دیالکتیک علمی
23.4K subscribers
1.82K photos
951 videos
513 files
12.1K links
اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار کردند بدانید که به احتمال زیاد یک دروغ است.

✍🏻 نوآم چامسکی
Download Telegram
💢پژوهش: افسردگی و اضطراب در فوتبالیست‌های بازنشسته بیشتر است

پژوهش جدید نشان می‌دهد فوتبالیست‌های بازنشسته با خطر بیشتر افسردگی و اضطراب روبه‌رو هستند و در مغز آنها نیز تغییراتی مشاهده شده است.

بر اساس پژوهشی جدید، فوتبالیست‌های پیشین نسبت به افراد سالمی که فوتبال بازی نمی‌کنند سطوح بالاتری از افسردگی و اضطراب همچنین دشواری‌هایی در تفکر و تصمیم‌گیری نشان می‌دهند.

نتایج اولیه این مطالعه نشان می‌دهد که تقریبا یک‌سوم از ۱۴۲ فوتبالیست حرفه‌ای پیشین که در این تحقیق مشارکت داشتند، دچار علایمی آن‌قدر شدید بودند که در رده افسردگی بالینی قرار بگیرند؛ در حالی که در گروه مقایسه فقط ۹ درصد چنین وضعیتی داشتند.

از نظر اضطراب ۴۲ درصد بازیکنان (در برابر ۲۵ درصد از افراد غیر بازیکن) به آستانه تشخیصی رسیده بودند.

کالی گریس لینچ، نویسنده اصلی این مطالعه گفت که «با آنکه در آزمون‌های شناختی استاندارد، تفاوت روشنی میان بازیکنان سابق و افراد غیر بازیکن مشاهده نکردیم اما در علایمی که شرکت‌کنندگان گزارش کردند مانند اضطراب و افسردگی و نیز در تصویربرداری مغزی تفاوت‌های قابل توجهی دیدیم».

او افزود این یافته‌ها نشان می‌دهد که ممکن است حتی در میانسالی هم اثرهای قابل اندازه‌گیری بر سلامت مغز فوتبالیست‌های حرفه‌ای سابق وجود داشته باشد یعنی خیلی پیش‌تر از زمانی که معمولا بیماری‌هایی مانند زوال عقل آشکار می‌شوند.

در این پژوهش وضعیت ۱۴۲ فوتبالیست حرفه‌ای سابق ۳۰ تا ۶۰ ساله بررسی شدند: ۱۲۶ مرد با دست‌کم سه سال سابقه بازی تمام‌وقت حرفه‌ای و ۱۶ زن که در دو رده برتر فوتبال زنان بریتانیا بازی کرده بودند.

نتایج با ۵۶ فرد سالم هم‌سن مقایسه شد که سابقه ورزش‌های سخت یا آسیب‌دیدگی سر یا مشکلات عصبی نداشتند.

این تحقیق که توسط پژوهشگران کالج امپریال لندن انجام و در کنفرانس بین‌المللی انجمن آلزایمر ۲۰۲۶ (AAIC) ارائه شد همچنین نشان داد که فوتبالیست‌های حرفه‌ای سابق، در مقایسه با افرادی که این ورزش را انجام نداده‌اند، کاهش توانایی در برنامه‌ریزی، تمرکز برای حل مسئله و مدیریت کارهای روزمره را گزارش کردند.

البته این تفاوت‌ها فقط زمانی دیده شده که افراد خودشان تجربیاتشان را توصیف کردند؛ چراکه آزمون‌های عینی حافظه و تفکر، تفاوت روشنی میان دو گروه نشان نداد.

اسکن‌های تصویربرداری تشدید مغناطیسی (ام‌آر‌آی) تفاوت‌هایی در ساختار مغز برخی بازیکنان سابق و گروه سالم مقایسه نشان داد و شواهدی از کاهش حجم مغز در میان فوتبالیست‌ها به دست آمد.

با این حال پژوهشگران هشدار دادند که هرچند افزایش علایم و الگوهای متفاوت حجم مغز می‌تواند به تحلیل عصبی مرتبط با آسیب‌دیدگی اشاره کند برای اثبات قطعی این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز است.

ماریا سی کارییو، رئیس بخش علمی انجمن آلزایمر گفت که «مطالعاتی از این دست می‌تواند به بازیکنان، پزشکان و نهادهای ورزشی کمک کند تا خطرهای احتمالی را بهتر درک کنند و بیندیشند چگونه می‌توان بازی را ایمن‌تر کرد و در عین حال به افراد امکان داد انتخاب‌های آگاهانه داشته باشند».

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان هر روز فوتبال بازی می‌کنند؛ هرچند فعالیت بدنی در مجموع برای سلامت مفید است این ورزش می‌تواند منبع آسیب‌های سر نیز باشد.

بازیکنان هم در اثر ضربه‌های مکرر و با شدت کمِ هد زدن عمدی به توپ و هم بر اثر برخوردهای شدید سر با بدن حریف یا زمین، در معرض آسیب‌های مکرر به سر قرار می‌گیرند.

توماس پارک از موسسه تحقیقات دمانس بریتانیا گفت که «امیدواریم با دنبال کردن شرکت‌کنندگان در طول زمان بهتر بفهمیم برخوردهای مکرر به سر چگونه ممکن است بر سلامت بلندمدت مغز اثر بگذارد. این کار همچنین به یافتن راه‌هایی برای کاهش خطرهای احتمالی در ورزش کمک خواهد کرد».

https://www.euronews.com/health/2026/07/14/retired-footballers-show-higher-rates-of-depression-and-anxiety-study-finds#:~:text=Retired%20footballers%20face%20higher%20risks,players%2C%20according%20to%20new%20research.

🆔@ScientificDialectics
3
💢 چرا گرما در اروپا کشنده‌تر از خاورمیانه است؟ ایرانی‌ها با گرما سازگارترند؟

بر اساس گزارش‌های رسمی، موج‌های گرمای ماه‌های مه و ژوئن ۲۰۲۶ در انگلستان و ولز حدود ۲۷۳۶ مرگ مرتبط با گرما ایجاد کرده‌اند. از این تعداد، حدود ۲۲۰۰ نفر در موج گرمای شدید اواخر ژوئن جان خود را از دست داده‌اند.

در نگاه نخست، دمای ۳۷ یا حتی ۴۰ درجه سانتی‌گراد شاید برای بسیاری از ایرانی‌ها عدد عجیبی نباشد. هر تابستان شهرهایی مانند اهواز، آبادان، امیدیه، طبس، زابل و بندرعباس روزهایی با دمای بالاتر از ۴۵ درجه را تجربه می‌کنند و گاه دماسنج‌ها به مرز ۵۰ درجه نیز نزدیک می‌شوند.

با این حال، تابستان ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که گرما در اروپا می‌تواند به بحرانی مرگبار تبدیل شود؛ بحرانی که تنها در انگلستان و ولز ظرف دو ماه بیش از ۲۷۰۰ قربانی برجای گذاشته و هزاران مرگ اضافی دیگر نیز در کشورهای مختلف اروپایی به ثبت رسانده است.

بر اساس تحلیل مشترک پژوهشگران کالج امپریال لندن، مدرسه بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن (LSHTM) و اداره هواشناسی بریتانیا، موج‌های گرمای ماه‌های مه و ژوئن ۲۰۲۶ در انگلستان و ولز حدود ۲۷۳۶ مرگ مرتبط با گرما ایجاد کرده‌اند. از این تعداد، حدود ۲۲۰۰ نفر در موج گرمای شدید اواخر ژوئن جان خود را از دست داده‌اند. پژوهشگران همچنین برآورد کرده‌اند که حدود ۴۲ درصد این مرگ‌ها به افزایش دمای ناشی از تغییرات اقلیمی منتسب است.

این اعداد تنها بخشی از تصویر بزرگ‌تر بحران گرما در اروپا هستند. داده‌های شبکه پایش مرگ‌ومیر اروپا (EuroMOMO) نشان می‌دهد که در هفته اوج گرمای اواخر ژوئن، بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی در کشورهای اروپایی ثبت شده است؛ مرگ‌هایی که عمدتاً در میان افراد بالای ۶۵ سال رخ داده‌اند.

دانشمندان گروه «ورلد ودر اتریبیوشن» (World Weather Attribution) این موج گرما را یکی از شدیدترین رخدادهای ثبت‌شده در اروپا دانسته‌اند و معتقدند چنین دماهایی بدون گرمایش ناشی از فعالیت‌های انسانی تقریباً غیرممکن بود. برآوردها نشان می‌دهد تغییرات اقلیمی در برخی مناطق اروپا بین ۳ تا ۴ درجه سانتی‌گراد به دمای اوج این رویداد افزوده است

بسیاری تصور می‌کنند قربانیان گرما افرادی هستند که مستقیماً بر اثر گرمازدگی جان می‌بازند؛ اما واقعیت پیچیده‌تر است. گرما معمولاً به شکل غیرمستقیم عمل می‌کند. افزایش دمای بدن می‌تواند بیماری‌های قلبی، عروقی، تنفسی و کلیوی را تشدید کند. افراد سالمند، بیماران مزمن و کسانی که داروهای خاص مصرف می‌کنند بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند.

به همین دلیل در مطالعات علمی از اصطلاح «مرگ اضافی» یا «مرگ مرتبط با گرما» استفاده می‌شود. در بسیاری از این موارد، علت رسمی مرگ ممکن است سکته قلبی یا نارسایی تنفسی ثبت شود، اما گرمای شدید عامل تشدیدکننده اصلی بوده است.

مقایسه مستقیم اروپا و ایران ساده نیست. از نظر دمای مطلق، بسیاری از نقاط ایران در تابستان بسیار گرم‌تر از اروپای غربی هستند. دمای بالای ۴۵ درجه در جنوب و جنوب‌غرب کشور پدیده‌ای شناخته‌شده است و برخی مناطق هر سال روزهایی با دمای نزدیک به ۵۰ درجه را تجربه می‌کنند.

اما تفاوت مهم در «سازگاری» نهفته است. معماری سنتی ایران، از بادگیرها و حیاط‌های مرکزی گرفته تا دیوارهای ضخیم، قرن‌ها برای مقابله با گرما شکل گرفته است. امروزه نیز استفاده گسترده از کولرهای آبی و گازی، ساعات کاری سازگار با گرما در برخی مناطق و آشنایی عمومی با شرایط آب‌وهوایی گرم، بخشی از این سازگاری محسوب می‌شود.

در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی تا همین چند سال پیش گرمای بالای ۳۵ درجه را پدیده‌ای استثنایی می‌دانستند. زیرساخت‌های شهری، ساختمان‌ها و حتی نظام سلامت آنها برای چنین شرایطی طراحی نشده بود. به همین دلیل دمایی که در خوزستان شاید بخشی از زندگی روزمره باشد، در لندن، پاریس یا بروکسل می‌تواند به یک بحران سلامت عمومی تبدیل شود.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که ایران نیز از پیامدهای گرمایش جهانی مصون نیست. افزایش طول موج‌های گرما، تشدید خشکسالی، فشار بر منابع آب و افزایش خطر بیماری‌های مرتبط با گرما چالش‌هایی هستند که در دهه‌های آینده بیش از پیش خود را نشان خواهند داد.

https://www.lshtm.ac.uk/newsevents/news/2026/more-2700-excess-deaths-estimated-england-and-wales-during-may-and-june?utm_source=

https://www.metoffice.gov.uk/about-us/news-and-media/media-centre/weather-and-climate-news/2026/more-than-2700-excess-deaths-estimated-in-england-and-wales-during-may-and-june-heatwaves?utm_source=

🆔@ScientificDialectics
7👍2
💢افشای راز تازه انقراض دایناسورها: زنده‌زنده پخته و سرخ شدند

پژوهشگران آمریکایی در مطالعه‌ای تازه به این نتیجه رسیده‌ا‌ند که دایناسورها احتمالا تنها قربانی برخورد سیارک عظیم ۶۶ میلیون سال پیش با زمین نبودند، بلکه بیشتر آن‌ها در اثر گرمای مرگباری که زیر لایه‌ای از غبار داغ به دام افتاده بود، عملا «برشته» شدند
.

دانشمندان دانشگاه پردو آمریکا معتقدند ابر عظیم غبار و ذراتی که پس از برخورد سیارک «چیکشلوب» به جو زمین پرتاب شد، مانند درِ یک قابلمه عمل کرد و اجازه نداد گرمای ناشی از برخورد به فضا فرار کند. در نتیجه، سطح زمین به کوره‌ای سوزان تبدیل شد که هر موجود زنده‌ای را که نتوانسته بود به زیر زمین یا اعماق آب پناه ببرد، از بین برد.

الکساندریا جانسون، پژوهشگر علوم جوی، می‌گوید: «هر موجودی که امکان پناه گرفتن در زیر زمین یا زیر آب را نداشت، عملا پخته یا سرخ شد.»بر اساس این پژوهش، سیارکی به اندازه تقریبی کوه اورست با سرعتی حدود ۷۲ هزار کیلومتر در ساعت (۴۵ هزار مایل در ساعت) به زمین برخورد کرد. این برخورد هر آنچه را در مسیر خود بود، بخار کرد و تا شعاع حدود ۱۴۵۰ کیلومتری آتش‌سوزی‌های گسترده به راه انداخت.در جریان این برخورد، بیش از هزار کیلومتر مکعب مواد مذاب و غبار به جو زمین پرتاب شد. بخشی از این مواد به قطرات ریز سنگی موسوم به اسفرول تبدیل شد که هنگام بازگشت به زمین، هوای اطراف را بیش از پیش داغ کردند.زمین جهنم شد.

پروفسور براندون جانسون، استاد علوم زمین، جو و سیاره‌ای دانشگاه پردو، می‌گوید عامل اصلی انقراض گسترده نه موج انفجار و نه گلوله آتشین ناشی از برخورد بود، بلکه همین ابر جهانی غبار بود که گرما را در نزدیکی سطح زمین حبس کرد.او توضیح می‌دهد: «وقتی این ابر غبار، تابش گرمایی را در خود نگه داشت، سطح زمین و هر آنچه روی آن قرار داشت، مانند غذایی روی آتش مستقیم برشته شد. همین پدیده دایناسورها و بسیاری از گونه‌های دیگر را از بین برد.»

به گفته او، اگر این ابر غبار شکل نمی‌گرفت، برخورد سیارک هرچند فاجعه‌بار بود و جان بسیاری از موجودات را می‌گرفت، اما به یک انقراض جهانی تبدیل نمی‌شد.

تا پیش از این، دانشمندان معتقد بودند مهم‌ترین عامل انقراض دایناسورها، سال‌ها تاریکی ناشی از غبار، کاهش شدید دمای زمین و نابودی گیاهان بوده است؛ فرآیندی که در نهایت زنجیره غذایی را از هم پاشید.

اما یافته‌های جدید نشان می‌دهد بسیاری از جانوران احتمالا مدت کوتاهی پس از برخورد سیارک جان خود را از دست داده‌اند؛ زیرا گرمای محبوس‌شده زیر ابر غبار، دوزی از تابش حرارتی ایجاد کرده بود که ۱۷ برابر بیشتر از میزان کشنده برای انسان برآورد می‌شود.این گرما به اندازه‌ای شدید بود که می‌توانست علفزارها، سوزن‌های کاج، گلسنگ‌ها و حتی بخشی از جنگل‌ها را آتش بزند و آتش‌سوزی‌هایی گسترده در سراسر زمین ایجاد کند.

پروفسور جانسون می‌گوید: «زمین احتمالا بیشتر شبیه جهنم شده بود. ابرها نور خورشید را کاملا مسدود کرده بودند و برای بیشتر جانوران، سطح زمین در تاریکی فرو رفته بود، اما در همان حال گرمایی مرگبار در زیر این لایه حبس شده بود.»

پژوهشگران می‌گویند تنها جانورانی که توانستند از این شرایط جان سالم به در ببرند، موجوداتی بودند که در زیر زمین یا در اعماق آب پناه گرفتند. به باور دانشمندان، حتی پس از پایان این مرحله نیز ذرات معلق غبار ممکن بود سال‌ها یا حتی دهه‌ها در جو باقی بمانند و برای بازماندگان مشکلات زیست‌محیطی و سلامتی ایجاد کنند.

این پژوهش که در نشریه Journal of Geophysical Research: Biogeosciences منتشر شده، تصویر تازه‌ای از یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای انقراض تاریخ زمین ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد دایناسورها شاید نه فقط بر اثر برخورد یک سیارک، بلکه در اثر جهنم ناشی از غبار داغی که سراسر زمین را پوشاند، از میان رفتند.

https://www.telegraph.co.uk/news/2026/07/28/dinosaurs-were-roasted-to-death-by-asteroid/

🆔@ScientificDialectics
3😭1
💢چرا مدام احساس گرسنگی می‌کنیم؟

برخی افراد تشنگی را با گرسنگی اشتباه می‌گیرند؛ بنابراین، تامین آب کافی بدن در طول روز اهمیت دارد
.

اگر پس از صرف غذا همچنان احساس گرسنگی می‌کنید، تنها نیستید.

اشتها فقط به خالی بودن معده مربوط نیست و عوامل متعددی از جمله هورمون‌ها، میکروبیوم روده، خواب، استرس و محیط اطراف بر آن اثر می‌گذارند.

به گفته فدریکا آماتی، دانشمند علوم پزشکی و متخصص تغذیه بالینی، اشتها حاصل تعامل میان غذا، هورمون‌ها، سلامت میکروبیوم روده و مغز است. مغز مرکز کنترل احساس گرسنگی و رفتار غذایی است، اما در عین حال تحت تاثیر عوامل بیرونی مانند تبلیغات، بازاریابی مواد غذایی، و قرارگیری مداوم در معرض غذا است.

گرسنگی مداوم همیشه به این معنا نیست که کم‌ غذا خورده‌اید. این وضعیت می‌تواند ناشی از مقاومت به هورمون لپتین در افراد مبتلا به چاقی نیز باشد.

احساس گرسنگی یکی از سازوکارهای طبیعی بدن برای بقا در طول تکامل انسان بوده است و نباید با آن مقابله کرد، بلکه باید آن را بهتر شناخت.آماتی سه نوع گرسنگی را معرفی می‌کند.

نخست، گرسنگی هموستاتیک (گرسنگی جسمی) زمانی ایجاد می‌شود که بدن واقعا به انرژی یا مواد مغذی نیاز دارد. در این حالت ممکن است فرد احساس خالی بودن معده، صدای شکم، خستگی یا تحریک‌پذیری عصبی داشته باشد.نوع دوم، گرسنگی لذت‌جویانه است که از نیاز واقعی بدن ناشی نمی‌شود، بلکه در اثر محرک‌هایی مانند بوی نان تازه یا دیدن غذا ایجاد می‌شود.

در این حالت، مغز به فرد می‌گوید خوردن غذا لذت‌بخش خواهد بود، نه اینکه بدن به آن نیاز دارد.نوع سوم، گرسنگی ناشی از میکروبیوم روده است. باکتری‌های روده از طریق محور روده–مغز با مغز ارتباط برقرار می‌کنند و نوع غذایی که مصرف می‌شود ترکیب این باکتری‌ها را تغییر می‌دهد.

اگر برنامه غذایی سرشار از غذاهای کم‌کیفیت باشد، باکتری‌های مصرف‌کننده این غذاها افزایش پیدا می‌کنند.

فرایند احساس سیری نیز تدریجی است و در چهار مرحله رخ می‌دهد. مرحله نخست، مرحله سفالیک (مغزی) است که حتی پیش از شروع غذا خوردن آغاز می‌شود. دیدن، بوییدن یا شنیدن صدای غذا باعث می‌شود مغز بدن را برای دریافت مواد مغذی آماده کند.

مرحله دوم، مرحله معده است. دیواره معده با ورود غذا کشیده می‌شود و گیرنده‌های کششی پیام‌هایی به مغز ارسال می‌کنند که نشان می‌دهد معده در حال پر شدن است.

مرحله سوم، مرحله روده باریک است که حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پس از غذا خوردن رخ می‌دهد. سلول‌های روده باریک مواد مغذی خاص به‌ویژه پروتئین‌ها و چربی‌ها را شناسایی و پیام‌های سیری را به مغز منتقل می‌کنند.

مرحله چهارم، مرحله روده بزرگ است که دو تا سه ساعت پس از صرف غذا اتفاق می‌افتد. در این مرحله، میکروب‌‌‌های روده فیبر و نشاسته مقاوم را تخمیر می‌‌کنند و این فرایند موجب ترشح هورمون‌های ایجادکننده احساس سیری مانند جی‌ال‌پی‌ـ‌۱۱ (GLP-1) و پی‌وای‌وای (PYY) می‌شود.

به گفته آماتی، بسیاری از برنامه‌های غذایی احساس سیری طولانی‌مدت ایجاد نمی‌کنند، زیرا فیبر و مواد مغذی کافی برای فعال شدن مرحله روده بزرگ را ندارند.او همچنین به پدیده‌ای موسوم به «پارازیت غذایی» (Food Noise) اشاره می‌کند. این حالت با گرسنگی واقعی تفاوت دارد. در این وضعیت، بدن به انرژی نیاز ندارد، اما فرد به‌‌شکل مداوم و مزاحم به غذا فکر می‌کند و این افکار می‌توانند زندگی روزمره را مختل کنند.

برای افزایش مدت احساس سیری، توصیه می‌‌شود غذاهای گیاهی سرشار از فیبر همراه پروتئین‌های باکیفیت و چربی‌های سالم مصرف شوند. حبوبات، مغزها، دانه‌ها، میوه و سبزیجات کامل، غلات کامل، تخم‌مرغ، لبنیات و ماهی‌های چرب از جمله غذاهایی‌اند که به‌دلیل هضم آهسته‌تر، انرژی را به‌تدریج آزاد می‌کنند و احساس سیری بلندمدت‌تری ایجاد می‌کنند.

همچنین، در برخی افراد باعث افزایش شدید قند خون می‌شوند که خود می‌تواند احساس گرسنگی را تشدید کند.کمبود خواب، استرس و فعالیت بدنی نیز بر اشتها اثر می‌گذارند. خواب ناکافی تعادل هورمون‌های تنظیم‌کننده اشتها را بر هم می‌زند و میل به غذاهای پرانرژی را افزایش می‌دهد.

استرس مزمن نیز همین اثر را دارد و از آنجا که می‌تواند کیفیت خواب را کاهش دهد، چرخه‌ای ایجاد می‌کند که خروج از آن دشوار است.در مقابل، ورزش علاوه بر کاهش استرس و بهبود خواب، به تنظیم قند خون و بهبود پاسخ سوخت‌و‌سازی بدن به غذا کمک می‌کند و می‌تواند در مدیریت اشتها موثر باشد.

اگر گرسنگی مداوم زندگی روزمره را مختل کرده، تمرکز را کاهش داده یا باعث احساس ناخوشی شده است، برای بررسی علت باید به پزشک مراجعه کرد

https://creators.yahoo.com/lifestyle/story/the-scientific-reason-why-youre-always-hungryeven-after-you-just-ate-195734067.html?guccounter=1

🆔@ScientificDialectics
1👏1
💢این عادت روزانه می‌تواند استرس، بی‌حوصلگی و نارضایتی از زندگی را بیشتر کند؛ چگونه ترک عادت کنیم؟

نتایج یک پژوهش تازه نشان می‌دهد استفاده بیش از حد و کنترل‌نشده از اینترنت نه‌تنها استرس را کاهش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند خلق‌وخو را بدتر کند و به روابط، کار و زندگی روزمره آسیب بزند.

این مطالعه که در نشریه علمی PLOS One منتشر شده، با بررسی حدود ۹۰۰ بزرگسال آلمانی نشان داده است افرادی که به شکل «مساله‌ساز» از اینترنت استفاده می‌کنند، بیشتر دچار استرس، خلق‌وخوی منفی و بی‌توجهی به مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی هستند.

پژوهشگران «استفاده مساله‌ساز» را به معنای استفاده افراطی از اینترنت و اپلیکیشن‌ها می‌دانند؛ رفتاری که باعث ناراحتی روانی یا اختلال در عملکرد فرد می‌شود.

«آندریاس اوئلکر»، پژوهشگر دانشگاه دویسبورگ-اسن و نویسنده اصلی مطالعه، می‌گوید استرس و احساسات منفی افراد را بیشتر به سمت اینترنت سوق می‌دهد، اما استفاده افراطی از فضای آنلاین این چرخه را تشدید کرده و وضعیت روحی را بدتر می‌کند.

به گفته پژوهشگران، اگرچه این الگوی رفتاری هنوز به‌عنوان یک اختلال روان‌پزشکی مستقل طبقه‌بندی نشده، اما شواهد رو به افزایشی وجود دارد که نشان می‌دهد باید آن را جدی گرفت. البته این مطالعه تنها روی بزرگسالان انجام شده و مشخص نیست همین الگو تا چه اندازه درباره کودکان و نوجوانان نیز صدق می‌کند.

چرا اینترنت بیش از حد ما را خسته و ناراضی می‌کند؟کارشناسان می‌گویند دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد. زمانی که ساعت‌های طولانی در شبکه‌های اجتماعی یا وب‌سایت‌ها وقت می‌گذرانیم، تحرک بدنی‌مان کاهش می‌یابد؛ عاملی که برای سلامت جسم و روان ضروری است.

همچنین خیره شدن طولانی‌مدت به صفحه نمایش و جابه‌جایی مداوم بین پیام‌ها، ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی، مغز را خسته می‌کند.از سوی دیگر، تعاملات آنلاین اغلب تنش‌زاتر از ارتباطات حضوری هستند. ناشناس بودن کاربران می‌تواند به رفتارهای تند و آزاردهنده منجر شود و مقایسه مداوم زندگی خود با تصاویر و روایت‌های گزینش‌شده دیگران در شبکه‌های اجتماعی نیز احساس نارضایتی و ناکافی بودن را افزایش می‌دهد.

پژوهشگران همچنین تاکید می‌کنند روابط اجتماعی واقعی و حضوری، نقش بسیار مهم‌تری در سلامت روان و احساس خوشبختی دارند تا ارتباطات مجازی.

چگونه این چرخه را متوقف کنیم؟«پارین کامدار»، روان‌شناس بالینی، معتقد است استفاده افراطی از اینترنت شباهت‌هایی با اعتیاد، اختلالات خوردن و اختلال وسواس فکری-عملی دارد؛ زیرا این رفتار اغلب به شکل عادت‌های ناخودآگاه شکل می‌گیرد.

او توصیه می‌کند افراد ابتدا محرک‌های خود را شناسایی کنند؛ برای مثال، آیا پس از یک روز پراسترس، مشاجره یا احساس خستگی، ناخودآگاه به سراغ تلفن همراه می‌روند؟

به گفته او، زمانی که میل به استفاده از اینترنت ایجاد می‌شود، بهتر است فرد دست‌کم پنج دقیقه صبر کند و در این فاصله فعالیت دیگری مانند پیاده‌روی، ورزش، گوش دادن به موسیقی یا تمرین آرام‌سازی انجام دهد. افزایش تدریجی این فاصله زمانی می‌تواند به کاهش وابستگی کمک کند.

کارشناسان همچنین پیشنهاد می‌کنند در طول هفته زمان‌هایی بدون تلفن همراه و اینترنت برای خود و خانواده در نظر بگیرید؛ فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی، بازی‌های گروهی، طبیعت‌گردی یا دیدار حضوری با دوستان و خانواده می‌تواند جایگزین مناسبی برای ساعت‌ها پرسه‌زدن در فضای مجازی باشد.

به گفته متخصصان، هرچند میل به استفاده مداوم از اینترنت ممکن است هرگز به‌طور کامل از بین نرود، اما با تمرین و در صورت نیاز، دریافت کمک حرفه‌ای، می‌توان شدت آن را کاهش داد و کنترل بیشتری بر این رفتار به دست آورد.

https://www.news-medical.net/news/20260729/Problematic-internet-use-linked-to-higher-daily-stress-and-mood.aspx#:~:text=People%20described%20as%20'problematic'%20Internet,University%20Hospital%20Essen%2C%20Germany%2C%20and

https://plos.org/

🆔@ScientificDialectics
4👍1
💢علاقه به غذاهای چرب و شیرین می‌تواند ژنتیکی باشد

ژنتیک می‌تواند بر گیرنده‌های چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان رضایت از مصرف برخی غذاها اثر بگذارد
.

پژوهشی جدید نشان می‌دهد تمایل افراد به مصرف غذاهای شیرین یا پرچرب ممکن است تحت‌تاثیر برخی گونه‌های ژنی باشد.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، افراد دارای این گونه‌های ژن ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ قرار داشته باشند.

این پژوهش که نتایج اولیه آن در نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا ارائه شده و هنوز منتشر نشده است، یکی از بزرگ‌ترین مطالعات ارتباط ژنتیک با ذائقه و ترجیح غذایی به شمار می‌رود.

پژوهشگران داده‌های نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر را که در پایگاه زیست‌پزشکی «یوکی بیوبانک» ثبت شده است، بررسی کردند. آن‌ها اطلاعات مربوط به پرسشنامه ترجیح غذایی را با داده‌های ژنتیکی افراد مقایسه کردند و بر اساس این اطلاعات، برای هر فرد امتیازی تعیین شد که نشان‌دهنده گرایش ژنتیکی او به طعم‌های خاص بود.

سپس، آن‌ها بررسی کردند آیا افرادی که از نظر ژنتیکی تمایل بیشتری به طعم‌های شیرین یا چرب دارند، در عمل نیز مقدار بیشتری از این نوع خوراکی‌ها مصرف می‌کنند یا خیر. برای نمونه، میزان مصرف دسرها، نوشیدنی‌های شیرین و غذاهای پرچرب در این افراد ارزیابی شد.در ادامه، این اطلاعات با داده‌های مربوط به ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ مقایسه شد.

نتایج اولیه نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی گرایش بیشتری به طعم شیرین دارند، به‌طور متوسط روزانه حدود ۷ گرم بیشتر از دیگران خوراکی‌های شیرین مصرف می‌کنند. هرچند این مقدار زیاد نیست، پژوهشگران متذکر شدند این میزان در طول زمان می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی ایجاد کند.

همچنین، افرادی که امتیاز ژنتیکی بالاتری برای علاقه به طعم‌های شیرین و چرب داشتند، بیشتر در معرض اضافه‌وزن قرار داشتند و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز در آن‌ها اندکی بیشتر بود.

پژوهشگران نتیجه گرفتند یافته‌های این تحقیق نقش پیش‌تر ناشناخته ژنتیک ذائقه و ترجیح غذایی را در مصرف غذاهای بسیار خوش‌خوراک نشان می‌دهد و می‌تواند زمینه‌ساز طراحی برنامه‌های غذایی شخصی‌ برای افراد مبتلا به بیماری‌های سوخت‌و‌سازی مانند چاقی و دیابت نوع ۲ باشد.

یافته‌های جدید بدین معنا نیست که افراد دارای این گونه‌های ژنی حتما به دیابت یا چاقی مبتلا خواهند شد، بلکه نشان می‌دهد ژنتیک می‌تواند افراد را به سمت الگوهای غذایی سوق دهد که خطر این بیماری‌ها را افزایش می‌دهد.

به گفته اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، ژنتیک می‌تواند بر گیرنده‌های چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان رضایت از مصرف برخی غذاها اثر بگذارد. علاوه بر این، عوامل اپی‌ژنتیکی مانند تغذیه در سال‌های اولیه زندگی، استرس، خواب و عادت‌های غذایی طولانی‌مدت نیز می‌توانند بدون تغییر توالی دی‌ان‌ای، بر نحوه فعالیت ژن‌ها و در نتیجه بر ترجیح غذایی اثر بگذارند.

غذاهای شیرین و پرچرب به‌طور طبیعی برای بسیاری از افراد جذاب‌اند، کالری بالایی دارند و ارزش غذایی آن‌ها پایین‌تر است. مصرف مداوم کالری بیش از نیاز بدن می‌تواند به افزایش وزن منجر شود و اضافه‌وزن نیز یکی از مهم‌ترین عوامل خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ محسوب می‌شود.

همچنین بسیاری از شرکت‌های تولیدکننده مواد غذایی محصولاتشان را به‌گونه‌ای طراحی می‌کنند که بسیار خوش‌خوراک باشند و این موضوع مقاومت در برابر آن‌ها را دشوارتر می‌کند.

به گفته متخصصان، تشخیص اینکه علاقه یک فرد به غذاهای شیرین یا چرب ریشه ژنتیکی دارد یا خیر آسان نیست. گرایش به این نوع خوراکی‌ها در بسیاری از افراد دیده می‌شود و علاوه بر ژنتیک، محیط، فرهنگ، عادت‌های غذایی و دسترسی به مواد غذایی نیز در شکل‌گیری ذائقه و ترجیح غذایی نقش دارند.

کارشناسان توصیه می‌کنند کاهش تدریجی اندازه وعده‌ها، کم کردن دفعات مصرف این خوراکی‌ها، مصرف آن‌ها همراه غذاهای سرشار از پروتئین یا فیبر، و در صورت نیاز، مشورت با پزشک می‌تواند به تغییر عادت‌های غذایی و کاهش خطر بیماری‌ها کمک کند. 

کیتلی می‌گوید داشتن زمینه ژنتیکی با سرنوشت از پیش تعیین‌شده تفاوت دارد و سبک زندگی همچنان مهم‌ترین عامل در کاهش خطر بیماری‌های بلندمدت است.

https://health.yahoo.com/your-body/weight-management/articles/genes-may-influence-food-cravings-205129620.html

🆔@ScientificDialectics
3👍2
💢شیرینی برای کودکان تا دو سالگی ممنوع؟ پژوهشی که از سلامت مغز و کاهش خطر زوال عقل می‌گوید

نتایج یک پژوهش تازه نشان می‌دهد محدود کردن مصرف قند در دو سال نخست زندگی ممکن است دهه‌ها بعد به حفظ سلامت مغز و کاهش خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) کمک کند
.

این مطالعه با بررسی پیامدهای پایان نظام سهمیه‌بندی قند در بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، تاثیر افزایش ناگهانی مصرف قند بر سلامت افراد را ارزیابی کرده است. پس از پایان سهمیه‌بندی در سپتامبر ۱۹۵۳، میانگین مصرف روزانه قند در بریتانیا تقریبا از ۴۱ گرم به ۸۰ گرم افزایش یافت.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، افرادی که تا پیش از دو سالگی در دوران سهمیه‌بندی قند رشد کرده بودند، در مقایسه با متولدان پس از پایان این دوره، حدود ۲۳ درصد کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار داشتند. همچنین تشخیص این بیماری در آن‌ها به‌طور متوسط دو سال و نیم دیرتر انجام شده است.

پژوهشگران تاکید می‌کنند که این نتایج تنها وجود یک ارتباط آماری را نشان می‌دهد و به معنای اثبات رابطه علت و معلولی میان مصرف کمتر قند در اوایل زندگی و پیشگیری از زوال عقل نیست

این نخستین پژوهشی نیست که بر نقش تعیین‌کننده هزار روز نخست زندگی در سلامت آینده انسان تاکید می‌کند.

مطالعات پیشین نیز نشان داده بودند افزایش مصرف قند پس از پایان سهمیه‌بندی در بریتانیا با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع دو و فشار خون بالا در سال‌های بعد ارتباط داشته است.

در مطالعه جدید، پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگ‌کنگ (پردیس گوانگ‌ژو، چین) اطلاعات نزدیک به ۶۵ هزار نفر از شرکت‌کنندگان پروژه «UK Biobank» را بررسی کردند و وضعیت سلامت افرادی را که پیش و پس از پایان سهمیه‌بندی قند متولد شده بودند، با یکدیگر مقایسه کردند.

«جیاژن ژنگ»، پژوهشگر این مطالعه، گفت: «یافته‌های ما نشان می‌دهد محدود کردن مصرف قند در نخستین مراحل زندگی می‌تواند مزایای ماندگاری برای سلامت مغز داشته باشد.»

نتایج این تحقیق در نشریه علمی Neurology منتشر شده است.

او در عین حال تاکید کرد برای روشن شدن نقش دقیق قند در این فرآیند، انجام پژوهش‌های بیشتری ضروری است.

کارشناسان مستقل با استقبال محتاطانه از این پژوهش، تاکید کرده‌اند که نتایج آن نباید به‌عنوان مدرکی قطعی تلقی شود.

«ریچل ریچاردسون»، مدیر واحد پشتیبانی روش‌شناسی در شبکه پژوهشی مستقل «کوکرین» (Cochrane)، گفت این مطالعه «سرنخ جالبی» ارائه می‌دهد، اما «مدرک قاطعی» برای اثبات نقش مستقیم مصرف قند در ابتلا به زوال عقل نیست.

به گفته او، یکی از محدودیت‌های اصلی پژوهش این است که میزان واقعی مصرف قند هر یک از شرکت‌کنندگان مشخص نبوده و پژوهشگران تنها زمان تولد آن‌ها را نسبت به دوره سهمیه‌بندی قند مبنا قرار داده‌اند.ریچاردسون همچنین یادآور شد که الگوهای تغذیه نوزادان در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ با شرایط امروز تفاوت قابل توجهی داشته و همین موضوع، تعمیم نتایج به کودکان امروزی را با محدودیت مواجه می‌کند.

«ایان میدمنت»، استاد داروسازی بالینی دانشگاه استون، نیز این فرضیه را «جالب» توصیف کرد، اما گفت برای نتیجه‌گیری قطعی به شواهد بیشتری نیاز است؛ زیرا عوامل متعدد دیگری می‌توانند در فاصله حدود ۸۰ سال بر سلامت مغز افراد تأثیر گذاشته باشند.

«سارا رودریگز» از موسسه تحقیقات آلزایمر بریتانیا نیز تأکید کرد: «این یک مطالعه مشاهده‌ای است؛ بنابراین می‌تواند ارتباط میان رژیم غذایی و خطر زوال عقل را نشان دهد، اما نمی‌تواند ثابت کند که کاهش مصرف قند به‌طور مستقیم از ابتلا به این بیماری پیشگیری می‌کند.»

او افزود: «داشتن یک رژیم غذایی سالم و متعادل همچنان یکی از بهترین راهکارها برای حمایت از سلامت مغز است و برای ایجاد تغییرات مثبت در سبک زندگی هیچ‌گاه دیر نیست.»

https://www.bbc.com/news/articles/clyx85z1ld5o#:~:text=The%20analysis%20%2D%20by%20the%20Hong,%2Da%2Dhalf%20years%20later.

🆔@ScientificDialectics
3
💢در مریخ الگوهایی شبیه «کندوی عسل» پیدا شد

مریخ‌نورد کنجکاوی «Curiosity» در تازه‌ترین اکتشاف خود با منظره‌ای غافلگیرکننده روبه‌رو شد. شبکه‌ای از اشکال به‌هم‌پیوسته که شبیه کندوی عسل به نظر می‌رسند.

مریخ‌نورد «کنجکاوی» تصاویری از الگوهای شبیه کندوی عسل روی مریخ ثبت کرده است. دانشمندان فعلاً دلیل این منظره غریب را معلوم نکرده‌اند. فرضیه‌ها از جمله خشک شدن گل، یخ زدن آب و فعالیت گرمایی سنگ‌ها مطرح شده‌اند. کنجکاوی قبلاً الگوهای دیگری شبیه تارعنکبوت و مرجان روی مریخ کشف کرده است. برخی این شباهت‌ها را به پدیده "پاریدولیا" که ذهن انسان الگوهای معروف را در جایی که وجود ندارد می‌بیند، نسبت می‌دهند.

این تصاویر توسط دوربین Mastcam مریخ‌نورد ناسا در ژوئن ۲۰۲۶ ثبت شده است. دانشمندان هنوز دقیقاً نمی‌دانند این الگوهای منظم چگونه شکل گرفته‌اند.

این منطقه ابتدا در تصاویر مدارگرد مریخ به صورت سطحی روشن و یکنواخت دیده می‌شد. اما وقتی کنجکاوی به آن نزدیک شد، مشخص شد زمین پوشیده از برآمدگی‌های بسته و چندضلعی است. ترکیبی که ظاهر «کندویی» بسیار چشمگیری ایجاد کرده است. 

آیا این الگوها نشانه حیات هستند؟

خیر؛ فعلاً هیچ مدرکی از منشأ زیستی وجود ندارد. چند فرضیه اصلی درباره شکل‌ گرفتن این الگوها در حال بررسی است که برخی از آن‌ها در زیر آمده‌اند. 

خشک شدن گل: زمانی که رسوبات مرطوب خشک می‌شوند، ترک‌های چندضلعی ایجاد می‌کنند.

یخ زدن و ذوب شدن آب: چرخه‌های یخ‌زدگی و ذوب می‌توانند شبکه‌های هندسی در خاک و سنگ ایجاد کنند.

انقباض حرارتی سنگ‌ها: سرد و گرم شدن مکرر ممکن است باعث ترک‌خوردگی منظم شود.

جریان آب زیرزمینی در گذشته: مواد معدنی ممکن است در شکاف‌ها رسوب کرده و دیواره‌هایی مقاوم ساخته باشند که پس از فرسایش باقی مانده‌اند.

هیچ‌کدام از این توضیح‌ها هنوز تأیید نشده‌اند.

در کنار الگوهای کندویی، کنجکاوی سنگ‌های تیره پراکنده‌ای هم دیده که منشأ آن‌ها مشخص نیست. برخی سنگ‌های مشابه که در گذشته بررسی شده بودند، حاوی نیکل بودند. عنصری که در شهاب‌سنگ‌ها رایج‌تر از سنگ‌های معمول مریخی است.

کنجکاوی سال‌ها است که روی مریخ کار می‌کند و هدف اصلی آن بررسی این پرسش است که آیا مریخ باستانی زمانی شرایط مناسب برای حیات میکروبی داشته یا نه. این ساختارهای چندضلعی می‌توانند سرنخ‌هایی درباره وجود آب در گذشته، نوع رسوبات، تغییرات دمایی، و تاریخچه زمین‌شناسی کوه شارپ ارائه دهند.

در سال‌های اخیر تصاویری از ساختارهایی شبیه به تارعنکبوت، فلس اژدها، مرجان، و اکنون کندوی عسل روی سیاره سرخ ثبت شده است. 

بخشی از این شباهت‌ها ناشی از پدیده‌ای به نام پاریدولیا (Pareidolia) است که در آن مغز انسان به دیدن الگوهای آشنا در اشکال تصادفی تمایل دارد. 

https://phys.org/news/2026-07-curiosity-mars-rover-field-honeycomb.html

🆔@ScientificDialectics
🔥3👍1
💢رمزگشایی از یک ادعای جنجالی

شورش هوش مصنوعی OpenAI حقیقت دارد؟


این ادعا که یک مدل هوش مصنوعیِ OpenAI به خودآگاهی رسیده، «خودسر» شده و به وب‌سایت Hugging Face حمله کرده، سرتاسر فضای مجازی را پر کرده است اما واقعیت فنی پشت این حادثه با این سناریوهای سینمایی فاصله زیادی دارد.

فرار مدل‌های پیشرفته OpenAI از محیط تست امنیتی و نفوذ به بسترهای Hugging Face، یکی از بی‌سابقه‌ترین حوادث سایبری جهان فناوری را رقم زد. این رویداد در نگاه اول مانند سناریوهای وحشتناک «شورش هوش مصنوعی» به نظر می‌رسد.

در این حادثه بی‌سابقه، مدل‌های قدرتمند OpenAI شامل GPT-5.6 Sol و یک مدل هنوز منتشرنشده، در جریان یک آزمون امنیتی ویژه توانستند با کشف یک روزنه، از قرنطینه خارج شوند و برای یافتن پاسخ تست‌های خود عملیات نفوذ را روی سرورهای Hugging Face انجام دهند.

هوش مصنوعی چگونه از قرنطینه فرار کرد؟

ماجرا از پلتفرمی به نام ExploitGym آغاز شد که OpenAI از آن برای ارزیابی قدرتمندترین مدل‌هایش در کشف و استفاده از آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری استفاده می‌کند. مهندسان OpenAI برای سنجش دقیق‌تر توانمندی مدل‌ها، برخی از خطوط قرمز امنیتی را به صورت آگاهانه کاهش داده بودند و تنها به محیط ایزوله (Sandbox) برای جلوگیری از دسترسی مدل‌ها به اینترنت بسنده کردند.

در این بین مدل‌های هوش مصنوعی مسیر متفاوتی را طی کردند و با کشف آسیب‌پذیری روز صفر (Zero-Day) در نرم‌افزار واسط (Proxy/Cache) تحقیقاتی OpenAI و اکسپلویت این روزنه، توانستند سطح دسترسی خود را افزایش داده تا به سروری با دسترسی به اینترنت برسند.

در ادامه مدل‌ها پلتفرم Hugging Face را به عنوان منبعی حاوی داده‌ها و پاسخ‌های تست ExploitGym شناسایی کردند. آن‌ها با سرقت اعتبارنامه‌ها (Credentials) و اجرای کد از راه دور (RCE)، وارد دیتابیس عملیاتی این شرکت شدند تا راه‌حل تست‌های خود را به دست آورند!
بیانیه ۱۶ ژوئیه Hugging Face این نفوذ را «رویدادی بی‌سابقه توسط یک عامل هوش مصنوعی خودکار» خواند و ۵ روز بعد در ۲۱ ژوئیه، OpenAI مسئولیت این حادثه را پذیرفت و آن را «یک حادثه سایبری بی‌سابقه‌» نامید.

هوش مصنوعی سرکش شده؟

کارشناسان برجسته امنیت سایبری تأکید می‌کنند که نباید این رویداد را به عنوان «سرکشی» یا «شرور شدن» هوش مصنوعی تفسیر کرد. پروفسور اولی باکلی (Oli Buckley)، استاد امنیت سایبری دانشگاه لافبرو بریتانیا می‌گوید: «ماجرا این نیست که هوش مصنوعی می‌خواسته جایی را هک کند بلکه انسان‌ها تستی طراحی کردند که ملاک موفقیت در آن رسیدن به هدف بود، کنترل‌های امنیتی را تضعیف کردند و توانایی مدل در یافتن مسیرهای غیرمنتظره را دست‌کم گرفتند. این مثل آن است که از سگتان بخواهید توپی را بیاورد و درِ حیاط را باز بگذارید. اگر آسان‌ترین توپی که پیدا می‌کند در پارکی آن‌طرف خیابان باشد، به همان‌جا می‌رود. شما نمی‌گویید سگ سرکش شده، بلکه میزان جدیت او در انجام دستور را دست‌کم گرفته‌اید.»

در این میان آنچه محققان را واقعاً شگفت‌زده و در عین حال نگران کرده، پیچیدگی فوق‌العاده عملیات است. مدل‌ها توانستند زنجیره‌ای از چندین آسیب‌پذیری مختلف را در سیستم‌های مجزا به هم متصل کنند و یک تسلسل پیچیده از اقدامات خودکار را به ثمر برسانند.

نکته شگفت‌انگیز ماجرا این است که قربانی اصلی این شکست امنیتی، یک شرکت ثالث (Hugging Face) بود. همان سناریویی که پژوهشگران سال‌ها درباره خطر عدم کنترل عامل‌های هوش مصنوعی هشدارش را می‌دادند.

برخی تحلیل‌گران نیز معتقدند این افشاگری OpenAI ابعادی تبلیغاتی نیز دارد چرا که هم‌زمان با هشدار درباره خطرات امنیتی، نمایشی خیره‌کننده از قدرت بی‌نظیر مدل‌های جدیدش (مانند GPT-5.6 Sol) را در بازار رقابتی هوش مصنوعی به رخ رقبا کشیده است.

https://www.livescience.com/technology/artificial-intelligence/no-openais-model-didnt-go-rogue-when-it-hacked-into-huggingface-heres-what-really-happened

🆔@ScientificDialectics
4👍3
💢غارت و نابودی کتاب‌ها

هجوم شرکت‌های هوش مصنوعی به کتاب‌هایی که قبل از ۲۰۲۲ چاپ شده‌اند
.

در دنیای هوش مصنوعی، اصطلاحی به نام «قحطی داده» (Data Wall) وجود دارد. مدل‌های بزرگ زبانی (LLMs) تقریباً تمام متون باکیفیت و رایگان موجود در اینترنت را اسکن و پردازش کرده‌اند. برای آموزش مدل‌های هوشمندتر، غول‌های فناوری اکنون به شدت نیازمند متون جدید، عمیق و اصیل هستند و چه منبعی اصیل‌تر از کتاب‌های قدیمی و نسخی که هنوز دیجیتالی نشده‌اند؟

شرکت‌های هوش مصنوعی برای دسترسی به داده‌های اصیل و ناصف، در حال خرید و نابودی فیزیکی کتاب‌های قدیمی است. این کتاب‌ها پس از اسکن شدن، دیجیتالی می‌شوند اما کتاب فیزیکی از بین می‌رود. همچنین، این فعالیت اختلافاتی بین نویسندگان، ناشران و انتقادات اخلاقی و تاریخی به وجود آورده است. طرفداران این کار بر آن می‌گویند که باعث دیجیتالی شدن و حفظ محتوا در حافظه دیجیتال می‌شود.

تصور کنید میلیون‌ها جلد کتاب چاپی که سال‌ها در قفسه کتاب‌فروشی‌ها خاک می‌خوردند، ناگهان توسط دستگاه‌های برش هیدرولیک تکه‌تکه شده، جلدشان شکافته می‌شود و برگه‌های آن‌ها درون اسکنرهای پرسرعت توسط هوش مصنوعی بلعیده می‌شوند. 

غول‌های فناوری مانند Anthropic و Meta برای آموزش مدل‌های زبانی خود، به خریدهای میلیونی و نابودی فیزیکی کتاب‌های چاپی دست‌دوم روی آورده‌اند روشی که خشم نویسندگان و ناشران را برافروخته است.

اینترنت امروزی از متون بی‌کیفیت و ساخته‌شده توسط چت‌بات‌ها پر شده است. شرکت‌های هوش مصنوعی برای هوشمندتر شدن نیازمند داده‌های «پاک و آلوده‌نشده» هستند. پلتفرم‌های فروش کتاب تأکید می‌کنند: «کتاب‌های چاپی منتشرشده قبل از سال ۲۰۲۲، از آلودگی‌های متنی هوش مصنوعی پاک هستند.»

از آنجا که اسکن دستی کتاب‌ها بدون آسیب زدن به صحافی، فرآیندی بسیار کند است، شرکت‌ها با استفاده از قانونی به نام «دکترین فروش اول» (که به خریدار اجازه می‌دهد هر بلایی سر کالای خریداری‌شده بیاورد)، کتاب‌ها را به صورت انبوه (از ۱,۰۰۰ تا ۱,۰۰۰,۰۰۰ جلد) می‌خرند. سپس با دستگاه‌های برش هیدرولیک، برگه را از جلد جدا کرده و با اسکنرهای صنعتی، متون را استخراج می‌کنند. فرآیندی که کتاب فیزیکی را رسماً نابود یا خمیر می‌کند.

ارزشی که در اسکنر گم می‌شود

شرکت Anthropic اخیراً مجبور به پرداخت ۱.۵ میلیارد دلار تسویه حساب به نویسندگان شد. با این حال، سود مالی بالای خریدهای انبوه باعث شده برخی فروشندگان کتاب‌های قدیمی و خارج از چاپ (به‌ویژه در اروپا و هلند) حجم فروش هفتگی خود را از چند ده جلد به صدها جلد برسانند. موضوعی که نگرانِ نابودی آخرین نسخه‌های باقی‌مانده از برخی کتاب‌های نایاب است.

منتقدان معتقدند که کتاب صرفاً یک «داده خام متنی» نیست، بلکه یک اثر تاریخی و فیزیکی است. 

از سوی دیگر، طرفداران هوش مصنوعی مدعی هستند که با این کار، محتوای علمی و ادبی این کتاب‌ها دیجیتالی شده و برای همیشه در حافظه دیجیتال بشریت ذخیره می‌شود. ادعایی که مخالفان آن را «غارت فرهنگی به نام پیشرفت» می‌نامند.

https://futurism.com/artificial-intelligence/ai-companies-destroying-rare-books

🆔@ScientificDialectics
3😭2👍1👌1
💢 فواید شگفت‌انگیز گرمای سونا

آیا سونا فقط برای استراحت و رفع خستگی است؟ تحقیقات می‌گویند خیر. استفاده منظم از سونا می‌تواند سلامت قلب، مغز، سوخت‌وساز بدن و حتی خلق‌وخو را بهبود ببخشد و با کاهش خطر برخی بیماری‌ها و افزایش طول عمر ارتباط داشته باشد. البته سونا جایگزین ورزش و سبک زندگی سالم نیست، بلکه می‌تواند مکملی مؤثر برای حفظ سلامتی باشد.


استفاده از سونا با کاهش خطر مرگ ناشی از هرعلت همراه است. این‌طور به نظر می‌رسد که قرار گرفتن در معرض گرما از دستگاه قلبی‌عروقی محافظت می‌کند و تأثیری مشابه ورزش‌های سبک یا متوسط دارد.

مطالعه نشریه طب داخلی جاما نشان داد آقایانی که هفته‌ای دو تا سه مرتبه از سونا استفاده می‌کردند، در مقایسه با آقایانی که هفته‌ای یک مرتبه به سونا می‌رفتند، ۲۳ درصد کمتر در معرض خطر مرگ ناشی از هرعلت قرار داشتند. این رقم برای افرادی که هفته‌ای چهار تا  هفت مرتبه به سونا می‌رفتند ۳۷ درصد بود.

یافته‌های مقدماتی نشان می‌دهند که استفاده بلندمدت از سونا با کاهش فشار خون و بهبود عملکرد بطن چپ قلب همراه است و سونا می‌تواند ضربان قلب شما را به اندازه ورزش بالا ببرد.

مطالعه مروری نشریه مقالات کلینیک مایو نشان می‌دهد که سونای فنلاندی از گرمای خشک استفاده می‌کند و بر سطح کلسترول و تری‌گلیسرید، فشار خون، التهاب و عملکرد لایه درونی رگ‌ها اثر می‌گذارد که به نوبه خود به بهبود گردش خون، کاهش خطر لخته و کنترل التهاب کمک می‌کنند.

بهبود تعادل دستگاه عصبی خودمختار هم به ریکاوری بدن، کاهش استرس، بهبود کیفیت خواب و احساس تندرستی کمک می‌کند.»مطالعه نشریه علوم اعصاب با بررسی هزار و ۶۲۸ خانم و آقای ۵۳ تا ۷۴ ساله نشان داد که چهار تا هفت جلسه سونا در هفته با کاهش ۶۱ درصدی خطر سکته همراه است.

پروتئین‌های شوک حرارتی که نوعی سازوکار دفاعی سلولی هستند و بر اثر گرما فعال می‌شوند، در نحوه اثرگذاری گرما بر بدن و به‌ویژه مغز نقش دارند. پروتئین‌های شوک حرارتی به ترمیم پروتئین‌هایی که ساختار طبیعی خود را از دست داده‌اند کمک می‌کنند؛ پروتئین‌هایی که باعث تشکیل پلاک شده و با ایجاد شرایط آلزایمر و دیگر بیماری‌های تحلیل‌برنده عصبی باعث تخریب سلول‌های مغزی می‌شوند.

مطالعه نشریه سن و سالخوردگی نشان داد که استفاده از سونا از دمانس و بیماری آلزایمر جلوگیری می‌کند و تأثیر آن بسته به تعداد جلسات افزایش می‌یابد. اگر چهار تا هفت مرتبه در هفته به سونا بروید، با کاهش ۶۶ درصدی خطر دمانس و آلزایمر مواجه خواهید شد.

پژوهش‌های اولیه نشان می‌دهند که پروتئین‌های شوک حرارتی از ما در برابر سرطان و بیماری‌های قلبی‌عروقی محافظت می‌کنند. نقش این پروتئین‌ها در بیماری‌های خودایمنی به‌مراتب پیچیده‌تر است، زیرا هم باعث التهاب می‌شوند و هم ضدالتهاب هستند. با این‌حال، قرار گرفتن در معرض گرما در درمان بیماری‌هایی مانند التهاب مفصل، دیابت نوع یک، لوپوس و آرتروز گردن امیدوارکننده بوده است.

گرما با تسکین علائم افسردگی ارتباط دارد؛ امری که احتمالاً از بهبود خلق‌وخو و کاهش استرس نشأت می‌گیرد. با این‌حال، شاید هم گرما به رفع مشکلات جسمانی مرتبط با افسردگی کمک می‌کند.

تحلیل فراگیر نشریه گزارش اختلالات عاطفی نشان می‌دهد که تسکین درد، بهبود کیفیت خواب، تنظیم عملکرد سیستم عصبی، کاهش التهاب، سازگاری با تغییرات دما و افزایش تاب‌آوری در برابر استرس با کاهش شاخص‌های افسردگی ارتباط دارند.موارد مورد بررسی در این مطالعات شامل سونا، چشمه آب گرم، حمام آب گرم و تجهیزات گرمادرمانی بودند. پژوهشگران می‌گویند این یافته‌ها نشان می‌دهند که گرما می‌تواند جایگزین یا مکمل دارو و درمان روان‌شناختیِ افسردگی شود.

مطالعه کوچکی که در نشریه اکتا فیزیولوژیکا منتشر شد، نشان داد که گرمادرمانی برخلاف انتظار پژوهشگران باعث افزایش حساسیت به انسولین نشد، اما استراحت روزانه ۴ تا ۶ ساعته در یک محیط گرم باعث شد که کبد داوطلبان عملکرد بهتری در تنظیم قند خون داشته باشد. پژوهشگران بر این باورند که گرما سطح چربی موجود در کبد را به حداقل می‌رساند؛ عاملی که در بروز بیماری کبد چرب و نوسان قند خون دخیل است.

کارشناسان حوزه سلامت می‌گویند دفع سموم باعث ارتقای سلامتی می‌شود، اما کمبود تحقیقات مناسب باعث شده که نتوانیم در این مورد با قطعیت نظر بدهیم. مطالعات نشان داده‌اند که تعریق ناشی از سونا حاوی فلزات سنگین است. با این‌حال، هنوز معلوم نیست که گرما بتواند به کاهش سموم موجود در بدن کمک کند.شواهد نشان می‌دهند که تعریق در مقایسه با ادرار عملکرد بهتری در دفع مواد شیمیایی سمی از جمله ترکیبات پیشگیرنده شعله، آفت‌کش‌ها، بیسفنول اِی و فتالات‌ها دارد.

🆔@ScientificDialectics
4
💢آیا دوران مته و پر کردن دندان رو به پایان است؟

کشف روشی ساده برای متوقف کردن پوسیدگی بدون درد و بی‌حسی
.

نتایج یک پژوهش بزرگ در آمریکا نشان می‌دهد یک محلول ارزان‌قیمت که تنها در چند ثانیه روی دندان مالیده می‌شود، می‌تواند بدون نیاز به مته، تزریق بی‌حسی یا جراحی، پوسیدگی بسیاری از دندان‌های شیری کودکان را متوقف کند.

این مطالعه که به رهبری پژوهشگران دانشگاه میشیگان انجام و در نشریه JAMA Pediatrics منتشر شده است، نشان می‌دهد محلول فلوراید دی‌آمین نقره (Silver Diamine Fluoride یا SDF) در غلظت ۳۸ درصد، با استفاده هر شش ماه یک‌بار، توانسته پوسیدگی را در بیش از نیمی از دندان‌های شیری مبتلا متوقف کند.

در این کارآزمایی بالینی فاز سوم، ۸۳۰ کودک زیر شش سال از ایالت‌های میشیگان، نیویورک و آیووا شرکت داشتند. پژوهشگران می‌گویند این نخستین مطالعه بزرگ در آمریکا است که شواهد کافی درباره اثربخشی و ایمنی این روش برای درمان پوسیدگی دندان ارائه می‌دهد؛ داده‌هایی که می‌تواند زمینه را برای تایید رسمی این درمان از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) فراهم کند.

برخلاف درمان‌های رایج که مستلزم تراشیدن بخش پوسیده دندان و پر کردن آن هستند، در این روش دندانپزشک تنها با یک اپلیکاتور کوچک، محلول را روی قسمت پوسیده می‌مالد. این فرایند برای هر دندان تنها چند ثانیه طول می‌کشد و نیازی به تزریق، مته یا بیهوشی ندارد.

«مارگاریتا فونتانا»، استاد دانشکده دندانپزشکی دانشگاه میشیگان و سرپرست این پژوهش، می‌گوید: «این روش حتی برای کودکان یک‌ساله نیز ایمن و بسیار موثر است.»

به گفته پژوهشگران، این روش علاوه بر کودکان خردسال، می‌تواند برای سالمندان، افراد دارای ناتوانی‌های جسمی یا ذهنی، بیماران مبتلا به اضطراب شدید از درمان‌های دندانپزشکی و افرادی که دسترسی محدودی به خدمات دندانپزشکی دارند نیز گزینه مناسبی باشد.

البته این درمان یک نقطه‌ضعف ظاهری دارد؛ نقره موجود در محلول، بخش پوسیده دندان را به‌طور دائمی به رنگ تیره یا سیاه درمی‌آورد، هرچند سایر قسمت‌های سالم دندان تغییری نمی‌کنند.

پوسیدگی دندان شایع‌ترین بیماری مزمن دوران کودکی است و بیش از ۴۰ درصد کودکان آمریکایی را درگیر می‌کند. درمان‌نشدن پوسیدگی می‌تواند به درد شدید، عفونت، اختلال در خواب و غذا خوردن، غیبت از مدرسه و حتی جراحی تحت بیهوشی عمومی منجر شود.

پژوهشگران معتقدند استفاده از این محلول می‌تواند در بسیاری از کودکان تا زمان افتادن طبیعی دندان شیری، پوسیدگی را کنترل کند و در بزرگسالان نیز به‌عنوان یک درمان موقت یا حتی بلندمدت به کار رود.

به گفته آن‌ها، گسترش استفاده از این روش می‌تواند از درد، عفونت و بسیاری از جراحی‌های قابل پیشگیری جلوگیری کند.

https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260729010719.htm

🆔@ScientificDialectics
7
💢کمبود خواب می‌تواند منجر به مشکلات گوارشی و یبوست شود

خواب منظم و باکیفیت به دستگاه گوارش کمک می‌کند الگوهای قابل‌پیش‌بینی حرکات روده را حفظ کند و این موضوع به منظم بودن عادات دفع مدفوع کمک می‌کند
.

شاید ندانید که یک خواب شبانه خوب می‌تواند به دفع منظم مدفوع کمک کند، اما متخصصان می‌گویند درک این ارتباط می‌تواند به منظم ماندن عملکرد روده کمک کند.

کمبود خواب با یبوست ارتباط دارد؛ مشکلی به‌ویژه آزاردهنده که پژوهش‌ها نشان می‌دهد حدود ۱۶ درصد آمریکایی‌ها را درگیر می‌کند و برای یک‌سوم افراد بالای ۶۰ سال به یک مشکل مزمن تبدیل می‌شود.

پیروی از یک برنامه منظم خواب که ریتم‌های شبانه‌روزی بدن، یعنی ساعت درونی تنظیم‌کننده چرخه خواب و بیداری را منظم نگه می‌دارد، می‌تواند به هضم غذا کمک کند و باعث شود دچار یبوست نشوید.

دکتر «کاترین نگو» روز سه‌شنبه به [وب‌سایت] «ایتینگ ول» (EatingWell) گفت که اختلال در خواب می‌تواند فرایند تخمیر در روده را مختل کند.او گفت: «خواب و هضم غذا بیش از آنچه تصور می‌کنید، به هم مرتبطند. خواب منظم و باکیفیت به دستگاه گوارش کمک می‌کند الگوهای قابل‌پیش‌بینی حرکات روده را حفظ کند و این موضوع به منظم بودن عادات دفع مدفوع کمک می‌کند.»

اما این تنها مشکل احتمالی نیست.ساعت درونی بدن با میکروبیوم روده در ارتباط است؛ [میکروبیوم روده] اصطلاحی است که به تریلیون‌ها گونه از باکتری‌های مفید و مضر ساکن روده گفته می‌شود که به هضم غذا و سلامت سیستم ایمنی کمک می‌کنند.

روده سالم میکروب‌های مفید بیشتری نسبت به میکروب‌های مضر دارد، هرچند هر دو [نوع میکروب‌ها چه مفید چه مضر] نقش‌های مهمی ایفا می‌کنند.اما خواب نامنظم با پدیده‌ای مرتبط دانسته شده است که از آن با عنوان «جت‌لگ روده» یاد می‌شود؛ یعنی ناهماهنگی میان این باکتری‌ها و ریتم شبانه‌روزی بدن.

با اینکه فعالیت روده معمولا هنگام بیدار شدن افزایش می‌یابد، این جت‌لگ ممکن است باعث یبوست شود.به گفته شبکه درمانی «اچ‌سی‌ای مید‌ وِست هلث» (HCA Midwest Health) مستقر در کانزاس‌سیتی، این ناهماهنگی همچنین می‌تواند به خواب رفتن را دشوارتر کند. تولید هورمون سروتونین، هورمون ایجادکننده احساس خوب، نیز ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. این هورمون پیش‌ساز هورمون خواب‌آور ملاتونین است.

این مرکز درمانی می‌گوید: «سلامت نامناسب روده می‌تواند تولید سروتونین را مهار کند و این موضوع به نوبه خود بر تولید ملاتونین تاثیر می‌گذارد. این امر، به خواب رفتن و در خواب ماندن را دشوارتر می‌کند.»دکتر رایان باریش از «هنری فورد هلث» (Henry Ford Health) یادآور شد که هرچه شب‌های بیشتری را با کمبود خواب سپری کنید، اختلال در دستگاه گوارش نیز بیشتر خواهد شد.

او گفت: «هرچه مدت بیشتری کمبود خواب داشته باشید، احتمال اینکه با مشکلات گوارشی مواجه شوید، بیشتر می‌شود. این موضوع احتمالا به میزان تاب‌آوری بدن شما نیز بستگی دارد. اینکه در مجموع چقدر سالمید و آیا بیماری‌های دیگری دارید یا نه. اما هرچه کمبود خواب مدت بیشتری ادامه پیدا کند، تاثیر آن بر سلامت روده نیز بیشتر خواهد بود.»

پس برای پیشگیری از دوره‌های یبوست که ممکن است چند روز یا حتی چند هفته طول بکشند، چه کاری می‌توانید انجام دهید؟به گفته [کاترین] نگو، داشتن یک صبح آرام می‌تواند کمک‌کننده باشد.او گفت: «اگر صبح‌ها عجله داشته باشید، زمانی برای آرامش و فرصت دادن به روده‌ها برای تخلیه نخواهید داشت.»

در غیر این صورت، داشتن یک برنامه منظم خواب که بتوانید در روزهای کاری و آخرهفته نیز به آن پایبند بمانید، کنترل استرس از طریق مدیتیشن و تمرین‌های تنفسی، نوشیدن مقدار آبی که نهادهای دولتی توصیه کرده‌اند و داشتن یک رژیم غذایی مفید برای روده و سرشار از غذاهای تخمیری، می‌تواند کمک‌کننده باشد. فقط از غذا خوردن در فاصله زمانی بسیار نزدیک به زمان خواب خودداری کنید.

شبکه «اچ‌سی‌ای مید‌ وِست هلث» می‌گوید: «مطالعات نشان داده‌اند که خوردن وعده‌های غذایی پرکالری و سرشار از کربوهیدرات و چربی، کمتر از یک ساعت پیش از خواب، می‌تواند مدت زمانی را که طول می‌کشد به خواب بروید، افزایش دهد.  همچنین دستگاه گوارش را وادار می‌کند در زمانی که قرار است در حال استراحت باشد، به فعالیت ادامه دهد.سعی کنید آخرین وعده غذایی خود را دو تا سه ساعت پیش از خواب تمام کنید تا به بدن خود فرصت هضم غذا را بدهید.»

https://www.aol.com/articles/sleep-schedule-help-poop-183637000.html

🆔@ScientificDialectics
👌32😭1
💢کشف دانشمندان: کالری غذایی که می‌خوریم می‌تواند مسیر شکل‌گیری حافظه در مغز را فعال کند

دانشمندان سیگنالی در عصب واگ کشف کرده‌اند که غذا را مستقیما به «فرایند شکل‌گیری حافظه» مرتبط می‌کند.


غذا معمولا بخش ثابت بسیاری از مهم‌ترین لحظات زندگی ماست؛ چه در مناسبت‌های بزرگ مانند جشن عروسی و چه به عنوان بهانه‌ای برای لذت بردن‌های کوچک مانند یک ناهار یا دورهمی یا شام خانوادگی.

پژوهشی جدید می‌گوید که کارکرد غذا بیش از اینهاست و یک «غذای خوب» حتی می‌تواند مستقیما سازوکار حافظه‌سازی در مغز را تحت تاثیر قرار دهد و به ثبت بهتر خاطرات ما کمک کند.

اسکات کانوسکی، زیست‌شناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، سرپرستی مطالعه‌ای را بر عهده داشت که به‌تازگی در نشریه Nature Communications منتشر شده است.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که غذا می‌تواند به معنای واقعی کلمه، از طریق زنجیره‌ای از پیام‌های عصبی، بر شکل‌گیری حافظه تاثیر بگذارد.

کانوسکی و همکارانش پس از انجام مجموعه‌ای از آزمایش‌ها روی موش‌های صحرایی دریافتند که پس از مصرف یک وعده غذای مغذی، سیگنالی از روده از طریق «عصب واگ» به مغز ارسال می‌شود.

این سیگنال به نورون‌های «سپتوم میانی» می‌رسد که ناحیه‌ای از مغز است که بر فعالیت هیپوکامپ تاثیر می‌گذارد.عصب واگ طولانی‌ترین عصب مغزی است که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیت‌های پاراسمپاتیک و گوارش نقش دارد.

دانشمندان پیش از این می‌دانستند که خاطرات در بخش «هیپوکامپ» مغز زمانی رمزگذاری می‌شوند که نورون‌های سپتوم میانی، یک انتقال‌دهنده عصبی به نام استیل‌کولین را آزاد کنند؛ اما نمی‌دانستند اتفاقی که در روده می‌افتد بر آزادسازی استیل‌کولین در «سپتوم میانی» اثر می‌گذارد.

پژوهشگران با استفاده از فناوری فیبر فوتومتری، فعالیت برخی از سلول‌های مغزی را هنگام تغذیه موش‌ها با رژیم‌های غذایی مختلف بررسی کردند.در یکی از آزمایش‌ها، به گروهی از موش‌ها محلولی حاوی چربی یا قند دادشه شد؛ به گروه دیگری نیز محلولی با طعم مشابه داده شد که یا کم‌کالری بود یا اصلا کالری نداشت.

نتایج نشان داد موش‌هایی که چربی و قند واقعی مصرف کرده بودند، حتی پس از پایان مصرف غذا، همچنان فعالیت مغزی مرتبط با حافظه در آنها قوی‌تر بوده است. این یافته نشان داد که دریافت کالری، عامل فعال شدن این مسیر ارتباطی میان روده و مغز است.

در مقابل، هنگامی که پژوهشگران مسیرهای ارتباطی میان روده و مغز را مختل کردند، رابطه میان مصرف غذا و آزادسازی استیل‌کولین نیز از بین رفته است.

خطر غذاهای «ناسالم» برای مغزبا این حال، مصرف غذاهای پرچرب و پرکالری همیشه به معنای حافظه بهتر نیست.

وقتی موش‌ها با یک «رژیم غذایی ناسالم» شامل غذاهای پرچرب و پرقند، چیپس سیب‌زمینی، کره بادام‌زمینی، شکلات و شیرینی تغذیه شدند، همین سیستم پیام‌رسانی استیل‌کولین به طور قابل توجهی تضعیف شده است.حتی زمانی که بعدها دوباره رژیم غذایی سالم‌تری دریافت کردند، همچنان در انجام آزمون‌های حافظه عملکرد ضعیفی داشتند.

پژوهش‌های دیگری نیز نشان داده‌اند که غذاهای فوق‌فرآوری‌شده، ممکن است به‌طور پنهانی توانایی مغز در تمرکز را تحت تاثیر قرار دهند.البته صرف اینکه یک سازوکار در موش‌ها به این شکل عمل می‌کند، به این معنا نیست که دقیقا در بدن انسان نیز همین اتفاق می‌افتد؛ هرچند انسان و موش هر دو پستاندار هستند و به دلیل تاریخچه تکاملی مشترک، شباهت‌های زیستی قابل توجهی میان آن‌ها وجود دارد.

دیگر اینکه، این مطالعه فقط روی موش‌های نر انجام شده است بنابراین نتایج آن باید با احتیاط بیشتری به سایر گروه‌ها تعمیم داده شود.این یافته‌ها (در صورت انجام پژوهش‌های بیشتر برای برطرف کردن این محدودیت‌ها) می‌توانند به توسعه روش‌هایی برای بهبود ارتباط میان روده و مغز در انسان کمک کنند.

اهمیت «تحریک» عصب واگکانوسکی به موضوع دیگری نیز اشاره می‌کند: «اختلال در پیام‌رسانی استیل‌کولین در هیپوکامپ یکی از نخستین تغییرات شیمیایی عصبی در بیماری آلزایمر است. اینکه اکنون می‌دانیم این سیستم توسط سیگنال‌های عصب واگ از روده تقویت می‌شود، می‌تواند اهداف درمانی جدیدی را برای بررسی روش‌های مبتنی بر تحریک عصب واگ، مانند تحریک الکتریکی عصب واگ، در اختیار پژوهشگران قرار دهد.»

تحریک عصب واگ که گاهی از آن با عنوان «ضربان‌ساز مغز» یاد می‌شود، امروزه برای بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، اثرات ماندگار و مفیدی دارد.

همچنین به عنوان روشی تاییدشده برای درمان صرع و کمک به توان‌بخشی پس از سکته مغزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.هنوز مشخص نیست که آیا این روش می‌تواند در انسان نیز فرآیند شکل‌گیری حافظه را بهبود ببخشد یا خیر.

https://www.sciencealert.com/what-you-eat-may-trigger-gut-brain-signals-that-shape-how-memories-form

🆔@ScientificDialectics
5
💢راه‌های پیشگیری از عفونت در ساحل و استخر در تابستان

گرما و افزایش دمای آب خطر ابتلا به عفونت‌هایی مانند ویبریوز، اوتییت شناگر و گاستروانتریت را بالا می‌برد
.

این توصیه‌های کارشناسان برای پیشگیری است.دمای بسیار بالا نه تنها تابستانی بی‌سابقه را در اسپانیا رقم زده، بلکه می‌تواند خطر ابتلا به عفونت‌های مرتبط با آب را نیز افزایش دهد؛ از جمله ویبریوزیس، عفونت گوش در شناگران، گاستروانتریت و برخی عفونت‌های پوستی و دستگاه ادراری.

در پی طولانی‌تر و گرم‌تر شدن تابستان‌ها در اروپا، مرکز اروپایی پیشگیری و کنترل بیماری‌ها (ECDC) هشدار داده‌است (منبع به زبان اسپانیایی) که برخی باکتری‌ها اکنون شرایط بسیار مساعدتری برای رشد و تکثیر پیدا می‌کنند، به‌ویژه در آب‌های ساحلی گرم با شوری پایین.

با آن‌که خطر ابتلا به این نوع عفونت‌ها همچنان پایین است، کارشناسان یادآوری می‌کنند که چند اقدام ساده پیشگیرانه می‌تواند احتمال آلودگی را در ماه‌های تابستان، زمانی که میلیون‌ها نفر برای خنک‌شدن راهی ساحل، استخر، رودخانه و دیگر محل‌های شنا می‌شوند، به حداقل برساند.

گرما به رشد و تکثیر باکتری‌ها کمک می‌کندبه گفته ECDC، افزایش دمای آب همراه با تغییرات محیطی و رفت‌وآمد بیشتر مردم در تابستان، الگوی پراکندگی برخی بیماری‌های عفونی را در اروپا دگرگون کرده‌است.از میان این بیماری‌ها، ویبریوزیس بیشتر مورد توجه است؛ عفونتی که بر اثر باکتری‌های جنس Vibrio ایجاد می‌شود، باکتری‌هایی که در ماه‌های گرم سال به طور طبیعی در بخش‌هایی از آب‌های ساحلی زندگی می‌کنند.

این باکتری‌ها به‌ویژه در نواحی با شوری پایین، مانند مصب‌ها و دهانه رودخانه‌ها، به سرعت تکثیر می‌شوند و می‌توان آن‌ها را در انواع غذای دریایی خام یا نیم‌پز، به‌خصوص صدف خوراکی، نیز یافت. برخی گونه‌ها، از جمله Vibrio vulnificus، به دلیل توانایی‌شان در ایجاد عفونت‌های شدید بافتی در موارد بسیار نادر، در افواه به «باکتری‌های گوشت‌خوار» معروف شده‌اند.

این نهاد اروپایی حتی نقشه‌ای تعاملی (منبع به زبان اسپانیایی) را به‌روزرسانی کرده‌است که به کمک آن می‌توان بر اساس شرایط محیطی، مناطقی را که خطر عفونت در آن‌ها بالاتر است شناسایی کرد.

بیشتر موارد با رعایت چند نکته بسیار ساده قابل پیشگیری است. توصیه اصلی ECDC این است که اگر زخم باز، بریدگی، خراش یا پیرسینگ تازه دارید از تماس با آب خودداری کنید، زیرا باکتری‌ها می‌توانند از طریق پوست آسیب‌دیده وارد بدن شوند.اگر اجتناب از شنا ممکن نیست، این مرکز توصیه می‌کند زخم‌ها را با پانسمانی کاملا ضدآب بپوشانید.

همچنین پس از خارج‌شدن از آب، بهتر است هر گونه بریدگی یا خراش را با آب شیرین و تمیز بشویید تا خطر عفونت کاهش یابد.کارشناسان همچنین توصیه می‌کنند در مصرف غذای دریایی دقت بیشتری داشته باشید.

پرهیز از خوردن صدف خوراکی و دیگر نرم‌تنان خام یا نیم‌پز و پخت کامل محصولات دریایی به جلوگیری از عفونت‌های ناشی از ویبریو کمک می‌کند.

چه کسانی بیشتر در معرض خطر هستند؟هر فردی ممکن است دچار عفونت شود، اما ECDC تاکید می‌کند که خطر بروز موارد شدید در افرادی که دستگاه ایمنی ضعیف، بیماری‌های مزمن کبدی یا دیگر مشکلات زمینه‌ای دارند بیشتر است.در این موارد، رعایت دقیق‌تر نکات ایمنی هنگام شنا و مصرف محصولات دریایی اهمیت ویژه‌ای دارد.

اسپانیا امسال با چندین موج گرمای پیاپی و دماهایی بسیار بالاتر از حد معمول در بخش بزرگی از کشور روبه‌رو است. هرچند ECDC به‌طور ویژه مناطقی مانند دریای بالتیک و برخی مصب‌های اروپایی را به‌عنوان مناسب‌ترین زیستگاه‌ها برای رشد ویبریو برجسته می‌کند، اما این نهاد تاکید دارد که گرم‌شدن آب‌ها در پی تغییرات اقلیمی، دامنه مناطقی را که این باکتری‌ها می‌توانند در آن‌ها رشد کنند در حال گسترش است.ECDC به همین دلیل بر ضرورت پایبندی به اقدامات ساده پیشگیرانه و پایش شرایط محیطی در ماه‌های تابستان تاکید می‌کند.

🆔@ScientificDialectics
2
💢پنج دلیل که کاهو را در صدر فهرست مواد غذایی پرخطر قرار می‌دهد

باکتری‌ها و انگل‌ها می‌توانند در عمق شکاف‌های میان برگ‌های کاهو پنهان شوند و نزدیک بودن محل رشد کاهو به خاک نیز این مشکل را تشدید می‌کند
.

امسال کاهوی آلوده در کانون بزرگ‌ترین شیوع «سیکلوسپوریازیس» در ایالات متحده قرار داشت؛ بیماری‌ که انگل سیکلوسپورا عامل آن است و به اسهال انفجاری، استفراغ و کم‌آبی بدن منجر می‌شود و افراد را راهی بیمارستان می‌کند.اما این نخستین بار نیست که کاهو در شیوع این بیماری نقش داشته است.

داده‌های دولتی [ایالات متحده آمریکا] نشان می‌دهند که در سال ۲۰۱۸، شیوعی مرتبط با سالادهای «مک‌دونالدز» بیش از ۵۰۰ آمریکایی را در ۱۶ ایالت بیمار کرد. دو سال بعد، شیوعی مرتبط با سالادهای بسته‌بندی‌شده «فرش اکسپرس» (Fresh Express) بیش از ۷۰۰ نفر را درگیر کرد و منشا شیوعی در سال ۲۰۲۲ نیز به بسته‌های سالاد سزار آماده نسبت داده شد.و در مورد کاهو، فقط سیکلوسپوریازیس نیست که باید نگرانش باشیم، زیرا این سبزی با شیوع «ئی‌کولای» [اشریشیا کُلی (E.coli)] و «سالمونلا» نیز مرتبط بوده است.

پس چرا کاهو تا این اندازه عامل رایج بیماری‌های ناشی از غذا است؟ چند دلیل وجود دارد. نخست اینکه ما مقدار زیادی از آن می‌خوریم. هر آمریکایی به‌طور میانگین سالانه حدود ۱۱ کیلو کاهو مصرف می‌کند.دوم اینکه شستن کاهو دشوار است و همین موضوع می‌تواند شما را در برابر هر باکتری یا انگلی که همراه آن است، آسیب‌پذیر کند.

آمیرا روس، همه‌گیرشناس در دانشگاه جورج میسون، به [مجله] «وایرد» (WIRED) گفت: «اگر این محصولات را به‌خوبی نشویید، در نهایت هر چیزی را که روی کاهو وجود دارد، خواهید خورد.»باکتری‌ها و انگل‌ها می‌توانند در عمق شکاف‌های میان برگ‌های کاهو پنهان شوند و نزدیک بودن محل رشد کاهو به خاک نیز این مشکل را تشدید می‌کند.

هرچه محصولات کشاورزی به خاک نزدیک‌تر باشند، احتمال تماس آن‌ها با آب آلوده‌ای که می‌تواند سیکلوسپورا را به‌طور گسترده پخش کند، بیشتر است.کارشناسان هفته گذشته به نیویورک تایمز گفتند که احتمالا منشا بیشتر شیوع‌های بزرگ از جمله این مورد، آب آلوده است.

پذیرترندکیت اشنایدر، استاد ایمنی مواد غذایی در دانشگاه فلوریدا، گفت: «اینکه شمار موارد ابتلا تا این حد بالا است، یعنی مقدار زیادی محصول کشاورزی با حجم زیادی از آبی که به‌شدت به سیکلوسپورا آلوده بوده، آبیاری شده است.»و چون سطح بیرونی برگ‌های کاهو مقاوم اما در عین حال شکننده است، تمیز کردن این سبزی پرکاربرد می‌تواند از محصولات دارای پوست صاف دشوارتر باشد.

باربارا کوالچیک، مدیر موسسه ایمنی مواد غذایی و امنیت تغذیه در دانشگاه جورج واشنگتن، به [مجله] تایم گفت که برگ‌های پاره‌شده نیز مشکل‌سازند.او توضیح داد: «باکتری‌ها از همین راه به داخل برگ نفوذ می‌کنند.»اعتماد به کاهوی از پیش شسته‌شده نیز لزوما ایمن نیست. بخش [آموزش و خدمات] ترویجی دانشگاه کانکتیکات گفت که شست‌وشوی اولیه ممکن است میکروب‌های چسبیده به برگ‌ها، از جمله سیکلوسپورا، را از بین نبرد.در نهایت، ما کاهو رادر ساندویچ‌ها و سالادها به‌ شکل خام مصرف می‌کنیم.

این بخش بزرگی از مشکل است.گرم کردن محصولات کشاورزی‌ که ممکن است به سیکلوسپورا آلوده باشند تا دمای ۷۰ درجه سانتی‌گراد، تنها چیزی است که این انگل را از بین می‌برد.پخت‌وپز، اگر به‌درستی انجام شود، می‌تواند در برابر برخی سویه‌های سالمونلا و ئی‌کولای نیز موثر باشد.

به گزارش نیویورک پست، ظاهرا جعفری و گشنیز نیز با موارد ابتلا به سیکلوسپورا در کارولینای شمالی مرتبط بوده‌اند.سبزی‌های معطر نیز بسیاری از مشکلات مشابه کاهو را دارند. ما آن‌ها را خام می‌خوریم، نزدیک سطح زمین رشد می‌کنند و تمیز کردنشان اغلب دشوار است.

اداره غذا و داروی ایالات متحده خاطرنشان می‌کند که مصرف این گیاهان نیز روبه‌افزایش است.این نهاد هشدار می‌دهد: «از آنجا که این گیاهان معمولا ممکن است بدون شست‌وشو یا بدون طی 'مرحله از بین بردن [عوامل بیماری‌زا]' مانند پخت‌وپز، مصرف شوند، در صورت وجود عوامل خطر میکروبی، احتمال ابتلای انسان به بیماری افزایش می‌یابد.»

اما کارشناسان می‌گویند مصرف خوراکی‌هایی که ممکن است به عوامل بیماری‌زا آلوده باشند، احتمالا ارزش پذیرفتن این خطر را ندارد، چه کاهو باشد و چه دیگر محصولات کشاورزی مرتبط با بیماری‌های ناشی از غذا.

دارین دتویلر، استاد بازنشسته دانشگاه نورث‌ایسترن، به «سیریس ایتس» (Serious Eats) گفت: «افراد، اغلب وقتی عبارت 'اسهال انفجاری' را می‌شنوند، می‌خندند، اما برای افرادی که آن را تجربه می‌کنند، هیچ چیز خنده‌داری در آن وجود ندارد.

https://www.independent.co.uk/life-style/health-and-families/lettuce-cyclospora-outbreak-herbs-foodborne-illness-b3023128.html

🆔@ScientificDialectics
👍52
💢آفت‌کش‌های «فاجعه‌باری» که وزیر محیط زیست فرانسه را تا آستانه استعفا برد چه هستند؟

تحقیقات نشان داده است که استامپرید و فلوپیرادیفورون به زنبورها آسیب می‌رسانند و می‌توانند برای مغز در حال رشد کودکان خطرناک باشند.

دو آفت‌کشی که مونیك باربو را تا مرز استعفا کشاند چه هستند و چقدر خطرناکند؟

آستامپرید و فلوپیرادیفورون: آفت‌کش‌های «فاجعه‌بار»

پارلمان فرانسه لایحه کشاورزی بحث‌برانگیزی را تصویب کرد که دو آفت‌کش را که به گفته منتقدان به زنبورها آسیب می‌زنند، دوباره مجاز می‌کند.

این قانون به آژانس ایمنی و بهداشت فرانسه، آنس، اختیار می‌دهد استفاده از آستامپرید و فلوپیرادیفورون را به‌طور مشروط مجاز کند. این آفت‌کش‌ها در اتحادیه اروپا مجاز هستند، اما هر کشور می‌تواند کاربرد آنها را محدود کند.

حامیان می‌گویند کشاورزان چغندر قند، سیب و فندق فرانسه به این حشره‌کش‌ها ـ که به‌ترتیب از سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ در فرانسه ممنوع شده‌اند ـ نیاز دارند تا بتوانند با رقبای اروپایی خود رقابت کنند.

پژوهش‌ها نشان داده است آستامپرید می‌تواند زنبورهای عسل را مسموم کند و بر توانایی جست‌وجوی غذا و حافظه آنها اثر بگذارد و مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ حاکی از آن است که فلوپیرادیفورون ممکن است برای برخی گونه‌های زنبور کشنده باشد.

باربو گفت: «فرانسه در سال ۲۰۱۶ بر اساس اصل احتیاط و با توجه به شواهد علمی موجود در آن زمان تصمیم گرفت آستامپرید را ممنوع کند. ده سال بعد، نه‌تنها این نگرانی‌ها از میان نرفته، بلکه مطالعات علمی همچنان درباره اثرات آن بر سلامت انسان و محیط زیست تردید ایجاد می‌کند.»

شبکه اقدام علیه آفت‌کش‌ها در اروپا مدت‌هاست خواستار ممنوعیت آستامپرید است؛ نه فقط به دلیل تاثیر آن بر زنبورها، بلکه بر انسان‌ها.

این سازمان می‌گوید: «شواهد علمی جدید نشان می‌دهد نئونیکوتینوئیدهایی مانند آستامپرید به دلیل خاصیت برهم‌زنندگی سیستم درون‌ریز می‌توانند خطر بروز سرطان سینه را افزایش دهند و ممکن است به ناباروری منجر شوند. این مواد همچنین می‌توانند بر مغز ما اثر بگذارند. نئونیکوتینوئیدها از سد جفت و سد خونی‌ـ‌مغزی عبور می‌کنند و جنین‌های به دنیا نیامده را در معرض خطر قرار می‌دهند.

این سازمان افزود: «آستامپرید در بند ناف، شیر مادر و حتی در مایع مغزی‌نخاعی کودکان شناسایی شده است. نشان داده شده که در صورت قرار گرفتن مادر در معرض این ماده، آستامپرید در مغز جنین موش‌ها در سطوح بالایی تجمع می‌یابد.»

این شبکه درباره فلوپیرادیفورون که در سال ۲۰۱۵ تایید شد، می‌گوید: «شرکت بایر آن را به عنوان جایگزینی برای دیگر نئونیکوتینوئیدهای زهراگین‌تر برای زنبورها معرفی کرد. اما این همان شراب کهنه در بطری نو است، زیرا در عمل می‌توان آن را فقط یک نئونیکوتینوئید دیگر به شمار آورد.»

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.

🆔@ScientificDialectics
👍2
💢 دی‌ان‌ای مومیایی باستانی در شیلی نشان می‌دهد استعمار آبله را به آمریکا آورد

تحلیل دی‌ان‌ای مومیایی‌های شیلیایی قدیمی‌ترین ژنوم شناخته‌شده ویروس آبله را که تاکنون از قاره آمریکا به‌دست‌آمده، آشکار کرده است
.

به گفته یک پژوهش تازه، دی‌ان‌ای مومیایی‌های باستانی که در شیلی به‌دست‌آمده، روشن‌ترین شواهد ژنتیکی تاکنون را ارائه می‌کند که نشان می‌دهد استعمارگران اروپایی این بیماری را به قاره‌های آمریکا منتقل کرده‌اند.

آبله تا پیش از ریشه‌کنی آن در سال ۱۹۸۰ که عمدتا به لطف واکسیناسیون ممکن شد، از کشنده‌ترین بیماری‌ها در تاریخ بشر بود. قرن‌ها این ویروس حدود یک‌سوم افرادی را که به آن آلوده می‌شدند می‌کشت و بیشتر بازماندگان را با جای زخم‌های عمیق و گاه بدشکل‌کننده رها می‌کرد.

نخستین همه‌گیری آبله که به طور مستند در قاره‌های آمریکا ثبت شده، در سال ۱۵۱۸ و همزمان با فتح کارائیب توسط اسپانیا رخ داد. این بیماری سپس به سرعت در آمریکای شمالی، مرکزی و جنوبی گسترش یافت و میلیون‌ها نفر را کشت؛ به‌ویژه در میان جمعیت‌های بومی که هیچ ایمنی قبلی در برابر آن نداشتند.

در این پژوهش تازه که در مجله ساینس (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده است، پژوهشگران کالج ترینیتی دوبلین ۱۳ نمونه استخوانی را که پیش‌تر از محوطه باستان‌شناسی کامارونس در شمال شیلی جمع‌آوری شده بود، بررسی کردند.این تحلیل محکم‌ترین پیوند ژنتیکی تاکنون میان موارد آبله در قاره‌های آمریکا و سویه‌هایی را که در دیگر نقاط جهان در گردش بوده‌اند نشان می‌دهد.

به گفته نویسندگان، این نتیجه‌ها بینش‌های تازه‌ای درباره چگونگی رسیدن ویروس به جمعیت‌های دورافتاده پس از استعمار اروپایی ارائه می‌کند.پژوهشگران شواهد دو مورد عفونت آبله را در دی‌ان‌ای باستانی به‌دست‌آمده از قطعات استخوان ساق پای یک مرد و یک زن پیدا کردند؛ افرادی که بین ۱۸ تا ۳۵ سال سن داشتند و به احتمال زیاد علت مرگشان آبله بوده است.

دانشمندان با تاریخ‌گذاری این بقایا و تحلیل دی‌ان‌ای ویروسی به این نتیجه رسیدند که این دو فرد احتمالا بین سال‌های ۱۴۹۲ و ۱۶۳۱ درگذشته‌اند. آنها این نسخه از ویروس آبله را با دیگر سویه‌های شناخته‌شده مقایسه کردند و دریافتند از نظر ژنتیکی میان سویه‌های اروپای قرون وسطی و واریانت‌های بعدی قرار می‌گیرد.

این یافته‌ها شواهد مولکولی مهمی به دست می‌دهد که نشان می‌دهد سویه‌های آبله‌ای که مردم قاره‌های آمریکا را آلوده کردند از سویه‌هایی منشا گرفته‌اند که در اروپا در گردش بوده‌اند.

پاتریشیا فاستر، زیست‌شناس در دانشگاه ایندیانا که در این پژوهش شرکت نداشت، گفت: «هرگز کسی تردید نداشت که آبله از راه استعمار به این نیم‌کره آمده است، اما این پژوهش آن را ثابت می‌کند.»

نویسندگان پژوهش می‌گویند هنوز مشخص نیست دقیقا کدام جمعیت، آبله را از اروپا به قاره‌های آمریکا آورده است. پس از سفرهای اکتشافی کریستف کلمب به کارائیب در سال ۱۴۹۲ و آمریگو وسپوچی در امتداد سواحل آمریکای جنوبی حدود یک دهه بعد، مهاجران در موج‌های مختلف به قاره‌های آمریکا رفتند.

به گفته آنها، ممکن است این بیماری همچنین از طریق آفریقا و همراه با گسترش تجارت برده فراآتلانتیک هم منتشر شده باشد.این عفونت‌ها در منطقه‌ای شناسایی شدند که پیش از این هیچ گزارشی از آبله در آن ثبت نشده بود؛ موضوعی که پرسش‌های تازه‌ای درباره این که ویروس چگونه به چنین بخش دورافتاده‌ای از آمریکای جنوبی رسیده است مطرح می‌کند. احتمال دارد این ویروس از طریق شبکه‌های دادوستد بومی که پیش از ورود اروپایی‌ها وجود داشتند، پخش شده باشد.

مطالعه سویه‌های مختلف ویروس همچنین به دانشمندان امکان داد مسیر تحول آن را در طول زمان دنبال کنند؛ از جمله از دست رفتن یا غیرفعال شدن برخی ژن‌ها که شاید به ویروس کمک کرده‌اند تا خود را با بدن انسان سازگار کند.

به گفته کنستانسا د لا فوئنته کاسترو، انسان‌شناس زیستی در دانشگاه شیلی و از نویسندگان این پژوهش، این یافته‌ها نشان می‌دهد این بیماری تا چه اندازه در سراسر قاره‌های آمریکا ویرانگر بوده است؛ به گونه‌ای که جمعیت‌های کامل را نابود کرده و آنها را در برابر فتح اروپایی‌ها آسیب‌پذیر گذاشته است.

کنستانسا د لا فوئنته کاسترو گفت: «این فقط یک موضوع فرهنگی یا جمعیتی نبود. این واقعیت عملا در شواهد زیستی ثبت شده که ما هنوز هم می‌توانیم آنها را بازیابی و مطالعه کنیم.»

🆔@ScientificDialectics
1😭1
💢چرا کاهش وزن ممکن است به‌تنهایی برای پیشگیری از دیابت نوع ۲ کافی نباشد؟

محققان آلمانی دریافتند برخی افراد با وجود کاهش وزن پایدار، همچنان با افزایش قند خون، کاهش ترشح انسولین و خطر بالای ابتلا به دیابت نوع ۲ روبه‌رو هستند؛ یافته‌ای که می‌تواند ضرورت اتخاذ رویکردهای شخصی‌سازی‌شده در پیشگیری از این بیماری را برجسته کند
.

چند سال پیش، پژوهشگران مرکز تحقیقات دیابت آلمان، افراد در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را به شش گروه مشخص تقسیم کردند. این گروه‌ها شامل افراد در آستانه دیابت از نظر میزان احتمال ابتلا به دیابت و همچنین روند پیشرفت عوارض مرتبط با آن تفاوت‌های قابل‌توجهی دارند.

گروه‌های خطر شماره ۳ (نقص در ترشح انسولین و ژنتیک مستعد) و ۵ (کبد چرب شدید همراه با مقاومت انسولینی شدید) به‌عنوان گروه‌هایی شناسایی شدند که احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ در آن‌ها بسیار بالاست.

در جدیدترین تحلیل، پژوهشگران بررسی کردند که آیا کاهش وزن طولانی‌مدت و پیشگیری از دیابت مبتنی بر اصلاح سبک زندگی، در میان این گروه‌های مختلف نتایج متفاوتی ایجاد می‌کند یا خیر.

پژوهشگران اطلاعات به‌دست‌آمده از برنامه مداخله سبک زندگی توبینگن (TULIP) را بررسی کردند. افراد دارای خطر بالاتر ابتلا به دیابت نوع ۲ در یک برنامه دوساله اصلاح سبک زندگی شرکت کردند و سپس حدود ۹ سال تحت پیگیری قرار گرفتند.این تحلیل بر شرکت‌کنندگانی متمرکز بود که کاهش وزن قابل‌توجهی داشتند و توانسته بودند این کاهش وزن را در بلندمدت حفظ کنند.

پروفسور نوربرت استفان، نویسنده اصلی این مطالعه، توضیح می‌دهد: «ما به‌طور ویژه علاقه‌مند بودیم بدانیم آیا افراد حاضر در گروه‌های خطر ۳ و ۵، در مقایسه با سایر گروه‌ها، از نظر بهبود سطح قند خون و پیشگیری از دیابت نوع ۲ تفاوتی دارند یا خیر.»با وجود کاهش وزن چشمگیر و پایدار به میزان ۸ درصد و پس از یک دوره پیگیری بسیار طولانی ۹ ساله، افراد گروه خطر شماره ۵ همچنان با افزایش سطح قند خون، کاهش ترشح انسولین و خطر مداوم بالای ابتلا به دیابت نوع ۲ مواجه بودند

او افزود: «ما بسیار شگفت‌زده شدیم که دریافتیم با وجود کاهش وزن چشمگیر و پایدار به میزان ۸ درصد و پس از یک دوره پیگیری بسیار طولانی ۹ ساله، افراد گروه خطر شماره ۵ همچنان با افزایش سطح قند خون، کاهش ترشح انسولین و خطر مداوم بالای ابتلا به دیابت نوع ۲ مواجه بودند.»

پژوهشگران همچنین بررسی کردند که چرا مداخلات سبک زندگی در افراد گروه ۵ ظاهرا محافظت کمتری ایجاد می‌کند. تحلیل آن‌ها بر سازوکارهای زیستی متمرکز بود که می‌توانند روند بدتر شدن وضعیت متابولیک این گروه را توضیح دهند.نتایج نشان داد که مقاومت به انسولین نقش مهمی در این روند دارد. این مقاومت به احتمال زیاد با کبد چرب شدید مرتبط است.تجمع چربی در کبد ممکن است توانایی سلول‌های بتای پانکراس را برای ترشح انسولین کاهش داده باشد؛ موضوعی که در افراد گروه خطر شماره ۵ به افزایش سطح قند خون منجر شده است.

این یافته‌ها شواهد پیشین را تأیید می‌کنند که نشان می‌داد کبد چرب و مقاومت به انسولین مهم‌ترین فرآیندهای بیماری‌زایی در افراد حاضر در گروه خطر شماره ۵ دیابت نوع ۲ در مدل توبینگن هستند.این ویژگی‌ها ممکن است باعث شوند این افراد به‌طور ویژه در برابر ابتلا به دیابت نوع ۲ و همچنین بیماری‌های قلبی‌عروقی آسیب‌پذیر باشند.

نتایج این مطالعه نشان می‌دهد افراد گروه خطر شماره ۵ ممکن است همان مزایای متابولیکی ناشی از اصلاح سبک زندگی را که در سایر گروه‌های پرخطر مشاهده می‌شود، دریافت نکنند.این موضوع حتی در شرایطی صادق بود که آن‌ها کاهش وزن قابل‌توجه و پایداری داشته باشند؛ به‌ویژه زمانی که پژوهشگران تنظیم و کنترل سطح قند خون را بررسی کردند.

اگر پژوهش‌های آینده و مطالعات آینده‌نگر این یافته‌ها را تأیید کنند، پیشگیری از دیابت ممکن است نیازمند رویکردی شخصی‌سازی‌شده‌تر شود.افرادی که دارای الگوهای زیستی پرخطر، مانند ویژگی‌های گروه ۵ هستند، ممکن است به مراقبت‌های پزشکی فشرده‌تر یا درمان‌هایی نیاز داشته باشند که به‌طور اختصاصی مشکلات متابولیکی آن‌ها را هدف قرار دهد.

این یافته‌ها حاصل پژوهش دانشمندان مرکز تحقیقات دیابت آلمان (DZD)، بیمارستان دانشگاهی توبینگن و مرکز هلمهولتز مونیخ (Helmholtz Munich) است.

نتایج این مطالعه در مجله علمی «Diabetes» منتشر شده است.

https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260724061450.htm#:~:text=Even%20after%20losing%20about%208,strong%20risk%20of%20developing%20diabetes.

🆔@ScientificDialectics
2😭1
💢کاهش قدرت و انعطاف‌پذیری جوانان اروپا در پژوهش جدید

پژوهش جدید نشان می‌دهد کودکان اروپایی از نظر آمادگی جسمانی در بدترین وضعیت شصت سال اخیر قرار دارند؛ وضعیتی که بر سلامت کنونی و آینده آنها تاثیر خواهد گذاشت
.

یک مطالعه تازه نشان می‌دهد کودکان و نوجوانان در اروپا از نظر قدرت، انعطاف‌پذیری و ترکیب بدنی به سطح کافی آمادگی جسمانی نمی‌رسند.

پژوهشگران دانشگاه زاراگوسا دریافته‌اند آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت در میان کودکان و نوجوانان از سال ۱۹۹۰ تاکنون رو به کاهش بوده است.

یافته‌ها که در نشریه Sports Medicine – Open (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، تغییرات شاخص‌های اصلی سلامت جسمانی را تشریح می‌کند: قدرت عضلانی، انعطاف‌پذیری، ترکیب بدنی و آمادگی قلبی‌تنفسی.

نویسندگان تاکید کردند این مولفه‌ها از عوامل تعیین‌کننده سلامت کنونی و آینده این جمعیت هستند و «ما در حال از دست دادن فرصتی بزرگ هستیم که جبران آن دشوار خواهد بود».

این مطالعه داده‌های ۴۱۷ هزار و ۳۶۲ شرکت‌کننده ۶ تا ۱۶ ساله از ۲۰ کشور اروپایی را در دوره زمانی ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۳ بررسی کرده است.بر اساس یافته‌های پژوهش، قدرت اندام فوقانی از دهه ۱۹۷۰ به طور کلی کاهش یافته و پس از یک دوره کوتاه ثبات بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ دوباره رو به افت گذاشته است. قدرت اندام تحتانی که از طریق آزمون‌های پرش اندازه‌گیری شده، تا دهه ۱۹۸۰ افزایش داشته اما از آن زمان به بعد به طور پیوسته کاهش یافته است.

به گفته این تیم، روندی ثابت و خطی از وخامت نیز مشاهده شده که خود را در افزایش چربی بدن نشان می‌دهد؛ روندی که اگر تنها شاخص توده بدنی (BMI) ملاک قرار گیرد، اغلب دست‌کم گرفته می‌شود.بدترین روند در شاخص انعطاف‌پذیری دیده شده که کاهش مداوم آن از سال ۲۰۰۰ شتاب گرفته است.

درباره آمادگی قلبی‌تنفسی، یعنی توانایی قلب، ریه‌ها و رگ‌های خونی برای رساندن موثر اکسیژن به عضلات فعال در حین فعالیت بدنی طولانی‌مدت، نویسندگان گفتند پس از یک دوره کاهش بلندمدت، تازه‌ترین داده‌ها نشان می‌دهد این روند ممکن است بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ به سطحی ثابت رسیده باشد.با این حال آنها هشدار می‌دهند که سطح آمادگی هنوز پایین‌تر از دهه‌های گذشته است.

پژوهشگران در بیانیه‌ای خبری اعلام کردند: «این نتایج بر ضرورت تشدید تلاش‌ها برای ترویج فعالیت بدنی از طریق نهادهای عمومی تاکید می‌کند».

اهمیت آمادگی جسمانی در سال‌های آغازین زندگینویسندگان یادآور شدند آمادگی جسمانی شاخص مهمی برای سلامت در دوران کودکی و نوجوانی است.استقامت قلبی‌تنفسی و ترکیب بدنی سالم در دوران کودکی و نوجوانی با وضعیت بهتر قلب و عروق و کاهش خطر مرگ‌ومیر در سال‌های بعد زندگی همراه است. قدرت عضلانی در این دوره‌ها نیز با ترکیب بدنی سالم‌تر ارتباط دارد.

سازمان جهانی بهداشت توصیه می‌کند کودکان و نوجوانان هر روز دست‌کم ۶۰ دقیقه فعالیت بدنی متوسط تا شدید انجام دهند و فعالیت‌های تقویت‌کننده عضلات و استخوان‌ها را دست‌کم سه بار در هفته در برنامه خود بگنجانند.با این حال بیش از ۷۵ درصد نوجوانان اروپایی به این توصیه‌ها عمل نمی‌کنند.

به گفته سازمان جهانی بهداشت، در سطح جهان کم‌تحرکی حدود ۶ درصد بار بیماری ناشی از بیماری عروق کرونر قلب، ۷ درصد دیابت نوع ۲، ۱۰ درصد سرطان پستان و ۱۰ درصد سرطان روده بزرگ را سبب می‌شود.علاوه بر این، ۹ درصد مرگ‌های زودرس، ۷٫۲ درصد مرگ‌ومیر کلی و ۷٫۶ درصد مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی‌عروقی به کم‌تحرکی نسبت داده می‌شود.

🆔@ScientificDialectics
🎉21