#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐چرا بزرگسالان باید کتابهای کودکان را بخوانند؟
کاترین رانلد، نویسنده بریتانیایی ادبیات کودکان، میگوید بزرگسالان باید کتابهای کودکان را بخوانند تا فراموش نکنند که جهان بسیار بزرگ و پر از امکانات است، و آنها میتوانند هر روز به افقهای تازهای دست پیدا کنند. به گفته وی، برخی کتابها فقط برای بزرگسالان خوبند، اما کتابهای خوب کودکان برای همه خوبند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
این نویسنده استدلال میکند که فرایند کتاب خواندن را نباید مثل یک پیشرفت خطی از ادبیات ساده در دوران کودکی به سوی ادبیات پیچیدهتر در دوران بزرگسالی دید، بلکه باید آن را مثل سفری به مراحل مختلف خودآگاهی انسان مشاهده کرد.
رانلد میگوید خودش هنوز که هنوزه کتابهای کودکان مانند «پدینگتون» اثر مایکل باند را میخواند، چون آنها به انسان یاد میدهند که جهان عاری از جادو نیست، و معجزه میتواند وجود داشته باشد.
به گفته وی، بزرگسالان نباید ادبیات کودکان را کنار بگذارند، زیرا این کتابها حاوی نوعی جادوی منحصر به فرد و حقیقت هستند که در هنگام بزرگسالی میتوانند با منطق متفاوتی درک شوند. لذا این تصور که خواندن کتابهای کودکان در بزرگسالی پسرفت است، بزرگسالان را از لذت این کتابها محروم میکند.
رانلد میگوید ادبیات خیالی کودکان مثل آثار سی اس لوئیس در حقیقت به تجربیات و احساسات انسانی در دنیای واقعی میپردازند. آنها خشونت و بیعدالتی را برجسته میکنند، اما در نهایت نشان میدهند که انسان میتواند بر بدیها چیره شود.
در عصر طلایی ادبیات کودکان نویسندگانی مانند لوئیس کارول و جی ام بَری کودکان را از محدودیتهای بزرگسالان رها کردند و به آنها اجازه دادند تا دنیاهای خیالی را کاوش کنند. ادبیات مدرن کودکان مدرن این سنت کلاسیک را ادامه میدهد و حس شگفتی و عطش برای عدالت را تقویت میکند.
رانلد نتیجه میگیرد که کتابهای کودکان به بزرگسالان کمک میکنند تا احساسات و دیدگاههای فراموششده خود را دوباره کشف کنند، و به آنها میآموزد با قلبی باز بخوانند و تخیلشان را دوباره زنده کنند.
https://www.bbc.com/culture/article/20230711-why-adults-should-read-childrens-books
🆔@ScientificDialectics
🌐چرا بزرگسالان باید کتابهای کودکان را بخوانند؟
کاترین رانلد، نویسنده بریتانیایی ادبیات کودکان، میگوید بزرگسالان باید کتابهای کودکان را بخوانند تا فراموش نکنند که جهان بسیار بزرگ و پر از امکانات است، و آنها میتوانند هر روز به افقهای تازهای دست پیدا کنند. به گفته وی، برخی کتابها فقط برای بزرگسالان خوبند، اما کتابهای خوب کودکان برای همه خوبند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
این نویسنده استدلال میکند که فرایند کتاب خواندن را نباید مثل یک پیشرفت خطی از ادبیات ساده در دوران کودکی به سوی ادبیات پیچیدهتر در دوران بزرگسالی دید، بلکه باید آن را مثل سفری به مراحل مختلف خودآگاهی انسان مشاهده کرد.
رانلد میگوید خودش هنوز که هنوزه کتابهای کودکان مانند «پدینگتون» اثر مایکل باند را میخواند، چون آنها به انسان یاد میدهند که جهان عاری از جادو نیست، و معجزه میتواند وجود داشته باشد.
به گفته وی، بزرگسالان نباید ادبیات کودکان را کنار بگذارند، زیرا این کتابها حاوی نوعی جادوی منحصر به فرد و حقیقت هستند که در هنگام بزرگسالی میتوانند با منطق متفاوتی درک شوند. لذا این تصور که خواندن کتابهای کودکان در بزرگسالی پسرفت است، بزرگسالان را از لذت این کتابها محروم میکند.
رانلد میگوید ادبیات خیالی کودکان مثل آثار سی اس لوئیس در حقیقت به تجربیات و احساسات انسانی در دنیای واقعی میپردازند. آنها خشونت و بیعدالتی را برجسته میکنند، اما در نهایت نشان میدهند که انسان میتواند بر بدیها چیره شود.
در عصر طلایی ادبیات کودکان نویسندگانی مانند لوئیس کارول و جی ام بَری کودکان را از محدودیتهای بزرگسالان رها کردند و به آنها اجازه دادند تا دنیاهای خیالی را کاوش کنند. ادبیات مدرن کودکان مدرن این سنت کلاسیک را ادامه میدهد و حس شگفتی و عطش برای عدالت را تقویت میکند.
رانلد نتیجه میگیرد که کتابهای کودکان به بزرگسالان کمک میکنند تا احساسات و دیدگاههای فراموششده خود را دوباره کشف کنند، و به آنها میآموزد با قلبی باز بخوانند و تخیلشان را دوباره زنده کنند.
https://www.bbc.com/culture/article/20230711-why-adults-should-read-childrens-books
🆔@ScientificDialectics
Bbc
Why adults should read children's books
The best children's fiction "helps us refind things we may not even know we have lost", writes the author Katherine Rundell, with many books proving subversive and emboldening.
👍4❤1🥰1
#دیالکتیک_علمی
🌐خطرات استفاده از محصولات مراقبت پوستی در بین دختران؛ روتینهایی که بیش از ۴۵ دقیقه طول میکشد
دختران تحت تأثیر بمباران اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی هستند که روتینهای پیچیده و گرانقیمت مراقبت از پوست را با انواع سرمها، میستهای آبرسان و کرمهای لوکس تبلیغ میکنند. اما روتین مراقبت از پوست مناسب برای کودکان پیش از نوجوانی چیست؟
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
متخصصان پوست میگویند سادگی بهترین است. قبل از شروع بلوغ، اکثر بچهها فقط به سه چیز نیاز دارند: یک پاک کننده ملایم، یک مرطوبکننده و ضد آفتاب.
دکتر شیلاگ مگینس، متخصص پوست اهل مینیاپولیس در این رابطه میگوید: «همین بس است، نقطه تمام. اصلا به هیچ چیز دیگری نیاز ندارید.»
او و سایر متخصصان پوست در این روزها شاهد پدیده افزایش روی آوردن دختربچهها و دختران نوجوان به استفاده از محصولات مراقبت از پوست ضدپیری هستند. در برخی موارد، محصولات مراقبت از پوست بزرگسالان به پوست دختران جوان آسیب رسانده است. علاوه بر این، وسواس فکری در رسیدن به ظاهری که در شبکههای اجتماعی میبینند، باعث نگرانی در مورد تأثیر آن بر سلامت روان دختران شده است.
بسیاری از محصولات معروف برندهایی مانند درانک الفنت (Drunk Elephant) و گلو رسیپی (Glow Recipe) که اغلب حدود ۷۰ دلار یا بیشتر قیمت دارند، حاوی مواد فعالی مانند رتینولها و اسیدهای هیدروکسی هستند که برای پوستهای بالغ طراحی شدهاند. در نتیجه، این محصولات میتوانند پوستهای جوانتر را تحریک کرده و به سد محافظ آن آسیب برسانند. کارشناسان معتقدند که این محصولات برای کودکان غیر ضروری و هدر دادن پول هستند.
دکتر دندی انگلمن میگوید: «من دائماً از همه بیمارانم که دختر بچه یا دختران نوجوان دارند، میشنوم که آنها به محصولات مراقبت از پوست بزرگسالان و تبلیغهای شبکههای اجتماعی همچون تیکتاک توجه زیادی دارند و از حد خود فراتر رفتهاند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس در مطلبی به توصیه متخصصان در مورد اینکه چه چیزی برای پوست نوجوانان بیخطر است پرداخته و اینکه خانوادهها چگونه میتوانند روند رو به رشد هیجان مراقبتهای غیرضروری از پوست را کنترل کنند.
آیا کودکان باید از محصولات ضد پیری استفاده کنند؟
کودکان و نوجوانان به محصولات ضد پیری نیاز ندارند. حتی انجمن تجاری شرکتهای لوازم آرایشی آمریکا به نام «شورای محصولات مراقبت شخصی» میگوید: «محصولات ضد پیری به طور کلی برای پوست های جوان غیر ضروری هستند.»
برای سنین پیش از نوجوانی (۸ تا ۱۲ سال)، متخصصان پوست برندهایی از پاککنندهها و مرطوبکنندهها مانند «ستافیل / Cetaphil»، «سراوی / CeraVe» و «لاروش پوزای / La Roche-Posay» را توصیه میکنند که معمولاً در داروخانهها موجود هستند.
با شروع بلوغ، نوجوانان ممکن است نیاز به رفع مشکلات پوستی ناشی از تغییرات هورمونی مانند آکنه، چربی اضافی، لکههای تیره، جوشهای سرسیاه و موارد دیگر داشته باشند. اگر این مشکلات جدی به نظر میرسد، بهتر است با یک متخصص پوست مشورت کنید.
هنگام استفاده از یک محصول جدید، به خصوص محصولی با ترکیبات قوی، حتما با احتیاط عمل کنید.
دکتر شیلاگ مگینس، استاد پوست اطفال در دانشگاه مینهسوتا، میگوید: «اگر آنها مشتاق هستند محصولی را امتحان کنند و ببینند این همه هیاهو در مورد چیست، پیشنهاد دهید ابتدا یک آزمایش پوستی انجام دهد. مقدار کمی از آن را برای چند روز روی قسمت داخلی بازو بمالید. در صورت عدم وجود واکنش نامطلوب، ممکن است استفاده از آن بر روی صورت بیخطر باشد.»
چگونه تشخیص دهیم آیا یک محصول مراقبت از پوست مضر است؟
علائم یک واکنش آلرژیک می تواند از قرمزی، خارش، پوسته پوسته شدن پوست، سوزش، و برجستگیها یا لکههای کوچک روی پوست باشد.
دکتر کارلی ویتینگتون، متخصص پوست در دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا، میگوید: «اینها همه نشانههایی برای توقف استفاده از یک محصول هستند. استفاده مداوم از محصولاتی که باعث تحریک می شوند می تواند منجر به آسیب شدیدتر پوست شود.»
بچهها اغلب متوجه نمیشوند که محصولات مد روزی که استفاده می کنند حاوی مواد مضر هستند.
دکتر بروک جفی در آریزونا، یک بیمار ۱۱ ساله با بثورات شدید در اطراف چشم داشت. کودک از کرم دور چشم رتینول استفاده میکرد که باعث تحریک و خارش شده بود. با ادامه استفاده از این محصول و خاراندن ناحیه آسیب دیده، وضعیت او بدتر شد.
دکتر جفی، یکی از متخصصان پوست است که اکنون در تیکتاک و اینستاگرام تلاش میکند تا در مورد تبلیغات مضر آگاهسازی کند و بایدها و نبایدهای مراقبت از پوست اطفال را گوشزد میکند. او در این رابطه گفت: «بیمار ۱۱ ساله من از کرم دور چشم استفاده میکرد و اکنون این مشکل چشمگیر را ایجاد کرده است که حل آن ماهها طول میکشد.»
🌐خطرات استفاده از محصولات مراقبت پوستی در بین دختران؛ روتینهایی که بیش از ۴۵ دقیقه طول میکشد
دختران تحت تأثیر بمباران اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی هستند که روتینهای پیچیده و گرانقیمت مراقبت از پوست را با انواع سرمها، میستهای آبرسان و کرمهای لوکس تبلیغ میکنند. اما روتین مراقبت از پوست مناسب برای کودکان پیش از نوجوانی چیست؟
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
متخصصان پوست میگویند سادگی بهترین است. قبل از شروع بلوغ، اکثر بچهها فقط به سه چیز نیاز دارند: یک پاک کننده ملایم، یک مرطوبکننده و ضد آفتاب.
دکتر شیلاگ مگینس، متخصص پوست اهل مینیاپولیس در این رابطه میگوید: «همین بس است، نقطه تمام. اصلا به هیچ چیز دیگری نیاز ندارید.»
او و سایر متخصصان پوست در این روزها شاهد پدیده افزایش روی آوردن دختربچهها و دختران نوجوان به استفاده از محصولات مراقبت از پوست ضدپیری هستند. در برخی موارد، محصولات مراقبت از پوست بزرگسالان به پوست دختران جوان آسیب رسانده است. علاوه بر این، وسواس فکری در رسیدن به ظاهری که در شبکههای اجتماعی میبینند، باعث نگرانی در مورد تأثیر آن بر سلامت روان دختران شده است.
بسیاری از محصولات معروف برندهایی مانند درانک الفنت (Drunk Elephant) و گلو رسیپی (Glow Recipe) که اغلب حدود ۷۰ دلار یا بیشتر قیمت دارند، حاوی مواد فعالی مانند رتینولها و اسیدهای هیدروکسی هستند که برای پوستهای بالغ طراحی شدهاند. در نتیجه، این محصولات میتوانند پوستهای جوانتر را تحریک کرده و به سد محافظ آن آسیب برسانند. کارشناسان معتقدند که این محصولات برای کودکان غیر ضروری و هدر دادن پول هستند.
دکتر دندی انگلمن میگوید: «من دائماً از همه بیمارانم که دختر بچه یا دختران نوجوان دارند، میشنوم که آنها به محصولات مراقبت از پوست بزرگسالان و تبلیغهای شبکههای اجتماعی همچون تیکتاک توجه زیادی دارند و از حد خود فراتر رفتهاند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس در مطلبی به توصیه متخصصان در مورد اینکه چه چیزی برای پوست نوجوانان بیخطر است پرداخته و اینکه خانوادهها چگونه میتوانند روند رو به رشد هیجان مراقبتهای غیرضروری از پوست را کنترل کنند.
آیا کودکان باید از محصولات ضد پیری استفاده کنند؟
کودکان و نوجوانان به محصولات ضد پیری نیاز ندارند. حتی انجمن تجاری شرکتهای لوازم آرایشی آمریکا به نام «شورای محصولات مراقبت شخصی» میگوید: «محصولات ضد پیری به طور کلی برای پوست های جوان غیر ضروری هستند.»
برای سنین پیش از نوجوانی (۸ تا ۱۲ سال)، متخصصان پوست برندهایی از پاککنندهها و مرطوبکنندهها مانند «ستافیل / Cetaphil»، «سراوی / CeraVe» و «لاروش پوزای / La Roche-Posay» را توصیه میکنند که معمولاً در داروخانهها موجود هستند.
با شروع بلوغ، نوجوانان ممکن است نیاز به رفع مشکلات پوستی ناشی از تغییرات هورمونی مانند آکنه، چربی اضافی، لکههای تیره، جوشهای سرسیاه و موارد دیگر داشته باشند. اگر این مشکلات جدی به نظر میرسد، بهتر است با یک متخصص پوست مشورت کنید.
هنگام استفاده از یک محصول جدید، به خصوص محصولی با ترکیبات قوی، حتما با احتیاط عمل کنید.
دکتر شیلاگ مگینس، استاد پوست اطفال در دانشگاه مینهسوتا، میگوید: «اگر آنها مشتاق هستند محصولی را امتحان کنند و ببینند این همه هیاهو در مورد چیست، پیشنهاد دهید ابتدا یک آزمایش پوستی انجام دهد. مقدار کمی از آن را برای چند روز روی قسمت داخلی بازو بمالید. در صورت عدم وجود واکنش نامطلوب، ممکن است استفاده از آن بر روی صورت بیخطر باشد.»
چگونه تشخیص دهیم آیا یک محصول مراقبت از پوست مضر است؟
علائم یک واکنش آلرژیک می تواند از قرمزی، خارش، پوسته پوسته شدن پوست، سوزش، و برجستگیها یا لکههای کوچک روی پوست باشد.
دکتر کارلی ویتینگتون، متخصص پوست در دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا، میگوید: «اینها همه نشانههایی برای توقف استفاده از یک محصول هستند. استفاده مداوم از محصولاتی که باعث تحریک می شوند می تواند منجر به آسیب شدیدتر پوست شود.»
بچهها اغلب متوجه نمیشوند که محصولات مد روزی که استفاده می کنند حاوی مواد مضر هستند.
دکتر بروک جفی در آریزونا، یک بیمار ۱۱ ساله با بثورات شدید در اطراف چشم داشت. کودک از کرم دور چشم رتینول استفاده میکرد که باعث تحریک و خارش شده بود. با ادامه استفاده از این محصول و خاراندن ناحیه آسیب دیده، وضعیت او بدتر شد.
دکتر جفی، یکی از متخصصان پوست است که اکنون در تیکتاک و اینستاگرام تلاش میکند تا در مورد تبلیغات مضر آگاهسازی کند و بایدها و نبایدهای مراقبت از پوست اطفال را گوشزد میکند. او در این رابطه گفت: «بیمار ۱۱ ساله من از کرم دور چشم استفاده میکرد و اکنون این مشکل چشمگیر را ایجاد کرده است که حل آن ماهها طول میکشد.»
👍3
روتینهای مراقبت از پوست سالم
برای ترویج روتینهای مراقبت از پوست سالم، دکتر انگلمن توصیه می کند که یک تایمر برای این فرآیند تنظیم کنید، مشابه روشی که والدین از تایمر استفاده می کنند تا به کودکان یادآوری کنند که دندان های خود را به مدت دو دقیقه مسواک بزنند. او توصیه میکند که یک روال مراقبت از پوست نباید بیش از پنج تا ده دقیقه طول بکشد.
او میگوید: «وقتی یک روتین ۱۳ مرحلهای مراقبت از پوست دارید که ۴۵ دقیقه در شب طول میکشد، این خیلی زیاد است.»
دکتر مگینس به والدین توصیه میکند که با کودکان خود که نوعی وسواس فکری در مورد ترندهای مراقبت از پوست در فضای مجازی دارند صحبت کنند ودلیل آن را بپرسند.
او می گوید.«آن را به عنوان زمانی برای آموزش و پرسیدن سؤال تلقی کنید: بپرسید در رسانههای اجتماعی چه میبینید؟ فکر نمیکنی که فلان سلبریتی توسط این شرکت پول میگیرد؟ فکر نمیکنی که آنها فقط سعی دارند چیزی به تو بفروشند؟ آیا فکر میکنی این واقعا برای پوست تو خوب است؟»
او می گوید که از نوجوان خود بپرسید که او سعی دارد به چه مشکل پوستی رسیدگی کند - آکنه، لکه های تیره و غیره - و سپس سعی کنید یک روال ساده و متناسب با این نیازها پیدا کنید. بگذارید بدانند هر چه چیزهای بیشتری روی پوست خود بگذارند، خطر تحریک پوست را افزایش دهد.
متخصصان پوست می گویند تمرکز بر مراقبت از پوست یک مزیت دارد.
انگلمن میگوید: «حداقل یک جنبه مثبت این روند این است که بچهها به طور مداوم از ضد آفتاب برای محافظت از پوست خود استفاده میکنند و کاملاً به آن متعهد هستند.»
بر خلاف بسیاری از بیماران بزرگسال، بسیاری از اینفلوئنسرها و دنبالکنندگان نوجوانشان از کرم ضد آفتاب به عنوان آخرین مرحله در برنامه روتین خود استفاده میکنند. گامی مهم که تنها روزنه امید در مراقبت از پوست است.
https://english.alarabiya.net/amp/life-style/healthy-living/2024/08/31/dangers-behind-young-girls-using-adult-anti-aging-products-as-seen-on-social-media
🆔@ScientificDialectics
برای ترویج روتینهای مراقبت از پوست سالم، دکتر انگلمن توصیه می کند که یک تایمر برای این فرآیند تنظیم کنید، مشابه روشی که والدین از تایمر استفاده می کنند تا به کودکان یادآوری کنند که دندان های خود را به مدت دو دقیقه مسواک بزنند. او توصیه میکند که یک روال مراقبت از پوست نباید بیش از پنج تا ده دقیقه طول بکشد.
او میگوید: «وقتی یک روتین ۱۳ مرحلهای مراقبت از پوست دارید که ۴۵ دقیقه در شب طول میکشد، این خیلی زیاد است.»
دکتر مگینس به والدین توصیه میکند که با کودکان خود که نوعی وسواس فکری در مورد ترندهای مراقبت از پوست در فضای مجازی دارند صحبت کنند ودلیل آن را بپرسند.
او می گوید.«آن را به عنوان زمانی برای آموزش و پرسیدن سؤال تلقی کنید: بپرسید در رسانههای اجتماعی چه میبینید؟ فکر نمیکنی که فلان سلبریتی توسط این شرکت پول میگیرد؟ فکر نمیکنی که آنها فقط سعی دارند چیزی به تو بفروشند؟ آیا فکر میکنی این واقعا برای پوست تو خوب است؟»
او می گوید که از نوجوان خود بپرسید که او سعی دارد به چه مشکل پوستی رسیدگی کند - آکنه، لکه های تیره و غیره - و سپس سعی کنید یک روال ساده و متناسب با این نیازها پیدا کنید. بگذارید بدانند هر چه چیزهای بیشتری روی پوست خود بگذارند، خطر تحریک پوست را افزایش دهد.
متخصصان پوست می گویند تمرکز بر مراقبت از پوست یک مزیت دارد.
انگلمن میگوید: «حداقل یک جنبه مثبت این روند این است که بچهها به طور مداوم از ضد آفتاب برای محافظت از پوست خود استفاده میکنند و کاملاً به آن متعهد هستند.»
بر خلاف بسیاری از بیماران بزرگسال، بسیاری از اینفلوئنسرها و دنبالکنندگان نوجوانشان از کرم ضد آفتاب به عنوان آخرین مرحله در برنامه روتین خود استفاده میکنند. گامی مهم که تنها روزنه امید در مراقبت از پوست است.
https://english.alarabiya.net/amp/life-style/healthy-living/2024/08/31/dangers-behind-young-girls-using-adult-anti-aging-products-as-seen-on-social-media
🆔@ScientificDialectics
Al Arabiya English
Dangers behind young girls using adult anti-aging products as seen on social media
When she was in fifth grade, Scarlett Goddard Strahan started to worry about getting wrinkles. By
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐اختراع وسیلهای که از امواج وایفای برق میگیرد
به گزارش لایوساینس، این فناوری جدید، که بهتازگی معرفی شده، قادر است با استفاده از امواج رادیویی موجود در محیط، و بدون نیاز به باتری، انرژی دستگاههای کوچک را تامین کند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
در دنیای امروز، بهویژه با رشد سریع اینترنت اشیاء (IoT) و دستگاههای هوشمند، نیاز به انرژی برای تامین برقِ دستگاههای کوچکی مانند حسگرها و اجزای شبکه اینترنت در حال افزایش است.
دانشمندان میگویند موفق شدهاند ابزار جدیدی اختراع کنند که احتمالا این مشکل را حل کند: برداشت انرژی از امواج وایفای و بلوتوث موجود در محیط.
به گزارش لایوساینس، این فناوری جدید، که بهتازگی معرفی شده، قادر است با استفاده از امواج رادیویی موجود در محیط، و بدون نیاز به باتری، انرژی دستگاههای کوچک را تامین کند.
این اختراع براساس نوعی آنتن به نام آنتن یکسوساز یا یکسوکننده (rectenna or rectifying antenna) کار میکند. آنتنهای یکسوساز میتوانند حتی ضعیفترین امواج الکترومغناطیس را به برق تبدیل کنند. این آنتنها با استفاده از رفتار الکترونها در سطح کوانتومی میتوانند انرژی الکترومغناطیس را به جریان مستقیم تبدیل کنند. پژوهشگران میگویند با استفاده از این فناوری حساس و دقیق توانستهاند انرژی یک دماسنج صنعتی را تامین کنند.
آنتنهای یکسوساز با دریافت امواج الکترومغناطیس موجود در امواج رادیویی نظیر وایفای و بلوتوث کار میکنند. آنتن این امواج به شکل جریان متناوب را جذب میکند و سپس آنها را به گذراندن از نوعی مدار تصحیحکننده به جریان مستقیم تبدیل میکند.
آنتنهای یکسوساز پیش از این نیز برای تولید مقادیر کمی برق به کار رفته بودند و پژوهشگران از دهه ۱۹۶۰ با استفاده از این فناوری توانسته بودند انرژی وسایل نقلیه اسباببازی را بدون سیم تامین کنند. برای مثال، در سال ۱۹۶۴ شرکت تسلیحاتی ریتئون از هلیکوپتری کنترلی رونمایی کرد که با انرژی ریزموج (microwave، مایکروویو) تغذیه میشد.
اما در این نمونهها انرژی مستقیم به دستگاهها ارسال میشد، در حالی که بسامد امواج رادیویی محیطی بسیار ضعیف است و مستقیم به دستگاهها نمیرسد. این موضوع در زمینه برداشت انرژی از امواج محیطی همواره چالشی اساسی برای دانشمندان ایجاد کرده بود.
پژوهشگران برای غلبه بر این چالش، به حوزه نسبتا ناشناختهای از تحقیقات کوانتومی به نام اسپینترونیک (spintronics) روی آوردند. اسپینترونیک دانشی است که به گردش کوانتومی الکترونها و تاثیر آنها بر میدانهای مغناطیسی میپردازد. در این تحقیق، پژوهشگران از ویژگیهای «اتصال تونلی مغناطیسی» بهره گرفتند که در آن یک لایه بسیار نازک عایق میان دو لایه مغناطیسی قرار میگیرد. اتصالات تونل مغناطیسی عمدتا در ساخت درایو دیسک سخت و دیگر حافظههای رایانه به کار میروند.
امواج رادیویی بر اتصالات تونلی مغناطیسی اثر میگذارند، به طوری که جریان موج حرکت الکترونها را در این ساختار تغییر میدهد. به بیان سادهتر، در تولید برق از همین تغییر گردش استفاده میشود.
پژوهشگران در نخستین آزمون عملی از این فناوری موفق شدند با همین روش انرژی یک حسگر دما را تامین کنند.
به گفته محققان این فناوری جدید میتواند بر کاهش سوختهای کربنی، ایجاد شبکههای بیسیم، وابستگی به باتری، و مصرف دستگاههای کوچک تاثیر فراوانی بگذارد.
در شرایطی که صنایع و فناوریها بهشکل فزایندهای به سمت مصرف کمتر انرژی و افزایش کارایی دستگاهها حرکت میکنند، این دستاورد میتواند گامی بزرگ برای تحقق این اهداف باشد و به بهبود پایداری سیستمهای اینترنت اشیا و دستگاههای هوشمند کمک کند.
🆔@ScientificDialectics
🌐اختراع وسیلهای که از امواج وایفای برق میگیرد
به گزارش لایوساینس، این فناوری جدید، که بهتازگی معرفی شده، قادر است با استفاده از امواج رادیویی موجود در محیط، و بدون نیاز به باتری، انرژی دستگاههای کوچک را تامین کند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
در دنیای امروز، بهویژه با رشد سریع اینترنت اشیاء (IoT) و دستگاههای هوشمند، نیاز به انرژی برای تامین برقِ دستگاههای کوچکی مانند حسگرها و اجزای شبکه اینترنت در حال افزایش است.
دانشمندان میگویند موفق شدهاند ابزار جدیدی اختراع کنند که احتمالا این مشکل را حل کند: برداشت انرژی از امواج وایفای و بلوتوث موجود در محیط.
به گزارش لایوساینس، این فناوری جدید، که بهتازگی معرفی شده، قادر است با استفاده از امواج رادیویی موجود در محیط، و بدون نیاز به باتری، انرژی دستگاههای کوچک را تامین کند.
این اختراع براساس نوعی آنتن به نام آنتن یکسوساز یا یکسوکننده (rectenna or rectifying antenna) کار میکند. آنتنهای یکسوساز میتوانند حتی ضعیفترین امواج الکترومغناطیس را به برق تبدیل کنند. این آنتنها با استفاده از رفتار الکترونها در سطح کوانتومی میتوانند انرژی الکترومغناطیس را به جریان مستقیم تبدیل کنند. پژوهشگران میگویند با استفاده از این فناوری حساس و دقیق توانستهاند انرژی یک دماسنج صنعتی را تامین کنند.
آنتنهای یکسوساز با دریافت امواج الکترومغناطیس موجود در امواج رادیویی نظیر وایفای و بلوتوث کار میکنند. آنتن این امواج به شکل جریان متناوب را جذب میکند و سپس آنها را به گذراندن از نوعی مدار تصحیحکننده به جریان مستقیم تبدیل میکند.
آنتنهای یکسوساز پیش از این نیز برای تولید مقادیر کمی برق به کار رفته بودند و پژوهشگران از دهه ۱۹۶۰ با استفاده از این فناوری توانسته بودند انرژی وسایل نقلیه اسباببازی را بدون سیم تامین کنند. برای مثال، در سال ۱۹۶۴ شرکت تسلیحاتی ریتئون از هلیکوپتری کنترلی رونمایی کرد که با انرژی ریزموج (microwave، مایکروویو) تغذیه میشد.
اما در این نمونهها انرژی مستقیم به دستگاهها ارسال میشد، در حالی که بسامد امواج رادیویی محیطی بسیار ضعیف است و مستقیم به دستگاهها نمیرسد. این موضوع در زمینه برداشت انرژی از امواج محیطی همواره چالشی اساسی برای دانشمندان ایجاد کرده بود.
پژوهشگران برای غلبه بر این چالش، به حوزه نسبتا ناشناختهای از تحقیقات کوانتومی به نام اسپینترونیک (spintronics) روی آوردند. اسپینترونیک دانشی است که به گردش کوانتومی الکترونها و تاثیر آنها بر میدانهای مغناطیسی میپردازد. در این تحقیق، پژوهشگران از ویژگیهای «اتصال تونلی مغناطیسی» بهره گرفتند که در آن یک لایه بسیار نازک عایق میان دو لایه مغناطیسی قرار میگیرد. اتصالات تونل مغناطیسی عمدتا در ساخت درایو دیسک سخت و دیگر حافظههای رایانه به کار میروند.
امواج رادیویی بر اتصالات تونلی مغناطیسی اثر میگذارند، به طوری که جریان موج حرکت الکترونها را در این ساختار تغییر میدهد. به بیان سادهتر، در تولید برق از همین تغییر گردش استفاده میشود.
پژوهشگران در نخستین آزمون عملی از این فناوری موفق شدند با همین روش انرژی یک حسگر دما را تامین کنند.
به گفته محققان این فناوری جدید میتواند بر کاهش سوختهای کربنی، ایجاد شبکههای بیسیم، وابستگی به باتری، و مصرف دستگاههای کوچک تاثیر فراوانی بگذارد.
در شرایطی که صنایع و فناوریها بهشکل فزایندهای به سمت مصرف کمتر انرژی و افزایش کارایی دستگاهها حرکت میکنند، این دستاورد میتواند گامی بزرگ برای تحقق این اهداف باشد و به بهبود پایداری سیستمهای اینترنت اشیا و دستگاههای هوشمند کمک کند.
🆔@ScientificDialectics
X (formerly Twitter)
Live Science (@LiveScience) on X
New invention harvests ambient Wi-Fi and Bluetooth signals to power small devices https://t.co/6jRyKHZHzW
🔥3👏2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐انفجار قویترین موشک جهان جو زمین را سوراخ کرد!
انفجار سال گذشته موشک غولپیکر اسپیسایکس به طور موقت سوراخی در جو زمین ایجاد کرد. پژوهشی تازه از دانشمندان روس نشاندهنده این رویداد است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
پاییز سال گذشته در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۲۳ موشک چند مرحلهای غولپیکر استارشیپ به فضا پرتاب شد. این موشک لقب بزرگترین و قدرتمندترین موشک تاریخ را یدک میکشد.
این دومین پرتاب آزمایشی استارشیپ بود که از پایگاه بوکا چیکای تگزاس صورت میگرفت.
چهار دقیقه پس از پرتاب و اوج گرفتن این غول ۱۰۰ متری، بخش پایینی موشک شامل موتورهای اصلی (مرحله اول موشک) طبق برنامه از بخش بالایی جدا شد اما به شکل غیرمنتظره خیلی زود در آسمان منفجر شد و نتوانست طبق برنامه به زمین برگردد. حدود چهار دقیقه پس از این انفجار باقی موشک نیز در فاصله ۱۵۰ کیلومتری سطح زمین منفجر شد.
پژوهشی که نتایجش در مجله ژئوفیزیکال ریسرچ لترز منتشر شده است، نشان میدهد که انفجار دوم به طور موقت حفرهای در یونسفر ایجاد کرد هاست. یونسفر بخشی از اتمسفر در فاصله ۸۰ تا ۶۵۰ کیلومتری سطح زمین است.
گاهی سوراخهایی در اثر فرایندهای شیمیایی در یونسفر ایجاد میشود اما این نخستین نمونهای ثبت شده از ایجاد سوراخ در پی انفجار با منشاء انسانی است.
چندین ماهواره و ایستگاه زمینی بینالمللی ایجاد سوراخ در این انفجار را ثبت کردهاند. وسعت این سوراخ که بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقه پابرجا ماند، نامشخص است.
https://www.yahoo.com/news/catastrophic-spacex-starship-explosion-tore-164755601.html
🆔@ScientificDialectics
🌐انفجار قویترین موشک جهان جو زمین را سوراخ کرد!
انفجار سال گذشته موشک غولپیکر اسپیسایکس به طور موقت سوراخی در جو زمین ایجاد کرد. پژوهشی تازه از دانشمندان روس نشاندهنده این رویداد است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
پاییز سال گذشته در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۲۳ موشک چند مرحلهای غولپیکر استارشیپ به فضا پرتاب شد. این موشک لقب بزرگترین و قدرتمندترین موشک تاریخ را یدک میکشد.
این دومین پرتاب آزمایشی استارشیپ بود که از پایگاه بوکا چیکای تگزاس صورت میگرفت.
چهار دقیقه پس از پرتاب و اوج گرفتن این غول ۱۰۰ متری، بخش پایینی موشک شامل موتورهای اصلی (مرحله اول موشک) طبق برنامه از بخش بالایی جدا شد اما به شکل غیرمنتظره خیلی زود در آسمان منفجر شد و نتوانست طبق برنامه به زمین برگردد. حدود چهار دقیقه پس از این انفجار باقی موشک نیز در فاصله ۱۵۰ کیلومتری سطح زمین منفجر شد.
پژوهشی که نتایجش در مجله ژئوفیزیکال ریسرچ لترز منتشر شده است، نشان میدهد که انفجار دوم به طور موقت حفرهای در یونسفر ایجاد کرد هاست. یونسفر بخشی از اتمسفر در فاصله ۸۰ تا ۶۵۰ کیلومتری سطح زمین است.
گاهی سوراخهایی در اثر فرایندهای شیمیایی در یونسفر ایجاد میشود اما این نخستین نمونهای ثبت شده از ایجاد سوراخ در پی انفجار با منشاء انسانی است.
چندین ماهواره و ایستگاه زمینی بینالمللی ایجاد سوراخ در این انفجار را ثبت کردهاند. وسعت این سوراخ که بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقه پابرجا ماند، نامشخص است.
https://www.yahoo.com/news/catastrophic-spacex-starship-explosion-tore-164755601.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
'Catastrophic' SpaceX Starship explosion tore a hole in the atmosphere last year in 1st-of-its-kind event, Russian scientists reveal
A new study from Russian scientists claims that the unexpected detonation of SpaceX's Starship rocket during a test flight in November 2023 tore an "ionospheric hole" in the upper atmosphere. It is the first time this type of hole has been created by a human…
😱5
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐کشف شگفتانگیز: یک شجره ژنتیکی باستانی پنهان از ژاپنیها
تحقیقات جدید نشان میدهد که ژاپنیهای امروزی ممکن است حامل نَسَبی گمشده باشند که زمانی از سرزمینهای شمال شرقی آسیا به بالای مجمعالجزایر ژاپن مهاجرت کردهاند. این کشف، شواهدی را تقویت میکند که نشان میدهد نژاد ژاپنیها نه از دو بلکه از 3 نَسَب اجدادی تشکیل شده است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
تا همین اواخر، فرضیه غالب این بود که جمعیت ژاپن از ترکیب دو گروه اصلی بهوجود آمده است: مردم بومی جومون Jomon که بیش از ۱۰,۰۰۰ سال پیش از آسیای شرقی باستان به ژاپن آمده بودند و کشاورزان برنجکار از شمال شرقی آسیا که حدود ۲,۳۰۰ سال پیش از سرزمین اصلی قارهای مهاجرت کردند.
موج سوم مهاجران
در سال ۲۰۲۱، مطالعهای ژنتیکی برای اولین بار به وجود موج سوم مهاجران پی برد که داستان متفاوتی از منشأ ژاپنیها را پیشنهاد داد. چیکاشی ترائو Chikashi Terao، نویسنده ارشد جدیدترین تحقیق، میگوید که او و همکارانش ساختار زیربخشهای جمعیتی ژاپن را با دقت بررسی کردهاند و نتایج آنها بهطور در هفت منطقه این کشور را در بر میگیرد.
بررسی ژنتیکی جمعیت ژاپن
تیم تحقیقاتی ترائو با توالییابی DNA بیش از ۳,۲۰۰ نفر از این مناطق، یکی از بزرگترین تحلیلهای ژنتیکی یک جمعیت غیر اروپایی را ارائه کردهاند. این تحقیق نشان میدهد که ترکیب ژنتیکی جمعیت ژاپن بهگونهای است که میتواند در پزشکی شخصیسازیشده موثر باشد. آنها استدلال میکنند که گونههای نادر ژنتیکی گاهی میتوانند به گروههای خاصی از نیاکان برگردند و الگوهای مهاجرتی را در ژاپن آشکار کنند.
سه خوشه اصلی نَسَبی
با مقایسه دادههای ژنتیکی مدرن و باستانی، تیم تحقیقاتی سه خوشه اصلی نَسَب را در میان بیشتر جمعیت ژاپن شناسایی کرد. نتایج نشان میدهد که امروزه نَسَب جومون بیشتر در جنوب ژاپن غالب است. در حالی که مردم غرب ژاپن بیشتر با چینیهای هان Han Chinese ارتباط دارند که تا حدود سال ۸۰۰ میلادی به مهاجرت از سرزمین اصلی شرق آسیا ادامه دادند.
در شمال شرقی ژاپن، نَسَب غالب متفاوت است. ترکیب ژنتیکی این جمعیت هنوز بهطور کامل روشن نیست، اما ممکن است با ترکیب دوگانهای از نَسَب کرهای و چینی هان توجیه شود. در سوابق تاریخی آمده است که منطقه شمال شرقی زمانی توسط گروهی از مردم به نام ایمیشی Emishi در قرن پنجم میلادی ساکن بوده است. این نام بهطور تحتاللفظی به «بربرهای میگو» ترجمه میشود و گرچه هیچکس نمیداند ایمیشی از کجا آمدهاند، اما پیشنهاد شده که آنها از افرادی که در شبهجزیره کره امروزی زندگی میکردند، منشاء گرفتهاند.
ارتباط با بیماریها
این مطالعه همچنین به شناسایی ریشههای دو ژن مرتبط با سرطان سینه ارثی در ژاپنیها کمک کرده است. بهعنوان مثال، جهش BRCA1 که خاص جمعیت ژاپن است و در شرق ژاپن به طور قابلتوجهی رایجتر است، به نظر میرسد از نَسَب مردم شمال شرقی ژاپن سرچشمه گرفته و به سایر مناطق کشور گسترش یافته است.
اهمیت تحقیقات
نویسندگان این تحلیل ژنتیکی مینویسند که این مجموعه داده ژنتیکی جامع به ما اجازه میدهد تا به قلمروهای ناشناخته در مورد ژنتیک جمعیت و پزشکی جمعیت ژاپن وارد شویم. با این حال، همچنان عدم اطمینانهایی در دادهها وجود دارد، اگرچه یافتههای آنها با فرضیه منشأ سهگانه در اکثر مناطق ژاپن تطابق دارد.
شواهد جدید نشان میدهد که ساختار جمعیتی ژاپن پیچیدهتر از آن چیزی است که دانشمندان در ابتدا تصور میکردند. برای فهم بهتر تاریخ بشر و سلامت انسان، گنجاندن جمعیتهای متنوع در تحقیقات ژنتیکی اهمیت دارد.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.adi8419
🆔@ScientificDialectics
🌐کشف شگفتانگیز: یک شجره ژنتیکی باستانی پنهان از ژاپنیها
تحقیقات جدید نشان میدهد که ژاپنیهای امروزی ممکن است حامل نَسَبی گمشده باشند که زمانی از سرزمینهای شمال شرقی آسیا به بالای مجمعالجزایر ژاپن مهاجرت کردهاند. این کشف، شواهدی را تقویت میکند که نشان میدهد نژاد ژاپنیها نه از دو بلکه از 3 نَسَب اجدادی تشکیل شده است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
تا همین اواخر، فرضیه غالب این بود که جمعیت ژاپن از ترکیب دو گروه اصلی بهوجود آمده است: مردم بومی جومون Jomon که بیش از ۱۰,۰۰۰ سال پیش از آسیای شرقی باستان به ژاپن آمده بودند و کشاورزان برنجکار از شمال شرقی آسیا که حدود ۲,۳۰۰ سال پیش از سرزمین اصلی قارهای مهاجرت کردند.
موج سوم مهاجران
در سال ۲۰۲۱، مطالعهای ژنتیکی برای اولین بار به وجود موج سوم مهاجران پی برد که داستان متفاوتی از منشأ ژاپنیها را پیشنهاد داد. چیکاشی ترائو Chikashi Terao، نویسنده ارشد جدیدترین تحقیق، میگوید که او و همکارانش ساختار زیربخشهای جمعیتی ژاپن را با دقت بررسی کردهاند و نتایج آنها بهطور در هفت منطقه این کشور را در بر میگیرد.
بررسی ژنتیکی جمعیت ژاپن
تیم تحقیقاتی ترائو با توالییابی DNA بیش از ۳,۲۰۰ نفر از این مناطق، یکی از بزرگترین تحلیلهای ژنتیکی یک جمعیت غیر اروپایی را ارائه کردهاند. این تحقیق نشان میدهد که ترکیب ژنتیکی جمعیت ژاپن بهگونهای است که میتواند در پزشکی شخصیسازیشده موثر باشد. آنها استدلال میکنند که گونههای نادر ژنتیکی گاهی میتوانند به گروههای خاصی از نیاکان برگردند و الگوهای مهاجرتی را در ژاپن آشکار کنند.
سه خوشه اصلی نَسَبی
با مقایسه دادههای ژنتیکی مدرن و باستانی، تیم تحقیقاتی سه خوشه اصلی نَسَب را در میان بیشتر جمعیت ژاپن شناسایی کرد. نتایج نشان میدهد که امروزه نَسَب جومون بیشتر در جنوب ژاپن غالب است. در حالی که مردم غرب ژاپن بیشتر با چینیهای هان Han Chinese ارتباط دارند که تا حدود سال ۸۰۰ میلادی به مهاجرت از سرزمین اصلی شرق آسیا ادامه دادند.
در شمال شرقی ژاپن، نَسَب غالب متفاوت است. ترکیب ژنتیکی این جمعیت هنوز بهطور کامل روشن نیست، اما ممکن است با ترکیب دوگانهای از نَسَب کرهای و چینی هان توجیه شود. در سوابق تاریخی آمده است که منطقه شمال شرقی زمانی توسط گروهی از مردم به نام ایمیشی Emishi در قرن پنجم میلادی ساکن بوده است. این نام بهطور تحتاللفظی به «بربرهای میگو» ترجمه میشود و گرچه هیچکس نمیداند ایمیشی از کجا آمدهاند، اما پیشنهاد شده که آنها از افرادی که در شبهجزیره کره امروزی زندگی میکردند، منشاء گرفتهاند.
ارتباط با بیماریها
این مطالعه همچنین به شناسایی ریشههای دو ژن مرتبط با سرطان سینه ارثی در ژاپنیها کمک کرده است. بهعنوان مثال، جهش BRCA1 که خاص جمعیت ژاپن است و در شرق ژاپن به طور قابلتوجهی رایجتر است، به نظر میرسد از نَسَب مردم شمال شرقی ژاپن سرچشمه گرفته و به سایر مناطق کشور گسترش یافته است.
اهمیت تحقیقات
نویسندگان این تحلیل ژنتیکی مینویسند که این مجموعه داده ژنتیکی جامع به ما اجازه میدهد تا به قلمروهای ناشناخته در مورد ژنتیک جمعیت و پزشکی جمعیت ژاپن وارد شویم. با این حال، همچنان عدم اطمینانهایی در دادهها وجود دارد، اگرچه یافتههای آنها با فرضیه منشأ سهگانه در اکثر مناطق ژاپن تطابق دارد.
شواهد جدید نشان میدهد که ساختار جمعیتی ژاپن پیچیدهتر از آن چیزی است که دانشمندان در ابتدا تصور میکردند. برای فهم بهتر تاریخ بشر و سلامت انسان، گنجاندن جمعیتهای متنوع در تحقیقات ژنتیکی اهمیت دارد.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.adi8419
🆔@ScientificDialectics
Science Advances
Decoding triancestral origins, archaic introgression, and natural selection in the Japanese population by whole-genome sequencing
Whole-genome sequencing of 3256 Japanese individuals uncovered genetic characteristics of this population.
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐کشف دژکوب ۲۲۰۰ ساله متعلق به نبرد روم و کارتاژ در اعماق دریای مدیترانه
محققان یک دژکوب برنزی را در سواحل سیسیل در ایتالیا کشف کردهاند که میگویند توسط یک کشتی جنگی در جریان «نبرد اگات» بین نیروهای امپراطوری روم و کارتاژ استفاده میشده است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
یک زیردریایی با قابلیت اکتشاف در اعماق دریا یک قطعه بزرگ برنزی از این دژکوب را در عمق ۸۰ متری سواحل جزایر اگادی در شمال غربی سیسیل در دریای مدیترانه پیدا کرده است.
اداره میراث فرهنگی منطقه گفته است که این دژکوب در زیر دماغه یک کشتی جنگی باستانی تعبیه شده بوده است. این دژکوبها در جلوی کشتیهای جنگی رومی نصب میشدند تا با کشتیهای دشمن برخورد کنند و باعث غرق شدن آنها شوند.
از این ابزار در جریان رویداد تاریخی مهم «نبرد اگات» بین روم و کارتاژ، در سال ۲۴۱ قبل از میلاد، استفاده میشده است.
کارتاژ، نام شهری باستانی به همین نام در شمال آفریقا و تونس امروزی، تمدنی بود که نزدیک به دو هزار سال پیش بر دریای مدیترانه مسلط شد و از راه بازرگانی دریایی قدرت زیادی به دست آورد.
این تمدن در سدههای سوم و دوم پیش از میلاد با جمهوری روم بر سر تسلط بر مدیترانه غربی در کشاکش بود و سه دوره جنگ طولانی میان این دو قدرت در گرفت.
کارتاژ در هر سه این جنگها، که به جنگهای کارتاژی یا پونی معروف شدند، شکست خورد و با کم شدن از نیروهایش و همینطور باجهای هنگفتی که مجبور به پرداخت به روم شد، رو به زوال رفت.
کارشناسان میگویند دژکوب یافتشده مربوط به یک کشتی در نبرد اگات است. این نبرد مرحله آخر «نخستین جنگ پونی» بین دو ابرقدرت به حساب میآمد که ۲۳ سال به طول انجامید و در نهایت منجر به تسلیم شدن کارتاژ به روم شد.
تجزیه و تحلیل محققان نشان میدهد که این این دژکوب دارای نقش برجسته زینتی است و یک کلاهخود رومی با سه پر روی آن حکاکی شده است. این سبک کلاهخود نوکتیز در آن زمان برای سربازان رومی سبکی استاندارد و مرسوم محسوب میشد.
این اولین بار نیست که محققان ابزار و ادوات جنگی مانند شمشیر و سکه را در این قسمت از دریای مدیترانه پیدا میکنند.
فرانچسکو پائولو اسکارپیناتو، عضو شورای شهر پالرمو، در این باره میگوید: «بستر دریا در ناحیه جزیره آگادی [شما غربی سیسیل] همیشه منبع اطلاعاتی ارزشمندی برای افزودن دانش بیشتر در مورد نبرد دریایی بین ناوگان روم و کارتاژ است.»
https://anatolianarchaeology.net/restoration-works-have-come-to-an-end-in-the-2200-year-old-kahta-castle-damaged-by-earthquakes/
🆔@ScientificDialectics
🌐کشف دژکوب ۲۲۰۰ ساله متعلق به نبرد روم و کارتاژ در اعماق دریای مدیترانه
محققان یک دژکوب برنزی را در سواحل سیسیل در ایتالیا کشف کردهاند که میگویند توسط یک کشتی جنگی در جریان «نبرد اگات» بین نیروهای امپراطوری روم و کارتاژ استفاده میشده است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
یک زیردریایی با قابلیت اکتشاف در اعماق دریا یک قطعه بزرگ برنزی از این دژکوب را در عمق ۸۰ متری سواحل جزایر اگادی در شمال غربی سیسیل در دریای مدیترانه پیدا کرده است.
اداره میراث فرهنگی منطقه گفته است که این دژکوب در زیر دماغه یک کشتی جنگی باستانی تعبیه شده بوده است. این دژکوبها در جلوی کشتیهای جنگی رومی نصب میشدند تا با کشتیهای دشمن برخورد کنند و باعث غرق شدن آنها شوند.
از این ابزار در جریان رویداد تاریخی مهم «نبرد اگات» بین روم و کارتاژ، در سال ۲۴۱ قبل از میلاد، استفاده میشده است.
کارتاژ، نام شهری باستانی به همین نام در شمال آفریقا و تونس امروزی، تمدنی بود که نزدیک به دو هزار سال پیش بر دریای مدیترانه مسلط شد و از راه بازرگانی دریایی قدرت زیادی به دست آورد.
این تمدن در سدههای سوم و دوم پیش از میلاد با جمهوری روم بر سر تسلط بر مدیترانه غربی در کشاکش بود و سه دوره جنگ طولانی میان این دو قدرت در گرفت.
کارتاژ در هر سه این جنگها، که به جنگهای کارتاژی یا پونی معروف شدند، شکست خورد و با کم شدن از نیروهایش و همینطور باجهای هنگفتی که مجبور به پرداخت به روم شد، رو به زوال رفت.
کارشناسان میگویند دژکوب یافتشده مربوط به یک کشتی در نبرد اگات است. این نبرد مرحله آخر «نخستین جنگ پونی» بین دو ابرقدرت به حساب میآمد که ۲۳ سال به طول انجامید و در نهایت منجر به تسلیم شدن کارتاژ به روم شد.
تجزیه و تحلیل محققان نشان میدهد که این این دژکوب دارای نقش برجسته زینتی است و یک کلاهخود رومی با سه پر روی آن حکاکی شده است. این سبک کلاهخود نوکتیز در آن زمان برای سربازان رومی سبکی استاندارد و مرسوم محسوب میشد.
این اولین بار نیست که محققان ابزار و ادوات جنگی مانند شمشیر و سکه را در این قسمت از دریای مدیترانه پیدا میکنند.
فرانچسکو پائولو اسکارپیناتو، عضو شورای شهر پالرمو، در این باره میگوید: «بستر دریا در ناحیه جزیره آگادی [شما غربی سیسیل] همیشه منبع اطلاعاتی ارزشمندی برای افزودن دانش بیشتر در مورد نبرد دریایی بین ناوگان روم و کارتاژ است.»
https://anatolianarchaeology.net/restoration-works-have-come-to-an-end-in-the-2200-year-old-kahta-castle-damaged-by-earthquakes/
🆔@ScientificDialectics
Anatolian Archaeology
Restoration works have come to an end in the 2200-year-old Kahta castle damaged by earthquakes
The reconstruction works started in the 2200-year-old Kahta castle, which was damaged by two major earthquakes centered in Kahramanmaraş, have...
❤1👏1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐زندگی در جوار درختان بیماریهای قلبی را کاهش میدهد
زندگی در فضای سبز از طریق بهبود سلامتی استخوانها و کند کردن روند پیری میتواند سلامتی را تقویت کند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
نتایج به دستآمده از مطالعهای در دانشگاه لوییزویل برای بررسی تاثیر محیط زیست و ورزش بر سلامتی، از مزایای زندگی در کنار درختان خبر میدهد و محققان دریافتهاند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، دیابت و برخی انواع سرطانها در افرادی که در محلههایی با درختان و فضای سبز بیشتر زندگی میکنند، در مقایسه با افرادی که نزدیک خانهشان فضای سبز کمتری دارند، کمتر است.
علت دقیق این پیامدهای مثبت روی سلامتی هنوز مشخص نیست، با این حال بر اساس تحقیقات قبلی، زندگی در نزدیکی فضاهای سبز میتواند به بهبود سلامت عمومی از جمله سلامتی استخوانها و کاهش روند پیری، کمک کند. ورزش کردن در طبیعت هم به کاهش استرس و احساسات منفی کمک میکند.
به گزارش انبیسینیوز، محققان دانشگاه لوییزویل یک کارآزمایی بالینی طراحی کردند که در منطقهای به مساحت ۱۰ کیلومترمربع در جنوب لوییزویل، که یک بزرگراه آن را به دو قسمت تقسیم کرده بود، انجام شد. آنها حدود ۷۵۰ نفر از ساکنان این منطقه را که بین ۲۵ تا ۷۵ سال سن داشتند و تقریبا ۸۰ درصد آنها سفیدپوست و ۶۰ درصد زن بودند، تحت نظر گرفتند. از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲، در مناطق مختلف تحت مطالعه نزدیک به هشت هزار و ۵۰۰ درخت همیشهسبز، ۶۳۰ درخت خزانکننده و ۴۵ نوع درختچه مختلف کاشته شد اما برخی بخشهای منطقه بدون تغییر باقی ماندند.
محققان که قبل از شروع مداخله محیطی و کاشت درختان، نمونههای خون، ادرار، ناخن و مو شرکتکنندگان را جمعآوری کردند، متوجه شدند که سطح پروتئین واکنشی سی (C) با حساسیت بالاــ فاکتوری در خون مرتبط با بیمارهای قلبیــ در افراد ساکن مناطق تحت مداخله ۱۳ درصد کمتر بود. این کاهش مشابه آثار مثبت شروع یک برنامه منظم ورزشی گزارش شد.
از آنجا که اغلب مطالعات درباره تاثیر مثبت طبیعت بر سلامت روان و جسم، مبتنی بر مشاهدهاند، نمیتوانند به این پرسش پاسخ دهند که آیا افراد ساکن در جوامع سبز به دلیل ثروتمندتر بودن و دسترسی به مراقبتهای بهداشتی بهتر، سالمترند یا این اثر فضای سبز است.
آرونی باتناگار، استاد دانشگاه لوییزویل، که این پروژه را رهبری میکرد، میگوید: «ما در تلاشیم ببینیم آیا میتوانیم نرخ بیماریهای قلبی در جامعه را کاهش دهیم یا خیر.»
درختان چگونه سلامتی را بهبود میبخشند؟
تحقیقات قبلی نشان داده بود که وقت گذراندن در فضای سبز سلامت روان را افزایش میدهد اما این مطالعه جدید ارتباط بین زندگی در کنار درختان بیشتر و سلامت جسمی را نشان داد. برخی دلایل میتواند موارد زیر باشد.
درختان با ایجاد سایه، هوای منطقه را خنکتر میکنند و این در فرونشاندن اثر گرمای شهری موثر است. چرا که هوای گرم بیماریهای قلبی را تشدید میکند و میتواند در افراد سالم هم باعث گرمازدگی شود.
همچنین درختان به کاهش صدا و آلودگیهای صوتی در شهرها، که یکی از عوامل موثر در بیماریهای قلبی عروقی است، کمک میکنند. علاوه بر این فضایی را برای استراحت، ورزش و از همه مهمتر معاشرت به وجود میآورند و با کاهش آلودگی هوا از تنفس مداوم ذرات مضر و التهابزا جلوگیری میکنند.
کارشناسان بر تاثیر فضای سبز و درختان بر سلامت تاکید میکنند، اما معتقدند که فضای سبز در شهرها عادلانه توزیع نشدهاند و برخی مناطق درختان کمتری دارند. آنها به برنامهریزان شهری توصیه میکنند تا چنین فضاهایی را برای همه نقاط شهر فراهم کنند و قیمت مسکن را در مناطقی که درختان و فضای سبز بیشتری دارند، افزایش ندهند تا همه بتوانند از این مزیت برخوردار شوند.
🆔@ScientificDialectics
🌐زندگی در جوار درختان بیماریهای قلبی را کاهش میدهد
زندگی در فضای سبز از طریق بهبود سلامتی استخوانها و کند کردن روند پیری میتواند سلامتی را تقویت کند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
نتایج به دستآمده از مطالعهای در دانشگاه لوییزویل برای بررسی تاثیر محیط زیست و ورزش بر سلامتی، از مزایای زندگی در کنار درختان خبر میدهد و محققان دریافتهاند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، دیابت و برخی انواع سرطانها در افرادی که در محلههایی با درختان و فضای سبز بیشتر زندگی میکنند، در مقایسه با افرادی که نزدیک خانهشان فضای سبز کمتری دارند، کمتر است.
علت دقیق این پیامدهای مثبت روی سلامتی هنوز مشخص نیست، با این حال بر اساس تحقیقات قبلی، زندگی در نزدیکی فضاهای سبز میتواند به بهبود سلامت عمومی از جمله سلامتی استخوانها و کاهش روند پیری، کمک کند. ورزش کردن در طبیعت هم به کاهش استرس و احساسات منفی کمک میکند.
به گزارش انبیسینیوز، محققان دانشگاه لوییزویل یک کارآزمایی بالینی طراحی کردند که در منطقهای به مساحت ۱۰ کیلومترمربع در جنوب لوییزویل، که یک بزرگراه آن را به دو قسمت تقسیم کرده بود، انجام شد. آنها حدود ۷۵۰ نفر از ساکنان این منطقه را که بین ۲۵ تا ۷۵ سال سن داشتند و تقریبا ۸۰ درصد آنها سفیدپوست و ۶۰ درصد زن بودند، تحت نظر گرفتند. از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲، در مناطق مختلف تحت مطالعه نزدیک به هشت هزار و ۵۰۰ درخت همیشهسبز، ۶۳۰ درخت خزانکننده و ۴۵ نوع درختچه مختلف کاشته شد اما برخی بخشهای منطقه بدون تغییر باقی ماندند.
محققان که قبل از شروع مداخله محیطی و کاشت درختان، نمونههای خون، ادرار، ناخن و مو شرکتکنندگان را جمعآوری کردند، متوجه شدند که سطح پروتئین واکنشی سی (C) با حساسیت بالاــ فاکتوری در خون مرتبط با بیمارهای قلبیــ در افراد ساکن مناطق تحت مداخله ۱۳ درصد کمتر بود. این کاهش مشابه آثار مثبت شروع یک برنامه منظم ورزشی گزارش شد.
از آنجا که اغلب مطالعات درباره تاثیر مثبت طبیعت بر سلامت روان و جسم، مبتنی بر مشاهدهاند، نمیتوانند به این پرسش پاسخ دهند که آیا افراد ساکن در جوامع سبز به دلیل ثروتمندتر بودن و دسترسی به مراقبتهای بهداشتی بهتر، سالمترند یا این اثر فضای سبز است.
آرونی باتناگار، استاد دانشگاه لوییزویل، که این پروژه را رهبری میکرد، میگوید: «ما در تلاشیم ببینیم آیا میتوانیم نرخ بیماریهای قلبی در جامعه را کاهش دهیم یا خیر.»
درختان چگونه سلامتی را بهبود میبخشند؟
تحقیقات قبلی نشان داده بود که وقت گذراندن در فضای سبز سلامت روان را افزایش میدهد اما این مطالعه جدید ارتباط بین زندگی در کنار درختان بیشتر و سلامت جسمی را نشان داد. برخی دلایل میتواند موارد زیر باشد.
درختان با ایجاد سایه، هوای منطقه را خنکتر میکنند و این در فرونشاندن اثر گرمای شهری موثر است. چرا که هوای گرم بیماریهای قلبی را تشدید میکند و میتواند در افراد سالم هم باعث گرمازدگی شود.
همچنین درختان به کاهش صدا و آلودگیهای صوتی در شهرها، که یکی از عوامل موثر در بیماریهای قلبی عروقی است، کمک میکنند. علاوه بر این فضایی را برای استراحت، ورزش و از همه مهمتر معاشرت به وجود میآورند و با کاهش آلودگی هوا از تنفس مداوم ذرات مضر و التهابزا جلوگیری میکنند.
کارشناسان بر تاثیر فضای سبز و درختان بر سلامت تاکید میکنند، اما معتقدند که فضای سبز در شهرها عادلانه توزیع نشدهاند و برخی مناطق درختان کمتری دارند. آنها به برنامهریزان شهری توصیه میکنند تا چنین فضاهایی را برای همه نقاط شهر فراهم کنند و قیمت مسکن را در مناطقی که درختان و فضای سبز بیشتری دارند، افزایش ندهند تا همه بتوانند از این مزیت برخوردار شوند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Living in tree-filled neighborhoods may reduce risk of heart disease, study shows
Tree-filled neighborhoods may reduce heart disease risk, new research shows.
👍7
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐دانشمندان راز قدرت قویترین مرد جهان را کشف کردند
قدرت قویترین مرد جهان نه از حجم عضلات بلکه از سه عضله بلند و باریک پایش ناشی میشود
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
وقتی به مردی قدرتمند و قهرمان ددلیفت (لیفت مرده) در سطح جهان مانند ادی هال فکر میکنیم، تصور میکنیم که قدرت فوقبشریاش از عضلات حجیمش ناشی میشود.
اما دانشمندان دریافتهاند که راز قدرت هرکولمانند هال ممکن است در مجموعه سه عضله بلند و نازک پایش نهفته باشد. این عضلات سهگانه که در مجموع با نام عضلات «طنابهای نگهدارنده» شناخته میشوند، با هم کار میکنند تا لگن و ران را تثبیت کنند، مانند طنابهای نگهدارندهای که برای محکم کردن چادر استفاده میشوند.
به گفته پژوهشگران، این عضلاتــ موسوم به سارتوریوس، گراسیلیس و سمیتندینوسوســ در ادی هال ۱۴۰ تا ۲۰۲ درصد بزرگتر از مردانی است که تمرینهای قدرتی انجام نمیدهند.
جاناتان فولند، استاد عملکرد عصبیعضلانی در دانشکده ورزش، تمرین و علوم سلامت در دانشگاه لافبرو، گفت: «انتظار دارید فردی فوقالعاده قدرتمند، مانند ادی هال، عضلات بسیار بزرگی داشته باشدــ و این را تا حدودی میتوانید با نگاهی به او تشخیص دهید.
«ما انتظار داشتیم که عضلات بزرگ دخیل در کشش زانو و مفصل ران بیشترین رشد و تکامل را نشان دهند.
«در حالی که این عضلات بیتردید بهخوبی رشد و تکامل یافته بودند، از دیدن اینکه بیشترین رشد و تکامل عضلانی در عضلات بلند و نازک طنابهای نگهدارنده رخ داده بود بهتزده شدیم.
«این عضلات از لحاظ علمی بسیار کم مورد توجه قرار گرفتهاند، بنابراین واقعا نمیدانیم تا چه اندازه در انجام وظایف متفاوت اهمیت دارند.
«اما متوجه شدیم این عضلات در فردی که دههها است وزنهها و بارهای سنگین را بلند و حمل کردهــ و در این کار بسیار ماهر استــ واقعا خیلی خوب رشد و تکامل داشته، و این موضوع بسیار جالب بود.
«روشن است که این عضلات برای بلند کردن و حمل بارهای بسیار سنگین بیش از آنچه پیشتر تصور میکردیم اهمیت دارند.»
هال، که در سال ۲۰۱۷ عنوان قویترین مرد جهان را کسب کرد، همچنین رکورد سنگینترین ددلیفت تاریخ را با بلند کردن ۵۰۰ کیلوگرم در اختیار داشت، تا اینکه هافتور جولیوس بیورنسون از ایسلند در سال ۲۰۲۰ این رکورد را شکست.
پروفسور فولند گفت: «مردم از آغاز تمدن به ورزشهای قدرتی و مردان قوی علاقهمند بودهاند... اما میزان کار علمی برای مطالعه افرادی مانند ادی هال تقریبا صفر بوده است.»
پژوهشگران از هال، که همچنین به «جانور» معروف است، دعوت کردند تا در مجموعهای از آزمایشها در دانشگاه لافبرو شرکت کند، از جمله اسکنهای امآرای و کششهای ایزومتریک میانه رانــ که روشی قابلاطمینان برای آزمایش حداکثر قدرت بدون انجام ددلیفت است.
هدف آنها این بود که از میزان قدرت عضلات افراد جمعیتهای گوناگون، از ورزشکاران فوقالعاده قدرتمند مانند هال گرفته تا افراد ضعیف و ناتوان، شناخت بیشتری پیدا کنند.
نتایج آزمایشهای هال با بیش از ۲۰۰ نفر از جمله ورزشکاران زبده، افرادی که مرتب ورزش میکنند و افراد ورزشنکرده مقایسه شد.
این یافتهها که در نشریه فیزیولوژی کاربردی (Applied Physiology) منتشر شد، نشان داد که توده عضلانی پایینتنه هال تقریبا دو برابر مردانی بود که ورزش نمیکردند، در همین حال عضلات چهارسر ران هال، که جلو ران قرار دارند، دو برابر بزرگتر بودند.
به گفته پژوهشگران، عضلات ساق پاــ موسوم به فلکسور کف پاــ نیز در هال ۱۲۰ درصد بزرگتر از مردان ورزشنکرده بود.
این گروه پژوهشی همچنین دریافتند که رباط کشککی (تاندون پاتلا) در هال، بافت نازک انعطافپذیری که عضلات چهارسر ران به آن وصل میشوند، فقط ۳۰ درصد بزرگتر بود، با اینکه عضلات چهارسر رانش دو برابر بزرگتر بود.
پژوهشگران گفتند این موضوع نشان میدهد که عضلات بیش از تاندونها با ورزش و تمرین انعطافپذیری و انطباق پیدا میکنند.
این گروه پژوهشی در ادامه افزود سایر عضلات، مانند عضلاتی که در خم و راست کردن مفصل ران نقش دارند، در مقایسه با افراد ورزشنکرده فقط اندکی بیشتر رشد و تکامل یافته بودند.
هال گفت: «بسیار جالب بود که بهنوعی بفهمم چطور عضلات و تاندونهایم به فشارهایی که به بدنم وارد کردهام واکنش نشان میدهند.»
دکتر تام بالشاو، از دانشکده ورزش، تمرین و علوم سلامت دانشگاه لافبرو، گفت: «این موضوع نشان میدهد که همه ما میتوانیم سیستم عضلانیمان را تغییر و توسعه دهیم تا عملکرد و کارایی عضلاتمان را بهبود بخشیم.»
✍️ نیلیما مارشال
https://www.independent.co.uk/news/science/strength-muscle-science-eddie-hall-b2605283.html#:~:text=But%20scientists%20have%20discovered%20the,used%20to%20secure%20a%20tent
🆔@ScientificDialectics
🌐دانشمندان راز قدرت قویترین مرد جهان را کشف کردند
قدرت قویترین مرد جهان نه از حجم عضلات بلکه از سه عضله بلند و باریک پایش ناشی میشود
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
وقتی به مردی قدرتمند و قهرمان ددلیفت (لیفت مرده) در سطح جهان مانند ادی هال فکر میکنیم، تصور میکنیم که قدرت فوقبشریاش از عضلات حجیمش ناشی میشود.
اما دانشمندان دریافتهاند که راز قدرت هرکولمانند هال ممکن است در مجموعه سه عضله بلند و نازک پایش نهفته باشد. این عضلات سهگانه که در مجموع با نام عضلات «طنابهای نگهدارنده» شناخته میشوند، با هم کار میکنند تا لگن و ران را تثبیت کنند، مانند طنابهای نگهدارندهای که برای محکم کردن چادر استفاده میشوند.
به گفته پژوهشگران، این عضلاتــ موسوم به سارتوریوس، گراسیلیس و سمیتندینوسوســ در ادی هال ۱۴۰ تا ۲۰۲ درصد بزرگتر از مردانی است که تمرینهای قدرتی انجام نمیدهند.
جاناتان فولند، استاد عملکرد عصبیعضلانی در دانشکده ورزش، تمرین و علوم سلامت در دانشگاه لافبرو، گفت: «انتظار دارید فردی فوقالعاده قدرتمند، مانند ادی هال، عضلات بسیار بزرگی داشته باشدــ و این را تا حدودی میتوانید با نگاهی به او تشخیص دهید.
«ما انتظار داشتیم که عضلات بزرگ دخیل در کشش زانو و مفصل ران بیشترین رشد و تکامل را نشان دهند.
«در حالی که این عضلات بیتردید بهخوبی رشد و تکامل یافته بودند، از دیدن اینکه بیشترین رشد و تکامل عضلانی در عضلات بلند و نازک طنابهای نگهدارنده رخ داده بود بهتزده شدیم.
«این عضلات از لحاظ علمی بسیار کم مورد توجه قرار گرفتهاند، بنابراین واقعا نمیدانیم تا چه اندازه در انجام وظایف متفاوت اهمیت دارند.
«اما متوجه شدیم این عضلات در فردی که دههها است وزنهها و بارهای سنگین را بلند و حمل کردهــ و در این کار بسیار ماهر استــ واقعا خیلی خوب رشد و تکامل داشته، و این موضوع بسیار جالب بود.
«روشن است که این عضلات برای بلند کردن و حمل بارهای بسیار سنگین بیش از آنچه پیشتر تصور میکردیم اهمیت دارند.»
هال، که در سال ۲۰۱۷ عنوان قویترین مرد جهان را کسب کرد، همچنین رکورد سنگینترین ددلیفت تاریخ را با بلند کردن ۵۰۰ کیلوگرم در اختیار داشت، تا اینکه هافتور جولیوس بیورنسون از ایسلند در سال ۲۰۲۰ این رکورد را شکست.
پروفسور فولند گفت: «مردم از آغاز تمدن به ورزشهای قدرتی و مردان قوی علاقهمند بودهاند... اما میزان کار علمی برای مطالعه افرادی مانند ادی هال تقریبا صفر بوده است.»
پژوهشگران از هال، که همچنین به «جانور» معروف است، دعوت کردند تا در مجموعهای از آزمایشها در دانشگاه لافبرو شرکت کند، از جمله اسکنهای امآرای و کششهای ایزومتریک میانه رانــ که روشی قابلاطمینان برای آزمایش حداکثر قدرت بدون انجام ددلیفت است.
هدف آنها این بود که از میزان قدرت عضلات افراد جمعیتهای گوناگون، از ورزشکاران فوقالعاده قدرتمند مانند هال گرفته تا افراد ضعیف و ناتوان، شناخت بیشتری پیدا کنند.
نتایج آزمایشهای هال با بیش از ۲۰۰ نفر از جمله ورزشکاران زبده، افرادی که مرتب ورزش میکنند و افراد ورزشنکرده مقایسه شد.
این یافتهها که در نشریه فیزیولوژی کاربردی (Applied Physiology) منتشر شد، نشان داد که توده عضلانی پایینتنه هال تقریبا دو برابر مردانی بود که ورزش نمیکردند، در همین حال عضلات چهارسر ران هال، که جلو ران قرار دارند، دو برابر بزرگتر بودند.
به گفته پژوهشگران، عضلات ساق پاــ موسوم به فلکسور کف پاــ نیز در هال ۱۲۰ درصد بزرگتر از مردان ورزشنکرده بود.
این گروه پژوهشی همچنین دریافتند که رباط کشککی (تاندون پاتلا) در هال، بافت نازک انعطافپذیری که عضلات چهارسر ران به آن وصل میشوند، فقط ۳۰ درصد بزرگتر بود، با اینکه عضلات چهارسر رانش دو برابر بزرگتر بود.
پژوهشگران گفتند این موضوع نشان میدهد که عضلات بیش از تاندونها با ورزش و تمرین انعطافپذیری و انطباق پیدا میکنند.
این گروه پژوهشی در ادامه افزود سایر عضلات، مانند عضلاتی که در خم و راست کردن مفصل ران نقش دارند، در مقایسه با افراد ورزشنکرده فقط اندکی بیشتر رشد و تکامل یافته بودند.
هال گفت: «بسیار جالب بود که بهنوعی بفهمم چطور عضلات و تاندونهایم به فشارهایی که به بدنم وارد کردهام واکنش نشان میدهند.»
دکتر تام بالشاو، از دانشکده ورزش، تمرین و علوم سلامت دانشگاه لافبرو، گفت: «این موضوع نشان میدهد که همه ما میتوانیم سیستم عضلانیمان را تغییر و توسعه دهیم تا عملکرد و کارایی عضلاتمان را بهبود بخشیم.»
✍️ نیلیما مارشال
https://www.independent.co.uk/news/science/strength-muscle-science-eddie-hall-b2605283.html#:~:text=But%20scientists%20have%20discovered%20the,used%20to%20secure%20a%20tent
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Scientists discover ‘surprising’ secret of world’s strongest man
Scientists have discovered the secret to Herculean power
❤2👍1👏1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐ژاپن از شهروندان سختکوش خود میخواهد فقط چهار روز در هفته کار کنند
منتقدان میگویند که افرادی که چهار روز سر کار حاضر میشوند، عملا با دستمزد کمتر به همان میزان سابق کار میکنند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
ژاپن، کشوری که مردمش به سختکوشی زیاد مشهورند، تلاش میکند کارکنان و شرکتهای مختلف را ترغیب کند که هفتههای کاری را چهار روز در نظر بگیرند. این اقدام با دو هدف انجام میشود: اصلاح سبک زندگی و همچنین فراهم کردن فرصتهای شغلی بیشتر برای مقابله با بیکاری فزاینده.
به گزارش آسوشیتدپرس، پس از اینکه قانونگذاران ژاپنی از ایده «هفتههای کاری چهارروزه» استقبال کردند، در سال ۲۰۲۱ برای اولین بار در این کشور، برخی کارمندان در روزهای کاری کمتری سر کار حاضر شدند. با این حال از آن زمان تاکنون، این ایده چندان رواج نیافته است و بنا بر اعلام وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، تنها حدود هشت درصد از شرکتها به کارمندانشان اجازه میدهند سه روز یا بیشتر در هفته مرخصی داشته باشند. در این میان، حدود هفت درصد از شرکتها نیز برای کارکنانشان تنها یک روز استراحت در هفته را مجاز میدانند.
اکنون دولت ژاپن با امید به اینکه هفتههای کاری کوتاهتر به اشتغال افراد بیشتر، بهویژه در مشاغل کوچک و متوسط، منجر شود، کارزاری جدید به راه انداخته است. در این کارزار با نام «هاتاراکیکاتا کایکاکو» که به معنای «نوآوری در نحوه کار ما» است، ساعات کاری کوتاهتر و انعطافپذیرتر، اضافهکاریها محدودتر و روزهای مرخصی با حقوق سالانه بیشترند.
متولیان این کارزار میگویند هدف از این اقدام، نهتنها افزایش مشاغل بیشتر بلکه تحقق جامعهای است که در آن کارگران بتوانند از فرصتهای زندگی استفاده بیشتر بهره ببرند و چشمانداز بهتری برای آینده داشته باشند.
به رغم تبلیغ گسترده برای این اقدام، اعلام شده است که تاکنون تنها سه شرکت برای اینکه چطور باید با این کارزار همراهی کنند، درخواست مشاوره دادهاند. همچنین گزارش شده است که از ۶۳ هزار کارمند یک نهاد وابسته به شرکت پاناسونیک که واجد شرایط برنامههای چهار روز کار در هفتهاند، تنها ۱۵۰ کارمند ساعت کاری کمتر را انتخاب کردهاند.
مقالاتی که درباره «کاروشی»ــ اصطلاح ژاپنی به معنای «مرگ بر اثر کار زیاد»ــ منتشر شده، نشان میدهد که در ژاپن سالانه دستکم ۵۴ مورد مرگومیر به این دلیلــ اغلب حمله قلبیــ رخ میدهد.
به گفته برخی کارشناسان، تمایل نداشتن ژاپنیها به کمتر کار کردن نشان میدهد تغییر شیوه زندگی در ژاپن حتی با وجود حمایتهای دولتی و ابتکارهای جدید، همچنان یک چالش بزرگ است.
البته منتقدان میگویند مشکل فقط فرهنگسازی نیست بلکه قوانین نیز باید به طور دقیق اجرا شوند تا کارمندان بیشتری به کار کمتر ترغیب شوند. به گفته منتقدان، برنامههای دولت ژاپن افرادی را که برنامه کاری چهارروزه را انتخاب میکنند، اغلب با دستمزد کمتر مواجه میکند در حالی که به همان سختی سابق کار میکنند.
🆔@ScientificDialectics
🌐ژاپن از شهروندان سختکوش خود میخواهد فقط چهار روز در هفته کار کنند
منتقدان میگویند که افرادی که چهار روز سر کار حاضر میشوند، عملا با دستمزد کمتر به همان میزان سابق کار میکنند
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
ژاپن، کشوری که مردمش به سختکوشی زیاد مشهورند، تلاش میکند کارکنان و شرکتهای مختلف را ترغیب کند که هفتههای کاری را چهار روز در نظر بگیرند. این اقدام با دو هدف انجام میشود: اصلاح سبک زندگی و همچنین فراهم کردن فرصتهای شغلی بیشتر برای مقابله با بیکاری فزاینده.
به گزارش آسوشیتدپرس، پس از اینکه قانونگذاران ژاپنی از ایده «هفتههای کاری چهارروزه» استقبال کردند، در سال ۲۰۲۱ برای اولین بار در این کشور، برخی کارمندان در روزهای کاری کمتری سر کار حاضر شدند. با این حال از آن زمان تاکنون، این ایده چندان رواج نیافته است و بنا بر اعلام وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، تنها حدود هشت درصد از شرکتها به کارمندانشان اجازه میدهند سه روز یا بیشتر در هفته مرخصی داشته باشند. در این میان، حدود هفت درصد از شرکتها نیز برای کارکنانشان تنها یک روز استراحت در هفته را مجاز میدانند.
اکنون دولت ژاپن با امید به اینکه هفتههای کاری کوتاهتر به اشتغال افراد بیشتر، بهویژه در مشاغل کوچک و متوسط، منجر شود، کارزاری جدید به راه انداخته است. در این کارزار با نام «هاتاراکیکاتا کایکاکو» که به معنای «نوآوری در نحوه کار ما» است، ساعات کاری کوتاهتر و انعطافپذیرتر، اضافهکاریها محدودتر و روزهای مرخصی با حقوق سالانه بیشترند.
متولیان این کارزار میگویند هدف از این اقدام، نهتنها افزایش مشاغل بیشتر بلکه تحقق جامعهای است که در آن کارگران بتوانند از فرصتهای زندگی استفاده بیشتر بهره ببرند و چشمانداز بهتری برای آینده داشته باشند.
به رغم تبلیغ گسترده برای این اقدام، اعلام شده است که تاکنون تنها سه شرکت برای اینکه چطور باید با این کارزار همراهی کنند، درخواست مشاوره دادهاند. همچنین گزارش شده است که از ۶۳ هزار کارمند یک نهاد وابسته به شرکت پاناسونیک که واجد شرایط برنامههای چهار روز کار در هفتهاند، تنها ۱۵۰ کارمند ساعت کاری کمتر را انتخاب کردهاند.
مقالاتی که درباره «کاروشی»ــ اصطلاح ژاپنی به معنای «مرگ بر اثر کار زیاد»ــ منتشر شده، نشان میدهد که در ژاپن سالانه دستکم ۵۴ مورد مرگومیر به این دلیلــ اغلب حمله قلبیــ رخ میدهد.
به گفته برخی کارشناسان، تمایل نداشتن ژاپنیها به کمتر کار کردن نشان میدهد تغییر شیوه زندگی در ژاپن حتی با وجود حمایتهای دولتی و ابتکارهای جدید، همچنان یک چالش بزرگ است.
البته منتقدان میگویند مشکل فقط فرهنگسازی نیست بلکه قوانین نیز باید به طور دقیق اجرا شوند تا کارمندان بیشتری به کار کمتر ترغیب شوند. به گفته منتقدان، برنامههای دولت ژاپن افرادی را که برنامه کاری چهارروزه را انتخاب میکنند، اغلب با دستمزد کمتر مواجه میکند در حالی که به همان سختی سابق کار میکنند.
🆔@ScientificDialectics
AP News
Japan wants its hardworking citizens to try a 4-day workweek
Japan is a nation so hardworking its language has a term for literally working oneself to death. Now, the government is trying to address a worrisome labor shortage by coaxing more people and companies to adopt four-day workweeks.
👍3🏆1
Forwarded from بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation (𝒎𝒆𝒍𝒊𝒔𝒔𝒂)
❒باور غیر عقلانی :در آشفتگی های هیجانی، رویدادهای برانگیزاننده همیشه ازطریق عقاید غیرعقلانی پردازش میشوند.
❒رایج ترین عقاید و باورهای غیر منطقی(خطاهای شناختی) که پیامدهای عاطفی آشفته برای افراد به همراه دارد، عبارت است از:
✖️باور غیر عقلانی : من باید عشق و تایید تمام افرادی را که برایم مهم هستند داشته باشم
👁🗨 اظطراب اجتماعی، رفتار وابسته ، اجتناب اجتماعی
✔️ باور عقلانی : مطلوب است که تایید شوم و مرا دوست بدارند اما برای بقا و ادامه حیات من الزامی نیست
✖️ باور غیر عقلانی : من باید کاملا باکفایت، توانمند و موفق باشم
👁🗨 ترس از شکست، اظطراب های کارکردی، کمال گرایی، رفتار های وسواس گونه
✔️ باور عقلانی : بهتر است خودم را موجودی دارای کاستی ها و غیر کامل ببینم. اینکه کاری انجام دهم معمولا بهتر از آن است که لزوما ایده آل انجام دهیم
✖️ باور غیر عقلانی : وقتی مردم بد یا ناعادلانه رفتار می کنند باید آنها را لعنت و سرزنش کنم و آنها را موجوداتی بد و شرور ببینم
👁🗨احساس خشم و پرخاشگری
✔️ باور عقلانی : انسان ها معمولا کارهای احمقانه می کنند، درست نیست که ارزش کلی آنها را بر اساس رفتارهای موردی بسنجیم.
✖️ باور غیر عقلانی : وقتی شکست میخورم یا طرد میشوم یا با من ناعادلانه برخورد میشود، امور واقعا فاجعه و رقت انگیز است
👁🗨خشم و افسردگی
✔️ باور عقلانی : هرچند نرسیدن به خواستها مطلوب نیست اما بندرت رقت انگیز و فاجعه است
✖️ باور غیر عقلانی : احساس بدبختی عاطفی ناشی از فشارهای بیرونی است و ما بر خلق و احساسات خود کنترل اندکی داریم
👁🗨خشم و افسردگی ، درماندگی، مشکلات بین فردی
✔️ باور عقلانی : من بسیاری از حالات خلقی را ایجاد میکنم و با اتکا به باورهای عقلانی میتوانم بسیاری از آنها را تغییر دهم
✖️ باور غیر عقلانی : اگر امری خطرناک بنظر برسد ، من باید خود را با آن مشغول کنم و به آن فکر کنم
👁🗨 اضطراب ، پانیک و رفتار های اجتنابی
✔️ باور عقلانی : صرف نگران بودن درباره مسئله ای به رفع آن کمک نمی کند. من سعی میکنم مشکلات را حل کنم اما اگر حل نشدنی باشد، آنها را میپذیرم.
✖️ باور غیر عقلانی : خیلی راحت تر است که از مشکلات و مسئولیت ها اجتناب کنیم تا آنکه به انظباط و خویشتنداری بپردازم
👁🗨 اهمال کاری و طفره رفتن از کار ، احساس تهی شدن زندگی
✔️ باور عقلانی : در کوتاه مدت فرار از حل مشکلات راحت تر است اما در دراز مدت تحمل سختی و خویشتنداری لذت بیشتری خواهد داشت
✖️ باور غیر عقلانی : گذشته من بر رفتار زمان حال من بسیار تاثیر دارد. چیزی که در گذشته آنهمه بر من اثر گذاشته است حتما هنوز هم اثر دارد
👁🗨 حس ناتوانی و درماندگی
✔️ باور عقلانی : بازبینی باورهای من درباره کودکی می تواند به کاهش اثرات مخرب و تجارب دردناک آن دوره منجر شود
✖️ باور غیر عقلانی : انسان ها و امور جهان باید بهتر از اینی که شوند که می بینیم. اگر من نتوانم راه حلی به این مظور بیابم بسیار فاجعه است
👁🗨عصبانیت و حس سرخودگی، خشم به دیگران
✔️ باور عقلانی : چه خوشم بیاد چه نه، واقعیتی در جهان محدودیت هایش وجود دارد، قبل از اقدام به اصلاح امور، باید این مسئله رو بپذیریم.
✖️ باور غیر عقلانی : انسان می تواند از راه انفعال و بی اقدامی و صرفا خوش بودن به حس خوشبختی برسد
👁🗨 تنبلی و نارضایتی از زندگی
✔️ باور عقلانی : اگر من درگیر کارهای چالش برانگیز و نیازمند همت و تلاش شوم ، در دراز مدت احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت
❒آلبرت الیس، این باورهای غیر عقلانی را در چهار مقوله کلی طبقهبندی کرده است.
به اعتقاد او چهار مقوله باور ناسالم، هسته مرکزی تمام مشکلات روانشناختی هر فرد را تشکیل میدهند:
➊ پرتوقعی (انتظار غیرمنطقی)
➋ فاجعهپنداری (وحشتناک دیدن وقایع)
➌ سطح پایین تحمل ناکامی (بیتحملی)
➍ کمارزش شمردن خود (ناارزندهسازی خویشتن).
# پارت ➍
❒رایج ترین عقاید و باورهای غیر منطقی(خطاهای شناختی) که پیامدهای عاطفی آشفته برای افراد به همراه دارد، عبارت است از:
✖️باور غیر عقلانی : من باید عشق و تایید تمام افرادی را که برایم مهم هستند داشته باشم
👁🗨 اظطراب اجتماعی، رفتار وابسته ، اجتناب اجتماعی
✔️ باور عقلانی : مطلوب است که تایید شوم و مرا دوست بدارند اما برای بقا و ادامه حیات من الزامی نیست
✖️ باور غیر عقلانی : من باید کاملا باکفایت، توانمند و موفق باشم
👁🗨 ترس از شکست، اظطراب های کارکردی، کمال گرایی، رفتار های وسواس گونه
✔️ باور عقلانی : بهتر است خودم را موجودی دارای کاستی ها و غیر کامل ببینم. اینکه کاری انجام دهم معمولا بهتر از آن است که لزوما ایده آل انجام دهیم
✖️ باور غیر عقلانی : وقتی مردم بد یا ناعادلانه رفتار می کنند باید آنها را لعنت و سرزنش کنم و آنها را موجوداتی بد و شرور ببینم
👁🗨احساس خشم و پرخاشگری
✔️ باور عقلانی : انسان ها معمولا کارهای احمقانه می کنند، درست نیست که ارزش کلی آنها را بر اساس رفتارهای موردی بسنجیم.
✖️ باور غیر عقلانی : وقتی شکست میخورم یا طرد میشوم یا با من ناعادلانه برخورد میشود، امور واقعا فاجعه و رقت انگیز است
👁🗨خشم و افسردگی
✔️ باور عقلانی : هرچند نرسیدن به خواستها مطلوب نیست اما بندرت رقت انگیز و فاجعه است
✖️ باور غیر عقلانی : احساس بدبختی عاطفی ناشی از فشارهای بیرونی است و ما بر خلق و احساسات خود کنترل اندکی داریم
👁🗨خشم و افسردگی ، درماندگی، مشکلات بین فردی
✔️ باور عقلانی : من بسیاری از حالات خلقی را ایجاد میکنم و با اتکا به باورهای عقلانی میتوانم بسیاری از آنها را تغییر دهم
✖️ باور غیر عقلانی : اگر امری خطرناک بنظر برسد ، من باید خود را با آن مشغول کنم و به آن فکر کنم
👁🗨 اضطراب ، پانیک و رفتار های اجتنابی
✔️ باور عقلانی : صرف نگران بودن درباره مسئله ای به رفع آن کمک نمی کند. من سعی میکنم مشکلات را حل کنم اما اگر حل نشدنی باشد، آنها را میپذیرم.
✖️ باور غیر عقلانی : خیلی راحت تر است که از مشکلات و مسئولیت ها اجتناب کنیم تا آنکه به انظباط و خویشتنداری بپردازم
👁🗨 اهمال کاری و طفره رفتن از کار ، احساس تهی شدن زندگی
✔️ باور عقلانی : در کوتاه مدت فرار از حل مشکلات راحت تر است اما در دراز مدت تحمل سختی و خویشتنداری لذت بیشتری خواهد داشت
✖️ باور غیر عقلانی : گذشته من بر رفتار زمان حال من بسیار تاثیر دارد. چیزی که در گذشته آنهمه بر من اثر گذاشته است حتما هنوز هم اثر دارد
👁🗨 حس ناتوانی و درماندگی
✔️ باور عقلانی : بازبینی باورهای من درباره کودکی می تواند به کاهش اثرات مخرب و تجارب دردناک آن دوره منجر شود
✖️ باور غیر عقلانی : انسان ها و امور جهان باید بهتر از اینی که شوند که می بینیم. اگر من نتوانم راه حلی به این مظور بیابم بسیار فاجعه است
👁🗨عصبانیت و حس سرخودگی، خشم به دیگران
✔️ باور عقلانی : چه خوشم بیاد چه نه، واقعیتی در جهان محدودیت هایش وجود دارد، قبل از اقدام به اصلاح امور، باید این مسئله رو بپذیریم.
✖️ باور غیر عقلانی : انسان می تواند از راه انفعال و بی اقدامی و صرفا خوش بودن به حس خوشبختی برسد
👁🗨 تنبلی و نارضایتی از زندگی
✔️ باور عقلانی : اگر من درگیر کارهای چالش برانگیز و نیازمند همت و تلاش شوم ، در دراز مدت احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت
❒آلبرت الیس، این باورهای غیر عقلانی را در چهار مقوله کلی طبقهبندی کرده است.
به اعتقاد او چهار مقوله باور ناسالم، هسته مرکزی تمام مشکلات روانشناختی هر فرد را تشکیل میدهند:
➊ پرتوقعی (انتظار غیرمنطقی)
➋ فاجعهپنداری (وحشتناک دیدن وقایع)
➌ سطح پایین تحمل ناکامی (بیتحملی)
➍ کمارزش شمردن خود (ناارزندهسازی خویشتن).
# پارت ➍
Telegram
attach 📎
👍5🔥2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐باور به بیگانگان فرازمینی: از تئوریهای توطئه تا بازنماییهای فرهنگی و تأثیرات اجتماعی
باور به اینکه بیگانگان فرازمینی ممکن است به زمین آمده باشند، به سرعت در حال گسترش است. در بریتانیا، تقریباً یکپنجم افراد بر این باورند که بیگانگان از زمین بازدید کردهاند و حدود ۷٪ معتقدند که خودشان یک شیء پرنده ناشناس (یوفو) دیدهاند. این ارقام در آمریکا حتی بیشتر است و رو به افزایش است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
تحقیقات نشان میدهند که تعداد آمریکاییهایی که معتقدند مشاهده یوفوها نشانگر وجود حیات بیگانه است، از ۲۰٪ در سال ۱۹۹۶ به ۳۴٪ در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. حدود ۲۴٪ از آمریکاییها نیز میگویند که خودشان یک یوفو دیدهاند.
این باور که بیگانگان به زمین آمدهاند، اکنون به حدی رسیده است که سیاستمداران، به ویژه در آمریکا، احساس میکنند باید به آن پاسخ دهند. فاشسازی اطلاعات درباره پدیدههای ناشناخته پروازی (UAPs) توسط پنتاگون توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این موضوع باعث شده که برخی از سیاستمداران آمریکایی تلاش کنند تا با ارائه لوایحی، دسترسی به این اطلاعات را فراهم کنند.
شبکههای تلویزیونی و رسانههای اجتماعی به گسترش این باورها دامن میزنند. مثلاً شبکه یوتیوب History که بخشی از آن متعلق به دیزنی است، به طور مرتب برنامههایی درباره بیگانگان باستانی پخش میکند. این در حالی است که کانالهای علمی مرتبط با ناسا (NASA) بسیار کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
علاوه بر این، داستانهای بازدید بیگانگان به طرز خطرناکی به دنبال تغییر و تحریف تاریخ و افسانههای بومیان سرخپوست هستند. این رویکردها، به ویژه در داستانهای مربوط به رویدادهای طبیعی مانند برخورد شهابسنگ تونگوسکا در سال ۱۹۰۸، به جای تکیه بر حقیقت، از روایتهای ساختگی استفاده میکنند. این تحریفها باعث تضعیف ارزش داستانهای باستانی و سنتهای بومیان میشوند.
گسترش این باورها، نه تنها برای بومیان بلکه برای تمامی افراد جامعه، تهدیدی برای درک صحیح گذشته است. روایتهای بازدید بیگانگان، به ویژه آنهایی که به افسانههای باستانی مانند قصههای مربوط به خوشه پروین (Pleiades) مرتبط میشوند، میتوانند موجب ایجاد سردرگمی و تحریف تاریخ شوند.
باور به وجود بیگانگان فرازمینی، که تا چند دهه پیش صرفاً به عنوان یک ایده تخیلی مطرح بود، اکنون به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در جامعه تبدیل شده است. این باور نه تنها در فیلمها و کتابهای علمی تخیلی نقش مهمی ایفا میکند، بلکه به عنوان یکی از محورهای اصلی تئوریهای توطئه و حتی در برخی موارد به عنوان موضوعی جدی در سیاست نیز مورد توجه قرار گرفته است.
تئوریهای توطئه پیرامون بیگانگان فرازمینی
حادثه روزوِل و منطقه ۵۱
حادثه روزوِل یکی از معروفترین تئوریهای توطئه پیرامون بیگانگان فرازمینی است. در سال ۱۹۴۷، در نزدیکی شهر روزوِل در نیومکزیکو، یک شیء ناشناس سقوط کرد که به سرعت تبدیل به یک موضوع بحثبرانگیز شد. مقامات نظامی اعلام کردند که این شیء یک بالون هواشناسی بوده است، اما بسیاری از مردم باور داشتند که این شیء در واقع یک سفینه فضایی بوده و دولت آمریکا تلاش کرده تا این موضوع را مخفی نگه دارد. از آن زمان، منطقه ۵۱ (Area 51)، پایگاه نظامیای که گفته میشود بقایای این سفینه در آن نگهداری میشود، به یکی از پررمز و رازترین مکانها در جهان تبدیل شده است. بسیاری از نظریهپردازان توطئه معتقدند که دولت آمریکا در این پایگاه به بررسی فناوریهای بیگانگان فرازمینی پرداخته و حتی از این فناوریها برای توسعه سلاحها و تکنولوژیهای پیشرفته استفاده کرده است.
مهندسی معکوس و فناوریهای پیشرفته
یکی دیگر از تئوریهای توطئه مرتبط با بیگانگان فرازمینی این است که بسیاری از فناوریهای پیشرفتهای که بشر در دهههای اخیر به دست آورده است، نتیجه مهندسی معکوس از فناوریهای بیگانگان است. این نظریهپردازان معتقدند که دولتها و شرکتهای بزرگ فناوری، اطلاعات و دانش این فناوریها را مخفی نگه داشتهاند تا از آنها برای توسعه سلاحها و محصولات پیشرفته استفاده کنند. این تئوری به ویژه در بین افرادی که به فناوریهای نوین و پیشرفتهای سریع در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، نانوتکنولوژی و انرژیهای نوین شک دارند، محبوب است.
🌐باور به بیگانگان فرازمینی: از تئوریهای توطئه تا بازنماییهای فرهنگی و تأثیرات اجتماعی
باور به اینکه بیگانگان فرازمینی ممکن است به زمین آمده باشند، به سرعت در حال گسترش است. در بریتانیا، تقریباً یکپنجم افراد بر این باورند که بیگانگان از زمین بازدید کردهاند و حدود ۷٪ معتقدند که خودشان یک شیء پرنده ناشناس (یوفو) دیدهاند. این ارقام در آمریکا حتی بیشتر است و رو به افزایش است
دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲ سِپتامبر ۲۰۲۴
تحقیقات نشان میدهند که تعداد آمریکاییهایی که معتقدند مشاهده یوفوها نشانگر وجود حیات بیگانه است، از ۲۰٪ در سال ۱۹۹۶ به ۳۴٪ در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. حدود ۲۴٪ از آمریکاییها نیز میگویند که خودشان یک یوفو دیدهاند.
این باور که بیگانگان به زمین آمدهاند، اکنون به حدی رسیده است که سیاستمداران، به ویژه در آمریکا، احساس میکنند باید به آن پاسخ دهند. فاشسازی اطلاعات درباره پدیدههای ناشناخته پروازی (UAPs) توسط پنتاگون توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این موضوع باعث شده که برخی از سیاستمداران آمریکایی تلاش کنند تا با ارائه لوایحی، دسترسی به این اطلاعات را فراهم کنند.
شبکههای تلویزیونی و رسانههای اجتماعی به گسترش این باورها دامن میزنند. مثلاً شبکه یوتیوب History که بخشی از آن متعلق به دیزنی است، به طور مرتب برنامههایی درباره بیگانگان باستانی پخش میکند. این در حالی است که کانالهای علمی مرتبط با ناسا (NASA) بسیار کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
علاوه بر این، داستانهای بازدید بیگانگان به طرز خطرناکی به دنبال تغییر و تحریف تاریخ و افسانههای بومیان سرخپوست هستند. این رویکردها، به ویژه در داستانهای مربوط به رویدادهای طبیعی مانند برخورد شهابسنگ تونگوسکا در سال ۱۹۰۸، به جای تکیه بر حقیقت، از روایتهای ساختگی استفاده میکنند. این تحریفها باعث تضعیف ارزش داستانهای باستانی و سنتهای بومیان میشوند.
گسترش این باورها، نه تنها برای بومیان بلکه برای تمامی افراد جامعه، تهدیدی برای درک صحیح گذشته است. روایتهای بازدید بیگانگان، به ویژه آنهایی که به افسانههای باستانی مانند قصههای مربوط به خوشه پروین (Pleiades) مرتبط میشوند، میتوانند موجب ایجاد سردرگمی و تحریف تاریخ شوند.
باور به وجود بیگانگان فرازمینی، که تا چند دهه پیش صرفاً به عنوان یک ایده تخیلی مطرح بود، اکنون به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در جامعه تبدیل شده است. این باور نه تنها در فیلمها و کتابهای علمی تخیلی نقش مهمی ایفا میکند، بلکه به عنوان یکی از محورهای اصلی تئوریهای توطئه و حتی در برخی موارد به عنوان موضوعی جدی در سیاست نیز مورد توجه قرار گرفته است.
تئوریهای توطئه پیرامون بیگانگان فرازمینی
حادثه روزوِل و منطقه ۵۱
حادثه روزوِل یکی از معروفترین تئوریهای توطئه پیرامون بیگانگان فرازمینی است. در سال ۱۹۴۷، در نزدیکی شهر روزوِل در نیومکزیکو، یک شیء ناشناس سقوط کرد که به سرعت تبدیل به یک موضوع بحثبرانگیز شد. مقامات نظامی اعلام کردند که این شیء یک بالون هواشناسی بوده است، اما بسیاری از مردم باور داشتند که این شیء در واقع یک سفینه فضایی بوده و دولت آمریکا تلاش کرده تا این موضوع را مخفی نگه دارد. از آن زمان، منطقه ۵۱ (Area 51)، پایگاه نظامیای که گفته میشود بقایای این سفینه در آن نگهداری میشود، به یکی از پررمز و رازترین مکانها در جهان تبدیل شده است. بسیاری از نظریهپردازان توطئه معتقدند که دولت آمریکا در این پایگاه به بررسی فناوریهای بیگانگان فرازمینی پرداخته و حتی از این فناوریها برای توسعه سلاحها و تکنولوژیهای پیشرفته استفاده کرده است.
مهندسی معکوس و فناوریهای پیشرفته
یکی دیگر از تئوریهای توطئه مرتبط با بیگانگان فرازمینی این است که بسیاری از فناوریهای پیشرفتهای که بشر در دهههای اخیر به دست آورده است، نتیجه مهندسی معکوس از فناوریهای بیگانگان است. این نظریهپردازان معتقدند که دولتها و شرکتهای بزرگ فناوری، اطلاعات و دانش این فناوریها را مخفی نگه داشتهاند تا از آنها برای توسعه سلاحها و محصولات پیشرفته استفاده کنند. این تئوری به ویژه در بین افرادی که به فناوریهای نوین و پیشرفتهای سریع در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، نانوتکنولوژی و انرژیهای نوین شک دارند، محبوب است.
👍2
نژادهای فرازمینی و تأثیر آنها بر سیاست و اقتصاد
تئوریهای توطئه دیگری نیز وجود دارند که معتقدند نژادهای مختلفی از بیگانگان فرازمینی، مانند «گریها» (Greys)، «پلِیادیانها» (Pleiadians) و «رپتیلینها» (Reptilians)، با انسانها در تعامل هستند و حتی برخی از این نژادها به صورت مخفیانه در میان ما زندگی میکنند. باورمندان به این تئوریها معتقدند که این نژادهای فرازمینی نقش مهمی در شکلدهی به سیاستها و اقتصاد جهانی دارند و برخی از رهبران جهان در واقع بیگانگان فرازمینی هستند که به شکل انسان درآمدهاند. این تئوریها به ویژه پس از محبوبیت سریالها و فیلمهایی که به این موضوعات پرداختهاند، مانند «سریال ایکس فایلز» (The X-Files)، بیشتر رواج یافته است.
کنترل ذهن توسط بیگانگان
برخی از تئوریهای توطئه نیز معتقدند که بیگانگان فرازمینی توانایی کنترل ذهن انسانها را دارند و از این توانایی برای دستیابی به اهداف خود استفاده میکنند. این تئوریها اغلب به افرادی اشاره دارند که ادعا میکنند توسط بیگانگان ربوده شده و تحت آزمایشهای ذهنی قرار گرفتهاند. این ادعاها گاهی با گزارشهایی از مشاهدات یوفوها (UFOs) در مناطقی خاص همراه میشود و این تئوریها را تقویت میکند.
بازنمایی بیگانگان فرازمینی در رمانها و فیلمها
بازنمایی بیگانگان فرازمینی در رمانها و فیلمها تنوع گستردهای دارد و این موجودات به شکلهای متفاوتی به تصویر کشیده شدهاند. این بازنماییها از موجودات متخاصم و خشن گرفته تا موجودات خیرخواه و دوستدار بشر، در فرهنگ عامه بازتاب یافتهاند. در ادامه به بررسی برخی از این بازنماییها در آثار برجسته ادبی و سینمایی میپردازیم.
بیگانگان به عنوان دشمنان متخاصم
یکی از رایجترین بازنماییهای بیگانگان فرازمینی در فرهنگ عامه، تصویر آنها به عنوان دشمنانی متخاصم است که قصد نابودی بشر و تصرف زمین را دارند. این تصویر در بسیاری از فیلمها و رمانهای علمی تخیلی به چشم میخورد.
رمان «جنگ دنیاها» (War of the Worlds) اثر هربرت جورج ولز (H.G. Wells):
در این رمان کلاسیک که اولین بار در سال ۱۸۹۸ منتشر شد، بیگانگان از سیاره مریخ به زمین حمله میکنند و با استفاده از فناوریهای پیشرفتهای مانند روباتهای جنگی و سلاحهای لیزری، شهرهای بزرگ را تخریب میکنند. این رمان که یکی از اولین آثار علمی تخیلی مدرن به شمار میرود، به طور مستقیم به ترس از تهاجم بیگانگان و وحشت ناشی از آن میپردازد. «جنگ دنیاها» تأثیر عمیقی بر آثار علمی تخیلی بعدی گذاشته و حتی در چندین فیلم سینمایی و رادیو نمایشها به تصویر کشیده شده است.
فیلم «روز استقلال» (Independence Day) به کارگردانی رولاند امریش (Roland Emmerich):
این فیلم که در سال ۱۹۹۶ به اکران درآمد، یکی از پرفروشترین فیلمهای علمی تخیلی دهه ۹۰ میلادی بود. در این فیلم، بیگانگان فرازمینی با سفینههای عظیم خود به زمین حمله کرده و قصد دارند شهرهای بزرگ را نابود کنند. قهرمانان فیلم، با استفاده از فناوریهای پیشرفته و اتحاد جهانی، در نهایت موفق میشوند این تهدید بزرگ را دفع کنند. این فیلم نیز مانند «جنگ دنیاها» به طور مستقیم به موضوع تهدید بیگانگان و نیاز به دفاع از زمین در برابر این تهدیدات میپردازد.
رمان «هیولاها» (The Monsters) اثر آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke):
این داستان کوتاه در سال ۱۹۵۷ منتشر شد و به موضوع حمله بیگانگان به زمین از دیدگاه خود بیگانگان میپردازد. در این داستان، بیگانگان به دلیل سوءتفاهم و ترس از بشر، به زمین حمله میکنند، اما در نهایت به اشتباه خود پی میبرند. این داستان نشان میدهد که حتی بیگانگان متخاصم نیز ممکن است دلایل خود را برای حمله داشته باشند و سوءتفاهمها میتوانند منجر به درگیریهای بینسیارهای شوند.
بیگانگان به عنوان موجودات خیرخواه
بر خلاف تصویر بیگانگان به عنوان دشمنان، برخی از آثار علمی تخیلی به تصویر بیگانگان به عنوان موجودات خیرخواه و دوستدار بشر پرداختهاند. در این آثار، بیگانگان اغلب به عنوان موجوداتی پیشرفته و صلحجو به تصویر کشیده میشوند که قصد دارند به انسانها کمک کنند.
فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» (Close Encounters of the Third Kind) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg):
این فیلم که در سال ۱۹۷۷ به اکران درآمد، بیگانگان را به عنوان موجوداتی صلحجو و کنجکاو نشان میدهد که تلاش میکنند با انسانها ارتباط برقرار کنند. قهرمان داستان، یک فرد عادی است که پس از مشاهده یوفوها، به دنبال کشف حقیقت میرود و در نهایت با بیگانگان تماس برقرار میکند. این فیلم به یکی از آثار کلاسیک سینمای علمی تخیلی تبدیل شد و رویکرد مثبت و انسانی به موضوع بیگانگان را به نمایش گذاشت.
تئوریهای توطئه دیگری نیز وجود دارند که معتقدند نژادهای مختلفی از بیگانگان فرازمینی، مانند «گریها» (Greys)، «پلِیادیانها» (Pleiadians) و «رپتیلینها» (Reptilians)، با انسانها در تعامل هستند و حتی برخی از این نژادها به صورت مخفیانه در میان ما زندگی میکنند. باورمندان به این تئوریها معتقدند که این نژادهای فرازمینی نقش مهمی در شکلدهی به سیاستها و اقتصاد جهانی دارند و برخی از رهبران جهان در واقع بیگانگان فرازمینی هستند که به شکل انسان درآمدهاند. این تئوریها به ویژه پس از محبوبیت سریالها و فیلمهایی که به این موضوعات پرداختهاند، مانند «سریال ایکس فایلز» (The X-Files)، بیشتر رواج یافته است.
کنترل ذهن توسط بیگانگان
برخی از تئوریهای توطئه نیز معتقدند که بیگانگان فرازمینی توانایی کنترل ذهن انسانها را دارند و از این توانایی برای دستیابی به اهداف خود استفاده میکنند. این تئوریها اغلب به افرادی اشاره دارند که ادعا میکنند توسط بیگانگان ربوده شده و تحت آزمایشهای ذهنی قرار گرفتهاند. این ادعاها گاهی با گزارشهایی از مشاهدات یوفوها (UFOs) در مناطقی خاص همراه میشود و این تئوریها را تقویت میکند.
بازنمایی بیگانگان فرازمینی در رمانها و فیلمها
بازنمایی بیگانگان فرازمینی در رمانها و فیلمها تنوع گستردهای دارد و این موجودات به شکلهای متفاوتی به تصویر کشیده شدهاند. این بازنماییها از موجودات متخاصم و خشن گرفته تا موجودات خیرخواه و دوستدار بشر، در فرهنگ عامه بازتاب یافتهاند. در ادامه به بررسی برخی از این بازنماییها در آثار برجسته ادبی و سینمایی میپردازیم.
بیگانگان به عنوان دشمنان متخاصم
یکی از رایجترین بازنماییهای بیگانگان فرازمینی در فرهنگ عامه، تصویر آنها به عنوان دشمنانی متخاصم است که قصد نابودی بشر و تصرف زمین را دارند. این تصویر در بسیاری از فیلمها و رمانهای علمی تخیلی به چشم میخورد.
رمان «جنگ دنیاها» (War of the Worlds) اثر هربرت جورج ولز (H.G. Wells):
در این رمان کلاسیک که اولین بار در سال ۱۸۹۸ منتشر شد، بیگانگان از سیاره مریخ به زمین حمله میکنند و با استفاده از فناوریهای پیشرفتهای مانند روباتهای جنگی و سلاحهای لیزری، شهرهای بزرگ را تخریب میکنند. این رمان که یکی از اولین آثار علمی تخیلی مدرن به شمار میرود، به طور مستقیم به ترس از تهاجم بیگانگان و وحشت ناشی از آن میپردازد. «جنگ دنیاها» تأثیر عمیقی بر آثار علمی تخیلی بعدی گذاشته و حتی در چندین فیلم سینمایی و رادیو نمایشها به تصویر کشیده شده است.
فیلم «روز استقلال» (Independence Day) به کارگردانی رولاند امریش (Roland Emmerich):
این فیلم که در سال ۱۹۹۶ به اکران درآمد، یکی از پرفروشترین فیلمهای علمی تخیلی دهه ۹۰ میلادی بود. در این فیلم، بیگانگان فرازمینی با سفینههای عظیم خود به زمین حمله کرده و قصد دارند شهرهای بزرگ را نابود کنند. قهرمانان فیلم، با استفاده از فناوریهای پیشرفته و اتحاد جهانی، در نهایت موفق میشوند این تهدید بزرگ را دفع کنند. این فیلم نیز مانند «جنگ دنیاها» به طور مستقیم به موضوع تهدید بیگانگان و نیاز به دفاع از زمین در برابر این تهدیدات میپردازد.
رمان «هیولاها» (The Monsters) اثر آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke):
این داستان کوتاه در سال ۱۹۵۷ منتشر شد و به موضوع حمله بیگانگان به زمین از دیدگاه خود بیگانگان میپردازد. در این داستان، بیگانگان به دلیل سوءتفاهم و ترس از بشر، به زمین حمله میکنند، اما در نهایت به اشتباه خود پی میبرند. این داستان نشان میدهد که حتی بیگانگان متخاصم نیز ممکن است دلایل خود را برای حمله داشته باشند و سوءتفاهمها میتوانند منجر به درگیریهای بینسیارهای شوند.
بیگانگان به عنوان موجودات خیرخواه
بر خلاف تصویر بیگانگان به عنوان دشمنان، برخی از آثار علمی تخیلی به تصویر بیگانگان به عنوان موجودات خیرخواه و دوستدار بشر پرداختهاند. در این آثار، بیگانگان اغلب به عنوان موجوداتی پیشرفته و صلحجو به تصویر کشیده میشوند که قصد دارند به انسانها کمک کنند.
فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» (Close Encounters of the Third Kind) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg):
این فیلم که در سال ۱۹۷۷ به اکران درآمد، بیگانگان را به عنوان موجوداتی صلحجو و کنجکاو نشان میدهد که تلاش میکنند با انسانها ارتباط برقرار کنند. قهرمان داستان، یک فرد عادی است که پس از مشاهده یوفوها، به دنبال کشف حقیقت میرود و در نهایت با بیگانگان تماس برقرار میکند. این فیلم به یکی از آثار کلاسیک سینمای علمی تخیلی تبدیل شد و رویکرد مثبت و انسانی به موضوع بیگانگان را به نمایش گذاشت.
👍1
رمان «پایان کودکی» (Childhood’s End) اثر آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke):
این رمان که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد، به داستان ورود یک نژاد بیگانه به نام «اوورلوردها» (Overlords) به زمین میپردازد. این بیگانگان که از نظر فناوری و اخلاقی بسیار پیشرفتهتر از انسانها هستند، قصد دارند به بشر کمک کنند تا به مرحلهای بالاتر از تکامل برسند. با این حال، این کمک آنها با مقاومت و شک و تردید انسانها مواجه میشود. این رمان به یکی از آثار کلاسیک ادبیات علمی تخیلی تبدیل شده و موضوعاتی مانند رشد معنوی و آینده بشر را بررسی میکند.
فیلم «روز که زمین از حرکت ایستاد» (The Day the Earth Stood Still) به کارگردانی رابرت وایز (Robert Wise):
این فیلم که در سال ۱۹۵۱ اکران شد، داستان یک بیگانه به نام کلاتو (Klaatu) را روایت میکند که به همراه یک روبات قدرتمند به زمین میآید تا به انسانها هشدار دهد که در صورت ادامه مسیر نابودکننده خود، با عواقب سنگینی مواجه خواهند شد. این فیلم به عنوان یکی از آثار کلاسیک سینمای علمی تخیلی شناخته میشود و پیام صلحطلبانهای را به مخاطبان منتقل میکند.
بیگانگان به عنوان موجودات ناشناخته و اسرارآمیز
برخی از آثار علمی تخیلی، بیگانگان فرازمینی را به عنوان موجوداتی ناشناخته و اسرارآمیز به تصویر میکشند که بشر هنوز قادر به درک کامل آنها نیست. این آثار معمولاً به بررسی رابطه پیچیده بین انسانها و این موجودات میپردازند.
فیلم «ورود» (Arrival) به کارگردانی دنی ویلنوو (Denis Villeneuve):
این فیلم که در سال ۲۰۱۶ به اکران درآمد، داستان ورود چندین سفینه فضایی به نقاط مختلف زمین را روایت میکند. قهرمان فیلم، یک زبانشناس است که تلاش میکند زبان بیگانگان را ترجمه کند و نیت آنها را درک کند. این فیلم به طور عمده به موضوع ارتباط بینسیارهای و چالشهای فهمیدن زبان و فرهنگ بیگانگان میپردازد و به سوالاتی عمیق درباره زمان، ادراک و زبان پاسخ میدهد.
رمان «سولاریس» (Solaris) اثر استانیسلاو لِم (Stanisław Lem):
این رمان که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، داستان یک دانشمند به نام کریس کلوین را روایت میکند که به یک ایستگاه فضایی در مدار سیاره سولاریس فرستاده میشود. سولاریس یک سیاره بیگانه با یک اقیانوس هوشمند است که قادر به تجسم افکار و خاطرات انسانهاست. این رمان به بررسی رابطه پیچیده بین انسانها و یک هوش بیگانه میپردازد که فراتر از درک انسانهاست و سوالات فلسفی عمیقی را درباره طبیعت واقعیت و ادراک مطرح میکند.
فیلم «۲۰۰۱: اودیسه فضایی» (2001: A Space Odyssey) به کارگردانی استنلی کوبریک (Stanley Kubrick):
این فیلم که بر اساس داستانی کوتاه از آرتور سی. کلارک ساخته شده، به بررسی تعامل بشر با یک هوش بیگانه ناشناخته میپردازد که از طریق یک مونولیت مرموز در سراسر تاریخ بشریت تأثیر میگذارد. این فیلم که به عنوان یکی از آثار برجسته سینمای علمی تخیلی شناخته میشود، به موضوعاتی مانند تکامل، هوش مصنوعی و آینده بشر میپردازد و با تصاویر زیبا و داستانی پیچیده، مخاطبان را به تفکر درباره جایگاه انسان در کیهان دعوت میکند.
بیگانگان به عنوان آینهای برای بازتاب ویژگیهای انسانی
برخی از آثار علمی تخیلی، بیگانگان را به عنوان آینهای برای بازتاب ویژگیهای انسانی و بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی استفاده میکنند. این آثار به جای تمرکز بر تفاوتهای بین انسانها و بیگانگان، به بررسی شباهتها و چالشهای مشترک آنها میپردازند.
رمان «بیگانه در سرزمین عجایب» (Stranger in a Strange Land) اثر رابرت هاینلین (Robert A. Heinlein):
این رمان که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، داستان یک انسان به نام والنتاین مایکل اسمیت را روایت میکند که توسط بیگانگان در مریخ بزرگ شده و به زمین بازمیگردد. اسمیت که با فرهنگ و ارزشهای انسانی ناآشناست، به تدریج به یک شخصیت مذهبی و معنوی تبدیل میشود و تأثیرات عمیقی بر جامعه انسانی میگذارد. این رمان به بررسی مفاهیمی مانند انسانیت، دین، اخلاق و آزادی فردی میپردازد و بیگانگان را به عنوان نمادی از تفاوتهای فرهنگی و فلسفی به تصویر میکشد.
فیلم «مردان سیاهپوش» (Men in Black) به کارگردانی بری ساننفلد (Barry Sonnenfeld):
این فیلم که در سال ۱۹۹۷ به اکران درآمد، داستان دو مأمور مخفی را روایت میکند که مسئولیت کنترل و نظارت بر فعالیتهای بیگانگان در زمین را بر عهده دارند. این فیلم با طنز و هزل، به بررسی موضوعاتی مانند مهاجرت، نژادپرستی و تفاوتهای فرهنگی میپردازد و بیگانگان را به عنوان نمادی از اقلیتهای فرهنگی و نژادی به تصویر میکشد.
این رمان که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد، به داستان ورود یک نژاد بیگانه به نام «اوورلوردها» (Overlords) به زمین میپردازد. این بیگانگان که از نظر فناوری و اخلاقی بسیار پیشرفتهتر از انسانها هستند، قصد دارند به بشر کمک کنند تا به مرحلهای بالاتر از تکامل برسند. با این حال، این کمک آنها با مقاومت و شک و تردید انسانها مواجه میشود. این رمان به یکی از آثار کلاسیک ادبیات علمی تخیلی تبدیل شده و موضوعاتی مانند رشد معنوی و آینده بشر را بررسی میکند.
فیلم «روز که زمین از حرکت ایستاد» (The Day the Earth Stood Still) به کارگردانی رابرت وایز (Robert Wise):
این فیلم که در سال ۱۹۵۱ اکران شد، داستان یک بیگانه به نام کلاتو (Klaatu) را روایت میکند که به همراه یک روبات قدرتمند به زمین میآید تا به انسانها هشدار دهد که در صورت ادامه مسیر نابودکننده خود، با عواقب سنگینی مواجه خواهند شد. این فیلم به عنوان یکی از آثار کلاسیک سینمای علمی تخیلی شناخته میشود و پیام صلحطلبانهای را به مخاطبان منتقل میکند.
بیگانگان به عنوان موجودات ناشناخته و اسرارآمیز
برخی از آثار علمی تخیلی، بیگانگان فرازمینی را به عنوان موجوداتی ناشناخته و اسرارآمیز به تصویر میکشند که بشر هنوز قادر به درک کامل آنها نیست. این آثار معمولاً به بررسی رابطه پیچیده بین انسانها و این موجودات میپردازند.
فیلم «ورود» (Arrival) به کارگردانی دنی ویلنوو (Denis Villeneuve):
این فیلم که در سال ۲۰۱۶ به اکران درآمد، داستان ورود چندین سفینه فضایی به نقاط مختلف زمین را روایت میکند. قهرمان فیلم، یک زبانشناس است که تلاش میکند زبان بیگانگان را ترجمه کند و نیت آنها را درک کند. این فیلم به طور عمده به موضوع ارتباط بینسیارهای و چالشهای فهمیدن زبان و فرهنگ بیگانگان میپردازد و به سوالاتی عمیق درباره زمان، ادراک و زبان پاسخ میدهد.
رمان «سولاریس» (Solaris) اثر استانیسلاو لِم (Stanisław Lem):
این رمان که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، داستان یک دانشمند به نام کریس کلوین را روایت میکند که به یک ایستگاه فضایی در مدار سیاره سولاریس فرستاده میشود. سولاریس یک سیاره بیگانه با یک اقیانوس هوشمند است که قادر به تجسم افکار و خاطرات انسانهاست. این رمان به بررسی رابطه پیچیده بین انسانها و یک هوش بیگانه میپردازد که فراتر از درک انسانهاست و سوالات فلسفی عمیقی را درباره طبیعت واقعیت و ادراک مطرح میکند.
فیلم «۲۰۰۱: اودیسه فضایی» (2001: A Space Odyssey) به کارگردانی استنلی کوبریک (Stanley Kubrick):
این فیلم که بر اساس داستانی کوتاه از آرتور سی. کلارک ساخته شده، به بررسی تعامل بشر با یک هوش بیگانه ناشناخته میپردازد که از طریق یک مونولیت مرموز در سراسر تاریخ بشریت تأثیر میگذارد. این فیلم که به عنوان یکی از آثار برجسته سینمای علمی تخیلی شناخته میشود، به موضوعاتی مانند تکامل، هوش مصنوعی و آینده بشر میپردازد و با تصاویر زیبا و داستانی پیچیده، مخاطبان را به تفکر درباره جایگاه انسان در کیهان دعوت میکند.
بیگانگان به عنوان آینهای برای بازتاب ویژگیهای انسانی
برخی از آثار علمی تخیلی، بیگانگان را به عنوان آینهای برای بازتاب ویژگیهای انسانی و بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی استفاده میکنند. این آثار به جای تمرکز بر تفاوتهای بین انسانها و بیگانگان، به بررسی شباهتها و چالشهای مشترک آنها میپردازند.
رمان «بیگانه در سرزمین عجایب» (Stranger in a Strange Land) اثر رابرت هاینلین (Robert A. Heinlein):
این رمان که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، داستان یک انسان به نام والنتاین مایکل اسمیت را روایت میکند که توسط بیگانگان در مریخ بزرگ شده و به زمین بازمیگردد. اسمیت که با فرهنگ و ارزشهای انسانی ناآشناست، به تدریج به یک شخصیت مذهبی و معنوی تبدیل میشود و تأثیرات عمیقی بر جامعه انسانی میگذارد. این رمان به بررسی مفاهیمی مانند انسانیت، دین، اخلاق و آزادی فردی میپردازد و بیگانگان را به عنوان نمادی از تفاوتهای فرهنگی و فلسفی به تصویر میکشد.
فیلم «مردان سیاهپوش» (Men in Black) به کارگردانی بری ساننفلد (Barry Sonnenfeld):
این فیلم که در سال ۱۹۹۷ به اکران درآمد، داستان دو مأمور مخفی را روایت میکند که مسئولیت کنترل و نظارت بر فعالیتهای بیگانگان در زمین را بر عهده دارند. این فیلم با طنز و هزل، به بررسی موضوعاتی مانند مهاجرت، نژادپرستی و تفاوتهای فرهنگی میپردازد و بیگانگان را به عنوان نمادی از اقلیتهای فرهنگی و نژادی به تصویر میکشد.
👍1
آیا باور به بیگانگان فرازمینی خوب است یا بد؟
اعتقاد به وجود بیگانگان فرازمینی میتواند هم اثرات مثبت و هم منفی داشته باشد. از یک سو، این باور میتواند کنجکاوی علمی و علاقه به کاوش در جهانهای ناشناخته را افزایش دهد. ایده اینکه ما تنها موجودات هوشمند در کیهان نیستیم، میتواند به ایجاد حس همبستگی جهانی و توجه بیشتر به مسائل زیستمحیطی و انسانی منجر شود. همچنین، این باور میتواند به تخیل و خلاقیت در زمینههای مختلف علمی و هنری دامن بزند و به تولید آثار ادبی و سینمایی ارزشمندی منجر شود.
از سوی دیگر، اگر این باورها بر اساس تئوریهای توطئه و اطلاعات نادرست شکل بگیرند، میتوانند منجر به گسترش شایعات و ترسهای بیاساس در جامعه شوند. این موضوع به ویژه زمانی خطرناک میشود که این باورها به ابزاری برای تضعیف اعتماد به نهادهای دموکراتیک و علمی تبدیل شوند. گسترش تئوریهای توطئه پیرامون بیگانگان فرازمینی میتواند موجب تضعیف علم و کاهش اعتماد عمومی به تحقیقات علمی شود. همچنین، این باورها ممکن است باعث ایجاد تناقضات فرهنگی و اجتماعی و تقویت تعصبات نژادی و فرهنگی شوند.
چرا باور به بیگانگان فرازمینی سال به سال بیشتر میشود؟
افزایش باور به بیگانگان فرازمینی در سالهای اخیر میتواند به دلایل مختلفی باشد. در ادامه به برخی از این دلایل اشاره میکنیم:
1. رسانههای جمعی و فرهنگ عامه
فیلمها، سریالها و برنامههای تلویزیونی که به موضوع بیگانگان فرازمینی میپردازند، نقش مهمی در تقویت این باورها دارند. شبکههای اجتماعی نیز با انتشار محتواهای مرتبط و شایعات، به سرعت این باورها را در بین مردم گسترش میدهند. همچنین، دسترسی آسان به اطلاعات از طریق اینترنت باعث شده است که افراد بیشتری به تئوریهای توطئه و ادعاهای مربوط به بیگانگان دسترسی پیدا کنند و به این باورها دامن زده شود.
2. افزایش بیاعتمادی به نهادهای رسمی
افزایش بیاعتمادی به نهادهای دولتی و علمی یکی دیگر از دلایل گسترش باور به بیگانگان فرازمینی است. در دنیایی که اطلاعات نادرست و شایعات به سرعت گسترش مییابند، افراد ممکن است به دنبال پاسخهایی خارج از چهارچوبهای رسمی و علمی باشند. این عدم اعتماد میتواند باعث شود که مردم به تئوریهای توطئه و اطلاعات غیررسمی بیشتر اعتقاد پیدا کنند و این باورها را تقویت کنند.
3. نیاز به باور به چیزی فراتر از خود
در دنیای پیچیده و پرتنش امروزی، باور به وجود موجودات فرازمینی میتواند به عنوان یک پناهگاه ذهنی برای افراد عمل کند. این باور میتواند به آنها حس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود را بدهد و احساس امید و امیدواری را در آنها تقویت کند. این موضوع به ویژه در زمانی که انسانها با مشکلاتی مانند تغییرات آب و هوایی، نابرابریهای اجتماعی و بحرانهای جهانی مواجه هستند، میتواند نقشی حیاتی داشته باشد.
4. ظهور فناوریهای نوین
پیشرفتهای سریع در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، فضانوردی و نانوتکنولوژی، باعث شده است که بسیاری از مردم به این فکر بیفتند که شاید ما به مرحلهای از توسعه رسیدهایم که قادر به کشف و ارتباط با بیگانگان فرازمینی باشیم. این پیشرفتها، همراه با مشاهدات ناشناختههای پروازی (UAPs) و گزارشهای مرتبط، باعث افزایش علاقه به موضوع بیگانگان شده و این باورها را تقویت کرده است.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://theconversation.com/belief-in-alien-visits-to-earth-is-spiralling-out-of-control-heres-why-thats-so-dangerous-237789?utm_source=flipboard&utm_content=ConversationUK%2Fmagazine%2FConversation+UK
🆔@ScientificDialectics
اعتقاد به وجود بیگانگان فرازمینی میتواند هم اثرات مثبت و هم منفی داشته باشد. از یک سو، این باور میتواند کنجکاوی علمی و علاقه به کاوش در جهانهای ناشناخته را افزایش دهد. ایده اینکه ما تنها موجودات هوشمند در کیهان نیستیم، میتواند به ایجاد حس همبستگی جهانی و توجه بیشتر به مسائل زیستمحیطی و انسانی منجر شود. همچنین، این باور میتواند به تخیل و خلاقیت در زمینههای مختلف علمی و هنری دامن بزند و به تولید آثار ادبی و سینمایی ارزشمندی منجر شود.
از سوی دیگر، اگر این باورها بر اساس تئوریهای توطئه و اطلاعات نادرست شکل بگیرند، میتوانند منجر به گسترش شایعات و ترسهای بیاساس در جامعه شوند. این موضوع به ویژه زمانی خطرناک میشود که این باورها به ابزاری برای تضعیف اعتماد به نهادهای دموکراتیک و علمی تبدیل شوند. گسترش تئوریهای توطئه پیرامون بیگانگان فرازمینی میتواند موجب تضعیف علم و کاهش اعتماد عمومی به تحقیقات علمی شود. همچنین، این باورها ممکن است باعث ایجاد تناقضات فرهنگی و اجتماعی و تقویت تعصبات نژادی و فرهنگی شوند.
چرا باور به بیگانگان فرازمینی سال به سال بیشتر میشود؟
افزایش باور به بیگانگان فرازمینی در سالهای اخیر میتواند به دلایل مختلفی باشد. در ادامه به برخی از این دلایل اشاره میکنیم:
1. رسانههای جمعی و فرهنگ عامه
فیلمها، سریالها و برنامههای تلویزیونی که به موضوع بیگانگان فرازمینی میپردازند، نقش مهمی در تقویت این باورها دارند. شبکههای اجتماعی نیز با انتشار محتواهای مرتبط و شایعات، به سرعت این باورها را در بین مردم گسترش میدهند. همچنین، دسترسی آسان به اطلاعات از طریق اینترنت باعث شده است که افراد بیشتری به تئوریهای توطئه و ادعاهای مربوط به بیگانگان دسترسی پیدا کنند و به این باورها دامن زده شود.
2. افزایش بیاعتمادی به نهادهای رسمی
افزایش بیاعتمادی به نهادهای دولتی و علمی یکی دیگر از دلایل گسترش باور به بیگانگان فرازمینی است. در دنیایی که اطلاعات نادرست و شایعات به سرعت گسترش مییابند، افراد ممکن است به دنبال پاسخهایی خارج از چهارچوبهای رسمی و علمی باشند. این عدم اعتماد میتواند باعث شود که مردم به تئوریهای توطئه و اطلاعات غیررسمی بیشتر اعتقاد پیدا کنند و این باورها را تقویت کنند.
3. نیاز به باور به چیزی فراتر از خود
در دنیای پیچیده و پرتنش امروزی، باور به وجود موجودات فرازمینی میتواند به عنوان یک پناهگاه ذهنی برای افراد عمل کند. این باور میتواند به آنها حس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود را بدهد و احساس امید و امیدواری را در آنها تقویت کند. این موضوع به ویژه در زمانی که انسانها با مشکلاتی مانند تغییرات آب و هوایی، نابرابریهای اجتماعی و بحرانهای جهانی مواجه هستند، میتواند نقشی حیاتی داشته باشد.
4. ظهور فناوریهای نوین
پیشرفتهای سریع در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، فضانوردی و نانوتکنولوژی، باعث شده است که بسیاری از مردم به این فکر بیفتند که شاید ما به مرحلهای از توسعه رسیدهایم که قادر به کشف و ارتباط با بیگانگان فرازمینی باشیم. این پیشرفتها، همراه با مشاهدات ناشناختههای پروازی (UAPs) و گزارشهای مرتبط، باعث افزایش علاقه به موضوع بیگانگان شده و این باورها را تقویت کرده است.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://theconversation.com/belief-in-alien-visits-to-earth-is-spiralling-out-of-control-heres-why-thats-so-dangerous-237789?utm_source=flipboard&utm_content=ConversationUK%2Fmagazine%2FConversation+UK
🆔@ScientificDialectics
The Conversation
Belief in alien visits to Earth is spiralling out of control – here’s why that’s so dangerous
The belief in aliens is now rising to the extent that politicians, at least in the US, feel they have to respond.
❤2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
گونه های جدید و جنس کرمهای دریایی وانمود میکنند که شاخه برهنه هستند.
یک تیم بینالمللی از دانشمندان یک جنس و گونه جدید از کرم های پلی کت دریایی (polychaetes) را کشف کردند - Cryptochaetosyllis imitatio . این کرم از یک استراتژی دفاعی منحصر به فردی استفاده میکند - از رنگهای روشن شاخههای برهنه کپی میکند تا خطرناک به نظر برسد.
زیستشناسان کرمهای پلیچیت دریایی را پیدا کردند که مشخص شد نمایندگان یک جنس و گونه جدید از خانواده Syllidae هستند. این چندشاخه شبیه یک نرم تنان برهنه است که از یک سلاح مهیب علیه دشمنانخود استفاده می کند - سیستم نیش زدن. به این ترتیب حیوان بدون هدر دادن منابع در مکانیسمهای دفاعی پیچیده از شکارچیان دوری میکند. محققان ژاپنی، مالزیایی، اسپانیایی و موسسه بوم شناسی و تکامل روسیه آکادمی علوم روسیه گونه جدیدی را کشف و توصیف کردند.
این حیوان در همزیستی با مرجانهای نرم در آبهای دریای ویتنام و ژاپن زندگی میکند و نهسازگاریهای مورفولوژیکی منحصربهفردی دارد که در گونههای پلیکتری مرتبط یافت نمیشود. اینها تعداد کمی از بخشهای بدن، ستهای قلابدار معمولی همزیستهای چندگانه هستند، اما در داخل پاراپودیا، مانند پنجههای گربه، پنهان شدهاند، و به رنگهای روشن سفید و زرد، آنتنها و آنتنهای دوکیشکل بزرگ هستند.
این کار روشهای تحقیقات مورفولوژیکی و اکولوژیکی کلاسیک را با تجزیه و تحلیل مولکولی ترکیب میکند، که نشان دادن نیاز به شناسایی یک جنس جدید را ممکن میسازد. محققان نام Cryptochaetosyllis را برای این جنس جدید انتخاب کردند و بر این واقعیت تأکید داشتند که ویژگیهای ستایهها در همه چندشاخههای این گونه همیشه در داخل بدن پنهان میماند (cryptos در یونانی به معنی پنهان است)، در حالی که نام گونه imitatio (لاتین به معنای مقلد) نشاندهندهی تقلید از شاخههای برهنه "است.
این کشف نه تنها اولین نمونه شناخته شده از چنین تقلید را در بین حیوانات حلقوی مستند میکند، بلکه درک ما را از سازگاری تکاملی و استراتژیهای اکولوژیکی در بیمهرگان دریایی گسترش میدهد.
سحر موحد
Source
-
🆔@ScientificDialectics
گونه های جدید و جنس کرمهای دریایی وانمود میکنند که شاخه برهنه هستند.
یک تیم بینالمللی از دانشمندان یک جنس و گونه جدید از کرم های پلی کت دریایی (polychaetes) را کشف کردند - Cryptochaetosyllis imitatio . این کرم از یک استراتژی دفاعی منحصر به فردی استفاده میکند - از رنگهای روشن شاخههای برهنه کپی میکند تا خطرناک به نظر برسد.
زیستشناسان کرمهای پلیچیت دریایی را پیدا کردند که مشخص شد نمایندگان یک جنس و گونه جدید از خانواده Syllidae هستند. این چندشاخه شبیه یک نرم تنان برهنه است که از یک سلاح مهیب علیه دشمنانخود استفاده می کند - سیستم نیش زدن. به این ترتیب حیوان بدون هدر دادن منابع در مکانیسمهای دفاعی پیچیده از شکارچیان دوری میکند. محققان ژاپنی، مالزیایی، اسپانیایی و موسسه بوم شناسی و تکامل روسیه آکادمی علوم روسیه گونه جدیدی را کشف و توصیف کردند.
این حیوان در همزیستی با مرجانهای نرم در آبهای دریای ویتنام و ژاپن زندگی میکند و نهسازگاریهای مورفولوژیکی منحصربهفردی دارد که در گونههای پلیکتری مرتبط یافت نمیشود. اینها تعداد کمی از بخشهای بدن، ستهای قلابدار معمولی همزیستهای چندگانه هستند، اما در داخل پاراپودیا، مانند پنجههای گربه، پنهان شدهاند، و به رنگهای روشن سفید و زرد، آنتنها و آنتنهای دوکیشکل بزرگ هستند.
این کار روشهای تحقیقات مورفولوژیکی و اکولوژیکی کلاسیک را با تجزیه و تحلیل مولکولی ترکیب میکند، که نشان دادن نیاز به شناسایی یک جنس جدید را ممکن میسازد. محققان نام Cryptochaetosyllis را برای این جنس جدید انتخاب کردند و بر این واقعیت تأکید داشتند که ویژگیهای ستایهها در همه چندشاخههای این گونه همیشه در داخل بدن پنهان میماند (cryptos در یونانی به معنی پنهان است)، در حالی که نام گونه imitatio (لاتین به معنای مقلد) نشاندهندهی تقلید از شاخههای برهنه "است.
این کشف نه تنها اولین نمونه شناخته شده از چنین تقلید را در بین حیوانات حلقوی مستند میکند، بلکه درک ما را از سازگاری تکاملی و استراتژیهای اکولوژیکی در بیمهرگان دریایی گسترش میدهد.
سحر موحد
Source
-
🆔@ScientificDialectics
❤2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐نقش ورزش و یوگا در کنترل بیاختیاری ادرار زنان
«نتایج تحقیقات نشان میدهد زنانی که برای رفع مشکلات مثانه تمرینهای اختصاصی یوگای متمرکز بر لگن را دنبال میکنند، اگر همان زمان و تلاش را برای تمرینهای عمومی آمادگی جسمانی صرف کنند هم به همان نتایج مثبت و پیشرفتهای مشابهی دست مییابند.»
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
کارشناسان مدتها است که توصیه میکنند برای تقویت عضلات کف لگن، یعنی گروهی از ماهیچهها که از مثانه، مجاری ادرار و رودهها حمایت میکنند و آنها را در موقعیت درست نگه میدارند، سراغ یوگا بروید. اما مطالعات جدیدی در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده که نرمشهای عمومی مثل حرکات کششی و مقاومتی هم به اندازه حرکات یوگا در کاهش علائم موثرند.
آلیسون جی هوانگ، نویسنده این مطالعه که ۲۷ اوت در «سالنامه طب داخلی» (Annals of Internal Medicine) منتشر شد، میگوید: «نتایج تحقیقات نشان میدهد زنانی که برای رفع مشکلات مثانه تمرینهای اختصاصی یوگای متمرکز بر لگن را دنبال میکنند، اگر همان زمان و تلاش را برای تمرینهای عمومی آمادگی جسمانی صرف کنند هم به همان نتایج مثبت و پیشرفتهای مشابهی دست مییابند.»
بیاختیاری ادرار یا نشت غیرارادی ادرار بیماری شایعی است که تقریبا نیمی از زنان میانسال و مسن با آن دستوپنجه نرم میکنند و میتواند به افسردگی، انزوای اجتماعی و کاهش فعالیت منجر شود.
یوگای لگن که بین زنان در همه سنها محبوب شده، به منظور بهبود مشکلات عضلات کف لگن مانند بیاختیاری، درد لگن یا تکرر ادرار که به دلیل زایمان، یائسگی یا پیری میتوانند تشدید شوند، طراحی شده است اما برای ارزیابی اثربخشی آن، تحقیقات دقیق کمی وجود دارد و بسیاری از پزشکان در مورد فواید ویژه یوگای لگن تردید دارند.
به گزارش یوروکالرت، محققان در این مطالعه، ۲۴۰ زن ۴۵ تا ۹۰ ساله ساکن شمال کالیفرنیا را که حداقل روزی یک بار با بیاختیاری ادراری مواجه بودند و از درمانهای دیگری برای رفع بیاختیاری استفاده نمیکردند، بررسی کردند.
این افراد که قبلا در کلاسهای یوگا یا ورزش شرکت نکرده بودند، به طور تصادفی به مدت سه ماه در برنامه یوگای لگن یا برنامه آمادگی جسمانی قرار گرفتند. بیاختیاری ادرار در افرادی که یوگا میکردند، بیش از ۶۰ درصد کاهش یافت و در زنانی هم که برنامه آمادگی جسمانی را دنبال میکردند، ۵۰ درصد کاهش علائم گزارش شد. بدین ترتیب نویسندگان به این نتیجه رسیدند که هر دو گروه از نظر بالینی بهبود قابلتوجهی داشتهاند و اگرچه یوگا در برخی جنبههای خاص علائم موثرتر بود، این تفاوت به حدی نبود که بتوان یوگا را گزینه برتر معرفی کرد.
هوانگ میگوید: «طبق نتایج بهدستآمده باید رویکردها در درمان بیاختیاری ادرار برای افراد مسن را بهروز کنیم و به جای متمرکز شدن بر روشهای درمانی محدود به تقویت عضلات کف لگن، سراغ سازوکارهایی برویم که با افزایش سن عملکرد فیزیکی بدن را بهبود بخشند.»
🆔@ScientificDialectics
🌐نقش ورزش و یوگا در کنترل بیاختیاری ادرار زنان
«نتایج تحقیقات نشان میدهد زنانی که برای رفع مشکلات مثانه تمرینهای اختصاصی یوگای متمرکز بر لگن را دنبال میکنند، اگر همان زمان و تلاش را برای تمرینهای عمومی آمادگی جسمانی صرف کنند هم به همان نتایج مثبت و پیشرفتهای مشابهی دست مییابند.»
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
کارشناسان مدتها است که توصیه میکنند برای تقویت عضلات کف لگن، یعنی گروهی از ماهیچهها که از مثانه، مجاری ادرار و رودهها حمایت میکنند و آنها را در موقعیت درست نگه میدارند، سراغ یوگا بروید. اما مطالعات جدیدی در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده که نرمشهای عمومی مثل حرکات کششی و مقاومتی هم به اندازه حرکات یوگا در کاهش علائم موثرند.
آلیسون جی هوانگ، نویسنده این مطالعه که ۲۷ اوت در «سالنامه طب داخلی» (Annals of Internal Medicine) منتشر شد، میگوید: «نتایج تحقیقات نشان میدهد زنانی که برای رفع مشکلات مثانه تمرینهای اختصاصی یوگای متمرکز بر لگن را دنبال میکنند، اگر همان زمان و تلاش را برای تمرینهای عمومی آمادگی جسمانی صرف کنند هم به همان نتایج مثبت و پیشرفتهای مشابهی دست مییابند.»
بیاختیاری ادرار یا نشت غیرارادی ادرار بیماری شایعی است که تقریبا نیمی از زنان میانسال و مسن با آن دستوپنجه نرم میکنند و میتواند به افسردگی، انزوای اجتماعی و کاهش فعالیت منجر شود.
یوگای لگن که بین زنان در همه سنها محبوب شده، به منظور بهبود مشکلات عضلات کف لگن مانند بیاختیاری، درد لگن یا تکرر ادرار که به دلیل زایمان، یائسگی یا پیری میتوانند تشدید شوند، طراحی شده است اما برای ارزیابی اثربخشی آن، تحقیقات دقیق کمی وجود دارد و بسیاری از پزشکان در مورد فواید ویژه یوگای لگن تردید دارند.
به گزارش یوروکالرت، محققان در این مطالعه، ۲۴۰ زن ۴۵ تا ۹۰ ساله ساکن شمال کالیفرنیا را که حداقل روزی یک بار با بیاختیاری ادراری مواجه بودند و از درمانهای دیگری برای رفع بیاختیاری استفاده نمیکردند، بررسی کردند.
این افراد که قبلا در کلاسهای یوگا یا ورزش شرکت نکرده بودند، به طور تصادفی به مدت سه ماه در برنامه یوگای لگن یا برنامه آمادگی جسمانی قرار گرفتند. بیاختیاری ادرار در افرادی که یوگا میکردند، بیش از ۶۰ درصد کاهش یافت و در زنانی هم که برنامه آمادگی جسمانی را دنبال میکردند، ۵۰ درصد کاهش علائم گزارش شد. بدین ترتیب نویسندگان به این نتیجه رسیدند که هر دو گروه از نظر بالینی بهبود قابلتوجهی داشتهاند و اگرچه یوگا در برخی جنبههای خاص علائم موثرتر بود، این تفاوت به حدی نبود که بتوان یوگا را گزینه برتر معرفی کرد.
هوانگ میگوید: «طبق نتایج بهدستآمده باید رویکردها در درمان بیاختیاری ادرار برای افراد مسن را بهروز کنیم و به جای متمرکز شدن بر روشهای درمانی محدود به تقویت عضلات کف لگن، سراغ سازوکارهایی برویم که با افزایش سن عملکرد فیزیکی بدن را بهبود بخشند.»
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
General exercise as good as yoga for female urinary incontinence
Yoga has been recommended for years to treat or prevent health conditions that are associated with aging, such as urinary incontinence, but there’s been little data to back it up.
👍3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐چرا نسل زِد و نسل هزاره از پاسخ دادن به تلفن بیزارند؟
«سلام این پیام گیر یاسمین روفو است. لطفا اینجا پیامی نگذارید چون من نه به آن گوش میدهم و نه به شما زنگ میزنم»
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
متاسفانه این پیام روی پیام گیر گوشی هوشمند من نیست اما من هم مانند بیشتر جوانهای نسل زد و نسل هزاره، از ته دل آرزو داشتم که چنین پیام ضبط شدهای روی گوشیام داشتم.
طبق یک نظرسنجی جدید، یک چهارم افراد بین ۱۸ تا ۳۴ سال، هیچوقت به تلفن خود جواب نمیدهند. شرکتکنندگان در این نظرسنجی میگویند آنها به صدای زنگ تلفن اهمیت نمیدهند و آن را نشنیده میگیرند. آنها معمولا با پیامک جواب میدهند و اگر شمارهای که با آنها تماس گرفته ناآشنا باشد، آن را در اینترنت جستجو میکنند.
مطالعه دیگری که سازمان یوسویچ با حضور دو هزار نفر انجام داد، نشان میدهد ۷۰ درصد افراد ۱۸ تا ۳۴ سال، پیامک را به تماس تلفنی ترجیح میدهند.
برای نسل مسنتر، صحبت کردن با تلفن کاری عادی است. پدر و مادر من، سالهای نوجوانی را صرف دعوا با خواهر و برادر خود سر تلفن خانه میکردند. تلفنی که در راهرو خانه بود و اگر با آن حرف میزدند، همه اهل خانه از صحبتهایشان خبردار میشدند.
برخلاف پدر و مادرم، سالهای نوجوانی من به پیامک فرستادن گذشت.
از لحظهای که در تولد ۱۳ سالگی گوشی تاشوی صورتی رنگ نوکیا را هدیه گرفتم، گرفتار پیامک فرستادن شدم.
بعد از برگشتن از مدرسه، تمام بعد از ظهر را صرف نوشتن پیامک برای دوستانم میکردم. پیامکهایی که باید فقط ۱۶۰ حرف میبودند. با وسواس تمام فواصل غیرضروری و حروف صدادار را حذف میکردم تا اینکه کل پیامک چیزی شبیه به زبان عجیبی از حروف بیصدا میشد که حتی سازمان اطلاعات بریتانیا هم نمیتوانست از آن سر دربیاورد.
بههرحال، وقتی هر پیامک ۱۰ پنس بود، هیچ جور نمیتوانستم بگذارم پیامک به ۱۶۱ حرف برسد.
در سال ۲۰۰۹، هر تماس تلفنی با گوشی موبایل میتوانست هزینه سنگینی داشته باشد.
پدر و مادرم با دیدن قبض ماهانه تلفن، یادآوری میکردند: «این تلفن را بهت ندادیم که تمام بعد از ظهر با دوستانت غیبت کنید».
چنین شد که نسلی از پیامک بازها به وجود آمدند. تماس با تلفنهای موبایل فقط برای مواقع اضطراری بود و تلفن خطی خانه هم گهگاه برای صحبت با پدربزرگها و مادربزرگها استفاده میشد.
دکتر النا تورونی، متخصص روانشناسی توضیح میدهد که چون نسل جوان به صحبت کردن با تلفن عادت ندارند، این کار برایشان عجیب به نظر میرسد زیرا رایج نیست.
همین باعث میشود این نسل وقتی زنگ تلفنشان به صدا درمیآید، بترسند و فکر کنند اتفاق بدی افتاده است. (البته صدای زنگ تلفن هیچ فرد ۳۵ سالهای دیگر بلند نیست اما حتی روشن و خاموش شدن صفحه تلفن در وضعیت ساکت هم همین ترس را ایجاد میکند.)
بیش از نیمی از افراد جوانی که در نظرسنجی یوسویچ شرکت کرده بودند، گفتند که تماس تلفنی ناگهانی برای آنها به معنی خبر بد است.
الیوز اسکینر، رواندرمانگر میگوید اضطراب ناشی از تماس تلفنی به این خاطر است که آن را «با یک چیز بد، حس ترس یا اتفاق بدی که در راه است» مرتبط میدانیم.
او میگوید: «زندگیها شلوغتر و برنامههای کاری روزبهروز غیرقابل پیشبینیترشدهاند، و این زمان زیادی برای حال و احوالپرسی از دوستان باقی نگذاشته است. به همین دلیل تلفن زدن فقط برای مسائل و کارهای مهم زندگی به کار میرود که معمولا جز کارهای پیچیده یا سخت زندگی هستند».
جک لانگلی ۲۶ ساله تایید میکند: «دقیقا همینطور است». او اضافه میکند که او هیچوقت به شمارههای ناشناس جواب نمیدهد زیرا معمولا «یا کلاهبردارند یا میخواهند چیزی بفروشند».
او میگوید: «بجای اینکه بخواهید بفهمید این شماره کیست و از کجاست، راحتترین کار این است که آن را نشنیده بگیرید و جواب ندهید».
اما صحبت نکردن پای تلفن به این معنی نیست که جوانهای این دوره با دوستانشان در تماس نیستند. میتوان صدای پیامهای در حال ردوبدل شدن در گروههای چت را در تمام روز شنید. چتهایی که پرهستند از پیامهای عادی و پیشپاافتاده، میمها، شایعهها و بهتازگی پیامهای صوتی.
بیشتر این گفتگوها در شبکههای اجتماعی در جریاناند، به خصوص در اینستاگرام و اسنپچت که فرستادن تصویر و میمها همراه متن با آنها سادهتر است.
هرچند همه جوانها توافق دارند که تلفن زدن، از دو خارج شده، اما وقتی پای پیام صوتی به میان میآید، در بین آنها دو دستگی دیده میشود.
در مطالعه یوسویچ، ۳۷ درصد ۱۸ تا ۳۴ سالهها گفتهاند فرستادن پیام صوتی برایشان بهترین روش ارتباطی است. در عوض بین ۳۵ تا ۵۴ سالهها، فقط یک درصد شرکتکنندگان، پیام صوتی را به تماس تلفنی ترجیح میدهند.
🌐چرا نسل زِد و نسل هزاره از پاسخ دادن به تلفن بیزارند؟
«سلام این پیام گیر یاسمین روفو است. لطفا اینجا پیامی نگذارید چون من نه به آن گوش میدهم و نه به شما زنگ میزنم»
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۴
متاسفانه این پیام روی پیام گیر گوشی هوشمند من نیست اما من هم مانند بیشتر جوانهای نسل زد و نسل هزاره، از ته دل آرزو داشتم که چنین پیام ضبط شدهای روی گوشیام داشتم.
طبق یک نظرسنجی جدید، یک چهارم افراد بین ۱۸ تا ۳۴ سال، هیچوقت به تلفن خود جواب نمیدهند. شرکتکنندگان در این نظرسنجی میگویند آنها به صدای زنگ تلفن اهمیت نمیدهند و آن را نشنیده میگیرند. آنها معمولا با پیامک جواب میدهند و اگر شمارهای که با آنها تماس گرفته ناآشنا باشد، آن را در اینترنت جستجو میکنند.
مطالعه دیگری که سازمان یوسویچ با حضور دو هزار نفر انجام داد، نشان میدهد ۷۰ درصد افراد ۱۸ تا ۳۴ سال، پیامک را به تماس تلفنی ترجیح میدهند.
برای نسل مسنتر، صحبت کردن با تلفن کاری عادی است. پدر و مادر من، سالهای نوجوانی را صرف دعوا با خواهر و برادر خود سر تلفن خانه میکردند. تلفنی که در راهرو خانه بود و اگر با آن حرف میزدند، همه اهل خانه از صحبتهایشان خبردار میشدند.
برخلاف پدر و مادرم، سالهای نوجوانی من به پیامک فرستادن گذشت.
از لحظهای که در تولد ۱۳ سالگی گوشی تاشوی صورتی رنگ نوکیا را هدیه گرفتم، گرفتار پیامک فرستادن شدم.
بعد از برگشتن از مدرسه، تمام بعد از ظهر را صرف نوشتن پیامک برای دوستانم میکردم. پیامکهایی که باید فقط ۱۶۰ حرف میبودند. با وسواس تمام فواصل غیرضروری و حروف صدادار را حذف میکردم تا اینکه کل پیامک چیزی شبیه به زبان عجیبی از حروف بیصدا میشد که حتی سازمان اطلاعات بریتانیا هم نمیتوانست از آن سر دربیاورد.
بههرحال، وقتی هر پیامک ۱۰ پنس بود، هیچ جور نمیتوانستم بگذارم پیامک به ۱۶۱ حرف برسد.
در سال ۲۰۰۹، هر تماس تلفنی با گوشی موبایل میتوانست هزینه سنگینی داشته باشد.
پدر و مادرم با دیدن قبض ماهانه تلفن، یادآوری میکردند: «این تلفن را بهت ندادیم که تمام بعد از ظهر با دوستانت غیبت کنید».
چنین شد که نسلی از پیامک بازها به وجود آمدند. تماس با تلفنهای موبایل فقط برای مواقع اضطراری بود و تلفن خطی خانه هم گهگاه برای صحبت با پدربزرگها و مادربزرگها استفاده میشد.
دکتر النا تورونی، متخصص روانشناسی توضیح میدهد که چون نسل جوان به صحبت کردن با تلفن عادت ندارند، این کار برایشان عجیب به نظر میرسد زیرا رایج نیست.
همین باعث میشود این نسل وقتی زنگ تلفنشان به صدا درمیآید، بترسند و فکر کنند اتفاق بدی افتاده است. (البته صدای زنگ تلفن هیچ فرد ۳۵ سالهای دیگر بلند نیست اما حتی روشن و خاموش شدن صفحه تلفن در وضعیت ساکت هم همین ترس را ایجاد میکند.)
بیش از نیمی از افراد جوانی که در نظرسنجی یوسویچ شرکت کرده بودند، گفتند که تماس تلفنی ناگهانی برای آنها به معنی خبر بد است.
الیوز اسکینر، رواندرمانگر میگوید اضطراب ناشی از تماس تلفنی به این خاطر است که آن را «با یک چیز بد، حس ترس یا اتفاق بدی که در راه است» مرتبط میدانیم.
او میگوید: «زندگیها شلوغتر و برنامههای کاری روزبهروز غیرقابل پیشبینیترشدهاند، و این زمان زیادی برای حال و احوالپرسی از دوستان باقی نگذاشته است. به همین دلیل تلفن زدن فقط برای مسائل و کارهای مهم زندگی به کار میرود که معمولا جز کارهای پیچیده یا سخت زندگی هستند».
جک لانگلی ۲۶ ساله تایید میکند: «دقیقا همینطور است». او اضافه میکند که او هیچوقت به شمارههای ناشناس جواب نمیدهد زیرا معمولا «یا کلاهبردارند یا میخواهند چیزی بفروشند».
او میگوید: «بجای اینکه بخواهید بفهمید این شماره کیست و از کجاست، راحتترین کار این است که آن را نشنیده بگیرید و جواب ندهید».
اما صحبت نکردن پای تلفن به این معنی نیست که جوانهای این دوره با دوستانشان در تماس نیستند. میتوان صدای پیامهای در حال ردوبدل شدن در گروههای چت را در تمام روز شنید. چتهایی که پرهستند از پیامهای عادی و پیشپاافتاده، میمها، شایعهها و بهتازگی پیامهای صوتی.
بیشتر این گفتگوها در شبکههای اجتماعی در جریاناند، به خصوص در اینستاگرام و اسنپچت که فرستادن تصویر و میمها همراه متن با آنها سادهتر است.
هرچند همه جوانها توافق دارند که تلفن زدن، از دو خارج شده، اما وقتی پای پیام صوتی به میان میآید، در بین آنها دو دستگی دیده میشود.
در مطالعه یوسویچ، ۳۷ درصد ۱۸ تا ۳۴ سالهها گفتهاند فرستادن پیام صوتی برایشان بهترین روش ارتباطی است. در عوض بین ۳۵ تا ۵۴ سالهها، فقط یک درصد شرکتکنندگان، پیام صوتی را به تماس تلفنی ترجیح میدهند.
👍4
سوزی جونز، دانشجوی۱۹ ساله میگوید: «پیام صوتی شبیه با تلفن حرف زدن، اما بهتر است. حسنش این است که میتوانید صدای دوستتان را بشنوید، اما اجباری هم در کار نیست و برای همین روش مودبانهای برای ارتباط برقرار کردن است».
اما برای من، گوش دادن به پیام پنج دقیقهای دوستم که میخواهد من را در جریان اتفاقهای جدید زندگیاش بگذارد، واقعا سخت است. صحبتش بهجاهای بیربط کشیده میشود، وسطش پر از مکث و فکر کردن است و میشد تمام آن داستان را در چند پیامک کوتاه خلاصه کرد.
پیامک و پیام صوتی، هر دو به جوانان امکان میدهند با سرعت دلخواه خود مکالمه کنند و همین باعث میشود پاسخهای فکر شدهتر و بهتری بدهند.
هراس از تلفن در محیط کار
اما هراس از تلفن تا چه حد بر زندگی حرفهای شما تاثیر میگذارد؟
هنری نلسون کیس، وکیل ۳۱ ساله و تولیدکننده محتوا است. مجموعه ویدیوهای او به نام «نسل هزاره گرفتار» واقعا برای مخاطبانش قابل درکاند. ویدیوهای طنز کوتاه او به موضوعاتی ازاین دست میپردازند: استرس فرستادن یک ایمیل به همه کارکنان شرکت، مودبانه درخواست اضافهکاری را رد کردن و ترفندهای مختلف برای فرار از تماس تلفنی کاری.
او میگوید: «این مسایل همه مربوط به اضطراب ناشی از صحبت زنده و رودررو است. احساس معذب بودنی که از آن ایجاد میشود، نداشتن جواب برای سوالها و اجبار به اینکه حتما بلافاصله پاسخی بدهید». اینها تمام دلایلی هستند که او را از مکالمه تلفنی متنفر میکنند.
دکتر تورونی میگوید: «گفتگویهای تلفنی شفافتر هستند و فرد را در موقعیت آسیبپذیرتری قرارمیدهند. گفتگوی تلفنی نیازمند سطح بالاتری از صمیمیت و نزدیکی است درحالیکه پیامک فرستادن نیاز به حس نزدیکی ندارد و میتوانید بدون اینکه احساس آسیبپذیر بودن و زیادی آشکار بودن کنید، ارتباط برقرار کنید».
اما سوال این است: آیا ترجیح دادن ارتباط غیرکلامی و تمایل به کار از خانه باعث میشود ما توانایی برقرار کردن مکالمات غیررسمی و برنامهریزی نشده را از دست بدهیم؟
دکتر اسکینر میگوید اگر این روند ادامه پیدا کند «ممکن است ما احساس نزدیکی و ارتباط با دیگران را از دست بدهیم».
او ادامه میدهد: «وقتی ما ارتباط شفاهی برقرار میکنیم، از جهت حسی، حرفهای و حتی شخصی احساس نزدیکی و همسویی بیشتری با فرد دیگر میکنیم. این حس نزدیکی میتواند خصوصا در محیط کار، حسی رضایت درونی بیشتری در فرد ایجاد کند».
کیارا برودی، ۲۵ ساله و مدیر یک سوپرمارکت است. او از این روند حمایت میکند و میگوید: «وقتی مدیران بالادستیام به من تلفن میزنند، خوشحال میشوم و قدردان آنها هستم».
«به نظر من در تماس تلفنی بیشتر از پیامک، احساس و توجه به فرد مقابل وجود دارد، چون برای آن باید کمی زحمت بکشید. وقتی مدیر به شما تلفن میزند به این معنی است برای کاری که میکنید ارزش قایل است».
کیارا به خصوص مکالمه تلفنی با همکارانش در روزهایی که از خانه کار میکند را دوست دارد: «از خانه کار کردن احساس انزوا ایجاد میکند. حس خوبی دارد که با دیگران در تماس باشی».
هرچند عدهای ممکن است بگویند این رویه جدید ارتباط برقرار کردن، نشانه دیگری است از بیثبات بودن و باری به هر جهت بودن این نسل، اما واقعیت فراتر از این پیشداوریها است.
مساله اصلی تطبیقپذیری است. شکی نیست ۲۵ سال پیش برای عدهای تغییر عادت از فکس به ایمیل کار سختی بود. اما این تغییر عادت، ارتباطات را بسیار سادهتر کرده است.
شاید حالا وقت آن رسیده است که قابلیت پیامک را بپذیریم. همانطور که زمانی در دهه ۹۰ دستگاه فکس را کنار گذاشتیم، حالا در سال ۲۰۲۴ شاید وقت آن است که دست از تلفن زدن برداریم.
✍️ یاسمین روفو
https://www.bbc.com/news/articles/crgklk3p70yo.amp
🆔@ScientificDialectics
اما برای من، گوش دادن به پیام پنج دقیقهای دوستم که میخواهد من را در جریان اتفاقهای جدید زندگیاش بگذارد، واقعا سخت است. صحبتش بهجاهای بیربط کشیده میشود، وسطش پر از مکث و فکر کردن است و میشد تمام آن داستان را در چند پیامک کوتاه خلاصه کرد.
پیامک و پیام صوتی، هر دو به جوانان امکان میدهند با سرعت دلخواه خود مکالمه کنند و همین باعث میشود پاسخهای فکر شدهتر و بهتری بدهند.
هراس از تلفن در محیط کار
اما هراس از تلفن تا چه حد بر زندگی حرفهای شما تاثیر میگذارد؟
هنری نلسون کیس، وکیل ۳۱ ساله و تولیدکننده محتوا است. مجموعه ویدیوهای او به نام «نسل هزاره گرفتار» واقعا برای مخاطبانش قابل درکاند. ویدیوهای طنز کوتاه او به موضوعاتی ازاین دست میپردازند: استرس فرستادن یک ایمیل به همه کارکنان شرکت، مودبانه درخواست اضافهکاری را رد کردن و ترفندهای مختلف برای فرار از تماس تلفنی کاری.
او میگوید: «این مسایل همه مربوط به اضطراب ناشی از صحبت زنده و رودررو است. احساس معذب بودنی که از آن ایجاد میشود، نداشتن جواب برای سوالها و اجبار به اینکه حتما بلافاصله پاسخی بدهید». اینها تمام دلایلی هستند که او را از مکالمه تلفنی متنفر میکنند.
دکتر تورونی میگوید: «گفتگویهای تلفنی شفافتر هستند و فرد را در موقعیت آسیبپذیرتری قرارمیدهند. گفتگوی تلفنی نیازمند سطح بالاتری از صمیمیت و نزدیکی است درحالیکه پیامک فرستادن نیاز به حس نزدیکی ندارد و میتوانید بدون اینکه احساس آسیبپذیر بودن و زیادی آشکار بودن کنید، ارتباط برقرار کنید».
اما سوال این است: آیا ترجیح دادن ارتباط غیرکلامی و تمایل به کار از خانه باعث میشود ما توانایی برقرار کردن مکالمات غیررسمی و برنامهریزی نشده را از دست بدهیم؟
دکتر اسکینر میگوید اگر این روند ادامه پیدا کند «ممکن است ما احساس نزدیکی و ارتباط با دیگران را از دست بدهیم».
او ادامه میدهد: «وقتی ما ارتباط شفاهی برقرار میکنیم، از جهت حسی، حرفهای و حتی شخصی احساس نزدیکی و همسویی بیشتری با فرد دیگر میکنیم. این حس نزدیکی میتواند خصوصا در محیط کار، حسی رضایت درونی بیشتری در فرد ایجاد کند».
کیارا برودی، ۲۵ ساله و مدیر یک سوپرمارکت است. او از این روند حمایت میکند و میگوید: «وقتی مدیران بالادستیام به من تلفن میزنند، خوشحال میشوم و قدردان آنها هستم».
«به نظر من در تماس تلفنی بیشتر از پیامک، احساس و توجه به فرد مقابل وجود دارد، چون برای آن باید کمی زحمت بکشید. وقتی مدیر به شما تلفن میزند به این معنی است برای کاری که میکنید ارزش قایل است».
کیارا به خصوص مکالمه تلفنی با همکارانش در روزهایی که از خانه کار میکند را دوست دارد: «از خانه کار کردن احساس انزوا ایجاد میکند. حس خوبی دارد که با دیگران در تماس باشی».
هرچند عدهای ممکن است بگویند این رویه جدید ارتباط برقرار کردن، نشانه دیگری است از بیثبات بودن و باری به هر جهت بودن این نسل، اما واقعیت فراتر از این پیشداوریها است.
مساله اصلی تطبیقپذیری است. شکی نیست ۲۵ سال پیش برای عدهای تغییر عادت از فکس به ایمیل کار سختی بود. اما این تغییر عادت، ارتباطات را بسیار سادهتر کرده است.
شاید حالا وقت آن رسیده است که قابلیت پیامک را بپذیریم. همانطور که زمانی در دهه ۹۰ دستگاه فکس را کنار گذاشتیم، حالا در سال ۲۰۲۴ شاید وقت آن است که دست از تلفن زدن برداریم.
✍️ یاسمین روفو
https://www.bbc.com/news/articles/crgklk3p70yo.amp
🆔@ScientificDialectics
BBC News
Why Gen Z & Millennials are hung up on answering the phone
A recent survey found a quarter of people aged 18 to 34 never answer the phone.
👍3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐موزه طبیعت شناسی برلین
موزه طبیعتشناسی برلین یکی از بزرگترین موزههای طبیعتشناسی در جهان است که در شهر برلین واقع شده است. این موزه با نمایشدهندهی مجموعهای گسترده از انواع حیوانات، گیاهان و کریستالها، تجربهی آموزندهای از تاریخ زمین به بازدیدکنندگان ارائه میدهد.
موقعیت:
https://goo.gl/maps/cBvMcAmip7QcoQz87
🆔@ScientificDialectics
🌐موزه طبیعت شناسی برلین
موزه طبیعتشناسی برلین یکی از بزرگترین موزههای طبیعتشناسی در جهان است که در شهر برلین واقع شده است. این موزه با نمایشدهندهی مجموعهای گسترده از انواع حیوانات، گیاهان و کریستالها، تجربهی آموزندهای از تاریخ زمین به بازدیدکنندگان ارائه میدهد.
موقعیت:
https://goo.gl/maps/cBvMcAmip7QcoQz87
🆔@ScientificDialectics
Museum für Naturkunde · Invalidenstraße 43, 10115 Berlin, Germany
★★★★★ · Natural history museum
❤3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐 گزارش روز سوئد
تحقیقات نشان میدهد که کاهش ساعات کاری میتواند به نفع جامعه باشد. این تغییر ممکن است به افزایش بهرهوری، بهبود سلامت روان و افزایش رضایت شغلی منجر شود. همچنین، این رویکرد میتواند به کاهش استرس و بهبود کیفیت زندگی کارکنان کمک کند
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/Wcb4E
🆔@ScientificDialectics
🌐 گزارش روز سوئد
تحقیقات نشان میدهد که کاهش ساعات کاری میتواند به نفع جامعه باشد. این تغییر ممکن است به افزایش بهرهوری، بهبود سلامت روان و افزایش رضایت شغلی منجر شود. همچنین، این رویکرد میتواند به کاهش استرس و بهبود کیفیت زندگی کارکنان کمک کند
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/Wcb4E
🆔@ScientificDialectics
DN.se
Fakta i frågan: Är kortare arbetstider en vinst för samhället?
Socialdemokraterna har öppnat för 35-timmarsvecka. Hur skulle kortare arbetstider påverka Sverige?
👍2