخته میشوند، زیرا میتوانند به سلولها و دیانای آسیب برسانند.
پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که میزان سالانه در معرض پرتو قرار گرفتن خلبانان و مهمانداران هواپیما بیشتر از کارکنان معمولی است، با این حال این پرسش که آیا چنین میزان مواجههای به افزایش مرگومیر ناشی از سرطان منجر میشود یا خیر، همچنان بیپاسخ مانده بود.
مطالعه جدید با استفاده از مجموعهای از دادههای ملی که بهمراتب گستردهتر از پژوهشهای پیشین بودند، در پی رفع این ابهام برآمد.پژوهشگران برای در نظر گرفتن تفاوتهایی که با نوع شغل ارتباطی نداشتند، تحلیلهایشان را بر اساس عواملی از جمله سن، جنسیت، نژاد، قومیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات تعدیل کردند.
همچنین خدمه پرواز را با کارکنان زمینی صنعت هوانوردی مقایسه کردند تا بتوانند نقش احتمالی مواجهه شغلی در ارتفاع پرواز را بهتر تفکیک کنند.این یافتهها احتمالا بحث درباره ضرورت افزایش حمایتهای شغلی از خدمه شرکتهای هواپیمایی را بار دیگر مطرح خواهد کرد.
پژوهشگران اعلام کردند که خدمه پرواز از بالاترین میزان سالانه مواجهه با پرتوهای یونساز را دارند، با این حال، در حال حاضر در آمریکا هیچ الزام فراگیر فدرالی برای پایش میزان پرتوگیری خدمه پروازهای تجاری آمریکا، مشابه استانداردهای موجود در برخی صنایع دیگر، وجود ندارد.
کارشناسان سلامت تاکید کردند که این نتایج نباید موجب نگرانی مسافرانی شود که گهگاه با هواپیما سفر میکنند. این مطالعه بر خلبانان و مهماندارانی متمرکز بود که طی سالها و در نتیجه پروازهای مکرر در ارتفاع بالا، بهتدریج در معرض پرتوها قرار گرفتند.
https://www.yahoo.com/news/science/articles/study-links-airline-careers-higher-145832403.html
🆔@ScientificDialectics
پژوهشگران افزایش میزان مرگومیر ناشی از چندین سرطان را که معمولا با مواجهه با پرتوها مرتبط دانسته میشوند،از جمله سرطان پستان،پروستات،پوست و سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی گزارش کردند. سرطان خون نیز در میان خلبانان بیشتر از حرفههای دیگر بود.
بر اساس پژوهشی تازه که با بررسی میلیونها گواهی فوت در سراسر ایالات متحده انجام شد، خلبانان و مهمانداران هواپیما ممکن است در مقایسه با شاغلان سایر حرفهها، بیشتر در معرض مرگ ناشی از برخی سرطانهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض پرتوها قرار داشته باشند.
نتایج این بررسی که در نشریه پزشکی داخلی انجمن پزشکی آمریکا (JAMA Internal Medicine) منتشر شد، شواهد روبهافزایشی را که میان مواجهه طولانیمدت با پرتوهای کیهانی در ارتفاعات بالا و افزایش خطرات متوجه سلامتی در میان خدمه پرواز ارتباط نشان میدهد، تقویت میکند.
پژوهشگران دادههای ثبتشده در گواهیهای فوت ایالات متحده از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ را که سوابق نزدیک به ۱۳ میلیون نفر را در بیش از ۵۰۰ حرفه در برمیگرفت، بررسی کردند. در این مطالعه، حدود ۱۴ هزار خلبان و هفت هزار مهماندار هواپیما نیز بررسی شدند و به این ترتیب، پژوهشگران توانستند موارد مرگومیر ناشی از سرطان در میان خدمه پرواز را با شاغلان دیگر حرفهها مقایسه کنند.
دانشمندان بر سرطانهایی تمرکز کردند که پژوهشهای پیشین آنها را با قرار گرفتن در معرض پرتوها مرتبط دانستهاند، از جمله سرطان پستان، سرطان پروستات، ملانوما (نوعی سرطان پوست)، سرطان خون، لنفوم، سرطان تیروئید، سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی و مولتیپل میلوما (نوعی سرطان سلولهای پلاسما در مغز استخوان). سرطان ریه از این بررسی کنار گذاشته شد تا تاثیر احتمالی عوامل مرتبط با مصرف دخانیات بر نتایج کاهش یابد.
این مطالعه نشان داد که خلبانان و مهمانداران هواپیما در زمره مشاغلی قرار دارند که بالاترین نسبت مرگومیر ناشی از سرطانهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض پرتوها در آنها مشاهده میشود.
پژوهشگران افزایش میزان مرگومیر ناشی از چندین سرطان را که معمولا با مواجهه با پرتوها مرتبط دانسته میشوند، از جمله سرطان پستان، سرطان پروستات، ملانوما و سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی گزارش کردند.
میزان مرگومیر ناشی از سرطان خون نیز در میان خلبانان بیشتر از بسیاری از شاغلان دیگر حرفهها بود.به گفته کارشناسان، شرایط ویژه محیط کار در صنعت هوانوردی تجاری میتواند به توضیح این یافتهها کمک کند.
هواپیماهای مسافربری معمولا در ارتفاعی بیش از ۹ هزار متر پرواز میکنند که جو زمین در برابر ذرات پرانرژی منشاگرفته از فضا، محافظت کمتری ایجاد میکند. این ذرات که «پرتوهای کیهانی» نام دارند، خدمه پرواز را در مقایسه با اغلب گروههای شغلی، در معرض میزان بیشتری از پرتوهای یونساز قرار میدهند.
پرتوهای یونساز مدتها است که بهعنوان یکی از عوامل احتمالی خطر ابتلا به سرطان شناخته میشوند، زیرا میتوانند به سلولها و دیانای آسیب برسانند.
پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که میزان سالانه در معرض پرتو قرار گرفتن خلبانان و مهمانداران هواپیما بیشتر از کارکنان معمولی است، با این حال این پرسش که آیا چنین میزان مواجههای به افزایش مرگومیر ناشی از سرطان منجر میشود یا خیر، همچنان بیپاسخ مانده بود.
مطالعه جدید با استفاده از مجموعهای از دادههای ملی که بهمراتب گستردهتر از پژوهشهای پیشین بودند، در پی رفع این ابهام برآمد.پژوهشگران برای در نظر گرفتن تفاوتهایی که با نوع شغل ارتباطی نداشتند، تحلیلهایشان را بر اساس عواملی از جمله سن، جنسیت، نژاد، قومیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات تعدیل کردند.
همچنین خدمه پرواز را با کارکنان زمینی صنعت هوانوردی مقایسه کردند تا بتوانند نقش احتمالی مواجهه شغلی در ارتفاع پرواز را بهتر تفکیک کنند.این یافتهها احتمالا بحث درباره ضرورت افزایش حمایتهای شغلی از خدمه شرکتهای هواپیمایی را بار دیگر مطرح خواهد کرد.
پژوهشگران اعلام کردند که خدمه پرواز از بالاترین میزان سالانه مواجهه با پرتوهای یونساز را دارند، با این حال، در حال حاضر در آمریکا هیچ الزام فراگیر فدرالی برای پایش میزان پرتوگیری خدمه پروازهای تجاری آمریکا، مشابه استانداردهای موجود در برخی صنایع دیگر، وجود ندارد.
کارشناسان سلامت تاکید کردند که این نتایج نباید موجب نگرانی مسافرانی شود که گهگاه با هواپیما سفر میکنند. این مطالعه بر خلبانان و مهماندارانی متمرکز بود که طی سالها و در نتیجه پروازهای مکرر در ارتفاع بالا، بهتدریج در معرض پرتوها قرار گرفتند.
https://www.yahoo.com/news/science/articles/study-links-airline-careers-higher-145832403.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Study links airline careers to higher rates of certain cancer deaths
A new Harvard-led study published in JAMA Internal Medicine found pilots and flight attendants have higher rates of radiation-related cancer deaths than workers in more than 500 other occupations.
❤3
💢 قرص ورزش از نخستین آزمون انسانی سربلند بیرون آمد؛ آیا روزی میرسد که تنبلها ورزش را ببلعند؟
پژوهشگران یک گام دیگر به رویای ساخت دارویی نزدیک شدهاند که بتواند دستکم بخشی از فواید ورزش را بدون نیاز به ساعتها دویدن، وزنهزدن و عرق ریختن در باشگاه، در بدن انسان تقلید کند.
شرکت داروسازی Enveda روز سهشنبه از نتایج مثبت نخستین مطالعه انسانی داروی آزمایشی خود با نام ENV-308 خبر داد؛ ترکیبی که با تقلید از یکی از مولکولهایی که بدن هنگام ورزش تولید میکند، طراحی شده است.
بر پایه بیانیه این شرکت، نتایج اولیه نشان میدهد این دارو در افراد سالم، ایمن و قابلتحمل بوده است. شرکت امیدوار است ENV-308 در آینده بتواند به افراد در حفظ کاهش وزن و جلوگیری از تحلیل توده عضلانی کمک کند؛ آن هم بدون برخی عوارض گوارشی شناختهشده داروهای محبوب خانواده GLP-1 مانند سماگلوتاید.
راز «قرص ورزش» در چیست؟ENV-308 در واقع قرار نیست تمام پیچیدگیهای ورزش را در قالب یک قرص بازسازی کند. ایده آن بسیار مشخصتر است: تقلید از اثر یک مولکول طبیعی به نام N-lactoyl-phenylalanine یا به اختصار Lac-Phe.دانشمندان در سالهای اخیر متوجه شدهاند که میزان Lac-Phe در بدن در جریان ورزش شدید افزایش مییابد.
این مولکول پس از غذا خوردن نیز تولید میشود و مطالعات انجامشده روی حیوانات نشان دادهاند که میتواند در کاهش اشتها نقش داشته باشد.در آزمایشهایی روی موشهای چاق، درمان با Lac-Phe با کاهش وزن همراه بوده است؛ یافتهای که توجه پژوهشگران را به ظرفیت احتمالی این مولکول برای مقابله با چاقی جلب کرده است.
اما یک مشکل وجود دارد: Lac-Phe طبیعی مدت زیادی در بدن باقی نمیماند.ENV-308 با هدف حل همین مشکل طراحی شده است؛ دارویی که بتواند اثر مشابهی ایجاد کند و آنقدر در بدن بماند که مصرف آن به شکل یک قرص روزانه امکانپذیر باشد.به گفته Enveda، این ترکیب با کمک مدل هوش مصنوعی اختصاصی این شرکت، موسوم به PRISM، شناسایی شده است.
در مطالعه فاز اول، ۸۸ فرد سالم دوزهای مختلف ENV-308 را دریافت کردند.البته باید یک نکته مهم را در نظر داشت: مطالعات فاز اول اساسا برای اثبات اثربخشی دارو طراحی نمیشوند.
هدف اصلی این مرحله بررسی ایمنی، تحملپذیری و نحوه واکنش بدن به دارو است.از این منظر، نتایج اولیه امیدوارکننده بود.در میان داوطلبان، هیچ عارضه جانبی جدی گزارش نشد.
شرکت همچنین اعلام کرده است که ENV-308 از نظر عوارض گوارشی، «پروفایل ایمنی استثنایی» از خود نشان داده است؛ موضوعی که در صورت تایید در مطالعات بزرگتر، میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
پژوهشگران همچنین نشانههایی پیدا کردند که شاید ENV-308 واقعا بتواند بخشی از مسیر زیستی مرتبط با Lac-Phe را فعال کند.افراد مبتلا به چاقی اغلب سطح بالایی از لپتین دارند؛ هورمونی که به مغز در تشخیص احساس سیری کمک میکند.
یکی از فرضیهها این است که در چاقی، بدن به پیامهای لپتین به اندازه کافی پاسخ نمیدهد؛ پدیدهای که از آن با عنوان مقاومت به لپتین یاد میشود.در مطالعات حیوانی، ENV-308 توانسته بود سطح لپتین را بهسرعت کاهش دهد.
در مطالعه انسانی نیز پژوهشگران کاهش سطح لپتین در گردش خون داوطلبان را مشاهده کردند.این یافته بهتنهایی به معنای اثبات اثر ضدچاقی دارو نیست، اما میتواند نشانهای اولیه از فعال شدن سازوکاری باشد که پژوهشگران انتظارش را داشتهاند.
آیا واقعا میتوان ورزش را با یک قرص جایگزین کرد؟اینجا همان جایی است که باید کمی از هیجان تیترها فاصله بگیریم. ENV-308 هنوز «قرص ورزش» به معنای واقعی کلمه نیست.ورزش فقط یک مسیر زیستی را فعال نمیکند. فعالیت بدنی مجموعهای بسیار پیچیده از تغییرات را در قلب، مغز، عضلات، متابولیسم، استخوانها، عروق و حتی وضعیت روانی ایجاد میکند.
بنابراین حتی اگر ENV-308 در ادامه تحقیقات بتواند برخی فواید متابولیکی ورزش را تقلید کند، بعید است بتواند جایگزین کامل خودِ فعالیت بدنی شود.اما چنین دارویی میتواند برای گروههایی اهمیت ویژهای داشته باشد که کاهش وزن برایشان دشوار است، نمیتوانند برخی عوارض گوارشی داروهای GLP-1 را تحمل کنند یا در معرض خطر بیشتری برای از دست دادن توده عضلانی قرار دارند؛ از جمله برخی افراد سالمند.
این شرکت همچنین در حال ارزیابی امکان استفاده از این دارو برای بیماریهای دیگری است که ممکن است از آثار مشابه ورزش سود ببرند؛ از جمله میگرن و بیماری التهابی روده.بنابراین هنوز تا رسیدن ENV-308 به داروخانهها فاصله زیادی باقی مانده است.
نتایج فاز اول فقط نشان میدهد که این ترکیب توانسته نخستین مانع مهم، یعنی آزمون اولیه ایمنی در انسان، را پشت سر بگذارد.پس دیگر ایده ساخت دارویی که بخشی از «شیمی ورزش» را در بدن تقلید کند، دیگر صرفاً یک داستان علمیتخیلی نیست.
🆔@ScientificDialectics
پژوهشگران یک گام دیگر به رویای ساخت دارویی نزدیک شدهاند که بتواند دستکم بخشی از فواید ورزش را بدون نیاز به ساعتها دویدن، وزنهزدن و عرق ریختن در باشگاه، در بدن انسان تقلید کند.
شرکت داروسازی Enveda روز سهشنبه از نتایج مثبت نخستین مطالعه انسانی داروی آزمایشی خود با نام ENV-308 خبر داد؛ ترکیبی که با تقلید از یکی از مولکولهایی که بدن هنگام ورزش تولید میکند، طراحی شده است.
بر پایه بیانیه این شرکت، نتایج اولیه نشان میدهد این دارو در افراد سالم، ایمن و قابلتحمل بوده است. شرکت امیدوار است ENV-308 در آینده بتواند به افراد در حفظ کاهش وزن و جلوگیری از تحلیل توده عضلانی کمک کند؛ آن هم بدون برخی عوارض گوارشی شناختهشده داروهای محبوب خانواده GLP-1 مانند سماگلوتاید.
راز «قرص ورزش» در چیست؟ENV-308 در واقع قرار نیست تمام پیچیدگیهای ورزش را در قالب یک قرص بازسازی کند. ایده آن بسیار مشخصتر است: تقلید از اثر یک مولکول طبیعی به نام N-lactoyl-phenylalanine یا به اختصار Lac-Phe.دانشمندان در سالهای اخیر متوجه شدهاند که میزان Lac-Phe در بدن در جریان ورزش شدید افزایش مییابد.
این مولکول پس از غذا خوردن نیز تولید میشود و مطالعات انجامشده روی حیوانات نشان دادهاند که میتواند در کاهش اشتها نقش داشته باشد.در آزمایشهایی روی موشهای چاق، درمان با Lac-Phe با کاهش وزن همراه بوده است؛ یافتهای که توجه پژوهشگران را به ظرفیت احتمالی این مولکول برای مقابله با چاقی جلب کرده است.
اما یک مشکل وجود دارد: Lac-Phe طبیعی مدت زیادی در بدن باقی نمیماند.ENV-308 با هدف حل همین مشکل طراحی شده است؛ دارویی که بتواند اثر مشابهی ایجاد کند و آنقدر در بدن بماند که مصرف آن به شکل یک قرص روزانه امکانپذیر باشد.به گفته Enveda، این ترکیب با کمک مدل هوش مصنوعی اختصاصی این شرکت، موسوم به PRISM، شناسایی شده است.
در مطالعه فاز اول، ۸۸ فرد سالم دوزهای مختلف ENV-308 را دریافت کردند.البته باید یک نکته مهم را در نظر داشت: مطالعات فاز اول اساسا برای اثبات اثربخشی دارو طراحی نمیشوند.
هدف اصلی این مرحله بررسی ایمنی، تحملپذیری و نحوه واکنش بدن به دارو است.از این منظر، نتایج اولیه امیدوارکننده بود.در میان داوطلبان، هیچ عارضه جانبی جدی گزارش نشد.
شرکت همچنین اعلام کرده است که ENV-308 از نظر عوارض گوارشی، «پروفایل ایمنی استثنایی» از خود نشان داده است؛ موضوعی که در صورت تایید در مطالعات بزرگتر، میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
پژوهشگران همچنین نشانههایی پیدا کردند که شاید ENV-308 واقعا بتواند بخشی از مسیر زیستی مرتبط با Lac-Phe را فعال کند.افراد مبتلا به چاقی اغلب سطح بالایی از لپتین دارند؛ هورمونی که به مغز در تشخیص احساس سیری کمک میکند.
یکی از فرضیهها این است که در چاقی، بدن به پیامهای لپتین به اندازه کافی پاسخ نمیدهد؛ پدیدهای که از آن با عنوان مقاومت به لپتین یاد میشود.در مطالعات حیوانی، ENV-308 توانسته بود سطح لپتین را بهسرعت کاهش دهد.
در مطالعه انسانی نیز پژوهشگران کاهش سطح لپتین در گردش خون داوطلبان را مشاهده کردند.این یافته بهتنهایی به معنای اثبات اثر ضدچاقی دارو نیست، اما میتواند نشانهای اولیه از فعال شدن سازوکاری باشد که پژوهشگران انتظارش را داشتهاند.
آیا واقعا میتوان ورزش را با یک قرص جایگزین کرد؟اینجا همان جایی است که باید کمی از هیجان تیترها فاصله بگیریم. ENV-308 هنوز «قرص ورزش» به معنای واقعی کلمه نیست.ورزش فقط یک مسیر زیستی را فعال نمیکند. فعالیت بدنی مجموعهای بسیار پیچیده از تغییرات را در قلب، مغز، عضلات، متابولیسم، استخوانها، عروق و حتی وضعیت روانی ایجاد میکند.
بنابراین حتی اگر ENV-308 در ادامه تحقیقات بتواند برخی فواید متابولیکی ورزش را تقلید کند، بعید است بتواند جایگزین کامل خودِ فعالیت بدنی شود.اما چنین دارویی میتواند برای گروههایی اهمیت ویژهای داشته باشد که کاهش وزن برایشان دشوار است، نمیتوانند برخی عوارض گوارشی داروهای GLP-1 را تحمل کنند یا در معرض خطر بیشتری برای از دست دادن توده عضلانی قرار دارند؛ از جمله برخی افراد سالمند.
این شرکت همچنین در حال ارزیابی امکان استفاده از این دارو برای بیماریهای دیگری است که ممکن است از آثار مشابه ورزش سود ببرند؛ از جمله میگرن و بیماری التهابی روده.بنابراین هنوز تا رسیدن ENV-308 به داروخانهها فاصله زیادی باقی مانده است.
نتایج فاز اول فقط نشان میدهد که این ترکیب توانسته نخستین مانع مهم، یعنی آزمون اولیه ایمنی در انسان، را پشت سر بگذارد.پس دیگر ایده ساخت دارویی که بخشی از «شیمی ورزش» را در بدن تقلید کند، دیگر صرفاً یک داستان علمیتخیلی نیست.
🆔@ScientificDialectics
Enveda
Enveda Reports Positive Phase 1 Results for ENV-308, the First Pill Designed From the Chemistry of Exercise - Enveda
❤4🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢آهنگ زیبای گرین اسلیوز
با اجرای لینا رابینسون استون
لینا رابینسون استون نوازنده چند ساز ، خواننده و ترانه سرا ، خالق آثاری از موسیقی سلتیک است که معمولا در میان طبیعت می نوازد و قطعات مشهوری برای موسیقی فیلم ها اجرا کرده است . ترکیب موسیقی و طبیعت باعث شده آثارش در سراسر جهان میلیون ها بازدید بگیرند و مخاطبان زیادی اجراهای حماسی او را دنبال کنند.
🆔@ScientificDialectics
با اجرای لینا رابینسون استون
لینا رابینسون استون نوازنده چند ساز ، خواننده و ترانه سرا ، خالق آثاری از موسیقی سلتیک است که معمولا در میان طبیعت می نوازد و قطعات مشهوری برای موسیقی فیلم ها اجرا کرده است . ترکیب موسیقی و طبیعت باعث شده آثارش در سراسر جهان میلیون ها بازدید بگیرند و مخاطبان زیادی اجراهای حماسی او را دنبال کنند.
🆔@ScientificDialectics
❤12🔥2
💢 روزهداری متناوب؛ واقعا موثر است یا بیش از حد بزرگنمایی شده؟
در میان تمام یافتههای سردرگمکننده و متناقض، یک الگوی روشن به چشم میخورد: فواید روزهداری متناوب در انسانها بهاندازه فواید مشاهدهشده در حیوانات چشمگیر نیست.
اثبات اثربخشی رژیم روزهداری متناوب، مانند بسیاری دیگر از مداخلات مرتبط با سبک زندگی، کار سادهای نیست، با این حال فناوریهای جدید ممکن است به پژوهشگران کمک کنند بهتر بفهمند چه چیزی موثر است و چه چیزی نیست.به نظر میرسد هر چند ماه یکبار درباره فواید روزهداری متناوب موج تازهای به راه میافتد.
این رژیم غذایی محبوب و متنوع که در آن فرد یا در برخی روزهای هفته کالری کمتری دریافت میکند یا مصرف غذا را به ساعات مشخصی از روز محدود میکند، به این شهرت یافته است که در مقایسه با روش معمول کاهش کالری، کاهش وزن را آسانتر میکند.
همچنین گفته میشود فواید آن بسیار فراتر از این است و برای مثال، خطر ابتلا به سرطان و افت تواناییهای شناختی را نیز کاهش میدهد. بنابراین جای تعجب نیست که تا این اندازه محبوب شده است.با این حال، شواهد جدید درباره میزان اعتبار علمی این ادعاها تردیدهایی ایجاد کردهاند.
بسته به مطالعهای که در نظر گرفته میشود، ممکن است روزهداری متناوب موثرتر یا کماثرتر از دیگر رژیمهای غذایی ارزیابی شود. حتی یک مطالعه نشان داده که این روش ممکن است زیانآور باشد و خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی را افزایش دهد.
کریستا وارادی، استاد تغذیه دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، میگوید حتی دانشمندان نیز همیشه بر سر همه واقعیتها اتفاقنظر ندارند، چه رسد به افراد تاثیرگذار شبکههای اجتماعی. او تاکید دارد که «این روش معجزه نمیکند».
بنابراین سوال این است که آیا درباره روزهداری متناوب بیش از اندازه تبلیغ شده یا این رژیم واقعا روشی امیدبخش است که میتواند چند سال بر عمر ما بیفزاید؟
اگر چنین است، پس چرا شواهد مربوط به آن تا این اندازه متناقضاند؟بسیاری از پژوهشگران میگویند بزرگترین مانع برای دستیابی به دادههای قابلاعتمادتر، همان مشکلی است که حل کردنش از همه دشوارتر است: ما نمیدانیم مردم واقعا چه میخورند؛ مسئلهای که درباره بسیاری از مداخلات غذایی، اگر نگوییم همه آنها، صدق میکند.
عادتهای غذایی انسانهای اولیه
روزهداری متناوب بر این اساس طراحی شد که الگوی غذاخوردن نیاکان ما را در روند تکامل بازتاب دهد.
مارک متسون، عصبشناسی که پژوهشهایش در دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور از بنیانهای این حوزه به شمار میرود، میگوید: «ما در محیطی تکامل نیافتیم که در آن روزانه سه وعده غذای اصلی و دو میانوعده بخوریم.»
روزهداری باعث میشود سوختوساز بدن از سوزاندن قند در مرحله نخستــ فرایندی که گلیکولیز نامیده میشودــ به سوزاندن چربی موجود در جریان خون تغییر کند.
این تغییر سوختوسازی رفتار سلولها را دگرگون میکند. به طوری که سلولهای سالم بازیافت پروتئینهای فرسوده و آسیبدیده را آغاز میکنند؛ فرایندی که «خودخواری سلولی» یا «اتوفاژی» نام دارد و موجب جوانسازی سلولها میشود.به لحاظ نظری، این فرایند مستقیم به فواید ادعاشده برای سلامتی منجر میشود.
متسون در یک مقاله مروری که در نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شد، این تغییر سوختوسازی را با افزایش طول عمر و کاهش میزان ابتلا به بیماریهایی از جمله دیابت و سرطان مرتبط دانسته است، اما یک مشکل وجود دارد: قابلاتکاترین شواهدی که این روایت منسجم را تایید میکردند، از مطالعه روی موشها، مگسها و کرمها به دست آمدهاند.
به این معنا که روزهداری متناوب برای این جانوران راهحلی معجزهآسا بود. موشها به شرط آنکه ساعات غذاخوردنشان محدود میشد، میتوانستند بهاندازه گروه دیگری که بدون محدودیت غذا میخوردند، کالری دریافت کنند، اما تا دوران پیری لاغر و سالم باقی بماندند.
در حالی که موشهای گروه دیگر چاق و بیمار میشدند. با این حال متاسفانه، نتایج مطالعات انسانی قطعیت کمتری داشتهاند. برای نمونه، تاثیر روزهداری متناوب را بر چاقی در نظر بگیرید. وارادی میگوید بسته به نوع روزهداری متناوب، این روش در انسان حدود ۵ درصد کاهش وزن ایجاد میکند.
به گفته او، این میزان بهاندازه هر راهبرد غذایی دیگری موثر است، اما شواهد حاصل از مطالعات انسانی هنوز نتوانستهاند نتایج چشمگیری را که در موشهاــ یا روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعیــ دیده میشود، تکرار کنند. بیتردید، حتی کاهش وزن اندک ناشی از روزهداری متناوب نیز میتواند برای سوختوساز بدن فوایدی داشته باشد.
https://www.bbc.com/future/article/20260813-have-the-benefits-of-intermittent-fasting-been-overhyped
🆔@ScientificDialectics
در میان تمام یافتههای سردرگمکننده و متناقض، یک الگوی روشن به چشم میخورد: فواید روزهداری متناوب در انسانها بهاندازه فواید مشاهدهشده در حیوانات چشمگیر نیست.
اثبات اثربخشی رژیم روزهداری متناوب، مانند بسیاری دیگر از مداخلات مرتبط با سبک زندگی، کار سادهای نیست، با این حال فناوریهای جدید ممکن است به پژوهشگران کمک کنند بهتر بفهمند چه چیزی موثر است و چه چیزی نیست.به نظر میرسد هر چند ماه یکبار درباره فواید روزهداری متناوب موج تازهای به راه میافتد.
این رژیم غذایی محبوب و متنوع که در آن فرد یا در برخی روزهای هفته کالری کمتری دریافت میکند یا مصرف غذا را به ساعات مشخصی از روز محدود میکند، به این شهرت یافته است که در مقایسه با روش معمول کاهش کالری، کاهش وزن را آسانتر میکند.
همچنین گفته میشود فواید آن بسیار فراتر از این است و برای مثال، خطر ابتلا به سرطان و افت تواناییهای شناختی را نیز کاهش میدهد. بنابراین جای تعجب نیست که تا این اندازه محبوب شده است.با این حال، شواهد جدید درباره میزان اعتبار علمی این ادعاها تردیدهایی ایجاد کردهاند.
بسته به مطالعهای که در نظر گرفته میشود، ممکن است روزهداری متناوب موثرتر یا کماثرتر از دیگر رژیمهای غذایی ارزیابی شود. حتی یک مطالعه نشان داده که این روش ممکن است زیانآور باشد و خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی را افزایش دهد.
کریستا وارادی، استاد تغذیه دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، میگوید حتی دانشمندان نیز همیشه بر سر همه واقعیتها اتفاقنظر ندارند، چه رسد به افراد تاثیرگذار شبکههای اجتماعی. او تاکید دارد که «این روش معجزه نمیکند».
بنابراین سوال این است که آیا درباره روزهداری متناوب بیش از اندازه تبلیغ شده یا این رژیم واقعا روشی امیدبخش است که میتواند چند سال بر عمر ما بیفزاید؟
اگر چنین است، پس چرا شواهد مربوط به آن تا این اندازه متناقضاند؟بسیاری از پژوهشگران میگویند بزرگترین مانع برای دستیابی به دادههای قابلاعتمادتر، همان مشکلی است که حل کردنش از همه دشوارتر است: ما نمیدانیم مردم واقعا چه میخورند؛ مسئلهای که درباره بسیاری از مداخلات غذایی، اگر نگوییم همه آنها، صدق میکند.
عادتهای غذایی انسانهای اولیه
روزهداری متناوب بر این اساس طراحی شد که الگوی غذاخوردن نیاکان ما را در روند تکامل بازتاب دهد.
مارک متسون، عصبشناسی که پژوهشهایش در دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور از بنیانهای این حوزه به شمار میرود، میگوید: «ما در محیطی تکامل نیافتیم که در آن روزانه سه وعده غذای اصلی و دو میانوعده بخوریم.»
روزهداری باعث میشود سوختوساز بدن از سوزاندن قند در مرحله نخستــ فرایندی که گلیکولیز نامیده میشودــ به سوزاندن چربی موجود در جریان خون تغییر کند.
این تغییر سوختوسازی رفتار سلولها را دگرگون میکند. به طوری که سلولهای سالم بازیافت پروتئینهای فرسوده و آسیبدیده را آغاز میکنند؛ فرایندی که «خودخواری سلولی» یا «اتوفاژی» نام دارد و موجب جوانسازی سلولها میشود.به لحاظ نظری، این فرایند مستقیم به فواید ادعاشده برای سلامتی منجر میشود.
متسون در یک مقاله مروری که در نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شد، این تغییر سوختوسازی را با افزایش طول عمر و کاهش میزان ابتلا به بیماریهایی از جمله دیابت و سرطان مرتبط دانسته است، اما یک مشکل وجود دارد: قابلاتکاترین شواهدی که این روایت منسجم را تایید میکردند، از مطالعه روی موشها، مگسها و کرمها به دست آمدهاند.
به این معنا که روزهداری متناوب برای این جانوران راهحلی معجزهآسا بود. موشها به شرط آنکه ساعات غذاخوردنشان محدود میشد، میتوانستند بهاندازه گروه دیگری که بدون محدودیت غذا میخوردند، کالری دریافت کنند، اما تا دوران پیری لاغر و سالم باقی بماندند.
در حالی که موشهای گروه دیگر چاق و بیمار میشدند. با این حال متاسفانه، نتایج مطالعات انسانی قطعیت کمتری داشتهاند. برای نمونه، تاثیر روزهداری متناوب را بر چاقی در نظر بگیرید. وارادی میگوید بسته به نوع روزهداری متناوب، این روش در انسان حدود ۵ درصد کاهش وزن ایجاد میکند.
به گفته او، این میزان بهاندازه هر راهبرد غذایی دیگری موثر است، اما شواهد حاصل از مطالعات انسانی هنوز نتوانستهاند نتایج چشمگیری را که در موشهاــ یا روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعیــ دیده میشود، تکرار کنند. بیتردید، حتی کاهش وزن اندک ناشی از روزهداری متناوب نیز میتواند برای سوختوساز بدن فوایدی داشته باشد.
https://www.bbc.com/future/article/20260813-have-the-benefits-of-intermittent-fasting-been-overhyped
🆔@ScientificDialectics
Bbc
Have the benefits of intermittent fasting been overhyped?
Proving that intermittent fasting works, like any lifestyle intervention, is notoriously difficult. But new technologies will better help us to understand what works and what doesn't.
❤4👏2