💢«در این روزها انگار زشتترین آدم دنیا هستم»؛ چرا «لوتئال آگلیز» به بحث داغ سلامت زنان تبدیل شد؟
«فقط من این حس را دارم یا واقعا در این چند روز زشتترین آدم دنیا میشوم؟» این جمله آغاز یکی از ویدئوهای پربازدید تیکتاک است که میلیونها بار دیده شده و هزاران زن در بخش نظرات آن نوشتهاند که تجربهای مشابه دارند.
کاربران شبکههای اجتماعی نامی هم برای این پدیده انتخاب کردهاند؛ «لوتئال آگلیز» (Luteal Uglies)، اصطلاحی غیرپزشکی که به تغییرات ظاهری و روحی برخی زنان در روزهای منتهی به آغاز قاعدگی، پریود یا همان عادت ماهیانه اشاره دارد و معادل فارسی آن میتواند «احساس زشت شدن پیش از قاعدگی» باشد.
این اصطلاح در ماههای اخیر به یکی از ترندهای پرمخاطب شبکههای اجتماعی تبدیل شده، اما آیا واقعا چنین تغییری وجود دارد یا صرفا برداشت کاربران از بدن خود است؟ متخصصان میگویند پاسخ، جایی میان این دو قرار دارد؛ تغییرات هورمونی در این دوره واقعی هستند، اما شدت و نوع علائم در همه زنان یکسان نیست و نباید تجربه افراد در فضای مجازی به همه تعمیم داده شود.فاز لوتئال؛ دورهای که هورمونها تغییر میکنندفاز لوتئال نیمه دوم چرخه قاعدگی را تشکیل میدهد و از زمان تخمکگذاری تا آغاز خونریزی ماهانه ادامه دارد.
در این دوره، سطح هورمون استروژن کاهش مییابد و همزمان تغییرات هورمونی، بهویژه افزایش نسبی اثر پروژسترون، بر بخشهای مختلف بدن تاثیر میگذارد.به گفته دکتر لوئیز نیوسون، پزشک عمومی و متخصص هورمونهای زنان، این تغییرات میتوانند روی پوست، خواب، خلقوخو و حتی ظاهر بدن اثر بگذارند. او توضیح میدهد که هورمونها در سلامت پوست و تولید کلاژن نقش دارند؛ بنابراین برخی زنان در این روزها خشکی پوست، کدر شدن چهره، بروز جوش، نفخ یا تغییر در شکل و حساسیت سینهها را تجربه میکنند.
دکتر هلن اونیل، استاد ژنتیک تولیدمثل و مولکولی در کالج دانشگاهی لندن، نیز میگوید کاهش استروژن در روزهای پیش از قاعدگی و تغییرات هورمونی مرتبط با آن میتواند تولید چربی پوست را افزایش دهد. همچنین بدن تمایل بیشتری به نگه داشتن مایعات پیدا میکند؛ موضوعی که ممکن است باعث پف صورت، نفخ عمومی بدن و تورم یا درد سینهها شود.«انگار مغزم با سرعت کمتری کار میکند»برای بسیاری از زنان، تغییرات این دوره تنها به ظاهر محدود نمیشود.
النا اسپاون، زن ۲۵ سالهای که در لندن در حوزه خدمات و بازیگری فعالیت میکند، به بیبیسی میگوید در نیمه دوم چرخه قاعدگی احساس میکند پوستش خستهتر و کدرتر شده، بدنش بهشدت دچار نفخ میشود و سینههایش دردناکتر از همیشه هستند.اما آنچه بیش از همه او را آزار میدهد، تغییرات ذهنی و روانی است.او میگوید در این دوره احساس بیحالی میکند، انگیزهاش را از دست میدهد و تصور میکند مغزش «در حرکت آهسته» کار میکند. به گفته او، فراموشکارتر میشود، اشتباهات بیشتری مرتکب میشود.
متخصصان می گویند تجربه زنان واقعی است، اما برای همه یکسان نیست .به گفته دکتر نیوسون، سالها بسیاری از زنان تصور میکردند این علائم بخشی اجتنابناپذیر از زندگی است و باید آن را تحمل کنند. او معتقد است این تغییرات میتوانند بر توانایی کار کردن، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی برخی زنان اثر قابل توجهی بگذارند و نباید صرفا با این جمله که «این فقط سندرم پیش از قاعدگی است» نادیده گرفته شوند. در عین حال، متخصصان بر این نکته تاکید دارند که همه زنان چنین تجربهای ندارند و شدت علائم از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
آیا توصیههای تیکتاک قابل اعتماد هستند؟همزمان با افزایش محبوبیت این موضوع در شبکههای اجتماعی، کاربران توصیههای متعددی برای مقابله با علائم ارائه میکنند؛ از پوشیدن لباسهای گشاد و پرهیز از نگاه کردن به آینه گرفته تا خوردن شکلات، فاصله گرفتن از همسر یا حتی نوشیدن الکل.
اما متخصصان هشدار میدهند که بسیاری از این توصیهها پشتوانه علمی ندارند و برخی از آنها حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند.به گفته دکتر اونیل، نخستین گام این است که زنان بدانند فاز لوتئال مرحلهای طبیعی، قابل پیشبینی و موقتی از چرخه قاعدگی است. او میگوید تغذیه مناسب، نوشیدن آب کافی، کاهش مصرف نمک برای کمک به کاهش احتباس مایعات، محدود کردن مصرف الکل و حفظ فعالیت بدنی میتواند در کاهش برخی علائم موثر باشد.
متخصصان تاکید میکنند اگر علائم این دوره به اندازهای شدید باشد که زندگی روزمره، روابط اجتماعی یا عملکرد شغلی را مختل کند، مراجعه به پزشک ضروری است.
آگاهی بیشتر درباره چرخه قاعدگی، شناخت بهتر تغییرات طبیعی بدن و مراجعه به پزشک در صورت شدید بودن علائم، میتواند جایگزین مطمئنتری برای توصیههای غیرعلمی و فراگیر فضای مجازی باشد.
https://www.bbc.com/news/articles/cy0jk6wjkn0o
🆔@ScientificDialectics
«فقط من این حس را دارم یا واقعا در این چند روز زشتترین آدم دنیا میشوم؟» این جمله آغاز یکی از ویدئوهای پربازدید تیکتاک است که میلیونها بار دیده شده و هزاران زن در بخش نظرات آن نوشتهاند که تجربهای مشابه دارند.
کاربران شبکههای اجتماعی نامی هم برای این پدیده انتخاب کردهاند؛ «لوتئال آگلیز» (Luteal Uglies)، اصطلاحی غیرپزشکی که به تغییرات ظاهری و روحی برخی زنان در روزهای منتهی به آغاز قاعدگی، پریود یا همان عادت ماهیانه اشاره دارد و معادل فارسی آن میتواند «احساس زشت شدن پیش از قاعدگی» باشد.
این اصطلاح در ماههای اخیر به یکی از ترندهای پرمخاطب شبکههای اجتماعی تبدیل شده، اما آیا واقعا چنین تغییری وجود دارد یا صرفا برداشت کاربران از بدن خود است؟ متخصصان میگویند پاسخ، جایی میان این دو قرار دارد؛ تغییرات هورمونی در این دوره واقعی هستند، اما شدت و نوع علائم در همه زنان یکسان نیست و نباید تجربه افراد در فضای مجازی به همه تعمیم داده شود.فاز لوتئال؛ دورهای که هورمونها تغییر میکنندفاز لوتئال نیمه دوم چرخه قاعدگی را تشکیل میدهد و از زمان تخمکگذاری تا آغاز خونریزی ماهانه ادامه دارد.
در این دوره، سطح هورمون استروژن کاهش مییابد و همزمان تغییرات هورمونی، بهویژه افزایش نسبی اثر پروژسترون، بر بخشهای مختلف بدن تاثیر میگذارد.به گفته دکتر لوئیز نیوسون، پزشک عمومی و متخصص هورمونهای زنان، این تغییرات میتوانند روی پوست، خواب، خلقوخو و حتی ظاهر بدن اثر بگذارند. او توضیح میدهد که هورمونها در سلامت پوست و تولید کلاژن نقش دارند؛ بنابراین برخی زنان در این روزها خشکی پوست، کدر شدن چهره، بروز جوش، نفخ یا تغییر در شکل و حساسیت سینهها را تجربه میکنند.
دکتر هلن اونیل، استاد ژنتیک تولیدمثل و مولکولی در کالج دانشگاهی لندن، نیز میگوید کاهش استروژن در روزهای پیش از قاعدگی و تغییرات هورمونی مرتبط با آن میتواند تولید چربی پوست را افزایش دهد. همچنین بدن تمایل بیشتری به نگه داشتن مایعات پیدا میکند؛ موضوعی که ممکن است باعث پف صورت، نفخ عمومی بدن و تورم یا درد سینهها شود.«انگار مغزم با سرعت کمتری کار میکند»برای بسیاری از زنان، تغییرات این دوره تنها به ظاهر محدود نمیشود.
النا اسپاون، زن ۲۵ سالهای که در لندن در حوزه خدمات و بازیگری فعالیت میکند، به بیبیسی میگوید در نیمه دوم چرخه قاعدگی احساس میکند پوستش خستهتر و کدرتر شده، بدنش بهشدت دچار نفخ میشود و سینههایش دردناکتر از همیشه هستند.اما آنچه بیش از همه او را آزار میدهد، تغییرات ذهنی و روانی است.او میگوید در این دوره احساس بیحالی میکند، انگیزهاش را از دست میدهد و تصور میکند مغزش «در حرکت آهسته» کار میکند. به گفته او، فراموشکارتر میشود، اشتباهات بیشتری مرتکب میشود.
متخصصان می گویند تجربه زنان واقعی است، اما برای همه یکسان نیست .به گفته دکتر نیوسون، سالها بسیاری از زنان تصور میکردند این علائم بخشی اجتنابناپذیر از زندگی است و باید آن را تحمل کنند. او معتقد است این تغییرات میتوانند بر توانایی کار کردن، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی برخی زنان اثر قابل توجهی بگذارند و نباید صرفا با این جمله که «این فقط سندرم پیش از قاعدگی است» نادیده گرفته شوند. در عین حال، متخصصان بر این نکته تاکید دارند که همه زنان چنین تجربهای ندارند و شدت علائم از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
آیا توصیههای تیکتاک قابل اعتماد هستند؟همزمان با افزایش محبوبیت این موضوع در شبکههای اجتماعی، کاربران توصیههای متعددی برای مقابله با علائم ارائه میکنند؛ از پوشیدن لباسهای گشاد و پرهیز از نگاه کردن به آینه گرفته تا خوردن شکلات، فاصله گرفتن از همسر یا حتی نوشیدن الکل.
اما متخصصان هشدار میدهند که بسیاری از این توصیهها پشتوانه علمی ندارند و برخی از آنها حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند.به گفته دکتر اونیل، نخستین گام این است که زنان بدانند فاز لوتئال مرحلهای طبیعی، قابل پیشبینی و موقتی از چرخه قاعدگی است. او میگوید تغذیه مناسب، نوشیدن آب کافی، کاهش مصرف نمک برای کمک به کاهش احتباس مایعات، محدود کردن مصرف الکل و حفظ فعالیت بدنی میتواند در کاهش برخی علائم موثر باشد.
متخصصان تاکید میکنند اگر علائم این دوره به اندازهای شدید باشد که زندگی روزمره، روابط اجتماعی یا عملکرد شغلی را مختل کند، مراجعه به پزشک ضروری است.
آگاهی بیشتر درباره چرخه قاعدگی، شناخت بهتر تغییرات طبیعی بدن و مراجعه به پزشک در صورت شدید بودن علائم، میتواند جایگزین مطمئنتری برای توصیههای غیرعلمی و فراگیر فضای مجازی باشد.
https://www.bbc.com/news/articles/cy0jk6wjkn0o
🆔@ScientificDialectics
Bbc
What are the 'luteal uglies'? And how they're affecting women
More women than ever are talking about the luteal phase on social media, but how does it actually affect you?
❤8
💢ملاتونین یا منیزیم؛ کدام مکمل واقعا به خواب بهتر کمک میکند؟
بیخوابی و خواب بیکیفیت، دیگر فقط یک مشکل شبانه نیست؛ پژوهشها نشان میدهند کمبود خواب با افزایش خطر چاقی، دیابت نوع دو، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط دارد.
همین موضوع باعث شده است میلیونها نفر به جای مراجعه به پزشک، به سراغ مکملهایی بروند که بدون نسخه در دسترس هستند؛ در صدر این فهرست نیز دو نام بیش از همه به چشم میخورد: ملاتونین و منیزیم.
اما این دو مکمل، برخلاف تصور رایج، کارکرد یکسانی ندارند و متخصصان تاکید میکنند انتخاب میان آنها باید بر اساس نوع مشکل خواب انجام شود، نه صرفا بر پایه تبلیغات یا تجربه دیگران.ملاتونین؛ وقتی ساعت بدن از زمان واقعی عقب یا جلو افتاده استملاتونین هورمونی است که به طور طبیعی در مغز تولید میشود و وظیفه اصلی آن تنظیم چرخه خواب و بیداری است. با تاریک شدن هوا، میزان ترشح این هورمون افزایش مییابد و بدن را برای خواب آماده میکند؛ با نزدیک شدن به صبح نیز سطح آن کاهش پیدا میکند تا فرآیند بیدار شدن آغاز شود.
به همین دلیل، متخصصان خواب معتقدند ملاتونین بیش از آنکه یک «قرص خواب» باشد، ابزاری برای تنظیم ساعت زیستی بدن است. افرادی که به طور طبیعی دیر به خواب میروند، کسانی که شیفت شب کار میکنند یا مسافرانی که پس از سفرهای طولانی دچار اختلاف ساعت شدهاند، از جمله گروههایی هستند که ممکن است بیشترین سود را از مصرف این مکمل ببرند.
مرور ۲۶ کارآزمایی بالینی تصادفی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، نشان میدهد مصرف ملاتونین میتواند زمان به خواب رفتن را کاهش دهد و مدت خواب را تا حدی افزایش دهد. البته کارشناسان میگویند برای بیشتر بزرگسالان سالم، دوزهای پایین، معمولا بین یک تا سه میلیگرم، برای چند هفته کافی است و در اغلب موارد شواهدی وجود ندارد که مصرف بیش از پنج میلیگرم نتیجه بهتری ایجاد کند.
پزشکان همچنین توصیه میکنند ملاتونین حدود دو تا سه ساعت پیش از زمان خواب موردنظر مصرف شود و همزمان، زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت بماند. قرار گرفتن در معرض نور زیاد در ابتدای روز و کاهش نور محیط در ساعات پایانی شب نیز میتواند اثر تنظیمکننده این هورمون را تقویت کند.
با وجود محبوبیت گسترده ملاتونین، متخصصان هشدار میدهند نباید آن را درمان بیخوابی مزمن دانست. بر اساس توصیه آکادمی پزشکی خواب آمریکا، شواهد کافی برای توصیه ملاتونین به عنوان درمان بیخوابی مزمن در بزرگسالان وجود ندارد.اگر فردی دستکم سه شب در هفته و به مدت سه ماه یا بیشتر در به خواب رفتن یا تداوم خواب مشکل داشته باشد، لازم است علت زمینهای این اختلال توسط پزشک بررسی شود؛ زیرا ادامه مصرف خودسرانه مکملها ممکن است تشخیص بیماری اصلی را به تأخیر بیندازد.
همچنین ملاتونین میتواند با برخی داروها از جمله داروهای رقیقکننده خون، برخی داروهای ضدتشنج و داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی تداخل داشته باشد. درباره کودکان نیز متخصصان تاکید میکنند مصرف این مکمل باید تنها با نظر پزشک انجام شود، زیرا مواردی از مسمومیت ناشی از مصرف بیش از حد در کودکان گزارش شده است.
در مقابل، منیزیم بیشتر به دلیل نقشی که در عملکرد اعصاب و عضلات دارد مورد توجه قرار گرفته است. این ماده معدنی در تولید ملاتونین نیز نقش غیرمستقیم ایفا میکند و به همین دلیل برخی پژوهشگران احتمال میدهند بتواند کیفیت خواب را بهبود ببخشد.با این حال، برخلاف ملاتونین، شواهد علمی درباره اثر منیزیم بر خواب هنوز محدود است.
بر همین اساس، برخی متخصصان میگویند اگر فرد دچار مشکلات خفیف یا گذرای خواب باشد یا بخواهد در کنار سایر اقدامات بهداشتی، شانس بهبود خواب خود را افزایش دهد، مصرف منیزیم ممکن است انتخاب قابل قبولی باشد، اما نباید انتظار داشت اثر آن با داروهای درمانی قابل مقایسه باشد.
اگر قرار باشد برای بهبود خواب از منیزیم استفاده شود، برخی متخصصان نوع گلیسینات را با دوز حدود ۲۵۰ میلیگرم پیشنهاد میکنند. در مقابل، منیزیم سیترات معمولا برای درمان یبوست به کار میرود و به همین دلیل انتخاب مناسبی برای مصرف پیش از خواب محسوب نمیشود.البته مصرف منیزیم نیز بدون عارضه نیست. اسهال، دلدرد و استفراغ از جمله عوارض شناختهشده آن هستند و این مکمل میتواند با برخی آنتیبیوتیکها، داروهای فشار خون و داروهای درمان پوکی استخوان تداخل داشته باشد.
اگرچه ملاتونین برای تنظیم ساعت زیستی بدن پشتوانه علمی قویتری دارد و منیزیم ممکن است در برخی مشکلات خفیف خواب یا تنش عضلانی مفید باشد، اما تداوم بیخوابی یا اختلال خواب نیازمند ارزیابی پزشکی است تا علت اصلی مشخص و درمان متناسب با آن آغاز شود.
https://www.washingtonpost.com/wellness/2026/08/02/melatonin-vs-magnesium-which-is-better-your-sleep/
🆔@ScientificDialectics
بیخوابی و خواب بیکیفیت، دیگر فقط یک مشکل شبانه نیست؛ پژوهشها نشان میدهند کمبود خواب با افزایش خطر چاقی، دیابت نوع دو، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط دارد.
همین موضوع باعث شده است میلیونها نفر به جای مراجعه به پزشک، به سراغ مکملهایی بروند که بدون نسخه در دسترس هستند؛ در صدر این فهرست نیز دو نام بیش از همه به چشم میخورد: ملاتونین و منیزیم.
اما این دو مکمل، برخلاف تصور رایج، کارکرد یکسانی ندارند و متخصصان تاکید میکنند انتخاب میان آنها باید بر اساس نوع مشکل خواب انجام شود، نه صرفا بر پایه تبلیغات یا تجربه دیگران.ملاتونین؛ وقتی ساعت بدن از زمان واقعی عقب یا جلو افتاده استملاتونین هورمونی است که به طور طبیعی در مغز تولید میشود و وظیفه اصلی آن تنظیم چرخه خواب و بیداری است. با تاریک شدن هوا، میزان ترشح این هورمون افزایش مییابد و بدن را برای خواب آماده میکند؛ با نزدیک شدن به صبح نیز سطح آن کاهش پیدا میکند تا فرآیند بیدار شدن آغاز شود.
به همین دلیل، متخصصان خواب معتقدند ملاتونین بیش از آنکه یک «قرص خواب» باشد، ابزاری برای تنظیم ساعت زیستی بدن است. افرادی که به طور طبیعی دیر به خواب میروند، کسانی که شیفت شب کار میکنند یا مسافرانی که پس از سفرهای طولانی دچار اختلاف ساعت شدهاند، از جمله گروههایی هستند که ممکن است بیشترین سود را از مصرف این مکمل ببرند.
مرور ۲۶ کارآزمایی بالینی تصادفی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، نشان میدهد مصرف ملاتونین میتواند زمان به خواب رفتن را کاهش دهد و مدت خواب را تا حدی افزایش دهد. البته کارشناسان میگویند برای بیشتر بزرگسالان سالم، دوزهای پایین، معمولا بین یک تا سه میلیگرم، برای چند هفته کافی است و در اغلب موارد شواهدی وجود ندارد که مصرف بیش از پنج میلیگرم نتیجه بهتری ایجاد کند.
پزشکان همچنین توصیه میکنند ملاتونین حدود دو تا سه ساعت پیش از زمان خواب موردنظر مصرف شود و همزمان، زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت بماند. قرار گرفتن در معرض نور زیاد در ابتدای روز و کاهش نور محیط در ساعات پایانی شب نیز میتواند اثر تنظیمکننده این هورمون را تقویت کند.
با وجود محبوبیت گسترده ملاتونین، متخصصان هشدار میدهند نباید آن را درمان بیخوابی مزمن دانست. بر اساس توصیه آکادمی پزشکی خواب آمریکا، شواهد کافی برای توصیه ملاتونین به عنوان درمان بیخوابی مزمن در بزرگسالان وجود ندارد.اگر فردی دستکم سه شب در هفته و به مدت سه ماه یا بیشتر در به خواب رفتن یا تداوم خواب مشکل داشته باشد، لازم است علت زمینهای این اختلال توسط پزشک بررسی شود؛ زیرا ادامه مصرف خودسرانه مکملها ممکن است تشخیص بیماری اصلی را به تأخیر بیندازد.
همچنین ملاتونین میتواند با برخی داروها از جمله داروهای رقیقکننده خون، برخی داروهای ضدتشنج و داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی تداخل داشته باشد. درباره کودکان نیز متخصصان تاکید میکنند مصرف این مکمل باید تنها با نظر پزشک انجام شود، زیرا مواردی از مسمومیت ناشی از مصرف بیش از حد در کودکان گزارش شده است.
در مقابل، منیزیم بیشتر به دلیل نقشی که در عملکرد اعصاب و عضلات دارد مورد توجه قرار گرفته است. این ماده معدنی در تولید ملاتونین نیز نقش غیرمستقیم ایفا میکند و به همین دلیل برخی پژوهشگران احتمال میدهند بتواند کیفیت خواب را بهبود ببخشد.با این حال، برخلاف ملاتونین، شواهد علمی درباره اثر منیزیم بر خواب هنوز محدود است.
بر همین اساس، برخی متخصصان میگویند اگر فرد دچار مشکلات خفیف یا گذرای خواب باشد یا بخواهد در کنار سایر اقدامات بهداشتی، شانس بهبود خواب خود را افزایش دهد، مصرف منیزیم ممکن است انتخاب قابل قبولی باشد، اما نباید انتظار داشت اثر آن با داروهای درمانی قابل مقایسه باشد.
اگر قرار باشد برای بهبود خواب از منیزیم استفاده شود، برخی متخصصان نوع گلیسینات را با دوز حدود ۲۵۰ میلیگرم پیشنهاد میکنند. در مقابل، منیزیم سیترات معمولا برای درمان یبوست به کار میرود و به همین دلیل انتخاب مناسبی برای مصرف پیش از خواب محسوب نمیشود.البته مصرف منیزیم نیز بدون عارضه نیست. اسهال، دلدرد و استفراغ از جمله عوارض شناختهشده آن هستند و این مکمل میتواند با برخی آنتیبیوتیکها، داروهای فشار خون و داروهای درمان پوکی استخوان تداخل داشته باشد.
اگرچه ملاتونین برای تنظیم ساعت زیستی بدن پشتوانه علمی قویتری دارد و منیزیم ممکن است در برخی مشکلات خفیف خواب یا تنش عضلانی مفید باشد، اما تداوم بیخوابی یا اختلال خواب نیازمند ارزیابی پزشکی است تا علت اصلی مشخص و درمان متناسب با آن آغاز شود.
https://www.washingtonpost.com/wellness/2026/08/02/melatonin-vs-magnesium-which-is-better-your-sleep/
🆔@ScientificDialectics
The Washington Post
Melatonin vs. magnesium: Which is better for your sleep?
What to know about the supplements people often use to help with falling asleep, jet lag, muscle tension and more.
❤6🙏2
💢راز بزرگ کیهان؛ آیا مادهای که سالها دنبالش بودیم اصلا وجود ندارد؟
سالها تصور میشد جهان با سرعتی فزاینده در حال گسترش بوده و نیرویی مرموز به نام «انرژی تاریک» عامل این شتاب است.
حالا اما پژوهشهای جدید نشان میدهند این فرض ممکن است حاصل یک خطای محاسباتی باشد و انرژی تاریک هرگز وجود نداشته است.
برای دههها اخترشناسان و کیهانشناسان بر این باور بودند که جهان ما نه تنها در حال بزرگ شدن است، بلکه سرعت این انبساط نیز روزبهروز بیشتر میشود.
دانشمندان علت این شتاب را به نیرویی مرموز و ناشناخته به نام «انرژی تاریک» نسبت میدادند؛ مادهای که تا به حال به صورت مستقیم دیده نشده است.
دانشمندان اکنون در یک مطالعه جدید دریافتهاند که ممکن است در محاسبات قبلی اشتباهی رخ داده باشد. آنها برای اندازهگیری سرعت دور شدن کهکشانها از نوعی انفجار ستارهای به نام «ابرنواختر نوع یکم» استفاده میکنند.
از آنجا که روشنایی این انفجارها همیشه مشخص و قابل پیشبینی است، آنها مانند یک «خطکش کیهانی» عمل میکنند تا فواصل در کیهان محاسبه شود.تا کنون فرض بر این بود که سن ستارگانی که این انفجارها را ایجاد میکنند، تاثیری بر میزان روشنایی آنها ندارد.
اما سوبیر سارکار، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، به همراه تیم تحقیقاتی خود با بررسی دقیق دادههای جدید به نکتهای کلیدی دست یافتند: ابرنواخترهایی که از ستارگان جوانتر سرچشمه میگیرند، نسبت به ستارگان قدیمیتر اندکی کمنورتر هستند.
از آنجا که ابرنواخترهای بسیار دوردست از ستارگان جوانتر تشکیل شدهاند، کمنورتر به نظر میرسند.این کمنوری باعث شده بود دانشمندان تصور کنند آنها در فاصلهای بسیار دورتر قرار دارند و نتیجه بگیرند که سرعت انبساط جهان در حال افزایش است؛ در حالی که این تنها یک خطای دید و محاسباتی بوده است.
یکی دیگر از فرضیات اصلی در علم کیهانشناسی این است که جهان یکنواخت است و از هر طرف که به آن نگاه کنیم، به یک شکل رفتار میکند.اما پژوهش جدید نشان میدهد که سرعت حرکت و انبساط کیهان در همه جهتها یکسان نیست و جهان حالتی «کج» یا ناهمگن دارد.
به گفته این محققان، آنچه ما به عنوان شتاب انبساط جهان میدیدیم، تنها ناشی از حرکت محلی منظومه و کهکشان ما در میان کیهان است.در واقع، جهان همچنان در حال گسترش است، اما این انبساط نه تنها شتاب نمیگیرد، بلکه بر خلاف تصورات قبلی در حال کندتر شدن است.
پایان فرضیه انرژی تاریک؟اگر نتایج این پژوهش به طور کامل تایید شود، مدلهای استاندارد کیهانشناسی دچار تحولی بنیادی خواهند شد. وقتی شتابی در کار نباشد، دیگر نیازی به وجود «انرژی تاریک» برای توجیه این شتاب نخواهد بود.
این یافتهها نشان میدهند که الگوی فعلی ما از جهان بسیار سادهانگارانه بوده است و کیهان واقعی پیچیدهتر و نابرابرتر از آن چیزی است که فیزیکدانان سالها در فرمولهای خود تصور میکردند.
🆔@ScientificDialectics
سالها تصور میشد جهان با سرعتی فزاینده در حال گسترش بوده و نیرویی مرموز به نام «انرژی تاریک» عامل این شتاب است.
حالا اما پژوهشهای جدید نشان میدهند این فرض ممکن است حاصل یک خطای محاسباتی باشد و انرژی تاریک هرگز وجود نداشته است.
برای دههها اخترشناسان و کیهانشناسان بر این باور بودند که جهان ما نه تنها در حال بزرگ شدن است، بلکه سرعت این انبساط نیز روزبهروز بیشتر میشود.
دانشمندان علت این شتاب را به نیرویی مرموز و ناشناخته به نام «انرژی تاریک» نسبت میدادند؛ مادهای که تا به حال به صورت مستقیم دیده نشده است.
دانشمندان اکنون در یک مطالعه جدید دریافتهاند که ممکن است در محاسبات قبلی اشتباهی رخ داده باشد. آنها برای اندازهگیری سرعت دور شدن کهکشانها از نوعی انفجار ستارهای به نام «ابرنواختر نوع یکم» استفاده میکنند.
از آنجا که روشنایی این انفجارها همیشه مشخص و قابل پیشبینی است، آنها مانند یک «خطکش کیهانی» عمل میکنند تا فواصل در کیهان محاسبه شود.تا کنون فرض بر این بود که سن ستارگانی که این انفجارها را ایجاد میکنند، تاثیری بر میزان روشنایی آنها ندارد.
اما سوبیر سارکار، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، به همراه تیم تحقیقاتی خود با بررسی دقیق دادههای جدید به نکتهای کلیدی دست یافتند: ابرنواخترهایی که از ستارگان جوانتر سرچشمه میگیرند، نسبت به ستارگان قدیمیتر اندکی کمنورتر هستند.
از آنجا که ابرنواخترهای بسیار دوردست از ستارگان جوانتر تشکیل شدهاند، کمنورتر به نظر میرسند.این کمنوری باعث شده بود دانشمندان تصور کنند آنها در فاصلهای بسیار دورتر قرار دارند و نتیجه بگیرند که سرعت انبساط جهان در حال افزایش است؛ در حالی که این تنها یک خطای دید و محاسباتی بوده است.
یکی دیگر از فرضیات اصلی در علم کیهانشناسی این است که جهان یکنواخت است و از هر طرف که به آن نگاه کنیم، به یک شکل رفتار میکند.اما پژوهش جدید نشان میدهد که سرعت حرکت و انبساط کیهان در همه جهتها یکسان نیست و جهان حالتی «کج» یا ناهمگن دارد.
به گفته این محققان، آنچه ما به عنوان شتاب انبساط جهان میدیدیم، تنها ناشی از حرکت محلی منظومه و کهکشان ما در میان کیهان است.در واقع، جهان همچنان در حال گسترش است، اما این انبساط نه تنها شتاب نمیگیرد، بلکه بر خلاف تصورات قبلی در حال کندتر شدن است.
پایان فرضیه انرژی تاریک؟اگر نتایج این پژوهش به طور کامل تایید شود، مدلهای استاندارد کیهانشناسی دچار تحولی بنیادی خواهند شد. وقتی شتابی در کار نباشد، دیگر نیازی به وجود «انرژی تاریک» برای توجیه این شتاب نخواهد بود.
این یافتهها نشان میدهند که الگوی فعلی ما از جهان بسیار سادهانگارانه بوده است و کیهان واقعی پیچیدهتر و نابرابرتر از آن چیزی است که فیزیکدانان سالها در فرمولهای خود تصور میکردند.
🆔@ScientificDialectics
OUP Academic
Pantheon + supernovae corrected for progenitor age indicate the universe is decelerating
ABSTRACT. We examine the impact of progenitor age-dependent luminosity evolution of Type Ia supernovae on a cosmographic measurement of the deceleration pa
❤9👍1
💢مطالعه: خیابانهای سبزتر با خواب طولانیتر پیوند دارند
پژوهش تازه نشان میدهد ظاهر محلهها میتواند بر کیفیت خواب ساکنان اثر بگذارد و به شواهد فزاینده درباره تاثیر طراحی شهری بر سلامت عمومی میافزاید.
خواب بیش از گذشته به عنوان یکی از ستونهای اصلی سلامت شناخته میشود و کمخوابی با افزایش خطر بیماریهای قلب و عروق، چاقی، افسردگی و کاهش بهرهوری همراه است. در حالی که شهرها به دنبال راههایی برای بهبود رفاه ساکنان هستند پژوهشگران بررسی میکنند که آیا ویژگیهای محیط ساختهشده نیز میتواند به خواب شبانه بهتر مردم کمک کند یا نه.
یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) تازه نشان میدهد که محلههای سبزتر و خیابانهایی با محصوریت دیداری بیشتر، برای مثال جایی که ساختمانها یا درختان قاب خیابان را تشکیل میدهند، با خواب طولانیتر همراه است، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای مناسبتر برای پیادهروی با خواب کوتاهتر ارتباط دارد.
پژوهشگران دانشگاه متروپولیتن اوزاکا در ژاپن بررسی کردند که ظاهر محله و برداشت از احساس امنیت چگونه بر خواب بزرگسالان شاغل ۴۰ تا ۵۹ سالهای که در طبقه سوم یا پایینتر در توکیو زندگی میکنند تاثیر میگذارد.
تیم پژوهش از هوش مصنوعی برای تحلیل بیش از ۲۰۰ هزار تصویر گوگل استریت ویو استفاده کرد تا ویژگیهای دیداری محلهها را شناسایی کند. سپس این ویژگیها را با اطلاعات خودگزارششده درباره خواب ۱۰۸۹ بزرگسال شاغل که در طبقات پایین آپارتمانها زندگی میکردند مرتبط کردند.
پژوهشگران دریافتند خیابانهایی که با ساختمانها یا درختان قاب گرفته شدهاند با علائم کمتر بیخوابی و مدت خواب طولانیتر همراه هستند. همچنین شواهدی وجود داشت که نشان میداد این رابطه تا حدی با این واقعیت توضیح داده میشود که ساکنان محلههای خود را امنتر و سرزندهتر احساس میکنند.
پژوهشگران نوشتند: «نتایج ما همچنین وجود یک ارتباط مثبت قابل توجه بین احساس امنیت و مدت خواب را تایید میکند.»محلههای سبزتر با احساس امنیت بیشتر و در نتیجه خواب طولانیتر ارتباط داشت، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای پیادهمحورتر با احساس امنیت کمتر و خواب کوتاهتر همراه بود.
به گفته نویسندگان، این یافتهها درک ما از چگونگی تاثیر محیطهای شهری بر سلامت خواب را گسترش میدهد و شاخصهای عملیای را شناسایی میکند که میتواند مبنای پژوهشهای آینده و مداخلههای برنامهریزی شهری برای ایجاد شهرهای سالمتر قرار گیرد.
🆔@ScientificDialectics
پژوهش تازه نشان میدهد ظاهر محلهها میتواند بر کیفیت خواب ساکنان اثر بگذارد و به شواهد فزاینده درباره تاثیر طراحی شهری بر سلامت عمومی میافزاید.
خواب بیش از گذشته به عنوان یکی از ستونهای اصلی سلامت شناخته میشود و کمخوابی با افزایش خطر بیماریهای قلب و عروق، چاقی، افسردگی و کاهش بهرهوری همراه است. در حالی که شهرها به دنبال راههایی برای بهبود رفاه ساکنان هستند پژوهشگران بررسی میکنند که آیا ویژگیهای محیط ساختهشده نیز میتواند به خواب شبانه بهتر مردم کمک کند یا نه.
یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) تازه نشان میدهد که محلههای سبزتر و خیابانهایی با محصوریت دیداری بیشتر، برای مثال جایی که ساختمانها یا درختان قاب خیابان را تشکیل میدهند، با خواب طولانیتر همراه است، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای مناسبتر برای پیادهروی با خواب کوتاهتر ارتباط دارد.
پژوهشگران دانشگاه متروپولیتن اوزاکا در ژاپن بررسی کردند که ظاهر محله و برداشت از احساس امنیت چگونه بر خواب بزرگسالان شاغل ۴۰ تا ۵۹ سالهای که در طبقه سوم یا پایینتر در توکیو زندگی میکنند تاثیر میگذارد.
تیم پژوهش از هوش مصنوعی برای تحلیل بیش از ۲۰۰ هزار تصویر گوگل استریت ویو استفاده کرد تا ویژگیهای دیداری محلهها را شناسایی کند. سپس این ویژگیها را با اطلاعات خودگزارششده درباره خواب ۱۰۸۹ بزرگسال شاغل که در طبقات پایین آپارتمانها زندگی میکردند مرتبط کردند.
پژوهشگران دریافتند خیابانهایی که با ساختمانها یا درختان قاب گرفته شدهاند با علائم کمتر بیخوابی و مدت خواب طولانیتر همراه هستند. همچنین شواهدی وجود داشت که نشان میداد این رابطه تا حدی با این واقعیت توضیح داده میشود که ساکنان محلههای خود را امنتر و سرزندهتر احساس میکنند.
پژوهشگران نوشتند: «نتایج ما همچنین وجود یک ارتباط مثبت قابل توجه بین احساس امنیت و مدت خواب را تایید میکند.»محلههای سبزتر با احساس امنیت بیشتر و در نتیجه خواب طولانیتر ارتباط داشت، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای پیادهمحورتر با احساس امنیت کمتر و خواب کوتاهتر همراه بود.
به گفته نویسندگان، این یافتهها درک ما از چگونگی تاثیر محیطهای شهری بر سلامت خواب را گسترش میدهد و شاخصهای عملیای را شناسایی میکند که میتواند مبنای پژوهشهای آینده و مداخلههای برنامهریزی شهری برای ایجاد شهرهای سالمتر قرار گیرد.
🆔@ScientificDialectics
❤7👍1
💢چطور بفهمیم روزی چند قدم پیادهروی برای بدن ما کافی است؟
احتمالا بارها شنیدهاید که پیادهروی ۱۰ هزار گام در روز، کلید طلایی سلامت، تناسب اندام و طول عمر است. این عدد آنقدر تکرار شده که به نظر میرسد یک دستورالعمل علمی و پزشکی اثباتشده از سوی پزشکان جهان باشد.
اما آیا این توصیه واقعا ریشه در تحقیقات آزمایشگاهی دارد؟پاسخ کوتاه خیر است. توصیه به ۱۰ هزار گام در روز نه از یک مرکز تحقیقاتی، بلکه از یک کمپین تبلیغاتی بازرگانی سرچشمه گرفته است.
منشاء این عدد به سال ۱۹۶۴ در ژاپن بازمیگردد؛ زمانی که یک شرکت پس از بازیهای المپیک توکیو، گامشماری به نام «مانپو-کی» را روانه بازار کرد که به معنای «متر ۱۰ هزار گام» بود.در آن دوره، نگرانی از کمتحرکی جامعه ژاپن رو به افزایش بود.
انتخاب عدد ۱۰ هزار دلایل علممحور نداشت؛ این عدد صرفا یک شعار جذاب، رند و ماندگار برای فروش بیشتر دستگاه بود. حتی کانجی ژاپنی عدد ۱۰ هزار (万) شباهت ظاهری اندکی به فردی در حال راه رفتن دارد که در انتخاب این نام بیتاثیر نبود. بنابراین، آنچه سالها به عنوان یک اصل پزشکی پنداشته میشد، تنها یک مانور تبلیغاتی موفق بوده است.
یافتههای جدید علم پزشکی؛ ۷ هزار گام نقطه طلایی سلامتاگرچه ۱۰ هزار گام در روز هدف مفیدی است و آثار مثبتی بر بدن دارد، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به این عدد نیست.
یک تحقیق نظاممند که نتایج ۵۷ مطالعه را روی بیش از ۱۶۰ هزار فرد بزرگسال بررسی کرده، نشان میدهد که فواید کلیدی پیادهروی در ۷ هزار گام در روز به اوج خود میرسد.تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به عدد ۱۰ هزار قدم در روز نیست.
بنابر نتایج این پژوهش رسیدن به سطح ۷ هزار گام در روز میتواند تاثیر چشمگیری بر ارتقای سلامت داشته باشد؛ بهطوری که طبق تحقیقات، این میزان پیادهروی با کاهش ۴۷ درصدی خطر مرگ زودهنگام، کاهش ۲۵ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی مانند سکته و بیماریهای قلبی و کاهش ۳۸ درصدی خطر بروز زوال عقل همراه است.
علاوه بر این، پیمودن این تعداد گام روزانه احتمال ابتلا به افسردگی را ۲۲ درصد و دیابت نوع دو را ۱۴ درصد کاهش میدهد.
نکته قابل توجه این است که روند بهبود سلامت از گامهای پایینتر آغاز میشود. جهش از ۲ هزار به ۴ هزار گام در روز، بیشترین تاثیر و تغییر مثبت را در بدن ایجاد میکند.سپس از ۴ هزار تا ۷ هزار گام، این فواید کمی افزایش مییابد و پس از آن، شیب نمودار فواید به حالت یکنواخت میرسد.
تعداد گامها یا شدت پیادهروی؛ کدام مهمتر است؟در کنار شمارش تعداد گامها، شدت حرکت عامل بسیار تعیینکنندهای است. راه رفتن با سرعت بالاتر که شدت تمرین را به مرحله «متوسط تا شدید» میرساند، جایی که صحبت کردن حین حرکت دشوار میشود، در زمان کمتری آثار سلامتبخش بیشتری بر جای میگذارد.
به همین دلیل در راهنماهای رسمی ورزشی، ۷۵ دقیقه فعالیت شدید معادل ۱۵۰ دقیقه فعالیت متوسط محسوب میشود. از این رو، تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته، حتی میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.محققان میگویند تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.
چرا پیادهروی به تنهایی کافی نیست؟پیادهروی یک تمرین هوازی عالی است که سلامت قلب، عروق و متابولیسم را ارتقا میدهد و به کاهش وزن و استرس کمک میکند. اما سیستم بدنی انسان به تمرینات غیرهوازی یا قدرتی نیز نیاز دارد.حفظ توده و قدرت عضلانی با افزایش سن، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی و کاهش خطر افتادن و شکستگی دارد.
سازمانهای بهداشتی توصیه میکنند حداقل دو روز در هفته تمرینات تقویت عضلات مانند کار با وزنه انجام شود.در نهایت، ترکیب روزانه حدود ۷ هزار گام پیادهروی با دو جلسه تمرین قدرتی در هفته، جامعترین الگوی ورزشی برای حفظ سلامت و شادابی در طول زندگی است.
🆔@ScientificDialectics
احتمالا بارها شنیدهاید که پیادهروی ۱۰ هزار گام در روز، کلید طلایی سلامت، تناسب اندام و طول عمر است. این عدد آنقدر تکرار شده که به نظر میرسد یک دستورالعمل علمی و پزشکی اثباتشده از سوی پزشکان جهان باشد.
اما آیا این توصیه واقعا ریشه در تحقیقات آزمایشگاهی دارد؟پاسخ کوتاه خیر است. توصیه به ۱۰ هزار گام در روز نه از یک مرکز تحقیقاتی، بلکه از یک کمپین تبلیغاتی بازرگانی سرچشمه گرفته است.
منشاء این عدد به سال ۱۹۶۴ در ژاپن بازمیگردد؛ زمانی که یک شرکت پس از بازیهای المپیک توکیو، گامشماری به نام «مانپو-کی» را روانه بازار کرد که به معنای «متر ۱۰ هزار گام» بود.در آن دوره، نگرانی از کمتحرکی جامعه ژاپن رو به افزایش بود.
انتخاب عدد ۱۰ هزار دلایل علممحور نداشت؛ این عدد صرفا یک شعار جذاب، رند و ماندگار برای فروش بیشتر دستگاه بود. حتی کانجی ژاپنی عدد ۱۰ هزار (万) شباهت ظاهری اندکی به فردی در حال راه رفتن دارد که در انتخاب این نام بیتاثیر نبود. بنابراین، آنچه سالها به عنوان یک اصل پزشکی پنداشته میشد، تنها یک مانور تبلیغاتی موفق بوده است.
یافتههای جدید علم پزشکی؛ ۷ هزار گام نقطه طلایی سلامتاگرچه ۱۰ هزار گام در روز هدف مفیدی است و آثار مثبتی بر بدن دارد، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به این عدد نیست.
یک تحقیق نظاممند که نتایج ۵۷ مطالعه را روی بیش از ۱۶۰ هزار فرد بزرگسال بررسی کرده، نشان میدهد که فواید کلیدی پیادهروی در ۷ هزار گام در روز به اوج خود میرسد.تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به عدد ۱۰ هزار قدم در روز نیست.
بنابر نتایج این پژوهش رسیدن به سطح ۷ هزار گام در روز میتواند تاثیر چشمگیری بر ارتقای سلامت داشته باشد؛ بهطوری که طبق تحقیقات، این میزان پیادهروی با کاهش ۴۷ درصدی خطر مرگ زودهنگام، کاهش ۲۵ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی مانند سکته و بیماریهای قلبی و کاهش ۳۸ درصدی خطر بروز زوال عقل همراه است.
علاوه بر این، پیمودن این تعداد گام روزانه احتمال ابتلا به افسردگی را ۲۲ درصد و دیابت نوع دو را ۱۴ درصد کاهش میدهد.
نکته قابل توجه این است که روند بهبود سلامت از گامهای پایینتر آغاز میشود. جهش از ۲ هزار به ۴ هزار گام در روز، بیشترین تاثیر و تغییر مثبت را در بدن ایجاد میکند.سپس از ۴ هزار تا ۷ هزار گام، این فواید کمی افزایش مییابد و پس از آن، شیب نمودار فواید به حالت یکنواخت میرسد.
تعداد گامها یا شدت پیادهروی؛ کدام مهمتر است؟در کنار شمارش تعداد گامها، شدت حرکت عامل بسیار تعیینکنندهای است. راه رفتن با سرعت بالاتر که شدت تمرین را به مرحله «متوسط تا شدید» میرساند، جایی که صحبت کردن حین حرکت دشوار میشود، در زمان کمتری آثار سلامتبخش بیشتری بر جای میگذارد.
به همین دلیل در راهنماهای رسمی ورزشی، ۷۵ دقیقه فعالیت شدید معادل ۱۵۰ دقیقه فعالیت متوسط محسوب میشود. از این رو، تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته، حتی میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.محققان میگویند تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.
چرا پیادهروی به تنهایی کافی نیست؟پیادهروی یک تمرین هوازی عالی است که سلامت قلب، عروق و متابولیسم را ارتقا میدهد و به کاهش وزن و استرس کمک میکند. اما سیستم بدنی انسان به تمرینات غیرهوازی یا قدرتی نیز نیاز دارد.حفظ توده و قدرت عضلانی با افزایش سن، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی و کاهش خطر افتادن و شکستگی دارد.
سازمانهای بهداشتی توصیه میکنند حداقل دو روز در هفته تمرینات تقویت عضلات مانند کار با وزنه انجام شود.در نهایت، ترکیب روزانه حدود ۷ هزار گام پیادهروی با دو جلسه تمرین قدرتی در هفته، جامعترین الگوی ورزشی برای حفظ سلامت و شادابی در طول زندگی است.
🆔@ScientificDialectics
The Lancet Public Health
Daily steps and health outcomes in adults: a systematic review and dose-response meta-analysis
Although 10 000 steps per day can still be a viable target for those who are more
active, 7000 steps per day is associated with clinically meaningful improvements in
health outcomes and might be a more realistic and achievable target for some. The
findings…
active, 7000 steps per day is associated with clinically meaningful improvements in
health outcomes and might be a more realistic and achievable target for some. The
findings…
❤6🙏4
💢پیشبینی ایلان ماسک؛ هوش منصوعی تا پنج سال دیگر به کجا میرسد؟
ماسک: شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد.
نیویورکپست درباره آینده هوش مصنوعی مینویسد، چه خوشمان بیاید و چه نه، روشن است که دیگر نمیتوان قطار پرشتاب هوش مصنوعی را که با سرعت به سوی نوعی مقصد نهایی پیش میرود، متوقف کرد
واضح است که تحولی بزرگ در راه است. ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان و نخستین تریلیونر تاریخ نگاهی مثبت و همراه با خوشبینی نسبت به آینده هوش مصنوعی دارد.
او معتقد است که «آینده با گذشته بسیار بسیار متفاوت خواهد بود و هیچ تشبیه یا استعارهای وجود ندارد که بتواند ابعاد تحولی را که در آستانه تجربه کردن آنیم، بهدرستی نشان دهد.»
ماسک پیشبینی میکند که هوش مصنوعی تنها ظرف چند سال، از هوش انسان فراتر برود، تعداد رباتهای انساننما به یک میلیارد دستگاه برسد و «عصر فراوانی» ناشی از هوش مصنوعی پول نقد را بیمعنا کند.
او تصریح کرد: «شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد. فکر میکنم حدود پنج سال دیگر، هوش مصنوعی ممکن است از مجموع هوش بشری فراتر برود. محتملترین نتیجه شکلگیری عصری از فراوانی شگفتانگیز است که در آن هرکس میتواند هر چیزی را که به ذهنش میرسد، داشته باشد.
شاید این حرف بیمعنا و اغراقآمیز به نظر برسد. البته عواملی هم وجود دارند که ممکن است این مسیر را مختل کنند. مثلا وقوع یک جنگ هستهای عظیم در مقیاس جهانی، اما با فرض اینکه جنگ جهانی سوم رخ ندهد، فکر میکنم به سوی عصر فراوانی شگفتانگیز حرکت میکنیم. بنابراین، باید با خوشبینی و اشتیاق به آینده نگاه کنیم.»
ماسک که شرکت خودروسازی تسلای او در حال ساخت ربات کارگر همهمنظورهای به نام «اپتیموس» است، معتقد است ظرف پنج سال آینده ممکن است «دستکم ۱۰۰ میلیون و شاید حتی یک میلیارد ربات انساننما» جایگزین نیروی کار یدی شوند.
ماسک گفت: «بیدلیل نیست که به آن تکینگی میگویند. نمیدانیم پس از عبور از 'افق رویداد' چه اتفاقی میافتد.»«تکینگی فناوری» (Singularity) به نقطهای فرضی گفته میشود که در آن هوش مصنوعی از هوش انسان فراتر میرود و میتواند با سرعتی فزاینده خود را بهبود دهد. به طوری که تحولات بعد از آن دیگر برای انسان قابل پیشبینی یا کنترل نباشد.
ماسک با اشاره استعاری به «افق رویداد» یا مرزی در اطراف سیاهچاله که نمیتوان آن سوی آن را دید، میگوید همانطور که از آنچه پس از عبور از این مرز رخ میدهد اطلاعی نداریم، پیامدهای عبور هوش مصنوعی از سطح هوش بشر را نیز نمیتوانیم پیشبینی کنیم.او معتقد است غرور انسان و تلاش او برای دستیابی به قدرتی همتراز قدرت خداوند، بارها در تاریخ تکرار شده و همواره پیامدهایی ناگواری داشته است: «صادقانه و عمیقا معتقدم که این ماجرای هوش مصنوعی همان برج بابل دوران ما است. ابزاری است که با آن خودمان را متقاعد کردهایم سرانجام میتوانیم به آن جایگاه والا در کنار خدا برسیم. حتی با او برابر شویم و خودمان خدا باشیم. این فقدان فروتنی، این غرور و خودبزرگبینی، همیشه نتیجه معکوس داده است.»
راکی اسکوپلیتی، آیندهپژوه استرالیایی و نویسنده کتاب «ماشینهای ادراکگر»، میگوید نسبت به بسیاری از تحلیلگران خوشبینتر است، اما تنها به این شرط که برای پذیرش گسستی بنیادی در شیوه نگرش خود به رفاه و کار آماده باشیم.به گفته او، «آینده کار اساسا مسئله نیروی کار نیست، بلکه مسئله حکمرانی است؛ اینکه دولتها و جوامع چگونه هوش مصنوعی را مدیریت کنند، برای آن قانون بگذارند و پیامدهایش را کنترل کنند.
پروفسور جفری هینتون، مشهور به «پدرخوانده هوش مصنوعی»، بیکاری گسترده را پیشبینی میکند. هینتون سال گذشته در پادکست «خاطرات یک مدیرعامل»، با اشاره به «مشاغل یقهسفید» (اداری و فکری) گفت: «فکر میکنم هوش مصنوعی در زمینه کارهای فکری روزمره، جای همه را خواهد گرفت.»
او این تصور را هم که هوش مصنوعی مشاغل تازهای ایجاد خواهد کرد، زیر سوال برد و افزود: «برای اینکه شغلی داشته باشید که هوش مصنوعی واقعا نتواند آن را انجام دهد، باید از مهارت بسیار بالایی برخوردار باشید.»
مصطفی سلیمان، مدیرعامل بخش هوش مصنوعی مایکروسافت، نیز در زمره بدبینها قرار دارد. او ماه مه در گفتگو با فایننشال تایمز پیشبینی کرد که هوش مصنوعی در بیشتر وظایف حرفهای، اگر نگوییم همه آنها، به «سطح عملکرد انسان» خواهد رسید و اغلب مشاغلی که مستلزم نشستن پشت رایانهاند، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده کاملا خودکار خواهند شد
https://nypost.com/2026/07/26/tech/elon-musk-drops-wild-5-year-prediction-about-ai-and-humanity/
🆔@ScientificDialectics
ماسک: شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد.
نیویورکپست درباره آینده هوش مصنوعی مینویسد، چه خوشمان بیاید و چه نه، روشن است که دیگر نمیتوان قطار پرشتاب هوش مصنوعی را که با سرعت به سوی نوعی مقصد نهایی پیش میرود، متوقف کرد
واضح است که تحولی بزرگ در راه است. ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان و نخستین تریلیونر تاریخ نگاهی مثبت و همراه با خوشبینی نسبت به آینده هوش مصنوعی دارد.
او معتقد است که «آینده با گذشته بسیار بسیار متفاوت خواهد بود و هیچ تشبیه یا استعارهای وجود ندارد که بتواند ابعاد تحولی را که در آستانه تجربه کردن آنیم، بهدرستی نشان دهد.»
ماسک پیشبینی میکند که هوش مصنوعی تنها ظرف چند سال، از هوش انسان فراتر برود، تعداد رباتهای انساننما به یک میلیارد دستگاه برسد و «عصر فراوانی» ناشی از هوش مصنوعی پول نقد را بیمعنا کند.
او تصریح کرد: «شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد. فکر میکنم حدود پنج سال دیگر، هوش مصنوعی ممکن است از مجموع هوش بشری فراتر برود. محتملترین نتیجه شکلگیری عصری از فراوانی شگفتانگیز است که در آن هرکس میتواند هر چیزی را که به ذهنش میرسد، داشته باشد.
شاید این حرف بیمعنا و اغراقآمیز به نظر برسد. البته عواملی هم وجود دارند که ممکن است این مسیر را مختل کنند. مثلا وقوع یک جنگ هستهای عظیم در مقیاس جهانی، اما با فرض اینکه جنگ جهانی سوم رخ ندهد، فکر میکنم به سوی عصر فراوانی شگفتانگیز حرکت میکنیم. بنابراین، باید با خوشبینی و اشتیاق به آینده نگاه کنیم.»
ماسک که شرکت خودروسازی تسلای او در حال ساخت ربات کارگر همهمنظورهای به نام «اپتیموس» است، معتقد است ظرف پنج سال آینده ممکن است «دستکم ۱۰۰ میلیون و شاید حتی یک میلیارد ربات انساننما» جایگزین نیروی کار یدی شوند.
ماسک گفت: «بیدلیل نیست که به آن تکینگی میگویند. نمیدانیم پس از عبور از 'افق رویداد' چه اتفاقی میافتد.»«تکینگی فناوری» (Singularity) به نقطهای فرضی گفته میشود که در آن هوش مصنوعی از هوش انسان فراتر میرود و میتواند با سرعتی فزاینده خود را بهبود دهد. به طوری که تحولات بعد از آن دیگر برای انسان قابل پیشبینی یا کنترل نباشد.
ماسک با اشاره استعاری به «افق رویداد» یا مرزی در اطراف سیاهچاله که نمیتوان آن سوی آن را دید، میگوید همانطور که از آنچه پس از عبور از این مرز رخ میدهد اطلاعی نداریم، پیامدهای عبور هوش مصنوعی از سطح هوش بشر را نیز نمیتوانیم پیشبینی کنیم.او معتقد است غرور انسان و تلاش او برای دستیابی به قدرتی همتراز قدرت خداوند، بارها در تاریخ تکرار شده و همواره پیامدهایی ناگواری داشته است: «صادقانه و عمیقا معتقدم که این ماجرای هوش مصنوعی همان برج بابل دوران ما است. ابزاری است که با آن خودمان را متقاعد کردهایم سرانجام میتوانیم به آن جایگاه والا در کنار خدا برسیم. حتی با او برابر شویم و خودمان خدا باشیم. این فقدان فروتنی، این غرور و خودبزرگبینی، همیشه نتیجه معکوس داده است.»
راکی اسکوپلیتی، آیندهپژوه استرالیایی و نویسنده کتاب «ماشینهای ادراکگر»، میگوید نسبت به بسیاری از تحلیلگران خوشبینتر است، اما تنها به این شرط که برای پذیرش گسستی بنیادی در شیوه نگرش خود به رفاه و کار آماده باشیم.به گفته او، «آینده کار اساسا مسئله نیروی کار نیست، بلکه مسئله حکمرانی است؛ اینکه دولتها و جوامع چگونه هوش مصنوعی را مدیریت کنند، برای آن قانون بگذارند و پیامدهایش را کنترل کنند.
پروفسور جفری هینتون، مشهور به «پدرخوانده هوش مصنوعی»، بیکاری گسترده را پیشبینی میکند. هینتون سال گذشته در پادکست «خاطرات یک مدیرعامل»، با اشاره به «مشاغل یقهسفید» (اداری و فکری) گفت: «فکر میکنم هوش مصنوعی در زمینه کارهای فکری روزمره، جای همه را خواهد گرفت.»
او این تصور را هم که هوش مصنوعی مشاغل تازهای ایجاد خواهد کرد، زیر سوال برد و افزود: «برای اینکه شغلی داشته باشید که هوش مصنوعی واقعا نتواند آن را انجام دهد، باید از مهارت بسیار بالایی برخوردار باشید.»
مصطفی سلیمان، مدیرعامل بخش هوش مصنوعی مایکروسافت، نیز در زمره بدبینها قرار دارد. او ماه مه در گفتگو با فایننشال تایمز پیشبینی کرد که هوش مصنوعی در بیشتر وظایف حرفهای، اگر نگوییم همه آنها، به «سطح عملکرد انسان» خواهد رسید و اغلب مشاغلی که مستلزم نشستن پشت رایانهاند، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده کاملا خودکار خواهند شد
https://nypost.com/2026/07/26/tech/elon-musk-drops-wild-5-year-prediction-about-ai-and-humanity/
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Elon Musk drops wild 5-year prediction about AI and humanity
“There really won’t be anything AI won’t be able to do better than humans, apart from being human, perhaps."
❤8
💢«روزی شبیه شما بودیم»: چهرههای رومیان باستان در نمایشگاه بوداپست جان گرفتند
کارشناسان با استفاده از باستان شناسی، انسان شناسی و تحلیل دیانای، چهرههای دوره روم را بازسازی و بر پایه شواهد تاریخی برایشان زندگیهای فرضی روایت کردند.
یک دختر روستایی، یک سرباز و یک برده که نزدیک به دو هزار سال پیش زندگی میکردند، در نمایشگاهی تازه و تماشایی در بوداپست صاحب چهرهها و داستانهای تازه شدهاند.
در موزه آکوینکوم، جمجمههای متعلق به دوران روم باستان که در شهر باستانی آکوینکوم کشف شدهاند، به چهرههای بازسازیشده و زندهمانند تبدیل شدهاند و به بازدیدکنندگان امکان میدهند نگاهی به چهره کسانی بیندازند که زمانی در مرزهای دوردست امپراتوری زندگی میکردند.
این نمایشگاه با عنوان «زمانی ما هم مثل شما بودیم» با بهرهگیری از باستانشناسی، انسانشناسی، ژنتیک و تخیل تاریخی تلاش میکند میان مخاطبان امروز و کسانی که بقایایشان نزدیک به دو هزار سال دوام آورده پلی دوباره برقرار کند.
این چهرههای بازسازیشده که در کنار جمجمههای اصلیشان قرار گرفتهاند، همراه با نامها، پیشهها و داستانهای احتمالی اما خیالی به نمایش درآمدهاند تا ساکنان باستانی آکوینکوم کمتر شبیه اشیای باستانشناسی و بیشتر شبیه انسانهای واقعی به نظر برسند.
دکتر لورانت واس، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «در حفاریها جمجمهها و اسکلتها را پیدا میکنیم، آنها را ثبت میکنیم و تا حدی میتوانیم تشخیص بدهیم متعلق به زن بوده یا مرد و بعد یافتهها در انبار مناسب قرار میگیرند و تمام. این بدنها نه وزن دارند، نه زندگی .»
او ادامه میدهد: «در پیوند با این نمایشگاه فکر کردیم اگر با استفاده از یافتههای باستانشناسی، اطلاعات سنگنوشتهها، نتایج مطالعات انسانشناسی و نتایج آرکیوژنتیک این افراد را به بازدیدکنندگان نزدیکتر کنیم چه میشود.»
چطور چهرههای باستانی دوباره زنده شدند؟
کارشناسان با تحلیل شکل و ساختار جمجمهها در کنار شواهد باستانشناسی و پژوهشهای دیانای، جزئیاتی مانند ساختار چهره، تبار احتمالی و حتی ویژگیهایی مانند رنگ مو، پوست و چشم را برآورد کردند.
واقعگرایانهترین بازسازیها را امه شه گابور، هنرمند بازسازی چهره که در استودیویی در بوداکسی، نزدیک بوداپست، کار میکند، انجام داده است.
او با استفاده از نسخههای چاپ سهبعدی جمجمههای اصلی، لایه به لایه چهرهها را بازسازی کرده و پس از مطالعه دقیق استخوانها، عضلات و جزئیات صورت را مدلسازی کرده است.
با وجود آنکه این چهرهها بر پایه شواهد علمی بازسازی شدهاند، هویتها و زندگینامههای نسبتدادهشده به آنها واقعی نیست. طراحان نمایشگاه بر اساس دانستههای پژوهشگران از زندگی در آکوینکوم برایشان نام، شغل و پیشینه احتمالی ساختهاند.
دکتر پتر واموش، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «همه اینها داستان است. متاسفانه حتی نام واقعی این افراد را هم نمیدانیم. سعی کردیم در داستانهای خیالی زندگیشان هر آنچه انسانشناسی و مطالعات ژنتیک در اختیارمان گذاشته بود بگنجانیم، اما هر طور نگاه کنیم باز هم داستان است. در واقع نمیتوانیم بگوییم که حتما اینطور زندگی کردهاند یا همه چیز دقیقا اینگونه رخ داده، فقط میتوانیم بگوییم ممکن است زندگیشان چنین بوده باشد.»
پژوهشگران با استفاده از سنتهای تاریخی نامگذاری، سنگنوشتهها و مطالعات انسانشناسی برای هر یک از این افراد سناریوهای باورپذیر طراحی کردهاند.
در کنار بازسازی چهرهها، بازدیدکنندگان میتوانند یک محوطه تدفینی بازسازیشده و یک مومیایی مربوط به دوران روم را هم ببینند.
نمایشگاه «زمانی ما هم مثل شما بودیم» تا ۳۱ اکتبر ۲۰۲۷ در موزه آکوینکوم در بوداپست دایر است.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
کارشناسان با استفاده از باستان شناسی، انسان شناسی و تحلیل دیانای، چهرههای دوره روم را بازسازی و بر پایه شواهد تاریخی برایشان زندگیهای فرضی روایت کردند.
یک دختر روستایی، یک سرباز و یک برده که نزدیک به دو هزار سال پیش زندگی میکردند، در نمایشگاهی تازه و تماشایی در بوداپست صاحب چهرهها و داستانهای تازه شدهاند.
در موزه آکوینکوم، جمجمههای متعلق به دوران روم باستان که در شهر باستانی آکوینکوم کشف شدهاند، به چهرههای بازسازیشده و زندهمانند تبدیل شدهاند و به بازدیدکنندگان امکان میدهند نگاهی به چهره کسانی بیندازند که زمانی در مرزهای دوردست امپراتوری زندگی میکردند.
این نمایشگاه با عنوان «زمانی ما هم مثل شما بودیم» با بهرهگیری از باستانشناسی، انسانشناسی، ژنتیک و تخیل تاریخی تلاش میکند میان مخاطبان امروز و کسانی که بقایایشان نزدیک به دو هزار سال دوام آورده پلی دوباره برقرار کند.
این چهرههای بازسازیشده که در کنار جمجمههای اصلیشان قرار گرفتهاند، همراه با نامها، پیشهها و داستانهای احتمالی اما خیالی به نمایش درآمدهاند تا ساکنان باستانی آکوینکوم کمتر شبیه اشیای باستانشناسی و بیشتر شبیه انسانهای واقعی به نظر برسند.
دکتر لورانت واس، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «در حفاریها جمجمهها و اسکلتها را پیدا میکنیم، آنها را ثبت میکنیم و تا حدی میتوانیم تشخیص بدهیم متعلق به زن بوده یا مرد و بعد یافتهها در انبار مناسب قرار میگیرند و تمام. این بدنها نه وزن دارند، نه زندگی .»
او ادامه میدهد: «در پیوند با این نمایشگاه فکر کردیم اگر با استفاده از یافتههای باستانشناسی، اطلاعات سنگنوشتهها، نتایج مطالعات انسانشناسی و نتایج آرکیوژنتیک این افراد را به بازدیدکنندگان نزدیکتر کنیم چه میشود.»
چطور چهرههای باستانی دوباره زنده شدند؟
کارشناسان با تحلیل شکل و ساختار جمجمهها در کنار شواهد باستانشناسی و پژوهشهای دیانای، جزئیاتی مانند ساختار چهره، تبار احتمالی و حتی ویژگیهایی مانند رنگ مو، پوست و چشم را برآورد کردند.
واقعگرایانهترین بازسازیها را امه شه گابور، هنرمند بازسازی چهره که در استودیویی در بوداکسی، نزدیک بوداپست، کار میکند، انجام داده است.
او با استفاده از نسخههای چاپ سهبعدی جمجمههای اصلی، لایه به لایه چهرهها را بازسازی کرده و پس از مطالعه دقیق استخوانها، عضلات و جزئیات صورت را مدلسازی کرده است.
با وجود آنکه این چهرهها بر پایه شواهد علمی بازسازی شدهاند، هویتها و زندگینامههای نسبتدادهشده به آنها واقعی نیست. طراحان نمایشگاه بر اساس دانستههای پژوهشگران از زندگی در آکوینکوم برایشان نام، شغل و پیشینه احتمالی ساختهاند.
دکتر پتر واموش، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «همه اینها داستان است. متاسفانه حتی نام واقعی این افراد را هم نمیدانیم. سعی کردیم در داستانهای خیالی زندگیشان هر آنچه انسانشناسی و مطالعات ژنتیک در اختیارمان گذاشته بود بگنجانیم، اما هر طور نگاه کنیم باز هم داستان است. در واقع نمیتوانیم بگوییم که حتما اینطور زندگی کردهاند یا همه چیز دقیقا اینگونه رخ داده، فقط میتوانیم بگوییم ممکن است زندگیشان چنین بوده باشد.»
پژوهشگران با استفاده از سنتهای تاریخی نامگذاری، سنگنوشتهها و مطالعات انسانشناسی برای هر یک از این افراد سناریوهای باورپذیر طراحی کردهاند.
در کنار بازسازی چهرهها، بازدیدکنندگان میتوانند یک محوطه تدفینی بازسازیشده و یک مومیایی مربوط به دوران روم را هم ببینند.
نمایشگاه «زمانی ما هم مثل شما بودیم» تا ۳۱ اکتبر ۲۰۲۷ در موزه آکوینکوم در بوداپست دایر است.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
euronews
What did Romans really look like? A Hungarian museum has the answer
Using archaeology, anthropology and DNA analysis, experts reconstructed Roman-era faces and paired them with imagined life stories inspired by historical evidence.
❤2
Del Cerro
Pepe Habichuela
💢پپه هابیچوئلا، از اسطوره های بزرگ فلامنکو درگذشت
یکی از مهمترین چهرههای مرجع این ژانر در شهر مادرید که دههها در آن زندگی میکرد، چشم از جهان فروبست.
این هنرمند که در سال ۱۹۴۴ در گرانادا و با نام خوسه آنتونیو کارمونا کارمونا به دنیا آمد، به خانواده شناختهشده آبیچوئلا تعلق داشت؛ یکی از خاندانهای تاثیرگذار در تاریخ فلامنکو. او همچنین پدر خوسمی کارمونا، گیتاریست و از بنیانگذاران گروه کتاما بود.در سالهای اخیر، آبیچوئلا به دلیل بیماریای که او را وادار کرد در تابستان ۲۰۲۴ صحنه را ترک کند فعالیت خود را کاهش دادهبود.
مسیر حرفهای او در ۱۹۶۴ چرخشی تعیینکننده پیدا کرد؛ زمانی که برای پیوستن به برادرش خوان به مادرید نقل مکان کرد و دورهای را آغاز کرد که در آن به یکی از پرتقاضاترین گیتاریستهای صحنه فلامنکو بدل شد.
با رفتن او یکی از موسیقیدانان کلیدی برای فهم تحول گیتار فلامنکو از دست میرود؛ هنرمندی که نفوذش بیش از ۶۰ سال در صحنه ادامه داشت.
🆔@ScientificDialectics
یکی از مهمترین چهرههای مرجع این ژانر در شهر مادرید که دههها در آن زندگی میکرد، چشم از جهان فروبست.
این هنرمند که در سال ۱۹۴۴ در گرانادا و با نام خوسه آنتونیو کارمونا کارمونا به دنیا آمد، به خانواده شناختهشده آبیچوئلا تعلق داشت؛ یکی از خاندانهای تاثیرگذار در تاریخ فلامنکو. او همچنین پدر خوسمی کارمونا، گیتاریست و از بنیانگذاران گروه کتاما بود.در سالهای اخیر، آبیچوئلا به دلیل بیماریای که او را وادار کرد در تابستان ۲۰۲۴ صحنه را ترک کند فعالیت خود را کاهش دادهبود.
مسیر حرفهای او در ۱۹۶۴ چرخشی تعیینکننده پیدا کرد؛ زمانی که برای پیوستن به برادرش خوان به مادرید نقل مکان کرد و دورهای را آغاز کرد که در آن به یکی از پرتقاضاترین گیتاریستهای صحنه فلامنکو بدل شد.
با رفتن او یکی از موسیقیدانان کلیدی برای فهم تحول گیتار فلامنکو از دست میرود؛ هنرمندی که نفوذش بیش از ۶۰ سال در صحنه ادامه داشت.
🆔@ScientificDialectics
❤7
💢اهمیت کشش عمودی بدن؛ چرا بارفیکس زدن مهم است؟
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
میله بارفیکس یکی از سادهترین و در عین حال کاربردیترین تجهیزات برای تمرین در خانه است. حتی اگر هنوز نمیتوانید یک حرکت بالاکش کامل داشته باشید، این وسیله همچنان میتواند به تقویت قدرت، تعادل و آمادگی جسمانی کمک کند.
یاهو هلث که با مربیان بدنسازی گفتوگو کرده است، مینویسد بسیاری از تجهیزات مانند دمبل (وزنه)، کتلبل (دمبل روسی) یا هالتر (میلوزنه) امکان تمرین حرکات فشاری، اسکوات و انواع کشش افقی را فراهم میکنند، اما بدون میله بارفیکس، الگوی مهم کشش عمودی عملا از برنامه تمرینی حذف میشود.
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
علاوه بر این، تمرینهای مختلف روی میله بارفیکس عضلات پشت، میانتنه و عضلات تثبیتکننده شانه را نیز درگیر میکنند و به بهبود حالت بدن و حفظ تعادل کمک میکنند.مربیان معتقدند میله بارفیکس در خانه فقط ابزار ورزشی نیست، بلکه یادآور هدفی است که فرد برای رسیدن به آن تلاش میکند. این وسیله میتواند ذهنیت «نمیتوانم» را به «هنوز نمیتوانم» تبدیل کند و انگیزه ادامه تمرین را در بلندمدت افزایش دهد.
افرادی که بهتازگی تمرین با میله بارفیکس را آغاز میکنند، لازم نیست تلاش کنند حرکت کامل را انجام دهند. سه تمرین ساده میتواند بهتدریج قدرت لازم برای اولین حرکت بالاکش کامل را ایجاد کند. این تمرینها را میتوان بهصورت یک جلسه کوتاه یا کنار تمرینهای بالاتنه، دو تا سه روز در هفته و با یک روز فاصله انجام داد. توصیه میشود پیش از شروع، بدن را چند دقیقه با چرخش دستها، شانهها و کمی فعالیت هوازی سبک گرم کرد.
نخستین تمرین، «آویزان شدن» است. در این حرکت فرد با گرفتن میله و کشیده نگه داشتن کامل دستها، از میله آویزان میشود. این تمرین در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما نقش مهمی در تقویت قدرت پنجه، ساعد و شانه دارد و به کاهش فشار به مهرههای کمر و بهبود انعطافپذیری و تحرک شانهها کمک میکند. افراد مبتدی میتوانند تمرین را با حالتی آغاز کنند که پاهایشان بهآرامی زمین را لمس کند تا بخشی از وزن بدن از روی دستها برداشته شود. سپس، بهتدریج مدت زمان آویزان ماندن را از ۱۰ تا ۳۰ ثانیه به یک تا دو دقیقه برسانند.
دومین تمرین، کشش کتف است. در این حرکت، بدون خم کردن آرنجها، فقط با پایین و عقب کشیدن کتفها، بدن چند سانتیمتر بالا میآید و سپس، بهآرامی به حالت اولیه بازمیگردد. این تمرین عضلاتی را فعال میکند که وظیفه کنترل حرکت تیغههای شانه را بر عهده دارند، عضلاتی که معمولا در برنامههای تمرینی کمتر مورد توجه قرار میگیرند، اما برای حفظ سلامت شانه، بالا بردن دستها و انجام حرکت بالاکش ضروریاند. این تمرین همچنین به فرد یاد میدهد پیش از استفاده از بازوها، عضلات پشت را فعال کند.
تمرین سوم، بارفیکس منفی است که یکی از موثرترین روشها برای رسیدن به اولین حرکت بالاکش کامل به شمار میرود. در این تمرین، فرد با استفاده از یک چهارپایه یا نیمکت خود را در موقعیت بالاتر از میله قرار میدهد تا چانه بالاتر از میله، آرنجها خمیده و سینه نزدیک به میله باشد؛ سپس، بدن را طی ۳ تا ۵ ثانیه بهآرامی پایین میآورد. از آنجا که عضلات هنگام پایین آمدن توان بیشتری نسبت به مرحله بالا کشیدن دارند، این نوع تمرین قدرت لازم برای انجام حرکت کامل را سریعتر افزایش میدهد.
انجام ۳ تا ۴ نوبت ۳ تا ۵ بار تکرار حرکت، همراه استراحت بین هر نوبت، برای افراد مبتدی مناسب است.کار با میله بارفیکس عمدتا عضلات پشت، بهویژه ماهیچه پشتی بزرگ، بازوها، ساعد و قدرت پنجه را تقویت میکند و همزمان عضلات شانه و میانتنه را نیز درگیر میکند. تغییر نوع گرفتن میله نیز باعث تاکید بیشتر بر گروههای عضلانی مختلف میشود.
آویزان شدن روزانه از میله بارفیکس برای بیشتر افراد بیخطر است، به شرط آنکه مدت تمرین بهتدریج افزایش پیدا کند و پیش از خستگی کامل عضلات متوقف شود. البته در صورت بروز درد مفاصل یا احساس ناراحتی در شانه و ساعد، بهتر است به بدن استراحت داده شود و پیش از آغاز برنامه تمرینی جدید نیز با پزشک یا متخصص فیزیوتراپی مشورت شود. با پیشرفت تمرینها، میتوان از میله بارفیکس برای عضلهسازی استفاده کرد.
🆔@ScientificDialectics
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
میله بارفیکس یکی از سادهترین و در عین حال کاربردیترین تجهیزات برای تمرین در خانه است. حتی اگر هنوز نمیتوانید یک حرکت بالاکش کامل داشته باشید، این وسیله همچنان میتواند به تقویت قدرت، تعادل و آمادگی جسمانی کمک کند.
یاهو هلث که با مربیان بدنسازی گفتوگو کرده است، مینویسد بسیاری از تجهیزات مانند دمبل (وزنه)، کتلبل (دمبل روسی) یا هالتر (میلوزنه) امکان تمرین حرکات فشاری، اسکوات و انواع کشش افقی را فراهم میکنند، اما بدون میله بارفیکس، الگوی مهم کشش عمودی عملا از برنامه تمرینی حذف میشود.
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
علاوه بر این، تمرینهای مختلف روی میله بارفیکس عضلات پشت، میانتنه و عضلات تثبیتکننده شانه را نیز درگیر میکنند و به بهبود حالت بدن و حفظ تعادل کمک میکنند.مربیان معتقدند میله بارفیکس در خانه فقط ابزار ورزشی نیست، بلکه یادآور هدفی است که فرد برای رسیدن به آن تلاش میکند. این وسیله میتواند ذهنیت «نمیتوانم» را به «هنوز نمیتوانم» تبدیل کند و انگیزه ادامه تمرین را در بلندمدت افزایش دهد.
افرادی که بهتازگی تمرین با میله بارفیکس را آغاز میکنند، لازم نیست تلاش کنند حرکت کامل را انجام دهند. سه تمرین ساده میتواند بهتدریج قدرت لازم برای اولین حرکت بالاکش کامل را ایجاد کند. این تمرینها را میتوان بهصورت یک جلسه کوتاه یا کنار تمرینهای بالاتنه، دو تا سه روز در هفته و با یک روز فاصله انجام داد. توصیه میشود پیش از شروع، بدن را چند دقیقه با چرخش دستها، شانهها و کمی فعالیت هوازی سبک گرم کرد.
نخستین تمرین، «آویزان شدن» است. در این حرکت فرد با گرفتن میله و کشیده نگه داشتن کامل دستها، از میله آویزان میشود. این تمرین در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما نقش مهمی در تقویت قدرت پنجه، ساعد و شانه دارد و به کاهش فشار به مهرههای کمر و بهبود انعطافپذیری و تحرک شانهها کمک میکند. افراد مبتدی میتوانند تمرین را با حالتی آغاز کنند که پاهایشان بهآرامی زمین را لمس کند تا بخشی از وزن بدن از روی دستها برداشته شود. سپس، بهتدریج مدت زمان آویزان ماندن را از ۱۰ تا ۳۰ ثانیه به یک تا دو دقیقه برسانند.
دومین تمرین، کشش کتف است. در این حرکت، بدون خم کردن آرنجها، فقط با پایین و عقب کشیدن کتفها، بدن چند سانتیمتر بالا میآید و سپس، بهآرامی به حالت اولیه بازمیگردد. این تمرین عضلاتی را فعال میکند که وظیفه کنترل حرکت تیغههای شانه را بر عهده دارند، عضلاتی که معمولا در برنامههای تمرینی کمتر مورد توجه قرار میگیرند، اما برای حفظ سلامت شانه، بالا بردن دستها و انجام حرکت بالاکش ضروریاند. این تمرین همچنین به فرد یاد میدهد پیش از استفاده از بازوها، عضلات پشت را فعال کند.
تمرین سوم، بارفیکس منفی است که یکی از موثرترین روشها برای رسیدن به اولین حرکت بالاکش کامل به شمار میرود. در این تمرین، فرد با استفاده از یک چهارپایه یا نیمکت خود را در موقعیت بالاتر از میله قرار میدهد تا چانه بالاتر از میله، آرنجها خمیده و سینه نزدیک به میله باشد؛ سپس، بدن را طی ۳ تا ۵ ثانیه بهآرامی پایین میآورد. از آنجا که عضلات هنگام پایین آمدن توان بیشتری نسبت به مرحله بالا کشیدن دارند، این نوع تمرین قدرت لازم برای انجام حرکت کامل را سریعتر افزایش میدهد.
انجام ۳ تا ۴ نوبت ۳ تا ۵ بار تکرار حرکت، همراه استراحت بین هر نوبت، برای افراد مبتدی مناسب است.کار با میله بارفیکس عمدتا عضلات پشت، بهویژه ماهیچه پشتی بزرگ، بازوها، ساعد و قدرت پنجه را تقویت میکند و همزمان عضلات شانه و میانتنه را نیز درگیر میکند. تغییر نوع گرفتن میله نیز باعث تاکید بیشتر بر گروههای عضلانی مختلف میشود.
آویزان شدن روزانه از میله بارفیکس برای بیشتر افراد بیخطر است، به شرط آنکه مدت تمرین بهتدریج افزایش پیدا کند و پیش از خستگی کامل عضلات متوقف شود. البته در صورت بروز درد مفاصل یا احساس ناراحتی در شانه و ساعد، بهتر است به بدن استراحت داده شود و پیش از آغاز برنامه تمرینی جدید نیز با پزشک یا متخصص فیزیوتراپی مشورت شود. با پیشرفت تمرینها، میتوان از میله بارفیکس برای عضلهسازی استفاده کرد.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Why you should add a pull-up bar to your home gym (even if you can't do a pull-up)
You can use a pull-up bar to strengthen your grip, improve shoulder stability and build upper-body strength with just a few simple exercises.
❤6💯1
💢فشار بیپولی چه بلایی سر مغز میآورد؟
استرس مزمن میتواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش موارد دیگر شود، درگیر کند.
نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر میتواند آسیبهایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شدهاند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعیشان طی سالهای متمادی پیگیری شود.
محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کمدرآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمونهای شناختی را با سرعت کمتری انجام میدادند و در آزمونهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری میگرفتند.
همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورتحسابهایشان مشکل دارند، در سالهای بعد عملکرد ضعیفتری از خود نشان دادند.
در این مقاله که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیتهای دوران کودکی و تفاوتهای مربوط به میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در دادهها مشاهده میشد که نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است.
البته سرعت افت تواناییهای شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سالهای پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدسترفتن باقی نمانده است.
به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیبهای شناختی ناشی از فشار مالی را نشان دادهاند، متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکتکنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص.
ولز، جامعهشناس و پژوهشگر دادههای اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبهای گفت این پژوهش نتوانست بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که میتواند التهاب زیانبار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر میشود، به خود اختصاص دهد.
همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آنها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این حال گفت نتایج قویا نشان میدهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکتکنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود.
ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطهای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخصهایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنیاند که نشان میدهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.»
او گفت این پژوهش بهروشنی نشان نمیدهد افرادی که با فقر دستوپنجه نرم میکنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافتهها به تصمیمگیرندگان سیاسی پیام میدهند که کاهش فقر میتواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سالهای بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال میکند.
با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماریهای قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیشتر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟
جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، بیش از اندازه سادهسازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط میشود. این پژوهش در واقع به نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب میزنند.»
https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html
🆔@ScientificDialectics
استرس مزمن میتواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش موارد دیگر شود، درگیر کند.
نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر میتواند آسیبهایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شدهاند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعیشان طی سالهای متمادی پیگیری شود.
محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کمدرآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمونهای شناختی را با سرعت کمتری انجام میدادند و در آزمونهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری میگرفتند.
همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورتحسابهایشان مشکل دارند، در سالهای بعد عملکرد ضعیفتری از خود نشان دادند.
در این مقاله که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیتهای دوران کودکی و تفاوتهای مربوط به میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در دادهها مشاهده میشد که نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است.
البته سرعت افت تواناییهای شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سالهای پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدسترفتن باقی نمانده است.
به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیبهای شناختی ناشی از فشار مالی را نشان دادهاند، متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکتکنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص.
ولز، جامعهشناس و پژوهشگر دادههای اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبهای گفت این پژوهش نتوانست بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که میتواند التهاب زیانبار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر میشود، به خود اختصاص دهد.
همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آنها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این حال گفت نتایج قویا نشان میدهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکتکنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود.
ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطهای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخصهایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنیاند که نشان میدهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.»
او گفت این پژوهش بهروشنی نشان نمیدهد افرادی که با فقر دستوپنجه نرم میکنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافتهها به تصمیمگیرندگان سیاسی پیام میدهند که کاهش فقر میتواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سالهای بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال میکند.
با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماریهای قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیشتر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟
جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، بیش از اندازه سادهسازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط میشود. این پژوهش در واقع به نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب میزنند.»
https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
How financial stress can affect the brain over the long term
The stress of being poor can cause long-term damage to your brain, according to a new study. British scientists examined a group of more than 2,700 people who were all born in March 1946, meaning they...
❤5👍2
💢کالریشمارهای هوش مصنوعی ممکن است صدها کالری را از قلم بیندازند
غذاهای رژیم کتوژنیک، که کربوهیدرات کمی دارند و بخش عمده انرژی آنها از چربی تأمین میشود، بیش از سایر وعدههای غذایی ضریب خطای هوش مصنوعی را افزایش میدهد.
ثبت وعدههای غذایی با هوش مصنوعی قرار است یکی از دشوارترین بخشهای رژیم غذایی را آسان کند؛ کافی است از غذایتان عکس بگیرید تا برنامه کالریشمار ارزش غذایی آن را محاسبه کند. اما پژوهشهای تازه نشان میدهند این برآوردها همیشه به اندازهای که کاربران تصور میکنند دقیق نیست.
پژوهشگران دریافتهاند چهار برنامه محبوب ثبت کالری مبتنی بر هوش مصنوعی، میزان کالری و چربی وعدههای غذایی را کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند، و حتی در برخی موارد اختلاف به چند صد کالری در هر وعده میرسد.
آیا ردیابهای کالری مبتنی بر هوش مصنوعی قابل اعتمادند؟
بریتانی آناس مینویسد که برنامههای ثبت کالری با استفاده از عکس، از هوش مصنوعی برای شناسایی مواد غذایی، برآورد اندازه هر وعده و مقایسه آن با پایگاههای داده تغذیهای استفاده میکنند تا میزان کالری و مواد مغذی غذا را محاسبه کنند. این فناوری بدون نیاز به وزن کردن مواد غذایی یا وارد کردن دستی اطلاعات، ثبت وعدههای غذایی را بسیار سادهتر کرده است.
آرون هنگیست، پژوهشگر پسادکتری در برنامه داخلی مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی(NIDDK)، وابسته به مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH)، میگوید: «برنامههای ثبت کالری مبتنی بر عکس، بهویژه در میان افرادی که قصد کاهش وزن یا مدیریت سلامت خود را دارند، بسیار محبوباند. با این حال، دقت بسیاری از این برنامهها تاکنون بهطور کامل ارزیابی نشده است. هدف ما این بود که بررسی کنیم آیا این برنامهها واقعا میتوانند کالری غذا را با دقت برآورد کنند یا نه.»
اولیویا چارلز، پژوهشگر مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی، نتایج این پژوهش را در کنفرانس «تغذیه ۲۰۲۶»، نشست سالانه انجمن آمریکایی تغذیه، ارائه کرد. این کنفرانس از ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه در شهر نشنال هاربر مریلند برگزار شد.
پژوهش چگونه انجام شد؟
بریتنی آناس مینویسد که پژوهشگران برای ارزیابی دقت این برنامهها از دادههای یک مطالعه تغذیهای در حال انجام در مرکز بالینی مؤسسه ملی سلامت آمریکا استفاده کردند؛ مرکزی که تمام وعدههای غذایی آن در یک آشپزخانه پژوهشی کنترلشده، موسوم به «آشپزخانه متابولیک»، تهیه میشود.
در این آشپزخانه، وزن تکتک مواد غذایی با دقتی در حد ۰.۱ گرم اندازهگیری میشود؛ بنابراین پژوهشگران پیش از عکاسی از هر وعده، از مقدار دقیق کالری و مواد مغذی آن اطلاع داشتند. آنها از ۱۰۲ وعده غذایی عکس گرفتند، تصاویر را در چهار برنامه محبوب ثبت کالری بارگذاری کردند و سپس نتایج هر برنامه را با مقادیر واقعی مقایسه کردند.
هنگیست گفت: «استفاده از وعدههای غذایی تهیهشده در یک آشپزخانه کاملا کنترلشده، این امکان را به ما داد که عملکرد برنامهها را با یک معیار بسیار دقیق مقایسه کنیم؛ مقایسهای که پیش از این در چنین سطحی انجام نشده بود.»
برنامهها کالری و چربی را کمتر از مقدار واقعی برآورد کردند
نتایج نشان داد هر چهار برنامه، میزان کالری وعدههای غذایی را بهطور قابل توجهی کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند. اختلاف میان برآورد برنامهها و مقدار واقعی، به طور متوسط بین ۲۵۰ تا ۳۴۵ کالری در هر وعده بود. برآورد میزان چربی نیز با خطای قابل توجهی همراه بود؛ بهطوری که این برنامهها به طور متوسط میزان چربی را حدود ۳۰ گرم کمتر از مقدار واقعی ثبت کردند.
چگونه کالری دریافتی را دقیقتر ثبت کنیم؟
اگر برای کنترل وزن، مدیریت یک بیماری، تمرینات ورزشی یا اطمینان از دریافت پروتئین کافی، کالری مصرفی خود را ثبت میکنید، متخصصان توصیه میکنند برای افزایش دقت این روند چند نکته را در نظر داشته باشید:به جای حدس زدن، مواد غذایی را وزن کنید. دقت ترازوی آشپزخانه یا پیمانههای اندازهگیری بسیار بیشتر از تخمین چشمی است.برآورد هوش مصنوعی را نقطه شروع بدانید، نه پاسخ نهایی.
استفاده از برنامههای مبتنی بر عکس آسان است، اما آنها در مورد غذاهای ترکیبی یا وعدههای رستورانی همیشه دقیق نیستند.روغنها، سسها و چاشنیها را فراموش نکنید. روغن زیتون، کره، سس سالاد، سس مایونز و سایر چاشنیها کالری قابل توجهی به غذا اضافه میکنند.
اگر غذا را خودتان میپزید، مجموع کالری مواد اولیه را محاسبه و آن را بر تعداد وعدهها تقسیم کنید تا برآورد دقیقتری داشته باشید.به جای وسواس روی اعداد، ثبات داشته باشید. هیچ روش ثبت کالری کاملا بینقص نیست. ثبت منظم وعدههای غذایی در طول زمان معمولا از تلاش برای محاسبه دقیق تکتک کالریها مفیدتر است.به احساس گرسنگی و سیری خود نیز توجه کنید.
🆔@ScientificDialectics
غذاهای رژیم کتوژنیک، که کربوهیدرات کمی دارند و بخش عمده انرژی آنها از چربی تأمین میشود، بیش از سایر وعدههای غذایی ضریب خطای هوش مصنوعی را افزایش میدهد.
ثبت وعدههای غذایی با هوش مصنوعی قرار است یکی از دشوارترین بخشهای رژیم غذایی را آسان کند؛ کافی است از غذایتان عکس بگیرید تا برنامه کالریشمار ارزش غذایی آن را محاسبه کند. اما پژوهشهای تازه نشان میدهند این برآوردها همیشه به اندازهای که کاربران تصور میکنند دقیق نیست.
پژوهشگران دریافتهاند چهار برنامه محبوب ثبت کالری مبتنی بر هوش مصنوعی، میزان کالری و چربی وعدههای غذایی را کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند، و حتی در برخی موارد اختلاف به چند صد کالری در هر وعده میرسد.
آیا ردیابهای کالری مبتنی بر هوش مصنوعی قابل اعتمادند؟
بریتانی آناس مینویسد که برنامههای ثبت کالری با استفاده از عکس، از هوش مصنوعی برای شناسایی مواد غذایی، برآورد اندازه هر وعده و مقایسه آن با پایگاههای داده تغذیهای استفاده میکنند تا میزان کالری و مواد مغذی غذا را محاسبه کنند. این فناوری بدون نیاز به وزن کردن مواد غذایی یا وارد کردن دستی اطلاعات، ثبت وعدههای غذایی را بسیار سادهتر کرده است.
آرون هنگیست، پژوهشگر پسادکتری در برنامه داخلی مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی(NIDDK)، وابسته به مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH)، میگوید: «برنامههای ثبت کالری مبتنی بر عکس، بهویژه در میان افرادی که قصد کاهش وزن یا مدیریت سلامت خود را دارند، بسیار محبوباند. با این حال، دقت بسیاری از این برنامهها تاکنون بهطور کامل ارزیابی نشده است. هدف ما این بود که بررسی کنیم آیا این برنامهها واقعا میتوانند کالری غذا را با دقت برآورد کنند یا نه.»
اولیویا چارلز، پژوهشگر مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی، نتایج این پژوهش را در کنفرانس «تغذیه ۲۰۲۶»، نشست سالانه انجمن آمریکایی تغذیه، ارائه کرد. این کنفرانس از ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه در شهر نشنال هاربر مریلند برگزار شد.
پژوهش چگونه انجام شد؟
بریتنی آناس مینویسد که پژوهشگران برای ارزیابی دقت این برنامهها از دادههای یک مطالعه تغذیهای در حال انجام در مرکز بالینی مؤسسه ملی سلامت آمریکا استفاده کردند؛ مرکزی که تمام وعدههای غذایی آن در یک آشپزخانه پژوهشی کنترلشده، موسوم به «آشپزخانه متابولیک»، تهیه میشود.
در این آشپزخانه، وزن تکتک مواد غذایی با دقتی در حد ۰.۱ گرم اندازهگیری میشود؛ بنابراین پژوهشگران پیش از عکاسی از هر وعده، از مقدار دقیق کالری و مواد مغذی آن اطلاع داشتند. آنها از ۱۰۲ وعده غذایی عکس گرفتند، تصاویر را در چهار برنامه محبوب ثبت کالری بارگذاری کردند و سپس نتایج هر برنامه را با مقادیر واقعی مقایسه کردند.
هنگیست گفت: «استفاده از وعدههای غذایی تهیهشده در یک آشپزخانه کاملا کنترلشده، این امکان را به ما داد که عملکرد برنامهها را با یک معیار بسیار دقیق مقایسه کنیم؛ مقایسهای که پیش از این در چنین سطحی انجام نشده بود.»
برنامهها کالری و چربی را کمتر از مقدار واقعی برآورد کردند
نتایج نشان داد هر چهار برنامه، میزان کالری وعدههای غذایی را بهطور قابل توجهی کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند. اختلاف میان برآورد برنامهها و مقدار واقعی، به طور متوسط بین ۲۵۰ تا ۳۴۵ کالری در هر وعده بود. برآورد میزان چربی نیز با خطای قابل توجهی همراه بود؛ بهطوری که این برنامهها به طور متوسط میزان چربی را حدود ۳۰ گرم کمتر از مقدار واقعی ثبت کردند.
چگونه کالری دریافتی را دقیقتر ثبت کنیم؟
اگر برای کنترل وزن، مدیریت یک بیماری، تمرینات ورزشی یا اطمینان از دریافت پروتئین کافی، کالری مصرفی خود را ثبت میکنید، متخصصان توصیه میکنند برای افزایش دقت این روند چند نکته را در نظر داشته باشید:به جای حدس زدن، مواد غذایی را وزن کنید. دقت ترازوی آشپزخانه یا پیمانههای اندازهگیری بسیار بیشتر از تخمین چشمی است.برآورد هوش مصنوعی را نقطه شروع بدانید، نه پاسخ نهایی.
استفاده از برنامههای مبتنی بر عکس آسان است، اما آنها در مورد غذاهای ترکیبی یا وعدههای رستورانی همیشه دقیق نیستند.روغنها، سسها و چاشنیها را فراموش نکنید. روغن زیتون، کره، سس سالاد، سس مایونز و سایر چاشنیها کالری قابل توجهی به غذا اضافه میکنند.
اگر غذا را خودتان میپزید، مجموع کالری مواد اولیه را محاسبه و آن را بر تعداد وعدهها تقسیم کنید تا برآورد دقیقتری داشته باشید.به جای وسواس روی اعداد، ثبات داشته باشید. هیچ روش ثبت کالری کاملا بینقص نیست. ثبت منظم وعدههای غذایی در طول زمان معمولا از تلاش برای محاسبه دقیق تکتک کالریها مفیدتر است.به احساس گرسنگی و سیری خود نیز توجه کنید.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo
Brittany Anas @ Yahoo
Brittany Anas is a travel and lifestyle writer based in Denver, Colorado and a leading expert on travel trends. From hiking through Japan and hot air ballooning over Cappadocia to climbing a via ferrata route in Ouray, Colorado, she's always up for an adventure.…
❤1
💢پژوهش : افرادی که الکل مینوشند، باکتریهای مضر بیشتری در دهان خود دارند
دندانپزشکها میگویند مصرف الکل میتواند باکتریهای دهان را از حالت تعادل خارج کند.
نتایج یک پژوهش جدید نشان داد افرادی که بیشتر الکل مینوشند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نیستند، تقریباً ۱۰ باکتری دهانی اضافی دارند که برخی از آنها باعث ابتلا به بیماری لثه میشوند.
این یافتهها که اخیراً در کنفرانس تغذیه ۲۰۲۶ ارائه شدهاند، از این حکایت دارند که نوشیدنیهای الکلی بیش از آنچه که فکرش را میکنید در سلامت دهان و حتی خطرات مرتبط با آن دخیل هستند.
آرتور گلاسمن، دندانپزشک زیبایی ساکن بورلیهیلز کالیفرنیا، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «دهان یک زیستبوم پویاست که از صدها باکتری تشکیل شده و این باکتریها بهطور مداوم با یکدیگر و با سیستم ایمنی بدن در تعامل هستند.»گلاسمن افزود: «سلامتی در وجود یا عدم وجود باکتریها خلاصه نمیشود، بلکه به تعادل میان آنها بستگی دارد.»
الکل به افزایش باکتریهای مرتبط با بیماری لثه دامن می زند
پژوهشگران از پرسشنامه برای بررسی عادت نوشیدن داوطلبان استفاده کردند و از میکروبیوم دهان آنها نمونه گرفتند. نمونهها درنهایت با روش تعیین توالی ژنتیکی بررسی شدند.الکل در مقایسه با چای، قهوه و نوشیدنیهای شیرین باعث تغییر تنوع و ترکیب باکتریهای دهان میشود.
افرادی که بیش از همه الکل مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نبودند، حدود ۱۰ باکتری اضافی داشتند.افرادی که در مصرف الکل زیادهروی میکردند، حامل دو باکتری مگاسفرا و پپتواسترپتوکوکوس بودند که با بیماری لثه ارتباط دارند. با اینحال، احتمال وجود باکتری لاوتروپیا در این افراد کمتر بود. این باکتری معمولاً در دهانهای سالم یافت میشود و در افرادی که مشکلات دندانی دارند حضور کمرنگتری دارد.
استیو ماسکرین، دندانپزشک مرکز دندانپزشکی هالتون ویلج در تورنتو، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «افزایش گونههای باکتریایی ممکن است نشانه خطر بیشتر ابتلا به بیماری لثه باشد، اما این نکته را باید در کنار سایر عوامل در نظر گرفت.»
او افزود که این عوامل شامل بهداشت نامناسب دهان، سیگار، دیابت، سایر بیماریهای لثه و مراقبت ناکافی از دندانها میشود.ماسکرین تأکید کرد که بیماری لثه در واکنش به التهاب رخ میدهد و عامل بیماریزای خاصی ندارد، بلکه نتیجه تعامل باکتریهای مختلف است.
آمبرین فاطیما، دندانپزشک ساکن مارلبرو در ماساچوست، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «پپتواسترپتوکوکوس در بین دندانپزشکها معروف است. این باکتری در شکافهای عمیق لثه و دندانهای عفونی یافت میشود و از قدیم به بیماری لثه نسبت داده شده است.»
او افزود که مگاسفرا نام جدید و کمتر شناختهشدهای است، اما کشف آن بهمنزله وجود یک عامل بیماریزای جدید نیست.مصرف الکل با ایجاد کمآبی، افزایش اسیدیته دهان، تقویت باکتریهای مضر و تضعیف سیستم دفاع طبیعی دهان، محیط دهان را دستخوش تغییر میکند.
فاطیما هشدار داد که نوشیدن الکل قبل از خواب باید بیش از همه مورد توجه قرار بگیرد، زیرا الکل دهان را خشک میکند و بزاق- که جزو سیستم دفاعی طبیعی دهان است- هم به شستوشوی دهان و خنثی کردن اسیدها کمک میکند.
فاطیما گفت: «شراب و بیشتر نوشیدنیهای ترکیبی علاوه بر اسیدیته بالا از قند زیادی هم برخوردارند. هربار میبینم بیمار با فرسایش مینای دندان و خشکی مداوم دهان روبهروست، درنهایت متوجه میشوم که شبها قبل از خواب یک یا دو لیوان نوشیدنی الکلی مصرف میکرده است.»
سلامت دهان تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار دارد
این پژوهش از ارتباط مصرف الکل و تغییرات باکتریایی دهان حکایت دارد، اما ثابت نمیکند که الکل عامل این تغییر بوده است. این نکته حائز اهمیت است، زیرا افرادی که زیاد الکل مینوشند، معمولاً بیشتر سیگار میکشند و کمتر مسواک میزنند که بهنوبهخود بر سلامت دهان اثر میگذارد.پژوهشگران افزودند که مصرف الکل فقط دلیل بخش کوچکی از تغییرات میکروبیوم دهان بوده است، اما در مقایسه با سایر نوشیدنیهای بررسیشده بیشترین تأثیر را داشته است.سایر نوشیدنیها تأثیر بسیار ناچیزی داشتند یا بیاثر بودند.
پژوهشهای قبلی از فواید چای و قهوه تلخ میگویند. این نوشیدنیها حاوی ترکیباتی هستند که با باکتریهای عامل پوسیدگی مقابله میکنند و به میکروبیوم دهان تنوع میبخشند.گلاسمن گفت: «تعادل باکتریهای دهان بهتدریج و در واکنش به رژیم غذایی، خواب، دارو و استرس دستخوش تغییر میشود.
اگر عدم تعادل میکروبیوم دهان پابرجا بماند، در بلندمدت دچار التهاب مزمن خواهید شد و خطر بیماری لثه و بروز مشکلات سلامتی در دیگر نقاط بدن افزایش مییابد.»
🆔@ScientificDialectics
دندانپزشکها میگویند مصرف الکل میتواند باکتریهای دهان را از حالت تعادل خارج کند.
نتایج یک پژوهش جدید نشان داد افرادی که بیشتر الکل مینوشند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نیستند، تقریباً ۱۰ باکتری دهانی اضافی دارند که برخی از آنها باعث ابتلا به بیماری لثه میشوند.
این یافتهها که اخیراً در کنفرانس تغذیه ۲۰۲۶ ارائه شدهاند، از این حکایت دارند که نوشیدنیهای الکلی بیش از آنچه که فکرش را میکنید در سلامت دهان و حتی خطرات مرتبط با آن دخیل هستند.
آرتور گلاسمن، دندانپزشک زیبایی ساکن بورلیهیلز کالیفرنیا، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «دهان یک زیستبوم پویاست که از صدها باکتری تشکیل شده و این باکتریها بهطور مداوم با یکدیگر و با سیستم ایمنی بدن در تعامل هستند.»گلاسمن افزود: «سلامتی در وجود یا عدم وجود باکتریها خلاصه نمیشود، بلکه به تعادل میان آنها بستگی دارد.»
الکل به افزایش باکتریهای مرتبط با بیماری لثه دامن می زند
پژوهشگران از پرسشنامه برای بررسی عادت نوشیدن داوطلبان استفاده کردند و از میکروبیوم دهان آنها نمونه گرفتند. نمونهها درنهایت با روش تعیین توالی ژنتیکی بررسی شدند.الکل در مقایسه با چای، قهوه و نوشیدنیهای شیرین باعث تغییر تنوع و ترکیب باکتریهای دهان میشود.
افرادی که بیش از همه الکل مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نبودند، حدود ۱۰ باکتری اضافی داشتند.افرادی که در مصرف الکل زیادهروی میکردند، حامل دو باکتری مگاسفرا و پپتواسترپتوکوکوس بودند که با بیماری لثه ارتباط دارند. با اینحال، احتمال وجود باکتری لاوتروپیا در این افراد کمتر بود. این باکتری معمولاً در دهانهای سالم یافت میشود و در افرادی که مشکلات دندانی دارند حضور کمرنگتری دارد.
استیو ماسکرین، دندانپزشک مرکز دندانپزشکی هالتون ویلج در تورنتو، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «افزایش گونههای باکتریایی ممکن است نشانه خطر بیشتر ابتلا به بیماری لثه باشد، اما این نکته را باید در کنار سایر عوامل در نظر گرفت.»
او افزود که این عوامل شامل بهداشت نامناسب دهان، سیگار، دیابت، سایر بیماریهای لثه و مراقبت ناکافی از دندانها میشود.ماسکرین تأکید کرد که بیماری لثه در واکنش به التهاب رخ میدهد و عامل بیماریزای خاصی ندارد، بلکه نتیجه تعامل باکتریهای مختلف است.
آمبرین فاطیما، دندانپزشک ساکن مارلبرو در ماساچوست، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «پپتواسترپتوکوکوس در بین دندانپزشکها معروف است. این باکتری در شکافهای عمیق لثه و دندانهای عفونی یافت میشود و از قدیم به بیماری لثه نسبت داده شده است.»
او افزود که مگاسفرا نام جدید و کمتر شناختهشدهای است، اما کشف آن بهمنزله وجود یک عامل بیماریزای جدید نیست.مصرف الکل با ایجاد کمآبی، افزایش اسیدیته دهان، تقویت باکتریهای مضر و تضعیف سیستم دفاع طبیعی دهان، محیط دهان را دستخوش تغییر میکند.
فاطیما هشدار داد که نوشیدن الکل قبل از خواب باید بیش از همه مورد توجه قرار بگیرد، زیرا الکل دهان را خشک میکند و بزاق- که جزو سیستم دفاعی طبیعی دهان است- هم به شستوشوی دهان و خنثی کردن اسیدها کمک میکند.
فاطیما گفت: «شراب و بیشتر نوشیدنیهای ترکیبی علاوه بر اسیدیته بالا از قند زیادی هم برخوردارند. هربار میبینم بیمار با فرسایش مینای دندان و خشکی مداوم دهان روبهروست، درنهایت متوجه میشوم که شبها قبل از خواب یک یا دو لیوان نوشیدنی الکلی مصرف میکرده است.»
سلامت دهان تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار دارد
این پژوهش از ارتباط مصرف الکل و تغییرات باکتریایی دهان حکایت دارد، اما ثابت نمیکند که الکل عامل این تغییر بوده است. این نکته حائز اهمیت است، زیرا افرادی که زیاد الکل مینوشند، معمولاً بیشتر سیگار میکشند و کمتر مسواک میزنند که بهنوبهخود بر سلامت دهان اثر میگذارد.پژوهشگران افزودند که مصرف الکل فقط دلیل بخش کوچکی از تغییرات میکروبیوم دهان بوده است، اما در مقایسه با سایر نوشیدنیهای بررسیشده بیشترین تأثیر را داشته است.سایر نوشیدنیها تأثیر بسیار ناچیزی داشتند یا بیاثر بودند.
پژوهشهای قبلی از فواید چای و قهوه تلخ میگویند. این نوشیدنیها حاوی ترکیباتی هستند که با باکتریهای عامل پوسیدگی مقابله میکنند و به میکروبیوم دهان تنوع میبخشند.گلاسمن گفت: «تعادل باکتریهای دهان بهتدریج و در واکنش به رژیم غذایی، خواب، دارو و استرس دستخوش تغییر میشود.
اگر عدم تعادل میکروبیوم دهان پابرجا بماند، در بلندمدت دچار التهاب مزمن خواهید شد و خطر بیماری لثه و بروز مشکلات سلامتی در دیگر نقاط بدن افزایش مییابد.»
🆔@ScientificDialectics
❤4👍1
💢دمای جنوبگان به منفی ۸۴.۱ درجه سانتیگراد رسید
در حالی که بخش بزرگی از نیمکره شمالی با موجهای شدید گرما دستوپنجه نرم میکند، دمای هوای ایستگاه تحقیقاتی کنکوردیا در قلب جنوبگان به منفی ۸۴.۱ درجه سانتیگراد (منفی ۱۱۹.۴ درجه فارنهایت) رسید. رکوردی که پایینترین دمای ثبتشده روی زمین از سال ۲۰۱۲ تاکنون محسوب میشود. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که چنین سرمای شدیدی با روند گرمایش جهانی تناقضی ندارد.
در میانه تابستان نیمکره شمالی، جنوبگان در سرمای زمستانی فرو رفته است. دمای هوا در ایستگاه تحقیقاتی کنکوردیا (Concordia) واقع در بخش داخلی جنوبگان، ۲۷ تیر ۱۴۰۵ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶) دو بار به منفی ۱۱۹.۴ درجه فارنهایت، معادل منفی ۸۴.۱ درجه سانتیگراد رسید که پایینترین دمای ثبتشده روی زمین در بیش از یک دهه گذشته است.
این دما نخستینبار ساعت ۶:۲۵ صبح و بار دیگر تنها ۹ دقیقه بعد، در ۶:۳۴ صبح ثبت شد.
ایستگاه کنکوردیا که توسط برنامه ملی تحقیقات جنوبگان ایتالیا و مؤسسه قطبی پل-امیل ویکتور فرانسه اداره میشود، بر روی لایهای یخی به ضخامت حدود ۳۳۰۰ متر در فلات جنوبگان قرار گرفته و بیش از ۹۶۰ کیلومتر با نزدیکترین خط ساحلی فاصله دارد.
این ایستگاه پیشتر نیز در سال ۲۰۱۰ پایینترین دمای تاریخ خود، یعنی منفی ۱۲۰.۵ درجه فارنهایت (حدود منفی ۸۵.۸ درجه سانتیگراد) را ثبت کرده بود.
دانشمندان مستقر در کنکوردیا به دماهای بسیار پایین عادت دارند و دمای منفی ۸۰ درجه سانتیگراد برای آنها چندان غیرمعمول نیست. با این حال، گابریله کاروگاتی، شیمیدان جو و یخچالشناس و رئیس این ایستگاه، ثبت دمای اخیر را «قابل توجه» توصیف کرده و گفته است این رخداد نشان میدهد آبوهوای جنوبگان همچنان میتواند نوسانات چشمگیری داشته باشد.
با وجود چنین رکوردی، پژوهشگران تأکید میکنند این رخداد نشانهای از توقف یا معکوس شدن روند گرمایش جهانی نیست. به گفته کاروگاتی، تغییرات اقلیمی به روندهای بلندمدت جهانی اشاره دارد، در حالی که رویدادهای جوی کوتاهمدت همچنان میتوانند باعث وقوع سرمای استثنایی شوند.
او توضیح میدهد جنوبگان تحت تأثیر فرآیندهای پیچیده جوی قرار دارد و ثبت دمای بسیار پایین در یک نقطه، با افزایش میانگین دمای کره زمین تناقضی ندارد. در سالهای اخیر، گرمایش جهانی که عمدتاً ناشی از فعالیتهای انسانی است، موجب ذوب یخهای جنوبگان و گرمتر شدن آبهای اقیانوس جنوبی شده است؛ تغییراتی که گونههایی مانند کریلهای جنوبگان، پنگوئنها و فکهای خزدار جنوبگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
کمترین دمای ثبتشده در تاریخ زمین همچنان متعلق به ایستگاه هواشناسی وستوک روسیه در شرق جنوبگان است؛ جایی که ۳۰ تیر ۱۳۶۲ (۲۱ ژوئیه ۱۹۸۳) دمای منفی ۱۲۸.۶ درجه فارنهایت، معادل منفی ۸۹.۲ درجه سانتیگراد، اندازهگیری شد.
نکته جالب اینکه ثبت این سرمای کمسابقه تنها چند هفته پس از رخدادی کاملاً متفاوت اتفاق افتاد. پایگاه اسپرانزا متعلق به آرژانتین در شبهجزیره جنوبگان، ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ (۶ ژوئن ۲۰۲۶) دمای ۵۹.۷ درجه فارنهایت، معادل ۱۵.۴ درجه سانتیگراد، را ثبت کرد که بالاترین دمای زمستانی ثبتشده در این منطقه محسوب میشود.
این دمای غیرمعمول در جریان یک موج گرمای طولانیمدت ثبت شد؛ دورهای که طی آن دما به مدت سه هفته متوالی بالاتر از نقطه انجماد باقی ماند.
رائول کوردرو، اقلیمشناس دانشگاه خرونینگن هلند، در واکنش به این رخداد گفته بود: «این وضعیت واقعاً باورنکردنی است. دمای ثبتشده حدود ۲۰ درجه سانتیگراد بالاتر از مقدار معمول این زمان از سال بود و چنین اختلافی یک ناهنجاری بسیار بزرگ محسوب میشود.»
این نوسانات شدید دمایی همزمان با وقوع موجهای گرمای بیسابقه، خشکسالی و آتشسوزیهای گسترده در بخشهایی از آمریکای شمالی و اروپا رخ داده است؛ پدیدههایی که دانشمندان آنها را با تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی مرتبط میدانند.
یوهان راکستروم، مدیر مؤسسه پژوهشهای تأثیرات اقلیمی پوتسدام آلمان، هشدار داده است: «سال ۲۰۲۶ تنها آغاز ماجراست. شرایط بهطور اجتنابناپذیر بدتر خواهد شد و این روند آنقدر ادامه پیدا میکند که ممکن است از توانایی بشر برای سازگاری با آن فراتر رود.»
https://www.smithsonianmag.com/smart-news/antarctic-interior-hits-119-4-degrees-fahrenheit-earths-lowest-recorded-temperature-in-more-than-a-decade-180989231/
🆔@ScientificDialectics
در حالی که بخش بزرگی از نیمکره شمالی با موجهای شدید گرما دستوپنجه نرم میکند، دمای هوای ایستگاه تحقیقاتی کنکوردیا در قلب جنوبگان به منفی ۸۴.۱ درجه سانتیگراد (منفی ۱۱۹.۴ درجه فارنهایت) رسید. رکوردی که پایینترین دمای ثبتشده روی زمین از سال ۲۰۱۲ تاکنون محسوب میشود. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که چنین سرمای شدیدی با روند گرمایش جهانی تناقضی ندارد.
در میانه تابستان نیمکره شمالی، جنوبگان در سرمای زمستانی فرو رفته است. دمای هوا در ایستگاه تحقیقاتی کنکوردیا (Concordia) واقع در بخش داخلی جنوبگان، ۲۷ تیر ۱۴۰۵ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶) دو بار به منفی ۱۱۹.۴ درجه فارنهایت، معادل منفی ۸۴.۱ درجه سانتیگراد رسید که پایینترین دمای ثبتشده روی زمین در بیش از یک دهه گذشته است.
این دما نخستینبار ساعت ۶:۲۵ صبح و بار دیگر تنها ۹ دقیقه بعد، در ۶:۳۴ صبح ثبت شد.
ایستگاه کنکوردیا که توسط برنامه ملی تحقیقات جنوبگان ایتالیا و مؤسسه قطبی پل-امیل ویکتور فرانسه اداره میشود، بر روی لایهای یخی به ضخامت حدود ۳۳۰۰ متر در فلات جنوبگان قرار گرفته و بیش از ۹۶۰ کیلومتر با نزدیکترین خط ساحلی فاصله دارد.
این ایستگاه پیشتر نیز در سال ۲۰۱۰ پایینترین دمای تاریخ خود، یعنی منفی ۱۲۰.۵ درجه فارنهایت (حدود منفی ۸۵.۸ درجه سانتیگراد) را ثبت کرده بود.
دانشمندان مستقر در کنکوردیا به دماهای بسیار پایین عادت دارند و دمای منفی ۸۰ درجه سانتیگراد برای آنها چندان غیرمعمول نیست. با این حال، گابریله کاروگاتی، شیمیدان جو و یخچالشناس و رئیس این ایستگاه، ثبت دمای اخیر را «قابل توجه» توصیف کرده و گفته است این رخداد نشان میدهد آبوهوای جنوبگان همچنان میتواند نوسانات چشمگیری داشته باشد.
با وجود چنین رکوردی، پژوهشگران تأکید میکنند این رخداد نشانهای از توقف یا معکوس شدن روند گرمایش جهانی نیست. به گفته کاروگاتی، تغییرات اقلیمی به روندهای بلندمدت جهانی اشاره دارد، در حالی که رویدادهای جوی کوتاهمدت همچنان میتوانند باعث وقوع سرمای استثنایی شوند.
او توضیح میدهد جنوبگان تحت تأثیر فرآیندهای پیچیده جوی قرار دارد و ثبت دمای بسیار پایین در یک نقطه، با افزایش میانگین دمای کره زمین تناقضی ندارد. در سالهای اخیر، گرمایش جهانی که عمدتاً ناشی از فعالیتهای انسانی است، موجب ذوب یخهای جنوبگان و گرمتر شدن آبهای اقیانوس جنوبی شده است؛ تغییراتی که گونههایی مانند کریلهای جنوبگان، پنگوئنها و فکهای خزدار جنوبگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
کمترین دمای ثبتشده در تاریخ زمین همچنان متعلق به ایستگاه هواشناسی وستوک روسیه در شرق جنوبگان است؛ جایی که ۳۰ تیر ۱۳۶۲ (۲۱ ژوئیه ۱۹۸۳) دمای منفی ۱۲۸.۶ درجه فارنهایت، معادل منفی ۸۹.۲ درجه سانتیگراد، اندازهگیری شد.
نکته جالب اینکه ثبت این سرمای کمسابقه تنها چند هفته پس از رخدادی کاملاً متفاوت اتفاق افتاد. پایگاه اسپرانزا متعلق به آرژانتین در شبهجزیره جنوبگان، ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ (۶ ژوئن ۲۰۲۶) دمای ۵۹.۷ درجه فارنهایت، معادل ۱۵.۴ درجه سانتیگراد، را ثبت کرد که بالاترین دمای زمستانی ثبتشده در این منطقه محسوب میشود.
این دمای غیرمعمول در جریان یک موج گرمای طولانیمدت ثبت شد؛ دورهای که طی آن دما به مدت سه هفته متوالی بالاتر از نقطه انجماد باقی ماند.
رائول کوردرو، اقلیمشناس دانشگاه خرونینگن هلند، در واکنش به این رخداد گفته بود: «این وضعیت واقعاً باورنکردنی است. دمای ثبتشده حدود ۲۰ درجه سانتیگراد بالاتر از مقدار معمول این زمان از سال بود و چنین اختلافی یک ناهنجاری بسیار بزرگ محسوب میشود.»
این نوسانات شدید دمایی همزمان با وقوع موجهای گرمای بیسابقه، خشکسالی و آتشسوزیهای گسترده در بخشهایی از آمریکای شمالی و اروپا رخ داده است؛ پدیدههایی که دانشمندان آنها را با تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی مرتبط میدانند.
یوهان راکستروم، مدیر مؤسسه پژوهشهای تأثیرات اقلیمی پوتسدام آلمان، هشدار داده است: «سال ۲۰۲۶ تنها آغاز ماجراست. شرایط بهطور اجتنابناپذیر بدتر خواهد شد و این روند آنقدر ادامه پیدا میکند که ممکن است از توانایی بشر برای سازگاری با آن فراتر رود.»
https://www.smithsonianmag.com/smart-news/antarctic-interior-hits-119-4-degrees-fahrenheit-earths-lowest-recorded-temperature-in-more-than-a-decade-180989231/
🆔@ScientificDialectics
Smithsonian Magazine
Antarctic Interior Hits Minus 119.4 Degrees Fahrenheit, Earth's Lowest Recorded Temperature in More Than a Decade
The record-setting cold at the Concordia research station comes just weeks after another part of the southernmost continent experienced the opposite extreme, with winter temperatures climbing to unprecedented highs
❤9
💢بیش از ۱۰ نوع منیزیم وجود دارد؛ هرکدام برای چه مشکلی مناسب است؟
برای بهبود خواب، رفع یبوست، سلامت روان، سلامت قلب و پوکی استخوان انواع متفاوتی از منیزیم کاربرد دارند.
منیزیم در بیش از ۳۰۰ فرایند حیاتی بدن نقش دارد، از تولید انرژی و عملکرد عضلات و اعصاب گرفته تا تنظیم قند و فشار خون و حفظ سلامت استخوانها. بهترین راه تامین این ماده معدنی، مصرف مواد غذایی سرشار از منیزیم مانند سبزیهای برگسبز، مغزها، حبوبات و غلات کامل است، اما از آنجا که بررسیها نشان میدهد نزدیک به نیمی از افراد منیزیم کافی دریافت نمیکنند، مکملها نیز میتوانند به جبران این کمبود کمک کنند.
با این حال، نوع مکمل باید بر اساس هدف مصرف انتخاب شود، زیرا هر ترکیب ویژگیها و کاربردهای متفاوتی دارد.به نوشته ایتینگول، برای افزایش دریافت روزانه منیزیم، منیزیم کلرید یکی از گزینههای مناسب به شمار میرود، زیرا بهخوبی جذب میشود و معمولا برای دستگاه گوارش قابل تحمل است.
متخصصان مصرف روزانه ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیگرم را برای شروع مناسب میدانند، هرچند مقدار دقیق باید با توجه به شرایط فرد و نظر پزشک تعیین شود.
خواب
منیزیم در تنظیم خواب نیز نقش دارد و پژوهشها نشان دادهاند افرادی که منیزیم بیشتری مصرف میکنند، معمولا خواب باکیفیتتری دارند. این اثر بهدلیل نقش منیزیم در تنظیم انتقالدهندههای عصبی و افزایش آرامش بدن است. برای بهبود خواب، منیزیم گلیسینات از سایر انواع مناسبتر است، زیرا گلیسین نیز میتواند کیفیت خواب و هوشیاری در روز را بهبود بخشد. نوع دیگری به نام منیزیم ال ترئونات نیز ممکن است برای خواب و عملکرد مغز مفید باشد، زیرا برخلاف بسیاری از انواع دیگر میتواند از سد خونی-مغزی عبور کند، اما شواهد علمی درباره اثربخشی آن هنوز محدود است و معمولا قیمت بالاتری دارد.
یبوست
یکی از شناختهشدهترین کاربردهای منیزیم، درمان یبوست است. منیزیم با جذب آب به روده، مدفوع را نرمتر و حرکت روده را تسهیل میکند. در این مورد، منیزیم اکسید رایجترین نوع مورد استفاده است، اما ممکن است در برخی افراد باعث اسهال یا احساس ناراحتی در ناحیه شکم شود. انجمن متخصصان گوارش آمریکا معمولا مصرف ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیگرم در روز را بهعنوان نقطه شروع توصیه میکند و دوز مصرفی بر اساس پاسخ بدن تنظیم میشود.
سلامت روان
پژوهشها همچنین نشان میدهد منیزیم میتواند بر سلامت روان اثر بگذارد، زیرا در تنظیم انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین و دوپامین نقش دارد، موادی که در خلقوخو موثرند. برخی بررسیها کمبود منیزیم را با علائم افسردگی مرتبط دانستهاند، اما هنوز مشخص نیست کدام نوع مکمل بیشترین تاثیر را دارد. در تحقیقات، از انواع مختلفی مانند سولفات، اکسید، کلرید و آسپارتات استفاده شده و معمولا دوز ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیگرم در روز بررسی شده است.
سلامت قلب
منیزیم همچنین میتواند به سلامت قلب کمک کند. این ماده معدنی با حفظ انعطافپذیری رگهای خونی، کاهش سفتی دیواره عروق و کمک به شل شدن عضلات، در کاهش فشار خون نقش دارد. با این حال، افرادی که داروهای قلبی مصرف میکنند، باید پیش از مصرف مکمل با پزشک مشورت کنند، زیرا احتمال تداخل دارویی وجود دارد. منیزیم گلیسینات و سیترات بهدلیل جذب راحت و عوارض گوارشی کمتر، گزینههای مناسبتری محسوب میشوند، و معمولا میتوان از دوز روزانه ۳۰۰ میلیگرم شروع کرد.
پوکی استخوان
سلامت استخوان نیز به منیزیم وابسته است. این ماده معدنی در تنظیم فرایند ساخت و تجزیه استخوان نقش دارد و بر عملکرد کلسیم و ویتامین د نیز تاثیر میگذارد.
مطالعات نشان دادهاند کمبود منیزیم با کاهش تراکم استخوان و افزایش خطر شکستگیهای ناشی از پوکی استخوان همراه است، در حالی که دریافت کافی این ماده میتواند به حفظ سلامت استخوانها کمک کند.در این مورد، معمولا منیزیم سیترات یا اکسید با دوز حدود ۴۰۰ میلیگرم در روز توصیه میشود.
کارشناسان تاکید میکنند انتخاب مکمل باید بر اساس وضعیت سلامت، هدف درمانی و میزان تحمل فرد باشد. همچنین، توصیه میشود مکملهایی انتخاب شوند که کیفیت آنها را نهادهای مستقل ارزیابی و تایید کرده باشند. هنگام خرید نیز باید به مقدار عنصر منیزیم درجشده روی برچسب توجه کرد، زیرا میزان واقعی منیزیم در مکملهای مختلف یکسان نیست.
متخصصان همچنین توصیه میکنند مصرف مکمل با دوز پایین آغاز شود، زیرا منیزیم میتواند در برخی افراد موجب اسهال، تهوع یا دلدرد شود. به گفته آنها، مکملهای منیزیم درمان همه مشکلات نیستند و شواهد مربوط به تاثیر منیزیم بر خواب، اضطراب و برخی بیماریهای دیگر هنوز قطعی نیست.
بنابراین، اولویت باید با برنامه غذایی غنی از منابع طبیعی منیزیم باشد و در صورت نیاز به مصرف مکمل، نوع آن متناسب با هدف درمانی و با نظر پزشک یا متخصص تغذیه انتخاب شود.
🆔@ScientificDialectics
برای بهبود خواب، رفع یبوست، سلامت روان، سلامت قلب و پوکی استخوان انواع متفاوتی از منیزیم کاربرد دارند.
منیزیم در بیش از ۳۰۰ فرایند حیاتی بدن نقش دارد، از تولید انرژی و عملکرد عضلات و اعصاب گرفته تا تنظیم قند و فشار خون و حفظ سلامت استخوانها. بهترین راه تامین این ماده معدنی، مصرف مواد غذایی سرشار از منیزیم مانند سبزیهای برگسبز، مغزها، حبوبات و غلات کامل است، اما از آنجا که بررسیها نشان میدهد نزدیک به نیمی از افراد منیزیم کافی دریافت نمیکنند، مکملها نیز میتوانند به جبران این کمبود کمک کنند.
با این حال، نوع مکمل باید بر اساس هدف مصرف انتخاب شود، زیرا هر ترکیب ویژگیها و کاربردهای متفاوتی دارد.به نوشته ایتینگول، برای افزایش دریافت روزانه منیزیم، منیزیم کلرید یکی از گزینههای مناسب به شمار میرود، زیرا بهخوبی جذب میشود و معمولا برای دستگاه گوارش قابل تحمل است.
متخصصان مصرف روزانه ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیگرم را برای شروع مناسب میدانند، هرچند مقدار دقیق باید با توجه به شرایط فرد و نظر پزشک تعیین شود.
خواب
منیزیم در تنظیم خواب نیز نقش دارد و پژوهشها نشان دادهاند افرادی که منیزیم بیشتری مصرف میکنند، معمولا خواب باکیفیتتری دارند. این اثر بهدلیل نقش منیزیم در تنظیم انتقالدهندههای عصبی و افزایش آرامش بدن است. برای بهبود خواب، منیزیم گلیسینات از سایر انواع مناسبتر است، زیرا گلیسین نیز میتواند کیفیت خواب و هوشیاری در روز را بهبود بخشد. نوع دیگری به نام منیزیم ال ترئونات نیز ممکن است برای خواب و عملکرد مغز مفید باشد، زیرا برخلاف بسیاری از انواع دیگر میتواند از سد خونی-مغزی عبور کند، اما شواهد علمی درباره اثربخشی آن هنوز محدود است و معمولا قیمت بالاتری دارد.
یبوست
یکی از شناختهشدهترین کاربردهای منیزیم، درمان یبوست است. منیزیم با جذب آب به روده، مدفوع را نرمتر و حرکت روده را تسهیل میکند. در این مورد، منیزیم اکسید رایجترین نوع مورد استفاده است، اما ممکن است در برخی افراد باعث اسهال یا احساس ناراحتی در ناحیه شکم شود. انجمن متخصصان گوارش آمریکا معمولا مصرف ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیگرم در روز را بهعنوان نقطه شروع توصیه میکند و دوز مصرفی بر اساس پاسخ بدن تنظیم میشود.
سلامت روان
پژوهشها همچنین نشان میدهد منیزیم میتواند بر سلامت روان اثر بگذارد، زیرا در تنظیم انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین و دوپامین نقش دارد، موادی که در خلقوخو موثرند. برخی بررسیها کمبود منیزیم را با علائم افسردگی مرتبط دانستهاند، اما هنوز مشخص نیست کدام نوع مکمل بیشترین تاثیر را دارد. در تحقیقات، از انواع مختلفی مانند سولفات، اکسید، کلرید و آسپارتات استفاده شده و معمولا دوز ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیگرم در روز بررسی شده است.
سلامت قلب
منیزیم همچنین میتواند به سلامت قلب کمک کند. این ماده معدنی با حفظ انعطافپذیری رگهای خونی، کاهش سفتی دیواره عروق و کمک به شل شدن عضلات، در کاهش فشار خون نقش دارد. با این حال، افرادی که داروهای قلبی مصرف میکنند، باید پیش از مصرف مکمل با پزشک مشورت کنند، زیرا احتمال تداخل دارویی وجود دارد. منیزیم گلیسینات و سیترات بهدلیل جذب راحت و عوارض گوارشی کمتر، گزینههای مناسبتری محسوب میشوند، و معمولا میتوان از دوز روزانه ۳۰۰ میلیگرم شروع کرد.
پوکی استخوان
سلامت استخوان نیز به منیزیم وابسته است. این ماده معدنی در تنظیم فرایند ساخت و تجزیه استخوان نقش دارد و بر عملکرد کلسیم و ویتامین د نیز تاثیر میگذارد.
مطالعات نشان دادهاند کمبود منیزیم با کاهش تراکم استخوان و افزایش خطر شکستگیهای ناشی از پوکی استخوان همراه است، در حالی که دریافت کافی این ماده میتواند به حفظ سلامت استخوانها کمک کند.در این مورد، معمولا منیزیم سیترات یا اکسید با دوز حدود ۴۰۰ میلیگرم در روز توصیه میشود.
کارشناسان تاکید میکنند انتخاب مکمل باید بر اساس وضعیت سلامت، هدف درمانی و میزان تحمل فرد باشد. همچنین، توصیه میشود مکملهایی انتخاب شوند که کیفیت آنها را نهادهای مستقل ارزیابی و تایید کرده باشند. هنگام خرید نیز باید به مقدار عنصر منیزیم درجشده روی برچسب توجه کرد، زیرا میزان واقعی منیزیم در مکملهای مختلف یکسان نیست.
متخصصان همچنین توصیه میکنند مصرف مکمل با دوز پایین آغاز شود، زیرا منیزیم میتواند در برخی افراد موجب اسهال، تهوع یا دلدرد شود. به گفته آنها، مکملهای منیزیم درمان همه مشکلات نیستند و شواهد مربوط به تاثیر منیزیم بر خواب، اضطراب و برخی بیماریهای دیگر هنوز قطعی نیست.
بنابراین، اولویت باید با برنامه غذایی غنی از منابع طبیعی منیزیم باشد و در صورت نیاز به مصرف مکمل، نوع آن متناسب با هدف درمانی و با نظر پزشک یا متخصص تغذیه انتخاب شود.
🆔@ScientificDialectics
❤4
💢آیا بعد از نوشیدن الکل میتوان استامینوفن مصرف کرد؟
بعد از مصرف نوشیدنی الکلی دچار سردرد شدهاید و از خود میپرسید آیا میتوانید پاراستامول (استامینوفن) مصرف کنید؟ یا در حال حاضر استامینوفن مصرف میکنید و میخواهید بدانید آیا میتوانید الکل هم بنوشید یا نه؟ در ادامه پاسخ تمام پرسشهای شما آمده است.
ترکیب استامینوفن و الکل معمولا توصیه نمیشود. به طور کلی، بهتر است هنگام مصرف هر نوع دارو از نوشیدن الکل خودداری شود. الکل میتواند نحوه جذب، استفاده یا دفع برخی داروها توسط بدن را تغییر دهد.
در مورد داروهایی که حاوی پاراستامول یا استامینوفن است، احتیاط اهمیت بیشتری دارد، زیرا این دارو در کبد متابولیزه میشود. از طرف دیگر، الکل نیز فشار زیادی به همین اندام وارد میکند.در یک فرد سالم، مصرف گهگاه استامینوفن پس از نوشیدن یک یا دو لیوان الکل معمولا عواقب جدی ایجاد نمیکند. اما در صورت مصرف زیاد الکل یا مصرف مکرر استامینوفن، خطر آسیبهای کبدی بهطور قابل توجهی افزایش مییابد.
کدام داروها با الکل سازگار نیستند؟
همانند ترکیب استامینوفن و الکل، داروهای ضدالتهاب مانند ایبوپروفن، کتوپروفن، آسپرین و غیره نیز در صورت مصرف همراه با الکل میتوانند مشکلساز شوند. این ترکیب خطر تحریک معده، زخم معده و حتی خونریزی گوارشی را افزایش میدهد.داروهای ضدانعقاد خون نیز ترکیب مناسبی با الکل ندارند، زیرا الکل میتواند اثر آنها را تغییر داده و خطر خونریزی را افزایش دهد.
داروهای ضداضطراب، داروهای ضدافسردگی و آنتیهیستامینها (داروهای ضدحساسیت) نیز ممکن است در کنار الکل اثرات آرامبخشی بیشتری ایجاد کنند و باعث خوابآلودگی، سرگیجه یا کاهش هوشیاری شدیدتر شوند.
الکل میتواند نحوه جذب، استفاده و دفع داروها در بدن را تغییر دهد. برای مثال ممکن است:جذب برخی داروها را سریعتر یا کندتر کند؛ غلظت بعضی داروها را در خون افزایش دهد؛یا برعکس، اثر دارو را کاهش دهد.
برخی تداخلها خطر مصرف بیش از حد دارو را افزایش میدهند، در حالی که برخی دیگر باعث کاهش اثر مورد انتظار درمان میشوند.الکل همچنین میتواند بعضی عوارض جانبی داروها مانند خوابآلودگی، سرگیجه، تهوع و مشکلات گوارشی را تشدید کند.به همین دلیل، حتی زمانی که تداخل خطرناک مشخصی شناخته نشده باشد، همچنان باید احتیاط کرد.
در صورت مصرف دارو، بهتر است بروشور دارو را با دقت مطالعه کنید و تا حد امکان از مصرف نوشیدنیهای الکلی خودداری کنید.
https://www.buzzrx.com/blog/can-you-drink-alcohol-with-tylenol
🆔@ScientificDialectics
بعد از مصرف نوشیدنی الکلی دچار سردرد شدهاید و از خود میپرسید آیا میتوانید پاراستامول (استامینوفن) مصرف کنید؟ یا در حال حاضر استامینوفن مصرف میکنید و میخواهید بدانید آیا میتوانید الکل هم بنوشید یا نه؟ در ادامه پاسخ تمام پرسشهای شما آمده است.
ترکیب استامینوفن و الکل معمولا توصیه نمیشود. به طور کلی، بهتر است هنگام مصرف هر نوع دارو از نوشیدن الکل خودداری شود. الکل میتواند نحوه جذب، استفاده یا دفع برخی داروها توسط بدن را تغییر دهد.
در مورد داروهایی که حاوی پاراستامول یا استامینوفن است، احتیاط اهمیت بیشتری دارد، زیرا این دارو در کبد متابولیزه میشود. از طرف دیگر، الکل نیز فشار زیادی به همین اندام وارد میکند.در یک فرد سالم، مصرف گهگاه استامینوفن پس از نوشیدن یک یا دو لیوان الکل معمولا عواقب جدی ایجاد نمیکند. اما در صورت مصرف زیاد الکل یا مصرف مکرر استامینوفن، خطر آسیبهای کبدی بهطور قابل توجهی افزایش مییابد.
کدام داروها با الکل سازگار نیستند؟
همانند ترکیب استامینوفن و الکل، داروهای ضدالتهاب مانند ایبوپروفن، کتوپروفن، آسپرین و غیره نیز در صورت مصرف همراه با الکل میتوانند مشکلساز شوند. این ترکیب خطر تحریک معده، زخم معده و حتی خونریزی گوارشی را افزایش میدهد.داروهای ضدانعقاد خون نیز ترکیب مناسبی با الکل ندارند، زیرا الکل میتواند اثر آنها را تغییر داده و خطر خونریزی را افزایش دهد.
داروهای ضداضطراب، داروهای ضدافسردگی و آنتیهیستامینها (داروهای ضدحساسیت) نیز ممکن است در کنار الکل اثرات آرامبخشی بیشتری ایجاد کنند و باعث خوابآلودگی، سرگیجه یا کاهش هوشیاری شدیدتر شوند.
الکل میتواند نحوه جذب، استفاده و دفع داروها در بدن را تغییر دهد. برای مثال ممکن است:جذب برخی داروها را سریعتر یا کندتر کند؛ غلظت بعضی داروها را در خون افزایش دهد؛یا برعکس، اثر دارو را کاهش دهد.
برخی تداخلها خطر مصرف بیش از حد دارو را افزایش میدهند، در حالی که برخی دیگر باعث کاهش اثر مورد انتظار درمان میشوند.الکل همچنین میتواند بعضی عوارض جانبی داروها مانند خوابآلودگی، سرگیجه، تهوع و مشکلات گوارشی را تشدید کند.به همین دلیل، حتی زمانی که تداخل خطرناک مشخصی شناخته نشده باشد، همچنان باید احتیاط کرد.
در صورت مصرف دارو، بهتر است بروشور دارو را با دقت مطالعه کنید و تا حد امکان از مصرف نوشیدنیهای الکلی خودداری کنید.
https://www.buzzrx.com/blog/can-you-drink-alcohol-with-tylenol
🆔@ScientificDialectics
BuzzRx
Is It Safe to Mix Tylenol and Alcohol?
Mixing Tylenol and alcohol can harm your liver. Learn safe timing, risks, and tips to protect your health when taking acetaminophen.
❤6
💢مطالعه: داروهای لاغری خطر شکستگی در بیماران دیابتی را کاهش میدهند
یک مطالعه جدید نشان میدهد داروهای کاهشوزن با ۲۱ درصد کاهش خطر شکستگی در بیماران دیابت نوع ۲ مرتبط هستند و باور افزایش حتمی این خطر با کاهشوزن سریع را بهچالش میکشند.
بر اساس داروهای GLP-1 مانند اوزمپیک ممکن است خطر شکستگیهای شدید استخوان را در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ کاهش دهند، یک مطالعه بزرگ (منبع به زبان انگلیسی) که نگرانیها درباره آسیب احتمالی این داروهای پرفروش به سلامت استخوان را به چالش میکشد.
پژوهشگران دریافتند بیمارانی که مصرف داروهای GLP-1 را آغاز کرده بودند، طی سه سال ۲۱ درصد کمتر از بیماران مشابهی که داروهای DPP-4، یکی دیگر از گروههای دارویی دیابت، دریافت میکردند در معرض شکستگیهای ناشی از شکنندگی استخوان قرار داشتند.
افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ با وجود این که اغلب تراکم استخوانی طبیعی یا حتی بالاتر دارند، در معرض خطر بیشتر شکستگی ناشی از ضربههای کمانرژی مانند افتادن از ارتفاع ایستاده یا پایینتر از آن قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، این وضعیت «ممکن است به دلیل کاهش استحکام استخوان، اختلال در ریزساختار استخوان و افزایش سرعت تحلیل استخوان» باشد.
پژوهشگران پس از تحلیل پروندههای سلامت بیش از ۱۳۳ هزار بزرگسال ۵۰ تا ۹۰ ساله مبتلا به دیابت نوع ۲ در ایالات متحده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ دریافتند کسانی که داروهای GLP-1 مصرف میکردند، بیشترین کاهش را در شکستگیهای مهرهای، با کاهش ۳۲ درصدی، و شکستگیهای لگن یا استخوان ران، با کاهش ۳۰ درصدی، تجربه کردند.
نکته مهم این بود که کاهش خطر شکستگی مستقل از تغییرات وزن بدن و سطح قند خون بود؛ موضوعی که نشان میدهد این داروها ممکن است مستقیما بر خود استخوان اثر بگذارند. این یافتهها در تضاد با نگرانیهای دیرینهای است که میگویند کاهش سریع وزن میتواند با کاهش تراکم استخوان خطر شکستگی را بالا ببرد.
با این حال، پژوهشگران هشدار میدهند این مطالعه ثابت نمیکند این داروها از استخوانها محافظت میکنند. چون این تحقیق به جای کارآزمایی بالینی تصادفیشده بر پروندههای سلامت مشاهدهای تکیه داشت، عوامل دیگری از جمله سطح فعالیت بدنی، قدرت عضلانی و وضعیت اولیه سلامت استخوان ممکن است بر نتایج تاثیر گذاشته باشند.
این مطالعه همچنین هیچ اثر حفاظتی در میان افرادی که بدون ابتلا به دیابت نوع ۲ داروهای GLP-1 مصرف میکردند نشان نداد؛ موضوعی که حاکی از آن است این نتایج ممکن است درباره افرادی که این داروها را صرفا برای کنترل وزن استفاده میکنند صدق نکند.
به گفته نویسندگان مقاله، اکنون به کارآزماییهای بالینی آیندهنگر نیاز است تا مشخص شود آیا کاهش ظاهری خطر شکستگی بیانگر یک اثر زیستی واقعی است و آیا این اثر در درمانهای طولانیمدت نیز دوام دارد یا نه.
🆔@ScientificDialectics
یک مطالعه جدید نشان میدهد داروهای کاهشوزن با ۲۱ درصد کاهش خطر شکستگی در بیماران دیابت نوع ۲ مرتبط هستند و باور افزایش حتمی این خطر با کاهشوزن سریع را بهچالش میکشند.
بر اساس داروهای GLP-1 مانند اوزمپیک ممکن است خطر شکستگیهای شدید استخوان را در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ کاهش دهند، یک مطالعه بزرگ (منبع به زبان انگلیسی) که نگرانیها درباره آسیب احتمالی این داروهای پرفروش به سلامت استخوان را به چالش میکشد.
پژوهشگران دریافتند بیمارانی که مصرف داروهای GLP-1 را آغاز کرده بودند، طی سه سال ۲۱ درصد کمتر از بیماران مشابهی که داروهای DPP-4، یکی دیگر از گروههای دارویی دیابت، دریافت میکردند در معرض شکستگیهای ناشی از شکنندگی استخوان قرار داشتند.
افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ با وجود این که اغلب تراکم استخوانی طبیعی یا حتی بالاتر دارند، در معرض خطر بیشتر شکستگی ناشی از ضربههای کمانرژی مانند افتادن از ارتفاع ایستاده یا پایینتر از آن قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، این وضعیت «ممکن است به دلیل کاهش استحکام استخوان، اختلال در ریزساختار استخوان و افزایش سرعت تحلیل استخوان» باشد.
پژوهشگران پس از تحلیل پروندههای سلامت بیش از ۱۳۳ هزار بزرگسال ۵۰ تا ۹۰ ساله مبتلا به دیابت نوع ۲ در ایالات متحده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ دریافتند کسانی که داروهای GLP-1 مصرف میکردند، بیشترین کاهش را در شکستگیهای مهرهای، با کاهش ۳۲ درصدی، و شکستگیهای لگن یا استخوان ران، با کاهش ۳۰ درصدی، تجربه کردند.
نکته مهم این بود که کاهش خطر شکستگی مستقل از تغییرات وزن بدن و سطح قند خون بود؛ موضوعی که نشان میدهد این داروها ممکن است مستقیما بر خود استخوان اثر بگذارند. این یافتهها در تضاد با نگرانیهای دیرینهای است که میگویند کاهش سریع وزن میتواند با کاهش تراکم استخوان خطر شکستگی را بالا ببرد.
با این حال، پژوهشگران هشدار میدهند این مطالعه ثابت نمیکند این داروها از استخوانها محافظت میکنند. چون این تحقیق به جای کارآزمایی بالینی تصادفیشده بر پروندههای سلامت مشاهدهای تکیه داشت، عوامل دیگری از جمله سطح فعالیت بدنی، قدرت عضلانی و وضعیت اولیه سلامت استخوان ممکن است بر نتایج تاثیر گذاشته باشند.
این مطالعه همچنین هیچ اثر حفاظتی در میان افرادی که بدون ابتلا به دیابت نوع ۲ داروهای GLP-1 مصرف میکردند نشان نداد؛ موضوعی که حاکی از آن است این نتایج ممکن است درباره افرادی که این داروها را صرفا برای کنترل وزن استفاده میکنند صدق نکند.
به گفته نویسندگان مقاله، اکنون به کارآزماییهای بالینی آیندهنگر نیاز است تا مشخص شود آیا کاهش ظاهری خطر شکستگی بیانگر یک اثر زیستی واقعی است و آیا این اثر در درمانهای طولانیمدت نیز دوام دارد یا نه.
🆔@ScientificDialectics
Jamanetwork
GLP-1 RAs and Fragility Fracture Risk in Type 2 Diabetes
This comparative effectiveness study evaluates the association between glucagon-like peptide-1 receptor agonist (GLP-1 RA) initiation and 3-year fragility fracture risk among adults with type 2 diabetes.
❤3
💢«امکانها بیپایان است»؛ یک ژاپنی از شراب، خاک و حتی نان برق تولید میکند
مخترع ژاپنی میگوید: «حتی اگر سهمی کوچک باشد، میخواهم مردم بتوانند با استفاده از خاک اطرافشان برق مورد نیاز خود را تولید کنند.»
در دل تاریکی شب، در میانه دامنه یک تپه در ژاپن، آزمایشگاه تجربی «کوآن» (Ku-An) که ظاهری شبیه یک گلخانه دارد، با برقی روشن شده که از هزار و ۵۰۰ جعبه چوبی پر از خاک و کمپوست تولید میشود.
ساتوشی ناکاگاوا، طراح ژاپنی، سالهاست با تردیدها و انتقادها روبهروست، اما همچنان باور دارد فناوریای که برق مورد نیاز ۸۰۰ چراغ LED را تأمین میکند، میتواند در حل معمای انرژی جهان نقشی داشته باشد. حتی اگر چنین نشود، دستکم منظرهای چشمنواز خلق میکند و مردم را به فکر وامیدارد.
ناکـاگاوا، مدیرعامل شرکت طراحی Tripod Design، در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه (AFP) میگوید: «با نزدیک شدن جمعیت جهان به ۱۰ میلیارد نفر، چالش انرژی به همان اندازه چالش تأمین غذا اهمیت پیدا خواهد کرد.»او که طراح و مهندس محصولات است، میافزاید: «حتی اگر این فقط سهم کوچکی باشد، دوست دارم مردم بتوانند با استفاده از خاک اطراف خودشان برق تولید کنند.»
ناکاگاوای ۷۲ ساله میگوید پیشگام فناوری «جمعآوری ریزتوان» (Micropower Collection یا MPC) بوده است؛ روشی که میتواند مقدار بسیار اندکی جریان برق را از مواد مختلف، از شراب گرفته تا نان باگت، استخراج کند.
این سامانه بر همان اصل پیل ولتایی استوار است؛ نخستین باتری الکتریکی جهان که در سال ۱۷۹۹ توسط آلساندرو ولتا ساخته شد و جریان مستقیم تولید میکرد.در این روش، الکترودهایی از فلزاتی مانند روی و مس در موادی که دارای رطوبت یا یون هستند قرار میگیرند و جریانهای الکتریکی بسیار ضعیف اما پیوستهای از آنها استخراج میشود.
در نزدیکی آزمایشگاه شیشهای کوآن که ناکاگاوا در شهر دورافتاده هیتاچی-اوتا ساخته است، سازه دیگری به نام «لوآن» (Lu-An) قرار دارد که سال گذشته افتتاح شد. این سازه با استفاده از بیش از ۲ هزار استوانه پلاستیکی پرشده از خاک و کمپوست، ۱۰۰ وات برق تولید میکند؛ مقداری که برای راهاندازی یک پلوپز برقی و چند وسیله دیگر کافی است.
ناکـاگاوا میگوید این فناوری میتواند در مناطقی که به شبکه برق دسترسی ندارند، بهویژه پس از وقوع بلایای طبیعی، مورد استفاده قرار گیرد.او همچنین معتقد است این فناوری میتواند انرژی مورد نیاز تجهیزات کممصرف خارج از شبکه را تأمین کند؛ تجهیزاتی مانند حسگرهای تشخیص خسارت آفات به محصولات کشاورزی، سامانههای پایش طغیان رودخانهها، رانش زمین یا حتی سیستمهای هشدار ضدسرقت.
به گفته او، پس از نصب، این فناوری دیاکسید کربن تولید نمیکند و برخلاف انرژیهای تجدیدپذیر دیگری مانند خورشیدی و بادی، به شرایط آبوهوایی وابسته نیست.
یکی از نمونههای آزمایشی این فناوری، دستگاهی موسوم به «گره مستقل» (Stand-alone Node) است؛ نوعی پایانه که با استفاده از خاک تغذیه میشود و میتواند دادهها را به ماهواره ارسال کند.
ناکاگاوا همچنین از این فناوری در آثار هنری استفاده کرده است؛ میلههای انعطافپذیری که در زمین فرو میروند و نوک آنها در تاریکی، مانند کرمهای شبتاب میان علفزار، میدرخشد.با این حال، برخی مهندسان معتقدند هرچند آثار ناکاگاوا از نظر زیباییشناختی جذاب و از نظر فکری الهامبخش هستند، اما سامانه او از نظر عملی کارآمد نیست.
ماسایوکی ناکائو، استاد بازنشسته مهندسی دانشگاه توکیو که سالهاست ناکاگاوا را میشناسد، میگوید: «توان تولیدی این سامانه بهمراتب کمتر از باتریهای معمولی یا حتی باتری خودروهاست.»
او در عین حال تأکید میکند: «اما آنچه در آثار آقای ناکاگاوا قابل توجه است، این است که نوری که تولید میکند توانایی تأثیرگذاری بر احساسات انسان را دارد.
مردم هنگام دیدن این نورها تحت تأثیر قرار میگیرند. این نورها زیبا هستند.»ناکـاگاوا این انتقادها را رد میکند و میگوید مهندسان باید محصولاتی تازه طراحی کنند که از قابلیتهای فناوری MPC بهره ببرند.
او میگوید: «من از همان ابتدا گفتهام که این فناوری، ریزتوان تولید میکند؛ بنابراین باید ببینیم ریزتوان چه کارهایی میتواند انجام دهد.»
او در پایان میافزاید: «باید ترکیب فناوریهای مختلف برداشت انرژی را بخشی اساسی از راهبرد کلی انرژی خود بدانیم. امکانها بیپایان است.»
https://timesofmalta.com/article/watch-engineer-harvests-power-bread-wine-now-soil-japan.1132331
🆔@ScientificDialectics
مخترع ژاپنی میگوید: «حتی اگر سهمی کوچک باشد، میخواهم مردم بتوانند با استفاده از خاک اطرافشان برق مورد نیاز خود را تولید کنند.»
در دل تاریکی شب، در میانه دامنه یک تپه در ژاپن، آزمایشگاه تجربی «کوآن» (Ku-An) که ظاهری شبیه یک گلخانه دارد، با برقی روشن شده که از هزار و ۵۰۰ جعبه چوبی پر از خاک و کمپوست تولید میشود.
ساتوشی ناکاگاوا، طراح ژاپنی، سالهاست با تردیدها و انتقادها روبهروست، اما همچنان باور دارد فناوریای که برق مورد نیاز ۸۰۰ چراغ LED را تأمین میکند، میتواند در حل معمای انرژی جهان نقشی داشته باشد. حتی اگر چنین نشود، دستکم منظرهای چشمنواز خلق میکند و مردم را به فکر وامیدارد.
ناکـاگاوا، مدیرعامل شرکت طراحی Tripod Design، در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه (AFP) میگوید: «با نزدیک شدن جمعیت جهان به ۱۰ میلیارد نفر، چالش انرژی به همان اندازه چالش تأمین غذا اهمیت پیدا خواهد کرد.»او که طراح و مهندس محصولات است، میافزاید: «حتی اگر این فقط سهم کوچکی باشد، دوست دارم مردم بتوانند با استفاده از خاک اطراف خودشان برق تولید کنند.»
ناکاگاوای ۷۲ ساله میگوید پیشگام فناوری «جمعآوری ریزتوان» (Micropower Collection یا MPC) بوده است؛ روشی که میتواند مقدار بسیار اندکی جریان برق را از مواد مختلف، از شراب گرفته تا نان باگت، استخراج کند.
این سامانه بر همان اصل پیل ولتایی استوار است؛ نخستین باتری الکتریکی جهان که در سال ۱۷۹۹ توسط آلساندرو ولتا ساخته شد و جریان مستقیم تولید میکرد.در این روش، الکترودهایی از فلزاتی مانند روی و مس در موادی که دارای رطوبت یا یون هستند قرار میگیرند و جریانهای الکتریکی بسیار ضعیف اما پیوستهای از آنها استخراج میشود.
در نزدیکی آزمایشگاه شیشهای کوآن که ناکاگاوا در شهر دورافتاده هیتاچی-اوتا ساخته است، سازه دیگری به نام «لوآن» (Lu-An) قرار دارد که سال گذشته افتتاح شد. این سازه با استفاده از بیش از ۲ هزار استوانه پلاستیکی پرشده از خاک و کمپوست، ۱۰۰ وات برق تولید میکند؛ مقداری که برای راهاندازی یک پلوپز برقی و چند وسیله دیگر کافی است.
ناکـاگاوا میگوید این فناوری میتواند در مناطقی که به شبکه برق دسترسی ندارند، بهویژه پس از وقوع بلایای طبیعی، مورد استفاده قرار گیرد.او همچنین معتقد است این فناوری میتواند انرژی مورد نیاز تجهیزات کممصرف خارج از شبکه را تأمین کند؛ تجهیزاتی مانند حسگرهای تشخیص خسارت آفات به محصولات کشاورزی، سامانههای پایش طغیان رودخانهها، رانش زمین یا حتی سیستمهای هشدار ضدسرقت.
به گفته او، پس از نصب، این فناوری دیاکسید کربن تولید نمیکند و برخلاف انرژیهای تجدیدپذیر دیگری مانند خورشیدی و بادی، به شرایط آبوهوایی وابسته نیست.
یکی از نمونههای آزمایشی این فناوری، دستگاهی موسوم به «گره مستقل» (Stand-alone Node) است؛ نوعی پایانه که با استفاده از خاک تغذیه میشود و میتواند دادهها را به ماهواره ارسال کند.
ناکاگاوا همچنین از این فناوری در آثار هنری استفاده کرده است؛ میلههای انعطافپذیری که در زمین فرو میروند و نوک آنها در تاریکی، مانند کرمهای شبتاب میان علفزار، میدرخشد.با این حال، برخی مهندسان معتقدند هرچند آثار ناکاگاوا از نظر زیباییشناختی جذاب و از نظر فکری الهامبخش هستند، اما سامانه او از نظر عملی کارآمد نیست.
ماسایوکی ناکائو، استاد بازنشسته مهندسی دانشگاه توکیو که سالهاست ناکاگاوا را میشناسد، میگوید: «توان تولیدی این سامانه بهمراتب کمتر از باتریهای معمولی یا حتی باتری خودروهاست.»
او در عین حال تأکید میکند: «اما آنچه در آثار آقای ناکاگاوا قابل توجه است، این است که نوری که تولید میکند توانایی تأثیرگذاری بر احساسات انسان را دارد.
مردم هنگام دیدن این نورها تحت تأثیر قرار میگیرند. این نورها زیبا هستند.»ناکـاگاوا این انتقادها را رد میکند و میگوید مهندسان باید محصولاتی تازه طراحی کنند که از قابلیتهای فناوری MPC بهره ببرند.
او میگوید: «من از همان ابتدا گفتهام که این فناوری، ریزتوان تولید میکند؛ بنابراین باید ببینیم ریزتوان چه کارهایی میتواند انجام دهد.»
او در پایان میافزاید: «باید ترکیب فناوریهای مختلف برداشت انرژی را بخشی اساسی از راهبرد کلی انرژی خود بدانیم. امکانها بیپایان است.»
https://timesofmalta.com/article/watch-engineer-harvests-power-bread-wine-now-soil-japan.1132331
🆔@ScientificDialectics
Times of Malta
Watch: How an engineer harvests power from bread, wine... and now soil in Japan
Satoshi Nakagawa's technology produces no carbon dioxide and is not weather-dependent
❤8🔥1
💢سرامید یا پپتید؟ کدام برای جوانسازی پوست ضروریتر است؟
این ترکیبات مانند ملات میان سلولهای پوستی عمل میکنندا
سرامیدها و پپتیدها از شناختهشدهترین ترکیبات محصولات مراقبت از پوستــ از پاککننده و سرم گرفته تا مرطوبکنندهــ محسوب میشوند و هر دو نقش مهمی در مراقبت از پوست و کاهش نشانههای پیری ایفا میکنند.
مونـا گوهارا، متخصص پوست و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه ییل میگوید این دو ماده عملکردهای متفاوت اما مکمل دارند و میتوانند همزمان در برنامه مراقبت پوستی استفاده شوند.
سرامید چیست؟
سرامیدها لیپیدهای طبیعیاند که حدود نیمی از سد محافظ پوست را تشکیل میدهند. این ترکیبات مانند ملات میان سلولهای پوستی عمل میکنند، از خروج رطوبت جلوگیری میکنند و مانع نفوذ عوامل محرک میشوند. با افزایش سن، میزان سرامیدها کاهش پیدا میکند و پوست خشکتر، حساستر و آسیبپذیرتر میشود.
به گفته گوهارا، اختلال در سد پوستی میتواند باعث ایجاد ترکهای میکروسکوپی، التهاب، افزایش آسیب ناشی از رادیکالهای آزاد و تشدید علائم پیری، خشکی و عارضههایی مانند اگزما و روزاسه شود. او توصیه میکند از کرمها و لوسیونهایی استفاده شود که علاوه بر سرامید، حاوی کلسترول و اسیدهای چرب نیز باشند.
پپتید چیست؟
پپتیدها زنجیرههای کوتاه اسیدهای آمینه و اجزای سازنده پروتئینهایی مانند کلاژن هستند. این ترکیبات با ارسال پیام به سلولهای فیبروبلاست، تولید کلاژن را تحریک میکنند و بهمرور زمان موجب افزایش استحکام پوست و کاهش خطوط ریز میشوند.
پژوهشها نشان دادهاند پپتیدها و پلیپپتیدها، چه از نوع مصنوعی و چه گیاهی، با افزایش تولید کلاژن ارتباط دارند.
پپتیدها علاوه بر تحریک تولید کلاژن، خواص ترمیمکننده، آنتیاکسیدان و ضدالتهاب دارند و به تقویت سد پوستی کمک میکنند. چهار گروه اصلی پپتیدها عبارتاند از پپتیدهای پیامرسان که تولید کلاژن و الاستین را تحریک میکنند، پپتیدهای حامل که با مواد معدنی مانند مس ترکیب میشوند و از سد پوستی محافظت میکنند، پپتیدهای انتقالدهنده عصبی که بهدلیل ادعای شلسازی عضلات به «بوتاکس در بطری» شهرت پیدا کردهاند، و پپتیدهای مهارکننده آنزیم که از تجزیه کلاژن جلوگیری میکنند.
کدام برای کاهش علائم پیری موثرتر است؟
به گفته گوهارا، هر دو ترکیب برای پوست حساس مناسباند. سرامیدها به ترمیم و تقویت سد پوستی کمک میکنند و پپتیدها نیز در مقایسه با ترکیباتی مانند رتینول، گزینهای ملایمتر برای تحریک تولید کلاژن به شمار میروند.
این متخصص پوست تاکید میکند سرامیدها و پپتیدها هر دو بهطور طبیعی در پوست وجود دارند و با افزایش سن مقدار آنها کاهش پیدا میکند، که باعث افت استحکام و رطوبت و افزایش آسیبپذیری پوست در برابر عوامل محیطی میشود.
سرامیدها بیشتر بر حفظ رطوبت و سلامت سد پوستی تمرکز دارند، در حالی که پپتیدها ساختار پوست را با افزایش تولید کلاژن تقویت میکنند.استفاده همزمان از این دو ترکیب میتواند به رفع مشکل از دست رفتن کلاژن، تضعیف سد پوستی و خشکی پوست کمک کند و معمولا حتی برای پوستهای حساس نیز بهخوبی قابل تحمل است.
به گفته گوهارا، یک روش ساده این است که ابتدا سرم حاوی پپتید استفاده شود و سپس، مرطوبکننده سرشار از سرامید روی پوست قرار گیرد تا رطوبت حفظ و سد محافظ پوست تقویت شود. ترکیب این دو ماده میتواند به داشتن پوستی سالمتر، مرطوبتر، سفتتر و صافتر کمک کند و از میزان خطوط ریز ناشی از افزایش سن بکاهد.
https://health.yahoo.com/your-body/dermatology/articles/ceramides-vs-peptides-dermatologists-explain-120300444.html
🆔@ScientificDialectics
این ترکیبات مانند ملات میان سلولهای پوستی عمل میکنندا
سرامیدها و پپتیدها از شناختهشدهترین ترکیبات محصولات مراقبت از پوستــ از پاککننده و سرم گرفته تا مرطوبکنندهــ محسوب میشوند و هر دو نقش مهمی در مراقبت از پوست و کاهش نشانههای پیری ایفا میکنند.
مونـا گوهارا، متخصص پوست و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه ییل میگوید این دو ماده عملکردهای متفاوت اما مکمل دارند و میتوانند همزمان در برنامه مراقبت پوستی استفاده شوند.
سرامید چیست؟
سرامیدها لیپیدهای طبیعیاند که حدود نیمی از سد محافظ پوست را تشکیل میدهند. این ترکیبات مانند ملات میان سلولهای پوستی عمل میکنند، از خروج رطوبت جلوگیری میکنند و مانع نفوذ عوامل محرک میشوند. با افزایش سن، میزان سرامیدها کاهش پیدا میکند و پوست خشکتر، حساستر و آسیبپذیرتر میشود.
به گفته گوهارا، اختلال در سد پوستی میتواند باعث ایجاد ترکهای میکروسکوپی، التهاب، افزایش آسیب ناشی از رادیکالهای آزاد و تشدید علائم پیری، خشکی و عارضههایی مانند اگزما و روزاسه شود. او توصیه میکند از کرمها و لوسیونهایی استفاده شود که علاوه بر سرامید، حاوی کلسترول و اسیدهای چرب نیز باشند.
پپتید چیست؟
پپتیدها زنجیرههای کوتاه اسیدهای آمینه و اجزای سازنده پروتئینهایی مانند کلاژن هستند. این ترکیبات با ارسال پیام به سلولهای فیبروبلاست، تولید کلاژن را تحریک میکنند و بهمرور زمان موجب افزایش استحکام پوست و کاهش خطوط ریز میشوند.
پژوهشها نشان دادهاند پپتیدها و پلیپپتیدها، چه از نوع مصنوعی و چه گیاهی، با افزایش تولید کلاژن ارتباط دارند.
پپتیدها علاوه بر تحریک تولید کلاژن، خواص ترمیمکننده، آنتیاکسیدان و ضدالتهاب دارند و به تقویت سد پوستی کمک میکنند. چهار گروه اصلی پپتیدها عبارتاند از پپتیدهای پیامرسان که تولید کلاژن و الاستین را تحریک میکنند، پپتیدهای حامل که با مواد معدنی مانند مس ترکیب میشوند و از سد پوستی محافظت میکنند، پپتیدهای انتقالدهنده عصبی که بهدلیل ادعای شلسازی عضلات به «بوتاکس در بطری» شهرت پیدا کردهاند، و پپتیدهای مهارکننده آنزیم که از تجزیه کلاژن جلوگیری میکنند.
کدام برای کاهش علائم پیری موثرتر است؟
به گفته گوهارا، هر دو ترکیب برای پوست حساس مناسباند. سرامیدها به ترمیم و تقویت سد پوستی کمک میکنند و پپتیدها نیز در مقایسه با ترکیباتی مانند رتینول، گزینهای ملایمتر برای تحریک تولید کلاژن به شمار میروند.
این متخصص پوست تاکید میکند سرامیدها و پپتیدها هر دو بهطور طبیعی در پوست وجود دارند و با افزایش سن مقدار آنها کاهش پیدا میکند، که باعث افت استحکام و رطوبت و افزایش آسیبپذیری پوست در برابر عوامل محیطی میشود.
سرامیدها بیشتر بر حفظ رطوبت و سلامت سد پوستی تمرکز دارند، در حالی که پپتیدها ساختار پوست را با افزایش تولید کلاژن تقویت میکنند.استفاده همزمان از این دو ترکیب میتواند به رفع مشکل از دست رفتن کلاژن، تضعیف سد پوستی و خشکی پوست کمک کند و معمولا حتی برای پوستهای حساس نیز بهخوبی قابل تحمل است.
به گفته گوهارا، یک روش ساده این است که ابتدا سرم حاوی پپتید استفاده شود و سپس، مرطوبکننده سرشار از سرامید روی پوست قرار گیرد تا رطوبت حفظ و سد محافظ پوست تقویت شود. ترکیب این دو ماده میتواند به داشتن پوستی سالمتر، مرطوبتر، سفتتر و صافتر کمک کند و از میزان خطوط ریز ناشی از افزایش سن بکاهد.
https://health.yahoo.com/your-body/dermatology/articles/ceramides-vs-peptides-dermatologists-explain-120300444.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Ceramides vs. Peptides: Dermatologists Explain What Mature Skin Really Needs
A dermatologist explains the difference.
👍6👌3
💢شش نشانه که میتواند مسیر زندگی صدساله را هموار کند
زندگی تا ۱۰۰ سالگی فقط به ژن و شانس وابسته نیست؛ پژوهشها و تجربه متخصصان طول عمر نشان میدهد مجموعهای از عادتهای روزمره، از کیفیت خواب و نوع تغذیه گرفته تا روابط اجتماعی و احساس هدفمندی، میتواند با سالمندی بهتر و افزایش کیفیت زندگی ارتباط داشته باشد.
البته هیچ عادتی تضمینکننده رسیدن به ۱۰۰ سالگی نیست، اما برخی الگوها در میان افراد سالمند سالم و کهنسالان موفق بیشتر دیده میشود.
خواب کافی و باکیفیت یکی از عوامل مهم در سلامت عمومی است. متخصصان میگویند خواب ترمیمکننده میتواند به تنظیم خلقوخو، عملکرد حافظه، سلامت سیستم ایمنی و کاهش برخی فرایندهای التهابی کمک کند.
بسیاری از نهادهای سلامت، برای بیشتر بزرگسالان حدود هفت تا هشت ساعت خواب شبانه را توصیه میکنند.رعایت برنامه خواب ثابت، کاهش مصرف کافئین در ساعات پایانی روز، محدود کردن استفاده از صفحهنمایشها پیش از خواب و فعالیت بدنی منظم از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند به بهبود کیفیت خواب کمک کنند.
یکی از ویژگیهای مشترک بسیاری از افراد سالمند سالم، حفظ تحرک در طول زندگی است. به گفته متخصصان سالمندی، فعالیتهایی مانند پیادهروی، شنا، باغبانی، یوگا، تایچی و تمرینات قدرتی میتوانند به حفظ سلامت قلب، قدرت عضلات، تعادل و انعطافپذیری کمک کنند.
نکته مهم این است که فعالیتی انتخاب شود که فرد از آن لذت ببرد؛ زیرا استمرار در یک حرکت ساده روزانه معمولا ارزشمندتر از برنامههای ورزشی سنگینی است که دوام نمیآورند.
ارتباط نزدیک با خانواده، دوستان یا جامعه میتواند یکی از عوامل مرتبط با سلامت در سالهای بالاتر زندگی باشد. مطالعات مختلف نشان دادهاند که انزوای اجتماعی و تنهایی با پیامدهای نامطلوب سلامت ارتباط دارند، در حالی که روابط حمایتی میتوانند به کاهش استرس و افزایش احساس رضایت از زندگی کمک کنند.
یک دیدار هفتگی با دوستان، عضویت در یک گروه اجتماعی یا حتی ارتباط منظم با همسایهها میتواند بخشی از یک سبک زندگی سالم باشد.
کارشناسان طول عمر معمولا بر مصرف بیشتر غذاهای کمفرآوریشده تاکید میکنند؛ یعنی میوهها، سبزیجات، غلات کامل، منابع مناسب پروتئین و آب کافی.
این الگوها با کاهش خطر برخی بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی و دیابت ارتباط دارند.با این حال، هیچ رژیم غذایی واحدی وجود ندارد که برای همه افراد بهترین باشد و نیازهای تغذیهای با توجه به سن، وضعیت سلامت و شرایط فردی متفاوت است.
برخی پژوهشگران حوزه روانشناسی معتقدند داشتن نگرش مثبت، قدردانی و توانایی لذت بردن از تجربههای روزمره میتواند با تابآوری بیشتر در برابر استرس و سلامت روان بهتر همراه باشد.این موضوع به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه میتواند شامل توجه آگاهانه به چیزهای سادهای مانند یک گفتوگوی خوب، طبیعت، یک وعده غذایی لذتبخش یا زمانی آرام در طول روز باشد.
احساس هدفمندی یکی دیگر از ویژگیهایی است که در بسیاری از مطالعات درباره سالمندی سالم دیده میشود. داشتن برنامه، مسئولیت یا فعالیتی معنادار، از کمک داوطلبانه گرفته تا یادگیری مهارتی تازه یا حمایت از دیگران، میتواند به احساس رضایت و انگیزه روزانه کمک کند.متخصصان تاکید میکنند طول عمر تنها به تعداد سالها محدود نیست؛ کیفیت زندگی، استقلال، سلامت جسم و ذهن و داشتن ارتباط با دیگران نیز بخش مهمی از یک زندگی طولانی و سالم است.
https://health.yahoo.com/wellness/healthy-aging/longevity/articles/6-signs-track-live-100-192000819.html
🆔@ScientificDialectics
زندگی تا ۱۰۰ سالگی فقط به ژن و شانس وابسته نیست؛ پژوهشها و تجربه متخصصان طول عمر نشان میدهد مجموعهای از عادتهای روزمره، از کیفیت خواب و نوع تغذیه گرفته تا روابط اجتماعی و احساس هدفمندی، میتواند با سالمندی بهتر و افزایش کیفیت زندگی ارتباط داشته باشد.
البته هیچ عادتی تضمینکننده رسیدن به ۱۰۰ سالگی نیست، اما برخی الگوها در میان افراد سالمند سالم و کهنسالان موفق بیشتر دیده میشود.
خواب کافی و باکیفیت یکی از عوامل مهم در سلامت عمومی است. متخصصان میگویند خواب ترمیمکننده میتواند به تنظیم خلقوخو، عملکرد حافظه، سلامت سیستم ایمنی و کاهش برخی فرایندهای التهابی کمک کند.
بسیاری از نهادهای سلامت، برای بیشتر بزرگسالان حدود هفت تا هشت ساعت خواب شبانه را توصیه میکنند.رعایت برنامه خواب ثابت، کاهش مصرف کافئین در ساعات پایانی روز، محدود کردن استفاده از صفحهنمایشها پیش از خواب و فعالیت بدنی منظم از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند به بهبود کیفیت خواب کمک کنند.
یکی از ویژگیهای مشترک بسیاری از افراد سالمند سالم، حفظ تحرک در طول زندگی است. به گفته متخصصان سالمندی، فعالیتهایی مانند پیادهروی، شنا، باغبانی، یوگا، تایچی و تمرینات قدرتی میتوانند به حفظ سلامت قلب، قدرت عضلات، تعادل و انعطافپذیری کمک کنند.
نکته مهم این است که فعالیتی انتخاب شود که فرد از آن لذت ببرد؛ زیرا استمرار در یک حرکت ساده روزانه معمولا ارزشمندتر از برنامههای ورزشی سنگینی است که دوام نمیآورند.
ارتباط نزدیک با خانواده، دوستان یا جامعه میتواند یکی از عوامل مرتبط با سلامت در سالهای بالاتر زندگی باشد. مطالعات مختلف نشان دادهاند که انزوای اجتماعی و تنهایی با پیامدهای نامطلوب سلامت ارتباط دارند، در حالی که روابط حمایتی میتوانند به کاهش استرس و افزایش احساس رضایت از زندگی کمک کنند.
یک دیدار هفتگی با دوستان، عضویت در یک گروه اجتماعی یا حتی ارتباط منظم با همسایهها میتواند بخشی از یک سبک زندگی سالم باشد.
کارشناسان طول عمر معمولا بر مصرف بیشتر غذاهای کمفرآوریشده تاکید میکنند؛ یعنی میوهها، سبزیجات، غلات کامل، منابع مناسب پروتئین و آب کافی.
این الگوها با کاهش خطر برخی بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی و دیابت ارتباط دارند.با این حال، هیچ رژیم غذایی واحدی وجود ندارد که برای همه افراد بهترین باشد و نیازهای تغذیهای با توجه به سن، وضعیت سلامت و شرایط فردی متفاوت است.
برخی پژوهشگران حوزه روانشناسی معتقدند داشتن نگرش مثبت، قدردانی و توانایی لذت بردن از تجربههای روزمره میتواند با تابآوری بیشتر در برابر استرس و سلامت روان بهتر همراه باشد.این موضوع به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه میتواند شامل توجه آگاهانه به چیزهای سادهای مانند یک گفتوگوی خوب، طبیعت، یک وعده غذایی لذتبخش یا زمانی آرام در طول روز باشد.
احساس هدفمندی یکی دیگر از ویژگیهایی است که در بسیاری از مطالعات درباره سالمندی سالم دیده میشود. داشتن برنامه، مسئولیت یا فعالیتی معنادار، از کمک داوطلبانه گرفته تا یادگیری مهارتی تازه یا حمایت از دیگران، میتواند به احساس رضایت و انگیزه روزانه کمک کند.متخصصان تاکید میکنند طول عمر تنها به تعداد سالها محدود نیست؛ کیفیت زندگی، استقلال، سلامت جسم و ذهن و داشتن ارتباط با دیگران نیز بخش مهمی از یک زندگی طولانی و سالم است.
https://health.yahoo.com/wellness/healthy-aging/longevity/articles/6-signs-track-live-100-192000819.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
6 Signs You’re on Track to Live to 100, According to Longevity Experts
It goes beyond diet and exercise.
❤3👌3
💢ترتیب تولد خواهر و برادر بر سلامت آینده تاثیر دارد
ترتیب تولد فرزندان میتواند بر خطر ابتلا به دهها نوع بیماری، از اوتیسم و آلرژی گرفته تا سومصرف مواد در طول زندگی اثر بگذارد.آیا ترتیب تولد کودکان میتواند خطر ابتلا به برخی اختلالها یا بیماریهای خاص را کم یا زیاد کند؟
یک پژوهش تازه نشان میدهد که ترتیب تولد بیش از آنچه پیشتر تصور میشد با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد.
پژوهشگران دادههای بیش از ۱۰ میلیون نفر را در خانوادههای دوفرزندی بررسی کردند و برای ۱۵۰ بیماری، از اختلالهای روانپزشکی گرفته تا مشکلات گوارشی، ارتباطهای معنادار یافتند.
یافتهها که در مجله Nature Health منتشر شده است نشان میدهد کودکان اول خانواده بیشتر در معرض چالشهای عصبرشدی مانند اوتیسم و بیشفعالی/کمتوجهی و همچنین آلرژیهای مرتبط با سیستم ایمنی قرار دارند.
همچنین مشخص شد احتمال ابتلای آنها به سندرم تورت، یک اختلال دستگاه عصبی که از کودکی آغاز میشود، و نیز اختلال وسواس فکریعملی (OCD)، به اضافه آکنه و آسم، بیشتر است.
در مقابل، خواهر و برادرهای کوچکتر مستعدتر به سوءمصرف مواد، مشکلات گوارشی و برخی بیماریهای عفونی مانند هرپس زوستر بودند.
چرا این تفاوتها؟
نویسندگان مقاله معتقدند ترکیبی از سازوکارهای فیزیولوژیک، ایمنیشناختی و اجتماعی به احتمال زیاد پیوند میان ترتیب تولد و خطر بیماری را توضیح میدهد.
این مطالعه درباره بیماریهای آلرژیک و مربوط به سیستم ایمنی و نیز بیماریهای تنفسی مانند تب یونجه، اگزما و آسم یادآور میشود فرزندان اول با خطر بالاتری روبهرو هستند چون در سالهای نخست زندگی در معرض میکروبهایی قرار نمیگیرند که خواهر و برادرهای کوچکترشان با آنها مواجه میشوند.
از همان سنین پایین، فرزندان کوچکتر با طیف متنوعتری از میکروبهایی که توسط خواهر و برادرهای بزرگتر به خانه آورده میشود مواجه میشوند و این مواجهه زودهنگام برای شکلگیری تنظیم و تحمل سیستم ایمنی حیاتی است.
این پژوهش همچنین نشان داد اثر محافظتی برای فرزندان کوچکتر زمانی قویتر است که فاصله سنی میان آنها کمتر باشد؛ یافتهای که فرضیه انتقال مستقیم میکروبها بین خواهر و برادرها را تقویت میکند.
به گفته این مطالعه، افزایش خطر سوءمصرف مواد در فرزند دوم اغلب به عوامل جامعهشناختی نسبت داده میشود؛ از جمله الگوبرداری از رفتار خواهر یا برادر بزرگتر یا تمایل طبیعی فرزندان بعدی به رفتارهای پرخطر.
https://www.nature.com/articles/s44360-026-00177-z
🆔@ScientificDialectics
ترتیب تولد فرزندان میتواند بر خطر ابتلا به دهها نوع بیماری، از اوتیسم و آلرژی گرفته تا سومصرف مواد در طول زندگی اثر بگذارد.آیا ترتیب تولد کودکان میتواند خطر ابتلا به برخی اختلالها یا بیماریهای خاص را کم یا زیاد کند؟
یک پژوهش تازه نشان میدهد که ترتیب تولد بیش از آنچه پیشتر تصور میشد با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد.
پژوهشگران دادههای بیش از ۱۰ میلیون نفر را در خانوادههای دوفرزندی بررسی کردند و برای ۱۵۰ بیماری، از اختلالهای روانپزشکی گرفته تا مشکلات گوارشی، ارتباطهای معنادار یافتند.
یافتهها که در مجله Nature Health منتشر شده است نشان میدهد کودکان اول خانواده بیشتر در معرض چالشهای عصبرشدی مانند اوتیسم و بیشفعالی/کمتوجهی و همچنین آلرژیهای مرتبط با سیستم ایمنی قرار دارند.
همچنین مشخص شد احتمال ابتلای آنها به سندرم تورت، یک اختلال دستگاه عصبی که از کودکی آغاز میشود، و نیز اختلال وسواس فکریعملی (OCD)، به اضافه آکنه و آسم، بیشتر است.
در مقابل، خواهر و برادرهای کوچکتر مستعدتر به سوءمصرف مواد، مشکلات گوارشی و برخی بیماریهای عفونی مانند هرپس زوستر بودند.
چرا این تفاوتها؟
نویسندگان مقاله معتقدند ترکیبی از سازوکارهای فیزیولوژیک، ایمنیشناختی و اجتماعی به احتمال زیاد پیوند میان ترتیب تولد و خطر بیماری را توضیح میدهد.
این مطالعه درباره بیماریهای آلرژیک و مربوط به سیستم ایمنی و نیز بیماریهای تنفسی مانند تب یونجه، اگزما و آسم یادآور میشود فرزندان اول با خطر بالاتری روبهرو هستند چون در سالهای نخست زندگی در معرض میکروبهایی قرار نمیگیرند که خواهر و برادرهای کوچکترشان با آنها مواجه میشوند.
از همان سنین پایین، فرزندان کوچکتر با طیف متنوعتری از میکروبهایی که توسط خواهر و برادرهای بزرگتر به خانه آورده میشود مواجه میشوند و این مواجهه زودهنگام برای شکلگیری تنظیم و تحمل سیستم ایمنی حیاتی است.
این پژوهش همچنین نشان داد اثر محافظتی برای فرزندان کوچکتر زمانی قویتر است که فاصله سنی میان آنها کمتر باشد؛ یافتهای که فرضیه انتقال مستقیم میکروبها بین خواهر و برادرها را تقویت میکند.
به گفته این مطالعه، افزایش خطر سوءمصرف مواد در فرزند دوم اغلب به عوامل جامعهشناختی نسبت داده میشود؛ از جمله الگوبرداری از رفتار خواهر یا برادر بزرگتر یا تمایل طبیعی فرزندان بعدی به رفتارهای پرخطر.
https://www.nature.com/articles/s44360-026-00177-z
🆔@ScientificDialectics
Nature
Birth order and disease risk across the human phenome
Nature Health - In multiple study designs involving millions of matched individuals, either between or within families, birth order determined differential associations with disease risk across 569...
⚡3❤1
💢تخمین پژوهشگران: در عصر طلایی تنوع زبانی، تا ۷۵ هزار زبان در جهان وجود داشت
نوپژوهشی تازه نشان میدهد تنوع زبانی جهان حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش، با وجود ۲۰ هزار تا ۷۵ هزار زبان، به اوج رسید و سپس با گسترش کشاورزی فشرده و پیدایش دولت-ملتها، از جمله امپراتوریهای روم و یونان، بهسرعت کاهش یافت.
پژوهشگران در مطالعهای که یکم مرداد در نشریه علمی «ساینس» منتشر شد، با استفاده از دادههای جمعیتی و فرضهای متفاوت درباره شیوع بیماریها و تحول جوامع، چند مدل طراحی کردند تا برآورد کنند شمار زبانهای جهان در ۱۲ هزار سال گذشته چگونه تغییر کرده است. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
این پژوهش حاصل همکاری یک گروه بینالمللی از پژوهشگران است که از دانشگاههای هاروارد، تگزاس، ییل و موسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک در آلمان گرد هم آمدند.کلر باورِن، زبانشناس دانشگاه ییل و یکی از پژوهشگران این مطالعه، این دوره را «عصر طلایی تنوع زبانی» توصیف کرد.
یافتههای این پژوهش نظریهای رایج را به چالش میکشد که آغاز بحران انقراض زبانها را به ظهور استعمار در حدود ۵۰۰ سال پیش نسبت میدهد. بر اساس مدل تازه، روند گسترده نابودی زبانها احتمالا بسیار زودتر و با گسترش کشاورزی و شکلگیری حکومتهای بزرگ و متمرکز آغاز شده است.
در حال حاضر حدود ۷۵۰۰ زبان گفتاری یا زبان اشاره در سراسر جهان وجود دارد. نیمی از این زبانها در معرض خطرند و هر سال حدود چهار زبان از میان میروند.
شمار زبانهای باستانی چگونه برآورد شد؟
مطالعه زبانهای باستانی دشوار است، زیرا زبانها بر خلاف بسیاری از پدیدههای کهن ردی از خود بر جای نمیگذارند.
خط نیز تنها در ۶۰۰۰ سال گذشته پدید آمده و در این مدت نیز فقط شماری از زبانها به شکل مکتوب ثبت شدهاند.
پژوهشگران برای برآورد تنوع زبانی در گذشته، ابتدا بیش از ۱۷۰ جامعه شکارچی و گردآورنده معاصر را در سراسر جهان بررسی کردند و ساختار این جوامع را نمونهای مشابه جمعیتهای پیش از پیدایش کشاورزی در نظر گرفتند.
این جوامع معمولا از چند صد تا بیش از ۱۰۰۰ نفر تشکیل میشوند و هر جامعه عمدتا یک زبان مستقل دارد.
پژوهشگران نتیجه گرفتند این نسبتِ یکبهیک احتمالا پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نیز الگوی غالب بوده است.
جمعیت جهان در آن زمان بین چهار میلیون و ۴۰۰ هزار تا هفت میلیون نفر برآورد میشود. بر همین اساس، پژوهشگران تخمین زدند در بازه زمانی مورد نظر احتمالا بین ۴۵۰۰ تا ۶۲۰۰ زبان در جهان وجود داشته است.
این برآورد نقطه آغاز مدل را مشخص کرد: حدود ۵۰۰۰ زبان برای شش میلیون نفر در ۱۲ هزار سال پیش. نقطه پایان نیز وضعیت کنونی بود که در آن، هشت میلیارد نفر به حدود ۷۵۰۰ زبان سخن میگویند.گذار به کشاورزی این معادله را تغییر داد.
افزایش دسترسی به غذا جمعیت جهان و شمار گویشوران هر زبان را بهشدت افزایش داد. تنوع زبانی نیز بیشتر شد، اما سرعت افزایش آن به اندازه رشد جمعیت نبود.
اگر جمعیتی با یک زبان مشترک به دو گروه تقسیم میشد، بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال طول میکشید تا زبان دو گروه به اندازهای تغییر کند که به دو زبان متمایز تبدیل شود.
پژوهشگران با استفاده از این دادهها، چندین سناریو را با فرضهای متفاوت درباره رشد جمعیت، شیوع بیماریها و تحول جوامع شبیهسازی کردند. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
زبانهایی که دیگر حتی نمیتوان تصورشان کرد
یافتههای این مطالعه با نظریه دیگری نیز مغایرت دارد که بیشترین تنوع زبانی را به پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نسبت میدهد.
پژوهشگران تاکید کردند مدل تازه احتمالا به بحثها درباره تاریخ زبانها جهت خواهد داد، اما به اختلافنظرهای موجود پایان نمیدهد.
گروه پژوهشگران قصد دارد در مرحله بعد، تغییر تنوع زبانی را در مناطق مختلف جهان و در بازههای زمانی مشخصتر بررسی کند.
کیارا باربیری، متخصص ژنتیک و پژوهشگر تنوع زبانی در دانشگاه کالیاری ایتالیا، احتمال نابودی دهها هزار زبان در گذر زمان را حیرتانگیز خواند.حتی زبانهای باقیمانده نیز تفاوتهای چشمگیری دارند؛ از وجود یا نبود جنسیت دستوری و حرف تعریف گرفته تا صداهای کلیکی و زیروبمیهایی که حامل معنا هستند، اما گویشورانِ غیربومی گاه حتی قادر به تشخیصشان نیستند.
باربیری گفت: «آیا مردمانی وجود داشتهاند که زبانهایی با ویژگیهایی پدید آورده باشند که اکنون بهسختی میتوانیم تصورشان کنیم؟ فکر کردن به این موضوع سرگیجهآور است.»
https://www.sciencenews.org/article/golden-age-language-history-diversity
🆔@ScientificDialectics
نوپژوهشی تازه نشان میدهد تنوع زبانی جهان حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش، با وجود ۲۰ هزار تا ۷۵ هزار زبان، به اوج رسید و سپس با گسترش کشاورزی فشرده و پیدایش دولت-ملتها، از جمله امپراتوریهای روم و یونان، بهسرعت کاهش یافت.
پژوهشگران در مطالعهای که یکم مرداد در نشریه علمی «ساینس» منتشر شد، با استفاده از دادههای جمعیتی و فرضهای متفاوت درباره شیوع بیماریها و تحول جوامع، چند مدل طراحی کردند تا برآورد کنند شمار زبانهای جهان در ۱۲ هزار سال گذشته چگونه تغییر کرده است. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
این پژوهش حاصل همکاری یک گروه بینالمللی از پژوهشگران است که از دانشگاههای هاروارد، تگزاس، ییل و موسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک در آلمان گرد هم آمدند.کلر باورِن، زبانشناس دانشگاه ییل و یکی از پژوهشگران این مطالعه، این دوره را «عصر طلایی تنوع زبانی» توصیف کرد.
یافتههای این پژوهش نظریهای رایج را به چالش میکشد که آغاز بحران انقراض زبانها را به ظهور استعمار در حدود ۵۰۰ سال پیش نسبت میدهد. بر اساس مدل تازه، روند گسترده نابودی زبانها احتمالا بسیار زودتر و با گسترش کشاورزی و شکلگیری حکومتهای بزرگ و متمرکز آغاز شده است.
در حال حاضر حدود ۷۵۰۰ زبان گفتاری یا زبان اشاره در سراسر جهان وجود دارد. نیمی از این زبانها در معرض خطرند و هر سال حدود چهار زبان از میان میروند.
شمار زبانهای باستانی چگونه برآورد شد؟
مطالعه زبانهای باستانی دشوار است، زیرا زبانها بر خلاف بسیاری از پدیدههای کهن ردی از خود بر جای نمیگذارند.
خط نیز تنها در ۶۰۰۰ سال گذشته پدید آمده و در این مدت نیز فقط شماری از زبانها به شکل مکتوب ثبت شدهاند.
پژوهشگران برای برآورد تنوع زبانی در گذشته، ابتدا بیش از ۱۷۰ جامعه شکارچی و گردآورنده معاصر را در سراسر جهان بررسی کردند و ساختار این جوامع را نمونهای مشابه جمعیتهای پیش از پیدایش کشاورزی در نظر گرفتند.
این جوامع معمولا از چند صد تا بیش از ۱۰۰۰ نفر تشکیل میشوند و هر جامعه عمدتا یک زبان مستقل دارد.
پژوهشگران نتیجه گرفتند این نسبتِ یکبهیک احتمالا پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نیز الگوی غالب بوده است.
جمعیت جهان در آن زمان بین چهار میلیون و ۴۰۰ هزار تا هفت میلیون نفر برآورد میشود. بر همین اساس، پژوهشگران تخمین زدند در بازه زمانی مورد نظر احتمالا بین ۴۵۰۰ تا ۶۲۰۰ زبان در جهان وجود داشته است.
این برآورد نقطه آغاز مدل را مشخص کرد: حدود ۵۰۰۰ زبان برای شش میلیون نفر در ۱۲ هزار سال پیش. نقطه پایان نیز وضعیت کنونی بود که در آن، هشت میلیارد نفر به حدود ۷۵۰۰ زبان سخن میگویند.گذار به کشاورزی این معادله را تغییر داد.
افزایش دسترسی به غذا جمعیت جهان و شمار گویشوران هر زبان را بهشدت افزایش داد. تنوع زبانی نیز بیشتر شد، اما سرعت افزایش آن به اندازه رشد جمعیت نبود.
اگر جمعیتی با یک زبان مشترک به دو گروه تقسیم میشد، بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال طول میکشید تا زبان دو گروه به اندازهای تغییر کند که به دو زبان متمایز تبدیل شود.
پژوهشگران با استفاده از این دادهها، چندین سناریو را با فرضهای متفاوت درباره رشد جمعیت، شیوع بیماریها و تحول جوامع شبیهسازی کردند. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
زبانهایی که دیگر حتی نمیتوان تصورشان کرد
یافتههای این مطالعه با نظریه دیگری نیز مغایرت دارد که بیشترین تنوع زبانی را به پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نسبت میدهد.
پژوهشگران تاکید کردند مدل تازه احتمالا به بحثها درباره تاریخ زبانها جهت خواهد داد، اما به اختلافنظرهای موجود پایان نمیدهد.
گروه پژوهشگران قصد دارد در مرحله بعد، تغییر تنوع زبانی را در مناطق مختلف جهان و در بازههای زمانی مشخصتر بررسی کند.
کیارا باربیری، متخصص ژنتیک و پژوهشگر تنوع زبانی در دانشگاه کالیاری ایتالیا، احتمال نابودی دهها هزار زبان در گذر زمان را حیرتانگیز خواند.حتی زبانهای باقیمانده نیز تفاوتهای چشمگیری دارند؛ از وجود یا نبود جنسیت دستوری و حرف تعریف گرفته تا صداهای کلیکی و زیروبمیهایی که حامل معنا هستند، اما گویشورانِ غیربومی گاه حتی قادر به تشخیصشان نیستند.
باربیری گفت: «آیا مردمانی وجود داشتهاند که زبانهایی با ویژگیهایی پدید آورده باشند که اکنون بهسختی میتوانیم تصورشان کنیم؟ فکر کردن به این موضوع سرگیجهآور است.»
https://www.sciencenews.org/article/golden-age-language-history-diversity
🆔@ScientificDialectics
Science News
The golden age of language was a few thousand years ago
A few millennia ago, people worldwide may have spoken or signed up to 10 times as many languages as they do today.
❤3👍2