دیالکتیک علمی
23.5K subscribers
1.83K photos
951 videos
513 files
12.2K links
اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار کردند بدانید که به احتمال زیاد یک دروغ است.

✍🏻 نوآم چامسکی
Download Telegram
Man Agar Yek Bar
Martik @SamFoni
🥰32🔥2🎉1😍1🏆1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐محققان بریتانیایی: یک‌جا خوابیدن والدین با فرزندان هیچ تاثیر منفی بر سلامت روان آن‌ها ندارد

تحقیقات جدید نشان داده است که استفاده از تخت مشترک والدین بر رشد روانی کودکان تأثیر منفی ندارد

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

مطالعه‌ای که در دانشگاه اسکس انجام شد،  با بررسی نزدیک به ۱۷ هزار نوزاد بریتانیایی، آن‌ها را به مدت ۱۱ سال ردیابی کرد. نتیجه آن که کودکانی که با والدین خود تختخوابی مشترک داشتند، شاد و سالم بودند.

دکتر آیتن بیلگین، از دپارتمان روانشناسی اعلام کرد که هیچ ارتباطی بین اشتراک رختخواب در ۹ ماهگی و مشکلات عاطفی یا رفتاری دوران کودکی پیدا نکردیم.

این موضوع با بحث‌هایی همراه است زیرا برخی از کارشناسان پیشتر فکر می‌کردند که تختخواب مشترک با والدین بر رشد کودکان تأثیر منفی می‌گذارد.

با این حال، برخی دیگر می گویند این امر به والدین و کودکان کمک می‌کند زیرا در صورت نیاز به تغذیه در طول شب در نزدیکی یکدیگر هستند.

دکتر بیلگین گفت: «علی‌رغم بحث های جاری در مورد مضرات و مزایای طولانی مدت استفاده از تخت مشترک، تحقیقات علمی کمی در مورد این موضوع انجام شده است.» او ادامه داد: «والدین می توانند مطمئن باشند که تا زمانی که به صورت ایمن کنار یکدیگر بخوابند، بعید است که اشتراک تختخواب تاثیر منفی بر رشد عاطفی و رفتاری کودکان داشته باشد.»

«والدین می توانند مطمئن باشند که تا زمانی که به صورت ایمن کنار یکدیگر بخوابند، بعید است که اشتراک تختخواب تاثیر منفی بر رشد عاطفی و رفتاری کودکان داشته باشد.»

نتایج این مطالعه که در مجله «Attachment and Human Development» منتشر شده است، از داده‌های مطالعه «UK Millennium Cohort» که توسط مرکز مطالعات طولی (CLS) در دانشگاه لندن انجام شده است، استفاده کرده است. این مرکز که به مطالعه و تحقیق در مورد تغییرات در طول زمان در زندگی افراد می‌پردازد و از آن‌ها برای تحقیق در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و آموزشی استفاده می‌کند، داده‌های ۱۶۵۹۹ نوزاد متولد شده را در اختیار این تحقیق قرار داده است.

والدین شرکت‌کننده در مورد خوابیدن مشترک با نوزاد خود در ۹ ماهگی و رفتارهای درونی کودکانشان مانند افسردگی و اضطراب و رفتارهای بیرونی، مانند پرخاشگری و بیش‌فعالی در سنین ۳، ۵، ۷ و ۱۱ سالگی گزارش دادند.

https://www.sciencedaily.com/releases/2024/08/240822125949.htm

🆔@ScientificDialectics
👍2👎1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐دانشمندان: دلیل سیگنال مشکوک، ابر سرد هیدروژنی بود نه پیام بیگانگان فضایی

وقتی این اتفاق افتاد، ابرها ناگهان روشن شدند

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

دانشمندان گمان می‌کنند که احتمالا برای سیگنال«واو» (wow signal)، که از مدت‌ها پیش سبب امیدواری به تماس با بیگانگان فضایی شده بود، توضیحی پیدا کرده‌اند.

تلسکوپ رادیویی «بیگ‌ایر» در دانشگاه ایالتی اوهایو در اوت ۱۹۷۷ (مرداد ۱۳۵۶) سیگنالی دریافت کرد که از آن زمان تاکنون دانشمندان را مجذوب خود کرده است. دانشمندانی که نخستین بار آن را مشاهده کردند [واژه] «واو!» را در کنار سیگنال روی یک برگه چاپ‌شده نوشتند و از آن موقع به این نام شناخته شده است.

این انفجار طولانی و بسیار شدید اما تنها در یک بسامد خاص بود. جزئیات منبع سیگنال بسیاری را بر این باور داشت که این سیگنال ممکن است سیگنالی عمدی از سوی موجودات بیگانه باشد که با استفاده از فناوری مصنوعی ارسال شده است.

دانشمندان متوجه شدند که این سیگنال ظاهرا از صورت فلکی قوس (کمان) آمده است، اما مکان دقیق آن مشخص نشد. این سیگنال دوباره مشاهده نشد و تنها چیزی که برای دانشمندان باقی ماند گمانه‌زنی در این باره بود که آیا این سیگنال از سوی هوش فرازمینی بوده است یا نه.

با این حال، اکنون محققان دانشگاه پورتوریکو می‌گویند که توضیح جدیدی برای این سیگنال یافته‌اند. آن‌ها می‌گویند که پیام بیگانه نبوده بلکه یک رویداد ویژه اخترفیزیکی بوده است.

افرون بر این، آن‌ها سیگنال‌های مشابهی را شناسایی کرده‌اند - اگرچه هیچ‌کدام به‌شدت نخستین سیگنال، که به سیگنال «واو!» انجامید، نبوده‌ است.

پژوهشگران می‌گویند که این سیگنال زمانی ایجاد شد که یک ابر هیدروژنی سرد ناگهان روشن شد. احتمالا این امر به‌دلیل برخورد گسیل‌های یک منبع تشعشع مانند  فوران مگنتار [یا اصطلاحا مغنااختر] یا یک «گاما نرم تکرارشونده» (SGR) با آن بوده است.

وقتی این اتفاق افتاد، ابرها ناگهان روشن شدند. این امر می‌تواند توضیح دهد که چرا این سیگنال در مدت کوتاهی مشاهده شد و سپس دیگر دیده نشد.

محققان می‌گویند که این فرضیه جدید نه‌تنها این سیگنال را توضیح می‌دهد، که هشداری مهم برای موارد احتمالی نشانه‌های بیگانگان فضایی در آينده است.

آبل ماندز، که این پژوهش را سرپرستی کرده است، گفت: «مطالعه ما نشان می‌دهد که سیگنال واو! احتمالا نخستین مورد ثبت‌شده از گسیل میزر-مانند از خط [طیف] هیدروژن بوده است.»

اکنون ممکن است دانشمندان بتوانند منبع دقیق این سیگنال را نیز پیدا کنند، زیرا می‌توانند به دنبال اجرام درون یا پشت این ابرهای هیدروژنی سرد بگردند.

این تحقیق براساس مشاهدات سال ۲۰۲۰ و در نسخه اولیه آنلاین منتشر شده است. آ‌ن‌ها  گفتند دانشمندانی که این تحقیق را انجام داده‌اند داده‌ها را از [دیگر] داده‌های [موجود در] جامعه علمی استخراج می‌کنند و امیدوارند که آن را در یک مجله معتبر داوری‌شده منتشر کنند.


پ . ن : میزر در اخترفیزیک به منبع طبیعی تحریک‌شده در خط طیفی انتشار در محدوده ریزموج گفته می‌شود. این گسیل الکترومغناطیسی ممکن است در ابرهای مولکولی، دنباله‌دارها، اتمسفرهای سیاره‌ای و ستاره‌ای یا در فضای بین‌ستاره‌ای ایجاد شود.

https://www.independent.co.uk/space/alien-signal-wow-extraterrestrial-explained-b2599963.html

🆔@ScientificDialectics
3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

پنج روش رهاسازی «گره‌های عضلانی»
گره‌های عضلانی معمولا در عرض یک یا دو هفته خودبه‌خود از بین می‌رود اما برخی روش‌ها می‌تواند این روند را تسریع کند

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

کانورسیشن به نقل از زاکاری جیلن، فیزیولوژیست ورزشی که تاثیر ورزش بر سیستم‌های مختلف بدن، از جمله سیستم عضلانی، قلبی‌ــ‌عروقی، تنفسی و عصبی را بررسی می‌کند، درباره دلیل ایجاد گره‌های عضلانی و چگونگی تاثیر فشار بر عضلات و راه آزادسازی این گره‌ها توضیح می‌دهد. 

گره‌ عضلانی چیست؟

گره‌هایی که در عضلاتتان حس می‌کنید و به کوچکی یک تیله یا به بزرگی یک توپ گلف‌اند، به نام «نقاط ماشه‌ای میوفاسیال» شناخته می‌شوند. فاسیا لایه نازکی از بافت همبند است که عضله را احاطه کرده است. 

وقتی عضله شما آسیب می‌بیند‌ــ حتی به مقدار کم‌ــ می‌تواند به التهاب در نوارهای عضلانی و لایه فاسیال بالای آن منجر شود و این توده در واقع بافت ملتهب است. توده‌های کوچک معمولا به لمس حساس‌اند و می‌توانند دامنه حرکت شما را محدود یا در اثر حرکات مختلف درد ایجاد کنند. گره‌های عضلانی را نمی‌توان در اسکن‌های تصویربرداری پزشکی مشاهده کرد و محققان هنوز در تلاش‌اند سازوکارهای فیزیولوژیکی دقیق درون عضله را که باعث این واکنش می‌شوند، کشف کنند.

نقاط ماشه‌ای میوفاسیال زمانی که عضله با یک حرکت تکراری جدید یا شدیدتر از حد معمول تحریک شود، به وجود می‌آیند. به عنوان مثال در ماهیچه‌هایی که در طول روز تحت بیشترین فشار بوده‌اند، به وجود می‌آید. البته این گره‌ها تنها به دلیل فشار شدید ورزشی ایجاد نمی‌شوند و حتی نشستن طولانی‌مدت پشت میز هم می‌تواند به ماهیچه‌‌ها فشار وارد کند و این عارضه را به دنبال داشته باشد. 

چگونه از شر این گره‌‌ها خلاص شویم؟

اگر گره‌های عضلانی دارید، یکی از ساده‌ترین کارها صبر کردن است. ماهیچه‌ها برای عادت‌ کردن به حرکت جدید به زمان نیاز دارند. گره‌های عضلانی معمولا در عرض یک یا دو هفته خودبه‌خود از بین می‌رود.

البته شما می‌توانید با برخی راهکارها، فرایند بهبودی را تسریع کنید. برخی گزینه‌ها عبارت‌اند از ماساژ، سوزن خشک یا Dry Needling، یعنی وارد کردن یک سوزن بسیار نازک به نقطه ماشه برای شکستن بخشی از بافت و افزایش جریان خون در ناحیه، و حتی تحریک الکتریکی. هدف همه این تکنیک‌ها ‌کاهش کشیدگی فاسیال و عضله در منطقه و افزایش جریان خون است. جریان خون مواد مغذی و اکسیژن بیشتری به بافت آسیب‌دیده می‌رساند و بهبودی را سرعت می‌دهد. 

روش‌های مقرون به صرفه‌تر انجام دادن حرکات کششی است. دامنه‌‌های حرکتی برای ماهیچه‌هایی که به مدت چندین ساعت تحت فشار و تنش ثابت مانده‌‌اند، بسیار مفید است. به عنوان مثال، پس از مدتی نشستن، چند چرخش ساده شانه و چرخش گردن می‌تواند تا حدودی تنش آن عضلات را کاهش دهد و به جلوگیری یا کاهش تجمع گره‌های عضلانی کمک کند.

روش دیگری که می‌توانید در خانه امتحان کنید، رهاسازی میوفاسیال نام دارد. برای این کار می‌توانید منطقه گره را به کمک غلتک فومی، توپ سخت یا حتی یک لوله پی‌وی‌سی کوچک ماساژ دهید. برای مثال، اگر در گروه عضلات چهارسر در قسمت جلویی ران گره‌هایی دارید، می‌توانید روی یک غلتک فومی دراز بکشید و پایتان را روی آن به‌آرامی به جلو و عقب بغلتانید.

گره‌های عضلانی با وجود آنکه دردناک‌اند، موردی نگران‌کننده محسوب نمی‌شوند. به یاد داشته باشید که پایبندی به ورزش و حرکت در طول روز می‌تواند از ایجاد گره‌های عضلانی جلوگیری کند.

🆔@ScientificDialectics
3👍3
#دیالکتیک_علمی

🌐زمان برای دو فضانورد گرفتارشده در فضا چگونه می‌گذرد؟


محققانی که با تکیه بر رفتار ساکنان ایستگاه‌های تحقیقاتی قطب جنوب آثار زمان را بر روانشناسی و زیست‌شناسی انسان بررسی می‌کنند، می‌گویند انتظار در محیط‌های سخت با انتظار در زندگی روزمره ممکن است بسیار متفاوت باشد

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

تصور اینکه دو فضانورد در فضا به دام افتاده‌اند، ممکن است شبیه به داستان‌های هالیوودی به نظر برسد اما واقعیت این است که اکنون بوچ ویلمور و سونی ویلیامز در فضا گرفتار شده‌اند. این دو که روز پنجم ژوئن (۱۶ خرداد) به فضا اعزام شدند، قرار بود تنها حدود هشت روز در ایستگاه فضایی بمانند اما بازگشت آن‌ها به‌ دلیل بروز مشکل در سیستم محرکه و نشت‌ هلیوم که طی سفر ایجاد شد، تا زمانی نامعلوم به تعویق افتاده است.

ناسا و بویینگ ممکن است طی روزهای آینده، ایمن بودن استارلاینر را برای بازگرداندن این فضانوردان به زمین تایید کنند. اگر چنین شود، مدت اقامت آن‌ها در فضا چندان هم طولانی نخواهد شد. اما اگر مقام‌های ناسا و بویینگ به این نتیجه برسند که استارلاینر ایمن و مناسب نیست، این دو فضانورد ممکن است مجبور شوند تا شش ماه دیگر در مدار منتظر بمانند تا فرصتی برای بازگشت پیدا کنند.

این تاخیر پیش‌بینی‌بینی‌نشده و غیرمنتظره دردناک به نظر می‌رسد. به‌راستی این فضانوردان چگونه با چنین انتظار طولانی کنار می‌آیند؟

انتظار کشیدن حتی در بهترین شرایط، هم دشوار است. در شرایط عادی، انتظار کشیدن ممکن است خسته‌کننده و اضطراب‌آور باشد اما در شرایط حاد با خطرات بالا، می‌تواند به نوعی عذاب دائمی تبدیل شود.

یکی از دلایلی که انتظار را سخت می‌کند، تحریف حس گذر زمان است. آخرین باری را به یاد بیاورید که منتظر یک قطار بودید و تاخیر داشت، یا در انتظار دریافت نتایج یک آزمایش یا پیامی از شریک جدید زندگی‌تان بودید. زمان به‌سرعت می‌گذشت یا به‌کندی؟ برای اکثر افراد، زمان انتظار در چنین شرایطی کند می‌گذرد. در نتیجه، تاخیرها و دوره‌های انتظار در این حالت اغلب بسیار طولانی‌تر از واقعیت به نظر می‌رسند.

انتظار حس گذر زمان را برای ما کند می‌کند، زیرا مدت زمانی که درباره زمان فکر می‌کنیم، تغییر می‌کند. در زندگی روزمره، اغلب به زمان توجه نمی‌کنیم. مغز ما ظرفیت محدودی دارد. اگر زمان مهم نباشد، به آن فکر نمی‌کنیم و این کمک می‌کند که زمان سریع‌تر بگذرد.

اما وقتی در حالت انتظار به سر می‌بریم، تمایل ما به دانستن اینکه انتظار کی به پایان می‌رسد، میزان تفکر ما درباره زمان را افزایش می‌دهد. این «مدام به ساعت نگاه کردن» ممکن است سبب شود دقایق و ساعت‌ها به سرعت لاک‌پشت حرکت کنند. استرس، ناراحتی و درد این اثر را تشدید می‌کنند و باعث می‌شوند که انتظار در شرایط دشوار حتی طولانی‌تر به نظر برسد.

انتظار حس گذر زمان را برای ما کند می‌کند، چون بر آنچه انجام می‌دهیم و احساسی که داریم، تاثیر می‌گذارد. زندگی روزمره همه ما شلوغ و پر از فعالیت‌ها و تعاملات متنوع است. اما نیاز ناگهانی به انتظار، ممکن است جریان زندگی را متوقف کند و اغلب ما را با بدون کار دیگری رها می‌کند که این به نوبه خود باعث افزایش بی‌حوصلگی و خستگی می‌شود.

در مجموع، می‌توان گفت زمانی که با فعالیت پر شود، سریع‌تر می‌گذرد. همه ما در دوران قرنطینه کووید این را تجربه کرده‌ایم. زمانی که در خانه محبوس بودیم و نمی‌توانستیم دوستانمان را ببینیم و در فعالیت‌های روزمره شرکت کنیم، از دست دادن روال عادی و مشغولیت‌ها سبب شد برای بسیاری از ما زمان به‌کندی بگذرد.

برای فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بین‌المللی گرفتار شده‌اند، اگر قرار باشد ماه‌های آینده در فضا بمانند، نگرانی درباره زمان بازگشت، فرصت‌های محدود برای فعالیت‌ و تماس‌های کمتر با دوستان و خانواده ترکیب و باعث می‌شود انتظار برای بازگشت به خانه به‌مراتب طولانی‌تر از شش ماه به نظر برسد.

با این حال، محققانی که با تکیه بر رفتار ساکنان ایستگاه‌های تحقیقاتی قطب جنوب آثار زمان را بر روانشناسی و زیست‌شناسی انسان بررسی می‌کنند، می‌گویند انتظار در محیط‌های سخت با انتظار در زندگی روزمره ممکن است بسیار متفاوت باشد.
👍3
یک سال در قطب جنوب

در حالی که شش ماه اقامت در ایستگاه فضایی بین‌المللی ممکن است برای بسیاری از مردم کابوس به نظر برسد، برای دانشمندانی که مدت زمان طولانی را در محیط‌های سخت و ایزوله سپری می‌کنند، غیرمعمول نیست.

سازمان‌هایی که از ایستگاه‌های تحقیقاتی در قطب جنوب استفاده می‌کند، هر سال تیم‌های پژوهشی خود را برای تحقیقات حتی تا مدت ۱۶ ماه به این قاره یخی اعزام می‌کنند.

این افراد طی شرایط زمستان قطبی، از ماه مارس تا اکتبر، شش ماه را در تاریکی تقریبا کامل سپری می‌کنند و از ماه مه تا اوت نیز در تاریکی کامل و با دمای تا منفی ۶۰ درجه سانتی‌گراد، سرعت باد ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت و طوفان‌هایی که تقریبا همه فعالیت‌های بیرونی را متوقف می‌کنند، روبرو می‌شوند. افزون بر این، پوشش محدود اینترنت نیز می‌تواند مانع از برقراری ارتباط مداوم با جهان خارج شود.

نویسنده مقاله کانورسیشن می‌نویسد: «ما در طول یک سال گذشته، درباره تاثیر زندگی در قطب جنوب بر تجربه افراد از زمان تحقیقاتی انجام داده‌ایم. هر ماه از اعضای تیم‌ها پرسیده‌ایم که زمان، در مقایسه با قبل از ماموریتشان، چگونه به نظر می‌رسد.»

شاید انتظار داشته باشید که با محبوس بودن در پایگاه و محدودیت تماس با دنیای خارج زمان به کندی بگذرد. با این حال، نتایج تحقیقات ما نشان می‌دهد که این همیشه هم درست نیست.

تحلیل تجربیات اعضای تیم‌های مستقر در قطب جنوب نشان داد که مشغول بودن مداوم به کارهای پیچیده مثل پژوهش‌های علمی به آن‌ها کمک می‌کند حس کنند زمان سریع‌تر می‌گذرد. بر مبنای ۸۰ درصد از پاسخ‌های اعضای تیم‌های مستقر در قطب جنوب، زمان در قطب جنوب به‌سرعت می‌گذرد. تنها سه درصد از پاسخ‌ها نشان داد که زمان واقعا به‌کندی می‌گذرد. این گزارش‌ها نیز اغلب مربوط به زمان‌هایی‌ بودند که شب‌ها طولانی بود و کارهای کمی برای انجام دادن وجود داشت.

این تجربیات می‌تواند برای فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بین‌المللی گیر افتاده‌اند، نیز امیدوارکننده باشد. این فضانوردان نیز مثل ساکنان یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب جنوب، زندگی شلوغی دارند که در آن به تمرکز و فعالیت‌های ذهنی زیادی نیاز است. این عوامل ممکن است کمک کند زمان برای آن‌ها سریع‌تر بگذرد.

با این حال، یک عامل کلیدی در تحمل انتظار آن‌ها احتمالا توانایی آن‌ها در تحمل «فقدان قطعیت» خواهد بود. بوچ ویلمور و سونی ویلیامز زمانشان را در فضایی معادل با فضای داخلی یک هواپیمای بویینگ ۷۴۷ خواهند گذراند. اما اطلاعات بهتر در مورد زمان وقوع رویدادها و دلایل تاخیرها می‌تواند به این افراد کمک کند تا انتظار را بهتر تحمل کنند و آثار منفی آن بر سلامت روانشان را کاهش دهند.

گزارش وب‌سایت کانورسیشن

🆔@ScientificDialectics
1🔥1🙏1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐عنکبوت کرم شب‌تاب نر را وادار به تقلید رفتار ماده می‌کند تا نرهای بیشتری شکار کند

یافته‌های پژوهشی جدید نشان می‌دهد که نورافشانی کرم شب‌تاب‌ نر گرفتار در تور عنکبوت شبیه نور تک‌پالسی به نظر می‌رسد که ماده‌ها برای جذب نرها استفاده می‌کنند

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

دانشمندان چینی دریافته‌اند که عنکبوت‌ گردباف از کرم‌های شب‌تابی که در تارش گرفتار شده‌اند برای فریب و به دام انداختن تعداد بیشتری از این گونه برای وعده غذایی بعدی استفاده می‌‌کند.

کرم‌های شب‌تاب ابسکوندیتا ترمینالیس (Abscondita terminalis) با استفاده از سلول‌های نورافشان روی شکمشان با سایر کرم‌های شب‌تاب این گونه ارتباط برقرار می‌کنند؛ نرهای این گونه درخشش چندپالسی و ماده‌ها درخشش تک‌پالسی دارند.

یافته‌های پژوهشگران نشان می‌دهد که عنکبوت ارانوس ونتریکوسس (Araneus ventricosus) کرم شب‌تاب‌های نر گرفتار در تارش را فریب می‌دهد تا درخشش‌های ماده‌ها را تقلید کنند که نرهای دیگر را به دام بیندازد.

پژوهشگران در تحقیقی که در نشریه «زیست‌شناسی امروز» (Current Biology) منتشر شده است، نوشتند: «نتیجه اینکه کرم‌های شب‌تاب نر به‌دام‌افتاده پیام‌های نادرستی پخش می‌کنند که کرم شب‌تاب‌های نر بیشتری را به داخل تار می‌کشاند.»

این پژوهش پس از آن آغاز شد که یکی از نویسندگانش، شین‌هوا فو از دانشگاه کشاورزی هواژونگ در چین، وقتی در مزرعه بود، کرم‌ شب‌تاب‌های نر گرفتار در تار عنکبوت‌های گردباف را مشاهده کرد. او متوجه شد که به‌ندرت کرم شب‌تاب ماده‌‌ای [در تار] دیده می‌شود.

دانشمندان پژوهش‌های میدانی انجام دادند تا هم رفتار عنکبوت و هم پیام‌های کرم شب‌تاب‌ را مشاهده کنند.

آن‌ها دریافتند که وقتی عنکبوت حضور داشت کرم شب‌تاب‌های نری که در تور به دام می‌افتادند به‌مراتب بیشتر از وقتی بود که عنکبوت آن اطراف نبود.

تحلیل و بررسی بیشتر نشان داد که پیام‌های کرم شب‌تاب‌های نر گرفتار در تور شبیه نور تک‌پالسی به نظر می‌رسد که ماده‌ها برای جذب نرها استفاده می‌کنند.

اما به نظر می‌رسید کرم شب‌تاب‌های گرفتار وقتی در نبود عنکبوت در تور تنها بودند، به‌ندرت نرهای دیگر را فریب می‌دادند.

دانشمندان احتمال دادند که عنکبوت پیام کرم شب‌تاب نر را تغییر می‌دهد.

دایچین لی، نویسنده دیگر این پژوهش، گفت: «در حالی که چشم‌های عنکبوت گردباف معمولا دقت مکانی محدودی دارد، آن‌ها برای تشخیص پیام‌های درخشش نور، به‌جای دقت مکانی به دقت زمانی متکی‌اند.»

او گفت: «عنکبوت با تشخیص پیام‌های زیست‌تابی کرم شب‌تاب‌های نر گرفتار، یک روش تخصصی مدیریت شکار را به کار می‌گیرد که حملات مکرر پیچش و گزش را شامل می‌شود.»

پژوهشگران خواستار انجام پژوهش‌های بیشتر در این زمینه شدند تا مشخص شود که آیا سم عنکبوت در دستکاری الگوی نورافشانی کرم شب‌تاب گرفتار نقشی دارد یا خیر.

این پژوهش نشان می‌دهد که برخی حیوانات می‌توانند رفتار طعمه‌های بسیار خاص را دستکاری کنند و تغییر دهند. هنوز نمونه‌های بیشتر چنین مواردی در سایر موجودات در طبیعت کشف نشده است.

https://ca.news.yahoo.com/spider-uses-male-fireflies-glowing-113301449.html

🆔@ScientificDialectics
😱1
چگونه افکارمان می‌توانند معده‌مان را فریب دهند!؟

دکتر کرام یک روانشناس بالینی است که چند سال قبل یک تحقیق جالب انجام داد که به «آزمایش میلک‌شیک» مشهور شد: او شرکت‌کنندگان تحقیق را به دو گروه تقسیم کرد و به هر کدام یک لیوان میلک‌شیک داد.
به گروه اول گفته شده میلک شیک شما کم کالری (تنها ۱۴۰ کالری) و فاقد قند و چربی است. به گروه دوم گفته شد که میلک‌شیک شما پُرکالری (۶۲۰ کالری) و حاوی افزودنی‌های قند و چربی است.
اما نکته پنهان این بود که میلک‌شیک هر دو گروه یکسان و فقط برچسب روی آنها تفاوت داشت! هر دو میلک شیک حاوی ۳۰۰ کالری و در واقع از نظر انرژی در حد متوسط قرار داشت.
پیش از نوشیدن میلک‌شیک و بعد از نوشیدن آن میزان یک هورمون به نام «گرلین» در خون شرکت‌کنندگان اندازه گرفته شد. گرلین از معده ترشح می‌شود و به هورمون گرسنگی مشهور است. وقتی این هورمون ترشح می‌شود به مغز علامت می‌دهد که به دنبال غذا باشیم. این هورمون ضمنا متابولیسم را هم کاهش می‌دهد تا اگر غذا پیدا نکردیم دچار کمبود انرژی نشویم.
نتیجه آزمایش گرلین شرکت‌کنندگان بعد از نوشیدن میلک‌شیک باورکردنی نبود: میزان کاهش این هورمون در آنهایی که «تصور می‌کردند» نسخه پرکالری را خورده‌اند، سه برابر افرادی بود که فکر می‌کردند نسخه کم‌کالری را نوشیده‌اند!
سال‌ها تصور پژوهشگران این بوده که گرلین بر اساس حجم و کالری غذای دریافتی‌مان تنظیم می‌شود. اما این پژوهش به وضوح نشان داده شد که طرز تفکر (Mindset) ما تا چه حد روی آن تاثیرگذار است.
دکتر کرام تحقیقات متعدد دیگری هم در رابطه با تاثیر طرز تفکر روی فیزیولوژی بدن انسان انجام داده و یکی از پیشنهاد‌های کلیدی‌اش این است که اگر هنگام مصرف غذا، از زاویه «کافی بودن» به وعده مصرفی‌مان نگاه کنیم، نتیجه‌اش کاهش اشتها و افزایش متابولیسم‌مان خواهد بود.


دکتر علی‌اصغر هنرمند

Source
-
🆔@ScientificDialectics
7👏2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐فائو: بیش از شش درصد جمعیت ایران سوءتغذیه دارند

تازه‌ترین گزارش فائو، سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که بیش از شش درصد جمعیت ایران با مشکل سوءتغذیه مواجه‌اند

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

بر مبنای این گزارش که با عنوان «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان» جایگاه کشورهای مختلف را از نظر امنیت و ناامنی غذایی بررسی کرده است، ایران در میان ۱۶۷ کشور جهان رتبه ۹۰ را دارد. به این معنی که وضعیت امنیت غذایی دست‌کم در ۸۹ کشور جهان از ایران بهتر است و ۷۷ کشور جهان نیز نسبت به ایران وضعیت وخیم‌تری دارند.

بر اساس این رده‌بندی، ماداگاسکار، بالاترین میزان سوءتغذیه در جهان را دارد؛ به‌ طوری‌ که بیش از ۵۱ درصد مردم این کشور با ناامنی غذایی مواجه‌اند. کمترین میزان سوءتغذیه نیز در کشورهای امارات متحده عربی، اتریش، چین، فرانسه، آلمان و آمریکا گزارش شده است. در این کشورها کمتر از ۲.۵ درصد مردم سوءتغذیه دارند.

سوءتغذیه کودکان را بیشتر از دیگر گروه‌های سنی هدف قرار می‌دهد. گزارش اخیر فائو نیز نشان می‌دهد که در سراسر جهان نزدیک به ۱۵۰ میلیون کودک زیر پنج سال دچار فقر غذایی‌اند و به همین دلیل فرایند رشد آن‌ها مختل شده است.

🆔@ScientificDialectics
😱2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐کشف ردپای فسیلی مشابه در دو سوی اقیانوس؛ دایناسورها از طریق یک «بزرگراه باستانی» در ارتباط بوده‌اند

دیرینه‌شناسان مجموعه‌ای از ردپاهای یکسان را در آفریقا و آمریکای جنوبی کشف کرده‌اند که نشان می‌دهد دایناسورها ۱۲۰ میلیون سال پیش و قبل از جدا شدن دو قاره، از طریق نوعی «بزرگراه» زمینی بین دو خشکی با هم در ارتباط بوده‌اند

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

بیش از ۲۶۰ ردپای دایناسور، که متعلق به دوره کرتاسه پیشین بوده و در برزیل و کامرون پیدا شده‌اند، اکنون بیش از ۶ هزار کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند و در دو طرف مخالف اقیانوس اطلس واقع شده‌اند.

لوئیس جاکوبز، دیرینه‌شناس در دانشگاه متدیست جنوبی در تگزاس و نویسنده اصلی مطالعه، گفت که ردپاها از نظر قدمت، شکل و زمینه زمین‌شناسی مشابه هستند.

وی اضافه کرد: «یکی از متاخرترین و باریک‌ترین نوارهای اتصال زمین‌شناسی بین آفریقا و آمریکای جنوبی، ناحیه شمال شرقی برزیل بوده که در مقابل سواحل کنونی کامرون در امتداد خلیج گینه قرار داشته است. دو قاره در امتداد آن از طریق یک مسیر به هم متصل بوده‌اند، به طوری که حیوانات در دو سمت به طور بالقوه می‌توانستند در سراسر آن حرکت کنند.»

ردپاها در لایه‌ای ماسه‌ای سنگی نازک در دشت سیلابی منطقه بوربورمای برزیل و در گل و لای فسیل‌شده در حوضه کوم کامرون یافت شده‌اند.

دیرینه‌شناسان با محاسبه قد، محدوده سرعت و توده بدنی برای هر نوع رد پا به این نتیجه رسیدند که گونه‌های دایناسورها در دو قاره مشابه بوده‌ و اکثر آن‌ها را دایناسورهای «تروپود» تشکیل می‌دادند که با سه پنجه و استخوان‌های توخالی شناخته می‌شوند.

چند فسیل دیگر به احتمال زیاد توسط «ساروپودها»ی چهارپا با گردن و دم بلند یا «اورنیتیشی‌ها» با ساختار لگنی مشابه پرندگان ایجاد شده‌اند.

در کنار این ردپاها، محققان همچنین حوضه‌های نیمه گرابن (ساختارهای زمین‌شناسی که هنگام جدا شدن پوسته زمین شکل می‌گیرند) را پیدا کرده‌اند.

دیرینه‌شناسان می‌گویند قدمت رسوبات رودخانه و دریاچه در حوضه‌های حاوی گرده فسیلی به احتمالاً ۱۲۰ میلیون سال پیش می‌رسد.

ابر قاره «گندوآنا» که حدود ۱۸۰ میلیون سال در پی فعل و انفعالات زمین‌شناسی از ابرقاره عظیم «پانگه‌آ» جدا شد، شامل چندین خشکی از جمله قاره‌های آمریکای جنوبی، آفریقا، استرالیا و جنوبگان می‌شد.

حدود ۱۴۰ میلیون سال پیش، آفریقا و آمریکای جنوبی شروع به جدا شدن از هم کردند. این جدایی باعث شد شکاف‌هایی در پوسته زمین و در امتداد نقاط گسست ظاهر شود. بعدتر اقیانوس اطلس جنوبی فضای بین دو قاره تازه تشکیل‌شده را پر کرد.

دانشمندان می‌گویند این مسیرها نشان می‌دهند که چگونه حرکت عظیم پوسته زمین، پیش از اینکه ابرقاره‌ها به هفت قاره‌ای که امروز می‌شناسیم تقسیم شوند، شرایط ایده‌آلی را برای دایناسورها ایجاد کرد.

نتایج تحقیقات تازه در نشریه علمی «موزه تاریخ طبیعی و علوم نیومکزیکو» منتشر شده است.

🆔@ScientificDialectics
👍3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐خطرات پودرهای موبر ؛ مراقب آرسنیک واجبی‌ها باشید

مهمترین نکته‌ای که ممکن است خیلی افراد از آن بی‌خبر باشند وجود ارسنیک در پودرهای موبر بی نام و نشانی است که در ایران به اسم واجبی و در طب سنتی با نام نوره شناخته می‌شوند. این پودرها حاوی ترکیب آهک و زرنیخ هستند که زرنیخ چیزی نیست جز سولفید ارسنیک که از نوع معدنی و خطرناک است

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

این پودرهای موبر بی‌نام و نشان که بیشتر توسط افراد سودجو در مراکز نامعتبر عرضه می‌شوند، اغلب به شکل غیراستاندارد و غیرمجاز در ایران، هند و آسیای شرقی تولید و نه تنها از طریق استنشاق بلکه تماس پوستی می‌توانند سبب بروز بیماری‌های سرطان‌زای ریه و پوست شوند. البته انواع داروخانه ای و مجوزدار این پودرها حاوی ارسنیک نبوده و باید طبق دستورالعمل مصرفی استفاده شوند. بد نیست بدانید مرگ موش نیز حاوی اکسید خطرناک ارسنیک است و در هنگام تله‌گذاری باید نهایت دقت انجام شود.

ارسنیک یک فلز سنگین و سمی و خطرناک است. این ترکیب به طور طبیعی در آب، هوا، خاک و حتی در گیاهان و حیوانات به واسطه آلودگی وجود دارد و ما می‌توانیم به شکل‌های مختلفی در معرض خطرات این فلز قرار گیریم. اصولا ارسنیک دو نوع معدنی و غیرمعدنی دارد که نوع معدنی آن بسیار خطرناک و سرطان‌زا و در واجبی ها بکار می رود اما نوع غیرمعدنی، خطرات کمتری نسبت به نوع معدنی آن دارد. خطر ناشی از ارسنیک به حدی زیاد و تهدیدکننده است که از طرف انجمن سرطان آمریکا به وضوح به نقش این فلز سنگین در بروز سرطان ریه، مثانه، پوست، کلیه، کبد و پروستات اشاره شده است. بر این اساس انواع پودرهای موبر را از مراکز معتبر و داروخانه ها که مندرج به نام محصول، ادرس کارخانه و دارای گواهی وزارت بهداشت است خریداری کنید.

✍️ دکتر نسرین مویدنیا
متخصص علوم و صنایع غذایی

🆔@ScientificDialectics
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐آیا ورزش در آخر هفته می‌تواند جبران بی‌تحرکی طول هفته را بکند یا باید از ورزش به این سبک ناامید شویم؟

در دوران بزرگسالی، زمان آزاد به یک منبع کمیاب تبدیل می‌شود

سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴

می‌توان یک تقسیم ساده کرد و ۱۵۰ دقیقه ورزش حداقلی هفتگی را به روزهای هفته تقسیم کرد و به این نتیجه رسید که کنار گذاشتن این دقایق محدود که کاری ندارد. اما در مقام عمل وقتی دو کار داشته باشید دیگر توان ذهنی و انگیزه همین دقایق را هم پیدا نمی‌کنید.

از سوی دیگر فواید ورزش برای سلامتی، از جمله کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن مانند بیماری قلبی و زوال عقل، انکارناپذیر هستند.

پس آیا به ورزش آخر هفته دل ببندیم یا خیر؟

یک مطالعه جدید که در مجله «نیچر ایجینگ» (Nature Aging) منتشر شده، خبر خوبی برای افرادی دارد که برای گنجاندن ورزش منظم در برنامه‌ هفتگی مشکل دارند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که این به اصطلاح «جنگجویان آخر هفته» که بیشتر ورزش‌های خود را در روزهای آخر هفته انجام می‌دهند، می‌توانند همان مزایای سلامتی برای مغز و روان را به‌دست آورند که افرادی که در طول هفته به‌طور منظم ورزش می‌کنند.

جزئیات تحقیق: تیم تحقیقاتی از چین داده‌های بیش از ۷۵ هزار نفر از بانک زیستی بریتانیا (UK Biobank) را تحلیل کردند. این یک مطالعه بزرگ کوهورت است که به بررسی سلامت حدود نیم میلیون نفر در بریتانیا می‌پردازد.

شرکت‌کنندگان در این تحقیق از دستگاه‌های ردیاب فعالیت‌های بدنی استفاده کرده بودند. میانگین سنی شرکت‌کنندگان در این مطالعه ۶۲ سال بود.

شرکت‌کنندگان اطلاعاتی از دستگاه‌های پوشیدنی ردیاب فعالیت‌های بدنی مچی خود برای ردیابی الگوهای فعالیت بدنی‌شان در مدت هفت روز ارائه دادند. سپس آن‌ها به سه گروه تقسیم شدند:

گروه غیرفعال: افرادی که حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی متوسط تا شدید در هفته را نداشتند.

گروه فعال منظم: افرادی که به‌طور منظم و در طول هفته فعالیت می‌کردند و به این استاندارد رسیدند.

«جنگجویان آخر هفته»: افرادی که بیش از ۵۰٪ فعالیت بدنی خود را در یک یا دو روز از هفته جمع‌آوری می‌کردند (این روزها لزوماً شنبه و یکشنبه نبودند، بلکه هر یک یا دو روز از هفته می‌توانستند باشند).

محققان شرکت‌کنندگان را برای مدت میانگین ۸.۴ سال پیگیری کردند. آن‌ها از سوابق پزشکان عمومی، داده‌های بستری شدن در بیمارستان و سوابق مرگ و میر برای بررسی بروز بیماری‌های عصبی (زوال عقل، سکته مغزی و بیماری پارکینسون) و همچنین اختلالات روانی (از جمله افسردگی و اضطراب) استفاده کردند.

محققان عوامل مخدوش‌کنند چون سن، جنسیت، وضعیت سیگار کشیدن، مصرف الکل، رژیم غذایی و سابقه بیماری‌هایی مانند دیابت، فشار خون بالا و سرطان را که می‌توانستند این نتایج را تحت تأثیر قرار دهند، در نظر گرفتند.

مزایای ورزش آخر هفته:

در میان حدود ۷۵۵۰۰ شرکت‌کننده، حدود ۲۴۳۰۰ نفر به عنوان غیرفعال، ۲۱۲۰۰ نفر به عنوان فعال منظم و ۳۰۰۰۰ نفر به عنوان «جنگجویان آخر هفته» طبقه‌بندی شدند. نتایج نشان داد که در مقایسه با بزرگسالان غیرفعال، «جنگجویان آخر هفته» ۲۶٪ کمتر در معرض خطر ابتلا به زوال عقل، ۲۱٪ کمتر در معرض خطر سکته مغزی و ۴۵٪ کمتر در معرض خطر بیماری پارکینسون بودند.

خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب نیز به ترتیب ۴۰٪ و ۳۷٪ کمتر از گروه غیرفعال بود. همه این آمارها در گروه «جنگجویان آخر هفته» با نتایج کسانی که به طور منظم فعال بودند، قابل مقایسه بود.

ارتباط محافظتی در برابر افسردگی و اضطراب در تمامی گروه‌های سنی، چه کمتر و چه بیشتر از ۶۵ سال، یکسان بود. اما کاهش خطر زوال عقل، سکته مغزی و بیماری پارکینسون به‌ویژه در افراد بالای ۶۵ سال برجسته‌تر بود. این یافته نشان‌دهنده مزایای قابل فعالیت بدنی برای بزرگسالان مسن‌تر قابل توجه‌تر است.

این نتایج با مجموعه‌ای از تحقیقات رو به رشد همخوانی دارد که نشان می‌دهد چه از طریق فعالیت‌های کوتاه‌مدت روزانه مانند بالا رفتن از پله‌ها یا انجام کارهای خانه، چه پیاده‌روی در پارک و چه جلسات طولانی‌تر مانند دویدن یا تمرینات در باشگاه، مزایای سلامتی برای همه قابل دسترسی است.

✍️ دکتر علیرضا مجیدی

https://theconversation.com/being-a-weekend-warrior-could-be-as-good-for-brain-health-as-exercising-throughout-the-week-new-study-shows-237212

🆔@ScientificDialectics
👍3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
#گزارش_ویژه

🌐 تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران با کسب ۵ مدال طلا، قهرمان جهان شد.

نمایندگان ایران در هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که در برزیل برگزار شد، هریک موفق به کسب مدال طلا شدند تا ایران با این نتیجه درخشان در جایگاه اول بایستد.

حنانه خرم‌دشتی، آروین رسول‌زاده، محمدمهدی کشاورزی، آریا فاتح‌کرداری و علی نادری لردجانی اعضای تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران در این رقابت‌ها بودند.

هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک به میزبانی سازمان IOAA از ۲۷ مرداد تا ۶ شهریور در برزیل برگزار شد و بیش از ۲۵۰ دانش‌آموز از ۵۷ کشور جهان در این مسابقات شرکت کردند.

🆔@ScientificDialectics
👏9
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐دانشمندان با بررسی نحوه فعالیت مغز شش نوع متفاوت عشق را شناسایی کردند

دانشمندان دریافتند که عشق به فرزند شدیدترین فعالیت مغزی را ایجاد می‌کند، و با اختلاف اندکی پس از آن عشق رمانتیک قرار دارد

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

اسکن‌های گسترده جدید نشان داده است که دست‌کم شش نوع متفاوت از عشق وجود دارد که بخش‌های مختلفی از مغز را فعال می‌کند.

واژه «عشق» برای توصیف طیفی از شرایط از عشق‌ورزی جنسی گرفته تا عشق والدین یا حیوانات خانگی، یا حتی عشق به طبیعت استفاده می‌شود.

اکنون پژوهش جدیدی که روز دوشنبه در نشریه «سربرال کورتکس» (قشر مغز- Cerebral Cortex) منتشر شد، نشان داده است همین واژه بسته به نوع تجربه انسانی، بخش‌های متفاوتی از مغز را فعال می‌کند.

دانشمندان چند سناریو ساده را به ۵۵ والد ارائه دادند، که همه آن‌ها خود را در رابطه‌ای عاشقانه توصیف کرده بودند.

پژوهشگران از اسکن‌های مغزی ام‌آر‌آی برای اندازه‌گیری میزان فعالیت مغزی شرکت‌کنندگان استفاده کردند که در حال تعمق روی داستان‌های مرتبط با شش نوع متفاوت عشق از جمله عشق به شریک عاطفی، دوستان، غریبه‌‌ها، حیوانات خانگی و طبیعت بودند.

به‌عنوان مثال، یکی از محرک‌هایی که به شرکت‌کنندگان ارائه شد با یادآوری اولین باری که نوزادشان را دیدند مرتبط بود.
در یکی از سناریوهایی که پژوهشگران ارائه کردند، آمده بود: «شما برای اولین بار فرزند تازه‌متولدشده‌تان را می‌بینید. نوزاد لطیف، سالم و گرم است‌ــ بزرگ‌ترین شگفتی زندگی‌تان. عشق به این کوچولو را احساس می‌کنید.»

در این پژوهش، چنین فعال‌سازی‌هایی در واکنش به احساس عشق با داستان‌های خنثی که در آن‌ها اتفاق چندانی رخ نداده بود مقایسه شد.

دانشمندان دریافتند که عشق به فرزند شدیدترین فعالیت مغزی را ایجاد می‌کند، و با اختلاف اندکی پس از آن عشق رمانتیک قرار دارد.

پارتیلی رینه، یکی از نویسندگان این پژوهش از دانشگاه آلتو، گفت: «در عشق والدین، فعال‌سازی عمیق و در سیستم پاداش مغز مشاهده شد.» و در ادامه افزود چنین فعالیت مغزی شدیدی «برای هیچ نوع عشق دیگری دیده نشد».

در کمال تعجب، به نظر می‌رسید انواع عشق میان افراد، فارغ از میزان نزدیکی رابطه، یک بخش مغز را فعال می‌کند اما تنها تفاوت در شدت فعال‌سازی مغز است.

یافته‌های این پژوهش نشان داد عشق دلسوزانه به غریبه‌ها پاداش‌دهندگی کمتری دارد و نسبت به عشق در روابط نزدیک فعالیت مغزی کمتری ایجاد می‌کند.

عشق به طبیعت سیستم پاداش‌ و بخش‌های بصری مغز را فعال کرد، اما بر بخش‌های اجتماعی مغز تاثیری نداشت.
عشق چیست؟ و آیا شناخت علمی‌تر به ما کمک می‌کند تا راه‌های بهتری برای برخورد با مشکلات روابط یا چالش‌های سلامت روان بیابیم؟

ببین چطور عشق مغز ما را «به کار می‌اندازد»

این یافته‌ها حاکی از آن است که فعالیت مغزی در پاسخ به احساس عشق نه تنها تحت تاثیر میزان نزدیکی و صمیمیت با موضوع عشق قرار می‌گیرد، بلکه بستگی به این دارد که به انسان، گونه‌ای دیگر، یا طبیعت باشد.

وقتی از صاحبان حیوانات خانگی خواسته شد به وقت‌گذرانی با همدم‌های پشمالویشان فکر کنند، به نظر می‌رسید بخش‌های مغزی مرتبط با احساس اجتماعی بودن در آن‌ها بیش از افرادی فعال شد که به طبیعت فکر کردند.

دکتر رینه گفت: «تصویری که ما اکنون از فعالیت مغزی مرتبط با انواع متفاوت عشق فراهم کرده‌ایم جامع‌تر از پژوهش‌های پیشین است.»

✍️ ویشوام سانکاران

https://www.independent.co.uk/news/science/love-feeling-brain-areas-activation-b2601854.html

🆔@ScientificDialectics
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐سویه جدید آبله میمون با چنان سرعتی تکامل می‌یابد که دانشمندان آفریقایی برای پاسخ به آن درمانده‌اند

دانشمندانی که بر روی سویه جدید آبله میمون مطالعه می‌کنند گزارش دادند که ویروسی که از جمهوری دموکراتیک کنگو به سایر مناطق جهان در حال گسترش است، سریعتر از حد انتظار در حال تغییر و تکامل است و متاسفانه در مناطقی شیوع پیدا کرده که کارشناسان فاقد بودجه و تجهیزات لازم برای ردیابی صحیح این تغییرات هستند

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

دانشمندانی از آفریقا، اروپا و ایالات متحده به خبرگزاری رویترز اعلام کردند که این بدان معناست که ناشناخته‌های زیادی در مورد خود ویروس، شدت آن و نحوه انتقال آن وجود دارد که واکنش به آن را پیچیده‌تر می‌کند.

البته بیماری «ام‌پاکس – Mpox» که پیش‌تر تحت عنوان بیماری «آبله میمون» شناخته می‌شد، قبلا هم از سال ۱۹۷۰ میلادی به عنوان یک مشکل بهداشت عمومی در بخش‌هایی از آفریقا مطرح بوده است؛ اما تا زمانی که در سال ۲۰۲۲ در سطح بین‌المللی شیوع پیدا نکرده بود، مورد توجه جهانی قرار نگرفته بود.

شیوع آن در سال ۲۰۲۲، سازمان بهداشت جهانی را بر آن داشت تا وضعیت اضطراری بهداشت جهانی اعلام کند که ۱۰ ماه به طول انجامید.

اما در پی اعلام مجدد وضعیت اضطراری توسط سازمان جهانی بهداشت، گونه جدید این ویروس از «تبارشاخه ۱ ‌ب - clade Ib»، دوباره به سرخط خبرهای جهان تبدیل شد.

سویه جدید ره ۵ ساله سلف خود را ۱ ساله پیمود

این سویه یک نسخه جهش‌یافته از «تبارشاخه ۱» است. تبارشاخه ۱ نیز شکلی از اِم‌پاکس است که از طریق تماس با حیوانات آلوده شیوع پیدا می‌کند و دهه‌ها سال بود که در کنگو رایج بوده است. اِم‌پاکس معمولاً علائمی شبیه آنفولانزا دارد و ضایعات چرکی ایجاد می‌کند و در مواردی می‌تواند کشنده باشد.

بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، کنگو در سال جاری میلادی بیش از ۱۸ هزار مورد مشکوک ابتلا به تبارشاخه‌های «۱» و «۱ ب» داشته که ۶۱۵ مورد از آن‌ها به مرگ فرد مبتلا منجر شده است.

در یک ماه گذشته نیز ۲۲۲ مورد تایید شده از تبارشاخه «۱ ب» در چهار کشور آفریقایی، به علاوه یک مورد در سوئد و یک مورد در تایلند در افرادی با سابقه سفر به آفریقا وجود داشته است.

دکتر دیمی اوگوینا، کارشناس بیماری‌های عفونی و رئیس کمیته اضطراری اِم‌پاکس سازمان جهانی بهداشت، ابراز نگرانی کرد که دانشمندان آفریقایی به دلیل درک محدودی که از شیوع مداوم این بیماری دارند «کوکورانه عمل می‌کنند.».

 اوگوینا همچنین خاطرنشان کرد که در حالی که تکامل تبارشاخه «۲ ب» و رسیدن آن به مرحله شیوع جهانی در سال ۲۰۲۲ پنج سال یا حتی بیشتر از آن طول کشید، اما تبارشاخه «۱ ب» جدید در کمتر از یک سال به گسترش مشابه انسانی دست یافت و نگرانی‌ها را در مورد جهش‌های سریع و سویه‌های در حال ظهور افزایش داد.

چه شد که به سویه قابل انتقال از انسان به انسان رسیدیم؟

اِم‌پاکس یک ارتوپاکس‌ویروس از سرده ویروس‌هایی است که باعث ایجاد آبله می‌شود. اجرای جمعیت‌شمول واکسیناسیون آبله که توسط یک کارزار جهانی ۵۰ سال پیش ارائه شد، با گذشت زمان کاهش یافت. چرا که همزمان با ریشه‌کن شدن این بیماری، واکسیناسیون آبله نیز متوقف شد.

توالی ژنتیکی عفونت‌های تبارشاخه «۱ ب» که سازمان جهانی بهداشت تخمین می‌زند که در اواسط ماه سپتامبر ۲۰۲۳ ظاهر شده باشد، نشان می‌دهد که آنها حامل جهشی به نام APOBEC3 هستند که نشان می‌دهد ویروس در حال سازگارشدن با انسان است.

ویروسی که باعث بیماری اِم‌پاکس می‌شود معمولاً نسبتاً پایدار بوده و به کندی جهش می‌یابد، اما جهش‌های مبتنی بر APOBEC می‌توانند تکامل ویروسی را تسریع کنند. تمام موارد انتقال انسان به انسان دارای این جهش APOBEC هستند، به این معنی که کمی سریعتر از انتظار جهش می‌یابد.
 
در گذشته، اِم‌پاکس عمدتاً از طریق تماس انسان با حیوانات آلوده منتقل می‌شد. البته این روش انتقال کماکان در کشور کنگو منجر به افزایش موارد تبارشاخه «۱» (یا ۱ آ) می‌شود که احتمالاً به دلیل عواملی مانند جنگل‌زدایی و افزایش مصرف گوشت شکار است.

در عوض، دکتر سلیم عبدالکریم، اپیدمیولوژیست آفریقای جنوبی می‌گوید که نسخه‌های جهش‌یافته از تبارشاخه‌های «۱ ب» و «۲ ب» اکنون به گونه‌ای هستند که اساساً می‌توان آن‌ها را یک بیماری مقاربتی در نظر گرفت. بیشتر موارد جهش یافته تبارشاخه‌ «۱ ب» در میان بزرگسالان یافت می‌شود که در ابتدا به دلیل شیوع در بین کارگران زن در استان کیوو جنوبی در کنگو ایجاد شد.

https://www.reuters.com/business/healthcare-pharmaceuticals/new-mpox-strain-is-changing-fast-african-scientists-are-working-blindly-respond-2024-08-27/

🆔@ScientificDialectics
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐دورنمای متفاوت دنیای جدید
     دانشمند است و انسان نیست

دانشمند تولید شده با هوش مصنوعی، درواقع یک سیستم هوش مصنوعی است که طبق ادعاهای مطرح‌شده، می‌تواند اکتشافات علمی درزمینهٔ یادگیری ماشینی را به روشی کاملاً اتوماتیک انجام دهد.

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

اکتشافات علمی یکی از پیچیده‌ترین فعالیت‌های بشری به شمار می‌رود. در ابتدا دانشمندان باید با درک دانش موجود، شکاف‌ها را شناسایی کنند. آن‌ها در مرحله بعد، باید یک سؤال تحقیقاتی را فرموله کرده و آزمایش‌هایی را برای دستیابی به پاسخ طراحی کرده و وارد عمل شوند.

در مرحله بعد، نتایج آزمایش مورد تجزیه‌وتحلیل و تفسیر قرار خواهد گرفت که در این فرآیند ممکن است سؤالات تحقیقاتی دیگری نیز ایجاد شود.

دراین‌بین این سؤال مطرح‌شده که آیا می‌توان بخشی از این فرآیند را به‌صورت خودکار و اتوماتیک انجام داد؟ اخیراً Sakana AI Labs از ایجاد یک "دانشمند هوش مصنوعی" خبر داده که درواقع یک سیستم هوش مصنوعی است که طبق ادعاهای مطرح‌شده، می‌تواند اکتشافات علمی درزمینهٔ یادگیری ماشینی را به روشی کاملاً اتوماتیک انجام دهد.

این سیستم با استفاده از مدل‌های زبان بزرگ (LLM) ، مثل مدل‌های مورداستفاده در ChatGPT  و دیگر چت ربات‌های هوش‌مصنوعی، می‌تواند با ایجاد طوفان فکری، ایده امیدوارکننده‌ای را انتخاب کرده و با کد نویسی الگوریتم‌های جدید، نتایج را ترسیم کند و درنهایت مقاله‌اش را بنویسد و آزمایش و یافته‌های آن را به همراه منابع تکمیل کند.

ساکانا مدعی است که این ابزار هوش‌مصنوعی می‌تواند چرخه کامل یک آزمایش علمی را با هزینه تنها ۱۵ دلار آمریکا برای هر مقاله انجام دهد که هزینه‌ای کمتر از هزینه یک وعده ناهار یک دانشمند است!

البته این‌ها فعلاً در حد چند ادعای بزرگ هستند و باید ببینیم که آیا محقق خواهند شد و حتی اگر چنین کاری عملی شود، آیا در اختیار داشتن لشکری از دانشمندان هوش‌مصنوعی که با سرعتی غیرانسانی، مقالات تحقیقاتی را تولید می‌کنند، اتفاق خوبی برای علم خواهد بود؟

بسیاری از علوم در فضای باز انجام می‌شود و تقریباً تمام دانش علمی درجایی نوشته می‌شود؛ چراکه در غیر این صورت راهی برای دانستن و دسترسی به آن‌ها نخواهیم داشت. میلیون‌ها مقاله علمی به‌صورت رایگان و آنلاین در مخازنی مثل arXiv و PubMed در دسترس هستند.

مدل‌های زبان بزرگ (LLM) که با این داده‌ها آموزش‌دیده‌اند، زبان علم و الگوهای آن را می‌آموزند و بنابراین تعجب‌آور نیست که یک LLM مولد بتواند چیزی شبیه یک مقاله علمی خوب را تولید کند؛ اما آنچه مشخص نیست، این است که آیا یک سیستم هوش‌مصنوعی می‌تواند مقاله علمی جالب‌توجهی تولید کند یا خیر.

دانشمندان با به‌کارگیری این شیوه، به دنبال شنیدن چیزهایی که قبلاً شناخته‌شده‌اند، نیستند؛ بلکه می‌خواهند چیزهای جدید و متفاوتی یاد بگیرند که این مستلزم قضاوت درباره دامنه و ارزش یک مشارکت است.

سیستم ساکانا سعی می‌کند به دو طریق وارد عمل شود؛ در ابتدا ایده‌های مقالات برای مقایسه شباهت‌شان به تحقیقات موجود را بررسی می‌کند و ایده‌هایی که بیش‌ازحد شبیه باشند، کنار گذاشته می‌شوند.

شیوه دوم این است که سیستم Sakana با استفاده از یک LLM دیگر، در مورد کیفیت و تازگی مقاله تولیدشده مشورت و قضاوت می‌کند.

لازم به ذکر است که بازخورد درباره خروجی‌های هوش مصنوعی Sakana متفاوت است. برخی آن را تلاشی بیهوده می‌دانند و حتی بررسی خود سیستم از خروجی‌های آن‌هم در بهترین حالت، این مقالات را ضعیف ارزیابی می‌کند.

هرچند که انتظار می‌رود که با پیشرفت فناوری، این مسئله بهبود بیابد، اما سؤالی که مطرح است این است که آیا این مقالات علمی که به‌صورت خودکار تهیه می‌شوند، ارزشمند هستند یا خیر.

در حال حاضر دنیای علم درگیر بازی‌های بدی شده و این مشکل زمانی بدتر می‌شود که بتوان یک مقاله علمی را با پرداخت تنها ۱۵ دلار و ارائه یک درخواست اولیه مبهم، تولید کرد.

نیاز به بررسی خطاها در کوهی از تحقیقات تولیدشده خودکار، می‌تواند بر توانایی دانشمندان واقعی غلبه کند. البته در اختیار داشتن حجمی از تحقیقات بیشتر با کیفیت مشکوک، نه‌تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه آن‌ها را بیشتر هم خواهد کرد.

علم اصولاً بر پایه اعتماد استوار است و دانشمندان بر یکپارچگی فرآیند علمی تأکید ‌دارند تا بدین ترتیب بتوانیم اطمینان حاصل کنیم که درک ما از جهان و دنیای ماشینی، معتبر و رو به بهبود است.

حالا یک اکوسیستم علمی که در آن سیستم‌های هوش مصنوعی بازیگران کلیدی هستند، باعث ایجاد سؤالاتی اساسی در مورد معنا و ارزش این فرآیند خواهد شد و این سؤال مطرح می‌شود که تا چه سطحی می‌توان به دانشمندان هوش مصنوعی اعتماد کرد. آیا این همان اکوسیستم علمی است که ما می‌خواهیم؟

✍️ غزال زیاری
sciencealert

🆔@ScientificDialectics
👍21
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐 راز طول عمر ۱۰۰ ساله‌ها

محققی با بررسی افراد بالای ۱۰۰سال، به دو ماده غذایی مهم رسید که نقش مهمی در افزایش طول عمر دارند

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

«دن بوتنر» -Dan Buettner- ده‌ها سال است که روی ۱۰۰ساله‌های مناطق آبی جهان مطالعه می‌کند تا به اسرار طول عمر آنها پی ببرد. مناطق آبی جهان، به مناطقی، مانند اوکیناوا (ژاپن)، استان نیورو (ایتالیا)، شبه‌جزیره نیکویا (کاستاریکا) و ایکاریا (یونان) گفته می‌شود که افراد در آنجا دارای طول عمر ۸۰ سال به بالا هستند و معمولا بیشترین ۱۰۰ ساله‌ها را دارند.  

دن بوتنر به دو ماده غذایی ساده که در همه جای دنیا پیدا می‌شود، یعنی لوبیای سیاه و گردو، رسید. به‌گفته این محقق، مصرف روزانه یک قوطی لوبیای سیاه و یک مشت گردو در روز می‌تواند طول عمر فرد را افزایش دهد.

لوبیا و گردو، هر دو حاوی مقدار زیادی فیبر هستند که از التهاب روده کاسته و جلوی ابتلای فرد به بیماری‌های مهلک همچون سرطان‌ها می‌گیرد.

درضمن این دو ماده غذایی سرشار از پروتئین‌اند و جلوی پرخوری افراد و ابتلا به چاقی را می‌گیرند. چاقی موجب بیماری‌های دیابت و ناراحتی‌های قلبی که معمولا از عمر انسان کوتاه می‌کنند می‌شوند.

گردو، منبعی عالی از اسید لینولئیک و اسیدهای چرب امگا۳ است که این اسیدها از خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی می‌کاهند. سایر آجیل‌ها این اسیدها را به‌اندازه کافی ندارند.

از طرفی با بررسی ۱۰۰ساله‌های ژاپن، سوئد و یونان مشخص شده که این افراد بیش از دیگران لوبیا می‌خورند و تحقیقات نشان داده هرچه فردی لوبیا را بیشتر در رژیم غذایی خود گنجانده، بیش از دیگران عمر کرده است. درواقع مصرف هر ۲۰گرم لوبیا در روز، ۷درصد از خطر مرگ‌ومیر می‌کاهد.

در برخی مناطق مانند نیکویای کاستاریکا، که در آنجا ۹۰ ساله‌های متعددی دارد، مصرف لوبیای سیاه چشمگیر است.

درضمن بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که بیش از ۵ بار در هفته گردو مصرف می‌کنند، حداقل ۱٫۳ سال به عمرشان اضافه می‌شود.  

محققان دیگر در بررسی‌های جدید خود روی ۱۰۰‌ساله‌ها دریافتند، افرادی که روزانه، در کمتر از ۴ دقیقه، یک‌ونیم کیلومتر می‌دوند، ۵ سال به عمرشان اضافه می‌شود.

بنابراین اگر می‌خواهید مانند افراد مناطق آبی طول عمر بالایی داشته باشید به رژیم غذایی و تحرک‌تان بیشتر توجه کنید.

✍️ نادیا زکالوند

https://www.dailymail.co.uk/health/article-13404523/longevity-researcher-grocery-store-supplements-healthy-aging.html

🆔@ScientificDialectics
2🔥2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐اروپاییان از قرن هفدهم کوکائین مصرف می‌کردند

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

هرچند سابقه مصرف درمانی و تفریحی برگ کوکا در بین بومیان مناطق غربی آمریکای جنوبی به هزاران سال پیش می‌رسد، تصور قبلی بر این بود که اروپاییان تا قرن نوزدهم میلادی با کوکائین آشنا نبودند.

اما نتیجه تحقیقات منتشر شده در مجله علوم باستان‌شناسی حاکی از آن است که در دو جمجمه مومیایی شده متعلق به قرن هفدهم آثاری از مواد مرتبط با برگ کوکا کشف شده است.

این کشف نشان می‌دهد که این ساکنان اواخر عصر رنسانس پیش از مرگ برگ کوکا را جویده‌اند یا نوعی چای همراه با برگ کوکا نوشیده‌اند. در مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۳ نیز آزمایش مصرف تریاک دو جمجمه مومیایی شده در اواخر دوره رنسانس مثبت شد. در این آزمایش موارد مرتبط با دانه‌های خشخاش شناسایی شد.

https://phys.org/news/2024-08-evidence-europeans-cocaine-17th-century.html

🆔@ScientificDialectics
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐«نوک زبونمه اما یادم نمیاد»، چه کنم؟

آیا برای شما هم پیش آمده است که کلمه‌ای را فراموش کنید و با اینکه نوک زبانتان است اما هرچه فکر می‌کنید آن را به خاطر نیاورید؟ نگران نباشید این پدیده «واژه‌ فراموشی» نام دارد و ممکن است برای همه ما اتفاق افتد

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

پروفسور لیز آبرامز استاد زبان‌شناسی و علوم شناختی کالج پومونا در سال ۲۰۱۷ به نیویورک تایم گفت، «هیچ‌کس در هیچ فرهنگ، زبان یا گروه سنی‌ای نیست که این حالت را تجربه نکرده باشد.» حتی این پدیده در میان افراد ناشنوا که با زبان اشاره صحبت می‌کنند هم رخ می‌دهد.

اما اصلا چرا این اتفاق می‌افتد؟ آیا می‌توانیم جلوی این اتفاق را بگیریم؟ آیا با بیشتر شدن این اتفاق باید نگران سلامتی خود باشیم؟ 

چرا «واژه‌ فراموشی» رخ می‌دهد؟

با وجود دهه‌ها تحقیق، هنوز دقیقاً مشخص نیست که چه چیزی باعث سندرم «واژه‌ فراموشی» می‌شود. 

نظریه‌های اولیه در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بر این دیدگاه استوار بودند که احتمالا مغز ما ابتدا کلمه‌ای اشتباه، اما از نظر واج‌شناختی مشابه را انتخاب می‌کند، برای مثال «آبان» به جای «آبادان»، یا «مهر» به جای «مهره». .اما تا دهه ۱۹۹۰، شواهد چندانی برای این نظریه پیدا نشد و محققان به دنبال پیدا کردن پاسخی برای این اتفاق رفتند.

برخی محققان برای یافتن پاسخ به نظریه‌های تولید گفتار روی آوردند. هرچند این حوزه مملو از نظرات و ایده‌های مختلف است، اما محققان در یک مورد توافق دارند «استفاده از زبان یک فرآیند فوق‌العاده پیچیده است که در بسیاری از نقاط ممکن است خطاهایی رخ دهد.»

آبرامز با استاد روانشناسی دانشگاه فلوریدا، دانیل دیویس، در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۶ در مورد این سندرم نوشت: «اگرچه نظریه‌ها متفاوت است، اما عموماً موافق هستند که سخنرانان باید چندین مرحله پردازش را قبل از شروع بیان یک کلمه و نتیجه آن تولید گفتار موفق انجام دهند.»

آبرامز به همراه دانیل دیویس، استاد روان‌شناسی دانشگاه فلوریدا، در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۶ درباره‌ی این سندرم منتشر کردند، نوشتند: «اگرچه نظریه‌ها متفاوت‌اند، اما به طور کلی همه آنها روی این موضوع که گویندگان باید چندین مرحله از پردازش را قبل از آغاز بیان یک کلمه و موفقیت در تولید گفتار تکمیل کنند، توافق دارند.»

آن‌ها توضیح دادند: «به طور خاص، گوینده ابتدا مفهوم اصلی که باید بیان شود را انتخاب می‌کند، سپس به فرآیند انتخاب واژگانی پرداخته و یک کلمه‌ی انتزاعی که بهترین بازتاب‌دهنده‌ی معنی مفهوم است و ویژگی‌های نحوی مناسب، مانند دستوری را مشخص می‌کند. پس از انتخاب، کلمه انتزاعی وارد مرحله‌ی رمزگذاری آوایی می‌شود به طوری که کلمه بتواند بیان شود.»

براساس این توضیحات «واژه‌ فراموشی» زمانی رخ می‌دهد که بخش اول فرآیند یعنی انتخاب کلمه انتزاعی مناسب به طور موفقیت‌آمیز کامل شده اما بخش آخر، که در آن کلمه به صدا تبدیل می‌شود، به پایان نرسیده است.

به گفته این محققان، شواهد غیر مستقیم جالبی برای این ایده وجود دارد «این امر کمک می‌کند تا توضیح دهیم چرا گاهی می‌توانیم حس کلی یک کلمه یا جزئیاتی مانند حرف اول کلمه را به یاد بیاوریم، با اینکه خود کلمه را فراموش کرده‌ایم. طبق این نظریه، این نتیجه‌ی ناقص بودن فرآیند رمزگذاری آوایی است.»

با این حال بر اساس تحقیقات جدیدتر، حتی این احساس نزدیک بودن به کلمه، و اینکه کلمه نوک زبانمان است،‌ شاید یک توهم باشد.

آن کلری، استاد روان‌شناسی شناختی در دانشگاه ایالتی کلرادو، در مقاله‌ای در سال ۲۰۲۳ برای مجله «Psychology Today» نوشت: «مطالعه‌ی ما الگوهای متعددی را نشان داد که به طور جمعی اعتبار دانسته‌های رایج درباره‌ی رابطه بین حالت [نوک زبان بودن] و دسترسی ناقص به کلمه‌ی مورد نظر را زیر سوال می‌برد.»

به عنوان مثال، او توضیح داد، نه تنها افراد بیشتر احتمال دارد که یک جای خالی کامل بکشند تا اینکه ویژگی های جزئی یک کلمه را به خاطر بیاورند، بلکه حتی زمانی که آن ویژگی های جزئی پیدا می شود، "بیشتر اشتباه می کردند تا اینکه درست می گفتند."

برای مثال، او توضیح داد که مردم در بیشتر موارد کلمه را به یادشان نمی‌آید و حتی زمانی که سعی می‌کنند حروف یا ویژگی‌های دیگر کلمه را به یاد بیاورند «اغلب اشتباه می‌کنند». 

کلری گفت: «افراد هنگامی که فکر می‌کردند کلمه نوک زبانشان است، تمایل داشتند که احساس کنند ویژگی‌ای مانند حرف اول را می‌دانند، حتی زمانی که واقعاً نمی‌دانستند.» او افزود: «به عبارت دیگر، آنها احساس می‌کردند که حرف اول کلمه‌ی مورد نظر را می‌دانند حتی اگر نتوانند به درستی آن را به یاد بیاورند. این موضوع اشاره به این این دارد که احتمالا بسیاری از تجربه ذهنی ما درخصوص به یاد داشتن جزئی از کلمه ممکن است توهم باشد.»
آیا می‌توان جلوی «واژه فراموشی» را گرفت؟

هرچند هنوز علت این سندرم مشخص نیست اما الگوهای مشخصی وجود دارد که نشان می‌دهد کدام کلمات بیشتر باعث بروز چنین حالتی می‌شوند و در نتیجه، تکنیک‌های مشخصی وجود دارد که می‌تواند به مقابله با این پدیده کمک کند.

آبرامز در سال ۲۰۱۷ توضیح داد که دو نوع از کلمات هستند که بیشتر در نوک زبانمان گیر می‌کنند، اسم‌های خاص و کلماتی که کمتر از آنها استفاده می‌کنیم. 

بنابراین، تا زمانی که کلمات مربوط به اشیاء روزمره را به‌طور مکرر فراموش نمی‌کنید، نباید خیلی نگران تجربه‌ی حالت‌های گاه‌به‌گاه «واژه فراموشی» باشید. هرچند این حالت‌ها با افزایش سن بیشتر می‌شود، اما به‌طور کلی به‌تنهایی نشانه‌ای از چیزی جدی مانند بیماری آلزایمر یا زوال عقل نیست.

آبرامز توضیح داد که اگر نام «مداد» را فراموش کنید، این نشانه خوبی نیست. اما اگر نتوانید کلماتی مانند قسطنطنیه یا ترمودینامیک را به خاطر بیاورید، این کاملاً طبیعی است.

آبرامز سال ۲۰۱۳ در ویدئویی برای انجمن روان‌شناسی آمریکا چند تاکتیک برای کمک به یادآوری کلمات را آموزش داده است. او می‌گوید: «افراد معمولا سعی می‌کنند برای پیدا کردن کلمه، حرفی که با آن شروع می‌شود را به یاد بیاورند. به نظر من این هجای اولیه است که واقعاً می‌‌تواند کلیدی باشد.»

او در ادامه توضیح داد، اگر فکر می‌کنید حرف اول را می‌دانید، سپس سعی کنید واج بعدی را اضافه کنید مثلا اگر حرف اول «ل» است در ادامه فکر کنید که آیا کلمه با «لا»، «لی» «لو» شروع می‌شود. شما ممکن است با این نوع جستجو کردن کلمه مورد نظر خود را بیابید. 

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/quirks-of-memory/202306/a-new-mystery-surrounding-the-tip-of-the-tongue-state?amp

🆔@ScientificDialectics
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی

🌐تنور سرد روابط طولانی مدت؛ چگونه میل جنسی را به زندگی‌مان بازگردانیم؟

بسیاری از زوج‌ها با گذشت زمان حس جذابیت جنسی و یا به عبارتی «رشته شهوانی» بین خود را از دست می‌دهند و این امر رفته رفته می‌تواند به یک رابطه خالی از سکس بینجامد. اگر رابطه طولانی مدت دارید و با چنین مسائلی دست و پنجه نرم می‌کنید، چطور می‌توانید میل جنسی را در زندگی خود دوباره شعله‌ور سازید؟

چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۴

راشل نیدل، روانشناس می‌گوید: « جذابیت جنسی اغلب شامل عناصر فیزیکی و احساسی است که حسی از هیجان، جذابیت و ارتباط بین شرکای جنسی ایجاد می‌کند. این جذابیت می‌تواند به روش‌های مختلفی بسته به افراد مانند چشمک زدن، لمس، تماس چشمی و یا بوسه‌های پرشور تجلی یابد.»

جرقه‌های جنسی خودجوش افسانه است

شاید برایتان شوکه کننده باشد اما جرقه‌های جنسی معمولا خودجوش اتفاق نمی‌افتند. به ویژه اگر زمان زیادی با شریک جنسی‌تان زندگی کرده باشید.

ربکا سوکول، درمانگر جنسی می‌گوید: «در ابتدای روابط، معمولا در حفظ رابطه در سطح جنسی بهتر عمل می‌کنیم، زیرا حوزه‌های هویت مشترک کمتری وجود دارد. هرچه مدت بیشتری از زندگی مشترک یک زوج می‌گذرد، ما همپوشانی هویتی بیشتری را تجربه می‌کنیم. در واقع، ما دیگر تنها عاشق و دوست یکدیگر نیستیم، بلکه از نظر مالی به هم وابسته‌ایم و هم اتاقی هم هستیم و همچنین در بسیاری جنبه‌های دیگر زندگی که آن‌قدرها هم سکسی و جذاب نیستند با هم اشتراک داریم. بسیاری از ما حتی درک نمی‌کنند که ما به این دلیل بخش جنسی خود را نادیده می‌گیریم که به نظر می‌رسد اصلا دیگر وجود ندارد.»

خانم سوکول می‌افزاید که اما این تنها عاملی نیست که می‌تواند مانع از ایجاد «رشته شهوانی» شود بلکه «اضطراب و تشویش، کینه و اختلافات حل نشده، قابل پیش‌بینی بودن طرف مقابل، لحن ناراحت‌کننده، ترس از طرد شدن و کم‌تجربگی و همچنین عواملی مثل شبکه‌های اجتماعی می‌توانند مانع شکل گیری این رشته شوند.»

چگونه میل جنسی را زنده نگه داریم؟
فشار را از روی خود و شریک جنسی‌تان بردارید

تمرکز روی عمل جنسی و یا تعداد دفعات آن می‌تواند به شما و یا شریک جنسی‌تان فشار وارد کند و نتیجه معکوس دهد و اغلب منجر به ایجاد اضطراب، استراس و بی‌میلی شود.

سیگن سیمون، روانشناس می‌گوید:‌ «اغلب به زوج‌ها توصیه می‌کنم به جای تمرکز بر عمل جنسی، روی پرورش حس شهوانی متقابل تمرکز کنند. این می‌تواند به معنای معاشقه، ارسال پیام‌های جنسی، بوسه‌های طولانی یا ماساژ باشد، بدون این که هدف را برقراری رابطه جنسی تعیین کرده باشید. وقتی شرکای جنسی بدون فشار یا انتظار، احساس خواسته شدن می‌کنند، این حس زنده بودن و رمانتیک بودن را در رابطه ایجاد می‌کند که اغلب میل جنسی را شعله‌ور می‌سازد.»

فرض نکنید

مردان در روابط دگرجنس‌گرا، معمولا تمایل بیشتری به تجربه میل جنسی خودجوش دارند و ممکن است بیشتر آغازگر جرقه‌های شهوانی باشند. برای مثال، ممکن است مردی همسرش را هنگام بیرون آمدن از حمام نگاه کند و میل جنسی درونش تحریک شود، در حالی که همسرش ممکن است ببیند که شوهرش از حمام بیرون می‌آید و فکر کند: «بهتر است لباس بپوشد، اگرنه دیر می‌رسیم.»

اما این به این معنا نیست که او شوهرش را جذاب نمی‌داند، یا این که مردان نمی‌خواهند احساس خواسته شدن کنند.

الیزابت پری، روانشناس می‌گوید :«بسیاری از زنان وقتی احساس می‌کنند که از نظر احساسی به شریک‌شان متصل هستند یا در پاسخ به تحریک‌های شهوانی مانند معاشقه، صحبت‌های تحریک‌آمیز، لمس کردن و یا دیگر نشانه‌های جنسی، میل جنسی را تجربه می‌کنند. مردان هم می‌خواهند خواسته شوند. ما در اجتماع آموزش دیده‌ایم که زن موضوع جنسی است و مرد باید میل جنسی را نمایان سازد و تعقیب کند. اما وقتی با زوج‌های دگرجنس‌گرا کار می‌کنم، می‌بینم که زنان اغلب از این که می‌بینند همسرشان چقدر می‌خواهد احساس خواسته شدن، تعقیب شدن و حتی موضوع جنسی بودن را تجربه کند، متعجب می‌شوند.»
👍4🔥1