دیالکتیک علمی
23.5K subscribers
1.83K photos
951 videos
513 files
12.2K links
اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار کردند بدانید که به احتمال زیاد یک دروغ است.

✍🏻 نوآم چامسکی
Download Telegram
💢 کشف دی‌ان‌ای مرموز: دو نیاکان ناشناخته در ژنوم انسان

دانشمندان می‌گویند شجره‌نامه انسان شاخه‌های تازه‌ای پیدا کرده است.


در ژن‌های انسان‌های امروزی نشانه‌هایی از دو نیاکان ناشناخته یافته‌اند؛ گونه‌های منقرض‌شده بدون فسیل یا دی‌ان‌ای رمزگشایی‌شده، اما با ردپا در ژنوم ما.

گروهی از پژوهشگران دانشگاه معتبر کالیفرنیا در برکلی به کشف چشمگیری دست یافته‌اند: آنها بخش‌هایی از دی‌ان‌ای در ژنوم انسان‌های امروزی را شناسایی کرده‌اند (منبع به زبان آلمانی) که از نیاکان ناشناخته‌ای به جا مانده است.

این دانشمندان از این نیاکان با عنوان «نیاکان شبح» یاد می‌کنند، چون تاکنون هیچ چیز درباره این جمعیت‌های منقرض‌شده انسانی شناخته نشده است. امروز گونه انسان خردمند (هومو ساپینس) تنها گونه باقی‌مانده انسانی است. اما در گذشته‌های دور این گونه زمین را با شمار زیادی از دیگر انسان‌تبارها شریک بود.

مطالعات پیشین نشان داده بود که انسان‌های مدرن با نئاندرتال‌ها و انسان‌های موسوم به دنیسوون آمیزش داشته‌اند و از آنها صاحب فرزند شده‌اند. بسیاری از انسان‌ها هنوز هم ردهای ژنتیکی این برخوردها را در ژنوم خود دارند.

اکنون مطالعه‌ای تازه نشان می‌دهد که دست‌کم دو گروه انسانی ناشناخته دیگر نیز وجود داشته‌اند که آنها هم دی‌ان‌ای خود را به نیاکان ما منتقل کرده‌اند.

یکی از این نیاکان ناشناخته بیش از ۵۰ هزار سال پیش در آفریقا با نیاکان انسان مدرن آمیزش داشته است. این رویداد پیش از آخرین موج بزرگ کوچ انسان خردمند به اروپا و آسیا رخ داد. ژن‌هایی که در آن زمان منتقل شدند امروز حدود یک درصد ژنوم همه انسان‌ها را تشکیل می‌دهند؛ تقریبا به همان اندازه که دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها در ژنوم ما حضور دارد.

به محاسبه پژوهشگران، این تبار مرموز انسانی حدود ۸۰۰ هزار سال پیش از شاخه فرگشتی منتهی به انسان مدرن جدا شده بود؛ تقریبا در همان زمانی که نئاندرتال‌ها و دنیسوون‌ها نیز از یکدیگر جدا شدند.

یولین ژانگ، دانشجوی دکتری دانشگاه برکلی و یکی از نویسندگان اصلی این پژوهش، می‌گوید: «مطالعات پیشین حدس زده بودند که نوعی «تبار شبح» وجود دارد؛ یعنی ردهای ژنتیکی تبارهای انسانی ناشناخته و منقرض‌شده در ژنوم انسان‌های مدرن. اما تاکنون روشن نبود که این تبار ناشناخته فقط در آفریقایی‌ها دیده می‌شود و این آمیزش چه زمانی رخ داده است. ما توانستیم بخش‌های مربوط به دی‌ان‌ای را در ژنوم انسان‌های امروزی شناسایی و نقشه‌برداری کنیم و نشان دهیم که این تبار شبح در همه انسان‌های امروز وجود دارد، نه فقط در آفریقایی‌ها.»

خط زمانی: ۱٫۸ میلیون سال نیاکان دوم که پژوهشگران آن را «نیاکان فوق‌باستانی» می‌نامند حتی رازآمیزتر است. این تبار انسانی حدود ۱٫۸ میلیون سال پیش از دیگر انسان‌تبارها جدا شده بود. به احتمال زیاد بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش در اوراسیا با دنیسوون‌ها آمیزش داشته است و از این مسیر غیرمستقیم، قطعاتی از آن دی‌ان‌ای بسیار کهن سرانجام وارد ژنوم انسان مدرن شده است.

آرجون بیداندا، پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه جانز هاپکینز و از نویسندگان اصلی این مطالعه، توضیح می‌دهد: «شناسایی این نیاکان فوق‌باستانی بسیار هیجان‌انگیز است، چون مشارکت ژنتیکی تباری انسانی را آشکار می‌کند که بیش از یک میلیون سال پیش زندگی می‌کرد، با آنکه تاکنون هیچ دی‌ان‌ای رمزگشایی‌شده‌ای از این جمعیت در دست نیست.»

پریا مورجانی، استاد زیست‌شناسی مولکولی و سلولی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، می‌گوید: «با دی‌ان‌ای باستانی نئاندرتال‌ها و دنیسوون‌ها و روش‌های جدید تبارشناسی، هرچه بیشتر درمی‌یابیم که جمعیت‌های انسانی در طول فرگشت بارها با یکدیگر آمیخته‌اند. فرگشت انسان از این رو کمتر شبیه یک شجره‌نامه شاخه‌دار است و بیشتر به شبکه‌ای پیچیده می‌ماند که در آن جمعیت‌های گوناگون با موج‌های پی‌درپی کوچ و آمیزش به هم متصل شده‌اند.»

تفاوت دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها و دنیسوون‌هاامروزه بیشتر انسان‌های خارج از آفریقا حدود یک تا دو درصد دی‌ان‌ای نئاندرتالی در ژنوم خود دارند. دقیق‌تر آنکه، به طور میانگین حدود یک تا دو درصد ژنوم اروپایی‌ها و آسیایی‌های امروز از نئاندرتال‌ها به جا مانده است. این نتیجه آمیزش میان نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن اولیه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار سال پیش، اندکی پس از خروج انسان خردمند از آفریقا است.

نکته جالب دیگر این است که نئاندرتال‌ها و دنیسوون‌ها نیز با یکدیگر آمیزش داشته‌اند. درباره فسیلی از غار دنیسووا در رشته‌کوه آلتای در جنوب سیبری، نزدیک مرز قزاقستان، مغولستان و چین، می‌دانیم که متعلق به زنی با مادری نئاندرتال و پدری دنیسوون بوده است؛ شاهدی مستقیم بر این که این دو انسان‌گونه فرزندان مشترک داشته‌اند

🆔@ScientificDialectics
3
💢 پرونده‌های یوفوی پنتاگون: آلمان چه نقشی دارد

روزنامه نیویورک تایمز سال‌هاست انتشار پرونده‌های یوفو در آمریکا را دنبال می‌کند. اسناد تازه فقط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس نمی‌پردازند؛ تا جنگ جهانی دوم عقب می‌روند و نام آلمان بارها در آن‌ها تکرار می‌شود
.

اجسام درخشان در آسمان، گزارش‌های مبهم نظامی و پرونده‌هایی که دهه‌ها محرمانه مانده‌اند: اسناد تازه مربوط به یوفوها نگاهی به برخی از رازآلودترین پرونده‌های چند دهه گذشته می‌دهند.

بخش مهمی از این پرونده‌های تاریخی به گزارش‌های خلبانان نیروهای متحد در ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم اختصاص دارد. آنها از اجسام پرنده درخشان با سرعت بسیار بالا روایت کرده‌اند که بر فراز آلمان هواپیماهایشان را همراهی می‌کردند. این پدیده‌ها بعدها با نام «Foo Fighters» شناخته شدند.

در این پرونده به‌صورت نقل قول مستقیم آمده است:در شب ۲۲ دسامبر ۱۹۴۴ دو نور از روی زمین در نزدیکی یک هواپیمای 415th Night Fighter Squadron اوج گرفت، به ارتفاع آن رسید، حدود دو دقیقه پشت دم هواپیما قرار گرفت و سپس «دوباره جدا شد». به گفته خدمه این نورها در تمام مدت «کاملا تحت کنترل» بودند. رادار زمینی تایید کرد که هیچ هواپیمای دشمنی در آن منطقه حضور نداشت.چنین برخوردهایی چندین بار تکرار شد. در طول دوره‌ای شش‌هفته‌ای، خدمه واحد ۴۱۵ بر فراز آلمان و فرانسه از نورهای قرمز، سبز، نارنجی و کهربایی گزارش دادند که همراه با هواپیماهایشان در آرایش پرواز می‌کردند، در مانورهای گریز شرکت می‌کردند و تا حدود ۳۰ متر به آنها نزدیک می‌شدند. خلبانان این پدیده‌ها را «Foo Fighters» نامیدند.

وزارت هوانوردی بریتانیا این گزارش‌ها را بررسی کرد و در یک یادداشت محرمانه در مارس ۱۹۴۵ به این نتیجه رسید که «کل موضوع همچنان تا حدی معماگونه است».به‌طور جداگانه خلبانان از مشاهده یک استوانه آلومینیومی به طول حدود ۳.۶ متر در ارتفاع تقریبی ۲۷۰۰ متری نیز خبر دادند. این جسم هنگام شلیک هواپیماها تا حدی شکل خود را از دست داد و به صورت نوری قرمز درخشان دیده شد اما متلاشی نشد. دستگاه اطلاعاتی آن را به احتمال زیاد «بمب ضدهوایی» آلمانی ارزیابی کرد.


برای این نورهای مرموز هیچ توضیح روشنی وجود نداشت. این پرونده به مدت ۸۰ سال محرمانه ماند.۱۹۴۵: پرونده‌ای شامل گزارش‌های خلبانان جنگی درباره «پدیده‌های رازآلود» (Foo Fighters)، اجسام استوانه‌ای شناور و نورهای غیرمعمول. Department of Warفرماندهان نظامی چندین فرضیه را برای توضیح این پدیده‌ها بررسی کردند.

یکی از گزینه‌ها این بود که شاید با سلاح‌های مخفی ناشناخته آلمان یا هواپیماهای آزمایشی با سامانه‌های جدید راکتی یا جت سر و کار داشته باشند. اما تحقیقات هیچ مدرک قاطعی در این باره پیدا نکرد.

گزارش‌های منتشرشده اف‌بی‌آی و «یوفوهای نازی»در میان اسناد منتشرشده، مدارک تاریخی اف‌بی‌آی از دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ نیز دیده می‌شود که در آنها گزارش‌هایی از ادعاهای مربوط به طراحی پرنده‌های دیسک‌شکل توسط آلمان مطرح شده است.

بخشی از این اشاره‌ها به پروژه‌های تحقیقاتی احتمالا محرمانه در اطراف برلین و همچنین مناطق نزدیک مرز اتریش مربوط می‌شود.با این حال این گزارش‌ها حاصل بررسی‌های فنی یا پرونده‌های تاییدشده نظامی نیست، بلکه عمدتا بر پایه گفته‌های خبرچین‌ها، شایعات و اطلاعات سرویس‌های امنیتی در سال‌های بلافاصله پس از جنگ استوار است. به همین دلیل بیشتر نشان می‌دهد که آن زمان مقام‌ها به دنبال چه نوع خبرهایی می‌رفتند.این اسناد هیچ مدرکی ارائه نمی‌کند که نشان دهد آلمان نازی واقعا «دیسک‌های پرنده» قابل استفاده با توان پروازی خارق‌العاده ساخته بوده است.

تاریخ‌نگاران بخش بزرگی از این روایت‌ها را در چارچوب گمانه‌زنی‌ها درباره سلاح‌های مخفی آلمان، جنگ روانی و تلاش متحدان برای یافتن فناوری‌های پیشرفته آلمانی طبقه‌بندی می‌کنند.در یادداشت‌های SHAEF و وزارت هوانوردی بریتانیا در سال‌های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ بارها از جمله نورهای قرمز، سبز، نارنجی و کهربایی توصیف شده است که ظاهرا به شکلی کنترل‌شده حرکت می‌کردند، در آرایش کنار هواپیماها پرواز می‌کردند و گاهی تا فاصله‌ای بسیار نزدیک به آنها می‌رسیدند.

توجه به پدیده‌های غیرعادی در آسمان سابقه‌ای طولانی دارد و به رویدادهای تاریخی‌ای چون جنگ جهانی دوم گره خورده است. هرچند نام آلمان در این مدارک بارها دیده می‌شود، اما این اسناد هیچ نشانه‌ای از وجود سفینه‌های فضایی بیگانگان یا «دیسک‌های پرنده» محرمانه ساخت آلمان ارائه نمی‌کنند.این مدارک بیش از هر چیز نشان می‌دهند که ارتش‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی در طول دهه‌ها چگونه تلاش کرده‌اند مشاهدات غیرمعمول را توضیح دهند و چگونه از دل این تلاش‌ها افسانه‌هایی شکل گرفته که تا امروز ادامه دارند.

🆔@ScientificDialectics
👍5👌21
💢عکس روز ناسا ؛ رنگین‌کمان آتشین

عکس روز ناسا رنگین‌کمان را به شکل یک شعله آتش بر فراز ویرجینیای غربی به نمایش می‌گذارد.

این پدیده نادر زمانی رخ می‌دهد که خورشید بیش از ۵۸ درجه بالا باشد و نور آن به بلورهای یخ افقی‌شکل ابرهای سیروس برخورد کرده و شکسته شود.

این رنگین‌کمان افق که به خاطر ظاهر شعله‌مانند خود به طور غیررسمی به رنگین‌کمان آتشین معروف است، موازی با افق ظاهر می‌شود.

عکس این رنگین‌کمان آتشین برجسته در سال ۲۰۲۱ در نزدیکی «کوه نورث فورک» (North Fork Mountain) واقع در ویرجینیای غربی گرفته شده است.

https://apod.nasa.gov/apod/image/2608/FireRainbow_Harbig_4000.jpg

🆔@ScientificDialectics
7
💢روند جدید تغذیه و ورزش در شبکه‌های اجتماعی؛ «پروتئین شفاف» چیست؟

«پروتئین وی» از شیر گاو به دست می‌آید و در فرایند تولید پنیر از آن جدا می‌شود؛ «کلیر پروتئین» از پروتئین ایزوله یا پروتئین وی هیدرولیزات ساخته می‌شود و تحت فراوری بیشتری قرار می‌گیرد تا قوامی سبک‌تر ایجاد شود که در آب حل می‌شود
.

پروتئین وی، یک مکمل پودری که می‌تواند به بازسازی [یا اصطلاحا ریکاوری] و رشد عضلات منجر شود، در حال حاضر در دنیای سلامت و تندرستی بسیار محبوب شده است.با این حال، بسیاری از این نوشیدنی‌های سرشار از پروتئین و نرم و خامه‌ای در واقع بافتی گچی دارند که باعث می‌شود مصرف آن‌ها چندان خوشایند نباشد.

اکنون مکملی متفاوت به‌عنوان یک جایگزین محبوب بدون لاکتوز وارد میدان شده است: «کلیر پروتئین»(Clear protein)، پودری که در هر لیوان آب معمولی یا گازدار حل می‌شود. این محصول می‌تواند طعمی میوه‌ای و شبیه آبمیوه داشته باشد و به همین دلیل آمریکایی‌ها از آن استفاده کرده‌اند تا به هدف روزانه مصرف پروتئین خود پایبند بمانند.

در ادامه، دقیقا توضیح می‌دهیم که کلیر پروتئین چیست و چه تفاوتی با «پروتئین وی» دارد.

کلیر پروتئین چیست؟

کلیر پروتئین نیز درست مانند پروتئین وی به شکل پودر فروخته می‌شود. با این حال، می‌توان آن را به‌راحتی با آب مخلوط کرد تا به یک نوشیدنی شبیه آبمیوه تبدیل شود. برای مثال، بر اساس وب‌سایت «بلوم نوتریشن»، این شرکت، یک کلیر پروتئین با طعم توت‌فرنگی و هندوانه یا تمشک و لیمو به فروش می‌رساند که با استفاده از پپتیدهای کلاژن، ۲۰ گرم پروتئین می‌دهد.

این محصول با ۱۵ گرم «پروتئین وی ایزوله کلیر» ساخته شده که برای ایجاد روشی آسان‌هضم و بدون لاکتوز به منظور دریافت پروتئین، تحت فرایند فیلتراسیون بسیار دقیق قرار گرفته است. این محصول همچنین تنها ۹۰ کالری و یک گرم کربوهیدرات دارد.

تفاوت بین کلیر پروتئین و پروتئین وی چیست؟

بر اساس اعلام کلینیک کلیولند، تفاوت اصلی میان این دو در نحوه فراوری آن‌ها است. برای مثال، پروتئین وی از شیر گاو به دست می‌آید و مایعی است که در فرایند تولید پنیر از آن جدا می‌شود. برخلاف کلیر پروتئین، پروتئین وی در سه شکل رایج کنسانتره، ایزوله و هیدرولیزات، حاوی مقدار متفاوتی از لاکتوز و چربی است.در همین حال، کلیر پروتئین از پروتئین ایزوله یا پروتئین وی هیدرولیزات ساخته می‌شود و سپس تحت فراوری بیشتری قرار می‌گیرد تا قوامی سبک‌تر ایجاد شود که در آب حل می‌شود.

لنا بیل، متخصص تغذیه قلبی‌عروقی و سخنگوی آکادمی تغذیه و رژیم‌درمانی، در گفتگو با «تودی دات کام»(Today.com)، درباره تفاوت‌های [بین این دو نوع پروتئین] صحبت کرد.

بیل به این نشریه گفت: «کلیر پروتئین لزوما به خودی خود سالم‌تر نیست. این همان پروتئین است، فقط در قالبی سبک‌تر.»پروتئین وی نیز درست مانند کلیر پروتئین به صورت پودر فروخته می‌شود و بسته به محصول، در هر پیمانه ۲۰ گرم پروتئین دارد. بنابراین، محسوس‌ترین تفاوت میان این دو، بافت و طعم آن‌ها است.

در اصل، هر دو گزینه می‌توانند به آمریکایی‌ها کمک کنند تا به میزان دریافت روزانه پروتئین خود برسند. دستورالعمل‌های تغذیه‌ای ایالات متحده و منابع دیگر، به مدت چند دهه توصیه کرده‌اند که افراد به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن خود روزانه ۰.۸ گرم پروتئین مصرف کنند، یعنی برای فردی با وزن حدود ۶۸ کیلوگرم، حدود ۵۴ گرم در روز.توصیه جدید به افراد پیشنهاد می‌کند روزانه به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن خود ۱.۲ تا ۱.۶ گرم پروتئین مصرف کنند، رقمی که تا دو برابر توصیه قبلی است. 

با این حال، متخصصان سلامت درباره زیاده‌روی آمریکایی‌ها در مصرف پروتئین خود ابراز نگرانی کرده‌اند و گفته‌اند که مهم است مواد مغذی دیگر، مانند فیبر، نیز همچنان در رژیم غذایی‌ آنان گنجانده شوند.

https://www.independent.co.uk/life-style/clear-protein-alternative-new-trend-b2989837.html

🆔@ScientificDialectics
3
💢دو سوم کودکان اروپا در معرض دماهای شدید قرار دارند

به گفته یک سازمان مدافع حقوق کودک، در شش ماه نخست ۲۰۲۶ سه برابر کل سال ۲۰۲۵ کودکان بیشتری در معرض دماهای بسیار بالا قرار گرفته اند.


سازمان مدافع حقوق کودک «نجات کودکان» اعلام کرده است که در دوره‌ای شش‌ونیم‌ماهه در سال ۲۰۲۶، دو سوم کودکان در سراسر اروپای غربی در معرض دماهای بسیار شدید قرار گرفته‌اند؛ رقمی که سه برابر کل سال ۲۰۲۵ و از هر سال دیگری از ۲۰۰۳ تاکنون بیشتر است.

ماتیلده انگلتویت، مشاور ارشد و مسئول راهبری جهانی پرونده اقلیم در نجات کودکان، در گفت‌وگو با یورونیوز گفت: «در موضوع تغییرات اقلیمی و به‌طور مشخص موج‌های گرما و آتش‌سوزی‌های جنگلی، هر چیزی که بر بزرگسالان اثر می‌گذارد، بر کودکان تاثیر بیشتری دارد.»

او افزود: «هر چه تغییرات اقلیمی هر سال شدیدتر می‌شود، پیامدهای آن بر کودکان هم بدتر می‌شود.»در آلمان، شمار کودکانی که در شش ماه نخست امسال در معرض گرمای شدید قرار گرفته‌اند، از مجموع پنج سال گذشته بیشتر بوده است.

در بریتانیا نیز بنا بر اعلام این سازمان، ۱۰ میلیون کودک – یعنی بیشتر از رقم ثبت‌شده در هر یک از ۳۰ سال گذشته – تنها در شش ماه نخست امسال در معرض گرمای شدید بوده‌اند.

کودکان در برابر گرما به‌ویژه آسیب‌پذیرند، زیرا در حال رشد جسمانی هستند و توانایی کمتری برای تنظیم دمای بدن دارند؛ موضوعی که آنان را در معرض خطر بالای اختلال در تعادل الکترولیت‌ها، تب، بیماری‌های تنفسی و بیماری‌های کلیوی قرار می‌دهد.

انگلتویت با اشاره به اینکه تغییرات اقلیمی «تشدیدکننده نابرابری» است، گفت: «این وضعیت به‌طور خاص روی کودکانی اثر می‌گذارد که از پیش با مشکلات جدی سلامت، فقر یا سایر شرایط دشوار روبه‌رو هستند.»

این وضعیت بر آموزش هم اثر گذاشته است، چرا که در ماه ژوئن در فرانسه و بریتانیا مدارس برای حفاظت از کودکان در برابر گرمای خطرناک ناشی از جهش دما تعطیل شدند.این سازمان هشدار داده است که داده‌های مربوط به کل سال احتمالا «حتی شدیدتر» خواهد بود، زیرا یافته‌های کنونی ماه‌های زمستان و بهار را هم در بر می‌گیرد.

انگلتویت برای معکوس کردن این روند از دولت‌ها خواست که از سوخت‌های فسیلی به انرژی‌های تجدیدپذیر روی بیاورند.او افزود: «این باید یک تصمیم بدیهی باشد تا بتوان اقدام اقلیمی را سریع‌تر، فوری‌تر و قاطع‌تر اجرا کرد»، و توضیح داد که چنین تغییری می‌تواند به‌طور چشمگیری میزان در معرض قرار گرفتن کودکان در برابر مخاطرات تغییرات اقلیمی را کاهش دهد.

طبق گزارش (منبع به زبان انگلیسی)ی که سال گذشته از سوی نجات کودکان و دانشگاه آزاد بروکسل منتشر شد، اگر جهان بتواند تا سال ۲۱۰۰ به هدف محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد – که یکی از اهداف کلیدی توافق پاریس برای مهار افزایش دمای جهانی است – دست یابد، نزدیک به یک‌سوم کودکانی که در سال ۲۰۲۰ در جهان متولد شده‌اند، یعنی حدود ۳۸ میلیون نفر، از قرار گرفتن مادام‌العمر و «بی‌سابقه» در معرض گرمای شدید در امان خواهند ماند.

این گزارش هشدار داده است: «بدون اقدامات شدید برای کاهش انتشارها و محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح پیشاصنعتی، کودکان این کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط باید بار خطرناک‌ترین پیامدهای بحران اقلیمی را به دوش بکشند.»

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.

🆔@ScientificDialectics
💢پژوهش جدید: قهوه صبحگاهی می‌تواند به کاهش استرس و کند شدن روند پیری کمک کند

پژوهش‌ها نشان می‌دهد مصرف منظم قهوه ممکن است خطر ابتلا به آلزایمر، پارکینسون، دیابت نوع ۲، بیماری‌های کبد و سنگ کلیه و صفرا را کاهش دهد
.

پژوهشی جدید نشان داده که ترکیبات طبیعی موجود در قهوه، حتی نوع بدون کافئین آن، با فعال‌ کردن گیرنده‌ای سلولی می‌توانند به کاهش آسیب سلولی، مقابله با استرس و کندشدن روند پیری کمک کنند.

کارشناسان مدت‌ها است دریافته‌اند افرادی که قهوه می‌نوشند، معمولا عمر طولانی‌تری دارند و کمتر در معرض ابتلا به انواع بیماری‌های مزمن قرار می‌گیرند. با این حال تا همین اواخر نمی‌دانستند علت این ارتباط دقیقا چیست.

اینک مطالعه‌ای جدید در دانشکده دامپزشکی و علوم زیست‌پزشکی دانشگاه تگزاس ای‌اند‌ام (Texas A&M) که در مجله تخصصی تغذیه (Nutrients) منتشر شده، نشان می‌دهد قهوه ممکن است نوعی کلید سلولی مشخص را فعال کند که به بدن در مقابله با استرس، آسیب و پیری کمک می‌کند.

پژوهشگران دریافتند ترکیبات مشخصی در قهوه دم‌کرده می‌توانند ان‌آر۴ای۱ (NR4A1)، یکی از گیرنده‌های هسته‌ای بدن، را فعال کنند. دکتر استفن سیف، استاد دانشگاه تگزاس و یکی از نویسندگان این مطالعه، توضیح می‌دهد که این گیرنده مانند یک حسگر مواد مغذی عمل و نحوه واکنش ژن‌ها به استرس و آسیب بافتی را تنظیم می‌کند.

گروه پژوهشی برای بررسی نقش قهوه، تاثیر این ترکیبات را روی سلول‌ها در مدل‌های آزمایشگاهی آزمایش کرد و دریافت که ترکیبات قهوه مستقیم به این گیرنده متصل می‌شوند و رفتار سلول‌ها را تغییر می‌دهند.این فرایند در مدل‌های آزمایشگاهی، آسیب سلولی را کاهش داد و حتی رشد سلول‌های سرطانی را کند کرد. از طرفی هنگامی که پژوهشگران گیرنده را از سلول‌ها حذف کردند، این آثار مثبت نیز از بین رفت.

ممکن است تصور کنید آن ماده معجزه‌گری که تمام این آثار مثبت را ایجاد می‌کند کافئین است، اما نتایج پژوهش خلاف این را نشان می‌دهد. کافئین به‌دلیل تاثیرش بر افزایش هوشیاری شناخته شده است، اما در سامانه دفاعی زیستی بدن نقش چندانی ندارد.

دیگر ترکیبات طبیعی موجود در گیاه قهوه به‌ویژه ترکیبات پلی‌هیدروکسی و پلی‌فنولی مانند اسید کافئیک‌‌اند که وظیفه کمک به ترمیم سلول‌ها را بر عهده دارند. این ترکیبات مفید هم در قهوه کافئین‌دار و هم در نوع بدون کافئین وجود دارند که می‌تواند توضیح دهد که چرا فواید قهوه بدون کافئین برای سلامتی مشابه قهوه معمولی است.

نوشیدن قهوه به‌طور کلی با کاهش خطر مرگ به هر علت ارتباط دارد. پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهند مصرف منظم قهوه ممکن است با کاهش خطر ابتلا به چندین عارضه جدی از جمله بیماری آلزایمر و پارکینسون، دیابت نوع ۲ و سندرم متابولیک، بیماری‌های کبدی از جمله سیروز و سرطان کبد و سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا مرتبط باشد.

باید توجه داشت این یافته‌ها به این معنا نیست که باید چندین فنجان اسپرسو را پشت سر هم بنوشید، زیرا مصرف بیش‌ازحد کافئین می‌تواند باعث سردرد، افزایش ضربان قلب، اضطراب و بازگشت اسید معده شود.

کالج متخصصان زنان و زایمان آمریکا به زنان باردار، شیرده یا کسانی که قصد بارداری دارند، توصیه می‌کند مصرف روزانه کافئین را به حداکثر ۲۰۰ میلی‌گرم محدود کنند که تقریبا معادل حدود ۳۵۵ میلی‌لیتر قهوه است. مصرف زیاد قهوه، یعنی پنج فنجان یا بیشتر در روز، ممکن است تراکم استخوان را در برخی زنان کاهش دهد، هرچند افزایش دریافت کلسیم می‌تواند این خطر را خنثی کند.

با این همه، این پژوهش جدید به افراد سالم دلیل بیشتری می‌دهد که بدون احساس عذاب وجدان، از قهوه روزانه خود لذت ببرند.

🆔@ScientificDialectics
4👍1
💢اسپانیا پس از بیش از یک قرن شاهد نخستین خورشیدگرفتگی کامل

سرزمین اصلی اسپانیا در آستانه تجربه نخستین خورشیدگرفتگی کامل خود پس از بیش از صد سال است؛ مسیر کلیت ۱۲ اوت ایسلند و گرینلند را هم در بر می‌گیرد و نمایش سال بعد حتی طولانی‌تر خواهد بود.


برای نخستین بار در بیش از یک قرن، یک خورشیدگرفتگی کامل در سرزمین اصلی اسپانیا رخ می‌دهد؛ و تابستان آینده، دنباله‌ای حتی طولانی‌تر خواهد داشت.

این رویداد وقتی شگفت‌انگیزتر می‌شود که به این واقعیت توجه کنیم که آخرین خورشیدگرفتگی کامل در اسپانیا، بدون احتساب جزایر قناری، دو روز پیش از غرق شدن کشتی تایتانیک در سال ۱۹۱۲ رخ داده بود.

از آنجا که آن خورشیدگرفتگی هیبریدی نادر ترکیبی از خورشیدگرفتگی حلقه‌ای موسوم به «حلقه آتش» و تنها چند ثانیه مرحله کامل برای اسپانیا بود، برخی سال ۱۹۰۵ را آخرین خورشیدگرفتگی بزرگ و تمام‌عیار این کشور می‌دانند.

اگر به این رویداد یک شهاب‌باران رو‌به‌اوج و رژه شش سیاره در همان روز را هم اضافه کنیم، آسمان سرشار از نمایش‌های دیدنی خواهد شد.۱۲ اوت، درست همزمان با آغاز غروب خورشید، آسمان بر فراز شبه‌جزیره ایبری تیره می‌شود و بخش‌هایی از گرینلند و ایسلند هم همان منظره را تجربه می‌کنند؛ وقتی خورشید، ماه و زمین در یک خط کامل قرار می‌گیرند.

تا رسیدن سایه کامل ماه به اسپانیا نیز زمان لازم است. سایه کامل ماه (امبرا) که خورشید را کاملا می‌پوشاند، در حدود یک ساعت و نیم مسافت ۸۲۶۰ کیلومتر را می‌پیماید؛ عمده این مسیر بر فراز آب‌های خالی اقیانوس اطلس است.

این نمایش کیهانی در نزدیکی قطب شمال آغاز می‌شود و سپس به سمت جنوب حرکت می‌کند؛ مرحله کامل خورشیدگرفتگی در برخی نقاط تا دو دقیقه و ۱۸ ثانیه طول می‌کشد و بیشترین مدت‌زمان آن در سواحل غربی ایسلند روی می‌دهد.

این منظره در نهایت بر فراز مدیترانه پایان می‌یابد.شکارچیان خورشیدگرفتگی آماده تماشای این رویداد می‌شوندصدها میلیون نفر دیگر که خارج از مسیر اصلی قرار دارند نیز از این رویداد بی‌نصیب نخواهند ماند.یک خورشیدگرفتگی جزئی تا دوردست‌های آلاسکا و سیبری قابل مشاهده خواهد بود و بخش‌هایی از کانادا، شمال ایالات متحده، بخش بزرگی از اروپا و غرب آفریقا را در بر می‌گیرد.

هرچه به مسیر مرحله کامل نزدیک‌تر باشیم، بخش بیشتری از قرص خورشید پشت ماه پنهان می‌شود؛ از جمله پوشش ۹۴ درصدی در دوبلین و ۸۳ درصدی در اسلو. در مونترال حدود ۱۸ درصد خورشید تاریک می‌شود، این میزان در نیویورک به ۹ درصد و در نورفکِ ویرجینیا به ۲ درصد می‌رسد.

استفاده از عینک‌های ویژه خورشیدگرفتگی، حتی وقتی تنها نواری باریک از خورشید دیده می‌شود، کاملا ضروری است.برای تکمیل شگفتی کیهانی، این روز با قوس‌گرفتن شش سیاره همسایه پیش از طلوع آفتاب آغاز می‌شود و با اوج شهاب‌باران برساوشی پس از فرارسیدن شب، در آسمانی تاریک زیر ماه نو، پایان می‌یابد.

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی

🆔@ScientificDialectics
1👍1
💢ویتامین سی در کاهش خطر ابتلا به ام‌اس موثر است؟

در یک پژوهش، افرادی که به‌طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلا به ام‌اس بودند در دوره‌ای ۱۳ ساله مکمل ویتامین سی مصرف کردند و کمتر به ام‌اس مبتلا شدند، با این حال دانشمندان می‌گویند تحقیقات بیشتری برای اثبات این ارتباط نیاز است
.

ام‌اس (مالتیپل اسکلروزیس) مدت‌ها بیماری‌ای تلقی می‌شد که تا حد زیادی خارج از کنترل فرد است؛ نوعی بیماری‌ که عمدتا تحت تاثیر ژنتیک و اختلال‌های سیستم ایمنی شکل می‌گیرد و تنها عوامل محدودی در سبک زندگی می‌توانند بر آن اثر بگذارند.

اما یک مطالعه بزرگ جدید یافته جالبی ارائه کرده است: افرادی که از نظر ژنتیکی در معرض خطر بالای ابتلا به ام‌اس بودند و به‌طور منظم مکمل ویتامین سی مصرف می‌کردند، در دوره پیگیری ۱۳ ساله به‌طور قابل‌توجهی کمتر به این بیماری مبتلا شدند.

یافته‌های این پژوهش که در نشریه علمی نوترینتس (Nutrients) منتشر شده‌اند، به این معنا نیستند که ویتامین سی از ابتلا به ام‌اس پیشگیری می‌کند. اما این نتایج به فرضیه‌ای که تاکنون شواهدی متناقض و ناهماهنگ از آن حمایت می‌کردند، وزن و اعتبار بیشتری می‌بخشند.

ام‌اس یک بیماری خودایمنی مزمن است که مغز و نخاع را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در افراد مبتلا به ام‌اس، دستگاه ایمنی به‌اشتباه به میلین، پوشش محافظ اطراف رشته‌های عصبی، حمله می‌کند و در نتیجه ارتباط میان مغز و دیگر بخش‌های بدن مختل می‌شود.در حال حاضر هیچ راه شناخته‌شده‌ای برای پیشگیری یا درمان ام‌اس وجود ندارد و پس از تشخیص، تنها می‌توان روند پیشرفت آن را کنترل کرد.

علت این بیماری نیز همچنان ناشناخته است. تنها تصور می‌شود ترکیبی پیچیده از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی مانند قرار گرفتن در معرض مواد سمی و عادات مرتبط با سبک زندگی در بروز آن نقش داشته باشند، اما پژوهشگران درباره این بیماری و عوامل محرک آن  اطلاعات زیادی ندارند و ممکن است فردی همه کارها را درست انجام دهد، با این‌ حال به ام‌اس مبتلا شود.

درباره علل، پیشگیری و درمان ام‌اس پژوهش‌های روزافزونی در دست است که مطالعه مذکور با تمرکز ویژه بر ویتامین سی یکی از آن‌ها است.پژوهشگران در این مطالعه از داده‌های «بانک زیستی بریتانیا» استفاده و ۴۸۶ هزار و ۹۰۸ فرد ۳۷ تا ۷۰ ساله را که در آغاز پژوهش هیچ‌یک به بیماری‌های مغزو اعصاب مبتلا نبودند، بررسی کردند.

شرکت‌کنندگان هنگام ورود به مطالعه، خودشان اعلام کردند که آیا به‌طور منظم مکمل ویتامین سی مصرف می‌کنند یا خیر. این گروه به‌طور متوسط ۱۳.۵ سال پیگیری شدند و در این مدت، ۴۵۲ نفر از شرکت‌کنندگان به ام‌اس مبتلا شدند.

خطر ابتلا به ام‌اس در افرادی که به‌طور منظم مکمل ویتامین سی مصرف می‌کردند، در مقایسه با افرادی که این مکمل را مصرف نمی‌کردند، ۴۹ درصد کمتر بود. این ارتباط قابل‌توجه بود و در چندین تحلیل حساسیت که پژوهشگران برای سنجش استحکام نتایج انجام دادند، نیز همچنان برقرار ماند.

یکی از یافته‌های اطمینان‌بخش‌تر این بود که پژوهشگران هنگام بررسی مصرف مکمل‌ها به‌طور کلی و مصرف مولتی‌ویتامین‌ها، ارتباط مشابهی مشاهده نکردند. این موضوع احتمال پدیده‌ای را که پژوهشگران «اثر مصرف‌کننده سالم» می‌نامند، کاهش می‌دهد؛ یعنی این تصور که مصرف‌کنندگان مکمل به‌طور کلی سالم‌ترند و یافته مربوط به ویتامین سی صرفا بازتاب عادات سالم‌تر آن‌ها است.

اینکه چنین ارتباطی به‌طور مشخص درباره ویتامین سی مشاهده شد، اما درباره مصرف مکمل‌ها به‌طور کلی وجود نداشت، نشان می‌دهد ممکن است عامل اختصاصی‌تری در میان باشد.با این‌ حال، این ارتباط محافظتی در همه شرکت‌کنندگان یکسان نبود و ارتباط معنادار فقط در افرادی مشاهده شد که برای ابتلا به ام‌اس استعداد ژنتیکی متوسط یا بالایی داشتند.

این ارتباط در افراد دارای خطر ژنتیکی پایین، معنادار نبود.البته این یافته به معنای بی‌فایده‌ بودن ویتامین سی برای دیگران نیست، اما نشان می‌دهد فواید آن ممکن است در افرادی که سابقه خانوادگی ام‌اس دارند یا می‌دانند به لحاظ ژنتیکی بیشتر در خطر ابتلا به این بیماری‌اند، چشمگیرتر باشد.
دیالکتیک علمی
💢ویتامین سی در کاهش خطر ابتلا به ام‌اس موثر است؟ در یک پژوهش، افرادی که به‌طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلا به ام‌اس بودند در دوره‌ای ۱۳ ساله مکمل ویتامین سی مصرف کردند و کمتر به ام‌اس مبتلا شدند، با این حال دانشمندان می‌گویند تحقیقات بیشتری برای اثبات این ارتباط…
چرا پژوهشگران این ارتباط را محتمل دانستند؟

ام‌اس بیماری‌ مرتبط با دستگاه ایمنی است و دستگاه ایمنی به‌اشتباه به پوشش محافظ رشته‌های عصبی حمله می‌کند.

خواص آنتی‌اکسیدانی و محافظت‌کننده عصبی ویتامین سی از مدت‌ها پیش این ماده را به یکی از گزینه‌های احتمالی برای کاهش خطر ابتلا به ام‌اس تبدیل کرده بود، بنابراین این فرضیه تازه نیست.

آنچه مطالعه حاضر به شواهد موجود می‌افزاید، داده‌های آینده‌نگر، بلندمدت و گسترده‌ای است که پیش‌تر به شکلی منسجم در دسترس نبود.پژوهشگران با احتیاط خاطرنشان کردند که احتمال وجود «عوامل مخدوش‌کننده باقی‌مانده» یعنی عواملی که اندازه‌گیری نشده‌اند و همچنان می‌توانند این ارتباط را توضیح دهند، نمی‌توان به‌طور کامل رد کرد و مطالعات مشاهده‌ای، حتی اگر به‌خوبی طراحی شده باشند، نمی‌توانند رابطه علت و معلولی را اثبات کنند.

با این‌ حال، اختصاصی‌ بودن یافته‌ها‌ــ مشاهده ارتباط با ویتامین سی و نه مکمل‌ها به‌طور کلی‌ــ و تداوم نتایج در تحلیل‌های مختلف حساسیت، تا حدی به پژوهشگران اطمینان می‌دهد که این ارتباط صرفا محصول یک خطای آماری نیست.

البته خود پژوهشگران نیز خواستار تکرار این مطالعه در گروه‌های مستقل شده‌اند تا یافته‌ها پیش از نتیجه‌گیری قطعی، تایید شوند، زیرا اطلاعات مربوط به مصرف مکمل ویتامین سی تنها در یک مقطع زمانی و بر اساس اظهارات خود شرکت‌کنندگان ثبت شد، بنابراین پژوهش نمی‌توانست تغییرات مصرف مکمل در طول دوره پیگیری را در نظر بگیرد.

این مطالعه درباره میزان مصرف و اینکه چه مقدار ویتامین سی، با چه فاصله زمانی و به چه شکلی مصرف شد، هم اطلاعاتی ارائه نمی‌کند. پژوهش‌های آینده باید به این پرسش‌ها پاسخ دهند.ویتامین سی ارزان‌ و به‌طور گسترده در دسترس است و در صورت مصرف به میزان توصیه‌شده، عموما بی‌خطر تلقی می‌شود.

اگر پژوهش‌های آینده این ارتباط را تایید کنند، مصرف ویتامین سی می‌تواند یکی از معدود عوامل قابل‌تغییر در سبک زندگی باشد که با خطر ابتلا به ام‌اس ارتباط دارد، اما هنوز به چنین مرحله‌ای نرسیده‌ایم و این مطالعه قرار نیست دستورالعمل‌های بالینی را یک‌شبه تغییر دهد و دلیلی نیست که افراد با انتظار پیشگیری از ام‌اس، مصرف مکمل ویتامین سی را آغاز کنند.

با این‌ حال، برای افرادی که سابقه خانوادگی ام‌اس دارند یا از خطر ژنتیکی خود برای ابتلا به این بیماری آگاه‌اند، این یافته در شرایطی که تحقیقات همچنان ادامه دارد، ارزش توجه‌ کردن دارد.

https://health.yahoo.com/conditions/neurological/articles/could-vitamin-c-help-lower-190500178.html

🆔@ScientificDialectics
1👍1
💢جام طمع؛ ظرف ۲۵۰۰ ساله‌ای که زیاده خواهان را تنبیه می‌کند!

راز جام فیثاغورس چیست؟ با داستان شگفت‌انگیز «جام طمع»، نحوه کارکرد فیزیکی سیفون و درس اخلاقی فیثاغورس برای زیاده‌خواهان در این مقاله جامع آشنا شوید.

به گزارش مجله باستان شناسی ، تصور کنید در یک مهمانی باشکوه در یونان باستان نشسته‌اید. جامی پر از نوشیدنی به دستتان می‌دهند، اما به محض اینکه طمع می‌کنید و آن را تا خفت لبریز می‌سازید، کل مایع از زیر جام بیرون می‌ریزد و روی لباس‌هایتان پخش می‌شود! این یک شعبده‌بازی نیست؛ بلکه شاهکار مهندسی و اخلاق از فیثاغورس، دانشمند پرآوازه یونانی است. «جام فیثاغورس» (Pythagorean Cup) که به «جام طمع» (Greedy Cup) نیز معروف است، ابزاری هوشمندانه است که ۲۵ centuries پیش، فیزیک سیالات را به ابزاری برای آموزش اعتدال تبدیل کرد.داستان و فلسفه؛ جامی که برای تعادل ساخته شد

داستان و فلسفه؛ جامی که برای تعادل ساخته شد

بر اساس روایات تاریخی مجله‌های باستان‌شناسی، این جام در قرن ششم پیش از میلاد در جزیره ساموس (Samos) — زادگاه فیثاغورس — طراحی شد. درباره علت اختراع این جام دو روایت اصلی وجود دارد:

مدیریت منابع آب (دیدگاه تاریخی): در زمان ساخت پروژه‌های عظیم عمرانی جزیره ساموس (مانند تونل معروف اوپالینوس)، منابع آب بسیار محدود بود. فیثاغورس این جام را طراحی کرد تا هیچ کارگری نتواند بیش از سهم مشخص‌شده خود آب یا شراب بردارد.

درس اخلاق و قناعت (دیدگاه فلسفی): فیثاغورس می‌خواست به شاگردانش نشان دهد که مرز باریکی میان «نیاز» و «زیاده‌خواهی» وجود دارد؛ اینکه اگر به سهم عادلانه خود قانع نباشید، همان داشته‌های قبلی‌تان را هم از دست خواهید داد!

راز فیزیک؛ مکانیزم سیفون چطور کار می‌کند؟

ظاهر جام فیثاغورس درست مانند یک جام معمولی است، با این تفاوت که در مرکز آن یک ستون ناودانی قرار دارد. راز اصلی در داخل این ستون پنهان شده است: یک لوله به‌شکل U معکوس (سیفون).

عملیات تخلیه جام در سه مرحله ساده اما فوق‌العاده رخ می‌دهد:

مرحله ۱ (اندازه نگه داشتن): وقتی مایع را تا زیر لبه ستون وسط می‌ریزید، فشار هیدروستاتیک طبیعی است و مایع بدون هیچ مشکلی داخل جام باقی می‌ماند.

مرحله ۲ (عبور از مرز): اگر طمع کنید و جام را کمی بیشتر پر کنید، سطح مایع از قوس بالایی لوله داخلی عبور می‌کند.

مرحله ۳ (تخلیه کامل): به محض عبور مایع از خط قرمز، پدیده سیفون (Siphon Effect) و نیروی گرانش فعال می‌شوند. مکش ایجادشده، کل مایع داخل جام را از سوراخ تهِ پایه بیرون می‌کشد و جام کاملاً خالی می‌شود!

شاید شگفت‌زده شوید اگر بدانید همان مکانیزمی که فیثاغورس برای تنبیه افراد طمع‌کار طراحی کرده بود، امروز در وسایل مدرن زندگی ما به کار می‌رود.

کلام آخر

جام فیثاغورس یادگاری بی‌نظیر از زمانی است که دانش، هنر و فلسفه در هم تنیده بودند. این جام نمادین به ما یادآوری می‌کند که طمع، انسان را نه به داشته‌های بیشتر، بلکه به «هیچ» می‌رساند.

https://greekreporter.com/2026/08/01/pythagorean-cup-ancient-greece/

🆔@ScientificDialectics
4
💢پیشرفت در جراحی افزایش قد؛ میله تیتانیومی جدید دوره نقاهت را از چند ماه به چند هفته کاهش می‌دهد

سال‌هاست بیماران برای افزایش قد، ماه‌ها درد و محدودیت حرکتی را تحمل می‌کنند؛ حالا یک ایمپلنت جدید می‌تواند این دوره دشوار را کوتاه‌تر کند


یک ایمپلنت (ابزار کاشتنی پزشکی) جدید برای افزایش طول پا به نام به «پی‌مکس» (PMax) توانسته است دوره ناتوانی حرکتی پس از جراحی افزایش قد را به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش دهد و به بیماران این امکان را بدهد که تنها دو هفته پس از عمل، بدون کمک راه بروند؛ فرایندی که با روش‌های کنونی حدود پنج ماه طول می‌کشد.

جراحان دهه‌ها است برای اصلاح نابرابری موجود در طول اندام‌ها یا اختلالات رشد عمل‌های افزایش طول اندام انجام می‌دهند، اما در دهه ۲۰۲۰، شمار افرادی‌ــ اغلب مردان ــ که صرفا با هدف افزایش قد به سراغ این عمل‌ها می‌روند، به‌شدت افزایش یافته است.

متقاضیان بسته به نوع جراحی، می‌توانند حدود ۷.۶ تا ۱۵.۲ سانتی‌متر، افزایش قد را انتظار داشته باشند. اما دوران نقاهت چندماهه پس از جراحی اغلب متقاضیان را می‌ترساند و برای افرادی که امکان دورکاری ندارند، ممکن است اساسا دست‌نیافتنی باشد؛ به‌ویژه با توجه به هزینه بالای چنین جراحی‌هایی که در آمریکا می‌تواند از ۷۵ هزار دلار هم فراتر رود.

با این‌ حال، ممکن است در آینده‌ نزدیک، این مانع دیگر برای متقاضیان جراحی چندان جدی نباشد.پریسایس مکس (PRECICE Max) یا «پی‌مکس» (PMax) ایمپلنت داخلی جدیدی است که به‌گونه‌ای طراحی شده تا بیماران اندکی پس از آنکه جراحان استخوان‌های پایشان را می‌شکنند و به‌تدریج می‌کشند، بتوانند تمام وزنشان را روی پاهایشان بیندازند.

دکتر درور پیلی که در ساخت این ابزار مشارکت داشت و چهار دهه در زمینه افزایش طول اندام فعالیت کرده است، به مجله جی‌کیو گفت این میله تیتانیومی تقویت‌شده می‌تواند مدت انتظار برای راه‌ رفتن بدون کمک را از حدود پنج ماه به تنها دو هفته کاهش دهد.این ابزار تازه‌ترین دستاورد در روند تکامل جراحی افزایش طول اندام است که به‌تدریج از استفاده از چارچوب‌های فلزی خارج از پا به کارگذاشتن میله‌های مغناطیسی درون استخوان رسیده است.

پیلی گفت: «هنوز به یاد دارم وقتی یکی از نخستین جراحی‌هایم را انجام دادم، شرایط چگونه بود و بیماران چه مراحلی را پشت سر گذاشتند و چه رنجی می‌کشیدند. اکنون [با پی‌مکس] تقریبا می‌توانم واژه رنج را از این فرایند حذف کنم.»

این جراحی از مدت‌ها پیش از آنکه پی‌مکس آسان‌تر کردن دوره بهبودی و نقاهت را وعده بدهد، به‌واسطه فیلم «مادی‌گرایان» ساخته سلین سونگ بحث‌برانگیز شده بود. در این فیلم، هری کاستیو، سرمایه‌دار ثروتمندی با بازی پدرو پاسکال، فاش می‌کند که پس از سال‌ها احساس ناکافی بودن به دلیل قدش، مخفیانه عمل افزایش طول پا انجام داد و این جراحی نحوه رفتار مردم با او را دگرگون کرد.

در روش اولیه این جراحی موسوم به ایلیزاروف (Ilizarov)، برای اتصال یک قاب خارجی به استخوان شکسته از پین (میله یا میخ فلزی کوچک پزشکی)‌ و سیم‌ استفاده می‌شد. در روش بعدی که افزایش طول روی میله داخل‌استخوانی (LON) نام دارد، یک میله داخلی همراه با ثابت‌کننده‌ای خارجی به کار گرفته شد. سپس ایمپلنت پریسایس معرفی شد که سازوکار افزایش طول را به‌طور کامل به داخل پا منتقل کرد و میزان باقی‌ ماندن جای زخم را کاهش داد.نام نسل قبلی این ابزار برای افزایش طول اندام پریسایس ۲ بود.

در این روش، یک میله تیتانیومی با قابلیت افزایش طول درون استخوان ران یا ساق قرار می‌گیرد و با یک دستگاه مغناطیسی خارجی، هر روز اندکی بلندتر می‌شود تا فاصله میان دو بخش استخوان به‌تدریج افزایش یابد و استخوان جدید آنجا شکل بگیرد.تفاوت اصلی پریسایس ۲ با پی‌مکس جدید این است که پریسایس ۲ توان تحمل کامل وزن بدن را نداشت و بیمار معمولا چند ماه به عصا یا واکر نیاز داشت، اما پی‌مکس برای تحمل کامل وزن بدن طراحی شده است.

به گفته دکتر درور پیلی، بیماران معمولا پس از حدود ۹ ماه، نزدیک به ۹۰ درصد توانایی پیشین خود را باز می‌یابند و حدود یک سال پس از جراحی، می‌توانند به فعالیت‌های عادی بازگردند.

https://health.yahoo.com/treatments/surgeries/articles/why-leg-lengthening-surgeries-men-215745750.html

🆔@ScientificDialectics
2
💢تحقیقی تازه: پروتین کمتر به پیری سالم‌تر کمک می‌کند

بر اساس پژوهش‌های جدید که یکی از رایج‌ترین فرض‌ها درباره سبک زندگی سالم را زیر سوال می‌برد، کاهش مصرف پروتئین شاید کلید طول عمر بیشتر و حفظ سلامت باشد.


از پودرهای پروتین گرفته تا انرژی‌بارهای غنی از پروتین، «پروتین‌مکسینگ» روندی که در آن افراد مقدار زیادی پروتین مصرف می‌کنند به یکی از بزرگ‌ترین مدهای تندرستی این دهه تبدیل شده است. اما هم‌زمان با سالمندتر شدن جمعیت جهان، پژوهش تازه‌ای (منبع به زبان انگلیسی) نشان می‌دهد که کمتر خوردن شاید راه هوشمندانه‌تری برای رسیدن به عمری طولانی‌تر و سالم‌تر باشد.

پژوهشگران دانشگاه ویسکانسین-مدیسن در آمریکا پس از تحلیل بیش از ۳۰۰ مطالعه دریافتند که هرچند دستورالعمل‌های رسمی اغلب رژیم‌های پرپروتین را توصیه می‌کنند، شواهد جدید نشان می‌دهد کاهش میزان پروتین می‌تواند بیماری‌های مرتبط با سن مانند دیابت و سرطان را کم کند. با پیرتر شدن جمعیت جهان، یافتن مداخله‌هایی که به سالمندی سالم کمک کند و بار بیماری‌های وابسته به سن را کاهش دهد بیش از پیش ضروری شده است.

دادلی لمینگ، نویسنده این مطالعه، در یک بیانیه خبری گفت: «کاملا روشن است که پروتین برای رشد عضلات و واکنش بدن افراد فعال به ورزش فوایدی دارد.» او افزود: «اما چون بیشتر مردم نسبتا کم‌تحرکند، احتمالا بسیاری بیش از نیازشان پروتین مصرف می‌کنند؛ چیزی که احتمالا پیامدهای نافی برای سلامت دارد.»

این مطالعه نشان داد رژیم کم‌پروتین با کاهش بافت چربی، افزایش مصرف انرژی و بهبود ثبات قند خون، عملکرد سوخت‌وساز بدن را بهتر می‌کند.در مطالعات انسانی و حیوانی، مصرف رژیم‌های کم‌پروتین‌تر به کنترل بهتر قند خون و کاهش چربی بدن منجر شد، حتی زمانی که افراد کالری بیشتری به طور کلی مصرف می‌کردند.

این اثر تا حد زیادی ناشی از «هورمون محافظتی» موسوم به FGF21 است که هنگام پایین بودن میزان پروتین افزایش می‌یابد و به بدن کمک می‌کند انرژی را کارآمدتر بسوزاند.

پژوهشگران دریافتند مصرف کمتر پروتین به بدن کمک می‌کند وارد حالت «ترمیم و پاکسازی» شود که اتوفاژی نام دارد. این فرایند به بدن امکان می‌دهد «زباله‌های سلولی» مانند پروتین‌های معیوب و بخش‌های آسیب‌دیده را حذف کند و به این ترتیب سلول‌ها جوان‌تر بمانند.

با این حال، در این مطالعه تاکید شده است که رژیم کم‌پروتین برای همه مناسب نیست. برخی گروه‌ها از جمله زنان باردار و کودکان در حال رشد که برای رشد به پروتین نیاز دارند، سالمندان و افرادی که در حال بهبود از آسیب‌های جدی هستند، باید از محدود کردن پروتین خودداری کنند.

اداره ایمنی غذایی اروپا (EFSA) و سازمان جهانی بهداشت (WHO) میزان مرجع مصرف پروتین برای جمعیت را ۸۳ صدم گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز تعیین کرده‌اند.هر دو نهاد معتقدند مصرف تا دو برابر این مقدار برای بیشتر افراد ایمن است و تاکید می‌کنند شواهد مربوط به اثرات مصرف‌های بسیار بالای پروتین همچنان محل بحث است.EFSA همچنین خاطرنشان می‌کند داده‌های موجود برای تعیین نیاز پروتینی مشخص سالمندان کافی نیست و توصیه می‌کند آنها دست‌کم به اندازه بزرگسالان جوان‌تر پروتین مصرف کنند.

لمینگ می‌گوید: «در توصیه‌های اخیر از مردم خواسته شده پروتین بیشتری بخورند، اما همزمان تشویق شده‌اند بیشتر ورزش کنند.»او ادامه می‌دهد: «احتمالا باید توصیه‌های مربوط به پروتین را نه فقط بر اساس سن، بلکه بر پایه میزان فعالیت بدنی افراد شخصی‌سازی کنیم.»

نویسندگان در جمع‌بندی گفتند هرچند بسیاری از مردم هم‌اکنون بسیار بیش از نیازشان پروتین می‌خورند و می‌توانند از محدود کردن آن سود ببرند، پژوهشگران بالینی هنوز باید برای طراحی «رژیم‌های مناسب برای هر فرد» بر اساس وضعیت سلامت و عوامل سبک‌زندگی شخصی آنها تلاش کنند.

🆔@ScientificDialectics
2
Forwarded from Scientometrics
آیا فرزند چندم خانواده بودن با خطر ابتلا به بیماری‌ها ارتباط دارد؟

پژوهشگران در یک مطالعه بزرگ که در مجله Nature Health منتشر شده (لینک)، با بهره‌گیری از دو طراحی مکمل شامل یک کوهورت بین‌خانوادگی (روی ۱/۶ میلیون نمونه همتاسازی شده) و یک مقایسه درون‌خانوادگی (روی ۵/۱ میلیون خانواده) به بررسی ۵۶۹ بیماری مختلف پرداخته‌اند تا تاثیر ترتیب تولد (Birth Order) را بر الگوی بروز بیماری‌ها ارریابی کنند.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، فرزندان اول (First-borns) بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات تکاملی-عصبی، بیماری‌های روانی و اختلالات ایمنی و آلرژیک قرار دارند. در این گروه، بیماری‌هایی مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، سندروم تورِت (Tourette syndrome)، اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن (Eating disorders) و همچنین آلرژی‌های غذایی و التهاب بینی آلرژیک، شیوع بیشتری نشان می‌دهند.

در مقابل، فرزندان دوم (Second-borns) ریسک بالاتری را برای ابتلا به اختلالات رفتاری، گوارشی، عفونی و عضلانی-اسکلتی تجربه می‌کنند. سوءمصرف مواد، بیماری‌های گوارشی (Gastritis / Duodenitis)، میگرن، سردردهای عودکننده، عفونت‌هایی نظیر زونا و بیماری‌های منتقل‌شونده از راه جنسی، مشکلات عضلانی-اسکلتی مانند تنگی کانال نخاعی و همچنین آریتمی‌های قلبی از جمله مواردی هستند که در فرزندان دوم غلبه دارند.

تطابق ۷۴/۲ درصدی یافته‌ها در مفایسه‌های درون‌خانوادگی نشان می‌دهد که ترتیب تولد یک فاکتور ساختاری در الگوی بروز بیماری‌ها در انسان است که احتمالا تحت تاثیر فاکتورهای محیطی اولیه و ایمونولوژیک در دوران کودکی شکل می‌گیرد.

@Scientometric
💢غذاهای فوق‌فراوری‌شده چگونه مغز را فریب می‌دهند؟

بسیاری از غذاهای فوق‌فراوری‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیام‌های طبیعی سیری را تضعیف کنند
.

احتمالا برایتان پیش آمده که پس از خوردن یک وعده غذایی کامل، نتوانید در برابر یک بسته چیپس یا چند تکه شکلات مقاومت کنید. شاید تصور کنید به کمبود اراده مربوط است، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد ماجرا پیچیده‌تر از این است.

این نوع غذاها با دستکاری سامانه پاداش و پیام‌های سیری در مغز، میل به ادامه دادن خوردن را تقویت می‌کنند. با این حال، متخصصان هشدار می‌دهند نباید تأثیر آنها را با مواد اعتیادآور یکسان دانست.

بسیاری از غذاهای فوق‌فراوری‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیام‌های طبیعی سیری را تضعیف کنند. دانشمندان اکنون  این موضوع را بررسی می‌کنند که این محصولات دقیقا چگونه بر رفتار غذایی انسان تأثیر می‌گذارند.

البته آگاهی از این سازوکارها به‌تنهایی هوس خوردن را از بین نمی‌برد، اما دست‌کم نشان می‌دهد مسأله فقط به قدرت اراده مربوط نیست، بلکه ما با محصولاتی روبه‌رو هستیم که به طور هدفمند برای تحریک بیشتر اشتها طراحی شده‌اند.

همه چیز از فرمول ساخت این محصولات آغاز می‌شود. غذاهای فوق‌فراوری‌شده معمولا مقادیر زیادی از ترکیب چربی، قند و نمک دارند. این ترکیب به‌ندرت در مواد غذایی طبیعی یافت می‌شود، اما مغز آن را بسیار لذت‌بخش ارزیابی می‌کند.

تولیدکنندگان فرمول غذا را بر اساس مفهومی تنظیم می‌کنند که در صنایع غذایی به آن «نقطه اوج لذت» (bliss point) گفته می‌شود؛ یعنی ترکیبی از قند، چربی، نمک و بافت (texture) که بیشترین میزان لذت را ایجاد می‌کند.در مقابل، غذاهای کامل به طور طبیعی حاوی فیبر، آب و پروتئین هستند؛ موادی که به مغز پیام سیری می‌دهند و به توقف غذا خوردن کمک می‌کنند.

بسیاری از غذاهای فوق‌فراوری‌شده به شکلی تولید می‌شوند که میل به ادامه خوردن را افزایش دهند. پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهند غذاهای فوق‌فراوری‌شده در سازوکار طبیعی تنظیم اشتها اختلال ایجاد می‌کنند و پیام‌هایی را که معمولا پایان یک وعده غذایی را به مغز مخابره می‌کنند، تضعیف کنند.

مطالعات انجام‌شده روی حیوانات نشان می‌دهد مصرف مداوم این غذاها به مرور حساسیت سامانه پاداش مغز به دوپامین را کاهش دهد. در نتیجه، فرد برای تجربه همان میزان لذت، به مصرف غذای بیشتری نیاز پیدا می‌کند و انگیزه غذا خوردن به‌تدریج از «گرسنه‌ام» به «آن را دیدم، پس می‌خواهمش» تغییر می‌کند

برخی مطالعات بزرگ جمعیتی نشان داده‌اند افرادی که بیشتر از غذاهای فوق‌فراوری‌شده استفاده می‌کنند، ممکن است با کاهش سریع‌تر عملکرد شناختی نیز مواجه شوند. این یافته‌ها نشان می‌دهد پیامدهای این غذاها تنها به افزایش وزن محدود نمی‌شود.

به رغم این یافته‌ها، متخصصان هشدار می‌دهند نباید درباره تأثیر غذاهای فوق‌فراوری‌شده بر مغز اغراق کرد. برای مثال، این ادعا که این غذاها دقیقا همان واکنش مغزی مواد مخدری مانند کوکائین را ایجاد می‌کنند، با شواهد علمی موجود همخوانی ندارد.

در یکی از مطالعات منتشرشده در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری «پی‌ئی‌تی» (‌PET) میزان ترشح دوپامین در مغز حدود ۵۰ بزرگسال را پس از مصرف یک میلک‌شیک فوق‌فراوری‌شده اندازه‌گیری کردند.نتایج نشان داد واکنش افراد بسیار متفاوت است و افزایش دوپامین به‌مراتب کمتر از آن چیزی بود که برخی نظریه‌های مربوط به «اعتیاد به غذا» پیش‌بینی می‌کنند؛ حتی در برخی موارد، این تغییرات آن‌قدر اندک بود که به‌سختی قابل تشخیص بود.

به همین دلیل، «اعتیاد به غذا» همچنان موضوعی بحث‌برانگیز در جامعه علمی است و هنوز به منزله یک تشخیص رسمی پزشکی پذیرفته نشده است.در عین حال، شواهد موجود نشان می‌دهد این غذاها می‌توانند بر اشتها، احساس سیری و سامانه پاداش مغز تأثیر بگذارند، اما سازوکار این تأثیرات پیچیده است و از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد.

با این حال، پژوهشگران می‌گویند این روند بازگشت‌پذیر است و با تغییر الگوی غذایی می‌توان تا حدی حساسیت مغز به پیام‌های سیری را بازیابی کرد. یکی از مهم‌ترین توصیه‌ها، افزایش مصرف غذاهای کامل یا کم‌فراوری‌شده است؛ غذاهایی که به‌دلیل داشتن فیبر، پروتئین و آب بیشتر، احساس سیری را تقویت می‌کنند.

توصیه می‌کنند وعده‌های غذایی بر پایه پروتئین و فیبر تنظیم شوند، زیرا این دو ماده مغذی نقش مهمی در کنترل اشتها و کاهش پرخوری دارند.آهسته غذا خوردن نیز مؤثر است. حدود ۲۰ دقیقه طول می‌کشد تا مغز پیام سیری را به طور کامل دریافت و پردازش کند؛ بنابراین، سریع غذا خوردن باعث می‌شود احساس سیری دیر مخابره شود.

https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/healthy-eating/articles/ultra-processed-foods-rewiring-brain-204100346.html

🆔@ScientificDialectics
3
💢فریب دوش آب یخ را نخورید؛ بهترین راه خنک شدن پیش از خواب چیز دیگری است

در شب‌های گرم تابستان، زمانی که گرما خواب را از چشم بسیاری می‌گیرد، دوش آب یخ اغلب به عنوان سریع‌ترین راه برای خنک شدن پیشنهاد می‌شود. اما متخصصان فیزیولوژی می‌گویند این راهکار، دست‌کم برای افرادی که فقط می‌خواهند راحت‌تر به خواب بروند، بهترین انتخاب نیست
.

مایک تیپتون، استاد فیزیولوژی انسانی و کاربردی در دانشگاه پورتسموث بریتانیا، توضیح می‌دهد که قرار گرفتن ناگهانی زیر دوش بسیار سرد، بدن را وارد وضعیت هشدار می‌کند. به گفته او، شوک ناشی از آب سرد باعث ترشح هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول می‌شود؛ هورمون‌هایی که وظیفه دارند بدن را هوشیار و آماده واکنش نگه دارند، نه اینکه آن را برای خواب آماده کنند.

چرا آب بسیار سرد همیشه بدن را خنک‌تر نمی‌کند؟بدن انسان برای تنظیم دمای خود از طریق جریان خون عمل می‌کند. زمانی که هوا گرم است، رگ‌های خونی نزدیک سطح پوست گشاد می‌شوند تا خون گرم بیشتری به سطح پوست برسد و گرما راحت‌تر به محیط منتقل شود.

اما تماس با آب بسیار سرد دقیقا واکنش معکوس ایجاد می‌کند. رگ‌های خونی سطح پوست منقبض می‌شوند و جریان خون به پوست کاهش می‌یابد تا بدن از هدر رفتن گرما جلوگیری کند. در نتیجه، گرمای موجود در بخش‌های عمقی بدن برای مدت بیشتری در داخل بدن باقی می‌ماند و روند دفع آن کندتر می‌شود.

به گفته تیپتون، اگرچه این گرما در نهایت از بدن خارج خواهد شد، اما انتقال آن از مرکز بدن به پوست و سپس به محیط زمان بیشتری می‌برد.

چه زمانی آب یخ توصیه می‌شود؟کارشناسان تاکید می‌کنند که آب بسیار سرد در برخی شرایط پزشکی می‌تواند نجات‌بخش باشد. برای مثال، در گرمازدگی شدید که سازوکار طبیعی تنظیم دمای بدن از کار افتاده است، غوطه‌ور کردن فرد در آب بسیار سرد یکی از موثرترین روش‌ها برای پایین آوردن سریع دمای بدن محسوب می‌شود.

اما این شرایط با فردی که تنها در یک شب گرم تابستانی احساس گرما می‌کند و قصد خوابیدن دارد، تفاوت اساسی دارد. به گفته این متخصص، استفاده از این روش برای افراد سالمی که فقط می‌خواهند پیش از خواب خنک شوند، لزوما بهترین انتخاب نیست.

به گفته مایک تیپتون، اگر هدف، کاهش دمای بدن و آماده شدن برای خواب باشد، دوش با آب ولرم نتیجه بهتری دارد. آب ولرم اجازه می‌دهد جریان خون در پوست همچنان حفظ شود و گرمای بدن به‌آرامی و به شکل موثرتری به محیط منتقل شود، بدون آنکه واکنش استرسی ناشی از تماس با آب بسیار سرد ایجاد شود.

او می‌گوید دمای ایده‌آل آب برای این منظور در افراد مختلف می‌تواند متفاوت باشد، اما معمولا در محدوده میانی تا بالای ۲۰ درجه سانتی‌گراد قرار می‌گیرد؛ در حالی که آبی با دمای کمتر از ۱۰ درجه سانتی‌گراد در محدوده آب بسیار سرد یا یخ محسوب می‌شود.

در نتیجه، برخلاف تصور رایج، اگر هدف تنها خواب راحت‌تر در یک شب گرم باشد، دوش ولرم احتمالا انتخاب موثرتری از دوش آب یخ است؛ هرچند تحمل گرما و واکنش بدن به دمای آب می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/aug/03/is-it-true-that-a-cold-shower-is-the-best-way-to-cool-down-on-a-hot-night

🆔@ScientificDialectics
3👍1