#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐ماموریت بلندپروازانه فضایی «پولاریس داون»؛ عبور از کمربند مرگبار وانآلن در فضا
انگیزه ایزاکمن برای چنین ماموریتی مشابه همان عزم و انگیزه اسپیساکس ایلان ماسک است: تبدیل انسانها به گونهای چندسیارهای
دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۴
جرد ایزاکمن، سرمایهدار و بنیانگذار شرکت پرداختهای الکترونیکی که پیشتر در قالب برنامه فضایی خصوصی اينسپريشن۴ با هدف جمعآوری کمک برای مبارزه با سرطان کودکان به فضا سفر کرده بود، اینک پس از تجربه موفق در هدایت این سفر، به فکر برنامهای دیگر افتاده است.
به گزارش سیانان، ایزکمن اکنون پس از تجربه قبلی، که در آن چهار فضانورد با پیشینههای مختلف و بیتجربه در پرواز فضایی درون کپسول فضایی کرو دارگون اسپیساکس (SpaceX Crew Dragon) حضور داشتند به فکر بازگشت به فضا افتاده است، اما این بار با چالشی بزرگتر و مخاطرهآمیزتر به نام «پولاریس داون»(Polaris Dawn).
پولاریس داون، نخستین ماموریت از سه ماموریت برنامه پولاریس است که ایزاکمن اعلام کرده است آن را با همکاری اسپیساکس متعلق به ایلان ماسک انجام خواهد داد.
این ماموریت فضایی قرار است مسیری کاملا جدید را در سفرهای فضایی بگشاید. سرنشینان این فضاپیما علاوه بر ایزاکمن، اسکات پوتیت (خلبان سابق نیروی هوایی و دوست نزدیک ایزاکمن)، آنا منون و سارا گیلیس (هر دو مهندس اسپیساکس) خواهند بود و قرار است به مدت پنج روز در کپسول کرو دراگون به جایی بروند که پس از پایان برنامه فضایی آپولو در دهه ۱۹۷۰ هیچ انسانی به آن جا نرفته است.
یکی از ویژگیهای بیهمتای این ماموریت عبور از کمربندهای تابشی وانآلن (Van Allen radiation belt) است که در این ارتفاع از فضا وجود دارد. این ناحیه از فضا ذراتی با انرژی زیاد دارد که از خورشید به زمین میرسند و ممکن است خطرات جدی برای سلامت فضانوردان ایجاد کند. نخستین بار است که فضانوردان در یک ماموریت فضایی تا این ارتفاع پیش خواهند رفت و در معرض تابشهای خطرناک قرار خواهند گرفت.
یکی دیگر از جنبههای بیسابقه ماموریت فضایی پولاریسدان، راهپیمایی فضایی این فضانوردان است. در این ماموریت، ایزاکمن و گیلیس از کپسولشان خارج خواهند شد و تنها با رابطی شبیه به بند ناف به فضاپیما متصل خواهند بود. این راهپیمایی فضایی بدون استفاده از قفل هوا انجام میشود که مخاطره بزرگی به شمار میآید.
ایزاکمن و گروهش این ماموریت را سفر تفریحی به فضا نمیدانند. هدف آنها آزمایش و توسعه فناوریهای جدید است که برای سفرهای فضایی آینده بسیار حیاتی و مهم خواهند بود. یکی از این فناوریها، لباسهای فضایی «ایوا» (EVA) است که اسپیساکس طراحی کرده است. این لباسها برای محافظت از فضانوردان در برابر شرایط سخت فضایی ساخته شده و به گونهای طراحی شدهاند که در فضاپیماهای جدید و ماموریتهای آینده نیز قابل استفاده باشند.
آمادهسازی این ماموریت کمتر از سه سال طول کشید، که این مدت در قیاس با زمان لازم برای پیشبرد برنامههای فضایی بسیار کوتاه است.
پولاریس و اسپیساکس کوشیدهاند تا با آزمایشهای متعدد و پیچیده مخاطرههای این برنامه فضایی بیسابقه را به حداقل برسانند. این آزمایشها شامل بررسی مقاومت لباسها دربرابر ضربه و همچنین آزمایشهای مربوط به تابشهای فضایی بوده است.
انگیزه ایزاکمن برای چنین ماموریتی مشابه همان عزم و انگیزه اسپیساکس ایلان ماسک است: تبدیل انسانها به گونهای چندسیارهای.
همین هدف بلندپروازانه او را ترغیب کرده است تا به دنبال اکتشافات فضایی جدید و کمک به توسعه فناوریهایی باشد که روزی انسانها را به سیارات دیگر خواهند برد.
به گفته کارشناسان، ماموریت پولاریس داون، نهتنها مرزهای علمی و فناوری را به چالش میکشد، که نشاندهنده توانایی و شجاعت انسان در مواجهه با ناشناختههاست. ایزاکمن و گروهش با این ماموریت قصد دارند علاوه بر کشفهای جدید، راه را برای نسلهای آینده باز کنند تا آنها بتوانند به سیاراتی فراتر از زمین قدم بگذارند. این ماموریت نقطه عطفی در تاریخ فضانوردی خصوصی محسوب میشود و اگر موفقیتآمیز باشد نتایج و دستاوردهایش سالها و حتی دههها تاثیرگذار باقی خواهد ماند.
🆔@ScientificDialectics
🌐ماموریت بلندپروازانه فضایی «پولاریس داون»؛ عبور از کمربند مرگبار وانآلن در فضا
انگیزه ایزاکمن برای چنین ماموریتی مشابه همان عزم و انگیزه اسپیساکس ایلان ماسک است: تبدیل انسانها به گونهای چندسیارهای
دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۴
جرد ایزاکمن، سرمایهدار و بنیانگذار شرکت پرداختهای الکترونیکی که پیشتر در قالب برنامه فضایی خصوصی اينسپريشن۴ با هدف جمعآوری کمک برای مبارزه با سرطان کودکان به فضا سفر کرده بود، اینک پس از تجربه موفق در هدایت این سفر، به فکر برنامهای دیگر افتاده است.
به گزارش سیانان، ایزکمن اکنون پس از تجربه قبلی، که در آن چهار فضانورد با پیشینههای مختلف و بیتجربه در پرواز فضایی درون کپسول فضایی کرو دارگون اسپیساکس (SpaceX Crew Dragon) حضور داشتند به فکر بازگشت به فضا افتاده است، اما این بار با چالشی بزرگتر و مخاطرهآمیزتر به نام «پولاریس داون»(Polaris Dawn).
پولاریس داون، نخستین ماموریت از سه ماموریت برنامه پولاریس است که ایزاکمن اعلام کرده است آن را با همکاری اسپیساکس متعلق به ایلان ماسک انجام خواهد داد.
این ماموریت فضایی قرار است مسیری کاملا جدید را در سفرهای فضایی بگشاید. سرنشینان این فضاپیما علاوه بر ایزاکمن، اسکات پوتیت (خلبان سابق نیروی هوایی و دوست نزدیک ایزاکمن)، آنا منون و سارا گیلیس (هر دو مهندس اسپیساکس) خواهند بود و قرار است به مدت پنج روز در کپسول کرو دراگون به جایی بروند که پس از پایان برنامه فضایی آپولو در دهه ۱۹۷۰ هیچ انسانی به آن جا نرفته است.
یکی از ویژگیهای بیهمتای این ماموریت عبور از کمربندهای تابشی وانآلن (Van Allen radiation belt) است که در این ارتفاع از فضا وجود دارد. این ناحیه از فضا ذراتی با انرژی زیاد دارد که از خورشید به زمین میرسند و ممکن است خطرات جدی برای سلامت فضانوردان ایجاد کند. نخستین بار است که فضانوردان در یک ماموریت فضایی تا این ارتفاع پیش خواهند رفت و در معرض تابشهای خطرناک قرار خواهند گرفت.
یکی دیگر از جنبههای بیسابقه ماموریت فضایی پولاریسدان، راهپیمایی فضایی این فضانوردان است. در این ماموریت، ایزاکمن و گیلیس از کپسولشان خارج خواهند شد و تنها با رابطی شبیه به بند ناف به فضاپیما متصل خواهند بود. این راهپیمایی فضایی بدون استفاده از قفل هوا انجام میشود که مخاطره بزرگی به شمار میآید.
ایزاکمن و گروهش این ماموریت را سفر تفریحی به فضا نمیدانند. هدف آنها آزمایش و توسعه فناوریهای جدید است که برای سفرهای فضایی آینده بسیار حیاتی و مهم خواهند بود. یکی از این فناوریها، لباسهای فضایی «ایوا» (EVA) است که اسپیساکس طراحی کرده است. این لباسها برای محافظت از فضانوردان در برابر شرایط سخت فضایی ساخته شده و به گونهای طراحی شدهاند که در فضاپیماهای جدید و ماموریتهای آینده نیز قابل استفاده باشند.
آمادهسازی این ماموریت کمتر از سه سال طول کشید، که این مدت در قیاس با زمان لازم برای پیشبرد برنامههای فضایی بسیار کوتاه است.
پولاریس و اسپیساکس کوشیدهاند تا با آزمایشهای متعدد و پیچیده مخاطرههای این برنامه فضایی بیسابقه را به حداقل برسانند. این آزمایشها شامل بررسی مقاومت لباسها دربرابر ضربه و همچنین آزمایشهای مربوط به تابشهای فضایی بوده است.
انگیزه ایزاکمن برای چنین ماموریتی مشابه همان عزم و انگیزه اسپیساکس ایلان ماسک است: تبدیل انسانها به گونهای چندسیارهای.
همین هدف بلندپروازانه او را ترغیب کرده است تا به دنبال اکتشافات فضایی جدید و کمک به توسعه فناوریهایی باشد که روزی انسانها را به سیارات دیگر خواهند برد.
به گفته کارشناسان، ماموریت پولاریس داون، نهتنها مرزهای علمی و فناوری را به چالش میکشد، که نشاندهنده توانایی و شجاعت انسان در مواجهه با ناشناختههاست. ایزاکمن و گروهش با این ماموریت قصد دارند علاوه بر کشفهای جدید، راه را برای نسلهای آینده باز کنند تا آنها بتوانند به سیاراتی فراتر از زمین قدم بگذارند. این ماموریت نقطه عطفی در تاریخ فضانوردی خصوصی محسوب میشود و اگر موفقیتآمیز باشد نتایج و دستاوردهایش سالها و حتی دههها تاثیرگذار باقی خواهد ماند.
🆔@ScientificDialectics
CNN
SpaceX is about to send four people on a wild — and risky — mission into the radiation belts. Here’s what to know
The Polaris Dawn mission will carry four crew members on a risky journey into the radiation belt, and they’ll attempt the first spacewalk carried out by private citizens.
👍3👏1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐 گزارش روز آمریکا
جرد ایزاکمن، میلیاردر و کارآفرین، به عنوان فرمانده مأموریت فضایی "پولاریس داون" انتخاب شده است. این مأموریت شامل یک پیادهروی فضایی تاریخی خواهد بود که هدف آن آزمایش فناوریهای جدید و پیشبرد تحقیقات علمی در فضاست
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/RaBSg
🆔@ScientificDialectics
🌐 گزارش روز آمریکا
جرد ایزاکمن، میلیاردر و کارآفرین، به عنوان فرمانده مأموریت فضایی "پولاریس داون" انتخاب شده است. این مأموریت شامل یک پیادهروی فضایی تاریخی خواهد بود که هدف آن آزمایش فناوریهای جدید و پیشبرد تحقیقات علمی در فضاست
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/RaBSg
🆔@ScientificDialectics
CBS News
SpaceX to launch Polaris Dawn flight featuring billionaire crew member, first commercial spacewalk
Along with the first private-sector spacewalk, the SpaceX Polaris Dawn crew also will set a new Earth-orbit altitude record.
👍3
#دیالکتیک_علمی
🌐مغزهای پلاستیکی؛ ریزپلاستیکها چند درصد از مغز ما را اشغال کردهاند؟
بر اساس پیش چاپ یک مقاله علمی، نمونههای مغزی جمعآوری شده در کالبد شکافی در اوایل سال ۲۰۲۴ حاوی ذرات ریز پلاستیکی بیشتری نسبت به نمونههای جمعآوریشده هشت سال قبل بود
دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۴
متیو کامپن، استاد علوم دارویی دانشگاه نیومکزیکو در شهر آلبوکرکی گفت: «غلظت بافت مغزی افراد عادی با میانگین سنی حدود ۴۵ یا ۵۹ سال، ۴۸۰۰ میکروگرم یا ۰.۵ درصد وزنی بود.» وی افزود: «در مقایسه با نمونههای کالبدشکافی شده مغز در سال ۲۰۱۶، این میزان حدود ۵۰ درصد بیشتر است. این بدان معناست که مغز ما امروز ۹۹.۵ درصد مغز و بقیه از پلاستیک تشکیل شده است.»
این نمونههای مغزی جدید حاوی ۷ تا ۳۰ برابر بیشتر از نمونههای برگرفته از کلیهها و کبد اجساد، حاوی ریز پلاستیکها بودند.
دکتر فیلیپ لاندریگان، متخصص اطفال و پروفسور زیستشناسی در این زمینه گفت: «این مطالعات حاکی از وجود این پلاستیکها در قلب انسان، رگهای خونی بزرگ، ریهها، کبد، بیضهها، دستگاه گوارش و جفت جنین است.»
دکتر لندریگان گفت: «نباید مردم را بیجهت نگران کنیم، چرا که علم در این زمینه هنوز در حال توسعه است و هیچ کس در سال ۲۰۲۴ نمیتواند از قرار گرفتن در معرض پلاستیک در امان باشد.» وی افزود: «قرار نیست تلفن همراه یا رایانهای تهیه کنید که حاوی پلاستیک نباشد.» اما سعی کنید قرار گرفتن در معرض پلاستیکهایی که میتوانید از آنها اجتناب کنید، مانند کیسهها و بطریهای پلاستیکی را به حداقل برسانید.»
نانوپلاستیکها «دزدکی» راه خود را به مغز باز کردند
برای این مطالعه، بافت مغز، کلیه و کبد ۹۲ نفر که برای تأیید علت مرگ در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ تحت کالبدشکافی پزشکی قانونی قرار گرفتند، بررسی شدند.
دکتر کامپن، استاد علوم دارویی میگوید که «کوچکترین نانوساختارها، در اندازه ۱۰۰ تا ۲۰۰ نانومتر در مغز یافت میشوند و به نظر میرسد ذرات بزرگتر بین یک میکرومتر تا پنج میکرومتر وارد کبد و کلیهها میشوند.»
اندازه میکروپلاستیکها کمتر از ۵ میلیمتر تا ۱ نانومتر متغیر هستند. به گفته آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده، تار موی انسان حدود ۸۰ هزار نانومتر عرض دارد، حال آن که یک نانوپلاستیک باید در یک میلیاردم متر اندازهگیری شود.
به گفته کارشناسان، نانوپلاستیکها نگرانکنندهترین پلاستیکها برای سلامت انسان هستند، زیرا این قطعات ریز میتوانند درون سلولهای فردی ساکن شوند.
نانوپلاستیکها عاشق چربیاند
از منظر دکتر کامپن «نانوپلاستیکها راه خود را از طریق بدن ربوده و به مغز میرسند. آنها عاشق چربیها یا لیپیدها هستند و مغز انسان از نظر وزن حدود ۶۰٪ چربی دارد که بسیار بیشتر از هر عضو دیگری است.»
اسیدهای چرب ضروری، مانند امگا ۳، کلید قدرت و عملکرد سلولهای مغز هستند. از آنجایی که بدن انسان نمیتواند اسیدهای چرب ضروری را به تنهایی تولید کند، آنها باید از طریق غذا یا مکمل ها تامین شوند.
دکتر لندریگان در همین باره بیان میدارد که «رژیم غذایی مسیر اصلی قرار گرفتن در معرض میکرو و نانوپلاستیکها است.»
در عین حال در مورد استنشاق میکروپلاستیکها در هوا اعلام کرد که «زمانی که مردم در حال رانندگی در بزرگراه هستند و لاستیکهایشان روی سطح بزرگراه ساییده میشود، مقدار مشخصی ذرات میکروپلاستیک به هوا پرتاب میشود.»
از نظر او حتی برخی از ذرات میکروپلاستیکی در اقیانوس که از طریق امواج به هوا پرتاب می شوند، از طریق استنشاق یا بلع به بدن ما میرسند.
🌐مغزهای پلاستیکی؛ ریزپلاستیکها چند درصد از مغز ما را اشغال کردهاند؟
بر اساس پیش چاپ یک مقاله علمی، نمونههای مغزی جمعآوری شده در کالبد شکافی در اوایل سال ۲۰۲۴ حاوی ذرات ریز پلاستیکی بیشتری نسبت به نمونههای جمعآوریشده هشت سال قبل بود
دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۴
متیو کامپن، استاد علوم دارویی دانشگاه نیومکزیکو در شهر آلبوکرکی گفت: «غلظت بافت مغزی افراد عادی با میانگین سنی حدود ۴۵ یا ۵۹ سال، ۴۸۰۰ میکروگرم یا ۰.۵ درصد وزنی بود.» وی افزود: «در مقایسه با نمونههای کالبدشکافی شده مغز در سال ۲۰۱۶، این میزان حدود ۵۰ درصد بیشتر است. این بدان معناست که مغز ما امروز ۹۹.۵ درصد مغز و بقیه از پلاستیک تشکیل شده است.»
این نمونههای مغزی جدید حاوی ۷ تا ۳۰ برابر بیشتر از نمونههای برگرفته از کلیهها و کبد اجساد، حاوی ریز پلاستیکها بودند.
دکتر فیلیپ لاندریگان، متخصص اطفال و پروفسور زیستشناسی در این زمینه گفت: «این مطالعات حاکی از وجود این پلاستیکها در قلب انسان، رگهای خونی بزرگ، ریهها، کبد، بیضهها، دستگاه گوارش و جفت جنین است.»
دکتر لندریگان گفت: «نباید مردم را بیجهت نگران کنیم، چرا که علم در این زمینه هنوز در حال توسعه است و هیچ کس در سال ۲۰۲۴ نمیتواند از قرار گرفتن در معرض پلاستیک در امان باشد.» وی افزود: «قرار نیست تلفن همراه یا رایانهای تهیه کنید که حاوی پلاستیک نباشد.» اما سعی کنید قرار گرفتن در معرض پلاستیکهایی که میتوانید از آنها اجتناب کنید، مانند کیسهها و بطریهای پلاستیکی را به حداقل برسانید.»
نانوپلاستیکها «دزدکی» راه خود را به مغز باز کردند
برای این مطالعه، بافت مغز، کلیه و کبد ۹۲ نفر که برای تأیید علت مرگ در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ تحت کالبدشکافی پزشکی قانونی قرار گرفتند، بررسی شدند.
دکتر کامپن، استاد علوم دارویی میگوید که «کوچکترین نانوساختارها، در اندازه ۱۰۰ تا ۲۰۰ نانومتر در مغز یافت میشوند و به نظر میرسد ذرات بزرگتر بین یک میکرومتر تا پنج میکرومتر وارد کبد و کلیهها میشوند.»
اندازه میکروپلاستیکها کمتر از ۵ میلیمتر تا ۱ نانومتر متغیر هستند. به گفته آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده، تار موی انسان حدود ۸۰ هزار نانومتر عرض دارد، حال آن که یک نانوپلاستیک باید در یک میلیاردم متر اندازهگیری شود.
به گفته کارشناسان، نانوپلاستیکها نگرانکنندهترین پلاستیکها برای سلامت انسان هستند، زیرا این قطعات ریز میتوانند درون سلولهای فردی ساکن شوند.
نانوپلاستیکها عاشق چربیاند
از منظر دکتر کامپن «نانوپلاستیکها راه خود را از طریق بدن ربوده و به مغز میرسند. آنها عاشق چربیها یا لیپیدها هستند و مغز انسان از نظر وزن حدود ۶۰٪ چربی دارد که بسیار بیشتر از هر عضو دیگری است.»
اسیدهای چرب ضروری، مانند امگا ۳، کلید قدرت و عملکرد سلولهای مغز هستند. از آنجایی که بدن انسان نمیتواند اسیدهای چرب ضروری را به تنهایی تولید کند، آنها باید از طریق غذا یا مکمل ها تامین شوند.
دکتر لندریگان در همین باره بیان میدارد که «رژیم غذایی مسیر اصلی قرار گرفتن در معرض میکرو و نانوپلاستیکها است.»
پیش از پختن یا قرار دادن مواد غذایی با بستهبندی پلاستیکی در مایکروویو آنها را از بستهبندی پلاستیکی خارج کنید. وقتی پلاستیک گرم میشود، این حرکت میکروپلاستیکها را سریعتر از بستهبندی به داخل غذا انتقال میدهد.
در عین حال در مورد استنشاق میکروپلاستیکها در هوا اعلام کرد که «زمانی که مردم در حال رانندگی در بزرگراه هستند و لاستیکهایشان روی سطح بزرگراه ساییده میشود، مقدار مشخصی ذرات میکروپلاستیک به هوا پرتاب میشود.»
از نظر او حتی برخی از ذرات میکروپلاستیکی در اقیانوس که از طریق امواج به هوا پرتاب می شوند، از طریق استنشاق یا بلع به بدن ما میرسند.
👍2
پلاستیک های مرتبط با سرطان
پلی اتیلن که به وفور در کیسههای پلاستیکی و بطریها استفاده میشود و زیست تخریب پذیر نیست، نوع غالب پلاستیکی بود که در نمونههای بافتی به ویژه در مغز بیشتر از کبد یا کلیه یافت شد.
طبق مطالعهای در اوت سال ۲۰۲۴، پلی اتیلن همچنین نوع غالب پلیمری بود که در بیضههای انسان و سگ یافت شد.
بر اساس دادهها پلی اتیلن ترفتالات (PET) بزرگترین عامل انتشار حلال دیوکسان به عنوان مادهای سرطانزا برای انسان است.
نانوپلاستیکها با حمله به سلولها و بافتها در اندامهای اصلی میتوانند به طور بالقوه فرآیندهای سلولی را مختل کرده و موادشیمیایی همچون فتالاتها یا فلزات سنگین را در غدد درونریز رسوب دهند.
به گفته انجمن غدد درون ریز، مختل کننده های غدد درون ریز با سیستم تولید مثل انسان تداخل می کنند و منجر به ناهنجاری های تناسلی و تولید مثلی و همچنین ناباروری در زنان و کاهش تعداد اسپرم می شوند.
یاد بگیرید از پلاستیک کمتر استفاده کنید
به گفته کارشناسان یکی از اقدامات مهم در کاهش قرار گرفتن در معرض پلاستیک این است که پیش از پختن یا قرار دادن مواد غذایی با بستهبندی پلاستیکی در مایکروویو آنها را از بسته بندی پلاستیکی خارج کنید. وقتی پلاستیک گرم میشود، این حرکت میکروپلاستیکها از سریعتر از بستهبندی به داخل غذا انتقال میدهد.
همچنین همواره به جای پلاستیکها از کیسه پارچهای زیپداراستفاده کنید.
https://www.theguardian.com/environment/article/2024/aug/21/microplastics-brain-pollution-health
🆔@ScientificDialectics
پلی اتیلن که به وفور در کیسههای پلاستیکی و بطریها استفاده میشود و زیست تخریب پذیر نیست، نوع غالب پلاستیکی بود که در نمونههای بافتی به ویژه در مغز بیشتر از کبد یا کلیه یافت شد.
طبق مطالعهای در اوت سال ۲۰۲۴، پلی اتیلن همچنین نوع غالب پلیمری بود که در بیضههای انسان و سگ یافت شد.
بر اساس دادهها پلی اتیلن ترفتالات (PET) بزرگترین عامل انتشار حلال دیوکسان به عنوان مادهای سرطانزا برای انسان است.
نانوپلاستیکها با حمله به سلولها و بافتها در اندامهای اصلی میتوانند به طور بالقوه فرآیندهای سلولی را مختل کرده و موادشیمیایی همچون فتالاتها یا فلزات سنگین را در غدد درونریز رسوب دهند.
به گفته انجمن غدد درون ریز، مختل کننده های غدد درون ریز با سیستم تولید مثل انسان تداخل می کنند و منجر به ناهنجاری های تناسلی و تولید مثلی و همچنین ناباروری در زنان و کاهش تعداد اسپرم می شوند.
یاد بگیرید از پلاستیک کمتر استفاده کنید
به گفته کارشناسان یکی از اقدامات مهم در کاهش قرار گرفتن در معرض پلاستیک این است که پیش از پختن یا قرار دادن مواد غذایی با بستهبندی پلاستیکی در مایکروویو آنها را از بسته بندی پلاستیکی خارج کنید. وقتی پلاستیک گرم میشود، این حرکت میکروپلاستیکها از سریعتر از بستهبندی به داخل غذا انتقال میدهد.
همچنین همواره به جای پلاستیکها از کیسه پارچهای زیپداراستفاده کنید.
https://www.theguardian.com/environment/article/2024/aug/21/microplastics-brain-pollution-health
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
Microplastics are infiltrating brain tissue, studies show: ‘There’s nowhere left untouched’
Twenty-four brain samples collected in early 2024 measured on average about 0.5% plastic by weight
👍4❤2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐 گزارش روز ترکیه
استانداری آنکارا نسبت به افزایش سطح آلودگی صوتی در شهر هشدار داده و از شهروندان خواسته است تا در ساعات مشخصی از روز، از ایجاد صداهای بلند خودداری کنند. این اقدام به منظور حفظ آرامش و سلامت عمومی انجام میشود
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/vh4LH
🆔@ScientificDialectics
🌐 گزارش روز ترکیه
استانداری آنکارا نسبت به افزایش سطح آلودگی صوتی در شهر هشدار داده و از شهروندان خواسته است تا در ساعات مشخصی از روز، از ایجاد صداهای بلند خودداری کنند. این اقدام به منظور حفظ آرامش و سلامت عمومی انجام میشود
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/vh4LH
🆔@ScientificDialectics
www.sozcu.com.tr
Ankara Valiliği'nden 'yüksek ses' uyarısı - Sözcü Gazetesi
Ankara Valiliği, kent sakinlerine, Türk Yıldızları'nın 30 Ağustos Zafer Bayramı dolayısıyla yapacağı prova ve gösteri uçuşları nedeniyle "yüksek ses" uyarısında bulundu.
👍2
Forwarded from "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 (𝒎𝒆𝒍𝒊𝒔𝒔𝒂)
『عشق و رابطه جنسی』
❒تعدادی از زنان می گویند من فقط با مردی که عاشقش هستم می توانم رابطه جنسی داشته باشم. در مورد زنان روان رنجور این بدین معناست: به جای لذت بردن از احساسات طبیعی جسمم، من باید خود را قانع کنم که رابطه جنسی مفهومی بیش از این دارد. برای این که بتوانم احساس کنم، باید من را دوست داشته باشند. البته رابطه جنسی ضرورتا چیزی جدا از عشق نیست، ولی شخصی که در دوران کودکی از عشق و محبت بهره مند بوده ، نیازی به تلاش برای بدست آوردن آن عشق در رابطه جنسی ندارد.
❒عشق و رابطه جنسی:رابطه جنسی یعنی رابطه ای صمیمی و نزدیک بین دو نفر که به یکدیگر کشش دارند. یک انسان طبیعی سعی نمی کند همه را با خود به تختخواب ببرد. او میل دارد خودش را با کسی که مورد توجه اش است تقسیم کند. رابطه جنسی برای او نتیجه طبیعی یک رابطه عاطفی خواهد بود مثل هر چیز دیگر، او نیازی به توجیه آن با عشق ندارد.
❒زن روان رنجوری که همیشه احساساتش را انکار کرده، شانس این را نخواهد داشت که به طور کامل از رابطه جنسی لذت ببرد، اما اگر او زنی بهنجار باشد، اجبار نخواهد داشت از رابطه جنسی چیزی فوق العاده در ذهن بسازد.او وابسته به عشق نخواهد بود، برای لذت بردن از خود جسمانی اش نیاز به شنیدن کلمات خاص چون دوستت دارم نخواهد داشت.
❒کودکی که هرگز عشقی از والدینش دریافت نکرده، ممکن است از دورنمای عشق به شدت به هیجان آید، چون احساس می کند در نهایت آنچه را که نیاز دارد به دست خواهد آورد. در نتیجه ممکن است دچار تکانش شود. او روی خود کنترلی ندارد و به دلیل اینکه تمام آن نیاز های انکار شده به یکباره ظاهر می شوند، شخص ممکن است قادر نباشد حتی از کاندوم استفاده کند.
❒دریافت محبت کافی از والدین در دوران اولیه زندگی تنها عامل پیشگیری از بی بند و باری های جنسی بعدی است. خیلی از دختران محروم از محبت، رابطه های جنسی خود را در نوجوانی به حساب عشق گذاشته و با این فکر خود را می فریبند که آنان را دوست داشته اند. آنان باید چنین باوری داشته باشند زیرا به آن نیاز دارند. بسیار غم انگیز است که رابطه جنسی معمولا اولین گرمی و محبت جسمی است که آنان در زندگی شان تجربه می کنند.
❒عشق حقیقی زمانی به وجود می آید که دختر و پسری یکدیگر را دوست دارند و یکدیگر را همان طور که هستند قبول دارند. روان رنجوران جسم دیگران را برای ارضای نیازهای قدیمی خود در اختیار می گیرند. برای جوان روان رنجور فقط قسمت هایی (اعضای جنسی) از وجود یک دختر مطرح است. او نمی تواند با آن دختر به عنوان یک انسان کامل برخورد کند. این عارضه به عقده ی زنای مدونا معروف است. پنداری که می گوید دخترهای خوب خالی از جسم هستند(غیر جنسی اند) و دختران بد سراپا کشش جنسی هستند.
❒زنان طبیعی نیاز ندارند با عبارات و جملات اغوا شوند. آنان هر زمان موقعیت اقتضا کند رابطه جنسی برقرار می سازند. مشاوران ازدواج، زنان بیشماری را می بینند که ادعا می کنند عاشق شوهرانشان هستند، در صورتی که در طول رابطه جنسی هیچ احساسی ندارند. یک زن سردمزاج نمی تواند ادعای عشق کند، زیرا او قادر نیست حضور خود را در عشقبازی به طور یکپارچه احساس نماید.
❒ممکن است فکر کنید که افراد روان رنجور از رابطه جنسی لذت زیادی می برند. اما این طور نیست، این افراد تنش وحشتناکی دارند که از نظر روانی آن را با عشق ملبس کرده و برچسب رابطه به آن می زنند. رابطه برای این افراد، پوششی بر آن تنش است و محتوایی جز یک تخلیه ساده ندارد.اوج لذت جنسی برای یک مرد روان رنجور، فقط فوران سریع الت است در صورتی که باید این احساس را در کل جسم تجربه کند.
❒زمانی جسم می تواند با این اوج همراه باشد که شخص هر ذره از انکارها (هر انکار خود) را بازسازی و حل کرده باشد. این انکارها ضرورتا جنسی نیستند، جسم بین انکارهای خود تفاوت نمی گذارد. انکار قسمتی از خود، انکار جنسیت نیز می باشد.
📕 روان شناسی رنج
✍ آرتور یانوف
╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
❒تعدادی از زنان می گویند من فقط با مردی که عاشقش هستم می توانم رابطه جنسی داشته باشم. در مورد زنان روان رنجور این بدین معناست: به جای لذت بردن از احساسات طبیعی جسمم، من باید خود را قانع کنم که رابطه جنسی مفهومی بیش از این دارد. برای این که بتوانم احساس کنم، باید من را دوست داشته باشند. البته رابطه جنسی ضرورتا چیزی جدا از عشق نیست، ولی شخصی که در دوران کودکی از عشق و محبت بهره مند بوده ، نیازی به تلاش برای بدست آوردن آن عشق در رابطه جنسی ندارد.
❒عشق و رابطه جنسی:رابطه جنسی یعنی رابطه ای صمیمی و نزدیک بین دو نفر که به یکدیگر کشش دارند. یک انسان طبیعی سعی نمی کند همه را با خود به تختخواب ببرد. او میل دارد خودش را با کسی که مورد توجه اش است تقسیم کند. رابطه جنسی برای او نتیجه طبیعی یک رابطه عاطفی خواهد بود مثل هر چیز دیگر، او نیازی به توجیه آن با عشق ندارد.
❒زن روان رنجوری که همیشه احساساتش را انکار کرده، شانس این را نخواهد داشت که به طور کامل از رابطه جنسی لذت ببرد، اما اگر او زنی بهنجار باشد، اجبار نخواهد داشت از رابطه جنسی چیزی فوق العاده در ذهن بسازد.
❒کودکی که هرگز عشقی از والدینش دریافت نکرده، ممکن است از دورنمای عشق به شدت به هیجان آید، چون احساس می کند در نهایت آنچه را که نیاز دارد به دست خواهد آورد. در نتیجه ممکن است دچار تکانش شود. او روی خود کنترلی ندارد و به دلیل اینکه تمام آن نیاز های انکار شده به یکباره ظاهر می شوند، شخص ممکن است قادر نباشد حتی از کاندوم استفاده کند.
❒دریافت محبت کافی از والدین در دوران اولیه زندگی تنها عامل پیشگیری از بی بند و باری های جنسی بعدی است. خیلی از دختران محروم از محبت، رابطه های جنسی خود را در نوجوانی به حساب عشق گذاشته و با این فکر خود را می فریبند که آنان را دوست داشته اند. آنان باید چنین باوری داشته باشند زیرا به آن نیاز دارند. بسیار غم انگیز است که رابطه جنسی معمولا اولین گرمی و محبت جسمی است که آنان در زندگی شان تجربه می کنند.
❒عشق حقیقی زمانی به وجود می آید که دختر و پسری یکدیگر را دوست دارند و یکدیگر را همان طور که هستند قبول دارند. روان رنجوران جسم دیگران را برای ارضای نیازهای قدیمی خود در اختیار می گیرند. برای جوان روان رنجور فقط قسمت هایی (اعضای جنسی) از وجود یک دختر مطرح است. او نمی تواند با آن دختر به عنوان یک انسان کامل برخورد کند. این عارضه به عقده ی زنای مدونا معروف است. پنداری که می گوید دخترهای خوب خالی از جسم هستند(غیر جنسی اند) و دختران بد سراپا کشش جنسی هستند.
❒زنان طبیعی نیاز ندارند با عبارات و جملات اغوا شوند. آنان هر زمان موقعیت اقتضا کند رابطه جنسی برقرار می سازند. مشاوران ازدواج، زنان بیشماری را می بینند که ادعا می کنند عاشق شوهرانشان هستند، در صورتی که در طول رابطه جنسی هیچ احساسی ندارند. یک زن سردمزاج نمی تواند ادعای عشق کند، زیرا او قادر نیست حضور خود را در عشقبازی به طور یکپارچه احساس نماید.
❒ممکن است فکر کنید که افراد روان رنجور از رابطه جنسی لذت زیادی می برند. اما این طور نیست، این افراد تنش وحشتناکی دارند که از نظر روانی آن را با عشق ملبس کرده و برچسب رابطه به آن می زنند. رابطه برای این افراد، پوششی بر آن تنش است و محتوایی جز یک تخلیه ساده ندارد.
❒زمانی جسم می تواند با این اوج همراه باشد که شخص هر ذره از انکارها (هر انکار خود) را بازسازی و حل کرده باشد. این انکارها ضرورتا جنسی نیستند، جسم بین انکارهای خود تفاوت نمی گذارد. انکار قسمتی از خود، انکار جنسیت نیز می باشد.
📕 روان شناسی رنج
✍ آرتور یانوف
╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
Telegram
attach 📎
❤4👍2👎2🔥1🥰1🙏1💯1🏆1
#دیالکتیک_علمی
🌐اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده است
افرادی که فرایند «تکامل» را علیرغم همه شواهد علمی رد میکنند، معتقدند که توضیح این فرآیند بدون پذیرش وجود یک «طراح اصلی و کسی که همه چیز را رهبری کرده» ممکن نیست. اما مطالعات بیولوژیکی نشان میدهد که اگر طرحی نیز در ابتدا وجود داشته، این طرح آنقدرها هم عالی نبوده است
دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۴
تکامل بیولوژیکی یک واقعیت است، حتی اگر انکارکنندگان مخالف آن باشند. این تئوری شواهد علمی پشتیبان بسیار زیادی دارد.
بطور مثال در حالی که جیمز آشر، اسقف اعظم ایرلند (که اقدام به گاهشماریِ وقایعِ کتاب مقدس کرده) با اتکا به بیان کتاب مقدس زمان آغاز آفرینش را سال ۴۰۰۴ قبل از میلاد اعلام کرده است، شواهد زمینشناسی نشان میدهد که سن زمین حدود ۴.۵ میلیارد سال است. وجود فسیلهایی از حیوانات قدیمی که تخمین زده میشود مربوط به میلیونها سال پیش باشند نیز این یافتههای زمین شناسی را تایید میکند.
البته برخی تعلیمات دینی سعی داشتند برای وجود این فسیلها نیز یک توضیح ماورائی پیدا کنند؛ از جمله اینکه خدا فسیلها را برای آزمایش ایمان ما آفریده است؛ یا اینکه دایناسورها به دلیل جا نگرفتن در کشتی نوح منقرض شدند وگرنه آنها نیز قبل از طوفان سهمگین عصر نوح، در کنار انسانها زندگی میکردند.
اگرچه تاکنون هرگز فسیل انسان و دایناسور در یک لایه مشترک از زمین شناسی یافت نشده تا این استدلال را ثابت کند، اما این امر نیز نتوانسته افراد سرکش در برابر نظریه «تکامل» را متقاعد کند و همچنان در آثار مذهبی، تصاویر زیادی از انسانهای بدوی که با دایناسورها همزیستی داشتند دیده میشود.
یک «طراحی هوشمندانه»
یک مکتب فکری نیز وجود دارد که معتقد است میتوان وجود خدا را در کنار فرایند «تکامل» توضیح داد زیرا همین تکامل نیز باید بر اساس «طرحی از قبل تثبیتشده» و یک «طراحی هوشمندانه» انجام شود. در واقع آنها سعی دارند ایده وجود خدا را به نوعی وارد این نظریه کنند و در کنار شواهد تکامل بیولوژیکی توضیح دهند.
به این ترتیب حامیان «طراحی هوشمند» میپذیرند که موجودات زنده تکامل مییابند، اما معتقدند که این تکامل نیازمند کارگردان است و نمیتواند به طور تصادفی اتفاق بیفتد.
یکی از زیباترین بخشهای نظریه تکامل داروین-والاس این است که تکامل بیولوژیکی را برحسب تغییراتی که از طریق شانس و انتخاب و بر اساس شرایط طبیعت روی میدهد، توضیح میدهد. این فرآیند، نیازی به یک موجود بالادست و کنترل کنندۀ فرآیند یا نقشۀ راه ندارد.
به عبارت دیگر، تحولاتی که طی میلیاردها سال در کره زمین روی داده، باعث شده که نوع «انسان» بوجود بیاید، و اگر شرایطی دیگر حاکم بود، احتمال داشت که انسان نیز وجود نداشته باشد.
پیچیدگی کاهشناپذیر
یکی از استدلالهای حامیان «طراحی هوشمند» برای توضیح دیدگاهشان، تاکید بر مبحث «پیچیدگی کاهشناپذیر» است.
آنها به ساختارهای بیولوژیکی بسیار پیچیدهای مانند چشم انسان اشاره میکنند و میگویند که چنین ساختاری نیازمند حضور عناصر زیادی است و نمیتواند بر اثر تصادف و انباشت تغییرات کوچک شکل گرفته باشد.
اما این استدلال نیز بهراحتی قابل رد است زیرا آنچه در تکامل اتفاق میافتد، این است که برخی از عناصر عملکردهای جدیدی پیدا میکنند. مثلا در خانواده بزرگ پروتئینها، بسیاری نیز عملکردهای متعدد و نامرتبط دارند. در مثال چشم نیز، امروزه حیواناتی وجود دارند که هنوز ساختار چشمی دارند که بیشتر شبیه به ساختار چشمی اجداد ماست.
بهترین استدلال علیه «طراحی هوشمند» تمام شواهدی است که نشان میدهد حتی اگر یک طراح بزرگ وجود داشته باشد نیز به نظر میرسد که «آنقدرها هم باهوش نبوده است».
مطالعات بیولوژیکی بوضوح نشان داده که یا همه چیز بطور تصادفی اتفاق افتاده یا اینکه شخصی که همه اینها را اداره میکند، کارش را به درستی انجام نداده است.
تکامل بیولوژیکی مانند تلاش برای بازسازی خانهای است که از قبل ساخته شده است. شما نمیتوانید خانه ساخته شده را خراب کنید و از نو بسازید؛ اما میتوانید برخی جاهای آن را دستکاری کنید، یک در را بزرگ کنید یا یک اتاق دیگر اضافه کنید.
این اصلاحات تدریجی درنهایت با یکدیگر همپوشانی خواهند داشت؛ مانند کلیساهایی که طی چندین قرن ساخته شدند و در آن سبکهای مختلف معماری در کنار هم وجود دارند.
🌐اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده است
افرادی که فرایند «تکامل» را علیرغم همه شواهد علمی رد میکنند، معتقدند که توضیح این فرآیند بدون پذیرش وجود یک «طراح اصلی و کسی که همه چیز را رهبری کرده» ممکن نیست. اما مطالعات بیولوژیکی نشان میدهد که اگر طرحی نیز در ابتدا وجود داشته، این طرح آنقدرها هم عالی نبوده است
دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۴
تکامل بیولوژیکی یک واقعیت است، حتی اگر انکارکنندگان مخالف آن باشند. این تئوری شواهد علمی پشتیبان بسیار زیادی دارد.
بطور مثال در حالی که جیمز آشر، اسقف اعظم ایرلند (که اقدام به گاهشماریِ وقایعِ کتاب مقدس کرده) با اتکا به بیان کتاب مقدس زمان آغاز آفرینش را سال ۴۰۰۴ قبل از میلاد اعلام کرده است، شواهد زمینشناسی نشان میدهد که سن زمین حدود ۴.۵ میلیارد سال است. وجود فسیلهایی از حیوانات قدیمی که تخمین زده میشود مربوط به میلیونها سال پیش باشند نیز این یافتههای زمین شناسی را تایید میکند.
البته برخی تعلیمات دینی سعی داشتند برای وجود این فسیلها نیز یک توضیح ماورائی پیدا کنند؛ از جمله اینکه خدا فسیلها را برای آزمایش ایمان ما آفریده است؛ یا اینکه دایناسورها به دلیل جا نگرفتن در کشتی نوح منقرض شدند وگرنه آنها نیز قبل از طوفان سهمگین عصر نوح، در کنار انسانها زندگی میکردند.
اگرچه تاکنون هرگز فسیل انسان و دایناسور در یک لایه مشترک از زمین شناسی یافت نشده تا این استدلال را ثابت کند، اما این امر نیز نتوانسته افراد سرکش در برابر نظریه «تکامل» را متقاعد کند و همچنان در آثار مذهبی، تصاویر زیادی از انسانهای بدوی که با دایناسورها همزیستی داشتند دیده میشود.
یک «طراحی هوشمندانه»
یک مکتب فکری نیز وجود دارد که معتقد است میتوان وجود خدا را در کنار فرایند «تکامل» توضیح داد زیرا همین تکامل نیز باید بر اساس «طرحی از قبل تثبیتشده» و یک «طراحی هوشمندانه» انجام شود. در واقع آنها سعی دارند ایده وجود خدا را به نوعی وارد این نظریه کنند و در کنار شواهد تکامل بیولوژیکی توضیح دهند.
به این ترتیب حامیان «طراحی هوشمند» میپذیرند که موجودات زنده تکامل مییابند، اما معتقدند که این تکامل نیازمند کارگردان است و نمیتواند به طور تصادفی اتفاق بیفتد.
یکی از زیباترین بخشهای نظریه تکامل داروین-والاس این است که تکامل بیولوژیکی را برحسب تغییراتی که از طریق شانس و انتخاب و بر اساس شرایط طبیعت روی میدهد، توضیح میدهد. این فرآیند، نیازی به یک موجود بالادست و کنترل کنندۀ فرآیند یا نقشۀ راه ندارد.
به عبارت دیگر، تحولاتی که طی میلیاردها سال در کره زمین روی داده، باعث شده که نوع «انسان» بوجود بیاید، و اگر شرایطی دیگر حاکم بود، احتمال داشت که انسان نیز وجود نداشته باشد.
پیچیدگی کاهشناپذیر
یکی از استدلالهای حامیان «طراحی هوشمند» برای توضیح دیدگاهشان، تاکید بر مبحث «پیچیدگی کاهشناپذیر» است.
آنها به ساختارهای بیولوژیکی بسیار پیچیدهای مانند چشم انسان اشاره میکنند و میگویند که چنین ساختاری نیازمند حضور عناصر زیادی است و نمیتواند بر اثر تصادف و انباشت تغییرات کوچک شکل گرفته باشد.
اما این استدلال نیز بهراحتی قابل رد است زیرا آنچه در تکامل اتفاق میافتد، این است که برخی از عناصر عملکردهای جدیدی پیدا میکنند. مثلا در خانواده بزرگ پروتئینها، بسیاری نیز عملکردهای متعدد و نامرتبط دارند. در مثال چشم نیز، امروزه حیواناتی وجود دارند که هنوز ساختار چشمی دارند که بیشتر شبیه به ساختار چشمی اجداد ماست.
بهترین استدلال علیه «طراحی هوشمند» تمام شواهدی است که نشان میدهد حتی اگر یک طراح بزرگ وجود داشته باشد نیز به نظر میرسد که «آنقدرها هم باهوش نبوده است».
مطالعات بیولوژیکی بوضوح نشان داده که یا همه چیز بطور تصادفی اتفاق افتاده یا اینکه شخصی که همه اینها را اداره میکند، کارش را به درستی انجام نداده است.
تکامل بیولوژیکی مانند تلاش برای بازسازی خانهای است که از قبل ساخته شده است. شما نمیتوانید خانه ساخته شده را خراب کنید و از نو بسازید؛ اما میتوانید برخی جاهای آن را دستکاری کنید، یک در را بزرگ کنید یا یک اتاق دیگر اضافه کنید.
این اصلاحات تدریجی درنهایت با یکدیگر همپوشانی خواهند داشت؛ مانند کلیساهایی که طی چندین قرن ساخته شدند و در آن سبکهای مختلف معماری در کنار هم وجود دارند.
👍5👎4🔥1
در جهان همچنین در بدن موجودات نیز چیزهایی وجود دارند که در یک دوره زمانی مفید بودند اما باید بهتدریج خود را با تغییرات تطبیق میدادند؛ در غیر این صورت یا به زحمتی برای بدن تبدیل میشوند، یا بهتدریج از بین میروند و در برخی موارد نیز باعث انقراض یک گونه میشوند.
بطور مثال، بیماریهایی مانند کمردرد، فتق دیسک و هموروئید به این دلیل وجود دارد که ما برای میلیونها سال چهارپا بودیم و بسیاری از بخشهای بدن هنوز هم خود را با راه رفتن انسان روی دو پا تطبیق ندادهاند.
مثال دیگر اینکه، کودکان زیادی در اثر خفگی جان خود را از دست میدهند، زیرا مجرای گوارش آنها با مجرای تنفسیشان فضای مشترک دارد آنهم در حالی که جدا کردن این دو فضا آسان بوده است.
قرار گرفتن خروجی معقد در کنار دستگاه تناسلی نیز گاه باعث ایجاد عفونتهای جدی در بدن میشود.
و فقط در آناتومی نیست که میتوان چنین ایراداتی در طراحی بدن یافت؛ در بدن انسان گاه اختلالات بیوشیمیایی زیادی وجود دارد که اکنون به لطف مهندسی ژنتیک میتوان آنها را برطرف کرد.
به این ترتیب اگر قرار است به یک «سازنده برتر» اعتقاد داشته باشیم، دستکم این را قبول کنیم که چنین سازندهای باید «صلاحیت» چنین کاری را نیز داشته باشند.
کدهای ژنتیکی
بهترین شواهد برای «تکامل» را میتوان در ساختار «دیانای» یافت. همه موجودات زنده دارای یک کد ژنتیکی یکسان هستند و همین موضوع نیز امکان موفقیت در علم مهندسی ژنتیک را فراهم کرده است؛ زیرا ژن یک ارگانیسم میتواند در ارگانیسم دیگر کار کند و به لطف این واقعیت، ما میتوانیم انسولین انسانی را در باکتریها تولید کنیم.
حال سوال این است که اگر یک موجود برتر، موجودات زنده را از «هیچ» خلق کرده، آیا منطقیتر نبود که به هر کدام از این موجودات یک کد ژنتیکی متفاوت میداد؟ زیرا همانطور که کتاب مقدس میگوید، این کار میتوانست مانع از انتقال ژن بین گونهها شود و نشان میداد که همه موجودات بطور مستقل خلق شدند.
https://english.elpais.com/science-tech/2024-08-24/if-someone-designed-us-they-sure-werent-intelligent.html?outputType=amp
🆔@ScientificDialectics
بطور مثال، بیماریهایی مانند کمردرد، فتق دیسک و هموروئید به این دلیل وجود دارد که ما برای میلیونها سال چهارپا بودیم و بسیاری از بخشهای بدن هنوز هم خود را با راه رفتن انسان روی دو پا تطبیق ندادهاند.
مثال دیگر اینکه، کودکان زیادی در اثر خفگی جان خود را از دست میدهند، زیرا مجرای گوارش آنها با مجرای تنفسیشان فضای مشترک دارد آنهم در حالی که جدا کردن این دو فضا آسان بوده است.
قرار گرفتن خروجی معقد در کنار دستگاه تناسلی نیز گاه باعث ایجاد عفونتهای جدی در بدن میشود.
و فقط در آناتومی نیست که میتوان چنین ایراداتی در طراحی بدن یافت؛ در بدن انسان گاه اختلالات بیوشیمیایی زیادی وجود دارد که اکنون به لطف مهندسی ژنتیک میتوان آنها را برطرف کرد.
به این ترتیب اگر قرار است به یک «سازنده برتر» اعتقاد داشته باشیم، دستکم این را قبول کنیم که چنین سازندهای باید «صلاحیت» چنین کاری را نیز داشته باشند.
کدهای ژنتیکی
بهترین شواهد برای «تکامل» را میتوان در ساختار «دیانای» یافت. همه موجودات زنده دارای یک کد ژنتیکی یکسان هستند و همین موضوع نیز امکان موفقیت در علم مهندسی ژنتیک را فراهم کرده است؛ زیرا ژن یک ارگانیسم میتواند در ارگانیسم دیگر کار کند و به لطف این واقعیت، ما میتوانیم انسولین انسانی را در باکتریها تولید کنیم.
حال سوال این است که اگر یک موجود برتر، موجودات زنده را از «هیچ» خلق کرده، آیا منطقیتر نبود که به هر کدام از این موجودات یک کد ژنتیکی متفاوت میداد؟ زیرا همانطور که کتاب مقدس میگوید، این کار میتوانست مانع از انتقال ژن بین گونهها شود و نشان میداد که همه موجودات بطور مستقل خلق شدند.
https://english.elpais.com/science-tech/2024-08-24/if-someone-designed-us-they-sure-werent-intelligent.html?outputType=amp
🆔@ScientificDialectics
EL PAÍS English
If someone designed us, they sure weren’t intelligent
Despite all scientific evidence, evolution denialists maintain that it would be impossible to explain the process without a masterplan and ‘orchestra conductor.’ But in-depth biological study makes it clear that, if there was a plan to begin with, it wasn’t…
👍7👎5🔥2
Man Agar Yek Bar
Martik @SamFoni
🥰3❤2🔥2🎉1😍1🏆1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐محققان بریتانیایی: یکجا خوابیدن والدین با فرزندان هیچ تاثیر منفی بر سلامت روان آنها ندارد
تحقیقات جدید نشان داده است که استفاده از تخت مشترک والدین بر رشد روانی کودکان تأثیر منفی ندارد
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
مطالعهای که در دانشگاه اسکس انجام شد، با بررسی نزدیک به ۱۷ هزار نوزاد بریتانیایی، آنها را به مدت ۱۱ سال ردیابی کرد. نتیجه آن که کودکانی که با والدین خود تختخوابی مشترک داشتند، شاد و سالم بودند.
دکتر آیتن بیلگین، از دپارتمان روانشناسی اعلام کرد که هیچ ارتباطی بین اشتراک رختخواب در ۹ ماهگی و مشکلات عاطفی یا رفتاری دوران کودکی پیدا نکردیم.
این موضوع با بحثهایی همراه است زیرا برخی از کارشناسان پیشتر فکر میکردند که تختخواب مشترک با والدین بر رشد کودکان تأثیر منفی میگذارد.
با این حال، برخی دیگر می گویند این امر به والدین و کودکان کمک میکند زیرا در صورت نیاز به تغذیه در طول شب در نزدیکی یکدیگر هستند.
دکتر بیلگین گفت: «علیرغم بحث های جاری در مورد مضرات و مزایای طولانی مدت استفاده از تخت مشترک، تحقیقات علمی کمی در مورد این موضوع انجام شده است.» او ادامه داد: «والدین می توانند مطمئن باشند که تا زمانی که به صورت ایمن کنار یکدیگر بخوابند، بعید است که اشتراک تختخواب تاثیر منفی بر رشد عاطفی و رفتاری کودکان داشته باشد.»
نتایج این مطالعه که در مجله «Attachment and Human Development» منتشر شده است، از دادههای مطالعه «UK Millennium Cohort» که توسط مرکز مطالعات طولی (CLS) در دانشگاه لندن انجام شده است، استفاده کرده است. این مرکز که به مطالعه و تحقیق در مورد تغییرات در طول زمان در زندگی افراد میپردازد و از آنها برای تحقیق در زمینههای اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و آموزشی استفاده میکند، دادههای ۱۶۵۹۹ نوزاد متولد شده را در اختیار این تحقیق قرار داده است.
والدین شرکتکننده در مورد خوابیدن مشترک با نوزاد خود در ۹ ماهگی و رفتارهای درونی کودکانشان مانند افسردگی و اضطراب و رفتارهای بیرونی، مانند پرخاشگری و بیشفعالی در سنین ۳، ۵، ۷ و ۱۱ سالگی گزارش دادند.
https://www.sciencedaily.com/releases/2024/08/240822125949.htm
🆔@ScientificDialectics
🌐محققان بریتانیایی: یکجا خوابیدن والدین با فرزندان هیچ تاثیر منفی بر سلامت روان آنها ندارد
تحقیقات جدید نشان داده است که استفاده از تخت مشترک والدین بر رشد روانی کودکان تأثیر منفی ندارد
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
مطالعهای که در دانشگاه اسکس انجام شد، با بررسی نزدیک به ۱۷ هزار نوزاد بریتانیایی، آنها را به مدت ۱۱ سال ردیابی کرد. نتیجه آن که کودکانی که با والدین خود تختخوابی مشترک داشتند، شاد و سالم بودند.
دکتر آیتن بیلگین، از دپارتمان روانشناسی اعلام کرد که هیچ ارتباطی بین اشتراک رختخواب در ۹ ماهگی و مشکلات عاطفی یا رفتاری دوران کودکی پیدا نکردیم.
این موضوع با بحثهایی همراه است زیرا برخی از کارشناسان پیشتر فکر میکردند که تختخواب مشترک با والدین بر رشد کودکان تأثیر منفی میگذارد.
با این حال، برخی دیگر می گویند این امر به والدین و کودکان کمک میکند زیرا در صورت نیاز به تغذیه در طول شب در نزدیکی یکدیگر هستند.
دکتر بیلگین گفت: «علیرغم بحث های جاری در مورد مضرات و مزایای طولانی مدت استفاده از تخت مشترک، تحقیقات علمی کمی در مورد این موضوع انجام شده است.» او ادامه داد: «والدین می توانند مطمئن باشند که تا زمانی که به صورت ایمن کنار یکدیگر بخوابند، بعید است که اشتراک تختخواب تاثیر منفی بر رشد عاطفی و رفتاری کودکان داشته باشد.»
«والدین می توانند مطمئن باشند که تا زمانی که به صورت ایمن کنار یکدیگر بخوابند، بعید است که اشتراک تختخواب تاثیر منفی بر رشد عاطفی و رفتاری کودکان داشته باشد.»
نتایج این مطالعه که در مجله «Attachment and Human Development» منتشر شده است، از دادههای مطالعه «UK Millennium Cohort» که توسط مرکز مطالعات طولی (CLS) در دانشگاه لندن انجام شده است، استفاده کرده است. این مرکز که به مطالعه و تحقیق در مورد تغییرات در طول زمان در زندگی افراد میپردازد و از آنها برای تحقیق در زمینههای اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و آموزشی استفاده میکند، دادههای ۱۶۵۹۹ نوزاد متولد شده را در اختیار این تحقیق قرار داده است.
والدین شرکتکننده در مورد خوابیدن مشترک با نوزاد خود در ۹ ماهگی و رفتارهای درونی کودکانشان مانند افسردگی و اضطراب و رفتارهای بیرونی، مانند پرخاشگری و بیشفعالی در سنین ۳، ۵، ۷ و ۱۱ سالگی گزارش دادند.
https://www.sciencedaily.com/releases/2024/08/240822125949.htm
🆔@ScientificDialectics
ScienceDaily
Bed-sharing has no impact on children's psychological development
Parental bed-sharing is unlikely to impact children's psychological development, new research has found. The study looked at nearly 17,000 British babies and tracked them for 11 years -- finding kids who shared beds were happy and healthy.
👍2👎1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐دانشمندان: دلیل سیگنال مشکوک، ابر سرد هیدروژنی بود نه پیام بیگانگان فضایی
وقتی این اتفاق افتاد، ابرها ناگهان روشن شدند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
دانشمندان گمان میکنند که احتمالا برای سیگنال«واو» (wow signal)، که از مدتها پیش سبب امیدواری به تماس با بیگانگان فضایی شده بود، توضیحی پیدا کردهاند.
تلسکوپ رادیویی «بیگایر» در دانشگاه ایالتی اوهایو در اوت ۱۹۷۷ (مرداد ۱۳۵۶) سیگنالی دریافت کرد که از آن زمان تاکنون دانشمندان را مجذوب خود کرده است. دانشمندانی که نخستین بار آن را مشاهده کردند [واژه] «واو!» را در کنار سیگنال روی یک برگه چاپشده نوشتند و از آن موقع به این نام شناخته شده است.
این انفجار طولانی و بسیار شدید اما تنها در یک بسامد خاص بود. جزئیات منبع سیگنال بسیاری را بر این باور داشت که این سیگنال ممکن است سیگنالی عمدی از سوی موجودات بیگانه باشد که با استفاده از فناوری مصنوعی ارسال شده است.
دانشمندان متوجه شدند که این سیگنال ظاهرا از صورت فلکی قوس (کمان) آمده است، اما مکان دقیق آن مشخص نشد. این سیگنال دوباره مشاهده نشد و تنها چیزی که برای دانشمندان باقی ماند گمانهزنی در این باره بود که آیا این سیگنال از سوی هوش فرازمینی بوده است یا نه.
با این حال، اکنون محققان دانشگاه پورتوریکو میگویند که توضیح جدیدی برای این سیگنال یافتهاند. آنها میگویند که پیام بیگانه نبوده بلکه یک رویداد ویژه اخترفیزیکی بوده است.
افرون بر این، آنها سیگنالهای مشابهی را شناسایی کردهاند - اگرچه هیچکدام بهشدت نخستین سیگنال، که به سیگنال «واو!» انجامید، نبوده است.
پژوهشگران میگویند که این سیگنال زمانی ایجاد شد که یک ابر هیدروژنی سرد ناگهان روشن شد. احتمالا این امر بهدلیل برخورد گسیلهای یک منبع تشعشع مانند فوران مگنتار [یا اصطلاحا مغنااختر] یا یک «گاما نرم تکرارشونده» (SGR) با آن بوده است.
وقتی این اتفاق افتاد، ابرها ناگهان روشن شدند. این امر میتواند توضیح دهد که چرا این سیگنال در مدت کوتاهی مشاهده شد و سپس دیگر دیده نشد.
محققان میگویند که این فرضیه جدید نهتنها این سیگنال را توضیح میدهد، که هشداری مهم برای موارد احتمالی نشانههای بیگانگان فضایی در آينده است.
آبل ماندز، که این پژوهش را سرپرستی کرده است، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که سیگنال واو! احتمالا نخستین مورد ثبتشده از گسیل میزر-مانند از خط [طیف] هیدروژن بوده است.»
اکنون ممکن است دانشمندان بتوانند منبع دقیق این سیگنال را نیز پیدا کنند، زیرا میتوانند به دنبال اجرام درون یا پشت این ابرهای هیدروژنی سرد بگردند.
این تحقیق براساس مشاهدات سال ۲۰۲۰ و در نسخه اولیه آنلاین منتشر شده است. آنها گفتند دانشمندانی که این تحقیق را انجام دادهاند دادهها را از [دیگر] دادههای [موجود در] جامعه علمی استخراج میکنند و امیدوارند که آن را در یک مجله معتبر داوریشده منتشر کنند.
پ . ن : میزر در اخترفیزیک به منبع طبیعی تحریکشده در خط طیفی انتشار در محدوده ریزموج گفته میشود. این گسیل الکترومغناطیسی ممکن است در ابرهای مولکولی، دنبالهدارها، اتمسفرهای سیارهای و ستارهای یا در فضای بینستارهای ایجاد شود.
https://www.independent.co.uk/space/alien-signal-wow-extraterrestrial-explained-b2599963.html
🆔@ScientificDialectics
🌐دانشمندان: دلیل سیگنال مشکوک، ابر سرد هیدروژنی بود نه پیام بیگانگان فضایی
وقتی این اتفاق افتاد، ابرها ناگهان روشن شدند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
دانشمندان گمان میکنند که احتمالا برای سیگنال«واو» (wow signal)، که از مدتها پیش سبب امیدواری به تماس با بیگانگان فضایی شده بود، توضیحی پیدا کردهاند.
تلسکوپ رادیویی «بیگایر» در دانشگاه ایالتی اوهایو در اوت ۱۹۷۷ (مرداد ۱۳۵۶) سیگنالی دریافت کرد که از آن زمان تاکنون دانشمندان را مجذوب خود کرده است. دانشمندانی که نخستین بار آن را مشاهده کردند [واژه] «واو!» را در کنار سیگنال روی یک برگه چاپشده نوشتند و از آن موقع به این نام شناخته شده است.
این انفجار طولانی و بسیار شدید اما تنها در یک بسامد خاص بود. جزئیات منبع سیگنال بسیاری را بر این باور داشت که این سیگنال ممکن است سیگنالی عمدی از سوی موجودات بیگانه باشد که با استفاده از فناوری مصنوعی ارسال شده است.
دانشمندان متوجه شدند که این سیگنال ظاهرا از صورت فلکی قوس (کمان) آمده است، اما مکان دقیق آن مشخص نشد. این سیگنال دوباره مشاهده نشد و تنها چیزی که برای دانشمندان باقی ماند گمانهزنی در این باره بود که آیا این سیگنال از سوی هوش فرازمینی بوده است یا نه.
با این حال، اکنون محققان دانشگاه پورتوریکو میگویند که توضیح جدیدی برای این سیگنال یافتهاند. آنها میگویند که پیام بیگانه نبوده بلکه یک رویداد ویژه اخترفیزیکی بوده است.
افرون بر این، آنها سیگنالهای مشابهی را شناسایی کردهاند - اگرچه هیچکدام بهشدت نخستین سیگنال، که به سیگنال «واو!» انجامید، نبوده است.
پژوهشگران میگویند که این سیگنال زمانی ایجاد شد که یک ابر هیدروژنی سرد ناگهان روشن شد. احتمالا این امر بهدلیل برخورد گسیلهای یک منبع تشعشع مانند فوران مگنتار [یا اصطلاحا مغنااختر] یا یک «گاما نرم تکرارشونده» (SGR) با آن بوده است.
وقتی این اتفاق افتاد، ابرها ناگهان روشن شدند. این امر میتواند توضیح دهد که چرا این سیگنال در مدت کوتاهی مشاهده شد و سپس دیگر دیده نشد.
محققان میگویند که این فرضیه جدید نهتنها این سیگنال را توضیح میدهد، که هشداری مهم برای موارد احتمالی نشانههای بیگانگان فضایی در آينده است.
آبل ماندز، که این پژوهش را سرپرستی کرده است، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که سیگنال واو! احتمالا نخستین مورد ثبتشده از گسیل میزر-مانند از خط [طیف] هیدروژن بوده است.»
اکنون ممکن است دانشمندان بتوانند منبع دقیق این سیگنال را نیز پیدا کنند، زیرا میتوانند به دنبال اجرام درون یا پشت این ابرهای هیدروژنی سرد بگردند.
این تحقیق براساس مشاهدات سال ۲۰۲۰ و در نسخه اولیه آنلاین منتشر شده است. آنها گفتند دانشمندانی که این تحقیق را انجام دادهاند دادهها را از [دیگر] دادههای [موجود در] جامعه علمی استخراج میکنند و امیدوارند که آن را در یک مجله معتبر داوریشده منتشر کنند.
پ . ن : میزر در اخترفیزیک به منبع طبیعی تحریکشده در خط طیفی انتشار در محدوده ریزموج گفته میشود. این گسیل الکترومغناطیسی ممکن است در ابرهای مولکولی، دنبالهدارها، اتمسفرهای سیارهای و ستارهای یا در فضای بینستارهای ایجاد شود.
https://www.independent.co.uk/space/alien-signal-wow-extraterrestrial-explained-b2599963.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Scientists think they have found source of the most promising ‘alien’ signal ever
‘Wow’ signal appears to have been caused by unique astrophysical event, researchers say
❤3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
پنج روش رهاسازی «گرههای عضلانی»
گرههای عضلانی معمولا در عرض یک یا دو هفته خودبهخود از بین میرود اما برخی روشها میتواند این روند را تسریع کند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
کانورسیشن به نقل از زاکاری جیلن، فیزیولوژیست ورزشی که تاثیر ورزش بر سیستمهای مختلف بدن، از جمله سیستم عضلانی، قلبیــعروقی، تنفسی و عصبی را بررسی میکند، درباره دلیل ایجاد گرههای عضلانی و چگونگی تاثیر فشار بر عضلات و راه آزادسازی این گرهها توضیح میدهد.
گره عضلانی چیست؟
گرههایی که در عضلاتتان حس میکنید و به کوچکی یک تیله یا به بزرگی یک توپ گلفاند، به نام «نقاط ماشهای میوفاسیال» شناخته میشوند. فاسیا لایه نازکی از بافت همبند است که عضله را احاطه کرده است.
وقتی عضله شما آسیب میبیندــ حتی به مقدار کمــ میتواند به التهاب در نوارهای عضلانی و لایه فاسیال بالای آن منجر شود و این توده در واقع بافت ملتهب است. تودههای کوچک معمولا به لمس حساساند و میتوانند دامنه حرکت شما را محدود یا در اثر حرکات مختلف درد ایجاد کنند. گرههای عضلانی را نمیتوان در اسکنهای تصویربرداری پزشکی مشاهده کرد و محققان هنوز در تلاشاند سازوکارهای فیزیولوژیکی دقیق درون عضله را که باعث این واکنش میشوند، کشف کنند.
نقاط ماشهای میوفاسیال زمانی که عضله با یک حرکت تکراری جدید یا شدیدتر از حد معمول تحریک شود، به وجود میآیند. به عنوان مثال در ماهیچههایی که در طول روز تحت بیشترین فشار بودهاند، به وجود میآید. البته این گرهها تنها به دلیل فشار شدید ورزشی ایجاد نمیشوند و حتی نشستن طولانیمدت پشت میز هم میتواند به ماهیچهها فشار وارد کند و این عارضه را به دنبال داشته باشد.
چگونه از شر این گرهها خلاص شویم؟
اگر گرههای عضلانی دارید، یکی از سادهترین کارها صبر کردن است. ماهیچهها برای عادت کردن به حرکت جدید به زمان نیاز دارند. گرههای عضلانی معمولا در عرض یک یا دو هفته خودبهخود از بین میرود.
البته شما میتوانید با برخی راهکارها، فرایند بهبودی را تسریع کنید. برخی گزینهها عبارتاند از ماساژ، سوزن خشک یا Dry Needling، یعنی وارد کردن یک سوزن بسیار نازک به نقطه ماشه برای شکستن بخشی از بافت و افزایش جریان خون در ناحیه، و حتی تحریک الکتریکی. هدف همه این تکنیکها کاهش کشیدگی فاسیال و عضله در منطقه و افزایش جریان خون است. جریان خون مواد مغذی و اکسیژن بیشتری به بافت آسیبدیده میرساند و بهبودی را سرعت میدهد.
روشهای مقرون به صرفهتر انجام دادن حرکات کششی است. دامنههای حرکتی برای ماهیچههایی که به مدت چندین ساعت تحت فشار و تنش ثابت ماندهاند، بسیار مفید است. به عنوان مثال، پس از مدتی نشستن، چند چرخش ساده شانه و چرخش گردن میتواند تا حدودی تنش آن عضلات را کاهش دهد و به جلوگیری یا کاهش تجمع گرههای عضلانی کمک کند.
روش دیگری که میتوانید در خانه امتحان کنید، رهاسازی میوفاسیال نام دارد. برای این کار میتوانید منطقه گره را به کمک غلتک فومی، توپ سخت یا حتی یک لوله پیویسی کوچک ماساژ دهید. برای مثال، اگر در گروه عضلات چهارسر در قسمت جلویی ران گرههایی دارید، میتوانید روی یک غلتک فومی دراز بکشید و پایتان را روی آن بهآرامی به جلو و عقب بغلتانید.
گرههای عضلانی با وجود آنکه دردناکاند، موردی نگرانکننده محسوب نمیشوند. به یاد داشته باشید که پایبندی به ورزش و حرکت در طول روز میتواند از ایجاد گرههای عضلانی جلوگیری کند.
🆔@ScientificDialectics
پنج روش رهاسازی «گرههای عضلانی»
گرههای عضلانی معمولا در عرض یک یا دو هفته خودبهخود از بین میرود اما برخی روشها میتواند این روند را تسریع کند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
کانورسیشن به نقل از زاکاری جیلن، فیزیولوژیست ورزشی که تاثیر ورزش بر سیستمهای مختلف بدن، از جمله سیستم عضلانی، قلبیــعروقی، تنفسی و عصبی را بررسی میکند، درباره دلیل ایجاد گرههای عضلانی و چگونگی تاثیر فشار بر عضلات و راه آزادسازی این گرهها توضیح میدهد.
گره عضلانی چیست؟
گرههایی که در عضلاتتان حس میکنید و به کوچکی یک تیله یا به بزرگی یک توپ گلفاند، به نام «نقاط ماشهای میوفاسیال» شناخته میشوند. فاسیا لایه نازکی از بافت همبند است که عضله را احاطه کرده است.
وقتی عضله شما آسیب میبیندــ حتی به مقدار کمــ میتواند به التهاب در نوارهای عضلانی و لایه فاسیال بالای آن منجر شود و این توده در واقع بافت ملتهب است. تودههای کوچک معمولا به لمس حساساند و میتوانند دامنه حرکت شما را محدود یا در اثر حرکات مختلف درد ایجاد کنند. گرههای عضلانی را نمیتوان در اسکنهای تصویربرداری پزشکی مشاهده کرد و محققان هنوز در تلاشاند سازوکارهای فیزیولوژیکی دقیق درون عضله را که باعث این واکنش میشوند، کشف کنند.
نقاط ماشهای میوفاسیال زمانی که عضله با یک حرکت تکراری جدید یا شدیدتر از حد معمول تحریک شود، به وجود میآیند. به عنوان مثال در ماهیچههایی که در طول روز تحت بیشترین فشار بودهاند، به وجود میآید. البته این گرهها تنها به دلیل فشار شدید ورزشی ایجاد نمیشوند و حتی نشستن طولانیمدت پشت میز هم میتواند به ماهیچهها فشار وارد کند و این عارضه را به دنبال داشته باشد.
چگونه از شر این گرهها خلاص شویم؟
اگر گرههای عضلانی دارید، یکی از سادهترین کارها صبر کردن است. ماهیچهها برای عادت کردن به حرکت جدید به زمان نیاز دارند. گرههای عضلانی معمولا در عرض یک یا دو هفته خودبهخود از بین میرود.
البته شما میتوانید با برخی راهکارها، فرایند بهبودی را تسریع کنید. برخی گزینهها عبارتاند از ماساژ، سوزن خشک یا Dry Needling، یعنی وارد کردن یک سوزن بسیار نازک به نقطه ماشه برای شکستن بخشی از بافت و افزایش جریان خون در ناحیه، و حتی تحریک الکتریکی. هدف همه این تکنیکها کاهش کشیدگی فاسیال و عضله در منطقه و افزایش جریان خون است. جریان خون مواد مغذی و اکسیژن بیشتری به بافت آسیبدیده میرساند و بهبودی را سرعت میدهد.
روشهای مقرون به صرفهتر انجام دادن حرکات کششی است. دامنههای حرکتی برای ماهیچههایی که به مدت چندین ساعت تحت فشار و تنش ثابت ماندهاند، بسیار مفید است. به عنوان مثال، پس از مدتی نشستن، چند چرخش ساده شانه و چرخش گردن میتواند تا حدودی تنش آن عضلات را کاهش دهد و به جلوگیری یا کاهش تجمع گرههای عضلانی کمک کند.
روش دیگری که میتوانید در خانه امتحان کنید، رهاسازی میوفاسیال نام دارد. برای این کار میتوانید منطقه گره را به کمک غلتک فومی، توپ سخت یا حتی یک لوله پیویسی کوچک ماساژ دهید. برای مثال، اگر در گروه عضلات چهارسر در قسمت جلویی ران گرههایی دارید، میتوانید روی یک غلتک فومی دراز بکشید و پایتان را روی آن بهآرامی به جلو و عقب بغلتانید.
گرههای عضلانی با وجود آنکه دردناکاند، موردی نگرانکننده محسوب نمیشوند. به یاد داشته باشید که پایبندی به ورزش و حرکت در طول روز میتواند از ایجاد گرههای عضلانی جلوگیری کند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Life
What are muscle knots? An exercise physiologist explains what those tight little lumps are and how to get rid of them
Researchers are still trying to figure out exactly what happens within muscle to create knots, also known as myofascial trigger points. But they do know some ways you can avoid or alleviate them.
❤3👍3
#دیالکتیک_علمی
🌐زمان برای دو فضانورد گرفتارشده در فضا چگونه میگذرد؟
محققانی که با تکیه بر رفتار ساکنان ایستگاههای تحقیقاتی قطب جنوب آثار زمان را بر روانشناسی و زیستشناسی انسان بررسی میکنند، میگویند انتظار در محیطهای سخت با انتظار در زندگی روزمره ممکن است بسیار متفاوت باشد
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
تصور اینکه دو فضانورد در فضا به دام افتادهاند، ممکن است شبیه به داستانهای هالیوودی به نظر برسد اما واقعیت این است که اکنون بوچ ویلمور و سونی ویلیامز در فضا گرفتار شدهاند. این دو که روز پنجم ژوئن (۱۶ خرداد) به فضا اعزام شدند، قرار بود تنها حدود هشت روز در ایستگاه فضایی بمانند اما بازگشت آنها به دلیل بروز مشکل در سیستم محرکه و نشت هلیوم که طی سفر ایجاد شد، تا زمانی نامعلوم به تعویق افتاده است.
ناسا و بویینگ ممکن است طی روزهای آینده، ایمن بودن استارلاینر را برای بازگرداندن این فضانوردان به زمین تایید کنند. اگر چنین شود، مدت اقامت آنها در فضا چندان هم طولانی نخواهد شد. اما اگر مقامهای ناسا و بویینگ به این نتیجه برسند که استارلاینر ایمن و مناسب نیست، این دو فضانورد ممکن است مجبور شوند تا شش ماه دیگر در مدار منتظر بمانند تا فرصتی برای بازگشت پیدا کنند.
این تاخیر پیشبینیبینینشده و غیرمنتظره دردناک به نظر میرسد. بهراستی این فضانوردان چگونه با چنین انتظار طولانی کنار میآیند؟
انتظار کشیدن حتی در بهترین شرایط، هم دشوار است. در شرایط عادی، انتظار کشیدن ممکن است خستهکننده و اضطرابآور باشد اما در شرایط حاد با خطرات بالا، میتواند به نوعی عذاب دائمی تبدیل شود.
یکی از دلایلی که انتظار را سخت میکند، تحریف حس گذر زمان است. آخرین باری را به یاد بیاورید که منتظر یک قطار بودید و تاخیر داشت، یا در انتظار دریافت نتایج یک آزمایش یا پیامی از شریک جدید زندگیتان بودید. زمان بهسرعت میگذشت یا بهکندی؟ برای اکثر افراد، زمان انتظار در چنین شرایطی کند میگذرد. در نتیجه، تاخیرها و دورههای انتظار در این حالت اغلب بسیار طولانیتر از واقعیت به نظر میرسند.
انتظار حس گذر زمان را برای ما کند میکند، زیرا مدت زمانی که درباره زمان فکر میکنیم، تغییر میکند. در زندگی روزمره، اغلب به زمان توجه نمیکنیم. مغز ما ظرفیت محدودی دارد. اگر زمان مهم نباشد، به آن فکر نمیکنیم و این کمک میکند که زمان سریعتر بگذرد.
اما وقتی در حالت انتظار به سر میبریم، تمایل ما به دانستن اینکه انتظار کی به پایان میرسد، میزان تفکر ما درباره زمان را افزایش میدهد. این «مدام به ساعت نگاه کردن» ممکن است سبب شود دقایق و ساعتها به سرعت لاکپشت حرکت کنند. استرس، ناراحتی و درد این اثر را تشدید میکنند و باعث میشوند که انتظار در شرایط دشوار حتی طولانیتر به نظر برسد.
انتظار حس گذر زمان را برای ما کند میکند، چون بر آنچه انجام میدهیم و احساسی که داریم، تاثیر میگذارد. زندگی روزمره همه ما شلوغ و پر از فعالیتها و تعاملات متنوع است. اما نیاز ناگهانی به انتظار، ممکن است جریان زندگی را متوقف کند و اغلب ما را با بدون کار دیگری رها میکند که این به نوبه خود باعث افزایش بیحوصلگی و خستگی میشود.
در مجموع، میتوان گفت زمانی که با فعالیت پر شود، سریعتر میگذرد. همه ما در دوران قرنطینه کووید این را تجربه کردهایم. زمانی که در خانه محبوس بودیم و نمیتوانستیم دوستانمان را ببینیم و در فعالیتهای روزمره شرکت کنیم، از دست دادن روال عادی و مشغولیتها سبب شد برای بسیاری از ما زمان بهکندی بگذرد.
برای فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بینالمللی گرفتار شدهاند، اگر قرار باشد ماههای آینده در فضا بمانند، نگرانی درباره زمان بازگشت، فرصتهای محدود برای فعالیت و تماسهای کمتر با دوستان و خانواده ترکیب و باعث میشود انتظار برای بازگشت به خانه بهمراتب طولانیتر از شش ماه به نظر برسد.
با این حال، محققانی که با تکیه بر رفتار ساکنان ایستگاههای تحقیقاتی قطب جنوب آثار زمان را بر روانشناسی و زیستشناسی انسان بررسی میکنند، میگویند انتظار در محیطهای سخت با انتظار در زندگی روزمره ممکن است بسیار متفاوت باشد.
🌐زمان برای دو فضانورد گرفتارشده در فضا چگونه میگذرد؟
محققانی که با تکیه بر رفتار ساکنان ایستگاههای تحقیقاتی قطب جنوب آثار زمان را بر روانشناسی و زیستشناسی انسان بررسی میکنند، میگویند انتظار در محیطهای سخت با انتظار در زندگی روزمره ممکن است بسیار متفاوت باشد
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
تصور اینکه دو فضانورد در فضا به دام افتادهاند، ممکن است شبیه به داستانهای هالیوودی به نظر برسد اما واقعیت این است که اکنون بوچ ویلمور و سونی ویلیامز در فضا گرفتار شدهاند. این دو که روز پنجم ژوئن (۱۶ خرداد) به فضا اعزام شدند، قرار بود تنها حدود هشت روز در ایستگاه فضایی بمانند اما بازگشت آنها به دلیل بروز مشکل در سیستم محرکه و نشت هلیوم که طی سفر ایجاد شد، تا زمانی نامعلوم به تعویق افتاده است.
ناسا و بویینگ ممکن است طی روزهای آینده، ایمن بودن استارلاینر را برای بازگرداندن این فضانوردان به زمین تایید کنند. اگر چنین شود، مدت اقامت آنها در فضا چندان هم طولانی نخواهد شد. اما اگر مقامهای ناسا و بویینگ به این نتیجه برسند که استارلاینر ایمن و مناسب نیست، این دو فضانورد ممکن است مجبور شوند تا شش ماه دیگر در مدار منتظر بمانند تا فرصتی برای بازگشت پیدا کنند.
این تاخیر پیشبینیبینینشده و غیرمنتظره دردناک به نظر میرسد. بهراستی این فضانوردان چگونه با چنین انتظار طولانی کنار میآیند؟
انتظار کشیدن حتی در بهترین شرایط، هم دشوار است. در شرایط عادی، انتظار کشیدن ممکن است خستهکننده و اضطرابآور باشد اما در شرایط حاد با خطرات بالا، میتواند به نوعی عذاب دائمی تبدیل شود.
یکی از دلایلی که انتظار را سخت میکند، تحریف حس گذر زمان است. آخرین باری را به یاد بیاورید که منتظر یک قطار بودید و تاخیر داشت، یا در انتظار دریافت نتایج یک آزمایش یا پیامی از شریک جدید زندگیتان بودید. زمان بهسرعت میگذشت یا بهکندی؟ برای اکثر افراد، زمان انتظار در چنین شرایطی کند میگذرد. در نتیجه، تاخیرها و دورههای انتظار در این حالت اغلب بسیار طولانیتر از واقعیت به نظر میرسند.
انتظار حس گذر زمان را برای ما کند میکند، زیرا مدت زمانی که درباره زمان فکر میکنیم، تغییر میکند. در زندگی روزمره، اغلب به زمان توجه نمیکنیم. مغز ما ظرفیت محدودی دارد. اگر زمان مهم نباشد، به آن فکر نمیکنیم و این کمک میکند که زمان سریعتر بگذرد.
اما وقتی در حالت انتظار به سر میبریم، تمایل ما به دانستن اینکه انتظار کی به پایان میرسد، میزان تفکر ما درباره زمان را افزایش میدهد. این «مدام به ساعت نگاه کردن» ممکن است سبب شود دقایق و ساعتها به سرعت لاکپشت حرکت کنند. استرس، ناراحتی و درد این اثر را تشدید میکنند و باعث میشوند که انتظار در شرایط دشوار حتی طولانیتر به نظر برسد.
انتظار حس گذر زمان را برای ما کند میکند، چون بر آنچه انجام میدهیم و احساسی که داریم، تاثیر میگذارد. زندگی روزمره همه ما شلوغ و پر از فعالیتها و تعاملات متنوع است. اما نیاز ناگهانی به انتظار، ممکن است جریان زندگی را متوقف کند و اغلب ما را با بدون کار دیگری رها میکند که این به نوبه خود باعث افزایش بیحوصلگی و خستگی میشود.
در مجموع، میتوان گفت زمانی که با فعالیت پر شود، سریعتر میگذرد. همه ما در دوران قرنطینه کووید این را تجربه کردهایم. زمانی که در خانه محبوس بودیم و نمیتوانستیم دوستانمان را ببینیم و در فعالیتهای روزمره شرکت کنیم، از دست دادن روال عادی و مشغولیتها سبب شد برای بسیاری از ما زمان بهکندی بگذرد.
برای فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بینالمللی گرفتار شدهاند، اگر قرار باشد ماههای آینده در فضا بمانند، نگرانی درباره زمان بازگشت، فرصتهای محدود برای فعالیت و تماسهای کمتر با دوستان و خانواده ترکیب و باعث میشود انتظار برای بازگشت به خانه بهمراتب طولانیتر از شش ماه به نظر برسد.
با این حال، محققانی که با تکیه بر رفتار ساکنان ایستگاههای تحقیقاتی قطب جنوب آثار زمان را بر روانشناسی و زیستشناسی انسان بررسی میکنند، میگویند انتظار در محیطهای سخت با انتظار در زندگی روزمره ممکن است بسیار متفاوت باشد.
👍3
یک سال در قطب جنوب
در حالی که شش ماه اقامت در ایستگاه فضایی بینالمللی ممکن است برای بسیاری از مردم کابوس به نظر برسد، برای دانشمندانی که مدت زمان طولانی را در محیطهای سخت و ایزوله سپری میکنند، غیرمعمول نیست.
سازمانهایی که از ایستگاههای تحقیقاتی در قطب جنوب استفاده میکند، هر سال تیمهای پژوهشی خود را برای تحقیقات حتی تا مدت ۱۶ ماه به این قاره یخی اعزام میکنند.
این افراد طی شرایط زمستان قطبی، از ماه مارس تا اکتبر، شش ماه را در تاریکی تقریبا کامل سپری میکنند و از ماه مه تا اوت نیز در تاریکی کامل و با دمای تا منفی ۶۰ درجه سانتیگراد، سرعت باد ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت و طوفانهایی که تقریبا همه فعالیتهای بیرونی را متوقف میکنند، روبرو میشوند. افزون بر این، پوشش محدود اینترنت نیز میتواند مانع از برقراری ارتباط مداوم با جهان خارج شود.
نویسنده مقاله کانورسیشن مینویسد: «ما در طول یک سال گذشته، درباره تاثیر زندگی در قطب جنوب بر تجربه افراد از زمان تحقیقاتی انجام دادهایم. هر ماه از اعضای تیمها پرسیدهایم که زمان، در مقایسه با قبل از ماموریتشان، چگونه به نظر میرسد.»
شاید انتظار داشته باشید که با محبوس بودن در پایگاه و محدودیت تماس با دنیای خارج زمان به کندی بگذرد. با این حال، نتایج تحقیقات ما نشان میدهد که این همیشه هم درست نیست.
تحلیل تجربیات اعضای تیمهای مستقر در قطب جنوب نشان داد که مشغول بودن مداوم به کارهای پیچیده مثل پژوهشهای علمی به آنها کمک میکند حس کنند زمان سریعتر میگذرد. بر مبنای ۸۰ درصد از پاسخهای اعضای تیمهای مستقر در قطب جنوب، زمان در قطب جنوب بهسرعت میگذرد. تنها سه درصد از پاسخها نشان داد که زمان واقعا بهکندی میگذرد. این گزارشها نیز اغلب مربوط به زمانهایی بودند که شبها طولانی بود و کارهای کمی برای انجام دادن وجود داشت.
این تجربیات میتواند برای فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بینالمللی گیر افتادهاند، نیز امیدوارکننده باشد. این فضانوردان نیز مثل ساکنان یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب جنوب، زندگی شلوغی دارند که در آن به تمرکز و فعالیتهای ذهنی زیادی نیاز است. این عوامل ممکن است کمک کند زمان برای آنها سریعتر بگذرد.
با این حال، یک عامل کلیدی در تحمل انتظار آنها احتمالا توانایی آنها در تحمل «فقدان قطعیت» خواهد بود. بوچ ویلمور و سونی ویلیامز زمانشان را در فضایی معادل با فضای داخلی یک هواپیمای بویینگ ۷۴۷ خواهند گذراند. اما اطلاعات بهتر در مورد زمان وقوع رویدادها و دلایل تاخیرها میتواند به این افراد کمک کند تا انتظار را بهتر تحمل کنند و آثار منفی آن بر سلامت روانشان را کاهش دهند.
گزارش وبسایت کانورسیشن
🆔@ScientificDialectics
در حالی که شش ماه اقامت در ایستگاه فضایی بینالمللی ممکن است برای بسیاری از مردم کابوس به نظر برسد، برای دانشمندانی که مدت زمان طولانی را در محیطهای سخت و ایزوله سپری میکنند، غیرمعمول نیست.
سازمانهایی که از ایستگاههای تحقیقاتی در قطب جنوب استفاده میکند، هر سال تیمهای پژوهشی خود را برای تحقیقات حتی تا مدت ۱۶ ماه به این قاره یخی اعزام میکنند.
این افراد طی شرایط زمستان قطبی، از ماه مارس تا اکتبر، شش ماه را در تاریکی تقریبا کامل سپری میکنند و از ماه مه تا اوت نیز در تاریکی کامل و با دمای تا منفی ۶۰ درجه سانتیگراد، سرعت باد ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت و طوفانهایی که تقریبا همه فعالیتهای بیرونی را متوقف میکنند، روبرو میشوند. افزون بر این، پوشش محدود اینترنت نیز میتواند مانع از برقراری ارتباط مداوم با جهان خارج شود.
نویسنده مقاله کانورسیشن مینویسد: «ما در طول یک سال گذشته، درباره تاثیر زندگی در قطب جنوب بر تجربه افراد از زمان تحقیقاتی انجام دادهایم. هر ماه از اعضای تیمها پرسیدهایم که زمان، در مقایسه با قبل از ماموریتشان، چگونه به نظر میرسد.»
شاید انتظار داشته باشید که با محبوس بودن در پایگاه و محدودیت تماس با دنیای خارج زمان به کندی بگذرد. با این حال، نتایج تحقیقات ما نشان میدهد که این همیشه هم درست نیست.
تحلیل تجربیات اعضای تیمهای مستقر در قطب جنوب نشان داد که مشغول بودن مداوم به کارهای پیچیده مثل پژوهشهای علمی به آنها کمک میکند حس کنند زمان سریعتر میگذرد. بر مبنای ۸۰ درصد از پاسخهای اعضای تیمهای مستقر در قطب جنوب، زمان در قطب جنوب بهسرعت میگذرد. تنها سه درصد از پاسخها نشان داد که زمان واقعا بهکندی میگذرد. این گزارشها نیز اغلب مربوط به زمانهایی بودند که شبها طولانی بود و کارهای کمی برای انجام دادن وجود داشت.
این تجربیات میتواند برای فضانوردانی که در ایستگاه فضایی بینالمللی گیر افتادهاند، نیز امیدوارکننده باشد. این فضانوردان نیز مثل ساکنان یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب جنوب، زندگی شلوغی دارند که در آن به تمرکز و فعالیتهای ذهنی زیادی نیاز است. این عوامل ممکن است کمک کند زمان برای آنها سریعتر بگذرد.
با این حال، یک عامل کلیدی در تحمل انتظار آنها احتمالا توانایی آنها در تحمل «فقدان قطعیت» خواهد بود. بوچ ویلمور و سونی ویلیامز زمانشان را در فضایی معادل با فضای داخلی یک هواپیمای بویینگ ۷۴۷ خواهند گذراند. اما اطلاعات بهتر در مورد زمان وقوع رویدادها و دلایل تاخیرها میتواند به این افراد کمک کند تا انتظار را بهتر تحمل کنند و آثار منفی آن بر سلامت روانشان را کاهش دهند.
گزارش وبسایت کانورسیشن
🆔@ScientificDialectics
ScienceAlert
How Might Months Stranded in Space Affect Astronauts' Sense of Time?
It might not be so bad.
❤1🔥1🙏1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐عنکبوت کرم شبتاب نر را وادار به تقلید رفتار ماده میکند تا نرهای بیشتری شکار کند
یافتههای پژوهشی جدید نشان میدهد که نورافشانی کرم شبتاب نر گرفتار در تور عنکبوت شبیه نور تکپالسی به نظر میرسد که مادهها برای جذب نرها استفاده میکنند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
دانشمندان چینی دریافتهاند که عنکبوت گردباف از کرمهای شبتابی که در تارش گرفتار شدهاند برای فریب و به دام انداختن تعداد بیشتری از این گونه برای وعده غذایی بعدی استفاده میکند.
کرمهای شبتاب ابسکوندیتا ترمینالیس (Abscondita terminalis) با استفاده از سلولهای نورافشان روی شکمشان با سایر کرمهای شبتاب این گونه ارتباط برقرار میکنند؛ نرهای این گونه درخشش چندپالسی و مادهها درخشش تکپالسی دارند.
یافتههای پژوهشگران نشان میدهد که عنکبوت ارانوس ونتریکوسس (Araneus ventricosus) کرم شبتابهای نر گرفتار در تارش را فریب میدهد تا درخششهای مادهها را تقلید کنند که نرهای دیگر را به دام بیندازد.
پژوهشگران در تحقیقی که در نشریه «زیستشناسی امروز» (Current Biology) منتشر شده است، نوشتند: «نتیجه اینکه کرمهای شبتاب نر بهدامافتاده پیامهای نادرستی پخش میکنند که کرم شبتابهای نر بیشتری را به داخل تار میکشاند.»
این پژوهش پس از آن آغاز شد که یکی از نویسندگانش، شینهوا فو از دانشگاه کشاورزی هواژونگ در چین، وقتی در مزرعه بود، کرم شبتابهای نر گرفتار در تار عنکبوتهای گردباف را مشاهده کرد. او متوجه شد که بهندرت کرم شبتاب مادهای [در تار] دیده میشود.
دانشمندان پژوهشهای میدانی انجام دادند تا هم رفتار عنکبوت و هم پیامهای کرم شبتاب را مشاهده کنند.
آنها دریافتند که وقتی عنکبوت حضور داشت کرم شبتابهای نری که در تور به دام میافتادند بهمراتب بیشتر از وقتی بود که عنکبوت آن اطراف نبود.
تحلیل و بررسی بیشتر نشان داد که پیامهای کرم شبتابهای نر گرفتار در تور شبیه نور تکپالسی به نظر میرسد که مادهها برای جذب نرها استفاده میکنند.
اما به نظر میرسید کرم شبتابهای گرفتار وقتی در نبود عنکبوت در تور تنها بودند، بهندرت نرهای دیگر را فریب میدادند.
دانشمندان احتمال دادند که عنکبوت پیام کرم شبتاب نر را تغییر میدهد.
دایچین لی، نویسنده دیگر این پژوهش، گفت: «در حالی که چشمهای عنکبوت گردباف معمولا دقت مکانی محدودی دارد، آنها برای تشخیص پیامهای درخشش نور، بهجای دقت مکانی به دقت زمانی متکیاند.»
او گفت: «عنکبوت با تشخیص پیامهای زیستتابی کرم شبتابهای نر گرفتار، یک روش تخصصی مدیریت شکار را به کار میگیرد که حملات مکرر پیچش و گزش را شامل میشود.»
پژوهشگران خواستار انجام پژوهشهای بیشتر در این زمینه شدند تا مشخص شود که آیا سم عنکبوت در دستکاری الگوی نورافشانی کرم شبتاب گرفتار نقشی دارد یا خیر.
این پژوهش نشان میدهد که برخی حیوانات میتوانند رفتار طعمههای بسیار خاص را دستکاری کنند و تغییر دهند. هنوز نمونههای بیشتر چنین مواردی در سایر موجودات در طبیعت کشف نشده است.
https://ca.news.yahoo.com/spider-uses-male-fireflies-glowing-113301449.html
🆔@ScientificDialectics
🌐عنکبوت کرم شبتاب نر را وادار به تقلید رفتار ماده میکند تا نرهای بیشتری شکار کند
یافتههای پژوهشی جدید نشان میدهد که نورافشانی کرم شبتاب نر گرفتار در تور عنکبوت شبیه نور تکپالسی به نظر میرسد که مادهها برای جذب نرها استفاده میکنند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
دانشمندان چینی دریافتهاند که عنکبوت گردباف از کرمهای شبتابی که در تارش گرفتار شدهاند برای فریب و به دام انداختن تعداد بیشتری از این گونه برای وعده غذایی بعدی استفاده میکند.
کرمهای شبتاب ابسکوندیتا ترمینالیس (Abscondita terminalis) با استفاده از سلولهای نورافشان روی شکمشان با سایر کرمهای شبتاب این گونه ارتباط برقرار میکنند؛ نرهای این گونه درخشش چندپالسی و مادهها درخشش تکپالسی دارند.
یافتههای پژوهشگران نشان میدهد که عنکبوت ارانوس ونتریکوسس (Araneus ventricosus) کرم شبتابهای نر گرفتار در تارش را فریب میدهد تا درخششهای مادهها را تقلید کنند که نرهای دیگر را به دام بیندازد.
پژوهشگران در تحقیقی که در نشریه «زیستشناسی امروز» (Current Biology) منتشر شده است، نوشتند: «نتیجه اینکه کرمهای شبتاب نر بهدامافتاده پیامهای نادرستی پخش میکنند که کرم شبتابهای نر بیشتری را به داخل تار میکشاند.»
این پژوهش پس از آن آغاز شد که یکی از نویسندگانش، شینهوا فو از دانشگاه کشاورزی هواژونگ در چین، وقتی در مزرعه بود، کرم شبتابهای نر گرفتار در تار عنکبوتهای گردباف را مشاهده کرد. او متوجه شد که بهندرت کرم شبتاب مادهای [در تار] دیده میشود.
دانشمندان پژوهشهای میدانی انجام دادند تا هم رفتار عنکبوت و هم پیامهای کرم شبتاب را مشاهده کنند.
آنها دریافتند که وقتی عنکبوت حضور داشت کرم شبتابهای نری که در تور به دام میافتادند بهمراتب بیشتر از وقتی بود که عنکبوت آن اطراف نبود.
تحلیل و بررسی بیشتر نشان داد که پیامهای کرم شبتابهای نر گرفتار در تور شبیه نور تکپالسی به نظر میرسد که مادهها برای جذب نرها استفاده میکنند.
اما به نظر میرسید کرم شبتابهای گرفتار وقتی در نبود عنکبوت در تور تنها بودند، بهندرت نرهای دیگر را فریب میدادند.
دانشمندان احتمال دادند که عنکبوت پیام کرم شبتاب نر را تغییر میدهد.
دایچین لی، نویسنده دیگر این پژوهش، گفت: «در حالی که چشمهای عنکبوت گردباف معمولا دقت مکانی محدودی دارد، آنها برای تشخیص پیامهای درخشش نور، بهجای دقت مکانی به دقت زمانی متکیاند.»
او گفت: «عنکبوت با تشخیص پیامهای زیستتابی کرم شبتابهای نر گرفتار، یک روش تخصصی مدیریت شکار را به کار میگیرد که حملات مکرر پیچش و گزش را شامل میشود.»
پژوهشگران خواستار انجام پژوهشهای بیشتر در این زمینه شدند تا مشخص شود که آیا سم عنکبوت در دستکاری الگوی نورافشانی کرم شبتاب گرفتار نقشی دارد یا خیر.
این پژوهش نشان میدهد که برخی حیوانات میتوانند رفتار طعمههای بسیار خاص را دستکاری کنند و تغییر دهند. هنوز نمونههای بیشتر چنین مواردی در سایر موجودات در طبیعت کشف نشده است.
https://ca.news.yahoo.com/spider-uses-male-fireflies-glowing-113301449.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Spider uses male fireflies as glowing bait to catch more prey
Researchers suspect there may be similar yet undiscovered examples of animals tricking prey to trap more of same species
😱1
چگونه افکارمان میتوانند معدهمان را فریب دهند!؟
دکتر کرام یک روانشناس بالینی است که چند سال قبل یک تحقیق جالب انجام داد که به «آزمایش میلکشیک» مشهور شد: او شرکتکنندگان تحقیق را به دو گروه تقسیم کرد و به هر کدام یک لیوان میلکشیک داد.
به گروه اول گفته شده میلک شیک شما کم کالری (تنها ۱۴۰ کالری) و فاقد قند و چربی است. به گروه دوم گفته شد که میلکشیک شما پُرکالری (۶۲۰ کالری) و حاوی افزودنیهای قند و چربی است.
اما نکته پنهان این بود که میلکشیک هر دو گروه یکسان و فقط برچسب روی آنها تفاوت داشت! هر دو میلک شیک حاوی ۳۰۰ کالری و در واقع از نظر انرژی در حد متوسط قرار داشت.
پیش از نوشیدن میلکشیک و بعد از نوشیدن آن میزان یک هورمون به نام «گرلین» در خون شرکتکنندگان اندازه گرفته شد. گرلین از معده ترشح میشود و به هورمون گرسنگی مشهور است. وقتی این هورمون ترشح میشود به مغز علامت میدهد که به دنبال غذا باشیم. این هورمون ضمنا متابولیسم را هم کاهش میدهد تا اگر غذا پیدا نکردیم دچار کمبود انرژی نشویم.
نتیجه آزمایش گرلین شرکتکنندگان بعد از نوشیدن میلکشیک باورکردنی نبود: میزان کاهش این هورمون در آنهایی که «تصور میکردند» نسخه پرکالری را خوردهاند، سه برابر افرادی بود که فکر میکردند نسخه کمکالری را نوشیدهاند!
سالها تصور پژوهشگران این بوده که گرلین بر اساس حجم و کالری غذای دریافتیمان تنظیم میشود. اما این پژوهش به وضوح نشان داده شد که طرز تفکر (Mindset) ما تا چه حد روی آن تاثیرگذار است.
دکتر کرام تحقیقات متعدد دیگری هم در رابطه با تاثیر طرز تفکر روی فیزیولوژی بدن انسان انجام داده و یکی از پیشنهادهای کلیدیاش این است که اگر هنگام مصرف غذا، از زاویه «کافی بودن» به وعده مصرفیمان نگاه کنیم، نتیجهاش کاهش اشتها و افزایش متابولیسممان خواهد بود.
دکتر علیاصغر هنرمند
Source
-
🆔@ScientificDialectics
دکتر کرام یک روانشناس بالینی است که چند سال قبل یک تحقیق جالب انجام داد که به «آزمایش میلکشیک» مشهور شد: او شرکتکنندگان تحقیق را به دو گروه تقسیم کرد و به هر کدام یک لیوان میلکشیک داد.
به گروه اول گفته شده میلک شیک شما کم کالری (تنها ۱۴۰ کالری) و فاقد قند و چربی است. به گروه دوم گفته شد که میلکشیک شما پُرکالری (۶۲۰ کالری) و حاوی افزودنیهای قند و چربی است.
اما نکته پنهان این بود که میلکشیک هر دو گروه یکسان و فقط برچسب روی آنها تفاوت داشت! هر دو میلک شیک حاوی ۳۰۰ کالری و در واقع از نظر انرژی در حد متوسط قرار داشت.
پیش از نوشیدن میلکشیک و بعد از نوشیدن آن میزان یک هورمون به نام «گرلین» در خون شرکتکنندگان اندازه گرفته شد. گرلین از معده ترشح میشود و به هورمون گرسنگی مشهور است. وقتی این هورمون ترشح میشود به مغز علامت میدهد که به دنبال غذا باشیم. این هورمون ضمنا متابولیسم را هم کاهش میدهد تا اگر غذا پیدا نکردیم دچار کمبود انرژی نشویم.
نتیجه آزمایش گرلین شرکتکنندگان بعد از نوشیدن میلکشیک باورکردنی نبود: میزان کاهش این هورمون در آنهایی که «تصور میکردند» نسخه پرکالری را خوردهاند، سه برابر افرادی بود که فکر میکردند نسخه کمکالری را نوشیدهاند!
سالها تصور پژوهشگران این بوده که گرلین بر اساس حجم و کالری غذای دریافتیمان تنظیم میشود. اما این پژوهش به وضوح نشان داده شد که طرز تفکر (Mindset) ما تا چه حد روی آن تاثیرگذار است.
دکتر کرام تحقیقات متعدد دیگری هم در رابطه با تاثیر طرز تفکر روی فیزیولوژی بدن انسان انجام داده و یکی از پیشنهادهای کلیدیاش این است که اگر هنگام مصرف غذا، از زاویه «کافی بودن» به وعده مصرفیمان نگاه کنیم، نتیجهاش کاهش اشتها و افزایش متابولیسممان خواهد بود.
دکتر علیاصغر هنرمند
Source
-
🆔@ScientificDialectics
❤7👏2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐فائو: بیش از شش درصد جمعیت ایران سوءتغذیه دارند
تازهترین گزارش فائو، سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد، نشان میدهد که بیش از شش درصد جمعیت ایران با مشکل سوءتغذیه مواجهاند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
بر مبنای این گزارش که با عنوان «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان» جایگاه کشورهای مختلف را از نظر امنیت و ناامنی غذایی بررسی کرده است، ایران در میان ۱۶۷ کشور جهان رتبه ۹۰ را دارد. به این معنی که وضعیت امنیت غذایی دستکم در ۸۹ کشور جهان از ایران بهتر است و ۷۷ کشور جهان نیز نسبت به ایران وضعیت وخیمتری دارند.
بر اساس این ردهبندی، ماداگاسکار، بالاترین میزان سوءتغذیه در جهان را دارد؛ به طوری که بیش از ۵۱ درصد مردم این کشور با ناامنی غذایی مواجهاند. کمترین میزان سوءتغذیه نیز در کشورهای امارات متحده عربی، اتریش، چین، فرانسه، آلمان و آمریکا گزارش شده است. در این کشورها کمتر از ۲.۵ درصد مردم سوءتغذیه دارند.
سوءتغذیه کودکان را بیشتر از دیگر گروههای سنی هدف قرار میدهد. گزارش اخیر فائو نیز نشان میدهد که در سراسر جهان نزدیک به ۱۵۰ میلیون کودک زیر پنج سال دچار فقر غذاییاند و به همین دلیل فرایند رشد آنها مختل شده است.
🆔@ScientificDialectics
🌐فائو: بیش از شش درصد جمعیت ایران سوءتغذیه دارند
تازهترین گزارش فائو، سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد، نشان میدهد که بیش از شش درصد جمعیت ایران با مشکل سوءتغذیه مواجهاند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
بر مبنای این گزارش که با عنوان «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان» جایگاه کشورهای مختلف را از نظر امنیت و ناامنی غذایی بررسی کرده است، ایران در میان ۱۶۷ کشور جهان رتبه ۹۰ را دارد. به این معنی که وضعیت امنیت غذایی دستکم در ۸۹ کشور جهان از ایران بهتر است و ۷۷ کشور جهان نیز نسبت به ایران وضعیت وخیمتری دارند.
بر اساس این ردهبندی، ماداگاسکار، بالاترین میزان سوءتغذیه در جهان را دارد؛ به طوری که بیش از ۵۱ درصد مردم این کشور با ناامنی غذایی مواجهاند. کمترین میزان سوءتغذیه نیز در کشورهای امارات متحده عربی، اتریش، چین، فرانسه، آلمان و آمریکا گزارش شده است. در این کشورها کمتر از ۲.۵ درصد مردم سوءتغذیه دارند.
سوءتغذیه کودکان را بیشتر از دیگر گروههای سنی هدف قرار میدهد. گزارش اخیر فائو نیز نشان میدهد که در سراسر جهان نزدیک به ۱۵۰ میلیون کودک زیر پنج سال دچار فقر غذاییاند و به همین دلیل فرایند رشد آنها مختل شده است.
🆔@ScientificDialectics
openknowledge.fao.org
The State of Food Security and Nutrition in the World 2024
Six years from 2030, hunger and food insecurity trends are not yet moving in the right direction to end hunger and food insecurity (SDG Target 2.1) by 2030. The indicators of progress towards global nutrition targets similarly show that the world is not on…
😱2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐کشف ردپای فسیلی مشابه در دو سوی اقیانوس؛ دایناسورها از طریق یک «بزرگراه باستانی» در ارتباط بودهاند
دیرینهشناسان مجموعهای از ردپاهای یکسان را در آفریقا و آمریکای جنوبی کشف کردهاند که نشان میدهد دایناسورها ۱۲۰ میلیون سال پیش و قبل از جدا شدن دو قاره، از طریق نوعی «بزرگراه» زمینی بین دو خشکی با هم در ارتباط بودهاند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
بیش از ۲۶۰ ردپای دایناسور، که متعلق به دوره کرتاسه پیشین بوده و در برزیل و کامرون پیدا شدهاند، اکنون بیش از ۶ هزار کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند و در دو طرف مخالف اقیانوس اطلس واقع شدهاند.
لوئیس جاکوبز، دیرینهشناس در دانشگاه متدیست جنوبی در تگزاس و نویسنده اصلی مطالعه، گفت که ردپاها از نظر قدمت، شکل و زمینه زمینشناسی مشابه هستند.
وی اضافه کرد: «یکی از متاخرترین و باریکترین نوارهای اتصال زمینشناسی بین آفریقا و آمریکای جنوبی، ناحیه شمال شرقی برزیل بوده که در مقابل سواحل کنونی کامرون در امتداد خلیج گینه قرار داشته است. دو قاره در امتداد آن از طریق یک مسیر به هم متصل بودهاند، به طوری که حیوانات در دو سمت به طور بالقوه میتوانستند در سراسر آن حرکت کنند.»
ردپاها در لایهای ماسهای سنگی نازک در دشت سیلابی منطقه بوربورمای برزیل و در گل و لای فسیلشده در حوضه کوم کامرون یافت شدهاند.
دیرینهشناسان با محاسبه قد، محدوده سرعت و توده بدنی برای هر نوع رد پا به این نتیجه رسیدند که گونههای دایناسورها در دو قاره مشابه بوده و اکثر آنها را دایناسورهای «تروپود» تشکیل میدادند که با سه پنجه و استخوانهای توخالی شناخته میشوند.
چند فسیل دیگر به احتمال زیاد توسط «ساروپودها»ی چهارپا با گردن و دم بلند یا «اورنیتیشیها» با ساختار لگنی مشابه پرندگان ایجاد شدهاند.
در کنار این ردپاها، محققان همچنین حوضههای نیمه گرابن (ساختارهای زمینشناسی که هنگام جدا شدن پوسته زمین شکل میگیرند) را پیدا کردهاند.
دیرینهشناسان میگویند قدمت رسوبات رودخانه و دریاچه در حوضههای حاوی گرده فسیلی به احتمالاً ۱۲۰ میلیون سال پیش میرسد.
ابر قاره «گندوآنا» که حدود ۱۸۰ میلیون سال در پی فعل و انفعالات زمینشناسی از ابرقاره عظیم «پانگهآ» جدا شد، شامل چندین خشکی از جمله قارههای آمریکای جنوبی، آفریقا، استرالیا و جنوبگان میشد.
حدود ۱۴۰ میلیون سال پیش، آفریقا و آمریکای جنوبی شروع به جدا شدن از هم کردند. این جدایی باعث شد شکافهایی در پوسته زمین و در امتداد نقاط گسست ظاهر شود. بعدتر اقیانوس اطلس جنوبی فضای بین دو قاره تازه تشکیلشده را پر کرد.
دانشمندان میگویند این مسیرها نشان میدهند که چگونه حرکت عظیم پوسته زمین، پیش از اینکه ابرقارهها به هفت قارهای که امروز میشناسیم تقسیم شوند، شرایط ایدهآلی را برای دایناسورها ایجاد کرد.
نتایج تحقیقات تازه در نشریه علمی «موزه تاریخ طبیعی و علوم نیومکزیکو» منتشر شده است.
🆔@ScientificDialectics
🌐کشف ردپای فسیلی مشابه در دو سوی اقیانوس؛ دایناسورها از طریق یک «بزرگراه باستانی» در ارتباط بودهاند
دیرینهشناسان مجموعهای از ردپاهای یکسان را در آفریقا و آمریکای جنوبی کشف کردهاند که نشان میدهد دایناسورها ۱۲۰ میلیون سال پیش و قبل از جدا شدن دو قاره، از طریق نوعی «بزرگراه» زمینی بین دو خشکی با هم در ارتباط بودهاند
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
بیش از ۲۶۰ ردپای دایناسور، که متعلق به دوره کرتاسه پیشین بوده و در برزیل و کامرون پیدا شدهاند، اکنون بیش از ۶ هزار کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند و در دو طرف مخالف اقیانوس اطلس واقع شدهاند.
لوئیس جاکوبز، دیرینهشناس در دانشگاه متدیست جنوبی در تگزاس و نویسنده اصلی مطالعه، گفت که ردپاها از نظر قدمت، شکل و زمینه زمینشناسی مشابه هستند.
وی اضافه کرد: «یکی از متاخرترین و باریکترین نوارهای اتصال زمینشناسی بین آفریقا و آمریکای جنوبی، ناحیه شمال شرقی برزیل بوده که در مقابل سواحل کنونی کامرون در امتداد خلیج گینه قرار داشته است. دو قاره در امتداد آن از طریق یک مسیر به هم متصل بودهاند، به طوری که حیوانات در دو سمت به طور بالقوه میتوانستند در سراسر آن حرکت کنند.»
ردپاها در لایهای ماسهای سنگی نازک در دشت سیلابی منطقه بوربورمای برزیل و در گل و لای فسیلشده در حوضه کوم کامرون یافت شدهاند.
دیرینهشناسان با محاسبه قد، محدوده سرعت و توده بدنی برای هر نوع رد پا به این نتیجه رسیدند که گونههای دایناسورها در دو قاره مشابه بوده و اکثر آنها را دایناسورهای «تروپود» تشکیل میدادند که با سه پنجه و استخوانهای توخالی شناخته میشوند.
چند فسیل دیگر به احتمال زیاد توسط «ساروپودها»ی چهارپا با گردن و دم بلند یا «اورنیتیشیها» با ساختار لگنی مشابه پرندگان ایجاد شدهاند.
در کنار این ردپاها، محققان همچنین حوضههای نیمه گرابن (ساختارهای زمینشناسی که هنگام جدا شدن پوسته زمین شکل میگیرند) را پیدا کردهاند.
دیرینهشناسان میگویند قدمت رسوبات رودخانه و دریاچه در حوضههای حاوی گرده فسیلی به احتمالاً ۱۲۰ میلیون سال پیش میرسد.
ابر قاره «گندوآنا» که حدود ۱۸۰ میلیون سال در پی فعل و انفعالات زمینشناسی از ابرقاره عظیم «پانگهآ» جدا شد، شامل چندین خشکی از جمله قارههای آمریکای جنوبی، آفریقا، استرالیا و جنوبگان میشد.
حدود ۱۴۰ میلیون سال پیش، آفریقا و آمریکای جنوبی شروع به جدا شدن از هم کردند. این جدایی باعث شد شکافهایی در پوسته زمین و در امتداد نقاط گسست ظاهر شود. بعدتر اقیانوس اطلس جنوبی فضای بین دو قاره تازه تشکیلشده را پر کرد.
دانشمندان میگویند این مسیرها نشان میدهند که چگونه حرکت عظیم پوسته زمین، پیش از اینکه ابرقارهها به هفت قارهای که امروز میشناسیم تقسیم شوند، شرایط ایدهآلی را برای دایناسورها ایجاد کرد.
نتایج تحقیقات تازه در نشریه علمی «موزه تاریخ طبیعی و علوم نیومکزیکو» منتشر شده است.
🆔@ScientificDialectics
www.smu.edu
Matching dinosaur footprints found on opposite sides of the Atlantic Ocean
An international team led by SMU paleontologist Louis L. Jacobs has found matching sets of Early Cretaceous dinosaur footprints on what are now two different continents. In terms of their geological and tectonic plates contexts, these dinosaur fossils were…
👍3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐خطرات پودرهای موبر ؛ مراقب آرسنیک واجبیها باشید
مهمترین نکتهای که ممکن است خیلی افراد از آن بیخبر باشند وجود ارسنیک در پودرهای موبر بی نام و نشانی است که در ایران به اسم واجبی و در طب سنتی با نام نوره شناخته میشوند. این پودرها حاوی ترکیب آهک و زرنیخ هستند که زرنیخ چیزی نیست جز سولفید ارسنیک که از نوع معدنی و خطرناک است
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
این پودرهای موبر بینام و نشان که بیشتر توسط افراد سودجو در مراکز نامعتبر عرضه میشوند، اغلب به شکل غیراستاندارد و غیرمجاز در ایران، هند و آسیای شرقی تولید و نه تنها از طریق استنشاق بلکه تماس پوستی میتوانند سبب بروز بیماریهای سرطانزای ریه و پوست شوند. البته انواع داروخانه ای و مجوزدار این پودرها حاوی ارسنیک نبوده و باید طبق دستورالعمل مصرفی استفاده شوند. بد نیست بدانید مرگ موش نیز حاوی اکسید خطرناک ارسنیک است و در هنگام تلهگذاری باید نهایت دقت انجام شود.
ارسنیک یک فلز سنگین و سمی و خطرناک است. این ترکیب به طور طبیعی در آب، هوا، خاک و حتی در گیاهان و حیوانات به واسطه آلودگی وجود دارد و ما میتوانیم به شکلهای مختلفی در معرض خطرات این فلز قرار گیریم. اصولا ارسنیک دو نوع معدنی و غیرمعدنی دارد که نوع معدنی آن بسیار خطرناک و سرطانزا و در واجبی ها بکار می رود اما نوع غیرمعدنی، خطرات کمتری نسبت به نوع معدنی آن دارد. خطر ناشی از ارسنیک به حدی زیاد و تهدیدکننده است که از طرف انجمن سرطان آمریکا به وضوح به نقش این فلز سنگین در بروز سرطان ریه، مثانه، پوست، کلیه، کبد و پروستات اشاره شده است. بر این اساس انواع پودرهای موبر را از مراکز معتبر و داروخانه ها که مندرج به نام محصول، ادرس کارخانه و دارای گواهی وزارت بهداشت است خریداری کنید.
✍️ دکتر نسرین مویدنیا
متخصص علوم و صنایع غذایی
🆔@ScientificDialectics
🌐خطرات پودرهای موبر ؛ مراقب آرسنیک واجبیها باشید
مهمترین نکتهای که ممکن است خیلی افراد از آن بیخبر باشند وجود ارسنیک در پودرهای موبر بی نام و نشانی است که در ایران به اسم واجبی و در طب سنتی با نام نوره شناخته میشوند. این پودرها حاوی ترکیب آهک و زرنیخ هستند که زرنیخ چیزی نیست جز سولفید ارسنیک که از نوع معدنی و خطرناک است
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
این پودرهای موبر بینام و نشان که بیشتر توسط افراد سودجو در مراکز نامعتبر عرضه میشوند، اغلب به شکل غیراستاندارد و غیرمجاز در ایران، هند و آسیای شرقی تولید و نه تنها از طریق استنشاق بلکه تماس پوستی میتوانند سبب بروز بیماریهای سرطانزای ریه و پوست شوند. البته انواع داروخانه ای و مجوزدار این پودرها حاوی ارسنیک نبوده و باید طبق دستورالعمل مصرفی استفاده شوند. بد نیست بدانید مرگ موش نیز حاوی اکسید خطرناک ارسنیک است و در هنگام تلهگذاری باید نهایت دقت انجام شود.
ارسنیک یک فلز سنگین و سمی و خطرناک است. این ترکیب به طور طبیعی در آب، هوا، خاک و حتی در گیاهان و حیوانات به واسطه آلودگی وجود دارد و ما میتوانیم به شکلهای مختلفی در معرض خطرات این فلز قرار گیریم. اصولا ارسنیک دو نوع معدنی و غیرمعدنی دارد که نوع معدنی آن بسیار خطرناک و سرطانزا و در واجبی ها بکار می رود اما نوع غیرمعدنی، خطرات کمتری نسبت به نوع معدنی آن دارد. خطر ناشی از ارسنیک به حدی زیاد و تهدیدکننده است که از طرف انجمن سرطان آمریکا به وضوح به نقش این فلز سنگین در بروز سرطان ریه، مثانه، پوست، کلیه، کبد و پروستات اشاره شده است. بر این اساس انواع پودرهای موبر را از مراکز معتبر و داروخانه ها که مندرج به نام محصول، ادرس کارخانه و دارای گواهی وزارت بهداشت است خریداری کنید.
✍️ دکتر نسرین مویدنیا
متخصص علوم و صنایع غذایی
🆔@ScientificDialectics
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐آیا ورزش در آخر هفته میتواند جبران بیتحرکی طول هفته را بکند یا باید از ورزش به این سبک ناامید شویم؟
در دوران بزرگسالی، زمان آزاد به یک منبع کمیاب تبدیل میشود
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
میتوان یک تقسیم ساده کرد و ۱۵۰ دقیقه ورزش حداقلی هفتگی را به روزهای هفته تقسیم کرد و به این نتیجه رسید که کنار گذاشتن این دقایق محدود که کاری ندارد. اما در مقام عمل وقتی دو کار داشته باشید دیگر توان ذهنی و انگیزه همین دقایق را هم پیدا نمیکنید.
از سوی دیگر فواید ورزش برای سلامتی، از جمله کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مانند بیماری قلبی و زوال عقل، انکارناپذیر هستند.
پس آیا به ورزش آخر هفته دل ببندیم یا خیر؟
یک مطالعه جدید که در مجله «نیچر ایجینگ» (Nature Aging) منتشر شده، خبر خوبی برای افرادی دارد که برای گنجاندن ورزش منظم در برنامه هفتگی مشکل دارند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که این به اصطلاح «جنگجویان آخر هفته» که بیشتر ورزشهای خود را در روزهای آخر هفته انجام میدهند، میتوانند همان مزایای سلامتی برای مغز و روان را بهدست آورند که افرادی که در طول هفته بهطور منظم ورزش میکنند.
جزئیات تحقیق: تیم تحقیقاتی از چین دادههای بیش از ۷۵ هزار نفر از بانک زیستی بریتانیا (UK Biobank) را تحلیل کردند. این یک مطالعه بزرگ کوهورت است که به بررسی سلامت حدود نیم میلیون نفر در بریتانیا میپردازد.
شرکتکنندگان در این تحقیق از دستگاههای ردیاب فعالیتهای بدنی استفاده کرده بودند. میانگین سنی شرکتکنندگان در این مطالعه ۶۲ سال بود.
شرکتکنندگان اطلاعاتی از دستگاههای پوشیدنی ردیاب فعالیتهای بدنی مچی خود برای ردیابی الگوهای فعالیت بدنیشان در مدت هفت روز ارائه دادند. سپس آنها به سه گروه تقسیم شدند:
گروه غیرفعال: افرادی که حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی متوسط تا شدید در هفته را نداشتند.
گروه فعال منظم: افرادی که بهطور منظم و در طول هفته فعالیت میکردند و به این استاندارد رسیدند.
«جنگجویان آخر هفته»: افرادی که بیش از ۵۰٪ فعالیت بدنی خود را در یک یا دو روز از هفته جمعآوری میکردند (این روزها لزوماً شنبه و یکشنبه نبودند، بلکه هر یک یا دو روز از هفته میتوانستند باشند).
محققان شرکتکنندگان را برای مدت میانگین ۸.۴ سال پیگیری کردند. آنها از سوابق پزشکان عمومی، دادههای بستری شدن در بیمارستان و سوابق مرگ و میر برای بررسی بروز بیماریهای عصبی (زوال عقل، سکته مغزی و بیماری پارکینسون) و همچنین اختلالات روانی (از جمله افسردگی و اضطراب) استفاده کردند.
محققان عوامل مخدوشکنند چون سن، جنسیت، وضعیت سیگار کشیدن، مصرف الکل، رژیم غذایی و سابقه بیماریهایی مانند دیابت، فشار خون بالا و سرطان را که میتوانستند این نتایج را تحت تأثیر قرار دهند، در نظر گرفتند.
مزایای ورزش آخر هفته:
در میان حدود ۷۵۵۰۰ شرکتکننده، حدود ۲۴۳۰۰ نفر به عنوان غیرفعال، ۲۱۲۰۰ نفر به عنوان فعال منظم و ۳۰۰۰۰ نفر به عنوان «جنگجویان آخر هفته» طبقهبندی شدند. نتایج نشان داد که در مقایسه با بزرگسالان غیرفعال، «جنگجویان آخر هفته» ۲۶٪ کمتر در معرض خطر ابتلا به زوال عقل، ۲۱٪ کمتر در معرض خطر سکته مغزی و ۴۵٪ کمتر در معرض خطر بیماری پارکینسون بودند.
خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب نیز به ترتیب ۴۰٪ و ۳۷٪ کمتر از گروه غیرفعال بود. همه این آمارها در گروه «جنگجویان آخر هفته» با نتایج کسانی که به طور منظم فعال بودند، قابل مقایسه بود.
ارتباط محافظتی در برابر افسردگی و اضطراب در تمامی گروههای سنی، چه کمتر و چه بیشتر از ۶۵ سال، یکسان بود. اما کاهش خطر زوال عقل، سکته مغزی و بیماری پارکینسون بهویژه در افراد بالای ۶۵ سال برجستهتر بود. این یافته نشاندهنده مزایای قابل فعالیت بدنی برای بزرگسالان مسنتر قابل توجهتر است.
این نتایج با مجموعهای از تحقیقات رو به رشد همخوانی دارد که نشان میدهد چه از طریق فعالیتهای کوتاهمدت روزانه مانند بالا رفتن از پلهها یا انجام کارهای خانه، چه پیادهروی در پارک و چه جلسات طولانیتر مانند دویدن یا تمرینات در باشگاه، مزایای سلامتی برای همه قابل دسترسی است.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://theconversation.com/being-a-weekend-warrior-could-be-as-good-for-brain-health-as-exercising-throughout-the-week-new-study-shows-237212
🆔@ScientificDialectics
🌐آیا ورزش در آخر هفته میتواند جبران بیتحرکی طول هفته را بکند یا باید از ورزش به این سبک ناامید شویم؟
در دوران بزرگسالی، زمان آزاد به یک منبع کمیاب تبدیل میشود
سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۴
میتوان یک تقسیم ساده کرد و ۱۵۰ دقیقه ورزش حداقلی هفتگی را به روزهای هفته تقسیم کرد و به این نتیجه رسید که کنار گذاشتن این دقایق محدود که کاری ندارد. اما در مقام عمل وقتی دو کار داشته باشید دیگر توان ذهنی و انگیزه همین دقایق را هم پیدا نمیکنید.
از سوی دیگر فواید ورزش برای سلامتی، از جمله کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مانند بیماری قلبی و زوال عقل، انکارناپذیر هستند.
پس آیا به ورزش آخر هفته دل ببندیم یا خیر؟
یک مطالعه جدید که در مجله «نیچر ایجینگ» (Nature Aging) منتشر شده، خبر خوبی برای افرادی دارد که برای گنجاندن ورزش منظم در برنامه هفتگی مشکل دارند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که این به اصطلاح «جنگجویان آخر هفته» که بیشتر ورزشهای خود را در روزهای آخر هفته انجام میدهند، میتوانند همان مزایای سلامتی برای مغز و روان را بهدست آورند که افرادی که در طول هفته بهطور منظم ورزش میکنند.
جزئیات تحقیق: تیم تحقیقاتی از چین دادههای بیش از ۷۵ هزار نفر از بانک زیستی بریتانیا (UK Biobank) را تحلیل کردند. این یک مطالعه بزرگ کوهورت است که به بررسی سلامت حدود نیم میلیون نفر در بریتانیا میپردازد.
شرکتکنندگان در این تحقیق از دستگاههای ردیاب فعالیتهای بدنی استفاده کرده بودند. میانگین سنی شرکتکنندگان در این مطالعه ۶۲ سال بود.
شرکتکنندگان اطلاعاتی از دستگاههای پوشیدنی ردیاب فعالیتهای بدنی مچی خود برای ردیابی الگوهای فعالیت بدنیشان در مدت هفت روز ارائه دادند. سپس آنها به سه گروه تقسیم شدند:
گروه غیرفعال: افرادی که حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی متوسط تا شدید در هفته را نداشتند.
گروه فعال منظم: افرادی که بهطور منظم و در طول هفته فعالیت میکردند و به این استاندارد رسیدند.
«جنگجویان آخر هفته»: افرادی که بیش از ۵۰٪ فعالیت بدنی خود را در یک یا دو روز از هفته جمعآوری میکردند (این روزها لزوماً شنبه و یکشنبه نبودند، بلکه هر یک یا دو روز از هفته میتوانستند باشند).
محققان شرکتکنندگان را برای مدت میانگین ۸.۴ سال پیگیری کردند. آنها از سوابق پزشکان عمومی، دادههای بستری شدن در بیمارستان و سوابق مرگ و میر برای بررسی بروز بیماریهای عصبی (زوال عقل، سکته مغزی و بیماری پارکینسون) و همچنین اختلالات روانی (از جمله افسردگی و اضطراب) استفاده کردند.
محققان عوامل مخدوشکنند چون سن، جنسیت، وضعیت سیگار کشیدن، مصرف الکل، رژیم غذایی و سابقه بیماریهایی مانند دیابت، فشار خون بالا و سرطان را که میتوانستند این نتایج را تحت تأثیر قرار دهند، در نظر گرفتند.
مزایای ورزش آخر هفته:
در میان حدود ۷۵۵۰۰ شرکتکننده، حدود ۲۴۳۰۰ نفر به عنوان غیرفعال، ۲۱۲۰۰ نفر به عنوان فعال منظم و ۳۰۰۰۰ نفر به عنوان «جنگجویان آخر هفته» طبقهبندی شدند. نتایج نشان داد که در مقایسه با بزرگسالان غیرفعال، «جنگجویان آخر هفته» ۲۶٪ کمتر در معرض خطر ابتلا به زوال عقل، ۲۱٪ کمتر در معرض خطر سکته مغزی و ۴۵٪ کمتر در معرض خطر بیماری پارکینسون بودند.
خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب نیز به ترتیب ۴۰٪ و ۳۷٪ کمتر از گروه غیرفعال بود. همه این آمارها در گروه «جنگجویان آخر هفته» با نتایج کسانی که به طور منظم فعال بودند، قابل مقایسه بود.
ارتباط محافظتی در برابر افسردگی و اضطراب در تمامی گروههای سنی، چه کمتر و چه بیشتر از ۶۵ سال، یکسان بود. اما کاهش خطر زوال عقل، سکته مغزی و بیماری پارکینسون بهویژه در افراد بالای ۶۵ سال برجستهتر بود. این یافته نشاندهنده مزایای قابل فعالیت بدنی برای بزرگسالان مسنتر قابل توجهتر است.
این نتایج با مجموعهای از تحقیقات رو به رشد همخوانی دارد که نشان میدهد چه از طریق فعالیتهای کوتاهمدت روزانه مانند بالا رفتن از پلهها یا انجام کارهای خانه، چه پیادهروی در پارک و چه جلسات طولانیتر مانند دویدن یا تمرینات در باشگاه، مزایای سلامتی برای همه قابل دسترسی است.
✍️ دکتر علیرضا مجیدی
https://theconversation.com/being-a-weekend-warrior-could-be-as-good-for-brain-health-as-exercising-throughout-the-week-new-study-shows-237212
🆔@ScientificDialectics
The Conversation
Being a ‘weekend warrior’ could be as good for brain health as exercising throughout the week, new study shows
Do you tend to exercise mainly on the weekends? A new study finds this could offer equivalent benefits for brain health and mental health as staying active throughout the week.
👍3
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
#گزارش_ویژه
🌐 تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران با کسب ۵ مدال طلا، قهرمان جهان شد.
نمایندگان ایران در هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که در برزیل برگزار شد، هریک موفق به کسب مدال طلا شدند تا ایران با این نتیجه درخشان در جایگاه اول بایستد.
حنانه خرمدشتی، آروین رسولزاده، محمدمهدی کشاورزی، آریا فاتحکرداری و علی نادری لردجانی اعضای تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران در این رقابتها بودند.
هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک به میزبانی سازمان IOAA از ۲۷ مرداد تا ۶ شهریور در برزیل برگزار شد و بیش از ۲۵۰ دانشآموز از ۵۷ کشور جهان در این مسابقات شرکت کردند.
🆔@ScientificDialectics
#گزارش_ویژه
🌐 تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران با کسب ۵ مدال طلا، قهرمان جهان شد.
نمایندگان ایران در هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که در برزیل برگزار شد، هریک موفق به کسب مدال طلا شدند تا ایران با این نتیجه درخشان در جایگاه اول بایستد.
حنانه خرمدشتی، آروین رسولزاده، محمدمهدی کشاورزی، آریا فاتحکرداری و علی نادری لردجانی اعضای تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران در این رقابتها بودند.
هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک به میزبانی سازمان IOAA از ۲۷ مرداد تا ۶ شهریور در برزیل برگزار شد و بیش از ۲۵۰ دانشآموز از ۵۷ کشور جهان در این مسابقات شرکت کردند.
🆔@ScientificDialectics
👏9