💢صفحه نخست روزنامههای صبح امروز بریتانیا
شنبه ۲۴ می ۲۰۲۵
۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
🆔@ScientificDialectics
شنبه ۲۴ می ۲۰۲۵
۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
🆔@ScientificDialectics
❤2
💢بزرگترین موزه باستان شناسی جهان افتتاح شد: موزه بزرگ مصر
بزرگترین موزه باستان شناسی جهان، موزه بزرگ مصر، که درست در کنار اهرام جیزه ساخته شده است، تابستان امسال درهای خود را باز میکند
پس از سالها ساخت و ساز و تأخیر، موزه بزرگ مصر، بزرگترین موزه باستانشناسی جهان، قرار است در تاریخ ۳ ژوئیه ۲۰۲۵ برابر با ۱۲ تیر ماه ۱۴۰۴ شمسی به طور کامل افتتاح شود.
به گزارش دیالکتیک علمی ، به نقل از مجله باستان شناسی ، این سازه غولپیکر که درست در بیرون قاهره، در پای اهرام جیزه واقع شده است، به خاطر اختصاص دادن منحصراً به تمدن مصر قابل توجه است.
اندازه ۷۰ زمین فوتبال
این موزه مساحتی بالغ بر ۵۰۰۰۰۰ متر مربع را پوشش میدهد که تقریباً به اندازه ۷۰ زمین فوتبال است. این مجموعه عظیم همچنین این امتیاز را دارد که بزرگترین موزه جهان است که به یک تمدن واحد اختصاص داده شده است.
غول دوم. در سالن ورودی موزه. مجسمه رامسس از بازدیدکنندگان استقبال میکند. حمل و نصب این مجسمه در سال ۲۰۱۸ به پایان رسید. پروژه موزه اولین بار توسط حسنی مبارک، رییس جمهور وقت، در سال ۱۹۹۲ پیشنهاد شد. ساخت و ساز در سال ۲۰۰۵ آغاز شد. با این حال، این پروژه به دلایل مختلف، از جمله ناآرامیهای سیاسی در مصر و بیماری همهگیر کووید-۱۹، بارها مختل شده است. در حالی که برخی از بخشهای موزه برای بازدید محدود در سال ۲۰۲۳ افتتاح شدهاند، افتتاحیه بزرگ در تابستان ۲۰۲۵ برگزار خواهد شد.
موزه ای با معماری و طراحی پایدار
موزه بزرگ مصر که توسط شرکت معماری Heneghan Peng مستقر در ایرلند طراحی شده و تقریباً ۱ میلیارد دلار هزینه داشته است، معماری مدرن و فناوری سبز را با هم ترکیب میکند. نمای بیرونی موزه از سنگ مرمر شفاف به عنوان ادای احترامی به اهرام جیزه ساخته شده است. بالای سازه اصلی در همان ارتفاع هرمها قرار گرفته است.
طراحی سازگار با اقلیم ساختمان؛ به لطف سقف بازتابنده، سایهبانهای خارجی و سیستمهای روشنایی متمرکز بر انرژی/بهرهوری، بیش از ۶۰ درصد در مصرف انرژی صرفهجویی میکند. همچنین مصرف آب به یک سوم کاهش یافته است.
تابوت توتعنخآمون هم اینجاست
بسیاری از آثار باستانی موزه قدیمی مصر در میدان تحریر قاهره به موزه جدید منتقل شدهاند یا قرار است منتقل شوند. در میان این آثار، آثاری از دوران توتعنخآمون نیز وجود دارد. تابوت طلایی فرعون جوان برای اولین بار از زمان کشف آن در سال ۱۹۲۲ مرمت شده و در موزه قرار گرفته است. کار مرمت هشت ماه طول کشید.
در حال حاضر، حدود ۱۵۰ متخصص مرمت و پژوهشگر در موزه مشغول مرمت و تحلیل آثار موجود در این میدان هستند. بسیاری از آثار به نمایش گذاشته شده برای اولین بار است که در معرض دید عموم قرار میگیرند.
سالانه ۵ میلیون بازدیدکننده پیشبینی میشود
مقامات مصری انتظار دارند تعداد بازدیدکنندگان سالانه این موزه به ۵ میلیون نفر برسد. این واقعیت که درست در کنار اهرام جیزه قرار دارد، به عنوان یکی از عوامل مهمی که از این علاقهی زیاد پشتیبانی میکند، دیده میشود.
https://arkeofili.com/dunyanin-en-buyuk-arkeoloji-muzesi-aciliyor-buyuk-misir-muzesi/
🆔@ScientificDialectics
بزرگترین موزه باستان شناسی جهان، موزه بزرگ مصر، که درست در کنار اهرام جیزه ساخته شده است، تابستان امسال درهای خود را باز میکند
پس از سالها ساخت و ساز و تأخیر، موزه بزرگ مصر، بزرگترین موزه باستانشناسی جهان، قرار است در تاریخ ۳ ژوئیه ۲۰۲۵ برابر با ۱۲ تیر ماه ۱۴۰۴ شمسی به طور کامل افتتاح شود.
به گزارش دیالکتیک علمی ، به نقل از مجله باستان شناسی ، این سازه غولپیکر که درست در بیرون قاهره، در پای اهرام جیزه واقع شده است، به خاطر اختصاص دادن منحصراً به تمدن مصر قابل توجه است.
اندازه ۷۰ زمین فوتبال
این موزه مساحتی بالغ بر ۵۰۰۰۰۰ متر مربع را پوشش میدهد که تقریباً به اندازه ۷۰ زمین فوتبال است. این مجموعه عظیم همچنین این امتیاز را دارد که بزرگترین موزه جهان است که به یک تمدن واحد اختصاص داده شده است.
غول دوم. در سالن ورودی موزه. مجسمه رامسس از بازدیدکنندگان استقبال میکند. حمل و نصب این مجسمه در سال ۲۰۱۸ به پایان رسید. پروژه موزه اولین بار توسط حسنی مبارک، رییس جمهور وقت، در سال ۱۹۹۲ پیشنهاد شد. ساخت و ساز در سال ۲۰۰۵ آغاز شد. با این حال، این پروژه به دلایل مختلف، از جمله ناآرامیهای سیاسی در مصر و بیماری همهگیر کووید-۱۹، بارها مختل شده است. در حالی که برخی از بخشهای موزه برای بازدید محدود در سال ۲۰۲۳ افتتاح شدهاند، افتتاحیه بزرگ در تابستان ۲۰۲۵ برگزار خواهد شد.
موزه ای با معماری و طراحی پایدار
موزه بزرگ مصر که توسط شرکت معماری Heneghan Peng مستقر در ایرلند طراحی شده و تقریباً ۱ میلیارد دلار هزینه داشته است، معماری مدرن و فناوری سبز را با هم ترکیب میکند. نمای بیرونی موزه از سنگ مرمر شفاف به عنوان ادای احترامی به اهرام جیزه ساخته شده است. بالای سازه اصلی در همان ارتفاع هرمها قرار گرفته است.
طراحی سازگار با اقلیم ساختمان؛ به لطف سقف بازتابنده، سایهبانهای خارجی و سیستمهای روشنایی متمرکز بر انرژی/بهرهوری، بیش از ۶۰ درصد در مصرف انرژی صرفهجویی میکند. همچنین مصرف آب به یک سوم کاهش یافته است.
تابوت توتعنخآمون هم اینجاست
بسیاری از آثار باستانی موزه قدیمی مصر در میدان تحریر قاهره به موزه جدید منتقل شدهاند یا قرار است منتقل شوند. در میان این آثار، آثاری از دوران توتعنخآمون نیز وجود دارد. تابوت طلایی فرعون جوان برای اولین بار از زمان کشف آن در سال ۱۹۲۲ مرمت شده و در موزه قرار گرفته است. کار مرمت هشت ماه طول کشید.
در حال حاضر، حدود ۱۵۰ متخصص مرمت و پژوهشگر در موزه مشغول مرمت و تحلیل آثار موجود در این میدان هستند. بسیاری از آثار به نمایش گذاشته شده برای اولین بار است که در معرض دید عموم قرار میگیرند.
سالانه ۵ میلیون بازدیدکننده پیشبینی میشود
مقامات مصری انتظار دارند تعداد بازدیدکنندگان سالانه این موزه به ۵ میلیون نفر برسد. این واقعیت که درست در کنار اهرام جیزه قرار دارد، به عنوان یکی از عوامل مهمی که از این علاقهی زیاد پشتیبانی میکند، دیده میشود.
https://arkeofili.com/dunyanin-en-buyuk-arkeoloji-muzesi-aciliyor-buyuk-misir-muzesi/
🆔@ScientificDialectics
Arkeofili
Dünyanın En Büyük Arkeoloji Müzesi Açılıyor: Büyük Mısır Müzesi
Gize Piramitleri'nin hemen yanında inşa edilen dünyanın en büyük arkeoloji müzesi Büyük Mısır Müzesi, bu yaz kapılarını açıyor.
👍3🔥3
💢بازگشت کووید-۱۹ در چین با علائمی از جمله گلودرد سوزان و شدید
به گفته کارشناسان، چین با موجی جدید از شیوع کووید-۱۹ مواجه شده که همراه با بروز علائمی مانند گلودرد شدید و سوزان است.
ژونگ نانشان، از برجستهترین متخصصان ریه و اپیدمیولوژی در چین، روز ۱۹ مه در مصاحبهای با رسانههای داخلی اعلام کرد که در این موج جدید، علامت «گلو شبیه تیغ» شدیدتر از گذشته بروز کرده و با سرفههای مکرر همراه است. اصطلاح «گلو شبیه تیغ» در چین برای توصیف گلودرد شدید به کار میرود؛ احساسی مشابه بلعیدن تیغ یا شیشه شکسته.
دکتر لی تونگزنگ، رئیس بخش بیماریهای عفونی در بیمارستان یوان پکن، به رسانههای چینی گفت که موج جدید کووید-۱۹ که از ماه مارس آغاز شده، احتمالاً در اواخر مه به اوج خود خواهد رسید.
به گفته ژونگ، نوع غالب این موج، زیرسویه اکسدیوی از اومیکرون است که سرعت انتقال بالایی دارد اما شدت بیماریزایی آن کمتر است. علائم اولیه شامل تب، سردرد، خستگی، گلودرد سوزان و سرفه شدید است.
او معتقد است این همهگیری هنوز در مرحله «صعود» قرار دارد و احتمالاً ۶ تا ۸ هفته ادامه خواهد داشت و تا پایان ژوئن فروکش میکند.
کاربران شبکه اجتماعی «ویبو» نیز تجربیات دردناک خود از این زیرسویه جدید را با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
کاربران چینی در فضای مجازی تجربیات دردناک خود را از موج جدید کووید-۱۹ با دیگران به اشتراک گذاشتهاند. یکی نوشت: «چند روز پیش موقع ناهار، یکی از همکارانم آنقدر شدید سرفه میکرد که فکر کردم غذا در گلویش گیر کرده. گفت اثرات باقیمانده از این موج کروناست. وقتی ازش پرسیدم علامت اصلیاش چی بود، گفت: ‘گلو مثل تیغ.’»
کاربر دیگری نوشت: «من هم گرفتار گلودرد تیغمانند شدم؛ کاملاً بیجان و خستهام.»
در پستی دیگر آمده است: «گلودرد تیغمانند بعد از کرونا واقعاً وحشیانه است—ورم کرده، دردناک و بهسختی میتوانم صحبت کنم. درمان فوری کسی سراغ دارد؟»
یکی از ساکنان زن پکن که نزدیک به ده روز است به این بیماری مبتلا شده، گفت: «تب، گلودرد، خلط زرد همراه با رگههای خون، خوندماغ، سرفه، عطسه، آبریزش بینی، سرگیجه و بیحالی شدید داشتم. واقعاً وحشتناک بود—یک بار عطسه کردم و دماغم خونریزی کرد، حسابی ترسیدم. این دور از کرونا خیلی شدیدتر است.»
تردیدها درباره آمار رسمی کرونا در چین؛ تنها ۷ مرگ در ماه مارس؟
در حالی که گزارشها و تجربههای شخصی شهروندان از موج شدید جدید کرونا در چین حکایت دارند، رژیم حاکم در این کشور همچنان با اتهامات دیرینه در خصوص پنهانکاری درباره دادههای همهگیری، بهویژه در مورد آمار مرگومیر، مواجه است.
اگرچه عبارت «افزایش ابتلا به کرونا» در شبکه اجتماعی ویبو ترند شده، رسانههای دولتی چین سعی کردهاند شدت این موج را کماهمیت جلوه دهند. همزمان، کارشناسان به نبود دادههای شفاف و اطلاعات ناکافی از سوی مقامات بهداشتی اشاره میکنند.
دکتر جاناتان لیو، استاد دانشکده طب سنتی چینی کانادا و مدیر کلینیک «کانگمی»، اظهار داشت: «آمار رسمی مرکز کنترل بیماریهای چین (CCDC) برای ماه مارس تنها ۷ مورد مرگ ناشی از کرونا را ثبت کرده است. چنین رقمی با نرخهای معمول همهگیری همخوانی ندارد. کانادا با جمعیت کمتر و بهداشت بهتر، از اوت سال گذشته تا مه امسال ۱۹۱۵ مورد مرگ ناشی از کرونا گزارش کرده؛ یعنی بیش از ۲۰۰ مورد در ماه. چطور ممکن است چین با آن جمعیت فشرده فقط هفت مورد مرگ در ماه داشته باشد؟»
بر اساس دادههای رسمی مرکز کنترل بیماریهای چین، نسبت مراجعات سرپایی و اورژانسی از ۷.۵ درصد به ۱۶.۲ درصد افزایش یافته و میزان بستریهای تنفسی شدید نیز از ۳.۳ درصد به ۶.۳ درصد رسیده است؛ آماری که خود از شدت موج جدید خبر میدهد، اما با آمار مرگومیر اعلامشده همخوان نیست.
کارشناس: دولت چین دادههای کلیدی همهگیری کرونا را پنهان میکند
شیاوشو شان لین، استادیار دپارتمان علوم زیستپزشکی در کالج فیتین نیویورک و از همکاران اپک تایمز، در گفتوگویی اعلام کرد که مرکز کنترل بیماریهای چین از ارائه مهمترین دادههای مربوط به موج جدید کرونا خودداری کرده است.
او گفت: «اطلاعاتی که مرکز کنترل بیماریهای چین منتشر کرده تنها به نرخ مثبت شدن تستهای کرونا اشاره دارد، اما چهار شاخص حیاتی دیگر را نادیده گرفته: تعداد موارد قطعی، نرخ بستری، نرخ موارد شدید، و نرخ مرگومیر. اینها برای درک دقیق گستره شیوع بیماری ضروریاند.»
افزایش چشمگیر موارد ابتلا به کرونا در آسیا؛ هشدار درباره موج جدید
موارد ابتلا به کووید-۱۹ در کشورهای آسیایی از جمله سنگاپور، تایلند، مالزی، تایوان و هنگکنگ بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
https://www.ntd.com/china-faces-covid-19-resurgence-with-symptoms-of-sharp-burning-sore-throat_1068671.html
🆔@ScientificDialectics
به گفته کارشناسان، چین با موجی جدید از شیوع کووید-۱۹ مواجه شده که همراه با بروز علائمی مانند گلودرد شدید و سوزان است.
ژونگ نانشان، از برجستهترین متخصصان ریه و اپیدمیولوژی در چین، روز ۱۹ مه در مصاحبهای با رسانههای داخلی اعلام کرد که در این موج جدید، علامت «گلو شبیه تیغ» شدیدتر از گذشته بروز کرده و با سرفههای مکرر همراه است. اصطلاح «گلو شبیه تیغ» در چین برای توصیف گلودرد شدید به کار میرود؛ احساسی مشابه بلعیدن تیغ یا شیشه شکسته.
دکتر لی تونگزنگ، رئیس بخش بیماریهای عفونی در بیمارستان یوان پکن، به رسانههای چینی گفت که موج جدید کووید-۱۹ که از ماه مارس آغاز شده، احتمالاً در اواخر مه به اوج خود خواهد رسید.
به گفته ژونگ، نوع غالب این موج، زیرسویه اکسدیوی از اومیکرون است که سرعت انتقال بالایی دارد اما شدت بیماریزایی آن کمتر است. علائم اولیه شامل تب، سردرد، خستگی، گلودرد سوزان و سرفه شدید است.
او معتقد است این همهگیری هنوز در مرحله «صعود» قرار دارد و احتمالاً ۶ تا ۸ هفته ادامه خواهد داشت و تا پایان ژوئن فروکش میکند.
کاربران شبکه اجتماعی «ویبو» نیز تجربیات دردناک خود از این زیرسویه جدید را با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
کاربران چینی در فضای مجازی تجربیات دردناک خود را از موج جدید کووید-۱۹ با دیگران به اشتراک گذاشتهاند. یکی نوشت: «چند روز پیش موقع ناهار، یکی از همکارانم آنقدر شدید سرفه میکرد که فکر کردم غذا در گلویش گیر کرده. گفت اثرات باقیمانده از این موج کروناست. وقتی ازش پرسیدم علامت اصلیاش چی بود، گفت: ‘گلو مثل تیغ.’»
کاربر دیگری نوشت: «من هم گرفتار گلودرد تیغمانند شدم؛ کاملاً بیجان و خستهام.»
در پستی دیگر آمده است: «گلودرد تیغمانند بعد از کرونا واقعاً وحشیانه است—ورم کرده، دردناک و بهسختی میتوانم صحبت کنم. درمان فوری کسی سراغ دارد؟»
یکی از ساکنان زن پکن که نزدیک به ده روز است به این بیماری مبتلا شده، گفت: «تب، گلودرد، خلط زرد همراه با رگههای خون، خوندماغ، سرفه، عطسه، آبریزش بینی، سرگیجه و بیحالی شدید داشتم. واقعاً وحشتناک بود—یک بار عطسه کردم و دماغم خونریزی کرد، حسابی ترسیدم. این دور از کرونا خیلی شدیدتر است.»
تردیدها درباره آمار رسمی کرونا در چین؛ تنها ۷ مرگ در ماه مارس؟
در حالی که گزارشها و تجربههای شخصی شهروندان از موج شدید جدید کرونا در چین حکایت دارند، رژیم حاکم در این کشور همچنان با اتهامات دیرینه در خصوص پنهانکاری درباره دادههای همهگیری، بهویژه در مورد آمار مرگومیر، مواجه است.
اگرچه عبارت «افزایش ابتلا به کرونا» در شبکه اجتماعی ویبو ترند شده، رسانههای دولتی چین سعی کردهاند شدت این موج را کماهمیت جلوه دهند. همزمان، کارشناسان به نبود دادههای شفاف و اطلاعات ناکافی از سوی مقامات بهداشتی اشاره میکنند.
دکتر جاناتان لیو، استاد دانشکده طب سنتی چینی کانادا و مدیر کلینیک «کانگمی»، اظهار داشت: «آمار رسمی مرکز کنترل بیماریهای چین (CCDC) برای ماه مارس تنها ۷ مورد مرگ ناشی از کرونا را ثبت کرده است. چنین رقمی با نرخهای معمول همهگیری همخوانی ندارد. کانادا با جمعیت کمتر و بهداشت بهتر، از اوت سال گذشته تا مه امسال ۱۹۱۵ مورد مرگ ناشی از کرونا گزارش کرده؛ یعنی بیش از ۲۰۰ مورد در ماه. چطور ممکن است چین با آن جمعیت فشرده فقط هفت مورد مرگ در ماه داشته باشد؟»
بر اساس دادههای رسمی مرکز کنترل بیماریهای چین، نسبت مراجعات سرپایی و اورژانسی از ۷.۵ درصد به ۱۶.۲ درصد افزایش یافته و میزان بستریهای تنفسی شدید نیز از ۳.۳ درصد به ۶.۳ درصد رسیده است؛ آماری که خود از شدت موج جدید خبر میدهد، اما با آمار مرگومیر اعلامشده همخوان نیست.
کارشناس: دولت چین دادههای کلیدی همهگیری کرونا را پنهان میکند
شیاوشو شان لین، استادیار دپارتمان علوم زیستپزشکی در کالج فیتین نیویورک و از همکاران اپک تایمز، در گفتوگویی اعلام کرد که مرکز کنترل بیماریهای چین از ارائه مهمترین دادههای مربوط به موج جدید کرونا خودداری کرده است.
او گفت: «اطلاعاتی که مرکز کنترل بیماریهای چین منتشر کرده تنها به نرخ مثبت شدن تستهای کرونا اشاره دارد، اما چهار شاخص حیاتی دیگر را نادیده گرفته: تعداد موارد قطعی، نرخ بستری، نرخ موارد شدید، و نرخ مرگومیر. اینها برای درک دقیق گستره شیوع بیماری ضروریاند.»
افزایش چشمگیر موارد ابتلا به کرونا در آسیا؛ هشدار درباره موج جدید
موارد ابتلا به کووید-۱۹ در کشورهای آسیایی از جمله سنگاپور، تایلند، مالزی، تایوان و هنگکنگ بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
https://www.ntd.com/china-faces-covid-19-resurgence-with-symptoms-of-sharp-burning-sore-throat_1068671.html
🆔@ScientificDialectics
NTD
China Faces COVID-19 Resurgence With Symptoms of Sharp, Burning Sore Throat
China is experiencing a resurgence of COVID-19, with patients reporting symptoms of severe, burning throat pain, experts say.
🔥3👍2
💢ادعای جنجالی مأمور سابق سیا ؛ در مریخ استخوان دیدم
استخوان در مریخ؛ این عبارتی است که توسط یکی از مأموران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به رسانهها راه یافته و جنجال تازهای در میان نظریهپردازان حیات فرازمینی به راه انداخته است
در حالیکه ناسا و دیگر آژانسهای فضایی دنیا همچنان در تلاش برای یافتن نشانههایی از آب و میکروارگانیسمها در مریخ هستند، اظهارات این مأمور سابق سیا نگاهها را به سمت موضوعی بسیار فراتر معطوف کرده است.
این ادعا از سوی شخصی به نام جان رمبو مطرح شده؛ فردی که پیشتر در سازمان سیا فعالیت میکرده و مدعی است که در جریان مأموریتی محرمانه در دهه ۸۰ میلادی، تصاویر واضحی از سطح مریخ مشاهده کرده که شامل «اجساد، استخوان و ساختارهای مصنوعی» بوده است.
او در مصاحبهای با وبسایت Metro گفت: «آنچه دیدم، انسان را شوکه میکند. استخوانهایی کاملاً واضح و چیزی شبیه به دنده، روی سطح سیاره دیده میشد. این تصاویر متعلق به برنامهای فوقمحرمانه بود که هدفش بررسی سطح مریخ از طریق تکنولوژی دید از راه دور – Remote Viewing بود.»
برنامههای موسوم به «دید از راه دور» که در دوران جنگ سرد توسط سازمانهایی مانند CIA دنبال میشد، بر پایه ادعای توانایی مشاهده مکانهای دوردست با استفاده از قدرت ذهنی بودند. هرچند بسیاری از این پروژهها بعدها متوقف شدند یا نتایج آنها فاقد اعتبار علمی اعلام شد، اما همچنان برخی مدافعان آنها معتقدند نتایج ارزشمندی در این مسیر بهدست آمده است.
در همین راستا، رمبو مدعی است که خود جزو گروههایی بوده که توانستهاند تصاویری ذهنی دقیق از مریخ ثبت کنند. او تأکید دارد که این اطلاعات سالها در بایگانیهای امنیتی پنهان شدهاند.
ناسا چه میگوید؟
سازمان فضایی آمریکا بارها تأکید کرده که هیچ مدرک معتبری درباره وجود حیات هوشمند یا اجساد در مریخ کشف نشده است. تمرکز اصلی مأموریتهای مریخی ناسا، یافتن نشانههایی از آب، میکروبهای باستانی و شرایط زیستپذیری بوده است.
با این حال، ناسا بهطور رسمی به ادعاهای مطرحشده توسط مأموران سابق اطلاعاتی واکنش نشان نمیدهد و آنها را در حیطه شایعات یا نظریههای اثباتنشده دستهبندی میکند.
گرچه داستانهایی از این دست جذابیت رسانهای بالایی دارند، اما از منظر علمی، هنوز هیچ تصویری که بهطور قطع به بقایای زیستی در مریخ اشاره داشته باشد تأیید نشده است. تصاویر ارسالشده از مریخنوردهایی مانند Curiosity یا Perseverance، اغلب با تحلیل زمینشناسی بررسی میشوند و تا امروز هیچیک وجود استخوان در مریخ را اثبات نکردهاند.
http://www.msn.com/en-us/science/environmental-science/former-cia-agent-claims-there-was-life-on-mars-and-he-saw-bones-on-the-surface/ar-AA1Adzy2?ocid=BingNewsVerp&apiversion=v2&noservercache=1&domshim=1&renderwebcomponents=1&wcseo=1&batchservertelemetry=1&noservertelemetry=1
🆔@ScientificDialectics
استخوان در مریخ؛ این عبارتی است که توسط یکی از مأموران سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به رسانهها راه یافته و جنجال تازهای در میان نظریهپردازان حیات فرازمینی به راه انداخته است
در حالیکه ناسا و دیگر آژانسهای فضایی دنیا همچنان در تلاش برای یافتن نشانههایی از آب و میکروارگانیسمها در مریخ هستند، اظهارات این مأمور سابق سیا نگاهها را به سمت موضوعی بسیار فراتر معطوف کرده است.
این ادعا از سوی شخصی به نام جان رمبو مطرح شده؛ فردی که پیشتر در سازمان سیا فعالیت میکرده و مدعی است که در جریان مأموریتی محرمانه در دهه ۸۰ میلادی، تصاویر واضحی از سطح مریخ مشاهده کرده که شامل «اجساد، استخوان و ساختارهای مصنوعی» بوده است.
او در مصاحبهای با وبسایت Metro گفت: «آنچه دیدم، انسان را شوکه میکند. استخوانهایی کاملاً واضح و چیزی شبیه به دنده، روی سطح سیاره دیده میشد. این تصاویر متعلق به برنامهای فوقمحرمانه بود که هدفش بررسی سطح مریخ از طریق تکنولوژی دید از راه دور – Remote Viewing بود.»
برنامههای موسوم به «دید از راه دور» که در دوران جنگ سرد توسط سازمانهایی مانند CIA دنبال میشد، بر پایه ادعای توانایی مشاهده مکانهای دوردست با استفاده از قدرت ذهنی بودند. هرچند بسیاری از این پروژهها بعدها متوقف شدند یا نتایج آنها فاقد اعتبار علمی اعلام شد، اما همچنان برخی مدافعان آنها معتقدند نتایج ارزشمندی در این مسیر بهدست آمده است.
در همین راستا، رمبو مدعی است که خود جزو گروههایی بوده که توانستهاند تصاویری ذهنی دقیق از مریخ ثبت کنند. او تأکید دارد که این اطلاعات سالها در بایگانیهای امنیتی پنهان شدهاند.
ناسا چه میگوید؟
سازمان فضایی آمریکا بارها تأکید کرده که هیچ مدرک معتبری درباره وجود حیات هوشمند یا اجساد در مریخ کشف نشده است. تمرکز اصلی مأموریتهای مریخی ناسا، یافتن نشانههایی از آب، میکروبهای باستانی و شرایط زیستپذیری بوده است.
با این حال، ناسا بهطور رسمی به ادعاهای مطرحشده توسط مأموران سابق اطلاعاتی واکنش نشان نمیدهد و آنها را در حیطه شایعات یا نظریههای اثباتنشده دستهبندی میکند.
گرچه داستانهایی از این دست جذابیت رسانهای بالایی دارند، اما از منظر علمی، هنوز هیچ تصویری که بهطور قطع به بقایای زیستی در مریخ اشاره داشته باشد تأیید نشده است. تصاویر ارسالشده از مریخنوردهایی مانند Curiosity یا Perseverance، اغلب با تحلیل زمینشناسی بررسی میشوند و تا امروز هیچیک وجود استخوان در مریخ را اثبات نکردهاند.
http://www.msn.com/en-us/science/environmental-science/former-cia-agent-claims-there-was-life-on-mars-and-he-saw-bones-on-the-surface/ar-AA1Adzy2?ocid=BingNewsVerp&apiversion=v2&noservercache=1&domshim=1&renderwebcomponents=1&wcseo=1&batchservertelemetry=1&noservertelemetry=1
🆔@ScientificDialectics
MSN
Former CIA agent claims there was life on Mars and he saw 'bones' on the surface
'It [was] obvious these people were dying for some reason, but they were humans. They were just twice our size.'
👍4
💢موج تنهایی میان مردان جوان آمریکایی
بر اساس نظرسنجی جدید موسسه گالوپ، مردان جوان در ایالات متحده بیشتر از سایر آمریکاییها و همچنین همسالان خود در دیگر کشورهای توسعهیافته، احساس تنهایی میکنند.
بر اساس دادههای تجمیعی سالهای 2023 و 2024، 25% از مردان آمریکایی 15 تا 34 ساله اعلام کردند که بسیار احساس تنهایی داشتهاند، که این رقم بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین ملی 18% و همچنین میزان احساس تنهایی در زنان جوان است.
مردان جوان آمریکایی همچنین بیش از همتایان خود در میان 38 کشور عمدتاً پردرآمد و دموکراتیک سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) احساس تنهایی میکنند.
🆔@ScientificDialectics
بر اساس نظرسنجی جدید موسسه گالوپ، مردان جوان در ایالات متحده بیشتر از سایر آمریکاییها و همچنین همسالان خود در دیگر کشورهای توسعهیافته، احساس تنهایی میکنند.
بر اساس دادههای تجمیعی سالهای 2023 و 2024، 25% از مردان آمریکایی 15 تا 34 ساله اعلام کردند که بسیار احساس تنهایی داشتهاند، که این رقم بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین ملی 18% و همچنین میزان احساس تنهایی در زنان جوان است.
مردان جوان آمریکایی همچنین بیش از همتایان خود در میان 38 کشور عمدتاً پردرآمد و دموکراتیک سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) احساس تنهایی میکنند.
🆔@ScientificDialectics
🎉2
💢اهدای اسپرم حامل یک جهش ژنتیکی نادر، منجر به ابتلای به سرطان ۱۰ کودک در سراسر اروپا شده است
این پرونده نگرانیهایی جدی درباره فقدان محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم اهداکنندگان به وجود آورده است.
اسپرم مردی که حامل جهش ژنی نادر سرطانزا بوده، منجر به تولد حداقل ۶۷ کودک در اروپا شده که از میان آنها تاکنون ۱۰ نفر به سرطان مبتلا شدهاند.
این مورد که کودکان متولد شده بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ را در بر میگیرد، پیچیدگی ردیابی خانوادههای متعدد هنگام شناسایی مشکلات پزشکی جدی را نشان میدهد.
کارشناسان پیش از این نسبت به خطرات اجتماعی و روانی استفاده از اسپرم اهداکنندگان واحد برای تولید تعداد زیادی کودک در کشورهای مختلف هشدار داده بودند.
این جهش ژنتیکی در زمان اهدای اسپرم قابل شناسایی نبود و تنها پس از آنکه دو خانواده به دلیل ابتلای فرزندانشان به سرطانهای مشابه به کلینیکهای باروری مراجعه کردند، کشف شد. تحقیقات بیشتر نشان داد که ۲۳ کودک حامل این جهش هستند. این موضوع نگرانیهایی را درباره نبود محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم یک اهداکننده و دشواری در پیگیری خانوادههای دریافتکننده در صورت بروز مشکلات پزشکی جدی برانگیخته است.
به دنبال این اتفاق، متخصصان خواستار وضع محدودیتهای سختگیرانهتر در سطح اروپا شدهاند. در حال حاضر، قوانین در کشورهای مختلف اروپایی متفاوت است؛ برای مثال، فرانسه حداکثر ۱۰ تولد از یک اهداکننده را مجاز میداند، در حالی که برخی بانکهای اسپرم خصوصی تا ۷۵ خانواده را مجاز میدانند.
https://www.theguardian.com/science/2025/may/23/sperm-donor-cancer-risk-children-europe#:~:text=The%20sperm%20of%20a%20man,the%20use%20of%20donor%20sperm
🆔@ScientificDialectics
این پرونده نگرانیهایی جدی درباره فقدان محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم اهداکنندگان به وجود آورده است.
اسپرم مردی که حامل جهش ژنی نادر سرطانزا بوده، منجر به تولد حداقل ۶۷ کودک در اروپا شده که از میان آنها تاکنون ۱۰ نفر به سرطان مبتلا شدهاند.
این مورد که کودکان متولد شده بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ را در بر میگیرد، پیچیدگی ردیابی خانوادههای متعدد هنگام شناسایی مشکلات پزشکی جدی را نشان میدهد.
کارشناسان پیش از این نسبت به خطرات اجتماعی و روانی استفاده از اسپرم اهداکنندگان واحد برای تولید تعداد زیادی کودک در کشورهای مختلف هشدار داده بودند.
این جهش ژنتیکی در زمان اهدای اسپرم قابل شناسایی نبود و تنها پس از آنکه دو خانواده به دلیل ابتلای فرزندانشان به سرطانهای مشابه به کلینیکهای باروری مراجعه کردند، کشف شد. تحقیقات بیشتر نشان داد که ۲۳ کودک حامل این جهش هستند. این موضوع نگرانیهایی را درباره نبود محدودیتهای بینالمللی در استفاده از اسپرم یک اهداکننده و دشواری در پیگیری خانوادههای دریافتکننده در صورت بروز مشکلات پزشکی جدی برانگیخته است.
به دنبال این اتفاق، متخصصان خواستار وضع محدودیتهای سختگیرانهتر در سطح اروپا شدهاند. در حال حاضر، قوانین در کشورهای مختلف اروپایی متفاوت است؛ برای مثال، فرانسه حداکثر ۱۰ تولد از یک اهداکننده را مجاز میداند، در حالی که برخی بانکهای اسپرم خصوصی تا ۷۵ خانواده را مجاز میدانند.
https://www.theguardian.com/science/2025/may/23/sperm-donor-cancer-risk-children-europe#:~:text=The%20sperm%20of%20a%20man,the%20use%20of%20donor%20sperm
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
Sperm from cancer-risk donor used to conceive at least 67 children across Europe
Case of man carrying rare genetic variant fuels calls for limit on number of children that can be fathered by one donor
👌4
💢آیا هوش مصنوعی میتواند احساسات را بهتر از ما درک کند؟
پژوهشی جدید از دانشگاه ژنو که در نیچر منتشر شده نشان میدهد که هوش مصنوعی مولد، مانند مدلهایی نظیر چتجیپیتی، در آزمونهای هوش هیجانی عملکردی بهتر از انسانها دارد.
شش مدل هوش مصنوعی مولد در آزمونهای استاندارد هوش هیجانی که برای انسانها طراحی شدهاند، شرکت کردند. نتایج نشان داد که این هوشهای مصنوعی به طور میانگین به ۸۲ درصد پرسشها پاسخ صحیح دادند، در حالی که این رقم برای انسانها ۵۶ درصد بود. این یعنی هوش مصنوعی نه تنها احساسات را درک میکند، بلکه رفتار هوشمندانه از نظر احساسی را نیز تشخیص میدهد.
علاوه بر پاسخگویی، هوش مصنوعی (مشخصاً چتجیپیتی-۴) توانست آزمونهای هوش هیجانی جدیدی با سناریوهای تازه و با کیفیتی مشابه آزمونهای انسانی (که ساخت و جرح و تعدیل در آنها سالها طول کشیده) در زمانی بسیار کوتاه تولید کند.
این یافتهها درهای جدیدی را برای استفاده از هوش مصنوعی در زمینههایی مانند آموزش، مربیگری و مدیریت اختلافات باز میکند. البته در متن تاکید شده که استفاده از آن باید تحت نظارت متخصصان باشد.
آزمون تورینگ و جایزه لوبنر
آزمون تورینگ، ایدهای از دانشمند کامپیوتر، آلن تورینگ، است که در سال ۱۹۵۰ مطرح شد. هدف این آزمون، سنجش توانایی یک ماشین (کامپیوتر یا هوش مصنوعی) در به نمایش گذاشتن رفتاری هوشمندانه است که از رفتار انسان قابل تشخیص نباشد.
به زبان خیلی ساده، آزمون به این شکل است که یک داور انسانی داریم و این داور به طور همزمان با دو موجود دیگر از طریق متن (مثلاً چت) صحبت میکند، بدون اینکه آنها را ببیند.
یکی از این دو موجود، یک انسان واقعی است و موجود دیگر، یک ماشین (هوش مصنوعی) است.
وظیفه داور این است که بر اساس گفتگوها تشخیص دهد کدام یک انسان و کدام یک ماشین است. اگر داور نتواند با اطمینان ماشین را از انسان تشخیص دهد (یا به اشتباه ماشین را انسان تشخیص دهد)، گفته میشود که آن ماشین آزمون تورینگ را گذرانده است.
این آزمون به دنبال سنجش آگاهی یا درک واقعی ماشین نیست، بلکه صرفاً توانایی آن در تقلید قانعکننده از رفتار هوشمندانه انسان در گفتگو را میسنجد.
جایزهی لوبنر که از سال 1990 تا 2019 در چندین نوبت برگزار شد به سازندهی ماشینی اهدا میشد که بتواند آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر گذارد.
ارتباط یافتههای مطالعه در مورد هوش هیجانی با آزمون تورینگ
یافتههای مطالعهای که در آن هوش مصنوعی در آزمونهای هوش هیجانی بهتر از انسان عمل کرده، به طور غیرمستقیم با آزمون تورینگ مرتبط است، هرچند یک گذراندن آزمون تورینگ به معنای کلاسیک آن نیست.
آزمون تورینگ به نوعی یک سنجش کلی از توانایی تقلید هوش انسانی است. هوش هیجانی (درک، تفسیر و پاسخ مناسب به احساسات) بخش مهمی از هوش و تعاملات انسانی است. وقتی یک هوش مصنوعی میتواند در این زمینه خاص، نه تنها با انسان برابری کند بلکه از او پیشی بگیرد، نشان میدهد که در یکی از جنبههای مهمی که برای گذراندن آزمون تورینگ لازم است، پیشرفت چشمگیری داشته است. اگر در یک آزمون تورینگ، بخشی از مکالمه به موقعیتهای احساسی و نحوه واکنش به آنها مربوط شود، هوش مصنوعی که در این مطالعه بررسی شده، احتمالاً پاسخهایی میدهد که داور آنها را نه تنها انسانی، بلکه بسیار «هوشمندانه از نظر احساسی» تلقی میکند. این امر تشخیص ماشین از انسان را دشوارتر میکند.
اینکه هوش مصنوعی توانسته آزمونهای هوش هیجانی جدید و معتبری ایجاد کند، نشاندهنده سطحی از درک یا استدلال در مورد مفاهیم هیجانی است، نه فقط یادگیری الگوهای پاسخ. این توانایی میتواند به تولید پاسخهای خلاقانهتر و انسانیتر در یک گفتگوی باز (مانند آزمون تورینگ) کمک کند.
به طور خلاصه، هرچند این یافتهها مستقیماً به این معنا نیست که هوش مصنوعی آزمون تورینگ را گذرانده است، زیرا آزمون تورینگ معمولاً یک گفتگوی عمومی و گستردهتر را شامل میشود، اما نشان میدهد که هوش مصنوعی در یکی از حوزههای بسیار پیچیده و انسانی یعنی هوش هیجانی، به سطحی از توانایی رسیده که میتواند به طور قابل توجهی به توانایی آن در گذراندن آزمون تورینگ در آینده کمک کند. گویی هوش مصنوعی یک آزمون تورینگ تخصصی برای هوش هیجانی را با موفقیت پشت سر گذاشته است که مطابق فهم عرفی سختترین بخش آزمون بوده است. اکنون شاید زمان برگزاری مجدد آزمون تورینگ فرا رسیده باشد. در گروه آزمایش از آزمودنیها خواسته شود در چت کردن با انسان و هوش مصنوعی تشخیص دهند کدام انسان بوده و کدام هوش مصنوعی. دو گروه کنترل نیز نیاز است که در یکی تمامی چتها با انسان و در دیگری تمامی چتها با هوش مصنوعی باشد. اینبار احتمال اینکه یک هوشمصنوعی مولد جایزه لوبنر را ببرد بسیار بالا است.
✍️ دکتر هادی صمدی / تکامل و فلسفه
🆔@ScientificDialectics
پژوهشی جدید از دانشگاه ژنو که در نیچر منتشر شده نشان میدهد که هوش مصنوعی مولد، مانند مدلهایی نظیر چتجیپیتی، در آزمونهای هوش هیجانی عملکردی بهتر از انسانها دارد.
شش مدل هوش مصنوعی مولد در آزمونهای استاندارد هوش هیجانی که برای انسانها طراحی شدهاند، شرکت کردند. نتایج نشان داد که این هوشهای مصنوعی به طور میانگین به ۸۲ درصد پرسشها پاسخ صحیح دادند، در حالی که این رقم برای انسانها ۵۶ درصد بود. این یعنی هوش مصنوعی نه تنها احساسات را درک میکند، بلکه رفتار هوشمندانه از نظر احساسی را نیز تشخیص میدهد.
علاوه بر پاسخگویی، هوش مصنوعی (مشخصاً چتجیپیتی-۴) توانست آزمونهای هوش هیجانی جدیدی با سناریوهای تازه و با کیفیتی مشابه آزمونهای انسانی (که ساخت و جرح و تعدیل در آنها سالها طول کشیده) در زمانی بسیار کوتاه تولید کند.
این یافتهها درهای جدیدی را برای استفاده از هوش مصنوعی در زمینههایی مانند آموزش، مربیگری و مدیریت اختلافات باز میکند. البته در متن تاکید شده که استفاده از آن باید تحت نظارت متخصصان باشد.
آزمون تورینگ و جایزه لوبنر
آزمون تورینگ، ایدهای از دانشمند کامپیوتر، آلن تورینگ، است که در سال ۱۹۵۰ مطرح شد. هدف این آزمون، سنجش توانایی یک ماشین (کامپیوتر یا هوش مصنوعی) در به نمایش گذاشتن رفتاری هوشمندانه است که از رفتار انسان قابل تشخیص نباشد.
به زبان خیلی ساده، آزمون به این شکل است که یک داور انسانی داریم و این داور به طور همزمان با دو موجود دیگر از طریق متن (مثلاً چت) صحبت میکند، بدون اینکه آنها را ببیند.
یکی از این دو موجود، یک انسان واقعی است و موجود دیگر، یک ماشین (هوش مصنوعی) است.
وظیفه داور این است که بر اساس گفتگوها تشخیص دهد کدام یک انسان و کدام یک ماشین است. اگر داور نتواند با اطمینان ماشین را از انسان تشخیص دهد (یا به اشتباه ماشین را انسان تشخیص دهد)، گفته میشود که آن ماشین آزمون تورینگ را گذرانده است.
این آزمون به دنبال سنجش آگاهی یا درک واقعی ماشین نیست، بلکه صرفاً توانایی آن در تقلید قانعکننده از رفتار هوشمندانه انسان در گفتگو را میسنجد.
جایزهی لوبنر که از سال 1990 تا 2019 در چندین نوبت برگزار شد به سازندهی ماشینی اهدا میشد که بتواند آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر گذارد.
ارتباط یافتههای مطالعه در مورد هوش هیجانی با آزمون تورینگ
یافتههای مطالعهای که در آن هوش مصنوعی در آزمونهای هوش هیجانی بهتر از انسان عمل کرده، به طور غیرمستقیم با آزمون تورینگ مرتبط است، هرچند یک گذراندن آزمون تورینگ به معنای کلاسیک آن نیست.
آزمون تورینگ به نوعی یک سنجش کلی از توانایی تقلید هوش انسانی است. هوش هیجانی (درک، تفسیر و پاسخ مناسب به احساسات) بخش مهمی از هوش و تعاملات انسانی است. وقتی یک هوش مصنوعی میتواند در این زمینه خاص، نه تنها با انسان برابری کند بلکه از او پیشی بگیرد، نشان میدهد که در یکی از جنبههای مهمی که برای گذراندن آزمون تورینگ لازم است، پیشرفت چشمگیری داشته است. اگر در یک آزمون تورینگ، بخشی از مکالمه به موقعیتهای احساسی و نحوه واکنش به آنها مربوط شود، هوش مصنوعی که در این مطالعه بررسی شده، احتمالاً پاسخهایی میدهد که داور آنها را نه تنها انسانی، بلکه بسیار «هوشمندانه از نظر احساسی» تلقی میکند. این امر تشخیص ماشین از انسان را دشوارتر میکند.
اینکه هوش مصنوعی توانسته آزمونهای هوش هیجانی جدید و معتبری ایجاد کند، نشاندهنده سطحی از درک یا استدلال در مورد مفاهیم هیجانی است، نه فقط یادگیری الگوهای پاسخ. این توانایی میتواند به تولید پاسخهای خلاقانهتر و انسانیتر در یک گفتگوی باز (مانند آزمون تورینگ) کمک کند.
به طور خلاصه، هرچند این یافتهها مستقیماً به این معنا نیست که هوش مصنوعی آزمون تورینگ را گذرانده است، زیرا آزمون تورینگ معمولاً یک گفتگوی عمومی و گستردهتر را شامل میشود، اما نشان میدهد که هوش مصنوعی در یکی از حوزههای بسیار پیچیده و انسانی یعنی هوش هیجانی، به سطحی از توانایی رسیده که میتواند به طور قابل توجهی به توانایی آن در گذراندن آزمون تورینگ در آینده کمک کند. گویی هوش مصنوعی یک آزمون تورینگ تخصصی برای هوش هیجانی را با موفقیت پشت سر گذاشته است که مطابق فهم عرفی سختترین بخش آزمون بوده است. اکنون شاید زمان برگزاری مجدد آزمون تورینگ فرا رسیده باشد. در گروه آزمایش از آزمودنیها خواسته شود در چت کردن با انسان و هوش مصنوعی تشخیص دهند کدام انسان بوده و کدام هوش مصنوعی. دو گروه کنترل نیز نیاز است که در یکی تمامی چتها با انسان و در دیگری تمامی چتها با هوش مصنوعی باشد. اینبار احتمال اینکه یک هوشمصنوعی مولد جایزه لوبنر را ببرد بسیار بالا است.
✍️ دکتر هادی صمدی / تکامل و فلسفه
🆔@ScientificDialectics
Nature
Large language models are proficient in solving and creating emotional intelligence tests
Communications Psychology - Six Large Language Models outperformed humans on five ability emotional intelligence tests. ChatGPT-4 also successfully generated new test items for each test, with the...
👏3
💢دیدگاه ؛ چرا پنتاگون در پی ممنوعیت خدمت افراد دارای اختلال هویت جنسی در ارتش آمریکا است
وزارت دفاع آمریکا در جریان معاینات فیزیکی دورهای نیروها اقدام به غربالگری برای اختلال هویت جنسی کرده تا یک گام مهم در راستای جدایی این افراد از ارتش برداشته شود. سرپرست تدارکات پنتاگون در یادداشتی از فرماندهان یگانها خواسته است که این سیاست را «در اولین فرصت» به اجرا درآورند.
در این یادداشت آمده است: «فرماندهانی که میدانند اعضای یگانشان دچار اختلال هویت جنسی هستند، سابقه اختلال دارند یا با علائم این اختلال دستوپنجه نرم میکنند، باید سوابق پزشکی آنها را بهطور مجزا بررسی کنند تا ببینند نیروهای مذکور با استانداردهای پزشکی ارتش مطابقت دارند یا خیر.»
بعضی از رسانهها میگویند ۱۵ هزار نفر از نیروهای نظامی فعلی آمریکا دچار اختلال هویت جنسی هستند، اما هیچ مدرکی در رابطه با این ارقام وجود ندارد. احتمالاً تنها حدود ۴ هزار نفر از مجموع ۲.۲ میلیون نیروی ارتش که هویت جنسی متفاوتی نسبت به جنسیت بیولوژیکی خود دارند، تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرند.
بعضیها سعی دارند که این مسئله را سیاسی یا ایدئولوژیک جلوه دهند، اما کنار گذاشتن افراد دارای اختلال هویت جنسی از ارتش مؤید همان سیاست قدیمی است که میگوید اگر کسی مشکل روانی یا جسمی داشته باشد و مشکل مذکور وضعیت خدمت او را تحت تأثیر بگذارد، امکان خدمت کردن نخواهد داشت. مسئله دیگر این است که افراد دارای اختلال هویت جنسی باعث تحمیل هزینههای درمانی فیزیکی و روانی به ارتش کشورها میشوند.
اختلال هویت جنسی با معیارهای رد صلاحیت سازگار است، زیرا نسبت به دیگر معیارها تأثیر بیشتری بر وضعیت خدمت میگذارد. برای نمونه، پیشتر اگر کسی صافی کف پا داشت، امکان خدمت نداشت. اما با توجه به اینکه عضویت داوطلبانه در ارتش آمریکا نتوانسته به اندازه کافی نیرو جذب کند، افراد دارای کف پای صاف هم میتوانند در شرایط کنونی به ارتش ملحق شوند؛ مشروط به اینکه مشکل مذکور خللی در انجام وظایفشان ایجاد نکند یا هزینه هنگفتی به دنبال نداشته باشد.
در مورد افراد که دچار اختلال هویت جنسی هستند، نرخ بیماریهای روانی در آنها بیداد میکند. برای نمونه، در این افراد افزایش دوازدهبرابری اقدام به خودکشی وجود دارد که متعاقب دریافت مراقبتهای موسوم به تأیید هویت جنسی رخ میدهد. همچنین حضور این افراد در ارتش کشورها نسبت به کسانی که اختلال هویت جنسی ندارند، هزینه گزافی خواهد داشت.
جدا از هزینه درمان و جراحی، نرخ خودکشی در این افراد واقعاً بالا است. آنها همچنین با توجه به هورموندرمانی با افزایش خطر ابتلا به سرطان دستوپنجه نرم میکنند. از اینرو، تأمین هزینه درمان از جانب ارتش باعث میشود که نظامیان و مالیاتدهندگان آمریکایی در معرض مسئولیتهای حقوقی قرار بگیرند، زیرا این احتمال وجود دارد که قرار گرفتن در معرض درمانهای غیرمرسوم و داروها، هورمونها و جراحیهای خطرناک، تبعات سنگینی برای سلامتی به دنبال داشته باشد.
افزایش هنگفت نرخ اختلال هویت جنسی در بین جوانان بویژه دختران نوجوان که طی ۱۰ سال اخیر در غرب رخ داده است، بیشتر به یک سرایت اجتماعی شباهت دارد تا مشکلی درونی که پیشتر مورد بیتوجهی قرار گرفته باشد.
درمجموع، سیاست ممنوعیت خدمت نظامی افرادی که دچار اختلال هویت جنسی هستند، به منزله رجوع به استانداردی است که میگوید افراد تنها درصورتی جذب میشوند که وضعیت آنها با امکان خدمتشان تداخل نداشته باشد یا هزینه درمانی عجیب و غریبی را به ارتش تحمیل نکنند. این سیاست همچنین دولت را از دامن زدن به مقولهای که به وضوح آسیبزا بوده و از عوامل اجتماعی نشأت میگیرد، منع میکند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز و دیالکتیک علمی نیست.
✍️ مایک فردنبرگ
مایک فردنبرگ در حوزه فناوری نظامی و مسائل دفاعی با تأکید بر اصلاحات دفاعی مقاله مینویسد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت عملیات تولید است.
https://www.theepochtimes.com/opinion/pentagon-moves-to-bar-troops-with-gender-dysphoria-from-service-5860299
🆔@ScientificDialectics
وزارت دفاع آمریکا در جریان معاینات فیزیکی دورهای نیروها اقدام به غربالگری برای اختلال هویت جنسی کرده تا یک گام مهم در راستای جدایی این افراد از ارتش برداشته شود. سرپرست تدارکات پنتاگون در یادداشتی از فرماندهان یگانها خواسته است که این سیاست را «در اولین فرصت» به اجرا درآورند.
در این یادداشت آمده است: «فرماندهانی که میدانند اعضای یگانشان دچار اختلال هویت جنسی هستند، سابقه اختلال دارند یا با علائم این اختلال دستوپنجه نرم میکنند، باید سوابق پزشکی آنها را بهطور مجزا بررسی کنند تا ببینند نیروهای مذکور با استانداردهای پزشکی ارتش مطابقت دارند یا خیر.»
بعضی از رسانهها میگویند ۱۵ هزار نفر از نیروهای نظامی فعلی آمریکا دچار اختلال هویت جنسی هستند، اما هیچ مدرکی در رابطه با این ارقام وجود ندارد. احتمالاً تنها حدود ۴ هزار نفر از مجموع ۲.۲ میلیون نیروی ارتش که هویت جنسی متفاوتی نسبت به جنسیت بیولوژیکی خود دارند، تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرند.
بعضیها سعی دارند که این مسئله را سیاسی یا ایدئولوژیک جلوه دهند، اما کنار گذاشتن افراد دارای اختلال هویت جنسی از ارتش مؤید همان سیاست قدیمی است که میگوید اگر کسی مشکل روانی یا جسمی داشته باشد و مشکل مذکور وضعیت خدمت او را تحت تأثیر بگذارد، امکان خدمت کردن نخواهد داشت. مسئله دیگر این است که افراد دارای اختلال هویت جنسی باعث تحمیل هزینههای درمانی فیزیکی و روانی به ارتش کشورها میشوند.
اختلال هویت جنسی با معیارهای رد صلاحیت سازگار است، زیرا نسبت به دیگر معیارها تأثیر بیشتری بر وضعیت خدمت میگذارد. برای نمونه، پیشتر اگر کسی صافی کف پا داشت، امکان خدمت نداشت. اما با توجه به اینکه عضویت داوطلبانه در ارتش آمریکا نتوانسته به اندازه کافی نیرو جذب کند، افراد دارای کف پای صاف هم میتوانند در شرایط کنونی به ارتش ملحق شوند؛ مشروط به اینکه مشکل مذکور خللی در انجام وظایفشان ایجاد نکند یا هزینه هنگفتی به دنبال نداشته باشد.
در مورد افراد که دچار اختلال هویت جنسی هستند، نرخ بیماریهای روانی در آنها بیداد میکند. برای نمونه، در این افراد افزایش دوازدهبرابری اقدام به خودکشی وجود دارد که متعاقب دریافت مراقبتهای موسوم به تأیید هویت جنسی رخ میدهد. همچنین حضور این افراد در ارتش کشورها نسبت به کسانی که اختلال هویت جنسی ندارند، هزینه گزافی خواهد داشت.
جدا از هزینه درمان و جراحی، نرخ خودکشی در این افراد واقعاً بالا است. آنها همچنین با توجه به هورموندرمانی با افزایش خطر ابتلا به سرطان دستوپنجه نرم میکنند. از اینرو، تأمین هزینه درمان از جانب ارتش باعث میشود که نظامیان و مالیاتدهندگان آمریکایی در معرض مسئولیتهای حقوقی قرار بگیرند، زیرا این احتمال وجود دارد که قرار گرفتن در معرض درمانهای غیرمرسوم و داروها، هورمونها و جراحیهای خطرناک، تبعات سنگینی برای سلامتی به دنبال داشته باشد.
افزایش هنگفت نرخ اختلال هویت جنسی در بین جوانان بویژه دختران نوجوان که طی ۱۰ سال اخیر در غرب رخ داده است، بیشتر به یک سرایت اجتماعی شباهت دارد تا مشکلی درونی که پیشتر مورد بیتوجهی قرار گرفته باشد.
درمجموع، سیاست ممنوعیت خدمت نظامی افرادی که دچار اختلال هویت جنسی هستند، به منزله رجوع به استانداردی است که میگوید افراد تنها درصورتی جذب میشوند که وضعیت آنها با امکان خدمتشان تداخل نداشته باشد یا هزینه درمانی عجیب و غریبی را به ارتش تحمیل نکنند. این سیاست همچنین دولت را از دامن زدن به مقولهای که به وضوح آسیبزا بوده و از عوامل اجتماعی نشأت میگیرد، منع میکند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز و دیالکتیک علمی نیست.
✍️ مایک فردنبرگ
مایک فردنبرگ در حوزه فناوری نظامی و مسائل دفاعی با تأکید بر اصلاحات دفاعی مقاله مینویسد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت عملیات تولید است.
https://www.theepochtimes.com/opinion/pentagon-moves-to-bar-troops-with-gender-dysphoria-from-service-5860299
🆔@ScientificDialectics
The Epoch Times
Pentagon Moves to Bar Troops With Gender Dysphoria From Service
🔥3👏2
💢گوگل مرز واقعیت را جابهجا کرد /تحسین و ترس در واکنش به Veo 3
بهتازگی ویدیوهایی حیرتانگیز و واقعگرایانه از یک استندآپکمدین و گروهی از بازیگران که در حال خواندن ترانهای در ستایش نان سیر هستند، در فضای اینترنت دستبهدست میشود؛ آثاری که با ابزار جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Veo 3 تولید شدهاند و همزمان تحسین و نگرانی کاربران و کارشناسان را برانگیختهاند
گوگل در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۵ از نسخه جدید این ابزار پردهبرداری کرد؛ ابزاری که نهتنها کیفیت بصری بالایی دارد، بلکه میتواند صداهای طبیعی، گفتگو، آواز، افکتهای صوتی و نویز پسزمینه را نیز با دقت بالا تولید کند. بهگفته کارشناسان، Veo 3 با قابلیت همزمانسازی دقیق حرکات لب با صدا، مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده است.
عبور از دوران ویدیوهای بیصدا
برخلاف نسخههای پیشین ابزارهای تبدیل متن به ویدیو که خروجیهایی پیکسلی و ناهماهنگ داشتند، Veo 3 تحولی چشمگیر را رقم زده است. کارمی لوی، تحلیلگر فناوری، میگوید: «وقتی برای نخستینبار یکی از این ویدیوها را دیدم، مو به تنم سیخ شد. هیچکدام از نشانههای آشنای محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در آن دیده نمیشد.»
به گفته گوگل، این ابزار فعلاً تنها در ایالات متحده و در قالب اشتراک ویژه ۲۴۹ دلاری در دسترس کاربران است. با این حال، کاربران اولیه، کیفیت و خروجی این فناوری را «خیرهکننده» توصیف کردهاند.
ترس از قدرت دستکاری افکار عمومی
اما در کنار تحسین، نگرانیهایی جدی نیز مطرح شده است. یکی از ویدیوها که در آن شخصیتهای مصنوعی عباراتی مانند «ما میتوانیم صحبت کنیم» یا «درباره چه چیزی حرف بزنیم؟» را تکرار میکنند، هشدارهایی درباره احتمال استفاده نادرست از این ابزار در تولید محتوای گمراهکننده ایجاد کرده است.
مارک دیلی، مدیر ارشد بخش هوش مصنوعی در دانشگاه وسترن، میگوید:«این تنها اضافه شدن صدا نیست، بلکه نحوه دقیق تبعیت از دستورات ورودی، جهشی چشمگیر بهشمار میآید.»
گوگل هنوز اطلاعاتی درباره دادههای مورد استفاده برای آموزش Veo 3 منتشر نکرده است، اما کارشناسان احتمال میدهند محتوای موجود در یوتیوب، که در مالکیت گوگل است، نقش اصلی را در این آموزش ایفا کرده باشد.
تهدیدی برای اعتماد عمومی و مشاغل هنری
آنگوس بریجمن، مدیر نهاد Media Ecosystem Observatory در کانادا، هشدار میدهد که توانایی تشخیص واقعیت از جعل برای افراد عادی بسیار دشوار خواهد بود. او توصیه میکند کاربران تنها به منابع معتبر و افراد قابلاعتماد رجوع کنند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان از تأثیرات احتمالی این فناوری بر بازار کار در صنعت فیلم و تلویزیون نگرانند. کارمی لوی میگوید: «زمان زیادی نمیگذرد تا نخستین فیلم کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی منتشر شود.»
در حالی که گوگل از Veo 3 بهعنوان ابزاری خلاقانه برای تولیدکنندگان محتوا یاد میکند، بسیاری این سوال را مطرح میکنند که آیا مرز میان نوآوری و تهدید بهدرستی مدیریت خواهد شد؟
✍️ نگار علی
https://www.cp24.com/news/world/2025/05/22/videos-from-googles-new-ai-video-generator-stir-awe-and-alarm/
🆔@ScientificDialectics
بهتازگی ویدیوهایی حیرتانگیز و واقعگرایانه از یک استندآپکمدین و گروهی از بازیگران که در حال خواندن ترانهای در ستایش نان سیر هستند، در فضای اینترنت دستبهدست میشود؛ آثاری که با ابزار جدید هوش مصنوعی گوگل به نام Veo 3 تولید شدهاند و همزمان تحسین و نگرانی کاربران و کارشناسان را برانگیختهاند
گوگل در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۵ از نسخه جدید این ابزار پردهبرداری کرد؛ ابزاری که نهتنها کیفیت بصری بالایی دارد، بلکه میتواند صداهای طبیعی، گفتگو، آواز، افکتهای صوتی و نویز پسزمینه را نیز با دقت بالا تولید کند. بهگفته کارشناسان، Veo 3 با قابلیت همزمانسازی دقیق حرکات لب با صدا، مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده است.
عبور از دوران ویدیوهای بیصدا
برخلاف نسخههای پیشین ابزارهای تبدیل متن به ویدیو که خروجیهایی پیکسلی و ناهماهنگ داشتند، Veo 3 تحولی چشمگیر را رقم زده است. کارمی لوی، تحلیلگر فناوری، میگوید: «وقتی برای نخستینبار یکی از این ویدیوها را دیدم، مو به تنم سیخ شد. هیچکدام از نشانههای آشنای محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در آن دیده نمیشد.»
به گفته گوگل، این ابزار فعلاً تنها در ایالات متحده و در قالب اشتراک ویژه ۲۴۹ دلاری در دسترس کاربران است. با این حال، کاربران اولیه، کیفیت و خروجی این فناوری را «خیرهکننده» توصیف کردهاند.
ترس از قدرت دستکاری افکار عمومی
اما در کنار تحسین، نگرانیهایی جدی نیز مطرح شده است. یکی از ویدیوها که در آن شخصیتهای مصنوعی عباراتی مانند «ما میتوانیم صحبت کنیم» یا «درباره چه چیزی حرف بزنیم؟» را تکرار میکنند، هشدارهایی درباره احتمال استفاده نادرست از این ابزار در تولید محتوای گمراهکننده ایجاد کرده است.
مارک دیلی، مدیر ارشد بخش هوش مصنوعی در دانشگاه وسترن، میگوید:«این تنها اضافه شدن صدا نیست، بلکه نحوه دقیق تبعیت از دستورات ورودی، جهشی چشمگیر بهشمار میآید.»
گوگل هنوز اطلاعاتی درباره دادههای مورد استفاده برای آموزش Veo 3 منتشر نکرده است، اما کارشناسان احتمال میدهند محتوای موجود در یوتیوب، که در مالکیت گوگل است، نقش اصلی را در این آموزش ایفا کرده باشد.
تهدیدی برای اعتماد عمومی و مشاغل هنری
آنگوس بریجمن، مدیر نهاد Media Ecosystem Observatory در کانادا، هشدار میدهد که توانایی تشخیص واقعیت از جعل برای افراد عادی بسیار دشوار خواهد بود. او توصیه میکند کاربران تنها به منابع معتبر و افراد قابلاعتماد رجوع کنند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان از تأثیرات احتمالی این فناوری بر بازار کار در صنعت فیلم و تلویزیون نگرانند. کارمی لوی میگوید: «زمان زیادی نمیگذرد تا نخستین فیلم کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی منتشر شود.»
در حالی که گوگل از Veo 3 بهعنوان ابزاری خلاقانه برای تولیدکنندگان محتوا یاد میکند، بسیاری این سوال را مطرح میکنند که آیا مرز میان نوآوری و تهدید بهدرستی مدیریت خواهد شد؟
✍️ نگار علی
https://www.cp24.com/news/world/2025/05/22/videos-from-googles-new-ai-video-generator-stir-awe-and-alarm/
🆔@ScientificDialectics
CP24
Videos from Google’s new AI video generator stir awe and alarm
A stunningly lifelike video of a standup comedian delivering a joke, lips synced perfectly to the voice, is just one of several clips going viral after being generated by Google’s latest AI tool.
👍6
💢«اژدهای پرنده» چین با ۱۰۰ پهپاد جنگی وارد میدان شد!
پهپاد غولپیکر جدید چین با توانایی پرتاب ۱۰۰ پهپاد در فاصله ۴۵۰۰ مایلی، آینده جنگهای هوایی را متحول میکند
چین با رونمایی از پهپاد غولپیکر Jiu Tian گامی بزرگ در فناوری نظامی برداشته است. این پهپاد مادر میتواند تا ۱۰۰ پهپاد کوچک را در مسافتی به طول ۴۵۰۰ مایل پرتاب کند و در ارتفاع ۱۵ کیلومتری پرواز کند؛ قابلیتی که میتواند آینده نبردهای هوایی را دگرگون سازد.
این پهپاد که توسط شرکت Shaanxi Unmanned Equipment Technology توسعه یافته، برای انجام عملیاتهای طولانیمدت و حملات گروهی طراحی شده و با سامانهی داخلی رهایش پهپادهای انتحاری یا شناسایی، توانایی انجام عملیاتهای اشباعی علیه پدافندهای دشمن را دارد.
پهپاد Jiu Tian از طراحی ماژولار برخوردار است و میتواند در مأموریتهای گوناگون مانند گشتزنی دریایی، امنیت مرزی و امدادرسانی نیز استفاده شود. در مقایسه با پهپادهای آمریکایی همچون MQ-9 Reaper یا Global Hawk، این پهپاد چینی از ظرفیت و برد بالاتری برخوردار است و توان تهاجمی بیشتری دارد.
رونمایی از این فناوری پیشرفته، نه تنها موقعیت چین در حوزه پهپادهای برد بلند را تقویت میکند، بلکه معادلات قدرت در مناطقی چون تنگه تایوان و دریای جنوبی چین را نیز تغییر میدهد. این تحول، توجه جهانی را به سمت آینده جنگهای بدون خلبان و پیامدهای اخلاقی و راهبردی آن جلب کرده است.
https://www.sustainability-times.com/impact/this-gigantic-chinese-mothership-can-launch-100-drones-over-4500-miles-and-redefines-the-future-of-high-tech-air-combat/#google_vignette
🆔@ScientificDialectics
پهپاد غولپیکر جدید چین با توانایی پرتاب ۱۰۰ پهپاد در فاصله ۴۵۰۰ مایلی، آینده جنگهای هوایی را متحول میکند
چین با رونمایی از پهپاد غولپیکر Jiu Tian گامی بزرگ در فناوری نظامی برداشته است. این پهپاد مادر میتواند تا ۱۰۰ پهپاد کوچک را در مسافتی به طول ۴۵۰۰ مایل پرتاب کند و در ارتفاع ۱۵ کیلومتری پرواز کند؛ قابلیتی که میتواند آینده نبردهای هوایی را دگرگون سازد.
این پهپاد که توسط شرکت Shaanxi Unmanned Equipment Technology توسعه یافته، برای انجام عملیاتهای طولانیمدت و حملات گروهی طراحی شده و با سامانهی داخلی رهایش پهپادهای انتحاری یا شناسایی، توانایی انجام عملیاتهای اشباعی علیه پدافندهای دشمن را دارد.
پهپاد Jiu Tian از طراحی ماژولار برخوردار است و میتواند در مأموریتهای گوناگون مانند گشتزنی دریایی، امنیت مرزی و امدادرسانی نیز استفاده شود. در مقایسه با پهپادهای آمریکایی همچون MQ-9 Reaper یا Global Hawk، این پهپاد چینی از ظرفیت و برد بالاتری برخوردار است و توان تهاجمی بیشتری دارد.
رونمایی از این فناوری پیشرفته، نه تنها موقعیت چین در حوزه پهپادهای برد بلند را تقویت میکند، بلکه معادلات قدرت در مناطقی چون تنگه تایوان و دریای جنوبی چین را نیز تغییر میدهد. این تحول، توجه جهانی را به سمت آینده جنگهای بدون خلبان و پیامدهای اخلاقی و راهبردی آن جلب کرده است.
https://www.sustainability-times.com/impact/this-gigantic-chinese-mothership-can-launch-100-drones-over-4500-miles-and-redefines-the-future-of-high-tech-air-combat/#google_vignette
🆔@ScientificDialectics
Sustainability Times
This Gigantic Chinese Mothership Can Launch 100 Drones Over 4,500 Miles and Redefines the Future of High-Tech Air Combat
In an era of rapidly evolving military technology, China continues to push the envelope with its latest development: the Jiu Tian drone carrier. This
👍4❤2
💢مطالعه: یکی از ترکیبات مکملهای ورزشی باعث ابتلا به لوسمی میشود
تحقیقات اخیر نشان میدهند که تائورین با کمک به سلولهای سرطانی در سوختوساز گلوکز به پیشرفت لوسمی کمک میکند.
تحقیقات اخیر حاکی از آن هستند که آمینواسید طبیعی تائورین، که در مواد غذایی مختلف یافت میشود و بهطور گسترده در نوشیدنیهای انرژیزا و مکملهای غذایی به کار میرود، بهطور ناخواسته باعث افزایش رشد سلولهای لوسمی میشود. این مطالعه همه را نگران کرده که محصولات انرژیزای موجود در بازار میتوانند در دوره درمان برای بیماران مبتلا به سرطان خون خطرآفرین باشند.
جیویشا باجاج، دانشیار گروه ژنتیک زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه راچستر و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که توسعه و آزمایش مهارکنندههای مؤثر برای انتقالدهندههای تائورین به کشف راهکارهای درمانی جدید برای این سرطان مهلک کمک میکند.»
سلولهای لوسمی به خودشان غذا میرسانند
این مطالعه که در مجله نیچر انتشار یافته است، نشان میدهد که سلولهای لوسمی نمیتوانند بهطور مستقل تائورین تولید کنند و این آمینواسید را با به خدمت گرفتن ناقلهای ویژه بهطور مستقیم از مغز استخوان که خاستگاه سرطان خون است به سرقت میبرند. تائورین پس از جذب باعث افزایش توان سلولهای سرطانی در تجزیه گلوکز و تولید انرژی میشود و به رشد تومور و گسترش بیماری کمک میکند.
محققان با استفاده از موشهایی که تحت دستکاری ژنتیکی قرار گرفته بودند، تغییرات محیط مغز استخوان را در روند پیشرفت لوسمی ثبت و ضبط کردند.
آنها دریافتند که سلولهای استخوانساز، که سلولهای پیشساز استخوانی هم نامیده میشوند، با پیشرفت بیماری باعث افزایش تولید تائورین میشوند و اساساً بهجای نابودی سلولهای سرطانی به تغذیه آنها کمک میکنند.
سلولهای سرطانی برای دریافت تائورین از بافتهای سالم به یک پروتئین ناقل ویژه نیاز دارند. تائورین پس از ورود به درون سلولهای لوسمی، فرایند گلیکولیز یا تجزیه گلوکز را تقویت میکند؛ فرایندی که سلولها از آن برای تبدیل گلوکز به انرژی استفاده میکنند و سوخت لازم برای رشد و تکثیر را به سلولهای سرطانی میرسانند.
باجاج به اپک تایمز گفت که سلولهای لوسمی قادر به تولید تائورین نیستند و برای دریافت آن از مغز استخوان به یک ناقل نیاز دارند که تائورین را جذب و به سلولهای سرطانی منتقل میکند.
محققان در آزمایش روی موشها و با استفاده از نمونههای لوسمی انسانی توانستند با جلوگیری از ورود تائورین به سلولهای سرطانی جلوی رشد آنها را بگیرند یا سرعت رشدشان را به حداقل برسانند. در سوی مقابل، هربار که تائورین بیشتری را به سلولهای لوسمی انتقال دادند، رشد تومور در موشها به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد.
پیامدهای بالینی
تحلیل بافتهای انسانی نشان داد بیمارانی که پروتئین ناقل بیشتری داشتند، نتایج درمانی ضعیفتری گرفتند و مقاومت بیشتری در قبال درمان از خود نشان دادند. این امر بهویژه در بیمارانی که به لوسمی تهاجمی مبتلا شده بودند مشهود بود.
مکملهای تائورین معمولاً برای کمک به بیماران سرطانی برای مقابله با خستگی ناشی از شیمیدرمانی و دیگر عوارض جانبی تجویز میشوند. نوشیدنیهای انرژیزا که حاوی تائورین هستند، محبوبیت زیادی در بین نسل جوان پیدا کردهاند؛ گروهی که بسیاری از بیماران لوسمی را به خود اختصاص داده است.
دکتر هدا پورحسن، متخصص خون و سرطان در کالیفرنیا، که نقشی در مطالعه حاضر نداشت، گفت: «در رابطه با این نتایج باید محتاطانه عمل کنیم. محدود کردن مصرف تائورین بهویژه در بیماران مبتلا به لوسمی منطقی به نظر میرسد و دستکم باید خطرات و مزایای استفاده از آن را به دقت بررسی کنیم.»
هدف جدید درمان
محققان دریافتند که میتوانند با مهار آنزیمی که به تولید تائورین در سلولهای استخوانی کمک میکند، سطح تائورین را در مغز استخوان به حداقل برسانند. این راهکار باعث میشود که تعداد سلولهای مرتبط با پیشرفت و عود بیماری کاهش پیدا کند.
باجاج گفت: «نکته اصلی مطالعه حاضر این است که سلولهای لوسمی میتوانند از تائورین برای پیشرفت سرطان استفاده کنند. توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از جذب تائورین در سلولهای سرطانی میتواند باعث بهبود نتایج درمانی برای بیماران مبتلا به لوسمی شود.»
دکتر جین لیزولد، متخصص سرطان در مرکز ویلموت، در بیانیه مطبوعاتی خود به پتانسیل درمانی این راهکارها اشاره کرد: «مطالعه دکتر باجاج نشان میدهد که سطح تائورین در مغز استخوان میتواند سرعت رشد سلولهای لوسمی را دوچندان کند که نشان میدهد باید در مصرف مکملهای تائورین با دوز بالا احتیاط بیشتری به خرج دهیم.» او افزود که این یافتهها دریچه جدیدی بهسوی راهکارهای درمانی هدفمند میگشایند.
🆔@ScientificDialectics
تحقیقات اخیر نشان میدهند که تائورین با کمک به سلولهای سرطانی در سوختوساز گلوکز به پیشرفت لوسمی کمک میکند.
تحقیقات اخیر حاکی از آن هستند که آمینواسید طبیعی تائورین، که در مواد غذایی مختلف یافت میشود و بهطور گسترده در نوشیدنیهای انرژیزا و مکملهای غذایی به کار میرود، بهطور ناخواسته باعث افزایش رشد سلولهای لوسمی میشود. این مطالعه همه را نگران کرده که محصولات انرژیزای موجود در بازار میتوانند در دوره درمان برای بیماران مبتلا به سرطان خون خطرآفرین باشند.
جیویشا باجاج، دانشیار گروه ژنتیک زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه راچستر و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که توسعه و آزمایش مهارکنندههای مؤثر برای انتقالدهندههای تائورین به کشف راهکارهای درمانی جدید برای این سرطان مهلک کمک میکند.»
سلولهای لوسمی به خودشان غذا میرسانند
این مطالعه که در مجله نیچر انتشار یافته است، نشان میدهد که سلولهای لوسمی نمیتوانند بهطور مستقل تائورین تولید کنند و این آمینواسید را با به خدمت گرفتن ناقلهای ویژه بهطور مستقیم از مغز استخوان که خاستگاه سرطان خون است به سرقت میبرند. تائورین پس از جذب باعث افزایش توان سلولهای سرطانی در تجزیه گلوکز و تولید انرژی میشود و به رشد تومور و گسترش بیماری کمک میکند.
محققان با استفاده از موشهایی که تحت دستکاری ژنتیکی قرار گرفته بودند، تغییرات محیط مغز استخوان را در روند پیشرفت لوسمی ثبت و ضبط کردند.
آنها دریافتند که سلولهای استخوانساز، که سلولهای پیشساز استخوانی هم نامیده میشوند، با پیشرفت بیماری باعث افزایش تولید تائورین میشوند و اساساً بهجای نابودی سلولهای سرطانی به تغذیه آنها کمک میکنند.
سلولهای سرطانی برای دریافت تائورین از بافتهای سالم به یک پروتئین ناقل ویژه نیاز دارند. تائورین پس از ورود به درون سلولهای لوسمی، فرایند گلیکولیز یا تجزیه گلوکز را تقویت میکند؛ فرایندی که سلولها از آن برای تبدیل گلوکز به انرژی استفاده میکنند و سوخت لازم برای رشد و تکثیر را به سلولهای سرطانی میرسانند.
باجاج به اپک تایمز گفت که سلولهای لوسمی قادر به تولید تائورین نیستند و برای دریافت آن از مغز استخوان به یک ناقل نیاز دارند که تائورین را جذب و به سلولهای سرطانی منتقل میکند.
محققان در آزمایش روی موشها و با استفاده از نمونههای لوسمی انسانی توانستند با جلوگیری از ورود تائورین به سلولهای سرطانی جلوی رشد آنها را بگیرند یا سرعت رشدشان را به حداقل برسانند. در سوی مقابل، هربار که تائورین بیشتری را به سلولهای لوسمی انتقال دادند، رشد تومور در موشها به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد.
پیامدهای بالینی
تحلیل بافتهای انسانی نشان داد بیمارانی که پروتئین ناقل بیشتری داشتند، نتایج درمانی ضعیفتری گرفتند و مقاومت بیشتری در قبال درمان از خود نشان دادند. این امر بهویژه در بیمارانی که به لوسمی تهاجمی مبتلا شده بودند مشهود بود.
مکملهای تائورین معمولاً برای کمک به بیماران سرطانی برای مقابله با خستگی ناشی از شیمیدرمانی و دیگر عوارض جانبی تجویز میشوند. نوشیدنیهای انرژیزا که حاوی تائورین هستند، محبوبیت زیادی در بین نسل جوان پیدا کردهاند؛ گروهی که بسیاری از بیماران لوسمی را به خود اختصاص داده است.
دکتر هدا پورحسن، متخصص خون و سرطان در کالیفرنیا، که نقشی در مطالعه حاضر نداشت، گفت: «در رابطه با این نتایج باید محتاطانه عمل کنیم. محدود کردن مصرف تائورین بهویژه در بیماران مبتلا به لوسمی منطقی به نظر میرسد و دستکم باید خطرات و مزایای استفاده از آن را به دقت بررسی کنیم.»
هدف جدید درمان
محققان دریافتند که میتوانند با مهار آنزیمی که به تولید تائورین در سلولهای استخوانی کمک میکند، سطح تائورین را در مغز استخوان به حداقل برسانند. این راهکار باعث میشود که تعداد سلولهای مرتبط با پیشرفت و عود بیماری کاهش پیدا کند.
باجاج گفت: «نکته اصلی مطالعه حاضر این است که سلولهای لوسمی میتوانند از تائورین برای پیشرفت سرطان استفاده کنند. توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از جذب تائورین در سلولهای سرطانی میتواند باعث بهبود نتایج درمانی برای بیماران مبتلا به لوسمی شود.»
دکتر جین لیزولد، متخصص سرطان در مرکز ویلموت، در بیانیه مطبوعاتی خود به پتانسیل درمانی این راهکارها اشاره کرد: «مطالعه دکتر باجاج نشان میدهد که سطح تائورین در مغز استخوان میتواند سرعت رشد سلولهای لوسمی را دوچندان کند که نشان میدهد باید در مصرف مکملهای تائورین با دوز بالا احتیاط بیشتری به خرج دهیم.» او افزود که این یافتهها دریچه جدیدی بهسوی راهکارهای درمانی هدفمند میگشایند.
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
A downside of taurine: it drives leukemia growth
A study in Nature shows that leukemia cells drink up taurine, which is produced in the body and also consumed through foods and in energy drinks, and use it as fuel for growth. This highlights a potential to block taurine uptake as a possible treatment.
👍4❤1
💢سه شب بیخوابی خطر بیماریهای قلبی را افزایش میدهد
کمبود خواب با ضعف عملکرد شناختی، تضعیف سیستم ایمنی، سلامت روان ضعیف، و خطر افزایش تصادفها، دیابت، چاقی و فشار خون بالا مرتبط است و حتی در جوانان سالم احتمال ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را بالا میبرد
سلامت قلب به چندین عامل سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، ورزش، وزن، استرس و کیفیت خواب بستگی دارد. با این حال به گزارش نیویورکپست، یک مطالعه جدید نشان میدهد که تنها سه شب بیخوابی، حتی در بزرگسالان جوان و سالم، میتواند خطر بیماریهای قلبی را افزایش دهد.
دکتر جاناتان سدرنیز، سرپرست این مطالعه و دانشیار دانشگاه اوپسالا در سوئد، میگوید که در بسیاری از مطالعات بزرگ که روی ارتباط بین بیخوابی و خطر بیماریهای قلبی-عروقی انجام شدهاند، معمولا روی افراد کمی مسنتر که خطر ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها بیشتر است، تمرکز شده است.
به همین دلیل تیم پژوهشی سدرنیز ۱۶ مرد جوان سالم با عادات خواب خوب را به یک آزمایشگاه خواب دعوت کرد- جایی که رژیم غذایی و سطح فعالیت آنها هم بهطور دقیق کنترل میشد.
در یک بررسی، این افراد به مدت سه شب متوالی خواب طبیعی داشتند، اما در بررسی دیگر، آنها هر شب تنها حدود چهار ساعت خوابیدند. متخصصان معمولا توصیه میکنند بزرگسالان شبها بین هفت تا ۹ ساعت بخوابند. بیخوابی میتواند به عملکرد شناختی ضعیفتر، سیستم ایمنی ضعیف، سلامت روانی بدتر و افزایش خطر بروز حوادث، دیابت، چاقی و فشار خون بالا منجر شود.
در طول هر دو بررسی آزمایشی، از شرکتکنندگان صبح و شب نمونه خون گرفته شد. پس از ۳۰ دقیقه ورزش با شدت بالا نیز نمونهگیری خون انجام شد.
آنها حدود ۹۰ پروتئین مختلف را در خون اندازهگیری کردند که بسیاری از این پروتئینها با التهاب مرتبط بودند و سطح آنها پس از شبهای بیخوابی افزایش یافت.
البته التهاب میتواند هم خوب و هم بد باشد، چون التهاب پاسخ شیمیایی طبیعی بدن به یک ماده تحریککننده یا آسیب است، اما التهاب مزمنــ زمانی که واکنش بدن پس از پایان تهدید همچنان ادامه مییابدــ میتواند به رگهای خونی آسیب برساند و خطر حمله قلبی و سکته را افزایش دهد.
سدرنیز میگوید: «جالب بود که سطح این پروتئینها در افراد جوان و سالم، پس از فقط چند شب بیخوابی، افزایش یافت. این نشان میدهد که لازم است بر اهمیت خواب برای سلامت قلبی-عروقی حتی در اوایل زندگی تاکید شود.»
خبر خوب این است که پروتئینهای مرتبط با آثار مثبت ورزش در شرکتکنندگان افزایش یافت، حتی اگر خواب آنها ضعیف بود.
دکتر سدرنیز تاکید کرد: «با این مطالعه، شناخت ما از نقش میزان خواب در سلامت قلبی-عروقی، بیشتر شد. البته مهم است که اشاره کنیم مطالعات نشان دادهاند ورزش فیزیکی میتواند حداقل برخی از آثار منفی کمخوابی را جبران کند، اما این هم مهم است که بدانیم ورزش نمیتواند جایگزین کارکردهای حیاتی خواب برای بدن شود.»
🆔@ScientificDialectics
کمبود خواب با ضعف عملکرد شناختی، تضعیف سیستم ایمنی، سلامت روان ضعیف، و خطر افزایش تصادفها، دیابت، چاقی و فشار خون بالا مرتبط است و حتی در جوانان سالم احتمال ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را بالا میبرد
سلامت قلب به چندین عامل سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، ورزش، وزن، استرس و کیفیت خواب بستگی دارد. با این حال به گزارش نیویورکپست، یک مطالعه جدید نشان میدهد که تنها سه شب بیخوابی، حتی در بزرگسالان جوان و سالم، میتواند خطر بیماریهای قلبی را افزایش دهد.
دکتر جاناتان سدرنیز، سرپرست این مطالعه و دانشیار دانشگاه اوپسالا در سوئد، میگوید که در بسیاری از مطالعات بزرگ که روی ارتباط بین بیخوابی و خطر بیماریهای قلبی-عروقی انجام شدهاند، معمولا روی افراد کمی مسنتر که خطر ابتلا به چنین بیماریهایی در آنها بیشتر است، تمرکز شده است.
به همین دلیل تیم پژوهشی سدرنیز ۱۶ مرد جوان سالم با عادات خواب خوب را به یک آزمایشگاه خواب دعوت کرد- جایی که رژیم غذایی و سطح فعالیت آنها هم بهطور دقیق کنترل میشد.
در یک بررسی، این افراد به مدت سه شب متوالی خواب طبیعی داشتند، اما در بررسی دیگر، آنها هر شب تنها حدود چهار ساعت خوابیدند. متخصصان معمولا توصیه میکنند بزرگسالان شبها بین هفت تا ۹ ساعت بخوابند. بیخوابی میتواند به عملکرد شناختی ضعیفتر، سیستم ایمنی ضعیف، سلامت روانی بدتر و افزایش خطر بروز حوادث، دیابت، چاقی و فشار خون بالا منجر شود.
در طول هر دو بررسی آزمایشی، از شرکتکنندگان صبح و شب نمونه خون گرفته شد. پس از ۳۰ دقیقه ورزش با شدت بالا نیز نمونهگیری خون انجام شد.
آنها حدود ۹۰ پروتئین مختلف را در خون اندازهگیری کردند که بسیاری از این پروتئینها با التهاب مرتبط بودند و سطح آنها پس از شبهای بیخوابی افزایش یافت.
البته التهاب میتواند هم خوب و هم بد باشد، چون التهاب پاسخ شیمیایی طبیعی بدن به یک ماده تحریککننده یا آسیب است، اما التهاب مزمنــ زمانی که واکنش بدن پس از پایان تهدید همچنان ادامه مییابدــ میتواند به رگهای خونی آسیب برساند و خطر حمله قلبی و سکته را افزایش دهد.
سدرنیز میگوید: «جالب بود که سطح این پروتئینها در افراد جوان و سالم، پس از فقط چند شب بیخوابی، افزایش یافت. این نشان میدهد که لازم است بر اهمیت خواب برای سلامت قلبی-عروقی حتی در اوایل زندگی تاکید شود.»
خبر خوب این است که پروتئینهای مرتبط با آثار مثبت ورزش در شرکتکنندگان افزایش یافت، حتی اگر خواب آنها ضعیف بود.
دکتر سدرنیز تاکید کرد: «با این مطالعه، شناخت ما از نقش میزان خواب در سلامت قلبی-عروقی، بیشتر شد. البته مهم است که اشاره کنیم مطالعات نشان دادهاند ورزش فیزیکی میتواند حداقل برخی از آثار منفی کمخوابی را جبران کند، اما این هم مهم است که بدانیم ورزش نمیتواند جایگزین کارکردهای حیاتی خواب برای بدن شود.»
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Just 3 days of this bad habit can increase your risk of heart disease...
Heart disease is the leading cause of death in the US, claiming the lives of about 700,000 Americans each year.
👍5
💢اتفاقی که علم آن را تائید میکند
چرا وقتی ورزش میکنیم، زمان کندتر میگذرد؟
گاهی در هنگام انجام تمرینات ورزشی، حس میکنیم که جلسه تمرینیمان اندازه یک عمر طول میکشد. این تصور از نظر علمی صحت دارد و گویا ورزش کردن میتواند مغز شما را فریب دهد.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حین ورزش احساس کنید که انگار زمان متوقف شده یا تمرینتان پایانناپذیر به نظر میرسد؟ این حسی است که خیلی از ما آن را تجربه کردهایم و جالب اینجاست که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
طبق مطالعهای جدید، در حین فعالیت بدنی شدید، گذر زمان واقعاً کندتر به نظر میرسد؛ به ویژه وقتی که مشغول تمرینات سختی مثل رکاب زدن با دوچرخه ثابت هستید.
در این پژوهش، محققان از ۳۳ شرکتکننده خواستند تا مسیری ۴ کیلومتری را با دوچرخه طی کنند. در نقاط مختلفی از مسیر، از آنها خواسته شد تا زمانی که به نظرشان ۳۰ ثانیه گذشته است را تخمین بزنند. این تخمینها در پنج مرحله از شرکتکنندگان گرفته شد: قبل از شروع، در سه نقطه مختلف از مسیر و پس از اتمام رکابزنی.
شرکتکنندگان این آزمایش را در سه شرایط مختلف انجام دادند:
۱- به صورت انفرادی
۲- با حضور یک "حریف خیالی" غیرفعال
۳- در قالب یک رقابت واقعی
در هر سه حالت، شرکتکنندگان بهطور مداوم زمان ۳۰ ثانیه را کمتر از مقدار واقعی آن تخمین زدند. بهطور متوسط، تخمین آنها ۸ تا ۹ درصد زودتر از زمان واقعی بود؛ این بدان معناست که زمان از دید آنها به شکل قابل توجهی کندتر پیش میرفت.
نکته جالب این بود که این تأثیر صرفنظر از شرایط انجام آزمایش (انفرادی یا رقابتی) ثابت باقی ماند؛ یعنی تفاوتی نمیکرد که فرد تنها رکاب میزد یا در حال حضور در یک رقابت بود؛ در هر حالت، درک زمان توسط آنها مختل شده بود.
درعینحال میزان فشار یا شدت تمرین نیز تأثیر قابل توجهی بر این پدیده نداشت.
این یافتهها سؤالات جالبی را درباره چگونگی پردازش زمان توسط مغز و بدن ما در شرایط استرس فیزیکی مطرح میکند. طبق بررسی محققان، در حین انجام حرکات ورزشی شدید، بدن دچار تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب، تمرکز محدود و خستگی زیادی میشود و همه این عوامل میتوانند برداشت ما از گذر زمان را تغییر دهند.
برای ورزشکاران حرفهای، این اختلال درک زمان میتواند روی تنظیم سرعت (Pacing) نیز تأثیرگذار باشد. خیلی از ورزشکاران سطح بالا و حرفهای برای هماهنگی دقیق با زمان، از تکنیکهای تجسم ذهنی استفاده میکنند؛ چه در لحظه چرخش در استخر و چه هنگام شتاب گرفتن در مسیر دو و میدانی.
اما اگر مغز در حین مسابقه دچار "کشیدگی" یا "فشردگی" زمان شود، حفظ این هماهنگی کار دشواری خواهد بود. البته باید بدانید که زمان بهطور واقعی کند نمیشود و این تنها یک برداشت ذهنی است.
با این وجود، این پدیده سوالات مهمی را درباره نحوه عملکرد مغز تحت فشار شدید ایجاد میکند. همانطور که دانشمندان در حال بررسی عمیقتر نحوه تعامل مغز با جهان بیرونی هستند، ممکن است در آینده بتوانیم درک بهتری از نحوه یادگیری و سازگاری مغز با شرایط مختلف به دست آوریم.
در عین حال این مطالعه سبب خواهد شد تا افرادی که در هنگام ورزش کردن احساس میکنند که زمان برایشان طولانی و سخت میگذرد، متوجه شوند که در این مسیر تنها نیستند و این حس بین تمام افراد مشترک است و در نتیجه شاید با صبوری و پافشاری بیشتری ورزش را به صورت جدی دنبال کنند.
✍️ غزال زیاری
https://bgr.com/science/when-youre-exercising-time-can-actually-feel-like-it-slows-down/
🆔@ScientificDialectics
چرا وقتی ورزش میکنیم، زمان کندتر میگذرد؟
گاهی در هنگام انجام تمرینات ورزشی، حس میکنیم که جلسه تمرینیمان اندازه یک عمر طول میکشد. این تصور از نظر علمی صحت دارد و گویا ورزش کردن میتواند مغز شما را فریب دهد.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حین ورزش احساس کنید که انگار زمان متوقف شده یا تمرینتان پایانناپذیر به نظر میرسد؟ این حسی است که خیلی از ما آن را تجربه کردهایم و جالب اینجاست که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
طبق مطالعهای جدید، در حین فعالیت بدنی شدید، گذر زمان واقعاً کندتر به نظر میرسد؛ به ویژه وقتی که مشغول تمرینات سختی مثل رکاب زدن با دوچرخه ثابت هستید.
در این پژوهش، محققان از ۳۳ شرکتکننده خواستند تا مسیری ۴ کیلومتری را با دوچرخه طی کنند. در نقاط مختلفی از مسیر، از آنها خواسته شد تا زمانی که به نظرشان ۳۰ ثانیه گذشته است را تخمین بزنند. این تخمینها در پنج مرحله از شرکتکنندگان گرفته شد: قبل از شروع، در سه نقطه مختلف از مسیر و پس از اتمام رکابزنی.
شرکتکنندگان این آزمایش را در سه شرایط مختلف انجام دادند:
۱- به صورت انفرادی
۲- با حضور یک "حریف خیالی" غیرفعال
۳- در قالب یک رقابت واقعی
در هر سه حالت، شرکتکنندگان بهطور مداوم زمان ۳۰ ثانیه را کمتر از مقدار واقعی آن تخمین زدند. بهطور متوسط، تخمین آنها ۸ تا ۹ درصد زودتر از زمان واقعی بود؛ این بدان معناست که زمان از دید آنها به شکل قابل توجهی کندتر پیش میرفت.
نکته جالب این بود که این تأثیر صرفنظر از شرایط انجام آزمایش (انفرادی یا رقابتی) ثابت باقی ماند؛ یعنی تفاوتی نمیکرد که فرد تنها رکاب میزد یا در حال حضور در یک رقابت بود؛ در هر حالت، درک زمان توسط آنها مختل شده بود.
درعینحال میزان فشار یا شدت تمرین نیز تأثیر قابل توجهی بر این پدیده نداشت.
این یافتهها سؤالات جالبی را درباره چگونگی پردازش زمان توسط مغز و بدن ما در شرایط استرس فیزیکی مطرح میکند. طبق بررسی محققان، در حین انجام حرکات ورزشی شدید، بدن دچار تغییراتی مثل افزایش ضربان قلب، تمرکز محدود و خستگی زیادی میشود و همه این عوامل میتوانند برداشت ما از گذر زمان را تغییر دهند.
برای ورزشکاران حرفهای، این اختلال درک زمان میتواند روی تنظیم سرعت (Pacing) نیز تأثیرگذار باشد. خیلی از ورزشکاران سطح بالا و حرفهای برای هماهنگی دقیق با زمان، از تکنیکهای تجسم ذهنی استفاده میکنند؛ چه در لحظه چرخش در استخر و چه هنگام شتاب گرفتن در مسیر دو و میدانی.
اما اگر مغز در حین مسابقه دچار "کشیدگی" یا "فشردگی" زمان شود، حفظ این هماهنگی کار دشواری خواهد بود. البته باید بدانید که زمان بهطور واقعی کند نمیشود و این تنها یک برداشت ذهنی است.
با این وجود، این پدیده سوالات مهمی را درباره نحوه عملکرد مغز تحت فشار شدید ایجاد میکند. همانطور که دانشمندان در حال بررسی عمیقتر نحوه تعامل مغز با جهان بیرونی هستند، ممکن است در آینده بتوانیم درک بهتری از نحوه یادگیری و سازگاری مغز با شرایط مختلف به دست آوریم.
در عین حال این مطالعه سبب خواهد شد تا افرادی که در هنگام ورزش کردن احساس میکنند که زمان برایشان طولانی و سخت میگذرد، متوجه شوند که در این مسیر تنها نیستند و این حس بین تمام افراد مشترک است و در نتیجه شاید با صبوری و پافشاری بیشتری ورزش را به صورت جدی دنبال کنند.
✍️ غزال زیاری
https://bgr.com/science/when-youre-exercising-time-can-actually-feel-like-it-slows-down/
🆔@ScientificDialectics
BGR
When you're exercising, time can actually feel like it slows down
Research shows that it's possible for time to seemingly slow down as the brain responds to intense pressure and situations.
👍7🔥2❤1
💢هسته زمین نشتی پیدا کرده است/ ذخایر عظیم طلا به سطح زمین میآیند؟
تیمی از زمینشناسان با بررسی نمونههای سنگی از جزایر هاوایی شواهدی قوی بهدست آوردهاند که نشان میدهد مواد گرانبهایی چون طلا و رودیم از هسته زمین بهسوی گوشته نشت میکنند. این یافته، نهتنها دیدگاه سنتی درباره انزوای شیمیایی هسته را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند نگاه تازهای به منابع فلزات گرانبها و پویایی درونی زمین ارائه دهد
دلایل زیادی وجود دارد که انسانها در طول تاریخ طلا را ارزشمند دانستهاند؛ این فلز پایدار، چکشخوار، غیرسمی و البته درخشان است. اما یکی از ویژگیهایی که اغلب علت با ارزش بودن طلا به شمار میرود، کمیابی طلا است. این کمیابی چیزی است که طلا را به گزینهای مناسب برای واحد پول تبدیل میکند البته به نظر میرسد که دیگر چنین نخواهد بود. با توجه به کشفی جدید مبنی بر اینکه هسته زمین در حال نشت است، این گزاره حتی نادرستتر هم میشود؛ اما چرا؟
نیلز مسلینگ، زمینشیمیدانی از دانشگاه گوتینگن نویسنده اصلی این پژوهش گفت: «وقتی نخستین نتایج بهدست آمد، متوجه شدیم که بهمعنای واقعی کلمه به طلا رسیدهایم! دادههای ما تأیید کردند که موادی از هسته زمین، از جمله طلا و سایر فلزات گرانبها، به درون گوشته زمین در حال نشت هستند.»
این، قویترین شواهدی است که تاکنون مبنی بر نشت موادی مانند فلزات گرانبها از هسته زمین بهدست آمده و حاصل تحلیل زمینشناختی سنگهای جزایر هاوایی است. در میان عناصر موجود در نمونههای جمعآوریشده از این جزایر آتشفشانی، مسلینگ و همکارانش به کشف شگفتانگیز دیگری هم رسیدند، و آن ایزوتوپ خاصی از عنصر رودیم به نام ¹⁰⁰Ru است.
اما چرا این ایزوتوپ خاص مهم است؟ رودیم فلزی نقرهای-سفید است که در سطح زمین نیز وجود دارد اما همانند طلا، در هسته زمین بهمراتب فراوانتر است. ایزوتوپ ¹⁰⁰Ru حتی ردیابیپذیرتر است: بهگفته تیم پژوهش ترکیب ایزوتوپی رودیمِ مواد پیوستهشده به زمین در مراحل نهایی رشد سیاره تغییر کرده است؛ که به این معناست که ایزوتوپهای رودیم در هسته و گوشته ترکیبهای متفاوتی دارند. بهعبارت سادهتر، اگر در نمونههای سنگی، مقدار ¹⁰⁰Ru بیشتر از حدی باشد که برای پوسته زمین معمول است، نشانهای بسیار خوب از آن است که منشأ این عنصر در واقع هسته زمین بوده است یعنی درست حدود ۳۰۰۰ کیلومتر زیر پای ما!
ماتیاس ویلبولد، استاد همکار در همین دانشگاه و از نویسندگان پژوهش میگوید: «یافتههای ما نهتنها نشان میدهند که هسته زمین آنقدرها هم منزوی نیست، بلکه حالا میتوانیم اثبات کنیم که حجم عظیمی از ماده فوقداغ گوشته صدها کوادریلیون تُن سنگ از مرز هسته و گوشته برخاسته و به سطح زمین میرسند تا جزایری اقیانوسی مانند هاوایی را بسازند.»
البته، هرچند کشف منبعی تازه از طلا و سایر فلزات گرانبها بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، ممکن است در ذهنتان این سؤال شکل بگیرد که مگر این دست روایتها همانهایی نیستند که فیلمهای آخرالزمانی از آن ساخته میشوند؟ آیا باید نگران نشتی هسته زمین باشیم؟ پاسخ، منفی است، حداقل فعلاً چنین نگرانی نخواهیم داشت. به این دلیل ساده که هنوز چیزهای بسیار زیادی در اینباره ناشناخته ماندهاند؛ به عنوان مثال اغلب پرسشهای از قبیل اینکه آیا این نشتی، پدیدهای نادر است یا رایج؟ منشأ آن چیست؟ چه چیزهای دیگری نیز از هسته به بیرون نشت کردهاند؟ هنوز بیپاسخ ماندهاند.
فورست هورتون، زمینشیمیدانی از مؤسسه اقیانوسشناسی وودز هول، که در سال ۲۰۲۳ نیز کشف مشابهی درباره نشت هلیوم از هسته به پوسته زمین داشته، توضیح میدهد: «ما بسیار اندک درباره هسته زمین میدانیم، جز اینکه وجود دارد. بهطور سنتی، تصور میشد که هسته و لایههای بیرونی سیاره (گوشته و پوسته) از نظر زمینشیمیایی منزوی هستند (یعنی مادهای بین آنها جابهجا نمیشود). اما دانشمندان روزبهروز این دیدگاه را به چالش میکشند.» با اینحال، بهجای نگرانی، هورتون این کشف را «هیجانانگیز» دانست و در مصاحبهای گفت این کشف نشان میدهد اعماق زمین از آنچه تصور میکردیم پویاتر هستند.
و البته، جنبههای مثبت هم وجود دارد. باید گفت طلا یک منبع بسیار کاربردی است؛ در الکترونیک، دندانپزشکی، پزشکی و حتی مهندسی فضایی به کار میرود. با اینحال، برای مسلینگ و تیمش، مهمتر از هر چیز، افقهای تازهای است که برای پژوهشهای زمینشناختی گشوده شدهاند. آنها اکنون پرسشهای زیادی پیش رو دارند که باید پاسخ دهند؛به عنوان مثال اینکه «آیا فرآیندهایی که امروز مشاهده میکنیم، در گذشته نیز فعال بودهاند یا نه؟» و پاسخ به آنها نیز هنوز نیاز به اثبات دارد.
✍️ تینا مزدکی
https://www.iflscience.com/the-earths-core-is-leaking-the-result-more-gold-79348
🆔@ScientificDialectics
تیمی از زمینشناسان با بررسی نمونههای سنگی از جزایر هاوایی شواهدی قوی بهدست آوردهاند که نشان میدهد مواد گرانبهایی چون طلا و رودیم از هسته زمین بهسوی گوشته نشت میکنند. این یافته، نهتنها دیدگاه سنتی درباره انزوای شیمیایی هسته را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند نگاه تازهای به منابع فلزات گرانبها و پویایی درونی زمین ارائه دهد
دلایل زیادی وجود دارد که انسانها در طول تاریخ طلا را ارزشمند دانستهاند؛ این فلز پایدار، چکشخوار، غیرسمی و البته درخشان است. اما یکی از ویژگیهایی که اغلب علت با ارزش بودن طلا به شمار میرود، کمیابی طلا است. این کمیابی چیزی است که طلا را به گزینهای مناسب برای واحد پول تبدیل میکند البته به نظر میرسد که دیگر چنین نخواهد بود. با توجه به کشفی جدید مبنی بر اینکه هسته زمین در حال نشت است، این گزاره حتی نادرستتر هم میشود؛ اما چرا؟
نیلز مسلینگ، زمینشیمیدانی از دانشگاه گوتینگن نویسنده اصلی این پژوهش گفت: «وقتی نخستین نتایج بهدست آمد، متوجه شدیم که بهمعنای واقعی کلمه به طلا رسیدهایم! دادههای ما تأیید کردند که موادی از هسته زمین، از جمله طلا و سایر فلزات گرانبها، به درون گوشته زمین در حال نشت هستند.»
این، قویترین شواهدی است که تاکنون مبنی بر نشت موادی مانند فلزات گرانبها از هسته زمین بهدست آمده و حاصل تحلیل زمینشناختی سنگهای جزایر هاوایی است. در میان عناصر موجود در نمونههای جمعآوریشده از این جزایر آتشفشانی، مسلینگ و همکارانش به کشف شگفتانگیز دیگری هم رسیدند، و آن ایزوتوپ خاصی از عنصر رودیم به نام ¹⁰⁰Ru است.
اما چرا این ایزوتوپ خاص مهم است؟ رودیم فلزی نقرهای-سفید است که در سطح زمین نیز وجود دارد اما همانند طلا، در هسته زمین بهمراتب فراوانتر است. ایزوتوپ ¹⁰⁰Ru حتی ردیابیپذیرتر است: بهگفته تیم پژوهش ترکیب ایزوتوپی رودیمِ مواد پیوستهشده به زمین در مراحل نهایی رشد سیاره تغییر کرده است؛ که به این معناست که ایزوتوپهای رودیم در هسته و گوشته ترکیبهای متفاوتی دارند. بهعبارت سادهتر، اگر در نمونههای سنگی، مقدار ¹⁰⁰Ru بیشتر از حدی باشد که برای پوسته زمین معمول است، نشانهای بسیار خوب از آن است که منشأ این عنصر در واقع هسته زمین بوده است یعنی درست حدود ۳۰۰۰ کیلومتر زیر پای ما!
ماتیاس ویلبولد، استاد همکار در همین دانشگاه و از نویسندگان پژوهش میگوید: «یافتههای ما نهتنها نشان میدهند که هسته زمین آنقدرها هم منزوی نیست، بلکه حالا میتوانیم اثبات کنیم که حجم عظیمی از ماده فوقداغ گوشته صدها کوادریلیون تُن سنگ از مرز هسته و گوشته برخاسته و به سطح زمین میرسند تا جزایری اقیانوسی مانند هاوایی را بسازند.»
البته، هرچند کشف منبعی تازه از طلا و سایر فلزات گرانبها بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، ممکن است در ذهنتان این سؤال شکل بگیرد که مگر این دست روایتها همانهایی نیستند که فیلمهای آخرالزمانی از آن ساخته میشوند؟ آیا باید نگران نشتی هسته زمین باشیم؟ پاسخ، منفی است، حداقل فعلاً چنین نگرانی نخواهیم داشت. به این دلیل ساده که هنوز چیزهای بسیار زیادی در اینباره ناشناخته ماندهاند؛ به عنوان مثال اغلب پرسشهای از قبیل اینکه آیا این نشتی، پدیدهای نادر است یا رایج؟ منشأ آن چیست؟ چه چیزهای دیگری نیز از هسته به بیرون نشت کردهاند؟ هنوز بیپاسخ ماندهاند.
فورست هورتون، زمینشیمیدانی از مؤسسه اقیانوسشناسی وودز هول، که در سال ۲۰۲۳ نیز کشف مشابهی درباره نشت هلیوم از هسته به پوسته زمین داشته، توضیح میدهد: «ما بسیار اندک درباره هسته زمین میدانیم، جز اینکه وجود دارد. بهطور سنتی، تصور میشد که هسته و لایههای بیرونی سیاره (گوشته و پوسته) از نظر زمینشیمیایی منزوی هستند (یعنی مادهای بین آنها جابهجا نمیشود). اما دانشمندان روزبهروز این دیدگاه را به چالش میکشند.» با اینحال، بهجای نگرانی، هورتون این کشف را «هیجانانگیز» دانست و در مصاحبهای گفت این کشف نشان میدهد اعماق زمین از آنچه تصور میکردیم پویاتر هستند.
و البته، جنبههای مثبت هم وجود دارد. باید گفت طلا یک منبع بسیار کاربردی است؛ در الکترونیک، دندانپزشکی، پزشکی و حتی مهندسی فضایی به کار میرود. با اینحال، برای مسلینگ و تیمش، مهمتر از هر چیز، افقهای تازهای است که برای پژوهشهای زمینشناختی گشوده شدهاند. آنها اکنون پرسشهای زیادی پیش رو دارند که باید پاسخ دهند؛به عنوان مثال اینکه «آیا فرآیندهایی که امروز مشاهده میکنیم، در گذشته نیز فعال بودهاند یا نه؟» و پاسخ به آنها نیز هنوز نیاز به اثبات دارد.
✍️ تینا مزدکی
https://www.iflscience.com/the-earths-core-is-leaking-the-result-more-gold-79348
🆔@ScientificDialectics
IFLScience
The Earth's Core Is Leaking. The Result: More Gold
There's gold in them thar volcanoes.
👍6🔥1
💢 اپل در چنگال چین؛ وابستگی میلیارد دلاری در سایه تهدیدهای سیاسی
شرکت اپل، نماد فناوری و نوآوری آمریکایی، امروز بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است؛ کشوری که نه تنها بخش عمدهای از تولیدات اپل در آن انجام میشود، بلکه محل تحقق استراتژی موسوم به "فشار اپل" نیز هست. بر اساس کتاب تازه منتشرشده "اپل در چین" نوشته پاتریک مکگی، اپل از آستانه ورشکستگی در سال ۱۹۹۶ به یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان بدل شد، آنهم با اتکا به نیروی کار و زیرساختهای تولیدی چین.
این شرکت که کارخانه خود در کلرادو را به فروش رساند، امروز سالانه ۵۵ میلیارد دلار در چین هزینه میکند و متعهد شده تا سال ۲۰۲۷، ۲۷۵ میلیارد دلار دیگر در این کشور سرمایهگذاری کند. این وابستگی چنان عمیق شده که اپل برای رضایت پکن، ۶۷۴ اپلیکیشن VPN و حتی نرمافزار روزنامه نیویورک تایمز را از نسخه چینی اپاستور حذف کرده است.
در حالیکه اپل سعی دارد با سرمایهگذاری در هند و آمریکا – که وعده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آن را داده – زنجیره تأمین خود را متنوع کند، اما هنوز بخش اعظم آیفونها در چین تولید میشود. اکنون با تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات آیفونهای خارج از آمریکا، ریسکهای سیاسی این وابستگی بیشتر از همیشه به چشم میآید.
https://foreignpolicy.com/2025/05/23/apple-china-foxconn-factories/
🆔@ScientificDialectics
شرکت اپل، نماد فناوری و نوآوری آمریکایی، امروز بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است؛ کشوری که نه تنها بخش عمدهای از تولیدات اپل در آن انجام میشود، بلکه محل تحقق استراتژی موسوم به "فشار اپل" نیز هست. بر اساس کتاب تازه منتشرشده "اپل در چین" نوشته پاتریک مکگی، اپل از آستانه ورشکستگی در سال ۱۹۹۶ به یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان بدل شد، آنهم با اتکا به نیروی کار و زیرساختهای تولیدی چین.
این شرکت که کارخانه خود در کلرادو را به فروش رساند، امروز سالانه ۵۵ میلیارد دلار در چین هزینه میکند و متعهد شده تا سال ۲۰۲۷، ۲۷۵ میلیارد دلار دیگر در این کشور سرمایهگذاری کند. این وابستگی چنان عمیق شده که اپل برای رضایت پکن، ۶۷۴ اپلیکیشن VPN و حتی نرمافزار روزنامه نیویورک تایمز را از نسخه چینی اپاستور حذف کرده است.
در حالیکه اپل سعی دارد با سرمایهگذاری در هند و آمریکا – که وعده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آن را داده – زنجیره تأمین خود را متنوع کند، اما هنوز بخش اعظم آیفونها در چین تولید میشود. اکنون با تهدید تازه ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات آیفونهای خارج از آمریکا، ریسکهای سیاسی این وابستگی بیشتر از همیشه به چشم میآید.
https://foreignpolicy.com/2025/05/23/apple-china-foxconn-factories/
🆔@ScientificDialectics
Foreign Policy
How China Captured Apple
A giant firm and a superpower have become deeply entangled.
👏3👍1🎉1