دیالکتیک علمی
21.5K subscribers
1.81K photos
943 videos
512 files
11.4K links
اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار کردند بدانید که به احتمال زیاد یک دروغ است.

✍🏻 نوآم چامسکی
Download Telegram
💢صفحه نخست روزنامه‌های صبح امروز بریتانیا

جمعه ۲۳ می  ۲۰۲۵
۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۴‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‏

🆔@ScientificDialectics
👏2
💢هوش مصنوعی تفکر و زندگی ما را تغییر می‌دهد؛ چه چیزی هنوز ارزش یاد گرفتن دارد؟

نسل جدید اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی، جمنای و دیپ‌سیک، تکالیف خانه را انجام می‌دهند و قادرند مقالات ابتکاری بنویسند یا برگه‌های امتحانی را طی چند ثانیه پر کنند

بزرگ‌ترین دروغی که یک معلم به من گفت این بود که باید یاد بگیرم چگونه عمل تقسیم [ریاضی] را دستی انجام دهم. کل یک نسل از دانش‌آموزان این ادعا را شنیدند، بر پایه این تصور اشتباه که وقتی بزرگ شویم، ماشین‌حساب در جیبمان نخواهیم داشت.

در آن زمان، تصور اینکه روزی همه یک دستگاه همراهشان خواهند داشت که نه‌تنها یک ماشین‌حساب، بلکه دستگاهی باشد که اساسا تمام دانش بشری را در خود دارد، غیرقابل تصور به نظر می‌رسید. ورود گوشی‌های هوشمند این امکان را برای من فراهم کرد که بیشتر ریاضیاتی را که در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ در مدرسه آموخته بودم‌ــ به‌همراه زمان رویدادهای تاریخی، پدیده‌های جغرافیایی و فرمول‌های علمی‌ــ فراموش کنم، بدون آنکه این موضوع هیچ تاثیر قابل‌توجهی بر زندگی روزمره‌ام داشته باشد.

اما اکنون یک فناوری جدید نه‌فقط این را که چه چیزی باید بیاموزیم، بلکه چگونگی یادگیری ما را نیز به چالش می‌کشد. نسل جدید اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی، جمنای و دیپ‌سیک، تکالیف خانه را انجام می‌دهند و قادرند مقالات ابتکاری بنویسند یا برگه‌های امتحانی را طی چند ثانیه پر کنند.

یک آگهی اخیر برای گرامرلی (Grammarly)، اپلیکیشن دستیار متن و نوشتار، دانش‌آموزی را نشان می‌‌دهد که در انجام دادن تکالیفش مشکل دارد و پس از آشنایی با ابزار جدید هوش مصنوعی، می‌گوید: «وای، این شبیه منه، فقط بهتر.»

آموزگاران به‌سرعت در حال ادغام هوش مصنوعی با کلاس‌های خود و بازطراحی برنامه‌های درسی برای در نظر گرفتن این تغییر بنیادین‌اند، اما برخی فیلسوفان و آینده‌پژوهان خواستار بازنویسی کامل کل محتواهای آموزشی شده‌اند.

به گفته شمار فزاینده‌ای از طرفداران این دیدگاه، تمرکز باید به تفکر انتقادی، منطق و استدلال معطوف شود. بدون این مهارت‌ها، خطر آن وجود دارد که بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته شویم. اگر ابزارهایی مانند چت‌جی‌پی‌تی تمام وظایف استدلالی ما را انجام دهند و همه دانشی را که پیش‌تر مجبور بودیم به خاطر بسپاریم، در خود نگه دارند، آنگاه این خطر وجود دارد که مغز ما به دلیل کم‌ استفاده شدن، حتی تحلیل رود.

اوایل امسال، پژوهشگرانی در شرکت مایکروسافت و دانشگاه کارنگی‌ملون در ایالات متحده دریافتند که وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی مولد باعث می‌شود کارکنان مهارت‌های اصلی مانند خلاقیت، قضاوت و حل مسئله را از دست بدهند.

پژوهشگران در مقاله‌ای که یافته‌های آن‌ها را شرح می‌دهد، نوشتند: «فناوری‌ها در صورت استفاده نادرست از آن‌ها ممکن است به زوال توانایی‌های شناختی منجر شوند و [اتفاقا هم] می‌شوند؛ توانایی‌هایی که باید حفظ شوند.»

«یکی از تناقض‌های کلیدی اتوماسیون این است که شما با مکانیزه کردن کارهای روتین و واگذاری رسیدگی به حالات استثنایی به کاربر انسانی، فرصت‌ تمرین‌های همیشگی را که برای تقویت قضاوت [استنباط] و توان شناختی فرد لازم است، از او می‌گیرید.»

این موضوع حتی در نحوه استفاده مردم از هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی نیز قابل‌مشاهده است. در یک روند فراگیرشده در فضای مجازی، افراد یک شیء را پشت یک تکه کاغذ یا پارچه نگه می‌دارند و سپس با این جمله زیرنویس «آینه چطور می‌فهمد پشتش چیست؟» از زاویه‌ای خاص از آن فیلمبرداری می‌کنند.

ده‌ها پاسخ به یکی از ویدیوهای اخیرا منتشرشده در ایکس (توییتر) حساب گراک (grok)، چت‌بات هوش مصنوعی را که شرکت «اکس‌ای‌آی» (xAI) متعلق به ایلان ماسک ساخته، مخاطب قرار داده [اصطلاحا منشن کرده] تا بپرسند این موضوع چگونه ممکن است. این چت‌بات نیز همانطور که خواسته شده بود، پاسخ‌هایی ارائه داد، بدون آنکه کاربران نیازی داشته باشند توانایی‌های انتقادی خود را به کار گیرند.

اگر به آینده دورتر نگاه کنیم، سامانه‌های پیشرفته هوش مصنوعی ممکن است ما را وادار کنند تا در نحوه یادگیری [امور] زندگی، در جهانی که اغلب کارها در آن حتی ضروری هم نیستند، تجدیدنظر کنیم.
3
نیک باستروم، استاد دانشگاه آکسفورد، که اغلب بابت هشدار دادن به جهان درباره هوش مصنوعی مهارنشده در کتاب سال ۲۰۱۴ خود با عنوان «فراهوش» شناخته می‌شود، در کتاب اخیرش با عنوان «آرمانشهر عمیق: زندگی و معنا در جهانی با مشکلات حل‌شده» به این موضوع پرداخته است. او در این کتاب، آینده‌ای نزدیک را تصور کرده است که در آن، هوش مصنوعی و ربات‌ها قادرند کارها را به‌خوبی هر انسان دیگری انجام دهند.

او نوشت: «به‌جای آنکه کودکان را برای تبدیل شدن به کارگران مولد شکل دهیم، باید تلاش کنیم آن‌ها را برای تبدیل شدن به انسان‌هایی شکوفا آموزش دهیم. انسان‌هایی با مهارتی بالا در هنر لذت بردن از زندگی.»

«شاید این امر شامل پرورش هنر گفتگو هم باشد. همچنین، قدردانی از ادبیات، هنر، موسیقی، نمایش، سینما، طبیعت و حیات وحش، رقابت‌های ورزشی... ممکن است تکنیک‌های ذهن‌آگاهی و مدیتیشن آموزش داده شوند. سرگرمی‌ها، خلاقیت، بازیگوشی، شوخی‌های سنجیده و بازی‌ها‌ــ هم بازی کردن و هم ساختن آن‌ها. ذوق و سلیقه. پرورش لذت‌های چشایی. جشن گرفتن دوستی.»

پروفسور باستروم در گفتگویی با ایندیپندنت در سال گذشته، این‌ امور را «احتمالات بدیع [و لذت‌بخش و فوق‌العاده] آینده» برای زمانی توصیف کرد که به مرحله‌ای برسیم که مسائل امروز حل شده‌اند و مسئولیت پیشرفت‌های بعدی را بتوان به بدن‌ها و مغزهای مصنوعی واگذار کرد.
در آن مرحله، جامعه می‌تواند از کارآمدی، سودمندی و سود فاصله بگیرد و به‌سوی «قدردانی، سپاس، فعالیت‌های خودانگیخته و بازی» حرکت کند.

این ممکن است شامل یادگیری مهارت‌های فیزیکی باشد، یا حتی بازی‌هایی که هوش مصنوعی مدت‌ها پیش آن‌ها را درک کرده است. هوش مصنوعی ۳۰ سال پیش بر شطرنج مسلط شد، اما ما همچنان می‌خواهیم بازی کنیم.

از زمانی که دیپ‌بلو شرکت آی‌بی‌ام نزدیک به ۳۰ سال پیش، گری کاسپاروف را شکست داد، رایانه‌ها پیوسته در حال غلبه بر قهرمانان انسانی در شطرنج بوده‌اند، اما افراد همچنان از بازی کردن‌ــ و تماشای‌ــ شطرنج لذت می‌برند. به همین ترتیب، اگر هوش مصنوعی بر دانش مسلط شود، ما همچنان از کسب آن لذت خواهیم برد.

این بدان معنا است که حتی در چنین سناریویی برای آینده، یادگیری همچنان جایگاه خود را حفظ می‌کند. پروفسور باستروم در «آرمانشهر عمیق» نوشت: «فکر می‌کنم اشتیاق به یادگیری می‌تواند زندگی در فراغت را بسیار غنی‌تر کند. گشودن ذهن به سوی علم، تاریخ و فلسفه، به‌منظور آشکار کردن زمینه گسترده‌تری از الگوها و معانی که زندگی ما در آن‌ها جای دارد.»

این [اظهارات]، بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های مشابهی است که النئور روزولت، بانوی اول سابق و قدیمی [ایالات متحده آمریکا] و فعال اجتماعی، که بر ارزش ذاتی یادگیری تاکید داشت، نزدیک به یک قرن پیش بیان کرد. اینکه یادگیری صرفا وسیله‌ای برای نیل به هدف نیست، بلکه خود یک هدف است. او گفته بود: «موضوع اساسی این است که باید یاد بگیری. یاد گرفتن و زندگی کردن.»

https://www.independent.co.uk/tech/ai-education-learning-agi-chatgpt-b2750767.html

🆔@ScientificDialectics
👍7
💢ارتباط مصرف الکل با سرطان‌های شایع

زندگی بدون الکل فواید زیادی دارد؛ حتی بیشتر از فوایدی که از قدیم به مصرف ملایم الکل نسبت می‌دهند.

سارا فن نیکرک سال‌ها فکر می‌کرد شراب قرمزی که هر شب می‌نوشد، به سلامت قلب او کمک می‌کند. اما بعد از این‌که به سرطان سینه مبتلا شد و پزشک معالج او برایش توضیح داد، متوجه شد که نوشیدن الکل در مقادیر اندک هم می‌تواند خطر سرطان را چندبرابر کند.

او گفت: «حس می‌کردم به من خیانت شده است. هیچ‌کس به من هشدار نداده بود.»

اگر درون جمع یک نخ سیگار روشن کنید، شاید با نگاه تند و تیز دیگران مواجه شوید. اما اگر یک لیوان شراب برای خود بریزید، چطور؟ خیلی‌ها شراب را بی‌خطر و برای سلامتی مفید می‌دانند. با این‌حال، کمتر کسی می‌داند که الکل جزو عوامل سرطان‌زای گروه یک بوده و با تنباکو و پنبه نسوز هم‌گروه است. به گزارش آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان، عوامل گروه یک باعث ابتلای انسان به سرطان می‌شوند.

ارتباط الکل و سرطان

این‌که می‌گویند الکل می‌تواند باعث ابتلا به سرطان شود، حرف جدیدی نیست و الکل تقریباً ۴۰ سال است که به‌عنوان یک عامل سرطان‌زا شناخته می‌شود.

الکل در حال حاضر با دست‌کم هفت نوع سرطان مرتبط است: دهان، حلق، حنجره، مری، روده بزرگ، کبد و پستان در زنان. مصرف الکل سالانه با حدود ۷۴۰ هزار مورد جدید سرطان در سطح جهان ارتباط دارد. سرطان پستان، مری و کبد از جمله سرطان‌هایی هستند که ارتباط بسیار بیشتری با مصرف الکل دارند.

عامل اصلی، اتانول است؛ ترکیب خالص الکل که در تمام نوشیدنی‌های الکلی یافت می‌شود. وقتی بدن اتانول را تجزیه می‌کند، آستالدئید تولید می‌شود که سمّی بوده و می‌تواند به دی‌ان‌ای آسیب برساند.

تأثیر اتانول و آستالدئید بر سلول‌ها و دی‌ان‌ای انسان باعث تغییر در نحوه تکثیر سلول‌ها شده و ممکن است از ترمیم آسیب‌دیدگی‌ها جلوگیری کند.

کارینا فریرا-بورخس، متخصص بهداشت عمومی و مشاور منطقه‌ای سازمان بهداشت جهانی در زمینه الکل، به اپک تایمز گفت: «تمام نوشیدنی‌های الکلی اعم از آبجو، شراب و سایر مشروبات حاوی اتانول بوده و خطرناک هستند.»

الکل باعث ایجاد تنش اکسایشی و التهاب می‌شود که آسیب بیشتری به دی‌ان‌ای وارد می‌کنند. الکل همچنین بر سطح هورمون‌ها و به‌ویژه استروژن تأثیر می‌گذارد که به نوبه خود خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهد.
به‌رغم شواهد روشنی که وجود دارد، خیلی‌ها مثل سارا فن نیکرک هنوز گمان می‌کنند که مصرف یک نوشیدنی در روز بی‌خطر است و فوایدی هم دارد.

هیچ سطحی از الکل بی‌خطر نیست

تحقیقات نشان داده‌اند که الکل حتی در مقادیر ناچیز هم باعث ابتلا به سرطان می‌شود.

خانم‌هایی که کمتر از یک نوشیدنی در روز مصرف می‌کنند، همچنان در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان قرار دارند.

نوشیدن کم تا متوسط- مصرف کمتر از ۲۰ گرم الکل خالص در روز- در سال ۲۰۱۷ با حدود ۲۳ هزار مورد جدید سرطان در اتحادیه اروپا مرتبط بود. این مقدار کمتر از ۱.۵ لیتر شراب، ۳.۵ لیتر آبجو یا ۴۵۰ میلی‌لیتر مشروبات الکلی در هفته است.
بالغ بر یک سوم از این موارد به مصرف ناچیز الکل- کمتر از ۱۰ گرم در روز- مربوط می‌شدند.

سطح آگاهی عمومی همچنان پایین است

به‌رغم شواهد علمی قابل اتکایی که وجود دارد، سطح آگاهی عمومی درخصوص ارتباط الکل و سرطان همچنان پایین است.

آگاهی عمومی از ارتباط الکل و خطر ابتلا به سرطان در آمریکا در مورد نوشیدنی‌های الکلی تقطیری بسیار بالا بود و حدود ۳۱ درصد به این موضوع پی برده بودند. آبجو و شراب در رتبه‌های بعدی قرار داشتند. بعضی‌ها معتقد بودند که الکل ممکن است از بدن محافظت کند یا دست‌کم بی‌ضرر باشد.

به گفته کارینا فریرا-بورخس، یک راهبرد کلیدی برای رفع کمبود آگاهی عمومی این است که هشدارهای سلامتی روی شیشه مشروبات الکلی را مثل برچسب‌های هشدار تنباکو بزرگ‌تر و واضح‌تر کنیم.

فریرا-بورخس گفت: «در برچسب‌ها باید به‌طور واضح به خطر سرطان و دیگر آسیب‌های مربوط به مصرف الکل اشاره شود… دولت‌ها باید سلامت مردم را به منافع اقتصادی ترجیح دهند.»

او افزود: «درنهایت، کارکنان حوزه بهداشت و درمان باید بیماران را از خطرات مصرف متوسط الکل مطلع کنند. اما آن‌ها برای انجام این کار به دستورالعمل‌های شفاف و پشتیبانی کافی نیاز دارند.»

🆔@ScientificDialectics
3👍1
💢راز گورستان عظیم دایناسورها در «رودخانه مرگ» فاش شد

پنهان در زیر دامنه‌های پوشیده از جنگل‌های انبوه آلبرتا در کانادا، در مقیاسی باور‌نکردنی گور جمعی دایناسورها یافته شده است. هزاران دایناسور در این مکان دفن شده‌اند که به نظر می‌رسد همگی در یک روز و بر اثر حادثه‌ای طبیعی کشته شده‌اند


اکنون گروهی از دیرینه‌شناسان به پایپ‌استون کریک، که آن را «رودخانه مرگ» می‌نامند، رفته‌اند تا راز ۷۲ میلیون ساله‌ای را کشف کنند: این دایناسورها چرا از بین رفتند؟

تلاش برای یافتن اینکه دقیقاً در این مکان چه اتفاقی افتاده، با ضربه محکم یک پتک آغاز شد. گروه اکتشاف و حفاری به سرپرستی پروفسور امیلی بامفورت لایه ضخیم سنگی که این مکان را پوشانده بود شکافت. او این مکان را «طلای دیرینه» نامید.

وقتی گروه حفاری شروع به اقدامات دقیق‌تر برای برداشت لایه‌های خاک و سنگ کرد به تدریج انبوهی از استخوان‌های فسیل‌شده پدیدار شد.

پروفسور بامفورت، در حالی که سگش آستر او را تماشا می‌کند، می‌گوید: «این قطعه عظیم استخوانی که اینجا وجود دارد، فکر می‌کنیم بخشی از استخوان لگن دایناسور باشد.» وظیفه امروز آستر، سگ او، این بوده که آمدن خرس‌ها را به منطقه حفاری خبر دهد.

«و اینجا هم مجموعه‌ای از استخوان‌های بلند و نازک داریم. همه این‌ها استخوان‌های دنده هستند. و این یکی که سالم هم مانده، بخشی از استخوان انگشت پای دایناسور است. این یکی هم که اینجاست، هنوز نمی‌دانیم چیست. این‌ها نمونه‌ای از شگفتی‌های راز پایپ‌استون کریک است.»

بی‌بی‌سی به پایپ‌استون کریک رفت تا تصویری عینی از مقیاس این گورستان ماقبل تاریخ به دست آورد و شاهد باشد که چگونه پژوهشگران سرنخ‌ها و قطعات گوناگون را با هم جور می‌کنند تا به راز پنهان آن‌ها پی ببرند.

هزاران فسیل از منطقه حفاری گردآوری شده است و کاوشگران مدام به اکتشافات تازه‌ای دست پیدا می‌کنند.

تمام استخوان‌ها متعلق به دایناسوری به نام پاکی‌رینوسور است.

این جانوران که در دوران کرتاسه پسین زندگی می‌کردند، از بستگان تری‌سراتوپس یا سه‌شاخ‌چهره هستند. آن‌ها حدود ۵ متر طول و دو تن وزن داشته‌اند و جانورانی چهارپا با سرهای بزرگ بوده‌اند که روی آن قطعه‌ای استخوانی و سه شاخ وجود داشته است. ویژگی مشخصه آن‌ها برجستگی بزرگی روی بینی‌شان بوده است.

فصل حفاری تازه شروع شده و تا پاییز ادامه دارد. فسیل‌های قطعه زمین کوچکی که گروه اکتشاف روی آن کار می‌کند، به‌طور باور‌نکردنی در هم فشرده شده‌اند. پروفسور بامفورت برآورد می‌کند که در این مکان حدود ۳۰۰ استخوان در هر متر مربع وجود داشته باشد.

تاکنون گروه حفاری منطقه‌ای به بزرگی یک زمین تنیس را جستجو کرده است اما بستر استخوان‌ها تا کیلومترها در دامنه تپه ادامه دارد.

او می‌گوید: «در هم فشردگی این حجم از استخوان حیرت‌آور است.»

«ما باور داریم که این یکی از بزرگ‌ترین بسترهای دیرینه‌شناسی در آمریکای شمالی است.»

«بیش از نیمی از گونه‌های شناخته‌شده دایناسورها در جهان فقط بر مبنای یک نمونه توصیف شده‌اند، اما در اینجا ما هزاران پاکی‌رینوسور داریم.

دیرینه‌شناسان معتقدند دایناسورها در گله‌های عظیم، صدها کیلومتر از جنوب که مکان زمستان‌گذرانی آن‌ها بوده، برای تابستان به سوی شمال مهاجرت می‌کرده‌اند.

این منطقه که نسبت به امروز آب‌و‌هوای گرم‌تری داشته، پوشیده از پوشش گیاهی بوده و غذای فراوانی برای گروه‌های عظیم جانوران گیاه‌خوار فراهم می‌کرده است.

پروفسور بامفورت می‌گوید: «این یک جامعه واحد از یک گونه از این جانوران در یک مقطع زمانی و نمونه عظیمی است. تا به حال چنین رویدادی در اکتشافات فسیلی رخ نداده است.

این بخش از شمال غربی آلبرتا فقط محل زندگی پاکی‌رینوسور نبوده است. دایناسورهای بزرگ‌تری نیز در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند و پژوهش درباره آن‌ها برای درک و شناخت این اکوسیستم دیرینه ضروری است.

همه این پژوهش‌های دقیق و ریزبینانه در موزه و در دو سایت حفاری و اکتشاف، به گروه کمک می‌کند تا پاسخ یک پرسش اساسی را بیابد: چگونه این‌همه جانور ناگهان و هم‌زمان در پایپ‌استون کریک جان خود را از دست دادند؟

پروفسور بامفورت می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم این گله بزرگی از جانوران در مسیر مهاجرت فصلی بوده که دچار فاجعه‌ای طبیعی شده و شاید نه همه جانوران گله، اما بخش بزرگی از آن‌ها جان خود را از دست داده‌اند.»

همه شواهد نشان می‌دهد که این اتفاق فاجعه‌بار، سیل ناگهانی بوده است. شاید توفانی در کوهستان بالادست باعث جاری شدن حجم عظیمی آب به سوی گله شده، درختان را ریشه‌کن کرده و سنگ‌ها را از جای خود برکنده است.

https://www.bbc.com/news/articles/c0k3x8lmje1o.amp

🆔@ScientificDialectics
👍6
💢اثرات کمبود آهن در دوران قبل از یائسگی

آهن در تمام سلول‌های بدن از جمله مغز وجود دارد و برای بسیاری از توابع مرتبط با سلامت شناختی ضروری است. نتایج یک مطالعه نشان داد که برخورداری از آهن کافی در دوران قبل از یائسگی با بهبود عملکرد شناختی همراه است. خانم‌های حاضر در این مطالعه کمبود آهن نداشتند، اما سطح آهن در تعداد قابل‌توجهی از آن‌ها کمتر از حد نصاب مرتبط با سن آن‌ها بود که حافظه و تمرکز آن‌ها را مختل می‌کرد.

غذاهای حیوانی سرشار از آهن هستند، اما بعضی از غذاهای گیاهی هم منبع آهن به شمار می‌روند.

کمبود آهن و مه مغزی

مطالعه دانشگاه اکلاهما که در مجله مواد مغذی انتشار یافته است، با حضور خانم‌هایی انجام گرفته که در دوران قبل از یائسگی به سر می‌بردند. این خانم‌ها کم‌خونی نداشتند. بعضی از آن‌ها از آهن پایین و بعضی دیگر از سطح آهن طبیعی برخوردار بودند. داوطلبان برای اندازه‌گیری سطح آهن آزمایش خون دادند و با استفاده از نوار مغز و ام‌آرآی تحت آزمایش‌های شناختی قرار گرفتند تا سطح آهن مغزشان اندازه‌گیری شود. نتایج نشان دادند که سطح بالاتر آهن با عملکرد شناختی بهتر و مشاهده سیگنال‌های قوی‌تر در نوار مغز ارتباط مستقیم دارد.

مایکل ونگر، استاد روان‌شناسی دانشکده علوم و هنر در دانشگاه اکلاهما و نویسنده اصلی مطالعه حاضر، در بیانیه‌ای مطبوعاتی گفت: «تحقیقات قبلی نشان داده‌اند که کمبود آهن تبعات سنگینی برای عملکرد شناختی دارد.»

او گفت: «اگر از خانمی که کمبود آهن دارد بخواهیم که به محض رؤیت علامت ستاره روی صفحه نمایش دکمه روبه‌روی خود را فشار دهد، کمبود آهن باعث می‌شود که واکنش او حدود ۱۵۰ میلی‌ثانیه به تأخیر بیفتد. شاید زمان زیادی به نظر نیاید. اما وقتی درباره کلمات مورد استفاده در صحبت‌های خود تصمیم می‌گیریم، این ۱۵۰ میلی‌ثانیه‌ها روی هم انباشته می‌شوند.»

این تحقیق در کنار یافته‌های قبلی از اهمیت آهن در عملکرد شناختی حکایت دارد.

او گفت: «کمبود آهن می‌تواند یکی از دلایل تجربه مه مغزی در دوران منتهی به یائسگی باشد.»

ازدیاد آهن در مغز

نسبت فایده به خطرِ آهن بستگی به محل انباشت آن دارد. سطح طبیعی آهن در خون با عملکرد شناختی بهینه ارتباط مستقیم دارد، اما انباشته شدن آهن در مغز باعث افت عملکرد شناختی می‌شود.

محققان نگران ازدیاد آهن در سنین بالا بودند. آن‌ها بر این باورند که ازدیاد آهن در مغز علاوه بر افت شناختی باعث بروز بیماری‌های پیشرفته عصبی مانند پارکینسون و آلزایمر می‌شود. از این‌رو، این سؤال را مطرح کردند که آیا اصلاح کمبود آهن در دوران قبل از یائسگی، که با هدف بهبود عملکرد شناختی انجام می‌گیرد، اثرات جانبی منفی خواهد داشت و موجب انباشت آهن در مغز خواهد شد یا خیر.

ام‌آرآی داوطلبان نشان داد که هیچ رابطه‌ای بین سطح آهن موجود در خون و سطح آهن مغز وجود ندارد. این یعنی خانم‌هایی که مصرف غذاهای سرشار از آهن را در دوران قبل از یائسگی افزایش می‌دهند، نباید نگران ازدیاد مضر آهن در مغز خود باشند.

ونگر در بیانیه خود گفت: «نتایج شگفت‌انگیز و مثبت بودند، زیرا برخورداری از سطح آهن بهینه یا بیش از حد نصابِ مرتبط با سن شما به آن معنا نیست که آهن اضافی در مغزتان انباشته خواهد شد.»

تأثیر آهن بر عملکرد شناختی

اپک تایمز از ونگر پرسید که آهن دقیقاً به چه علت بر عملکرد شناختی تأثیر می‌گذارد و او پاسخ داد که آهن فراوان‌ترین فلز موجود در بدن و مغز است و به شیوه‌های زیر بر عملکرد شناختی اثر می‌گذارد:

آهن برای تشکیل میلین ضروری است؛ ماده‌ای که مثل روکش سیم عمل کرده و به انتقال سریع سیگنال‌ها در الیاف عصبی کمک می‌کند.

آهن برای سنتز و تنظیم ناقل‌های عصبی- ترکیبات شیمیایی که سیگنال‌ها را بین سلول‌های عصبی منتقل می‌کنند- از جمله دوپامین و سروتونین ضروری است.

آهن برای تشکیل سلول‌های عصبی جدید و سیناپس‌ها- نقاط ارتباط بین سلول‌های عصبی- ضروری است.

وجود آهن برای کمک به سلول‌های عصبی در مصرف انرژی ضروری است، زیرا از توزیع اکسیژن در کل بدن و مغز پشتیبانی می‌کند.
مکمل‌های آهن در مقابل آهن موجود در غذا
به گزارش مؤسسه ملی سلامت، دریافت آهن زیاد از طریق مکمل‌های خوراکی مضر است. دوز بالای آهن با علائمی مانند تهوع، استفراغ، اسهال، یبوست و شکم‌درد همراه است، به‌ویژه اگر با معده خالی مکمل بخورید. آهن اضافی می‌تواند تبعات جدی‌تری هم داشته باشد و باعث التهاب غشای معده و زخم معده شود. دوزهای بسیار بالا نیز می‌توانند موجب نارسایی اعضای بدن، تشنج و حتی مرگ شوند.

به گزارش مؤسسه ملی سلامت، احتمال مسمومیت با آهن از طریق خوردن مواد غذایی- به‌جای مکمل- بسیار ناچیز است.

🆔@ScientificDialectics
👍4
Forwarded from "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 (𝒎𝒆𝒍𝒊𝒔𝒔𝒂)
سوگواریهای ناتمام و زخم های خاموش

چقدر از دردهای ما، حاصل سوگواری‌های نکرده است؟وقتی ناکامی‌های کوچک، بی‌آن‌که پردازش شوند، درون ما انباشته می‌شوند، ذهن دیگر تاب تحمل نمی‌آورد.فروید معتقد بود که این زخم‌های خاموش، اگر شنیده و دیده نشوند، به افسردگی‌ای عمیق و پنهان تبدیل می‌شوند..افسردگی‌ای که در واقع، نوعی سوگواری ناتمام است.

در روان‌کاوی لکانی، این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که سوژه نتواند فقدان را در زبان بازنمایی کند؛یعنی آن‌چه از دست رفته، هرگز به ساحت نمادین وارد نمی‌شود. در نتیجه، در سطح امر واقع باقی می‌ماند: زخمی بی‌نام، خام و خاموش. این‌جاست که ملانکولی یا افسردگی شکل می‌گیرد نه فقط به‌خاطر آن‌چه از دست رفته، بلکه چون سوژه حتی نمی‌داند برای چه چیزی باید سوگواری کند.

اما راه نجات چیست؟درمان، از همین‌جا آغاز می‌شود:نه با فراموشی، بلکه با بازشناسی درد؛نه با نادیده‌گرفتن، بلکه با شنیدن صدای درون؛نه با مقاومت در برابر اندوه، بلکه با جسارت سوگواری برای آن‌چه از دست رفته است هرچند کوچک، هرچند بی‌صدا.

شناسایی فقدان واقعی:بپرسید؛ چه چیزی واقعاً از دست رفته؟ نه صرفاً افراد یا موقعیت‌ها، بلکه شاید تصویری از خود، امنیتی روانی، یا آینده‌ای که برایش رویا ساخته بودید.

مثال؛پس از رد شدن در یک آزمون، شاید احساس ناکامی از دست دادن احساس لیاقت باشد، نه فقط آن مدرک.

بازنمایی فقدان در زبان: بنویسید، حرف بزنید، نقاشی بکشید؛ به هر طریقی که می‌توانید، فقدان را وارد زبان کنید. چون سوگواری، بدون زبان ممکن نیست.

مثال؛ نوشتن یک نامهٔ نانوشته به کسی که رابطه‌تان با او گسسته، می‌تواند اولین گام درمان باشد.

مواجهه با واقعیت بدون امید به جبران کامل:همهٔ دردها درمان‌پذیر نیستند، اما قابل ‌تحمل می‌شوند وقتی به رسمیت شناخته شوند.

مثال؛ کسی که در کودکی رها شده، ممکن است هرگز نتواند آن خلأ را پر کند، اما می‌تواند با پذیرش آن، دست از سرزنشِ همیشگیِ خود بردارد.

درک ریشه‌های اجتماعی رنج:ناکامی‌ها همیشه فردی نیستند. بسیاری از آن‌ها حاصل فشارهای اجتماعی، طبقاتی، جنسیتی یا تاریخی‌اند. این درک، احساس نابسندگی شخصی را کاهش می‌دهد.

مثال؛ مادری که خود را در نقش مادری ناتوان می‌بیند، با فهم ریشه‌های ایدئولوژیک این تصویر، می‌تواند رنجش را بازخوانی کند.

به‌رسمیت شناختن فقدان‌های کوچک:برای همهٔ آن‌چه از دست داده‌اید کوچک سوگواری کنید. هر رابطه، هر خیال، هر فرصت از دست‌رفته، حق اندوه دارد.

مثال؛ پایان یک دوستی بی‌درام یا حذف شدن از یک گروه کاری، می‌تواند فقدانی قابل احترام باشد.

سوگواری نکرده، به شکل افسردگی بازمی‌گردد.اما اگر با خود صادق شویم، دردها را نام‌گذاری کنیم، و برایشان سوگواری کنیم، درمان آغاز می‌شود.

تا حالا شده با خودتان روبه‌رو شوید و ببینید هنوز بارِ چه ناکامی‌هایی را به دوش می‌کشید؟شاید وقتش باشد به آن سوگواری ناتمام، صدایی بدهید.


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛@humanismpsychology
╰──┈•
       
🔥2
💢با لنزهای نانو حتی در تاریکی مطلق و با چشمان بسته ببینید

ذرات نانو نور فروسرخ را جذب و به تصاویری تبدیل می‌کنند که چشم انسان به‌طور طبیعی قادر به دیدن آن‌ها نیست

بر اساس پژوهشی جدید، انسان‌ها اکنون با استفاده از لنزهای فناوری نانو که نور نامرئی فروسرخ را به تصاویر قابل رویت تبدیل می‌کنند، می‌توانند در تاریکی‌ــ و حتی با چشمان بسته‌ــ ببینند.

به گزارش ای‌بی‌سی نیوز، دانشمندان پس از آزمایش اولین روی موش‌ها، لنز تماسی برای انسان طراحی کردند که به «ذرات نانو» ویژه‌ای آغشته‌اند‌ــ ذراتی که هزاران بار از دانه شن کوچک‌ترند‌ــ و به افراد امکان می‌دهند که در تاریکی و شرایط مه‌آلود ببینند.

این ذرات نانو در سراسر ماده نرم لنز پراکنده‌اند و نور فروسرخ را جذب و به تصاویری تبدیل می‌کنند که چشم انسان به‌طور طبیعی قادر به دیدن آن‌ها نیست.

به گفته گانگ هان، نویسنده اصلی این پژوهش از دانشگاه ماساچوست، این لنزها نحوه شناخت رنگ‌ها در بینایی افراد را ارتقا می‌دهند و در عمل بعد جدیدی به بینایی انسان اضافه می‌کند.

هان گفت: «وقتی این لنز را به چشم می‌زنید، همه چیز را عادی می‌بینید. این لنز فقط توانایی دیدن تصاویر فروسرخ را به آنچه به‌طور معمول می‌بینیم، اضافه می‌کنند.»

هان توضیح داد که افراد حتی قادرند تصاویر را با چشمان بسته نیز تشخیص دهند، زیرا نور فروسرخ توانایی عبور از پلک‌ را دارد.

انسان‌ به‌طور طبیعی فقط قادر به دیدن نور مرئی است، که بخش کوچکی از طیف کامل نور را شامل می‌شود و طول موج‌های نامرئی مانند فرابنفش و فروسرخ را در بر نمی‌گیرد. عینک‌های دید در شب نور فروسرخ را تشخیص می‌دهند اما حجیم‌اند، اغلب به منبع شارژ نیاز دارند، و معمولا تصاویر را به‌صورت سبز یا سیاه و سفید نمایش می‌دهند.

آنچه این لنزهای تماسی جدید را متمایز می‌کند این است که نور فروسرخ را می‌توان به‌صورت رنگی‌ــ مانند قرمز، سبز و آبی‌‌ــ دید و به این ترتیب اشیای متفاوت را از هم تشخیص داد.

پیشرفت‌های فناوری نانو می‌تواند مزایای زیادی، به‌ویژه برای نیروهای امداد و نجات، همراه داشته باشد تا بتوانند در محیط‌های خطرناک مانند آتش‌سوزی یا مه غلیظ، به‌وضوح ببینند و با ایمنی بیشتری حرکت کنند.

پزشکان در حال حاضر از فناوری فروسرخ برای تشخیص تومورها استفاده می‌کنند و به گفته هان، لنز جدید به پزشکان اجازه می‌دهد سیگنال‌های نزدیک به فروسرخ را بدون نیاز به استفاده از صفحه نمایش‌های جداگانه، مستقیم و بی‌واسطه ببینند.

🆔@ScientificDialectics
👍41
💢چقدر مانده تا هوش مصنوعی از انسان پیشی بگیرد؟

مدل‌های هوش مصنوعی گوگل در حال یادگیری استدلال، برخورداری از عاملیت و ساخت مدل‌هایی مجازی از دنیای واقعی‌اند. دمیس هسابیس، رئیس بخش هوش مصنوعی گوگل، می‌گوید توانایی‌های تازه مدل Gemini در استدلال، عاملیت و مدل‌سازی دنیای واقعی، می‌توانند زمینه‌ساز ظهور دستیارهای شخصی توانمندتر و فعال‌تر، ربات‌های انسان‌نمای واقعاً مفید و در نهایت، هوش مصنوعی‌ای باشد که به اندازه‌ی انسان‌ها هوشمند است


مدل‌های هوش مصنوعی گوگل حالا نه‌تنها می‌توانند استدلال کنند، بلکه توانایی تصمیم‌گیری و ساختن مدل‌های مجازی از دنیای واقعی را هم به‌دست آورده‌اند. دِمیس هسابیس، مدیر بخش هوش مصنوعی این شرکت، می‌گوید این ویژگی‌ها برای رسیدن به هوش عمومی مصنوعی (AGI) ضروری است. او باور دارد که قابلیت‌های تازه‌ی «جمینای» در زمینه‌ی استدلال، عاملیت و مدل‌سازی از جهان، می‌توانند نسل جدیدی از دستیارهای شخصی فعال و خلاق را شکل بدهند؛ از ربات‌های انسان‌نمای واقعاً کاربردی گرفته تا هوش مصنوعی‌هایی که می‌توانند هم‌سطح انسان فکر کنند.

در جریان کنفرانس I/O، گوگل از قابلیتی به نام «Deep Think» رونمایی کرد؛ شکلی پیشرفته‌تر از استدلال شبیه‌سازی‌شده که در مدل Pro پیاده شده است. برخلاف خروجی‌های صرفاً واکنشی مدل‌های زبانی سنتی، این سیستم می‌تواند مسئله‌ها را بشکافد و درباره‌شان فکر کند؛ چیزی نزدیک‌تر به منطق انسانی. تولسی دُشی، مدیر محصولات جمینای، می‌گوید Deep Think زمان محاسباتی بیشتری می‌طلبد و از نوآوری‌هایی بهره می‌برد که هنوز فاش نشده‌اند.

گوگل هم‌زمان چند محصول جدید را معرفی کرد که بر توانایی «جمینای» در تحلیل و اقدام تکیه دارند. از جمله‌ی آن‌ها «Mariner» است؛ دستیار هوشمندی برای مرورگر کروم که می‌تواند بعد از دریافت دستور، به‌تنهایی کارهایی مثل خرید آنلاین را انجام دهد. این ابزار فعلاً در قالب نسخه‌ی آزمایشی پژوهشی و از طریق اشتراکی تحت عنوان «Google AI Ultra» با قیمت ماهانه‌ی نسبتاً سنگین ۲۴۹.۹۹ دلار عرضه خواهد شد.

هم‌چنین گوگل نسخه‌ی تازه‌ای از دستیار آزمایشی خود به نام «Astra» را هم به نمایش گذاشت؛ دستیار هوشمندی که می‌تواند با استفاده از گوشی هوشمند یا عینک‌های هوشمند، جهان اطرافش را ببیند و بشنود. حالا «Astra» نه‌تنها می‌تواند درباره‌ی محیط اطراف صحبت کند، بلکه توانایی تعامل با گوشی را هم پیدا کرده؛ مثلاً باز کردن اپلیکیشن‌ها یا جست‌وجو در وب برای یافتن اطلاعات مفید. در یک نمونه، Astra به کاربری کمک کرد قطعه‌های لازم برای تعمیر دوچرخه را پیدا کند.

به گفته‌ی دُشی، مدل‌های جمینای در حال آموزش دیدن برای تشخیص نیازهای کاربر قبل از اعلام آن‌ها هستند؛ مثلاً وقتی احساس کند جست‌وجویی مفید است، خودش آن را آغاز می‌کند. اما این پیش‌فعال بودن نباید آزاردهنده باشد. دُشی و هسابیس تأکید می‌کنند که تعادل، رمز موفقیت دستیارهای آینده است. توانایی Astra به این خاطر ممکن شده که جمینای می‌تواند دنیای فیزیکی را مدل‌سازی کند قابلیتی که به‌گفته‌ی هسابیس، برای هوش طبیعی هم حیاتی است. او می‌گوید: «هنوز برخی توانایی‌ها غایب‌اند» و برای شبیه‌شدن کامل هوش مصنوعی به انسان، باید قابلیت‌هایی مثل خلاقیت و استدلال هم ارتقا یابند.

حتی پیش از رسیدن به AGI، هوش مصنوعی می‌تواند شیوه‌ی جست‌وجوی آنلاین را دگرگون کند؛ تغییری که احتمالاً کسب‌وکار اصلی گوگل را هم تحت تأثیر قرار خواهد داد. در همین راستا، این شرکت نسخه‌ای از جست‌وجوگر خود به نام «AI Mode» را معرفی کرده که مبتنی بر هوش مصنوعی است. گوگل همچنین ابزار خرید جدیدی رونمایی کرده که با بارگذاری یک عکس، به کاربران نشان می‌دهد لباس مدنظر روی تن‌شان چه شکلی خواهد بود. از طرف دیگر، قابلیت «AI Overviews» هم به زبان‌ها و کشورهای بیشتری گسترش خواهد یافت.
👍1
آینده‌ای نه‌چندان دور

برخی پژوهشگران و کارشناسان معتقدند AGI ممکن است فقط چند سال با ما فاصله داشته باشد؛ حتی شاید همین حالا هم، بسته به تعریفی که در ذهن داریم، محقق شده باشد. اما هسابیس نظر دیگری دارد. او تخمین می‌زند که پنج تا ده سال زمان لازم است تا ماشین‌ها به سطح توانمندی‌های انسان برسند و می‌گوید: «این فاصله‌ی زمانی، در مقیاس کلی خیلی دور نیست... ولی نه فرداست، نه سال بعد.»

به گفته‌ی او، سه عامل اصلی یعنی استدلال، عاملیت و مدل‌سازی از جهان نه‌تنها دستیارهایی مثل Astra را ممکن می‌کنند، بلکه اساس هوش ربات‌های انسان‌نما برای عملکرد دقیق در دنیای واقعی و بی‌نظم ما هستند.

در همین راستا، دیپ‌مایند (زیرمجموعه‌ی هوش مصنوعی گوگل) با شرکت «Apptroniks» که سازنده‌ی ربات‌های انسان‌نماست، همکاری می‌کند. همچنین شرکت‌هایی مثل تسلا و استارتاپ‌هایی نظیر Agility، Figure AI و 1X در حال ساخت این نوع ربات‌ها هستند. با این حال، استفاده از آن‌ها همچنان محدود است چون فاقد درک کلی از محیط‌اند.

هسابیس می‌گوید: «آنچه در رباتیک کم داریم، خود ربات نیست، بلکه درک درستی از زمینه‌ی فیزیکی اطراف است.» این موضوع به‌ویژه برای ربات‌هایی که قرار است در خانه‌ها کار کنند، اهمیت دارد؛ چون با محیط‌های ناآشنا و پیچیده مواجه‌اند. در ماه مارس، گوگل از «Gemini Robotics» پرده برداشت؛ نسخه‌ای از جمینای که توانایی کنترل برخی ربات‌ها را دارد.

او همچنین بر لزوم افزایش خلاقیت در مدل‌ها تأکید دارد: «آیا مدل‌های امروزی می‌توانند با دانشی که اینشتین در سال ۱۹۰۰ داشت، نسبیت عام را ابداع کنند؟ قطعاً نه.»

گوگل هم مشغول آزمایش راه‌هایی برای ارتقای خلاقیت در مدل‌های هوش مصنوعی‌اش است. یکی از این پروژه‌ها «AlphaEvolve» است؛ یک عامل هوشمند کدنویسی که می‌تواند الگوریتم‌های جدیدی برای حل مسائل قدیمی ابداع کند.

هسابیس می‌گوید ممکن است این خلاقیت را بتوان به حوزه‌هایی فراتر از ریاضی و برنامه‌نویسی، مثلاً با وارد کردن هوش مصنوعی به دنیای بازی‌های سه‌بعدی واقع‌گرایانه نیز تعمیم داد. این مسیر نوعی بازگشت به ریشه‌های دیپ‌مایند است؛ شرکتی که با ساخت AIهای حرفه‌ای برای بازی‌های ویدیویی و تخته‌ای به شهرت رسید. او می‌گوید: «تعجب نمی‌کنید اگر بشنوید که هنوز هم به بازی‌ها به‌عنوان بستری برای آزمون این توانایی‌ها علاقه‌مندم.»

به‌گفته‌ی او، هوش مصنوعی ممکن است به همان شیوه‌ای یاد بگیرد که AlphaGo و AlphaZero شطرنج و Go را آموختند؛ هرچند برای این کار، مدل‌سازی جاه‌طلبانه‌تری از جهان نیاز است. هسابیس می‌گوید: «باید به‌جای مدل بازی، یک مدل از جهان واقعی داشته باشیم... ما فکر می‌کنیم این گام، برای رسیدن به AGI حیاتی است.»

✍️ تینا مزدکی

https://www.wired.com/story/googles-ai-boss-says-geminis-new-abilities-point-the-way-to-agi/

🆔@ScientificDialectics
5
💢صفحه نخست روزنامه‌های صبح امروز بریتانیا

شنبه ۲۴ می  ۲۰۲۵
۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۴‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‏

🆔@ScientificDialectics
2