💢مطالعه: یکی از ترکیبات مکملهای ورزشی باعث ابتلا به لوسمی میشود
تحقیقات اخیر نشان میدهند که تائورین با کمک به سلولهای سرطانی در سوختوساز گلوکز به پیشرفت لوسمی کمک میکند.
تحقیقات اخیر حاکی از آن هستند که آمینواسید طبیعی تائورین، که در مواد غذایی مختلف یافت میشود و بهطور گسترده در نوشیدنیهای انرژیزا و مکملهای غذایی به کار میرود، بهطور ناخواسته باعث افزایش رشد سلولهای لوسمی میشود. این مطالعه همه را نگران کرده که محصولات انرژیزای موجود در بازار میتوانند در دوره درمان برای بیماران مبتلا به سرطان خون خطرآفرین باشند.
جیویشا باجاج، دانشیار گروه ژنتیک زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه راچستر و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که توسعه و آزمایش مهارکنندههای مؤثر برای انتقالدهندههای تائورین به کشف راهکارهای درمانی جدید برای این سرطان مهلک کمک میکند.»
سلولهای لوسمی به خودشان غذا میرسانند
این مطالعه که در مجله نیچر انتشار یافته است، نشان میدهد که سلولهای لوسمی نمیتوانند بهطور مستقل تائورین تولید کنند و این آمینواسید را با به خدمت گرفتن ناقلهای ویژه بهطور مستقیم از مغز استخوان که خاستگاه سرطان خون است به سرقت میبرند. تائورین پس از جذب باعث افزایش توان سلولهای سرطانی در تجزیه گلوکز و تولید انرژی میشود و به رشد تومور و گسترش بیماری کمک میکند.
محققان با استفاده از موشهایی که تحت دستکاری ژنتیکی قرار گرفته بودند، تغییرات محیط مغز استخوان را در روند پیشرفت لوسمی ثبت و ضبط کردند.
آنها دریافتند که سلولهای استخوانساز، که سلولهای پیشساز استخوانی هم نامیده میشوند، با پیشرفت بیماری باعث افزایش تولید تائورین میشوند و اساساً بهجای نابودی سلولهای سرطانی به تغذیه آنها کمک میکنند.
سلولهای سرطانی برای دریافت تائورین از بافتهای سالم به یک پروتئین ناقل ویژه نیاز دارند. تائورین پس از ورود به درون سلولهای لوسمی، فرایند گلیکولیز یا تجزیه گلوکز را تقویت میکند؛ فرایندی که سلولها از آن برای تبدیل گلوکز به انرژی استفاده میکنند و سوخت لازم برای رشد و تکثیر را به سلولهای سرطانی میرسانند.
باجاج به اپک تایمز گفت که سلولهای لوسمی قادر به تولید تائورین نیستند و برای دریافت آن از مغز استخوان به یک ناقل نیاز دارند که تائورین را جذب و به سلولهای سرطانی منتقل میکند.
محققان در آزمایش روی موشها و با استفاده از نمونههای لوسمی انسانی توانستند با جلوگیری از ورود تائورین به سلولهای سرطانی جلوی رشد آنها را بگیرند یا سرعت رشدشان را به حداقل برسانند. در سوی مقابل، هربار که تائورین بیشتری را به سلولهای لوسمی انتقال دادند، رشد تومور در موشها به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد.
پیامدهای بالینی
تحلیل بافتهای انسانی نشان داد بیمارانی که پروتئین ناقل بیشتری داشتند، نتایج درمانی ضعیفتری گرفتند و مقاومت بیشتری در قبال درمان از خود نشان دادند. این امر بهویژه در بیمارانی که به لوسمی تهاجمی مبتلا شده بودند مشهود بود.
مکملهای تائورین معمولاً برای کمک به بیماران سرطانی برای مقابله با خستگی ناشی از شیمیدرمانی و دیگر عوارض جانبی تجویز میشوند. نوشیدنیهای انرژیزا که حاوی تائورین هستند، محبوبیت زیادی در بین نسل جوان پیدا کردهاند؛ گروهی که بسیاری از بیماران لوسمی را به خود اختصاص داده است.
دکتر هدا پورحسن، متخصص خون و سرطان در کالیفرنیا، که نقشی در مطالعه حاضر نداشت، گفت: «در رابطه با این نتایج باید محتاطانه عمل کنیم. محدود کردن مصرف تائورین بهویژه در بیماران مبتلا به لوسمی منطقی به نظر میرسد و دستکم باید خطرات و مزایای استفاده از آن را به دقت بررسی کنیم.»
هدف جدید درمان
محققان دریافتند که میتوانند با مهار آنزیمی که به تولید تائورین در سلولهای استخوانی کمک میکند، سطح تائورین را در مغز استخوان به حداقل برسانند. این راهکار باعث میشود که تعداد سلولهای مرتبط با پیشرفت و عود بیماری کاهش پیدا کند.
باجاج گفت: «نکته اصلی مطالعه حاضر این است که سلولهای لوسمی میتوانند از تائورین برای پیشرفت سرطان استفاده کنند. توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از جذب تائورین در سلولهای سرطانی میتواند باعث بهبود نتایج درمانی برای بیماران مبتلا به لوسمی شود.»
دکتر جین لیزولد، متخصص سرطان در مرکز ویلموت، در بیانیه مطبوعاتی خود به پتانسیل درمانی این راهکارها اشاره کرد: «مطالعه دکتر باجاج نشان میدهد که سطح تائورین در مغز استخوان میتواند سرعت رشد سلولهای لوسمی را دوچندان کند که نشان میدهد باید در مصرف مکملهای تائورین با دوز بالا احتیاط بیشتری به خرج دهیم.» او افزود که این یافتهها دریچه جدیدی بهسوی راهکارهای درمانی هدفمند میگشایند.
🆔@ScientificDialectics
تحقیقات اخیر نشان میدهند که تائورین با کمک به سلولهای سرطانی در سوختوساز گلوکز به پیشرفت لوسمی کمک میکند.
تحقیقات اخیر حاکی از آن هستند که آمینواسید طبیعی تائورین، که در مواد غذایی مختلف یافت میشود و بهطور گسترده در نوشیدنیهای انرژیزا و مکملهای غذایی به کار میرود، بهطور ناخواسته باعث افزایش رشد سلولهای لوسمی میشود. این مطالعه همه را نگران کرده که محصولات انرژیزای موجود در بازار میتوانند در دوره درمان برای بیماران مبتلا به سرطان خون خطرآفرین باشند.
جیویشا باجاج، دانشیار گروه ژنتیک زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه راچستر و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که توسعه و آزمایش مهارکنندههای مؤثر برای انتقالدهندههای تائورین به کشف راهکارهای درمانی جدید برای این سرطان مهلک کمک میکند.»
سلولهای لوسمی به خودشان غذا میرسانند
این مطالعه که در مجله نیچر انتشار یافته است، نشان میدهد که سلولهای لوسمی نمیتوانند بهطور مستقل تائورین تولید کنند و این آمینواسید را با به خدمت گرفتن ناقلهای ویژه بهطور مستقیم از مغز استخوان که خاستگاه سرطان خون است به سرقت میبرند. تائورین پس از جذب باعث افزایش توان سلولهای سرطانی در تجزیه گلوکز و تولید انرژی میشود و به رشد تومور و گسترش بیماری کمک میکند.
محققان با استفاده از موشهایی که تحت دستکاری ژنتیکی قرار گرفته بودند، تغییرات محیط مغز استخوان را در روند پیشرفت لوسمی ثبت و ضبط کردند.
آنها دریافتند که سلولهای استخوانساز، که سلولهای پیشساز استخوانی هم نامیده میشوند، با پیشرفت بیماری باعث افزایش تولید تائورین میشوند و اساساً بهجای نابودی سلولهای سرطانی به تغذیه آنها کمک میکنند.
سلولهای سرطانی برای دریافت تائورین از بافتهای سالم به یک پروتئین ناقل ویژه نیاز دارند. تائورین پس از ورود به درون سلولهای لوسمی، فرایند گلیکولیز یا تجزیه گلوکز را تقویت میکند؛ فرایندی که سلولها از آن برای تبدیل گلوکز به انرژی استفاده میکنند و سوخت لازم برای رشد و تکثیر را به سلولهای سرطانی میرسانند.
باجاج به اپک تایمز گفت که سلولهای لوسمی قادر به تولید تائورین نیستند و برای دریافت آن از مغز استخوان به یک ناقل نیاز دارند که تائورین را جذب و به سلولهای سرطانی منتقل میکند.
محققان در آزمایش روی موشها و با استفاده از نمونههای لوسمی انسانی توانستند با جلوگیری از ورود تائورین به سلولهای سرطانی جلوی رشد آنها را بگیرند یا سرعت رشدشان را به حداقل برسانند. در سوی مقابل، هربار که تائورین بیشتری را به سلولهای لوسمی انتقال دادند، رشد تومور در موشها به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد.
پیامدهای بالینی
تحلیل بافتهای انسانی نشان داد بیمارانی که پروتئین ناقل بیشتری داشتند، نتایج درمانی ضعیفتری گرفتند و مقاومت بیشتری در قبال درمان از خود نشان دادند. این امر بهویژه در بیمارانی که به لوسمی تهاجمی مبتلا شده بودند مشهود بود.
مکملهای تائورین معمولاً برای کمک به بیماران سرطانی برای مقابله با خستگی ناشی از شیمیدرمانی و دیگر عوارض جانبی تجویز میشوند. نوشیدنیهای انرژیزا که حاوی تائورین هستند، محبوبیت زیادی در بین نسل جوان پیدا کردهاند؛ گروهی که بسیاری از بیماران لوسمی را به خود اختصاص داده است.
دکتر هدا پورحسن، متخصص خون و سرطان در کالیفرنیا، که نقشی در مطالعه حاضر نداشت، گفت: «در رابطه با این نتایج باید محتاطانه عمل کنیم. محدود کردن مصرف تائورین بهویژه در بیماران مبتلا به لوسمی منطقی به نظر میرسد و دستکم باید خطرات و مزایای استفاده از آن را به دقت بررسی کنیم.»
هدف جدید درمان
محققان دریافتند که میتوانند با مهار آنزیمی که به تولید تائورین در سلولهای استخوانی کمک میکند، سطح تائورین را در مغز استخوان به حداقل برسانند. این راهکار باعث میشود که تعداد سلولهای مرتبط با پیشرفت و عود بیماری کاهش پیدا کند.
باجاج گفت: «نکته اصلی مطالعه حاضر این است که سلولهای لوسمی میتوانند از تائورین برای پیشرفت سرطان استفاده کنند. توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از جذب تائورین در سلولهای سرطانی میتواند باعث بهبود نتایج درمانی برای بیماران مبتلا به لوسمی شود.»
دکتر جین لیزولد، متخصص سرطان در مرکز ویلموت، در بیانیه مطبوعاتی خود به پتانسیل درمانی این راهکارها اشاره کرد: «مطالعه دکتر باجاج نشان میدهد که سطح تائورین در مغز استخوان میتواند سرعت رشد سلولهای لوسمی را دوچندان کند که نشان میدهد باید در مصرف مکملهای تائورین با دوز بالا احتیاط بیشتری به خرج دهیم.» او افزود که این یافتهها دریچه جدیدی بهسوی راهکارهای درمانی هدفمند میگشایند.
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
A downside of taurine: it drives leukemia growth
A study in Nature shows that leukemia cells drink up taurine, which is produced in the body and also consumed through foods and in energy drinks, and use it as fuel for growth. This highlights a potential to block taurine uptake as a possible treatment.
👍4❤1
💢سه شب بیخوابی خطر بیماریهای قلبی را افزایش میدهد
کمبود خواب با ضعف عملکرد شناختی، تضعیف سیستم ایمنی، سلامت روان ضعیف، و خطر افزایش تصادفها، دیابت، چاقی و فشار خون بالا مرتبط است و حتی در جوانان سالم احتمال ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را بالا میبرد
سلامت قلب به چندین عامل سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، ورزش، وزن، استرس و کیفیت خواب بستگی دارد. با این حال به گزارش نیویورکپست، یک مطالعه جدید نشان میدهد که تنها سه شب بیخوابی، حتی در بزرگسالان جوان و سالم، میتواند خطر بیماریهای قلبی را افزایش دهد.
دکتر جاناتان سدرنیز، سرپرست این مطالعه و دانشیار دانشگاه اوپسالا در سوئد، میگوید که در بسیاری از مطالعات بزرگ که روی ارتباط بین بیخوابی و خطر بیماریهای قلبی-عروقی انجام شدهاند، معمولا روی افراد کمی مسنتر که خطر ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها بیشتر است، تمرکز شده است.
به همین دلیل تیم پژوهشی سدرنیز ۱۶ مرد جوان سالم با عادات خواب خوب را به یک آزمایشگاه خواب دعوت کرد- جایی که رژیم غذایی و سطح فعالیت آنها هم بهطور دقیق کنترل میشد.
در یک بررسی، این افراد به مدت سه شب متوالی خواب طبیعی داشتند، اما در بررسی دیگر، آنها هر شب تنها حدود چهار ساعت خوابیدند. متخصصان معمولا توصیه میکنند بزرگسالان شبها بین هفت تا ۹ ساعت بخوابند. بیخوابی میتواند به عملکرد شناختی ضعیفتر، سیستم ایمنی ضعیف، سلامت روانی بدتر و افزایش خطر بروز حوادث، دیابت، چاقی و فشار خون بالا منجر شود.
در طول هر دو بررسی آزمایشی، از شرکتکنندگان صبح و شب نمونه خون گرفته شد. پس از ۳۰ دقیقه ورزش با شدت بالا نیز نمونهگیری خون انجام شد.
آنها حدود ۹۰ پروتئین مختلف را در خون اندازهگیری کردند که بسیاری از این پروتئینها با التهاب مرتبط بودند و سطح آنها پس از شبهای بیخوابی افزایش یافت.
البته التهاب میتواند هم خوب و هم بد باشد، چون التهاب پاسخ شیمیایی طبیعی بدن به یک ماده تحریککننده یا آسیب است، اما التهاب مزمنــ زمانی که واکنش بدن پس از پایان تهدید همچنان ادامه مییابدــ میتواند به رگهای خونی آسیب برساند و خطر حمله قلبی و سکته را افزایش دهد.
سدرنیز میگوید: «جالب بود که سطح این پروتئینها در افراد جوان و سالم، پس از فقط چند شب بیخوابی، افزایش یافت. این نشان میدهد که لازم است بر اهمیت خواب برای سلامت قلبی-عروقی حتی در اوایل زندگی تاکید شود.»
خبر خوب این است که پروتئینهای مرتبط با آثار مثبت ورزش در شرکتکنندگان افزایش یافت، حتی اگر خواب آنها ضعیف بود.
دکتر سدرنیز تاکید کرد: «با این مطالعه، شناخت ما از نقش میزان خواب در سلامت قلبی-عروقی، بیشتر شد. البته مهم است که اشاره کنیم مطالعات نشان دادهاند ورزش فیزیکی میتواند حداقل برخی از آثار منفی کمخوابی را جبران کند، اما این هم مهم است که بدانیم ورزش نمیتواند جایگزین کارکردهای حیاتی خواب برای بدن شود.»
🆔@ScientificDialectics
کمبود خواب با ضعف عملکرد شناختی، تضعیف سیستم ایمنی، سلامت روان ضعیف، و خطر افزایش تصادفها، دیابت، چاقی و فشار خون بالا مرتبط است و حتی در جوانان سالم احتمال ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را بالا میبرد
سلامت قلب به چندین عامل سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، ورزش، وزن، استرس و کیفیت خواب بستگی دارد. با این حال به گزارش نیویورکپست، یک مطالعه جدید نشان میدهد که تنها سه شب بیخوابی، حتی در بزرگسالان جوان و سالم، میتواند خطر بیماریهای قلبی را افزایش دهد.
دکتر جاناتان سدرنیز، سرپرست این مطالعه و دانشیار دانشگاه اوپسالا در سوئد، میگوید که در بسیاری از مطالعات بزرگ که روی ارتباط بین بیخوابی و خطر بیماریهای قلبی-عروقی انجام شدهاند، معمولا روی افراد کمی مسنتر که خطر ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها بیشتر است، تمرکز شده است.
به همین دلیل تیم پژوهشی سدرنیز ۱۶ مرد جوان سالم با عادات خواب خوب را به یک آزمایشگاه خواب دعوت کرد- جایی که رژیم غذایی و سطح فعالیت آنها هم بهطور دقیق کنترل میشد.
در یک بررسی، این افراد به مدت سه شب متوالی خواب طبیعی داشتند، اما در بررسی دیگر، آنها هر شب تنها حدود چهار ساعت خوابیدند. متخصصان معمولا توصیه میکنند بزرگسالان شبها بین هفت تا ۹ ساعت بخوابند. بیخوابی میتواند به عملکرد شناختی ضعیفتر، سیستم ایمنی ضعیف، سلامت روانی بدتر و افزایش خطر بروز حوادث، دیابت، چاقی و فشار خون بالا منجر شود.
در طول هر دو بررسی آزمایشی، از شرکتکنندگان صبح و شب نمونه خون گرفته شد. پس از ۳۰ دقیقه ورزش با شدت بالا نیز نمونهگیری خون انجام شد.
آنها حدود ۹۰ پروتئین مختلف را در خون اندازهگیری کردند که بسیاری از این پروتئینها با التهاب مرتبط بودند و سطح آنها پس از شبهای بیخوابی افزایش یافت.
البته التهاب میتواند هم خوب و هم بد باشد، چون التهاب پاسخ شیمیایی طبیعی بدن به یک ماده تحریککننده یا آسیب است، اما التهاب مزمنــ زمانی که واکنش بدن پس از پایان تهدید همچنان ادامه مییابدــ میتواند به رگهای خونی آسیب برساند و خطر حمله قلبی و سکته را افزایش دهد.
سدرنیز میگوید: «جالب بود که سطح این پروتئینها در افراد جوان و سالم، پس از فقط چند شب بیخوابی، افزایش یافت. این نشان میدهد که لازم است بر اهمیت خواب برای سلامت قلبی-عروقی حتی در اوایل زندگی تاکید شود.»
خبر خوب این است که پروتئینهای مرتبط با آثار مثبت ورزش در شرکتکنندگان افزایش یافت، حتی اگر خواب آنها ضعیف بود.
دکتر سدرنیز تاکید کرد: «با این مطالعه، شناخت ما از نقش میزان خواب در سلامت قلبی-عروقی، بیشتر شد. البته مهم است که اشاره کنیم مطالعات نشان دادهاند ورزش فیزیکی میتواند حداقل برخی از آثار منفی کمخوابی را جبران کند، اما این هم مهم است که بدانیم ورزش نمیتواند جایگزین کارکردهای حیاتی خواب برای بدن شود.»
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Just 3 days of this bad habit can increase your risk of heart disease...
Heart disease is the leading cause of death in the US, claiming the lives of about 700,000 Americans each year.
👍5
💢اتفاقی که علم آن را تائید میکند
چرا وقتی ورزش میکنیم، زمان کندتر میگذرد؟
گاهی در هنگام انجام تمرینات ورزشی، حس میکنیم که جلسه تمرینیمان اندازه یک عمر طول میکشد. این تصور از نظر علمی صحت دارد و گویا ورزش کردن میتواند مغز شما را فریب دهد.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حین ورزش احساس کنید که انگار زمان متوقف شده یا تمرینتان پایانناپذیر به نظر میرسد؟ این حسی است که خیلی از ما آن را تجربه کردهایم و جالب اینجاست که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
طبق مطالعهای جدید، در حین فعالیت بدنی شدید، گذر زمان واقعاً کندتر به نظر میرسد؛ به ویژه وقتی که مشغول تمرینات سختی مثل رکاب زدن با دوچرخه ثابت هستید.
در این پژوهش، محققان از ۳۳ شرکتکننده خواستند تا مسیری ۴ کیلومتری را با دوچرخه طی کنند. در نقاط مختلفی از مسیر، از آنها خواسته شد تا زمانی که به نظرشان ۳۰ ثانیه گذشته است را تخمین بزنند. این تخمینها در پنج مرحله از شرکتکنندگان گرفته شد: قبل از شروع، در سه نقطه مختلف از مسیر و پس از اتمام رکابزنی.
شرکتکنندگان این آزمایش را در سه شرایط مختلف انجام دادند:
۱- به صورت انفرادی
۲- با حضور یک "حریف خیالی" غیرفعال
۳- در قالب یک رقابت واقعی
در هر سه حالت، شرکتکنندگان بهطور مداوم زمان ۳۰ ثانیه را کمتر از مقدار واقعی آن تخمین زدند. بهطور متوسط، تخمین آنها ۸ تا ۹ درصد زودتر از زمان واقعی بود؛ این بدان معناست که زمان از دید آنها به شکل قابل توجهی کندتر پیش میرفت.
نکته جالب این بود که این تأثیر صرفنظر از شرایط انجام آزمایش (انفرادی یا رقابتی) ثابت باقی ماند؛ یعنی تفاوتی نمیکرد که فرد تنها رکاب میزد یا در حال حضور در یک رقابت بود؛ در هر حالت، درک زمان توسط آنها مختل شده بود.
درعینحال میزان فشار یا شدت تمرین نیز تأثیر قابل توجهی بر این پدیده نداشت.
این یافتهها سؤالات جالبی را درباره چگونگی پردازش زمان توسط مغز و بدن ما در شرایط استرس فیزیکی مطرح میکند. طبق بررسی محققان، در حین انجام حرکات ورزشی شدید، بدن دچار تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب، تمرکز محدود و خستگی زیادی میشود و همه این عوامل میتوانند برداشت ما از گذر زمان را تغییر دهند.
برای ورزشکاران حرفهای، این اختلال درک زمان میتواند روی تنظیم سرعت (Pacing) نیز تأثیرگذار باشد. خیلی از ورزشکاران سطح بالا و حرفهای برای هماهنگی دقیق با زمان، از تکنیکهای تجسم ذهنی استفاده میکنند؛ چه در لحظه چرخش در استخر و چه هنگام شتاب گرفتن در مسیر دو و میدانی.
اما اگر مغز در حین مسابقه دچار "کشیدگی" یا "فشردگی" زمان شود، حفظ این هماهنگی کار دشواری خواهد بود. البته باید بدانید که زمان بهطور واقعی کند نمیشود و این تنها یک برداشت ذهنی است.
با این وجود، این پدیده سوالات مهمی را درباره نحوه عملکرد مغز تحت فشار شدید ایجاد میکند. همانطور که دانشمندان در حال بررسی عمیقتر نحوه تعامل مغز با جهان بیرونی هستند، ممکن است در آینده بتوانیم درک بهتری از نحوه یادگیری و سازگاری مغز با شرایط مختلف به دست آوریم.
در عین حال این مطالعه سبب خواهد شد تا افرادی که در هنگام ورزش کردن احساس میکنند که زمان برایشان طولانی و سخت میگذرد، متوجه شوند که در این مسیر تنها نیستند و این حس بین تمام افراد مشترک است و در نتیجه شاید با صبوری و پافشاری بیشتری ورزش را به صورت جدی دنبال کنند.
✍️ غزال زیاری
https://bgr.com/science/when-youre-exercising-time-can-actually-feel-like-it-slows-down/
🆔@ScientificDialectics
چرا وقتی ورزش میکنیم، زمان کندتر میگذرد؟
گاهی در هنگام انجام تمرینات ورزشی، حس میکنیم که جلسه تمرینیمان اندازه یک عمر طول میکشد. این تصور از نظر علمی صحت دارد و گویا ورزش کردن میتواند مغز شما را فریب دهد.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حین ورزش احساس کنید که انگار زمان متوقف شده یا تمرینتان پایانناپذیر به نظر میرسد؟ این حسی است که خیلی از ما آن را تجربه کردهایم و جالب اینجاست که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
طبق مطالعهای جدید، در حین فعالیت بدنی شدید، گذر زمان واقعاً کندتر به نظر میرسد؛ به ویژه وقتی که مشغول تمرینات سختی مثل رکاب زدن با دوچرخه ثابت هستید.
در این پژوهش، محققان از ۳۳ شرکتکننده خواستند تا مسیری ۴ کیلومتری را با دوچرخه طی کنند. در نقاط مختلفی از مسیر، از آنها خواسته شد تا زمانی که به نظرشان ۳۰ ثانیه گذشته است را تخمین بزنند. این تخمینها در پنج مرحله از شرکتکنندگان گرفته شد: قبل از شروع، در سه نقطه مختلف از مسیر و پس از اتمام رکابزنی.
شرکتکنندگان این آزمایش را در سه شرایط مختلف انجام دادند:
۱- به صورت انفرادی
۲- با حضور یک "حریف خیالی" غیرفعال
۳- در قالب یک رقابت واقعی
در هر سه حالت، شرکتکنندگان بهطور مداوم زمان ۳۰ ثانیه را کمتر از مقدار واقعی آن تخمین زدند. بهطور متوسط، تخمین آنها ۸ تا ۹ درصد زودتر از زمان واقعی بود؛ این بدان معناست که زمان از دید آنها به شکل قابل توجهی کندتر پیش میرفت.
نکته جالب این بود که این تأثیر صرفنظر از شرایط انجام آزمایش (انفرادی یا رقابتی) ثابت باقی ماند؛ یعنی تفاوتی نمیکرد که فرد تنها رکاب میزد یا در حال حضور در یک رقابت بود؛ در هر حالت، درک زمان توسط آنها مختل شده بود.
درعینحال میزان فشار یا شدت تمرین نیز تأثیر قابل توجهی بر این پدیده نداشت.
این یافتهها سؤالات جالبی را درباره چگونگی پردازش زمان توسط مغز و بدن ما در شرایط استرس فیزیکی مطرح میکند. طبق بررسی محققان، در حین انجام حرکات ورزشی شدید، بدن دچار تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب، تمرکز محدود و خستگی زیادی میشود و همه این عوامل میتوانند برداشت ما از گذر زمان را تغییر دهند.
برای ورزشکاران حرفهای، این اختلال درک زمان میتواند روی تنظیم سرعت (Pacing) نیز تأثیرگذار باشد. خیلی از ورزشکاران سطح بالا و حرفهای برای هماهنگی دقیق با زمان، از تکنیکهای تجسم ذهنی استفاده میکنند؛ چه در لحظه چرخش در استخر و چه هنگام شتاب گرفتن در مسیر دو و میدانی.
اما اگر مغز در حین مسابقه دچار "کشیدگی" یا "فشردگی" زمان شود، حفظ این هماهنگی کار دشواری خواهد بود. البته باید بدانید که زمان بهطور واقعی کند نمیشود و این تنها یک برداشت ذهنی است.
با این وجود، این پدیده سوالات مهمی را درباره نحوه عملکرد مغز تحت فشار شدید ایجاد میکند. همانطور که دانشمندان در حال بررسی عمیقتر نحوه تعامل مغز با جهان بیرونی هستند، ممکن است در آینده بتوانیم درک بهتری از نحوه یادگیری و سازگاری مغز با شرایط مختلف به دست آوریم.
در عین حال این مطالعه سبب خواهد شد تا افرادی که در هنگام ورزش کردن احساس میکنند که زمان برایشان طولانی و سخت میگذرد، متوجه شوند که در این مسیر تنها نیستند و این حس بین تمام افراد مشترک است و در نتیجه شاید با صبوری و پافشاری بیشتری ورزش را به صورت جدی دنبال کنند.
✍️ غزال زیاری
https://bgr.com/science/when-youre-exercising-time-can-actually-feel-like-it-slows-down/
🆔@ScientificDialectics
BGR
When you're exercising, time can actually feel like it slows down
Research shows that it's possible for time to seemingly slow down as the brain responds to intense pressure and situations.
👍7🔥2❤1
💢هسته زمین نشتی پیدا کرده است/ ذخایر عظیم طلا به سطح زمین میآیند؟
تیمی از زمینشناسان با بررسی نمونههای سنگی از جزایر هاوایی شواهدی قوی بهدست آوردهاند که نشان میدهد مواد گرانبهایی چون طلا و رودیم از هسته زمین بهسوی گوشته نشت میکنند. این یافته، نهتنها دیدگاه سنتی درباره انزوای شیمیایی هسته را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند نگاه تازهای به منابع فلزات گرانبها و پویایی درونی زمین ارائه دهد
دلایل زیادی وجود دارد که انسانها در طول تاریخ طلا را ارزشمند دانستهاند؛ این فلز پایدار، چکشخوار، غیرسمی و البته درخشان است. اما یکی از ویژگیهایی که اغلب علت با ارزش بودن طلا به شمار میرود، کمیابی طلا است. این کمیابی چیزی است که طلا را به گزینهای مناسب برای واحد پول تبدیل میکند البته به نظر میرسد که دیگر چنین نخواهد بود. با توجه به کشفی جدید مبنی بر اینکه هسته زمین در حال نشت است، این گزاره حتی نادرستتر هم میشود؛ اما چرا؟
نیلز مسلینگ، زمینشیمیدانی از دانشگاه گوتینگن نویسنده اصلی این پژوهش گفت: «وقتی نخستین نتایج بهدست آمد، متوجه شدیم که بهمعنای واقعی کلمه به طلا رسیدهایم! دادههای ما تأیید کردند که موادی از هسته زمین، از جمله طلا و سایر فلزات گرانبها، به درون گوشته زمین در حال نشت هستند.»
این، قویترین شواهدی است که تاکنون مبنی بر نشت موادی مانند فلزات گرانبها از هسته زمین بهدست آمده و حاصل تحلیل زمینشناختی سنگهای جزایر هاوایی است. در میان عناصر موجود در نمونههای جمعآوریشده از این جزایر آتشفشانی، مسلینگ و همکارانش به کشف شگفتانگیز دیگری هم رسیدند، و آن ایزوتوپ خاصی از عنصر رودیم به نام ¹⁰⁰Ru است.
اما چرا این ایزوتوپ خاص مهم است؟ رودیم فلزی نقرهای-سفید است که در سطح زمین نیز وجود دارد اما همانند طلا، در هسته زمین بهمراتب فراوانتر است. ایزوتوپ ¹⁰⁰Ru حتی ردیابیپذیرتر است: بهگفته تیم پژوهش ترکیب ایزوتوپی رودیمِ مواد پیوستهشده به زمین در مراحل نهایی رشد سیاره تغییر کرده است؛ که به این معناست که ایزوتوپهای رودیم در هسته و گوشته ترکیبهای متفاوتی دارند. بهعبارت سادهتر، اگر در نمونههای سنگی، مقدار ¹⁰⁰Ru بیشتر از حدی باشد که برای پوسته زمین معمول است، نشانهای بسیار خوب از آن است که منشأ این عنصر در واقع هسته زمین بوده است یعنی درست حدود ۳۰۰۰ کیلومتر زیر پای ما!
ماتیاس ویلبولد، استاد همکار در همین دانشگاه و از نویسندگان پژوهش میگوید: «یافتههای ما نهتنها نشان میدهند که هسته زمین آنقدرها هم منزوی نیست، بلکه حالا میتوانیم اثبات کنیم که حجم عظیمی از ماده فوقداغ گوشته صدها کوادریلیون تُن سنگ از مرز هسته و گوشته برخاسته و به سطح زمین میرسند تا جزایری اقیانوسی مانند هاوایی را بسازند.»
البته، هرچند کشف منبعی تازه از طلا و سایر فلزات گرانبها بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، ممکن است در ذهنتان این سؤال شکل بگیرد که مگر این دست روایتها همانهایی نیستند که فیلمهای آخرالزمانی از آن ساخته میشوند؟ آیا باید نگران نشتی هسته زمین باشیم؟ پاسخ، منفی است، حداقل فعلاً چنین نگرانی نخواهیم داشت. به این دلیل ساده که هنوز چیزهای بسیار زیادی در اینباره ناشناخته ماندهاند؛ به عنوان مثال اغلب پرسشهای از قبیل اینکه آیا این نشتی، پدیدهای نادر است یا رایج؟ منشأ آن چیست؟ چه چیزهای دیگری نیز از هسته به بیرون نشت کردهاند؟ هنوز بیپاسخ ماندهاند.
فورست هورتون، زمینشیمیدانی از مؤسسه اقیانوسشناسی وودز هول، که در سال ۲۰۲۳ نیز کشف مشابهی درباره نشت هلیوم از هسته به پوسته زمین داشته، توضیح میدهد: «ما بسیار اندک درباره هسته زمین میدانیم، جز اینکه وجود دارد. بهطور سنتی، تصور میشد که هسته و لایههای بیرونی سیاره (گوشته و پوسته) از نظر زمینشیمیایی منزوی هستند (یعنی مادهای بین آنها جابهجا نمیشود). اما دانشمندان روزبهروز این دیدگاه را به چالش میکشند.» با اینحال، بهجای نگرانی، هورتون این کشف را «هیجانانگیز» دانست و در مصاحبهای گفت این کشف نشان میدهد اعماق زمین از آنچه تصور میکردیم پویاتر هستند.
و البته، جنبههای مثبت هم وجود دارد. باید گفت طلا یک منبع بسیار کاربردی است؛ در الکترونیک، دندانپزشکی، پزشکی و حتی مهندسی فضایی به کار میرود. با اینحال، برای مسلینگ و تیمش، مهمتر از هر چیز، افقهای تازهای است که برای پژوهشهای زمینشناختی گشوده شدهاند. آنها اکنون پرسشهای زیادی پیش رو دارند که باید پاسخ دهند؛به عنوان مثال اینکه «آیا فرآیندهایی که امروز مشاهده میکنیم، در گذشته نیز فعال بودهاند یا نه؟» و پاسخ به آنها نیز هنوز نیاز به اثبات دارد.
✍️ تینا مزدکی
https://www.iflscience.com/the-earths-core-is-leaking-the-result-more-gold-79348
🆔@ScientificDialectics
تیمی از زمینشناسان با بررسی نمونههای سنگی از جزایر هاوایی شواهدی قوی بهدست آوردهاند که نشان میدهد مواد گرانبهایی چون طلا و رودیم از هسته زمین بهسوی گوشته نشت میکنند. این یافته، نهتنها دیدگاه سنتی درباره انزوای شیمیایی هسته را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند نگاه تازهای به منابع فلزات گرانبها و پویایی درونی زمین ارائه دهد
دلایل زیادی وجود دارد که انسانها در طول تاریخ طلا را ارزشمند دانستهاند؛ این فلز پایدار، چکشخوار، غیرسمی و البته درخشان است. اما یکی از ویژگیهایی که اغلب علت با ارزش بودن طلا به شمار میرود، کمیابی طلا است. این کمیابی چیزی است که طلا را به گزینهای مناسب برای واحد پول تبدیل میکند البته به نظر میرسد که دیگر چنین نخواهد بود. با توجه به کشفی جدید مبنی بر اینکه هسته زمین در حال نشت است، این گزاره حتی نادرستتر هم میشود؛ اما چرا؟
نیلز مسلینگ، زمینشیمیدانی از دانشگاه گوتینگن نویسنده اصلی این پژوهش گفت: «وقتی نخستین نتایج بهدست آمد، متوجه شدیم که بهمعنای واقعی کلمه به طلا رسیدهایم! دادههای ما تأیید کردند که موادی از هسته زمین، از جمله طلا و سایر فلزات گرانبها، به درون گوشته زمین در حال نشت هستند.»
این، قویترین شواهدی است که تاکنون مبنی بر نشت موادی مانند فلزات گرانبها از هسته زمین بهدست آمده و حاصل تحلیل زمینشناختی سنگهای جزایر هاوایی است. در میان عناصر موجود در نمونههای جمعآوریشده از این جزایر آتشفشانی، مسلینگ و همکارانش به کشف شگفتانگیز دیگری هم رسیدند، و آن ایزوتوپ خاصی از عنصر رودیم به نام ¹⁰⁰Ru است.
اما چرا این ایزوتوپ خاص مهم است؟ رودیم فلزی نقرهای-سفید است که در سطح زمین نیز وجود دارد اما همانند طلا، در هسته زمین بهمراتب فراوانتر است. ایزوتوپ ¹⁰⁰Ru حتی ردیابیپذیرتر است: بهگفته تیم پژوهش ترکیب ایزوتوپی رودیمِ مواد پیوستهشده به زمین در مراحل نهایی رشد سیاره تغییر کرده است؛ که به این معناست که ایزوتوپهای رودیم در هسته و گوشته ترکیبهای متفاوتی دارند. بهعبارت سادهتر، اگر در نمونههای سنگی، مقدار ¹⁰⁰Ru بیشتر از حدی باشد که برای پوسته زمین معمول است، نشانهای بسیار خوب از آن است که منشأ این عنصر در واقع هسته زمین بوده است یعنی درست حدود ۳۰۰۰ کیلومتر زیر پای ما!
ماتیاس ویلبولد، استاد همکار در همین دانشگاه و از نویسندگان پژوهش میگوید: «یافتههای ما نهتنها نشان میدهند که هسته زمین آنقدرها هم منزوی نیست، بلکه حالا میتوانیم اثبات کنیم که حجم عظیمی از ماده فوقداغ گوشته صدها کوادریلیون تُن سنگ از مرز هسته و گوشته برخاسته و به سطح زمین میرسند تا جزایری اقیانوسی مانند هاوایی را بسازند.»
البته، هرچند کشف منبعی تازه از طلا و سایر فلزات گرانبها بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، ممکن است در ذهنتان این سؤال شکل بگیرد که مگر این دست روایتها همانهایی نیستند که فیلمهای آخرالزمانی از آن ساخته میشوند؟ آیا باید نگران نشتی هسته زمین باشیم؟ پاسخ، منفی است، حداقل فعلاً چنین نگرانی نخواهیم داشت. به این دلیل ساده که هنوز چیزهای بسیار زیادی در اینباره ناشناخته ماندهاند؛ به عنوان مثال اغلب پرسشهای از قبیل اینکه آیا این نشتی، پدیدهای نادر است یا رایج؟ منشأ آن چیست؟ چه چیزهای دیگری نیز از هسته به بیرون نشت کردهاند؟ هنوز بیپاسخ ماندهاند.
فورست هورتون، زمینشیمیدانی از مؤسسه اقیانوسشناسی وودز هول، که در سال ۲۰۲۳ نیز کشف مشابهی درباره نشت هلیوم از هسته به پوسته زمین داشته، توضیح میدهد: «ما بسیار اندک درباره هسته زمین میدانیم، جز اینکه وجود دارد. بهطور سنتی، تصور میشد که هسته و لایههای بیرونی سیاره (گوشته و پوسته) از نظر زمینشیمیایی منزوی هستند (یعنی مادهای بین آنها جابهجا نمیشود). اما دانشمندان روزبهروز این دیدگاه را به چالش میکشند.» با اینحال، بهجای نگرانی، هورتون این کشف را «هیجانانگیز» دانست و در مصاحبهای گفت این کشف نشان میدهد اعماق زمین از آنچه تصور میکردیم پویاتر هستند.
و البته، جنبههای مثبت هم وجود دارد. باید گفت طلا یک منبع بسیار کاربردی است؛ در الکترونیک، دندانپزشکی، پزشکی و حتی مهندسی فضایی به کار میرود. با اینحال، برای مسلینگ و تیمش، مهمتر از هر چیز، افقهای تازهای است که برای پژوهشهای زمینشناختی گشوده شدهاند. آنها اکنون پرسشهای زیادی پیش رو دارند که باید پاسخ دهند؛به عنوان مثال اینکه «آیا فرآیندهایی که امروز مشاهده میکنیم، در گذشته نیز فعال بودهاند یا نه؟» و پاسخ به آنها نیز هنوز نیاز به اثبات دارد.
✍️ تینا مزدکی
https://www.iflscience.com/the-earths-core-is-leaking-the-result-more-gold-79348
🆔@ScientificDialectics
IFLScience
The Earth's Core Is Leaking. The Result: More Gold
There's gold in them thar volcanoes.
👍6🔥1
💢 اپل در چنگال چین؛ وابستگی میلیارد دلاری در سایه تهدیدهای سیاسی
شرکت اپل، نماد فناوری و نوآوری آمریکایی، امروز بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است؛ کشوری که نه تنها بخش عمدهای از تولیدات اپل در آن انجام میشود، بلکه محل تحقق استراتژی موسوم به "فشار اپل" نیز هست. بر اساس کتاب تازه منتشرشده "اپل در چین" نوشته پاتریک مکگی، اپل از آستانه ورشکستگی در سال ۱۹۹۶ به یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان بدل شد، آنهم با اتکا به نیروی کار و زیرساختهای تولیدی چین.
این شرکت که کارخانه خود در کلرادو را به فروش رساند، امروز سالانه ۵۵ میلیارد دلار در چین هزینه میکند و متعهد شده تا سال ۲۰۲۷، ۲۷۵ میلیارد دلار دیگر در این کشور سرمایهگذاری کند. این وابستگی چنان عمیق شده که اپل برای رضایت پکن، ۶۷۴ اپلیکیشن VPN و حتی نرمافزار روزنامه نیویورک تایمز را از نسخه چینی اپاستور حذف کرده است.
در حالیکه اپل سعی دارد با سرمایهگذاری در هند و آمریکا – که وعده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آن را داده – زنجیره تأمین خود را متنوع کند، اما هنوز بخش اعظم آیفونها در چین تولید میشود. اکنون با تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات آیفونهای خارج از آمریکا، ریسکهای سیاسی این وابستگی بیشتر از همیشه به چشم میآید.
https://foreignpolicy.com/2025/05/23/apple-china-foxconn-factories/
🆔@ScientificDialectics
شرکت اپل، نماد فناوری و نوآوری آمریکایی، امروز بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است؛ کشوری که نه تنها بخش عمدهای از تولیدات اپل در آن انجام میشود، بلکه محل تحقق استراتژی موسوم به "فشار اپل" نیز هست. بر اساس کتاب تازه منتشرشده "اپل در چین" نوشته پاتریک مکگی، اپل از آستانه ورشکستگی در سال ۱۹۹۶ به یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان بدل شد، آنهم با اتکا به نیروی کار و زیرساختهای تولیدی چین.
این شرکت که کارخانه خود در کلرادو را به فروش رساند، امروز سالانه ۵۵ میلیارد دلار در چین هزینه میکند و متعهد شده تا سال ۲۰۲۷، ۲۷۵ میلیارد دلار دیگر در این کشور سرمایهگذاری کند. این وابستگی چنان عمیق شده که اپل برای رضایت پکن، ۶۷۴ اپلیکیشن VPN و حتی نرمافزار روزنامه نیویورک تایمز را از نسخه چینی اپاستور حذف کرده است.
در حالیکه اپل سعی دارد با سرمایهگذاری در هند و آمریکا – که وعده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آن را داده – زنجیره تأمین خود را متنوع کند، اما هنوز بخش اعظم آیفونها در چین تولید میشود. اکنون با تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات آیفونهای خارج از آمریکا، ریسکهای سیاسی این وابستگی بیشتر از همیشه به چشم میآید.
https://foreignpolicy.com/2025/05/23/apple-china-foxconn-factories/
🆔@ScientificDialectics
Foreign Policy
How China Captured Apple
A giant firm and a superpower have become deeply entangled.
👏3👍1🎉1
💢شکارچی سهچشمی دوران کامبرین: جانوری باستانی با ویژگیهایی فراتر از تصور
چطور جانوری بهاندازهٔ انگشت انسان، انقلابی در درک ما از خاستگاه بندپایان به پا کرد؟
تصور کن به گذشتهای دورتر از هر عصر شناختهشده بازمیگردیم؛ به اقیانوسی ناشناخته، جایی که موجوداتی شگفتانگیز با چشمانی درخشان در تاریکی کمنور شنا میکنند. در میان این جانوران، موجودی عجیب با سه چشم، آروارهای دایرهای با دندانهایی ریز، و پنجههایی تیغدار کمین کرده است. نام او «موسورا» (Mosura fentoni) است؛ جانوری که در دورهٔ کامبرین، بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش، در دریاهای زمین شکار میکرد.
موسورا عضوی از گروه منقرضشدهای بهنام «رادیودونتها» (Radiodonts) بود، نزدیکخویشان دوردست بندپایان امروزی مانند حشرات، عنکبوتها و خرچنگها. این جانور کوچک با طولی بهاندازهٔ انگشت انسان، از نظر ساختاری پیچیدهتر از بسیاری از همعصران خود بود. وجود سه چشم، دهان حلقوی با ردیفهایی از دندان، اندامهای تنفسی در انتهای بدن و سیستم عصبی و گردش خون قابلمشاهده در فسیلها، آن را به یک مورد نادر و اسرارآمیز تبدیل کرده است.
پژوهشگران موزه مانیتوبا و موزه سلطنتی انتاریو با بررسی ۶۱ نمونهٔ فسیلی از موسورا در منطقهٔ «شیل برگس» (Burgess Shale) موفق شدند تصویری دقیق و علمی از این شکارچی کوچک بسازند. بررسی دقیق این فسیلها، درکی نو از تکامل سیستمهای بدن بندپایان اولیه را ممکن کرد. این مقاله سفری است به دنیای دوردست زیستشناسی باستان، جایی که کوچکترین شکارچیان، نقشهای بزرگی در تحول زندگی ایفا میکردند.
شیل برگس و کشف یک شگفتی چندصد میلیون ساله
منطقهٔ «شیل برگس» در کانادا، یکی از استثناییترین مکانهای فسیلی روی زمین است که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش شکل گرفت. این منطقه بخشی از پدیدهای بهنام «لاگراشتته» (Lagerstätte) است؛ بستری فسیلی که در آن نهفقط استخوانها، بلکه جزئیات بافت نرم، اندامهای داخلی و حتی اعصاب و عروق نیز حفظ شدهاند. در دورهای که بیشتر جانوران تنها با پوست ضخیم یا صدف زنده بودند، این بستر گلآلود توانست تصویری بینظیر از موجوداتی خلق کند که امروز دیگر وجود ندارند.
در دل این گنجینهٔ زمینشناسی، فسیلهایی از موسورا کشف شد که بدن آن شامل ۲۶ قطعهٔ بدنی (segmented body)، سه چشم برجسته، پنجههای شکارگر و بالههای شنا بود. بر خلاف اندازهٔ کوچک آن، پیچیدگی ساختاریاش دانشمندان را شگفتزده کرد. از میان این ویژگیها، یکی از نکات خاص، ۱۶ قطعهٔ پشتی با ردیفهایی از آبششها در انتهای بدن بود که شباهتی تکاملی به ناحیهٔ دُمی بندپایان امروزی مثل خرچنگنعلاسبی، شپشچوبی و حشرات دارد.
پژوهشگر اصلی، جو مویسیوک (Joe Moysiuk)، میگوید: «وجود این ساختارها، نشانگر همگرایی تکاملی (evolutionary convergence) میان موسورا و جانوران امروزی است که اندامهای تنفسیشان نیز در انتهای بدن قرار دارد. چنین پدیدههایی به ما نشان میدهند که تکامل، در مسیرهای مشابه، پاسخهای مشابهی برای چالشهای بقاء مییابد.»
ساختار عصبی، گردش خون و تنفس در بدن موسورا
یکی از جذابترین یافتهها دربارهٔ موسورا، حفظ کمنظیر ساختارهای درونی بدن او در فسیلها بود. برخلاف بیشتر فسیلها که تنها اسکلت بیرونی یا اندام سخت را حفظ میکنند، در این مورد، بافتهای نرم نظیر اعصاب، دستگاه گوارش، و سیستم گردش خون نیز بهخوبی باقی مانده بودند. پژوهشگران توانستند مسیرهای عصبی منتهی به چشمهای جانور را شناسایی کنند که نشاندهندهٔ فرآیند پردازش تصویری شبیه به بندپایان امروزی است.
سیستم گردش خون موسورا نیز خاص و بسیار متفاوت از مهرهداران بود. برخلاف موجوداتی که دارای رگهای بستهاند، موسورا سیستم «گردش خون باز» (open circulatory system) داشت، همانگونه که در حشرات، عنکبوتها و سختپوستان میبینیم. در این ساختار، خون یا «هِمولنف» (hemolymph) بهطور مستقیم وارد حفرههایی بهنام «لَکوئه» (lacunae) میشود و درون بدن، پیرامون اندامها میچرخد.
این لکوئهها در بدن موسورا بهقدری خوب حفظ شدهاند که در فسیلها مانند لکههای براق در بالهها دیده میشوند. همین مسئله به پژوهشگران امکان داده تا ویژگیهایی را که پیشتر در فسیلهای دیگر دیده بودند اما مبهم باقی مانده بودند، با اطمینان بیشتری تفسیر کنند. جالب آنکه، لکوئهها تا درون بالههای شناور موسورا امتداد مییافتند؛ ساختاری که نشان میدهد این بالهها نقشی دوگانه در حرکت و تبادل مواد ایفا میکردهاند.
چطور جانوری بهاندازهٔ انگشت انسان، انقلابی در درک ما از خاستگاه بندپایان به پا کرد؟
تصور کن به گذشتهای دورتر از هر عصر شناختهشده بازمیگردیم؛ به اقیانوسی ناشناخته، جایی که موجوداتی شگفتانگیز با چشمانی درخشان در تاریکی کمنور شنا میکنند. در میان این جانوران، موجودی عجیب با سه چشم، آروارهای دایرهای با دندانهایی ریز، و پنجههایی تیغدار کمین کرده است. نام او «موسورا» (Mosura fentoni) است؛ جانوری که در دورهٔ کامبرین، بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش، در دریاهای زمین شکار میکرد.
موسورا عضوی از گروه منقرضشدهای بهنام «رادیودونتها» (Radiodonts) بود، نزدیکخویشان دوردست بندپایان امروزی مانند حشرات، عنکبوتها و خرچنگها. این جانور کوچک با طولی بهاندازهٔ انگشت انسان، از نظر ساختاری پیچیدهتر از بسیاری از همعصران خود بود. وجود سه چشم، دهان حلقوی با ردیفهایی از دندان، اندامهای تنفسی در انتهای بدن و سیستم عصبی و گردش خون قابلمشاهده در فسیلها، آن را به یک مورد نادر و اسرارآمیز تبدیل کرده است.
پژوهشگران موزه مانیتوبا و موزه سلطنتی انتاریو با بررسی ۶۱ نمونهٔ فسیلی از موسورا در منطقهٔ «شیل برگس» (Burgess Shale) موفق شدند تصویری دقیق و علمی از این شکارچی کوچک بسازند. بررسی دقیق این فسیلها، درکی نو از تکامل سیستمهای بدن بندپایان اولیه را ممکن کرد. این مقاله سفری است به دنیای دوردست زیستشناسی باستان، جایی که کوچکترین شکارچیان، نقشهای بزرگی در تحول زندگی ایفا میکردند.
شیل برگس و کشف یک شگفتی چندصد میلیون ساله
منطقهٔ «شیل برگس» در کانادا، یکی از استثناییترین مکانهای فسیلی روی زمین است که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش شکل گرفت. این منطقه بخشی از پدیدهای بهنام «لاگراشتته» (Lagerstätte) است؛ بستری فسیلی که در آن نهفقط استخوانها، بلکه جزئیات بافت نرم، اندامهای داخلی و حتی اعصاب و عروق نیز حفظ شدهاند. در دورهای که بیشتر جانوران تنها با پوست ضخیم یا صدف زنده بودند، این بستر گلآلود توانست تصویری بینظیر از موجوداتی خلق کند که امروز دیگر وجود ندارند.
در دل این گنجینهٔ زمینشناسی، فسیلهایی از موسورا کشف شد که بدن آن شامل ۲۶ قطعهٔ بدنی (segmented body)، سه چشم برجسته، پنجههای شکارگر و بالههای شنا بود. بر خلاف اندازهٔ کوچک آن، پیچیدگی ساختاریاش دانشمندان را شگفتزده کرد. از میان این ویژگیها، یکی از نکات خاص، ۱۶ قطعهٔ پشتی با ردیفهایی از آبششها در انتهای بدن بود که شباهتی تکاملی به ناحیهٔ دُمی بندپایان امروزی مثل خرچنگنعلاسبی، شپشچوبی و حشرات دارد.
پژوهشگر اصلی، جو مویسیوک (Joe Moysiuk)، میگوید: «وجود این ساختارها، نشانگر همگرایی تکاملی (evolutionary convergence) میان موسورا و جانوران امروزی است که اندامهای تنفسیشان نیز در انتهای بدن قرار دارد. چنین پدیدههایی به ما نشان میدهند که تکامل، در مسیرهای مشابه، پاسخهای مشابهی برای چالشهای بقاء مییابد.»
ساختار عصبی، گردش خون و تنفس در بدن موسورا
یکی از جذابترین یافتهها دربارهٔ موسورا، حفظ کمنظیر ساختارهای درونی بدن او در فسیلها بود. برخلاف بیشتر فسیلها که تنها اسکلت بیرونی یا اندام سخت را حفظ میکنند، در این مورد، بافتهای نرم نظیر اعصاب، دستگاه گوارش، و سیستم گردش خون نیز بهخوبی باقی مانده بودند. پژوهشگران توانستند مسیرهای عصبی منتهی به چشمهای جانور را شناسایی کنند که نشاندهندهٔ فرآیند پردازش تصویری شبیه به بندپایان امروزی است.
سیستم گردش خون موسورا نیز خاص و بسیار متفاوت از مهرهداران بود. برخلاف موجوداتی که دارای رگهای بستهاند، موسورا سیستم «گردش خون باز» (open circulatory system) داشت، همانگونه که در حشرات، عنکبوتها و سختپوستان میبینیم. در این ساختار، خون یا «هِمولنف» (hemolymph) بهطور مستقیم وارد حفرههایی بهنام «لَکوئه» (lacunae) میشود و درون بدن، پیرامون اندامها میچرخد.
این لکوئهها در بدن موسورا بهقدری خوب حفظ شدهاند که در فسیلها مانند لکههای براق در بالهها دیده میشوند. همین مسئله به پژوهشگران امکان داده تا ویژگیهایی را که پیشتر در فسیلهای دیگر دیده بودند اما مبهم باقی مانده بودند، با اطمینان بیشتری تفسیر کنند. جالب آنکه، لکوئهها تا درون بالههای شناور موسورا امتداد مییافتند؛ ساختاری که نشان میدهد این بالهها نقشی دوگانه در حرکت و تبادل مواد ایفا میکردهاند.
👍3🥰1
چرا موسورا متفاوت بود؟ نگاهی به ساختار تنفسی و سبک زندگی
موسورا با داشتن اندامهای تنفسی گسترده در انتهای بدن، ساختاری داشت که در میان دیگر رادیودونتها منحصربهفرد بهنظر میرسید. این ویژگی نشاندهندهٔ سازگاری خاصی با محیط زیستی متفاوت یا سبک تغذیهای ویژه است. شاید این شکارچی کوچک در نواحی کماکسیژن یا عمیقتر زندگی میکرده، جایی که نیاز به ظرفیت بالاتری برای تبادل گازها داشته است. یا ممکن است که شیوهٔ شکار آن، مثل تعقیب فعال یا حمله ناگهانی، نیازمند متابولیسم بالا و تنفس قویتر بوده باشد.
هرچند هنوز پاسخ قطعی برای این پرسشها وجود ندارد، اما آنچه مسلم است، تنوع استراتژیهای زیستی در همان آغاز حیات پیچیده بر روی زمین است. موسورا، با آنکه فقط چند سانتیمتر طول داشت، نمونهای استثنایی از تواناییهای تطبیقی زیستی است. ساختار بدنیاش، ترکیبی از هوشمندی تکاملی و پیچیدگی کارکردی را به نمایش میگذارد که به دانش ما دربارهٔ منشأ بندپایان نوری تازه میتاباند.
میراث تکاملی یک شکارچی کوچک
رادیودونتها نخستین شاخهٔ مستقل بندپایان بودند که در درخت تکامل جانوری انشعاب یافتند. بنابراین، بررسی دقیق آنها میتواند در شناخت ویژگیهای اجدادی حشرات، سختپوستان و دیگر بندپایان بسیار کلیدی باشد. موسورا نشان داد که تنوع در این گروه منقرضشده بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که پیشتر تصور میشد.
ژان-برنار کارون (Jean-Bernard Caron)، یکی از نویسندگان این پژوهش، در اینباره میگوید: «فسیلهای موسورا شگفتانگیزند. ما توانستیم حتی مسیرهای عصبی چشمها را ببینیم. این سطح از جزئیات در کمتر سایتی در جهان یافت میشود.»
اکنون، به کمک این فسیلها، درکی نو از ساختارهای اولیهای که در نهایت به شکلگیری حیوانات آشنای امروزی انجامید، بهدست آمده است. موسورا نه فقط یک شکارچی ماقبلتاریخ، بلکه یک سند زنده از هوش طبیعت در طراحی ارگانیسمهای پیچیده و سازگار است.
جمعبندی
موسورا، شکارچی سهچشمی دوران کامبرین، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای فسیلی کشفشده از حیات اولیه زمین است. ساختارهای پیچیدهٔ بدنی، از جمله سیستم عصبی و گردش خون باز، ما را با سازوکارهای تکاملی در نخستین بندپایان آشنا میکند. بررسی این جانور، به فهم عمیقتری از تنوع زیستی در آغاز حیات پیچیده کمک کرده است. موسورا با وجود اندازهٔ کوچک، اثری بزرگ بر درک ما از سیر تکاملی برجای گذاشته است.
چرا شکارچیان ریزنقش ماقبلتاریخ، کلید درک آیندهٔ زیستشناسیاند؟
مطالعهٔ موجوداتی مانند موسورا به ما نشان میدهد که برای درک روندهای بزرگ تکامل، گاهی باید به جزئیترین فسیلها و قدیمیترین نشانههای زندگی چشم بدوزیم. این جانوران کوچک، رازهایی بزرگ دربارهٔ شکلگیری حیات پیچیده، مسیرهای تطبیقی، و ساختارهای اولیهٔ زیستی در خود نهفته دارند. وقتی تکامل از یک شکارچی انگشتی آغاز شد، چه چیزهایی را میتوان دربارهٔ سرنوشت گونهٔ ما حدس زد؟
سؤالات رایج دربارهٔ موسورا و شکارچیان دوران کامبرین
موسورا چه نوع جانوری بود و در چه دورهای زندگی میکرد؟موسورا یک شکارچی کوچک از گروه رادیودونتها بود که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش در دورهٔ کامبرین میزیست.ویژگی منحصربهفرد موسورا نسبت به سایر فسیلها چه بود؟فسیلهای موسورا شامل جزئیات بسیار دقیق مانند سیستم عصبی، گردش خون باز و ساختار تنفسی انتهای بدن هستند.چرا موسورا برای دانشمندان اهمیت دارد؟این فسیلها به فهم تکامل بندپایان اولیه و شکلگیری ساختارهای زیستی در جانوران امروزی کمک میکنند.موسورا چگونه تنفس میکرد؟این جاندار دارای آبششهایی در ۱۶ قطعهٔ پشتی بدن بود که نشاندهندهٔ عملکرد تنفسی پیچیدهای مانند خرچنگنعلاسبی امروزی است.چه چیزی در مورد سیستم گردش خون موسورا جالب بود؟او از سیستم گردش خون باز بهره میبرد و ساختارهای لکوئهای در بدنش نشان میدادند که خون بدون رگ در بدن پخش میشد.
✍️ علیرضا مجیدی یک پزشک
منبع: Royal Society Open Science
🆔@ScientificDialectics
موسورا با داشتن اندامهای تنفسی گسترده در انتهای بدن، ساختاری داشت که در میان دیگر رادیودونتها منحصربهفرد بهنظر میرسید. این ویژگی نشاندهندهٔ سازگاری خاصی با محیط زیستی متفاوت یا سبک تغذیهای ویژه است. شاید این شکارچی کوچک در نواحی کماکسیژن یا عمیقتر زندگی میکرده، جایی که نیاز به ظرفیت بالاتری برای تبادل گازها داشته است. یا ممکن است که شیوهٔ شکار آن، مثل تعقیب فعال یا حمله ناگهانی، نیازمند متابولیسم بالا و تنفس قویتر بوده باشد.
هرچند هنوز پاسخ قطعی برای این پرسشها وجود ندارد، اما آنچه مسلم است، تنوع استراتژیهای زیستی در همان آغاز حیات پیچیده بر روی زمین است. موسورا، با آنکه فقط چند سانتیمتر طول داشت، نمونهای استثنایی از تواناییهای تطبیقی زیستی است. ساختار بدنیاش، ترکیبی از هوشمندی تکاملی و پیچیدگی کارکردی را به نمایش میگذارد که به دانش ما دربارهٔ منشأ بندپایان نوری تازه میتاباند.
میراث تکاملی یک شکارچی کوچک
رادیودونتها نخستین شاخهٔ مستقل بندپایان بودند که در درخت تکامل جانوری انشعاب یافتند. بنابراین، بررسی دقیق آنها میتواند در شناخت ویژگیهای اجدادی حشرات، سختپوستان و دیگر بندپایان بسیار کلیدی باشد. موسورا نشان داد که تنوع در این گروه منقرضشده بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که پیشتر تصور میشد.
ژان-برنار کارون (Jean-Bernard Caron)، یکی از نویسندگان این پژوهش، در اینباره میگوید: «فسیلهای موسورا شگفتانگیزند. ما توانستیم حتی مسیرهای عصبی چشمها را ببینیم. این سطح از جزئیات در کمتر سایتی در جهان یافت میشود.»
اکنون، به کمک این فسیلها، درکی نو از ساختارهای اولیهای که در نهایت به شکلگیری حیوانات آشنای امروزی انجامید، بهدست آمده است. موسورا نه فقط یک شکارچی ماقبلتاریخ، بلکه یک سند زنده از هوش طبیعت در طراحی ارگانیسمهای پیچیده و سازگار است.
جمعبندی
موسورا، شکارچی سهچشمی دوران کامبرین، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای فسیلی کشفشده از حیات اولیه زمین است. ساختارهای پیچیدهٔ بدنی، از جمله سیستم عصبی و گردش خون باز، ما را با سازوکارهای تکاملی در نخستین بندپایان آشنا میکند. بررسی این جانور، به فهم عمیقتری از تنوع زیستی در آغاز حیات پیچیده کمک کرده است. موسورا با وجود اندازهٔ کوچک، اثری بزرگ بر درک ما از سیر تکاملی برجای گذاشته است.
چرا شکارچیان ریزنقش ماقبلتاریخ، کلید درک آیندهٔ زیستشناسیاند؟
مطالعهٔ موجوداتی مانند موسورا به ما نشان میدهد که برای درک روندهای بزرگ تکامل، گاهی باید به جزئیترین فسیلها و قدیمیترین نشانههای زندگی چشم بدوزیم. این جانوران کوچک، رازهایی بزرگ دربارهٔ شکلگیری حیات پیچیده، مسیرهای تطبیقی، و ساختارهای اولیهٔ زیستی در خود نهفته دارند. وقتی تکامل از یک شکارچی انگشتی آغاز شد، چه چیزهایی را میتوان دربارهٔ سرنوشت گونهٔ ما حدس زد؟
سؤالات رایج دربارهٔ موسورا و شکارچیان دوران کامبرین
موسورا چه نوع جانوری بود و در چه دورهای زندگی میکرد؟موسورا یک شکارچی کوچک از گروه رادیودونتها بود که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش در دورهٔ کامبرین میزیست.ویژگی منحصربهفرد موسورا نسبت به سایر فسیلها چه بود؟فسیلهای موسورا شامل جزئیات بسیار دقیق مانند سیستم عصبی، گردش خون باز و ساختار تنفسی انتهای بدن هستند.چرا موسورا برای دانشمندان اهمیت دارد؟این فسیلها به فهم تکامل بندپایان اولیه و شکلگیری ساختارهای زیستی در جانوران امروزی کمک میکنند.موسورا چگونه تنفس میکرد؟این جاندار دارای آبششهایی در ۱۶ قطعهٔ پشتی بدن بود که نشاندهندهٔ عملکرد تنفسی پیچیدهای مانند خرچنگنعلاسبی امروزی است.چه چیزی در مورد سیستم گردش خون موسورا جالب بود؟او از سیستم گردش خون باز بهره میبرد و ساختارهای لکوئهای در بدنش نشان میدادند که خون بدون رگ در بدن پخش میشد.
✍️ علیرضا مجیدی یک پزشک
منبع: Royal Society Open Science
🆔@ScientificDialectics
Royal Society Open Science
Early evolvability in arthropod tagmosis exemplified by a new radiodont from the Burgess Shale | Royal Society Open Science
Much diversity in arthropod form is the result of variation in the number and differentiation
of segments (tagmosis). Fossil evidence to date has suggested that the earliest-diverging
arthropods, the radiodonts, exhibited comparatively limited variability…
of segments (tagmosis). Fossil evidence to date has suggested that the earliest-diverging
arthropods, the radiodonts, exhibited comparatively limited variability…
👍3🥰1
💢روانآزارها جذابتر به نظر میرسند
افراد روانآزار میتوانند بسیار جذاب و اجتماعی باشند و افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند
افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک ممکن است نه تنها بیاحساس، خودمحور و ماهر در فریب دیگران باشند، بلکه بر اساس پژوهشی جدید، ممکن است قابل اعتماد نیز به نظر برسند زیرا ظاهرشان میتواند غریزه شناختی ما را از کار بیندازد.
به گزارش نیوزویک، این پژوهش که در نشریه «تفاوتهای شخصیتی و فردی» (Personality and Individual Differences) منتشر شده، بررسی کرده است که افراد چگونه بر اساس چهره میزان قابلاعتمادی غریبهها را ارزیابی میکنند. پژوهشگران دریافتند افرادی که سطوح بالایی از ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت»ــ خودشیفتگی، روانآزاری و ماکیاولیسمــ را دارند پیوسته قابلاعتمادتر ارزیابی شدند.
اما چرا؟ پاسخ در ظاهر نهفته است. افرادی دارای خصیصههای مثلث تاریک شخصیت معمولا از نظر ظاهری جذابتر دیده میشوندــ و این تصور در برداشت دیگران از میزان قابلاعتماد بودن آنها بهشدت تاثیر میگذارد.
در این مطالعه که چهار آزمایش با نزدیک به ۶۰۰ شرکتکننده را شامل میشد، افرادی که نمرات بالایی در ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت» دارند، مدام امتیازهای بالاتری از نظر قابلاعتماد بودن دریافت کردند.
نتایج این تحقیق به پدیدهای به نام «اثر هالهای» برمیگرددــ یک سوگیری شناختی که افراد جذابیت ظاهری را با ویژگیهایی مثبت مانند صداقت یا شایستگی مرتبط میدانند.
روانآزاری که با فقدان همدلی و تکانشگری شناخته میشود، ممکن است در نگاه اول باعث بیاعتمادی شود، اما در عمل، افراد دارای این ویژگی میتوانند بسیار جذاب و از نظر اجتماعی راهبردی باشند. به همین ترتیب، افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند، در حالی که افراد ماکیاولیگرا در خواندن نشانههای اجتماعی و دستکاری برداشتها مهارت دارند. یافتههای پژوهش جدید نشان داد که این ویژگیها ممکن است در حالات چهره و ظاهر فیزیکی افراد تاثیر بگذارد و جذابیتشان را، بهویژه در برخوردهای کوتاه، افزایش دهد.
حتی با در نظر گرفتن صفاتی مانند سلطهگری، برونگرایی و جذابیت کلی، باز هم چهره این افراد اعتماد بیشتری برمیانگیزد، که نشان میدهد ویژگیهای چهره تاثیری منحصربهفرد در جلب اعتماد دارند.
جیسون واکر، استاد روانشناسی از دانشگاه آدلر شیکاگو، در گفتوگو با نیوزویک گفت انسان از نظر روانشناختی جذابیت را با اعتماد توام میداند. این موضوع زمانی خطرناک میشود که با شخصیتهای مثلث تاریک تلاقی کند، چرا که آنها این موضوع را میدانند و از آن سوءاستفاده میکنند.
او افزود این افراد استاد نمایشاند و میدانند چطور ظاهر یک همتیمی ایدهآل یا رهبری آیندهنگر را به خود بگیرند، در حالی که در واقع در حال تثبیت قدرت و دستکاری برداشت و دیدگاه دیگراناند.
این یافتهها ممکن است توضیح دهد که چرا افرادی با ویژگیهای شخصیتی تاریک اغلب بهسرعت در نقشهای رهبری رشد میکنند یا دستکم در کوتاهمدت تاثیر اجتماعی بالایی دارند.
فراتر از روانشناسی، این موضوع در فرهنگ عامه نیز بازتاب دارد. از قاتلان زنجیرهای همچون تد باندی و جفری دامر که افرادی کاریزماتیک توصیف شدهاند، تا شخصیت ساختگی و محبوب جو گلدبرگ در سریال «تو» (YOU)، جامعه اغلب به افرادی جذب میشود که ظاهر فریبنده و باطنی تاریک دارند.
با این حال، محققان هشدار میدهند نباید به قضاوت بر اساس ظاهر بیش از اندازه اعتماد کرد. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد افراد میتوانند خودشیفتگی و روانآزاری در مردان را تا حدی از روی چهره تشخیص دهند، اما در شناسایی روانآزاری در زنان یا ویژگی ماکیاولیگری موفق نیستند.
در مجموع، برداشت ما از جذابیت یا اعتماد که به ظاهر گره خورده، ممکن است توضیح دهد که چرا افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک میتوانند ابتدا اعتماد دیگران را جلب کنند، و بیننده نمیتواند آگاهانه چیزی نگرانکننده را تشخیص دهد.
🆔@ScientificDialectics
افراد روانآزار میتوانند بسیار جذاب و اجتماعی باشند و افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند
افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک ممکن است نه تنها بیاحساس، خودمحور و ماهر در فریب دیگران باشند، بلکه بر اساس پژوهشی جدید، ممکن است قابل اعتماد نیز به نظر برسند زیرا ظاهرشان میتواند غریزه شناختی ما را از کار بیندازد.
به گزارش نیوزویک، این پژوهش که در نشریه «تفاوتهای شخصیتی و فردی» (Personality and Individual Differences) منتشر شده، بررسی کرده است که افراد چگونه بر اساس چهره میزان قابلاعتمادی غریبهها را ارزیابی میکنند. پژوهشگران دریافتند افرادی که سطوح بالایی از ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت»ــ خودشیفتگی، روانآزاری و ماکیاولیسمــ را دارند پیوسته قابلاعتمادتر ارزیابی شدند.
اما چرا؟ پاسخ در ظاهر نهفته است. افرادی دارای خصیصههای مثلث تاریک شخصیت معمولا از نظر ظاهری جذابتر دیده میشوندــ و این تصور در برداشت دیگران از میزان قابلاعتماد بودن آنها بهشدت تاثیر میگذارد.
در این مطالعه که چهار آزمایش با نزدیک به ۶۰۰ شرکتکننده را شامل میشد، افرادی که نمرات بالایی در ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت» دارند، مدام امتیازهای بالاتری از نظر قابلاعتماد بودن دریافت کردند.
نتایج این تحقیق به پدیدهای به نام «اثر هالهای» برمیگرددــ یک سوگیری شناختی که افراد جذابیت ظاهری را با ویژگیهایی مثبت مانند صداقت یا شایستگی مرتبط میدانند.
روانآزاری که با فقدان همدلی و تکانشگری شناخته میشود، ممکن است در نگاه اول باعث بیاعتمادی شود، اما در عمل، افراد دارای این ویژگی میتوانند بسیار جذاب و از نظر اجتماعی راهبردی باشند. به همین ترتیب، افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند، در حالی که افراد ماکیاولیگرا در خواندن نشانههای اجتماعی و دستکاری برداشتها مهارت دارند. یافتههای پژوهش جدید نشان داد که این ویژگیها ممکن است در حالات چهره و ظاهر فیزیکی افراد تاثیر بگذارد و جذابیتشان را، بهویژه در برخوردهای کوتاه، افزایش دهد.
حتی با در نظر گرفتن صفاتی مانند سلطهگری، برونگرایی و جذابیت کلی، باز هم چهره این افراد اعتماد بیشتری برمیانگیزد، که نشان میدهد ویژگیهای چهره تاثیری منحصربهفرد در جلب اعتماد دارند.
جیسون واکر، استاد روانشناسی از دانشگاه آدلر شیکاگو، در گفتوگو با نیوزویک گفت انسان از نظر روانشناختی جذابیت را با اعتماد توام میداند. این موضوع زمانی خطرناک میشود که با شخصیتهای مثلث تاریک تلاقی کند، چرا که آنها این موضوع را میدانند و از آن سوءاستفاده میکنند.
او افزود این افراد استاد نمایشاند و میدانند چطور ظاهر یک همتیمی ایدهآل یا رهبری آیندهنگر را به خود بگیرند، در حالی که در واقع در حال تثبیت قدرت و دستکاری برداشت و دیدگاه دیگراناند.
این یافتهها ممکن است توضیح دهد که چرا افرادی با ویژگیهای شخصیتی تاریک اغلب بهسرعت در نقشهای رهبری رشد میکنند یا دستکم در کوتاهمدت تاثیر اجتماعی بالایی دارند.
فراتر از روانشناسی، این موضوع در فرهنگ عامه نیز بازتاب دارد. از قاتلان زنجیرهای همچون تد باندی و جفری دامر که افرادی کاریزماتیک توصیف شدهاند، تا شخصیت ساختگی و محبوب جو گلدبرگ در سریال «تو» (YOU)، جامعه اغلب به افرادی جذب میشود که ظاهر فریبنده و باطنی تاریک دارند.
با این حال، محققان هشدار میدهند نباید به قضاوت بر اساس ظاهر بیش از اندازه اعتماد کرد. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد افراد میتوانند خودشیفتگی و روانآزاری در مردان را تا حدی از روی چهره تشخیص دهند، اما در شناسایی روانآزاری در زنان یا ویژگی ماکیاولیگری موفق نیستند.
در مجموع، برداشت ما از جذابیت یا اعتماد که به ظاهر گره خورده، ممکن است توضیح دهد که چرا افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک میتوانند ابتدا اعتماد دیگران را جلب کنند، و بیننده نمیتواند آگاهانه چیزی نگرانکننده را تشخیص دهد.
🆔@ScientificDialectics
Newsweek
Psychopaths are more attractive, study warns
People who displayed traits like narcissism, psychopathy and Machiavellianism were consistently seen as more attractive by the public.
👍4👏1🙏1
💢داروهای کاهش وزن ممکن است خطر ابتلا به سرطان را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهند
از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه
نتایج مطالعهای جدید نشان میدهد که داروهای معروف کاهش وزن مانند ویگووی، اوزمپیک و زپباند ممکن است خطر برخی از سرطانها را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهند. از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه.
بهگزارش اسوشیتدپرس، محققان در این مطالعه سوابق پزشکی ۱۷۰ هزار بیمار آمریکایی را بررسی کردند و نتیجه گرفتند افرادی که داروهای کاهش وزن مصرف کرده بودند، از افرادی که داروهای دیابت فاقد اثر کاهش وزن، مانند سیتاگلیپتین استفاده کرده بودند، کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی بودند.
البته این یک مطالعه مشاهدهای است و یک رابطه علت و معلولی قطعی را اثبات نمیکند، اما نتایج بهدستآمده ارزش بررسی بیشتر را دارد، زیرا تاکنون بیش از دوازده نوع سرطان مرتبط با چاقی شناسایی شده است.
دکتر ارنست هاوک از مرکز سرطان «دکتر اندرسون» (MD Anderson) در هیوستون، که در این مطالعه نقشی نداشت، گفت: «این یافتهها زنگ بیدارباشی برای دانشمندان و محققان بالینی است تا در این حوزه تحقیق بیشتری انجام دهند و این فرضیه را تایید یا رد کنند.»
این نتایج روز پنجشنبه در انجمن انکولوژی بالینی آمریکا منتشر شد و قرار است در نشست سالانه این انجمن در شیکاگو به بحث گذاشته شود. این تحقیق با حمایت موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) و به رهبری لوکاس ماوروماتیس، دانشجوی پزشکی دانشگاه نیویورک، انجام شده است.
داروهای گروه آگونیست گیرنده «جیالپی-۱» (GLP-1) که به صورت تزریقی و برای درمان دیابت تجویز میشوند، در درمان چاقی هم کاربرد دارند. این داروها با تقلید از عملکرد برخی هورمونهای روده و مغز، اشتها و احساس سیری را تنظیم میکنند. با این حال، برای همه موثر نیستند و میتوانند عوارضی مانند تهوع و دلدرد ایجاد کنند.
محققان در این پژوهش دادههای ۴۳ مرکز درمانی در آمریکا را بررسی کردند. شرکتکنندگان به دو گروه مساوی تقسیم شدند: گروهی که چاقی و دیابت داشتند و داروهای جیالپی-۱ مصرف میکردند، و گروه دیگری با شرایط مشابه که داروهایی مثل سیتاگلیپتین استفاده میکردند.
بعد از چهار سال، خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی در گروه اول ۷ درصد کمتر بود، و همچنین خطر مرگ به دلایل دیگر هم در آنها ۸ درصد کمتر گزارش شد. در گروه مصرفکننده جیالپی-۱، تعداد موارد جدید سرطان دو هزار و ۵۰۱ نفر بود، در حالیکه در گروه دوم این رقم به دو هزار و ۶۷۱ نفر رسید.
این اثر در زنان بیشتر مشاهده شد، اما از نظر آماری در مردان چندان معنادار نبود. دلیل این تفاوت مشخص نشده است، اما ماوروماتیس احتمال میدهد که تفاوت میزان غلظت دارو در خون، کاهش وزن، متابولیسم و هورمونها ممکن است در آن نقش داشته باشند.
🆔@ScientificDialectics
از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه
نتایج مطالعهای جدید نشان میدهد که داروهای معروف کاهش وزن مانند ویگووی، اوزمپیک و زپباند ممکن است خطر برخی از سرطانها را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهند. از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه.
بهگزارش اسوشیتدپرس، محققان در این مطالعه سوابق پزشکی ۱۷۰ هزار بیمار آمریکایی را بررسی کردند و نتیجه گرفتند افرادی که داروهای کاهش وزن مصرف کرده بودند، از افرادی که داروهای دیابت فاقد اثر کاهش وزن، مانند سیتاگلیپتین استفاده کرده بودند، کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی بودند.
البته این یک مطالعه مشاهدهای است و یک رابطه علت و معلولی قطعی را اثبات نمیکند، اما نتایج بهدستآمده ارزش بررسی بیشتر را دارد، زیرا تاکنون بیش از دوازده نوع سرطان مرتبط با چاقی شناسایی شده است.
دکتر ارنست هاوک از مرکز سرطان «دکتر اندرسون» (MD Anderson) در هیوستون، که در این مطالعه نقشی نداشت، گفت: «این یافتهها زنگ بیدارباشی برای دانشمندان و محققان بالینی است تا در این حوزه تحقیق بیشتری انجام دهند و این فرضیه را تایید یا رد کنند.»
این نتایج روز پنجشنبه در انجمن انکولوژی بالینی آمریکا منتشر شد و قرار است در نشست سالانه این انجمن در شیکاگو به بحث گذاشته شود. این تحقیق با حمایت موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) و به رهبری لوکاس ماوروماتیس، دانشجوی پزشکی دانشگاه نیویورک، انجام شده است.
داروهای گروه آگونیست گیرنده «جیالپی-۱» (GLP-1) که به صورت تزریقی و برای درمان دیابت تجویز میشوند، در درمان چاقی هم کاربرد دارند. این داروها با تقلید از عملکرد برخی هورمونهای روده و مغز، اشتها و احساس سیری را تنظیم میکنند. با این حال، برای همه موثر نیستند و میتوانند عوارضی مانند تهوع و دلدرد ایجاد کنند.
محققان در این پژوهش دادههای ۴۳ مرکز درمانی در آمریکا را بررسی کردند. شرکتکنندگان به دو گروه مساوی تقسیم شدند: گروهی که چاقی و دیابت داشتند و داروهای جیالپی-۱ مصرف میکردند، و گروه دیگری با شرایط مشابه که داروهایی مثل سیتاگلیپتین استفاده میکردند.
بعد از چهار سال، خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی در گروه اول ۷ درصد کمتر بود، و همچنین خطر مرگ به دلایل دیگر هم در آنها ۸ درصد کمتر گزارش شد. در گروه مصرفکننده جیالپی-۱، تعداد موارد جدید سرطان دو هزار و ۵۰۱ نفر بود، در حالیکه در گروه دوم این رقم به دو هزار و ۶۷۱ نفر رسید.
این اثر در زنان بیشتر مشاهده شد، اما از نظر آماری در مردان چندان معنادار نبود. دلیل این تفاوت مشخص نشده است، اما ماوروماتیس احتمال میدهد که تفاوت میزان غلظت دارو در خون، کاهش وزن، متابولیسم و هورمونها ممکن است در آن نقش داشته باشند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Life
Weight-loss drugs may lower cancer risk in people with diabetes, a study suggests
Excess body weight can raise the risk of certain cancers, leading researchers to wonder whether blockbuster drugs like Wegovy, Ozempic and Zepbound could play a role in cancer prevention. Now, a study of 170,000 patient records suggests there's a slightly…
👍4
💢دانشمندان در مورد مرگ ناگهانی بدنسازان حرفهای هشدار دادند
بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند
دانشمندان در پژوهشی جدید هشدار دادهاند که بدنسازان مرد با خطر بالای مرگ ناگهانی در اثر مشکلات قلبی مواجهاند.
این پژوهش، که روز چهارشنبه در نشریه قلب اروپا (European Heart Journal) منتشر شد، به خطرات سلامتی مرتبط با بدنسازی حرفهای پرداخته و خواستار افزایش آگاهی و راهبردهای پیشگیرانه در این جامعه [ورزشی] شده است.
مرگ ناگهانی قلبی زمانی رخ میدهد که فرد بهطور غیرمنتظره و در اثر مشکل قلبی جانش را از دست میدهد، و این پدیده معمولا میان جوانان نادر است.
با این حال، پژوهش جدید نشان داده است که این عارضه درصد بهطور غیرمعمول بالایی از بدنسازان مرد، از جمله جوانان، را به کام مرگ میکشاند، بهویژه بدنسازان حرفهای در معرض بالاترین خطر قرار دارند.
در این پژوهش، تیمی بینالمللی از محققان گزارشهای مربوط به مرگ ۲۰ هزار و ۲۸۶ بدنساز مرد را بررسی کردند که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ در دستکم یک رقابت بدنسازی شرکت کرده بودند، و این گزارشها به تایید پزشکان رسید.
آنها بهطور خاص بهدنبال گزارشهای مرگ شرکتکنندگان مذکور به پنج زبان و از طریق منابع اینترنتی گوناگون، از جمله گزارشهای رسانهای رسمی، رسانههای اجتماعی، انجمنها و وبلاگهای مرتبط با بدنسازی بودند.
مرگهای گزارششده سپس با استفاده از منابع متعدد تطبیق داده شد، و پزشکان آنها را بررسی و راستیآزمایی کردند تا علت مرگ مشخص شود.
در مجموع، پژوهشگران ۱۲۱ مورد مرگ میان بیش از ۲۰ هزار بدنساز حرفهای شناسایی کردند، که میانگین سنی آنها در زمان فوت ۴۵ سال بود.
بر اساس این پژوهش، مرگ قلبی عامل حدود ۴۰ درصد از این ۱۲۱ مورد مرگومیر بود.
دانشمندان دریافتند که بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند.
گزارشهای کالبدشکافی برخی از بدنسازان فوتشده که در دسترس بودند علائمی از ضخیمشدگی یا بزرگشدگی قلب و بیماری عروق کرونر را نشان میداد.
پژوهشگران همچنین دریافتند که به نظر میرسد برخی از این افراد سوءمصرف مواد [استرویید] آنابولیک داشتند.
مارکو وکیاتو، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت: «بدنسازی چندین فعالیت را شامل میشود که میتواند بر سلامت تاثیر بگذارد، از جمله تمرین قدرتی شدید، راهکارهای کاهش وزن سریع مانند محدودیتهای غذایی شدید و کمآبی بدن، و همچنین استفاده گسترده از مواد گوناگونی که عملکرد را تقویت میکنند.»
پژوهشگران هشدار دادند که این روشها فشار قابلملاحظهای به قلب وارد میکنند و ممکن است بهمرور زمان به تغییرات ساختاری در قلب منجر شوند.
دکتر وکیاتو گفت: «مرگ قلبی ناگهانی در ورزشکاران حرفهای به میزان قابلتوجهی شایعتر بود، که این امر نشان میدهد سطح رقابت ممکن است در افزایش این خطر نقش داشته باشد.»
او توضیح داد: «خطر برای بدنسازان حرفهای ممکن است بیشتر باشد، زیرا آنها احتمالا فشردهتر و در بازههای زمانی طولانیتر در این فعالیتها درگیرند و همچنین ممکن است تحت فشار رقابتی بیشتری برای دستیابی به هیکلهای غیرعادی و حجیم قرار دارند.»
دانشمندان خواستار غربالگری فعالانه و پیشگیرانه قلب و ارائه مشاوره به بدنسازان شدهاند، «حتی برای ورزشکاران جوان و ظاهرا سالم».
دکتر وکیاتو گفت: «پیام برای بدنسازان روشن است: در حالی که تلاش برای رسیدن به آمادگی جسمانی ایدهآل قابل تحسین است، اما دنبال کردن تغییر افراطی اندام به هر قیمتی میتواند خطرات قابلملاحظهای برای سلامت، بهویژه برای قلب، به همراه داشته باشد.»
او گفت: «آگاهی از این خطرات باید به ترویج روشهای تمرینی ایمنتر، نظارت پزشکی بهتر و رویکرد فرهنگی متفاوت منجر شود که استفاده از مواد تقویتکننده عملکرد را قاطعانه رد میکند.»
این یافتهها بر ضرورت تغییر فرهنگی در حوزه بدنسازی، شامل تقویت اقدامهای ضد دوپینگ و کارزارهای آموزشی درباره خطرات سوءمصرف دارو، تاکید دارد.
حدود ۱۵ درصد از ۱۲۱ مورد مرگ بررسیشده در این پژوهش «مرگهای ناگهانی و ناشی از ضایعه» دستهبندی شدند، که تصادفهای رانندگی، خودکشی، قتل و زیادهروی در مصرف را شامل میشدند.
دانشمندان نتیجهگیری کردند: «این یافتهها بر ضرورت پرداختن به آثار روانی فرهنگ بدنسازی تاکید دارند.»
https://www.independent.co.uk/news/science/bodybuilder-sudden-death-heart-attack-b2755117.html
🆔@ScientificDialectics
بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند
دانشمندان در پژوهشی جدید هشدار دادهاند که بدنسازان مرد با خطر بالای مرگ ناگهانی در اثر مشکلات قلبی مواجهاند.
این پژوهش، که روز چهارشنبه در نشریه قلب اروپا (European Heart Journal) منتشر شد، به خطرات سلامتی مرتبط با بدنسازی حرفهای پرداخته و خواستار افزایش آگاهی و راهبردهای پیشگیرانه در این جامعه [ورزشی] شده است.
مرگ ناگهانی قلبی زمانی رخ میدهد که فرد بهطور غیرمنتظره و در اثر مشکل قلبی جانش را از دست میدهد، و این پدیده معمولا میان جوانان نادر است.
با این حال، پژوهش جدید نشان داده است که این عارضه درصد بهطور غیرمعمول بالایی از بدنسازان مرد، از جمله جوانان، را به کام مرگ میکشاند، بهویژه بدنسازان حرفهای در معرض بالاترین خطر قرار دارند.
در این پژوهش، تیمی بینالمللی از محققان گزارشهای مربوط به مرگ ۲۰ هزار و ۲۸۶ بدنساز مرد را بررسی کردند که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ در دستکم یک رقابت بدنسازی شرکت کرده بودند، و این گزارشها به تایید پزشکان رسید.
آنها بهطور خاص بهدنبال گزارشهای مرگ شرکتکنندگان مذکور به پنج زبان و از طریق منابع اینترنتی گوناگون، از جمله گزارشهای رسانهای رسمی، رسانههای اجتماعی، انجمنها و وبلاگهای مرتبط با بدنسازی بودند.
مرگهای گزارششده سپس با استفاده از منابع متعدد تطبیق داده شد، و پزشکان آنها را بررسی و راستیآزمایی کردند تا علت مرگ مشخص شود.
در مجموع، پژوهشگران ۱۲۱ مورد مرگ میان بیش از ۲۰ هزار بدنساز حرفهای شناسایی کردند، که میانگین سنی آنها در زمان فوت ۴۵ سال بود.
بر اساس این پژوهش، مرگ قلبی عامل حدود ۴۰ درصد از این ۱۲۱ مورد مرگومیر بود.
دانشمندان دریافتند که بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند.
گزارشهای کالبدشکافی برخی از بدنسازان فوتشده که در دسترس بودند علائمی از ضخیمشدگی یا بزرگشدگی قلب و بیماری عروق کرونر را نشان میداد.
پژوهشگران همچنین دریافتند که به نظر میرسد برخی از این افراد سوءمصرف مواد [استرویید] آنابولیک داشتند.
مارکو وکیاتو، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت: «بدنسازی چندین فعالیت را شامل میشود که میتواند بر سلامت تاثیر بگذارد، از جمله تمرین قدرتی شدید، راهکارهای کاهش وزن سریع مانند محدودیتهای غذایی شدید و کمآبی بدن، و همچنین استفاده گسترده از مواد گوناگونی که عملکرد را تقویت میکنند.»
پژوهشگران هشدار دادند که این روشها فشار قابلملاحظهای به قلب وارد میکنند و ممکن است بهمرور زمان به تغییرات ساختاری در قلب منجر شوند.
دکتر وکیاتو گفت: «مرگ قلبی ناگهانی در ورزشکاران حرفهای به میزان قابلتوجهی شایعتر بود، که این امر نشان میدهد سطح رقابت ممکن است در افزایش این خطر نقش داشته باشد.»
او توضیح داد: «خطر برای بدنسازان حرفهای ممکن است بیشتر باشد، زیرا آنها احتمالا فشردهتر و در بازههای زمانی طولانیتر در این فعالیتها درگیرند و همچنین ممکن است تحت فشار رقابتی بیشتری برای دستیابی به هیکلهای غیرعادی و حجیم قرار دارند.»
دانشمندان خواستار غربالگری فعالانه و پیشگیرانه قلب و ارائه مشاوره به بدنسازان شدهاند، «حتی برای ورزشکاران جوان و ظاهرا سالم».
دکتر وکیاتو گفت: «پیام برای بدنسازان روشن است: در حالی که تلاش برای رسیدن به آمادگی جسمانی ایدهآل قابل تحسین است، اما دنبال کردن تغییر افراطی اندام به هر قیمتی میتواند خطرات قابلملاحظهای برای سلامت، بهویژه برای قلب، به همراه داشته باشد.»
او گفت: «آگاهی از این خطرات باید به ترویج روشهای تمرینی ایمنتر، نظارت پزشکی بهتر و رویکرد فرهنگی متفاوت منجر شود که استفاده از مواد تقویتکننده عملکرد را قاطعانه رد میکند.»
این یافتهها بر ضرورت تغییر فرهنگی در حوزه بدنسازی، شامل تقویت اقدامهای ضد دوپینگ و کارزارهای آموزشی درباره خطرات سوءمصرف دارو، تاکید دارد.
حدود ۱۵ درصد از ۱۲۱ مورد مرگ بررسیشده در این پژوهش «مرگهای ناگهانی و ناشی از ضایعه» دستهبندی شدند، که تصادفهای رانندگی، خودکشی، قتل و زیادهروی در مصرف را شامل میشدند.
دانشمندان نتیجهگیری کردند: «این یافتهها بر ضرورت پرداختن به آثار روانی فرهنگ بدنسازی تاکید دارند.»
https://www.independent.co.uk/news/science/bodybuilder-sudden-death-heart-attack-b2755117.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Scientists raise alarm over sudden deaths among professional body builders
Autopsy reports showed thickening or enlargement of heart among many deceased bodybuilders
👍5
💢 توییتر ماسکزده؛ از حقیقتگریزی تا تقویت نظریههای توطئه
پلتفرم اجتماعی "ایکس" (توییتر سابق) که زیر نظر ایلان ماسک اداره میشود، بار دیگر در مرکز انتقادات جهانی قرار گرفته است؛ از انتشار ادعاهای بیاساس توسط هوش مصنوعی «گروک» درباره "نسلکشی سفیدپوستان" در آفریقای جنوبی – در حالی که آمار رسمی تنها ۸ مورد قتل کشاورز از مجموع ۲۶,۲۳۲ مورد قتل در سال ۲۰۲۴ را نشان میدهد – تا بازگشت جنجالی کانیه وست و انتشار آهنگ "Heil Hitler" که در کمتر از یک هفته ۳۰ میلیون بار دیده شده و در دیگر پلتفرمها ممنوع است.
در ادامه سیاست بازگرداندن حسابهای بحثبرانگیز، از زمان خرید ایکس در اکتبر ۲۰۲۲، بیش از ۶۲ هزار حساب مسدودشده از جمله حامیان «کیوآنون» و نئونازیها دوباره فعال شدهاند؛ روندی که به گفته مرکز مقابله با نفرت دیجیتال، منجر به افزایش ۲۰۲ درصدی نفرتپراکنی در این پلتفرم شده است. با وجود کاهش ۶۰ درصدی درآمد تبلیغاتی و افت ۱۸ درصدی کاربران آمریکایی، ایکس همچنان میزبان چهرههای مشهور و برندهای بزرگ است، اما این پرسش اساسیتر از همیشه مطرح است: چرا با وجود این فضای سمی، کاربران هنوز در ایکس ماندهاند؟
https://www.theatlantic.com/technology/archive/2025/05/stop-using-x/682931/
🆔@ScientificDialectics
پلتفرم اجتماعی "ایکس" (توییتر سابق) که زیر نظر ایلان ماسک اداره میشود، بار دیگر در مرکز انتقادات جهانی قرار گرفته است؛ از انتشار ادعاهای بیاساس توسط هوش مصنوعی «گروک» درباره "نسلکشی سفیدپوستان" در آفریقای جنوبی – در حالی که آمار رسمی تنها ۸ مورد قتل کشاورز از مجموع ۲۶,۲۳۲ مورد قتل در سال ۲۰۲۴ را نشان میدهد – تا بازگشت جنجالی کانیه وست و انتشار آهنگ "Heil Hitler" که در کمتر از یک هفته ۳۰ میلیون بار دیده شده و در دیگر پلتفرمها ممنوع است.
در ادامه سیاست بازگرداندن حسابهای بحثبرانگیز، از زمان خرید ایکس در اکتبر ۲۰۲۲، بیش از ۶۲ هزار حساب مسدودشده از جمله حامیان «کیوآنون» و نئونازیها دوباره فعال شدهاند؛ روندی که به گفته مرکز مقابله با نفرت دیجیتال، منجر به افزایش ۲۰۲ درصدی نفرتپراکنی در این پلتفرم شده است. با وجود کاهش ۶۰ درصدی درآمد تبلیغاتی و افت ۱۸ درصدی کاربران آمریکایی، ایکس همچنان میزبان چهرههای مشهور و برندهای بزرگ است، اما این پرسش اساسیتر از همیشه مطرح است: چرا با وجود این فضای سمی، کاربران هنوز در ایکس ماندهاند؟
https://www.theatlantic.com/technology/archive/2025/05/stop-using-x/682931/
🆔@ScientificDialectics
The Atlantic
What Are People Still Doing on X?
Imagine if your favorite neighborhood bar turned into a Nazi hangout.
👍5
💢شراره خورشیدی چیست و چرا ممکن است باعث قطع برق در زمین شود؟
خورشید شاهد یک رشته فعالیت است که بزرگترین شراره خورشیدی در سال جاری را به همراه آورده و «رصدخانه پویایی خورشیدی» ناسا آن را ثبت کرده است
در دورههای فعالیت زیاد خورشید، جریان پیوستهای از ذرات باردار که به باد خورشیدی معروف است مرتب به زمین برخورد میکند.
این پدیده که آب و هوای فضایی یا طوفان خورشیدی نامیده میشود میتواند بر برخی بخشهای فناوری روی زمین تأثیر بگذارد و حتی باعث قطع برق و همچنین فضانوردان در فضا شود، اما برای بشر روی زمین زیانی ندارد.
شراره خورشیدی چیست؟
طوفانهای خورشیدی بخشی طبیعی از چرخه خورشید ما هستند. آنها زمانی اتفاق میافتند که خورشید فورانهای شدیدی را به شکل زبانههای خورشیدی و پرتابههای جرم تاجی (CME)، انرژی و ماده خورشیدی را به فضا پرتاب میکند.
شرارههای خورشیدی تشعشعات الکترومغناطیسی خورشید هستند که با سرعت نور حرکت میکنند و در کمتر از هشت دقیقه به زمین میرسند.
آنها اغلب همراه با پرتابههای جرم تاجی روی میدهند که انفجارهای عظیم انرژی باردار هستند که اگرچه سرعت نور را ندارند اما با سرعت میلیونها کیلومتر در ساعت حرکت میکنند.
شدت برخورد طوفانهای خورشیدی با زمان میتواند درجات مختلفی داشته باشد.
انرژی خورشید میتواند نور درخشانی را در آسمان ایجاد کند که با نامهای شفق قطبی، شفق شمالی یا نور جنوبی شناخته میشود.
طوفانی خورشیدی چه تاثیری بر زمین دارد؟
به گفته ناسا، شعلهها و فورانهای خورشیدی میتوانند بر ارتباطات رادیویی، شبکههای برق و سیگنالهای ناوبری روی زمین تأثیر بگذارند.
در سال ۲۰۱۷، دو شراره خورشیدی عظیم که از سطح خورشید پرتاب شده بودند، دستگاههایی مانند سیستمهای ناوبری جیپیاس را مختل کردند.
و در فوریه ۲۰۱۱، یک شراره خورشیدی قدرتمند باعث بروز اختلال در ارتباطات رادیویی در سراسر چین شد.
و در موردی حتی شدیدتر در سال ۱۹۸۹، یک شراره خورشیدی باعث قطع برق ۹ ساعته برای میلیونها نفر در ایالت کبک کانادا شد.
پیش از آن، در سال ۱۸۵۹، یک فوران خورشیدی عظیم باعث بروز یک طوفان ژئومغناطیسی شد که در سیگنالدهی راه آهن و خطوط تلگراف عصر ویکتوریا هم اختلال ایجاد کرد.
و به نظر میرسد که امروزه هم این پدیده همچنان یک تهدید محسوب میشود به نحوی که پژوهشگران دانشگاه لنکستر به شبکه راهآهن بریتانیا هشدار دادهاند که برای طوفانی که ممکن است به رغم نادر بودن، شبکه خطوط راهآهن را مختل کند آماده باشد.
فواصل زمانی بین طوفانهای خورشیدی چقدر است؟
خورشید از گاز داغ و دارای بار الکتریکی تشکیل شده که حرکت دارد و میدان مغناطیسی قدرتمندی را ایجاد میکند.
این میدان چرخهای به نام چرخه خورشیدی دارد. در نتیجه، سطح خورشید دورههای منظمی از فعالیتهای آرام و طوفانی را تجربه میکند.
هر ۱۱ سال یا بیشتر، هنگام اوج چرخه خورشیدی، جای میدان مغناطیسی قطب شمال و جنوب خورشید عوض میشود.
به گفته یک گروه بینالمللی از کارشناسان طرح مشترک ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی ایالات متحده، چرخه کنونی با نام «چرخه خورشیدی ۲۵» در دسامبر ۲۰۱۹ آغاز شد.
یک چرخه خورشیدی با حداقل فعالیت خورشیدی آغاز میشود. در این مرحله، خورشید کمترین لکههای خورشیدی را دارد - لکههای تاریکی که به پژوهشگران کمک میکند فعالیت ستاره منظومه ما را دنبال کنند.
با افزایش فعالیت خورشیدی، تعداد لکههای آن نیز افزایش مییابد.
در میانه چرخه خورشیدی که آن را حداکثر فعالیت خورشیدی مینامند، خورشید بیشترین لکهها را دارد و قطبهای مغناطیسی این ستاره جای خود را تغییر میدهند.
ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی میگویند که در سال گذشته خورشید به حداکثر دوره خورشیدی خود در چرخه فعلی رسیده است.
در حال حاضر، انفجارهای عظیم نور و انرژی در لکههای خورشیدی رخ میدهند و این لکهها تیرهتر به نظر می رسند زیرا دمای آنها از محیط اطرافشان پایینتر است. وسعت اکثر آنها به اندازه کره زمین یا بیشتر است.
در نقطه اوج حداکثر خورشیدی در طول چرخه ۱۱ ساله آن، احتمال وقوع طوفانهای خورشیدی بیشتر است.
https://en.vijesti.me/amp/759728/What-are-solar-flares-and-why-do-we-say-they-can-cause-power-outages-on-Earth
🆔@ScientificDialectics
خورشید شاهد یک رشته فعالیت است که بزرگترین شراره خورشیدی در سال جاری را به همراه آورده و «رصدخانه پویایی خورشیدی» ناسا آن را ثبت کرده است
در دورههای فعالیت زیاد خورشید، جریان پیوستهای از ذرات باردار که به باد خورشیدی معروف است مرتب به زمین برخورد میکند.
این پدیده که آب و هوای فضایی یا طوفان خورشیدی نامیده میشود میتواند بر برخی بخشهای فناوری روی زمین تأثیر بگذارد و حتی باعث قطع برق و همچنین فضانوردان در فضا شود، اما برای بشر روی زمین زیانی ندارد.
شراره خورشیدی چیست؟
طوفانهای خورشیدی بخشی طبیعی از چرخه خورشید ما هستند. آنها زمانی اتفاق میافتند که خورشید فورانهای شدیدی را به شکل زبانههای خورشیدی و پرتابههای جرم تاجی (CME)، انرژی و ماده خورشیدی را به فضا پرتاب میکند.
شرارههای خورشیدی تشعشعات الکترومغناطیسی خورشید هستند که با سرعت نور حرکت میکنند و در کمتر از هشت دقیقه به زمین میرسند.
آنها اغلب همراه با پرتابههای جرم تاجی روی میدهند که انفجارهای عظیم انرژی باردار هستند که اگرچه سرعت نور را ندارند اما با سرعت میلیونها کیلومتر در ساعت حرکت میکنند.
شدت برخورد طوفانهای خورشیدی با زمان میتواند درجات مختلفی داشته باشد.
انرژی خورشید میتواند نور درخشانی را در آسمان ایجاد کند که با نامهای شفق قطبی، شفق شمالی یا نور جنوبی شناخته میشود.
طوفانی خورشیدی چه تاثیری بر زمین دارد؟
به گفته ناسا، شعلهها و فورانهای خورشیدی میتوانند بر ارتباطات رادیویی، شبکههای برق و سیگنالهای ناوبری روی زمین تأثیر بگذارند.
در سال ۲۰۱۷، دو شراره خورشیدی عظیم که از سطح خورشید پرتاب شده بودند، دستگاههایی مانند سیستمهای ناوبری جیپیاس را مختل کردند.
و در فوریه ۲۰۱۱، یک شراره خورشیدی قدرتمند باعث بروز اختلال در ارتباطات رادیویی در سراسر چین شد.
و در موردی حتی شدیدتر در سال ۱۹۸۹، یک شراره خورشیدی باعث قطع برق ۹ ساعته برای میلیونها نفر در ایالت کبک کانادا شد.
پیش از آن، در سال ۱۸۵۹، یک فوران خورشیدی عظیم باعث بروز یک طوفان ژئومغناطیسی شد که در سیگنالدهی راه آهن و خطوط تلگراف عصر ویکتوریا هم اختلال ایجاد کرد.
و به نظر میرسد که امروزه هم این پدیده همچنان یک تهدید محسوب میشود به نحوی که پژوهشگران دانشگاه لنکستر به شبکه راهآهن بریتانیا هشدار دادهاند که برای طوفانی که ممکن است به رغم نادر بودن، شبکه خطوط راهآهن را مختل کند آماده باشد.
فواصل زمانی بین طوفانهای خورشیدی چقدر است؟
خورشید از گاز داغ و دارای بار الکتریکی تشکیل شده که حرکت دارد و میدان مغناطیسی قدرتمندی را ایجاد میکند.
این میدان چرخهای به نام چرخه خورشیدی دارد. در نتیجه، سطح خورشید دورههای منظمی از فعالیتهای آرام و طوفانی را تجربه میکند.
هر ۱۱ سال یا بیشتر، هنگام اوج چرخه خورشیدی، جای میدان مغناطیسی قطب شمال و جنوب خورشید عوض میشود.
به گفته یک گروه بینالمللی از کارشناسان طرح مشترک ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی ایالات متحده، چرخه کنونی با نام «چرخه خورشیدی ۲۵» در دسامبر ۲۰۱۹ آغاز شد.
یک چرخه خورشیدی با حداقل فعالیت خورشیدی آغاز میشود. در این مرحله، خورشید کمترین لکههای خورشیدی را دارد - لکههای تاریکی که به پژوهشگران کمک میکند فعالیت ستاره منظومه ما را دنبال کنند.
با افزایش فعالیت خورشیدی، تعداد لکههای آن نیز افزایش مییابد.
در میانه چرخه خورشیدی که آن را حداکثر فعالیت خورشیدی مینامند، خورشید بیشترین لکهها را دارد و قطبهای مغناطیسی این ستاره جای خود را تغییر میدهند.
ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی میگویند که در سال گذشته خورشید به حداکثر دوره خورشیدی خود در چرخه فعلی رسیده است.
در حال حاضر، انفجارهای عظیم نور و انرژی در لکههای خورشیدی رخ میدهند و این لکهها تیرهتر به نظر می رسند زیرا دمای آنها از محیط اطرافشان پایینتر است. وسعت اکثر آنها به اندازه کره زمین یا بیشتر است.
در نقطه اوج حداکثر خورشیدی در طول چرخه ۱۱ ساله آن، احتمال وقوع طوفانهای خورشیدی بیشتر است.
https://en.vijesti.me/amp/759728/What-are-solar-flares-and-why-do-we-say-they-can-cause-power-outages-on-Earth
🆔@ScientificDialectics
Vijesti
What are solar flares and why NASA says they can cause power outages on Earth
During periods of high activity, a continuous stream of charged particles from the Sun, known as the solar wind, constantly hits the Earth.
🔥4👌2
💢 هشدار جراح کل سابق آمریکا: شبکههای اجتماعی سلامت روان کودکان را تهدید میکند
دکتر ویوک مورتی، جراح کل سابق آمریکا، با انتقاد تند از عملکرد کنگره در محافظت از سلامت روان کودکان، هشدار داد که شبکههای اجتماعی تهدیدی جدی برای نسل جوان هستند.
او در گفتوگو با شبکه NBC خواستار تصویب قوانینی برای الزام شرکتهای فناوری به نصب برچسبهای هشداردهنده و شفافسازی دادهها شد و شرایط کنونی را به «رانندگی کودکان بدون کمربند ایمنی» تشبیه کرد.
در حالیکه دو لایحه مهم برای ایمنی آنلاین کودکان در کنگره بلاتکلیف ماندهاند، شرکتهای فناوری و برخی گروههای مدنی با آنها مخالفت کردهاند. مورتی با تاکید بر ارتباط مستقیم شبکههای اجتماعی و بحران تنهایی در میان جوانان، هشدار داد که این وضعیت میتواند سلامت روانی و جسمی آنان را تضعیف کند.
همزمان، پاتریک کندی، نماینده سابق، نیز خواستار تشکیل صندوق ملی برای پیشگیری و تقویت مراقبتهای اولیه سلامت روان شد، در شرایطی که نگرانیها درباره تأثیرات مخرب دنیای مجازی بر کودکان بهسرعت در حال افزایش است.
https://www.nbcnews.com/politics/congress/former-surgeon-general-says-congress-failed-protect-childrens-mental-h-rcna208763
🆔@ScientificDialectics
دکتر ویوک مورتی، جراح کل سابق آمریکا، با انتقاد تند از عملکرد کنگره در محافظت از سلامت روان کودکان، هشدار داد که شبکههای اجتماعی تهدیدی جدی برای نسل جوان هستند.
او در گفتوگو با شبکه NBC خواستار تصویب قوانینی برای الزام شرکتهای فناوری به نصب برچسبهای هشداردهنده و شفافسازی دادهها شد و شرایط کنونی را به «رانندگی کودکان بدون کمربند ایمنی» تشبیه کرد.
در حالیکه دو لایحه مهم برای ایمنی آنلاین کودکان در کنگره بلاتکلیف ماندهاند، شرکتهای فناوری و برخی گروههای مدنی با آنها مخالفت کردهاند. مورتی با تاکید بر ارتباط مستقیم شبکههای اجتماعی و بحران تنهایی در میان جوانان، هشدار داد که این وضعیت میتواند سلامت روانی و جسمی آنان را تضعیف کند.
همزمان، پاتریک کندی، نماینده سابق، نیز خواستار تشکیل صندوق ملی برای پیشگیری و تقویت مراقبتهای اولیه سلامت روان شد، در شرایطی که نگرانیها درباره تأثیرات مخرب دنیای مجازی بر کودکان بهسرعت در حال افزایش است.
https://www.nbcnews.com/politics/congress/former-surgeon-general-says-congress-failed-protect-childrens-mental-h-rcna208763
🆔@ScientificDialectics
NBC News
Former surgeon general says Congress has failed to protect children's mental health
Vivek Murthy, who worked for Obama and Biden, called for more data transparency from social media companies so researchers can study the internet’s effects on kids.
👍7❤1
💢ویتامین دی پیری را به تاخیر میاندازد
دانشمندان میگویند ویتامین دی میتواند پیری بیولوژیکی را تا سه سال به تاخیر بیاندازد اما باید در مورد مصرف بیشاز اندازه این مکمل محتاط بود
محققانی که یک آزمایش به نام «وایتال» (VITAL) را به مدت پنج سال روی زنان و مردان بالای ۵۰ سال انجام دادند، دریافتند که مکملهای ویتامین دی ممکن است روند پیری بیولوژیکی را سه سال به تاخیر بیندازند.
به گزارش نیویورکپست، طبق نتایج این مطالعه که روز چهارشنبه در مجله تغذیه بالینی آمریکا (The American Journal of Clinical Nutrition) منتشر شد، ویتامین دی میتواند از تلومرها محافظت کند.
تلومرها کلاهکهایی کوچک در انتهای کروموزوماند که با افزایش سن کوتاه میشوند و با بیماریهایی مانند سرطان، مشکلات قلبی و دیگر بیماریهای مزمن در ارتباطند.
تلومرها را به سری بند کفشها تشبیه میکنند که وقتی فرسوده میشوند، شیرازه همهچیز شروع به از هم باز میشود.
دکتر جوآن منسون، پژوهشگر اصلی مطالعه و رئیس بخش پزشکی پیشگیرانه در بیمارستان بریگام و زنان» (Brigham and Women’s)، گفت که نتیجه مطالعه وایتال تاثیر مصرف ویتامین دی را بر حفظ طول تلومرها تایید میکند و نشاندهنده نقش مهم ویتامین دی در کند کردن روند پیری بیولوژیک و بیماریهای مزمن مرتبط با سن است.
البته او تاکید کرد که پیش از تغییر دستورالعملهای عمومی در مورد مصرف ویتامین دی، باید آزمایشهای بیشتری انجام شود.
علاوه بر این، در حالی که بسیاری از سازمانهای معتبر مصرف روزانه ویتامین دی را برای همه افراد توصیه نمیکنند، دستورالعملهای جدید انجمن غدد درونریز مصرف این مکملها را به گروههای خاصی مانند بزرگسالان ۷۵ سال و بالاتر، نوزادان و کودکان، زنان باردار و مبتلایان به پیشدیابت پیشنهاد میکنند.
منسون همچنین از گروههایی نام برد که ممکن است بیشتر در معرض کمبود ویتامین دی باشند. مانند افرادی که در خانههای سالمندان بستریاند و به نور خورشید دسترسی محدودی دارند، افرادی که مشکل جذب ویتامین دی دارد، مانند مبتلایان به بیماری کرون یا سلیاک، افرادی که تحت درمان پوکی استخوان یا بیماریهای استخوانی دیگرند و همچنین افرادی که مشکلاتی مانند تحمل نکردن لاکتوز دارند.
او خاطرنشان کرد که شرکتکنندگان این مطالعه روزانه دو هزار واحد ویتامین دی مصرف کردند و هیچ عارضه منفی در آنها مشاهده نشد، بههمین دلیل این میزان مصرف ایمن است.
ماهیهای چرب مانند سالمون، ساردین و تُن، قارچهای وحشی، برخی غلات، لبنیات، آب پرتقال و نور خورشید نیز منبع خوبی برای ویتامین دی به شمار میروند. پیادهروی ۱۵ دقیقهای چند نوبت در هفته در اوسط روز معمولا در تامین ویتامین دی برای بدن موثر است. ورزش در فضای باز مانند پیادهروی تند، دویدن یا ورزشهای گروهی هم از آفتاب گرفتن صرف موثرترند.
منسون همچنین هشدار داد که ایده «هرچه بیشتر، بهتر» در مورد مکملها صدق نمیکند، زیرا بدن ما به مقدار کم تا متوسط ویتامین دی نیاز دارد و سوختوساز این ویتامین را بهشدت کنترل میکند. دوزهای بسیار بالا مثل بیش از ۱۰ هزار واحد در روز میتواند سطح کلسیم خون یا ادرار را افزایش دهد یا مسمومیت ایجاد کند.
البته مکملها فقط تکمیلکنندهاند و نمیتوانند جایگزین سبک زندگی سالم شوند. منسون هم تاکید میکند هرچند بلعیدن یک قرص آسانتر از ورزش کردن در فضای باز یا تغذیه سالم است، این سبک زندگی سالم است که در حفظ سلامتی و کاهش انواع خطرها شامل بیماریهای قلبی، سرطان، دیابت نوع ۲ و دیگر بیماریهای مزمن ناشی از پیری تاثیر بسیاری بیشتری دارد.
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان میگویند ویتامین دی میتواند پیری بیولوژیکی را تا سه سال به تاخیر بیاندازد اما باید در مورد مصرف بیشاز اندازه این مکمل محتاط بود
محققانی که یک آزمایش به نام «وایتال» (VITAL) را به مدت پنج سال روی زنان و مردان بالای ۵۰ سال انجام دادند، دریافتند که مکملهای ویتامین دی ممکن است روند پیری بیولوژیکی را سه سال به تاخیر بیندازند.
به گزارش نیویورکپست، طبق نتایج این مطالعه که روز چهارشنبه در مجله تغذیه بالینی آمریکا (The American Journal of Clinical Nutrition) منتشر شد، ویتامین دی میتواند از تلومرها محافظت کند.
تلومرها کلاهکهایی کوچک در انتهای کروموزوماند که با افزایش سن کوتاه میشوند و با بیماریهایی مانند سرطان، مشکلات قلبی و دیگر بیماریهای مزمن در ارتباطند.
تلومرها را به سری بند کفشها تشبیه میکنند که وقتی فرسوده میشوند، شیرازه همهچیز شروع به از هم باز میشود.
دکتر جوآن منسون، پژوهشگر اصلی مطالعه و رئیس بخش پزشکی پیشگیرانه در بیمارستان بریگام و زنان» (Brigham and Women’s)، گفت که نتیجه مطالعه وایتال تاثیر مصرف ویتامین دی را بر حفظ طول تلومرها تایید میکند و نشاندهنده نقش مهم ویتامین دی در کند کردن روند پیری بیولوژیک و بیماریهای مزمن مرتبط با سن است.
البته او تاکید کرد که پیش از تغییر دستورالعملهای عمومی در مورد مصرف ویتامین دی، باید آزمایشهای بیشتری انجام شود.
علاوه بر این، در حالی که بسیاری از سازمانهای معتبر مصرف روزانه ویتامین دی را برای همه افراد توصیه نمیکنند، دستورالعملهای جدید انجمن غدد درونریز مصرف این مکملها را به گروههای خاصی مانند بزرگسالان ۷۵ سال و بالاتر، نوزادان و کودکان، زنان باردار و مبتلایان به پیشدیابت پیشنهاد میکنند.
منسون همچنین از گروههایی نام برد که ممکن است بیشتر در معرض کمبود ویتامین دی باشند. مانند افرادی که در خانههای سالمندان بستریاند و به نور خورشید دسترسی محدودی دارند، افرادی که مشکل جذب ویتامین دی دارد، مانند مبتلایان به بیماری کرون یا سلیاک، افرادی که تحت درمان پوکی استخوان یا بیماریهای استخوانی دیگرند و همچنین افرادی که مشکلاتی مانند تحمل نکردن لاکتوز دارند.
او خاطرنشان کرد که شرکتکنندگان این مطالعه روزانه دو هزار واحد ویتامین دی مصرف کردند و هیچ عارضه منفی در آنها مشاهده نشد، بههمین دلیل این میزان مصرف ایمن است.
ماهیهای چرب مانند سالمون، ساردین و تُن، قارچهای وحشی، برخی غلات، لبنیات، آب پرتقال و نور خورشید نیز منبع خوبی برای ویتامین دی به شمار میروند. پیادهروی ۱۵ دقیقهای چند نوبت در هفته در اوسط روز معمولا در تامین ویتامین دی برای بدن موثر است. ورزش در فضای باز مانند پیادهروی تند، دویدن یا ورزشهای گروهی هم از آفتاب گرفتن صرف موثرترند.
منسون همچنین هشدار داد که ایده «هرچه بیشتر، بهتر» در مورد مکملها صدق نمیکند، زیرا بدن ما به مقدار کم تا متوسط ویتامین دی نیاز دارد و سوختوساز این ویتامین را بهشدت کنترل میکند. دوزهای بسیار بالا مثل بیش از ۱۰ هزار واحد در روز میتواند سطح کلسیم خون یا ادرار را افزایش دهد یا مسمومیت ایجاد کند.
البته مکملها فقط تکمیلکنندهاند و نمیتوانند جایگزین سبک زندگی سالم شوند. منسون هم تاکید میکند هرچند بلعیدن یک قرص آسانتر از ورزش کردن در فضای باز یا تغذیه سالم است، این سبک زندگی سالم است که در حفظ سلامتی و کاهش انواع خطرها شامل بیماریهای قلبی، سرطان، دیابت نوع ۲ و دیگر بیماریهای مزمن ناشی از پیری تاثیر بسیاری بیشتری دارد.
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Popular supplement may be the secret to slowing down aging — here's...
Dr. JoAnn Manson, who led the clinical trial, told The Post the supplement is more complicated than it seems.
🔥7👍1
💢خودروهای برقی: خوب، بد یا زشت؟
لری الدر، فعال و تحلیلگر آفریقایی- آمریکایی مستند جدیدی به نام « خودروهای برقی : خوب ، بد ، زشت » ساخته است که به موشکافی مزایا و معایب خودروهای برقی میپردازد.
این مستند صرفاً یک فیلم تبلیغاتی سطحی برای صنعت خودروسازی نیست، اگرچه بخشی از این مستند به تعریف و تمجید از فناوری خودروهای برقی و مزایا و ظرفیت بالقوه آن اختصاص دارد.
با یک مستند ۹۰ دقیقهای روشنگرانه، آموزشی و سرگرمکننده سروکار داریم که تماشای آن برای کسانی که میخواهند آگاهی خود را در زمینه انرژی بالا ببرند و درباره خوب یا بد بودن خودروهای برقی تصمیمگیری کنند، ضروری است.
مستند الدر این پرسش جدی را مطرح میکند که سیاستگذاران در کشورهای مرفه درحال تدوین سیاستهای «سبز» هستند که به نقض حقوق بشر و تخریب محیطزیست در کشورهای فقیر و درحالتوسعه دامن میزند؛ کشورهایی که مواد معدنی و فلزات کمیاب لازم برای خودروهای برقی از خاک آنها استخراج میشود.
انرژی بادی و خورشیدی همچنان مشکلات خاص خود را دارند، زیرا این منابع فقط بهصورت مقطعی برق تولید میکنند و قابل اطمینان نیستند. این موضوع توجه قانونگذاران فدرال را به خود جلب کرده است. سنای آمریکا نیز با استناد به مشکلات زیرساختهای انرژی و آمادگی مصرفکنندگان، تصمیم به بررسی قطعنامهای گرفته که میتواند الزام استفاده از خودروهای برقی در کالیفرنیا را لغو کند.
«خودروهای برقی: خوب، بد، زشت» که لری الدر، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، بهعنوان راوی در آن حضور دارد، تخریب محیطزیست و نقض حقوق بشر به وسیله استخراج مواد لازم برای خودروهای برقی را به تصویر میکشد و تحلیلی جامع از معایب و مزایای خودروهای برقی ارائه میکند.
منابع زمین محدود هستند
مستند الدر به بینندگان آموزش میدهد که مواد معدنی و فلزات کمیاب لازم برای حمایت از «گذار انرژی» در خودروهای برقی، توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و باتریها از طریق کشورهای بیثبات مانند چین، چند کشور فقیر آفریقایی و دیگر کشورها تأمین میشوند. این کشورها قوانین کار ضعیف و محدودی دارند و محیطزیستشان را کنترل نمیکنند. از اینرو، تولید مواد معدنی و استخراج فلزات کمیاب لازم برای گذار به «انرژی پاک» باعث تخریب جدی محیطزیست و بروز پیامدهای اجتماعی ناگوار شده است.
تمام این کارها صرفاً برای حمایت از تولید برق «پاک» در کشورهای مرفه انجام میگیرد.
نرخ استخراج و نسبت ذخایر به تولید در مورد بسیاری از مواد معدنی و فلزات کمیاب، که برای گذار به «انرژی پاک» انجام میگیرد، نگرانکننده بوده و بیشتر این منابع طبیعی رو به اتمام هستند. این موضوع از احتمال ناپایداریِ سیاست حمایت مالی از انرژیهای «سبز» حکایت دارد. از این گذشته، حتی کشورهایی نیز که بیشترین ذخایر را دارند، در افزایش تولید برای تأمین نیاز آیندگان با مشکل مواجه هستند.
لیتیوم: در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴۰ هزار تن لیتیوم در کل جهان استخراج شد که تقریباً سهبرابر بیشتر از نرخ استخراج در سال ۲۰۲۰ است. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده که نرخ تقاضای لیتیوم تا سال ۲۰۳۰ به ۴۵۰ هزار تن در سال افزایش مییابد. بهرغم وجود منابع عظیم لیتیوم در سطح جهان، تولید این فلز همچنان یک چالش بزرگ است.
کبالت: در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۸۰ هزار تن کبالت در سطح جهان استخراج شد که بیشترین میزان استخراج در طول تاریخ بوده است. جمهوری دموکراتیک کنگو بزرگترین تولیدکننده این فلز بوده و ۷۴ درصد از کل کبالت جهان را به خود اختصاص داده است. این درحالی است که کنگو در رابطه با مقوله کودکان کار و شرایط نامناسب کاری در بخش معدن با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکند.
باتری معمولی خودروی برقی تسلا در مدلهای سدان به استخراج مقدار قابلتوجهی مواد خام نیاز دارد که از جمله میتوان به لیتیوم، کبالت، نیکل، منگنز، مس، آلومینیوم، گرافیت، و فولاد، پلاستیک و دیگر فلزات لازم برای ساخت بدنه باتری اشاره کرد.
الدر در این مستند با اشاره به «مواد معدنی خونین» ابراز نگرانی میکند؛ موادی که عمدتاً از خاک کشورهای درحالتوسعه و در مناطقی استخراج میشوند که تاکنون هیچ سیاستگذار و خریداری از آنها بازدید نکرده است.
استخراج و تصفیه مواد خام برای تأمین ملزومات باتریهای خودروهای برقی، انرژی بادی و خورشیدی، مواد اولیه بسیار زیادی میطلبد. وزن کلی مواد خامی که برای تهیه یک باتری استخراج و فرآوری میشوند، بسته به اندازه باتری، ترکیبات شیمیایی موجود و کیفیت استخراج، با احتساب لایههای سطحی مواد استخراجی و سنگهای باطله بین ۲۲ تا ۴۵ تن برآورد میشود.
مستند «خودروهای برقی: خوب، بد، زشت» از روز ۲۳ مه در پلتفرم گنجینگ ورلد به نمایش درمیآید.
🆔@ScientificDialectics
لری الدر، فعال و تحلیلگر آفریقایی- آمریکایی مستند جدیدی به نام « خودروهای برقی : خوب ، بد ، زشت » ساخته است که به موشکافی مزایا و معایب خودروهای برقی میپردازد.
این مستند صرفاً یک فیلم تبلیغاتی سطحی برای صنعت خودروسازی نیست، اگرچه بخشی از این مستند به تعریف و تمجید از فناوری خودروهای برقی و مزایا و ظرفیت بالقوه آن اختصاص دارد.
با یک مستند ۹۰ دقیقهای روشنگرانه، آموزشی و سرگرمکننده سروکار داریم که تماشای آن برای کسانی که میخواهند آگاهی خود را در زمینه انرژی بالا ببرند و درباره خوب یا بد بودن خودروهای برقی تصمیمگیری کنند، ضروری است.
مستند الدر این پرسش جدی را مطرح میکند که سیاستگذاران در کشورهای مرفه درحال تدوین سیاستهای «سبز» هستند که به نقض حقوق بشر و تخریب محیطزیست در کشورهای فقیر و درحالتوسعه دامن میزند؛ کشورهایی که مواد معدنی و فلزات کمیاب لازم برای خودروهای برقی از خاک آنها استخراج میشود.
انرژی بادی و خورشیدی همچنان مشکلات خاص خود را دارند، زیرا این منابع فقط بهصورت مقطعی برق تولید میکنند و قابل اطمینان نیستند. این موضوع توجه قانونگذاران فدرال را به خود جلب کرده است. سنای آمریکا نیز با استناد به مشکلات زیرساختهای انرژی و آمادگی مصرفکنندگان، تصمیم به بررسی قطعنامهای گرفته که میتواند الزام استفاده از خودروهای برقی در کالیفرنیا را لغو کند.
«خودروهای برقی: خوب، بد، زشت» که لری الدر، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، بهعنوان راوی در آن حضور دارد، تخریب محیطزیست و نقض حقوق بشر به وسیله استخراج مواد لازم برای خودروهای برقی را به تصویر میکشد و تحلیلی جامع از معایب و مزایای خودروهای برقی ارائه میکند.
منابع زمین محدود هستند
مستند الدر به بینندگان آموزش میدهد که مواد معدنی و فلزات کمیاب لازم برای حمایت از «گذار انرژی» در خودروهای برقی، توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و باتریها از طریق کشورهای بیثبات مانند چین، چند کشور فقیر آفریقایی و دیگر کشورها تأمین میشوند. این کشورها قوانین کار ضعیف و محدودی دارند و محیطزیستشان را کنترل نمیکنند. از اینرو، تولید مواد معدنی و استخراج فلزات کمیاب لازم برای گذار به «انرژی پاک» باعث تخریب جدی محیطزیست و بروز پیامدهای اجتماعی ناگوار شده است.
تمام این کارها صرفاً برای حمایت از تولید برق «پاک» در کشورهای مرفه انجام میگیرد.
نرخ استخراج و نسبت ذخایر به تولید در مورد بسیاری از مواد معدنی و فلزات کمیاب، که برای گذار به «انرژی پاک» انجام میگیرد، نگرانکننده بوده و بیشتر این منابع طبیعی رو به اتمام هستند. این موضوع از احتمال ناپایداریِ سیاست حمایت مالی از انرژیهای «سبز» حکایت دارد. از این گذشته، حتی کشورهایی نیز که بیشترین ذخایر را دارند، در افزایش تولید برای تأمین نیاز آیندگان با مشکل مواجه هستند.
لیتیوم: در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴۰ هزار تن لیتیوم در کل جهان استخراج شد که تقریباً سهبرابر بیشتر از نرخ استخراج در سال ۲۰۲۰ است. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده که نرخ تقاضای لیتیوم تا سال ۲۰۳۰ به ۴۵۰ هزار تن در سال افزایش مییابد. بهرغم وجود منابع عظیم لیتیوم در سطح جهان، تولید این فلز همچنان یک چالش بزرگ است.
کبالت: در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۸۰ هزار تن کبالت در سطح جهان استخراج شد که بیشترین میزان استخراج در طول تاریخ بوده است. جمهوری دموکراتیک کنگو بزرگترین تولیدکننده این فلز بوده و ۷۴ درصد از کل کبالت جهان را به خود اختصاص داده است. این درحالی است که کنگو در رابطه با مقوله کودکان کار و شرایط نامناسب کاری در بخش معدن با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکند.
باتری معمولی خودروی برقی تسلا در مدلهای سدان به استخراج مقدار قابلتوجهی مواد خام نیاز دارد که از جمله میتوان به لیتیوم، کبالت، نیکل، منگنز، مس، آلومینیوم، گرافیت، و فولاد، پلاستیک و دیگر فلزات لازم برای ساخت بدنه باتری اشاره کرد.
الدر در این مستند با اشاره به «مواد معدنی خونین» ابراز نگرانی میکند؛ موادی که عمدتاً از خاک کشورهای درحالتوسعه و در مناطقی استخراج میشوند که تاکنون هیچ سیاستگذار و خریداری از آنها بازدید نکرده است.
استخراج و تصفیه مواد خام برای تأمین ملزومات باتریهای خودروهای برقی، انرژی بادی و خورشیدی، مواد اولیه بسیار زیادی میطلبد. وزن کلی مواد خامی که برای تهیه یک باتری استخراج و فرآوری میشوند، بسته به اندازه باتری، ترکیبات شیمیایی موجود و کیفیت استخراج، با احتساب لایههای سطحی مواد استخراجی و سنگهای باطله بین ۲۲ تا ۴۵ تن برآورد میشود.
مستند «خودروهای برقی: خوب، بد، زشت» از روز ۲۳ مه در پلتفرم گنجینگ ورلد به نمایش درمیآید.
🆔@ScientificDialectics
Gan Jing World
Electric Vehicles: The Good, the Bad, and the Ugly | GJW+ | Gan Jing World
Starring nationally-syndicated talk radio host Larry Elder, "Electric Vehicles: The Good, The Bad an...
🔥4👏2❤1
💢ترامپ ، هوش مصنوعی و فناوری های نظارتی
لایحه بودجهای که به تازگی با اختلافی اندک در مجلس نمایندگان ایالات متحده تصویب شده، طیفی از تغییرات بحثبرانگیز در سیاستگذاریهای فناورانه و اجتماعی آمریکا را در بر دارد. این لایحه با حمایت دونالد ترامپ، کنترل ایالتها بر قوانین هوش مصنوعی را برای یک دهه تعلیق میکند، اعتبارات انرژی پاک را کاهش میدهد، منابع حمایت مالی از مصرفکنندگان را محدود میسازد و میلیاردها دلار به گسترش نظارت مرزی و فناوریهای شناسایی اختصاص میدهد
لایحهای که بامداد پنجشنبه با اختلافی کم از سوی جمهوریخواهان مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسید، طیف گستردهای از تغییرات اساسی را در حوزههای قانونگذاری فناوری، محیط زیست، رفاه اجتماعی، مهاجرت و حقوق شهروندی اعمال خواهد کرد. این طرح، ضمن کاهش نقش ایالتها در نظارت بر هوش مصنوعی، حمایتهای زیستمحیطی را محدود کرده و در مقابل، بودجه سنگینی به سامانههای نظارتی مرزی اختصاص میدهد.
با آنکه این لایحه برای تبدیل شدن به قانون، هنوز به تأیید سنا نیاز دارد، اما حمایت آشکار دونالد ترامپ، مخالفت با آن را دشوار کرده است. در ادامه، مهمترین مفاد علمی و فناورانه این لایحه را میخوانید:
تعلیق قوانین ایالتی درباره هوش مصنوعی
براساس این لایحه، ایالتها برای مدت ۱۰ سال از اجرای هرگونه قانون در زمینه مدلهای هوش مصنوعی و سامانههای «تصمیمگیری خودکار» منع میشوند. چنین تصمیمی میتواند صدها طرح قانونگذاری در دست بررسی در سال ۲۰۲۵ و دهها قانون تصویبشده پیشین را باطل کند. همچنین، تعریف کلی «تصمیمگیری خودکار» در این لایحه ممکن است نظارت بر انواع سامانههای رایانهای، حتی آنهایی که معمولاً در دسته هوش مصنوعی قرار نمیگیرند، را نیز متوقف سازد.
حامیان جمهوریخواه این بند معتقدند این تعلیق برای حفظ توان رقابتی شرکتهای فناوری آمریکایی، بهویژه در برابر چین، ضروری است. شرکت OpenAI نیز از این ایده حمایت کرده است. تاکنون بیش از ۶۰ قانون ایالتی مرتبط با هوش مصنوعی تصویب شدهاند که بسیاری از آنها، نظیر قوانین مقابله با تبعیض الگوریتمی یا نحوه استفاده دولتها از فناوریهای هوشمند، ممکن است متوقف شوند. در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که این لایحه ممکن است حتی مقرراتی را که خود جمهوریخواهان در ایالتهای مختلف برای محدودسازی شبکههای اجتماعی تدوین کردهاند، نیز تضعیف کند.
سناتور مارشا بلکبرن از ایالت تنسی که احتمالاً نامزد فرمانداری خواهد شد، در جلسهای در کنگره از قانون ایالتی تنسی در زمینه محافظت از صدای هنرمندان در برابر تقلیدهای صوتی مبتنی بر هوش مصنوعی دفاع کرد و افزود: «تا زمانی که قانونی فدرال با اولویت بر این موضوع تصویب نشود، امکان تعلیق قوانین ایالتی وجود ندارد.»
سناتور جاش هالی از ایالت میزوری نیز با این تعلیق مخالفت کرده و گفت: «از منظر فدرالیسم، منطقی است که ایالتها بتوانند مقررات خاص خود را آزمایش کنند. بهطور کلی نیز ما به نظارت هوشمندانهای بر هوش مصنوعی نیاز داریم تا از آزادیهای مردم حفاظت شود.» شایان ذکر است که این بند ممکن است با «قانون برد» در سنا که درج بندهای غیرمرتبط را در لوایح تطبیق بودجه ممنوع میکند، در تضاد باشد.
حذف اعتبارهای مالیاتی انرژی پاک
در صورت تصویب این لایحه، اعتبارهای مالیاتی دوران بایدن برای خودروهای الکتریکی طی دو سال آینده لغو خواهند شد. همچنین اعتبارهای مالیاتی مربوط به پروژههای انرژی تجدیدپذیر زودتر از موعد به پایان میرسند و مشمول محدودیتهایی خواهند شد که بسیاری از طرحها را از شمول آنها خارج میکند. این اعتبارها شامل تخفیف ۷۵۰۰ دلاری برای خودروهای برقی جدید، ۴۰۰۰ دلار برای نمونههای کارکرده و اعتبارهای زیرساختی برای ایستگاههای شارژ بودند. در واپسین اصلاحات پیش از رأیگیری، حذف برخی برنامههای اقلیمی تصویبشده در «قانون کاهش تورم» سال ۲۰۲۲ شدت یافت، هرچند تلاشها برای حذف اعتبار نیروگاههای هستهای کاهش پیدا کرد.
کاهش بودجه دفتر حمایت مالی از مصرفکننده
دفتر حمایت مالی از مصرفکننده (CFPB) که پیشتر تحت سیاستهای وزارت تازهتأسیس «بهرهوری دولت» (DOGE) به رهبری ایلان ماسک تضعیف شده بود، با محدودیتهای مالی جدیدی مواجه خواهد شد. در این طرح، سقف بودجه دریافتی این نهاد از بانک مرکزی آمریکا از ۱۲ درصد به ۵ درصد از کل هزینههای عملیاتی سیستم کاهش مییابد. این کاهش منابع، توانایی CFPB در پاسخگویی به شکایات شهروندان در زمینههایی چون توقیف املاک یا کلاهبرداریهای بانکی و همچنین نظارت بر سامانههای پرداخت دیجیتال را محدود میکند.
✍️ تینا مزدکی
https://www.theverge.com/news/673015/trump-big-beautiful-bill-budget-reconciliation-ai-border-energy
🆔@ScientificDialectics
لایحه بودجهای که به تازگی با اختلافی اندک در مجلس نمایندگان ایالات متحده تصویب شده، طیفی از تغییرات بحثبرانگیز در سیاستگذاریهای فناورانه و اجتماعی آمریکا را در بر دارد. این لایحه با حمایت دونالد ترامپ، کنترل ایالتها بر قوانین هوش مصنوعی را برای یک دهه تعلیق میکند، اعتبارات انرژی پاک را کاهش میدهد، منابع حمایت مالی از مصرفکنندگان را محدود میسازد و میلیاردها دلار به گسترش نظارت مرزی و فناوریهای شناسایی اختصاص میدهد
لایحهای که بامداد پنجشنبه با اختلافی کم از سوی جمهوریخواهان مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسید، طیف گستردهای از تغییرات اساسی را در حوزههای قانونگذاری فناوری، محیط زیست، رفاه اجتماعی، مهاجرت و حقوق شهروندی اعمال خواهد کرد. این طرح، ضمن کاهش نقش ایالتها در نظارت بر هوش مصنوعی، حمایتهای زیستمحیطی را محدود کرده و در مقابل، بودجه سنگینی به سامانههای نظارتی مرزی اختصاص میدهد.
با آنکه این لایحه برای تبدیل شدن به قانون، هنوز به تأیید سنا نیاز دارد، اما حمایت آشکار دونالد ترامپ، مخالفت با آن را دشوار کرده است. در ادامه، مهمترین مفاد علمی و فناورانه این لایحه را میخوانید:
تعلیق قوانین ایالتی درباره هوش مصنوعی
براساس این لایحه، ایالتها برای مدت ۱۰ سال از اجرای هرگونه قانون در زمینه مدلهای هوش مصنوعی و سامانههای «تصمیمگیری خودکار» منع میشوند. چنین تصمیمی میتواند صدها طرح قانونگذاری در دست بررسی در سال ۲۰۲۵ و دهها قانون تصویبشده پیشین را باطل کند. همچنین، تعریف کلی «تصمیمگیری خودکار» در این لایحه ممکن است نظارت بر انواع سامانههای رایانهای، حتی آنهایی که معمولاً در دسته هوش مصنوعی قرار نمیگیرند، را نیز متوقف سازد.
حامیان جمهوریخواه این بند معتقدند این تعلیق برای حفظ توان رقابتی شرکتهای فناوری آمریکایی، بهویژه در برابر چین، ضروری است. شرکت OpenAI نیز از این ایده حمایت کرده است. تاکنون بیش از ۶۰ قانون ایالتی مرتبط با هوش مصنوعی تصویب شدهاند که بسیاری از آنها، نظیر قوانین مقابله با تبعیض الگوریتمی یا نحوه استفاده دولتها از فناوریهای هوشمند، ممکن است متوقف شوند. در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که این لایحه ممکن است حتی مقرراتی را که خود جمهوریخواهان در ایالتهای مختلف برای محدودسازی شبکههای اجتماعی تدوین کردهاند، نیز تضعیف کند.
سناتور مارشا بلکبرن از ایالت تنسی که احتمالاً نامزد فرمانداری خواهد شد، در جلسهای در کنگره از قانون ایالتی تنسی در زمینه محافظت از صدای هنرمندان در برابر تقلیدهای صوتی مبتنی بر هوش مصنوعی دفاع کرد و افزود: «تا زمانی که قانونی فدرال با اولویت بر این موضوع تصویب نشود، امکان تعلیق قوانین ایالتی وجود ندارد.»
سناتور جاش هالی از ایالت میزوری نیز با این تعلیق مخالفت کرده و گفت: «از منظر فدرالیسم، منطقی است که ایالتها بتوانند مقررات خاص خود را آزمایش کنند. بهطور کلی نیز ما به نظارت هوشمندانهای بر هوش مصنوعی نیاز داریم تا از آزادیهای مردم حفاظت شود.» شایان ذکر است که این بند ممکن است با «قانون برد» در سنا که درج بندهای غیرمرتبط را در لوایح تطبیق بودجه ممنوع میکند، در تضاد باشد.
حذف اعتبارهای مالیاتی انرژی پاک
در صورت تصویب این لایحه، اعتبارهای مالیاتی دوران بایدن برای خودروهای الکتریکی طی دو سال آینده لغو خواهند شد. همچنین اعتبارهای مالیاتی مربوط به پروژههای انرژی تجدیدپذیر زودتر از موعد به پایان میرسند و مشمول محدودیتهایی خواهند شد که بسیاری از طرحها را از شمول آنها خارج میکند. این اعتبارها شامل تخفیف ۷۵۰۰ دلاری برای خودروهای برقی جدید، ۴۰۰۰ دلار برای نمونههای کارکرده و اعتبارهای زیرساختی برای ایستگاههای شارژ بودند. در واپسین اصلاحات پیش از رأیگیری، حذف برخی برنامههای اقلیمی تصویبشده در «قانون کاهش تورم» سال ۲۰۲۲ شدت یافت، هرچند تلاشها برای حذف اعتبار نیروگاههای هستهای کاهش پیدا کرد.
کاهش بودجه دفتر حمایت مالی از مصرفکننده
دفتر حمایت مالی از مصرفکننده (CFPB) که پیشتر تحت سیاستهای وزارت تازهتأسیس «بهرهوری دولت» (DOGE) به رهبری ایلان ماسک تضعیف شده بود، با محدودیتهای مالی جدیدی مواجه خواهد شد. در این طرح، سقف بودجه دریافتی این نهاد از بانک مرکزی آمریکا از ۱۲ درصد به ۵ درصد از کل هزینههای عملیاتی سیستم کاهش مییابد. این کاهش منابع، توانایی CFPB در پاسخگویی به شکایات شهروندان در زمینههایی چون توقیف املاک یا کلاهبرداریهای بانکی و همچنین نظارت بر سامانههای پرداخت دیجیتال را محدود میکند.
✍️ تینا مزدکی
https://www.theverge.com/news/673015/trump-big-beautiful-bill-budget-reconciliation-ai-border-energy
🆔@ScientificDialectics
The Verge
Pro-AI, pro-pollution, pro-surveillance: what you should know about Trump’s budget
It still needs to pass the Senate.
❤1
Forwarded from "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 (𝒎𝒆𝒍𝒊𝒔𝒔𝒂)
『 رنج متری برای سنجش نیست نه قابل اندازهگیری است و نه نیاز به مجوز دارد 』
❒چرا مقایسه رنجها نادقیق و ناعادلانه است؟در فرهنگ عمومی، اغلب با عباراتی مانند رنج تو که در برابر درد فلانی چیزی نیست یا دیگران بدتر از تو را تجربه کردهاند مواجه میشویم. در نگاه اول این مقایسهها شاید از سر همدردی یا دلگرمی گفته شوند، اما در واقع از منظر فرویدی، این جملات نه تنها نادقیق بلکه ناآگاهانهاند و ممکن است به سرکوب یا انکار واقعیت روانی فرد بینجامند.
❒فروید معتقد بود روان انسان از سه بخش اصلی تشکیل شده: نهاد که منبع غرایز و امیال ناهشیار است، من که کارکرد واقعیتسنج دارد، و فرامن که نماینده ارزشها و وجدان اخلاقی است. تعارض میان این سه بخش، منبع اصلی اضطراب و رنج روانی انسان است.
✍برای مثال، فردی که در ظاهر زندگی خوبی دارد شغل مناسب، خانواده سالم، وضعیت مالی رضایتبخش ممکن است از درون دچار اضطراب شدید، احساس بیمعنایی یا افسردگی باشد. از دید دیگران، دلیلی برای ناراحتی ندارد، اما آنچه نادیده گرفته میشود، ساختار درونی ذهن و مکانیزمهای دفاعی است که در سطح ناهشیار در حال فعالیتاند.
❒فروید و بعدها آنا فروید، مفهوم مکانیزمهای دفاعی را برای توضیح شیوههایی که ذهن انسان برای مقابله با اضطراب و درد روانی بهکار میگیرد، معرفی کردند. این واکنشها ناخودآگاهاند، یعنی فرد آگاهانه آنها را انتخاب نمیکند، بلکه ذهن برای محافظت از من در برابر تعارضات و درد، به آنها پناه میبرد.
✍ مثلاً فردی که در کودکی آزار دیده، ممکن است کل آن واقعه را از حافظه خود بیرون براند. اما آن خاطره سرکوبشده به شکل اضطراب، کابوس یا وسواس در زندگی بالغانه ظاهر میشود.و یا فردی که درون خود احساس خشم یا حسادت سرکوبشده دارد، آن را به دیگران نسبت میدهد همه از من متنفرند
❒در چنین مواردی، درد روانی به سطحی میرسد که نه قابلمشاهده است و نه به راحتی قابلقیاس با دردهای آشکار جسمی یا اجتماعی دیگران. برای همین، مقایسه آن با فردی که عزیزش را از دست داده یا کسی که دچار فقر شدید است دقیق نیست، چون خاستگاه این رنجها روانی و نه صرفاً خارجیست.
❒هر فرد، واقعیت روانی خود را دارد
در روانکاوی، چیزی بهنام واقعیت عینی آنقدر اهمیت ندارد که واقعیت روانی مهم است. ممکن است یک اتفاق برای دو نفر بیفتد مثلاً طرد شدن توسط یک دوست اما واکنش روانی آنها کاملاً متفاوت باشد. یکی ممکن است سریعاً به زندگیاش ادامه دهد، و دیگری دچار افسردگی شدید شود. این تفاوت ناشی از گذشته، تجربیات کودکی، سبک دلبستگی، و ساختار روانی آنهاست.
❒پس وقتی کسی رنجی را تجربه میکند، آن رنج درون شبکهای پیچیده از ناخودآگاه، گذشته، ترسها و سازوکارهای دفاعی در حال معنا یافتن است. بهجای مقایسه، فهم این منحصربهفرد بودن تجربه است که شفابخش است.
❒از نگاه فرویدی، مقایسه رنجهای انسانی مثل اینکه مقایسه تب یک بیمار با زخم دیگری است قابل سنجش ظاهری نیست، چون هرکدام نشانهی یک بیماری متفاوت در دروناند.مکانیزمهای دفاعی سازوکارهایی ناخودآگاهاند که ذهن انسان برای بقا در برابر رنج ایجاد میکند و چون این مکانیزمها در هر فرد متفاوتاند، سنجش یا داوری درباره عمق رنج دیگران نه ممکن است، نه منصفانه.
بنابراین اگر واقعاً میخواهیم فهم درستی از رنج انسانی داشته باشیم، باید از مقایسه دور شویم، و بهجای آن، به واقعیت روانی منحصر به فرد هر فرد احترام بگذاریم.
╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
❒چرا مقایسه رنجها نادقیق و ناعادلانه است؟در فرهنگ عمومی، اغلب با عباراتی مانند رنج تو که در برابر درد فلانی چیزی نیست یا دیگران بدتر از تو را تجربه کردهاند مواجه میشویم. در نگاه اول این مقایسهها شاید از سر همدردی یا دلگرمی گفته شوند، اما در واقع از منظر فرویدی، این جملات نه تنها نادقیق بلکه ناآگاهانهاند و ممکن است به سرکوب یا انکار واقعیت روانی فرد بینجامند.
❒فروید معتقد بود روان انسان از سه بخش اصلی تشکیل شده: نهاد که منبع غرایز و امیال ناهشیار است، من که کارکرد واقعیتسنج دارد، و فرامن که نماینده ارزشها و وجدان اخلاقی است. تعارض میان این سه بخش، منبع اصلی اضطراب و رنج روانی انسان است.
✍برای مثال، فردی که در ظاهر زندگی خوبی دارد شغل مناسب، خانواده سالم، وضعیت مالی رضایتبخش ممکن است از درون دچار اضطراب شدید، احساس بیمعنایی یا افسردگی باشد. از دید دیگران، دلیلی برای ناراحتی ندارد، اما آنچه نادیده گرفته میشود، ساختار درونی ذهن و مکانیزمهای دفاعی است که در سطح ناهشیار در حال فعالیتاند.
❒فروید و بعدها آنا فروید، مفهوم مکانیزمهای دفاعی را برای توضیح شیوههایی که ذهن انسان برای مقابله با اضطراب و درد روانی بهکار میگیرد، معرفی کردند. این واکنشها ناخودآگاهاند، یعنی فرد آگاهانه آنها را انتخاب نمیکند، بلکه ذهن برای محافظت از من در برابر تعارضات و درد، به آنها پناه میبرد.
✍ مثلاً فردی که در کودکی آزار دیده، ممکن است کل آن واقعه را از حافظه خود بیرون براند. اما آن خاطره سرکوبشده به شکل اضطراب، کابوس یا وسواس در زندگی بالغانه ظاهر میشود.و یا فردی که درون خود احساس خشم یا حسادت سرکوبشده دارد، آن را به دیگران نسبت میدهد همه از من متنفرند
❒در چنین مواردی، درد روانی به سطحی میرسد که نه قابلمشاهده است و نه به راحتی قابلقیاس با دردهای آشکار جسمی یا اجتماعی دیگران. برای همین، مقایسه آن با فردی که عزیزش را از دست داده یا کسی که دچار فقر شدید است دقیق نیست، چون خاستگاه این رنجها روانی و نه صرفاً خارجیست.
❒هر فرد، واقعیت روانی خود را دارد
در روانکاوی، چیزی بهنام واقعیت عینی آنقدر اهمیت ندارد که واقعیت روانی مهم است. ممکن است یک اتفاق برای دو نفر بیفتد مثلاً طرد شدن توسط یک دوست اما واکنش روانی آنها کاملاً متفاوت باشد. یکی ممکن است سریعاً به زندگیاش ادامه دهد، و دیگری دچار افسردگی شدید شود. این تفاوت ناشی از گذشته، تجربیات کودکی، سبک دلبستگی، و ساختار روانی آنهاست.
❒پس وقتی کسی رنجی را تجربه میکند، آن رنج درون شبکهای پیچیده از ناخودآگاه، گذشته، ترسها و سازوکارهای دفاعی در حال معنا یافتن است. بهجای مقایسه، فهم این منحصربهفرد بودن تجربه است که شفابخش است.
❒از نگاه فرویدی، مقایسه رنجهای انسانی مثل اینکه مقایسه تب یک بیمار با زخم دیگری است قابل سنجش ظاهری نیست، چون هرکدام نشانهی یک بیماری متفاوت در دروناند.مکانیزمهای دفاعی سازوکارهایی ناخودآگاهاند که ذهن انسان برای بقا در برابر رنج ایجاد میکند و چون این مکانیزمها در هر فرد متفاوتاند، سنجش یا داوری درباره عمق رنج دیگران نه ممکن است، نه منصفانه.
بنابراین اگر واقعاً میخواهیم فهم درستی از رنج انسانی داشته باشیم، باید از مقایسه دور شویم، و بهجای آن، به واقعیت روانی منحصر به فرد هر فرد احترام بگذاریم.
╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
Telegram
ماتریالیسم واومانیسم
«اضطراب سر گیجه ی آزادی است.»
#واقعیت_منحصر_به_فرد_رنج #فروید #مکانیسم_دفاعی #انکار_رنج
#واقعیت_منحصر_به_فرد_رنج #فروید #مکانیسم_دفاعی #انکار_رنج
❤5👍1
💢کشف خزنده غولپیکر در کانادا / یک هیولای افسانهای از عمق تاریخ
فسیل گونهای جدید از خزندگان دریایی غولپیکر به نام «Traskasaura sandrae» در کانادا پیدا شد. موجودی عجیب با گردنی بسیار بلند و دندانهای خردکننده که شبیه هیولاهای افسانهای است
موجودی ۱۲ متری با دندانهای تیز و بزرگ که «Traskasaura sandrae» نام گرفته است، ترکیبی از ویژگیهای ابتدایی و تکاملیافته را در خود دارد. ترکیبی که آن را از تمام الاسموسورهای شناختهشده متمایز میکند.
اگرچه Traskasaura sandrae تازه نامگذاری شده، اما فسیلهایی که به شناسایی آن انجامید، قدمتی بیش از سه دهه دارند. اولین بقایای این موجود در سال ۱۹۸۸ در حاشیه رودخانه پانتلج در جزیره ونکوور کشف شد. در سالهای بعد، فسیلهای بیشتری از جمله استخوان بازوی راست و اسکلت ناقصی از یک نمونه جوانتر نیز پیدا شد.
فسیلها نخستین بار در سال ۲۰۰۲ به صورت علمی توصیف شدند، اما به دلیل ویژگیهای عجیب و ترکیبیشان، دانشمندان در آن زمان برای معرفی یک سرده (genus) جدید تردید داشتند.
چیزی که کار شناسایی تراسکاسورا را دشوار کرده بود، ترکیب عجیبی از ویژگیهای بدوی و پیشرفته در ساختار اسکلتی آن است. از جمله فسیلهای مهمی که برای تعیین هویت این گونه استفاده شده، ۳۶ مهره گردنی است. این مقدار نشان میدهد تراسکاسورا گردنی بسیار بلند داشته؛ مشخصهای که یادآور تصویر موجودات افسانهای دریایی است.
با نامگذاری رسمی Traskasaura sandrae، منطقه شمالغربی اقیانوس آرام اکنون یک خزنده دریایی خاص از دوران مزوزوئیک دارد. این منطقه امروز نیز به دلیل تنوع زیستدریایی غنیاش مشهور است.
https://www.popsci.com/science/giant-marine-reptile-canada/
🆔@ScientificDialectics
فسیل گونهای جدید از خزندگان دریایی غولپیکر به نام «Traskasaura sandrae» در کانادا پیدا شد. موجودی عجیب با گردنی بسیار بلند و دندانهای خردکننده که شبیه هیولاهای افسانهای است
موجودی ۱۲ متری با دندانهای تیز و بزرگ که «Traskasaura sandrae» نام گرفته است، ترکیبی از ویژگیهای ابتدایی و تکاملیافته را در خود دارد. ترکیبی که آن را از تمام الاسموسورهای شناختهشده متمایز میکند.
اگرچه Traskasaura sandrae تازه نامگذاری شده، اما فسیلهایی که به شناسایی آن انجامید، قدمتی بیش از سه دهه دارند. اولین بقایای این موجود در سال ۱۹۸۸ در حاشیه رودخانه پانتلج در جزیره ونکوور کشف شد. در سالهای بعد، فسیلهای بیشتری از جمله استخوان بازوی راست و اسکلت ناقصی از یک نمونه جوانتر نیز پیدا شد.
فسیلها نخستین بار در سال ۲۰۰۲ به صورت علمی توصیف شدند، اما به دلیل ویژگیهای عجیب و ترکیبیشان، دانشمندان در آن زمان برای معرفی یک سرده (genus) جدید تردید داشتند.
چیزی که کار شناسایی تراسکاسورا را دشوار کرده بود، ترکیب عجیبی از ویژگیهای بدوی و پیشرفته در ساختار اسکلتی آن است. از جمله فسیلهای مهمی که برای تعیین هویت این گونه استفاده شده، ۳۶ مهره گردنی است. این مقدار نشان میدهد تراسکاسورا گردنی بسیار بلند داشته؛ مشخصهای که یادآور تصویر موجودات افسانهای دریایی است.
با نامگذاری رسمی Traskasaura sandrae، منطقه شمالغربی اقیانوس آرام اکنون یک خزنده دریایی خاص از دوران مزوزوئیک دارد. این منطقه امروز نیز به دلیل تنوع زیستدریایی غنیاش مشهور است.
https://www.popsci.com/science/giant-marine-reptile-canada/
🆔@ScientificDialectics
Popular Science
‘Very odd' 40-foot-long marine reptile stalked prehistoric Canada
Traskasaura sandrae lived during the Cretaceous Period and had an impressive set of teeth.
⚡1❤1
💢همچنان هفتهای 350 نفر در آمریکا بر اثر کرونا میمیرند!
طبق دادههای «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها» (CDC)، در ماه گذشته بهطور میانگین حدود ۳۵۰ نفر در آمریکا هر هفته بر اثر این بیماری جان باختند.
کارشناسان دلایل این مرگومیرها را کاهش میزان واکسیناسیون، افت ایمنی در طول زمان، و دسترسی ناکافی به درمانها عنوان کردهاند.
🇺🇸 COVID-19 is still claiming lives in the U.S.!
Currently, an average of 350 people in the United States die each week due to COVID-19. According to data from the Centers for Disease Control and Prevention (CDC), this figure was reported last month. Experts attribute these deaths to several factors, including a decrease in vaccination rates, waning immunity over time, and insufficient access to treatments.
🆔@ScientificDialectics
طبق دادههای «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها» (CDC)، در ماه گذشته بهطور میانگین حدود ۳۵۰ نفر در آمریکا هر هفته بر اثر این بیماری جان باختند.
کارشناسان دلایل این مرگومیرها را کاهش میزان واکسیناسیون، افت ایمنی در طول زمان، و دسترسی ناکافی به درمانها عنوان کردهاند.
🇺🇸 COVID-19 is still claiming lives in the U.S.!
Currently, an average of 350 people in the United States die each week due to COVID-19. According to data from the Centers for Disease Control and Prevention (CDC), this figure was reported last month. Experts attribute these deaths to several factors, including a decrease in vaccination rates, waning immunity over time, and insufficient access to treatments.
🆔@ScientificDialectics
👏2
💢هواپیمای فوق سری آمریکا از سایه بیرون آمد ؛ پرواز مرموز «RAT55»
هواپیمای «RAT55»، یکی از اسرارآمیزترین هواپیماهای جهان، سفری غیرمنتظره در سراسر آمریکا انجام داد که دلیل آن هنوز مشخص نیست. این هواپیما که بهطور رسمی NT-43A نامیده میشود، نسخهای بهشدت تغییر یافته از بوئینگ ۷۳۷ است که بهعنوان یک آزمایشگاه پرنده برای سنجش سطح مقطع راداری (Radar Cross-Section) طراحی شده است.
هواپیمای فوق سری «RAT55» نیروی هوایی آمریکا از پایگاه «Nevada Test and Training Range» به آرکانزاس رفت و سپس در راه بازگشت، توقفی یکساعته در تگزاس داشت.
نکته قابل توجه این است که شرکت King Aerospace که در زمینه تعمیرات سنگین و تغییرات فنی هواپیماهای نظامی تخصص دارد، در فرودگاه آرکانزاس حضور دارد. آیا پرواز اخیر نیز برای انجام تعمیرات یا ارتقاء فنی توسط King Aerospace بود؟ هنوز پاسخی رسمی در این زمینه منتشر نشده است.
این هواپیما تقریباً تمام زمان خود را در مناطق نظامی دورافتاده در کالیفرنیا و نوادای جنوبی سپری میکند و محل استقرار اصلیاش، فرودگاه فوقامن Tonopah Test Range است. جایی که بسیاری از پروژههای مخفی هوافضای آمریکا در آن انجام میشوند.
هواپیمای «RAT55» مجهز به دو آرایه عظیم راداری در جلو و عقب بدنه است که به آن امکان میدهد سطح مقطع راداری هواپیماهای پنهانکار را در حال پرواز با دقت بالا اندازهگیری کند. این روش نسبت به اندازهگیریهای زمینی مزیت بزرگی دارد که امکان بررسی زوایای مختلف از بالا و پشت، بهصورت لحظهای و مداوم یکی از آنها است.
علاوه بر رادار، این هواپیما دارای سیستمهای اپتیکی و فروسرخ نیز هست و میتواند به تجهیزات خاصی مانند آنتنهای بالای بدنه نیز تجهیز شود. معمولاً حتی بمبافکنهای پنهانکار «بی ۲» نیز پس از تعمیرات اساسی باید پروازی آزمایشی در کنار RAT55 داشته باشند تا اطمینان حاصل شود که ویژگیهای پنهانکارانه آنها حفظ شده است.
با افزایش فعالیتهای نظامی مرتبط با رقابت قدرتهای بزرگ، انتظار میرود RAT55 بیش از هر زمان دیگری مشغول باشد. از پروژههای محرمانه تا هواپیماهای نسل بعدی مانند B-21 و F-47، تقاضا برای تستهای پیشرفته راداری بهشدت بالا رفته است.
با این حال، RAT55 هواپیمایی قدیمی است و قطعات بوئینگ ۷۳۷ نسل اول بهسختی یافت میشود. با توجه به اهمیت مأموریتهایش، جای تعجب است که هنوز جایگزینی رسمی برای آن معرفی نشده است.
هرچند دلیل اصلی سفر اخیر RAT55 هنوز در هالهای از ابهام است، اما این پرواز فرصتی نادر برای علاقهمندان به هوانوردی بود تا از نزدیک یکی از مرموزترین و خاصترین هواپیماهای جهان را مشاهده کنند. هواپیمایی که نقش آن در توسعه فناوریهای پنهانکار حیاتی است، اما خود، همیشه از نگاه عموم پنهان مانده است.
https://www.twz.com/air/worlds-most-secretive-737-rat55-just-made-a-rare-public-appearance
🆔@ScientificDialectics
هواپیمای «RAT55»، یکی از اسرارآمیزترین هواپیماهای جهان، سفری غیرمنتظره در سراسر آمریکا انجام داد که دلیل آن هنوز مشخص نیست. این هواپیما که بهطور رسمی NT-43A نامیده میشود، نسخهای بهشدت تغییر یافته از بوئینگ ۷۳۷ است که بهعنوان یک آزمایشگاه پرنده برای سنجش سطح مقطع راداری (Radar Cross-Section) طراحی شده است.
هواپیمای فوق سری «RAT55» نیروی هوایی آمریکا از پایگاه «Nevada Test and Training Range» به آرکانزاس رفت و سپس در راه بازگشت، توقفی یکساعته در تگزاس داشت.
نکته قابل توجه این است که شرکت King Aerospace که در زمینه تعمیرات سنگین و تغییرات فنی هواپیماهای نظامی تخصص دارد، در فرودگاه آرکانزاس حضور دارد. آیا پرواز اخیر نیز برای انجام تعمیرات یا ارتقاء فنی توسط King Aerospace بود؟ هنوز پاسخی رسمی در این زمینه منتشر نشده است.
این هواپیما تقریباً تمام زمان خود را در مناطق نظامی دورافتاده در کالیفرنیا و نوادای جنوبی سپری میکند و محل استقرار اصلیاش، فرودگاه فوقامن Tonopah Test Range است. جایی که بسیاری از پروژههای مخفی هوافضای آمریکا در آن انجام میشوند.
هواپیمای «RAT55» مجهز به دو آرایه عظیم راداری در جلو و عقب بدنه است که به آن امکان میدهد سطح مقطع راداری هواپیماهای پنهانکار را در حال پرواز با دقت بالا اندازهگیری کند. این روش نسبت به اندازهگیریهای زمینی مزیت بزرگی دارد که امکان بررسی زوایای مختلف از بالا و پشت، بهصورت لحظهای و مداوم یکی از آنها است.
علاوه بر رادار، این هواپیما دارای سیستمهای اپتیکی و فروسرخ نیز هست و میتواند به تجهیزات خاصی مانند آنتنهای بالای بدنه نیز تجهیز شود. معمولاً حتی بمبافکنهای پنهانکار «بی ۲» نیز پس از تعمیرات اساسی باید پروازی آزمایشی در کنار RAT55 داشته باشند تا اطمینان حاصل شود که ویژگیهای پنهانکارانه آنها حفظ شده است.
با افزایش فعالیتهای نظامی مرتبط با رقابت قدرتهای بزرگ، انتظار میرود RAT55 بیش از هر زمان دیگری مشغول باشد. از پروژههای محرمانه تا هواپیماهای نسل بعدی مانند B-21 و F-47، تقاضا برای تستهای پیشرفته راداری بهشدت بالا رفته است.
با این حال، RAT55 هواپیمایی قدیمی است و قطعات بوئینگ ۷۳۷ نسل اول بهسختی یافت میشود. با توجه به اهمیت مأموریتهایش، جای تعجب است که هنوز جایگزینی رسمی برای آن معرفی نشده است.
هرچند دلیل اصلی سفر اخیر RAT55 هنوز در هالهای از ابهام است، اما این پرواز فرصتی نادر برای علاقهمندان به هوانوردی بود تا از نزدیک یکی از مرموزترین و خاصترین هواپیماهای جهان را مشاهده کنند. هواپیمایی که نقش آن در توسعه فناوریهای پنهانکار حیاتی است، اما خود، همیشه از نگاه عموم پنهان مانده است.
https://www.twz.com/air/worlds-most-secretive-737-rat55-just-made-a-rare-public-appearance
🆔@ScientificDialectics
The War Zone
World’s Most Secretive 737 Just Made A Very Rare Appearance
The highly modified NT-43A bounces around between secretive test bases and is used to collect radar data on stealthy aircraft in-flight.
🔥2
💢چین شبکهای عظیم از ماهوارهها را در مدار زمین مستقر میکند ؛ کنترل آینده جهان از فضا
در دنیایی است که پیشرفت هوش مصنوعی، نیاز به توان پردازشی را روزافزون کرده است، حتی فضا هم مکانی برای قرار گرفتن ابررایانهها میشود
چین با پرتاب ۱۲ ماهواره پیشرفته، گام نخست در ایجاد یک ابررایانه فضایی را برداشت؛ پروژهای جاهطلبانه که میتواند آینده پردازش داده در مدار زمین را متحول کند.
شرکت ADA Space و آزمایشگاه ژجیانگ این ماهوارهها را که بخشی از صورتفلکی «سه جسم» هستند، میسازند و قرار است در چند سال آینده به شبکهای متشکل از ۲۸۰۰ ماهواره تبدیل شوند.
ویژگی منحصربهفرد این سیستم، پردازش مستقیم دادهها در فضا است. به این ترتیب با استفاده از سرمای طبیعی فضای بیرونی برای خنک کردن ابررایانه فضایی، گام بزرگی در افزایش بهرهوری و کاهش مصرف انرژی برداشته میشود.
امروزه کاربرد ماهوارهها در سیستمهای GPS، سنسورهای اقلیمی، تلسکوپها، پیشبینی وضعیت آبوهوا و ارتباطات گسترش یافته، اما دادههای گردآوریشده آنها همچنان نیازمند پردازش بر روی زمین هستندکه با محدودیتهایی مانند پهنای باند و زمانهای کوتاه عبور از ایستگاههای زمینی مواجه است، و در نتیجه بخش قابل توجهی از اطلاعات از دست میرود.
برای حل این مشکل، شرکتها به طراحی ماهوارههایی روی آوردهاند که از فناوری «پردازش لبهای» (Edge Computing) بهره میبرند؛ یعنی دادهها پیش از ارسال به زمین، مستقیماً روی خود ماهواره پردازش میشوند. این روش، باعث میشود انرژی موردنیاز از طریق صفحات خورشیدی تامین شده و گرمای اضافی نیز به طور طبیعی به فضا تابیده شود.
توان محاسباتی این ابررایانه خارقالعاده خواهد بود. هر یک از ماهوارهها به یک مدل هوش مصنوعی با ۸ میلیارد پارامتر مجهز میشود که قادر به انجام ۷۴۴ ترافلاپس عملیات در ثانیه (TOPS) است. طبق بیانیه ترجمهشده ADA Space، در صورت ترکیب توان پردازشی این ماهوارهها، این رقم به ۵ پتا عملیات در ثانیه میرسد؛ رقمی که بسیاری از دیتاسنترهای امروزی به آن نزدیک هم نمیشوند.
به گفته وانگ جیان، مدیر پروژه، این فناوری نهتنها کارایی را بالا میبرد، بلکه با کاهش نیاز به انتقال داده، مصرف انرژی و آلودگی ناشی از انتشار کربن را هم کم میکند.
همانظور که از نامش پیداست، این پروژه از «مسئله سه جسم» در فیزیک الهام گرفته و همزمان ادای احترام به رمان علمی-تخیلی معروف لیو سیشین، نویسنده چینی است.
با این حرکت، چین نهتنها وارد رقابت در عرصه محاسبات فضایی شده، بلکه شاید تعریف تازهای از آینده فناوری در مدار زمین ارائه دهد.
https://www.livescience.com/space/space-exploration/china-is-building-a-constellation-of-ai-supercomputers-in-space-and-just-launched-the-first-pieces
🆔@ScientificDialectics
در دنیایی است که پیشرفت هوش مصنوعی، نیاز به توان پردازشی را روزافزون کرده است، حتی فضا هم مکانی برای قرار گرفتن ابررایانهها میشود
چین با پرتاب ۱۲ ماهواره پیشرفته، گام نخست در ایجاد یک ابررایانه فضایی را برداشت؛ پروژهای جاهطلبانه که میتواند آینده پردازش داده در مدار زمین را متحول کند.
شرکت ADA Space و آزمایشگاه ژجیانگ این ماهوارهها را که بخشی از صورتفلکی «سه جسم» هستند، میسازند و قرار است در چند سال آینده به شبکهای متشکل از ۲۸۰۰ ماهواره تبدیل شوند.
ویژگی منحصربهفرد این سیستم، پردازش مستقیم دادهها در فضا است. به این ترتیب با استفاده از سرمای طبیعی فضای بیرونی برای خنک کردن ابررایانه فضایی، گام بزرگی در افزایش بهرهوری و کاهش مصرف انرژی برداشته میشود.
امروزه کاربرد ماهوارهها در سیستمهای GPS، سنسورهای اقلیمی، تلسکوپها، پیشبینی وضعیت آبوهوا و ارتباطات گسترش یافته، اما دادههای گردآوریشده آنها همچنان نیازمند پردازش بر روی زمین هستندکه با محدودیتهایی مانند پهنای باند و زمانهای کوتاه عبور از ایستگاههای زمینی مواجه است، و در نتیجه بخش قابل توجهی از اطلاعات از دست میرود.
برای حل این مشکل، شرکتها به طراحی ماهوارههایی روی آوردهاند که از فناوری «پردازش لبهای» (Edge Computing) بهره میبرند؛ یعنی دادهها پیش از ارسال به زمین، مستقیماً روی خود ماهواره پردازش میشوند. این روش، باعث میشود انرژی موردنیاز از طریق صفحات خورشیدی تامین شده و گرمای اضافی نیز به طور طبیعی به فضا تابیده شود.
توان محاسباتی این ابررایانه خارقالعاده خواهد بود. هر یک از ماهوارهها به یک مدل هوش مصنوعی با ۸ میلیارد پارامتر مجهز میشود که قادر به انجام ۷۴۴ ترافلاپس عملیات در ثانیه (TOPS) است. طبق بیانیه ترجمهشده ADA Space، در صورت ترکیب توان پردازشی این ماهوارهها، این رقم به ۵ پتا عملیات در ثانیه میرسد؛ رقمی که بسیاری از دیتاسنترهای امروزی به آن نزدیک هم نمیشوند.
به گفته وانگ جیان، مدیر پروژه، این فناوری نهتنها کارایی را بالا میبرد، بلکه با کاهش نیاز به انتقال داده، مصرف انرژی و آلودگی ناشی از انتشار کربن را هم کم میکند.
همانظور که از نامش پیداست، این پروژه از «مسئله سه جسم» در فیزیک الهام گرفته و همزمان ادای احترام به رمان علمی-تخیلی معروف لیو سیشین، نویسنده چینی است.
با این حرکت، چین نهتنها وارد رقابت در عرصه محاسبات فضایی شده، بلکه شاید تعریف تازهای از آینده فناوری در مدار زمین ارائه دهد.
https://www.livescience.com/space/space-exploration/china-is-building-a-constellation-of-ai-supercomputers-in-space-and-just-launched-the-first-pieces
🆔@ScientificDialectics
Live Science
China is building a constellation of AI supercomputers in space — and just launched the first pieces
China has launched the first cluster of satellites for a planned AI supercomputer array. The first-of-its-kind array will enable scientists to perform in-orbit data processing.
❤5👍3