#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐برخورد بزرگترین قمر منظومه شمسی با سیارکی ۲۰ برابر بزرگتر از عامل انقراض دایناسورها
قمر گانیمد که بزرگترین قمر سیاره مشتری و همچنین بزرگترین قمر در منظومه شمسی است، در حدود ۴ میلیارد سال پیش توسط یک سیارک غولپیکر مورد اصابت قرار گرفته است. این سیارک ۲۰ برابر بزرگتر از شهابسنگی بود که ۶۶ میلیون سال پیش با زمین برخورد کرد و باعث انقراض دایناسورها شد
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
بر اساس تحقیقات جدید دانشمندان و تصاویر جدید از کاوشگر اروپایی «جویس» این برخورد مهیب باعث شده تا گانیمد به قدری روی محور خود بچرخد که دهانه ایجاد شده توسط این برخورد تقریباً به طور مستقیم در جهت مخالف مشتری قرار بگیرد.
طبق مدلسازیهای کامپیوتری، این سیارک با قطر حدود ۳۰۰ کیلومتر و با زاویهای بین ۶۰ تا ۹۰ درجه به گانیمد برخورد کرده و دهانهای عظیم به عرض ۱۶۰۰ کیلومتر ایجاد کرده است که بخشی از آن توسط سنگها و گرد و غباری که از برخورد بیرون آمده، پر شده است.
دکتر نائویوکی هیراتا، دانشمند سیارهشناس از دانشگاه کوبه ژاپن، میگوید شیارهای منحصر به فردی که سطح گانیمد را پوشاندهاند، مدتها به عنوان آثار برخورد این سیارک بزرگ شناخته میشدند، اما ابعاد دقیق این برخورد و اثرات آن تاکنون مشخص نبود.
هیراتا در مقالهای که در مجله «Scientific Reports » منتشرکرده، توضیح میدهد که مرکز این شیارها از مشتری دور شده است. این اتفاق زمانی میتواند رخ دهد که سیارکی به این بزرگی با گانیمد برخورد کند و وزن اضافی ناشی از این برخورد، قمر را ناپایدار کرده و باعث چرخش آن حول محورش شود.
شبیهسازیهای کامپیوتری هیراتا تأیید میکند که این نظریه ممکن است درست باشد. برخورد سیارک به گانیمد باعث چرخش آن شده و اکنون محل برخورد همیشه در سمت مخالف مشتری قرار گرفته است. گانیمد نیز مانند قمر زمین به دلیل جزر و مدی همیشه یک سمت خود را به مشتری نشان میدهد.
این برخورد اثرات عظیمی بر گانیمد داشته است. گانیمد که بیش از ۳ هزار مایل (حدود ۵ هزار کیلومتر) قطر دارد و حتی بزرگتر از سیاره عطارد است، بر اثر این برخورد سطح اصلی خود را از دست داده و احتمالاً ساختار داخلی آن را که دانشمندان گمان میکنند دارای اقیانوس آبشور پنهانی است، نیز تحت تأثیر قرار گرفته است.
اگرچه هیراتا نمیتواند توضیحات جایگزین را به کلی رد کند، اما شواهد بیشتر برای تأیید یا رد نظریه او میتواند پس از مأموریت«جویس» که توسط آژانس فضایی اروپا در سال گذشته به سوی مشتری و قمرهای آن فرستاده شده، به دست آید. این فضاپیما در ماموریت خود به دنبال یافتن منابع آب و انرژی مورد نیاز برای حیات در قمرهای مشتری است.
پروفسور لی فِلچر، دانشمند سیارهشناس از دانشگاه لستر، گفت: «سطح قدیمی قمرهای مشتری گواهی بر میلیاردها سال برخوردهای آسمانی است که هنوز هم میتوان آنها را دید. تفسیر همه این برخوردهای پیچیده بر سطح این قمرها چالشبرانگیز است. این تلاش هوشمندانهای برای بازگرداندن زمان است تا با استفاده از شبیهسازیهای کامپیوتری، توضیحی در مورد الگوی زخمها در سطح گانیمد بیابیم.»
او اضافه کرد که کاوشگر «جویس» کاملاً مجهز است تا اطلاعات بیشتری از گانیمد به دست آورد : «این مأموریت نه تنها بهترین تصاویر از شکافهای سطح گانیمد را تهیه میکند، بلکه هرگونه آثار باقیمانده از این برخورد و تغییر در شکل یا میدان گرانشی گانیمد را نیز با استفاده از ابزارهای علمی پیشرفته بررسی میکند.»
https://itc.ua/en/news/ganymede-under-attack-an-asteroid-20-times-larger-than-dinosaur-killer-has-turned-jupiter-s-moon-around/amp/
🆔@ScientificDialectics
🌐برخورد بزرگترین قمر منظومه شمسی با سیارکی ۲۰ برابر بزرگتر از عامل انقراض دایناسورها
قمر گانیمد که بزرگترین قمر سیاره مشتری و همچنین بزرگترین قمر در منظومه شمسی است، در حدود ۴ میلیارد سال پیش توسط یک سیارک غولپیکر مورد اصابت قرار گرفته است. این سیارک ۲۰ برابر بزرگتر از شهابسنگی بود که ۶۶ میلیون سال پیش با زمین برخورد کرد و باعث انقراض دایناسورها شد
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
بر اساس تحقیقات جدید دانشمندان و تصاویر جدید از کاوشگر اروپایی «جویس» این برخورد مهیب باعث شده تا گانیمد به قدری روی محور خود بچرخد که دهانه ایجاد شده توسط این برخورد تقریباً به طور مستقیم در جهت مخالف مشتری قرار بگیرد.
طبق مدلسازیهای کامپیوتری، این سیارک با قطر حدود ۳۰۰ کیلومتر و با زاویهای بین ۶۰ تا ۹۰ درجه به گانیمد برخورد کرده و دهانهای عظیم به عرض ۱۶۰۰ کیلومتر ایجاد کرده است که بخشی از آن توسط سنگها و گرد و غباری که از برخورد بیرون آمده، پر شده است.
دکتر نائویوکی هیراتا، دانشمند سیارهشناس از دانشگاه کوبه ژاپن، میگوید شیارهای منحصر به فردی که سطح گانیمد را پوشاندهاند، مدتها به عنوان آثار برخورد این سیارک بزرگ شناخته میشدند، اما ابعاد دقیق این برخورد و اثرات آن تاکنون مشخص نبود.
هیراتا در مقالهای که در مجله «Scientific Reports » منتشرکرده، توضیح میدهد که مرکز این شیارها از مشتری دور شده است. این اتفاق زمانی میتواند رخ دهد که سیارکی به این بزرگی با گانیمد برخورد کند و وزن اضافی ناشی از این برخورد، قمر را ناپایدار کرده و باعث چرخش آن حول محورش شود.
شبیهسازیهای کامپیوتری هیراتا تأیید میکند که این نظریه ممکن است درست باشد. برخورد سیارک به گانیمد باعث چرخش آن شده و اکنون محل برخورد همیشه در سمت مخالف مشتری قرار گرفته است. گانیمد نیز مانند قمر زمین به دلیل جزر و مدی همیشه یک سمت خود را به مشتری نشان میدهد.
این برخورد اثرات عظیمی بر گانیمد داشته است. گانیمد که بیش از ۳ هزار مایل (حدود ۵ هزار کیلومتر) قطر دارد و حتی بزرگتر از سیاره عطارد است، بر اثر این برخورد سطح اصلی خود را از دست داده و احتمالاً ساختار داخلی آن را که دانشمندان گمان میکنند دارای اقیانوس آبشور پنهانی است، نیز تحت تأثیر قرار گرفته است.
اگرچه هیراتا نمیتواند توضیحات جایگزین را به کلی رد کند، اما شواهد بیشتر برای تأیید یا رد نظریه او میتواند پس از مأموریت«جویس» که توسط آژانس فضایی اروپا در سال گذشته به سوی مشتری و قمرهای آن فرستاده شده، به دست آید. این فضاپیما در ماموریت خود به دنبال یافتن منابع آب و انرژی مورد نیاز برای حیات در قمرهای مشتری است.
پروفسور لی فِلچر، دانشمند سیارهشناس از دانشگاه لستر، گفت: «سطح قدیمی قمرهای مشتری گواهی بر میلیاردها سال برخوردهای آسمانی است که هنوز هم میتوان آنها را دید. تفسیر همه این برخوردهای پیچیده بر سطح این قمرها چالشبرانگیز است. این تلاش هوشمندانهای برای بازگرداندن زمان است تا با استفاده از شبیهسازیهای کامپیوتری، توضیحی در مورد الگوی زخمها در سطح گانیمد بیابیم.»
او اضافه کرد که کاوشگر «جویس» کاملاً مجهز است تا اطلاعات بیشتری از گانیمد به دست آورد : «این مأموریت نه تنها بهترین تصاویر از شکافهای سطح گانیمد را تهیه میکند، بلکه هرگونه آثار باقیمانده از این برخورد و تغییر در شکل یا میدان گرانشی گانیمد را نیز با استفاده از ابزارهای علمی پیشرفته بررسی میکند.»
https://itc.ua/en/news/ganymede-under-attack-an-asteroid-20-times-larger-than-dinosaur-killer-has-turned-jupiter-s-moon-around/amp/
🆔@ScientificDialectics
ITC.ua
News — latest articles and news - ITC.ua
News. The most current materials on the topic【 News 】on ITC.ua - the most popular IT resource in Ukraine.
👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐کشف یک رصدخانه ۲۵۰۰ ساله در مصر
مصریان باستان به دلیل دانش نجوم شهرت داشتند و این علم نقش قابل توجهی در تعیین تاریخ اعیاد مذهبی داشت. باستانشناسان اخیرا رصدخانهای را در تپه باستانی تلالفراعین کشف کردهاند که این مهارت مصریان باستان را تأیید میکند
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
باستانشناسان موفق به کشف یک رصدخانه باستانی نجومی در دلتای نیل شدند. طبق بیانیهای که وزارت گردشگری و آثار باستانی مصر صادر کرده، قدمت این رصدخانه که در حدود ۸۰ کیلومتری شرق اسکندریه واقع شده، به ۲۵۰۰ سال پیش باز میگردد. منطقهای که این رصدخانه در آن کشف شده بخشی از تپه باستانی تلالفراعین (تپه فراعنه) واقع در استان کفر الشیخ است که بقایای سکونتگاهها و ویرانههای معابد از عصر برنز تا اواخر دوره مصر باستان را در خود جای داده است.
مساحت این رصدخانه ۸۵۰ متر مربع است و باستانشناسان در فضای داخلی آن یک ساعت آفتابی که از بلوکهای آهکی ساخته شده و همچنین یک ابزار اندازهگیری ارتفاع خورشید را که از سنگ ساخته شده است، پیدا کردند. دیوارهای این رصدخانه مزین به نقاشیها و حکاکیهایی با نقوش نجومی است و در آن همچنین یک برج وجود دارد که از آن برای رصد خورشید و ستارگان استفاده میشده است.
به گفته محمد اسماعیل خالد، دبیرکل وزارت گردشگری و آثار باستانی هر چند ابزارهای نجومی یافتشده در این رصدخانه نسبتا ساده هستند، اما با این حال منجمان آن دوره از طریق این ابزارها امکان مشاهده و اندازهگیری دقیق تاریخهای تقویم خورشیدی برای اجرای مناسک مذهبی، تاجگذاریسلطنتی یا حتی کشاورزی را داشتند.
این مقام مصری این رصدخانه را که از آن به عنوان بزرگترین و قدیمیترین رصدخانه اواخر دوره مصر باستان یاد شده، گواهی بر "دانش نجومی پیشرفته مصریان باستان" توصیف کرده است.
مصر سالهاست تلاش میکند تا با خبررسانی در مورد اکتشافات باستانی گامی مهم در راستای تقویت گردشگری بر دارد. بخش زیادی از اقتصاد مصر و درآمد این کشور وابسته به صنعت گردشگری است با این حال تحولات سیاسی داخلی در سالهای اخیر و همچنین شعلهور شدن آتش جنگ در منطقه خاورمیانه بر شمار گردشگرانی که به بازدید از این کشور باستانی علاقه دارند، تأثیر گذاشته است.
https://archaeology.org/news/2024/08/28/2500-year-old-astronomical-observatory-discovered-in-egypt/
🆔@ScientificDialectics
🌐کشف یک رصدخانه ۲۵۰۰ ساله در مصر
مصریان باستان به دلیل دانش نجوم شهرت داشتند و این علم نقش قابل توجهی در تعیین تاریخ اعیاد مذهبی داشت. باستانشناسان اخیرا رصدخانهای را در تپه باستانی تلالفراعین کشف کردهاند که این مهارت مصریان باستان را تأیید میکند
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
باستانشناسان موفق به کشف یک رصدخانه باستانی نجومی در دلتای نیل شدند. طبق بیانیهای که وزارت گردشگری و آثار باستانی مصر صادر کرده، قدمت این رصدخانه که در حدود ۸۰ کیلومتری شرق اسکندریه واقع شده، به ۲۵۰۰ سال پیش باز میگردد. منطقهای که این رصدخانه در آن کشف شده بخشی از تپه باستانی تلالفراعین (تپه فراعنه) واقع در استان کفر الشیخ است که بقایای سکونتگاهها و ویرانههای معابد از عصر برنز تا اواخر دوره مصر باستان را در خود جای داده است.
مساحت این رصدخانه ۸۵۰ متر مربع است و باستانشناسان در فضای داخلی آن یک ساعت آفتابی که از بلوکهای آهکی ساخته شده و همچنین یک ابزار اندازهگیری ارتفاع خورشید را که از سنگ ساخته شده است، پیدا کردند. دیوارهای این رصدخانه مزین به نقاشیها و حکاکیهایی با نقوش نجومی است و در آن همچنین یک برج وجود دارد که از آن برای رصد خورشید و ستارگان استفاده میشده است.
به گفته محمد اسماعیل خالد، دبیرکل وزارت گردشگری و آثار باستانی هر چند ابزارهای نجومی یافتشده در این رصدخانه نسبتا ساده هستند، اما با این حال منجمان آن دوره از طریق این ابزارها امکان مشاهده و اندازهگیری دقیق تاریخهای تقویم خورشیدی برای اجرای مناسک مذهبی، تاجگذاریسلطنتی یا حتی کشاورزی را داشتند.
این مقام مصری این رصدخانه را که از آن به عنوان بزرگترین و قدیمیترین رصدخانه اواخر دوره مصر باستان یاد شده، گواهی بر "دانش نجومی پیشرفته مصریان باستان" توصیف کرده است.
مصر سالهاست تلاش میکند تا با خبررسانی در مورد اکتشافات باستانی گامی مهم در راستای تقویت گردشگری بر دارد. بخش زیادی از اقتصاد مصر و درآمد این کشور وابسته به صنعت گردشگری است با این حال تحولات سیاسی داخلی در سالهای اخیر و همچنین شعلهور شدن آتش جنگ در منطقه خاورمیانه بر شمار گردشگرانی که به بازدید از این کشور باستانی علاقه دارند، تأثیر گذاشته است.
https://archaeology.org/news/2024/08/28/2500-year-old-astronomical-observatory-discovered-in-egypt/
🆔@ScientificDialectics
Archaeology Magazine
News - 2,500-Year-Old Astronomical Observatory Discovered in Egypt - Archaeology Magazine
CAIRO, EGYPT—According to an Ahram Online report, an astronomical observatory dated to the sixth century […]
❤2👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
ارتباط قلب و مغز
این یافته با استفاده از MRI چند ارگانی و دادههای ژنتیکی از بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر ارتباطات بین ارگانها را بین قلب و مغز اندازهگیری کرده است.
سلامت قلبی_عروقی به طور پیچیدهای با سلامت شناختی و روانی تعامل دارد، اما اطلاعات کمی در مورد پیوندهای فنوتیپی و ژنتیکی سیستمهای قلب-مغز وجود دارد.
به عنوان مثال فیبریلاسیون دهلیزی و نارسایی قلبی با افزایش بروز زوال عقل به دلیل آسیب خاموش مغزی و کاهش پرفیوژن مغزی مرتبط هستند.
از سوی دیگر اختلالات روانی و عوامل منفی روانشناختی ممکن است به طور قابل توجهی به شروع و پیشرفت بیماریهای قلبی_عروقی کمک کنند استرس حاد ممکن است خطر آترواسکلروز را به دلیل التهاب عروقی ناشی از استرس افزایش دهد.
پس از کنترل برای متغیرهای مختلف مشخص شد که ویژگیهای MRI قلب به وضوح با مغز در تمام حالتهای تصویربرداری مورد مطالعه مرتبط است.
الگوهای متعددی از ارتباط برای مورفومتری ماده خاکستری مغز میکروساختار ماده سفید و شبکههای عملکردی وجود داشت.
به طور خاص بطن چپ قلب قویترین همبستگیها را با معیارهای میکروساختاری مسیرهای ماده سفید مغزی نشان داد که نشان میدهد ویژگیهای نامطلوب قلب با میکروساختار ضعیفتر ماده سفید مرتبط است.
همچنین همبستگیهای ژنتیکی بین ویژگیهای MRI قلب و ویژگیها و بیماریهای پیچیده مغزی مختلف مانند سکته مغزی اختلالات خوردن اسکیزوفرنی عملکرد شناختی و ویژگیهای سلامت روان وجود داشت.
از طریق تصادفیسازی مندلی این یافتهها نشان میدهند که ویژگیهای نامطلوب قلب تأثیرات علّی ژنتیکی بر چندین بیماری مغزی مانند اختلالات روانی و افسردگی دارند.
به طور کلی با درک سلامت انسان از منظر چند ارگانی، ممکن است بتوانیم پیشبینی و پیشگیری از خطر بیماری را بهبود بخشیم و اثرات منفی یک بیماری ارگانی را بر روی سایر ارگانهایی که ممکن است در معرض خطر باشند کاهش دهیم.
#گـردآوری_تـنـظـیـم_آریـوس_راد
#مترجم_دانش
🆔@ScientificDialectics
https://www.science.org/doi/10.1126/science.abn6598
#با_ما_همراه_باشید
ارتباط قلب و مغز
این یافته با استفاده از MRI چند ارگانی و دادههای ژنتیکی از بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر ارتباطات بین ارگانها را بین قلب و مغز اندازهگیری کرده است.
سلامت قلبی_عروقی به طور پیچیدهای با سلامت شناختی و روانی تعامل دارد، اما اطلاعات کمی در مورد پیوندهای فنوتیپی و ژنتیکی سیستمهای قلب-مغز وجود دارد.
به عنوان مثال فیبریلاسیون دهلیزی و نارسایی قلبی با افزایش بروز زوال عقل به دلیل آسیب خاموش مغزی و کاهش پرفیوژن مغزی مرتبط هستند.
از سوی دیگر اختلالات روانی و عوامل منفی روانشناختی ممکن است به طور قابل توجهی به شروع و پیشرفت بیماریهای قلبی_عروقی کمک کنند استرس حاد ممکن است خطر آترواسکلروز را به دلیل التهاب عروقی ناشی از استرس افزایش دهد.
پس از کنترل برای متغیرهای مختلف مشخص شد که ویژگیهای MRI قلب به وضوح با مغز در تمام حالتهای تصویربرداری مورد مطالعه مرتبط است.
الگوهای متعددی از ارتباط برای مورفومتری ماده خاکستری مغز میکروساختار ماده سفید و شبکههای عملکردی وجود داشت.
به طور خاص بطن چپ قلب قویترین همبستگیها را با معیارهای میکروساختاری مسیرهای ماده سفید مغزی نشان داد که نشان میدهد ویژگیهای نامطلوب قلب با میکروساختار ضعیفتر ماده سفید مرتبط است.
همچنین همبستگیهای ژنتیکی بین ویژگیهای MRI قلب و ویژگیها و بیماریهای پیچیده مغزی مختلف مانند سکته مغزی اختلالات خوردن اسکیزوفرنی عملکرد شناختی و ویژگیهای سلامت روان وجود داشت.
از طریق تصادفیسازی مندلی این یافتهها نشان میدهند که ویژگیهای نامطلوب قلب تأثیرات علّی ژنتیکی بر چندین بیماری مغزی مانند اختلالات روانی و افسردگی دارند.
به طور کلی با درک سلامت انسان از منظر چند ارگانی، ممکن است بتوانیم پیشبینی و پیشگیری از خطر بیماری را بهبود بخشیم و اثرات منفی یک بیماری ارگانی را بر روی سایر ارگانهایی که ممکن است در معرض خطر باشند کاهش دهیم.
#گـردآوری_تـنـظـیـم_آریـوس_راد
#مترجم_دانش
🆔@ScientificDialectics
https://www.science.org/doi/10.1126/science.abn6598
#با_ما_همراه_باشید
Science
Heart-brain connections: Phenotypic and genetic insights from magnetic resonance images
Biobank-scale imaging traits reveal phenotypic and genetic links between the human heart and brain.
👍3❤1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐باستانشناسان از شیوه ساخت بنای سنگی عظیم ۶۰۰۰ ساله پرده برداشتند
این سازه دوره عصر حجر با بهکارگیری دانشی پیشرفته در حوزههای زمینشناسی، فیزیک، هندسه، و نجوم ساخته شده است
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
باستانشناسان در پژوهشی جدید فاش کردند که یک گورتپه خرسنگی در اسپانیا با استفاده از «مهندسی پیشرفته» ۶۰۰۰ سال قبل ساخته شده است، و از سنگهایی استفاده شده که وزن آنها چندین برابر سنگهای بهکاررفته در ساخت بنای نمادین استونهنج بریتانیا است.
بناهای خرسنگی از حدود هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح در اروپا شروع به ظهور کردند و نخستین نمونهها در فرانسه و اسپانیای امروزی ساخته شده بودند.
گورتپه دولمن دمنگا قدیمیترین نمونه در نوع خود است، که بین سالهای ۳۸۰۰ تا ۳۶۰۰ قبل از میلاد ساخته شده است و تمام سنگهایش چندین برابر سنگهای بهکاررفته در ساخت استونهنج وزن دارندــ که آن را به یکی از بزرگترین بناهای خرسنگی اروپا تبدیل میکند.
سنگهای بهکاررفته در تپه منگاــ که وزن برخی از آنها ۱۵۰ تن استــ از مکانی حدود یک کیلومتر دورتر از این بنای عصر حجر تراشیده شدهاند.
پژوهشگران طی سالهای گذشته نظریههای زیادی مطرح کردهاند تا توضیح دهند چطور یک فرهنگ بدوی عصر حجر قادر به ساخت چنین بنای عظیمی بوده است.
با وجود این، تلاشهای جامع و گسترده برای درک مهندسی و نیروی کار استفادهشده در ساخت این سازه عظیم «بسیار نادر بودهاند».
دانشمندان نوشتند: «منگا هرگز از منظری بینارشتهای که شواهد باستانشناسی، رسوبشناسی و دیرینهشناسی را ترکیب کند، بررسی نشده است.»
این پژوهش جدید، که در نشریه «پیشرفتهای علم» (Science Advances) منتشر شده، حاکی از آن است که منگا با استفاده از دانش پیشرفته در حوزههای زمینشناسی، فیزیک، هندسه، و نجوم ساخته شده که به آن امکان داده است حدود ۶۰۰۰ سال پابرجا باقی بماند.
این سازه خرسنگی متشکل از دیوارهای سنگی و سقفی سنگی است که بر ستونهای سنگی تکیه دارد.
پژوهشگران میگویند که سنگهای بهکاررفته در ساخت این بنا، که هر کدام بیش از ۱۰۰ تن وزن دارند، از تپهای در محلی حدود ۸۵۰ متر دورتر تراشیده شدهاند و سپس، با سورتمههایی روی مسیری چوبی کشیده شدهاند.
آنها این نظریه را مطرح کردهاند که کارگران سنگها را با استفاده از وزنههای تعادلی و سطوح شیبدار در جای خود محکم کردهاند و کشیدهاند و به محل ساخت منتقل کردهاند.
بررسی جدید حاکی از آن است که سنگها با استفاده از اهرم، در زاویهای اندکی مقعر قرار داده شده بودند، که نشان میدهد مردم عصر حجر دانش اولیهای از هندسه داشتهاند.
باستانشناسان میگویند قرار دادن سنگها در چنین زاویهای اندازه سقف موردنیاز را کاهش داد و بنا را بیشتر به شکل ذوزنقهای درآورد.
مردم دوران نوسنگی عصر حجر سپس سنگهای ستون را به شیوه زاویهدار مشابهی قرار دادند و سازه را با قرار دادن سنگهای سرطاق عظیم بهعنوان سقف به پایان رساندند.
استفاده از ستون برای پشتیبانی سرطاقهای غولپیکر و در هم چفت شدن دقیق سنگهای عمودی ویژگیهایی نیازمند درجه بالایی از دقت است که در هیچیک از سازههای خرسنگی آن دوره دیده نمیشود.
دانشمندان نوشتند: «دانش عمیقی از خواص و مکان سنگهای موجود در منطقه، و مفاهیم فیزیک ابتدایی برای جابهجایی و قراردهی این سنگهای غولپیکر ضروری بوده است.»
آنها افزودند: «نتایج ما نشان میدهد که منگا نمونهای منحصربهفرد از نبوغ خلاقانه و دانش اولیه میان جوامع نوسنگی است. این بنا بهعنوان یک پروژه مهندسی کاملا مبتکرانه طراحی شده بود.»
✍️ ویشوام سانکاران
https://au.news.yahoo.com/archaeologists-reveal-6-000-old-053844647.html
🆔@ScientificDialectics
🌐باستانشناسان از شیوه ساخت بنای سنگی عظیم ۶۰۰۰ ساله پرده برداشتند
این سازه دوره عصر حجر با بهکارگیری دانشی پیشرفته در حوزههای زمینشناسی، فیزیک، هندسه، و نجوم ساخته شده است
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
باستانشناسان در پژوهشی جدید فاش کردند که یک گورتپه خرسنگی در اسپانیا با استفاده از «مهندسی پیشرفته» ۶۰۰۰ سال قبل ساخته شده است، و از سنگهایی استفاده شده که وزن آنها چندین برابر سنگهای بهکاررفته در ساخت بنای نمادین استونهنج بریتانیا است.
بناهای خرسنگی از حدود هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح در اروپا شروع به ظهور کردند و نخستین نمونهها در فرانسه و اسپانیای امروزی ساخته شده بودند.
گورتپه دولمن دمنگا قدیمیترین نمونه در نوع خود است، که بین سالهای ۳۸۰۰ تا ۳۶۰۰ قبل از میلاد ساخته شده است و تمام سنگهایش چندین برابر سنگهای بهکاررفته در ساخت استونهنج وزن دارندــ که آن را به یکی از بزرگترین بناهای خرسنگی اروپا تبدیل میکند.
سنگهای بهکاررفته در تپه منگاــ که وزن برخی از آنها ۱۵۰ تن استــ از مکانی حدود یک کیلومتر دورتر از این بنای عصر حجر تراشیده شدهاند.
پژوهشگران طی سالهای گذشته نظریههای زیادی مطرح کردهاند تا توضیح دهند چطور یک فرهنگ بدوی عصر حجر قادر به ساخت چنین بنای عظیمی بوده است.
با وجود این، تلاشهای جامع و گسترده برای درک مهندسی و نیروی کار استفادهشده در ساخت این سازه عظیم «بسیار نادر بودهاند».
دانشمندان نوشتند: «منگا هرگز از منظری بینارشتهای که شواهد باستانشناسی، رسوبشناسی و دیرینهشناسی را ترکیب کند، بررسی نشده است.»
این پژوهش جدید، که در نشریه «پیشرفتهای علم» (Science Advances) منتشر شده، حاکی از آن است که منگا با استفاده از دانش پیشرفته در حوزههای زمینشناسی، فیزیک، هندسه، و نجوم ساخته شده که به آن امکان داده است حدود ۶۰۰۰ سال پابرجا باقی بماند.
این سازه خرسنگی متشکل از دیوارهای سنگی و سقفی سنگی است که بر ستونهای سنگی تکیه دارد.
پژوهشگران میگویند که سنگهای بهکاررفته در ساخت این بنا، که هر کدام بیش از ۱۰۰ تن وزن دارند، از تپهای در محلی حدود ۸۵۰ متر دورتر تراشیده شدهاند و سپس، با سورتمههایی روی مسیری چوبی کشیده شدهاند.
آنها این نظریه را مطرح کردهاند که کارگران سنگها را با استفاده از وزنههای تعادلی و سطوح شیبدار در جای خود محکم کردهاند و کشیدهاند و به محل ساخت منتقل کردهاند.
بررسی جدید حاکی از آن است که سنگها با استفاده از اهرم، در زاویهای اندکی مقعر قرار داده شده بودند، که نشان میدهد مردم عصر حجر دانش اولیهای از هندسه داشتهاند.
باستانشناسان میگویند قرار دادن سنگها در چنین زاویهای اندازه سقف موردنیاز را کاهش داد و بنا را بیشتر به شکل ذوزنقهای درآورد.
مردم دوران نوسنگی عصر حجر سپس سنگهای ستون را به شیوه زاویهدار مشابهی قرار دادند و سازه را با قرار دادن سنگهای سرطاق عظیم بهعنوان سقف به پایان رساندند.
استفاده از ستون برای پشتیبانی سرطاقهای غولپیکر و در هم چفت شدن دقیق سنگهای عمودی ویژگیهایی نیازمند درجه بالایی از دقت است که در هیچیک از سازههای خرسنگی آن دوره دیده نمیشود.
دانشمندان نوشتند: «دانش عمیقی از خواص و مکان سنگهای موجود در منطقه، و مفاهیم فیزیک ابتدایی برای جابهجایی و قراردهی این سنگهای غولپیکر ضروری بوده است.»
آنها افزودند: «نتایج ما نشان میدهد که منگا نمونهای منحصربهفرد از نبوغ خلاقانه و دانش اولیه میان جوامع نوسنگی است. این بنا بهعنوان یک پروژه مهندسی کاملا مبتکرانه طراحی شده بود.»
✍️ ویشوام سانکاران
https://au.news.yahoo.com/archaeologists-reveal-6-000-old-053844647.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Archaeologists discover how 6,000-year-old Spanish structure was built with stones heavier than at Stonehenge
Structure was built using ‘advanced knowledge’ in fields of geology, physics, geometry, and astronomy
❤2👍2👌1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐سیب زمینی «کالری مطلق» نیست
سیبزمینی به طور طبیعی و بدون افزودنیها مانند روغن، کالری کمی دارد و در مقایسه با سایر کربوهیدراتهای محبوب مانند برنج و ماکارونی قابلیت سیرکنندگی بیشتری دارد
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
نام سیبزمینی در بین خوراکیها و مواد غذایی بیش از آنچه که باید بد در رفته است و بسیاری بر این باورند که سیبزمینی غذایی بسیار چاق کننده است. این درحالی است که در صورت مصرف صحیح سیبزمینی، برای مثال مصرف سیبزمینی آبپز و بدون روغن، از بسیاری از مواد غذایی دیگر چاق کنندهتر نیست. سیبزمینی مواد مغذی مثل ویتامین ث و پتاسیم (حتی بیشتر از موز) دارد و مقدار زیادی هم فیبر و حتی کمی پروتئین دارد و بنا بر تحقیقات، در مقایسه با ماکارونی و برنج، سیرکنندهتر است.
یک راه استفاده بهتر از سیبزمینی این است که آن را کنار غذاهای مفید دیگر مصرف کنید. به عنوان مثال میتوانید از سیبزمینی پخته کنار حبوبات مانند لوبیا سیاه و چاشنی آووکادو لذت ببرید تا یک غذای گیاهی غنی سرشار از فیبر و مناسب برای سلامتی روده داشته باشید.
سیب زمینی «کالری مطلق» نیست
سیبزمینیها به شکل شگفتآوری سرشار از مواد مغذیاند. یک سیبزمینی کوچک با پوست منبع عالی ویتامین ث و منبع خوبی از ویتامین ب۶ است که هر دو برای سلامتی پوست، عملکرد سیستم ایمنی، سوختوساز و موارد دیگر مهماند. همانطور که گفته شد، این ماده مغذی بیشتر از موز پتاسیم دارد؛ یک ماده مغذی مهم که کمتر مصرف میشود و به تنظیم فشار خون و مقابله با آثار سدیم کمک میکند.
یک سیبزمینی کوچک (با پوست) در هر وعده مصرف سه گرم پروتئین و دو گرم فیبر دارد. آن هم در حالی است که اکثر مردم علیرغم فواید متعدد فیبر برای سلامتی از جمله کنترل کلسترول، دادن احساس سیری، سلامتی گوارش و تنظیم قند خون، فیبر کافی مصرف نمیکنند.
سیبزمینی میتواند به کاهش وزن کمک کند
شواهدی قوی مبنی بر اینکه خوردن سیبزمینی خطر چاقی را افزایش میدهد، وجود ندارد؛ البته باید توجه داشت که نحوه تهیه آن بسیار مهم است.
تحقیقات نشان میدهد سیبزمینیها به طور طبیعی کالری کمی دارند و در مقایسه با سایر کربوهیدراتهای محبوب مانند برنج و ماکارونی قابلیت سیرکنندگی بیشتری دارد. جایگزین کردن برنج و ماکارونی با سیبزمینی، به مرور زمان میتواند به تنظیم اشتها، کاهش کالری دریافتی و کم کردن وزن کمک میکند.
شاخص گلیسمی همه سیبزمینیها بالا نیست
به گزارش یاهولایف، شاخص گلیسمی (GI) معیاری برای اندازهگیری پاسخ قند خون به یک مقدار استاندارد از غذا است. غذاهای با شاخص گلیسمی بالا (بیش از ۷۰) بهسرعت جذب خون میشوند، در حالی که غذاهای با شاخص گلیسمی پایین (کمتر از ۵۵) انرژی پایدارتر و مداومتری فراهم میکنند.
مقدار شاخص گلیسمی سیبزمینیها بسته به نوع و نحوه آمادهسازی آنها متفاوت است. سیبزمینی شیرین گزینهای با شاخص گلیسمی پایینتر و حاوی فیبر بیشتر است. سیبزمینیهای معمولی هم که پخته و سپس سرد شدهاند، شاخص گلیسمی پایینتری دارند.
بدین ترتیب نیازی نیست افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ سیبزمینی را به طور کامل از رژیم غذاییشان حذف کنند و تحقیقات در مورد ارتباط مصرف سیبزمینی و ابتلا به دیابت هم به نتایج قطعی نرسیدهاند. با این حال با توجه به کربوهیدرات موجود در سیبزمینی، بهتر است افراد مبتلا به دیابت سیبزمینی و سایر غذاهای پرکربوهیدرات را در حد متعادل مصرف کنند.
🆔@ScientificDialectics
🌐سیب زمینی «کالری مطلق» نیست
سیبزمینی به طور طبیعی و بدون افزودنیها مانند روغن، کالری کمی دارد و در مقایسه با سایر کربوهیدراتهای محبوب مانند برنج و ماکارونی قابلیت سیرکنندگی بیشتری دارد
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
نام سیبزمینی در بین خوراکیها و مواد غذایی بیش از آنچه که باید بد در رفته است و بسیاری بر این باورند که سیبزمینی غذایی بسیار چاق کننده است. این درحالی است که در صورت مصرف صحیح سیبزمینی، برای مثال مصرف سیبزمینی آبپز و بدون روغن، از بسیاری از مواد غذایی دیگر چاق کنندهتر نیست. سیبزمینی مواد مغذی مثل ویتامین ث و پتاسیم (حتی بیشتر از موز) دارد و مقدار زیادی هم فیبر و حتی کمی پروتئین دارد و بنا بر تحقیقات، در مقایسه با ماکارونی و برنج، سیرکنندهتر است.
یک راه استفاده بهتر از سیبزمینی این است که آن را کنار غذاهای مفید دیگر مصرف کنید. به عنوان مثال میتوانید از سیبزمینی پخته کنار حبوبات مانند لوبیا سیاه و چاشنی آووکادو لذت ببرید تا یک غذای گیاهی غنی سرشار از فیبر و مناسب برای سلامتی روده داشته باشید.
سیب زمینی «کالری مطلق» نیست
سیبزمینیها به شکل شگفتآوری سرشار از مواد مغذیاند. یک سیبزمینی کوچک با پوست منبع عالی ویتامین ث و منبع خوبی از ویتامین ب۶ است که هر دو برای سلامتی پوست، عملکرد سیستم ایمنی، سوختوساز و موارد دیگر مهماند. همانطور که گفته شد، این ماده مغذی بیشتر از موز پتاسیم دارد؛ یک ماده مغذی مهم که کمتر مصرف میشود و به تنظیم فشار خون و مقابله با آثار سدیم کمک میکند.
یک سیبزمینی کوچک (با پوست) در هر وعده مصرف سه گرم پروتئین و دو گرم فیبر دارد. آن هم در حالی است که اکثر مردم علیرغم فواید متعدد فیبر برای سلامتی از جمله کنترل کلسترول، دادن احساس سیری، سلامتی گوارش و تنظیم قند خون، فیبر کافی مصرف نمیکنند.
سیبزمینی میتواند به کاهش وزن کمک کند
شواهدی قوی مبنی بر اینکه خوردن سیبزمینی خطر چاقی را افزایش میدهد، وجود ندارد؛ البته باید توجه داشت که نحوه تهیه آن بسیار مهم است.
تحقیقات نشان میدهد سیبزمینیها به طور طبیعی کالری کمی دارند و در مقایسه با سایر کربوهیدراتهای محبوب مانند برنج و ماکارونی قابلیت سیرکنندگی بیشتری دارد. جایگزین کردن برنج و ماکارونی با سیبزمینی، به مرور زمان میتواند به تنظیم اشتها، کاهش کالری دریافتی و کم کردن وزن کمک میکند.
شاخص گلیسمی همه سیبزمینیها بالا نیست
به گزارش یاهولایف، شاخص گلیسمی (GI) معیاری برای اندازهگیری پاسخ قند خون به یک مقدار استاندارد از غذا است. غذاهای با شاخص گلیسمی بالا (بیش از ۷۰) بهسرعت جذب خون میشوند، در حالی که غذاهای با شاخص گلیسمی پایین (کمتر از ۵۵) انرژی پایدارتر و مداومتری فراهم میکنند.
مقدار شاخص گلیسمی سیبزمینیها بسته به نوع و نحوه آمادهسازی آنها متفاوت است. سیبزمینی شیرین گزینهای با شاخص گلیسمی پایینتر و حاوی فیبر بیشتر است. سیبزمینیهای معمولی هم که پخته و سپس سرد شدهاند، شاخص گلیسمی پایینتری دارند.
بدین ترتیب نیازی نیست افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ سیبزمینی را به طور کامل از رژیم غذاییشان حذف کنند و تحقیقات در مورد ارتباط مصرف سیبزمینی و ابتلا به دیابت هم به نتایج قطعی نرسیدهاند. با این حال با توجه به کربوهیدرات موجود در سیبزمینی، بهتر است افراد مبتلا به دیابت سیبزمینی و سایر غذاهای پرکربوهیدرات را در حد متعادل مصرف کنند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Life
Potatoes are good for you — but they get a bad rap. Why spuds are healthier than you think.
Potatoes aren't just "empty calories." They contain more potassium than a banana and even provide protein.
👍5
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐باور قدیمی «ارتباط استفاده از موبایل و خطر سرطان»؛ تحقیقات جدید: مردم نگران نباشند
یک بررسی شاخص به تازگی نشان میدهد که بروز سرطان مغز همزمان با افزایش محبوبیت استفاده از تلفنهای همراه از اواسط دهه ۱۹۹۰ افزایش نیافته است
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال ۲۰۱۱ هشدار داد که تلفنهای همراه «احتمالاً برای انسان سرطان زا هستند» و بازوی تحقیقاتی آن از آن زمان تاکنون مطالعات گستردهای را در مورد پیوندهای احتمالی انجام داده است.
اما بر اساس یک بررسی جامع که به سفارش سازمان جهانی بهداشت انجام شده، به نظر نمیرسد استفاده از تلفن همراه خطر ابتلا به سرطان مغز را افزایش داده باشد.
بر خلاف تشعشعات یونیزهکننده که در اشعه ایکس پزشکی و پرتوهای خورشید یافت میشود، تلفنهای همراه تشعشعات غیر-یونیزهکننده ساطع میکنند که فرکانس و انرژی آن به حدی پایین است که باعث آسیب به دیاِناِي نمیشود.
با وجود افزایش محبوبیت تلفنهای همراه و سایر فناوریهای بیسیم که از فرکانسهای رادیویی مشابه - از جمله رادیو، تلویزیون و مانیتورهای کودک استفاده میکنند - افزایش مشابهی در بروز انواع سرطان مغز، سرطان خون یا سرطانهای هیپوفیز یا غدد بزاقی مشاهده نشده است.
این نتیجه از یک فراتحلیل منتشر شده در مجله علمی «Environmental International» بدست میآید که ۶۳ مطالعه انجام شده در طول دو دهه را بررسی میکند.
مارک الوود، یکی از نویسندگان این مطالعه و استاد افتخاری اپیدمیولوژی سرطان در دانشگاه اوکلند، اظهار داشت: «در خصوص ارتباط تلفنهای همراه و سرطانهای مغز، ما هیچ خطر افزودهای نیافتهایم.»
اگر مدت زمان قرارگیری در برابر تشعشعات تلفن همراه زیاد باشد چطور؟
مارک الوود خاطرنشان ساخت که «حتی با بیش از ۱۰ سال در معرض بودن و سپری کردن بیشترین زمان یا تعداد تماسها، بازهم هیچ خطری افزوده مشاهده نکردیم.»
این یافتههای جدید به دنبال یک مطالعه گسترده دیگر به دست آمده است که آن هم نشان داد که افرادی که اغلب از تلفن همراه خود استفاده می کنند در مقایسه با افرادی که به ندرت از تلفن همراه خود استفاده می کنند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان مغز نیستند.
این تجزیه و تحلیل حدود ۲۵۰ هزار نفر را به مدت ۷ سال در سوئد، بریتانیا، دانمارک، هلند و فنلاند مورد بررسی قرار داد.
در مجموع، نتایج به دست آمده به این مفهوم کمک میکند که برای اکثریت قریب به اتفاق مردم، تلفنهای همراه در خطر ابتلا به سرطان مغز نقشی ندارند.
در مورد تومورها چطور؟
آسلاک هاربو پولسن، محقق ارشد موسسه سرطان دانمارک به بخش سلامت یورونیوز گفت: «این نتایج مقوم یافتههای پیشین ماست.»
تحقیقات هاربو پولسن در دانمارک که شامل حدود ۳۵۸ هزار مشترک تلفن همراه بود، در این فراتحلیل گنجانده شد، اما او در ایم مطالعه جدید نقشی نداشت.
او گفت: «به نظر نمی رسد ارتباط قوی بین استفاده از تلفن همراه و خطر ابتلا به این تومورها در جمعیت عمومی وجود داشته باشد.»
هاربو پولسن گفت: سوال اصلی این است که آیا ممکن است تأثیری بر بخشی از افراد، به عنوان مثال، کاربران طولانی مدت تلفن همراه داشته باشد یا خیر. با این حال، او تاکید کرد که هرگونه تاثیر بالقوه همچنان «بسیار نادر» خواهد بود.
هاربو پولسن گفت که در تحقیقاتی که در مورد خطرات بالقوه سلامتی مرتبط با تلفنها انجام میشود، معمولاً مشخص نیست که آیا این ارتباط به دلیل تشعشعات بوده، یا به دلیل قرار گرفتن در معرض نور در شب بوده و یا اصلا علت دیگری داشته است.
تشعشعات فایو جی که قوی تر از نسلهاس قبلی است؛ چطور؟
نکته قابل توجه این است که این مطالعه جدید شامل دادههای مربوط به دو دهه گذشته تا سال ۲۰۲۲ میلادی است، دورهای که شبکههای نسل پنجم یا «فایو جی – 5G» - که در طیفهای فرکانس بالاتر نسبت به نسلهای قبلی کار میکردند - هنوز نسبتاً جدید بودند.
با این حال، تشعشعات شبکههای فایو جی نیز همچنان غیریونیزهکننده محسوب میشوند و نویسندگان این مطالعه معتقدند که مردم نباید نگران باشند.
الوود گفت: «هنوز مطالعات عمدهای در مورد شبکههای فایو جی انجام نشده است، اما مطالعاتی در مورد رادارها وجود دارد که فرکانسهای مشابهی با فرکانسهای بالا دارند؛ نتیجه این مطالعات نیز افزایش خطر را نشان نمیدهند.»
ترجمه شده از زبان: انگلیسی
🌐باور قدیمی «ارتباط استفاده از موبایل و خطر سرطان»؛ تحقیقات جدید: مردم نگران نباشند
یک بررسی شاخص به تازگی نشان میدهد که بروز سرطان مغز همزمان با افزایش محبوبیت استفاده از تلفنهای همراه از اواسط دهه ۱۹۹۰ افزایش نیافته است
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال ۲۰۱۱ هشدار داد که تلفنهای همراه «احتمالاً برای انسان سرطان زا هستند» و بازوی تحقیقاتی آن از آن زمان تاکنون مطالعات گستردهای را در مورد پیوندهای احتمالی انجام داده است.
اما بر اساس یک بررسی جامع که به سفارش سازمان جهانی بهداشت انجام شده، به نظر نمیرسد استفاده از تلفن همراه خطر ابتلا به سرطان مغز را افزایش داده باشد.
بر خلاف تشعشعات یونیزهکننده که در اشعه ایکس پزشکی و پرتوهای خورشید یافت میشود، تلفنهای همراه تشعشعات غیر-یونیزهکننده ساطع میکنند که فرکانس و انرژی آن به حدی پایین است که باعث آسیب به دیاِناِي نمیشود.
با وجود افزایش محبوبیت تلفنهای همراه و سایر فناوریهای بیسیم که از فرکانسهای رادیویی مشابه - از جمله رادیو، تلویزیون و مانیتورهای کودک استفاده میکنند - افزایش مشابهی در بروز انواع سرطان مغز، سرطان خون یا سرطانهای هیپوفیز یا غدد بزاقی مشاهده نشده است.
این نتیجه از یک فراتحلیل منتشر شده در مجله علمی «Environmental International» بدست میآید که ۶۳ مطالعه انجام شده در طول دو دهه را بررسی میکند.
مارک الوود، یکی از نویسندگان این مطالعه و استاد افتخاری اپیدمیولوژی سرطان در دانشگاه اوکلند، اظهار داشت: «در خصوص ارتباط تلفنهای همراه و سرطانهای مغز، ما هیچ خطر افزودهای نیافتهایم.»
اگر مدت زمان قرارگیری در برابر تشعشعات تلفن همراه زیاد باشد چطور؟
مارک الوود خاطرنشان ساخت که «حتی با بیش از ۱۰ سال در معرض بودن و سپری کردن بیشترین زمان یا تعداد تماسها، بازهم هیچ خطری افزوده مشاهده نکردیم.»
این یافتههای جدید به دنبال یک مطالعه گسترده دیگر به دست آمده است که آن هم نشان داد که افرادی که اغلب از تلفن همراه خود استفاده می کنند در مقایسه با افرادی که به ندرت از تلفن همراه خود استفاده می کنند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان مغز نیستند.
این تجزیه و تحلیل حدود ۲۵۰ هزار نفر را به مدت ۷ سال در سوئد، بریتانیا، دانمارک، هلند و فنلاند مورد بررسی قرار داد.
در مجموع، نتایج به دست آمده به این مفهوم کمک میکند که برای اکثریت قریب به اتفاق مردم، تلفنهای همراه در خطر ابتلا به سرطان مغز نقشی ندارند.
در مورد تومورها چطور؟
آسلاک هاربو پولسن، محقق ارشد موسسه سرطان دانمارک به بخش سلامت یورونیوز گفت: «این نتایج مقوم یافتههای پیشین ماست.»
تحقیقات هاربو پولسن در دانمارک که شامل حدود ۳۵۸ هزار مشترک تلفن همراه بود، در این فراتحلیل گنجانده شد، اما او در ایم مطالعه جدید نقشی نداشت.
او گفت: «به نظر نمی رسد ارتباط قوی بین استفاده از تلفن همراه و خطر ابتلا به این تومورها در جمعیت عمومی وجود داشته باشد.»
هاربو پولسن گفت: سوال اصلی این است که آیا ممکن است تأثیری بر بخشی از افراد، به عنوان مثال، کاربران طولانی مدت تلفن همراه داشته باشد یا خیر. با این حال، او تاکید کرد که هرگونه تاثیر بالقوه همچنان «بسیار نادر» خواهد بود.
هاربو پولسن گفت که در تحقیقاتی که در مورد خطرات بالقوه سلامتی مرتبط با تلفنها انجام میشود، معمولاً مشخص نیست که آیا این ارتباط به دلیل تشعشعات بوده، یا به دلیل قرار گرفتن در معرض نور در شب بوده و یا اصلا علت دیگری داشته است.
تشعشعات فایو جی که قوی تر از نسلهاس قبلی است؛ چطور؟
نکته قابل توجه این است که این مطالعه جدید شامل دادههای مربوط به دو دهه گذشته تا سال ۲۰۲۲ میلادی است، دورهای که شبکههای نسل پنجم یا «فایو جی – 5G» - که در طیفهای فرکانس بالاتر نسبت به نسلهای قبلی کار میکردند - هنوز نسبتاً جدید بودند.
با این حال، تشعشعات شبکههای فایو جی نیز همچنان غیریونیزهکننده محسوب میشوند و نویسندگان این مطالعه معتقدند که مردم نباید نگران باشند.
الوود گفت: «هنوز مطالعات عمدهای در مورد شبکههای فایو جی انجام نشده است، اما مطالعاتی در مورد رادارها وجود دارد که فرکانسهای مشابهی با فرکانسهای بالا دارند؛ نتیجه این مطالعات نیز افزایش خطر را نشان نمیدهند.»
ترجمه شده از زبان: انگلیسی
euronews
No link between mobile phone use and increased brain cancer risk
The incidence of brain cancer has not risen in tandem with the rising popularity of cell phones since the mid-1990s, a landmark review has found.
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐النسا؛ صخره مرموز عربستان سعودی که از وسط دونصف شده است
دانشمندان منشا شکاف بین دو تکه سنگ عظیم النسا را که تقریبا شش متر ارتفاع و ۹ متر عرض دارد، پدیده طبیعی میدانند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
«النسا» نام صخرهای طبیعی در صحرای شمال غربی عربستان سعودی است که از دو توده ماسهای بزرگ تشکیل شده که با شکافی مستقیم به اندازه یک مداد از یکدیگر جدا شدهاند. این شکاف تقریبا کاملا مستقیم و صاف است و این سنگ بسیار عظیم را به دو قسمت متقارن تقسیم کرده است.
به گزارش لایوساینس، النسا تقریبا شش متر ارتفاع و ۹ متر عرض دارد و دانشمندان نمیدانند این شکاف عجیب بین این صخره چگونه شکل گرفته، اما به نظر میرسد که طبیعی ایجاد شده است.
بر اساس اطلاعات وبسایت «علم زمینشناسی» (Geology Science) که اخبار و روندهای زمینشناسی را پوشش میدهد، محققان در مورد این فاصله میان دو صخره چندین نظریه ارائه دادهاند که یکی از آنها این احتمال را مطرح میکند که این شکاف به دلیل فعالیتهای تکتونیکی صفحات زمین ایجاد شده است.
صخره النسا در منطقهای دورافتاده و خشک در شمال غربی عربستان سعودی واقع شده است که گاهی دچار تغییرات تکتونیکی میشود. به گزارش این وبسایت، محققان میگویند ممکن است یک حرکت ناگهانی در پوسته زمین باعث جابهجایی و شکسته شدن النسا شده باشد. از آنجا که این صخره از ماسه سنگ ساخته شده، لایهلایه و نسبتا شکننده است. با این حال باید عاملی شکاف را چنین صیقل داده باشد، زیرا یک شکاف ناشی از حرکت صفحات زیرین زمین بهندرت میتواند اینقدر صاف و هموار باشد.
به گفته محققان، هزاران سال پس از شکاف خوردن سنگ، باد و آب بر هر دو نیمه تاثیر گذاشتهاند و احتمال دارد که شکاف ایجادشده مانند کانالی برای عبور بادهای حامل ماسه و دیگر ذرات ساینده عمل کرده باشد که بهتدریج هر دو طرف سنگ را ساییده و اینطور صاف کردهاند.
نظریه دیگری هم میگوید که این شکاف در پی یک «درز» به وجود آمده، به این معنا که سنگ بهطور طبیعی شکافته، اما کاملا از هم جدا نشده است. به گزارش موسسه فناوری فدرال سوییس در زوریخ (ETHZ)، درزها میتوانند به دلیل فعالیتهای تکتونیکی منطقهای یا به دلیل سرد شدن سنگ ایجاد شوند. درزها اغلب باعث میشوند که سنگها در امتداد خطوط مستقیم شکسته شوند، اما مشابه نظریه قبلی، فرسایش میتواند در هموار کردن شکاف نقش داشته باشد.
نظریه سومی هم وجود دارد که بر اساس آن، النسا به دلیل یخ زدن آب و انبساط آن و ایجاد ترکهای کوچک درون سنگ به دو نیم تقسیم شده است. این ترکهای کوچک ممکن است در نهایت به یکدیگر پیوسته و شکاف مستقیمی را که امروز میبینیم، ایجاد کرده باشند.
در این حالت، صخره پس از پایان یک دوره سرما که ممکن است هزاران یا میلیونها سال پیش رخ داده باشد، با آب شدن یخهای درون آن به دو بخش جداگانه تقسیم شده است.
🆔@ScientificDialectics
🌐النسا؛ صخره مرموز عربستان سعودی که از وسط دونصف شده است
دانشمندان منشا شکاف بین دو تکه سنگ عظیم النسا را که تقریبا شش متر ارتفاع و ۹ متر عرض دارد، پدیده طبیعی میدانند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
«النسا» نام صخرهای طبیعی در صحرای شمال غربی عربستان سعودی است که از دو توده ماسهای بزرگ تشکیل شده که با شکافی مستقیم به اندازه یک مداد از یکدیگر جدا شدهاند. این شکاف تقریبا کاملا مستقیم و صاف است و این سنگ بسیار عظیم را به دو قسمت متقارن تقسیم کرده است.
به گزارش لایوساینس، النسا تقریبا شش متر ارتفاع و ۹ متر عرض دارد و دانشمندان نمیدانند این شکاف عجیب بین این صخره چگونه شکل گرفته، اما به نظر میرسد که طبیعی ایجاد شده است.
بر اساس اطلاعات وبسایت «علم زمینشناسی» (Geology Science) که اخبار و روندهای زمینشناسی را پوشش میدهد، محققان در مورد این فاصله میان دو صخره چندین نظریه ارائه دادهاند که یکی از آنها این احتمال را مطرح میکند که این شکاف به دلیل فعالیتهای تکتونیکی صفحات زمین ایجاد شده است.
صخره النسا در منطقهای دورافتاده و خشک در شمال غربی عربستان سعودی واقع شده است که گاهی دچار تغییرات تکتونیکی میشود. به گزارش این وبسایت، محققان میگویند ممکن است یک حرکت ناگهانی در پوسته زمین باعث جابهجایی و شکسته شدن النسا شده باشد. از آنجا که این صخره از ماسه سنگ ساخته شده، لایهلایه و نسبتا شکننده است. با این حال باید عاملی شکاف را چنین صیقل داده باشد، زیرا یک شکاف ناشی از حرکت صفحات زیرین زمین بهندرت میتواند اینقدر صاف و هموار باشد.
به گفته محققان، هزاران سال پس از شکاف خوردن سنگ، باد و آب بر هر دو نیمه تاثیر گذاشتهاند و احتمال دارد که شکاف ایجادشده مانند کانالی برای عبور بادهای حامل ماسه و دیگر ذرات ساینده عمل کرده باشد که بهتدریج هر دو طرف سنگ را ساییده و اینطور صاف کردهاند.
نظریه دیگری هم میگوید که این شکاف در پی یک «درز» به وجود آمده، به این معنا که سنگ بهطور طبیعی شکافته، اما کاملا از هم جدا نشده است. به گزارش موسسه فناوری فدرال سوییس در زوریخ (ETHZ)، درزها میتوانند به دلیل فعالیتهای تکتونیکی منطقهای یا به دلیل سرد شدن سنگ ایجاد شوند. درزها اغلب باعث میشوند که سنگها در امتداد خطوط مستقیم شکسته شوند، اما مشابه نظریه قبلی، فرسایش میتواند در هموار کردن شکاف نقش داشته باشد.
نظریه سومی هم وجود دارد که بر اساس آن، النسا به دلیل یخ زدن آب و انبساط آن و ایجاد ترکهای کوچک درون سنگ به دو نیم تقسیم شده است. این ترکهای کوچک ممکن است در نهایت به یکدیگر پیوسته و شکاف مستقیمی را که امروز میبینیم، ایجاد کرده باشند.
در این حالت، صخره پس از پایان یک دوره سرما که ممکن است هزاران یا میلیونها سال پیش رخ داده باشد، با آب شدن یخهای درون آن به دو بخش جداگانه تقسیم شده است.
🆔@ScientificDialectics
Live Science
Al Naslaa rock: Saudi Arabia's enigmatic sandstone block that's split perfectly down the middle
Al Naslaa is a rock formation in Saudi Arabia's northwestern desert consisting of two huge, symmetrical stone blocks that are separated by a mysterious gap and sit on small pedestals.
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐چگونه با خرید شلوار جین و تیشرت دست دوم هزاران لیتر آب صرفهجویی کنیم؟
در سطح جهانی، صنعت مد هرساله معادل ۳۷ میلیون استخر شنای المپیک، آب استفاده میکند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
همه ما میدانیم که صنعت مد یک صنعت حریص است که استثمار کارگران، بلعیدن منابع طبیعی و تولید انبوهی از زباله را در پی دارد.
یک مطالعه جدید که از سوی بنیاد «آکسفام» انجام شده، نشان داده که چگونه میتوان با خرید لباسهای دستدوم از پیامدهای منفی این صنعت کاست. به گفته این خیریه بینالمللی، با خرید تنها یک جفت تیشرت و شلوار جین میتوان معادل ۲۰ هزار بطری آب صرفهجویی کرد.
بررسیهای آکسفام نشان داده که میزان آب مورد نیاز برای تولید یک تیشرت پنبهای معادل ۵۴۰۰ بطری استاندارد ۵۰۰ میلیلیتری است؛ این مقدار آب برای تأمین نیازهای نوشیدنی ۱۶۰۰ نفر در یک روز کافی است.
آب مورد نیاز برای تولید یک شلوار جین نیز معادل ۱۶ هزار بطری استاندارد است که این میزان آب برای هیدراته کردن ۴۷۵۰ نفر در یک روز کافی است.
لورنا فالون، از مدیران بنیاد آکسفام میگوید: «از این آمار مشخص است که ما در حال "غرق شدن" در مد هستیم. با توجه به اینکه جهان به دلیل تغییرات آب و هوایی با کمبود آب شیرین روبروست، اگر در کمد لباسهایمان خریدهای دستدوم هم داشته باشیم، باعث کاهش قابل توجه میزان آب مصرفی در صنعت تولید لباس میشویم.»
چرا صنعت مد اینقدر آب مصرف میکند؟
صنعت مد در سراسر زنجیره تولید محصولاتش بشدت به مصرف آب وابسته است؛ از آبیاری مزارع رشد الیاف طبیعی (بویژه پنبه) گرفته تا رنگرزی پارچهها و شستن لباسها.
تحقیقات آکسفام نشان داده که تنها در بریتانیا، میزان آب مصرفی برای تامین پوشاک مورد استفاده ساکنان، سالانه معادل هشت میلیارد مترمکعب است که این مقدار، برای تأمین نیاز مصرف آب کل جمعیت انگلستان برای مدت دو سال کافی است.
در سراسر جهان نیز سالانه ۹۳ میلیارد مترمکعب آب توسط صنعت مد استفاده میشود که برای پر کردن ۳۷ میلیون استخر شنای ویژه المپیک کافی است.
با وجود این مصرف زیاد، برندهای مختلف تولید پوشاک در این زمینه شفاف عمل نمیکنند و بنا بر گزارش جدید سازمان غیرانتفاعی «Planet Tracker» بسیاری از برندهای پوشاک جهان (۹۰ درصد)، هیچ گونه خطرمرتبط با آب را در اسناد خود فاش نمیکنند.
کمپین «دستدوم در سپتامبر» چیست؟
سازمان بینالمللی آکسفام از سال ۲۰۱۹ میلادی کمپینی را با نام «دستدوم در سپتامبر» یا Second Hand September راه اندازی کرده که هدف از آن تشویق مردم به افزایش عمر استفاده از لباسها، از مسیر خرید از فروشگاههای خیریه یا اهدای لباسهای خود به دیگران است.
لورنا فالون نیز در این باره میگوید: «با استفاده مجدد لباسها از مسیر خرید و پوشیدن لباسهای دست دوم و اهدای آنها به دیگران میتوانیم به کاهش تقاضا برای لباسهای جدید کمک کنیم. این کار به نوبه خود میتواند به کاهش آسیبها به سیاره زمین کمک کند.»
کت دیلی، مجری و بازیگر مشهور تلویزیون بریتانیا امسال حضور فعالی در این کمپین دارد و میگوید: «هر کجا در جهان بروم، همیشه سراغ فروشگاههای خیریه خواهم رفت تا زیباترین و محبوبترین قطعات را پیدا کنم. من خرید از فروشگاههای دست دوم را دوست دارم زیرا گاه شما در چنین فروشگاههایی چیزهایی کاملا منحصربهفرد پیدا میکنید. چیزهایی که هیچ کس دیگری ندارد و شما نیز از استفاده از آنها لذت میبرید؛ بویژه آنکه میدانید پولی که پرداخت کردید در راه خوبی صرف میشود و شما نیز به این لباسها فرصت دیگری برای زندگی میدهید.»
https://www.euronews.com/green/2024/09/03/drowning-in-fashion-how-much-water-could-you-save-by-buying-second-hand-jeans-and-t-shirts
🆔@ScientificDialectics
🌐چگونه با خرید شلوار جین و تیشرت دست دوم هزاران لیتر آب صرفهجویی کنیم؟
در سطح جهانی، صنعت مد هرساله معادل ۳۷ میلیون استخر شنای المپیک، آب استفاده میکند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
همه ما میدانیم که صنعت مد یک صنعت حریص است که استثمار کارگران، بلعیدن منابع طبیعی و تولید انبوهی از زباله را در پی دارد.
یک مطالعه جدید که از سوی بنیاد «آکسفام» انجام شده، نشان داده که چگونه میتوان با خرید لباسهای دستدوم از پیامدهای منفی این صنعت کاست. به گفته این خیریه بینالمللی، با خرید تنها یک جفت تیشرت و شلوار جین میتوان معادل ۲۰ هزار بطری آب صرفهجویی کرد.
بررسیهای آکسفام نشان داده که میزان آب مورد نیاز برای تولید یک تیشرت پنبهای معادل ۵۴۰۰ بطری استاندارد ۵۰۰ میلیلیتری است؛ این مقدار آب برای تأمین نیازهای نوشیدنی ۱۶۰۰ نفر در یک روز کافی است.
آب مورد نیاز برای تولید یک شلوار جین نیز معادل ۱۶ هزار بطری استاندارد است که این میزان آب برای هیدراته کردن ۴۷۵۰ نفر در یک روز کافی است.
لورنا فالون، از مدیران بنیاد آکسفام میگوید: «از این آمار مشخص است که ما در حال "غرق شدن" در مد هستیم. با توجه به اینکه جهان به دلیل تغییرات آب و هوایی با کمبود آب شیرین روبروست، اگر در کمد لباسهایمان خریدهای دستدوم هم داشته باشیم، باعث کاهش قابل توجه میزان آب مصرفی در صنعت تولید لباس میشویم.»
چرا صنعت مد اینقدر آب مصرف میکند؟
صنعت مد در سراسر زنجیره تولید محصولاتش بشدت به مصرف آب وابسته است؛ از آبیاری مزارع رشد الیاف طبیعی (بویژه پنبه) گرفته تا رنگرزی پارچهها و شستن لباسها.
تحقیقات آکسفام نشان داده که تنها در بریتانیا، میزان آب مصرفی برای تامین پوشاک مورد استفاده ساکنان، سالانه معادل هشت میلیارد مترمکعب است که این مقدار، برای تأمین نیاز مصرف آب کل جمعیت انگلستان برای مدت دو سال کافی است.
در سراسر جهان نیز سالانه ۹۳ میلیارد مترمکعب آب توسط صنعت مد استفاده میشود که برای پر کردن ۳۷ میلیون استخر شنای ویژه المپیک کافی است.
با وجود این مصرف زیاد، برندهای مختلف تولید پوشاک در این زمینه شفاف عمل نمیکنند و بنا بر گزارش جدید سازمان غیرانتفاعی «Planet Tracker» بسیاری از برندهای پوشاک جهان (۹۰ درصد)، هیچ گونه خطرمرتبط با آب را در اسناد خود فاش نمیکنند.
کمپین «دستدوم در سپتامبر» چیست؟
سازمان بینالمللی آکسفام از سال ۲۰۱۹ میلادی کمپینی را با نام «دستدوم در سپتامبر» یا Second Hand September راه اندازی کرده که هدف از آن تشویق مردم به افزایش عمر استفاده از لباسها، از مسیر خرید از فروشگاههای خیریه یا اهدای لباسهای خود به دیگران است.
لورنا فالون نیز در این باره میگوید: «با استفاده مجدد لباسها از مسیر خرید و پوشیدن لباسهای دست دوم و اهدای آنها به دیگران میتوانیم به کاهش تقاضا برای لباسهای جدید کمک کنیم. این کار به نوبه خود میتواند به کاهش آسیبها به سیاره زمین کمک کند.»
کت دیلی، مجری و بازیگر مشهور تلویزیون بریتانیا امسال حضور فعالی در این کمپین دارد و میگوید: «هر کجا در جهان بروم، همیشه سراغ فروشگاههای خیریه خواهم رفت تا زیباترین و محبوبترین قطعات را پیدا کنم. من خرید از فروشگاههای دست دوم را دوست دارم زیرا گاه شما در چنین فروشگاههایی چیزهایی کاملا منحصربهفرد پیدا میکنید. چیزهایی که هیچ کس دیگری ندارد و شما نیز از استفاده از آنها لذت میبرید؛ بویژه آنکه میدانید پولی که پرداخت کردید در راه خوبی صرف میشود و شما نیز به این لباسها فرصت دیگری برای زندگی میدهید.»
https://www.euronews.com/green/2024/09/03/drowning-in-fashion-how-much-water-could-you-save-by-buying-second-hand-jeans-and-t-shirts
🆔@ScientificDialectics
euronews
How buying second hand clothes saves thousands of bottles of water
Globally, the fashion industry uses enough water to fill 37 million Olympic-sized swimming pools a year.
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐کرمچالههای میکروسکوپی: راهحلی برای معمای گسترش کیهانی؟
پژوهشهای اخیر دانشمندان در یونان به بررسی امکان وجود کرمچالههای میکروسکوپی پرداخته که میتوانند به حل تضادهای موجود در مدلهای فعلی انبساط کیهانی کمک کنند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
این تحقیق که در مجله معتبر «Physical Review D» منتشر شده است، توضیح میدهد که حضور این کرمچالههای کوچک میتواند توضیحدهنده تفاوتهای اندازهگیری شده در انبساط جهان و نتایج حاصل از مدلهای ریاضیاتی موجود باشد.
کرمچالههای میکروسکوپی و رابطه آنها با ثابت کیهانی
یکی از مشکلات بزرگ در کیهانشناسی، ناسازگاری نتایج محاسبات با ثابت کیهانی است؛ مقداری که برای توصیف نرخ انبساط جهان به کار میرود. دانشمندان با استفاده از کرمچالههای بسیار کوچک، میتوانند نشان دهند که این کرمچالهها میتوانند باعث تغییراتی در ثابت کیهانی شوند و در نتیجه این ناسازگاریها را حل کنند.
کرمچالههای میکروسکوپی بهعنوان فضاهای بسیار کوچک در سطح فضا-زمان (Spacetime) در نظر گرفته میشوند که میتوانند باعث تغییرات غیرمنتظرهای در نحوه تعامل نیروهای گرانشی شوند. این تغییرات میتوانند در مقیاس کلان باعث انبساط جهان شوند و بهعنوان بخش مهمی از محاسبات کیهانی مطرح شوند.
تغییر توپولوژی و اثرات فیزیکی
دانشمندان از نظریه مانیفولدها (Manifold Theory) و توپولوژی (Topology) برای توصیف ساختار فضا-زمان استفاده میکنند. این نظریهها به دانشمندان اجازه میدهند تا به مدلسازی فضاهای چندبعدی بپردازند و اثرات کرمچالههای میکروسکوپی را در این فضاها مورد بررسی قرار دهند. کرمچالههای میکروسکوپی میتوانند بهعنوان تغییرات موضعی در توپولوژی فضا-زمان عمل کنند و اثرات زیادی بر گرانش و نیروهای موجود در جهان داشته باشند.
فوم کوانتومی و کرمچالهها
یکی از پدیدههای مرتبط با کرمچالههای میکروسکوپی، پدیده «فوم کوانتومی» (Quantum Foam) است. فوم کوانتومی به فضا-زمان در مقیاس بسیار کوچک اشاره دارد، جایی که قوانین فیزیکی معمول دیگر معتبر نیستند. در این فضا، کرمچالههای میکروسکوپی میتوانند به وجود بیایند و بهعنوان پلهای ارتباطی میان بخشهای مختلف فضا-زمان عمل کنند. این پلها میتوانند اثرات مهمی بر مقیاس بزرگتر کیهانی داشته باشند و به توضیح نحوه گسترش جهان کمک کنند.
ارتباط کرمچالههای میکروسکوپی با انرژی تاریک
یکی از مفاهیم کلیدی در پژوهشهای کیهانی، نقش انرژی تاریک (Dark Energy) در گسترش جهان است. پژوهشگران معتقدند که کرمچالههای میکروسکوپی ممکن است بهعنوان یکی از منابع تولید انرژی تاریک عمل کنند. تغییرات پویای فضا-زمان ناشی از حضور این کرمچالهها میتواند بخشی از انرژی تاریک را تولید کند که بهنوبه خود باعث افزایش نرخ انبساط کیهانی میشود.
طبق نتایج پژوهشها، چگالی کرمچالههای میکروسکوپی میتواند تا حدود ۱۰۱۶ کرمچاله در هر متر مکعب برسد. این مقدار بهنظر میرسد که با تخمینهای علمی موجود همخوانی داشته باشد و میتواند تأثیر قابل توجهی بر محاسبات گرانشی و مدلهای مربوط به انبساط جهان داشته باشد.
تئوری گاوس-بونِت و کرمچالهها
پژوهشگران در این مقاله از تئوری «گاوس-بونِت» (Gauss-Bonnet) برای توضیح چگونگی تأثیر کرمچالهها بر ثابت کیهانی استفاده کردهاند. این تئوری به بررسی تغییرات توپولوژیکی فضا-زمان میپردازد و نشان میدهد که حضور کرمچالهها میتواند باعث تغییراتی در ثابت کیهانی شود. بر اساس این تئوری، وجود کرمچالههای میکروسکوپی باعث میشود که ثابت کیهانی نیز بهطور دینامیکی تغییر کند و با انبساط کیهانی هماهنگ شود.
این پژوهش جدید به دانشمندان کمک میکند تا از طریق مفاهیم پیشرفتهای مانند کرمچالههای میکروسکوپی و نظریههای توپولوژیکی، به توضیح برخی از بزرگترین معماهای کیهانشناسی بپردازند. نقش انرژی تاریک و ارتباط آن با تغییرات در فضا-زمان از جمله مهمترین یافتههای این پژوهش است که میتواند به درک بهتر ما از نحوه انبساط جهان کمک کند.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://www.popularmechanics.com/science/a62045571/how-wormholes-shape-our-reality/?utm_source=flipboard&utm_content=topic%2Fspace
🆔@ScientificDialectics
🌐کرمچالههای میکروسکوپی: راهحلی برای معمای گسترش کیهانی؟
پژوهشهای اخیر دانشمندان در یونان به بررسی امکان وجود کرمچالههای میکروسکوپی پرداخته که میتوانند به حل تضادهای موجود در مدلهای فعلی انبساط کیهانی کمک کنند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
این تحقیق که در مجله معتبر «Physical Review D» منتشر شده است، توضیح میدهد که حضور این کرمچالههای کوچک میتواند توضیحدهنده تفاوتهای اندازهگیری شده در انبساط جهان و نتایج حاصل از مدلهای ریاضیاتی موجود باشد.
کرمچالههای میکروسکوپی و رابطه آنها با ثابت کیهانی
یکی از مشکلات بزرگ در کیهانشناسی، ناسازگاری نتایج محاسبات با ثابت کیهانی است؛ مقداری که برای توصیف نرخ انبساط جهان به کار میرود. دانشمندان با استفاده از کرمچالههای بسیار کوچک، میتوانند نشان دهند که این کرمچالهها میتوانند باعث تغییراتی در ثابت کیهانی شوند و در نتیجه این ناسازگاریها را حل کنند.
کرمچالههای میکروسکوپی بهعنوان فضاهای بسیار کوچک در سطح فضا-زمان (Spacetime) در نظر گرفته میشوند که میتوانند باعث تغییرات غیرمنتظرهای در نحوه تعامل نیروهای گرانشی شوند. این تغییرات میتوانند در مقیاس کلان باعث انبساط جهان شوند و بهعنوان بخش مهمی از محاسبات کیهانی مطرح شوند.
تغییر توپولوژی و اثرات فیزیکی
دانشمندان از نظریه مانیفولدها (Manifold Theory) و توپولوژی (Topology) برای توصیف ساختار فضا-زمان استفاده میکنند. این نظریهها به دانشمندان اجازه میدهند تا به مدلسازی فضاهای چندبعدی بپردازند و اثرات کرمچالههای میکروسکوپی را در این فضاها مورد بررسی قرار دهند. کرمچالههای میکروسکوپی میتوانند بهعنوان تغییرات موضعی در توپولوژی فضا-زمان عمل کنند و اثرات زیادی بر گرانش و نیروهای موجود در جهان داشته باشند.
فوم کوانتومی و کرمچالهها
یکی از پدیدههای مرتبط با کرمچالههای میکروسکوپی، پدیده «فوم کوانتومی» (Quantum Foam) است. فوم کوانتومی به فضا-زمان در مقیاس بسیار کوچک اشاره دارد، جایی که قوانین فیزیکی معمول دیگر معتبر نیستند. در این فضا، کرمچالههای میکروسکوپی میتوانند به وجود بیایند و بهعنوان پلهای ارتباطی میان بخشهای مختلف فضا-زمان عمل کنند. این پلها میتوانند اثرات مهمی بر مقیاس بزرگتر کیهانی داشته باشند و به توضیح نحوه گسترش جهان کمک کنند.
ارتباط کرمچالههای میکروسکوپی با انرژی تاریک
یکی از مفاهیم کلیدی در پژوهشهای کیهانی، نقش انرژی تاریک (Dark Energy) در گسترش جهان است. پژوهشگران معتقدند که کرمچالههای میکروسکوپی ممکن است بهعنوان یکی از منابع تولید انرژی تاریک عمل کنند. تغییرات پویای فضا-زمان ناشی از حضور این کرمچالهها میتواند بخشی از انرژی تاریک را تولید کند که بهنوبه خود باعث افزایش نرخ انبساط کیهانی میشود.
طبق نتایج پژوهشها، چگالی کرمچالههای میکروسکوپی میتواند تا حدود ۱۰۱۶ کرمچاله در هر متر مکعب برسد. این مقدار بهنظر میرسد که با تخمینهای علمی موجود همخوانی داشته باشد و میتواند تأثیر قابل توجهی بر محاسبات گرانشی و مدلهای مربوط به انبساط جهان داشته باشد.
تئوری گاوس-بونِت و کرمچالهها
پژوهشگران در این مقاله از تئوری «گاوس-بونِت» (Gauss-Bonnet) برای توضیح چگونگی تأثیر کرمچالهها بر ثابت کیهانی استفاده کردهاند. این تئوری به بررسی تغییرات توپولوژیکی فضا-زمان میپردازد و نشان میدهد که حضور کرمچالهها میتواند باعث تغییراتی در ثابت کیهانی شود. بر اساس این تئوری، وجود کرمچالههای میکروسکوپی باعث میشود که ثابت کیهانی نیز بهطور دینامیکی تغییر کند و با انبساط کیهانی هماهنگ شود.
این پژوهش جدید به دانشمندان کمک میکند تا از طریق مفاهیم پیشرفتهای مانند کرمچالههای میکروسکوپی و نظریههای توپولوژیکی، به توضیح برخی از بزرگترین معماهای کیهانشناسی بپردازند. نقش انرژی تاریک و ارتباط آن با تغییرات در فضا-زمان از جمله مهمترین یافتههای این پژوهش است که میتواند به درک بهتر ما از نحوه انبساط جهان کمک کند.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://www.popularmechanics.com/science/a62045571/how-wormholes-shape-our-reality/?utm_source=flipboard&utm_content=topic%2Fspace
🆔@ScientificDialectics
Popular Mechanics
Scientists Say Wormholes Are Secretly Altering Our Reality
These hidden structures in spacetime may be shaping our perception of the universe.
👍2❤1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
#گزارش_ویژه
🌐دانشمندان میگویند بیشتر گیتی تاریکی مطلق است و چیز بیشتری وجود ندارد
محققان میگویند سادهترین تفسیر نتایج تحقیقات این است که پسزمینه نوری کیهانی تماما از نور کهکشانها ناشی میشود و خارج از کهکشانها، تنها تاریکی وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
اندازهگیری میزان روشنایی گیتی برای تایید نظریههای موجود درباره ساختار و ترکیب عالم اهمیت بسیاری دارد. با این حال، این اندازهگیریها تاکنون چالشبرانگیز بودهاند، زیرا از جایی که ما هستیم، یعنی زمین، نور خورشید و غبار میانسیارهای در منظومه شمسی سبب پراکندگی نور و ایجاد اختلال در اندازهگیری میشوند. دانشمندان ناسا برای حل این مشکل، از فضاپیمای «نیو هورایزنز» (New Horizons) استفاده میکنند. مزیت این کاوشگر این است که به دور از آثار نور خورشید و در فضای تاریک و سرد منظومه شمسی بیرونی قرار دارد.
این فضاپیمای ناسا که بیش از ۱۸ سال پیش به فضا پرتاب شد، حدود ۹ سال پس از نقشهبرداری از سطح پلوتو به فاصلهای بیش از ۸.۸ میلیارد کیلومتری از زمین رسیده است.
به گزارش لایوساینس بر اساس مقالهای که اخیرا در مجله آستروفیزیکال (The Astrophysical Journal) منتشر شد، این کاوشگر تاکنون دقیقترین و بهترین اندازهگیریها را از مقدار کل نوری که گیتی ما تولید میکند، انجام داده است.
به گفته محققان، یکی از مسائل کلیدی در این تحقیق اندازهگیری پسزمینه نوری کیهانی یا سیاوبی (COB) است که اصطلاحا به مجموع نوری گفته میشود که در طول عمر کیهان از کهکشانها و ستارگان منتشر شده است.
این پسزمینه نوری به دانشمندان کمک میکند تا نور مرئی از ستارگان و محیط سیاهچالهها را با پیشبینیهای نظری مقایسه کنند. اگر این اعداد با هم مطابقت داشته باشند، به این نتیجه میرسیم که مدلهای کنونی ما از گیتی بهطور کلی درستاند، اما اگر اختلافی بین آنها وجود داشته باشد، این ممکن است نشان دهد که دانش ما از ماهیت گیتی ناقص است.
از آنجا که اندازهگیری پسزمینه نوری کیهانی از زمین یا حتی از درون منظومه شمسی با چالشهای بسیاری مواجه است، کاوشگر نیو هورایزنز میتواند به دور از آثار خورشید و غبار میانسیارهای در کمربند کویپر این کار را انجام دهد.
این فضاپیما با استفاده از دوربین تلسکوپی شناسایی برد بلند (لوری/ LORRI) تصاویری از کیهان ثبت کرد و محققان پس از کالیبراسیون دقیق این تصاویر با دادههای فروسرخ به دستآمده از ماهواره پلانک به منظور حذف آثار غبار، میزان نور مرئی در کیهان را تخمین زدند.
بر اساس این اندازهگیریها، شدت تابش نور مرئی کیهان ۱۱.۱۶ نانووات بر استرادیان براورد شد که با مقدار نوری که تصور میشود طی ۱۲.۶ میلیارد سال گذشته به دلیل وجود کهکشانها تولید شده باشد، همخوانی دارد. این به معنای آن است که احتمالا در مدلهای فعلی ما از کیهان، عاملی اساسی از قلم نیفتاده است.
محققان میگویند سادهترین تفسیر این نتایج آن است که پسزمینه نوری کیهانی تماما از نور کهکشانها ناشی میشود و خارج از کهکشانها، تنها تاریکی وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست.
این نتایج همچنین این نظریه را تایید میکند که بیشتر گیتی ما در تاریکی فرو رفته و تنها کهکشانها و اجرام موجود در آنها منبع نور مرئی در کیهان به شمار میروند.
🆔@ScientificDialectics
#گزارش_ویژه
🌐دانشمندان میگویند بیشتر گیتی تاریکی مطلق است و چیز بیشتری وجود ندارد
محققان میگویند سادهترین تفسیر نتایج تحقیقات این است که پسزمینه نوری کیهانی تماما از نور کهکشانها ناشی میشود و خارج از کهکشانها، تنها تاریکی وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
اندازهگیری میزان روشنایی گیتی برای تایید نظریههای موجود درباره ساختار و ترکیب عالم اهمیت بسیاری دارد. با این حال، این اندازهگیریها تاکنون چالشبرانگیز بودهاند، زیرا از جایی که ما هستیم، یعنی زمین، نور خورشید و غبار میانسیارهای در منظومه شمسی سبب پراکندگی نور و ایجاد اختلال در اندازهگیری میشوند. دانشمندان ناسا برای حل این مشکل، از فضاپیمای «نیو هورایزنز» (New Horizons) استفاده میکنند. مزیت این کاوشگر این است که به دور از آثار نور خورشید و در فضای تاریک و سرد منظومه شمسی بیرونی قرار دارد.
این فضاپیمای ناسا که بیش از ۱۸ سال پیش به فضا پرتاب شد، حدود ۹ سال پس از نقشهبرداری از سطح پلوتو به فاصلهای بیش از ۸.۸ میلیارد کیلومتری از زمین رسیده است.
به گزارش لایوساینس بر اساس مقالهای که اخیرا در مجله آستروفیزیکال (The Astrophysical Journal) منتشر شد، این کاوشگر تاکنون دقیقترین و بهترین اندازهگیریها را از مقدار کل نوری که گیتی ما تولید میکند، انجام داده است.
به گفته محققان، یکی از مسائل کلیدی در این تحقیق اندازهگیری پسزمینه نوری کیهانی یا سیاوبی (COB) است که اصطلاحا به مجموع نوری گفته میشود که در طول عمر کیهان از کهکشانها و ستارگان منتشر شده است.
این پسزمینه نوری به دانشمندان کمک میکند تا نور مرئی از ستارگان و محیط سیاهچالهها را با پیشبینیهای نظری مقایسه کنند. اگر این اعداد با هم مطابقت داشته باشند، به این نتیجه میرسیم که مدلهای کنونی ما از گیتی بهطور کلی درستاند، اما اگر اختلافی بین آنها وجود داشته باشد، این ممکن است نشان دهد که دانش ما از ماهیت گیتی ناقص است.
از آنجا که اندازهگیری پسزمینه نوری کیهانی از زمین یا حتی از درون منظومه شمسی با چالشهای بسیاری مواجه است، کاوشگر نیو هورایزنز میتواند به دور از آثار خورشید و غبار میانسیارهای در کمربند کویپر این کار را انجام دهد.
این فضاپیما با استفاده از دوربین تلسکوپی شناسایی برد بلند (لوری/ LORRI) تصاویری از کیهان ثبت کرد و محققان پس از کالیبراسیون دقیق این تصاویر با دادههای فروسرخ به دستآمده از ماهواره پلانک به منظور حذف آثار غبار، میزان نور مرئی در کیهان را تخمین زدند.
بر اساس این اندازهگیریها، شدت تابش نور مرئی کیهان ۱۱.۱۶ نانووات بر استرادیان براورد شد که با مقدار نوری که تصور میشود طی ۱۲.۶ میلیارد سال گذشته به دلیل وجود کهکشانها تولید شده باشد، همخوانی دارد. این به معنای آن است که احتمالا در مدلهای فعلی ما از کیهان، عاملی اساسی از قلم نیفتاده است.
محققان میگویند سادهترین تفسیر این نتایج آن است که پسزمینه نوری کیهانی تماما از نور کهکشانها ناشی میشود و خارج از کهکشانها، تنها تاریکی وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست.
این نتایج همچنین این نظریه را تایید میکند که بیشتر گیتی ما در تاریکی فرو رفته و تنها کهکشانها و اجرام موجود در آنها منبع نور مرئی در کیهان به شمار میروند.
🆔@ScientificDialectics
livescience.com
Scientists confirm that most of the universe is 'darkness and nothing more'
Finding the universe's brightness is essential for confirming our theories of what makes up the universe. But to do so, scientists had to send a spacecraft far away from our sun.
🔥2👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐مغولستان پیش از چنگیزخان چگونه بود؟
آرامگاه کشف شده، که اکنون مدفن «خارنور» نامیده میشود، در فاصله سالهای بین فروپاشی امپراتوری خیتان حدود سال ۱۱۲۵ میلادی و ظهور امپراتوری مغول در سال ۱۲۰۶ میلادی ساخته شده است
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
کشف «آرامگاهی ممتاز» متعلق به قرن دوازدهم در مغولستان ابعاد تازهای از دوره پیش از ظهور بزرگترین فاتح جهان، چنگیز خان، را روشن میکند، دورهای که تاکنون شناخت چندانی در موردش وجود نداشته است.
این آرامگاه، که اکنون مدفن «خارنور» نامیده میشود، در فاصله سالهای بین فروپاشی امپراتوری خیتان حدود سال ۱۱۲۵ میلادی و ظهور امپراتوری مغول در سال ۱۲۰۶ میلادی ساخته شده است.
اسناد تاریخی این دوره بیشتر گزارشهایی است که عطف به ماسبق دارد و دههها یا حتی قرنها پس از آنکه چنگیز خان امپراتوری مغول را تاسیس کرد نوشته شدهاند.
امپراتوری خیتان، که در قرن دهم تاسیس شد و در دوره اوجش بیشتر شرق و مرکز مغولستان را دربرمیگرفت، در اوایل قرن دوازدهم شروع به فروپاشی کرد.
پس از آن دوره کوتاهی از درگیری آغاز شد که در پی آن، مغولها به رهبری چنگیز خان در حدود سال ۱۲۰۶ میلادی به قدرت رسیدند.
اما از آنچه دقیقا در فاصله سالهای ۱۱۲۵ تا ۱۲۰۶ میلادی رخ داد اطلاعات چندانی در دست نیست. دانشمندانی که در حال بررسی این آرامگاهاند گفتند: «هرگونه اطلاعات جدید درباره مواردی مانند هویت افرادی که در قرن دوازدهم در این منطقه فعال بودند، وابستگیهای فرهنگی، تجاری و سیاسیشان بسیار جالبتوجه است.»
این پژوهش که همچنان ادامه دارد، و بخشی از آن اخیرا در نشریه «پژوهشهای باستانشناسی در آسیا» (Archaeological Research in Asia) منتشر شد، در حال بررسی مجموعهای از دیوارهای بلند و سازههای مرتبط است که در مساحتی حدود ۴۰۰۰ کیلومتر در مغولستان، شمال چین و روسیه گسترده شدهاند و در فاصله قرنهای یازدهم تا سیزدهم ساخته شدهاند.
مشخص نیست که این سازهها دقیقا چه زمانی ساخته شدهاند، چه کسانی آنها را ساختهاند، و به چه منظور ساخته شدهاند.
در بخش موسوم به خارنور در مغولستان، پژوهشگران مقبره زنی نجیبزاده را در محوطه داخلی قلعهای متعلق به دوره خیتان پیدا کردند.
این «آرامگاه ممتاز» در فاصله سالهای ۱۱۵۸ تا ۱۲۱۴ میلادی ساخته شده بود، هنگامی که از قلعه همچنان استفاده میشد. دانشمندان گفتند: «این شرایط تدفین سوالهای مهمی در زمینه پویایی مراسم خاکسپاری و حافظه اجتماعی در دوره فروپاشی و تحول امپراتوری مطرح میکند.»
پژوهشگران گمان میکنند تصمیم به دفن این زن داخل قلعه میتواند «نمادی تاثیرگذار از هویت، حافظه، و قدرت در دورهای از گذار باشد».
بقایای اسکلت این زن نشانههایی از آرتروز خفیف در مفاصل و عارضههای ستون فقرات دارد، و حاکی از آن است که سبک زندگی فعالی داشته است.
همچنین به نظر میرسد که او پیش از مرگ تقریبا تمام دندانهایش را از دست داده بود.
این زن با یک ردای ابریشمی زرد دفن شده و پارچههای ابریشمی زیر سرش قرار داده شده بود.
در این گور، همچنین بقایای سرپوش ابریشمی، زیورآلات طلایی، مهرههایی از جنس مواد گوناگون و همینطور تکههایی از یک ظرف برنزی، یک جام نقره، یک دستبند طلا و یک چاقوی آهنی غلافدار وجود داشت.
دانشمندان نوشتند: «با توجه به ماهیت تدفین این زن مسن، احتمالا او به خاندانی معتبر با جایگاهی سیاسی تعلق داشته و جامعه او از جابهجایی ثروت بهره میبرده است.»
آنها این فرضیه را مطرح میکنند که این نوع تدفین ممکن است «نمایش عمدی قدرت» اقدام جوامع محلی به تصاحب زمین در این دوره درگیری و کشمکش باشد.
این یافتهها نشان میدهد که ساکنان منطقه خارنور در این دوره درگیر «کشمکشهای سیاسی منطقهای گسترده» بودهاند.
گیدیون شلاخـلوی، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت: «مدفن خارنور پنجرهای منحصربهفرد به چشمانداز سیاسی و اجتماعی پیچیده مغولستان در قرن دوازدهم باز میکند.»
«این آرامگاه نشان میدهد که چطور نخبگان محلی ممکن است از ارتباطهای نمادین با امپراتوریهای گذشته برای مشروعیتبخشی به قدرت و جایگاه خودشان استفاده کرده باشند، حتی وقتی در یک محیط سیاسی بهسرعت رو به تغییر به سر میبردند.»
از سوی دیگر، باستانشناسان میگویند ممکن است کوچنشینان از قلعه متروکه خیتان برای خاکسپاری استفاده کرده باشند تا بر ادعای مالکیتشان بر این سرزمین تاکید کنند.
آنها امیدوارند که تجزیه و تحلیل بیشتر این مدفن شناخت بیشتری از این دوره گذار کلیدی در تاریخ جهان فراهم کند.
https://www.independent.co.uk/news/science/archaeology/mongolia-tomb-mystery-genghis-khan-b2605518.html
🆔@ScientificDialectics
🌐مغولستان پیش از چنگیزخان چگونه بود؟
آرامگاه کشف شده، که اکنون مدفن «خارنور» نامیده میشود، در فاصله سالهای بین فروپاشی امپراتوری خیتان حدود سال ۱۱۲۵ میلادی و ظهور امپراتوری مغول در سال ۱۲۰۶ میلادی ساخته شده است
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
کشف «آرامگاهی ممتاز» متعلق به قرن دوازدهم در مغولستان ابعاد تازهای از دوره پیش از ظهور بزرگترین فاتح جهان، چنگیز خان، را روشن میکند، دورهای که تاکنون شناخت چندانی در موردش وجود نداشته است.
این آرامگاه، که اکنون مدفن «خارنور» نامیده میشود، در فاصله سالهای بین فروپاشی امپراتوری خیتان حدود سال ۱۱۲۵ میلادی و ظهور امپراتوری مغول در سال ۱۲۰۶ میلادی ساخته شده است.
اسناد تاریخی این دوره بیشتر گزارشهایی است که عطف به ماسبق دارد و دههها یا حتی قرنها پس از آنکه چنگیز خان امپراتوری مغول را تاسیس کرد نوشته شدهاند.
امپراتوری خیتان، که در قرن دهم تاسیس شد و در دوره اوجش بیشتر شرق و مرکز مغولستان را دربرمیگرفت، در اوایل قرن دوازدهم شروع به فروپاشی کرد.
پس از آن دوره کوتاهی از درگیری آغاز شد که در پی آن، مغولها به رهبری چنگیز خان در حدود سال ۱۲۰۶ میلادی به قدرت رسیدند.
اما از آنچه دقیقا در فاصله سالهای ۱۱۲۵ تا ۱۲۰۶ میلادی رخ داد اطلاعات چندانی در دست نیست. دانشمندانی که در حال بررسی این آرامگاهاند گفتند: «هرگونه اطلاعات جدید درباره مواردی مانند هویت افرادی که در قرن دوازدهم در این منطقه فعال بودند، وابستگیهای فرهنگی، تجاری و سیاسیشان بسیار جالبتوجه است.»
این پژوهش که همچنان ادامه دارد، و بخشی از آن اخیرا در نشریه «پژوهشهای باستانشناسی در آسیا» (Archaeological Research in Asia) منتشر شد، در حال بررسی مجموعهای از دیوارهای بلند و سازههای مرتبط است که در مساحتی حدود ۴۰۰۰ کیلومتر در مغولستان، شمال چین و روسیه گسترده شدهاند و در فاصله قرنهای یازدهم تا سیزدهم ساخته شدهاند.
مشخص نیست که این سازهها دقیقا چه زمانی ساخته شدهاند، چه کسانی آنها را ساختهاند، و به چه منظور ساخته شدهاند.
در بخش موسوم به خارنور در مغولستان، پژوهشگران مقبره زنی نجیبزاده را در محوطه داخلی قلعهای متعلق به دوره خیتان پیدا کردند.
این «آرامگاه ممتاز» در فاصله سالهای ۱۱۵۸ تا ۱۲۱۴ میلادی ساخته شده بود، هنگامی که از قلعه همچنان استفاده میشد. دانشمندان گفتند: «این شرایط تدفین سوالهای مهمی در زمینه پویایی مراسم خاکسپاری و حافظه اجتماعی در دوره فروپاشی و تحول امپراتوری مطرح میکند.»
پژوهشگران گمان میکنند تصمیم به دفن این زن داخل قلعه میتواند «نمادی تاثیرگذار از هویت، حافظه، و قدرت در دورهای از گذار باشد».
بقایای اسکلت این زن نشانههایی از آرتروز خفیف در مفاصل و عارضههای ستون فقرات دارد، و حاکی از آن است که سبک زندگی فعالی داشته است.
همچنین به نظر میرسد که او پیش از مرگ تقریبا تمام دندانهایش را از دست داده بود.
این زن با یک ردای ابریشمی زرد دفن شده و پارچههای ابریشمی زیر سرش قرار داده شده بود.
در این گور، همچنین بقایای سرپوش ابریشمی، زیورآلات طلایی، مهرههایی از جنس مواد گوناگون و همینطور تکههایی از یک ظرف برنزی، یک جام نقره، یک دستبند طلا و یک چاقوی آهنی غلافدار وجود داشت.
دانشمندان نوشتند: «با توجه به ماهیت تدفین این زن مسن، احتمالا او به خاندانی معتبر با جایگاهی سیاسی تعلق داشته و جامعه او از جابهجایی ثروت بهره میبرده است.»
آنها این فرضیه را مطرح میکنند که این نوع تدفین ممکن است «نمایش عمدی قدرت» اقدام جوامع محلی به تصاحب زمین در این دوره درگیری و کشمکش باشد.
این یافتهها نشان میدهد که ساکنان منطقه خارنور در این دوره درگیر «کشمکشهای سیاسی منطقهای گسترده» بودهاند.
گیدیون شلاخـلوی، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت: «مدفن خارنور پنجرهای منحصربهفرد به چشمانداز سیاسی و اجتماعی پیچیده مغولستان در قرن دوازدهم باز میکند.»
«این آرامگاه نشان میدهد که چطور نخبگان محلی ممکن است از ارتباطهای نمادین با امپراتوریهای گذشته برای مشروعیتبخشی به قدرت و جایگاه خودشان استفاده کرده باشند، حتی وقتی در یک محیط سیاسی بهسرعت رو به تغییر به سر میبردند.»
از سوی دیگر، باستانشناسان میگویند ممکن است کوچنشینان از قلعه متروکه خیتان برای خاکسپاری استفاده کرده باشند تا بر ادعای مالکیتشان بر این سرزمین تاکید کنند.
آنها امیدوارند که تجزیه و تحلیل بیشتر این مدفن شناخت بیشتری از این دوره گذار کلیدی در تاریخ جهان فراهم کند.
https://www.independent.co.uk/news/science/archaeology/mongolia-tomb-mystery-genghis-khan-b2605518.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Mysterious tomb reveals what Mongolia was like before Genghis Khan
Period between collapse of Khitan Empire around 1125AD and rise of Mongol Empire in 1206AD is poorly understood
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐وایکینگهای نروژی از دانمارکیها بسیار خشنتر بودند
دانشمندان در بررسی اسکلتهای بهجامانده از نروژیها دریافتند حدود ۴۰ درصد نشانههایی از «ضربه کشنده» داشتند، که استفاده مکرر و اغلب مرگبار از سلاح در نروژ را روشن میکند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
بر اساس پژوهشی تازه، وایکینگها در نروژ خشنتر از آنچه پیشتر تصور میشد با یکدیگر رفتار میکردند. این موضوع ابعاد جدیدی از قوانین و نحوه اجرای آنها در این جوامع اروپایی اولیه روشن میکند.
تاکنون تصور میشد که میزان خشونت در نروژ و دانمارک عصر وایکینگها مشابه است.
اکنون، پژوهشگران این فرضیهها را به چالش کشیدهاند و میزان بسیار بیشتری از آسیبدیدگی در اسکلتها و استفاده گسترده از سلاح در نروژ یافتهاند.
دیوید جیکوبسون، یکی از نویسندگان این پژوهش از دانشگاه فلوریدای جنوبی، گفت: «یافتههای این الگوها نشان میدهد که داریم درباره جوامع متمایزی در مناطق نروژ و دانمارک صحبت میکنیم. این موضوع بسیار قابلتوجه است، زیرا فرض بر این بوده است که اسکاندیناوی دوران وایکینگها از لحاظ اجتماعی عمدتا فضایی واحد بوده است.»
این پژوهش، که در نشریه باستانشناسی انسانشناسی (Journal of Anthropological Archaeology) منتشر شده است، نشان میدهد که چگونه جوامع عصر وایکینگها در نروژ و دانمارک از نظر تجربه خشونت و نقش ساختارهای اجتماعی در شکلگیری این الگوها با یکدیگر تفاوت داشتند.
در این پژوهش جدید، دانشمندان شیوههای مورداستفاده در باستانشناسی و جامعهشناسی را با بررسی اسکلتها و سنگهای رونی، سنگهای نقشبرجسته حاوی کتیبه، ادغام کردند.
آنها بقایای اسکلتهای متعلق به عصر وایکینگها در نروژ و دانمارک را بررسی کردند و دریافتند که یکسوم اسکلتهای نروژی دارای جراحتهای بهبودیافته بودند، که نشان میدهد برخوردهای خشونتآمیز بسیار رایجتر از آن بوده است که پیشتر تصور میشد.
بین این اسکلتها، حدود ۴۰ درصد نشانههایی از «ضربه کشنده» داشتند، که استفاده مکرر و اغلب مرگبار از سلاح در نروژ را روشن میکند.
در مقابل، به نظر میرسد حدود ۶ درصد از وایکینگهای دانمارکی مرگ خشونتباری داشتهاند، که تقریبا همگی در اثر اعدامهای رسمی بوده است.
پژوهشگران متوجه حضور بارز سلاحــ بهویژه شمشیرــ در کنار اسکلتهای داخل گورهای متعلق به عصر وایکینگها در نروژ شدند.
بیش از ۳۰۰۰ شمشیر متعلق به اواخر عصر آهن و دوره وایکینگها در نروژ کشف شده است، در حالی که فقط چند ده شمشیر متعلق به همین دوره در دانمارک پیدا شده است.
این پژوهش به «تفاوتهای کلیدی» در نحوه تاثیرگذاری خشونت، سلسلهمراتب اجتماعی و قدرت بر پویایی جوامع وایکینگی دانمارک و نروژ اشاره میکند.
بهعنوان مثال، دانشمندان دریافتند که در دانمارک جامعه متمرکزتر بود و سلسلهمراتب اجتماعی روشنتر و قدرت مرکزی قویتری داشت.
خشونت در دانمارک سازمانیافتهتر و کنترلشدهتر بود، و در بیشتر مواقع به اعدامهای رسمی مرتبط بود تا خشونت میان دو فرد.
به نظر میرسد نظم اجتماعی در دانمارک عصر وایکینگها از طریق کنترل سیاسی حفظ میشده است، که این موضوع در ساخت خاکریزهای بزرگ و استحکامات انعکاس داشته است.
به گفته پژوهشگران، در نروژ، جامعه غیرمتمرکزتر بوده است که به نظر میرسد با خشونتهای بینفردی بیشتری روبرو بوده است، و میزان بالاتر آسیب مشاهدهشده در اسکلتها نشانهدهنده این موضوع است.
این یافتهها نشان میدهد که سلاح نقشی کلیدی در هویت و جایگاه اجتماعی وایکینگهای نروژی ایفا میکرد، و ارتباط این فرهنگ با خشونت را روشن میکند.
✍️ ویشوام سانکاران
https://ca.news.yahoo.com/norway-vikings-found-much-more-102506688.html
🆔@ScientificDialectics
🌐وایکینگهای نروژی از دانمارکیها بسیار خشنتر بودند
دانشمندان در بررسی اسکلتهای بهجامانده از نروژیها دریافتند حدود ۴۰ درصد نشانههایی از «ضربه کشنده» داشتند، که استفاده مکرر و اغلب مرگبار از سلاح در نروژ را روشن میکند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
بر اساس پژوهشی تازه، وایکینگها در نروژ خشنتر از آنچه پیشتر تصور میشد با یکدیگر رفتار میکردند. این موضوع ابعاد جدیدی از قوانین و نحوه اجرای آنها در این جوامع اروپایی اولیه روشن میکند.
تاکنون تصور میشد که میزان خشونت در نروژ و دانمارک عصر وایکینگها مشابه است.
اکنون، پژوهشگران این فرضیهها را به چالش کشیدهاند و میزان بسیار بیشتری از آسیبدیدگی در اسکلتها و استفاده گسترده از سلاح در نروژ یافتهاند.
دیوید جیکوبسون، یکی از نویسندگان این پژوهش از دانشگاه فلوریدای جنوبی، گفت: «یافتههای این الگوها نشان میدهد که داریم درباره جوامع متمایزی در مناطق نروژ و دانمارک صحبت میکنیم. این موضوع بسیار قابلتوجه است، زیرا فرض بر این بوده است که اسکاندیناوی دوران وایکینگها از لحاظ اجتماعی عمدتا فضایی واحد بوده است.»
این پژوهش، که در نشریه باستانشناسی انسانشناسی (Journal of Anthropological Archaeology) منتشر شده است، نشان میدهد که چگونه جوامع عصر وایکینگها در نروژ و دانمارک از نظر تجربه خشونت و نقش ساختارهای اجتماعی در شکلگیری این الگوها با یکدیگر تفاوت داشتند.
در این پژوهش جدید، دانشمندان شیوههای مورداستفاده در باستانشناسی و جامعهشناسی را با بررسی اسکلتها و سنگهای رونی، سنگهای نقشبرجسته حاوی کتیبه، ادغام کردند.
آنها بقایای اسکلتهای متعلق به عصر وایکینگها در نروژ و دانمارک را بررسی کردند و دریافتند که یکسوم اسکلتهای نروژی دارای جراحتهای بهبودیافته بودند، که نشان میدهد برخوردهای خشونتآمیز بسیار رایجتر از آن بوده است که پیشتر تصور میشد.
بین این اسکلتها، حدود ۴۰ درصد نشانههایی از «ضربه کشنده» داشتند، که استفاده مکرر و اغلب مرگبار از سلاح در نروژ را روشن میکند.
در مقابل، به نظر میرسد حدود ۶ درصد از وایکینگهای دانمارکی مرگ خشونتباری داشتهاند، که تقریبا همگی در اثر اعدامهای رسمی بوده است.
پژوهشگران متوجه حضور بارز سلاحــ بهویژه شمشیرــ در کنار اسکلتهای داخل گورهای متعلق به عصر وایکینگها در نروژ شدند.
بیش از ۳۰۰۰ شمشیر متعلق به اواخر عصر آهن و دوره وایکینگها در نروژ کشف شده است، در حالی که فقط چند ده شمشیر متعلق به همین دوره در دانمارک پیدا شده است.
این پژوهش به «تفاوتهای کلیدی» در نحوه تاثیرگذاری خشونت، سلسلهمراتب اجتماعی و قدرت بر پویایی جوامع وایکینگی دانمارک و نروژ اشاره میکند.
بهعنوان مثال، دانشمندان دریافتند که در دانمارک جامعه متمرکزتر بود و سلسلهمراتب اجتماعی روشنتر و قدرت مرکزی قویتری داشت.
خشونت در دانمارک سازمانیافتهتر و کنترلشدهتر بود، و در بیشتر مواقع به اعدامهای رسمی مرتبط بود تا خشونت میان دو فرد.
به نظر میرسد نظم اجتماعی در دانمارک عصر وایکینگها از طریق کنترل سیاسی حفظ میشده است، که این موضوع در ساخت خاکریزهای بزرگ و استحکامات انعکاس داشته است.
به گفته پژوهشگران، در نروژ، جامعه غیرمتمرکزتر بوده است که به نظر میرسد با خشونتهای بینفردی بیشتری روبرو بوده است، و میزان بالاتر آسیب مشاهدهشده در اسکلتها نشانهدهنده این موضوع است.
این یافتهها نشان میدهد که سلاح نقشی کلیدی در هویت و جایگاه اجتماعی وایکینگهای نروژی ایفا میکرد، و ارتباط این فرهنگ با خشونت را روشن میکند.
✍️ ویشوام سانکاران
https://ca.news.yahoo.com/norway-vikings-found-much-more-102506688.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Norway Vikings found to be much more violent than previously thought
Findings show weapons played key role in Norwegian Viking identity and social status
❤1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐تکالیف مدرسه محصلان بر گردن هوش مصنوعی !
گرچه هوش مصنوعی امکانات زیادی را برای بشر فراهم کرده، اما در بسیاری از زمینهها هم منتقدان زیادی دارد. از جمله معلمان و والدین که حالا شاهد آن هستند که هوش مصنوعی تکالیف دانش آموزان را انجام میدهد
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
از اواخر سال ۲۰۲۲ و با راهاندازی ChatGPT، نظم و ساختار کلاسهای درسی برهم ریخت و درنتیجه، نحوه رویکرد معلمان به نوشتن تکالیف تغییر کرد. از آن زمان، مدیران و معلمان مدرسه درصدد شناسایی مقالات تولیدشده توسط هوش مصنوعی برآمدند و از سوی دیگر دانشآموزان به تقلا افتادند تا به نحوی تکالیف انجامشده توسط هوش مصنوعی را تغییر دهند که معلم متوجه آن نشود.
اما با تمرکز بیشتر بر تکالیف نوشتاری، معلمان دریافتند که دانشآموزان بیشتر از هوش مصنوعی برای تکمیل تکالیف ریاضیشان استفاده میکنند.
این روزها دانشآموزان در اکثر نقاط دنیا، از اپلیکیشنهای رایگان گوشیهای هوشمند برای انجام تکالیف ریاضیشان با استفاده از هوش مصنوعی مولد بهره میبرند. یکی از محبوبترین این برنامهها بهویژه در سطوح دانشگاهی، برنامه Gauth متعلق به ByteDance است که همچنین شرکت مادر TikTok است.
آشنایی با اپلیکیشن گاوث و عملکرد آن
اپلیکیشن Gauth برای اولین بار در سال ۲۰۱۹ و با تمرکز بر روی ریاضیات راهاندازی شد؛ اما بهتدریج شاخههای دیگری ازجمله شیمی و فیزیک نیز اضافه شد. استقبال از این اپلیکیشن به حدی بود که در اوایل سال جاری به صدر لیستهای دانلود گوشیهای هوشمند در رده آموزش نزدیک شد. این اپلیکیشن حالا رتبه ۴.۸ ستاره را در فروشگاههای App Apple و Google Play Store دارد.
برای استفاده از این برنامه، دانشآموزان پس از دانلود آن، تلفن هوشمندشان را روی صورتمسئله (چاپشده یا دستنویس) نشانه میگیرند و در ادامه، مدل هوش مصنوعی Gauth راهنمای گامبهگامی را ارائه میکند که اغلب پاسخهایش صحیح است.
وقتی بهعنوان نمونه، چند تکلیف جبر و هندسه در سطح دبیرستان در اختیار ابزار هوش مصنوعی گاوث قرار گرفت، این برنامه موفق به کسب نمره +A نشد و بیشتر با سؤالات نموداری مشکل داشت؛ اما توانست نمره B پایین یا C بالا را کسب کند. این اپلیکیشن ایده آل نیست ولی آنقدر خوب هست که دانشآموزان خسته و تنبل را راضی کند.
گاوث در سطوح بالاتر ریاضی مثل حساب دیفرانسیل و انتگرال ۲ به مشکلات بیشتری برخورد و درنتیجه احتمال میرود که در این دروس، دانشآموزان نتیجه کمتری در این نسل فعلی از برنامههای حل تکالیف هوش مصنوعی بگیرند.
ابزارهای مولد هوش مصنوعی، در هنگام مواجهه با معادلات پیچیده ریاضی قادر به ارائه پاسخهای دقیق نیستند؛ اما حالا محققان بر روی بهبود تواناییهای هوش مصنوعی در این بخش متمرکزشدهاند و احتمالاً تکالیف کلاس ریاضی اول دبیرستان برای برنامههای فعلی هوش مصنوعی قابلحل است.
محققان Google DeepMind از نتایج اخیر آزمایش یک مدل زبان بزرگ متمرکز بر ریاضی به نام AlphaProof درباره شناسایی اشکالات موجود در المپیاد بینالمللی ریاضی امسال به وجد آمدهاند.
با نگاهی منصفانه متوجه میشویم که گاوث، خود را بهعنوان یک شرکت مطالعه هوش مصنوعی معرفی میکند که هدفش کمک به انجام تکالیف و حل مسائل دشوار است و نه ارائه تقلب. این شرکت در وب سایتش " کد افتخار" ی قرار داده که استفاده صحیح از آن را آموزش میدهد. در وبسایت این شرکت میخوانیم: «در مقابل وسوسه استفاده از گاوث در مسیرهایی که برخلاف ارزشها یا انتظارات مدرسه شما است، مقاومت کنید.» یعنی حتی مدیران گاوث هم میدانند که نوجوانان ممکن است از این برنامه بیشازحد استفاده کنند و از همین رو از آنها میخواهد قول بدهند که در استفاده از گاوث زیادهروی نکنند.
🌐تکالیف مدرسه محصلان بر گردن هوش مصنوعی !
گرچه هوش مصنوعی امکانات زیادی را برای بشر فراهم کرده، اما در بسیاری از زمینهها هم منتقدان زیادی دارد. از جمله معلمان و والدین که حالا شاهد آن هستند که هوش مصنوعی تکالیف دانش آموزان را انجام میدهد
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
از اواخر سال ۲۰۲۲ و با راهاندازی ChatGPT، نظم و ساختار کلاسهای درسی برهم ریخت و درنتیجه، نحوه رویکرد معلمان به نوشتن تکالیف تغییر کرد. از آن زمان، مدیران و معلمان مدرسه درصدد شناسایی مقالات تولیدشده توسط هوش مصنوعی برآمدند و از سوی دیگر دانشآموزان به تقلا افتادند تا به نحوی تکالیف انجامشده توسط هوش مصنوعی را تغییر دهند که معلم متوجه آن نشود.
اما با تمرکز بیشتر بر تکالیف نوشتاری، معلمان دریافتند که دانشآموزان بیشتر از هوش مصنوعی برای تکمیل تکالیف ریاضیشان استفاده میکنند.
این روزها دانشآموزان در اکثر نقاط دنیا، از اپلیکیشنهای رایگان گوشیهای هوشمند برای انجام تکالیف ریاضیشان با استفاده از هوش مصنوعی مولد بهره میبرند. یکی از محبوبترین این برنامهها بهویژه در سطوح دانشگاهی، برنامه Gauth متعلق به ByteDance است که همچنین شرکت مادر TikTok است.
آشنایی با اپلیکیشن گاوث و عملکرد آن
اپلیکیشن Gauth برای اولین بار در سال ۲۰۱۹ و با تمرکز بر روی ریاضیات راهاندازی شد؛ اما بهتدریج شاخههای دیگری ازجمله شیمی و فیزیک نیز اضافه شد. استقبال از این اپلیکیشن به حدی بود که در اوایل سال جاری به صدر لیستهای دانلود گوشیهای هوشمند در رده آموزش نزدیک شد. این اپلیکیشن حالا رتبه ۴.۸ ستاره را در فروشگاههای App Apple و Google Play Store دارد.
برای استفاده از این برنامه، دانشآموزان پس از دانلود آن، تلفن هوشمندشان را روی صورتمسئله (چاپشده یا دستنویس) نشانه میگیرند و در ادامه، مدل هوش مصنوعی Gauth راهنمای گامبهگامی را ارائه میکند که اغلب پاسخهایش صحیح است.
وقتی بهعنوان نمونه، چند تکلیف جبر و هندسه در سطح دبیرستان در اختیار ابزار هوش مصنوعی گاوث قرار گرفت، این برنامه موفق به کسب نمره +A نشد و بیشتر با سؤالات نموداری مشکل داشت؛ اما توانست نمره B پایین یا C بالا را کسب کند. این اپلیکیشن ایده آل نیست ولی آنقدر خوب هست که دانشآموزان خسته و تنبل را راضی کند.
گاوث در سطوح بالاتر ریاضی مثل حساب دیفرانسیل و انتگرال ۲ به مشکلات بیشتری برخورد و درنتیجه احتمال میرود که در این دروس، دانشآموزان نتیجه کمتری در این نسل فعلی از برنامههای حل تکالیف هوش مصنوعی بگیرند.
ابزارهای مولد هوش مصنوعی، در هنگام مواجهه با معادلات پیچیده ریاضی قادر به ارائه پاسخهای دقیق نیستند؛ اما حالا محققان بر روی بهبود تواناییهای هوش مصنوعی در این بخش متمرکزشدهاند و احتمالاً تکالیف کلاس ریاضی اول دبیرستان برای برنامههای فعلی هوش مصنوعی قابلحل است.
محققان Google DeepMind از نتایج اخیر آزمایش یک مدل زبان بزرگ متمرکز بر ریاضی به نام AlphaProof درباره شناسایی اشکالات موجود در المپیاد بینالمللی ریاضی امسال به وجد آمدهاند.
با نگاهی منصفانه متوجه میشویم که گاوث، خود را بهعنوان یک شرکت مطالعه هوش مصنوعی معرفی میکند که هدفش کمک به انجام تکالیف و حل مسائل دشوار است و نه ارائه تقلب. این شرکت در وب سایتش " کد افتخار" ی قرار داده که استفاده صحیح از آن را آموزش میدهد. در وبسایت این شرکت میخوانیم: «در مقابل وسوسه استفاده از گاوث در مسیرهایی که برخلاف ارزشها یا انتظارات مدرسه شما است، مقاومت کنید.» یعنی حتی مدیران گاوث هم میدانند که نوجوانان ممکن است از این برنامه بیشازحد استفاده کنند و از همین رو از آنها میخواهد قول بدهند که در استفاده از گاوث زیادهروی نکنند.
شرایط ایده آل برای دانش آموزان
باوجود محدودیتها و اشکالات اپلیکیشن گاوث، میلیونها دانشآموز حالا برنامهای رایگان در موبایلشان دارند که در چند ثانیه و با دقت مناسب، مسائل مختلف ریاضی را در چند ثانیه حل میکند؛ این چیزی است که تا چند سال پیش برای دانش آموزان غیرقابلتصور بود.
گاوث فوایدی هم دارد
باید این نکته را هم در نظر داشت که اپلیکیشن گاوث میتواند امکان یادگیری و دسترسی دانشآموزانی که آموزش باکیفیت دسترسی ندارند را فراهم کرده و برای دانشآموزانی که سرعت یادگیریشان، کندتر از برنامه درسی معلمشان است، مفید باشد.
این دیدگاهی است که طرفداران استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مثل ChatGPT در کلاس درس، به آن اعتقاددارند. تا زمانی که دانش آموزان همه به هدف تعیینشده برسند، چه اهمیتی دارد که آنها چه مسیری را طی کردهاند؟
لازم به ذکر است که روند تکاملی همیشه در علم ریاضی وجود داشته؛ نسل بشر، از چرتکه به ماشینحساب رسیده؛ پس چرا هوش مصنوعی مولد را بهعنوان یک گام مهم دیگر به جلو تصور نکنیم؟
دراینبین کار معلمانی که در کلاس درس، هوش مصنوعی را برای درسهای خاص به کار میگیرند یا سؤالات تمرینی شخصیتری را به دانش آموزان ارائه میدهند نیز ستودنی است؛ اما باید به این هم فکر کرد که اگر دانشآموزان بیشازحد به این برنامههای هوش مصنوعی تکیه کنند، ممکن است مهارتهای تفکر انتقادی نسلهای آینده از بین برود.
درصورتیکه مدیران آموزشی به تمرکزشان بر روی مقالات تولیدشده توسط هوش مصنوعی ادامه دهند و آن را بهعنوان تهدید اصلی در تضعیف رویکرد فعلی آموزش ببینند، شاید از خیلی چیزها غافل شوند. شاید تمرکز بر تمرین ریاضی در کلاس، بهجای ارائه تکالیف سخت برای منزل، بتواند همچنان روند مثبت یادگیری در عصر هوش مصنوعی را ادامه دهد.
اگر برنامه گاوث و دیگر برنامههای مشابه، باعث حذف تکالیف ریاضی دانشآموزان در منزل شود، آنها نیز نفس راحتی خواهند کشید؛ اما واکنش والدین و معلمان چه خواهد بود؟ شاید پاسخ دادن به این سؤال هنوز سخت باشد.
✍️ غزال زیاری
https://www.wired.com/story/gauth-ai-math-homework-app/
🆔@ScientificDialectics
باوجود محدودیتها و اشکالات اپلیکیشن گاوث، میلیونها دانشآموز حالا برنامهای رایگان در موبایلشان دارند که در چند ثانیه و با دقت مناسب، مسائل مختلف ریاضی را در چند ثانیه حل میکند؛ این چیزی است که تا چند سال پیش برای دانش آموزان غیرقابلتصور بود.
گاوث فوایدی هم دارد
باید این نکته را هم در نظر داشت که اپلیکیشن گاوث میتواند امکان یادگیری و دسترسی دانشآموزانی که آموزش باکیفیت دسترسی ندارند را فراهم کرده و برای دانشآموزانی که سرعت یادگیریشان، کندتر از برنامه درسی معلمشان است، مفید باشد.
این دیدگاهی است که طرفداران استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مثل ChatGPT در کلاس درس، به آن اعتقاددارند. تا زمانی که دانش آموزان همه به هدف تعیینشده برسند، چه اهمیتی دارد که آنها چه مسیری را طی کردهاند؟
لازم به ذکر است که روند تکاملی همیشه در علم ریاضی وجود داشته؛ نسل بشر، از چرتکه به ماشینحساب رسیده؛ پس چرا هوش مصنوعی مولد را بهعنوان یک گام مهم دیگر به جلو تصور نکنیم؟
دراینبین کار معلمانی که در کلاس درس، هوش مصنوعی را برای درسهای خاص به کار میگیرند یا سؤالات تمرینی شخصیتری را به دانش آموزان ارائه میدهند نیز ستودنی است؛ اما باید به این هم فکر کرد که اگر دانشآموزان بیشازحد به این برنامههای هوش مصنوعی تکیه کنند، ممکن است مهارتهای تفکر انتقادی نسلهای آینده از بین برود.
درصورتیکه مدیران آموزشی به تمرکزشان بر روی مقالات تولیدشده توسط هوش مصنوعی ادامه دهند و آن را بهعنوان تهدید اصلی در تضعیف رویکرد فعلی آموزش ببینند، شاید از خیلی چیزها غافل شوند. شاید تمرکز بر تمرین ریاضی در کلاس، بهجای ارائه تکالیف سخت برای منزل، بتواند همچنان روند مثبت یادگیری در عصر هوش مصنوعی را ادامه دهد.
اگر برنامه گاوث و دیگر برنامههای مشابه، باعث حذف تکالیف ریاضی دانشآموزان در منزل شود، آنها نیز نفس راحتی خواهند کشید؛ اما واکنش والدین و معلمان چه خواهد بود؟ شاید پاسخ دادن به این سؤال هنوز سخت باشد.
✍️ غزال زیاری
https://www.wired.com/story/gauth-ai-math-homework-app/
🆔@ScientificDialectics
WIRED
Generative AI Transformed English Homework. Math Is Next
ByteDance’s Gauth app scans math homework and provides thorough, often correct, answers using AI. Millions have already downloaded it for free.
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
#گزارش_روز
🌐کلاههای مخروطی مرموز در مصر باستان برای چه کاری استفاده میشدند؟
در بسیاری از نقاشیها و مجسمههای مصر باستان در بین سالهای ۱۵۵۰ تا ۳۰ قبل از میلاد، مردان و زنانی دیده میشوند که کلاههای زینتی مخروطیشکلی به اندازه یک «فنجان قهوه» را بالای سر خود بستهاند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
نوع فعالیتهایی که مردم هنگام پوشیدن این کلاهها انجام میدادند بسیار متفاوت بوده است. آنها در نقاشیها و دیوارنگارههایی با مضامین ضیافتهای تدفین و شکار، نواختن موسیقی یا حتی زایمان به تصویر کشیده شدهاند.
تا همین اواخر باستانشناسان این کلاههای سربند شکل را تنها در نقاشیها دیده بودند و هرگز شواهدی فیزیکی از آنها در مقبرهها و اتاقهای تدفین پیدا نشده بود.
اما سرانجام در سال ۲۰۱۹ در جریان کاوشهای باستانشناسی دو مقبره در گورستانهای «عَمارنَه» در شرق رود نیل، اسکلتهایی با مخروطهایی بر سر کشف شدند.
این یافته باستانشناسان ثابت میکرد که این لوازم جانبی چیزی بیش از نقوش سبکی سادهای هستند که توسط نقاشان خلق شدهاند.
تجزیه و تحلیل بقایای مواد نشان داد که مخروطها از موم زنبور عسل ساخته شدهاند و به نظر میرسد مالکان آنها هیچ یک از افراد ثروتمند نبودهاند. همچنین بقایای استخوانی نشان میداد که این افراد کارگر بوده و در زندگی سوءتغذیه را تجربه کردهاند.
باستانشناسان هنوز در مورد کارکرد واقعی این کلاهها مطمئن نیستند.
این فرضیه مطرح شده است که این کلاهها از نوعی ماده معطر یا مومیایی (احتمالا از روغن، صمغ و چربی) ساخته میشدند که با بخار شدن آهسته آنها در اثر گرمای بدن رایحهای مطبوع را از خود منتشر میکردند.
تصاویر مربوط به آن دوران، افرادی را نشان میدهد که آنها را روی کلاهگیس یا سرهای تراشیده میپوشند.
احتمال دیگر این است که مطابق باورهای سنتی این پوششهای سر به باروری کمک میکردهاند، زیرا در نقاشیهایی با «حاثور» الهه باروری در مصر باستان دیده میشوند. در تصاویر وی معمولاً یا گاو یا زنی با شاخهای گاو تصور میشده است.
نویسندگان در مطالعه خود آوردهاند: «مخروط ها به طور خاص با احساسات و تمایلات جنسی مرتبط هستند، چرا که اغلب در نقاشیهای مربوط به زنان و گاهی اوقات زنان بیلباس آمدهاند.»
در چند نقاشی بجا مانده از مصر باستان، مجالسی با حضور دختران جوان و برهنه دیده میشود که در آنها زنان با این کلاهها حضور دارند.
اولین نقاشیهای شناخته شده از این وسایل در صحنههای ضیافت یا تشییع جنازه در دوران سلطنت «حَتشـِپسوت» دیده میشود.
وی پنجمین فرعون از دودمان هجدهم پادشاهی مصر باستان بود که برای ۲۲ سال مقام فرعون مصر را برعهده داشت. از دوران فرمانروایی او با عنوان عصر طلایی تاریخ مصر یاد میشود.
https://www.livescience.com/archaeology/ancient-egyptians/ancient-egyptian-head-cones-mysterious-headgear-that-could-be-related-to-sensuality-and-fertility-rituals#
🆔@ScientificDialectics
#گزارش_روز
🌐کلاههای مخروطی مرموز در مصر باستان برای چه کاری استفاده میشدند؟
در بسیاری از نقاشیها و مجسمههای مصر باستان در بین سالهای ۱۵۵۰ تا ۳۰ قبل از میلاد، مردان و زنانی دیده میشوند که کلاههای زینتی مخروطیشکلی به اندازه یک «فنجان قهوه» را بالای سر خود بستهاند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
نوع فعالیتهایی که مردم هنگام پوشیدن این کلاهها انجام میدادند بسیار متفاوت بوده است. آنها در نقاشیها و دیوارنگارههایی با مضامین ضیافتهای تدفین و شکار، نواختن موسیقی یا حتی زایمان به تصویر کشیده شدهاند.
تا همین اواخر باستانشناسان این کلاههای سربند شکل را تنها در نقاشیها دیده بودند و هرگز شواهدی فیزیکی از آنها در مقبرهها و اتاقهای تدفین پیدا نشده بود.
اما سرانجام در سال ۲۰۱۹ در جریان کاوشهای باستانشناسی دو مقبره در گورستانهای «عَمارنَه» در شرق رود نیل، اسکلتهایی با مخروطهایی بر سر کشف شدند.
این یافته باستانشناسان ثابت میکرد که این لوازم جانبی چیزی بیش از نقوش سبکی سادهای هستند که توسط نقاشان خلق شدهاند.
تجزیه و تحلیل بقایای مواد نشان داد که مخروطها از موم زنبور عسل ساخته شدهاند و به نظر میرسد مالکان آنها هیچ یک از افراد ثروتمند نبودهاند. همچنین بقایای استخوانی نشان میداد که این افراد کارگر بوده و در زندگی سوءتغذیه را تجربه کردهاند.
باستانشناسان هنوز در مورد کارکرد واقعی این کلاهها مطمئن نیستند.
این فرضیه مطرح شده است که این کلاهها از نوعی ماده معطر یا مومیایی (احتمالا از روغن، صمغ و چربی) ساخته میشدند که با بخار شدن آهسته آنها در اثر گرمای بدن رایحهای مطبوع را از خود منتشر میکردند.
تصاویر مربوط به آن دوران، افرادی را نشان میدهد که آنها را روی کلاهگیس یا سرهای تراشیده میپوشند.
احتمال دیگر این است که مطابق باورهای سنتی این پوششهای سر به باروری کمک میکردهاند، زیرا در نقاشیهایی با «حاثور» الهه باروری در مصر باستان دیده میشوند. در تصاویر وی معمولاً یا گاو یا زنی با شاخهای گاو تصور میشده است.
نویسندگان در مطالعه خود آوردهاند: «مخروط ها به طور خاص با احساسات و تمایلات جنسی مرتبط هستند، چرا که اغلب در نقاشیهای مربوط به زنان و گاهی اوقات زنان بیلباس آمدهاند.»
در چند نقاشی بجا مانده از مصر باستان، مجالسی با حضور دختران جوان و برهنه دیده میشود که در آنها زنان با این کلاهها حضور دارند.
اولین نقاشیهای شناخته شده از این وسایل در صحنههای ضیافت یا تشییع جنازه در دوران سلطنت «حَتشـِپسوت» دیده میشود.
وی پنجمین فرعون از دودمان هجدهم پادشاهی مصر باستان بود که برای ۲۲ سال مقام فرعون مصر را برعهده داشت. از دوران فرمانروایی او با عنوان عصر طلایی تاریخ مصر یاد میشود.
https://www.livescience.com/archaeology/ancient-egyptians/ancient-egyptian-head-cones-mysterious-headgear-that-could-be-related-to-sensuality-and-fertility-rituals#
🆔@ScientificDialectics
livescience.com
Ancient Egyptian head cones: Mysterious headgear that could be related to sensuality and fertility rituals
Archaeologists remain uncertain about the purpose of these head cones, but it appears that ancient Egyptians associated them with "sensuality, sexuality and related notions."
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐گرانترین قایق تفریحی جهان؛ شاهکار چهار میلیارد دلاری که از طلا و استخوان دایناسور پوشیده است
این کشتی پوشیده از طلا و جواهر پدیدهای شگفتانگیز است اما از آنجا که کسی تاکنون آن را ندیده است، در هالهای از ابهام قرار دارد
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
گرانترین قایق تفریحی دنیا یک شاهکار شناور به ارزش ۴ میلیارد دلار است که گفت میشود با طلا پوشیده و دیوارهای آن از استخوانهای تیرکس (نوعی دایناسور) ساخته شده است. این قایق لوکس «به طور شگفتآوری تماشایی» توصیف شده، با این حال همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، زیرا تاکنون هیچکس آن را ندیده است.
شنیدهها حاکی از آن است که این قایق را یک میلیاردر مالزیایی مرموز سفارش داده و استوارت هیوز، هنرمند جنجالی، آن را طراحی کرده است و به نظر میرسد ویژگیهایی عجیب و خاص دارد.
این کشتی که با نام «هیستوری سوپریم» (History Supreme) شناخته میشود، ظاهرا با ۱۰۰ هزار کیلوگرم طلا پوشیده و با جواهرات تزیین شده است و نردهها، عرشه، فضای غذاخوری و حتی بدنه قایق همگی با طلا پوشیده شدهاند. حتی لنگر قایق هم به طور ویژهای در طلای مایع فرو رفته است؛ همچنین گفته میشود که در داخل آن مجسمهای است که با استخوانهای واقعی تیرکس ساخته شده است و دیوارها نیز با تراشههای استخوان دایناسور تزیین شدهاند.
با این حال اکثر مردم حتی باور ندارند که چنین قایقی وجود داشته باشد.
به گزارش سان، ادعا میشود که استخوانهای تیرکس که برای این قایق استفاده شدهاند، از اسکلت یک دایناسور در آریزونای ایالات متحده تامین شدهاند. فقط تکههایی از استخوان ران این دایناسور حدود ۶۸ هزار پوند ارزش دارد.
بنا به گزارشها، ساخت این قایق به عهده استوارت هیوز، طراح مشهور بریتانیایی بوده و سه سال طول کشیده است. او در مصاحبهای گفته بود وقتی یکی از دوستانش در حوزه قایقرانی از او خواست این قایق لوکس را طراحی کند، بسیار هیجانزده شد. او آزادی کامل داشت تا قایق را به هر شکلی که دوست دارد، طراحی کند و بسازد.
هیستوری سوپریم با ارزش چهار میلیارد دلار گرانترین قایق بادبانی جهان لقب گرفته است که به گفته هیوز، بخش زیادی از این مبلغ هنگفت به دلیل طلاها و استخوانهای دایناسور به کار رفته در آن است.
در این قایق تفریحی یک بطری مشروب لوکس با یک الماس ۱۸.۵ قیراطی، که یکی از نادرترین الماسهای جهان است، به همراه یک آکواریوم دیواری پانوراما ساختهشده از ۶۸ کیلو طلای ۲۴ عیار هم وجود دارد.
هیوز بارها در مورد «هیستوری سوپریم» صحبت کرده و با وجود آنکه هرگز فاش نکرده خریدار آن کیست، به رابرت کوک اشارهای داشته است.
کوک ثروتمندترین فرد مالزی و دومین ثروتمند جنوب شرقی آسیا است. دارایی خالص او هشت میلیارد پوند است، اما فوربس در سال ۲۰۱۱ ثروت او را حدود ۹.۵ میلیارد پوند تخمین زد.
🆔@ScientificDialectics
🌐گرانترین قایق تفریحی جهان؛ شاهکار چهار میلیارد دلاری که از طلا و استخوان دایناسور پوشیده است
این کشتی پوشیده از طلا و جواهر پدیدهای شگفتانگیز است اما از آنجا که کسی تاکنون آن را ندیده است، در هالهای از ابهام قرار دارد
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
گرانترین قایق تفریحی دنیا یک شاهکار شناور به ارزش ۴ میلیارد دلار است که گفت میشود با طلا پوشیده و دیوارهای آن از استخوانهای تیرکس (نوعی دایناسور) ساخته شده است. این قایق لوکس «به طور شگفتآوری تماشایی» توصیف شده، با این حال همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، زیرا تاکنون هیچکس آن را ندیده است.
شنیدهها حاکی از آن است که این قایق را یک میلیاردر مالزیایی مرموز سفارش داده و استوارت هیوز، هنرمند جنجالی، آن را طراحی کرده است و به نظر میرسد ویژگیهایی عجیب و خاص دارد.
این کشتی که با نام «هیستوری سوپریم» (History Supreme) شناخته میشود، ظاهرا با ۱۰۰ هزار کیلوگرم طلا پوشیده و با جواهرات تزیین شده است و نردهها، عرشه، فضای غذاخوری و حتی بدنه قایق همگی با طلا پوشیده شدهاند. حتی لنگر قایق هم به طور ویژهای در طلای مایع فرو رفته است؛ همچنین گفته میشود که در داخل آن مجسمهای است که با استخوانهای واقعی تیرکس ساخته شده است و دیوارها نیز با تراشههای استخوان دایناسور تزیین شدهاند.
با این حال اکثر مردم حتی باور ندارند که چنین قایقی وجود داشته باشد.
به گزارش سان، ادعا میشود که استخوانهای تیرکس که برای این قایق استفاده شدهاند، از اسکلت یک دایناسور در آریزونای ایالات متحده تامین شدهاند. فقط تکههایی از استخوان ران این دایناسور حدود ۶۸ هزار پوند ارزش دارد.
بنا به گزارشها، ساخت این قایق به عهده استوارت هیوز، طراح مشهور بریتانیایی بوده و سه سال طول کشیده است. او در مصاحبهای گفته بود وقتی یکی از دوستانش در حوزه قایقرانی از او خواست این قایق لوکس را طراحی کند، بسیار هیجانزده شد. او آزادی کامل داشت تا قایق را به هر شکلی که دوست دارد، طراحی کند و بسازد.
هیستوری سوپریم با ارزش چهار میلیارد دلار گرانترین قایق بادبانی جهان لقب گرفته است که به گفته هیوز، بخش زیادی از این مبلغ هنگفت به دلیل طلاها و استخوانهای دایناسور به کار رفته در آن است.
در این قایق تفریحی یک بطری مشروب لوکس با یک الماس ۱۸.۵ قیراطی، که یکی از نادرترین الماسهای جهان است، به همراه یک آکواریوم دیواری پانوراما ساختهشده از ۶۸ کیلو طلای ۲۴ عیار هم وجود دارد.
هیوز بارها در مورد «هیستوری سوپریم» صحبت کرده و با وجود آنکه هرگز فاش نکرده خریدار آن کیست، به رابرت کوک اشارهای داشته است.
کوک ثروتمندترین فرد مالزی و دومین ثروتمند جنوب شرقی آسیا است. دارایی خالص او هشت میلیارد پوند است، اما فوربس در سال ۲۰۱۱ ثروت او را حدود ۹.۵ میلیارد پوند تخمین زد.
🆔@ScientificDialectics
The US Sun
World’s most expensive yacht is made of gold & T-Rex bones - but does it exist?
THE world’s most expensive superyacht is a £4billion floating masterpiece with gold-plated sides and walls made of T-Rex bones. Although the flashy floater is supposedly a jaw-dropping sight …
🔥2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
#گزارش_تکمیلی
🌐رازهایی که فیلم مورد علاقه افراد درباره عملکرد مغز فاش میکند
علاقمندان به فیلمهای پرحادثه و کمدی واکنش بسیار قوی به احساسات منفی دارند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
محققان میگویند سبک (Genre) سینمایی مورد علاقه افراد اطلاعاتی را درباره عملکرد مغزشان فاش میکند. این نتایج از پژوهش جدید دانشگاه مارتین لوتر هاله-ویتنبرگ (MLU) در آلمان و پس از مقایسه علاقهمندی به نوع خاصی از فیلمهای سینمایی و فعالیت مغزی ۲۶۰ نفر به دست آمده است.
استر زویکی، روانشناس در دانشگاه مارتین لوتر هاله-ویتنبرگ، میگوید: «فیلمها برای روانشناسان پدیدههای جالبیاند، زیرا نهتنها میتوانند هر احساس انسانی را به تصویر بکشند، که حتی میتوانند احساسات آدمی را هم برانگیزند. در بسیاری از فیلمها احساسات منفی مانند خشم یا ترس نقش مهمی دارند.»
به گزارش ساینس دیلی، تا همین اواخر درمورد ارتباط انتخاب فیلم و پردازش احساسات منفی در مغز اطلاعات نسبتا کمی وجود داشت. اما حالا محققان با تجزیه و تحلیل دادههای ۲۵۷ نفر این ارتباط را با جزئیات بررسی کردهاند. شرکتکنندگان در این مطالعه وسیع درمورد فیلمهایی که آنها را بیشتر ترجیح میدهند اطلاعاتی ارائه کردند. براساس این تحقیق علاقمندان به فیلمهای پرحادثه و کمدی واکنش بسیار قوی به احساسات منفی دارند در حالی که علاقمندان به مستند و فیلمهای جنایی واکنش ضعیفتری نشان میدهند.
علاوهبر این، با دستگاه «تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی» یا «امآرآی عملکردی»(fMRI) فعالیت مغزی شرکتکنندگان بررسی شد. در این پژوهش، در حالی که شرکتکنندگان در دستگاه امآرآی دراز کشیده بودند، به آنان چهرههای ترسناک، عصبی و اشکال هندسی نشان داده شد.
به گفته زویکی، با این آزمایش مشخص میتوانیم نحوه پردازش محرکهای عاطفی در مغز را اندازه گیری کنیم. به گفته او، آمیگدال مغز در پاسخ به تهدیدات پاسخ جنگ یا گریز نشان میدهد. گروه تحقیقاتی همچنین فعالیت عصبی هسته اکومبنس در مغز را، که مرکز پاداش است، بررسی کردند و به نتایج جالبی رسیدند.
زویکی میگوید: «ما دریافتیم که علاقهمندان به فیلمهای پرحادثه (action films) در هر دو بخش مغز شدیدترین واکنشها را نشان دادند. ما انتظار چنین چیزی را نداشتیم، زیرا فیلمهای پر زدوخورد معمولا محرکهای زیادی ارائه میکنند. بنابراین منطقیتر این بود که تحریکپذیری علاقهمندان به فیلمهای پر زدوخورد چندان آسان نباشد. با این حال نتایج نشان میدهد علاقهمندان به این فیلمها، بهویژه به محرکهای احساسی، حساسیت نشان میدهند و این تحریکپذیری برایشان جذاب است.»
این گروه تحقیقاتی در مغز افرادی که فیلمهای کمدی را ترجیح میدادند، فعالیتهای مشابهی پیدا کردند. با این حال تصاویر مغزی علاقهمندان به فیلمهای جنایی یا مستند، متفاوت بود و هر دو ناحیه مغز این افراد به شکل قابلتوجهی کمتر از دیگر گروههای شرکتکننده به محرکهای عاطفی واکنش نشان دادند. به گفته زویکی ظاهرا مردم در انتخاب فیلم سراغ آنهایی میروند که مغزشان را به بهترین شکل ممکن تحریک میکند.
🆔@ScientificDialectics
#گزارش_تکمیلی
🌐رازهایی که فیلم مورد علاقه افراد درباره عملکرد مغز فاش میکند
علاقمندان به فیلمهای پرحادثه و کمدی واکنش بسیار قوی به احساسات منفی دارند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
محققان میگویند سبک (Genre) سینمایی مورد علاقه افراد اطلاعاتی را درباره عملکرد مغزشان فاش میکند. این نتایج از پژوهش جدید دانشگاه مارتین لوتر هاله-ویتنبرگ (MLU) در آلمان و پس از مقایسه علاقهمندی به نوع خاصی از فیلمهای سینمایی و فعالیت مغزی ۲۶۰ نفر به دست آمده است.
استر زویکی، روانشناس در دانشگاه مارتین لوتر هاله-ویتنبرگ، میگوید: «فیلمها برای روانشناسان پدیدههای جالبیاند، زیرا نهتنها میتوانند هر احساس انسانی را به تصویر بکشند، که حتی میتوانند احساسات آدمی را هم برانگیزند. در بسیاری از فیلمها احساسات منفی مانند خشم یا ترس نقش مهمی دارند.»
به گزارش ساینس دیلی، تا همین اواخر درمورد ارتباط انتخاب فیلم و پردازش احساسات منفی در مغز اطلاعات نسبتا کمی وجود داشت. اما حالا محققان با تجزیه و تحلیل دادههای ۲۵۷ نفر این ارتباط را با جزئیات بررسی کردهاند. شرکتکنندگان در این مطالعه وسیع درمورد فیلمهایی که آنها را بیشتر ترجیح میدهند اطلاعاتی ارائه کردند. براساس این تحقیق علاقمندان به فیلمهای پرحادثه و کمدی واکنش بسیار قوی به احساسات منفی دارند در حالی که علاقمندان به مستند و فیلمهای جنایی واکنش ضعیفتری نشان میدهند.
علاوهبر این، با دستگاه «تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی» یا «امآرآی عملکردی»(fMRI) فعالیت مغزی شرکتکنندگان بررسی شد. در این پژوهش، در حالی که شرکتکنندگان در دستگاه امآرآی دراز کشیده بودند، به آنان چهرههای ترسناک، عصبی و اشکال هندسی نشان داده شد.
به گفته زویکی، با این آزمایش مشخص میتوانیم نحوه پردازش محرکهای عاطفی در مغز را اندازه گیری کنیم. به گفته او، آمیگدال مغز در پاسخ به تهدیدات پاسخ جنگ یا گریز نشان میدهد. گروه تحقیقاتی همچنین فعالیت عصبی هسته اکومبنس در مغز را، که مرکز پاداش است، بررسی کردند و به نتایج جالبی رسیدند.
زویکی میگوید: «ما دریافتیم که علاقهمندان به فیلمهای پرحادثه (action films) در هر دو بخش مغز شدیدترین واکنشها را نشان دادند. ما انتظار چنین چیزی را نداشتیم، زیرا فیلمهای پر زدوخورد معمولا محرکهای زیادی ارائه میکنند. بنابراین منطقیتر این بود که تحریکپذیری علاقهمندان به فیلمهای پر زدوخورد چندان آسان نباشد. با این حال نتایج نشان میدهد علاقهمندان به این فیلمها، بهویژه به محرکهای احساسی، حساسیت نشان میدهند و این تحریکپذیری برایشان جذاب است.»
این گروه تحقیقاتی در مغز افرادی که فیلمهای کمدی را ترجیح میدادند، فعالیتهای مشابهی پیدا کردند. با این حال تصاویر مغزی علاقهمندان به فیلمهای جنایی یا مستند، متفاوت بود و هر دو ناحیه مغز این افراد به شکل قابلتوجهی کمتر از دیگر گروههای شرکتکننده به محرکهای عاطفی واکنش نشان دادند. به گفته زویکی ظاهرا مردم در انتخاب فیلم سراغ آنهایی میروند که مغزشان را به بهترین شکل ممکن تحریک میکند.
🆔@ScientificDialectics
ScienceDaily
Brain research: Study shows what your favorite film genres reveal about your brain
Crime films, action films, comedies, or documentaries? A person's favorite film genre reveals a lot about how their brain works. Fans of action films and comedies reacted very strongly to negative emotional stimuli, while participants who favored documentaries…
❤3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐داروی دیابت ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد
یکسوم داروهای تحت کارآزماییهای بالینی برای بیماری آلزایمر نیز پیشتر برای عارضههای دیگر استفاده شده بودند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
پژوهشی جدید نشان داده است دارویی که برای درمان دیابت نوع ۲ استفاده میشود با کاهش ۳۵ درصدی خطر ابتلا به زوال عقل مرتبط است.
به گفته کارشناسان، ایده تغییر کاربری داروهای موجود برای درمان بیماریهایی که باعث زوال عقل میشوند «پتانسیل عظیمی» دارد، گرچه پژوهشگران تاکید کردند که آزمایشهای بیشتری برای تایید یافتههایشان لازم است.
در این تحقیق، پژوهشگران کرهای دادههای ۱۱۰ هزار و ۸۸۵ فرد مبتلا به دیابت نوع ۲ در گروه سنی بین ۴۰ تا ۶۹ سال را که در پایگاه خدمات بیمه ملی سلامت کره ثبت شده بود، تجزیه و تحلیل کردند.
بیماران یا از بازدارندههای سدیمـگلوکز همترابر-۲ (اسجیالتی-۲، SGLT-2)، استفاده میکردند، که از طریق کاهش میزان جذب مجدد گلوکز در کلیه عمل میکند، و سبب میشود گلوکز از طریق ادرار از بدن دفع شود، یا از بازدارندههای دیپپتیدیل پپتیداز ۴ (دیپیپی-۴، DPP-4) استفاده میکردند که همچنین با نام گلیپتینها شناخته میشوند، و از طریق مسدودسازی آنزیمی عمل میکنند که به بدن در افزایش سطح انسولین پس از غذا خوردن کمک میکنند.
در طول دوره پیگیری، ۱۱۷۲ مورد جدید ابتلا به زوال عقل تشخیص داده شد.
یافتههای این پژوهش نشان داد که بازدارندههای اسجیالتی-۲، در مقایسه با بازدارندههای دیپیپی-۴، با کاهش ۳۵ درصدی خطر ابتلا به زوال عقل ارتباط دارند.
پژوهشگران گفتند: «این ارتباط بهشکلی مشابه در مورد بیماری آلزایمر و زوال عقل عروقی نیز مشاهده شد و نتیجه در تمام زیرگروهها یکدست بود.»
«ما مشاهده کردیم که با دوره درمان بیش از دو سال، این ارتباط بیشتر میشود.»
«این یافتهها بر ضرورت انجام آزمایشهای کنترلشده تصادفی در آینده تاکید دارند.»
در پاسخ به این پژوهش، دکتر جکی هنلی، رئیس بخش پژوهش در سازمان پژوهش آلزایمر بریتانیا، خواستار تایید این یافتهها در «آزمایشهای بالینی قوی» شد.
او گفت: «تحقیق در مورد سازوکارهای پشت این اثر ظاهری نیز اهمیت خواهد داشت، زیرا این میتواند به پژوهشگران سرنخهایی برای سایر روشهای درمانی بدهد.
«ترغیبکننده است وقتی میبینی پژوهشهای بزرگی به بررسی این موضوع میپردازند که آیا داروهایی که قبلا مجوز گرفتهاند میتوانند تغییر کاربری بدهند و برای درمان زوال عقل استفاده شوند.»
«از آنجا که این داروها قبلا نشان دادهاند که مصرفشان برای افراد بیخطر است، این امر احتمالا میتواند روند آزمایش آنها در کارآزماییهای بالینی برای مقابله با زوال عقل را تسریع کند، و همینطور آنها را به میزان قابلتوجهی کمهزینهتر میکند.»
دکتر هنلی در ادامه افزود ایده تغییر کاربری داروهای موجود برای درمان بیماریهایی که باعث زوال عقل میشوند پتانسیل عظیمی دارد و یکسوم داروهای تحت کارآزماییهای بالینی برای بیماری آلزایمر پیشتر برای عارضههای دیگر استفاده شده بودند.
دکتر ایوان کویچف، پژوهشگر ارشد بالینی در پلتفرم دمانس بریتانیا (Dementia Platform UK) در دانشگاه آکسفورد، گفت: «این نتایج شواهد همهگیرشناختی مستدل موجود برای کاهش خطر ابتلا به زوال عقل از طریق داروهای دیابت، بهویژه بازدارندههای اسجیالتی۲ و آگونیستهای گیرنده پپتید شبهگلوکاگون-۱، را تقویت میکند.»
«همانطور که در پژوهش فعلی مشاهده شد، خطر ابتلا به زوال عقل به میزان قابلتوجهی (۳۰ تا ۴۰ درصد) کاهش پیدا میکند. سازوکار بروز این آثار ناشناخته است اما احتمالا با تاثیر التهاب بر مغز، کاهش خطر پیشامدهای مغزیعروقی یا تنظیم سوختوساز گلوکز در مغز مرتبط است.»
با وجود این، او گفت پیشبینی احتیاطی این است که نمیتوان ارتباط مستقیمی بین علت و معلول برقرار کرد اما این پژوهشها دلیل محکمتری برای انجام کارآزماییهای بالینی فراهم میکند.
✍️ ربکا توماس ، استورم نیوتن
https://www.independent.co.uk/news/health/diabetes-drug-dementia-research-health-b2603138.html
🆔@ScientificDialectics
🌐داروی دیابت ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد
یکسوم داروهای تحت کارآزماییهای بالینی برای بیماری آلزایمر نیز پیشتر برای عارضههای دیگر استفاده شده بودند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
پژوهشی جدید نشان داده است دارویی که برای درمان دیابت نوع ۲ استفاده میشود با کاهش ۳۵ درصدی خطر ابتلا به زوال عقل مرتبط است.
به گفته کارشناسان، ایده تغییر کاربری داروهای موجود برای درمان بیماریهایی که باعث زوال عقل میشوند «پتانسیل عظیمی» دارد، گرچه پژوهشگران تاکید کردند که آزمایشهای بیشتری برای تایید یافتههایشان لازم است.
در این تحقیق، پژوهشگران کرهای دادههای ۱۱۰ هزار و ۸۸۵ فرد مبتلا به دیابت نوع ۲ در گروه سنی بین ۴۰ تا ۶۹ سال را که در پایگاه خدمات بیمه ملی سلامت کره ثبت شده بود، تجزیه و تحلیل کردند.
بیماران یا از بازدارندههای سدیمـگلوکز همترابر-۲ (اسجیالتی-۲، SGLT-2)، استفاده میکردند، که از طریق کاهش میزان جذب مجدد گلوکز در کلیه عمل میکند، و سبب میشود گلوکز از طریق ادرار از بدن دفع شود، یا از بازدارندههای دیپپتیدیل پپتیداز ۴ (دیپیپی-۴، DPP-4) استفاده میکردند که همچنین با نام گلیپتینها شناخته میشوند، و از طریق مسدودسازی آنزیمی عمل میکنند که به بدن در افزایش سطح انسولین پس از غذا خوردن کمک میکنند.
در طول دوره پیگیری، ۱۱۷۲ مورد جدید ابتلا به زوال عقل تشخیص داده شد.
یافتههای این پژوهش نشان داد که بازدارندههای اسجیالتی-۲، در مقایسه با بازدارندههای دیپیپی-۴، با کاهش ۳۵ درصدی خطر ابتلا به زوال عقل ارتباط دارند.
پژوهشگران گفتند: «این ارتباط بهشکلی مشابه در مورد بیماری آلزایمر و زوال عقل عروقی نیز مشاهده شد و نتیجه در تمام زیرگروهها یکدست بود.»
«ما مشاهده کردیم که با دوره درمان بیش از دو سال، این ارتباط بیشتر میشود.»
«این یافتهها بر ضرورت انجام آزمایشهای کنترلشده تصادفی در آینده تاکید دارند.»
در پاسخ به این پژوهش، دکتر جکی هنلی، رئیس بخش پژوهش در سازمان پژوهش آلزایمر بریتانیا، خواستار تایید این یافتهها در «آزمایشهای بالینی قوی» شد.
او گفت: «تحقیق در مورد سازوکارهای پشت این اثر ظاهری نیز اهمیت خواهد داشت، زیرا این میتواند به پژوهشگران سرنخهایی برای سایر روشهای درمانی بدهد.
«ترغیبکننده است وقتی میبینی پژوهشهای بزرگی به بررسی این موضوع میپردازند که آیا داروهایی که قبلا مجوز گرفتهاند میتوانند تغییر کاربری بدهند و برای درمان زوال عقل استفاده شوند.»
«از آنجا که این داروها قبلا نشان دادهاند که مصرفشان برای افراد بیخطر است، این امر احتمالا میتواند روند آزمایش آنها در کارآزماییهای بالینی برای مقابله با زوال عقل را تسریع کند، و همینطور آنها را به میزان قابلتوجهی کمهزینهتر میکند.»
دکتر هنلی در ادامه افزود ایده تغییر کاربری داروهای موجود برای درمان بیماریهایی که باعث زوال عقل میشوند پتانسیل عظیمی دارد و یکسوم داروهای تحت کارآزماییهای بالینی برای بیماری آلزایمر پیشتر برای عارضههای دیگر استفاده شده بودند.
دکتر ایوان کویچف، پژوهشگر ارشد بالینی در پلتفرم دمانس بریتانیا (Dementia Platform UK) در دانشگاه آکسفورد، گفت: «این نتایج شواهد همهگیرشناختی مستدل موجود برای کاهش خطر ابتلا به زوال عقل از طریق داروهای دیابت، بهویژه بازدارندههای اسجیالتی۲ و آگونیستهای گیرنده پپتید شبهگلوکاگون-۱، را تقویت میکند.»
«همانطور که در پژوهش فعلی مشاهده شد، خطر ابتلا به زوال عقل به میزان قابلتوجهی (۳۰ تا ۴۰ درصد) کاهش پیدا میکند. سازوکار بروز این آثار ناشناخته است اما احتمالا با تاثیر التهاب بر مغز، کاهش خطر پیشامدهای مغزیعروقی یا تنظیم سوختوساز گلوکز در مغز مرتبط است.»
با وجود این، او گفت پیشبینی احتیاطی این است که نمیتوان ارتباط مستقیمی بین علت و معلول برقرار کرد اما این پژوهشها دلیل محکمتری برای انجام کارآزماییهای بالینی فراهم میکند.
✍️ ربکا توماس ، استورم نیوتن
https://www.independent.co.uk/news/health/diabetes-drug-dementia-research-health-b2603138.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Diabetes drug ‘may lower risk of developing dementia’
Huge potential for research into drugs that can be repurposed to treat dementia and Alzheimer’s, say experts
👍3❤2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐جایگزینی کارکنان با هوش مصنوعی؛ افراد با تحصیلات عالی آسیبپذیرتر هستند
گزارش اداره آمار کانادا نشان میدهد که تقریباً یکسوم کارکنان کانادایی با احتمال جایگزینی به وسیله هوش مصنوعی روبهرو بوده و افراد دارای تحصیلات عالی در برابر این نابسامانیها آسیبپذیرتر هستند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
این گزارش، کارکنان کانادایی را براساس میزان مواجهه شغلی آنها با هوش مصنوعی و احتمال جایگزینی یا تکمیل جایگاه آنها به وسیله فناوری، در سه گروه دستهبندی کرده است.
اداره آمار کانادا گفت: «مشاغل دارای مواجهه بالا و تکمیلکنندگی پایین جزو مشاغلی هستند که احتمالاً بشدت در معرض تحولات شغلی مرتبط با هوش مصنوعی قرار میگیرند.»
این مطالعه نشان داد که حدود ۴.۲ میلیون یا ۳۱ درصد از کارکنان کانادایی در مه ۲۰۲۱ در گروه مواجهه بالا و تکمیلکنندگی پایین قرار دارند که «در آینده هوش مصنوعی جای آنها را میگیرد.»
در عینحال، ۲۹ درصد در مشاغلی فعالیت دارند که نرخ مواجهه بالایی دارند و در عینحال مکمل خوبی برای هوش مصنوعی هستند. ۴۰ درصد باقیمانده نیز در مشاغلی هستند که مواجهه کمتری با این فناوری دارند.
این گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی موقعیتهای شغلی کارکنان دارای تحصیلات عالی را بیشتر از کارکنان کمسواد دستخوش تغییر میکند؛ برخلاف تحولات فناورانه قبلی که عمدتاً کارکنان دارای تحصیلات پایینتر را تحت تأثیر قرار میدادند.
بهطور خاص، ۳۷ درصد از کارکنان دارای لیسانس و ۳۶ درصد از کارکنان دارای دیپلم دانشگاهی در مشاغلی کار میکنند که هوش مصنوعی میتواند جایگزین آنها شود. در مقابل، تنها ۲۵ درصد از افرادی که دیپلم دبیرستان یا تحصیلات پایینتر دارند و ۱۵ درصد از کسانی که مدرک فنی و حرفهای دارند، قابل جایگزینی هستند.
مشاغلی مانند نجاری، جوشکاری، لولهکشی و سالنداری که مواجهه کمتری با هوش مصنوعی دارند، معمولاً مستلزم آموزش کمتری هستند و احتمال اینکه هوش مصنوعی جایگزین آنها شود پایین است. با اینحال، اداره آمار کانادا میگوید دامنه هوش مصنوعی میتواند پیامدهای گستردهتری در پی داشته باشد. برای نمونه، کارکنان دارای تحصیلات عالی ممکن است از مشاغل دارای مواجهه بالا به مشاغل دارای مواجهه پایین روی بیاورند و جایگزین کارکنانی شوند که تحصیلات کمتری دارند.
گزارش اداره آمار کانادا نشان میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی شرکت اوپنایآی چه تأثیری روی بازار کار و بویژه افزایش دورکاری بر اثر همهگیری کووید-۱۹ میگذارند. براساس این گزارش، مشاغل دورکاری اغلب به واسطه کارکنان دارای تحصیلات عالی انجام میگیرند که ممکن است بیش از کارکنان دارای تحصیلات پایینتر تحت تأثیر تغییرات مرتبط با هوش مصنوعی قرار بگیرند.
این گزارش نشان داد که بیش از نیمی (۵۱ درصد) از افرادی که دورکاری میکنند، قابل جایگزینی با هوش مصنوعی هستند. در مقابل، ۱۴ درصد از افرادی که دورکاری نمیکنند، قابل جایگزینی هستند. با اینحال، ۴۷ درصد از افرادی که دورکاری میکنند، جایگاهی دارند که مکمل هوش مصنوعی است. در مقابل، تنها ۱۴ درصد از افرادی که دورکاری نمیکنند چنین جایگاهی دارند.
اداره آمار کانادا افزود که کارفرمایان ممکن است به دلیل محدودیتهای مالی، قانونی و نهادی هوش مصنوعی را به همین زودیها جایگزین نیروی انسانی خود نکنند.
تأثیر بالقوه هوش مصنوعی روی بازار کار فراتر از کانادا است. گزارش صندوق بینالمللی پول در ماه ژانویه نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند تقریباً ۴۰ درصد از مشاغل جهانی را تحت تأثیر بگذارد و این تأثیر بویژه در اقتصادهای توسعهیافته بیشتر است و حدود ۶۰ درصد از مشاغل را شامل میشود. این گزارش همچنین هشدار میدهد که برخلاف موج قبلی اتوماسیون و فناوری اطلاعات که بیشتر روی کارهای روزمره تأثیرگذار بودند، هوش مصنوعی بهطور فزاینده روی مشاغلی که به مهارت بالا نیاز دارند تأثیر میگذارد.
🆔@ScientificDialectics
🌐جایگزینی کارکنان با هوش مصنوعی؛ افراد با تحصیلات عالی آسیبپذیرتر هستند
گزارش اداره آمار کانادا نشان میدهد که تقریباً یکسوم کارکنان کانادایی با احتمال جایگزینی به وسیله هوش مصنوعی روبهرو بوده و افراد دارای تحصیلات عالی در برابر این نابسامانیها آسیبپذیرتر هستند
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
این گزارش، کارکنان کانادایی را براساس میزان مواجهه شغلی آنها با هوش مصنوعی و احتمال جایگزینی یا تکمیل جایگاه آنها به وسیله فناوری، در سه گروه دستهبندی کرده است.
اداره آمار کانادا گفت: «مشاغل دارای مواجهه بالا و تکمیلکنندگی پایین جزو مشاغلی هستند که احتمالاً بشدت در معرض تحولات شغلی مرتبط با هوش مصنوعی قرار میگیرند.»
این مطالعه نشان داد که حدود ۴.۲ میلیون یا ۳۱ درصد از کارکنان کانادایی در مه ۲۰۲۱ در گروه مواجهه بالا و تکمیلکنندگی پایین قرار دارند که «در آینده هوش مصنوعی جای آنها را میگیرد.»
در عینحال، ۲۹ درصد در مشاغلی فعالیت دارند که نرخ مواجهه بالایی دارند و در عینحال مکمل خوبی برای هوش مصنوعی هستند. ۴۰ درصد باقیمانده نیز در مشاغلی هستند که مواجهه کمتری با این فناوری دارند.
این گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی موقعیتهای شغلی کارکنان دارای تحصیلات عالی را بیشتر از کارکنان کمسواد دستخوش تغییر میکند؛ برخلاف تحولات فناورانه قبلی که عمدتاً کارکنان دارای تحصیلات پایینتر را تحت تأثیر قرار میدادند.
بهطور خاص، ۳۷ درصد از کارکنان دارای لیسانس و ۳۶ درصد از کارکنان دارای دیپلم دانشگاهی در مشاغلی کار میکنند که هوش مصنوعی میتواند جایگزین آنها شود. در مقابل، تنها ۲۵ درصد از افرادی که دیپلم دبیرستان یا تحصیلات پایینتر دارند و ۱۵ درصد از کسانی که مدرک فنی و حرفهای دارند، قابل جایگزینی هستند.
مشاغلی مانند نجاری، جوشکاری، لولهکشی و سالنداری که مواجهه کمتری با هوش مصنوعی دارند، معمولاً مستلزم آموزش کمتری هستند و احتمال اینکه هوش مصنوعی جایگزین آنها شود پایین است. با اینحال، اداره آمار کانادا میگوید دامنه هوش مصنوعی میتواند پیامدهای گستردهتری در پی داشته باشد. برای نمونه، کارکنان دارای تحصیلات عالی ممکن است از مشاغل دارای مواجهه بالا به مشاغل دارای مواجهه پایین روی بیاورند و جایگزین کارکنانی شوند که تحصیلات کمتری دارند.
گزارش اداره آمار کانادا نشان میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی شرکت اوپنایآی چه تأثیری روی بازار کار و بویژه افزایش دورکاری بر اثر همهگیری کووید-۱۹ میگذارند. براساس این گزارش، مشاغل دورکاری اغلب به واسطه کارکنان دارای تحصیلات عالی انجام میگیرند که ممکن است بیش از کارکنان دارای تحصیلات پایینتر تحت تأثیر تغییرات مرتبط با هوش مصنوعی قرار بگیرند.
این گزارش نشان داد که بیش از نیمی (۵۱ درصد) از افرادی که دورکاری میکنند، قابل جایگزینی با هوش مصنوعی هستند. در مقابل، ۱۴ درصد از افرادی که دورکاری نمیکنند، قابل جایگزینی هستند. با اینحال، ۴۷ درصد از افرادی که دورکاری میکنند، جایگاهی دارند که مکمل هوش مصنوعی است. در مقابل، تنها ۱۴ درصد از افرادی که دورکاری نمیکنند چنین جایگاهی دارند.
اداره آمار کانادا افزود که کارفرمایان ممکن است به دلیل محدودیتهای مالی، قانونی و نهادی هوش مصنوعی را به همین زودیها جایگزین نیروی انسانی خود نکنند.
تأثیر بالقوه هوش مصنوعی روی بازار کار فراتر از کانادا است. گزارش صندوق بینالمللی پول در ماه ژانویه نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند تقریباً ۴۰ درصد از مشاغل جهانی را تحت تأثیر بگذارد و این تأثیر بویژه در اقتصادهای توسعهیافته بیشتر است و حدود ۶۰ درصد از مشاغل را شامل میشود. این گزارش همچنین هشدار میدهد که برخلاف موج قبلی اتوماسیون و فناوری اطلاعات که بیشتر روی کارهای روزمره تأثیرگذار بودند، هوش مصنوعی بهطور فزاینده روی مشاغلی که به مهارت بالا نیاز دارند تأثیر میگذارد.
🆔@ScientificDialectics
🔥2😱1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐پاسخ محققان آمریکایی به یک سوال: احتمال سقوط هواپیمایی که سوار آن شدهایم چقدر است؟
محققان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در ایالات متحده دادههای جهانی مسافران بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ را بررسی کرده و متوجه شدند که میزان مرگومیر در هواپیما بهطور متوسط سالانه ۷ درصد کاهش یافته است.
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
براساس مطالعه جدید محققان این دانشگاه آمریکایی، احتمال مرگ یک مسافر در هواپیما، صرفنظر از مکانش در جهان، یک در ۱۳.۷ میلیون است. این نتایج روندی از «بهبود مستمر» را نشان میدهد که از سال ۱۹۶۸ آغاز شده است. از آن سال به بعد، میزان مرگومیر بهطور متوسط سالانه ۷.۵ درصد کاهش یافته، این در حالی است که تعداد پروازها بهطور چشمگیری در سراسر جهان افزایش یافته است.
با این حال، میزان حوادث بسته به کشورهای مقصد یا مبدا پرواز مسافران بسیار متفاوت است. این محققان کشورهای مختلف را بر اساس نتایج ایمنی هوایی به سه دسته با سطح خطر پایین، متوسط و بالا تقسیم کردهاند.
سطح خطر در کشورهای مختلف متفاوت است
گروه کشورهای سطح یک شامل اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا، چین، اسرائیل، ژاپن، مونتهنگرو، نروژ، نیوزیلند، سوئیس، بریتانیا و ایالات متحده میشود که کمترین خطر را برای پرواز دارند.
گروه سطح ۲ شامل کشورهایی نظیر آفریقای جنوبی، بحرین، بوسنی، برزیل، برونئی، شیلی، کره جنوبی، هنگکنگ، هند، اردن، کویت، مالزی، مکزیک، فیلیپین، قطر، سنگاپور، تایوان، تایلند، ترکیه و امارات متحده عربی است.
دیگر کشورهای جهان در گروه سطح ۳، یعنی بالاترین سطح خطر قرار دارند.
طبق گزارش «آیا ایمنی هوایی هنوز بهبود مییابد؟»، برای دو گروه اول که شامل کشورهایی با بیش از نیمی از جمعیت ۸ میلیاردی جهان است، احتمال مرگ یک نفر به ازای هر ۸۰ میلیون مسافر وجود دارد.
این گزارش میافزاید: «با این احتمال، یک مسافر میتواند بهطور متوسط هر روز بهطور تصادفی یک پرواز را انتخاب کند و تا ۲۲۰ هزار سال پیش از آنکه به یک حادثه مرگبار دچار شود، به پرواز ادامه دهد.»
میزان خطر در کشورهای سطح ۳ حدود ۳۶٪ بیشتر است
احتمال وقوع حوادث مرگبار در کشورهای سطح ۳ حدود ۳۶ درصد بیشتر است، اما این کشورها نیز در طول زمان بهبود یافتهاند. «اگرچه بهبود در این کشورها ادامه دارد، اما خطر مرگ مسافران همچنان بهطور قابلتوجهی بیشتر از سایر کشورها است.»
این مطالعه حملات عمدی علیه مسافران، نظیر حمله انتحاری فرودگاه کابل در سال ۲۰۲۱ را که منجر به مرگ ۱۷۰ افغان و ۱۳ سرباز آمریکایی شد، در نظر نگرفته است.
بیش از ۴۰۰۰ مرگ ناشی از آلودگی به ویروس کرونا در پروازها
دوره زمانی این مطالعه همهگیری کووید-۱۹ بین مارس ۲۰۲۰ تا دسامبر ۲۰۲۲ را نیز شامل میشد. اگرچه در این دوره تعداد مسافران هوایی کمتر بود، اما کسانی که سفر کردند با «منبع جدید خطر» مواجه شدند، چرا که احتمال داشت در طول پرواز به ویروس کرونا مبتلا شوند.
اداره سلامت عمومی ایالات متحده تخمین زده که در ۹۶ درصد از پروازهای آن دوره، حداقل یک مسافر مبتلا به ویروس کرونا حضور داشته است.
در مجموع، این مطالعه تخمین میزند که حدود ۴۷۶۰ نفر پس از ابتلا به کووید-۱۹ در طول یک پرواز بین مارس ۲۰۲۰ و دسامبر ۲۰۲۲ جان خود را از دست دادهاند.
با این حال محققان امآیتی اذعان دارند که تعیین تعداد دقیق مرگهای ناشی از آلودگیهای بعدی به ویروس در پروازها دشوار است.
این گزارش میگوید: «برآوردهای مربوط به مرگهای ناشی از کووید-۱۹ دقیق نیستند.»
دادههای موجود شامل مسافران زیر ۱۸ سال نمیشود و سن مسافران بالای ۶۵ سال را نیز بهطور دقیق مشخص نمیکند. نویسندگان این مطالعه تاکید دارند که این مسئله مهم است، چرا که میزان مرگ و میر در میان سالمندان بهطور قابلتوجهی بالاتر است.
https://www.euronews.com/next/2024/09/03/flying-on-a-plane-is-safer-now-than-ever-before-study-finds
🆔@ScientificDialectics
🌐پاسخ محققان آمریکایی به یک سوال: احتمال سقوط هواپیمایی که سوار آن شدهایم چقدر است؟
محققان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در ایالات متحده دادههای جهانی مسافران بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ را بررسی کرده و متوجه شدند که میزان مرگومیر در هواپیما بهطور متوسط سالانه ۷ درصد کاهش یافته است.
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
براساس مطالعه جدید محققان این دانشگاه آمریکایی، احتمال مرگ یک مسافر در هواپیما، صرفنظر از مکانش در جهان، یک در ۱۳.۷ میلیون است. این نتایج روندی از «بهبود مستمر» را نشان میدهد که از سال ۱۹۶۸ آغاز شده است. از آن سال به بعد، میزان مرگومیر بهطور متوسط سالانه ۷.۵ درصد کاهش یافته، این در حالی است که تعداد پروازها بهطور چشمگیری در سراسر جهان افزایش یافته است.
با این حال، میزان حوادث بسته به کشورهای مقصد یا مبدا پرواز مسافران بسیار متفاوت است. این محققان کشورهای مختلف را بر اساس نتایج ایمنی هوایی به سه دسته با سطح خطر پایین، متوسط و بالا تقسیم کردهاند.
سطح خطر در کشورهای مختلف متفاوت است
گروه کشورهای سطح یک شامل اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا، چین، اسرائیل، ژاپن، مونتهنگرو، نروژ، نیوزیلند، سوئیس، بریتانیا و ایالات متحده میشود که کمترین خطر را برای پرواز دارند.
گروه سطح ۲ شامل کشورهایی نظیر آفریقای جنوبی، بحرین، بوسنی، برزیل، برونئی، شیلی، کره جنوبی، هنگکنگ، هند، اردن، کویت، مالزی، مکزیک، فیلیپین، قطر، سنگاپور، تایوان، تایلند، ترکیه و امارات متحده عربی است.
دیگر کشورهای جهان در گروه سطح ۳، یعنی بالاترین سطح خطر قرار دارند.
طبق گزارش «آیا ایمنی هوایی هنوز بهبود مییابد؟»، برای دو گروه اول که شامل کشورهایی با بیش از نیمی از جمعیت ۸ میلیاردی جهان است، احتمال مرگ یک نفر به ازای هر ۸۰ میلیون مسافر وجود دارد.
«یک مسافر میتواند بهطور متوسط هر روز بهطور تصادفی یک پرواز را انتخاب کند و تا ۲۲۰ هزار سال پیش از آنکه به یک حادثه مرگبار دچار شود، به پرواز ادامه دهد.»
این گزارش میافزاید: «با این احتمال، یک مسافر میتواند بهطور متوسط هر روز بهطور تصادفی یک پرواز را انتخاب کند و تا ۲۲۰ هزار سال پیش از آنکه به یک حادثه مرگبار دچار شود، به پرواز ادامه دهد.»
میزان خطر در کشورهای سطح ۳ حدود ۳۶٪ بیشتر است
احتمال وقوع حوادث مرگبار در کشورهای سطح ۳ حدود ۳۶ درصد بیشتر است، اما این کشورها نیز در طول زمان بهبود یافتهاند. «اگرچه بهبود در این کشورها ادامه دارد، اما خطر مرگ مسافران همچنان بهطور قابلتوجهی بیشتر از سایر کشورها است.»
این مطالعه حملات عمدی علیه مسافران، نظیر حمله انتحاری فرودگاه کابل در سال ۲۰۲۱ را که منجر به مرگ ۱۷۰ افغان و ۱۳ سرباز آمریکایی شد، در نظر نگرفته است.
بیش از ۴۰۰۰ مرگ ناشی از آلودگی به ویروس کرونا در پروازها
دوره زمانی این مطالعه همهگیری کووید-۱۹ بین مارس ۲۰۲۰ تا دسامبر ۲۰۲۲ را نیز شامل میشد. اگرچه در این دوره تعداد مسافران هوایی کمتر بود، اما کسانی که سفر کردند با «منبع جدید خطر» مواجه شدند، چرا که احتمال داشت در طول پرواز به ویروس کرونا مبتلا شوند.
اداره سلامت عمومی ایالات متحده تخمین زده که در ۹۶ درصد از پروازهای آن دوره، حداقل یک مسافر مبتلا به ویروس کرونا حضور داشته است.
در مجموع، این مطالعه تخمین میزند که حدود ۴۷۶۰ نفر پس از ابتلا به کووید-۱۹ در طول یک پرواز بین مارس ۲۰۲۰ و دسامبر ۲۰۲۲ جان خود را از دست دادهاند.
با این حال محققان امآیتی اذعان دارند که تعیین تعداد دقیق مرگهای ناشی از آلودگیهای بعدی به ویروس در پروازها دشوار است.
این گزارش میگوید: «برآوردهای مربوط به مرگهای ناشی از کووید-۱۹ دقیق نیستند.»
دادههای موجود شامل مسافران زیر ۱۸ سال نمیشود و سن مسافران بالای ۶۵ سال را نیز بهطور دقیق مشخص نمیکند. نویسندگان این مطالعه تاکید دارند که این مسئله مهم است، چرا که میزان مرگ و میر در میان سالمندان بهطور قابلتوجهی بالاتر است.
https://www.euronews.com/next/2024/09/03/flying-on-a-plane-is-safer-now-than-ever-before-study-finds
🆔@ScientificDialectics
euronews
Flying on a plane is safer now than ever before, study finds
A recent study has found that flights are safer than they’ve ever been.
👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐« دروازه جهنم » دهان باز کرد
دروازه جهنم در سیبری دهان باز کرده است. اندازه دهانه باتاگایکا مشهور به دروازه جهنم در خاک همیشه منجمد سیبری با رشد سریع در سه دهه گذشته بیش از سه برابر شده است
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
حفرهای عظیم که حالا از فضا هم قابل دیدن است در سیبری دهان گشوده است. این حفره عظیم که «دروازه جهنم» نام گرفته، به سرعت در حال وسیع شدن است.
«دروازه جهنم» سیبری یا همان دهانه باتاگایکا که از فضا به شکل یک خرچنگ نعل اسبی دیده میشود از دهه ۱۹۶۰ پدیدار شد اما در دهههای گذشته رشدش سرعت گرفته و از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۸ سه برابر شده است.
حفره عظیم سیبری
دهانه باتاگایکا یا «دروازه جهنم» نشاندهنده وضعیتی که جهان امروز درگیر آن است. مناطق منجمد شمالی با سرعت بیشتری در حال گرم شدن است که نتیجه آن ذوب شدن پایایخبندان است.
پایایخبندان یا خاک همیشه منجمد، همانطور که از نامش پیداست لایه ضخیمی از خاک سطح زمین است که همیشه یخ زدهاند. حداقل تا پیش از این همیشه یخزده بودند.
دهانه باتاگایکا در حقیقت یک دهانه نیست و «نشست (اسلامپ) پسرونده ذوبی» است. در این پدیده با ذوب شدن خاک همیشه منجمد گودالی شکل میگیرد و باعث میشود فروریختن خاک و رانش زمین میشود.
اکنون هزاران نمونه از این پدیده در مناطق قطبی مشاهده میشود اما هیچکدام با دهانه باتاگایکا یا دروازه جهنم با اندازه غولآسایش قابل مقایسه نیست.
آینده زمین
با آب شدن پایایخبندان تجزیه تمام جانوران و گیاهانی که قرنهای متمادی در دل آن منجمد شده بودند، آغاز میشود. تجزیه این حجم از گیاه و حیوان حبس شده در خاک همیشه منجمد آزاد شدن حجم عظیمی از متان و دیاکسید کربن را در پی دارد.
متان و دیاکسید کربن از قدرتمندترین گازهای با اثر گلخانهای هستند که باعث تشدید گرمایش جهانی و در پی آن ذوب سریعترین خاک همیشه منجمد میشوند و این چرخه ادامه پیدا میکند.
خاک همیشه منجمد ۱۵ درصد از خشکیهای نیمکره شمالی زمین را تشکیل میدهد و ناگفته پیداست که چه حجم عظیمی از کربن را در خود نهفته دارد که آزاد شدنش برای آینده زمین فاجعهبار خواهد بود.
عظمت دروازه جهنم
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که حجم دهانه باتاگایکا سالانه یک میلیون متر مکعب افزایش پیدا میکند. تا اینجای کار حجم یخی به اندازه ۱۴ هرم بزرگ جیزه در دهانه باتاگایکا آب شده است.
گزارشهای علمی نشان میدهد که سالانه چیزی حدود چهار تا پنج هزار تن کربن با گسترش دروازه جهنم در جو رها میشود.
https://www.businessinsider.com/giant-hole-siberia-visible-from-space-growing-satellite-images-permafrost-2024-8
🆔@ScientificDialectics
🌐« دروازه جهنم » دهان باز کرد
دروازه جهنم در سیبری دهان باز کرده است. اندازه دهانه باتاگایکا مشهور به دروازه جهنم در خاک همیشه منجمد سیبری با رشد سریع در سه دهه گذشته بیش از سه برابر شده است
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۴ سِپتامبر ۲۰۲۴
حفرهای عظیم که حالا از فضا هم قابل دیدن است در سیبری دهان گشوده است. این حفره عظیم که «دروازه جهنم» نام گرفته، به سرعت در حال وسیع شدن است.
«دروازه جهنم» سیبری یا همان دهانه باتاگایکا که از فضا به شکل یک خرچنگ نعل اسبی دیده میشود از دهه ۱۹۶۰ پدیدار شد اما در دهههای گذشته رشدش سرعت گرفته و از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۸ سه برابر شده است.
حفره عظیم سیبری
دهانه باتاگایکا یا «دروازه جهنم» نشاندهنده وضعیتی که جهان امروز درگیر آن است. مناطق منجمد شمالی با سرعت بیشتری در حال گرم شدن است که نتیجه آن ذوب شدن پایایخبندان است.
پایایخبندان یا خاک همیشه منجمد، همانطور که از نامش پیداست لایه ضخیمی از خاک سطح زمین است که همیشه یخ زدهاند. حداقل تا پیش از این همیشه یخزده بودند.
دهانه باتاگایکا در حقیقت یک دهانه نیست و «نشست (اسلامپ) پسرونده ذوبی» است. در این پدیده با ذوب شدن خاک همیشه منجمد گودالی شکل میگیرد و باعث میشود فروریختن خاک و رانش زمین میشود.
اکنون هزاران نمونه از این پدیده در مناطق قطبی مشاهده میشود اما هیچکدام با دهانه باتاگایکا یا دروازه جهنم با اندازه غولآسایش قابل مقایسه نیست.
آینده زمین
با آب شدن پایایخبندان تجزیه تمام جانوران و گیاهانی که قرنهای متمادی در دل آن منجمد شده بودند، آغاز میشود. تجزیه این حجم از گیاه و حیوان حبس شده در خاک همیشه منجمد آزاد شدن حجم عظیمی از متان و دیاکسید کربن را در پی دارد.
متان و دیاکسید کربن از قدرتمندترین گازهای با اثر گلخانهای هستند که باعث تشدید گرمایش جهانی و در پی آن ذوب سریعترین خاک همیشه منجمد میشوند و این چرخه ادامه پیدا میکند.
خاک همیشه منجمد ۱۵ درصد از خشکیهای نیمکره شمالی زمین را تشکیل میدهد و ناگفته پیداست که چه حجم عظیمی از کربن را در خود نهفته دارد که آزاد شدنش برای آینده زمین فاجعهبار خواهد بود.
عظمت دروازه جهنم
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که حجم دهانه باتاگایکا سالانه یک میلیون متر مکعب افزایش پیدا میکند. تا اینجای کار حجم یخی به اندازه ۱۴ هرم بزرگ جیزه در دهانه باتاگایکا آب شده است.
گزارشهای علمی نشان میدهد که سالانه چیزی حدود چهار تا پنج هزار تن کربن با گسترش دروازه جهنم در جو رها میشود.
https://www.businessinsider.com/giant-hole-siberia-visible-from-space-growing-satellite-images-permafrost-2024-8
🆔@ScientificDialectics
Business Insider
A giant hole in Siberia is visible from space and growing rapidly. It might reveal hints about our planet's future.
The Batagay megaslump first appeared in satellite images as a sliver. Now it's a chasm emitting thousands of tons of carbon dioxide per year.
👍1