💢احتمال ممنوعیت عینک متا به دلیل قابلیت فیلمبرداری پنهانی
توماس فوکس، مسئول حفاظت از دادهها در هامبورگ، احتمال ممنوعیت عینکهای هوشمند شرکت متا را در آلمان محتمل دانسته است. دلیل این هشدار، امکان فیلمبرداری نامحسوس و غیرقانونی در اماکن عمومی با این عینکها است. عینکهای متا شبیه عینکهای معمولی هستند اما بهراحتی میتوان با آنها ضبط کرد. این امر قوانین حفاظت از دادهها را نقض میکند. آژانس شبکه فدرال آلمان در حال بررسی اقدامات بعدی برای ممنوعیت احتمالی این محصول است.
توماس فوکس، مسئول حفاظت از دادهها و آزادی اطلاعات در هامبورگ درباره عینکهای هوشمند متا هشدار داده است. او بر این اساس، ممنوعیت فروش این عینکها را که امکان فیلمبرداری مخفیانه را فراهم میکنند، دور از ذهن نمیداند.
توماس فوکس، مسئول حفاظت از دادهها و آزادی اطلاعات در هامبورگ آلمان، فیلمبرداری نامحسوس با عینکهای هوشمند را "غیرقانونی" دانسته و در این زمینه هشدار داده است.
عینکهای هوشمند شرکت متا بهسختی از عینکهای معمولی قابل تشخیصاند. اما مشکل اصلی اینجاست که آنها علاوه بر برخورداری از این ویژگی میتوانند فیلمبرداری و عکاسی هم بکنند، آن هم به شکلی کاملا نامحسوس و مخفیانه.
تنها یک چراغ کوچک در حاشیه این عینکها نشان میدهد که دستگاه در حال ضبط است؛ عینکهایی که استفاده از آنها روزبهروز بیشتر میشود.
توماس فوکس مسئول بررسی خدمات شرکت متا در آلمان است. نهاد تحت مدیریت او عینکهای متا را به طور مفصل آزمایش کرده و اکنون به این نتیجه رسیده است که فیلمبرداری نامحسوس در اماکن عمومی، قوانین حفاظت از دادهها را نقض میکند.
به همین دلیل، این نهاد در حال برخورد با این موضوع و وضع جریمههای نقدی در این زمینه است.
فوکس پس از بررسیهای جامع، ممنوعیت کامل این عینکها در آلمان را کاملا محتمل دانسته است. چرا که به باور او، نگه داشتن و فروش تجهیزات ضبط صدا یا تصویر که ظاهری مانند اشیاء معمول و روزمره دارند اما داخل آنها دوربین یا میکروفون کار گذاشته شده در آلمان ممنوع است.
طبق ارزیابی فوکس، عینکهای متا چیزی جز دوربینهای مخفیسازیشده نیستند.
مرجع ذیصلاح برای صدور چنین ممنوعیتی در این کشور آژانس شبکه فدرال آلمان (Bundesnetzagentur) است که ظاهرا در حال حاضر در حال بررسی اقدامات بعدی است.
در صورت تصویب این ممنوعیت، شرکت متا دیگر مجاز به فروش این عینکها در آلمان نخواهد بود.
https://www.tagesschau.de/inland/innenpolitik/smart-glasses-verbot-100.html
🆔@ScientificDialectics
توماس فوکس، مسئول حفاظت از دادهها در هامبورگ، احتمال ممنوعیت عینکهای هوشمند شرکت متا را در آلمان محتمل دانسته است. دلیل این هشدار، امکان فیلمبرداری نامحسوس و غیرقانونی در اماکن عمومی با این عینکها است. عینکهای متا شبیه عینکهای معمولی هستند اما بهراحتی میتوان با آنها ضبط کرد. این امر قوانین حفاظت از دادهها را نقض میکند. آژانس شبکه فدرال آلمان در حال بررسی اقدامات بعدی برای ممنوعیت احتمالی این محصول است.
توماس فوکس، مسئول حفاظت از دادهها و آزادی اطلاعات در هامبورگ درباره عینکهای هوشمند متا هشدار داده است. او بر این اساس، ممنوعیت فروش این عینکها را که امکان فیلمبرداری مخفیانه را فراهم میکنند، دور از ذهن نمیداند.
توماس فوکس، مسئول حفاظت از دادهها و آزادی اطلاعات در هامبورگ آلمان، فیلمبرداری نامحسوس با عینکهای هوشمند را "غیرقانونی" دانسته و در این زمینه هشدار داده است.
عینکهای هوشمند شرکت متا بهسختی از عینکهای معمولی قابل تشخیصاند. اما مشکل اصلی اینجاست که آنها علاوه بر برخورداری از این ویژگی میتوانند فیلمبرداری و عکاسی هم بکنند، آن هم به شکلی کاملا نامحسوس و مخفیانه.
تنها یک چراغ کوچک در حاشیه این عینکها نشان میدهد که دستگاه در حال ضبط است؛ عینکهایی که استفاده از آنها روزبهروز بیشتر میشود.
توماس فوکس مسئول بررسی خدمات شرکت متا در آلمان است. نهاد تحت مدیریت او عینکهای متا را به طور مفصل آزمایش کرده و اکنون به این نتیجه رسیده است که فیلمبرداری نامحسوس در اماکن عمومی، قوانین حفاظت از دادهها را نقض میکند.
به همین دلیل، این نهاد در حال برخورد با این موضوع و وضع جریمههای نقدی در این زمینه است.
فوکس پس از بررسیهای جامع، ممنوعیت کامل این عینکها در آلمان را کاملا محتمل دانسته است. چرا که به باور او، نگه داشتن و فروش تجهیزات ضبط صدا یا تصویر که ظاهری مانند اشیاء معمول و روزمره دارند اما داخل آنها دوربین یا میکروفون کار گذاشته شده در آلمان ممنوع است.
طبق ارزیابی فوکس، عینکهای متا چیزی جز دوربینهای مخفیسازیشده نیستند.
مرجع ذیصلاح برای صدور چنین ممنوعیتی در این کشور آژانس شبکه فدرال آلمان (Bundesnetzagentur) است که ظاهرا در حال حاضر در حال بررسی اقدامات بعدی است.
در صورت تصویب این ممنوعیت، شرکت متا دیگر مجاز به فروش این عینکها در آلمان نخواهد بود.
https://www.tagesschau.de/inland/innenpolitik/smart-glasses-verbot-100.html
🆔@ScientificDialectics
tagesschau
Hamburger Datenschutzbeauftragter: Verbot von Meta Glasses möglich
Der Hamburger Datenschutzbeauftragte Fuchs warnt vor Meta Smart Glasses: Die Brillen, die kaum von normalen Brillen zu unterscheiden sind, ermöglichen heimliches Filmen. Ein Verbot sei nicht ausgeschlossen. Von Antonetta Stephany.
❤3
💢پاسخ علم به یکی از قدیمیترین پرسشهای بشر؛ مغز چگونه تصمیم میگیرد عاشق چه کسی شویم؟
آیا عاشق شدن فقط یک اتفاق احساسی است یا مغز، پیش از آنکه خودمان متوجه شویم، درباره شریک عاطفی آیندهمان تصمیم میگیرد؟ آیا مغز ما از قبل شریک عاطفی خود را انتخاب کرده؟ اینها از قدیمیترین پرسشهایی هستند که ذهن بشر را به خود مشغول کردهاند. دانشمندان به چه یافتههایی دست یافتهاند؟
این پرسشی است که دانشمندان علوم اعصاب، روانشناسان و زیستشناسان تکاملی سالهاست به دنبال پاسخ آن هستند. نتیجه دههها پژوهش نشان میدهد عشق، برخلاف تصور رایج، نه صرفا یک احساس مرموز، بلکه محصول تعامل پیچیده میلیاردها سلول عصبی، هورمونها، ژنها، خاطرات و تجربههای زندگی است.
اما این به آن معنا نیست که دانشمندان فرمول عشق را کشف کردهاند. برعکس، آنها میگویند مغز انسان تنها «احتمال» عاشق شدن را شکل میدهد، نه اینکه بتواند از پیش تعیین کند چه کسی شریک زندگی ما خواهد شد.
مغز در چند ثانیه اول چه چیزی را ارزیابی میکند؟ پژوهشها نشان میدهد مغز در همان لحظات نخست ملاقات با یک فرد، حجم زیادی از اطلاعات را به سرعت پردازش میکند.چهره، لحن صدا، حالت چشمها، زبان بدن، بوی طبیعی بدن، نحوه صحبت کردن و حتی شباهتهای رفتاری، همگی در این ارزیابی اولیه نقش دارند. بخش زیادی از این پردازشها خارج از آگاهی ما انجام میشود و پیش از آنکه خودمان احساس کنیم به کسی علاقهمند شدهایم، مغز در حال مقایسه اطلاعات جدید با خاطرات، تجربههای گذشته و الگوهای ذهنی ذخیرهشده است.
عشق از کدام بخش مغز آغاز میشود؟برخلاف تصور، عشق در یک نقطه مشخص از مغز شکل نمیگیرد.تصویربرداریهای fMRI نشان میدهد وقتی افراد به تصویر کسی که عاشق او هستند نگاه میکنند، ناحیهای به نام ناحیه تگمنتوم شکمی (Ventral Tegmental Area) و بخشهایی از هسته دمی (Caudate Nucleus) فعال میشود؛ مناطقی که به سیستم پاداش مغز تعلق دارند و در احساس انگیزه، لذت و یادگیری نقش اساسی دارند.
به همین دلیل است که دانشمندان گاهی عشق رمانتیک را نوعی «سیستم انگیزشی» توصیف میکنند، نه صرفاً یک احساس.دوپامین؛ مادهای که باعث میشود مدام به یک نفر فکر کنیمیکی از مهمترین بازیگران این فرآیند، دوپامین است.وقتی فردی برای ما جذاب میشود، فعالیت سیستم پاداش مغز افزایش مییابد و دوپامین بیشتری ترشح میشود. نتیجه آن احساس سرخوشی، افزایش انرژی، تمرکز روی یک فرد خاص و میل شدید به دیدن دوباره اوست.
همین شباهت باعث شده برخی پژوهشگران بگویند مراحل اولیه عاشق شدن، از نظر فعالیت مغزی، شباهتهایی با برخی انواع اعتیاد دارد؛ البته این به معنای بیمار بودن عشق نیست، بلکه نشان میدهد هر دو از مدارهای پاداش مغز استفاده میکنند.
پس نقش «هورمون عشق» چیست؟در رسانهها معمولا از اکسیتوسین با عنوان «هورمون عشق» یاد میشود، اما واقعیت کمی پیچیدهتر است.اکسیتوسین بیشتر در شکلگیری اعتماد، احساس امنیت، همدلی و پیوند عاطفی نقش دارد. هورمون دیگری به نام وازوپرسین نیز در ایجاد دلبستگی بلندمدت، بهویژه در مطالعات حیوانی، اهمیت زیادی دارد.
به بیان دیگر، اگر دوپامین بیشتر با هیجان و کشش اولیه ارتباط داشته باشد، اکسیتوسین و وازوپرسین در تبدیل آن کشش به یک رابطه پایدار نقش پررنگتری ایفا میکنند.آیا ژنتیک هم در انتخاب شریک زندگی نقش دارد؟
مطالعات نشان دادهاند تفاوتهای ژنتیکی میتوانند بر نحوه عملکرد گیرندههای دوپامین، اکسیتوسین و وازوپرسین اثر بگذارند و در نتیجه، بر شیوه شکلگیری روابط عاطفی تأثیر بگذارند.
پژوهشگران همچنین سالهاست درباره نقش مجموعه ژنی MHC یا همان ژنهای مرتبط با سیستم ایمنی تحقیق میکنند. برخی مطالعات نشان دادهاند انسانها ممکن است ناخودآگاه به بوی بدن افرادی جذب شوند که از نظر این ژنها با آنها تفاوت بیشتری دارند؛ تفاوتی که از دیدگاه تکاملی میتواند به داشتن فرزندانی با سیستم ایمنی متنوعتر کمک کند.
با این حال، نتایج این پژوهشها همیشه یکسان نبوده و هنوز اجماع علمی کاملی درباره آن وجود ندارد.آیا تجربههای کودکی بر انتخاب شریک زندگی اثر میگذارد؟بله، و شاید بیش از آنچه تصور میکنیم.
روانشناسان معتقدند سبک دلبستگی که در سالهای نخست زندگی شکل میگیرد، میتواند بر روابط عاطفی بزرگسالی اثر بگذارد.کسانی که در کودکی احساس امنیت و حمایت بیشتری تجربه کردهاند، به طور متوسط روابط باثباتتری برقرار میکنند.
آیا عاشق شدن فقط یک اتفاق احساسی است یا مغز، پیش از آنکه خودمان متوجه شویم، درباره شریک عاطفی آیندهمان تصمیم میگیرد؟ آیا مغز ما از قبل شریک عاطفی خود را انتخاب کرده؟ اینها از قدیمیترین پرسشهایی هستند که ذهن بشر را به خود مشغول کردهاند. دانشمندان به چه یافتههایی دست یافتهاند؟
این پرسشی است که دانشمندان علوم اعصاب، روانشناسان و زیستشناسان تکاملی سالهاست به دنبال پاسخ آن هستند. نتیجه دههها پژوهش نشان میدهد عشق، برخلاف تصور رایج، نه صرفا یک احساس مرموز، بلکه محصول تعامل پیچیده میلیاردها سلول عصبی، هورمونها، ژنها، خاطرات و تجربههای زندگی است.
اما این به آن معنا نیست که دانشمندان فرمول عشق را کشف کردهاند. برعکس، آنها میگویند مغز انسان تنها «احتمال» عاشق شدن را شکل میدهد، نه اینکه بتواند از پیش تعیین کند چه کسی شریک زندگی ما خواهد شد.
مغز در چند ثانیه اول چه چیزی را ارزیابی میکند؟ پژوهشها نشان میدهد مغز در همان لحظات نخست ملاقات با یک فرد، حجم زیادی از اطلاعات را به سرعت پردازش میکند.چهره، لحن صدا، حالت چشمها، زبان بدن، بوی طبیعی بدن، نحوه صحبت کردن و حتی شباهتهای رفتاری، همگی در این ارزیابی اولیه نقش دارند. بخش زیادی از این پردازشها خارج از آگاهی ما انجام میشود و پیش از آنکه خودمان احساس کنیم به کسی علاقهمند شدهایم، مغز در حال مقایسه اطلاعات جدید با خاطرات، تجربههای گذشته و الگوهای ذهنی ذخیرهشده است.
عشق از کدام بخش مغز آغاز میشود؟برخلاف تصور، عشق در یک نقطه مشخص از مغز شکل نمیگیرد.تصویربرداریهای fMRI نشان میدهد وقتی افراد به تصویر کسی که عاشق او هستند نگاه میکنند، ناحیهای به نام ناحیه تگمنتوم شکمی (Ventral Tegmental Area) و بخشهایی از هسته دمی (Caudate Nucleus) فعال میشود؛ مناطقی که به سیستم پاداش مغز تعلق دارند و در احساس انگیزه، لذت و یادگیری نقش اساسی دارند.
به همین دلیل است که دانشمندان گاهی عشق رمانتیک را نوعی «سیستم انگیزشی» توصیف میکنند، نه صرفاً یک احساس.دوپامین؛ مادهای که باعث میشود مدام به یک نفر فکر کنیمیکی از مهمترین بازیگران این فرآیند، دوپامین است.وقتی فردی برای ما جذاب میشود، فعالیت سیستم پاداش مغز افزایش مییابد و دوپامین بیشتری ترشح میشود. نتیجه آن احساس سرخوشی، افزایش انرژی، تمرکز روی یک فرد خاص و میل شدید به دیدن دوباره اوست.
همین شباهت باعث شده برخی پژوهشگران بگویند مراحل اولیه عاشق شدن، از نظر فعالیت مغزی، شباهتهایی با برخی انواع اعتیاد دارد؛ البته این به معنای بیمار بودن عشق نیست، بلکه نشان میدهد هر دو از مدارهای پاداش مغز استفاده میکنند.
پس نقش «هورمون عشق» چیست؟در رسانهها معمولا از اکسیتوسین با عنوان «هورمون عشق» یاد میشود، اما واقعیت کمی پیچیدهتر است.اکسیتوسین بیشتر در شکلگیری اعتماد، احساس امنیت، همدلی و پیوند عاطفی نقش دارد. هورمون دیگری به نام وازوپرسین نیز در ایجاد دلبستگی بلندمدت، بهویژه در مطالعات حیوانی، اهمیت زیادی دارد.
به بیان دیگر، اگر دوپامین بیشتر با هیجان و کشش اولیه ارتباط داشته باشد، اکسیتوسین و وازوپرسین در تبدیل آن کشش به یک رابطه پایدار نقش پررنگتری ایفا میکنند.آیا ژنتیک هم در انتخاب شریک زندگی نقش دارد؟
مطالعات نشان دادهاند تفاوتهای ژنتیکی میتوانند بر نحوه عملکرد گیرندههای دوپامین، اکسیتوسین و وازوپرسین اثر بگذارند و در نتیجه، بر شیوه شکلگیری روابط عاطفی تأثیر بگذارند.
پژوهشگران همچنین سالهاست درباره نقش مجموعه ژنی MHC یا همان ژنهای مرتبط با سیستم ایمنی تحقیق میکنند. برخی مطالعات نشان دادهاند انسانها ممکن است ناخودآگاه به بوی بدن افرادی جذب شوند که از نظر این ژنها با آنها تفاوت بیشتری دارند؛ تفاوتی که از دیدگاه تکاملی میتواند به داشتن فرزندانی با سیستم ایمنی متنوعتر کمک کند.
با این حال، نتایج این پژوهشها همیشه یکسان نبوده و هنوز اجماع علمی کاملی درباره آن وجود ندارد.آیا تجربههای کودکی بر انتخاب شریک زندگی اثر میگذارد؟بله، و شاید بیش از آنچه تصور میکنیم.
روانشناسان معتقدند سبک دلبستگی که در سالهای نخست زندگی شکل میگیرد، میتواند بر روابط عاطفی بزرگسالی اثر بگذارد.کسانی که در کودکی احساس امنیت و حمایت بیشتری تجربه کردهاند، به طور متوسط روابط باثباتتری برقرار میکنند.
❤5
دیالکتیک علمی
💢پاسخ علم به یکی از قدیمیترین پرسشهای بشر؛ مغز چگونه تصمیم میگیرد عاشق چه کسی شویم؟ آیا عاشق شدن فقط یک اتفاق احساسی است یا مغز، پیش از آنکه خودمان متوجه شویم، درباره شریک عاطفی آیندهمان تصمیم میگیرد؟ آیا مغز ما از قبل شریک عاطفی خود را انتخاب کرده؟…
در مقابل، تجربههای دشوار یا روابط ناایمن ممکن است بر نحوه اعتماد کردن، صمیمیت یا انتخاب شریک زندگی تأثیر بگذارد.البته این به معنای آن نیست که گذشته، آینده عاطفی افراد را تعیین میکند؛ بلکه تنها یکی از عوامل اثرگذار است.
آیا مغز گاهی اشتباه میکند؟سیستم پاداش مغز برای افزایش احتمال تشکیل پیوندهای عاطفی تکامل یافته است، نه برای تضمین اینکه هر انتخاب بهترین انتخاب ممکن باشد.به همین دلیل، گاهی افراد جذب کسانی میشوند که برای آنها مناسب نیستند یا حتی رابطهای آسیبزا را ادامه میدهند.
پژوهشگران میگویند احساسات، خاطرات، تجربههای گذشته، شخصیت، شرایط اجتماعی و فرهنگ، همگی میتوانند بر تصمیمهای عاطفی ما اثر بگذارند.
آیا میتوان عشق را پیشبینی کرد؟با وجود پیشرفت علوم اعصاب، پاسخ هنوز منفی است.دانشمندان میتوانند توضیح دهند هنگام عاشق شدن چه تغییراتی در مغز رخ میدهد و کدام شبکههای عصبی فعال میشوند، اما هنوز هیچ آزمایش یا اسکن مغزی وجود ندارد که بتواند پیشبینی کند یک فرد عاشق چه کسی خواهد شد یا آیا یک رابطه دوام خواهد آورد.
شاید عاشق شدن یکی از شاعرانهترین تجربههای زندگی باشد، اما علم نشان میدهد این تجربه، همزمان یکی از پیچیدهترین فرآیندهای زیستی مغز نیز هست.وقتی عاشق میشویم، مغز از شبکهای گسترده از مدارهای عصبی، هورمونها، ژنها، خاطرات و تجربههای گذشته استفاده میکند تا از میان میلیاردها انسان، توجه ما را به یک نفر جلب کند.
با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که عشق را نمیتوان تنها با دوپامین، اکسیتوسین یا یک اسکن مغزی توضیح داد. آنچه ما عشق مینامیم، حاصل تعامل زیستشناسی، روانشناسی، تجربههای فردی و محیط اجتماعی است؛ تعاملی که هنوز همه رازهای آن برای علم آشکار نشده است.
https://www.nature.com/articles/nrn1853?utm%5Fsource=chatgpt.com
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/37372130/?utm%5Fsource=chatgpt.com
🆔@ScientificDialectics
آیا مغز گاهی اشتباه میکند؟سیستم پاداش مغز برای افزایش احتمال تشکیل پیوندهای عاطفی تکامل یافته است، نه برای تضمین اینکه هر انتخاب بهترین انتخاب ممکن باشد.به همین دلیل، گاهی افراد جذب کسانی میشوند که برای آنها مناسب نیستند یا حتی رابطهای آسیبزا را ادامه میدهند.
پژوهشگران میگویند احساسات، خاطرات، تجربههای گذشته، شخصیت، شرایط اجتماعی و فرهنگ، همگی میتوانند بر تصمیمهای عاطفی ما اثر بگذارند.
آیا میتوان عشق را پیشبینی کرد؟با وجود پیشرفت علوم اعصاب، پاسخ هنوز منفی است.دانشمندان میتوانند توضیح دهند هنگام عاشق شدن چه تغییراتی در مغز رخ میدهد و کدام شبکههای عصبی فعال میشوند، اما هنوز هیچ آزمایش یا اسکن مغزی وجود ندارد که بتواند پیشبینی کند یک فرد عاشق چه کسی خواهد شد یا آیا یک رابطه دوام خواهد آورد.
شاید عاشق شدن یکی از شاعرانهترین تجربههای زندگی باشد، اما علم نشان میدهد این تجربه، همزمان یکی از پیچیدهترین فرآیندهای زیستی مغز نیز هست.وقتی عاشق میشویم، مغز از شبکهای گسترده از مدارهای عصبی، هورمونها، ژنها، خاطرات و تجربههای گذشته استفاده میکند تا از میان میلیاردها انسان، توجه ما را به یک نفر جلب کند.
با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که عشق را نمیتوان تنها با دوپامین، اکسیتوسین یا یک اسکن مغزی توضیح داد. آنچه ما عشق مینامیم، حاصل تعامل زیستشناسی، روانشناسی، تجربههای فردی و محیط اجتماعی است؛ تعاملی که هنوز همه رازهای آن برای علم آشکار نشده است.
https://www.nature.com/articles/nrn1853?utm%5Fsource=chatgpt.com
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/37372130/?utm%5Fsource=chatgpt.com
🆔@ScientificDialectics
Nature
Addicted to love
Nature Reviews Neuroscience - Addicted to love
👍5
💢مطالعه جدید: عفونتهای تهاجمی قارچ شایعتر از تصور قبلی است
یک پژوهش جدید نشان میدهد عفونتهای تهاجمی قارچی خطری بزرگتر و شایعتر برای سلامت هستند و بیش از آنچه پیشتر تصور میشد شیوع دارند.
بر اساس یک مطالعه جدید، عفونتهای تهاجمی ناشی از کپک ممکن است خطری کمبرآوردشده و بالقوه مرگبار برای افرادی باشد که سیستم ایمنی ضعیفی دارند.
این یافتهها که این هفته منتشر شده (منبع به زبان انگلیسی) از سوی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالات متحده (سیدیسی)، با هدف درک بهتر میزان شیوع بیماریهای ناشی از کپک، موسوم به بیماریهای تهاجمی کپکی، انجام شده است.
جرمی گلد از سیدیسی، نویسنده مسئول این مطالعه، گفت: «این تا حدی اولین بار است که برآوردی مثل این داریم.»او افزود که درک ابعاد این مشکل حیاتی است، زیرا احتمالا در پی بلایای طبیعی مرتبط با تغییرات اقلیمی، مانند طوفانهای شدید و سیلها، افزایش خواهد یافت.در حال حاضر هیچ برآورد تجمیعشده جهانی از میزان بروز و مرگومیر ناشی از بیماریهای قارچی وجود ندارد.
مطالعهای در لانست در سال ۲۰۲۴ (منبع به زبان انگلیسی) بار بیماری جهانی را شامل ۶.۵ میلیون عفونت تهاجمی قارچی و ۳.۸ میلیون مرگ در هر سال برآورد کرده است. در سطح اروپا نیز هیچ سامانه ثبتی جامع وجود ندارد؛ عفونتهای تهاجمی قارچی مشمول گزارشدهی اجباری در سطح اتحادیه اروپا نیست و پایش آنها به مجموعهای پراکنده از برنامههای ملی متکی است.
گلد افزود در همین حال جمعیت سالمندانی که در برابر چنین بیماریهایی آسیبپذیرترند رو به افزایش است.بیماریهای تهاجمی ناشی از کپک مجموعهای متنوع از عفونتهای نادر و تهدیدکننده زندگی هستند که توسط گونههای خاصی از کپک ایجاد میشوند و میتوانند به بافتهای بدن حمله کرده و به آن آسیب بزنند.
اغلب عفونتها از طریق استنشاق هاگهای کپک رخ میدهد، هرچند قارچ میتواند از راه بریدگیها، زخمها یا تجهیزات پزشکی آلوده نیز وارد بدن شود.برای اکثر افراد، این هاگها مشکلی برای سلامت ایجاد نمیکنند، اما برای سالمندان، بیماران مبتلا به سرطان و دیگر افرادی که سیستم ایمنی تضعیفشدهای دارند میتواند تهدیدکننده جان باشد. درمان معمولا نیازمند دورههای طولانیمدت داروهای ضدقارچ است.
برای درک بهتر شیوع این موارد در سطح محلی، تیم پژوهشی با چهار بیمارستان در منطقه آتلانتا و درمانگاههای سرپایی وابسته به آنها همکاری کرد تا موارد احتمالی را در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ شناسایی کند.آنها در ابتدا نزدیک به هزار مورد احتمالی را شناسایی کردند، اما با کنار گذاشتن بیمارانی که نشانههایی از تماس با کپک داشتند اما معیارهای بیماری تهاجمی کپکی را نداشتند، این تعداد را به حدود ۴۵۰ مورد کاهش دادند.
این تیم دریافت که بیمارستانها میتوانند انتظار داشته باشند به ازای هر ۱۰۰ تخت بستری، سالانه بین سه تا پنج مورد از این عفونتها را ببینند؛ نرخها در بیمارستانهای بزرگ دانشگاهی که معمولا با بیماریهای پیچیدهتر سروکار دارند بالاتر است.بیشتر بیماران مبتلا، سیستم ایمنی مختلشدهای داشتند یا در شماری از موارد بر اثر ابتلا قبلی به کووید ۱۹ تضعیف شده بودند.
گلد گفت قرار گرفتن در معرض کپک میتواند در بیمارستانها یا دیگر مراکز درمانی رخ دهد، اما این مطالعه تلاشی برای تعیین محل اولیه تماس هر بیمار انجام نداده است.او افزود که این دادهها باید معیاری در اختیار مدیران بیمارستانها قرار دهد تا تشخیص دهند آیا تعداد موارد خودشان در محدوده مورد انتظار قرار دارد یا نشانهای از یک شیوع احتمالی است.
🆔@ScientificDialectics
یک پژوهش جدید نشان میدهد عفونتهای تهاجمی قارچی خطری بزرگتر و شایعتر برای سلامت هستند و بیش از آنچه پیشتر تصور میشد شیوع دارند.
بر اساس یک مطالعه جدید، عفونتهای تهاجمی ناشی از کپک ممکن است خطری کمبرآوردشده و بالقوه مرگبار برای افرادی باشد که سیستم ایمنی ضعیفی دارند.
این یافتهها که این هفته منتشر شده (منبع به زبان انگلیسی) از سوی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالات متحده (سیدیسی)، با هدف درک بهتر میزان شیوع بیماریهای ناشی از کپک، موسوم به بیماریهای تهاجمی کپکی، انجام شده است.
جرمی گلد از سیدیسی، نویسنده مسئول این مطالعه، گفت: «این تا حدی اولین بار است که برآوردی مثل این داریم.»او افزود که درک ابعاد این مشکل حیاتی است، زیرا احتمالا در پی بلایای طبیعی مرتبط با تغییرات اقلیمی، مانند طوفانهای شدید و سیلها، افزایش خواهد یافت.در حال حاضر هیچ برآورد تجمیعشده جهانی از میزان بروز و مرگومیر ناشی از بیماریهای قارچی وجود ندارد.
مطالعهای در لانست در سال ۲۰۲۴ (منبع به زبان انگلیسی) بار بیماری جهانی را شامل ۶.۵ میلیون عفونت تهاجمی قارچی و ۳.۸ میلیون مرگ در هر سال برآورد کرده است. در سطح اروپا نیز هیچ سامانه ثبتی جامع وجود ندارد؛ عفونتهای تهاجمی قارچی مشمول گزارشدهی اجباری در سطح اتحادیه اروپا نیست و پایش آنها به مجموعهای پراکنده از برنامههای ملی متکی است.
گلد افزود در همین حال جمعیت سالمندانی که در برابر چنین بیماریهایی آسیبپذیرترند رو به افزایش است.بیماریهای تهاجمی ناشی از کپک مجموعهای متنوع از عفونتهای نادر و تهدیدکننده زندگی هستند که توسط گونههای خاصی از کپک ایجاد میشوند و میتوانند به بافتهای بدن حمله کرده و به آن آسیب بزنند.
اغلب عفونتها از طریق استنشاق هاگهای کپک رخ میدهد، هرچند قارچ میتواند از راه بریدگیها، زخمها یا تجهیزات پزشکی آلوده نیز وارد بدن شود.برای اکثر افراد، این هاگها مشکلی برای سلامت ایجاد نمیکنند، اما برای سالمندان، بیماران مبتلا به سرطان و دیگر افرادی که سیستم ایمنی تضعیفشدهای دارند میتواند تهدیدکننده جان باشد. درمان معمولا نیازمند دورههای طولانیمدت داروهای ضدقارچ است.
برای درک بهتر شیوع این موارد در سطح محلی، تیم پژوهشی با چهار بیمارستان در منطقه آتلانتا و درمانگاههای سرپایی وابسته به آنها همکاری کرد تا موارد احتمالی را در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ شناسایی کند.آنها در ابتدا نزدیک به هزار مورد احتمالی را شناسایی کردند، اما با کنار گذاشتن بیمارانی که نشانههایی از تماس با کپک داشتند اما معیارهای بیماری تهاجمی کپکی را نداشتند، این تعداد را به حدود ۴۵۰ مورد کاهش دادند.
این تیم دریافت که بیمارستانها میتوانند انتظار داشته باشند به ازای هر ۱۰۰ تخت بستری، سالانه بین سه تا پنج مورد از این عفونتها را ببینند؛ نرخها در بیمارستانهای بزرگ دانشگاهی که معمولا با بیماریهای پیچیدهتر سروکار دارند بالاتر است.بیشتر بیماران مبتلا، سیستم ایمنی مختلشدهای داشتند یا در شماری از موارد بر اثر ابتلا قبلی به کووید ۱۹ تضعیف شده بودند.
گلد گفت قرار گرفتن در معرض کپک میتواند در بیمارستانها یا دیگر مراکز درمانی رخ دهد، اما این مطالعه تلاشی برای تعیین محل اولیه تماس هر بیمار انجام نداده است.او افزود که این دادهها باید معیاری در اختیار مدیران بیمارستانها قرار دهد تا تشخیص دهند آیا تعداد موارد خودشان در محدوده مورد انتظار قرار دارد یا نشانهای از یک شیوع احتمالی است.
🆔@ScientificDialectics
❤2
Forwarded from Scientometrics
چند روز پیش روز جهانی هپاتیت بود و من حالا اینجا نکاتی از گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت برای سال 2026 را در مورد وضعیت جهانی مبارزه با هپاتیتهای ویروسی B و C بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ اینجا قرار می دهم.
چشمانداز اصلی این سازمان، توقف کامل انتقال ویروس و حذف هپاتیت ویروسی به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تا سال ۲۰۳۰ است تا همه افراد مبتلا، به خدمات پیشگیری، مراقبت و درمان ایمن، مقرونبهصرفه و موثر دسترسی داشته باشند.
اهداف کلیدی تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ شامل کاهش ۶۵ درصدی مرگومیر ناشی از هپاتیت B و C نسبت به سال ۲۰۱۵، کاهش ۹۵ درصدی موارد جدید ابتلا به هپاتیت B و ۸۰ درصدی هپاتیت C و رساندن میزان شیوع هپاتیت B در کودکان زیر ۵ سال به زیر ۰/۱ درصد است. همچنین در بخش خدمات بهداشتی، جهان باید تا سال ۲۰۳۰ به پوشش ۹۰ درصدی در واکسیناسیون نوزادان و تشخیص بیماران، و پوشش ۸۰ درصدی در درمان مبتلایان واجد شرایط دست یابد.
سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی این مسیر، شاخصهای خود را به دو دسته کلیدی تقسیم کرده است: دسته اول «شاخصهای اثرگذاری» هستند که میزان ابتلا و مرگومیر را میسنجند و دسته دوم «شاخصهای پوشش خدمات» که میزان دسترسی جامعه به واکسیناسیون، تشخیص، کاهش آسیب و درمانهای دارویی را ارزیابی میکنند.
در مورد ابتلا، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا به هپاتیت B در جهان ثبت شده که نشاندهنده کاهش ۳۲ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۵ است، اما با هدف تعیینشده سازمان جهانی بهداست یعنی کاهش ۹۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ فاصله زیادی دارد. در همین حال، میزان شیوع هپاتیت B مزمن در کودکان زیر ۵ سال به ۰/۶ درصد رسیده که هدف سال ۲۰۳۰ دستیابی به میزان ۰/۱ درصد است. در خصوص هپاتیت C نیز در سال ۲۰۲۴ حدود ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا ثبت شده که کاهش آن نسبت به سال ۲۰۱۵ تنها ۸/۱ درصد بودهاست. رقمی که با هدف کاهش ۸۰ درصدی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد. همچنین درصد افراد تزریقکننده مواد که سالانه مبتلا به هپاتیت C میشوند ۸/۶ درصد گزارش شده، در حالی که این شاخص باید تا سال ۲۰۳۰ به ۲٪ برسد.
ارزیابی روند مرگومیر نشان میدهد که وضعیت هپاتیت B نگرانکنندهتر شده است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱/۱ میلیون نفر بر اثر سیروز و سرطان کبد ناشی از هپاتیت B فوت کردهاند که این میزان نشاندهنده ۱۷ درصد افزایش مرگ نسبت به سال ۲۰۱۵ است، در حالی که هدف ۲۰۳۰ کاهش ۶۵ درصدی آن است. هپاتیت C روند نسبتا بهتری را تجربه کرده و با ۲۴۰ هزار مورد مرگ در سال ۲۰۲۴، شاهد کاهش ۱۲ درصدی مرگومیر نسبت به سال ۲۰۱۵ بودهایم، اما این میزان نیز هنوز با هدف کاهش ۶۵ درصدی سال ۲۰۳۰ فاصله قابلتوجهی دارد.
دلیل اصلی این عقبماندگی، شکاف عمیق در پوشش خدمات تشخیصی و درمانی است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ تنها برای ۲۷ درصد از مبتلایان به هپاتیت B مزمن بیماری تشخیص داده ششده است و میزان درمان افراد واجد شرایط تنها ۴/۳ ٪ بوده است، در حالی که اهداف سال ۲۰۳۰ به ترتیب ۹۰ درصد برای تشخیص و ۸۰ درصد برای درمان تعیین شدهاند. برای هپاتیت C نیز ۳۶ درصد از مبتلایان تشخیص داده شده و تنها ۲۰ درصد از افراد واجد شرایط درمان دریافت کردهاند. در بخش پیشگیری، پوشش دوز هنگام تولد واکسن هپاتیت B به ۴۵ درصد و دوز سوم آن به ۸۴ درصد رسیده است که با هدف ۹۰ درصدی فاصله دارند. همچنین به ازای هر فرد تزریقکننده مواد سالانه تنها ۳۵ عدد سرنگ و سوزن توزیع شده که با هدف ۳۰۰ عددی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد، اگرچه در حوزه ایمنی خونهای اهدایی با ۹۸ درصد و تزریقات ایمن در مراکز درمانی با ۹۶ درصد، جهان در آستانه تحقق اهداف ۱۰۰ درصدی سال ۲۰۳۰ قرار دارد.
دسترسی به گزارش کامل: لینک
@Scientometric
چشمانداز اصلی این سازمان، توقف کامل انتقال ویروس و حذف هپاتیت ویروسی به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تا سال ۲۰۳۰ است تا همه افراد مبتلا، به خدمات پیشگیری، مراقبت و درمان ایمن، مقرونبهصرفه و موثر دسترسی داشته باشند.
اهداف کلیدی تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ شامل کاهش ۶۵ درصدی مرگومیر ناشی از هپاتیت B و C نسبت به سال ۲۰۱۵، کاهش ۹۵ درصدی موارد جدید ابتلا به هپاتیت B و ۸۰ درصدی هپاتیت C و رساندن میزان شیوع هپاتیت B در کودکان زیر ۵ سال به زیر ۰/۱ درصد است. همچنین در بخش خدمات بهداشتی، جهان باید تا سال ۲۰۳۰ به پوشش ۹۰ درصدی در واکسیناسیون نوزادان و تشخیص بیماران، و پوشش ۸۰ درصدی در درمان مبتلایان واجد شرایط دست یابد.
سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی این مسیر، شاخصهای خود را به دو دسته کلیدی تقسیم کرده است: دسته اول «شاخصهای اثرگذاری» هستند که میزان ابتلا و مرگومیر را میسنجند و دسته دوم «شاخصهای پوشش خدمات» که میزان دسترسی جامعه به واکسیناسیون، تشخیص، کاهش آسیب و درمانهای دارویی را ارزیابی میکنند.
در مورد ابتلا، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا به هپاتیت B در جهان ثبت شده که نشاندهنده کاهش ۳۲ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۵ است، اما با هدف تعیینشده سازمان جهانی بهداست یعنی کاهش ۹۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ فاصله زیادی دارد. در همین حال، میزان شیوع هپاتیت B مزمن در کودکان زیر ۵ سال به ۰/۶ درصد رسیده که هدف سال ۲۰۳۰ دستیابی به میزان ۰/۱ درصد است. در خصوص هپاتیت C نیز در سال ۲۰۲۴ حدود ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا ثبت شده که کاهش آن نسبت به سال ۲۰۱۵ تنها ۸/۱ درصد بودهاست. رقمی که با هدف کاهش ۸۰ درصدی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد. همچنین درصد افراد تزریقکننده مواد که سالانه مبتلا به هپاتیت C میشوند ۸/۶ درصد گزارش شده، در حالی که این شاخص باید تا سال ۲۰۳۰ به ۲٪ برسد.
ارزیابی روند مرگومیر نشان میدهد که وضعیت هپاتیت B نگرانکنندهتر شده است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱/۱ میلیون نفر بر اثر سیروز و سرطان کبد ناشی از هپاتیت B فوت کردهاند که این میزان نشاندهنده ۱۷ درصد افزایش مرگ نسبت به سال ۲۰۱۵ است، در حالی که هدف ۲۰۳۰ کاهش ۶۵ درصدی آن است. هپاتیت C روند نسبتا بهتری را تجربه کرده و با ۲۴۰ هزار مورد مرگ در سال ۲۰۲۴، شاهد کاهش ۱۲ درصدی مرگومیر نسبت به سال ۲۰۱۵ بودهایم، اما این میزان نیز هنوز با هدف کاهش ۶۵ درصدی سال ۲۰۳۰ فاصله قابلتوجهی دارد.
دلیل اصلی این عقبماندگی، شکاف عمیق در پوشش خدمات تشخیصی و درمانی است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ تنها برای ۲۷ درصد از مبتلایان به هپاتیت B مزمن بیماری تشخیص داده ششده است و میزان درمان افراد واجد شرایط تنها ۴/۳ ٪ بوده است، در حالی که اهداف سال ۲۰۳۰ به ترتیب ۹۰ درصد برای تشخیص و ۸۰ درصد برای درمان تعیین شدهاند. برای هپاتیت C نیز ۳۶ درصد از مبتلایان تشخیص داده شده و تنها ۲۰ درصد از افراد واجد شرایط درمان دریافت کردهاند. در بخش پیشگیری، پوشش دوز هنگام تولد واکسن هپاتیت B به ۴۵ درصد و دوز سوم آن به ۸۴ درصد رسیده است که با هدف ۹۰ درصدی فاصله دارند. همچنین به ازای هر فرد تزریقکننده مواد سالانه تنها ۳۵ عدد سرنگ و سوزن توزیع شده که با هدف ۳۰۰ عددی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد، اگرچه در حوزه ایمنی خونهای اهدایی با ۹۸ درصد و تزریقات ایمن در مراکز درمانی با ۹۶ درصد، جهان در آستانه تحقق اهداف ۱۰۰ درصدی سال ۲۰۳۰ قرار دارد.
دسترسی به گزارش کامل: لینک
@Scientometric
❤3👍1
💢موشک جدید پاتریوت لاکهید چه ویژگیهایی دارد؟
پکتری ایس به یک جستوجوگر جدید مجهز خواهد شد و برای انهدام موشکهای بالیستیک، موشکهای کروز و هواپیماها طراحی شده است و ممکن است هر فروند آن حدود دو میلیون دلار قیمت داشته باشد.
شرکت لاکهید مارتین در ماه جاری از جدیدترین موشک پاتریوت خود با نام پکتری اِیس (PAC-3 ACE) یا رهگیر پکتری با قابلیتهای تعدیلشده (PAC-3 Adapted Capability Effector) رونمایی کرد که در دو سوی اقیانوس اطلس توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
اهمیت این موشک در شرایطی دوچندان میشود که سال ۲۰۲۶ به سال سامانههای پدافندی هوایی تبدیل شده است؛ ارتشها بهطور گسترده از تجهیزات پدافندی گرانقیمت استفاده میکنند و دولتها نیز برای خرید شمار بسیار بیشتری از این تجهیزات به تکاپو افتادهاند. در همین حال پهپادها، موشکها و اهداف فریبدهنده آسمان مناطق مختلف جهان از سنپترزبورگ روسیه گرفته تا پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن را اشباع کردهاند.
در همین راستا، آکسیوس در نمایشگاه بینالمللی هوایی فارنبرو، با جیسون رینولدز، یکی از مدیران بخش پدافند هوایی و موشکی لاکهید مارتین، گفتگو کرد تا درباره این موشک رهگیر و مراحل بعدی توسعه آن اطلاعات بیشتری به دست آورد.
رینولدز درباره پکتری ایس (PAC-3 ACE) گفت: «اساسا همهچیز بر مبنای سرعت و هزینه تعریف شده و در مقابل، سطح توانمندیها اندکی کاهش یافته است.»او افزود: «مشتریان به عملکرد محصولات ما اعتماد دارند و میدانند که میتوانند تعداد زیادی از آنها را از ما تهیه کنند. به نظر من، تقاضا برای موشکهای رهگیر پدافند هوایی تا مدتی طولانی بالا خواهد ماند.»
بر اساس اطلاعاتی که اکسیوس در این نمایشگاه به دست آورد یا پس از آن گردآوری کرد، نخستین آزمایش پروازی پکتری ایس (PAC-3 ACE) برای اوایل سال ۲۰۲۸ پیشبینی شده است و پس از آن، تولید این موشک با استفاده از خط تولیدهای جداگانه افزایش خواهد یافت.
امکان تولید آن در کشورهای دیگر نیز در دست بررسی است.شکل و ابعاد خارجی پکتری ایس با موشک پیشرفته پکتری اماسئی (PAC-3 MSE) یکسان خواهد بود و این موشک در همان محفظه پرتاب جای میگیرد و میتوان ۱۲ تا از آن را روی پرتابگر ام۹۰۳ (M903) مستقر کرد.پکتری ایس به یک جستوجوگر جدید مجهز خواهد شد، اما تا هفته گذشته هنوز مشخص نشده بود که کدام شرکت این قطعه را خواهد ساخت.
جستوجوگرهای پکتری را در حال حاضر شرکت بویینگ در هانتسویل ایالت آلاباما تولید میکند.پکتری ایس برای انهدام موشکهای بالیستیک، موشکهای کروز و هواپیماها طراحی شده است. با این حال، برای کمتر کردن قیمت آن، از برد و سطح پیچیدگی فنی آن کاسته خواهد شد.لاکهید مارتین اعلام کرده که قیمت پکتری ایس کمتر از نصف بهای یک موشک پکتری اماسئی خواهد بود و ممکن است هر فروند آن حدود دو میلیون دلار قیمت داشته باشد.
ایده ساخت و طرح اولیه این موشک تنها ظرف چند هفته کامل شد و تاکنون توجه ارتش آمریکا و خریداران خارجی بالقوه را جلب کرده است.
تام کاراکو، کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به اکسیوس گفت: «موشک معمولی پکتری اماسئی از نظر توانمندی، قابلیت اطمینان و ماندگاری طولانی در انبار، بهینهسازی شده و تقاضا برای آن بسیار بالا است.»
او افزود: «البته چالش این است که برخی میگویند: خب، من یک رهگیر ارزانقیمت برای مقابله با پهپادها دارم، چرا بهجای پکتری از محصول من استفاده نمیکنید؟ اما این قیاس اساسا بیربط است.»
در همین حال، پنتاگون نیز روز دوشنبه اعلام کرد با شرکت شرکت التریهریس تکنالوجیز (L3Harris Technologies) به توافقهایی دست یافته است تا تولید سامانههای پیشران مورداستفاده در موشکهای پاتریوت و تاد را به میزان چشمگیری افزایش دهد.
🆔@ScientificDialectics
پکتری ایس به یک جستوجوگر جدید مجهز خواهد شد و برای انهدام موشکهای بالیستیک، موشکهای کروز و هواپیماها طراحی شده است و ممکن است هر فروند آن حدود دو میلیون دلار قیمت داشته باشد.
شرکت لاکهید مارتین در ماه جاری از جدیدترین موشک پاتریوت خود با نام پکتری اِیس (PAC-3 ACE) یا رهگیر پکتری با قابلیتهای تعدیلشده (PAC-3 Adapted Capability Effector) رونمایی کرد که در دو سوی اقیانوس اطلس توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
اهمیت این موشک در شرایطی دوچندان میشود که سال ۲۰۲۶ به سال سامانههای پدافندی هوایی تبدیل شده است؛ ارتشها بهطور گسترده از تجهیزات پدافندی گرانقیمت استفاده میکنند و دولتها نیز برای خرید شمار بسیار بیشتری از این تجهیزات به تکاپو افتادهاند. در همین حال پهپادها، موشکها و اهداف فریبدهنده آسمان مناطق مختلف جهان از سنپترزبورگ روسیه گرفته تا پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن را اشباع کردهاند.
در همین راستا، آکسیوس در نمایشگاه بینالمللی هوایی فارنبرو، با جیسون رینولدز، یکی از مدیران بخش پدافند هوایی و موشکی لاکهید مارتین، گفتگو کرد تا درباره این موشک رهگیر و مراحل بعدی توسعه آن اطلاعات بیشتری به دست آورد.
رینولدز درباره پکتری ایس (PAC-3 ACE) گفت: «اساسا همهچیز بر مبنای سرعت و هزینه تعریف شده و در مقابل، سطح توانمندیها اندکی کاهش یافته است.»او افزود: «مشتریان به عملکرد محصولات ما اعتماد دارند و میدانند که میتوانند تعداد زیادی از آنها را از ما تهیه کنند. به نظر من، تقاضا برای موشکهای رهگیر پدافند هوایی تا مدتی طولانی بالا خواهد ماند.»
بر اساس اطلاعاتی که اکسیوس در این نمایشگاه به دست آورد یا پس از آن گردآوری کرد، نخستین آزمایش پروازی پکتری ایس (PAC-3 ACE) برای اوایل سال ۲۰۲۸ پیشبینی شده است و پس از آن، تولید این موشک با استفاده از خط تولیدهای جداگانه افزایش خواهد یافت.
امکان تولید آن در کشورهای دیگر نیز در دست بررسی است.شکل و ابعاد خارجی پکتری ایس با موشک پیشرفته پکتری اماسئی (PAC-3 MSE) یکسان خواهد بود و این موشک در همان محفظه پرتاب جای میگیرد و میتوان ۱۲ تا از آن را روی پرتابگر ام۹۰۳ (M903) مستقر کرد.پکتری ایس به یک جستوجوگر جدید مجهز خواهد شد، اما تا هفته گذشته هنوز مشخص نشده بود که کدام شرکت این قطعه را خواهد ساخت.
جستوجوگرهای پکتری را در حال حاضر شرکت بویینگ در هانتسویل ایالت آلاباما تولید میکند.پکتری ایس برای انهدام موشکهای بالیستیک، موشکهای کروز و هواپیماها طراحی شده است. با این حال، برای کمتر کردن قیمت آن، از برد و سطح پیچیدگی فنی آن کاسته خواهد شد.لاکهید مارتین اعلام کرده که قیمت پکتری ایس کمتر از نصف بهای یک موشک پکتری اماسئی خواهد بود و ممکن است هر فروند آن حدود دو میلیون دلار قیمت داشته باشد.
ایده ساخت و طرح اولیه این موشک تنها ظرف چند هفته کامل شد و تاکنون توجه ارتش آمریکا و خریداران خارجی بالقوه را جلب کرده است.
تام کاراکو، کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به اکسیوس گفت: «موشک معمولی پکتری اماسئی از نظر توانمندی، قابلیت اطمینان و ماندگاری طولانی در انبار، بهینهسازی شده و تقاضا برای آن بسیار بالا است.»
او افزود: «البته چالش این است که برخی میگویند: خب، من یک رهگیر ارزانقیمت برای مقابله با پهپادها دارم، چرا بهجای پکتری از محصول من استفاده نمیکنید؟ اما این قیاس اساسا بیربط است.»
در همین حال، پنتاگون نیز روز دوشنبه اعلام کرد با شرکت شرکت التریهریس تکنالوجیز (L3Harris Technologies) به توافقهایی دست یافته است تا تولید سامانههای پیشران مورداستفاده در موشکهای پاتریوت و تاد را به میزان چشمگیری افزایش دهد.
🆔@ScientificDialectics
Axios
What we know about Lockheed's new Patriot missile
"People trust our products to work, and they know they can get lots of them from us."
❤3
Forwarded from بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation (𝒎𝒆𝒍𝒊𝒔𝒔𝒂)
『 غر زدن از ضعف است! 』
❒روزگاريست که همه از حال و روزِ خود مینالند. مردم در تاکسی و نانوایی و مطب و اداره و خانه و خلوتِ عاشقانه و خلاصه هر جا که گوشي گیر بیاورند، به غُر زدن مینشینند. مشکل چه فردی باشد و چه اجتماعی، آدمها هیچ واکنشي جز ناله و نفرین ندارند. در واقع زور میزنند که با «حرف» خودشان را خالی بکنند و به نوعي انتقام بگیرند از آنچه که موجبِ بدحالیشان شده است. آنجا که پای«عمل» بلنگد، چارهاي جز چانه جنباندن نمیمانَد.
🎭وقتي که درمییابی خاستگاهِ نالیدن «نتوانستن» است، دچارِ وحشت میشوی از فراوانیِ ناتوانان! آنان که دردِدلشان را برای تو میآورند، فقط میخواهند غُر بزنند و بخشي از انزجارِ خود را بیرون بریزند. از تو که میشنوی، هیچ پاسخي جز تأییدِ غرولندهاشان نمیطلبند. اگر راهکار در برابرشان بگذاری، از تو میگریزند! اگر در ظلمتِشان شعلهاي بیفروزی، فوتاش میکنند! همین که پای عمل به میان میآید، دستپاچه بساطِ آه و لعنِشان را میبرند تا در حرفستاني دیگر معرکه بگیرند!
🧠خیلِ عظیمي از درمانگرها هم انگار مأمورِ شدهاند که درماندگان را به قبولِ «همین که هست» فرا بخوانند و از دست و پا زدن برای «آنچه که باید ساخت» باز بدارند! همه در حالِ تخدیرِ همدیگرند! آرامشِ بسیار ترسناکيست!
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕 @Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
『 غر زدن از ضعف است! 』
❒روزگاريست که همه از حال و روزِ خود مینالند. مردم در تاکسی و نانوایی و مطب و اداره و خانه و خلوتِ عاشقانه و خلاصه هر جا که گوشي گیر بیاورند، به غُر زدن مینشینند. مشکل چه فردی باشد و چه اجتماعی، آدمها هیچ واکنشي جز ناله و نفرین ندارند. در واقع زور میزنند که با «حرف» خودشان را خالی بکنند و به نوعي انتقام بگیرند از آنچه که موجبِ بدحالیشان شده است. آنجا که پای
🎭وقتي که درمییابی خاستگاهِ نالیدن «نتوانستن» است، دچارِ وحشت میشوی از فراوانیِ ناتوانان! آنان که دردِدلشان را برای تو میآورند، فقط میخواهند غُر بزنند و بخشي از انزجارِ خود را بیرون بریزند. از تو که میشنوی، هیچ پاسخي جز تأییدِ غرولندهاشان نمیطلبند. اگر راهکار در برابرشان بگذاری، از تو میگریزند! اگر در ظلمتِشان شعلهاي بیفروزی، فوتاش میکنند! همین که پای عمل به میان میآید، دستپاچه بساطِ آه و لعنِشان را میبرند تا در حرفستاني دیگر معرکه بگیرند!
🧠خیلِ عظیمي از درمانگرها هم انگار مأمورِ شدهاند که درماندگان را به قبولِ «همین که هست» فرا بخوانند و از دست و پا زدن برای «آنچه که باید ساخت» باز بدارند! همه در حالِ تخدیرِ همدیگرند! آرامشِ بسیار ترسناکيست!
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕 @Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
Telegram
آژانس بین المللی روانشناسی 🧠 International Psychology Agency
«آنچه انسان را آزار میدهد، رویدادها نیستند، بلکه داوری او دربارهٔ آن رویدادهاست.»
✍️ 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 @PsychologyAgency
✍️ 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 @PsychologyAgency
❤5👍2🎉1
💢بازه ۹ ساعته غذا خوردن به عملکرد بهتر مغز کمک میکند
اگر چهار ساعت پیش از خواب غذا خوردن را متوقف کنید و مدت زمان غذا خوردن را به ۸ تا ۹ ساعت در روز کاهش دهید، در مقایسه با بازه معمول ۱۲ ساعته غذا خوردن در روز، ممکن است از مزایای بیشتری نیز بهرهمند شوید.
نتایج یک کارآزمایی بالینی جدید نشان میدهد محدود کردن زمان غذا خوردن به یک بازه ۹ ساعته و خودداری از خوردن غذا در چهار ساعت پیش از خواب ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد.
یک مطالعه مقدماتی روی زنان سالمند مبتلا به اضافهوزن یا چاقی نشان داد افرادی که ساعات غذا خوردن خود را محدود کرده بودند، در مقایسه با کسانی که چنین محدودیتی نداشتند، مهارتهای شناختی بهتری داشتند.
سو شپسس، استاد دانشگاه راتگرز و پژوهشگر اصلی این تحقیق، گفت این یافتهها بخشی از یک برنامه کاهش وزن بودند و نشان میدهند که تنها کاهش وزن نیست که میتواند از افت شناختی مرتبط با افزایش سن پیشگیری کند، بلکه محدود کردن زمان غذا خوردن نیز میتواند در این زمینه موثر باشد.
او گفت: «کاهش وزن بهتنهایی میتواند تا حدی از افت شناختی مرتبط با سالمندی پیشگیری کند و این دادهها نشان میدهند که اگر چهار ساعت پیش از خواب غذا خوردن را متوقف کنید و مدت زمان غذا خوردن را به ۸ تا ۹ ساعت در روز کاهش دهید، در مقایسه با بازه معمول ۱۲ ساعته غذا خوردن در روز، ممکن است از مزایای بیشتری نیز بهرهمند شوید.»
قرار است یافتههای پروفسور شپسس روز دوشنبه در نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا با عنوان «نوتریشن ۲۰۲۶» (NUTRITION 2026) که در حومه واشنگتن دیسی برگزار میشود، ارائه شوند.
در این کارآزمایی، ۴۷ زن ۵۰ تا ۷۹ ساله که اضافهوزن یا چاقی داشتند، شرکت کردند. به همه شرکتکنندگان توصیه شد دریافت کالری روزانه خود را ۵۰۰ کیلوکالری کاهش دهند.
همچنین از ۲۶ نفر خواسته شد زمان غذا خوردن خود را به کمتر از ۹ ساعت در روز محدود کنند. در عین حال، سایر شرکتکنندگان بازه معمول حدود ۱۲ ساعته برای غذا خوردن را حفظ کردند.در گروهی که زمان غذا خوردن در آن محدود شده بود، شرکتکنندگان معمولا فقط بین ساعت ۱۰ صبح تا ۶ عصر غذا میخوردند و میانگین بازه روزانه غذا خوردن آنها ۸.۲ ساعت بود.
در مقابل، این میانگین در افرادی که از آنها خواسته شد بازه استاندارد غذا خوردن را حفظ کنند، ۱۲.۳ ساعت در روز بود.پس از شش ماه، شرکتکنندگان در مجموع گروهها بهطور میانگین حدود ۶.۸ کیلوگرم وزن کم کرده بودند، اما افرادی که غذا را در بازه ۸ تا ۹ ساعته مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که بازه ۱۲ ساعته غذا خوردن را حفظ کرده بودند، در پایان برنامه کاهش وزن، عملکرد بهتری در آزمونهای برنامهریزی فضایی و حل مسئله داشتند.
آنها در آزمونهای حافظه و یادگیری هم خطاهای کمتری داشتند، اما در عملکرد آنها در آزمونهای سنجش توانایی انجام دادن همزمان چند کار یا زمان واکنش، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
پروفسور شپسس گفت: «محدود کردن زمان غذا خوردن در بهبود برنامهریزی فضایی و حل مسئله و همچنین کاهش خطاهای مرتبط با حافظه و یادگیری، تاثیری نسبتا اندک اما قابلتوجه داشت.»
«این نتایج نشان میدهند که توانایی افراد برای به خاطر سپردن اطلاعات هنگام انجام دادن کارهای روزمره بهتر میشود و خطاهای مرتبط با حافظه، توجه و حل مسئله کاهش مییابد. هرچه بازه زمانی غذا خوردن کوتاهتر بود، میزان بهبود نیز بیشتر بود.»
پژوهشگران گفتند برای تایید این یافتهها، مطالعات بیشتر با مشارکت گروه بزرگتر از شرکتکنندگان ضروری است. آنها همچنین امیدوارند بررسی کنند که چرا محدود کردن زمان غذا خوردن میتواند چنین مزایایی داشته باشد. از جمله اینکه این الگو با ریتم شبانهروزی، مسیرهای حسگر مواد مغذی، التهاب و سلامت متابولیک چه ارتباطی دارد.
بر اساس آمار انجمن آلزایمر بریتانیا، در حال حاضر حدود ۹۸۲ هزار نفر در بریتانیا با زوال عقل زندگی میکنند و پیشبینی میشود این تعداد تا سال ۲۰۴۰ به ۱.۴ میلیون نفر برسد.
https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/healthy-eating/articles/eating-within-8-9-hours-170032547.html
🆔@ScientificDialectics
اگر چهار ساعت پیش از خواب غذا خوردن را متوقف کنید و مدت زمان غذا خوردن را به ۸ تا ۹ ساعت در روز کاهش دهید، در مقایسه با بازه معمول ۱۲ ساعته غذا خوردن در روز، ممکن است از مزایای بیشتری نیز بهرهمند شوید.
نتایج یک کارآزمایی بالینی جدید نشان میدهد محدود کردن زمان غذا خوردن به یک بازه ۹ ساعته و خودداری از خوردن غذا در چهار ساعت پیش از خواب ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد.
یک مطالعه مقدماتی روی زنان سالمند مبتلا به اضافهوزن یا چاقی نشان داد افرادی که ساعات غذا خوردن خود را محدود کرده بودند، در مقایسه با کسانی که چنین محدودیتی نداشتند، مهارتهای شناختی بهتری داشتند.
سو شپسس، استاد دانشگاه راتگرز و پژوهشگر اصلی این تحقیق، گفت این یافتهها بخشی از یک برنامه کاهش وزن بودند و نشان میدهند که تنها کاهش وزن نیست که میتواند از افت شناختی مرتبط با افزایش سن پیشگیری کند، بلکه محدود کردن زمان غذا خوردن نیز میتواند در این زمینه موثر باشد.
او گفت: «کاهش وزن بهتنهایی میتواند تا حدی از افت شناختی مرتبط با سالمندی پیشگیری کند و این دادهها نشان میدهند که اگر چهار ساعت پیش از خواب غذا خوردن را متوقف کنید و مدت زمان غذا خوردن را به ۸ تا ۹ ساعت در روز کاهش دهید، در مقایسه با بازه معمول ۱۲ ساعته غذا خوردن در روز، ممکن است از مزایای بیشتری نیز بهرهمند شوید.»
قرار است یافتههای پروفسور شپسس روز دوشنبه در نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا با عنوان «نوتریشن ۲۰۲۶» (NUTRITION 2026) که در حومه واشنگتن دیسی برگزار میشود، ارائه شوند.
در این کارآزمایی، ۴۷ زن ۵۰ تا ۷۹ ساله که اضافهوزن یا چاقی داشتند، شرکت کردند. به همه شرکتکنندگان توصیه شد دریافت کالری روزانه خود را ۵۰۰ کیلوکالری کاهش دهند.
همچنین از ۲۶ نفر خواسته شد زمان غذا خوردن خود را به کمتر از ۹ ساعت در روز محدود کنند. در عین حال، سایر شرکتکنندگان بازه معمول حدود ۱۲ ساعته برای غذا خوردن را حفظ کردند.در گروهی که زمان غذا خوردن در آن محدود شده بود، شرکتکنندگان معمولا فقط بین ساعت ۱۰ صبح تا ۶ عصر غذا میخوردند و میانگین بازه روزانه غذا خوردن آنها ۸.۲ ساعت بود.
در مقابل، این میانگین در افرادی که از آنها خواسته شد بازه استاندارد غذا خوردن را حفظ کنند، ۱۲.۳ ساعت در روز بود.پس از شش ماه، شرکتکنندگان در مجموع گروهها بهطور میانگین حدود ۶.۸ کیلوگرم وزن کم کرده بودند، اما افرادی که غذا را در بازه ۸ تا ۹ ساعته مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که بازه ۱۲ ساعته غذا خوردن را حفظ کرده بودند، در پایان برنامه کاهش وزن، عملکرد بهتری در آزمونهای برنامهریزی فضایی و حل مسئله داشتند.
آنها در آزمونهای حافظه و یادگیری هم خطاهای کمتری داشتند، اما در عملکرد آنها در آزمونهای سنجش توانایی انجام دادن همزمان چند کار یا زمان واکنش، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
پروفسور شپسس گفت: «محدود کردن زمان غذا خوردن در بهبود برنامهریزی فضایی و حل مسئله و همچنین کاهش خطاهای مرتبط با حافظه و یادگیری، تاثیری نسبتا اندک اما قابلتوجه داشت.»
«این نتایج نشان میدهند که توانایی افراد برای به خاطر سپردن اطلاعات هنگام انجام دادن کارهای روزمره بهتر میشود و خطاهای مرتبط با حافظه، توجه و حل مسئله کاهش مییابد. هرچه بازه زمانی غذا خوردن کوتاهتر بود، میزان بهبود نیز بیشتر بود.»
پژوهشگران گفتند برای تایید این یافتهها، مطالعات بیشتر با مشارکت گروه بزرگتر از شرکتکنندگان ضروری است. آنها همچنین امیدوارند بررسی کنند که چرا محدود کردن زمان غذا خوردن میتواند چنین مزایایی داشته باشد. از جمله اینکه این الگو با ریتم شبانهروزی، مسیرهای حسگر مواد مغذی، التهاب و سلامت متابولیک چه ارتباطی دارد.
بر اساس آمار انجمن آلزایمر بریتانیا، در حال حاضر حدود ۹۸۲ هزار نفر در بریتانیا با زوال عقل زندگی میکنند و پیشبینی میشود این تعداد تا سال ۲۰۴۰ به ۱.۴ میلیون نفر برسد.
https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/healthy-eating/articles/eating-within-8-9-hours-170032547.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Eating Within 8-9 Hours May Protect Brain Health Better Than Weight Loss Alone
A new study suggests that an 8-9 hour eating window may reduce dementia risk in older women, improving cognition and memory.
❤4🙏2
💢چگونه از خود و خانواده در زمان حمله هوایی دشمن و بمباران مراقبت کنیم
در شرایطی که آسمان ایران ناامن شده و هر لحظه ممکن است صدای انفجار آرامش را از خانهها بگیرد، دانستن اصول ساده اما حیاتی خود مراقبتی میتواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد.
در این شرایط، آگاهی از اقدامات حفاظتی و آمادگی میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش آسیبها داشته باشد.
پناهگیری صحیح؛ اولین و مهمترین گام
در صورت شنیدن صدای انفجار یا اعلام هشدار حمله هوایی، بهترین اقدام رفتن سریع به مکانهای امن مانند زیرزمین، پارکینگ یا تونلهای مترو است.
اگر به چنین مکانهایی دسترسی ندارید، پایینترین طبقه ساختمان و اتاقی مرکزی و بدون پنجره را انتخاب کنید.
در هنگام پناهگیری «در نزدیکی دیوارهای بدون پنجره قرار بگیرید، اما به آنها تکیه ندهید، چراکه موج انفجار یا لرزش زمین میتواند به شما آسیب بزند».
خوابیدن روی زمین و محافظت از سر و گردن با دستها یا وسیلهای نرم، بهگونهای که پاها به سمت موج انفجار و سر در دورترین فاصله از آن قرار گیرد، بسیار مهم است.
چشمها را ببندید تا از ورود ذرات جلوگیری شود و دهان را کمی باز نگه دارید تا فشار موج انفجار به ریهها آسیب نزند.
اگر در فضای باز هستید و به ساختمانی دسترسی ندارید، پایینترین نقطه زمین مانند شیار یا گودال را پیدا کرده و روی زمین دراز بکشید و صورت خود را به سمت زمین بگیرید.
به خاطر داشته باشید که ترکشهای ناشی از انفجار به سمت بالا پرتاب میشوند، بنابراین سطح پایین زمین امنتر است.
خطرهای ثانویه؛ شیشه، آوار و اشیای داخلی
بخش قابل توجهی از جراحات در مناطق مسکونی، ناشی از خرد شدن شیشهها و پرتاب اشیای داخلی ساختمان است؛ بسیاری از این آسیبها حتی اگر بهظاهر کوچک باشند، میتوانند خونریزی شدید یا عفونتهای جدی ایجاد کنند.
بنابراین هنگام وقوع حمله، حتماً از پنجرهها دوری کنید و پردههای ضخیم را بکشید، از قفسههای سنگین، لوسترها یا اشیای ناپایدار فاصله بگیرید.
به یاد داشته باشید که خودروها به دلیل شکنندگی شیشهها و ساختار فلزی سبک، پناهگاه مطمئنی در برابر موج انفجار نیستند.
پس از انفجار نخست، چند دقیقه در مکان امن باقی بمانید و پیش از بیرون رفتن از ایمنی محیط اطمینان حاصل کنید.
به محل انفجار نزدیک نشوید و خطر ریزش ساختمانها، انفجارهای ثانویه، نشت گاز و دودهای سمی را جدی بگیرید.
آمادگی ۷۲ ساعته؛ کیت اضطراری همراه داشته باشید
در دستورالعملهای آمادگی توصیه شده که هر خانواده برای دستکم سه روز نخست بحران آماده باشد؛ زیرا شبکه آب، برق، داروخانه و ارتباطات ممکن است در هر زمان مختل شوند.
کیت اضطراری شما باید شامل موارد زیر باشد: آب آشامیدنی کافی، مواد غذایی غیر فاسدشدنی، چراغقوه، پاوربانک، رادیو، جعبه کمکهای اولیه، داروهای ضروری، مدارک شناسایی در پوشه ضدآب و لباس گرم.
این کیت را در محلی قابل دسترس نگهداری کنید و محتویات آن را بهطور منظم بررسی نمایید.
مراقبت از کودکان و سالمندان؛ آسیبپذیرترین گروهها
کودکان در شرایط بحرانی نیاز به توجه ویژه دارند، یونیسف در راهنمای حمایت از کودکان در مواقع بحران تأکید میکند که حمایت روانی-اجتماعی یکی از محورهای اصلی حفاظت از کودک است .
آمادهسازی روانی کودکان بر سه اصل استوار است: ایجاد احساس پیشبینیپذیری، حفظ آرامش بزرگسالان و باز نگه داشتن راههای گفتوگو.
با کودکان با آرامش و اطمینان صحبت کنید و به آنها بفهمانید که از آنها محافظت میشود، از انتشار شایعات و بحث درباره اخبار تنشزا در حضور کودکان خودداری کنید.
سالمندان و افراد دارای بیماریهای مزمن نیز آسیبپذیری دوچندان دارند، قطع دسترسی به دارو یا خدمات درمانی میتواند برای این افراد پیامدهای جدی داشته باشد.
حتماً داروها و وسایل ضروری برای چند روز ذخیره کنید و وسایل کمکی مانند عینک، سمعک یا عصا را در کنار کیت اضطراری قرار دهید؛ در صورت تخلیه محل سکونت، فردی را برای همراهی سالمندان تعیین کنید.
مقاومت تنها به ایستادگی در برابر دشمن نیست، بلکه به توانایی مراقبت از خود و دیگران در بحرانها نیز معنا پیدا میکند.
🆔@ScientificDialectics
در شرایطی که آسمان ایران ناامن شده و هر لحظه ممکن است صدای انفجار آرامش را از خانهها بگیرد، دانستن اصول ساده اما حیاتی خود مراقبتی میتواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد.
در این شرایط، آگاهی از اقدامات حفاظتی و آمادگی میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش آسیبها داشته باشد.
پناهگیری صحیح؛ اولین و مهمترین گام
در صورت شنیدن صدای انفجار یا اعلام هشدار حمله هوایی، بهترین اقدام رفتن سریع به مکانهای امن مانند زیرزمین، پارکینگ یا تونلهای مترو است.
اگر به چنین مکانهایی دسترسی ندارید، پایینترین طبقه ساختمان و اتاقی مرکزی و بدون پنجره را انتخاب کنید.
در هنگام پناهگیری «در نزدیکی دیوارهای بدون پنجره قرار بگیرید، اما به آنها تکیه ندهید، چراکه موج انفجار یا لرزش زمین میتواند به شما آسیب بزند».
خوابیدن روی زمین و محافظت از سر و گردن با دستها یا وسیلهای نرم، بهگونهای که پاها به سمت موج انفجار و سر در دورترین فاصله از آن قرار گیرد، بسیار مهم است.
چشمها را ببندید تا از ورود ذرات جلوگیری شود و دهان را کمی باز نگه دارید تا فشار موج انفجار به ریهها آسیب نزند.
اگر در فضای باز هستید و به ساختمانی دسترسی ندارید، پایینترین نقطه زمین مانند شیار یا گودال را پیدا کرده و روی زمین دراز بکشید و صورت خود را به سمت زمین بگیرید.
به خاطر داشته باشید که ترکشهای ناشی از انفجار به سمت بالا پرتاب میشوند، بنابراین سطح پایین زمین امنتر است.
خطرهای ثانویه؛ شیشه، آوار و اشیای داخلی
بخش قابل توجهی از جراحات در مناطق مسکونی، ناشی از خرد شدن شیشهها و پرتاب اشیای داخلی ساختمان است؛ بسیاری از این آسیبها حتی اگر بهظاهر کوچک باشند، میتوانند خونریزی شدید یا عفونتهای جدی ایجاد کنند.
بنابراین هنگام وقوع حمله، حتماً از پنجرهها دوری کنید و پردههای ضخیم را بکشید، از قفسههای سنگین، لوسترها یا اشیای ناپایدار فاصله بگیرید.
به یاد داشته باشید که خودروها به دلیل شکنندگی شیشهها و ساختار فلزی سبک، پناهگاه مطمئنی در برابر موج انفجار نیستند.
پس از انفجار نخست، چند دقیقه در مکان امن باقی بمانید و پیش از بیرون رفتن از ایمنی محیط اطمینان حاصل کنید.
به محل انفجار نزدیک نشوید و خطر ریزش ساختمانها، انفجارهای ثانویه، نشت گاز و دودهای سمی را جدی بگیرید.
آمادگی ۷۲ ساعته؛ کیت اضطراری همراه داشته باشید
در دستورالعملهای آمادگی توصیه شده که هر خانواده برای دستکم سه روز نخست بحران آماده باشد؛ زیرا شبکه آب، برق، داروخانه و ارتباطات ممکن است در هر زمان مختل شوند.
کیت اضطراری شما باید شامل موارد زیر باشد: آب آشامیدنی کافی، مواد غذایی غیر فاسدشدنی، چراغقوه، پاوربانک، رادیو، جعبه کمکهای اولیه، داروهای ضروری، مدارک شناسایی در پوشه ضدآب و لباس گرم.
این کیت را در محلی قابل دسترس نگهداری کنید و محتویات آن را بهطور منظم بررسی نمایید.
مراقبت از کودکان و سالمندان؛ آسیبپذیرترین گروهها
کودکان در شرایط بحرانی نیاز به توجه ویژه دارند، یونیسف در راهنمای حمایت از کودکان در مواقع بحران تأکید میکند که حمایت روانی-اجتماعی یکی از محورهای اصلی حفاظت از کودک است .
آمادهسازی روانی کودکان بر سه اصل استوار است: ایجاد احساس پیشبینیپذیری، حفظ آرامش بزرگسالان و باز نگه داشتن راههای گفتوگو.
با کودکان با آرامش و اطمینان صحبت کنید و به آنها بفهمانید که از آنها محافظت میشود، از انتشار شایعات و بحث درباره اخبار تنشزا در حضور کودکان خودداری کنید.
سالمندان و افراد دارای بیماریهای مزمن نیز آسیبپذیری دوچندان دارند، قطع دسترسی به دارو یا خدمات درمانی میتواند برای این افراد پیامدهای جدی داشته باشد.
حتماً داروها و وسایل ضروری برای چند روز ذخیره کنید و وسایل کمکی مانند عینک، سمعک یا عصا را در کنار کیت اضطراری قرار دهید؛ در صورت تخلیه محل سکونت، فردی را برای همراهی سالمندان تعیین کنید.
مقاومت تنها به ایستادگی در برابر دشمن نیست، بلکه به توانایی مراقبت از خود و دیگران در بحرانها نیز معنا پیدا میکند.
🆔@ScientificDialectics
❤8
💢 تهدیدی که میتواند GPS و ارتباطات را مختل کند
وقتی صحبت از جنگ فضایی میشود، بسیاری به لیزرها و انفجارهای بزرگ در مدار فکر میکنند. اما کارشناسان میگویند واقعیت احتمالاً بسیار متفاوت خواهد بود
ماهوارهها به عنوان ستون فقرات زندگی مدرن، نقش بسزایی در خدماتی از جمله GPS، اینترنت و بانکداری دارند. اختلال در عملکرد آنها یا درگیر کردن ارتباطات ماهوارهای میتواند بهخوبی جنگ زمینی آسیب جدی وارد کند. سناریوهای ممکن شامل حملات سایبری، اختلال رادیویی، جعل سیگنال و شلیک موشک به ماهواره است. تخریب فیزیکی ماهواره مخاطرات زیادی ایجاد میکند، از جمله ایجاد فضایی جامانده که میتواند به ماهوارههای دیگر زیان برساند و به سندرم کسلر منجر شود.
ماهوارهها امروز ستون فقرات زندگی مدرن هستند. GPS، اینترنت، تماسهای بینالمللی، پیشبینی هوا و حتی تراکنشهای بانکی به آنها وابستهاند. به همین دلیل، از کار انداختن ماهوارهها میتواند بدون درگیری روی زمین اختلال گسترده ایجاد کند.
سناریوی محتملتر برای یک درگیری فضایی، هک کردن ماهوارهها، اخلال در سیگنالها، فریب سامانههای ناوبری و حملات سایبری به ایستگاههای زمینی است. نابودی فیزیکی ماهوارهها آخرین گزینه محسوب میشود، چون هزاران قطعه خطرناک در فضا به جا میگذارد.
در این سناریو دانشمندان نگران پدیدهای به نام سندرم کسلر هستند. وضعیتی که در آن برخورد ماهوارهها و قطعات به جامانده از آنها زنجیرهای از تصادفهای جدید ایجاد میکند و بعضی مدارهای زمین را برای سالها یا حتی دههها خطرناک میکند.
بر اساس گزارش تازه ، امروزه بیش از ۱۲ هزار ماهواره فعال به دور زمین میچرخند و بسیاری از خدمات روزمره ما، از مسیریابی و بانکداری تا اینترنت و پیشبینی هوا، به آنها وابسته است. همین وابستگی، ماهوارهها را به هدفی جذاب در هر درگیری بزرگ تبدیل کرده است.
برای مقابله با ماهوارهها راههای گوناگونی موجود است که برخی از آنها در زیر فهرست شدهاند.
اختلال رادیویی (Jamming): کور یا کر کردن ماهواره با امواج الکترونیکی.
جعل سیگنال (Spoofing): فریب گیرندههای GPS و ارتباطی.
حمله سایبری: نفوذ به نرمافزار یا ایستگاههای زمینی.
ماهوارههای نزدیکشونده: ماهوارههایی که به ماهواره دیگر نزدیک میشوند و میتوانند آن را مختل یا حتی تخریب کنند.
موشکهای ضدماهواره: شلیک از زمین برای نابودی فیزیکی ماهواره.
تخریب فیزیکی یک ماهواره فقط همان ماهواره را از بین نمیبرد. هزاران قطعه زباله فضایی ایجاد میشود که میتواند به ماهوارههای دیگر برخورد کند. این همان سناریوی معروف «سندرم کسلر» است. واکنشی زنجیرهای که ممکن است بخشی از مدار زمین را برای سالها خطرناک کند.
گزارش بیبیسی تأکید میکند که جنگهای فضایی آینده به احتمال زیاد امتداد جنگهای زمینی خواهند بود که هدف اصلی آن گرفتن «برتری اطلاعاتی»، قطع ارتباطات دشمن، کور کردن ماهوارههای شناسایی و مختل کردن سامانههای هدایت است.
https://www.bbc.com/future/article/20260730-satellite-killers-what-a-war-in-space-might-look-like
🆔@ScientificDialectics
وقتی صحبت از جنگ فضایی میشود، بسیاری به لیزرها و انفجارهای بزرگ در مدار فکر میکنند. اما کارشناسان میگویند واقعیت احتمالاً بسیار متفاوت خواهد بود
ماهوارهها به عنوان ستون فقرات زندگی مدرن، نقش بسزایی در خدماتی از جمله GPS، اینترنت و بانکداری دارند. اختلال در عملکرد آنها یا درگیر کردن ارتباطات ماهوارهای میتواند بهخوبی جنگ زمینی آسیب جدی وارد کند. سناریوهای ممکن شامل حملات سایبری، اختلال رادیویی، جعل سیگنال و شلیک موشک به ماهواره است. تخریب فیزیکی ماهواره مخاطرات زیادی ایجاد میکند، از جمله ایجاد فضایی جامانده که میتواند به ماهوارههای دیگر زیان برساند و به سندرم کسلر منجر شود.
ماهوارهها امروز ستون فقرات زندگی مدرن هستند. GPS، اینترنت، تماسهای بینالمللی، پیشبینی هوا و حتی تراکنشهای بانکی به آنها وابستهاند. به همین دلیل، از کار انداختن ماهوارهها میتواند بدون درگیری روی زمین اختلال گسترده ایجاد کند.
سناریوی محتملتر برای یک درگیری فضایی، هک کردن ماهوارهها، اخلال در سیگنالها، فریب سامانههای ناوبری و حملات سایبری به ایستگاههای زمینی است. نابودی فیزیکی ماهوارهها آخرین گزینه محسوب میشود، چون هزاران قطعه خطرناک در فضا به جا میگذارد.
در این سناریو دانشمندان نگران پدیدهای به نام سندرم کسلر هستند. وضعیتی که در آن برخورد ماهوارهها و قطعات به جامانده از آنها زنجیرهای از تصادفهای جدید ایجاد میکند و بعضی مدارهای زمین را برای سالها یا حتی دههها خطرناک میکند.
بر اساس گزارش تازه ، امروزه بیش از ۱۲ هزار ماهواره فعال به دور زمین میچرخند و بسیاری از خدمات روزمره ما، از مسیریابی و بانکداری تا اینترنت و پیشبینی هوا، به آنها وابسته است. همین وابستگی، ماهوارهها را به هدفی جذاب در هر درگیری بزرگ تبدیل کرده است.
برای مقابله با ماهوارهها راههای گوناگونی موجود است که برخی از آنها در زیر فهرست شدهاند.
اختلال رادیویی (Jamming): کور یا کر کردن ماهواره با امواج الکترونیکی.
جعل سیگنال (Spoofing): فریب گیرندههای GPS و ارتباطی.
حمله سایبری: نفوذ به نرمافزار یا ایستگاههای زمینی.
ماهوارههای نزدیکشونده: ماهوارههایی که به ماهواره دیگر نزدیک میشوند و میتوانند آن را مختل یا حتی تخریب کنند.
موشکهای ضدماهواره: شلیک از زمین برای نابودی فیزیکی ماهواره.
تخریب فیزیکی یک ماهواره فقط همان ماهواره را از بین نمیبرد. هزاران قطعه زباله فضایی ایجاد میشود که میتواند به ماهوارههای دیگر برخورد کند. این همان سناریوی معروف «سندرم کسلر» است. واکنشی زنجیرهای که ممکن است بخشی از مدار زمین را برای سالها خطرناک کند.
گزارش بیبیسی تأکید میکند که جنگهای فضایی آینده به احتمال زیاد امتداد جنگهای زمینی خواهند بود که هدف اصلی آن گرفتن «برتری اطلاعاتی»، قطع ارتباطات دشمن، کور کردن ماهوارههای شناسایی و مختل کردن سامانههای هدایت است.
https://www.bbc.com/future/article/20260730-satellite-killers-what-a-war-in-space-might-look-like
🆔@ScientificDialectics
Bbc
Satellite killers: What a war in space might look like
The satellites that orbit Earth have remained largely untouched in modern conflict. But in the 21st Century, space may no longer be a safe haven.
❤4
💢کشف در غاری آلمانی: پیکرههای پرنده ۴۰ هزار ساله از عاج ماموت
باستانشناسان در جریان کاوشها در غار هوهل فِلس دو پیکره پرنده تراشیدهشده از عاج ماموت کشف کردهاند. این اشیای کوچک نشان میدهد انسانها حدود ۴۰ هزار سال پیش نیز حس چشمگیری برای هنر داشتهاند.
این دو پیکره که یک تیم از دانشگاه توبینگن آنها را در لایههای زیرین غار کشف کرده، به احتمال زیاد ساختهی انسانهای متعلق به فرهنگ اورینیاسی است که در دورهی پارینهسنگی جدید در این منطقه زندگی میکردند.
پیکرهای که بهتر حفظ شده، پرندهای را در حالتی آرام نشان میدهد، احتمالاً هنگام خوابیدن روی تخمها. پیکرهی دیگر پرندهای را با بالهای گشوده به تصویر میکشد، هرچند بال چپ آن شکسته است.
باستانشناسان این دو پیکره را در فاصلهای حدود یکونیم متر از یکدیگر پیدا کردند.مجسمههای مینیاتوری از عاج ماموت هر دو مجسمه آنقدر کوچکاند که روی ناخن انگشت جا میگیرند و فقط ۱٫۳ و ۰٫۷ گرم وزن دارند. یکی از آنها، پرندهای با بالهای گشوده و طول فقط دو سانتیمتر، در حال حاضر کوچکترین اثر هنری شناختهشده از عصر یخبندان است که تاکنون در این منطقه کشف شده است.روی بال یکی از پیکرههای پرندگان خطوط موازی دیده میشود که احتمالاً پرها را نشان میدهد.
نیکلاس کونارد، باستانشناس دانشگاه توبینگن و سرپرست حفاریها، در بیانیهای میگوید: «در اینجا از عاج ماموت فقط برای ساختن شکلی ساده از بدن پرنده استفاده نشده است.» او اضافه میکند: «مشاهدات دقیق از طبیعت در قالب پیکرههایی بازآفرینی شده که جزئیاتشان حتی امکان بررسی این را میدهد که کدام گونهی پرنده به تصویر کشیده شده و مشغول چه کاری است.»
پرندهی آرام که کشیده و به صورت تخت به تصویر درآمده، ممکن است هنگام خوابیدن روی تخمها یا نشستن بر لانهای پر از تخم نشان داده شده باشد. پیکرهی دوم با بالهای گشوده و گردن کشیده میتواند پرندهای را در حال نمایش جفتگیری، برخاستن یا فرود آمدن روی آب نشان دهد.
باستانشناسان هنوز در مورد گونهی دقیق پرنده و رفتارهایی که به تصویر کشیده شده به طور کامل مطمئن نیستند. یکی از احتمالات این است که این پیکرهها شنههون را نشان میدهند؛ پرندهای سردزی که استخوانهای آن بارها در محوطههای پیشاتاریخی این منطقه پیدا شده است.
با این حال ممکن است این پیکرهها پرندگانی بزرگتر و شبیه قرقاول را به تصویر کشیده باشند؛ از جمله آوِرهون، گونهای جنگلزی که به ظاهر چشمگیر و آیینهای مفصل جفتگیریاش معروف است.
جزئیات این کَندهکاریها امکان مقایسهی شکل بدن، حالت ایستادن و نحوهی نمایش پرها را فراهم میکند اما اندازهی بسیار کوچک و اجرای ساده و نمادین پیکرهها تعیین دقیق گونه را دشوار کرده است.آنچه قطعی است اینکه هر دو گونهی پرنده در دوران یخبندان در اروپا زندگی میکردند.
غار هوله فِلس (که اغلب هولر فِلس هم نامیده میشود) در دورهی اورینیاسی، حدود ۴۳ تا ۲۸ هزار سال پیش، محل سکونت انسانهای خردمند اولیه بود؛ دورانی پس از آنکه نئاندرتالها از اروپا ناپدید شده بودند.در این دوره، انسانها شاهد شکوفایی چشمگیری در فرهنگ و هنر بودند و برخی از کهنترین سازهای موسیقی، زیورآلات و آثار هنری پیکرهوار شناختهشده را آفریدند.
از مشهورترین یافتههای این غار «ونوس هوله فِلس» است؛ پیکرهی زنانهای از عاج که حدود ۴۱ هزار سال قدمت دارد و با برجستهسازی سینهها و باسن، بهعنوان یکی از قدیمیترین نمونههای هنر پیکرهوار در اروپا شناخته میشود.
هوله فِلس یکی از شش غار در کوهستان شِوابیَن آلب است که بهعنوان بخشی از میراث جهانی یونسکو تحت حفاظت ویژه قرار دارند. این منطقه یکی از مهمترین چشماندازهای باستانشناسی برای مطالعهی آغازهای هنر انسانی در اروپا به شمار میرود.
از آغاز حفاریهای باستانشناسی در دههی ۱۸۶۰، در این غار شمار زیادی یافته کشف شده که بین ۳۳ تا ۴۳ هزار سال قدمت دارند؛ از جمله چند نمونه از قدیمیترین سازهای موسیقی شناختهشده.این پیکرهها تا ۴ آوریل ۲۰۲۷ در موزهی تاریخ پیش از تاریخ و هنر عصر یخبندان در شهر بلابویرن به نمایش گذاشته میشوند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: آلمانی.
🆔@ScientificDialectics
باستانشناسان در جریان کاوشها در غار هوهل فِلس دو پیکره پرنده تراشیدهشده از عاج ماموت کشف کردهاند. این اشیای کوچک نشان میدهد انسانها حدود ۴۰ هزار سال پیش نیز حس چشمگیری برای هنر داشتهاند.
این دو پیکره که یک تیم از دانشگاه توبینگن آنها را در لایههای زیرین غار کشف کرده، به احتمال زیاد ساختهی انسانهای متعلق به فرهنگ اورینیاسی است که در دورهی پارینهسنگی جدید در این منطقه زندگی میکردند.
پیکرهای که بهتر حفظ شده، پرندهای را در حالتی آرام نشان میدهد، احتمالاً هنگام خوابیدن روی تخمها. پیکرهی دیگر پرندهای را با بالهای گشوده به تصویر میکشد، هرچند بال چپ آن شکسته است.
باستانشناسان این دو پیکره را در فاصلهای حدود یکونیم متر از یکدیگر پیدا کردند.مجسمههای مینیاتوری از عاج ماموت هر دو مجسمه آنقدر کوچکاند که روی ناخن انگشت جا میگیرند و فقط ۱٫۳ و ۰٫۷ گرم وزن دارند. یکی از آنها، پرندهای با بالهای گشوده و طول فقط دو سانتیمتر، در حال حاضر کوچکترین اثر هنری شناختهشده از عصر یخبندان است که تاکنون در این منطقه کشف شده است.روی بال یکی از پیکرههای پرندگان خطوط موازی دیده میشود که احتمالاً پرها را نشان میدهد.
نیکلاس کونارد، باستانشناس دانشگاه توبینگن و سرپرست حفاریها، در بیانیهای میگوید: «در اینجا از عاج ماموت فقط برای ساختن شکلی ساده از بدن پرنده استفاده نشده است.» او اضافه میکند: «مشاهدات دقیق از طبیعت در قالب پیکرههایی بازآفرینی شده که جزئیاتشان حتی امکان بررسی این را میدهد که کدام گونهی پرنده به تصویر کشیده شده و مشغول چه کاری است.»
پرندهی آرام که کشیده و به صورت تخت به تصویر درآمده، ممکن است هنگام خوابیدن روی تخمها یا نشستن بر لانهای پر از تخم نشان داده شده باشد. پیکرهی دوم با بالهای گشوده و گردن کشیده میتواند پرندهای را در حال نمایش جفتگیری، برخاستن یا فرود آمدن روی آب نشان دهد.
باستانشناسان هنوز در مورد گونهی دقیق پرنده و رفتارهایی که به تصویر کشیده شده به طور کامل مطمئن نیستند. یکی از احتمالات این است که این پیکرهها شنههون را نشان میدهند؛ پرندهای سردزی که استخوانهای آن بارها در محوطههای پیشاتاریخی این منطقه پیدا شده است.
با این حال ممکن است این پیکرهها پرندگانی بزرگتر و شبیه قرقاول را به تصویر کشیده باشند؛ از جمله آوِرهون، گونهای جنگلزی که به ظاهر چشمگیر و آیینهای مفصل جفتگیریاش معروف است.
جزئیات این کَندهکاریها امکان مقایسهی شکل بدن، حالت ایستادن و نحوهی نمایش پرها را فراهم میکند اما اندازهی بسیار کوچک و اجرای ساده و نمادین پیکرهها تعیین دقیق گونه را دشوار کرده است.آنچه قطعی است اینکه هر دو گونهی پرنده در دوران یخبندان در اروپا زندگی میکردند.
غار هوله فِلس (که اغلب هولر فِلس هم نامیده میشود) در دورهی اورینیاسی، حدود ۴۳ تا ۲۸ هزار سال پیش، محل سکونت انسانهای خردمند اولیه بود؛ دورانی پس از آنکه نئاندرتالها از اروپا ناپدید شده بودند.در این دوره، انسانها شاهد شکوفایی چشمگیری در فرهنگ و هنر بودند و برخی از کهنترین سازهای موسیقی، زیورآلات و آثار هنری پیکرهوار شناختهشده را آفریدند.
از مشهورترین یافتههای این غار «ونوس هوله فِلس» است؛ پیکرهی زنانهای از عاج که حدود ۴۱ هزار سال قدمت دارد و با برجستهسازی سینهها و باسن، بهعنوان یکی از قدیمیترین نمونههای هنر پیکرهوار در اروپا شناخته میشود.
هوله فِلس یکی از شش غار در کوهستان شِوابیَن آلب است که بهعنوان بخشی از میراث جهانی یونسکو تحت حفاظت ویژه قرار دارند. این منطقه یکی از مهمترین چشماندازهای باستانشناسی برای مطالعهی آغازهای هنر انسانی در اروپا به شمار میرود.
از آغاز حفاریهای باستانشناسی در دههی ۱۸۶۰، در این غار شمار زیادی یافته کشف شده که بین ۳۳ تا ۴۳ هزار سال قدمت دارند؛ از جمله چند نمونه از قدیمیترین سازهای موسیقی شناختهشده.این پیکرهها تا ۴ آوریل ۲۰۲۷ در موزهی تاریخ پیش از تاریخ و هنر عصر یخبندان در شهر بلابویرن به نمایش گذاشته میشوند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: آلمانی.
🆔@ScientificDialectics
euronews
Süddeutschland: 40.000 Jahre alte Figuren aus Mammutelfenbein entdeckt
Bei Ausgrabungen in der Höhle Hohle Fels haben Archäologen zwei aus Mammutelfenbein geschnitzte Vogelfiguren entdeckt. Die winzigen Artefakte liefern weitere Hinweise darauf, dass Menschen bereits vor rund 40.000 Jahren über einen bemerkenswert ausgeprägten…
❤2
💢 رقابت هوایی داغتر از همیشه
تصاویر تازهای که در شبکههای اجتماعی چین منتشر شده، احتمالاً نمونه جدیدی از جنگنده نسل ششم این کشور را نشان میدهد؛ هواپیمایی که تحلیلگران بهطور غیررسمی آن را J‑36 مینامند.
تصاویر جدیدی از جنگنده نسل ششم چین که غیررسمی J-36 نامگذاری شده، در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. این جنگنده ویژگیهایی برای کاهش دیدهشدن توسط رادار دارد. تغییراتی در ورودیهای هوا و خروجی موتور بهنگرش بهبود پنهانکاری و عملکرد اشاره دارد. چین و آمریکا رقابت فناوری در توسعه این نسل جنگندهها را ادامه میدهند.
جنگنده نسل ششم چین هنوز بهطور رسمی معرفی نشده، اما تصاویر منتشر شده نشان میدهند که طراحی آن از ویژگیهایی که معمولاً برای کاهش دیدهشدن توسط رادار استفاده میشوند، برخوردار است.
برخی تحلیلگران معتقدند نمونه جدید نسبت به نسخههای قبلی تغییراتی در ورودیهای هوا و خروجی موتور دارد. با این حال، هنوز مشخص نیست این تغییرات به بهبود پنهانکاری، برد یا مانورپذیری مربوط باشند.
نکته مهم این است که وجود چند نمونه آزمایشی به معنای آماده بودن جنگنده برای نبرد نیست. توسعه جنگندههای نسل ششم معمولاً سالها آزمایش، اصلاح و ارزیابی عملیاتی نیاز دارد.
چین و آمریکا هر دو روی پروژههای نسل ششم کار میکنند و رقابت اصلی هنوز در مرحله توسعه فناوری قرار دارد.
https://www.scmp.com/news/china/military/article/3362241/new-images-point-fifth-prototype-chinas-j-36-fighter-jet-air-power-race-us
🆔@ScientificDialectics
تصاویر تازهای که در شبکههای اجتماعی چین منتشر شده، احتمالاً نمونه جدیدی از جنگنده نسل ششم این کشور را نشان میدهد؛ هواپیمایی که تحلیلگران بهطور غیررسمی آن را J‑36 مینامند.
تصاویر جدیدی از جنگنده نسل ششم چین که غیررسمی J-36 نامگذاری شده، در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. این جنگنده ویژگیهایی برای کاهش دیدهشدن توسط رادار دارد. تغییراتی در ورودیهای هوا و خروجی موتور بهنگرش بهبود پنهانکاری و عملکرد اشاره دارد. چین و آمریکا رقابت فناوری در توسعه این نسل جنگندهها را ادامه میدهند.
جنگنده نسل ششم چین هنوز بهطور رسمی معرفی نشده، اما تصاویر منتشر شده نشان میدهند که طراحی آن از ویژگیهایی که معمولاً برای کاهش دیدهشدن توسط رادار استفاده میشوند، برخوردار است.
برخی تحلیلگران معتقدند نمونه جدید نسبت به نسخههای قبلی تغییراتی در ورودیهای هوا و خروجی موتور دارد. با این حال، هنوز مشخص نیست این تغییرات به بهبود پنهانکاری، برد یا مانورپذیری مربوط باشند.
نکته مهم این است که وجود چند نمونه آزمایشی به معنای آماده بودن جنگنده برای نبرد نیست. توسعه جنگندههای نسل ششم معمولاً سالها آزمایش، اصلاح و ارزیابی عملیاتی نیاز دارد.
چین و آمریکا هر دو روی پروژههای نسل ششم کار میکنند و رقابت اصلی هنوز در مرحله توسعه فناوری قرار دارد.
https://www.scmp.com/news/china/military/article/3362241/new-images-point-fifth-prototype-chinas-j-36-fighter-jet-air-power-race-us
🆔@ScientificDialectics
South China Morning Post
New images signal fifth prototype for China’s J-36 fighter jet
Footage suggesting rapid design upgrades comes just a month after China released first official clip of a sixth-generation fighter.
❤4
💢 پیشبینی آینده بازار کار؛ ۱۰ شغلی که هوش مصنوعی هنوز حریف آنها نیست
اگرچه تسلط رو به افزایش هوش مصنوعی در مشاغل حقیقتی است که همه آن را احساس کردهاند اما به نظر میرسد که در برخی حرفهها، سرعت این سیطره کند باشد چراکه «انسان» همچنان در مرکز فعالیت قرار دارد و قادر است در رقابت با محاسبات الگوریتمها پیروز شود.
این فهرست تصویری از مشاغلی است که در شرایط فعلی و با توجه به سطح کنونی فناوری، کمتر در معرض جایگزینی کامل با هوش مصنوعی قرار دارند؛ با این حال، نباید آن را پیشبینی قطعی آینده دانست.
پرستاران و کارکنان مراقبتهای بهداشتی
کار آنها به آگاهی عاطفی، قضاوت سریع و مهارت فیزیکی در محیطهایی که هر ثانیه تغییر میکنند بستگی دارد. رباتها در چنین هرج و مرجی گیر میکنند و از دنیای الگوریتمها فقط میتوان برای سبک کردن بار فعالیت آنها استفاده کرد.
درمانگران، مشاوران و مددکاران اجتماعی
در این حرفهها نیز پیشرفت واقعی در درمان، در پی ارتباطات انسانی، همدلی و گوش دادنهای مداوم و ظریف حاصل میشود و نه پاسخهای خودکار یک ماشین.این جلسات اغلب به جزئیاتی وابسته هستند که فناوری قادر به درک و خواندن آنها نیست؛ جزئیاتی مانند نشانههای غیرکلامی، سکوتهای معنادار، قضاوتهای اخلاقی و تغییرات خُلقی ظریف که جهت کار را شکل میدهند.
مربیان کودکان و معلمان درسهای تخصصی
اگر تا به حال یادگیری یک کودک خردسال را تماشا کرده باشید، فورا متوجه میشوید که چرا این شغل یکی از واضحترین مشاغلی است که از هوش مصنوعی در امان است.آموزش ابتدایی به گرمی، دلبستگی، مدلسازی اجتماعی و حضور عاطفی که کودکان به آن تکیه میکنند بستگی دارد و سیستمهای هوشمند نمیتوانند در این موضوع معلمها را تقلید کنند.
مشاغل تخصصی فنی
این تخصصهای عملی، گروهی از قویترین مشاغل مقاوم در برابر اتوماسیون هستند و هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود
نویسندگان و مدیران خلاق
این نقشها نیز جزو قویترین مشاغل خلاقانهای هستند که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود. زیرا هوش مصنوعی نمیتواند جهت فرهنگی را تعیین کند. پیشرفتهای خلاقانه زمانی اتفاق میافتد که کسی اقدامی غیرمنتظره، جسورانه یا ضدفرهنگ انجام دهد. رهبران برند و نویسندگان تاثیرگذار، کاری که انجام میدهند جایی در مرز میان روانشناسی، استراتژی و فرهنگ است.
متخصصان پزشکی و جراحان
این کار به قضاوت، دقت و مسئولیتی بستگی دارد که فقط یک انسان میتواند از عهده آن برآید.متخصصان پزشکی تصمیماتی میگیرند که به قضاوت انسانی متکی است، به ویژه هنگامی که باید چندین لایه از اطلاعات را با هم ترکیب کنند؛ اطلاعاتی مانند نتایج آزمایش، سابقه بیمار، ترجیحات شخصی، بیماریهای جانبی.هوش مصنوعی در این موضوع نه برای تشخیص و نه جراحی، نمیتواند جایگزین انسان شود.
رهبران
مدیران، بنیانگذاران و عوامل تغییربرخی از مسئولیتها هرگز به ماشینها منتقل نمیشوند و «رهبری» یکی از آنهاست. رهبران با موقعیتهایی روبرو میشوند که به جای دادههای محض، توسط ارزشها، سیاستها، منافع متضاد و بدهبستانهای فرهنگی هدایت میشوند. چشمانداز، اعتماد و مسئولیت اخلاقی را نمیتوان خودکار کرد.
امدادگران بحرانها و آتشنشانان
امدادگران بحران باید با اطلاعات ناقص و وزن اخلاقی مرتبط با هر انتخاب، تصمیمات مرگ و زندگی بگیرند. این یکی از واضحترین نمونههای مشاغلی است که به هیچ وجه تحت تاثیر هوش مصنوعی قرار نمیگیرد.«هرج و مرج» یک دلیل مهم آن است؛ امدادگران در چنین اوضاعی قربانیان را تسلی میدهند، راهحلها را بصورت بداهه ارائه میدهند و تیمها را در هرج و مرج هماهنگ میکنند.هوش مصنوعی در این مشاغل، فقط به عنوان یک تقویتکننده نیروی اطلاعاتی عمل میکند، نه یک جایگزین.
صنعتگران، مرمتکاران و متخصصان صنایع دستی
کارهای مرمت و صنایع دستی ظریف در سطحی از دقت عمل میکنند که ماشینها نمیتوانند آن را تفسیر کنند.صنعتگران روی نقاشیهای قدیمی، سازهای نادر، ساختمانهای میراثی و مواد شکننده و بینظیر کار میکنند و هر قطعه اغلب منحصر به فرد است.ارزش این آثار نیز عمدتا از هویت سازنده ناشی میشود و مردم میخواهند بدانند چه کسی یک ویولن را مرمت کرده یا یک حکاکی یک قرن پیش را بازسازی کرده است، زیرا این ارتباط انسانی بخشی از داستان شیء میشود.هوش مصنوعی صرفا میتواند به عنوان یک همکار و نه یک جایگزین، وارد دنیای صنایع دستی شود.
میانجیها و سازماندهندگان جریانات در یک جامعه
نفوذ از طریق روابط حرکت میکند، نه الگوریتمها. میانجیها احساسات ظریف، عدم تعادل قدرت، تاریخ ناگفته و انرژی در حال تغییر در یک اتاق را میخوانند تا گروهها را به سمت توافق هدایت کنند.
https://www.upskillist.com/blog/10-jobs-ai-wont-replace-future-proof-careers-ai-era/
🆔@ScientificDialectics
اگرچه تسلط رو به افزایش هوش مصنوعی در مشاغل حقیقتی است که همه آن را احساس کردهاند اما به نظر میرسد که در برخی حرفهها، سرعت این سیطره کند باشد چراکه «انسان» همچنان در مرکز فعالیت قرار دارد و قادر است در رقابت با محاسبات الگوریتمها پیروز شود.
این فهرست تصویری از مشاغلی است که در شرایط فعلی و با توجه به سطح کنونی فناوری، کمتر در معرض جایگزینی کامل با هوش مصنوعی قرار دارند؛ با این حال، نباید آن را پیشبینی قطعی آینده دانست.
پرستاران و کارکنان مراقبتهای بهداشتی
کار آنها به آگاهی عاطفی، قضاوت سریع و مهارت فیزیکی در محیطهایی که هر ثانیه تغییر میکنند بستگی دارد. رباتها در چنین هرج و مرجی گیر میکنند و از دنیای الگوریتمها فقط میتوان برای سبک کردن بار فعالیت آنها استفاده کرد.
درمانگران، مشاوران و مددکاران اجتماعی
در این حرفهها نیز پیشرفت واقعی در درمان، در پی ارتباطات انسانی، همدلی و گوش دادنهای مداوم و ظریف حاصل میشود و نه پاسخهای خودکار یک ماشین.این جلسات اغلب به جزئیاتی وابسته هستند که فناوری قادر به درک و خواندن آنها نیست؛ جزئیاتی مانند نشانههای غیرکلامی، سکوتهای معنادار، قضاوتهای اخلاقی و تغییرات خُلقی ظریف که جهت کار را شکل میدهند.
مربیان کودکان و معلمان درسهای تخصصی
اگر تا به حال یادگیری یک کودک خردسال را تماشا کرده باشید، فورا متوجه میشوید که چرا این شغل یکی از واضحترین مشاغلی است که از هوش مصنوعی در امان است.آموزش ابتدایی به گرمی، دلبستگی، مدلسازی اجتماعی و حضور عاطفی که کودکان به آن تکیه میکنند بستگی دارد و سیستمهای هوشمند نمیتوانند در این موضوع معلمها را تقلید کنند.
مشاغل تخصصی فنی
این تخصصهای عملی، گروهی از قویترین مشاغل مقاوم در برابر اتوماسیون هستند و هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود
نویسندگان و مدیران خلاق
این نقشها نیز جزو قویترین مشاغل خلاقانهای هستند که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود. زیرا هوش مصنوعی نمیتواند جهت فرهنگی را تعیین کند. پیشرفتهای خلاقانه زمانی اتفاق میافتد که کسی اقدامی غیرمنتظره، جسورانه یا ضدفرهنگ انجام دهد. رهبران برند و نویسندگان تاثیرگذار، کاری که انجام میدهند جایی در مرز میان روانشناسی، استراتژی و فرهنگ است.
متخصصان پزشکی و جراحان
این کار به قضاوت، دقت و مسئولیتی بستگی دارد که فقط یک انسان میتواند از عهده آن برآید.متخصصان پزشکی تصمیماتی میگیرند که به قضاوت انسانی متکی است، به ویژه هنگامی که باید چندین لایه از اطلاعات را با هم ترکیب کنند؛ اطلاعاتی مانند نتایج آزمایش، سابقه بیمار، ترجیحات شخصی، بیماریهای جانبی.هوش مصنوعی در این موضوع نه برای تشخیص و نه جراحی، نمیتواند جایگزین انسان شود.
رهبران
مدیران، بنیانگذاران و عوامل تغییربرخی از مسئولیتها هرگز به ماشینها منتقل نمیشوند و «رهبری» یکی از آنهاست. رهبران با موقعیتهایی روبرو میشوند که به جای دادههای محض، توسط ارزشها، سیاستها، منافع متضاد و بدهبستانهای فرهنگی هدایت میشوند. چشمانداز، اعتماد و مسئولیت اخلاقی را نمیتوان خودکار کرد.
امدادگران بحرانها و آتشنشانان
امدادگران بحران باید با اطلاعات ناقص و وزن اخلاقی مرتبط با هر انتخاب، تصمیمات مرگ و زندگی بگیرند. این یکی از واضحترین نمونههای مشاغلی است که به هیچ وجه تحت تاثیر هوش مصنوعی قرار نمیگیرد.«هرج و مرج» یک دلیل مهم آن است؛ امدادگران در چنین اوضاعی قربانیان را تسلی میدهند، راهحلها را بصورت بداهه ارائه میدهند و تیمها را در هرج و مرج هماهنگ میکنند.هوش مصنوعی در این مشاغل، فقط به عنوان یک تقویتکننده نیروی اطلاعاتی عمل میکند، نه یک جایگزین.
صنعتگران، مرمتکاران و متخصصان صنایع دستی
کارهای مرمت و صنایع دستی ظریف در سطحی از دقت عمل میکنند که ماشینها نمیتوانند آن را تفسیر کنند.صنعتگران روی نقاشیهای قدیمی، سازهای نادر، ساختمانهای میراثی و مواد شکننده و بینظیر کار میکنند و هر قطعه اغلب منحصر به فرد است.ارزش این آثار نیز عمدتا از هویت سازنده ناشی میشود و مردم میخواهند بدانند چه کسی یک ویولن را مرمت کرده یا یک حکاکی یک قرن پیش را بازسازی کرده است، زیرا این ارتباط انسانی بخشی از داستان شیء میشود.هوش مصنوعی صرفا میتواند به عنوان یک همکار و نه یک جایگزین، وارد دنیای صنایع دستی شود.
میانجیها و سازماندهندگان جریانات در یک جامعه
نفوذ از طریق روابط حرکت میکند، نه الگوریتمها. میانجیها احساسات ظریف، عدم تعادل قدرت، تاریخ ناگفته و انرژی در حال تغییر در یک اتاق را میخوانند تا گروهها را به سمت توافق هدایت کنند.
https://www.upskillist.com/blog/10-jobs-ai-wont-replace-future-proof-careers-ai-era/
🆔@ScientificDialectics
Upskillist
10 Jobs AI Won't Replace: Future-Proof Careers for the AI Era
Discover 10 jobs AI won't replace in 2025 and beyond. Learn which future-proof careers resist automation and why human skills still matter in the AI era.
❤3
استاد فرهیخته، جراح نامدار و چهره ماندگار پزشکی ایران، دکتر فرخ سعیدی دار فانی را وداع گفت
دکتر فرخ سعیدی از پیشگامان جراحی نوین ایران و از استادان برجستهای بود که عمر پربرکت خود را وقف درمان بیماران، تربیت نسلهای متعدد پزشکان و اعتلای دانش پزشکی کشور کرد. منش علمی، اخلاق حرفهای، مسئولیتپذیری، تعهد به آموزش و عشق به ایران، از ویژگیهای ماندگار این استاد بزرگ بود و نام و یاد ایشان همواره در تاریخ پزشکی کشور جاودان خواهد ماند.
🆔@ScientificDialectics
دکتر فرخ سعیدی از پیشگامان جراحی نوین ایران و از استادان برجستهای بود که عمر پربرکت خود را وقف درمان بیماران، تربیت نسلهای متعدد پزشکان و اعتلای دانش پزشکی کشور کرد. منش علمی، اخلاق حرفهای، مسئولیتپذیری، تعهد به آموزش و عشق به ایران، از ویژگیهای ماندگار این استاد بزرگ بود و نام و یاد ایشان همواره در تاریخ پزشکی کشور جاودان خواهد ماند.
🆔@ScientificDialectics
❤11🥰1
💢 داروهای همخانواده اوزمپیک با اختلالات نادر بویایی و چشایی ارتباط دارند
میزان خطر چقدر است و چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
براساس مطالعه جدیدی که بیش از ۸۷۰ هزار داوطلب بزرگسال مبتلا به دیابت نوع دو در آن حضور داشتند، از دست دادن ناگهانی حس بویایی یا احساس طعم فلز در دهان جزو عوارض جانبی داروهای جیالپی-۱ بهشمار میآیند.
مطالعه حاضر بزرگترین مطالعهای است که تاکنون درباره ارتباط احتمالی داروهای محبوب کاهش وزن و دیابت با اختلالات بویایی و چشایی انجام گرفته است.
پژوهشگران دریافتند بیمارانی که داروهای جیالپی-۱ مصرف میکردند، در مقایسه با بیمارانی که از سایر داروهای دیابت استفاده میکردند، طی یک دوره دو ساله با افزایش ۴۸ درصدی خطر نسبی بروز اختلالات بویایی یا چشایی مواجه بودند.از نظر آماری، ۰٫۳۷ درصد از داوطلبان گروه داروهای جیالپی-۱ دچار مشکل شدند، اما این رقم در مورد سایر داوطلبان ۰٫۲۲ درصد بود. این یعنی بهازای هر ۷۰۰ بیماری که با این داروها تحت درمان قرار میگیرند، یک نفر بیشتر دچار اختلالات بویایی و چشایی میشود.
داروهای مورد استفاده در این مطالعه شامل سماگلوتاید (اوزمپیک و وگووی) و تیرزپاتاید (مانجارو و زپباند) بودند. با اینحال، تمام داروهای جیالپی-۱ در قالب یک دسته واحد مورد بررسی قرار گرفتند و هیچکدام از داروها بهطور مجزا بررسی نشدند؛ محدودیتی که پژوهشگران به آن واقف بودهاند. این داروها از نظر ساختار مولکولی تفاوت دارند و ممکن است مشکلات مختلفی به بار بیاورند. گفتنی است که بیش از ۴۳۸ هزار داوطلب همتا در این مطالعه حضور داشتند.
پژوهشگران در این مطالعه که در نشریه گوش و حلق و بینی و جراحی سر و گردن جاما منتشر شده است، سوابق پزشکی داوطلبان مبتلا به دیابت نوع دو را بررسی کردند. نیمی از داوطلبان داروهای جیالپی-۱ دریافت کرده و نیمی دیگر با سایر داروهای دیابت تحت درمان قرار گرفته بودند.
داوطلبان هردو گروه از نظر جنسیت و محدوده سنی مشابه یکدیگر بودند.نتایج نشان داد که این داروها بیش از چشایی بر بویایی اثر میگذارند. داوطلبان گروه داروهای جیالپی-۱ تقریباً ۸۱ درصد بیشتر در معرض اختلالات بویایی و ۵۲ درصد بیشتر در معرض اختلالات چشایی قرار داشتند. البته نرخ شیوع هردو عارضه از نظر آماری پایین بود.این اختلالات شامل آنوسمی یا نابویایی و پاروسمی یا بویاییپریشی بودند.
پاراژئوزیا یا احساس طعم فلز در دهان هم رایجترین اختلال چشایی محسوب میشد.حواس بویایی و چشایی در لذت بردن از غذا خلاصه نمیشوند، بلکه جزو شاخصهای اولیه تندرستی بهشمار میروند و بعضاً میتوانند نشانه بیماریهای عصبی حاد مانند پارکینسون یا آلزایمر باشند.
گیرندههای جیالپی-۱ بهطور عمده در نقاطی مانند هیپوتالاموس، آمیگدال و اینسولای مغز متمرکز هستند که وظیفه پردازش حس بویایی و چشایی را برعهده دارند. از آنجا که داروهای جیالپی-۱ به دستگاه عصبی راه پیدا میکنند، ممکن است شیوه تفسیر سیگنالهای حسی مغز را دستخوش تغییر کنند.جیالپی-۱ بهشکل طبیعی در سلولهای جوانههای چشایی تولید میشود.
از اینرو، این داروها ممکن است بهشکل مستقیم بر ارتباطات شیمیایی سلولهای چشایی در سطح زبان اثر بگذارند.اختلالات بویایی و چشایی اغلب با آسیبهای عصبی ناشی از دیابت ارتباط دارند، اما پژوهشگران با استناد به گزارشات موردی میگویند خودِ این داروها ممکن است در بروز این مشکلات دخیل باشند.
گفتنی است که علائم بیماران بعضاً بعد از قطع داروهای جیالپی-۱ برطرف شده است. کارشناسان مستقلی که دادههای این مطالعه را بررسی کردهاند، ارزیابی متفاوت اما اطمینانبخشی از نتایج داشتهاند.
دکتر شرنل سورتگری، متخصص استخواندرمانی و دانشآموخته مرکز علوم سلامت دانشگاه ایالتی اکلاهما می گوید: «این یافتهها میتوانند پژوهشگران را به بررسی دقیقتر اختلالات حسی مرتبط با مصرف آگونیستهای گیرنده جیالپی-۱ وادارند، اما شواهد قانعکنندهای دال بر ناایمنبودن این داروها ارائه نشده است.»
این مطالعه از نوع گذشتهنگر بود و عواملی مانند دوز مصرفی یا میزان پایبندی بیماران به درمان جایی در آن ندارند. از این گذشته، پژوهشگران بهجای آزمونهای استاندارد بویایی و چشایی، از کدهای سیستمی مراکز درمانی استفاده کردهاند.
پژوهشگران با توجه به این یافتهها توصیه میکنند که پزشکان باید قبل از تجویز داروهای جیالپی-۱ به احتمال بروز عوارض حسی اشاره کنند، وضعیت اولیه حس بویایی و چشایی بیماران را جویا شوند و استفاده از ابزارهای ارزیابی را برای بیماران گروه پرخطر در نظر بگیرند. بیمارانی که با علائم جدید یا حاد دستبهگریبان هستند، باید توسط متخصص گوش و حلق و بینی معاینه شوند.
🆔@ScientificDialectics
میزان خطر چقدر است و چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
براساس مطالعه جدیدی که بیش از ۸۷۰ هزار داوطلب بزرگسال مبتلا به دیابت نوع دو در آن حضور داشتند، از دست دادن ناگهانی حس بویایی یا احساس طعم فلز در دهان جزو عوارض جانبی داروهای جیالپی-۱ بهشمار میآیند.
مطالعه حاضر بزرگترین مطالعهای است که تاکنون درباره ارتباط احتمالی داروهای محبوب کاهش وزن و دیابت با اختلالات بویایی و چشایی انجام گرفته است.
پژوهشگران دریافتند بیمارانی که داروهای جیالپی-۱ مصرف میکردند، در مقایسه با بیمارانی که از سایر داروهای دیابت استفاده میکردند، طی یک دوره دو ساله با افزایش ۴۸ درصدی خطر نسبی بروز اختلالات بویایی یا چشایی مواجه بودند.از نظر آماری، ۰٫۳۷ درصد از داوطلبان گروه داروهای جیالپی-۱ دچار مشکل شدند، اما این رقم در مورد سایر داوطلبان ۰٫۲۲ درصد بود. این یعنی بهازای هر ۷۰۰ بیماری که با این داروها تحت درمان قرار میگیرند، یک نفر بیشتر دچار اختلالات بویایی و چشایی میشود.
داروهای مورد استفاده در این مطالعه شامل سماگلوتاید (اوزمپیک و وگووی) و تیرزپاتاید (مانجارو و زپباند) بودند. با اینحال، تمام داروهای جیالپی-۱ در قالب یک دسته واحد مورد بررسی قرار گرفتند و هیچکدام از داروها بهطور مجزا بررسی نشدند؛ محدودیتی که پژوهشگران به آن واقف بودهاند. این داروها از نظر ساختار مولکولی تفاوت دارند و ممکن است مشکلات مختلفی به بار بیاورند. گفتنی است که بیش از ۴۳۸ هزار داوطلب همتا در این مطالعه حضور داشتند.
پژوهشگران در این مطالعه که در نشریه گوش و حلق و بینی و جراحی سر و گردن جاما منتشر شده است، سوابق پزشکی داوطلبان مبتلا به دیابت نوع دو را بررسی کردند. نیمی از داوطلبان داروهای جیالپی-۱ دریافت کرده و نیمی دیگر با سایر داروهای دیابت تحت درمان قرار گرفته بودند.
داوطلبان هردو گروه از نظر جنسیت و محدوده سنی مشابه یکدیگر بودند.نتایج نشان داد که این داروها بیش از چشایی بر بویایی اثر میگذارند. داوطلبان گروه داروهای جیالپی-۱ تقریباً ۸۱ درصد بیشتر در معرض اختلالات بویایی و ۵۲ درصد بیشتر در معرض اختلالات چشایی قرار داشتند. البته نرخ شیوع هردو عارضه از نظر آماری پایین بود.این اختلالات شامل آنوسمی یا نابویایی و پاروسمی یا بویاییپریشی بودند.
پاراژئوزیا یا احساس طعم فلز در دهان هم رایجترین اختلال چشایی محسوب میشد.حواس بویایی و چشایی در لذت بردن از غذا خلاصه نمیشوند، بلکه جزو شاخصهای اولیه تندرستی بهشمار میروند و بعضاً میتوانند نشانه بیماریهای عصبی حاد مانند پارکینسون یا آلزایمر باشند.
گیرندههای جیالپی-۱ بهطور عمده در نقاطی مانند هیپوتالاموس، آمیگدال و اینسولای مغز متمرکز هستند که وظیفه پردازش حس بویایی و چشایی را برعهده دارند. از آنجا که داروهای جیالپی-۱ به دستگاه عصبی راه پیدا میکنند، ممکن است شیوه تفسیر سیگنالهای حسی مغز را دستخوش تغییر کنند.جیالپی-۱ بهشکل طبیعی در سلولهای جوانههای چشایی تولید میشود.
از اینرو، این داروها ممکن است بهشکل مستقیم بر ارتباطات شیمیایی سلولهای چشایی در سطح زبان اثر بگذارند.اختلالات بویایی و چشایی اغلب با آسیبهای عصبی ناشی از دیابت ارتباط دارند، اما پژوهشگران با استناد به گزارشات موردی میگویند خودِ این داروها ممکن است در بروز این مشکلات دخیل باشند.
گفتنی است که علائم بیماران بعضاً بعد از قطع داروهای جیالپی-۱ برطرف شده است. کارشناسان مستقلی که دادههای این مطالعه را بررسی کردهاند، ارزیابی متفاوت اما اطمینانبخشی از نتایج داشتهاند.
دکتر شرنل سورتگری، متخصص استخواندرمانی و دانشآموخته مرکز علوم سلامت دانشگاه ایالتی اکلاهما می گوید: «این یافتهها میتوانند پژوهشگران را به بررسی دقیقتر اختلالات حسی مرتبط با مصرف آگونیستهای گیرنده جیالپی-۱ وادارند، اما شواهد قانعکنندهای دال بر ناایمنبودن این داروها ارائه نشده است.»
این مطالعه از نوع گذشتهنگر بود و عواملی مانند دوز مصرفی یا میزان پایبندی بیماران به درمان جایی در آن ندارند. از این گذشته، پژوهشگران بهجای آزمونهای استاندارد بویایی و چشایی، از کدهای سیستمی مراکز درمانی استفاده کردهاند.
پژوهشگران با توجه به این یافتهها توصیه میکنند که پزشکان باید قبل از تجویز داروهای جیالپی-۱ به احتمال بروز عوارض حسی اشاره کنند، وضعیت اولیه حس بویایی و چشایی بیماران را جویا شوند و استفاده از ابزارهای ارزیابی را برای بیماران گروه پرخطر در نظر بگیرند. بیمارانی که با علائم جدید یا حاد دستبهگریبان هستند، باید توسط متخصص گوش و حلق و بینی معاینه شوند.
🆔@ScientificDialectics
Jamanetwork
Smell and Taste Disturbances Among Glucagon-Like Peptide-1 Receptor Agonist Users
This cohort study reports on long-term use of glucagon-like peptide-1 receptor agonists and whether it is associated with an increased risk of smell and taste disturbances.
❤1
💢 کشف دیانای مرموز: دو نیاکان ناشناخته در ژنوم انسان
دانشمندان میگویند شجرهنامه انسان شاخههای تازهای پیدا کرده است.
در ژنهای انسانهای امروزی نشانههایی از دو نیاکان ناشناخته یافتهاند؛ گونههای منقرضشده بدون فسیل یا دیانای رمزگشاییشده، اما با ردپا در ژنوم ما.
گروهی از پژوهشگران دانشگاه معتبر کالیفرنیا در برکلی به کشف چشمگیری دست یافتهاند: آنها بخشهایی از دیانای در ژنوم انسانهای امروزی را شناسایی کردهاند (منبع به زبان آلمانی) که از نیاکان ناشناختهای به جا مانده است.
این دانشمندان از این نیاکان با عنوان «نیاکان شبح» یاد میکنند، چون تاکنون هیچ چیز درباره این جمعیتهای منقرضشده انسانی شناخته نشده است. امروز گونه انسان خردمند (هومو ساپینس) تنها گونه باقیمانده انسانی است. اما در گذشتههای دور این گونه زمین را با شمار زیادی از دیگر انسانتبارها شریک بود.
مطالعات پیشین نشان داده بود که انسانهای مدرن با نئاندرتالها و انسانهای موسوم به دنیسوون آمیزش داشتهاند و از آنها صاحب فرزند شدهاند. بسیاری از انسانها هنوز هم ردهای ژنتیکی این برخوردها را در ژنوم خود دارند.
اکنون مطالعهای تازه نشان میدهد که دستکم دو گروه انسانی ناشناخته دیگر نیز وجود داشتهاند که آنها هم دیانای خود را به نیاکان ما منتقل کردهاند.
یکی از این نیاکان ناشناخته بیش از ۵۰ هزار سال پیش در آفریقا با نیاکان انسان مدرن آمیزش داشته است. این رویداد پیش از آخرین موج بزرگ کوچ انسان خردمند به اروپا و آسیا رخ داد. ژنهایی که در آن زمان منتقل شدند امروز حدود یک درصد ژنوم همه انسانها را تشکیل میدهند؛ تقریبا به همان اندازه که دیانای نئاندرتالها در ژنوم ما حضور دارد.
به محاسبه پژوهشگران، این تبار مرموز انسانی حدود ۸۰۰ هزار سال پیش از شاخه فرگشتی منتهی به انسان مدرن جدا شده بود؛ تقریبا در همان زمانی که نئاندرتالها و دنیسوونها نیز از یکدیگر جدا شدند.
یولین ژانگ، دانشجوی دکتری دانشگاه برکلی و یکی از نویسندگان اصلی این پژوهش، میگوید: «مطالعات پیشین حدس زده بودند که نوعی «تبار شبح» وجود دارد؛ یعنی ردهای ژنتیکی تبارهای انسانی ناشناخته و منقرضشده در ژنوم انسانهای مدرن. اما تاکنون روشن نبود که این تبار ناشناخته فقط در آفریقاییها دیده میشود و این آمیزش چه زمانی رخ داده است. ما توانستیم بخشهای مربوط به دیانای را در ژنوم انسانهای امروزی شناسایی و نقشهبرداری کنیم و نشان دهیم که این تبار شبح در همه انسانهای امروز وجود دارد، نه فقط در آفریقاییها.»
خط زمانی: ۱٫۸ میلیون سال نیاکان دوم که پژوهشگران آن را «نیاکان فوقباستانی» مینامند حتی رازآمیزتر است. این تبار انسانی حدود ۱٫۸ میلیون سال پیش از دیگر انسانتبارها جدا شده بود. به احتمال زیاد بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش در اوراسیا با دنیسوونها آمیزش داشته است و از این مسیر غیرمستقیم، قطعاتی از آن دیانای بسیار کهن سرانجام وارد ژنوم انسان مدرن شده است.
آرجون بیداندا، پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه جانز هاپکینز و از نویسندگان اصلی این مطالعه، توضیح میدهد: «شناسایی این نیاکان فوقباستانی بسیار هیجانانگیز است، چون مشارکت ژنتیکی تباری انسانی را آشکار میکند که بیش از یک میلیون سال پیش زندگی میکرد، با آنکه تاکنون هیچ دیانای رمزگشاییشدهای از این جمعیت در دست نیست.»
پریا مورجانی، استاد زیستشناسی مولکولی و سلولی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، میگوید: «با دیانای باستانی نئاندرتالها و دنیسوونها و روشهای جدید تبارشناسی، هرچه بیشتر درمییابیم که جمعیتهای انسانی در طول فرگشت بارها با یکدیگر آمیختهاند. فرگشت انسان از این رو کمتر شبیه یک شجرهنامه شاخهدار است و بیشتر به شبکهای پیچیده میماند که در آن جمعیتهای گوناگون با موجهای پیدرپی کوچ و آمیزش به هم متصل شدهاند.»
تفاوت دیانای نئاندرتالها و دنیسوونهاامروزه بیشتر انسانهای خارج از آفریقا حدود یک تا دو درصد دیانای نئاندرتالی در ژنوم خود دارند. دقیقتر آنکه، به طور میانگین حدود یک تا دو درصد ژنوم اروپاییها و آسیاییهای امروز از نئاندرتالها به جا مانده است. این نتیجه آمیزش میان نئاندرتالها و انسانهای مدرن اولیه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار سال پیش، اندکی پس از خروج انسان خردمند از آفریقا است.
نکته جالب دیگر این است که نئاندرتالها و دنیسوونها نیز با یکدیگر آمیزش داشتهاند. درباره فسیلی از غار دنیسووا در رشتهکوه آلتای در جنوب سیبری، نزدیک مرز قزاقستان، مغولستان و چین، میدانیم که متعلق به زنی با مادری نئاندرتال و پدری دنیسوون بوده است؛ شاهدی مستقیم بر این که این دو انسانگونه فرزندان مشترک داشتهاند
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان میگویند شجرهنامه انسان شاخههای تازهای پیدا کرده است.
در ژنهای انسانهای امروزی نشانههایی از دو نیاکان ناشناخته یافتهاند؛ گونههای منقرضشده بدون فسیل یا دیانای رمزگشاییشده، اما با ردپا در ژنوم ما.
گروهی از پژوهشگران دانشگاه معتبر کالیفرنیا در برکلی به کشف چشمگیری دست یافتهاند: آنها بخشهایی از دیانای در ژنوم انسانهای امروزی را شناسایی کردهاند (منبع به زبان آلمانی) که از نیاکان ناشناختهای به جا مانده است.
این دانشمندان از این نیاکان با عنوان «نیاکان شبح» یاد میکنند، چون تاکنون هیچ چیز درباره این جمعیتهای منقرضشده انسانی شناخته نشده است. امروز گونه انسان خردمند (هومو ساپینس) تنها گونه باقیمانده انسانی است. اما در گذشتههای دور این گونه زمین را با شمار زیادی از دیگر انسانتبارها شریک بود.
مطالعات پیشین نشان داده بود که انسانهای مدرن با نئاندرتالها و انسانهای موسوم به دنیسوون آمیزش داشتهاند و از آنها صاحب فرزند شدهاند. بسیاری از انسانها هنوز هم ردهای ژنتیکی این برخوردها را در ژنوم خود دارند.
اکنون مطالعهای تازه نشان میدهد که دستکم دو گروه انسانی ناشناخته دیگر نیز وجود داشتهاند که آنها هم دیانای خود را به نیاکان ما منتقل کردهاند.
یکی از این نیاکان ناشناخته بیش از ۵۰ هزار سال پیش در آفریقا با نیاکان انسان مدرن آمیزش داشته است. این رویداد پیش از آخرین موج بزرگ کوچ انسان خردمند به اروپا و آسیا رخ داد. ژنهایی که در آن زمان منتقل شدند امروز حدود یک درصد ژنوم همه انسانها را تشکیل میدهند؛ تقریبا به همان اندازه که دیانای نئاندرتالها در ژنوم ما حضور دارد.
به محاسبه پژوهشگران، این تبار مرموز انسانی حدود ۸۰۰ هزار سال پیش از شاخه فرگشتی منتهی به انسان مدرن جدا شده بود؛ تقریبا در همان زمانی که نئاندرتالها و دنیسوونها نیز از یکدیگر جدا شدند.
یولین ژانگ، دانشجوی دکتری دانشگاه برکلی و یکی از نویسندگان اصلی این پژوهش، میگوید: «مطالعات پیشین حدس زده بودند که نوعی «تبار شبح» وجود دارد؛ یعنی ردهای ژنتیکی تبارهای انسانی ناشناخته و منقرضشده در ژنوم انسانهای مدرن. اما تاکنون روشن نبود که این تبار ناشناخته فقط در آفریقاییها دیده میشود و این آمیزش چه زمانی رخ داده است. ما توانستیم بخشهای مربوط به دیانای را در ژنوم انسانهای امروزی شناسایی و نقشهبرداری کنیم و نشان دهیم که این تبار شبح در همه انسانهای امروز وجود دارد، نه فقط در آفریقاییها.»
خط زمانی: ۱٫۸ میلیون سال نیاکان دوم که پژوهشگران آن را «نیاکان فوقباستانی» مینامند حتی رازآمیزتر است. این تبار انسانی حدود ۱٫۸ میلیون سال پیش از دیگر انسانتبارها جدا شده بود. به احتمال زیاد بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش در اوراسیا با دنیسوونها آمیزش داشته است و از این مسیر غیرمستقیم، قطعاتی از آن دیانای بسیار کهن سرانجام وارد ژنوم انسان مدرن شده است.
آرجون بیداندا، پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه جانز هاپکینز و از نویسندگان اصلی این مطالعه، توضیح میدهد: «شناسایی این نیاکان فوقباستانی بسیار هیجانانگیز است، چون مشارکت ژنتیکی تباری انسانی را آشکار میکند که بیش از یک میلیون سال پیش زندگی میکرد، با آنکه تاکنون هیچ دیانای رمزگشاییشدهای از این جمعیت در دست نیست.»
پریا مورجانی، استاد زیستشناسی مولکولی و سلولی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، میگوید: «با دیانای باستانی نئاندرتالها و دنیسوونها و روشهای جدید تبارشناسی، هرچه بیشتر درمییابیم که جمعیتهای انسانی در طول فرگشت بارها با یکدیگر آمیختهاند. فرگشت انسان از این رو کمتر شبیه یک شجرهنامه شاخهدار است و بیشتر به شبکهای پیچیده میماند که در آن جمعیتهای گوناگون با موجهای پیدرپی کوچ و آمیزش به هم متصل شدهاند.»
تفاوت دیانای نئاندرتالها و دنیسوونهاامروزه بیشتر انسانهای خارج از آفریقا حدود یک تا دو درصد دیانای نئاندرتالی در ژنوم خود دارند. دقیقتر آنکه، به طور میانگین حدود یک تا دو درصد ژنوم اروپاییها و آسیاییهای امروز از نئاندرتالها به جا مانده است. این نتیجه آمیزش میان نئاندرتالها و انسانهای مدرن اولیه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار سال پیش، اندکی پس از خروج انسان خردمند از آفریقا است.
نکته جالب دیگر این است که نئاندرتالها و دنیسوونها نیز با یکدیگر آمیزش داشتهاند. درباره فسیلی از غار دنیسووا در رشتهکوه آلتای در جنوب سیبری، نزدیک مرز قزاقستان، مغولستان و چین، میدانیم که متعلق به زنی با مادری نئاندرتال و پدری دنیسوون بوده است؛ شاهدی مستقیم بر این که این دو انسانگونه فرزندان مشترک داشتهاند
🆔@ScientificDialectics
Science
Recovering signatures of archaic hominin introgression using ancestral recombination graphs
Admixture between modern humans and extinct hominins has shaped the genomes of present-day individuals, but reconstructing this history has been constrained by the scarcity of archaic samples and unadmixed outgroup populations. We introduce TRACE, a ...
❤2
💢 پروندههای یوفوی پنتاگون: آلمان چه نقشی دارد
روزنامه نیویورک تایمز سالهاست انتشار پروندههای یوفو در آمریکا را دنبال میکند. اسناد تازه فقط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس نمیپردازند؛ تا جنگ جهانی دوم عقب میروند و نام آلمان بارها در آنها تکرار میشود.
اجسام درخشان در آسمان، گزارشهای مبهم نظامی و پروندههایی که دههها محرمانه ماندهاند: اسناد تازه مربوط به یوفوها نگاهی به برخی از رازآلودترین پروندههای چند دهه گذشته میدهند.
بخش مهمی از این پروندههای تاریخی به گزارشهای خلبانان نیروهای متحد در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم اختصاص دارد. آنها از اجسام پرنده درخشان با سرعت بسیار بالا روایت کردهاند که بر فراز آلمان هواپیماهایشان را همراهی میکردند. این پدیدهها بعدها با نام «Foo Fighters» شناخته شدند.
در این پرونده بهصورت نقل قول مستقیم آمده است:در شب ۲۲ دسامبر ۱۹۴۴ دو نور از روی زمین در نزدیکی یک هواپیمای 415th Night Fighter Squadron اوج گرفت، به ارتفاع آن رسید، حدود دو دقیقه پشت دم هواپیما قرار گرفت و سپس «دوباره جدا شد». به گفته خدمه این نورها در تمام مدت «کاملا تحت کنترل» بودند. رادار زمینی تایید کرد که هیچ هواپیمای دشمنی در آن منطقه حضور نداشت.چنین برخوردهایی چندین بار تکرار شد. در طول دورهای ششهفتهای، خدمه واحد ۴۱۵ بر فراز آلمان و فرانسه از نورهای قرمز، سبز، نارنجی و کهربایی گزارش دادند که همراه با هواپیماهایشان در آرایش پرواز میکردند، در مانورهای گریز شرکت میکردند و تا حدود ۳۰ متر به آنها نزدیک میشدند. خلبانان این پدیدهها را «Foo Fighters» نامیدند.
وزارت هوانوردی بریتانیا این گزارشها را بررسی کرد و در یک یادداشت محرمانه در مارس ۱۹۴۵ به این نتیجه رسید که «کل موضوع همچنان تا حدی معماگونه است».بهطور جداگانه خلبانان از مشاهده یک استوانه آلومینیومی به طول حدود ۳.۶ متر در ارتفاع تقریبی ۲۷۰۰ متری نیز خبر دادند. این جسم هنگام شلیک هواپیماها تا حدی شکل خود را از دست داد و به صورت نوری قرمز درخشان دیده شد اما متلاشی نشد. دستگاه اطلاعاتی آن را به احتمال زیاد «بمب ضدهوایی» آلمانی ارزیابی کرد.
برای این نورهای مرموز هیچ توضیح روشنی وجود نداشت. این پرونده به مدت ۸۰ سال محرمانه ماند.۱۹۴۵: پروندهای شامل گزارشهای خلبانان جنگی درباره «پدیدههای رازآلود» (Foo Fighters)، اجسام استوانهای شناور و نورهای غیرمعمول. Department of Warفرماندهان نظامی چندین فرضیه را برای توضیح این پدیدهها بررسی کردند.
یکی از گزینهها این بود که شاید با سلاحهای مخفی ناشناخته آلمان یا هواپیماهای آزمایشی با سامانههای جدید راکتی یا جت سر و کار داشته باشند. اما تحقیقات هیچ مدرک قاطعی در این باره پیدا نکرد.
گزارشهای منتشرشده افبیآی و «یوفوهای نازی»در میان اسناد منتشرشده، مدارک تاریخی افبیآی از دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ نیز دیده میشود که در آنها گزارشهایی از ادعاهای مربوط به طراحی پرندههای دیسکشکل توسط آلمان مطرح شده است.
بخشی از این اشارهها به پروژههای تحقیقاتی احتمالا محرمانه در اطراف برلین و همچنین مناطق نزدیک مرز اتریش مربوط میشود.با این حال این گزارشها حاصل بررسیهای فنی یا پروندههای تاییدشده نظامی نیست، بلکه عمدتا بر پایه گفتههای خبرچینها، شایعات و اطلاعات سرویسهای امنیتی در سالهای بلافاصله پس از جنگ استوار است. به همین دلیل بیشتر نشان میدهد که آن زمان مقامها به دنبال چه نوع خبرهایی میرفتند.این اسناد هیچ مدرکی ارائه نمیکند که نشان دهد آلمان نازی واقعا «دیسکهای پرنده» قابل استفاده با توان پروازی خارقالعاده ساخته بوده است.
تاریخنگاران بخش بزرگی از این روایتها را در چارچوب گمانهزنیها درباره سلاحهای مخفی آلمان، جنگ روانی و تلاش متحدان برای یافتن فناوریهای پیشرفته آلمانی طبقهبندی میکنند.در یادداشتهای SHAEF و وزارت هوانوردی بریتانیا در سالهای ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ بارها از جمله نورهای قرمز، سبز، نارنجی و کهربایی توصیف شده است که ظاهرا به شکلی کنترلشده حرکت میکردند، در آرایش کنار هواپیماها پرواز میکردند و گاهی تا فاصلهای بسیار نزدیک به آنها میرسیدند.
توجه به پدیدههای غیرعادی در آسمان سابقهای طولانی دارد و به رویدادهای تاریخیای چون جنگ جهانی دوم گره خورده است. هرچند نام آلمان در این مدارک بارها دیده میشود، اما این اسناد هیچ نشانهای از وجود سفینههای فضایی بیگانگان یا «دیسکهای پرنده» محرمانه ساخت آلمان ارائه نمیکنند.این مدارک بیش از هر چیز نشان میدهند که ارتشها و سرویسهای اطلاعاتی در طول دههها چگونه تلاش کردهاند مشاهدات غیرمعمول را توضیح دهند و چگونه از دل این تلاشها افسانههایی شکل گرفته که تا امروز ادامه دارند.
🆔@ScientificDialectics
روزنامه نیویورک تایمز سالهاست انتشار پروندههای یوفو در آمریکا را دنبال میکند. اسناد تازه فقط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس نمیپردازند؛ تا جنگ جهانی دوم عقب میروند و نام آلمان بارها در آنها تکرار میشود.
اجسام درخشان در آسمان، گزارشهای مبهم نظامی و پروندههایی که دههها محرمانه ماندهاند: اسناد تازه مربوط به یوفوها نگاهی به برخی از رازآلودترین پروندههای چند دهه گذشته میدهند.
بخش مهمی از این پروندههای تاریخی به گزارشهای خلبانان نیروهای متحد در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم اختصاص دارد. آنها از اجسام پرنده درخشان با سرعت بسیار بالا روایت کردهاند که بر فراز آلمان هواپیماهایشان را همراهی میکردند. این پدیدهها بعدها با نام «Foo Fighters» شناخته شدند.
در این پرونده بهصورت نقل قول مستقیم آمده است:در شب ۲۲ دسامبر ۱۹۴۴ دو نور از روی زمین در نزدیکی یک هواپیمای 415th Night Fighter Squadron اوج گرفت، به ارتفاع آن رسید، حدود دو دقیقه پشت دم هواپیما قرار گرفت و سپس «دوباره جدا شد». به گفته خدمه این نورها در تمام مدت «کاملا تحت کنترل» بودند. رادار زمینی تایید کرد که هیچ هواپیمای دشمنی در آن منطقه حضور نداشت.چنین برخوردهایی چندین بار تکرار شد. در طول دورهای ششهفتهای، خدمه واحد ۴۱۵ بر فراز آلمان و فرانسه از نورهای قرمز، سبز، نارنجی و کهربایی گزارش دادند که همراه با هواپیماهایشان در آرایش پرواز میکردند، در مانورهای گریز شرکت میکردند و تا حدود ۳۰ متر به آنها نزدیک میشدند. خلبانان این پدیدهها را «Foo Fighters» نامیدند.
وزارت هوانوردی بریتانیا این گزارشها را بررسی کرد و در یک یادداشت محرمانه در مارس ۱۹۴۵ به این نتیجه رسید که «کل موضوع همچنان تا حدی معماگونه است».بهطور جداگانه خلبانان از مشاهده یک استوانه آلومینیومی به طول حدود ۳.۶ متر در ارتفاع تقریبی ۲۷۰۰ متری نیز خبر دادند. این جسم هنگام شلیک هواپیماها تا حدی شکل خود را از دست داد و به صورت نوری قرمز درخشان دیده شد اما متلاشی نشد. دستگاه اطلاعاتی آن را به احتمال زیاد «بمب ضدهوایی» آلمانی ارزیابی کرد.
برای این نورهای مرموز هیچ توضیح روشنی وجود نداشت. این پرونده به مدت ۸۰ سال محرمانه ماند.۱۹۴۵: پروندهای شامل گزارشهای خلبانان جنگی درباره «پدیدههای رازآلود» (Foo Fighters)، اجسام استوانهای شناور و نورهای غیرمعمول. Department of Warفرماندهان نظامی چندین فرضیه را برای توضیح این پدیدهها بررسی کردند.
یکی از گزینهها این بود که شاید با سلاحهای مخفی ناشناخته آلمان یا هواپیماهای آزمایشی با سامانههای جدید راکتی یا جت سر و کار داشته باشند. اما تحقیقات هیچ مدرک قاطعی در این باره پیدا نکرد.
گزارشهای منتشرشده افبیآی و «یوفوهای نازی»در میان اسناد منتشرشده، مدارک تاریخی افبیآی از دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ نیز دیده میشود که در آنها گزارشهایی از ادعاهای مربوط به طراحی پرندههای دیسکشکل توسط آلمان مطرح شده است.
بخشی از این اشارهها به پروژههای تحقیقاتی احتمالا محرمانه در اطراف برلین و همچنین مناطق نزدیک مرز اتریش مربوط میشود.با این حال این گزارشها حاصل بررسیهای فنی یا پروندههای تاییدشده نظامی نیست، بلکه عمدتا بر پایه گفتههای خبرچینها، شایعات و اطلاعات سرویسهای امنیتی در سالهای بلافاصله پس از جنگ استوار است. به همین دلیل بیشتر نشان میدهد که آن زمان مقامها به دنبال چه نوع خبرهایی میرفتند.این اسناد هیچ مدرکی ارائه نمیکند که نشان دهد آلمان نازی واقعا «دیسکهای پرنده» قابل استفاده با توان پروازی خارقالعاده ساخته بوده است.
تاریخنگاران بخش بزرگی از این روایتها را در چارچوب گمانهزنیها درباره سلاحهای مخفی آلمان، جنگ روانی و تلاش متحدان برای یافتن فناوریهای پیشرفته آلمانی طبقهبندی میکنند.در یادداشتهای SHAEF و وزارت هوانوردی بریتانیا در سالهای ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ بارها از جمله نورهای قرمز، سبز، نارنجی و کهربایی توصیف شده است که ظاهرا به شکلی کنترلشده حرکت میکردند، در آرایش کنار هواپیماها پرواز میکردند و گاهی تا فاصلهای بسیار نزدیک به آنها میرسیدند.
توجه به پدیدههای غیرعادی در آسمان سابقهای طولانی دارد و به رویدادهای تاریخیای چون جنگ جهانی دوم گره خورده است. هرچند نام آلمان در این مدارک بارها دیده میشود، اما این اسناد هیچ نشانهای از وجود سفینههای فضایی بیگانگان یا «دیسکهای پرنده» محرمانه ساخت آلمان ارائه نمیکنند.این مدارک بیش از هر چیز نشان میدهند که ارتشها و سرویسهای اطلاعاتی در طول دههها چگونه تلاش کردهاند مشاهدات غیرمعمول را توضیح دهند و چگونه از دل این تلاشها افسانههایی شکل گرفته که تا امروز ادامه دارند.
🆔@ScientificDialectics
ufos.upubli.sh
Night Phenomena / Balls of Fire - Red / Request for Photographs — UAP Archive
WWII-era correspondence between SHAEF and the UK Air Ministry regarding 'foo fighter' night phenomena reported by XII Tactical Air Command and Bomber Command crews. The Air Ministry concludes some sightings may have been Me 262 aircraft and flak rockets but…
👍5
💢عکس روز ناسا ؛ رنگینکمان آتشین
عکس روز ناسا رنگینکمان را به شکل یک شعله آتش بر فراز ویرجینیای غربی به نمایش میگذارد.
این پدیده نادر زمانی رخ میدهد که خورشید بیش از ۵۸ درجه بالا باشد و نور آن به بلورهای یخ افقیشکل ابرهای سیروس برخورد کرده و شکسته شود.
این رنگینکمان افق که به خاطر ظاهر شعلهمانند خود به طور غیررسمی به رنگینکمان آتشین معروف است، موازی با افق ظاهر میشود.
عکس این رنگینکمان آتشین برجسته در سال ۲۰۲۱ در نزدیکی «کوه نورث فورک» (North Fork Mountain) واقع در ویرجینیای غربی گرفته شده است.
https://apod.nasa.gov/apod/image/2608/FireRainbow_Harbig_4000.jpg
🆔@ScientificDialectics
عکس روز ناسا رنگینکمان را به شکل یک شعله آتش بر فراز ویرجینیای غربی به نمایش میگذارد.
این پدیده نادر زمانی رخ میدهد که خورشید بیش از ۵۸ درجه بالا باشد و نور آن به بلورهای یخ افقیشکل ابرهای سیروس برخورد کرده و شکسته شود.
این رنگینکمان افق که به خاطر ظاهر شعلهمانند خود به طور غیررسمی به رنگینکمان آتشین معروف است، موازی با افق ظاهر میشود.
عکس این رنگینکمان آتشین برجسته در سال ۲۰۲۱ در نزدیکی «کوه نورث فورک» (North Fork Mountain) واقع در ویرجینیای غربی گرفته شده است.
https://apod.nasa.gov/apod/image/2608/FireRainbow_Harbig_4000.jpg
🆔@ScientificDialectics
❤5