💢ادعای جنجالی مأمور سابق سیا ؛ در مریخ استخوان دیدم
استخوان در مریخ؛ این عبارتی است که توسط یکی از مأموران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به رسانهها راه یافته و جنجال تازهای در میان نظریهپردازان حیات فرازمینی به راه انداخته است
در حالیکه ناسا و دیگر آژانسهای فضایی دنیا همچنان در تلاش برای یافتن نشانههایی از آب و میکروارگانیسمها در مریخ هستند، اظهارات این مأمور سابق سیا نگاهها را به سمت موضوعی بسیار فراتر معطوف کرده است.
این ادعا از سوی شخصی به نام جان رمبو مطرح شده؛ فردی که پیشتر در سازمان سیا فعالیت میکرده و مدعی است که در جریان مأموریتی محرمانه در دهه ۸۰ میلادی، تصاویر واضحی از سطح مریخ مشاهده کرده که شامل «اجساد، استخوان و ساختارهای مصنوعی» بوده است.
او در مصاحبهای با وبسایت Metro گفت: «آنچه دیدم، انسان را شوکه میکند. استخوانهایی کاملاً واضح و چیزی شبیه به دنده، روی سطح سیاره دیده میشد. این تصاویر متعلق به برنامهای فوقمحرمانه بود که هدفش بررسی سطح مریخ از طریق تکنولوژی دید از راه دور – Remote Viewing بود.»
برنامههای موسوم به «دید از راه دور» که در دوران جنگ سرد توسط سازمانهایی مانند CIA دنبال میشد، بر پایه ادعای توانایی مشاهده مکانهای دوردست با استفاده از قدرت ذهنی بودند. هرچند بسیاری از این پروژهها بعدها متوقف شدند یا نتایج آنها فاقد اعتبار علمی اعلام شد، اما همچنان برخی مدافعان آنها معتقدند نتایج ارزشمندی در این مسیر بهدست آمده است.
در همین راستا، رمبو مدعی است که خود جزو گروههایی بوده که توانستهاند تصاویری ذهنی دقیق از مریخ ثبت کنند. او تأکید دارد که این اطلاعات سالها در بایگانیهای امنیتی پنهان شدهاند.
ناسا چه میگوید؟
سازمان فضایی آمریکا بارها تأکید کرده که هیچ مدرک معتبری درباره وجود حیات هوشمند یا اجساد در مریخ کشف نشده است. تمرکز اصلی مأموریتهای مریخی ناسا، یافتن نشانههایی از آب، میکروبهای باستانی و شرایط زیستپذیری بوده است.
با این حال، ناسا بهطور رسمی به ادعاهای مطرحشده توسط مأموران سابق اطلاعاتی واکنش نشان نمیدهد و آنها را در حیطه شایعات یا نظریههای اثباتنشده دستهبندی میکند.
گرچه داستانهایی از این دست جذابیت رسانهای بالایی دارند، اما از منظر علمی، هنوز هیچ تصویری که بهطور قطع به بقایای زیستی در مریخ اشاره داشته باشد تأیید نشده است. تصاویر ارسالشده از مریخنوردهایی مانند Curiosity یا Perseverance، اغلب با تحلیل زمینشناسی بررسی میشوند و تا امروز هیچیک وجود استخوان در مریخ را اثبات نکردهاند.
http://www.msn.com/en-us/science/environmental-science/former-cia-agent-claims-there-was-life-on-mars-and-he-saw-bones-on-the-surface/ar-AA1Adzy2?ocid=BingNewsVerp&apiversion=v2&noservercache=1&domshim=1&renderwebcomponents=1&wcseo=1&batchservertelemetry=1&noservertelemetry=1
🆔@ScientificDialectics
استخوان در مریخ؛ این عبارتی است که توسط یکی از مأموران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به رسانهها راه یافته و جنجال تازهای در میان نظریهپردازان حیات فرازمینی به راه انداخته است
در حالیکه ناسا و دیگر آژانسهای فضایی دنیا همچنان در تلاش برای یافتن نشانههایی از آب و میکروارگانیسمها در مریخ هستند، اظهارات این مأمور سابق سیا نگاهها را به سمت موضوعی بسیار فراتر معطوف کرده است.
این ادعا از سوی شخصی به نام جان رمبو مطرح شده؛ فردی که پیشتر در سازمان سیا فعالیت میکرده و مدعی است که در جریان مأموریتی محرمانه در دهه ۸۰ میلادی، تصاویر واضحی از سطح مریخ مشاهده کرده که شامل «اجساد، استخوان و ساختارهای مصنوعی» بوده است.
او در مصاحبهای با وبسایت Metro گفت: «آنچه دیدم، انسان را شوکه میکند. استخوانهایی کاملاً واضح و چیزی شبیه به دنده، روی سطح سیاره دیده میشد. این تصاویر متعلق به برنامهای فوقمحرمانه بود که هدفش بررسی سطح مریخ از طریق تکنولوژی دید از راه دور – Remote Viewing بود.»
برنامههای موسوم به «دید از راه دور» که در دوران جنگ سرد توسط سازمانهایی مانند CIA دنبال میشد، بر پایه ادعای توانایی مشاهده مکانهای دوردست با استفاده از قدرت ذهنی بودند. هرچند بسیاری از این پروژهها بعدها متوقف شدند یا نتایج آنها فاقد اعتبار علمی اعلام شد، اما همچنان برخی مدافعان آنها معتقدند نتایج ارزشمندی در این مسیر بهدست آمده است.
در همین راستا، رمبو مدعی است که خود جزو گروههایی بوده که توانستهاند تصاویری ذهنی دقیق از مریخ ثبت کنند. او تأکید دارد که این اطلاعات سالها در بایگانیهای امنیتی پنهان شدهاند.
ناسا چه میگوید؟
سازمان فضایی آمریکا بارها تأکید کرده که هیچ مدرک معتبری درباره وجود حیات هوشمند یا اجساد در مریخ کشف نشده است. تمرکز اصلی مأموریتهای مریخی ناسا، یافتن نشانههایی از آب، میکروبهای باستانی و شرایط زیستپذیری بوده است.
با این حال، ناسا بهطور رسمی به ادعاهای مطرحشده توسط مأموران سابق اطلاعاتی واکنش نشان نمیدهد و آنها را در حیطه شایعات یا نظریههای اثباتنشده دستهبندی میکند.
گرچه داستانهایی از این دست جذابیت رسانهای بالایی دارند، اما از منظر علمی، هنوز هیچ تصویری که بهطور قطع به بقایای زیستی در مریخ اشاره داشته باشد تأیید نشده است. تصاویر ارسالشده از مریخنوردهایی مانند Curiosity یا Perseverance، اغلب با تحلیل زمینشناسی بررسی میشوند و تا امروز هیچیک وجود استخوان در مریخ را اثبات نکردهاند.
http://www.msn.com/en-us/science/environmental-science/former-cia-agent-claims-there-was-life-on-mars-and-he-saw-bones-on-the-surface/ar-AA1Adzy2?ocid=BingNewsVerp&apiversion=v2&noservercache=1&domshim=1&renderwebcomponents=1&wcseo=1&batchservertelemetry=1&noservertelemetry=1
🆔@ScientificDialectics
MSN
Former CIA agent claims there was life on Mars and he saw 'bones' on the surface
'It [was] obvious these people were dying for some reason, but they were humans. They were just twice our size.'
👍4
💢موج تنهایی میان مردان جوان آمریکایی
بر اساس نظرسنجی جدید موسسه گالوپ، مردان جوان در ایالات متحده بیشتر از سایر آمریکاییها و همچنین همسالان خود در دیگر کشورهای توسعهیافته، احساس تنهایی میکنند.
بر اساس دادههای تجمیعی سالهای 2023 و 2024، 25% از مردان آمریکایی 15 تا 34 ساله اعلام کردند که بسیار احساس تنهایی داشتهاند، که این رقم بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین ملی 18% و همچنین میزان احساس تنهایی در زنان جوان است.
مردان جوان آمریکایی همچنین بیش از همتایان خود در میان 38 کشور عمدتاً پردرآمد و دموکراتیک سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) احساس تنهایی میکنند.
🆔@ScientificDialectics
بر اساس نظرسنجی جدید موسسه گالوپ، مردان جوان در ایالات متحده بیشتر از سایر آمریکاییها و همچنین همسالان خود در دیگر کشورهای توسعهیافته، احساس تنهایی میکنند.
بر اساس دادههای تجمیعی سالهای 2023 و 2024، 25% از مردان آمریکایی 15 تا 34 ساله اعلام کردند که بسیار احساس تنهایی داشتهاند، که این رقم بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین ملی 18% و همچنین میزان احساس تنهایی در زنان جوان است.
مردان جوان آمریکایی همچنین بیش از همتایان خود در میان 38 کشور عمدتاً پردرآمد و دموکراتیک سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) احساس تنهایی میکنند.
🆔@ScientificDialectics
🎉2
💢اهدای اسپرم حامل یک جهش ژنتیکی نادر، منجر به ابتلای به سرطان ۱۰ کودک در سراسر اروپا شده است
این پرونده نگرانیهایی جدی درباره فقدان محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم اهداکنندگان به وجود آورده است.
اسپرم مردی که حامل جهش ژنی نادر سرطانزا بوده، منجر به تولد حداقل ۶۷ کودک در اروپا شده که از میان آنها تاکنون ۱۰ نفر به سرطان مبتلا شدهاند.
این مورد که کودکان متولد شده بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ را در بر میگیرد، پیچیدگی ردیابی خانوادههای متعدد هنگام شناسایی مشکلات پزشکی جدی را نشان میدهد.
کارشناسان پیش از این نسبت به خطرات اجتماعی و روانی استفاده از اسپرم اهداکنندگان واحد برای تولید تعداد زیادی کودک در کشورهای مختلف هشدار داده بودند.
این جهش ژنتیکی در زمان اهدای اسپرم قابل شناسایی نبود و تنها پس از آنکه دو خانواده به دلیل ابتلای فرزندانشان به سرطانهای مشابه به کلینیکهای باروری مراجعه کردند، کشف شد. تحقیقات بیشتر نشان داد که ۲۳ کودک حامل این جهش هستند. این موضوع نگرانیهایی را درباره نبود محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم یک اهداکننده و دشواری در پیگیری خانوادههای دریافتکننده در صورت بروز مشکلات پزشکی جدی برانگیخته است.
به دنبال این اتفاق، متخصصان خواستار وضع محدودیتهای سختگیرانهتر در سطح اروپا شدهاند. در حال حاضر، قوانین در کشورهای مختلف اروپایی متفاوت است؛ برای مثال، فرانسه حداکثر ۱۰ تولد از یک اهداکننده را مجاز میداند، در حالی که برخی بانکهای اسپرم خصوصی تا ۷۵ خانواده را مجاز میدانند.
https://www.theguardian.com/science/2025/may/23/sperm-donor-cancer-risk-children-europe#:~:text=The%20sperm%20of%20a%20man,the%20use%20of%20donor%20sperm
🆔@ScientificDialectics
این پرونده نگرانیهایی جدی درباره فقدان محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم اهداکنندگان به وجود آورده است.
اسپرم مردی که حامل جهش ژنی نادر سرطانزا بوده، منجر به تولد حداقل ۶۷ کودک در اروپا شده که از میان آنها تاکنون ۱۰ نفر به سرطان مبتلا شدهاند.
این مورد که کودکان متولد شده بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ را در بر میگیرد، پیچیدگی ردیابی خانوادههای متعدد هنگام شناسایی مشکلات پزشکی جدی را نشان میدهد.
کارشناسان پیش از این نسبت به خطرات اجتماعی و روانی استفاده از اسپرم اهداکنندگان واحد برای تولید تعداد زیادی کودک در کشورهای مختلف هشدار داده بودند.
این جهش ژنتیکی در زمان اهدای اسپرم قابل شناسایی نبود و تنها پس از آنکه دو خانواده به دلیل ابتلای فرزندانشان به سرطانهای مشابه به کلینیکهای باروری مراجعه کردند، کشف شد. تحقیقات بیشتر نشان داد که ۲۳ کودک حامل این جهش هستند. این موضوع نگرانیهایی را درباره نبود محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم یک اهداکننده و دشواری در پیگیری خانوادههای دریافتکننده در صورت بروز مشکلات پزشکی جدی برانگیخته است.
به دنبال این اتفاق، متخصصان خواستار وضع محدودیتهای سختگیرانهتر در سطح اروپا شدهاند. در حال حاضر، قوانین در کشورهای مختلف اروپایی متفاوت است؛ برای مثال، فرانسه حداکثر ۱۰ تولد از یک اهداکننده را مجاز میداند، در حالی که برخی بانکهای اسپرم خصوصی تا ۷۵ خانواده را مجاز میدانند.
https://www.theguardian.com/science/2025/may/23/sperm-donor-cancer-risk-children-europe#:~:text=The%20sperm%20of%20a%20man,the%20use%20of%20donor%20sperm
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
Sperm from cancer-risk donor used to conceive at least 67 children across Europe
Case of man carrying rare genetic variant fuels calls for limit on number of children that can be fathered by one donor
👌4
💢آیا هوش مصنوعی میتواند احساسات را بهتر از ما درک کند؟
پژوهشی جدید از دانشگاه ژنو که در نیچر منتشر شده نشان میدهد که هوش مصنوعی مولد، مانند مدلهایی نظیر چتجیپیتی، در آزمونهای هوش هیجانی عملکردی بهتر از انسانها دارد.
شش مدل هوش مصنوعی مولد در آزمونهای استاندارد هوش هیجانی که برای انسانها طراحی شدهاند، شرکت کردند. نتایج نشان داد که این هوشهای مصنوعی به طور میانگین به ۸۲ درصد پرسشها پاسخ صحیح دادند، در حالی که این رقم برای انسانها ۵۶ درصد بود. این یعنی هوش مصنوعی نه تنها احساسات را درک میکند، بلکه رفتار هوشمندانه از نظر احساسی را نیز تشخیص میدهد.
علاوه بر پاسخگویی، هوش مصنوعی (مشخصاً چتجیپیتی-۴) توانست آزمونهای هوش هیجانی جدیدی با سناریوهای تازه و با کیفیتی مشابه آزمونهای انسانی (که ساخت و جرح و تعدیل در آنها سالها طول کشیده) در زمانی بسیار کوتاه تولید کند.
این یافتهها درهای جدیدی را برای استفاده از هوش مصنوعی در زمینههایی مانند آموزش، مربیگری و مدیریت اختلافات باز میکند. البته در متن تاکید شده که استفاده از آن باید تحت نظارت متخصصان باشد.
آزمون تورینگ و جایزه لوبنر
آزمون تورینگ، ایدهای از دانشمند کامپیوتر، آلن تورینگ، است که در سال ۱۹۵۰ مطرح شد. هدف این آزمون، سنجش توانایی یک ماشین (کامپیوتر یا هوش مصنوعی) در به نمایش گذاشتن رفتاری هوشمندانه است که از رفتار انسان قابل تشخیص نباشد.
به زبان خیلی ساده، آزمون به این شکل است که یک داور انسانی داریم و این داور به طور همزمان با دو موجود دیگر از طریق متن (مثلاً چت) صحبت میکند، بدون اینکه آنها را ببیند.
یکی از این دو موجود، یک انسان واقعی است و موجود دیگر، یک ماشین (هوش مصنوعی) است.
وظیفه داور این است که بر اساس گفتگوها تشخیص دهد کدام یک انسان و کدام یک ماشین است. اگر داور نتواند با اطمینان ماشین را از انسان تشخیص دهد (یا به اشتباه ماشین را انسان تشخیص دهد)، گفته میشود که آن ماشین آزمون تورینگ را گذرانده است.
این آزمون به دنبال سنجش آگاهی یا درک واقعی ماشین نیست، بلکه صرفاً توانایی آن در تقلید قانعکننده از رفتار هوشمندانه انسان در گفتگو را میسنجد.
جایزهی لوبنر که از سال 1990 تا 2019 در چندین نوبت برگزار شد به سازندهی ماشینی اهدا میشد که بتواند آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر گذارد.
ارتباط یافتههای مطالعه در مورد هوش هیجانی با آزمون تورینگ
یافتههای مطالعهای که در آن هوش مصنوعی در آزمونهای هوش هیجانی بهتر از انسان عمل کرده، به طور غیرمستقیم با آزمون تورینگ مرتبط است، هرچند یک گذراندن آزمون تورینگ به معنای کلاسیک آن نیست.
آزمون تورینگ به نوعی یک سنجش کلی از توانایی تقلید هوش انسانی است. هوش هیجانی (درک، تفسیر و پاسخ مناسب به احساسات) بخش مهمی از هوش و تعاملات انسانی است. وقتی یک هوش مصنوعی میتواند در این زمینه خاص، نه تنها با انسان برابری کند بلکه از او پیشی بگیرد، نشان میدهد که در یکی از جنبههای مهمی که برای گذراندن آزمون تورینگ لازم است، پیشرفت چشمگیری داشته است. اگر در یک آزمون تورینگ، بخشی از مکالمه به موقعیتهای احساسی و نحوه واکنش به آنها مربوط شود، هوش مصنوعی که در این مطالعه بررسی شده، احتمالاً پاسخهایی میدهد که داور آنها را نه تنها انسانی، بلکه بسیار «هوشمندانه از نظر احساسی» تلقی میکند. این امر تشخیص ماشین از انسان را دشوارتر میکند.
اینکه هوش مصنوعی توانسته آزمونهای هوش هیجانی جدید و معتبری ایجاد کند، نشاندهنده سطحی از درک یا استدلال در مورد مفاهیم هیجانی است، نه فقط یادگیری الگوهای پاسخ. این توانایی میتواند به تولید پاسخهای خلاقانهتر و انسانیتر در یک گفتگوی باز (مانند آزمون تورینگ) کمک کند.
به طور خلاصه، هرچند این یافتهها مستقیماً به این معنا نیست که هوش مصنوعی آزمون تورینگ را گذرانده است، زیرا آزمون تورینگ معمولاً یک گفتگوی عمومی و گستردهتر را شامل میشود، اما نشان میدهد که هوش مصنوعی در یکی از حوزههای بسیار پیچیده و انسانی یعنی هوش هیجانی، به سطحی از توانایی رسیده که میتواند به طور قابل توجهی به توانایی آن در گذراندن آزمون تورینگ در آینده کمک کند. گویی هوش مصنوعی یک آزمون تورینگ تخصصی برای هوش هیجانی را با موفقیت پشت سر گذاشته است که مطابق فهم عرفی سختترین بخش آزمون بوده است. اکنون شاید زمان برگزاری مجدد آزمون تورینگ فرا رسیده باشد. در گروه آزمایش از آزمودنیها خواسته شود در چت کردن با انسان و هوش مصنوعی تشخیص دهند کدام انسان بوده و کدام هوش مصنوعی. دو گروه کنترل نیز نیاز است که در یکی تمامی چتها با انسان و در دیگری تمامی چتها با هوش مصنوعی باشد. اینبار احتمال اینکه یک هوشمصنوعی مولد جایزه لوبنر را ببرد بسیار بالا است.
✍️ دکتر هادی صمدی / تکامل و فلسفه
🆔@ScientificDialectics
پژوهشی جدید از دانشگاه ژنو که در نیچر منتشر شده نشان میدهد که هوش مصنوعی مولد، مانند مدلهایی نظیر چتجیپیتی، در آزمونهای هوش هیجانی عملکردی بهتر از انسانها دارد.
شش مدل هوش مصنوعی مولد در آزمونهای استاندارد هوش هیجانی که برای انسانها طراحی شدهاند، شرکت کردند. نتایج نشان داد که این هوشهای مصنوعی به طور میانگین به ۸۲ درصد پرسشها پاسخ صحیح دادند، در حالی که این رقم برای انسانها ۵۶ درصد بود. این یعنی هوش مصنوعی نه تنها احساسات را درک میکند، بلکه رفتار هوشمندانه از نظر احساسی را نیز تشخیص میدهد.
علاوه بر پاسخگویی، هوش مصنوعی (مشخصاً چتجیپیتی-۴) توانست آزمونهای هوش هیجانی جدیدی با سناریوهای تازه و با کیفیتی مشابه آزمونهای انسانی (که ساخت و جرح و تعدیل در آنها سالها طول کشیده) در زمانی بسیار کوتاه تولید کند.
این یافتهها درهای جدیدی را برای استفاده از هوش مصنوعی در زمینههایی مانند آموزش، مربیگری و مدیریت اختلافات باز میکند. البته در متن تاکید شده که استفاده از آن باید تحت نظارت متخصصان باشد.
آزمون تورینگ و جایزه لوبنر
آزمون تورینگ، ایدهای از دانشمند کامپیوتر، آلن تورینگ، است که در سال ۱۹۵۰ مطرح شد. هدف این آزمون، سنجش توانایی یک ماشین (کامپیوتر یا هوش مصنوعی) در به نمایش گذاشتن رفتاری هوشمندانه است که از رفتار انسان قابل تشخیص نباشد.
به زبان خیلی ساده، آزمون به این شکل است که یک داور انسانی داریم و این داور به طور همزمان با دو موجود دیگر از طریق متن (مثلاً چت) صحبت میکند، بدون اینکه آنها را ببیند.
یکی از این دو موجود، یک انسان واقعی است و موجود دیگر، یک ماشین (هوش مصنوعی) است.
وظیفه داور این است که بر اساس گفتگوها تشخیص دهد کدام یک انسان و کدام یک ماشین است. اگر داور نتواند با اطمینان ماشین را از انسان تشخیص دهد (یا به اشتباه ماشین را انسان تشخیص دهد)، گفته میشود که آن ماشین آزمون تورینگ را گذرانده است.
این آزمون به دنبال سنجش آگاهی یا درک واقعی ماشین نیست، بلکه صرفاً توانایی آن در تقلید قانعکننده از رفتار هوشمندانه انسان در گفتگو را میسنجد.
جایزهی لوبنر که از سال 1990 تا 2019 در چندین نوبت برگزار شد به سازندهی ماشینی اهدا میشد که بتواند آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر گذارد.
ارتباط یافتههای مطالعه در مورد هوش هیجانی با آزمون تورینگ
یافتههای مطالعهای که در آن هوش مصنوعی در آزمونهای هوش هیجانی بهتر از انسان عمل کرده، به طور غیرمستقیم با آزمون تورینگ مرتبط است، هرچند یک گذراندن آزمون تورینگ به معنای کلاسیک آن نیست.
آزمون تورینگ به نوعی یک سنجش کلی از توانایی تقلید هوش انسانی است. هوش هیجانی (درک، تفسیر و پاسخ مناسب به احساسات) بخش مهمی از هوش و تعاملات انسانی است. وقتی یک هوش مصنوعی میتواند در این زمینه خاص، نه تنها با انسان برابری کند بلکه از او پیشی بگیرد، نشان میدهد که در یکی از جنبههای مهمی که برای گذراندن آزمون تورینگ لازم است، پیشرفت چشمگیری داشته است. اگر در یک آزمون تورینگ، بخشی از مکالمه به موقعیتهای احساسی و نحوه واکنش به آنها مربوط شود، هوش مصنوعی که در این مطالعه بررسی شده، احتمالاً پاسخهایی میدهد که داور آنها را نه تنها انسانی، بلکه بسیار «هوشمندانه از نظر احساسی» تلقی میکند. این امر تشخیص ماشین از انسان را دشوارتر میکند.
اینکه هوش مصنوعی توانسته آزمونهای هوش هیجانی جدید و معتبری ایجاد کند، نشاندهنده سطحی از درک یا استدلال در مورد مفاهیم هیجانی است، نه فقط یادگیری الگوهای پاسخ. این توانایی میتواند به تولید پاسخهای خلاقانهتر و انسانیتر در یک گفتگوی باز (مانند آزمون تورینگ) کمک کند.
به طور خلاصه، هرچند این یافتهها مستقیماً به این معنا نیست که هوش مصنوعی آزمون تورینگ را گذرانده است، زیرا آزمون تورینگ معمولاً یک گفتگوی عمومی و گستردهتر را شامل میشود، اما نشان میدهد که هوش مصنوعی در یکی از حوزههای بسیار پیچیده و انسانی یعنی هوش هیجانی، به سطحی از توانایی رسیده که میتواند به طور قابل توجهی به توانایی آن در گذراندن آزمون تورینگ در آینده کمک کند. گویی هوش مصنوعی یک آزمون تورینگ تخصصی برای هوش هیجانی را با موفقیت پشت سر گذاشته است که مطابق فهم عرفی سختترین بخش آزمون بوده است. اکنون شاید زمان برگزاری مجدد آزمون تورینگ فرا رسیده باشد. در گروه آزمایش از آزمودنیها خواسته شود در چت کردن با انسان و هوش مصنوعی تشخیص دهند کدام انسان بوده و کدام هوش مصنوعی. دو گروه کنترل نیز نیاز است که در یکی تمامی چتها با انسان و در دیگری تمامی چتها با هوش مصنوعی باشد. اینبار احتمال اینکه یک هوشمصنوعی مولد جایزه لوبنر را ببرد بسیار بالا است.
✍️ دکتر هادی صمدی / تکامل و فلسفه
🆔@ScientificDialectics
Nature
Large language models are proficient in solving and creating emotional intelligence tests
Communications Psychology - Six Large Language Models outperformed humans on five ability emotional intelligence tests. ChatGPT-4 also successfully generated new test items for each test, with the...
👏3
💢دیدگاه ؛ چرا پنتاگون در پی ممنوعیت خدمت افراد دارای اختلال هویت جنسی در ارتش آمریکا است
وزارت دفاع آمریکا در جریان معاینات فیزیکی دورهای نیروها اقدام به غربالگری برای اختلال هویت جنسی کرده تا یک گام مهم در راستای جدایی این افراد از ارتش برداشته شود. سرپرست تدارکات پنتاگون در یادداشتی از فرماندهان یگانها خواسته است که این سیاست را «در اولین فرصت» به اجرا درآورند.
در این یادداشت آمده است: «فرماندهانی که میدانند اعضای یگانشان دچار اختلال هویت جنسی هستند، سابقه اختلال دارند یا با علائم این اختلال دستوپنجه نرم میکنند، باید سوابق پزشکی آنها را بهطور مجزا بررسی کنند تا ببینند نیروهای مذکور با استانداردهای پزشکی ارتش مطابقت دارند یا خیر.»
بعضی از رسانهها میگویند ۱۵ هزار نفر از نیروهای نظامی فعلی آمریکا دچار اختلال هویت جنسی هستند، اما هیچ مدرکی در رابطه با این ارقام وجود ندارد. احتمالاً تنها حدود ۴ هزار نفر از مجموع ۲.۲ میلیون نیروی ارتش که هویت جنسی متفاوتی نسبت به جنسیت بیولوژیکی خود دارند، تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرند.
بعضیها سعی دارند که این مسئله را سیاسی یا ایدئولوژیک جلوه دهند، اما کنار گذاشتن افراد دارای اختلال هویت جنسی از ارتش مؤید همان سیاست قدیمی است که میگوید اگر کسی مشکل روانی یا جسمی داشته باشد و مشکل مذکور وضعیت خدمت او را تحت تأثیر بگذارد، امکان خدمت کردن نخواهد داشت. مسئله دیگر این است که افراد دارای اختلال هویت جنسی باعث تحمیل هزینههای درمانی فیزیکی و روانی به ارتش کشورها میشوند.
اختلال هویت جنسی با معیارهای رد صلاحیت سازگار است، زیرا نسبت به دیگر معیارها تأثیر بیشتری بر وضعیت خدمت میگذارد. برای نمونه، پیشتر اگر کسی صافی کف پا داشت، امکان خدمت نداشت. اما با توجه به اینکه عضویت داوطلبانه در ارتش آمریکا نتوانسته به اندازه کافی نیرو جذب کند، افراد دارای کف پای صاف هم میتوانند در شرایط کنونی به ارتش ملحق شوند؛ مشروط به اینکه مشکل مذکور خللی در انجام وظایفشان ایجاد نکند یا هزینه هنگفتی به دنبال نداشته باشد.
در مورد افراد که دچار اختلال هویت جنسی هستند، نرخ بیماریهای روانی در آنها بیداد میکند. برای نمونه، در این افراد افزایش دوازدهبرابری اقدام به خودکشی وجود دارد که متعاقب دریافت مراقبتهای موسوم به تأیید هویت جنسی رخ میدهد. همچنین حضور این افراد در ارتش کشورها نسبت به کسانی که اختلال هویت جنسی ندارند، هزینه گزافی خواهد داشت.
جدا از هزینه درمان و جراحی، نرخ خودکشی در این افراد واقعاً بالا است. آنها همچنین با توجه به هورموندرمانی با افزایش خطر ابتلا به سرطان دستوپنجه نرم میکنند. از اینرو، تأمین هزینه درمان از جانب ارتش باعث میشود که نظامیان و مالیاتدهندگان آمریکایی در معرض مسئولیتهای حقوقی قرار بگیرند، زیرا این احتمال وجود دارد که قرار گرفتن در معرض درمانهای غیرمرسوم و داروها، هورمونها و جراحیهای خطرناک، تبعات سنگینی برای سلامتی به دنبال داشته باشد.
افزایش هنگفت نرخ اختلال هویت جنسی در بین جوانان بویژه دختران نوجوان که طی ۱۰ سال اخیر در غرب رخ داده است، بیشتر به یک سرایت اجتماعی شباهت دارد تا مشکلی درونی که پیشتر مورد بیتوجهی قرار گرفته باشد.
درمجموع، سیاست ممنوعیت خدمت نظامی افرادی که دچار اختلال هویت جنسی هستند، به منزله رجوع به استانداردی است که میگوید افراد تنها درصورتی جذب میشوند که وضعیت آنها با امکان خدمتشان تداخل نداشته باشد یا هزینه درمانی عجیب و غریبی را به ارتش تحمیل نکنند. این سیاست همچنین دولت را از دامن زدن به مقولهای که به وضوح آسیبزا بوده و از عوامل اجتماعی نشأت میگیرد، منع میکند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز و دیالکتیک علمی نیست.
✍️ مایک فردنبرگ
مایک فردنبرگ در حوزه فناوری نظامی و مسائل دفاعی با تأکید بر اصلاحات دفاعی مقاله مینویسد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت عملیات تولید است.
https://www.theepochtimes.com/opinion/pentagon-moves-to-bar-troops-with-gender-dysphoria-from-service-5860299
🆔@ScientificDialectics
وزارت دفاع آمریکا در جریان معاینات فیزیکی دورهای نیروها اقدام به غربالگری برای اختلال هویت جنسی کرده تا یک گام مهم در راستای جدایی این افراد از ارتش برداشته شود. سرپرست تدارکات پنتاگون در یادداشتی از فرماندهان یگانها خواسته است که این سیاست را «در اولین فرصت» به اجرا درآورند.
در این یادداشت آمده است: «فرماندهانی که میدانند اعضای یگانشان دچار اختلال هویت جنسی هستند، سابقه اختلال دارند یا با علائم این اختلال دستوپنجه نرم میکنند، باید سوابق پزشکی آنها را بهطور مجزا بررسی کنند تا ببینند نیروهای مذکور با استانداردهای پزشکی ارتش مطابقت دارند یا خیر.»
بعضی از رسانهها میگویند ۱۵ هزار نفر از نیروهای نظامی فعلی آمریکا دچار اختلال هویت جنسی هستند، اما هیچ مدرکی در رابطه با این ارقام وجود ندارد. احتمالاً تنها حدود ۴ هزار نفر از مجموع ۲.۲ میلیون نیروی ارتش که هویت جنسی متفاوتی نسبت به جنسیت بیولوژیکی خود دارند، تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرند.
بعضیها سعی دارند که این مسئله را سیاسی یا ایدئولوژیک جلوه دهند، اما کنار گذاشتن افراد دارای اختلال هویت جنسی از ارتش مؤید همان سیاست قدیمی است که میگوید اگر کسی مشکل روانی یا جسمی داشته باشد و مشکل مذکور وضعیت خدمت او را تحت تأثیر بگذارد، امکان خدمت کردن نخواهد داشت. مسئله دیگر این است که افراد دارای اختلال هویت جنسی باعث تحمیل هزینههای درمانی فیزیکی و روانی به ارتش کشورها میشوند.
اختلال هویت جنسی با معیارهای رد صلاحیت سازگار است، زیرا نسبت به دیگر معیارها تأثیر بیشتری بر وضعیت خدمت میگذارد. برای نمونه، پیشتر اگر کسی صافی کف پا داشت، امکان خدمت نداشت. اما با توجه به اینکه عضویت داوطلبانه در ارتش آمریکا نتوانسته به اندازه کافی نیرو جذب کند، افراد دارای کف پای صاف هم میتوانند در شرایط کنونی به ارتش ملحق شوند؛ مشروط به اینکه مشکل مذکور خللی در انجام وظایفشان ایجاد نکند یا هزینه هنگفتی به دنبال نداشته باشد.
در مورد افراد که دچار اختلال هویت جنسی هستند، نرخ بیماریهای روانی در آنها بیداد میکند. برای نمونه، در این افراد افزایش دوازدهبرابری اقدام به خودکشی وجود دارد که متعاقب دریافت مراقبتهای موسوم به تأیید هویت جنسی رخ میدهد. همچنین حضور این افراد در ارتش کشورها نسبت به کسانی که اختلال هویت جنسی ندارند، هزینه گزافی خواهد داشت.
جدا از هزینه درمان و جراحی، نرخ خودکشی در این افراد واقعاً بالا است. آنها همچنین با توجه به هورموندرمانی با افزایش خطر ابتلا به سرطان دستوپنجه نرم میکنند. از اینرو، تأمین هزینه درمان از جانب ارتش باعث میشود که نظامیان و مالیاتدهندگان آمریکایی در معرض مسئولیتهای حقوقی قرار بگیرند، زیرا این احتمال وجود دارد که قرار گرفتن در معرض درمانهای غیرمرسوم و داروها، هورمونها و جراحیهای خطرناک، تبعات سنگینی برای سلامتی به دنبال داشته باشد.
افزایش هنگفت نرخ اختلال هویت جنسی در بین جوانان بویژه دختران نوجوان که طی ۱۰ سال اخیر در غرب رخ داده است، بیشتر به یک سرایت اجتماعی شباهت دارد تا مشکلی درونی که پیشتر مورد بیتوجهی قرار گرفته باشد.
درمجموع، سیاست ممنوعیت خدمت نظامی افرادی که دچار اختلال هویت جنسی هستند، به منزله رجوع به استانداردی است که میگوید افراد تنها درصورتی جذب میشوند که وضعیت آنها با امکان خدمتشان تداخل نداشته باشد یا هزینه درمانی عجیب و غریبی را به ارتش تحمیل نکنند. این سیاست همچنین دولت را از دامن زدن به مقولهای که به وضوح آسیبزا بوده و از عوامل اجتماعی نشأت میگیرد، منع میکند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز و دیالکتیک علمی نیست.
✍️ مایک فردنبرگ
مایک فردنبرگ در حوزه فناوری نظامی و مسائل دفاعی با تأکید بر اصلاحات دفاعی مقاله مینویسد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت عملیات تولید است.
https://www.theepochtimes.com/opinion/pentagon-moves-to-bar-troops-with-gender-dysphoria-from-service-5860299
🆔@ScientificDialectics
The Epoch Times
Pentagon Moves to Bar Troops With Gender Dysphoria From Service
🔥3👏2
💢گوگل مرز واقعیت را جابهجا کرد /تحسین و ترس در واکنش به Veo 3
بهتازگی ویدیوهایی حیرتانگیز و واقعگرایانه از یک استندآپکمدین و گروهی از بازیگران که در حال خواندن ترانهای در ستایش نان سیر هستند، در فضای اینترنت دستبهدست میشود؛ آثاری که با ابزار جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Veo 3 تولید شدهاند و همزمان تحسین و نگرانی کاربران و کارشناسان را برانگیختهاند
گوگل در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۵ از نسخه جدید این ابزار پردهبرداری کرد؛ ابزاری که نهتنها کیفیت بصری بالایی دارد، بلکه میتواند صداهای طبیعی، گفتگو، آواز، افکتهای صوتی و نویز پسزمینه را نیز با دقت بالا تولید کند. بهگفته کارشناسان، Veo 3 با قابلیت همزمانسازی دقیق حرکات لب با صدا، مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده است.
عبور از دوران ویدیوهای بیصدا
برخلاف نسخههای پیشین ابزارهای تبدیل متن به ویدیو که خروجیهایی پیکسلی و ناهماهنگ داشتند، Veo 3 تحولی چشمگیر را رقم زده است. کارمی لوی، تحلیلگر فناوری، میگوید: «وقتی برای نخستینبار یکی از این ویدیوها را دیدم، مو به تنم سیخ شد. هیچکدام از نشانههای آشنای محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در آن دیده نمیشد.»
به گفته گوگل، این ابزار فعلاً تنها در ایالات متحده و در قالب اشتراک ویژه ۲۴۹ دلاری در دسترس کاربران است. با این حال، کاربران اولیه، کیفیت و خروجی این فناوری را «خیرهکننده» توصیف کردهاند.
ترس از قدرت دستکاری افکار عمومی
اما در کنار تحسین، نگرانیهایی جدی نیز مطرح شده است. یکی از ویدیوها که در آن شخصیتهای مصنوعی عباراتی مانند «ما میتوانیم صحبت کنیم» یا «درباره چه چیزی حرف بزنیم؟» را تکرار میکنند، هشدارهایی درباره احتمال استفاده نادرست از این ابزار در تولید محتوای گمراهکننده ایجاد کرده است.
مارک دیلی، مدیر ارشد بخش هوش مصنوعی در دانشگاه وسترن، میگوید:«این تنها اضافه شدن صدا نیست، بلکه نحوه دقیق تبعیت از دستورات ورودی، جهشی چشمگیر بهشمار میآید.»
گوگل هنوز اطلاعاتی درباره دادههای مورد استفاده برای آموزش Veo 3 منتشر نکرده است، اما کارشناسان احتمال میدهند محتوای موجود در یوتیوب، که در مالکیت گوگل است، نقش اصلی را در این آموزش ایفا کرده باشد.
تهدیدی برای اعتماد عمومی و مشاغل هنری
آنگوس بریجمن، مدیر نهاد Media Ecosystem Observatory در کانادا، هشدار میدهد که توانایی تشخیص واقعیت از جعل برای افراد عادی بسیار دشوار خواهد بود. او توصیه میکند کاربران تنها به منابع معتبر و افراد قابلاعتماد رجوع کنند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان از تأثیرات احتمالی این فناوری بر بازار کار در صنعت فیلم و تلویزیون نگرانند. کارمی لوی میگوید: «زمان زیادی نمیگذرد تا نخستین فیلم کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی منتشر شود.»
در حالی که گوگل از Veo 3 بهعنوان ابزاری خلاقانه برای تولیدکنندگان محتوا یاد میکند، بسیاری این سوال را مطرح میکنند که آیا مرز میان نوآوری و تهدید بهدرستی مدیریت خواهد شد؟
✍️ نگار علی
https://www.cp24.com/news/world/2025/05/22/videos-from-googles-new-ai-video-generator-stir-awe-and-alarm/
🆔@ScientificDialectics
بهتازگی ویدیوهایی حیرتانگیز و واقعگرایانه از یک استندآپکمدین و گروهی از بازیگران که در حال خواندن ترانهای در ستایش نان سیر هستند، در فضای اینترنت دستبهدست میشود؛ آثاری که با ابزار جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Veo 3 تولید شدهاند و همزمان تحسین و نگرانی کاربران و کارشناسان را برانگیختهاند
گوگل در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۵ از نسخه جدید این ابزار پردهبرداری کرد؛ ابزاری که نهتنها کیفیت بصری بالایی دارد، بلکه میتواند صداهای طبیعی، گفتگو، آواز، افکتهای صوتی و نویز پسزمینه را نیز با دقت بالا تولید کند. بهگفته کارشناسان، Veo 3 با قابلیت همزمانسازی دقیق حرکات لب با صدا، مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده است.
عبور از دوران ویدیوهای بیصدا
برخلاف نسخههای پیشین ابزارهای تبدیل متن به ویدیو که خروجیهایی پیکسلی و ناهماهنگ داشتند، Veo 3 تحولی چشمگیر را رقم زده است. کارمی لوی، تحلیلگر فناوری، میگوید: «وقتی برای نخستینبار یکی از این ویدیوها را دیدم، مو به تنم سیخ شد. هیچکدام از نشانههای آشنای محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در آن دیده نمیشد.»
به گفته گوگل، این ابزار فعلاً تنها در ایالات متحده و در قالب اشتراک ویژه ۲۴۹ دلاری در دسترس کاربران است. با این حال، کاربران اولیه، کیفیت و خروجی این فناوری را «خیرهکننده» توصیف کردهاند.
ترس از قدرت دستکاری افکار عمومی
اما در کنار تحسین، نگرانیهایی جدی نیز مطرح شده است. یکی از ویدیوها که در آن شخصیتهای مصنوعی عباراتی مانند «ما میتوانیم صحبت کنیم» یا «درباره چه چیزی حرف بزنیم؟» را تکرار میکنند، هشدارهایی درباره احتمال استفاده نادرست از این ابزار در تولید محتوای گمراهکننده ایجاد کرده است.
مارک دیلی، مدیر ارشد بخش هوش مصنوعی در دانشگاه وسترن، میگوید:«این تنها اضافه شدن صدا نیست، بلکه نحوه دقیق تبعیت از دستورات ورودی، جهشی چشمگیر بهشمار میآید.»
گوگل هنوز اطلاعاتی درباره دادههای مورد استفاده برای آموزش Veo 3 منتشر نکرده است، اما کارشناسان احتمال میدهند محتوای موجود در یوتیوب، که در مالکیت گوگل است، نقش اصلی را در این آموزش ایفا کرده باشد.
تهدیدی برای اعتماد عمومی و مشاغل هنری
آنگوس بریجمن، مدیر نهاد Media Ecosystem Observatory در کانادا، هشدار میدهد که توانایی تشخیص واقعیت از جعل برای افراد عادی بسیار دشوار خواهد بود. او توصیه میکند کاربران تنها به منابع معتبر و افراد قابلاعتماد رجوع کنند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان از تأثیرات احتمالی این فناوری بر بازار کار در صنعت فیلم و تلویزیون نگرانند. کارمی لوی میگوید: «زمان زیادی نمیگذرد تا نخستین فیلم کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی منتشر شود.»
در حالی که گوگل از Veo 3 بهعنوان ابزاری خلاقانه برای تولیدکنندگان محتوا یاد میکند، بسیاری این سوال را مطرح میکنند که آیا مرز میان نوآوری و تهدید بهدرستی مدیریت خواهد شد؟
✍️ نگار علی
https://www.cp24.com/news/world/2025/05/22/videos-from-googles-new-ai-video-generator-stir-awe-and-alarm/
🆔@ScientificDialectics
CP24
Videos from Google’s new AI video generator stir awe and alarm
A stunningly lifelike video of a standup comedian delivering a joke, lips synced perfectly to the voice, is just one of several clips going viral after being generated by Google’s latest AI tool.
👍6
💢«اژدهای پرنده» چین با ۱۰۰ پهپاد جنگی وارد میدان شد!
پهپاد غولپیکر جدید چین با توانایی پرتاب ۱۰۰ پهپاد در فاصله ۴۵۰۰ مایلی، آینده جنگهای هوایی را متحول میکند
چین با رونمایی از پهپاد غولپیکر Jiu Tian گامی بزرگ در فناوری نظامی برداشته است. این پهپاد مادر میتواند تا ۱۰۰ پهپاد کوچک را در مسافتی به طول ۴۵۰۰ مایل پرتاب کند و در ارتفاع ۱۵ کیلومتری پرواز کند؛ قابلیتی که میتواند آینده نبردهای هوایی را دگرگون سازد.
این پهپاد که توسط شرکت Shaanxi Unmanned Equipment Technology توسعه یافته، برای انجام عملیاتهای طولانیمدت و حملات گروهی طراحی شده و با سامانهی داخلی رهایش پهپادهای انتحاری یا شناسایی، توانایی انجام عملیاتهای اشباعی علیه پدافندهای دشمن را دارد.
پهپاد Jiu Tian از طراحی ماژولار برخوردار است و میتواند در مأموریتهای گوناگون مانند گشتزنی دریایی، امنیت مرزی و امدادرسانی نیز استفاده شود. در مقایسه با پهپادهای آمریکایی همچون MQ-9 Reaper یا Global Hawk، این پهپاد چینی از ظرفیت و برد بالاتری برخوردار است و توان تهاجمی بیشتری دارد.
رونمایی از این فناوری پیشرفته، نه تنها موقعیت چین در حوزه پهپادهای برد بلند را تقویت میکند، بلکه معادلات قدرت در مناطقی چون تنگه تایوان و دریای جنوبی چین را نیز تغییر میدهد. این تحول، توجه جهانی را به سمت آینده جنگهای بدون خلبان و پیامدهای اخلاقی و راهبردی آن جلب کرده است.
https://www.sustainability-times.com/impact/this-gigantic-chinese-mothership-can-launch-100-drones-over-4500-miles-and-redefines-the-future-of-high-tech-air-combat/#google_vignette
🆔@ScientificDialectics
پهپاد غولپیکر جدید چین با توانایی پرتاب ۱۰۰ پهپاد در فاصله ۴۵۰۰ مایلی، آینده جنگهای هوایی را متحول میکند
چین با رونمایی از پهپاد غولپیکر Jiu Tian گامی بزرگ در فناوری نظامی برداشته است. این پهپاد مادر میتواند تا ۱۰۰ پهپاد کوچک را در مسافتی به طول ۴۵۰۰ مایل پرتاب کند و در ارتفاع ۱۵ کیلومتری پرواز کند؛ قابلیتی که میتواند آینده نبردهای هوایی را دگرگون سازد.
این پهپاد که توسط شرکت Shaanxi Unmanned Equipment Technology توسعه یافته، برای انجام عملیاتهای طولانیمدت و حملات گروهی طراحی شده و با سامانهی داخلی رهایش پهپادهای انتحاری یا شناسایی، توانایی انجام عملیاتهای اشباعی علیه پدافندهای دشمن را دارد.
پهپاد Jiu Tian از طراحی ماژولار برخوردار است و میتواند در مأموریتهای گوناگون مانند گشتزنی دریایی، امنیت مرزی و امدادرسانی نیز استفاده شود. در مقایسه با پهپادهای آمریکایی همچون MQ-9 Reaper یا Global Hawk، این پهپاد چینی از ظرفیت و برد بالاتری برخوردار است و توان تهاجمی بیشتری دارد.
رونمایی از این فناوری پیشرفته، نه تنها موقعیت چین در حوزه پهپادهای برد بلند را تقویت میکند، بلکه معادلات قدرت در مناطقی چون تنگه تایوان و دریای جنوبی چین را نیز تغییر میدهد. این تحول، توجه جهانی را به سمت آینده جنگهای بدون خلبان و پیامدهای اخلاقی و راهبردی آن جلب کرده است.
https://www.sustainability-times.com/impact/this-gigantic-chinese-mothership-can-launch-100-drones-over-4500-miles-and-redefines-the-future-of-high-tech-air-combat/#google_vignette
🆔@ScientificDialectics
Sustainability Times
This Gigantic Chinese Mothership Can Launch 100 Drones Over 4,500 Miles and Redefines the Future of High-Tech Air Combat
In an era of rapidly evolving military technology, China continues to push the envelope with its latest development: the Jiu Tian drone carrier. This
👍4❤2
💢مطالعه: یکی از ترکیبات مکملهای ورزشی باعث ابتلا به لوسمی میشود
تحقیقات اخیر نشان میدهند که تائورین با کمک به سلولهای سرطانی در سوختوساز گلوکز به پیشرفت لوسمی کمک میکند.
تحقیقات اخیر حاکی از آن هستند که آمینواسید طبیعی تائورین، که در مواد غذایی مختلف یافت میشود و بهطور گسترده در نوشیدنیهای انرژیزا و مکملهای غذایی به کار میرود، بهطور ناخواسته باعث افزایش رشد سلولهای لوسمی میشود. این مطالعه همه را نگران کرده که محصولات انرژیزای موجود در بازار میتوانند در دوره درمان برای بیماران مبتلا به سرطان خون خطرآفرین باشند.
جیویشا باجاج، دانشیار گروه ژنتیک زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه راچستر و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که توسعه و آزمایش مهارکنندههای مؤثر برای انتقالدهندههای تائورین به کشف راهکارهای درمانی جدید برای این سرطان مهلک کمک میکند.»
سلولهای لوسمی به خودشان غذا میرسانند
این مطالعه که در مجله نیچر انتشار یافته است، نشان میدهد که سلولهای لوسمی نمیتوانند بهطور مستقل تائورین تولید کنند و این آمینواسید را با به خدمت گرفتن ناقلهای ویژه بهطور مستقیم از مغز استخوان که خاستگاه سرطان خون است به سرقت میبرند. تائورین پس از جذب باعث افزایش توان سلولهای سرطانی در تجزیه گلوکز و تولید انرژی میشود و به رشد تومور و گسترش بیماری کمک میکند.
محققان با استفاده از موشهایی که تحت دستکاری ژنتیکی قرار گرفته بودند، تغییرات محیط مغز استخوان را در روند پیشرفت لوسمی ثبت و ضبط کردند.
آنها دریافتند که سلولهای استخوانساز، که سلولهای پیشساز استخوانی هم نامیده میشوند، با پیشرفت بیماری باعث افزایش تولید تائورین میشوند و اساساً بهجای نابودی سلولهای سرطانی به تغذیه آنها کمک میکنند.
سلولهای سرطانی برای دریافت تائورین از بافتهای سالم به یک پروتئین ناقل ویژه نیاز دارند. تائورین پس از ورود به درون سلولهای لوسمی، فرایند گلیکولیز یا تجزیه گلوکز را تقویت میکند؛ فرایندی که سلولها از آن برای تبدیل گلوکز به انرژی استفاده میکنند و سوخت لازم برای رشد و تکثیر را به سلولهای سرطانی میرسانند.
باجاج به اپک تایمز گفت که سلولهای لوسمی قادر به تولید تائورین نیستند و برای دریافت آن از مغز استخوان به یک ناقل نیاز دارند که تائورین را جذب و به سلولهای سرطانی منتقل میکند.
محققان در آزمایش روی موشها و با استفاده از نمونههای لوسمی انسانی توانستند با جلوگیری از ورود تائورین به سلولهای سرطانی جلوی رشد آنها را بگیرند یا سرعت رشدشان را به حداقل برسانند. در سوی مقابل، هربار که تائورین بیشتری را به سلولهای لوسمی انتقال دادند، رشد تومور در موشها به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد.
پیامدهای بالینی
تحلیل بافتهای انسانی نشان داد بیمارانی که پروتئین ناقل بیشتری داشتند، نتایج درمانی ضعیفتری گرفتند و مقاومت بیشتری در قبال درمان از خود نشان دادند. این امر بهویژه در بیمارانی که به لوسمی تهاجمی مبتلا شده بودند مشهود بود.
مکملهای تائورین معمولاً برای کمک به بیماران سرطانی برای مقابله با خستگی ناشی از شیمیدرمانی و دیگر عوارض جانبی تجویز میشوند. نوشیدنیهای انرژیزا که حاوی تائورین هستند، محبوبیت زیادی در بین نسل جوان پیدا کردهاند؛ گروهی که بسیاری از بیماران لوسمی را به خود اختصاص داده است.
دکتر هدا پورحسن، متخصص خون و سرطان در کالیفرنیا، که نقشی در مطالعه حاضر نداشت، گفت: «در رابطه با این نتایج باید محتاطانه عمل کنیم. محدود کردن مصرف تائورین بهویژه در بیماران مبتلا به لوسمی منطقی به نظر میرسد و دستکم باید خطرات و مزایای استفاده از آن را به دقت بررسی کنیم.»
هدف جدید درمان
محققان دریافتند که میتوانند با مهار آنزیمی که به تولید تائورین در سلولهای استخوانی کمک میکند، سطح تائورین را در مغز استخوان به حداقل برسانند. این راهکار باعث میشود که تعداد سلولهای مرتبط با پیشرفت و عود بیماری کاهش پیدا کند.
باجاج گفت: «نکته اصلی مطالعه حاضر این است که سلولهای لوسمی میتوانند از تائورین برای پیشرفت سرطان استفاده کنند. توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از جذب تائورین در سلولهای سرطانی میتواند باعث بهبود نتایج درمانی برای بیماران مبتلا به لوسمی شود.»
دکتر جین لیزولد، متخصص سرطان در مرکز ویلموت، در بیانیه مطبوعاتی خود به پتانسیل درمانی این راهکارها اشاره کرد: «مطالعه دکتر باجاج نشان میدهد که سطح تائورین در مغز استخوان میتواند سرعت رشد سلولهای لوسمی را دوچندان کند که نشان میدهد باید در مصرف مکملهای تائورین با دوز بالا احتیاط بیشتری به خرج دهیم.» او افزود که این یافتهها دریچه جدیدی بهسوی راهکارهای درمانی هدفمند میگشایند.
🆔@ScientificDialectics
تحقیقات اخیر نشان میدهند که تائورین با کمک به سلولهای سرطانی در سوختوساز گلوکز به پیشرفت لوسمی کمک میکند.
تحقیقات اخیر حاکی از آن هستند که آمینواسید طبیعی تائورین، که در مواد غذایی مختلف یافت میشود و بهطور گسترده در نوشیدنیهای انرژیزا و مکملهای غذایی به کار میرود، بهطور ناخواسته باعث افزایش رشد سلولهای لوسمی میشود. این مطالعه همه را نگران کرده که محصولات انرژیزای موجود در بازار میتوانند در دوره درمان برای بیماران مبتلا به سرطان خون خطرآفرین باشند.
جیویشا باجاج، دانشیار گروه ژنتیک زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه راچستر و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که توسعه و آزمایش مهارکنندههای مؤثر برای انتقالدهندههای تائورین به کشف راهکارهای درمانی جدید برای این سرطان مهلک کمک میکند.»
سلولهای لوسمی به خودشان غذا میرسانند
این مطالعه که در مجله نیچر انتشار یافته است، نشان میدهد که سلولهای لوسمی نمیتوانند بهطور مستقل تائورین تولید کنند و این آمینواسید را با به خدمت گرفتن ناقلهای ویژه بهطور مستقیم از مغز استخوان که خاستگاه سرطان خون است به سرقت میبرند. تائورین پس از جذب باعث افزایش توان سلولهای سرطانی در تجزیه گلوکز و تولید انرژی میشود و به رشد تومور و گسترش بیماری کمک میکند.
محققان با استفاده از موشهایی که تحت دستکاری ژنتیکی قرار گرفته بودند، تغییرات محیط مغز استخوان را در روند پیشرفت لوسمی ثبت و ضبط کردند.
آنها دریافتند که سلولهای استخوانساز، که سلولهای پیشساز استخوانی هم نامیده میشوند، با پیشرفت بیماری باعث افزایش تولید تائورین میشوند و اساساً بهجای نابودی سلولهای سرطانی به تغذیه آنها کمک میکنند.
سلولهای سرطانی برای دریافت تائورین از بافتهای سالم به یک پروتئین ناقل ویژه نیاز دارند. تائورین پس از ورود به درون سلولهای لوسمی، فرایند گلیکولیز یا تجزیه گلوکز را تقویت میکند؛ فرایندی که سلولها از آن برای تبدیل گلوکز به انرژی استفاده میکنند و سوخت لازم برای رشد و تکثیر را به سلولهای سرطانی میرسانند.
باجاج به اپک تایمز گفت که سلولهای لوسمی قادر به تولید تائورین نیستند و برای دریافت آن از مغز استخوان به یک ناقل نیاز دارند که تائورین را جذب و به سلولهای سرطانی منتقل میکند.
محققان در آزمایش روی موشها و با استفاده از نمونههای لوسمی انسانی توانستند با جلوگیری از ورود تائورین به سلولهای سرطانی جلوی رشد آنها را بگیرند یا سرعت رشدشان را به حداقل برسانند. در سوی مقابل، هربار که تائورین بیشتری را به سلولهای لوسمی انتقال دادند، رشد تومور در موشها به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد.
پیامدهای بالینی
تحلیل بافتهای انسانی نشان داد بیمارانی که پروتئین ناقل بیشتری داشتند، نتایج درمانی ضعیفتری گرفتند و مقاومت بیشتری در قبال درمان از خود نشان دادند. این امر بهویژه در بیمارانی که به لوسمی تهاجمی مبتلا شده بودند مشهود بود.
مکملهای تائورین معمولاً برای کمک به بیماران سرطانی برای مقابله با خستگی ناشی از شیمیدرمانی و دیگر عوارض جانبی تجویز میشوند. نوشیدنیهای انرژیزا که حاوی تائورین هستند، محبوبیت زیادی در بین نسل جوان پیدا کردهاند؛ گروهی که بسیاری از بیماران لوسمی را به خود اختصاص داده است.
دکتر هدا پورحسن، متخصص خون و سرطان در کالیفرنیا، که نقشی در مطالعه حاضر نداشت، گفت: «در رابطه با این نتایج باید محتاطانه عمل کنیم. محدود کردن مصرف تائورین بهویژه در بیماران مبتلا به لوسمی منطقی به نظر میرسد و دستکم باید خطرات و مزایای استفاده از آن را به دقت بررسی کنیم.»
هدف جدید درمان
محققان دریافتند که میتوانند با مهار آنزیمی که به تولید تائورین در سلولهای استخوانی کمک میکند، سطح تائورین را در مغز استخوان به حداقل برسانند. این راهکار باعث میشود که تعداد سلولهای مرتبط با پیشرفت و عود بیماری کاهش پیدا کند.
باجاج گفت: «نکته اصلی مطالعه حاضر این است که سلولهای لوسمی میتوانند از تائورین برای پیشرفت سرطان استفاده کنند. توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از جذب تائورین در سلولهای سرطانی میتواند باعث بهبود نتایج درمانی برای بیماران مبتلا به لوسمی شود.»
دکتر جین لیزولد، متخصص سرطان در مرکز ویلموت، در بیانیه مطبوعاتی خود به پتانسیل درمانی این راهکارها اشاره کرد: «مطالعه دکتر باجاج نشان میدهد که سطح تائورین در مغز استخوان میتواند سرعت رشد سلولهای لوسمی را دوچندان کند که نشان میدهد باید در مصرف مکملهای تائورین با دوز بالا احتیاط بیشتری به خرج دهیم.» او افزود که این یافتهها دریچه جدیدی بهسوی راهکارهای درمانی هدفمند میگشایند.
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
A downside of taurine: it drives leukemia growth
A study in Nature shows that leukemia cells drink up taurine, which is produced in the body and also consumed through foods and in energy drinks, and use it as fuel for growth. This highlights a potential to block taurine uptake as a possible treatment.
👍4❤1
💢سه شب بیخوابی خطر بیماریهای قلبی را افزایش میدهد
کمبود خواب با ضعف عملکرد شناختی، تضعیف سیستم ایمنی، سلامت روان ضعیف، و خطر افزایش تصادفها، دیابت، چاقی و فشار خون بالا مرتبط است و حتی در جوانان سالم احتمال ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را بالا میبرد
سلامت قلب به چندین عامل سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، ورزش، وزن، استرس و کیفیت خواب بستگی دارد. با این حال به گزارش نیویورکپست، یک مطالعه جدید نشان میدهد که تنها سه شب بیخوابی، حتی در بزرگسالان جوان و سالم، میتواند خطر بیماریهای قلبی را افزایش دهد.
دکتر جاناتان سدرنیز، سرپرست این مطالعه و دانشیار دانشگاه اوپسالا در سوئد، میگوید که در بسیاری از مطالعات بزرگ که روی ارتباط بین بیخوابی و خطر بیماریهای قلبی-عروقی انجام شدهاند، معمولا روی افراد کمی مسنتر که خطر ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها بیشتر است، تمرکز شده است.
به همین دلیل تیم پژوهشی سدرنیز ۱۶ مرد جوان سالم با عادات خواب خوب را به یک آزمایشگاه خواب دعوت کرد- جایی که رژیم غذایی و سطح فعالیت آنها هم بهطور دقیق کنترل میشد.
در یک بررسی، این افراد به مدت سه شب متوالی خواب طبیعی داشتند، اما در بررسی دیگر، آنها هر شب تنها حدود چهار ساعت خوابیدند. متخصصان معمولا توصیه میکنند بزرگسالان شبها بین هفت تا ۹ ساعت بخوابند. بیخوابی میتواند به عملکرد شناختی ضعیفتر، سیستم ایمنی ضعیف، سلامت روانی بدتر و افزایش خطر بروز حوادث، دیابت، چاقی و فشار خون بالا منجر شود.
در طول هر دو بررسی آزمایشی، از شرکتکنندگان صبح و شب نمونه خون گرفته شد. پس از ۳۰ دقیقه ورزش با شدت بالا نیز نمونهگیری خون انجام شد.
آنها حدود ۹۰ پروتئین مختلف را در خون اندازهگیری کردند که بسیاری از این پروتئینها با التهاب مرتبط بودند و سطح آنها پس از شبهای بیخوابی افزایش یافت.
البته التهاب میتواند هم خوب و هم بد باشد، چون التهاب پاسخ شیمیایی طبیعی بدن به یک ماده تحریککننده یا آسیب است، اما التهاب مزمنــ زمانی که واکنش بدن پس از پایان تهدید همچنان ادامه مییابدــ میتواند به رگهای خونی آسیب برساند و خطر حمله قلبی و سکته را افزایش دهد.
سدرنیز میگوید: «جالب بود که سطح این پروتئینها در افراد جوان و سالم، پس از فقط چند شب بیخوابی، افزایش یافت. این نشان میدهد که لازم است بر اهمیت خواب برای سلامت قلبی-عروقی حتی در اوایل زندگی تاکید شود.»
خبر خوب این است که پروتئینهای مرتبط با آثار مثبت ورزش در شرکتکنندگان افزایش یافت، حتی اگر خواب آنها ضعیف بود.
دکتر سدرنیز تاکید کرد: «با این مطالعه، شناخت ما از نقش میزان خواب در سلامت قلبی-عروقی، بیشتر شد. البته مهم است که اشاره کنیم مطالعات نشان دادهاند ورزش فیزیکی میتواند حداقل برخی از آثار منفی کمخوابی را جبران کند، اما این هم مهم است که بدانیم ورزش نمیتواند جایگزین کارکردهای حیاتی خواب برای بدن شود.»
🆔@ScientificDialectics
کمبود خواب با ضعف عملکرد شناختی، تضعیف سیستم ایمنی، سلامت روان ضعیف، و خطر افزایش تصادفها، دیابت، چاقی و فشار خون بالا مرتبط است و حتی در جوانان سالم احتمال ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را بالا میبرد
سلامت قلب به چندین عامل سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، ورزش، وزن، استرس و کیفیت خواب بستگی دارد. با این حال به گزارش نیویورکپست، یک مطالعه جدید نشان میدهد که تنها سه شب بیخوابی، حتی در بزرگسالان جوان و سالم، میتواند خطر بیماریهای قلبی را افزایش دهد.
دکتر جاناتان سدرنیز، سرپرست این مطالعه و دانشیار دانشگاه اوپسالا در سوئد، میگوید که در بسیاری از مطالعات بزرگ که روی ارتباط بین بیخوابی و خطر بیماریهای قلبی-عروقی انجام شدهاند، معمولا روی افراد کمی مسنتر که خطر ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها بیشتر است، تمرکز شده است.
به همین دلیل تیم پژوهشی سدرنیز ۱۶ مرد جوان سالم با عادات خواب خوب را به یک آزمایشگاه خواب دعوت کرد- جایی که رژیم غذایی و سطح فعالیت آنها هم بهطور دقیق کنترل میشد.
در یک بررسی، این افراد به مدت سه شب متوالی خواب طبیعی داشتند، اما در بررسی دیگر، آنها هر شب تنها حدود چهار ساعت خوابیدند. متخصصان معمولا توصیه میکنند بزرگسالان شبها بین هفت تا ۹ ساعت بخوابند. بیخوابی میتواند به عملکرد شناختی ضعیفتر، سیستم ایمنی ضعیف، سلامت روانی بدتر و افزایش خطر بروز حوادث، دیابت، چاقی و فشار خون بالا منجر شود.
در طول هر دو بررسی آزمایشی، از شرکتکنندگان صبح و شب نمونه خون گرفته شد. پس از ۳۰ دقیقه ورزش با شدت بالا نیز نمونهگیری خون انجام شد.
آنها حدود ۹۰ پروتئین مختلف را در خون اندازهگیری کردند که بسیاری از این پروتئینها با التهاب مرتبط بودند و سطح آنها پس از شبهای بیخوابی افزایش یافت.
البته التهاب میتواند هم خوب و هم بد باشد، چون التهاب پاسخ شیمیایی طبیعی بدن به یک ماده تحریککننده یا آسیب است، اما التهاب مزمنــ زمانی که واکنش بدن پس از پایان تهدید همچنان ادامه مییابدــ میتواند به رگهای خونی آسیب برساند و خطر حمله قلبی و سکته را افزایش دهد.
سدرنیز میگوید: «جالب بود که سطح این پروتئینها در افراد جوان و سالم، پس از فقط چند شب بیخوابی، افزایش یافت. این نشان میدهد که لازم است بر اهمیت خواب برای سلامت قلبی-عروقی حتی در اوایل زندگی تاکید شود.»
خبر خوب این است که پروتئینهای مرتبط با آثار مثبت ورزش در شرکتکنندگان افزایش یافت، حتی اگر خواب آنها ضعیف بود.
دکتر سدرنیز تاکید کرد: «با این مطالعه، شناخت ما از نقش میزان خواب در سلامت قلبی-عروقی، بیشتر شد. البته مهم است که اشاره کنیم مطالعات نشان دادهاند ورزش فیزیکی میتواند حداقل برخی از آثار منفی کمخوابی را جبران کند، اما این هم مهم است که بدانیم ورزش نمیتواند جایگزین کارکردهای حیاتی خواب برای بدن شود.»
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Just 3 days of this bad habit can increase your risk of heart disease...
Heart disease is the leading cause of death in the US, claiming the lives of about 700,000 Americans each year.
👍5
💢اتفاقی که علم آن را تائید میکند
چرا وقتی ورزش میکنیم، زمان کندتر میگذرد؟
گاهی در هنگام انجام تمرینات ورزشی، حس میکنیم که جلسه تمرینیمان اندازه یک عمر طول میکشد. این تصور از نظر علمی صحت دارد و گویا ورزش کردن میتواند مغز شما را فریب دهد.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حین ورزش احساس کنید که انگار زمان متوقف شده یا تمرینتان پایانناپذیر به نظر میرسد؟ این حسی است که خیلی از ما آن را تجربه کردهایم و جالب اینجاست که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
طبق مطالعهای جدید، در حین فعالیت بدنی شدید، گذر زمان واقعاً کندتر به نظر میرسد؛ به ویژه وقتی که مشغول تمرینات سختی مثل رکاب زدن با دوچرخه ثابت هستید.
در این پژوهش، محققان از ۳۳ شرکتکننده خواستند تا مسیری ۴ کیلومتری را با دوچرخه طی کنند. در نقاط مختلفی از مسیر، از آنها خواسته شد تا زمانی که به نظرشان ۳۰ ثانیه گذشته است را تخمین بزنند. این تخمینها در پنج مرحله از شرکتکنندگان گرفته شد: قبل از شروع، در سه نقطه مختلف از مسیر و پس از اتمام رکابزنی.
شرکتکنندگان این آزمایش را در سه شرایط مختلف انجام دادند:
۱- به صورت انفرادی
۲- با حضور یک "حریف خیالی" غیرفعال
۳- در قالب یک رقابت واقعی
در هر سه حالت، شرکتکنندگان بهطور مداوم زمان ۳۰ ثانیه را کمتر از مقدار واقعی آن تخمین زدند. بهطور متوسط، تخمین آنها ۸ تا ۹ درصد زودتر از زمان واقعی بود؛ این بدان معناست که زمان از دید آنها به شکل قابل توجهی کندتر پیش میرفت.
نکته جالب این بود که این تأثیر صرفنظر از شرایط انجام آزمایش (انفرادی یا رقابتی) ثابت باقی ماند؛ یعنی تفاوتی نمیکرد که فرد تنها رکاب میزد یا در حال حضور در یک رقابت بود؛ در هر حالت، درک زمان توسط آنها مختل شده بود.
درعینحال میزان فشار یا شدت تمرین نیز تأثیر قابل توجهی بر این پدیده نداشت.
این یافتهها سؤالات جالبی را درباره چگونگی پردازش زمان توسط مغز و بدن ما در شرایط استرس فیزیکی مطرح میکند. طبق بررسی محققان، در حین انجام حرکات ورزشی شدید، بدن دچار تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب، تمرکز محدود و خستگی زیادی میشود و همه این عوامل میتوانند برداشت ما از گذر زمان را تغییر دهند.
برای ورزشکاران حرفهای، این اختلال درک زمان میتواند روی تنظیم سرعت (Pacing) نیز تأثیرگذار باشد. خیلی از ورزشکاران سطح بالا و حرفهای برای هماهنگی دقیق با زمان، از تکنیکهای تجسم ذهنی استفاده میکنند؛ چه در لحظه چرخش در استخر و چه هنگام شتاب گرفتن در مسیر دو و میدانی.
اما اگر مغز در حین مسابقه دچار "کشیدگی" یا "فشردگی" زمان شود، حفظ این هماهنگی کار دشواری خواهد بود. البته باید بدانید که زمان بهطور واقعی کند نمیشود و این تنها یک برداشت ذهنی است.
با این وجود، این پدیده سوالات مهمی را درباره نحوه عملکرد مغز تحت فشار شدید ایجاد میکند. همانطور که دانشمندان در حال بررسی عمیقتر نحوه تعامل مغز با جهان بیرونی هستند، ممکن است در آینده بتوانیم درک بهتری از نحوه یادگیری و سازگاری مغز با شرایط مختلف به دست آوریم.
در عین حال این مطالعه سبب خواهد شد تا افرادی که در هنگام ورزش کردن احساس میکنند که زمان برایشان طولانی و سخت میگذرد، متوجه شوند که در این مسیر تنها نیستند و این حس بین تمام افراد مشترک است و در نتیجه شاید با صبوری و پافشاری بیشتری ورزش را به صورت جدی دنبال کنند.
✍️ غزال زیاری
https://bgr.com/science/when-youre-exercising-time-can-actually-feel-like-it-slows-down/
🆔@ScientificDialectics
چرا وقتی ورزش میکنیم، زمان کندتر میگذرد؟
گاهی در هنگام انجام تمرینات ورزشی، حس میکنیم که جلسه تمرینیمان اندازه یک عمر طول میکشد. این تصور از نظر علمی صحت دارد و گویا ورزش کردن میتواند مغز شما را فریب دهد.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حین ورزش احساس کنید که انگار زمان متوقف شده یا تمرینتان پایانناپذیر به نظر میرسد؟ این حسی است که خیلی از ما آن را تجربه کردهایم و جالب اینجاست که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
طبق مطالعهای جدید، در حین فعالیت بدنی شدید، گذر زمان واقعاً کندتر به نظر میرسد؛ به ویژه وقتی که مشغول تمرینات سختی مثل رکاب زدن با دوچرخه ثابت هستید.
در این پژوهش، محققان از ۳۳ شرکتکننده خواستند تا مسیری ۴ کیلومتری را با دوچرخه طی کنند. در نقاط مختلفی از مسیر، از آنها خواسته شد تا زمانی که به نظرشان ۳۰ ثانیه گذشته است را تخمین بزنند. این تخمینها در پنج مرحله از شرکتکنندگان گرفته شد: قبل از شروع، در سه نقطه مختلف از مسیر و پس از اتمام رکابزنی.
شرکتکنندگان این آزمایش را در سه شرایط مختلف انجام دادند:
۱- به صورت انفرادی
۲- با حضور یک "حریف خیالی" غیرفعال
۳- در قالب یک رقابت واقعی
در هر سه حالت، شرکتکنندگان بهطور مداوم زمان ۳۰ ثانیه را کمتر از مقدار واقعی آن تخمین زدند. بهطور متوسط، تخمین آنها ۸ تا ۹ درصد زودتر از زمان واقعی بود؛ این بدان معناست که زمان از دید آنها به شکل قابل توجهی کندتر پیش میرفت.
نکته جالب این بود که این تأثیر صرفنظر از شرایط انجام آزمایش (انفرادی یا رقابتی) ثابت باقی ماند؛ یعنی تفاوتی نمیکرد که فرد تنها رکاب میزد یا در حال حضور در یک رقابت بود؛ در هر حالت، درک زمان توسط آنها مختل شده بود.
درعینحال میزان فشار یا شدت تمرین نیز تأثیر قابل توجهی بر این پدیده نداشت.
این یافتهها سؤالات جالبی را درباره چگونگی پردازش زمان توسط مغز و بدن ما در شرایط استرس فیزیکی مطرح میکند. طبق بررسی محققان، در حین انجام حرکات ورزشی شدید، بدن دچار تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب، تمرکز محدود و خستگی زیادی میشود و همه این عوامل میتوانند برداشت ما از گذر زمان را تغییر دهند.
برای ورزشکاران حرفهای، این اختلال درک زمان میتواند روی تنظیم سرعت (Pacing) نیز تأثیرگذار باشد. خیلی از ورزشکاران سطح بالا و حرفهای برای هماهنگی دقیق با زمان، از تکنیکهای تجسم ذهنی استفاده میکنند؛ چه در لحظه چرخش در استخر و چه هنگام شتاب گرفتن در مسیر دو و میدانی.
اما اگر مغز در حین مسابقه دچار "کشیدگی" یا "فشردگی" زمان شود، حفظ این هماهنگی کار دشواری خواهد بود. البته باید بدانید که زمان بهطور واقعی کند نمیشود و این تنها یک برداشت ذهنی است.
با این وجود، این پدیده سوالات مهمی را درباره نحوه عملکرد مغز تحت فشار شدید ایجاد میکند. همانطور که دانشمندان در حال بررسی عمیقتر نحوه تعامل مغز با جهان بیرونی هستند، ممکن است در آینده بتوانیم درک بهتری از نحوه یادگیری و سازگاری مغز با شرایط مختلف به دست آوریم.
در عین حال این مطالعه سبب خواهد شد تا افرادی که در هنگام ورزش کردن احساس میکنند که زمان برایشان طولانی و سخت میگذرد، متوجه شوند که در این مسیر تنها نیستند و این حس بین تمام افراد مشترک است و در نتیجه شاید با صبوری و پافشاری بیشتری ورزش را به صورت جدی دنبال کنند.
✍️ غزال زیاری
https://bgr.com/science/when-youre-exercising-time-can-actually-feel-like-it-slows-down/
🆔@ScientificDialectics
BGR
When you're exercising, time can actually feel like it slows down
Research shows that it's possible for time to seemingly slow down as the brain responds to intense pressure and situations.
👍7🔥2❤1
💢هسته زمین نشتی پیدا کرده است/ ذخایر عظیم طلا به سطح زمین میآیند؟
تیمی از زمینشناسان با بررسی نمونههای سنگی از جزایر هاوایی شواهدی قوی بهدست آوردهاند که نشان میدهد مواد گرانبهایی چون طلا و رودیم از هسته زمین بهسوی گوشته نشت میکنند. این یافته، نهتنها دیدگاه سنتی درباره انزوای شیمیایی هسته را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند نگاه تازهای به منابع فلزات گرانبها و پویایی درونی زمین ارائه دهد
دلایل زیادی وجود دارد که انسانها در طول تاریخ طلا را ارزشمند دانستهاند؛ این فلز پایدار، چکشخوار، غیرسمی و البته درخشان است. اما یکی از ویژگیهایی که اغلب علت با ارزش بودن طلا به شمار میرود، کمیابی طلا است. این کمیابی چیزی است که طلا را به گزینهای مناسب برای واحد پول تبدیل میکند البته به نظر میرسد که دیگر چنین نخواهد بود. با توجه به کشفی جدید مبنی بر اینکه هسته زمین در حال نشت است، این گزاره حتی نادرستتر هم میشود؛ اما چرا؟
نیلز مسلینگ، زمینشیمیدانی از دانشگاه گوتینگن نویسنده اصلی این پژوهش گفت: «وقتی نخستین نتایج بهدست آمد، متوجه شدیم که بهمعنای واقعی کلمه به طلا رسیدهایم! دادههای ما تأیید کردند که موادی از هسته زمین، از جمله طلا و سایر فلزات گرانبها، به درون گوشته زمین در حال نشت هستند.»
این، قویترین شواهدی است که تاکنون مبنی بر نشت موادی مانند فلزات گرانبها از هسته زمین بهدست آمده و حاصل تحلیل زمینشناختی سنگهای جزایر هاوایی است. در میان عناصر موجود در نمونههای جمعآوریشده از این جزایر آتشفشانی، مسلینگ و همکارانش به کشف شگفتانگیز دیگری هم رسیدند، و آن ایزوتوپ خاصی از عنصر رودیم به نام ¹⁰⁰Ru است.
اما چرا این ایزوتوپ خاص مهم است؟ رودیم فلزی نقرهای-سفید است که در سطح زمین نیز وجود دارد اما همانند طلا، در هسته زمین بهمراتب فراوانتر است. ایزوتوپ ¹⁰⁰Ru حتی ردیابیپذیرتر است: بهگفته تیم پژوهش ترکیب ایزوتوپی رودیمِ مواد پیوستهشده به زمین در مراحل نهایی رشد سیاره تغییر کرده است؛ که به این معناست که ایزوتوپهای رودیم در هسته و گوشته ترکیبهای متفاوتی دارند. بهعبارت سادهتر، اگر در نمونههای سنگی، مقدار ¹⁰⁰Ru بیشتر از حدی باشد که برای پوسته زمین معمول است، نشانهای بسیار خوب از آن است که منشأ این عنصر در واقع هسته زمین بوده است یعنی درست حدود ۳۰۰۰ کیلومتر زیر پای ما!
ماتیاس ویلبولد، استاد همکار در همین دانشگاه و از نویسندگان پژوهش میگوید: «یافتههای ما نهتنها نشان میدهند که هسته زمین آنقدرها هم منزوی نیست، بلکه حالا میتوانیم اثبات کنیم که حجم عظیمی از ماده فوقداغ گوشته صدها کوادریلیون تُن سنگ از مرز هسته و گوشته برخاسته و به سطح زمین میرسند تا جزایری اقیانوسی مانند هاوایی را بسازند.»
البته، هرچند کشف منبعی تازه از طلا و سایر فلزات گرانبها بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، ممکن است در ذهنتان این سؤال شکل بگیرد که مگر این دست روایتها همانهایی نیستند که فیلمهای آخرالزمانی از آن ساخته میشوند؟ آیا باید نگران نشتی هسته زمین باشیم؟ پاسخ، منفی است، حداقل فعلاً چنین نگرانی نخواهیم داشت. به این دلیل ساده که هنوز چیزهای بسیار زیادی در اینباره ناشناخته ماندهاند؛ به عنوان مثال اغلب پرسشهای از قبیل اینکه آیا این نشتی، پدیدهای نادر است یا رایج؟ منشأ آن چیست؟ چه چیزهای دیگری نیز از هسته به بیرون نشت کردهاند؟ هنوز بیپاسخ ماندهاند.
فورست هورتون، زمینشیمیدانی از مؤسسه اقیانوسشناسی وودز هول، که در سال ۲۰۲۳ نیز کشف مشابهی درباره نشت هلیوم از هسته به پوسته زمین داشته، توضیح میدهد: «ما بسیار اندک درباره هسته زمین میدانیم، جز اینکه وجود دارد. بهطور سنتی، تصور میشد که هسته و لایههای بیرونی سیاره (گوشته و پوسته) از نظر زمینشیمیایی منزوی هستند (یعنی مادهای بین آنها جابهجا نمیشود). اما دانشمندان روزبهروز این دیدگاه را به چالش میکشند.» با اینحال، بهجای نگرانی، هورتون این کشف را «هیجانانگیز» دانست و در مصاحبهای گفت این کشف نشان میدهد اعماق زمین از آنچه تصور میکردیم پویاتر هستند.
و البته، جنبههای مثبت هم وجود دارد. باید گفت طلا یک منبع بسیار کاربردی است؛ در الکترونیک، دندانپزشکی، پزشکی و حتی مهندسی فضایی به کار میرود. با اینحال، برای مسلینگ و تیمش، مهمتر از هر چیز، افقهای تازهای است که برای پژوهشهای زمینشناختی گشوده شدهاند. آنها اکنون پرسشهای زیادی پیش رو دارند که باید پاسخ دهند؛به عنوان مثال اینکه «آیا فرآیندهایی که امروز مشاهده میکنیم، در گذشته نیز فعال بودهاند یا نه؟» و پاسخ به آنها نیز هنوز نیاز به اثبات دارد.
✍️ تینا مزدکی
https://www.iflscience.com/the-earths-core-is-leaking-the-result-more-gold-79348
🆔@ScientificDialectics
تیمی از زمینشناسان با بررسی نمونههای سنگی از جزایر هاوایی شواهدی قوی بهدست آوردهاند که نشان میدهد مواد گرانبهایی چون طلا و رودیم از هسته زمین بهسوی گوشته نشت میکنند. این یافته، نهتنها دیدگاه سنتی درباره انزوای شیمیایی هسته را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند نگاه تازهای به منابع فلزات گرانبها و پویایی درونی زمین ارائه دهد
دلایل زیادی وجود دارد که انسانها در طول تاریخ طلا را ارزشمند دانستهاند؛ این فلز پایدار، چکشخوار، غیرسمی و البته درخشان است. اما یکی از ویژگیهایی که اغلب علت با ارزش بودن طلا به شمار میرود، کمیابی طلا است. این کمیابی چیزی است که طلا را به گزینهای مناسب برای واحد پول تبدیل میکند البته به نظر میرسد که دیگر چنین نخواهد بود. با توجه به کشفی جدید مبنی بر اینکه هسته زمین در حال نشت است، این گزاره حتی نادرستتر هم میشود؛ اما چرا؟
نیلز مسلینگ، زمینشیمیدانی از دانشگاه گوتینگن نویسنده اصلی این پژوهش گفت: «وقتی نخستین نتایج بهدست آمد، متوجه شدیم که بهمعنای واقعی کلمه به طلا رسیدهایم! دادههای ما تأیید کردند که موادی از هسته زمین، از جمله طلا و سایر فلزات گرانبها، به درون گوشته زمین در حال نشت هستند.»
این، قویترین شواهدی است که تاکنون مبنی بر نشت موادی مانند فلزات گرانبها از هسته زمین بهدست آمده و حاصل تحلیل زمینشناختی سنگهای جزایر هاوایی است. در میان عناصر موجود در نمونههای جمعآوریشده از این جزایر آتشفشانی، مسلینگ و همکارانش به کشف شگفتانگیز دیگری هم رسیدند، و آن ایزوتوپ خاصی از عنصر رودیم به نام ¹⁰⁰Ru است.
اما چرا این ایزوتوپ خاص مهم است؟ رودیم فلزی نقرهای-سفید است که در سطح زمین نیز وجود دارد اما همانند طلا، در هسته زمین بهمراتب فراوانتر است. ایزوتوپ ¹⁰⁰Ru حتی ردیابیپذیرتر است: بهگفته تیم پژوهش ترکیب ایزوتوپی رودیمِ مواد پیوستهشده به زمین در مراحل نهایی رشد سیاره تغییر کرده است؛ که به این معناست که ایزوتوپهای رودیم در هسته و گوشته ترکیبهای متفاوتی دارند. بهعبارت سادهتر، اگر در نمونههای سنگی، مقدار ¹⁰⁰Ru بیشتر از حدی باشد که برای پوسته زمین معمول است، نشانهای بسیار خوب از آن است که منشأ این عنصر در واقع هسته زمین بوده است یعنی درست حدود ۳۰۰۰ کیلومتر زیر پای ما!
ماتیاس ویلبولد، استاد همکار در همین دانشگاه و از نویسندگان پژوهش میگوید: «یافتههای ما نهتنها نشان میدهند که هسته زمین آنقدرها هم منزوی نیست، بلکه حالا میتوانیم اثبات کنیم که حجم عظیمی از ماده فوقداغ گوشته صدها کوادریلیون تُن سنگ از مرز هسته و گوشته برخاسته و به سطح زمین میرسند تا جزایری اقیانوسی مانند هاوایی را بسازند.»
البته، هرچند کشف منبعی تازه از طلا و سایر فلزات گرانبها بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، ممکن است در ذهنتان این سؤال شکل بگیرد که مگر این دست روایتها همانهایی نیستند که فیلمهای آخرالزمانی از آن ساخته میشوند؟ آیا باید نگران نشتی هسته زمین باشیم؟ پاسخ، منفی است، حداقل فعلاً چنین نگرانی نخواهیم داشت. به این دلیل ساده که هنوز چیزهای بسیار زیادی در اینباره ناشناخته ماندهاند؛ به عنوان مثال اغلب پرسشهای از قبیل اینکه آیا این نشتی، پدیدهای نادر است یا رایج؟ منشأ آن چیست؟ چه چیزهای دیگری نیز از هسته به بیرون نشت کردهاند؟ هنوز بیپاسخ ماندهاند.
فورست هورتون، زمینشیمیدانی از مؤسسه اقیانوسشناسی وودز هول، که در سال ۲۰۲۳ نیز کشف مشابهی درباره نشت هلیوم از هسته به پوسته زمین داشته، توضیح میدهد: «ما بسیار اندک درباره هسته زمین میدانیم، جز اینکه وجود دارد. بهطور سنتی، تصور میشد که هسته و لایههای بیرونی سیاره (گوشته و پوسته) از نظر زمینشیمیایی منزوی هستند (یعنی مادهای بین آنها جابهجا نمیشود). اما دانشمندان روزبهروز این دیدگاه را به چالش میکشند.» با اینحال، بهجای نگرانی، هورتون این کشف را «هیجانانگیز» دانست و در مصاحبهای گفت این کشف نشان میدهد اعماق زمین از آنچه تصور میکردیم پویاتر هستند.
و البته، جنبههای مثبت هم وجود دارد. باید گفت طلا یک منبع بسیار کاربردی است؛ در الکترونیک، دندانپزشکی، پزشکی و حتی مهندسی فضایی به کار میرود. با اینحال، برای مسلینگ و تیمش، مهمتر از هر چیز، افقهای تازهای است که برای پژوهشهای زمینشناختی گشوده شدهاند. آنها اکنون پرسشهای زیادی پیش رو دارند که باید پاسخ دهند؛به عنوان مثال اینکه «آیا فرآیندهایی که امروز مشاهده میکنیم، در گذشته نیز فعال بودهاند یا نه؟» و پاسخ به آنها نیز هنوز نیاز به اثبات دارد.
✍️ تینا مزدکی
https://www.iflscience.com/the-earths-core-is-leaking-the-result-more-gold-79348
🆔@ScientificDialectics
IFLScience
The Earth's Core Is Leaking. The Result: More Gold
There's gold in them thar volcanoes.
👍6🔥1
💢 اپل در چنگال چین؛ وابستگی میلیارد دلاری در سایه تهدیدهای سیاسی
شرکت اپل، نماد فناوری و نوآوری آمریکایی، امروز بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است؛ کشوری که نه تنها بخش عمدهای از تولیدات اپل در آن انجام میشود، بلکه محل تحقق استراتژی موسوم به "فشار اپل" نیز هست. بر اساس کتاب تازه منتشرشده "اپل در چین" نوشته پاتریک مکگی، اپل از آستانه ورشکستگی در سال ۱۹۹۶ به یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان بدل شد، آنهم با اتکا به نیروی کار و زیرساختهای تولیدی چین.
این شرکت که کارخانه خود در کلرادو را به فروش رساند، امروز سالانه ۵۵ میلیارد دلار در چین هزینه میکند و متعهد شده تا سال ۲۰۲۷، ۲۷۵ میلیارد دلار دیگر در این کشور سرمایهگذاری کند. این وابستگی چنان عمیق شده که اپل برای رضایت پکن، ۶۷۴ اپلیکیشن VPN و حتی نرمافزار روزنامه نیویورک تایمز را از نسخه چینی اپاستور حذف کرده است.
در حالیکه اپل سعی دارد با سرمایهگذاری در هند و آمریکا – که وعده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آن را داده – زنجیره تأمین خود را متنوع کند، اما هنوز بخش اعظم آیفونها در چین تولید میشود. اکنون با تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات آیفونهای خارج از آمریکا، ریسکهای سیاسی این وابستگی بیشتر از همیشه به چشم میآید.
https://foreignpolicy.com/2025/05/23/apple-china-foxconn-factories/
🆔@ScientificDialectics
شرکت اپل، نماد فناوری و نوآوری آمریکایی، امروز بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است؛ کشوری که نه تنها بخش عمدهای از تولیدات اپل در آن انجام میشود، بلکه محل تحقق استراتژی موسوم به "فشار اپل" نیز هست. بر اساس کتاب تازه منتشرشده "اپل در چین" نوشته پاتریک مکگی، اپل از آستانه ورشکستگی در سال ۱۹۹۶ به یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان بدل شد، آنهم با اتکا به نیروی کار و زیرساختهای تولیدی چین.
این شرکت که کارخانه خود در کلرادو را به فروش رساند، امروز سالانه ۵۵ میلیارد دلار در چین هزینه میکند و متعهد شده تا سال ۲۰۲۷، ۲۷۵ میلیارد دلار دیگر در این کشور سرمایهگذاری کند. این وابستگی چنان عمیق شده که اپل برای رضایت پکن، ۶۷۴ اپلیکیشن VPN و حتی نرمافزار روزنامه نیویورک تایمز را از نسخه چینی اپاستور حذف کرده است.
در حالیکه اپل سعی دارد با سرمایهگذاری در هند و آمریکا – که وعده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آن را داده – زنجیره تأمین خود را متنوع کند، اما هنوز بخش اعظم آیفونها در چین تولید میشود. اکنون با تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات آیفونهای خارج از آمریکا، ریسکهای سیاسی این وابستگی بیشتر از همیشه به چشم میآید.
https://foreignpolicy.com/2025/05/23/apple-china-foxconn-factories/
🆔@ScientificDialectics
Foreign Policy
How China Captured Apple
A giant firm and a superpower have become deeply entangled.
👏3👍1🎉1
💢شکارچی سهچشمی دوران کامبرین: جانوری باستانی با ویژگیهایی فراتر از تصور
چطور جانوری بهاندازهٔ انگشت انسان، انقلابی در درک ما از خاستگاه بندپایان به پا کرد؟
تصور کن به گذشتهای دورتر از هر عصر شناختهشده بازمیگردیم؛ به اقیانوسی ناشناخته، جایی که موجوداتی شگفتانگیز با چشمانی درخشان در تاریکی کمنور شنا میکنند. در میان این جانوران، موجودی عجیب با سه چشم، آروارهای دایرهای با دندانهایی ریز، و پنجههایی تیغدار کمین کرده است. نام او «موسورا» (Mosura fentoni) است؛ جانوری که در دورهٔ کامبرین، بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش، در دریاهای زمین شکار میکرد.
موسورا عضوی از گروه منقرضشدهای بهنام «رادیودونتها» (Radiodonts) بود، نزدیکخویشان دوردست بندپایان امروزی مانند حشرات، عنکبوتها و خرچنگها. این جانور کوچک با طولی بهاندازهٔ انگشت انسان، از نظر ساختاری پیچیدهتر از بسیاری از همعصران خود بود. وجود سه چشم، دهان حلقوی با ردیفهایی از دندان، اندامهای تنفسی در انتهای بدن و سیستم عصبی و گردش خون قابلمشاهده در فسیلها، آن را به یک مورد نادر و اسرارآمیز تبدیل کرده است.
پژوهشگران موزه مانیتوبا و موزه سلطنتی انتاریو با بررسی ۶۱ نمونهٔ فسیلی از موسورا در منطقهٔ «شیل برگس» (Burgess Shale) موفق شدند تصویری دقیق و علمی از این شکارچی کوچک بسازند. بررسی دقیق این فسیلها، درکی نو از تکامل سیستمهای بدن بندپایان اولیه را ممکن کرد. این مقاله سفری است به دنیای دوردست زیستشناسی باستان، جایی که کوچکترین شکارچیان، نقشهای بزرگی در تحول زندگی ایفا میکردند.
شیل برگس و کشف یک شگفتی چندصد میلیون ساله
منطقهٔ «شیل برگس» در کانادا، یکی از استثناییترین مکانهای فسیلی روی زمین است که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش شکل گرفت. این منطقه بخشی از پدیدهای بهنام «لاگراشتته» (Lagerstätte) است؛ بستری فسیلی که در آن نهفقط استخوانها، بلکه جزئیات بافت نرم، اندامهای داخلی و حتی اعصاب و عروق نیز حفظ شدهاند. در دورهای که بیشتر جانوران تنها با پوست ضخیم یا صدف زنده بودند، این بستر گلآلود توانست تصویری بینظیر از موجوداتی خلق کند که امروز دیگر وجود ندارند.
در دل این گنجینهٔ زمینشناسی، فسیلهایی از موسورا کشف شد که بدن آن شامل ۲۶ قطعهٔ بدنی (segmented body)، سه چشم برجسته، پنجههای شکارگر و بالههای شنا بود. بر خلاف اندازهٔ کوچک آن، پیچیدگی ساختاریاش دانشمندان را شگفتزده کرد. از میان این ویژگیها، یکی از نکات خاص، ۱۶ قطعهٔ پشتی با ردیفهایی از آبششها در انتهای بدن بود که شباهتی تکاملی به ناحیهٔ دُمی بندپایان امروزی مثل خرچنگنعلاسبی، شپشچوبی و حشرات دارد.
پژوهشگر اصلی، جو مویسیوک (Joe Moysiuk)، میگوید: «وجود این ساختارها، نشانگر همگرایی تکاملی (evolutionary convergence) میان موسورا و جانوران امروزی است که اندامهای تنفسیشان نیز در انتهای بدن قرار دارد. چنین پدیدههایی به ما نشان میدهند که تکامل، در مسیرهای مشابه، پاسخهای مشابهی برای چالشهای بقاء مییابد.»
ساختار عصبی، گردش خون و تنفس در بدن موسورا
یکی از جذابترین یافتهها دربارهٔ موسورا، حفظ کمنظیر ساختارهای درونی بدن او در فسیلها بود. برخلاف بیشتر فسیلها که تنها اسکلت بیرونی یا اندام سخت را حفظ میکنند، در این مورد، بافتهای نرم نظیر اعصاب، دستگاه گوارش، و سیستم گردش خون نیز بهخوبی باقی مانده بودند. پژوهشگران توانستند مسیرهای عصبی منتهی به چشمهای جانور را شناسایی کنند که نشاندهندهٔ فرآیند پردازش تصویری شبیه به بندپایان امروزی است.
سیستم گردش خون موسورا نیز خاص و بسیار متفاوت از مهرهداران بود. برخلاف موجوداتی که دارای رگهای بستهاند، موسورا سیستم «گردش خون باز» (open circulatory system) داشت، همانگونه که در حشرات، عنکبوتها و سختپوستان میبینیم. در این ساختار، خون یا «هِمولنف» (hemolymph) بهطور مستقیم وارد حفرههایی بهنام «لَکوئه» (lacunae) میشود و درون بدن، پیرامون اندامها میچرخد.
این لکوئهها در بدن موسورا بهقدری خوب حفظ شدهاند که در فسیلها مانند لکههای براق در بالهها دیده میشوند. همین مسئله به پژوهشگران امکان داده تا ویژگیهایی را که پیشتر در فسیلهای دیگر دیده بودند اما مبهم باقی مانده بودند، با اطمینان بیشتری تفسیر کنند. جالب آنکه، لکوئهها تا درون بالههای شناور موسورا امتداد مییافتند؛ ساختاری که نشان میدهد این بالهها نقشی دوگانه در حرکت و تبادل مواد ایفا میکردهاند.
چطور جانوری بهاندازهٔ انگشت انسان، انقلابی در درک ما از خاستگاه بندپایان به پا کرد؟
تصور کن به گذشتهای دورتر از هر عصر شناختهشده بازمیگردیم؛ به اقیانوسی ناشناخته، جایی که موجوداتی شگفتانگیز با چشمانی درخشان در تاریکی کمنور شنا میکنند. در میان این جانوران، موجودی عجیب با سه چشم، آروارهای دایرهای با دندانهایی ریز، و پنجههایی تیغدار کمین کرده است. نام او «موسورا» (Mosura fentoni) است؛ جانوری که در دورهٔ کامبرین، بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش، در دریاهای زمین شکار میکرد.
موسورا عضوی از گروه منقرضشدهای بهنام «رادیودونتها» (Radiodonts) بود، نزدیکخویشان دوردست بندپایان امروزی مانند حشرات، عنکبوتها و خرچنگها. این جانور کوچک با طولی بهاندازهٔ انگشت انسان، از نظر ساختاری پیچیدهتر از بسیاری از همعصران خود بود. وجود سه چشم، دهان حلقوی با ردیفهایی از دندان، اندامهای تنفسی در انتهای بدن و سیستم عصبی و گردش خون قابلمشاهده در فسیلها، آن را به یک مورد نادر و اسرارآمیز تبدیل کرده است.
پژوهشگران موزه مانیتوبا و موزه سلطنتی انتاریو با بررسی ۶۱ نمونهٔ فسیلی از موسورا در منطقهٔ «شیل برگس» (Burgess Shale) موفق شدند تصویری دقیق و علمی از این شکارچی کوچک بسازند. بررسی دقیق این فسیلها، درکی نو از تکامل سیستمهای بدن بندپایان اولیه را ممکن کرد. این مقاله سفری است به دنیای دوردست زیستشناسی باستان، جایی که کوچکترین شکارچیان، نقشهای بزرگی در تحول زندگی ایفا میکردند.
شیل برگس و کشف یک شگفتی چندصد میلیون ساله
منطقهٔ «شیل برگس» در کانادا، یکی از استثناییترین مکانهای فسیلی روی زمین است که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش شکل گرفت. این منطقه بخشی از پدیدهای بهنام «لاگراشتته» (Lagerstätte) است؛ بستری فسیلی که در آن نهفقط استخوانها، بلکه جزئیات بافت نرم، اندامهای داخلی و حتی اعصاب و عروق نیز حفظ شدهاند. در دورهای که بیشتر جانوران تنها با پوست ضخیم یا صدف زنده بودند، این بستر گلآلود توانست تصویری بینظیر از موجوداتی خلق کند که امروز دیگر وجود ندارند.
در دل این گنجینهٔ زمینشناسی، فسیلهایی از موسورا کشف شد که بدن آن شامل ۲۶ قطعهٔ بدنی (segmented body)، سه چشم برجسته، پنجههای شکارگر و بالههای شنا بود. بر خلاف اندازهٔ کوچک آن، پیچیدگی ساختاریاش دانشمندان را شگفتزده کرد. از میان این ویژگیها، یکی از نکات خاص، ۱۶ قطعهٔ پشتی با ردیفهایی از آبششها در انتهای بدن بود که شباهتی تکاملی به ناحیهٔ دُمی بندپایان امروزی مثل خرچنگنعلاسبی، شپشچوبی و حشرات دارد.
پژوهشگر اصلی، جو مویسیوک (Joe Moysiuk)، میگوید: «وجود این ساختارها، نشانگر همگرایی تکاملی (evolutionary convergence) میان موسورا و جانوران امروزی است که اندامهای تنفسیشان نیز در انتهای بدن قرار دارد. چنین پدیدههایی به ما نشان میدهند که تکامل، در مسیرهای مشابه، پاسخهای مشابهی برای چالشهای بقاء مییابد.»
ساختار عصبی، گردش خون و تنفس در بدن موسورا
یکی از جذابترین یافتهها دربارهٔ موسورا، حفظ کمنظیر ساختارهای درونی بدن او در فسیلها بود. برخلاف بیشتر فسیلها که تنها اسکلت بیرونی یا اندام سخت را حفظ میکنند، در این مورد، بافتهای نرم نظیر اعصاب، دستگاه گوارش، و سیستم گردش خون نیز بهخوبی باقی مانده بودند. پژوهشگران توانستند مسیرهای عصبی منتهی به چشمهای جانور را شناسایی کنند که نشاندهندهٔ فرآیند پردازش تصویری شبیه به بندپایان امروزی است.
سیستم گردش خون موسورا نیز خاص و بسیار متفاوت از مهرهداران بود. برخلاف موجوداتی که دارای رگهای بستهاند، موسورا سیستم «گردش خون باز» (open circulatory system) داشت، همانگونه که در حشرات، عنکبوتها و سختپوستان میبینیم. در این ساختار، خون یا «هِمولنف» (hemolymph) بهطور مستقیم وارد حفرههایی بهنام «لَکوئه» (lacunae) میشود و درون بدن، پیرامون اندامها میچرخد.
این لکوئهها در بدن موسورا بهقدری خوب حفظ شدهاند که در فسیلها مانند لکههای براق در بالهها دیده میشوند. همین مسئله به پژوهشگران امکان داده تا ویژگیهایی را که پیشتر در فسیلهای دیگر دیده بودند اما مبهم باقی مانده بودند، با اطمینان بیشتری تفسیر کنند. جالب آنکه، لکوئهها تا درون بالههای شناور موسورا امتداد مییافتند؛ ساختاری که نشان میدهد این بالهها نقشی دوگانه در حرکت و تبادل مواد ایفا میکردهاند.
👍3🥰1
چرا موسورا متفاوت بود؟ نگاهی به ساختار تنفسی و سبک زندگی
موسورا با داشتن اندامهای تنفسی گسترده در انتهای بدن، ساختاری داشت که در میان دیگر رادیودونتها منحصربهفرد بهنظر میرسید. این ویژگی نشاندهندهٔ سازگاری خاصی با محیط زیستی متفاوت یا سبک تغذیهای ویژه است. شاید این شکارچی کوچک در نواحی کماکسیژن یا عمیقتر زندگی میکرده، جایی که نیاز به ظرفیت بالاتری برای تبادل گازها داشته است. یا ممکن است که شیوهٔ شکار آن، مثل تعقیب فعال یا حمله ناگهانی، نیازمند متابولیسم بالا و تنفس قویتر بوده باشد.
هرچند هنوز پاسخ قطعی برای این پرسشها وجود ندارد، اما آنچه مسلم است، تنوع استراتژیهای زیستی در همان آغاز حیات پیچیده بر روی زمین است. موسورا، با آنکه فقط چند سانتیمتر طول داشت، نمونهای استثنایی از تواناییهای تطبیقی زیستی است. ساختار بدنیاش، ترکیبی از هوشمندی تکاملی و پیچیدگی کارکردی را به نمایش میگذارد که به دانش ما دربارهٔ منشأ بندپایان نوری تازه میتاباند.
میراث تکاملی یک شکارچی کوچک
رادیودونتها نخستین شاخهٔ مستقل بندپایان بودند که در درخت تکامل جانوری انشعاب یافتند. بنابراین، بررسی دقیق آنها میتواند در شناخت ویژگیهای اجدادی حشرات، سختپوستان و دیگر بندپایان بسیار کلیدی باشد. موسورا نشان داد که تنوع در این گروه منقرضشده بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که پیشتر تصور میشد.
ژان-برنار کارون (Jean-Bernard Caron)، یکی از نویسندگان این پژوهش، در اینباره میگوید: «فسیلهای موسورا شگفتانگیزند. ما توانستیم حتی مسیرهای عصبی چشمها را ببینیم. این سطح از جزئیات در کمتر سایتی در جهان یافت میشود.»
اکنون، به کمک این فسیلها، درکی نو از ساختارهای اولیهای که در نهایت به شکلگیری حیوانات آشنای امروزی انجامید، بهدست آمده است. موسورا نه فقط یک شکارچی ماقبلتاریخ، بلکه یک سند زنده از هوش طبیعت در طراحی ارگانیسمهای پیچیده و سازگار است.
جمعبندی
موسورا، شکارچی سهچشمی دوران کامبرین، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای فسیلی کشفشده از حیات اولیه زمین است. ساختارهای پیچیدهٔ بدنی، از جمله سیستم عصبی و گردش خون باز، ما را با سازوکارهای تکاملی در نخستین بندپایان آشنا میکند. بررسی این جانور، به فهم عمیقتری از تنوع زیستی در آغاز حیات پیچیده کمک کرده است. موسورا با وجود اندازهٔ کوچک، اثری بزرگ بر درک ما از سیر تکاملی برجای گذاشته است.
چرا شکارچیان ریزنقش ماقبلتاریخ، کلید درک آیندهٔ زیستشناسیاند؟
مطالعهٔ موجوداتی مانند موسورا به ما نشان میدهد که برای درک روندهای بزرگ تکامل، گاهی باید به جزئیترین فسیلها و قدیمیترین نشانههای زندگی چشم بدوزیم. این جانوران کوچک، رازهایی بزرگ دربارهٔ شکلگیری حیات پیچیده، مسیرهای تطبیقی، و ساختارهای اولیهٔ زیستی در خود نهفته دارند. وقتی تکامل از یک شکارچی انگشتی آغاز شد، چه چیزهایی را میتوان دربارهٔ سرنوشت گونهٔ ما حدس زد؟
سؤالات رایج دربارهٔ موسورا و شکارچیان دوران کامبرین
موسورا چه نوع جانوری بود و در چه دورهای زندگی میکرد؟موسورا یک شکارچی کوچک از گروه رادیودونتها بود که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش در دورهٔ کامبرین میزیست.ویژگی منحصربهفرد موسورا نسبت به سایر فسیلها چه بود؟فسیلهای موسورا شامل جزئیات بسیار دقیق مانند سیستم عصبی، گردش خون باز و ساختار تنفسی انتهای بدن هستند.چرا موسورا برای دانشمندان اهمیت دارد؟این فسیلها به فهم تکامل بندپایان اولیه و شکلگیری ساختارهای زیستی در جانوران امروزی کمک میکنند.موسورا چگونه تنفس میکرد؟این جاندار دارای آبششهایی در ۱۶ قطعهٔ پشتی بدن بود که نشاندهندهٔ عملکرد تنفسی پیچیدهای مانند خرچنگنعلاسبی امروزی است.چه چیزی در مورد سیستم گردش خون موسورا جالب بود؟او از سیستم گردش خون باز بهره میبرد و ساختارهای لکوئهای در بدنش نشان میدادند که خون بدون رگ در بدن پخش میشد.
✍️ علیرضا مجیدی یک پزشک
منبع: Royal Society Open Science
🆔@ScientificDialectics
موسورا با داشتن اندامهای تنفسی گسترده در انتهای بدن، ساختاری داشت که در میان دیگر رادیودونتها منحصربهفرد بهنظر میرسید. این ویژگی نشاندهندهٔ سازگاری خاصی با محیط زیستی متفاوت یا سبک تغذیهای ویژه است. شاید این شکارچی کوچک در نواحی کماکسیژن یا عمیقتر زندگی میکرده، جایی که نیاز به ظرفیت بالاتری برای تبادل گازها داشته است. یا ممکن است که شیوهٔ شکار آن، مثل تعقیب فعال یا حمله ناگهانی، نیازمند متابولیسم بالا و تنفس قویتر بوده باشد.
هرچند هنوز پاسخ قطعی برای این پرسشها وجود ندارد، اما آنچه مسلم است، تنوع استراتژیهای زیستی در همان آغاز حیات پیچیده بر روی زمین است. موسورا، با آنکه فقط چند سانتیمتر طول داشت، نمونهای استثنایی از تواناییهای تطبیقی زیستی است. ساختار بدنیاش، ترکیبی از هوشمندی تکاملی و پیچیدگی کارکردی را به نمایش میگذارد که به دانش ما دربارهٔ منشأ بندپایان نوری تازه میتاباند.
میراث تکاملی یک شکارچی کوچک
رادیودونتها نخستین شاخهٔ مستقل بندپایان بودند که در درخت تکامل جانوری انشعاب یافتند. بنابراین، بررسی دقیق آنها میتواند در شناخت ویژگیهای اجدادی حشرات، سختپوستان و دیگر بندپایان بسیار کلیدی باشد. موسورا نشان داد که تنوع در این گروه منقرضشده بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که پیشتر تصور میشد.
ژان-برنار کارون (Jean-Bernard Caron)، یکی از نویسندگان این پژوهش، در اینباره میگوید: «فسیلهای موسورا شگفتانگیزند. ما توانستیم حتی مسیرهای عصبی چشمها را ببینیم. این سطح از جزئیات در کمتر سایتی در جهان یافت میشود.»
اکنون، به کمک این فسیلها، درکی نو از ساختارهای اولیهای که در نهایت به شکلگیری حیوانات آشنای امروزی انجامید، بهدست آمده است. موسورا نه فقط یک شکارچی ماقبلتاریخ، بلکه یک سند زنده از هوش طبیعت در طراحی ارگانیسمهای پیچیده و سازگار است.
جمعبندی
موسورا، شکارچی سهچشمی دوران کامبرین، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای فسیلی کشفشده از حیات اولیه زمین است. ساختارهای پیچیدهٔ بدنی، از جمله سیستم عصبی و گردش خون باز، ما را با سازوکارهای تکاملی در نخستین بندپایان آشنا میکند. بررسی این جانور، به فهم عمیقتری از تنوع زیستی در آغاز حیات پیچیده کمک کرده است. موسورا با وجود اندازهٔ کوچک، اثری بزرگ بر درک ما از سیر تکاملی برجای گذاشته است.
چرا شکارچیان ریزنقش ماقبلتاریخ، کلید درک آیندهٔ زیستشناسیاند؟
مطالعهٔ موجوداتی مانند موسورا به ما نشان میدهد که برای درک روندهای بزرگ تکامل، گاهی باید به جزئیترین فسیلها و قدیمیترین نشانههای زندگی چشم بدوزیم. این جانوران کوچک، رازهایی بزرگ دربارهٔ شکلگیری حیات پیچیده، مسیرهای تطبیقی، و ساختارهای اولیهٔ زیستی در خود نهفته دارند. وقتی تکامل از یک شکارچی انگشتی آغاز شد، چه چیزهایی را میتوان دربارهٔ سرنوشت گونهٔ ما حدس زد؟
سؤالات رایج دربارهٔ موسورا و شکارچیان دوران کامبرین
موسورا چه نوع جانوری بود و در چه دورهای زندگی میکرد؟موسورا یک شکارچی کوچک از گروه رادیودونتها بود که حدود ۵۰۸ میلیون سال پیش در دورهٔ کامبرین میزیست.ویژگی منحصربهفرد موسورا نسبت به سایر فسیلها چه بود؟فسیلهای موسورا شامل جزئیات بسیار دقیق مانند سیستم عصبی، گردش خون باز و ساختار تنفسی انتهای بدن هستند.چرا موسورا برای دانشمندان اهمیت دارد؟این فسیلها به فهم تکامل بندپایان اولیه و شکلگیری ساختارهای زیستی در جانوران امروزی کمک میکنند.موسورا چگونه تنفس میکرد؟این جاندار دارای آبششهایی در ۱۶ قطعهٔ پشتی بدن بود که نشاندهندهٔ عملکرد تنفسی پیچیدهای مانند خرچنگنعلاسبی امروزی است.چه چیزی در مورد سیستم گردش خون موسورا جالب بود؟او از سیستم گردش خون باز بهره میبرد و ساختارهای لکوئهای در بدنش نشان میدادند که خون بدون رگ در بدن پخش میشد.
✍️ علیرضا مجیدی یک پزشک
منبع: Royal Society Open Science
🆔@ScientificDialectics
Royal Society Open Science
Early evolvability in arthropod tagmosis exemplified by a new radiodont from the Burgess Shale | Royal Society Open Science
Much diversity in arthropod form is the result of variation in the number and differentiation
of segments (tagmosis). Fossil evidence to date has suggested that the earliest-diverging
arthropods, the radiodonts, exhibited comparatively limited variability…
of segments (tagmosis). Fossil evidence to date has suggested that the earliest-diverging
arthropods, the radiodonts, exhibited comparatively limited variability…
👍3🥰1
💢روانآزارها جذابتر به نظر میرسند
افراد روانآزار میتوانند بسیار جذاب و اجتماعی باشند و افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند
افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک ممکن است نه تنها بیاحساس، خودمحور و ماهر در فریب دیگران باشند، بلکه بر اساس پژوهشی جدید، ممکن است قابل اعتماد نیز به نظر برسند زیرا ظاهرشان میتواند غریزه شناختی ما را از کار بیندازد.
به گزارش نیوزویک، این پژوهش که در نشریه «تفاوتهای شخصیتی و فردی» (Personality and Individual Differences) منتشر شده، بررسی کرده است که افراد چگونه بر اساس چهره میزان قابلاعتمادی غریبهها را ارزیابی میکنند. پژوهشگران دریافتند افرادی که سطوح بالایی از ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت»ــ خودشیفتگی، روانآزاری و ماکیاولیسمــ را دارند پیوسته قابلاعتمادتر ارزیابی شدند.
اما چرا؟ پاسخ در ظاهر نهفته است. افرادی دارای خصیصههای مثلث تاریک شخصیت معمولا از نظر ظاهری جذابتر دیده میشوندــ و این تصور در برداشت دیگران از میزان قابلاعتماد بودن آنها بهشدت تاثیر میگذارد.
در این مطالعه که چهار آزمایش با نزدیک به ۶۰۰ شرکتکننده را شامل میشد، افرادی که نمرات بالایی در ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت» دارند، مدام امتیازهای بالاتری از نظر قابلاعتماد بودن دریافت کردند.
نتایج این تحقیق به پدیدهای به نام «اثر هالهای» برمیگرددــ یک سوگیری شناختی که افراد جذابیت ظاهری را با ویژگیهایی مثبت مانند صداقت یا شایستگی مرتبط میدانند.
روانآزاری که با فقدان همدلی و تکانشگری شناخته میشود، ممکن است در نگاه اول باعث بیاعتمادی شود، اما در عمل، افراد دارای این ویژگی میتوانند بسیار جذاب و از نظر اجتماعی راهبردی باشند. به همین ترتیب، افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند، در حالی که افراد ماکیاولیگرا در خواندن نشانههای اجتماعی و دستکاری برداشتها مهارت دارند. یافتههای پژوهش جدید نشان داد که این ویژگیها ممکن است در حالات چهره و ظاهر فیزیکی افراد تاثیر بگذارد و جذابیتشان را، بهویژه در برخوردهای کوتاه، افزایش دهد.
حتی با در نظر گرفتن صفاتی مانند سلطهگری، برونگرایی و جذابیت کلی، باز هم چهره این افراد اعتماد بیشتری برمیانگیزد، که نشان میدهد ویژگیهای چهره تاثیری منحصربهفرد در جلب اعتماد دارند.
جیسون واکر، استاد روانشناسی از دانشگاه آدلر شیکاگو، در گفتوگو با نیوزویک گفت انسان از نظر روانشناختی جذابیت را با اعتماد توام میداند. این موضوع زمانی خطرناک میشود که با شخصیتهای مثلث تاریک تلاقی کند، چرا که آنها این موضوع را میدانند و از آن سوءاستفاده میکنند.
او افزود این افراد استاد نمایشاند و میدانند چطور ظاهر یک همتیمی ایدهآل یا رهبری آیندهنگر را به خود بگیرند، در حالی که در واقع در حال تثبیت قدرت و دستکاری برداشت و دیدگاه دیگراناند.
این یافتهها ممکن است توضیح دهد که چرا افرادی با ویژگیهای شخصیتی تاریک اغلب بهسرعت در نقشهای رهبری رشد میکنند یا دستکم در کوتاهمدت تاثیر اجتماعی بالایی دارند.
فراتر از روانشناسی، این موضوع در فرهنگ عامه نیز بازتاب دارد. از قاتلان زنجیرهای همچون تد باندی و جفری دامر که افرادی کاریزماتیک توصیف شدهاند، تا شخصیت ساختگی و محبوب جو گلدبرگ در سریال «تو» (YOU)، جامعه اغلب به افرادی جذب میشود که ظاهر فریبنده و باطنی تاریک دارند.
با این حال، محققان هشدار میدهند نباید به قضاوت بر اساس ظاهر بیش از اندازه اعتماد کرد. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد افراد میتوانند خودشیفتگی و روانآزاری در مردان را تا حدی از روی چهره تشخیص دهند، اما در شناسایی روانآزاری در زنان یا ویژگی ماکیاولیگری موفق نیستند.
در مجموع، برداشت ما از جذابیت یا اعتماد که به ظاهر گره خورده، ممکن است توضیح دهد که چرا افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک میتوانند ابتدا اعتماد دیگران را جلب کنند، و بیننده نمیتواند آگاهانه چیزی نگرانکننده را تشخیص دهد.
🆔@ScientificDialectics
افراد روانآزار میتوانند بسیار جذاب و اجتماعی باشند و افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند
افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک ممکن است نه تنها بیاحساس، خودمحور و ماهر در فریب دیگران باشند، بلکه بر اساس پژوهشی جدید، ممکن است قابل اعتماد نیز به نظر برسند زیرا ظاهرشان میتواند غریزه شناختی ما را از کار بیندازد.
به گزارش نیوزویک، این پژوهش که در نشریه «تفاوتهای شخصیتی و فردی» (Personality and Individual Differences) منتشر شده، بررسی کرده است که افراد چگونه بر اساس چهره میزان قابلاعتمادی غریبهها را ارزیابی میکنند. پژوهشگران دریافتند افرادی که سطوح بالایی از ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت»ــ خودشیفتگی، روانآزاری و ماکیاولیسمــ را دارند پیوسته قابلاعتمادتر ارزیابی شدند.
اما چرا؟ پاسخ در ظاهر نهفته است. افرادی دارای خصیصههای مثلث تاریک شخصیت معمولا از نظر ظاهری جذابتر دیده میشوندــ و این تصور در برداشت دیگران از میزان قابلاعتماد بودن آنها بهشدت تاثیر میگذارد.
در این مطالعه که چهار آزمایش با نزدیک به ۶۰۰ شرکتکننده را شامل میشد، افرادی که نمرات بالایی در ویژگیهای «مثلث تاریک شخصیت» دارند، مدام امتیازهای بالاتری از نظر قابلاعتماد بودن دریافت کردند.
نتایج این تحقیق به پدیدهای به نام «اثر هالهای» برمیگرددــ یک سوگیری شناختی که افراد جذابیت ظاهری را با ویژگیهایی مثبت مانند صداقت یا شایستگی مرتبط میدانند.
روانآزاری که با فقدان همدلی و تکانشگری شناخته میشود، ممکن است در نگاه اول باعث بیاعتمادی شود، اما در عمل، افراد دارای این ویژگی میتوانند بسیار جذاب و از نظر اجتماعی راهبردی باشند. به همین ترتیب، افراد خودشیفته معمولا اعتمادبهنفس، جذابیت و ظاهری آراسته دارند، در حالی که افراد ماکیاولیگرا در خواندن نشانههای اجتماعی و دستکاری برداشتها مهارت دارند. یافتههای پژوهش جدید نشان داد که این ویژگیها ممکن است در حالات چهره و ظاهر فیزیکی افراد تاثیر بگذارد و جذابیتشان را، بهویژه در برخوردهای کوتاه، افزایش دهد.
حتی با در نظر گرفتن صفاتی مانند سلطهگری، برونگرایی و جذابیت کلی، باز هم چهره این افراد اعتماد بیشتری برمیانگیزد، که نشان میدهد ویژگیهای چهره تاثیری منحصربهفرد در جلب اعتماد دارند.
جیسون واکر، استاد روانشناسی از دانشگاه آدلر شیکاگو، در گفتوگو با نیوزویک گفت انسان از نظر روانشناختی جذابیت را با اعتماد توام میداند. این موضوع زمانی خطرناک میشود که با شخصیتهای مثلث تاریک تلاقی کند، چرا که آنها این موضوع را میدانند و از آن سوءاستفاده میکنند.
او افزود این افراد استاد نمایشاند و میدانند چطور ظاهر یک همتیمی ایدهآل یا رهبری آیندهنگر را به خود بگیرند، در حالی که در واقع در حال تثبیت قدرت و دستکاری برداشت و دیدگاه دیگراناند.
این یافتهها ممکن است توضیح دهد که چرا افرادی با ویژگیهای شخصیتی تاریک اغلب بهسرعت در نقشهای رهبری رشد میکنند یا دستکم در کوتاهمدت تاثیر اجتماعی بالایی دارند.
فراتر از روانشناسی، این موضوع در فرهنگ عامه نیز بازتاب دارد. از قاتلان زنجیرهای همچون تد باندی و جفری دامر که افرادی کاریزماتیک توصیف شدهاند، تا شخصیت ساختگی و محبوب جو گلدبرگ در سریال «تو» (YOU)، جامعه اغلب به افرادی جذب میشود که ظاهر فریبنده و باطنی تاریک دارند.
با این حال، محققان هشدار میدهند نباید به قضاوت بر اساس ظاهر بیش از اندازه اعتماد کرد. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد افراد میتوانند خودشیفتگی و روانآزاری در مردان را تا حدی از روی چهره تشخیص دهند، اما در شناسایی روانآزاری در زنان یا ویژگی ماکیاولیگری موفق نیستند.
در مجموع، برداشت ما از جذابیت یا اعتماد که به ظاهر گره خورده، ممکن است توضیح دهد که چرا افراد دارای ویژگیهای شخصیتی تاریک میتوانند ابتدا اعتماد دیگران را جلب کنند، و بیننده نمیتواند آگاهانه چیزی نگرانکننده را تشخیص دهد.
🆔@ScientificDialectics
Newsweek
Psychopaths are more attractive, study warns
People who displayed traits like narcissism, psychopathy and Machiavellianism were consistently seen as more attractive by the public.
👍4👏1🙏1
💢داروهای کاهش وزن ممکن است خطر ابتلا به سرطان را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهند
از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه
نتایج مطالعهای جدید نشان میدهد که داروهای معروف کاهش وزن مانند ویگووی، اوزمپیک و زپباند ممکن است خطر برخی از سرطانها را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهند. از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه.
بهگزارش اسوشیتدپرس، محققان در این مطالعه سوابق پزشکی ۱۷۰ هزار بیمار آمریکایی را بررسی کردند و نتیجه گرفتند افرادی که داروهای کاهش وزن مصرف کرده بودند، از افرادی که داروهای دیابت فاقد اثر کاهش وزن، مانند سیتاگلیپتین استفاده کرده بودند، کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی بودند.
البته این یک مطالعه مشاهدهای است و یک رابطه علت و معلولی قطعی را اثبات نمیکند، اما نتایج بهدستآمده ارزش بررسی بیشتر را دارد، زیرا تاکنون بیش از دوازده نوع سرطان مرتبط با چاقی شناسایی شده است.
دکتر ارنست هاوک از مرکز سرطان «دکتر اندرسون» (MD Anderson) در هیوستون، که در این مطالعه نقشی نداشت، گفت: «این یافتهها زنگ بیدارباشی برای دانشمندان و محققان بالینی است تا در این حوزه تحقیق بیشتری انجام دهند و این فرضیه را تایید یا رد کنند.»
این نتایج روز پنجشنبه در انجمن انکولوژی بالینی آمریکا منتشر شد و قرار است در نشست سالانه این انجمن در شیکاگو به بحث گذاشته شود. این تحقیق با حمایت موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) و به رهبری لوکاس ماوروماتیس، دانشجوی پزشکی دانشگاه نیویورک، انجام شده است.
داروهای گروه آگونیست گیرنده «جیالپی-۱» (GLP-1) که به صورت تزریقی و برای درمان دیابت تجویز میشوند، در درمان چاقی هم کاربرد دارند. این داروها با تقلید از عملکرد برخی هورمونهای روده و مغز، اشتها و احساس سیری را تنظیم میکنند. با این حال، برای همه موثر نیستند و میتوانند عوارضی مانند تهوع و دلدرد ایجاد کنند.
محققان در این پژوهش دادههای ۴۳ مرکز درمانی در آمریکا را بررسی کردند. شرکتکنندگان به دو گروه مساوی تقسیم شدند: گروهی که چاقی و دیابت داشتند و داروهای جیالپی-۱ مصرف میکردند، و گروه دیگری با شرایط مشابه که داروهایی مثل سیتاگلیپتین استفاده میکردند.
بعد از چهار سال، خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی در گروه اول ۷ درصد کمتر بود، و همچنین خطر مرگ به دلایل دیگر هم در آنها ۸ درصد کمتر گزارش شد. در گروه مصرفکننده جیالپی-۱، تعداد موارد جدید سرطان دو هزار و ۵۰۱ نفر بود، در حالیکه در گروه دوم این رقم به دو هزار و ۶۷۱ نفر رسید.
این اثر در زنان بیشتر مشاهده شد، اما از نظر آماری در مردان چندان معنادار نبود. دلیل این تفاوت مشخص نشده است، اما ماوروماتیس احتمال میدهد که تفاوت میزان غلظت دارو در خون، کاهش وزن، متابولیسم و هورمونها ممکن است در آن نقش داشته باشند.
🆔@ScientificDialectics
از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه
نتایج مطالعهای جدید نشان میدهد که داروهای معروف کاهش وزن مانند ویگووی، اوزمپیک و زپباند ممکن است خطر برخی از سرطانها را در افراد مبتلا به دیابت کاهش دهند. از آنجاکه اضافهوزن خطر ابتلا به برخی سرطانها را افزایش میدهد، پژوهشگران در پی آناند که دریابند آیا این داروها میتوانند در پیشگیری از سرطان نیز نقش داشته باشند یا نه.
بهگزارش اسوشیتدپرس، محققان در این مطالعه سوابق پزشکی ۱۷۰ هزار بیمار آمریکایی را بررسی کردند و نتیجه گرفتند افرادی که داروهای کاهش وزن مصرف کرده بودند، از افرادی که داروهای دیابت فاقد اثر کاهش وزن، مانند سیتاگلیپتین استفاده کرده بودند، کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی بودند.
البته این یک مطالعه مشاهدهای است و یک رابطه علت و معلولی قطعی را اثبات نمیکند، اما نتایج بهدستآمده ارزش بررسی بیشتر را دارد، زیرا تاکنون بیش از دوازده نوع سرطان مرتبط با چاقی شناسایی شده است.
دکتر ارنست هاوک از مرکز سرطان «دکتر اندرسون» (MD Anderson) در هیوستون، که در این مطالعه نقشی نداشت، گفت: «این یافتهها زنگ بیدارباشی برای دانشمندان و محققان بالینی است تا در این حوزه تحقیق بیشتری انجام دهند و این فرضیه را تایید یا رد کنند.»
این نتایج روز پنجشنبه در انجمن انکولوژی بالینی آمریکا منتشر شد و قرار است در نشست سالانه این انجمن در شیکاگو به بحث گذاشته شود. این تحقیق با حمایت موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) و به رهبری لوکاس ماوروماتیس، دانشجوی پزشکی دانشگاه نیویورک، انجام شده است.
داروهای گروه آگونیست گیرنده «جیالپی-۱» (GLP-1) که به صورت تزریقی و برای درمان دیابت تجویز میشوند، در درمان چاقی هم کاربرد دارند. این داروها با تقلید از عملکرد برخی هورمونهای روده و مغز، اشتها و احساس سیری را تنظیم میکنند. با این حال، برای همه موثر نیستند و میتوانند عوارضی مانند تهوع و دلدرد ایجاد کنند.
محققان در این پژوهش دادههای ۴۳ مرکز درمانی در آمریکا را بررسی کردند. شرکتکنندگان به دو گروه مساوی تقسیم شدند: گروهی که چاقی و دیابت داشتند و داروهای جیالپی-۱ مصرف میکردند، و گروه دیگری با شرایط مشابه که داروهایی مثل سیتاگلیپتین استفاده میکردند.
بعد از چهار سال، خطر ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی در گروه اول ۷ درصد کمتر بود، و همچنین خطر مرگ به دلایل دیگر هم در آنها ۸ درصد کمتر گزارش شد. در گروه مصرفکننده جیالپی-۱، تعداد موارد جدید سرطان دو هزار و ۵۰۱ نفر بود، در حالیکه در گروه دوم این رقم به دو هزار و ۶۷۱ نفر رسید.
این اثر در زنان بیشتر مشاهده شد، اما از نظر آماری در مردان چندان معنادار نبود. دلیل این تفاوت مشخص نشده است، اما ماوروماتیس احتمال میدهد که تفاوت میزان غلظت دارو در خون، کاهش وزن، متابولیسم و هورمونها ممکن است در آن نقش داشته باشند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Life
Weight-loss drugs may lower cancer risk in people with diabetes, a study suggests
Excess body weight can raise the risk of certain cancers, leading researchers to wonder whether blockbuster drugs like Wegovy, Ozempic and Zepbound could play a role in cancer prevention. Now, a study of 170,000 patient records suggests there's a slightly…
👍4
💢دانشمندان در مورد مرگ ناگهانی بدنسازان حرفهای هشدار دادند
بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند
دانشمندان در پژوهشی جدید هشدار دادهاند که بدنسازان مرد با خطر بالای مرگ ناگهانی در اثر مشکلات قلبی مواجهاند.
این پژوهش، که روز چهارشنبه در نشریه قلب اروپا (European Heart Journal) منتشر شد، به خطرات سلامتی مرتبط با بدنسازی حرفهای پرداخته و خواستار افزایش آگاهی و راهبردهای پیشگیرانه در این جامعه [ورزشی] شده است.
مرگ ناگهانی قلبی زمانی رخ میدهد که فرد بهطور غیرمنتظره و در اثر مشکل قلبی جانش را از دست میدهد، و این پدیده معمولا میان جوانان نادر است.
با این حال، پژوهش جدید نشان داده است که این عارضه درصد بهطور غیرمعمول بالایی از بدنسازان مرد، از جمله جوانان، را به کام مرگ میکشاند، بهویژه بدنسازان حرفهای در معرض بالاترین خطر قرار دارند.
در این پژوهش، تیمی بینالمللی از محققان گزارشهای مربوط به مرگ ۲۰ هزار و ۲۸۶ بدنساز مرد را بررسی کردند که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ در دستکم یک رقابت بدنسازی شرکت کرده بودند، و این گزارشها به تایید پزشکان رسید.
آنها بهطور خاص بهدنبال گزارشهای مرگ شرکتکنندگان مذکور به پنج زبان و از طریق منابع اینترنتی گوناگون، از جمله گزارشهای رسانهای رسمی، رسانههای اجتماعی، انجمنها و وبلاگهای مرتبط با بدنسازی بودند.
مرگهای گزارششده سپس با استفاده از منابع متعدد تطبیق داده شد، و پزشکان آنها را بررسی و راستیآزمایی کردند تا علت مرگ مشخص شود.
در مجموع، پژوهشگران ۱۲۱ مورد مرگ میان بیش از ۲۰ هزار بدنساز حرفهای شناسایی کردند، که میانگین سنی آنها در زمان فوت ۴۵ سال بود.
بر اساس این پژوهش، مرگ قلبی عامل حدود ۴۰ درصد از این ۱۲۱ مورد مرگومیر بود.
دانشمندان دریافتند که بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند.
گزارشهای کالبدشکافی برخی از بدنسازان فوتشده که در دسترس بودند علائمی از ضخیمشدگی یا بزرگشدگی قلب و بیماری عروق کرونر را نشان میداد.
پژوهشگران همچنین دریافتند که به نظر میرسد برخی از این افراد سوءمصرف مواد [استرویید] آنابولیک داشتند.
مارکو وکیاتو، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت: «بدنسازی چندین فعالیت را شامل میشود که میتواند بر سلامت تاثیر بگذارد، از جمله تمرین قدرتی شدید، راهکارهای کاهش وزن سریع مانند محدودیتهای غذایی شدید و کمآبی بدن، و همچنین استفاده گسترده از مواد گوناگونی که عملکرد را تقویت میکنند.»
پژوهشگران هشدار دادند که این روشها فشار قابلملاحظهای به قلب وارد میکنند و ممکن است بهمرور زمان به تغییرات ساختاری در قلب منجر شوند.
دکتر وکیاتو گفت: «مرگ قلبی ناگهانی در ورزشکاران حرفهای به میزان قابلتوجهی شایعتر بود، که این امر نشان میدهد سطح رقابت ممکن است در افزایش این خطر نقش داشته باشد.»
او توضیح داد: «خطر برای بدنسازان حرفهای ممکن است بیشتر باشد، زیرا آنها احتمالا فشردهتر و در بازههای زمانی طولانیتر در این فعالیتها درگیرند و همچنین ممکن است تحت فشار رقابتی بیشتری برای دستیابی به هیکلهای غیرعادی و حجیم قرار دارند.»
دانشمندان خواستار غربالگری فعالانه و پیشگیرانه قلب و ارائه مشاوره به بدنسازان شدهاند، «حتی برای ورزشکاران جوان و ظاهرا سالم».
دکتر وکیاتو گفت: «پیام برای بدنسازان روشن است: در حالی که تلاش برای رسیدن به آمادگی جسمانی ایدهآل قابل تحسین است، اما دنبال کردن تغییر افراطی اندام به هر قیمتی میتواند خطرات قابلملاحظهای برای سلامت، بهویژه برای قلب، به همراه داشته باشد.»
او گفت: «آگاهی از این خطرات باید به ترویج روشهای تمرینی ایمنتر، نظارت پزشکی بهتر و رویکرد فرهنگی متفاوت منجر شود که استفاده از مواد تقویتکننده عملکرد را قاطعانه رد میکند.»
این یافتهها بر ضرورت تغییر فرهنگی در حوزه بدنسازی، شامل تقویت اقدامهای ضد دوپینگ و کارزارهای آموزشی درباره خطرات سوءمصرف دارو، تاکید دارد.
حدود ۱۵ درصد از ۱۲۱ مورد مرگ بررسیشده در این پژوهش «مرگهای ناگهانی و ناشی از ضایعه» دستهبندی شدند، که تصادفهای رانندگی، خودکشی، قتل و زیادهروی در مصرف را شامل میشدند.
دانشمندان نتیجهگیری کردند: «این یافتهها بر ضرورت پرداختن به آثار روانی فرهنگ بدنسازی تاکید دارند.»
https://www.independent.co.uk/news/science/bodybuilder-sudden-death-heart-attack-b2755117.html
🆔@ScientificDialectics
بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند
دانشمندان در پژوهشی جدید هشدار دادهاند که بدنسازان مرد با خطر بالای مرگ ناگهانی در اثر مشکلات قلبی مواجهاند.
این پژوهش، که روز چهارشنبه در نشریه قلب اروپا (European Heart Journal) منتشر شد، به خطرات سلامتی مرتبط با بدنسازی حرفهای پرداخته و خواستار افزایش آگاهی و راهبردهای پیشگیرانه در این جامعه [ورزشی] شده است.
مرگ ناگهانی قلبی زمانی رخ میدهد که فرد بهطور غیرمنتظره و در اثر مشکل قلبی جانش را از دست میدهد، و این پدیده معمولا میان جوانان نادر است.
با این حال، پژوهش جدید نشان داده است که این عارضه درصد بهطور غیرمعمول بالایی از بدنسازان مرد، از جمله جوانان، را به کام مرگ میکشاند، بهویژه بدنسازان حرفهای در معرض بالاترین خطر قرار دارند.
در این پژوهش، تیمی بینالمللی از محققان گزارشهای مربوط به مرگ ۲۰ هزار و ۲۸۶ بدنساز مرد را بررسی کردند که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ در دستکم یک رقابت بدنسازی شرکت کرده بودند، و این گزارشها به تایید پزشکان رسید.
آنها بهطور خاص بهدنبال گزارشهای مرگ شرکتکنندگان مذکور به پنج زبان و از طریق منابع اینترنتی گوناگون، از جمله گزارشهای رسانهای رسمی، رسانههای اجتماعی، انجمنها و وبلاگهای مرتبط با بدنسازی بودند.
مرگهای گزارششده سپس با استفاده از منابع متعدد تطبیق داده شد، و پزشکان آنها را بررسی و راستیآزمایی کردند تا علت مرگ مشخص شود.
در مجموع، پژوهشگران ۱۲۱ مورد مرگ میان بیش از ۲۰ هزار بدنساز حرفهای شناسایی کردند، که میانگین سنی آنها در زمان فوت ۴۵ سال بود.
بر اساس این پژوهش، مرگ قلبی عامل حدود ۴۰ درصد از این ۱۲۱ مورد مرگومیر بود.
دانشمندان دریافتند که بدنسازان حرفهای نسبت به بدنسازان آماتور پنج برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قلبی قرار دارند.
گزارشهای کالبدشکافی برخی از بدنسازان فوتشده که در دسترس بودند علائمی از ضخیمشدگی یا بزرگشدگی قلب و بیماری عروق کرونر را نشان میداد.
پژوهشگران همچنین دریافتند که به نظر میرسد برخی از این افراد سوءمصرف مواد [استرویید] آنابولیک داشتند.
مارکو وکیاتو، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت: «بدنسازی چندین فعالیت را شامل میشود که میتواند بر سلامت تاثیر بگذارد، از جمله تمرین قدرتی شدید، راهکارهای کاهش وزن سریع مانند محدودیتهای غذایی شدید و کمآبی بدن، و همچنین استفاده گسترده از مواد گوناگونی که عملکرد را تقویت میکنند.»
پژوهشگران هشدار دادند که این روشها فشار قابلملاحظهای به قلب وارد میکنند و ممکن است بهمرور زمان به تغییرات ساختاری در قلب منجر شوند.
دکتر وکیاتو گفت: «مرگ قلبی ناگهانی در ورزشکاران حرفهای به میزان قابلتوجهی شایعتر بود، که این امر نشان میدهد سطح رقابت ممکن است در افزایش این خطر نقش داشته باشد.»
او توضیح داد: «خطر برای بدنسازان حرفهای ممکن است بیشتر باشد، زیرا آنها احتمالا فشردهتر و در بازههای زمانی طولانیتر در این فعالیتها درگیرند و همچنین ممکن است تحت فشار رقابتی بیشتری برای دستیابی به هیکلهای غیرعادی و حجیم قرار دارند.»
دانشمندان خواستار غربالگری فعالانه و پیشگیرانه قلب و ارائه مشاوره به بدنسازان شدهاند، «حتی برای ورزشکاران جوان و ظاهرا سالم».
دکتر وکیاتو گفت: «پیام برای بدنسازان روشن است: در حالی که تلاش برای رسیدن به آمادگی جسمانی ایدهآل قابل تحسین است، اما دنبال کردن تغییر افراطی اندام به هر قیمتی میتواند خطرات قابلملاحظهای برای سلامت، بهویژه برای قلب، به همراه داشته باشد.»
او گفت: «آگاهی از این خطرات باید به ترویج روشهای تمرینی ایمنتر، نظارت پزشکی بهتر و رویکرد فرهنگی متفاوت منجر شود که استفاده از مواد تقویتکننده عملکرد را قاطعانه رد میکند.»
این یافتهها بر ضرورت تغییر فرهنگی در حوزه بدنسازی، شامل تقویت اقدامهای ضد دوپینگ و کارزارهای آموزشی درباره خطرات سوءمصرف دارو، تاکید دارد.
حدود ۱۵ درصد از ۱۲۱ مورد مرگ بررسیشده در این پژوهش «مرگهای ناگهانی و ناشی از ضایعه» دستهبندی شدند، که تصادفهای رانندگی، خودکشی، قتل و زیادهروی در مصرف را شامل میشدند.
دانشمندان نتیجهگیری کردند: «این یافتهها بر ضرورت پرداختن به آثار روانی فرهنگ بدنسازی تاکید دارند.»
https://www.independent.co.uk/news/science/bodybuilder-sudden-death-heart-attack-b2755117.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Scientists raise alarm over sudden deaths among professional body builders
Autopsy reports showed thickening or enlargement of heart among many deceased bodybuilders
👍5
💢 توییتر ماسکزده؛ از حقیقتگریزی تا تقویت نظریههای توطئه
پلتفرم اجتماعی "ایکس" (توییتر سابق) که زیر نظر ایلان ماسک اداره میشود، بار دیگر در مرکز انتقادات جهانی قرار گرفته است؛ از انتشار ادعاهای بیاساس توسط هوش مصنوعی «گروک» درباره "نسلکشی سفیدپوستان" در آفریقای جنوبی – در حالی که آمار رسمی تنها ۸ مورد قتل کشاورز از مجموع ۲۶,۲۳۲ مورد قتل در سال ۲۰۲۴ را نشان میدهد – تا بازگشت جنجالی کانیه وست و انتشار آهنگ "Heil Hitler" که در کمتر از یک هفته ۳۰ میلیون بار دیده شده و در دیگر پلتفرمها ممنوع است.
در ادامه سیاست بازگرداندن حسابهای بحثبرانگیز، از زمان خرید ایکس در اکتبر ۲۰۲۲، بیش از ۶۲ هزار حساب مسدودشده از جمله حامیان «کیوآنون» و نئونازیها دوباره فعال شدهاند؛ روندی که به گفته مرکز مقابله با نفرت دیجیتال، منجر به افزایش ۲۰۲ درصدی نفرتپراکنی در این پلتفرم شده است. با وجود کاهش ۶۰ درصدی درآمد تبلیغاتی و افت ۱۸ درصدی کاربران آمریکایی، ایکس همچنان میزبان چهرههای مشهور و برندهای بزرگ است، اما این پرسش اساسیتر از همیشه مطرح است: چرا با وجود این فضای سمی، کاربران هنوز در ایکس ماندهاند؟
https://www.theatlantic.com/technology/archive/2025/05/stop-using-x/682931/
🆔@ScientificDialectics
پلتفرم اجتماعی "ایکس" (توییتر سابق) که زیر نظر ایلان ماسک اداره میشود، بار دیگر در مرکز انتقادات جهانی قرار گرفته است؛ از انتشار ادعاهای بیاساس توسط هوش مصنوعی «گروک» درباره "نسلکشی سفیدپوستان" در آفریقای جنوبی – در حالی که آمار رسمی تنها ۸ مورد قتل کشاورز از مجموع ۲۶,۲۳۲ مورد قتل در سال ۲۰۲۴ را نشان میدهد – تا بازگشت جنجالی کانیه وست و انتشار آهنگ "Heil Hitler" که در کمتر از یک هفته ۳۰ میلیون بار دیده شده و در دیگر پلتفرمها ممنوع است.
در ادامه سیاست بازگرداندن حسابهای بحثبرانگیز، از زمان خرید ایکس در اکتبر ۲۰۲۲، بیش از ۶۲ هزار حساب مسدودشده از جمله حامیان «کیوآنون» و نئونازیها دوباره فعال شدهاند؛ روندی که به گفته مرکز مقابله با نفرت دیجیتال، منجر به افزایش ۲۰۲ درصدی نفرتپراکنی در این پلتفرم شده است. با وجود کاهش ۶۰ درصدی درآمد تبلیغاتی و افت ۱۸ درصدی کاربران آمریکایی، ایکس همچنان میزبان چهرههای مشهور و برندهای بزرگ است، اما این پرسش اساسیتر از همیشه مطرح است: چرا با وجود این فضای سمی، کاربران هنوز در ایکس ماندهاند؟
https://www.theatlantic.com/technology/archive/2025/05/stop-using-x/682931/
🆔@ScientificDialectics
The Atlantic
What Are People Still Doing on X?
Imagine if your favorite neighborhood bar turned into a Nazi hangout.
👍5
💢شراره خورشیدی چیست و چرا ممکن است باعث قطع برق در زمین شود؟
خورشید شاهد یک رشته فعالیت است که بزرگترین شراره خورشیدی در سال جاری را به همراه آورده و «رصدخانه پویایی خورشیدی» ناسا آن را ثبت کرده است
در دورههای فعالیت زیاد خورشید، جریان پیوستهای از ذرات باردار که به باد خورشیدی معروف است مرتب به زمین برخورد میکند.
این پدیده که آب و هوای فضایی یا طوفان خورشیدی نامیده میشود میتواند بر برخی بخشهای فناوری روی زمین تأثیر بگذارد و حتی باعث قطع برق و همچنین فضانوردان در فضا شود، اما برای بشر روی زمین زیانی ندارد.
شراره خورشیدی چیست؟
طوفانهای خورشیدی بخشی طبیعی از چرخه خورشید ما هستند. آنها زمانی اتفاق میافتند که خورشید فورانهای شدیدی را به شکل زبانههای خورشیدی و پرتابههای جرم تاجی (CME)، انرژی و ماده خورشیدی را به فضا پرتاب میکند.
شرارههای خورشیدی تشعشعات الکترومغناطیسی خورشید هستند که با سرعت نور حرکت میکنند و در کمتر از هشت دقیقه به زمین میرسند.
آنها اغلب همراه با پرتابههای جرم تاجی روی میدهند که انفجارهای عظیم انرژی باردار هستند که اگرچه سرعت نور را ندارند اما با سرعت میلیونها کیلومتر در ساعت حرکت میکنند.
شدت برخورد طوفانهای خورشیدی با زمان میتواند درجات مختلفی داشته باشد.
انرژی خورشید میتواند نور درخشانی را در آسمان ایجاد کند که با نامهای شفق قطبی، شفق شمالی یا نور جنوبی شناخته میشود.
طوفانی خورشیدی چه تاثیری بر زمین دارد؟
به گفته ناسا، شعلهها و فورانهای خورشیدی میتوانند بر ارتباطات رادیویی، شبکههای برق و سیگنالهای ناوبری روی زمین تأثیر بگذارند.
در سال ۲۰۱۷، دو شراره خورشیدی عظیم که از سطح خورشید پرتاب شده بودند، دستگاههایی مانند سیستمهای ناوبری جیپیاس را مختل کردند.
و در فوریه ۲۰۱۱، یک شراره خورشیدی قدرتمند باعث بروز اختلال در ارتباطات رادیویی در سراسر چین شد.
و در موردی حتی شدیدتر در سال ۱۹۸۹، یک شراره خورشیدی باعث قطع برق ۹ ساعته برای میلیونها نفر در ایالت کبک کانادا شد.
پیش از آن، در سال ۱۸۵۹، یک فوران خورشیدی عظیم باعث بروز یک طوفان ژئومغناطیسی شد که در سیگنالدهی راه آهن و خطوط تلگراف عصر ویکتوریا هم اختلال ایجاد کرد.
و به نظر میرسد که امروزه هم این پدیده همچنان یک تهدید محسوب میشود به نحوی که پژوهشگران دانشگاه لنکستر به شبکه راهآهن بریتانیا هشدار دادهاند که برای طوفانی که ممکن است به رغم نادر بودن، شبکه خطوط راهآهن را مختل کند آماده باشد.
فواصل زمانی بین طوفانهای خورشیدی چقدر است؟
خورشید از گاز داغ و دارای بار الکتریکی تشکیل شده که حرکت دارد و میدان مغناطیسی قدرتمندی را ایجاد میکند.
این میدان چرخهای به نام چرخه خورشیدی دارد. در نتیجه، سطح خورشید دورههای منظمی از فعالیتهای آرام و طوفانی را تجربه میکند.
هر ۱۱ سال یا بیشتر، هنگام اوج چرخه خورشیدی، جای میدان مغناطیسی قطب شمال و جنوب خورشید عوض میشود.
به گفته یک گروه بینالمللی از کارشناسان طرح مشترک ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی ایالات متحده، چرخه کنونی با نام «چرخه خورشیدی ۲۵» در دسامبر ۲۰۱۹ آغاز شد.
یک چرخه خورشیدی با حداقل فعالیت خورشیدی آغاز میشود. در این مرحله، خورشید کمترین لکههای خورشیدی را دارد - لکههای تاریکی که به پژوهشگران کمک میکند فعالیت ستاره منظومه ما را دنبال کنند.
با افزایش فعالیت خورشیدی، تعداد لکههای آن نیز افزایش مییابد.
در میانه چرخه خورشیدی که آن را حداکثر فعالیت خورشیدی مینامند، خورشید بیشترین لکهها را دارد و قطبهای مغناطیسی این ستاره جای خود را تغییر میدهند.
ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی میگویند که در سال گذشته خورشید به حداکثر دوره خورشیدی خود در چرخه فعلی رسیده است.
در حال حاضر، انفجارهای عظیم نور و انرژی در لکههای خورشیدی رخ میدهند و این لکهها تیرهتر به نظر می رسند زیرا دمای آنها از محیط اطرافشان پایینتر است. وسعت اکثر آنها به اندازه کره زمین یا بیشتر است.
در نقطه اوج حداکثر خورشیدی در طول چرخه ۱۱ ساله آن، احتمال وقوع طوفانهای خورشیدی بیشتر است.
https://en.vijesti.me/amp/759728/What-are-solar-flares-and-why-do-we-say-they-can-cause-power-outages-on-Earth
🆔@ScientificDialectics
خورشید شاهد یک رشته فعالیت است که بزرگترین شراره خورشیدی در سال جاری را به همراه آورده و «رصدخانه پویایی خورشیدی» ناسا آن را ثبت کرده است
در دورههای فعالیت زیاد خورشید، جریان پیوستهای از ذرات باردار که به باد خورشیدی معروف است مرتب به زمین برخورد میکند.
این پدیده که آب و هوای فضایی یا طوفان خورشیدی نامیده میشود میتواند بر برخی بخشهای فناوری روی زمین تأثیر بگذارد و حتی باعث قطع برق و همچنین فضانوردان در فضا شود، اما برای بشر روی زمین زیانی ندارد.
شراره خورشیدی چیست؟
طوفانهای خورشیدی بخشی طبیعی از چرخه خورشید ما هستند. آنها زمانی اتفاق میافتند که خورشید فورانهای شدیدی را به شکل زبانههای خورشیدی و پرتابههای جرم تاجی (CME)، انرژی و ماده خورشیدی را به فضا پرتاب میکند.
شرارههای خورشیدی تشعشعات الکترومغناطیسی خورشید هستند که با سرعت نور حرکت میکنند و در کمتر از هشت دقیقه به زمین میرسند.
آنها اغلب همراه با پرتابههای جرم تاجی روی میدهند که انفجارهای عظیم انرژی باردار هستند که اگرچه سرعت نور را ندارند اما با سرعت میلیونها کیلومتر در ساعت حرکت میکنند.
شدت برخورد طوفانهای خورشیدی با زمان میتواند درجات مختلفی داشته باشد.
انرژی خورشید میتواند نور درخشانی را در آسمان ایجاد کند که با نامهای شفق قطبی، شفق شمالی یا نور جنوبی شناخته میشود.
طوفانی خورشیدی چه تاثیری بر زمین دارد؟
به گفته ناسا، شعلهها و فورانهای خورشیدی میتوانند بر ارتباطات رادیویی، شبکههای برق و سیگنالهای ناوبری روی زمین تأثیر بگذارند.
در سال ۲۰۱۷، دو شراره خورشیدی عظیم که از سطح خورشید پرتاب شده بودند، دستگاههایی مانند سیستمهای ناوبری جیپیاس را مختل کردند.
و در فوریه ۲۰۱۱، یک شراره خورشیدی قدرتمند باعث بروز اختلال در ارتباطات رادیویی در سراسر چین شد.
و در موردی حتی شدیدتر در سال ۱۹۸۹، یک شراره خورشیدی باعث قطع برق ۹ ساعته برای میلیونها نفر در ایالت کبک کانادا شد.
پیش از آن، در سال ۱۸۵۹، یک فوران خورشیدی عظیم باعث بروز یک طوفان ژئومغناطیسی شد که در سیگنالدهی راه آهن و خطوط تلگراف عصر ویکتوریا هم اختلال ایجاد کرد.
و به نظر میرسد که امروزه هم این پدیده همچنان یک تهدید محسوب میشود به نحوی که پژوهشگران دانشگاه لنکستر به شبکه راهآهن بریتانیا هشدار دادهاند که برای طوفانی که ممکن است به رغم نادر بودن، شبکه خطوط راهآهن را مختل کند آماده باشد.
فواصل زمانی بین طوفانهای خورشیدی چقدر است؟
خورشید از گاز داغ و دارای بار الکتریکی تشکیل شده که حرکت دارد و میدان مغناطیسی قدرتمندی را ایجاد میکند.
این میدان چرخهای به نام چرخه خورشیدی دارد. در نتیجه، سطح خورشید دورههای منظمی از فعالیتهای آرام و طوفانی را تجربه میکند.
هر ۱۱ سال یا بیشتر، هنگام اوج چرخه خورشیدی، جای میدان مغناطیسی قطب شمال و جنوب خورشید عوض میشود.
به گفته یک گروه بینالمللی از کارشناسان طرح مشترک ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی ایالات متحده، چرخه کنونی با نام «چرخه خورشیدی ۲۵» در دسامبر ۲۰۱۹ آغاز شد.
یک چرخه خورشیدی با حداقل فعالیت خورشیدی آغاز میشود. در این مرحله، خورشید کمترین لکههای خورشیدی را دارد - لکههای تاریکی که به پژوهشگران کمک میکند فعالیت ستاره منظومه ما را دنبال کنند.
با افزایش فعالیت خورشیدی، تعداد لکههای آن نیز افزایش مییابد.
در میانه چرخه خورشیدی که آن را حداکثر فعالیت خورشیدی مینامند، خورشید بیشترین لکهها را دارد و قطبهای مغناطیسی این ستاره جای خود را تغییر میدهند.
ناسا و اداره ملی امور اقیانوسی و جوی میگویند که در سال گذشته خورشید به حداکثر دوره خورشیدی خود در چرخه فعلی رسیده است.
در حال حاضر، انفجارهای عظیم نور و انرژی در لکههای خورشیدی رخ میدهند و این لکهها تیرهتر به نظر می رسند زیرا دمای آنها از محیط اطرافشان پایینتر است. وسعت اکثر آنها به اندازه کره زمین یا بیشتر است.
در نقطه اوج حداکثر خورشیدی در طول چرخه ۱۱ ساله آن، احتمال وقوع طوفانهای خورشیدی بیشتر است.
https://en.vijesti.me/amp/759728/What-are-solar-flares-and-why-do-we-say-they-can-cause-power-outages-on-Earth
🆔@ScientificDialectics
Vijesti
What are solar flares and why NASA says they can cause power outages on Earth
During periods of high activity, a continuous stream of charged particles from the Sun, known as the solar wind, constantly hits the Earth.
🔥4👌2
💢 هشدار جراح کل سابق آمریکا: شبکههای اجتماعی سلامت روان کودکان را تهدید میکند
دکتر ویوک مورتی، جراح کل سابق آمریکا، با انتقاد تند از عملکرد کنگره در محافظت از سلامت روان کودکان، هشدار داد که شبکههای اجتماعی تهدیدی جدی برای نسل جوان هستند.
او در گفتوگو با شبکه NBC خواستار تصویب قوانینی برای الزام شرکتهای فناوری به نصب برچسبهای هشداردهنده و شفافسازی دادهها شد و شرایط کنونی را به «رانندگی کودکان بدون کمربند ایمنی» تشبیه کرد.
در حالیکه دو لایحه مهم برای ایمنی آنلاین کودکان در کنگره بلاتکلیف ماندهاند، شرکتهای فناوری و برخی گروههای مدنی با آنها مخالفت کردهاند. مورتی با تاکید بر ارتباط مستقیم شبکههای اجتماعی و بحران تنهایی در میان جوانان، هشدار داد که این وضعیت میتواند سلامت روانی و جسمی آنان را تضعیف کند.
همزمان، پاتریک کندی، نماینده سابق، نیز خواستار تشکیل صندوق ملی برای پیشگیری و تقویت مراقبتهای اولیه سلامت روان شد، در شرایطی که نگرانیها درباره تأثیرات مخرب دنیای مجازی بر کودکان بهسرعت در حال افزایش است.
https://www.nbcnews.com/politics/congress/former-surgeon-general-says-congress-failed-protect-childrens-mental-h-rcna208763
🆔@ScientificDialectics
دکتر ویوک مورتی، جراح کل سابق آمریکا، با انتقاد تند از عملکرد کنگره در محافظت از سلامت روان کودکان، هشدار داد که شبکههای اجتماعی تهدیدی جدی برای نسل جوان هستند.
او در گفتوگو با شبکه NBC خواستار تصویب قوانینی برای الزام شرکتهای فناوری به نصب برچسبهای هشداردهنده و شفافسازی دادهها شد و شرایط کنونی را به «رانندگی کودکان بدون کمربند ایمنی» تشبیه کرد.
در حالیکه دو لایحه مهم برای ایمنی آنلاین کودکان در کنگره بلاتکلیف ماندهاند، شرکتهای فناوری و برخی گروههای مدنی با آنها مخالفت کردهاند. مورتی با تاکید بر ارتباط مستقیم شبکههای اجتماعی و بحران تنهایی در میان جوانان، هشدار داد که این وضعیت میتواند سلامت روانی و جسمی آنان را تضعیف کند.
همزمان، پاتریک کندی، نماینده سابق، نیز خواستار تشکیل صندوق ملی برای پیشگیری و تقویت مراقبتهای اولیه سلامت روان شد، در شرایطی که نگرانیها درباره تأثیرات مخرب دنیای مجازی بر کودکان بهسرعت در حال افزایش است.
https://www.nbcnews.com/politics/congress/former-surgeon-general-says-congress-failed-protect-childrens-mental-h-rcna208763
🆔@ScientificDialectics
NBC News
Former surgeon general says Congress has failed to protect children's mental health
Vivek Murthy, who worked for Obama and Biden, called for more data transparency from social media companies so researchers can study the internet’s effects on kids.
👍7❤1
💢ویتامین دی پیری را به تاخیر میاندازد
دانشمندان میگویند ویتامین دی میتواند پیری بیولوژیکی را تا سه سال به تاخیر بیاندازد اما باید در مورد مصرف بیشاز اندازه این مکمل محتاط بود
محققانی که یک آزمایش به نام «وایتال» (VITAL) را به مدت پنج سال روی زنان و مردان بالای ۵۰ سال انجام دادند، دریافتند که مکملهای ویتامین دی ممکن است روند پیری بیولوژیکی را سه سال به تاخیر بیندازند.
به گزارش نیویورکپست، طبق نتایج این مطالعه که روز چهارشنبه در مجله تغذیه بالینی آمریکا (The American Journal of Clinical Nutrition) منتشر شد، ویتامین دی میتواند از تلومرها محافظت کند.
تلومرها کلاهکهایی کوچک در انتهای کروموزوماند که با افزایش سن کوتاه میشوند و با بیماریهایی مانند سرطان، مشکلات قلبی و دیگر بیماریهای مزمن در ارتباطند.
تلومرها را به سری بند کفشها تشبیه میکنند که وقتی فرسوده میشوند، شیرازه همهچیز شروع به از هم باز میشود.
دکتر جوآن منسون، پژوهشگر اصلی مطالعه و رئیس بخش پزشکی پیشگیرانه در بیمارستان بریگام و زنان» (Brigham and Women’s)، گفت که نتیجه مطالعه وایتال تاثیر مصرف ویتامین دی را بر حفظ طول تلومرها تایید میکند و نشاندهنده نقش مهم ویتامین دی در کند کردن روند پیری بیولوژیک و بیماریهای مزمن مرتبط با سن است.
البته او تاکید کرد که پیش از تغییر دستورالعملهای عمومی در مورد مصرف ویتامین دی، باید آزمایشهای بیشتری انجام شود.
علاوه بر این، در حالی که بسیاری از سازمانهای معتبر مصرف روزانه ویتامین دی را برای همه افراد توصیه نمیکنند، دستورالعملهای جدید انجمن غدد درونریز مصرف این مکملها را به گروههای خاصی مانند بزرگسالان ۷۵ سال و بالاتر، نوزادان و کودکان، زنان باردار و مبتلایان به پیشدیابت پیشنهاد میکنند.
منسون همچنین از گروههایی نام برد که ممکن است بیشتر در معرض کمبود ویتامین دی باشند. مانند افرادی که در خانههای سالمندان بستریاند و به نور خورشید دسترسی محدودی دارند، افرادی که مشکل جذب ویتامین دی دارد، مانند مبتلایان به بیماری کرون یا سلیاک، افرادی که تحت درمان پوکی استخوان یا بیماریهای استخوانی دیگرند و همچنین افرادی که مشکلاتی مانند تحمل نکردن لاکتوز دارند.
او خاطرنشان کرد که شرکتکنندگان این مطالعه روزانه دو هزار واحد ویتامین دی مصرف کردند و هیچ عارضه منفی در آنها مشاهده نشد، بههمین دلیل این میزان مصرف ایمن است.
ماهیهای چرب مانند سالمون، ساردین و تُن، قارچهای وحشی، برخی غلات، لبنیات، آب پرتقال و نور خورشید نیز منبع خوبی برای ویتامین دی به شمار میروند. پیادهروی ۱۵ دقیقهای چند نوبت در هفته در اوسط روز معمولا در تامین ویتامین دی برای بدن موثر است. ورزش در فضای باز مانند پیادهروی تند، دویدن یا ورزشهای گروهی هم از آفتاب گرفتن صرف موثرترند.
منسون همچنین هشدار داد که ایده «هرچه بیشتر، بهتر» در مورد مکملها صدق نمیکند، زیرا بدن ما به مقدار کم تا متوسط ویتامین دی نیاز دارد و سوختوساز این ویتامین را بهشدت کنترل میکند. دوزهای بسیار بالا مثل بیش از ۱۰ هزار واحد در روز میتواند سطح کلسیم خون یا ادرار را افزایش دهد یا مسمومیت ایجاد کند.
البته مکملها فقط تکمیلکنندهاند و نمیتوانند جایگزین سبک زندگی سالم شوند. منسون هم تاکید میکند هرچند بلعیدن یک قرص آسانتر از ورزش کردن در فضای باز یا تغذیه سالم است، این سبک زندگی سالم است که در حفظ سلامتی و کاهش انواع خطرها شامل بیماریهای قلبی، سرطان، دیابت نوع ۲ و دیگر بیماریهای مزمن ناشی از پیری تاثیر بسیاری بیشتری دارد.
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان میگویند ویتامین دی میتواند پیری بیولوژیکی را تا سه سال به تاخیر بیاندازد اما باید در مورد مصرف بیشاز اندازه این مکمل محتاط بود
محققانی که یک آزمایش به نام «وایتال» (VITAL) را به مدت پنج سال روی زنان و مردان بالای ۵۰ سال انجام دادند، دریافتند که مکملهای ویتامین دی ممکن است روند پیری بیولوژیکی را سه سال به تاخیر بیندازند.
به گزارش نیویورکپست، طبق نتایج این مطالعه که روز چهارشنبه در مجله تغذیه بالینی آمریکا (The American Journal of Clinical Nutrition) منتشر شد، ویتامین دی میتواند از تلومرها محافظت کند.
تلومرها کلاهکهایی کوچک در انتهای کروموزوماند که با افزایش سن کوتاه میشوند و با بیماریهایی مانند سرطان، مشکلات قلبی و دیگر بیماریهای مزمن در ارتباطند.
تلومرها را به سری بند کفشها تشبیه میکنند که وقتی فرسوده میشوند، شیرازه همهچیز شروع به از هم باز میشود.
دکتر جوآن منسون، پژوهشگر اصلی مطالعه و رئیس بخش پزشکی پیشگیرانه در بیمارستان بریگام و زنان» (Brigham and Women’s)، گفت که نتیجه مطالعه وایتال تاثیر مصرف ویتامین دی را بر حفظ طول تلومرها تایید میکند و نشاندهنده نقش مهم ویتامین دی در کند کردن روند پیری بیولوژیک و بیماریهای مزمن مرتبط با سن است.
البته او تاکید کرد که پیش از تغییر دستورالعملهای عمومی در مورد مصرف ویتامین دی، باید آزمایشهای بیشتری انجام شود.
علاوه بر این، در حالی که بسیاری از سازمانهای معتبر مصرف روزانه ویتامین دی را برای همه افراد توصیه نمیکنند، دستورالعملهای جدید انجمن غدد درونریز مصرف این مکملها را به گروههای خاصی مانند بزرگسالان ۷۵ سال و بالاتر، نوزادان و کودکان، زنان باردار و مبتلایان به پیشدیابت پیشنهاد میکنند.
منسون همچنین از گروههایی نام برد که ممکن است بیشتر در معرض کمبود ویتامین دی باشند. مانند افرادی که در خانههای سالمندان بستریاند و به نور خورشید دسترسی محدودی دارند، افرادی که مشکل جذب ویتامین دی دارد، مانند مبتلایان به بیماری کرون یا سلیاک، افرادی که تحت درمان پوکی استخوان یا بیماریهای استخوانی دیگرند و همچنین افرادی که مشکلاتی مانند تحمل نکردن لاکتوز دارند.
او خاطرنشان کرد که شرکتکنندگان این مطالعه روزانه دو هزار واحد ویتامین دی مصرف کردند و هیچ عارضه منفی در آنها مشاهده نشد، بههمین دلیل این میزان مصرف ایمن است.
ماهیهای چرب مانند سالمون، ساردین و تُن، قارچهای وحشی، برخی غلات، لبنیات، آب پرتقال و نور خورشید نیز منبع خوبی برای ویتامین دی به شمار میروند. پیادهروی ۱۵ دقیقهای چند نوبت در هفته در اوسط روز معمولا در تامین ویتامین دی برای بدن موثر است. ورزش در فضای باز مانند پیادهروی تند، دویدن یا ورزشهای گروهی هم از آفتاب گرفتن صرف موثرترند.
منسون همچنین هشدار داد که ایده «هرچه بیشتر، بهتر» در مورد مکملها صدق نمیکند، زیرا بدن ما به مقدار کم تا متوسط ویتامین دی نیاز دارد و سوختوساز این ویتامین را بهشدت کنترل میکند. دوزهای بسیار بالا مثل بیش از ۱۰ هزار واحد در روز میتواند سطح کلسیم خون یا ادرار را افزایش دهد یا مسمومیت ایجاد کند.
البته مکملها فقط تکمیلکنندهاند و نمیتوانند جایگزین سبک زندگی سالم شوند. منسون هم تاکید میکند هرچند بلعیدن یک قرص آسانتر از ورزش کردن در فضای باز یا تغذیه سالم است، این سبک زندگی سالم است که در حفظ سلامتی و کاهش انواع خطرها شامل بیماریهای قلبی، سرطان، دیابت نوع ۲ و دیگر بیماریهای مزمن ناشی از پیری تاثیر بسیاری بیشتری دارد.
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Popular supplement may be the secret to slowing down aging — here's...
Dr. JoAnn Manson, who led the clinical trial, told The Post the supplement is more complicated than it seems.
🔥7👍1