#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐 دومین گزارش روز سوئد
بازگشت به روال خواب پس از تعطیلات میتواند چالشبرانگیز باشد. کارشناسان توصیه میکنند که به تدریج ساعت خواب را تنظیم کنید، از نور طبیعی بهره ببرید و عادات خواب سالم را رعایت کنید تا به روال عادی خود برگردید
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/wRZea
🆔@ScientificDialectics
🌐 دومین گزارش روز سوئد
بازگشت به روال خواب پس از تعطیلات میتواند چالشبرانگیز باشد. کارشناسان توصیه میکنند که به تدریج ساعت خواب را تنظیم کنید، از نور طبیعی بهره ببرید و عادات خواب سالم را رعایت کنید تا به روال عادی خود برگردید
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/wRZea
🆔@ScientificDialectics
DN.se
Så kommer du tillbaka till sömnrutinerna efter semestern
Sommarledigheten innebär ofta senare kvällar och ändrade rutiner. När hösten drar igång kan det vara tufft att återgå till sin vanliga dygnsrytm.
#دیالکتیک_علمی
🌐«مدار ترس» مغز چطور عمل میکند؟
به گزارش لایو ساینس، توانایی ما برای پاسخ به درد و شکل گرفتن حافظه خطر، بهسرعت اتفاق میافتد و سازوکاری مهم برای بقا به شمار میرود، اما در صورت وجود اختلالهایی مانند اپیتیاسدی، واکنش به ترس و تهدید میتواند مختل شود
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
دانشمندان بهتازگی دریافتند که پیامرسانهای اصلی کنترلکننده «مدار ترس» در مغز آنطور که پیشتر تصور میشد، عمل نمیکنند و ممکن است نقش متفاوتی داشته باشند.
هنگامی که ناخواسته جسمی داغ را لمس میکنیم، به طور غریزی دستمان را عقب میکشیم و احساس درد و خطر میکنیم. این واکنش به دلیل فعال شدن گیرندههای درد در دست است که این سیگنالها را به نخاع و سپس ساقه مغز ارسال میکنند. در این مسیر، گروه خاصی از سلولهای عصبی این سیگنالها را به مرکز ترس مغز، یعنی «آمیگدال»، میفرستند. این پاسخ به ما یادآوری میکند از کارهایی که ممکن است به ما آسیب برساند، اجتناب کنیم و به طور کلی، کمک میکند تا در شرایط خطرناک سریع واکنش نشان دهیم.
توانایی ما برای پاسخ به درد و شکل گرفتن حافظه خطر، بهسرعت اتفاق میافتد و یک سازوکار مهم برای بقا به شمار میرود، اما در صورت وجود اختلالهایی مانند اختلال استرس پس از سانحه (پیتیاسدی) و اضطراب شدید، این واکنش به ترس و تهدید میتواند مختل شود.
درمانهای فعلی برای این اختلالها تنها تا حدی به رفع علائم کمک میکنند و عمدتا بر تنظیم مولکولهایی به نام «انتقالدهندههای عصبی سریعالاثر» تمرکز دارند. این پیامرسانهای شیمیایی سریع عموما بهعنوان واسطههای پاسخهای سریع مانند درد، ترس و اجتناب از خطر شناخته میشوند اما مطالعهای جدید که ۲۲ ژوییه در نشریه «سلول» (Cell) منتشر شد، این نظریه را زیر سوال برده است.
پروفسور سونگ هان از موسسه سالک (Salk) و همکارانش این فرضیه را بررسی کردند که مولکولهای دیگری هم ممکن است در پاسخهای سریع به ترس نقش داشته باشند. آنها بهطور خاص به «نوروپپتیدها» اشاره کردند که بهعنوان مولکولهایی با تاثیر کندتر شناخته میشوند. اما ابزارهای مناسب برای مطالعه این مولکولها در دسترس نبود.
محققان در این پژوهش، برای یافتن و تنظیم نوروپپتیدها در موشهای زنده سیستم جدیدی ایجاد کردند. طبق یافتههای آنها، این مولکولهای با تاثیر آهسته بودند که در مدار پاسخ به ترس در مغز نقش اصلی را ایفا میکردند، نه انتقال دهندههای عصبی سریعالاثر.
پاسخ به خطر آنطور که ما فکر میکردیم، نیست
اطلاعات محیطی به وسیله نورونهایی که بهعنوان مدار عمل میکنند، به مغز منتقل میشود و سیگنالها را به مقصد موردنظر هدایت میکند. سیگنال زمانی منتقل میشود که یک نورون مولکولهایی مانند پیامرسانهای عصبی یا پپتیدهای عصبی را به نورون بعدی ارسال کند.
مولکولهای پیامرسان عصبی سریعالاثر در بستههای کوچک آزاد و بهسرعت به کانالهای یونی در نورون دیگر متصل میشوند. کانالهای یونی در واقع چون تونلهاییاند که به ذرات باردار (یونها) اجازه میدهند وارد سلول یا از آن خارج شوند. این واکنش زنجیرهای شیمی سلول را تغییر میدهد و در نهایت سیگنال را به نورون بعدی منتقل میکند.
نوروپپتیدها با اثربخشی آهسته، برخلاف انتقالدهندههای عصبی سریعالاثر، بستههای بزرگتری به نام وزیکولهای هسته متراکم بزرگ یا الدیسیوی (LDCV) آزاد و به یک گیرنده خاص در نورون مجاور متصل میشوند. این اتصال باعث شروع یک زنجیره از فعالیتهای آنزیمی میشود که به دنبال آن فعالیتهای ژنی زیادی را تحریک میکند.
به گفته هان، بسیاری بر این باورند که این نوروپپتیدهای آهسته تنها در تنظیم انتقالدهندههای عصبی سریعالاثر نقش دارند و خود بهعنوان پیامرسان عمل نمیکنند. اما این برای هان و همکارانش متقاعدکننده نبود و معتقد بودند که این مولکولها در انتقال پیامها از طریق سیستم عصبی نقش پنهان و مهمی ایفا میکنند.
آنها میخواستند ببینند آیا نوروپپتیدها میتوانند مانند یک انتقالدهنده عصبی اصلی عمل کنند و دریابند کدامیک از این پپتیدها در واکنش به ترس دخیلاند اما برای آزمایش این ایده ابزاری وجود نداشت.
محققان این مشکل را با طراحی ابزاری که روی الدیسیویهای حامل نوروپپتیدها تمرکز داشت، حل کردند و این ابزار جدید را روی موشهای آزمایشگاهی استفاده کردند تا ببینند هنگام مواجهه موشها با محرکهای ملایم که واکنش ترس را تحریک میکند، کدام پپتیدهای عصبی آزاد میشوند.
آنها در بررسی آنچه هنگام غیرفعال کردن چندین پپتید عصبی در موشها اتفاق میافتد و مقایسه آن با غیرفعال کردن یک پیامرسان عصبی سریعالاثر به نام گلوتامات، متوجه شدند که در واقع پپتیدهای عصبی مسئول اصلی واکنش ترساند، نه گلوتامات.
🌐«مدار ترس» مغز چطور عمل میکند؟
به گزارش لایو ساینس، توانایی ما برای پاسخ به درد و شکل گرفتن حافظه خطر، بهسرعت اتفاق میافتد و سازوکاری مهم برای بقا به شمار میرود، اما در صورت وجود اختلالهایی مانند اپیتیاسدی، واکنش به ترس و تهدید میتواند مختل شود
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
دانشمندان بهتازگی دریافتند که پیامرسانهای اصلی کنترلکننده «مدار ترس» در مغز آنطور که پیشتر تصور میشد، عمل نمیکنند و ممکن است نقش متفاوتی داشته باشند.
هنگامی که ناخواسته جسمی داغ را لمس میکنیم، به طور غریزی دستمان را عقب میکشیم و احساس درد و خطر میکنیم. این واکنش به دلیل فعال شدن گیرندههای درد در دست است که این سیگنالها را به نخاع و سپس ساقه مغز ارسال میکنند. در این مسیر، گروه خاصی از سلولهای عصبی این سیگنالها را به مرکز ترس مغز، یعنی «آمیگدال»، میفرستند. این پاسخ به ما یادآوری میکند از کارهایی که ممکن است به ما آسیب برساند، اجتناب کنیم و به طور کلی، کمک میکند تا در شرایط خطرناک سریع واکنش نشان دهیم.
توانایی ما برای پاسخ به درد و شکل گرفتن حافظه خطر، بهسرعت اتفاق میافتد و یک سازوکار مهم برای بقا به شمار میرود، اما در صورت وجود اختلالهایی مانند اختلال استرس پس از سانحه (پیتیاسدی) و اضطراب شدید، این واکنش به ترس و تهدید میتواند مختل شود.
درمانهای فعلی برای این اختلالها تنها تا حدی به رفع علائم کمک میکنند و عمدتا بر تنظیم مولکولهایی به نام «انتقالدهندههای عصبی سریعالاثر» تمرکز دارند. این پیامرسانهای شیمیایی سریع عموما بهعنوان واسطههای پاسخهای سریع مانند درد، ترس و اجتناب از خطر شناخته میشوند اما مطالعهای جدید که ۲۲ ژوییه در نشریه «سلول» (Cell) منتشر شد، این نظریه را زیر سوال برده است.
پروفسور سونگ هان از موسسه سالک (Salk) و همکارانش این فرضیه را بررسی کردند که مولکولهای دیگری هم ممکن است در پاسخهای سریع به ترس نقش داشته باشند. آنها بهطور خاص به «نوروپپتیدها» اشاره کردند که بهعنوان مولکولهایی با تاثیر کندتر شناخته میشوند. اما ابزارهای مناسب برای مطالعه این مولکولها در دسترس نبود.
محققان در این پژوهش، برای یافتن و تنظیم نوروپپتیدها در موشهای زنده سیستم جدیدی ایجاد کردند. طبق یافتههای آنها، این مولکولهای با تاثیر آهسته بودند که در مدار پاسخ به ترس در مغز نقش اصلی را ایفا میکردند، نه انتقال دهندههای عصبی سریعالاثر.
پاسخ به خطر آنطور که ما فکر میکردیم، نیست
اطلاعات محیطی به وسیله نورونهایی که بهعنوان مدار عمل میکنند، به مغز منتقل میشود و سیگنالها را به مقصد موردنظر هدایت میکند. سیگنال زمانی منتقل میشود که یک نورون مولکولهایی مانند پیامرسانهای عصبی یا پپتیدهای عصبی را به نورون بعدی ارسال کند.
مولکولهای پیامرسان عصبی سریعالاثر در بستههای کوچک آزاد و بهسرعت به کانالهای یونی در نورون دیگر متصل میشوند. کانالهای یونی در واقع چون تونلهاییاند که به ذرات باردار (یونها) اجازه میدهند وارد سلول یا از آن خارج شوند. این واکنش زنجیرهای شیمی سلول را تغییر میدهد و در نهایت سیگنال را به نورون بعدی منتقل میکند.
نوروپپتیدها با اثربخشی آهسته، برخلاف انتقالدهندههای عصبی سریعالاثر، بستههای بزرگتری به نام وزیکولهای هسته متراکم بزرگ یا الدیسیوی (LDCV) آزاد و به یک گیرنده خاص در نورون مجاور متصل میشوند. این اتصال باعث شروع یک زنجیره از فعالیتهای آنزیمی میشود که به دنبال آن فعالیتهای ژنی زیادی را تحریک میکند.
به گفته هان، بسیاری بر این باورند که این نوروپپتیدهای آهسته تنها در تنظیم انتقالدهندههای عصبی سریعالاثر نقش دارند و خود بهعنوان پیامرسان عمل نمیکنند. اما این برای هان و همکارانش متقاعدکننده نبود و معتقد بودند که این مولکولها در انتقال پیامها از طریق سیستم عصبی نقش پنهان و مهمی ایفا میکنند.
آنها میخواستند ببینند آیا نوروپپتیدها میتوانند مانند یک انتقالدهنده عصبی اصلی عمل کنند و دریابند کدامیک از این پپتیدها در واکنش به ترس دخیلاند اما برای آزمایش این ایده ابزاری وجود نداشت.
محققان این مشکل را با طراحی ابزاری که روی الدیسیویهای حامل نوروپپتیدها تمرکز داشت، حل کردند و این ابزار جدید را روی موشهای آزمایشگاهی استفاده کردند تا ببینند هنگام مواجهه موشها با محرکهای ملایم که واکنش ترس را تحریک میکند، کدام پپتیدهای عصبی آزاد میشوند.
آنها در بررسی آنچه هنگام غیرفعال کردن چندین پپتید عصبی در موشها اتفاق میافتد و مقایسه آن با غیرفعال کردن یک پیامرسان عصبی سریعالاثر به نام گلوتامات، متوجه شدند که در واقع پپتیدهای عصبی مسئول اصلی واکنش ترساند، نه گلوتامات.
👍5
محققان همچنین متوجه شدند که چندین پپتید عصبی در همان بستههای الدیسیوی جمع شدهاند و وقتی محققان همه این پپتیدهای عصبی را مهار کردند، دریافتند که توانستهاند واکنش ترس موشها را نسبت به زمانی که فقط یکی از آنها را مهار کردند، بهطور موثرتری کاهش دهند. این کشف میتواند به پیشرفتهای قابلتوجهی در درمان اختلالات اضطرابی و ترس منجر شود، زیرا ممکن است استفاده از رویکردهای چندپپتیدی بهجای تمرکز بر یک پیامرسان عصبی خاص به منظور کاهش علائم این اختلالها به نتایج بهتری منجر شود.
بر همین اساس، هان نیز بر این باور است که طراحی مولکولهایی که گیرندههای نوروپپتیدی متعددی را هدف قرار میدهند، میتواند در درمان حملات اضطرابی یا پنیک (Panic) موثرتر باشد.
او میگوید: «فکر میکنم هدف قرار دادن سیستمهای پیامرسان کند، بهویژه پپتیدهای عصبی، ممکن است برای درمان اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه یا درد مفید باشد و در واقع میتواند مسیرهای جدیدی برای توسعه داروها باز کند.»
گزارش لایوساینس
🆔@ScientificDialectics
بر همین اساس، هان نیز بر این باور است که طراحی مولکولهایی که گیرندههای نوروپپتیدی متعددی را هدف قرار میدهند، میتواند در درمان حملات اضطرابی یا پنیک (Panic) موثرتر باشد.
او میگوید: «فکر میکنم هدف قرار دادن سیستمهای پیامرسان کند، بهویژه پپتیدهای عصبی، ممکن است برای درمان اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه یا درد مفید باشد و در واقع میتواند مسیرهای جدیدی برای توسعه داروها باز کند.»
گزارش لایوساینس
🆔@ScientificDialectics
livescience.com
'This is largely uncharted territory': Scientists reveal the brain's 'fear circuit' works differently than we thought
New methods applied in live mice suggest that molecules called neuropeptides, not neurotransmitters, play the main role in our response to danger.
👍1
#دیالکتیک_علمی
🌐انسانها از چه زمانی شروع به پختن غذا کردند؟
آشپزی مهم است. در واقع برخی از محققان بر این باورند این کاری است که به اجداد انسانی ما اجازه داده تا کالری اضافی مورد نیاز برای رشد و بزرگ شدن مغزهایشان تامین کنند. اما آشپزی چه زمانی اختراع شد؟
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
به صورت کلی باید گفت که زمان آن نامشخص است. اما شواهد نشان میدهد که مردم حداقل از ۵۰ هزار سال پیش و حداکثر ۲ میلیون سال پیش توانایی غذا پختن داشتهاند. این شواهد از دو حوزه به دست میآید: باستانشناسی و زیستشناسی.
یکی از شواهد باستانشناسی برای پخت و پز، دانههای نشاسته پختهشده موجود در جرم دندان یا پلاک دندانی فسیل شده است. این شواهد را میتوان در دندانهایی با قیمت ۵۰ هزار سال پیدا کرد. اما قبل از آن مدارک بر اثبات چنین چیزی کمتر واضح است.
به طور کلی دانشمندان به دنبال شواهدی هستند که نشان دهد انسان بر آتش چیره شده است. آتش کنترلشده اما لزوماً به معنی وجود پخت و پز نیست و انسانهای نخستین میتوانستند از آن برای تولید گرما یا برای ساختن ابزار استفاده کنند.
بتان لینسکات، ژئوشیمیدان باستانشناسی در دانشگاه آکسفورد، در این باره میگوید: «در تمام مدارک باستانشناسی شواهدی از آتشسوزی وجود دارد. اما مشکل این است که تشخیص دهیم آتش کنترل شده بود یا آتشسوزی؟ انسانها میتوانستهاند یک شاخه در حال سوختن را برداشته و آن را برای ساختن ابزار استفاده کرده باشند. اما این به معنای کنترل آتش نبوده است.»
وی اضافه کرد: «یکی از چیزهای کلیدی هنگامی که به دنبال شواهدی برای کنترل آتش هستید، ساختار احتراق واقعی است. بنابراین شاید داشتن سنگهایی که به حالت دایره چیده شدهاند و سپس مقداری خاکستر در وسط آن به همراه بقایای سیلیسی ناشی از سوختن گیاهان مرده چنین چیزی را در اختیار شما بگذارد.»
محققان این قبیل نشانهها را در بسیاری از مکانهای محل زیست هوموساپینها (یا همان انسان خردمند) پیدا کردهاند.
یک تیم تحقیق در غار «قاسم» در اسرائیل شواهدی از یک آتشدان ۳۰۰ هزار ساله را در نزدیکی بقایای حیوانات قصابیشده یافتهاند.
در غاری در سافولک انگلیس نیز یک آتشدان ۴۰۰ هزار ساله حاوی استخوان سوخته و سنگ چخماق حاصل از ابزارسازی کشف شده است. حتی دورتر از این مکانها، وجود خاکستر در غار «ووندرورک» در آفریقای جنوبی باعث شد دانشمندان مشکوک شوند که پخت و پز حتی یک میلیون سال پیش اتفاق افتاده است.
دکتر ریچارد رانگهام، استاد بازنشسته انسانشناسی زیستی در دانشگاه هاروارد، در این خصوص میگوید: «[غار] آنقدر ژرف است که حدود ۳۰ مترعمق دارد. به همین خاطر احتمالاً یک میلیون سال پیش یک فرآیند طبیعی نمیتوانسته مسئول تولید این خاکستر باشد.»
در همین حال شواهدی از آتشسوزی کنترل شده در کنیا در ۱.۶ میلیون سال پیش وجود دارد.
محققان در اسرائیل و در حین کار در دره رود اردن، شواهد قانعکنندهتری از پخت و پز مربوط به ۷۸۰ هزار سال پیش یافتهاند. در این مکان که به «جسر بنات يعقوب» معروف است، نه تنها دایرههایی از سنگ وجود داشت که نشاندهنده یک اجاق بود، بلکه استخوانهایی از ماهی نیز به چشم میخورد که شواهد نشان میداد حرارت دیدهاند.
در سوی مقابل شواهد بیولوژیکی از زمان شروع پخت و پز در تکامل بدن انسان وجود دارد. دکتر رانگهام در این باره میگوید: «ما گونهای متفاوت از سایر گونههای روی زمین هستیم زیرا از نظر بیولوژیکی با خوردن غذاهای پخته سازگار شدهایم. بنابراین سوال این است این سازگاری چه زمانی اتفاق افتاده است؟».
وی در پاسخ میگوید این کار تکاملی ممکن است حتی قبل از ظهور انسان مدرن باشد.
هومو ارکتوس، یا انسان راست قامت، اولین دسته از انسانتبارها بود که نسبتهای بدنی با شباهت کمتر به نخستیسانان و بیشتر شبیه انسان داشت. برخی از این ویژگیها نشان میدهند آنها ممکن است اولین افرادی بوده باشند که غذا پختهاند.
🌐انسانها از چه زمانی شروع به پختن غذا کردند؟
آشپزی مهم است. در واقع برخی از محققان بر این باورند این کاری است که به اجداد انسانی ما اجازه داده تا کالری اضافی مورد نیاز برای رشد و بزرگ شدن مغزهایشان تامین کنند. اما آشپزی چه زمانی اختراع شد؟
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
به صورت کلی باید گفت که زمان آن نامشخص است. اما شواهد نشان میدهد که مردم حداقل از ۵۰ هزار سال پیش و حداکثر ۲ میلیون سال پیش توانایی غذا پختن داشتهاند. این شواهد از دو حوزه به دست میآید: باستانشناسی و زیستشناسی.
یکی از شواهد باستانشناسی برای پخت و پز، دانههای نشاسته پختهشده موجود در جرم دندان یا پلاک دندانی فسیل شده است. این شواهد را میتوان در دندانهایی با قیمت ۵۰ هزار سال پیدا کرد. اما قبل از آن مدارک بر اثبات چنین چیزی کمتر واضح است.
به طور کلی دانشمندان به دنبال شواهدی هستند که نشان دهد انسان بر آتش چیره شده است. آتش کنترلشده اما لزوماً به معنی وجود پخت و پز نیست و انسانهای نخستین میتوانستند از آن برای تولید گرما یا برای ساختن ابزار استفاده کنند.
بتان لینسکات، ژئوشیمیدان باستانشناسی در دانشگاه آکسفورد، در این باره میگوید: «در تمام مدارک باستانشناسی شواهدی از آتشسوزی وجود دارد. اما مشکل این است که تشخیص دهیم آتش کنترل شده بود یا آتشسوزی؟ انسانها میتوانستهاند یک شاخه در حال سوختن را برداشته و آن را برای ساختن ابزار استفاده کرده باشند. اما این به معنای کنترل آتش نبوده است.»
وی اضافه کرد: «یکی از چیزهای کلیدی هنگامی که به دنبال شواهدی برای کنترل آتش هستید، ساختار احتراق واقعی است. بنابراین شاید داشتن سنگهایی که به حالت دایره چیده شدهاند و سپس مقداری خاکستر در وسط آن به همراه بقایای سیلیسی ناشی از سوختن گیاهان مرده چنین چیزی را در اختیار شما بگذارد.»
محققان این قبیل نشانهها را در بسیاری از مکانهای محل زیست هوموساپینها (یا همان انسان خردمند) پیدا کردهاند.
یک تیم تحقیق در غار «قاسم» در اسرائیل شواهدی از یک آتشدان ۳۰۰ هزار ساله را در نزدیکی بقایای حیوانات قصابیشده یافتهاند.
در غاری در سافولک انگلیس نیز یک آتشدان ۴۰۰ هزار ساله حاوی استخوان سوخته و سنگ چخماق حاصل از ابزارسازی کشف شده است. حتی دورتر از این مکانها، وجود خاکستر در غار «ووندرورک» در آفریقای جنوبی باعث شد دانشمندان مشکوک شوند که پخت و پز حتی یک میلیون سال پیش اتفاق افتاده است.
دکتر ریچارد رانگهام، استاد بازنشسته انسانشناسی زیستی در دانشگاه هاروارد، در این خصوص میگوید: «[غار] آنقدر ژرف است که حدود ۳۰ مترعمق دارد. به همین خاطر احتمالاً یک میلیون سال پیش یک فرآیند طبیعی نمیتوانسته مسئول تولید این خاکستر باشد.»
در همین حال شواهدی از آتشسوزی کنترل شده در کنیا در ۱.۶ میلیون سال پیش وجود دارد.
محققان در اسرائیل و در حین کار در دره رود اردن، شواهد قانعکنندهتری از پخت و پز مربوط به ۷۸۰ هزار سال پیش یافتهاند. در این مکان که به «جسر بنات يعقوب» معروف است، نه تنها دایرههایی از سنگ وجود داشت که نشاندهنده یک اجاق بود، بلکه استخوانهایی از ماهی نیز به چشم میخورد که شواهد نشان میداد حرارت دیدهاند.
در سوی مقابل شواهد بیولوژیکی از زمان شروع پخت و پز در تکامل بدن انسان وجود دارد. دکتر رانگهام در این باره میگوید: «ما گونهای متفاوت از سایر گونههای روی زمین هستیم زیرا از نظر بیولوژیکی با خوردن غذاهای پخته سازگار شدهایم. بنابراین سوال این است این سازگاری چه زمانی اتفاق افتاده است؟».
وی در پاسخ میگوید این کار تکاملی ممکن است حتی قبل از ظهور انسان مدرن باشد.
هومو ارکتوس، یا انسان راست قامت، اولین دسته از انسانتبارها بود که نسبتهای بدنی با شباهت کمتر به نخستیسانان و بیشتر شبیه انسان داشت. برخی از این ویژگیها نشان میدهند آنها ممکن است اولین افرادی بوده باشند که غذا پختهاند.
👍2
یکی از تفاوتهای عمده بین انسان و نخستیسانان، اندازه روده ما است. از آنجایی که آشپزی نیاز به هضم کمتری دارد، روده ما کوچکتر از روده آنهاست.
دکتر رانگهام در این باره میگوید: «روده بزرگ ما تقریباً دو سوم اندازه روده شامپانزه، بونوبو یا گوریل است. این بدان معناست که ما به جای شکمهای برآمده، شکم نسبتاً صافی داریم، به خصوص در مقایسه با میمون بزرگی که غذای خوبی خورده باشد.»
رودههای طولانی باعث میشود نخستیسانان لگنهای پهنتر و دندههای گشادتری داشته باشند. اجداد انسانی ما اما این ویژگیها را حدود ۲ میلیون سال پیش از دست دادند.
آقای رانگهام اضافه میکند: «موضوع دیگری که در آن زمان اتفاق افتاد، یعنی تقریبا ۱.۸ میلیون سال پیش، بزرگترین کاهش اندازه دندانهای جونده در تاریخ تکامل بشر بود و این باز هم خیلی با این ایده که ناگهان چیزی در رژیم غذایی تغییر کرده مطابقت دارد. به طور خاص، رژیم غذایی نرمتر و راحتتر برای جویدن شده است.»
به همین خاطر میتوان اینطور استنباط کرد که پخت و پز حدود ۱.۹ میلیون سال پیش با انسان راستقامت آغاز شد. با این حال بدون شواهدی مبنی بر استفاده کنترلشده از آتش توسط آنها، این ایده که انسان راستقامت اولین انسان آشپز بود هنوز اثباتنشده باقی میماند.
https://www.livescience.com/archaeology/when-did-humans-start-cooking-food
🆔@ScientificDialectics
دکتر رانگهام در این باره میگوید: «روده بزرگ ما تقریباً دو سوم اندازه روده شامپانزه، بونوبو یا گوریل است. این بدان معناست که ما به جای شکمهای برآمده، شکم نسبتاً صافی داریم، به خصوص در مقایسه با میمون بزرگی که غذای خوبی خورده باشد.»
رودههای طولانی باعث میشود نخستیسانان لگنهای پهنتر و دندههای گشادتری داشته باشند. اجداد انسانی ما اما این ویژگیها را حدود ۲ میلیون سال پیش از دست دادند.
آقای رانگهام اضافه میکند: «موضوع دیگری که در آن زمان اتفاق افتاد، یعنی تقریبا ۱.۸ میلیون سال پیش، بزرگترین کاهش اندازه دندانهای جونده در تاریخ تکامل بشر بود و این باز هم خیلی با این ایده که ناگهان چیزی در رژیم غذایی تغییر کرده مطابقت دارد. به طور خاص، رژیم غذایی نرمتر و راحتتر برای جویدن شده است.»
به همین خاطر میتوان اینطور استنباط کرد که پخت و پز حدود ۱.۹ میلیون سال پیش با انسان راستقامت آغاز شد. با این حال بدون شواهدی مبنی بر استفاده کنترلشده از آتش توسط آنها، این ایده که انسان راستقامت اولین انسان آشپز بود هنوز اثباتنشده باقی میماند.
https://www.livescience.com/archaeology/when-did-humans-start-cooking-food
🆔@ScientificDialectics
livescience.com
When did humans start cooking food?
When did humans first roast food over a fire? Archaeology and biology can shed light on this mystery.
👏3👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐در درمان چاقی به ترازو اعتنا نکنید
تحقیقی جدید به پزشکانی که بیماران چاق را درمان میکنند، توصیه کرده به جای تمرکز بر کاهش وزن این افراد بر روی دستاوردهای بلندمدت سلامتی آنها تمرکز کنند
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
انجمن تغدیه بالینی و متابولیسم ایرلند در پژوهشی جدید که در مجله "لنست" منتشر شده میگوید چاقی را نباید با کیلوگرم بلکه با تاثیراتی که بر سلامتی و کیفیت زندگی میگذارد، اندازه گرفت.
پرفسور لی روکس، کارشناس تحقیق فوق، میگوید این درست است که کاهش وزن معیاری است که پزشکان بر اساس آن تشخیص میدهند آیا روش درمانی کارساز بوده است یا خیر، اما برای درمان بیماریهای مزمن مرتبط با چاقی باید هدفگذاری کرد.
لیروکس در ادامه گفت از آنجایی که عوارض مختلف چاقی متعدد است، تدوین یک برنامه مناسب و هدف گذاری فقط بر اساس کاهش وزن دشوار خواهد بود.
او در عوض تاکید میکند برای مدیریت چاقی، تعیین اهداف بلندمدت لازم است.
این دانشمند در این مقاله تاکید کرده است: «تغییرات سبک زندگی از طریق فعالیت بدنی و تقویت تاثیرات مفید مواد غذایی بر بدن افراد بر سلامتی تاثیر میگذارد، بدون اینکه فرد لزوما نیازی به کاهش وزن داشته باشد،ولی هدف کلی یک برنامه درمانی باید رسیدن به دستاوردهای سلامتی پایدار برای افراد باشد.»
https://m.independent.ie/irish-news/health/doctors-treating-obesity-should-not-be-focused-on-weight-loss-researchers-say/a2049183769.html
🆔@ScientificDialectics
🌐در درمان چاقی به ترازو اعتنا نکنید
تحقیقی جدید به پزشکانی که بیماران چاق را درمان میکنند، توصیه کرده به جای تمرکز بر کاهش وزن این افراد بر روی دستاوردهای بلندمدت سلامتی آنها تمرکز کنند
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
انجمن تغدیه بالینی و متابولیسم ایرلند در پژوهشی جدید که در مجله "لنست" منتشر شده میگوید چاقی را نباید با کیلوگرم بلکه با تاثیراتی که بر سلامتی و کیفیت زندگی میگذارد، اندازه گرفت.
پرفسور لی روکس، کارشناس تحقیق فوق، میگوید این درست است که کاهش وزن معیاری است که پزشکان بر اساس آن تشخیص میدهند آیا روش درمانی کارساز بوده است یا خیر، اما برای درمان بیماریهای مزمن مرتبط با چاقی باید هدفگذاری کرد.
لیروکس در ادامه گفت از آنجایی که عوارض مختلف چاقی متعدد است، تدوین یک برنامه مناسب و هدف گذاری فقط بر اساس کاهش وزن دشوار خواهد بود.
او در عوض تاکید میکند برای مدیریت چاقی، تعیین اهداف بلندمدت لازم است.
این دانشمند در این مقاله تاکید کرده است: «تغییرات سبک زندگی از طریق فعالیت بدنی و تقویت تاثیرات مفید مواد غذایی بر بدن افراد بر سلامتی تاثیر میگذارد، بدون اینکه فرد لزوما نیازی به کاهش وزن داشته باشد،ولی هدف کلی یک برنامه درمانی باید رسیدن به دستاوردهای سلامتی پایدار برای افراد باشد.»
https://m.independent.ie/irish-news/health/doctors-treating-obesity-should-not-be-focused-on-weight-loss-researchers-say/a2049183769.html
🆔@ScientificDialectics
Irish Independent
Doctors treating obesity should not be focused on weight loss, researchers say
New research has recommended a change in how health services treat obesity, with the target being lifelong health gains rather than weight loss.
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
تصاویری از مسابقات استعداد یابی شبکه ان بی سی . تماشای این کلیپ را از دست ندهید .
🆔@ScientificDialectics
تصاویری از مسابقات استعداد یابی شبکه ان بی سی . تماشای این کلیپ را از دست ندهید .
🆔@ScientificDialectics
👍3🔥3
شانت خودبزرگ شونده به درمان بیماری قلبی در کودکان کمک میکند.
دانشمندان آمریکایی یک شانت برای کودکان مبتلا به نقص بطن - اتاقک های پایین در قلب ایجاد کردهاند. در داخل لوله، یک هیدروژل با پلیمرهایی قرار دادند که با یکدیگر پیوند ایجاد میکنند، آب را جابجا میکنند و در نتیجه حجم هیدروژل را کاهش میدهند و مجرای شانت را گسترش میدهند. با استفاده از یک کاتتر با نوک ساطع کننده نور، جراحان میتوانند هیدروژل را در معرض نور آبی قرار دهند، که شروع به تشکیل پیوندهای پلیمری میکند و به شنت اجازه می دهد تا 40٪ از اندازه اصلی خود را مطابق با رشد بدن کودک گسترش دهد. دستگاه جدید از جراحی های اضافی قفسه سینه در کودکان جلوگیری میکند. این تحقیق در کنفرانس آنلاین پاییز 2024 ACS ارائه خواهد شد..
برخی از نوزادان با نقایص بطنی در قلب متولد می شوند که جریان خون را به ریه ها و سایر اندام ها محدود می کند. به همین دلیل، پزشکان مجبور به نصب شانتهایی هستند که جریان خون را به ریه ها هدایت میکند. با این حال، کودکان رشد میکنند و جراحان باید دو یا حتی چهار عمل اضافی را برای جایگزینی شانت روی قفسه سینه باز انجام دهند. هر بار که این اقدامات خطری برای زندگی کودک ایجاد می کند.
دانشمندان آمریکایی تصمیم گرفتند نوع جدیدی از شانت را توسعه دهند که برای جایگزینی آن نیازی به عملیات اضافی نیست. آنها داخل لوله را با یک هیدروژل پوشاندند که حاوی شبکه ای از پلیمرهای متقاطع است. اتصال متقابل پلیمرها باعث می شود که آب از هیدروژل جابجا شود و پلیمرها به هم متصل شوند، به همین دلیل حجم هیدروژل کاهش می یابد و داخل شنت منبسط میشود.
در ابتدا، پیوندهای عرضی به طور مستقل و بدون تأثیر خارجی تشکیل میشدند. سپس محققان پلیمرهای جدیدی ساختند که پیوند ایجاد میکنند و قطر داخلی شنت را «در صورت نیاز» افزایش میدهند. برای تحریک این واکنش، دانشمندان از نور آبی استفاده کردند - طول موج آن انرژی کافی برای شروع پیوندهای پلیمری را حمل میکند و برای بافت های زنده بیخطر است. این نور از طریق یک کاتتر فیبر نوری، یک لوله بلند و نازک با نوک ساطع کننده نور، به هیدروژل اعمال می شود.
برای فعال کردن مواد حساس به نور در داخل شنت، جراحان باید یک کاتتر را در شریان نزدیک زیر بغل قرار دهند و سپس آن را در موقعیت خود قرار دهند.
در آزمایشهای آزمایشگاهی، دانشمندان دریافتند که میتوانند به تدریج شنت را بسته به مدت زمان قرار گرفتن در معرض نور تا 40 درصد قطر اصلی - از 3.5 میلیمتر تا 5 میلیمتر - گسترش دهند و تقریباً به اندازه بزرگترین شنت کاشتهشده در کودکان برسند. علاوه بر این، دستگاه جدید باعث لخته شدن خون یا پاسخ التهابی نشد.
در آینده، محققان قصد دارند نمونههای اولیه شنت در اندازه کامل را در یک محیط مصنوعی که از سیستم گردش خون انسان تقلید میکند، آزمایش کنند و سپس به سراغ مدلهای حیوانی بروند. به گفته نویسندگان، این فناوری نه تنها برای ناهنجاری های بطنی، بلکه برای جایگزینی عروق خونی در کودکان آسیب دیده در تصادفات مفید خواهد بود.
سحر موحد
Source
-
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان آمریکایی یک شانت برای کودکان مبتلا به نقص بطن - اتاقک های پایین در قلب ایجاد کردهاند. در داخل لوله، یک هیدروژل با پلیمرهایی قرار دادند که با یکدیگر پیوند ایجاد میکنند، آب را جابجا میکنند و در نتیجه حجم هیدروژل را کاهش میدهند و مجرای شانت را گسترش میدهند. با استفاده از یک کاتتر با نوک ساطع کننده نور، جراحان میتوانند هیدروژل را در معرض نور آبی قرار دهند، که شروع به تشکیل پیوندهای پلیمری میکند و به شنت اجازه می دهد تا 40٪ از اندازه اصلی خود را مطابق با رشد بدن کودک گسترش دهد. دستگاه جدید از جراحی های اضافی قفسه سینه در کودکان جلوگیری میکند. این تحقیق در کنفرانس آنلاین پاییز 2024 ACS ارائه خواهد شد..
برخی از نوزادان با نقایص بطنی در قلب متولد می شوند که جریان خون را به ریه ها و سایر اندام ها محدود می کند. به همین دلیل، پزشکان مجبور به نصب شانتهایی هستند که جریان خون را به ریه ها هدایت میکند. با این حال، کودکان رشد میکنند و جراحان باید دو یا حتی چهار عمل اضافی را برای جایگزینی شانت روی قفسه سینه باز انجام دهند. هر بار که این اقدامات خطری برای زندگی کودک ایجاد می کند.
دانشمندان آمریکایی تصمیم گرفتند نوع جدیدی از شانت را توسعه دهند که برای جایگزینی آن نیازی به عملیات اضافی نیست. آنها داخل لوله را با یک هیدروژل پوشاندند که حاوی شبکه ای از پلیمرهای متقاطع است. اتصال متقابل پلیمرها باعث می شود که آب از هیدروژل جابجا شود و پلیمرها به هم متصل شوند، به همین دلیل حجم هیدروژل کاهش می یابد و داخل شنت منبسط میشود.
در ابتدا، پیوندهای عرضی به طور مستقل و بدون تأثیر خارجی تشکیل میشدند. سپس محققان پلیمرهای جدیدی ساختند که پیوند ایجاد میکنند و قطر داخلی شنت را «در صورت نیاز» افزایش میدهند. برای تحریک این واکنش، دانشمندان از نور آبی استفاده کردند - طول موج آن انرژی کافی برای شروع پیوندهای پلیمری را حمل میکند و برای بافت های زنده بیخطر است. این نور از طریق یک کاتتر فیبر نوری، یک لوله بلند و نازک با نوک ساطع کننده نور، به هیدروژل اعمال می شود.
برای فعال کردن مواد حساس به نور در داخل شنت، جراحان باید یک کاتتر را در شریان نزدیک زیر بغل قرار دهند و سپس آن را در موقعیت خود قرار دهند.
در آزمایشهای آزمایشگاهی، دانشمندان دریافتند که میتوانند به تدریج شنت را بسته به مدت زمان قرار گرفتن در معرض نور تا 40 درصد قطر اصلی - از 3.5 میلیمتر تا 5 میلیمتر - گسترش دهند و تقریباً به اندازه بزرگترین شنت کاشتهشده در کودکان برسند. علاوه بر این، دستگاه جدید باعث لخته شدن خون یا پاسخ التهابی نشد.
در آینده، محققان قصد دارند نمونههای اولیه شنت در اندازه کامل را در یک محیط مصنوعی که از سیستم گردش خون انسان تقلید میکند، آزمایش کنند و سپس به سراغ مدلهای حیوانی بروند. به گفته نویسندگان، این فناوری نه تنها برای ناهنجاری های بطنی، بلکه برای جایگزینی عروق خونی در کودکان آسیب دیده در تصادفات مفید خواهد بود.
سحر موحد
Source
-
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
Expanding a child’s heart implant with light
Children born with certain heart defects undergo a series of invasive surgeries early in life. The first surgery includes implantation of a shunt to improve blood flow. However, as children grow, the shunt must be replaced to accommodate their changing bodies.…
❤6
#دیالکتیک_علمی
🌐تلاش برای غلبه بر مرگ؛ طرحی برای نوسازی مغز و تعویض اعضای بدن
یک اداره زیرمجموعه وزارت بهداشت آمریکا پژوهشگری را به خدمت گرفته که معتقد است با بدن جدید و بهروزرسانی مغز میتوانیم بر روند افزایش سن و پیری غلبه کنیم
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
یک نهاد دولتی آمریکایی که در پی دستیابی به پیشرفتهای چشمگیر در حوزه سلامت است پژوهشگری را به خدمت گرفته است که طرحی بنیادی برای شکست مرگ دارد.
ژان هربرت که بهتازگی به استخدام «اداره پروژههای پیشرفته سلامت» (ARPAH) درآمده که زیرمجموعه وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا است، عقیده دارد با تعویض تمام اعضای بدن، حتی مغز، میشود بر پیری و مرگ غلبه کرد.
این پژوهشگر ۵۸ ساله قرار است هدایت یک طرح ابتکاری عظیم جدید در زمینه «جایگزینی بافتهای عملکردی مغز» را بر عهده بگیرد، که در واقع افزودن بافت جوان به مغز افراد است.
جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، این اداره را در سال ۲۰۲۲ در وزارت بهداشت ایجاد کرد و هدف این نهاد را تلاش برای «نوآوری ضروری و جسورانه» با پتانسیلی تحولآفرین خواند.
ایده نوسازی مغز میتواند در درمان بیماران آسیبدیده از سکته مغزی کاربرد داشته باشد که بخشهایی از مغزشان از کار میافتد. اما هربرت، که فارغالتحصیل زیستشناسی از دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین است، میگوید تعویض کامل مغز، همراه سایر اندامهای بدن، تنها راه محتمل برای اجتناب از مرگ در اثر کهولت است.
این ایده با توجه به امکان پیوند کبد، تعویض لگن، وجود قرنیه مصنوعی و دریچههای قلب جایگزین تا حدی پذیرفتنی به نظر میرسد. اما چالشبرانگیزترین بخش مغز است. مغز نیز مانند سایر اعضای بدن پیر و در سالمندی به میزان قابلملاحظهای کوچک میشود. اما نمیشود مغز را تعویض کرد، زیرا مغز در واقع خود شمایید با تمام خاطرات.
هربرت در حال بررسی روشهایی است تا بتوان مغز را با افزودن قسمتهایی از بافت جوانی که در آزمایشگاه تولید میشود بهتدریج تعویض کرد. این فرایند باید چنان آهسته و مرحلهبهمرحله صورت بگیرد که مغز بتواند تطبیق پیدا کند و خاطرات و هویت شخصی را بازیابی و جابهجا کند.
این پژوهشگر در حال انجام آزمایشهای اولیه روی موشها است و بخشهای کوچکی از مغز آنها را برداشته است و محلولهایی از سلولهای جنینی را تزریق میکند. این گامی به سمت اثبات این موضوع است که آیا چنین بافت جوانی میتواند زنده بماند و وظایف مهم را بر عهده بگیرد یا خیر.
به گفته هربرت، او پیشنهاد پروژهای ۱۱۰ میلیون دلاری به اداره پروژههای پیشرفته سلامت داده است تا ایدههایش را روی میمونها و سایر حیوانات اثبات کند و دولت آمریکا پذیرفته است. این اداره تایید کرد که هربرت را بهعنوان مدیر این برنامه پژوهشی استخدام کرده است.
از دیگر برنامههای توسعه فناوری این اداره میتوان به پروژه انجام آزمایشهای سرطان در خانه و درمان نابینایی با پیوند چشم اشاره کرد.
جاستین ربو، دانشمند و کارآفرین در حوزه طول عمر، میگوید اگر پروژه هربرت عملی شود، فقط به بحث پیری محدود نمیشود و برای انواع بیماریهای زوال عصبی مفید خواهد بود.
هربرت میگوید دلیل اینکه داروها هرگز نمیتوانند روند پیری را متوقف کنند این است که زمان بر تمام اندامها و سلولها تاثیر میگذارد و حتی موادی مانند الاستین، یکی از چسبهای مولکولی که اندامهای بدن را کنار هم نگه میدارد، را تضعیف میکند. بنابراین، حتی اگر ژندرمانی بتواند دیانای داخل سلولها را جوان کند، بشر همچنان محکوم به فنا است زیرا چارچوب اطراف در حال فروپاشی است.
یکی از سازمانهای حامی ایده هربرت «انجمن زیستفناوری طول عمر» است که در حال پژوهش روی افزایش عمر از طریق «پیوند بدن» است که بهمعنای پیوند سر روی بدنهای انسانی آزمایشگاهی است که بدون مغز کشت شدهاند.
چنین اقدامی نیازمند فناوریهایی است که هنوز وجود ندارند، از جمله راهی برای اتصال سر پیوندی به نخاع. با وجود این، انجمن زیستفناوری طول عمر «تعویض و جایگزینی» را محتملترین راه برای غلبه بر مرگ میداند و مدعی است که این روش فقط به ۱۰ سال فرصت و ۳.۶ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد تا به مرحله اثبات برسد.
تمرکز کار علمی هربرت روی نئوکورتکس (نوقشر) است، بخش بیرونی مغز که شبیه تودهای از رشتههای فوقالعاده ضخیم به نظر میرسد و بیشتر حواس، استدلال، و حافظه در این بخش قرار دارد.
🌐تلاش برای غلبه بر مرگ؛ طرحی برای نوسازی مغز و تعویض اعضای بدن
یک اداره زیرمجموعه وزارت بهداشت آمریکا پژوهشگری را به خدمت گرفته که معتقد است با بدن جدید و بهروزرسانی مغز میتوانیم بر روند افزایش سن و پیری غلبه کنیم
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
یک نهاد دولتی آمریکایی که در پی دستیابی به پیشرفتهای چشمگیر در حوزه سلامت است پژوهشگری را به خدمت گرفته است که طرحی بنیادی برای شکست مرگ دارد.
ژان هربرت که بهتازگی به استخدام «اداره پروژههای پیشرفته سلامت» (ARPAH) درآمده که زیرمجموعه وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا است، عقیده دارد با تعویض تمام اعضای بدن، حتی مغز، میشود بر پیری و مرگ غلبه کرد.
این پژوهشگر ۵۸ ساله قرار است هدایت یک طرح ابتکاری عظیم جدید در زمینه «جایگزینی بافتهای عملکردی مغز» را بر عهده بگیرد، که در واقع افزودن بافت جوان به مغز افراد است.
جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، این اداره را در سال ۲۰۲۲ در وزارت بهداشت ایجاد کرد و هدف این نهاد را تلاش برای «نوآوری ضروری و جسورانه» با پتانسیلی تحولآفرین خواند.
ایده نوسازی مغز میتواند در درمان بیماران آسیبدیده از سکته مغزی کاربرد داشته باشد که بخشهایی از مغزشان از کار میافتد. اما هربرت، که فارغالتحصیل زیستشناسی از دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین است، میگوید تعویض کامل مغز، همراه سایر اندامهای بدن، تنها راه محتمل برای اجتناب از مرگ در اثر کهولت است.
این ایده با توجه به امکان پیوند کبد، تعویض لگن، وجود قرنیه مصنوعی و دریچههای قلب جایگزین تا حدی پذیرفتنی به نظر میرسد. اما چالشبرانگیزترین بخش مغز است. مغز نیز مانند سایر اعضای بدن پیر و در سالمندی به میزان قابلملاحظهای کوچک میشود. اما نمیشود مغز را تعویض کرد، زیرا مغز در واقع خود شمایید با تمام خاطرات.
هربرت در حال بررسی روشهایی است تا بتوان مغز را با افزودن قسمتهایی از بافت جوانی که در آزمایشگاه تولید میشود بهتدریج تعویض کرد. این فرایند باید چنان آهسته و مرحلهبهمرحله صورت بگیرد که مغز بتواند تطبیق پیدا کند و خاطرات و هویت شخصی را بازیابی و جابهجا کند.
این پژوهشگر در حال انجام آزمایشهای اولیه روی موشها است و بخشهای کوچکی از مغز آنها را برداشته است و محلولهایی از سلولهای جنینی را تزریق میکند. این گامی به سمت اثبات این موضوع است که آیا چنین بافت جوانی میتواند زنده بماند و وظایف مهم را بر عهده بگیرد یا خیر.
به گفته هربرت، او پیشنهاد پروژهای ۱۱۰ میلیون دلاری به اداره پروژههای پیشرفته سلامت داده است تا ایدههایش را روی میمونها و سایر حیوانات اثبات کند و دولت آمریکا پذیرفته است. این اداره تایید کرد که هربرت را بهعنوان مدیر این برنامه پژوهشی استخدام کرده است.
از دیگر برنامههای توسعه فناوری این اداره میتوان به پروژه انجام آزمایشهای سرطان در خانه و درمان نابینایی با پیوند چشم اشاره کرد.
جاستین ربو، دانشمند و کارآفرین در حوزه طول عمر، میگوید اگر پروژه هربرت عملی شود، فقط به بحث پیری محدود نمیشود و برای انواع بیماریهای زوال عصبی مفید خواهد بود.
هربرت میگوید دلیل اینکه داروها هرگز نمیتوانند روند پیری را متوقف کنند این است که زمان بر تمام اندامها و سلولها تاثیر میگذارد و حتی موادی مانند الاستین، یکی از چسبهای مولکولی که اندامهای بدن را کنار هم نگه میدارد، را تضعیف میکند. بنابراین، حتی اگر ژندرمانی بتواند دیانای داخل سلولها را جوان کند، بشر همچنان محکوم به فنا است زیرا چارچوب اطراف در حال فروپاشی است.
یکی از سازمانهای حامی ایده هربرت «انجمن زیستفناوری طول عمر» است که در حال پژوهش روی افزایش عمر از طریق «پیوند بدن» است که بهمعنای پیوند سر روی بدنهای انسانی آزمایشگاهی است که بدون مغز کشت شدهاند.
چنین اقدامی نیازمند فناوریهایی است که هنوز وجود ندارند، از جمله راهی برای اتصال سر پیوندی به نخاع. با وجود این، انجمن زیستفناوری طول عمر «تعویض و جایگزینی» را محتملترین راه برای غلبه بر مرگ میداند و مدعی است که این روش فقط به ۱۰ سال فرصت و ۳.۶ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد تا به مرحله اثبات برسد.
تمرکز کار علمی هربرت روی نئوکورتکس (نوقشر) است، بخش بیرونی مغز که شبیه تودهای از رشتههای فوقالعاده ضخیم به نظر میرسد و بیشتر حواس، استدلال، و حافظه در این بخش قرار دارد.
❤3👍2👏1
هربرت به دو دلیل معتقد است که نئوکورتکس را میتوان بهتدریج تعویض کرد. شاهد اول این مدعا تومورهای مغزی خوشخیم است که چون بسیار آهسته رشد میکنند، مغز بیمار میتواند تطبیق پیدا کند و خاطرات را به جایی دیگر در مغز منتقل کند و رفتار و گفتار بیمار پس از برداشتن تومور تغییر قابلتوجهی پیدا نمیکند.
بنابراین، بهعقیده هربرت، تعویض تدریجی نئوکورتکس ممکن است بدون اینکه اطلاعات رمزگذاریشده مانند هویت شخصی فرد از بین برود.
هربرت میگوید دلیل دوم امیدواریاش این است که آزمایشها نشان میدهند سلولهای مرحله جنینی میتوانند در مغز بزرگسال زنده بمانند و حتی کار کنند. بهعنوان مثال، آزمایشهای پزشکی نشان میدهند که سلولهای عصبی جوان میتوانند با مغز افراد مبتلا به صرع ادغام شوند تا حملات صرع متوقف شود.
هربرت برای طراحی و تولید قسمتهای جوان نئوکورتکش مشغول بررسی مغز جنینهای ۵ تا ۸ هفتهای سقطشده انسان است. او نوع، تعداد و محل قرارگیری سلولهای موجود را بررسی میکند تا ساختارهای مشابهی در آزمایشگاه تولید کند.
او، که برای اثبات ایدهاش بودجه بزرگی در اختیار خواهد داشت، میگوید: «میدانید، ما چند قدم با معکوسسازی روند پیری فاصله داریم. باید بگویم چند قدم بزرگ.»
گزارش امآیتی تکنالوجی ریویو
🆔@ScientificDialectics
بنابراین، بهعقیده هربرت، تعویض تدریجی نئوکورتکس ممکن است بدون اینکه اطلاعات رمزگذاریشده مانند هویت شخصی فرد از بین برود.
هربرت میگوید دلیل دوم امیدواریاش این است که آزمایشها نشان میدهند سلولهای مرحله جنینی میتوانند در مغز بزرگسال زنده بمانند و حتی کار کنند. بهعنوان مثال، آزمایشهای پزشکی نشان میدهند که سلولهای عصبی جوان میتوانند با مغز افراد مبتلا به صرع ادغام شوند تا حملات صرع متوقف شود.
هربرت برای طراحی و تولید قسمتهای جوان نئوکورتکش مشغول بررسی مغز جنینهای ۵ تا ۸ هفتهای سقطشده انسان است. او نوع، تعداد و محل قرارگیری سلولهای موجود را بررسی میکند تا ساختارهای مشابهی در آزمایشگاه تولید کند.
او، که برای اثبات ایدهاش بودجه بزرگی در اختیار خواهد داشت، میگوید: «میدانید، ما چند قدم با معکوسسازی روند پیری فاصله داریم. باید بگویم چند قدم بزرگ.»
گزارش امآیتی تکنالوجی ریویو
🆔@ScientificDialectics
MIT Technology Review
This researcher wants to replace your brain, little by little
The US government just hired a researcher who thinks we can beat aging with fresh cloned bodies and brain updates.
❤3👍2👏1
#دیالکتیک_علمی
🌐درد بازوی چپ همیشه نگرانکننده است؟
بسیاری از افراد که در بازوی چپشان درد احساس میکنند نگراناند که نکند دچار حمله قلبی شده باشند
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
درد بازوی چپ دلایل مختلفی دارد، از آسیبدیدگی و کشیدگی عضله گرفته تا گرفتگی عصب یا رگبهرگ شدن. در برخی موارد هم ممکن است نشانه حمله قلبی باشد، که موقعیت اضطراری پزشکی است.
دلایل و نشانهها
درد بازوی چپ، بسته به علت زمینهایاش، ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد. این درد گاهی مانند شوک الکتریکی است و درد مداومی را به وجود میآورد که با محرکهای خاص مانند فشار یا فعالیت بدنی وخیمتر میشود. گاهی هم ممکن است ناگهانی ظاهر شود، یا بهتدریج و در طول زمان به وجود آید.
دلایل مرتبط با قلب مانند حمله قلبی، آنژین صدری، دلایل اسکلتی عضلانی مانند کشیدگی عضلانی و تاندونیت، دلایل مرتبط با اعصاب، مانند گرفتگی عصب و آسیبهای اعصاب (نوروپاتی) محیطی، و دلایل دیگر مانند آسیب و التهاب ازجمله عوامل شایع درد بازوی چپ به شمار میآید.
همچنین درد حاد بازوی چپ ممکن است از شکستگی استخوان، فتق دیسک، فشردگی عصب، پارگی روتاتور کاف (rotator cuff، عضلات چرخاننده بازو) یا رگبهرگ شدن و کشیدگی ناشی شود. شکستگیها براثر افتادن، تصادف یا آسیبهای ورزشی ایجاد میشوند و ممکن است تورم، کبودی، ضعف یا مشکلات حرکتی را به دنبال داشته باشند. فتق دیسک سبب آسیبهای اعصاب (نوروپاتی) محیطی در بازوی چپ یا راست میشود و درد، بیحسی و گزگز اندامها را به همراه دارد.
فشردگی اعصاب (رادیکولوپاتی دهانه رحم) هم به دلایلی مانند فتق دیسک یا آرتریت به وجود میآید و باعث درد، سوزنسوزن شدن و ضعف در شانه و بازو میشود و ممکن است یکی از دو بازو یا هر دو آنها را همزمان تحت تاثیر قرار دهد. پارگی روتاتور کاف یا تاندون شانه از افزایش سن یا استفاده شدن بیش از حد ناشی میشود و درد شدید شانه را به همراه دارد که معمولا به بازوی چپ هم کشیده میشود. رگبهرگ شدن و کشیدگی هم به آسیبدیدگی بافتهای نرم اطراف استخوانها و مفاصل گفته میشود که اغلب مچ دست، بازوها، مچ پا، پاها، ساقها و انگشتان دست را تحت تاثیر قرار میدهند. کبودی، دردی که با برداشتن وزنه یا بار سنگین بدتر میشود، گرفتگی شدید، تورم، درد یا حساسیت هنگام لمس ناحیهای خاص، ضعف و تورم در تاندونها ازجمله نشانههای رگبهرگ شدناند.
از دیگر دلایل درد بازوی چپ میتوان به سندرم خروجی قفسه سینه عروقی، آنژین، بورسیت و حمله قلبی اشاره کرد.
سندرم خروجی قفسه سینه عروقی وضعیتی است که در نتیجه فشرده شدن رگهای خونی و عصبی به وجود میآید که از شانه به استخوان ترقوه، قفسه سینه و بازوها میروند. این وضعیت ممکن است درد، ضعف، تورم، بیحسی، گزگز و تغییر رنگ در ساعد، دست یا انگشتان آسیبدیده را به دنبال داشته باشد.
آنژین درد قفسه سینه ناشی از محدود شدن جریان خون است که اغلب بهدلیل بیماری عروق کرونر (CAD) ایجاد میشود و درد بازوها، شانهها، فک، گردن یا کمر را به همراه دارد. دو نوع آنژین وجود دارد: آنژین پایدار که هنگام ورزش وخیمتر میشود، و آنژین ناپایدار که بدون فعالیت بدنی رخ میدهد و نیاز به مراقبت فوری پزشکی دارد.
بورسیت هم وضعیتی است که با تورم و التهاب در کیسههای بورس ایجاد میشود. بورسها کیسههای کوچک پر از مایعاند که در اطراف مفاصل قرار دارند و، با کاهش اصطکاک، حرکت بافتها را در کنار هم آسان میکنند. بورسیت درد، حساسیت، تغییر رنگ (مانند قرمزی) و گرمای مفاصل آسیبدیده را به دنبال دارد. اگر شانهتان دچار بورسیت باشد ممکن است در بازوی چپتان درد احساس کنید.
حمله قلبی هم یک وضعیت اضطراری پزشکی است که درپی گرفتگی رگها به وجود میآید و جریان خون و اکسیژنرسانی به قلب را مسدود میکند. نشانه اصلی حمله قلبی درد قفسه سینه است که مانند فشار زیاد یا گرفتگی احساس میشود. بسیاری از افراد این درد را در سمت چپ قفسه سینه تجربه میکنند که اغلب به سایر نواحی بدن ازجمله بازوی چپ هم میرسد. با مشاهده نشانههای حمله قلبی بلافاصله باید به اورژانس پزشکی مراجعه کرد و تحت نظر قرار گرفت. برخی نشانههای حمله قلبی عبارتند از: درد قفسه سینه، که در سمت چپ و مانند فشردگی نوار بسیار محکمی دور قفسه سینه احساس میشود، عرق سرد، خستگی، بیوزنی سر، دردی که به بازو، فک، گردن و شانهها میرسد، تنگی نفس استفراغ و ضعف.
بسیاری از افراد که در بازوی چپشان درد احساس میکنند نگراناند که نکند دچار حمله قلبی شده باشند. اما اگر درد بازوی چپ با نشانههای مشخص دیگر مانند فشار یا درد قفسه سینه، فشار خون بالا یا مشکلات تنفسی همراه نباشد بعید است که به حمله قلبی مربوط شود.
🌐درد بازوی چپ همیشه نگرانکننده است؟
بسیاری از افراد که در بازوی چپشان درد احساس میکنند نگراناند که نکند دچار حمله قلبی شده باشند
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
درد بازوی چپ دلایل مختلفی دارد، از آسیبدیدگی و کشیدگی عضله گرفته تا گرفتگی عصب یا رگبهرگ شدن. در برخی موارد هم ممکن است نشانه حمله قلبی باشد، که موقعیت اضطراری پزشکی است.
دلایل و نشانهها
درد بازوی چپ، بسته به علت زمینهایاش، ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد. این درد گاهی مانند شوک الکتریکی است و درد مداومی را به وجود میآورد که با محرکهای خاص مانند فشار یا فعالیت بدنی وخیمتر میشود. گاهی هم ممکن است ناگهانی ظاهر شود، یا بهتدریج و در طول زمان به وجود آید.
دلایل مرتبط با قلب مانند حمله قلبی، آنژین صدری، دلایل اسکلتی عضلانی مانند کشیدگی عضلانی و تاندونیت، دلایل مرتبط با اعصاب، مانند گرفتگی عصب و آسیبهای اعصاب (نوروپاتی) محیطی، و دلایل دیگر مانند آسیب و التهاب ازجمله عوامل شایع درد بازوی چپ به شمار میآید.
همچنین درد حاد بازوی چپ ممکن است از شکستگی استخوان، فتق دیسک، فشردگی عصب، پارگی روتاتور کاف (rotator cuff، عضلات چرخاننده بازو) یا رگبهرگ شدن و کشیدگی ناشی شود. شکستگیها براثر افتادن، تصادف یا آسیبهای ورزشی ایجاد میشوند و ممکن است تورم، کبودی، ضعف یا مشکلات حرکتی را به دنبال داشته باشند. فتق دیسک سبب آسیبهای اعصاب (نوروپاتی) محیطی در بازوی چپ یا راست میشود و درد، بیحسی و گزگز اندامها را به همراه دارد.
فشردگی اعصاب (رادیکولوپاتی دهانه رحم) هم به دلایلی مانند فتق دیسک یا آرتریت به وجود میآید و باعث درد، سوزنسوزن شدن و ضعف در شانه و بازو میشود و ممکن است یکی از دو بازو یا هر دو آنها را همزمان تحت تاثیر قرار دهد. پارگی روتاتور کاف یا تاندون شانه از افزایش سن یا استفاده شدن بیش از حد ناشی میشود و درد شدید شانه را به همراه دارد که معمولا به بازوی چپ هم کشیده میشود. رگبهرگ شدن و کشیدگی هم به آسیبدیدگی بافتهای نرم اطراف استخوانها و مفاصل گفته میشود که اغلب مچ دست، بازوها، مچ پا، پاها، ساقها و انگشتان دست را تحت تاثیر قرار میدهند. کبودی، دردی که با برداشتن وزنه یا بار سنگین بدتر میشود، گرفتگی شدید، تورم، درد یا حساسیت هنگام لمس ناحیهای خاص، ضعف و تورم در تاندونها ازجمله نشانههای رگبهرگ شدناند.
از دیگر دلایل درد بازوی چپ میتوان به سندرم خروجی قفسه سینه عروقی، آنژین، بورسیت و حمله قلبی اشاره کرد.
سندرم خروجی قفسه سینه عروقی وضعیتی است که در نتیجه فشرده شدن رگهای خونی و عصبی به وجود میآید که از شانه به استخوان ترقوه، قفسه سینه و بازوها میروند. این وضعیت ممکن است درد، ضعف، تورم، بیحسی، گزگز و تغییر رنگ در ساعد، دست یا انگشتان آسیبدیده را به دنبال داشته باشد.
آنژین درد قفسه سینه ناشی از محدود شدن جریان خون است که اغلب بهدلیل بیماری عروق کرونر (CAD) ایجاد میشود و درد بازوها، شانهها، فک، گردن یا کمر را به همراه دارد. دو نوع آنژین وجود دارد: آنژین پایدار که هنگام ورزش وخیمتر میشود، و آنژین ناپایدار که بدون فعالیت بدنی رخ میدهد و نیاز به مراقبت فوری پزشکی دارد.
بورسیت هم وضعیتی است که با تورم و التهاب در کیسههای بورس ایجاد میشود. بورسها کیسههای کوچک پر از مایعاند که در اطراف مفاصل قرار دارند و، با کاهش اصطکاک، حرکت بافتها را در کنار هم آسان میکنند. بورسیت درد، حساسیت، تغییر رنگ (مانند قرمزی) و گرمای مفاصل آسیبدیده را به دنبال دارد. اگر شانهتان دچار بورسیت باشد ممکن است در بازوی چپتان درد احساس کنید.
حمله قلبی هم یک وضعیت اضطراری پزشکی است که درپی گرفتگی رگها به وجود میآید و جریان خون و اکسیژنرسانی به قلب را مسدود میکند. نشانه اصلی حمله قلبی درد قفسه سینه است که مانند فشار زیاد یا گرفتگی احساس میشود. بسیاری از افراد این درد را در سمت چپ قفسه سینه تجربه میکنند که اغلب به سایر نواحی بدن ازجمله بازوی چپ هم میرسد. با مشاهده نشانههای حمله قلبی بلافاصله باید به اورژانس پزشکی مراجعه کرد و تحت نظر قرار گرفت. برخی نشانههای حمله قلبی عبارتند از: درد قفسه سینه، که در سمت چپ و مانند فشردگی نوار بسیار محکمی دور قفسه سینه احساس میشود، عرق سرد، خستگی، بیوزنی سر، دردی که به بازو، فک، گردن و شانهها میرسد، تنگی نفس استفراغ و ضعف.
بسیاری از افراد که در بازوی چپشان درد احساس میکنند نگراناند که نکند دچار حمله قلبی شده باشند. اما اگر درد بازوی چپ با نشانههای مشخص دیگر مانند فشار یا درد قفسه سینه، فشار خون بالا یا مشکلات تنفسی همراه نباشد بعید است که به حمله قلبی مربوط شود.
👍2
گزینههای درمانی
درد بازوی چپ را با توجه به علت اصلیاش درمان میکنند. مثلا بورسیت گاهی اوقات بهدلیل عفونت ایجاد میشود، بنابراین پزشک ممکن است برای دورهای مشخص آنتیبیوتیک تجویز کند. درمورد شکستن استخوان بازو احتمالا باید آن را در آتل یا گچ نگه دارید تا زمانی که بهبود یابد. برخی افراد هم ممکن است به جراحی نیاز داشته باشند.
در موارد مربوط به قلب بیشتر افرادی که دچار حمله قلبی میشوند تحت «آنژیوپلاستی» (بازکردن شریان) قرار میگیرند تا جریان خون برقرار شود و رگهای باریک یا مسدودشده دوباره باز شوند. داروهایی مانند «نیتروگلیسیرین» هم ممکن است موقت یا دائمی تجویز شوند. برخی تغییرات در سبک زندگی مانند پیروی از رژیم غذایی کمسدیم، ورزش منظم و کاهش وزن به پایین آمدن سطح فشار خون و جلوگیری از حمله قلبی دیگر کمک میکند.
درمورد فتق دیسک هم ممکن است متخصصان مراقبتهای بهداشتی پوشیدن نوعی یقه گردن را موقتا برای کاهش علائم توصیه کنند. همچنین تزریق استروئید به کاهش التهاب کمک میکند و فیزیوتراپی هم گاهی اوقات میتواند تسکین طولانیمدت به همراه آورد. اگر هیچ کدام از این روشها کارساز نباشد عمل جراحی پیشنهاد میشود. درمورد پارگی روتاتور کاف گزینههایی بهجز جراحی مانند فیزیوتراپی، داروهای ضد التهابی و تزریق استروئید پیشنهاد میشود و اگر پارگی شدید باشد ممکن است جراحی ضروری شود.
برای رگبهرگ شدن و کشیدگیها هم به چیزی جز استراحت نیازی نیست، چراکه معمولا پس از چند هفته خودبهخود برطرف میشوند. اما اگر این وضعیت ادامه پیدا کند ممکن است به فیزیوتراپی یا ماساژ نیاز باشد. درمورد سندروم خروجی قفسه سینه هم پزشک ممکن است علاوه بر فیزیوتراپی، داروهای رقیقکننده خون را تجویز کند. جراحی ازجمله آنژیوپلاستی هم ممکن است برای برخی از افراد مناسب باشد.
وریولهلت
🆔@ScientificDialectics
درد بازوی چپ را با توجه به علت اصلیاش درمان میکنند. مثلا بورسیت گاهی اوقات بهدلیل عفونت ایجاد میشود، بنابراین پزشک ممکن است برای دورهای مشخص آنتیبیوتیک تجویز کند. درمورد شکستن استخوان بازو احتمالا باید آن را در آتل یا گچ نگه دارید تا زمانی که بهبود یابد. برخی افراد هم ممکن است به جراحی نیاز داشته باشند.
در موارد مربوط به قلب بیشتر افرادی که دچار حمله قلبی میشوند تحت «آنژیوپلاستی» (بازکردن شریان) قرار میگیرند تا جریان خون برقرار شود و رگهای باریک یا مسدودشده دوباره باز شوند. داروهایی مانند «نیتروگلیسیرین» هم ممکن است موقت یا دائمی تجویز شوند. برخی تغییرات در سبک زندگی مانند پیروی از رژیم غذایی کمسدیم، ورزش منظم و کاهش وزن به پایین آمدن سطح فشار خون و جلوگیری از حمله قلبی دیگر کمک میکند.
درمورد فتق دیسک هم ممکن است متخصصان مراقبتهای بهداشتی پوشیدن نوعی یقه گردن را موقتا برای کاهش علائم توصیه کنند. همچنین تزریق استروئید به کاهش التهاب کمک میکند و فیزیوتراپی هم گاهی اوقات میتواند تسکین طولانیمدت به همراه آورد. اگر هیچ کدام از این روشها کارساز نباشد عمل جراحی پیشنهاد میشود. درمورد پارگی روتاتور کاف گزینههایی بهجز جراحی مانند فیزیوتراپی، داروهای ضد التهابی و تزریق استروئید پیشنهاد میشود و اگر پارگی شدید باشد ممکن است جراحی ضروری شود.
برای رگبهرگ شدن و کشیدگیها هم به چیزی جز استراحت نیازی نیست، چراکه معمولا پس از چند هفته خودبهخود برطرف میشوند. اما اگر این وضعیت ادامه پیدا کند ممکن است به فیزیوتراپی یا ماساژ نیاز باشد. درمورد سندروم خروجی قفسه سینه هم پزشک ممکن است علاوه بر فیزیوتراپی، داروهای رقیقکننده خون را تجویز کند. جراحی ازجمله آنژیوپلاستی هم ممکن است برای برخی از افراد مناسب باشد.
وریولهلت
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Why Is There Pain in My Left Arm, and Does It Signal Something Serious?
Left arm pain can happen after an injury or pinched nerve. But in some cases, it could be an early indicator of a heart problem. Here’s what you need to know.
👍1
#دیالکتیک_علمی
🌐چگونه اثر «نوسیبو» بر روند درمان تاثیر منفی میگذارد؟
اثر نوسیبو واکنشهای نامطلوب افراد به داروهای استاتین، ضد افسردگی، افزایش احساس درد به همراه مداخلات مختلف و تغییر عملکرد حرکتی در واکنش به داروها را به دنبال دارد
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که پس از بیرون آمدن از کنسرت یا رستورانی پرجمعیت در گلویتان احساس ناراحتی داشته باشید و گمان کنید به بیماری ویروسی مبتلا شدهاید؟ یا اینکه قرصی را قورت بدهید و بلافاصله احساس کنید بیمارید؟ به این حالت اثر «نوسیبو» (Nocebo) میگویند. این تاثیر بهشکلی ناخودآگاه زمانی که فرد درمورد اثربخشی و عوارض دارو برداشت منفی دارد آشکار میشود.
جان کلی، استاد برجسته روانشناسی از ماساچوست و مدیر برنامه دارونما، میگوید که «اثر نوسیبو» درست برعکس «اثر دارونما» است. درواقع «نوسیبو» روی تاریک و شیطانی «دارونما» است. او میگوید که این درواقع نسخه منفی دارونما است و مردم بهدلیل انتظارات و احساسات منفی بیش از میزان واقعی با مشکل مواجه میشوند.
فردی که دارونما مصرف میکند پس از بلعیدن قرص، تزریق دارو یا دریافت روشهای درمانی بهتدریج احساس بهبودی میکند، حتی اگر دارویی که برای او تجویز شده کاملا بیاثر باشد. اما در «نوسیبو» کاملا برعکس است و فرد بهدلیل باورها و انتظارات منفی درمورد روش درمانی، حتی زمانی که مداخله درمانی ساختگی باشد، علائم و نشانههای حساسی را نشان میدهد.
اندازهگیری میزان رواج اثر نوسیبو دشوار است، زیرا در آزمایشهای بالینی بهندرت اندازهگیری میشود، اما نکاتی درمورد آن وجود دارد. در مطالعهای جدید روی افراد مبتلا به بیماری التهاب روده مشخص شد که در شش ماه اول تغییر دارو با داروی بیولوژیکی مشابه ۱۳٪ آنها، بدون فعال شدن بیماری، با اثر نوسیبو، بهشکل بروز علائم جدید یا وخیمتر، مواجه شدند، در حالی که هر دو دارو اثربخشی بالینی کاملا مشابهی داشتند. طبق نتیجهگیری محققان، «درک نادرست» و «نگرش منفی» درمورد داروهای بیولوژیکی مشابه «اثر نوسیبو» و توقف درمان را به دنبال خواهد داشت.
بررسی کارآزماییهای بالینی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که ۲۲ درصد افرادی که واکسن دارونما و غیرفعال کرونا را تزریق کرده بودند، خستگی و ۲۷ درصد افراد سردرد ناشی از تزریق واکسن را گزارش کردند. پژوهشگران این علائم را به انتظارات منفی مردم درمورد عوارض جانبی واکسن نسبت دادند، زیرا نوعی پیشبینی شخصی را به وجود میآورد و موجب میشود «باور به وقوع رویداد بد در آینده عکسالعمل فعلی درمورد آن رویداد ناخوشایند را رقم بزند». به گفته کارشناسان، اثر نوسیبو همچنین واکنشهای نامطلوب افراد به داروهای استاتین، داروهای ضد افسردگی، افزایش احساس درد به همراه مداخلات مختلف، تغییر عملکرد حرکتی در واکنش به داروها و موارد دیگر را به دنبال دارد.
اثر نوسیبو چگونه رخ میدهد؟
سازوکارهای دقیقی که در پس اثر نوسیبو وجود دارد هنوز بهخوبی شناخته نشده است. یکی از نظریهها میگوید که انتظارات بیمار بر پاسخ به درمان پزشکی تاثیر میگذارد. دیگری به شرطیسازی برمیگردد؛ به اینکه چگونه تجربههای گذشته میتواند تجربههای فعلی را تحت تاثیر قرار دهد. لوانا کولوکا، استاد برجسته پزشکی از مریلند، میگوید که به همین دلیل، افراد مبتلا به سرطان که تحت شیمیدرمانی قرار میگیرند، گاهی اوقات وقتی وارد اتاق میشوند، قبل از تزریق سرم، حالت تهوع میگیرند.
مایکل برنشتاین، روانشناس، میگوید که سازوکار احتمالی دیگر نسبت دادن عوامل نادرست به بیماری است. به گفته او: «ممکن است بیماری جزئی داشته باشید و آن را به یک دارو و روش درمانی نسبت دهید، نه چیزی که واقعا باعث بروز آن شده است. مثلا ممکن است داروی جدیدی را بهتازگی شروع کردهاید و سردرد هم دارید، در این مواقع به جای اینکه عامل را به استرس کاری، تغییرات فشار بدن یا نخوردن قهوه روزانهتان نسبت دهید، انگشت اتهام را به سمت داروی جدید نشانه میروید.»
سوزان هلفر، استاد روانشناسی، هم میگوید که انتظارات منفی میتواند اضطراب به دنبال داشته باشد که باعث آزاد شدن هورمونهای استرس و اسیدهای معده میشود و علائم منفی ایجاد میکند.
اثر نوسیبو همچنین زمانی رخ میدهد که متخصصان مراقبتهای بهداشت و سلامت اطلاعات شفاهی درمورد عوارض جانبی منفی احتمالی دارو ارائه میدهند. تحقیقات نشان داده است توصیههای شفاهی منفی درمورد درد اضطراب بیماران را افزایش میدهد و باعث میشود ترشح هورمون کولهسیستوکینین (cholecystokinin)، که هورمون انتقال درد است، تسهیل شود.
🌐چگونه اثر «نوسیبو» بر روند درمان تاثیر منفی میگذارد؟
اثر نوسیبو واکنشهای نامطلوب افراد به داروهای استاتین، ضد افسردگی، افزایش احساس درد به همراه مداخلات مختلف و تغییر عملکرد حرکتی در واکنش به داروها را به دنبال دارد
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که پس از بیرون آمدن از کنسرت یا رستورانی پرجمعیت در گلویتان احساس ناراحتی داشته باشید و گمان کنید به بیماری ویروسی مبتلا شدهاید؟ یا اینکه قرصی را قورت بدهید و بلافاصله احساس کنید بیمارید؟ به این حالت اثر «نوسیبو» (Nocebo) میگویند. این تاثیر بهشکلی ناخودآگاه زمانی که فرد درمورد اثربخشی و عوارض دارو برداشت منفی دارد آشکار میشود.
جان کلی، استاد برجسته روانشناسی از ماساچوست و مدیر برنامه دارونما، میگوید که «اثر نوسیبو» درست برعکس «اثر دارونما» است. درواقع «نوسیبو» روی تاریک و شیطانی «دارونما» است. او میگوید که این درواقع نسخه منفی دارونما است و مردم بهدلیل انتظارات و احساسات منفی بیش از میزان واقعی با مشکل مواجه میشوند.
فردی که دارونما مصرف میکند پس از بلعیدن قرص، تزریق دارو یا دریافت روشهای درمانی بهتدریج احساس بهبودی میکند، حتی اگر دارویی که برای او تجویز شده کاملا بیاثر باشد. اما در «نوسیبو» کاملا برعکس است و فرد بهدلیل باورها و انتظارات منفی درمورد روش درمانی، حتی زمانی که مداخله درمانی ساختگی باشد، علائم و نشانههای حساسی را نشان میدهد.
اندازهگیری میزان رواج اثر نوسیبو دشوار است، زیرا در آزمایشهای بالینی بهندرت اندازهگیری میشود، اما نکاتی درمورد آن وجود دارد. در مطالعهای جدید روی افراد مبتلا به بیماری التهاب روده مشخص شد که در شش ماه اول تغییر دارو با داروی بیولوژیکی مشابه ۱۳٪ آنها، بدون فعال شدن بیماری، با اثر نوسیبو، بهشکل بروز علائم جدید یا وخیمتر، مواجه شدند، در حالی که هر دو دارو اثربخشی بالینی کاملا مشابهی داشتند. طبق نتیجهگیری محققان، «درک نادرست» و «نگرش منفی» درمورد داروهای بیولوژیکی مشابه «اثر نوسیبو» و توقف درمان را به دنبال خواهد داشت.
بررسی کارآزماییهای بالینی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که ۲۲ درصد افرادی که واکسن دارونما و غیرفعال کرونا را تزریق کرده بودند، خستگی و ۲۷ درصد افراد سردرد ناشی از تزریق واکسن را گزارش کردند. پژوهشگران این علائم را به انتظارات منفی مردم درمورد عوارض جانبی واکسن نسبت دادند، زیرا نوعی پیشبینی شخصی را به وجود میآورد و موجب میشود «باور به وقوع رویداد بد در آینده عکسالعمل فعلی درمورد آن رویداد ناخوشایند را رقم بزند». به گفته کارشناسان، اثر نوسیبو همچنین واکنشهای نامطلوب افراد به داروهای استاتین، داروهای ضد افسردگی، افزایش احساس درد به همراه مداخلات مختلف، تغییر عملکرد حرکتی در واکنش به داروها و موارد دیگر را به دنبال دارد.
اثر نوسیبو چگونه رخ میدهد؟
سازوکارهای دقیقی که در پس اثر نوسیبو وجود دارد هنوز بهخوبی شناخته نشده است. یکی از نظریهها میگوید که انتظارات بیمار بر پاسخ به درمان پزشکی تاثیر میگذارد. دیگری به شرطیسازی برمیگردد؛ به اینکه چگونه تجربههای گذشته میتواند تجربههای فعلی را تحت تاثیر قرار دهد. لوانا کولوکا، استاد برجسته پزشکی از مریلند، میگوید که به همین دلیل، افراد مبتلا به سرطان که تحت شیمیدرمانی قرار میگیرند، گاهی اوقات وقتی وارد اتاق میشوند، قبل از تزریق سرم، حالت تهوع میگیرند.
مایکل برنشتاین، روانشناس، میگوید که سازوکار احتمالی دیگر نسبت دادن عوامل نادرست به بیماری است. به گفته او: «ممکن است بیماری جزئی داشته باشید و آن را به یک دارو و روش درمانی نسبت دهید، نه چیزی که واقعا باعث بروز آن شده است. مثلا ممکن است داروی جدیدی را بهتازگی شروع کردهاید و سردرد هم دارید، در این مواقع به جای اینکه عامل را به استرس کاری، تغییرات فشار بدن یا نخوردن قهوه روزانهتان نسبت دهید، انگشت اتهام را به سمت داروی جدید نشانه میروید.»
سوزان هلفر، استاد روانشناسی، هم میگوید که انتظارات منفی میتواند اضطراب به دنبال داشته باشد که باعث آزاد شدن هورمونهای استرس و اسیدهای معده میشود و علائم منفی ایجاد میکند.
اثر نوسیبو همچنین زمانی رخ میدهد که متخصصان مراقبتهای بهداشت و سلامت اطلاعات شفاهی درمورد عوارض جانبی منفی احتمالی دارو ارائه میدهند. تحقیقات نشان داده است توصیههای شفاهی منفی درمورد درد اضطراب بیماران را افزایش میدهد و باعث میشود ترشح هورمون کولهسیستوکینین (cholecystokinin)، که هورمون انتقال درد است، تسهیل شود.
👍2
همچنین پژوهشی تازه در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که افرادی که با دستورالعملهای خاص درمورد درد شرطی شده بودند در مقایسه با افرادی که توجهشان به این درد معطوف نبود، اضطراب پیشبینیشده بیشتری داشتند و در رویارویی با محرک دردناک درد بیشتری را احساس میکردند.
چطور از اثر نوسیبو جلوگیری کنیم؟
برای بیاثر کردن اثر نوسیبو باید بیمار و مصرفکننده آگاهی باشید. برنشتاین میگوید که شناختن اثر نوسیبو در بهبود بیماری بسیار موثر است. به خودتان یادآوری کنید که دیدگاه و انتظار منفی عوارض جانبی به دنبال خواهد داشت و بر پاسخ شما به درمان تاثیر میگذارد. کولوکا هم میگوید که جایگزینی افکار و دیدگاههای منفی با انتظارات مثبت، علائم منفی مانند اضطراب و خستگی را کاهش میدهد.
متخصصان توصیه میکند که هنگام مصرف داروی جدید یا شروع یک روش درمانی به روی آن گشوده باشید. البته نه به این معنی که هوشیاریتان را درمورد سلامت کنار بگذارید، بلکه به این معنی که از پزشک و متخصص داروساز درمورد عوارض جانبی و میزان احتمال وقوع آنها بپرسید و سپس این اطلاعات را بهخوبی بررسی کنید. اگر متخصص مراقبتهای بهداشت و درمان به شما گفت که ۱۰ درصد افراد هنگام مصرف دارویی خاص سردرد یا حالت تهوع میگیرند، آن را در نظر داشته باشید اما یادتان باشد که ۹۰ درصد افراد با این عوارض مواجه نمیشوند.
برنشتاین همچنین به «پنهانسازی مجاز» اشاره میکند و میگوید که برخی پزشکان میتوانند با اجازه شما عوارض جانبی برخی از داروها را به شما نگویند. در این موارد اگر بهدلیل احساس اضطراب، پزشکتان جزئیات عوارض جانبی را به شما نمیگوید، میتوانید از او بخواهید فقط درمورد محتملترین یا نگرانکنندهترین آنها به شما توضیح دهد. به این ترتیب ذهنتان را از قبل با موارد نگرانکننده پر نمیکنید.
گزارش واشینگتنپست
🆔@ScientificDialectics
چطور از اثر نوسیبو جلوگیری کنیم؟
برای بیاثر کردن اثر نوسیبو باید بیمار و مصرفکننده آگاهی باشید. برنشتاین میگوید که شناختن اثر نوسیبو در بهبود بیماری بسیار موثر است. به خودتان یادآوری کنید که دیدگاه و انتظار منفی عوارض جانبی به دنبال خواهد داشت و بر پاسخ شما به درمان تاثیر میگذارد. کولوکا هم میگوید که جایگزینی افکار و دیدگاههای منفی با انتظارات مثبت، علائم منفی مانند اضطراب و خستگی را کاهش میدهد.
متخصصان توصیه میکند که هنگام مصرف داروی جدید یا شروع یک روش درمانی به روی آن گشوده باشید. البته نه به این معنی که هوشیاریتان را درمورد سلامت کنار بگذارید، بلکه به این معنی که از پزشک و متخصص داروساز درمورد عوارض جانبی و میزان احتمال وقوع آنها بپرسید و سپس این اطلاعات را بهخوبی بررسی کنید. اگر متخصص مراقبتهای بهداشت و درمان به شما گفت که ۱۰ درصد افراد هنگام مصرف دارویی خاص سردرد یا حالت تهوع میگیرند، آن را در نظر داشته باشید اما یادتان باشد که ۹۰ درصد افراد با این عوارض مواجه نمیشوند.
برنشتاین همچنین به «پنهانسازی مجاز» اشاره میکند و میگوید که برخی پزشکان میتوانند با اجازه شما عوارض جانبی برخی از داروها را به شما نگویند. در این موارد اگر بهدلیل احساس اضطراب، پزشکتان جزئیات عوارض جانبی را به شما نمیگوید، میتوانید از او بخواهید فقط درمورد محتملترین یا نگرانکنندهترین آنها به شما توضیح دهد. به این ترتیب ذهنتان را از قبل با موارد نگرانکننده پر نمیکنید.
گزارش واشینگتنپست
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
Think you are sick? It may be the nocebo effect.
Have you ever walked out of a jam-packed concert or restaurant with a scratchy throat, worried that you just caught a virus? Or swallowed a medication and felt immediately unwell? If yes, you’re personally familiar with the nocebo effect, though you probably…
👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐کشف شهر رومی گمشدهای که از یک امپراتوری پنهان خبر میدهد
گروهی از پژوهشگران در کشفی بیسابقه ۵۷ مکان متعلق به دوره امپراتوری روم باستان را در اسپانیا یافتهاند
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
این ۵۷ مکان متعلق به دوره امپراتوری روم در دره رود گوادالته در اسپانیا واقع شدهاندــUniversidad de Cádiz
باستانشناسان در اسپانیا مجموعهای از سکونتگاههای روم باستان را کشف کردهاند که میتواند حاکی از وجود «امپراتوری پنهانی» باشد که پیشتر برای مورخان ناشناخته بوده است.
هنگامی که پژوهشگران دانشگاه کادیز در سال ۲۰۲۳ کاوشهایشان در منطقه گوادلته را آغاز کردند، فقط انتظار داشتند که بقایایی از نفوذ روم [در این منطقه] را بیابند.
آنها در عوض ۵۷ مکان کشف کردند که یک شبکه پیچیده بههمپیوسته از سکونتگاههایی را نشان میدهد که ممکن است درک و شناخت از تاریخ روم در این منطقه را تغییر دهد.
این مکانها در مناطق گوناگون اسپانیا در آرکوس دلا فرونترا، بورنوس ویامارتین و پورتو سرانو پراکنده بودند و در اصل از طریق مسیرهای تجاری و ارتباطی در امتداد رود گوادالته به یکدیگر متصل بودند.
کارشناسان معتقدند که تعداد قابلملاحظه سکونتگاهها و موقعیتهای راهبردی آنها نشان میدهد که این منطقه در دوره روم باستان بسیار مهمتر از آنچه پیشتر تصور میشد بوده است.
این حفاری با سرپرستی پروفسور ماکارنا لارا انجام شد و اولین بار است که این مکانها بررسی شدهاند و دیدگاههای جدیدی درباره حضور امپراتوری روم در جنوب اسپانیا ارائه میدهد.
بسیاری از این مکانها اولین بار در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شناسایی شدند اما تاکنون بهصورت کامل کاوش نشده بودند.
این تیم، در چارچوب پروژهای بلندپروازانه، از فناوریهای پیشرفته از جمله رادار زمیننفوذ برای کشف سازههای مدفون زیر سطح استفاده کرد.
این روش پیشرفته به پژوهشگران امکان داد تا سازههای دیواری را که رومیها استفاده کرده بودند و با چشم غیرمسلح قابلمشاهده نبود شناسایی کنند.
تیم پژوهشی حفاریهای فشردهای را در ویلای رومی ال کانیوئلو در بورنوس آغاز کرد، که آنجا جزئياتی کلیدی درباره ویلا کشف کردند از جمله دیوارهایی که بخشهای مسکونی را از محلهای کار جدا میکرد.
باستانشناسان در گزارشی گفتند: «هدف این است که در مورد تعامل میان خلیج کادیز و سکونتگاههای موجود در ناحیه پست و فرورفته رود گوادالته در دوره روم شناخت پیدا کنیم، جنبهای که تاکنون عملا ناشناخته باقی مانده است.»
آنها معتقدند که این تعامل میتواند نشان دهد که رومیها چگونه این منطقه داخلی را با امپراتوری وسیعترشان در سراسر اروپا ادغام کردند.
تصور بر این است که قدمت سکونتگاه رومی رود گوادالته به دوره فتح اسپانیا بهدست رومیها در سال ۲۶۴ پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، اما پژوهشگران همچنان مشغول بررسیاند تا بتوانند تاریخ دقیق این سازههای تازهکشفشده را تایید کنند.
پروفسور لارا گفت دادههایی که تاکنون کشف شدهاند پایهای مهم و معنادار برای پژوهش جاری آنها فراهم میکند.
در بیانیه او آمده است: «هدف اصلی ما ادامه حفاریها و بررسیها با استفاده از روشها و ابزارهای غیرسنتی است که با بررسی شرایط پیرامونی کشفشده تکمیل خواهد شد، همچنین تحلیل شیوهها در مطالب مستند به ما امکان خواهد داد تا دیدگاهی جامع از سکونتگاه رومی و قلمرو محدوده اطراف آبگیرهای بورنوس و آرکوس دلا فرونترا به دست آوریم.»
✍️سلما اواگیرا
https://www.independent.co.uk/news/science/archaeology-roman-city-spain-cadiz-b2596838.html
🆔@ScientificDialectics
🌐کشف شهر رومی گمشدهای که از یک امپراتوری پنهان خبر میدهد
گروهی از پژوهشگران در کشفی بیسابقه ۵۷ مکان متعلق به دوره امپراتوری روم باستان را در اسپانیا یافتهاند
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۴
این ۵۷ مکان متعلق به دوره امپراتوری روم در دره رود گوادالته در اسپانیا واقع شدهاندــUniversidad de Cádiz
باستانشناسان در اسپانیا مجموعهای از سکونتگاههای روم باستان را کشف کردهاند که میتواند حاکی از وجود «امپراتوری پنهانی» باشد که پیشتر برای مورخان ناشناخته بوده است.
هنگامی که پژوهشگران دانشگاه کادیز در سال ۲۰۲۳ کاوشهایشان در منطقه گوادلته را آغاز کردند، فقط انتظار داشتند که بقایایی از نفوذ روم [در این منطقه] را بیابند.
آنها در عوض ۵۷ مکان کشف کردند که یک شبکه پیچیده بههمپیوسته از سکونتگاههایی را نشان میدهد که ممکن است درک و شناخت از تاریخ روم در این منطقه را تغییر دهد.
این مکانها در مناطق گوناگون اسپانیا در آرکوس دلا فرونترا، بورنوس ویامارتین و پورتو سرانو پراکنده بودند و در اصل از طریق مسیرهای تجاری و ارتباطی در امتداد رود گوادالته به یکدیگر متصل بودند.
کارشناسان معتقدند که تعداد قابلملاحظه سکونتگاهها و موقعیتهای راهبردی آنها نشان میدهد که این منطقه در دوره روم باستان بسیار مهمتر از آنچه پیشتر تصور میشد بوده است.
این حفاری با سرپرستی پروفسور ماکارنا لارا انجام شد و اولین بار است که این مکانها بررسی شدهاند و دیدگاههای جدیدی درباره حضور امپراتوری روم در جنوب اسپانیا ارائه میدهد.
بسیاری از این مکانها اولین بار در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شناسایی شدند اما تاکنون بهصورت کامل کاوش نشده بودند.
این تیم، در چارچوب پروژهای بلندپروازانه، از فناوریهای پیشرفته از جمله رادار زمیننفوذ برای کشف سازههای مدفون زیر سطح استفاده کرد.
این روش پیشرفته به پژوهشگران امکان داد تا سازههای دیواری را که رومیها استفاده کرده بودند و با چشم غیرمسلح قابلمشاهده نبود شناسایی کنند.
تیم پژوهشی حفاریهای فشردهای را در ویلای رومی ال کانیوئلو در بورنوس آغاز کرد، که آنجا جزئياتی کلیدی درباره ویلا کشف کردند از جمله دیوارهایی که بخشهای مسکونی را از محلهای کار جدا میکرد.
باستانشناسان در گزارشی گفتند: «هدف این است که در مورد تعامل میان خلیج کادیز و سکونتگاههای موجود در ناحیه پست و فرورفته رود گوادالته در دوره روم شناخت پیدا کنیم، جنبهای که تاکنون عملا ناشناخته باقی مانده است.»
آنها معتقدند که این تعامل میتواند نشان دهد که رومیها چگونه این منطقه داخلی را با امپراتوری وسیعترشان در سراسر اروپا ادغام کردند.
تصور بر این است که قدمت سکونتگاه رومی رود گوادالته به دوره فتح اسپانیا بهدست رومیها در سال ۲۶۴ پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، اما پژوهشگران همچنان مشغول بررسیاند تا بتوانند تاریخ دقیق این سازههای تازهکشفشده را تایید کنند.
پروفسور لارا گفت دادههایی که تاکنون کشف شدهاند پایهای مهم و معنادار برای پژوهش جاری آنها فراهم میکند.
در بیانیه او آمده است: «هدف اصلی ما ادامه حفاریها و بررسیها با استفاده از روشها و ابزارهای غیرسنتی است که با بررسی شرایط پیرامونی کشفشده تکمیل خواهد شد، همچنین تحلیل شیوهها در مطالب مستند به ما امکان خواهد داد تا دیدگاهی جامع از سکونتگاه رومی و قلمرو محدوده اطراف آبگیرهای بورنوس و آرکوس دلا فرونترا به دست آوریم.»
✍️سلما اواگیرا
https://www.independent.co.uk/news/science/archaeology-roman-city-spain-cadiz-b2596838.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
Archaeologists unearth ‘hidden empire’ after discovering long-lost Roman city
The team of archaeologists found unprecedented 57 Roman Empire-era sites
👍1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐چند دروازه جهنم روی زمین وجود دارد ؟
در سراسر جهان مکانهای وجود دارد که به دلایل مختلف، «دروازه جهنم» نامیده شدهاند. اعتقاد بر این است که برخی از آنها دروازههایی برای ورود به دنیای زیرزمین و جهانهای دیگر است. اکنون در مورد تعدادی از این مکانها بخوانید
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۴
مکانهای زیادی در دنیا وجود دارد که دروازه جهنم نامگرفته است. شاید به این خاطر که تصور میشد این مکانها دروازه ورود به دنیای زیرزمین هستند یا به دلیل خاصیتهای زمینشناسی عجیب، فعالیتهای آتشفشانی و ویژگیهای دیگر این عنوان به آنها دادهشده است.
دروازه پلوتون، ترکیه
دروازه معروف پلوتون، در شهر پاموکاله در جنوب غربی ترکیه یکی از این مکانها است. این سایت نمونهای از مکانهای مذهبی است که مختص خدای پلوتون (هادس) بود. نکاتی در مورد این سایت که در سال ۲۰۱۳ کشف و کاوش شد، وجود دارد.
معبد پلوتون از یک دروازه با محوطهای ساختهشده بود که به یک غار میرسید، ورود به این غار برای بازدیدکنندگان ممنوع بود و فقط کشیشها اجازه ورود به آن را داشتند. بااینحال مردم میتوانستند روی صندلیها بنشینند و مراسمی که کشیشها اجرا میکنند را ببینند. این مراسم در زمان طلوع خورشید انجام میشد. در بخشی از این مراسم، تعدادی گاو به سمت غار میرفتند؛ آنها میمردند، اما کشیشها آسیبی نمیدیدند و مردم این مراسم را تماشا میکردند.
اکنون مشخصشده است که غار پر از گازهایی است که از یک شکاف وارد فضا میشوند. پژوهشها حاکی از آن است که این گاز، گاز دیاکسید کربن آتشفشانی (CO۲) است. غلظت این گاز بسته به میزان نزدیکی شما به ورودی غار متفاوت است و احتمالاً دلیل مرگ مرموز گاوها درحالیکه کشیشها سالم میماندند همین است.
دروازه جهنم، کنیا
پارک ملی دوازه جهنم کنیا آفریقا در شهرستان ناکورو بین دریاچه نایواشا و آتشفشآنهای لونگونوت و سوسوا واقعشده است. کل پارک ملی به خاطر مناظر خیرهکننده، حیاتوحش متنوع و البته دروازه جهنم معروف است. درواقع دروازه جهنم به دره جورووا گفته میشود که از وسط پارک میگذرد.
این دره با فرآیندهای آتشفشانی و فعالیتهای تک تونیکی طی میلیونها سال شکلگرفته است. باگذشت زمان، فرسایش آبی نیز این تنگه را تحت تأثیر قرار داده است. اگرچه مشخص نیست که چرا و چگونه به آن نام دروازه جهنم دادند، اما احتمالاً این نام به دلیل فعالیت شدید زمینگرمایی در این منطقه به این مکان دادهشده است. این تنگه هنوز دارای آبفشانها و چشمههای آب گرمی است که آب گرم آتشفشانی را به جریان میاندازد. این آبگرم کانال غولپیکر میگذرد و پوشش گیاهی را فراهم میکند که میتواند در دماهای بالا دوام بیاورد.
دروازه، ترکمنستان
این دروازه یک دروازه مدرن به جهنم و ساخته دست بشر است. در سال ۱۹۷۱، شوروی به دنبال میدانهای نفتی در صحرای قرا قوم در ترکمنستان بود. اگرچه در ابتدا فکر میکرد که به طلای مایع برخورد کرده، اما درواقع به چیزی ناپایدارتر ضربه رسیده بود. شوروی بهجای حفاری در نفت، با حجم عظیم گاز طبیعی مواجه شده بود.
ایستگاهی که برای استخراج نفت ایجادشده بود درنهایت فروریخت و حفرهای غولپیکر به طول ۷۰.۱ متر و عمق ۲۰.۱ متر ایجاد شد که به دهانه دروازه جهنم معروف شد.
هنگامیکه دهانه شکل گرفت، منجر به دیده شدن دهانههای زیادی در سراسر آن شد. بدتر از آن این بود که، همه دهانهها متان منتشر میکردند که برای حیاتوحش و جوامع محلی یک خطر محسوب میشد. بنابراین در یک اقدام نادرست برای نجات محیطزیست، تصمیم به آتش زدن گاز گرفته شد به این امید که بهسرعت سوخته شود. متأسفانه، این اقدام نتیجه نداد و آتشسوزی عظیمی پدید آمد که درنتیجه به این مکان نام دروازه جهنم داده شد.
رکود باتاگایکا، سیبری
آخرین دروازه جهنم دهانه باتاگایکا در خاور دور روسیه است. مانند دروازه جهنم ترکمنستان، این دروازه نیز در مقایسه با دیگر دروازههای جهنم نسبتاً جدید است. در طول دهه ۱۹۶۰، دانشمندان برای اولین بار چیزی را گزارش کردند که آن را مگاسلومپ نامیده بودند، زمانی که جنگلزدایی پربار در جمهوری سخا، روسیه، یخزدگی زمین را مختل کرد. باعث تضعیف آن مکان شد و درنهایت این مکان فروریخت.
مردم محلی این منطقه را «دروازه جهان اموات» مینامند و وقتیکه ژرفای عظیم ۱۰۰ متری و حدود ۱ کیلومتر درازای آن رابینید، کاملاً واضح میشود که چرا چنین نامی گرفته است. هرسال مگاسلومپ بزرگتر میشود.
دلیل این گسترش به تغییرات آب و هوایی در منطقه نسبت داده میشود که منجر به تابستانهای گرمتر و زمستانهای کوتاهتر میشود.
https://www.iflscience.com/just-how-many-gates-to-hell-are-there-on-earth-75597
🆔@ScientificDialectics
🌐چند دروازه جهنم روی زمین وجود دارد ؟
در سراسر جهان مکانهای وجود دارد که به دلایل مختلف، «دروازه جهنم» نامیده شدهاند. اعتقاد بر این است که برخی از آنها دروازههایی برای ورود به دنیای زیرزمین و جهانهای دیگر است. اکنون در مورد تعدادی از این مکانها بخوانید
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۴
مکانهای زیادی در دنیا وجود دارد که دروازه جهنم نامگرفته است. شاید به این خاطر که تصور میشد این مکانها دروازه ورود به دنیای زیرزمین هستند یا به دلیل خاصیتهای زمینشناسی عجیب، فعالیتهای آتشفشانی و ویژگیهای دیگر این عنوان به آنها دادهشده است.
دروازه پلوتون، ترکیه
دروازه معروف پلوتون، در شهر پاموکاله در جنوب غربی ترکیه یکی از این مکانها است. این سایت نمونهای از مکانهای مذهبی است که مختص خدای پلوتون (هادس) بود. نکاتی در مورد این سایت که در سال ۲۰۱۳ کشف و کاوش شد، وجود دارد.
معبد پلوتون از یک دروازه با محوطهای ساختهشده بود که به یک غار میرسید، ورود به این غار برای بازدیدکنندگان ممنوع بود و فقط کشیشها اجازه ورود به آن را داشتند. بااینحال مردم میتوانستند روی صندلیها بنشینند و مراسمی که کشیشها اجرا میکنند را ببینند. این مراسم در زمان طلوع خورشید انجام میشد. در بخشی از این مراسم، تعدادی گاو به سمت غار میرفتند؛ آنها میمردند، اما کشیشها آسیبی نمیدیدند و مردم این مراسم را تماشا میکردند.
اکنون مشخصشده است که غار پر از گازهایی است که از یک شکاف وارد فضا میشوند. پژوهشها حاکی از آن است که این گاز، گاز دیاکسید کربن آتشفشانی (CO۲) است. غلظت این گاز بسته به میزان نزدیکی شما به ورودی غار متفاوت است و احتمالاً دلیل مرگ مرموز گاوها درحالیکه کشیشها سالم میماندند همین است.
دروازه جهنم، کنیا
پارک ملی دوازه جهنم کنیا آفریقا در شهرستان ناکورو بین دریاچه نایواشا و آتشفشآنهای لونگونوت و سوسوا واقعشده است. کل پارک ملی به خاطر مناظر خیرهکننده، حیاتوحش متنوع و البته دروازه جهنم معروف است. درواقع دروازه جهنم به دره جورووا گفته میشود که از وسط پارک میگذرد.
این دره با فرآیندهای آتشفشانی و فعالیتهای تک تونیکی طی میلیونها سال شکلگرفته است. باگذشت زمان، فرسایش آبی نیز این تنگه را تحت تأثیر قرار داده است. اگرچه مشخص نیست که چرا و چگونه به آن نام دروازه جهنم دادند، اما احتمالاً این نام به دلیل فعالیت شدید زمینگرمایی در این منطقه به این مکان دادهشده است. این تنگه هنوز دارای آبفشانها و چشمههای آب گرمی است که آب گرم آتشفشانی را به جریان میاندازد. این آبگرم کانال غولپیکر میگذرد و پوشش گیاهی را فراهم میکند که میتواند در دماهای بالا دوام بیاورد.
دروازه، ترکمنستان
این دروازه یک دروازه مدرن به جهنم و ساخته دست بشر است. در سال ۱۹۷۱، شوروی به دنبال میدانهای نفتی در صحرای قرا قوم در ترکمنستان بود. اگرچه در ابتدا فکر میکرد که به طلای مایع برخورد کرده، اما درواقع به چیزی ناپایدارتر ضربه رسیده بود. شوروی بهجای حفاری در نفت، با حجم عظیم گاز طبیعی مواجه شده بود.
ایستگاهی که برای استخراج نفت ایجادشده بود درنهایت فروریخت و حفرهای غولپیکر به طول ۷۰.۱ متر و عمق ۲۰.۱ متر ایجاد شد که به دهانه دروازه جهنم معروف شد.
هنگامیکه دهانه شکل گرفت، منجر به دیده شدن دهانههای زیادی در سراسر آن شد. بدتر از آن این بود که، همه دهانهها متان منتشر میکردند که برای حیاتوحش و جوامع محلی یک خطر محسوب میشد. بنابراین در یک اقدام نادرست برای نجات محیطزیست، تصمیم به آتش زدن گاز گرفته شد به این امید که بهسرعت سوخته شود. متأسفانه، این اقدام نتیجه نداد و آتشسوزی عظیمی پدید آمد که درنتیجه به این مکان نام دروازه جهنم داده شد.
رکود باتاگایکا، سیبری
آخرین دروازه جهنم دهانه باتاگایکا در خاور دور روسیه است. مانند دروازه جهنم ترکمنستان، این دروازه نیز در مقایسه با دیگر دروازههای جهنم نسبتاً جدید است. در طول دهه ۱۹۶۰، دانشمندان برای اولین بار چیزی را گزارش کردند که آن را مگاسلومپ نامیده بودند، زمانی که جنگلزدایی پربار در جمهوری سخا، روسیه، یخزدگی زمین را مختل کرد. باعث تضعیف آن مکان شد و درنهایت این مکان فروریخت.
مردم محلی این منطقه را «دروازه جهان اموات» مینامند و وقتیکه ژرفای عظیم ۱۰۰ متری و حدود ۱ کیلومتر درازای آن رابینید، کاملاً واضح میشود که چرا چنین نامی گرفته است. هرسال مگاسلومپ بزرگتر میشود.
دلیل این گسترش به تغییرات آب و هوایی در منطقه نسبت داده میشود که منجر به تابستانهای گرمتر و زمستانهای کوتاهتر میشود.
https://www.iflscience.com/just-how-many-gates-to-hell-are-there-on-earth-75597
🆔@ScientificDialectics
IFLScience
Just How Many “Gates To Hell” Are There On Earth?
Many places across the world have been named "gates of hell" for various reasons. Here are a few well-known examples.
👍2
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐تشخیص عسل تقلبی ممکن شد!
محققانی از دانشگاه کرانفیلد راههای جدیدی را برای تشخیص استفاده از شربت قند در عسل و تولید عسل تقلبی ابداع کردهاند که این راه را برای آزمایشهای سریع و دقیق برای کشف محصولات تقلبی هموار میکند
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۴
عسل همیشه یکی از موادغذایی پرطرفدار در دنیاست و تقاضای رو به رشدی برای مصرف این خوراکی خوشمزه وجود دارد. بهنحویکه در سال ۲۰۲۳ میزان واردات عسل در بریتانیا حدود ۸۹.۸ میلیون پوند برآورد شده است؛ اما عسل ازجمله محصولاتی است که تولید آن بهصورت مصنوعی و تقلبی کار سختی نیست و در بسیاری از مواقع از شربتهایی برای رقیق کردن عسل خالص اضافه میشود.
طبق گزارش گروه اروپا در سال ۲۰۲۳، ۴۶ درصد از ۱۴۷ نمونه عسل آزمایششده، با شربتهای گیاهی ارزانقیمت ترکیبشدهاند تا عسل تقلبی و ارزانقیمتتری تولید شود. ازآنجاکه ویژگیهای عسل به دلیل منابع شهد، فصل برداشت و جغرافیا متفاوت است، تشخیص محصولات تقلبی دشوار و پیچیده خواهد بود و از سوی دیگر روشهای تشخیص اصالت عسل آنقدر پرهزینه و زمانبر است. از همین رو تمایل زیادی برای آزمایشهای قابلاعتماد و اتخاذ قوانین جدید برای مبارزه با تقلب در مورد عسل وجود دارد.
حالا دانشمندان دانشگاه کرانفیلد دو روش جدید برای تشخیص سریع و دقیق اصالت عسل را با موفقیت آزمایش کردهاند.
تشخیص عسل تقلبی بدون باز کردن شیشه
دکتر ماریا آناستازیادی، مدرس بیوانفورماتیک دانشگاه کرانفیلد حالا رهبری پروژهای تحقیقاتی را بر عهده دارد که با همکاری آژانس استانداردهای غذایی و شورای تأسیسات علم و فناوری بریتانیا (STFC)، با بهرهگیری از تکنیک تخصصی آنالیز نور، قادر هستند تا بدون باز کردن شیشه عسل، محصولات تقلبی را تشخیص دهند.
برخی از نمونههای عسل در بریتانیا با شربت برنج و چغندرقند و با استفاده از روش غیرتهاجمی طیفسنجی افست رامان (SORS) (که بیشتر در تشخیصهای دارویی و امنیتی استفاده میشود)، آزمایش شدند. این روش در تشخیص شربتهای قند موجود در عسل بسیار دقیق عمل کرد. SORS سریعاً رد و اثر مواد تشکیلدهنده محصول را شناسایی کرد؛ در ادامه دانشمندان این فن را با یادگیری ماشینی ترکیب کردند و با موفقیت شربتهای قند را از منابع مختلف گیاهی تشخیص داده و شناسایی نمودند.
پیادهسازی این روش آنالیز، ساده است و دستگاههای آن قابلحمل است و بدین ترتیب، شیوه غربالگری ایدهآلی برای آزمایش عسل در طول زنجیره تأمین به نظر میرسد. دکتر آناستازیادی دراینباره گفت: «عسل گران و بسیار پر تقاضا است؛ از همین رو کلاهبرداران به سراغش میروند و با از راه به درکردن تأمینکنندگان واقعی، اعتماد مصرفکنندگان را از بین میبرند. حالا این روش، ابزار سریع و مؤثری برای شناسایی نمونههای مشکوک عسل است که از مصرفکنندگان محافظت کرده و زنجیرههای تأمین را تأیید میکند.»
ردپای DNA در شناسایی عسل تقلبی
در مطالعه دوم، از بارکد DNA استفاده شد. این پروژه با همکاری آژانس استانداردهای غذایی و موسسه امنیت غذایی جهانی در دانشگاه کوئینز بلفاست و برای شناسایی شربتهای برنج و ذرت در نمونههای عسل بریتانیا انجام شد.
دانشمندان از ۱۷ نمونه عسل جمعآوریشده از زنبورداران سراسر بریتانیا که در فصول مختلف و از منابع شهد گل بودند، استفاده کردند و در کنار آنها چهار نمونه از عسل بریتانیا را از سوپرمارکتها و خردهفروشان آنلاین خریدند. در ادامه این نمونهها با شربتهای ذرت و برنج تولیدشده در طیف وسیعی از کشورها مخلوط شدند.
شیوه بارکد DNA که قبلاً برای تشخیص گونههای گیاهی در محصولات غذایی مورداستفاده قرار میگرفت، در تجزیه کردن ترکیب هر نمونه مؤثر بود و با موفقیت شربتها را حتی در سطح تقلب ۱٪ نیز شناسایی کرد.
دکتر آناستازیادی دراینباره گفت: «تا امروز، روشهای DNA بهصورت گستردهای برای بررسی اصالت عسل مورداستفاده قرار نگرفته بود؛ اما مطالعه ما نشان داد که این روشی قوی و قابلاعتماد برای تشخیص تقلبی بودن و تأیید منشأ شربتهای اضافهشده به عسل است. تنوع زیاد ترکیب عسل، تشخیص اصالت آن را سخت میکند؛ اما با بهرهگیری از این فن میتوان عسلهای تقلبی را تشخیص داد.»
سوفی داد که پروژه دکترایش با موضوع شناسایی اصالت عسل است، دراینباره گفت: «داشتن نمونههایی با منشأ و خلوص شناختهشده برای اعتبارسنجی روشها حیاتی است. انجمن کشاورزان زنبورعسل که از نزدیک با پروژههای ما همکاری داشتند متشکریم.» بهرهگیری از این دو شیوه در کنار هم شانس تشخیص قند مصنوعی در عسل را افزایش خواهد داد.
✍️ غزال زیاری
https://www.eurekalert.org/news-releases/1054805
🆔@ScientificDialectics
🌐تشخیص عسل تقلبی ممکن شد!
محققانی از دانشگاه کرانفیلد راههای جدیدی را برای تشخیص استفاده از شربت قند در عسل و تولید عسل تقلبی ابداع کردهاند که این راه را برای آزمایشهای سریع و دقیق برای کشف محصولات تقلبی هموار میکند
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۴
عسل همیشه یکی از موادغذایی پرطرفدار در دنیاست و تقاضای رو به رشدی برای مصرف این خوراکی خوشمزه وجود دارد. بهنحویکه در سال ۲۰۲۳ میزان واردات عسل در بریتانیا حدود ۸۹.۸ میلیون پوند برآورد شده است؛ اما عسل ازجمله محصولاتی است که تولید آن بهصورت مصنوعی و تقلبی کار سختی نیست و در بسیاری از مواقع از شربتهایی برای رقیق کردن عسل خالص اضافه میشود.
طبق گزارش گروه اروپا در سال ۲۰۲۳، ۴۶ درصد از ۱۴۷ نمونه عسل آزمایششده، با شربتهای گیاهی ارزانقیمت ترکیبشدهاند تا عسل تقلبی و ارزانقیمتتری تولید شود. ازآنجاکه ویژگیهای عسل به دلیل منابع شهد، فصل برداشت و جغرافیا متفاوت است، تشخیص محصولات تقلبی دشوار و پیچیده خواهد بود و از سوی دیگر روشهای تشخیص اصالت عسل آنقدر پرهزینه و زمانبر است. از همین رو تمایل زیادی برای آزمایشهای قابلاعتماد و اتخاذ قوانین جدید برای مبارزه با تقلب در مورد عسل وجود دارد.
حالا دانشمندان دانشگاه کرانفیلد دو روش جدید برای تشخیص سریع و دقیق اصالت عسل را با موفقیت آزمایش کردهاند.
تشخیص عسل تقلبی بدون باز کردن شیشه
دکتر ماریا آناستازیادی، مدرس بیوانفورماتیک دانشگاه کرانفیلد حالا رهبری پروژهای تحقیقاتی را بر عهده دارد که با همکاری آژانس استانداردهای غذایی و شورای تأسیسات علم و فناوری بریتانیا (STFC)، با بهرهگیری از تکنیک تخصصی آنالیز نور، قادر هستند تا بدون باز کردن شیشه عسل، محصولات تقلبی را تشخیص دهند.
برخی از نمونههای عسل در بریتانیا با شربت برنج و چغندرقند و با استفاده از روش غیرتهاجمی طیفسنجی افست رامان (SORS) (که بیشتر در تشخیصهای دارویی و امنیتی استفاده میشود)، آزمایش شدند. این روش در تشخیص شربتهای قند موجود در عسل بسیار دقیق عمل کرد. SORS سریعاً رد و اثر مواد تشکیلدهنده محصول را شناسایی کرد؛ در ادامه دانشمندان این فن را با یادگیری ماشینی ترکیب کردند و با موفقیت شربتهای قند را از منابع مختلف گیاهی تشخیص داده و شناسایی نمودند.
پیادهسازی این روش آنالیز، ساده است و دستگاههای آن قابلحمل است و بدین ترتیب، شیوه غربالگری ایدهآلی برای آزمایش عسل در طول زنجیره تأمین به نظر میرسد. دکتر آناستازیادی دراینباره گفت: «عسل گران و بسیار پر تقاضا است؛ از همین رو کلاهبرداران به سراغش میروند و با از راه به درکردن تأمینکنندگان واقعی، اعتماد مصرفکنندگان را از بین میبرند. حالا این روش، ابزار سریع و مؤثری برای شناسایی نمونههای مشکوک عسل است که از مصرفکنندگان محافظت کرده و زنجیرههای تأمین را تأیید میکند.»
ردپای DNA در شناسایی عسل تقلبی
در مطالعه دوم، از بارکد DNA استفاده شد. این پروژه با همکاری آژانس استانداردهای غذایی و موسسه امنیت غذایی جهانی در دانشگاه کوئینز بلفاست و برای شناسایی شربتهای برنج و ذرت در نمونههای عسل بریتانیا انجام شد.
دانشمندان از ۱۷ نمونه عسل جمعآوریشده از زنبورداران سراسر بریتانیا که در فصول مختلف و از منابع شهد گل بودند، استفاده کردند و در کنار آنها چهار نمونه از عسل بریتانیا را از سوپرمارکتها و خردهفروشان آنلاین خریدند. در ادامه این نمونهها با شربتهای ذرت و برنج تولیدشده در طیف وسیعی از کشورها مخلوط شدند.
شیوه بارکد DNA که قبلاً برای تشخیص گونههای گیاهی در محصولات غذایی مورداستفاده قرار میگرفت، در تجزیه کردن ترکیب هر نمونه مؤثر بود و با موفقیت شربتها را حتی در سطح تقلب ۱٪ نیز شناسایی کرد.
دکتر آناستازیادی دراینباره گفت: «تا امروز، روشهای DNA بهصورت گستردهای برای بررسی اصالت عسل مورداستفاده قرار نگرفته بود؛ اما مطالعه ما نشان داد که این روشی قوی و قابلاعتماد برای تشخیص تقلبی بودن و تأیید منشأ شربتهای اضافهشده به عسل است. تنوع زیاد ترکیب عسل، تشخیص اصالت آن را سخت میکند؛ اما با بهرهگیری از این فن میتوان عسلهای تقلبی را تشخیص داد.»
سوفی داد که پروژه دکترایش با موضوع شناسایی اصالت عسل است، دراینباره گفت: «داشتن نمونههایی با منشأ و خلوص شناختهشده برای اعتبارسنجی روشها حیاتی است. انجمن کشاورزان زنبورعسل که از نزدیک با پروژههای ما همکاری داشتند متشکریم.» بهرهگیری از این دو شیوه در کنار هم شانس تشخیص قند مصنوعی در عسل را افزایش خواهد داد.
✍️ غزال زیاری
https://www.eurekalert.org/news-releases/1054805
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
The bee’s knees: New tests created to find fake honey
Researchers led by Cranfield University, UK, have developed new ways to detect sugar syrup adulteration in honey, paving the way for fast and accurate tests to discover fake products.
👍6👏1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐دانشمندان میگویند طول شبانهروز ممکن است به ۲۵ ساعت برسد
بررسیها نشان میدهند که با دور شدن تدریجی ماه، سرعت چرخش زمین کاهش مییابد
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۴
بررسیهای جدید دانشمندان نشان میدهد که مدت شبانهروز زمینی بهتدریج در حال طولانیتر شدن است.
به گفته پژوهشگران، دلیل این امر آن است که ماه بهآرامی در حال دور شدن از سیاره ما است و تحقیقات جدید آنها نشان میدهد که با افزایش فاصله ماه از زمین، تاثیر گرانشی آن بر سیاره ما تغییر میکند و به کاهش سرعت چرخش زمین و طولانیتر شدن روزها منجر میشود.
با وجود این، چنین فرایندی در درازمدت رخ خواهد داد و دانشمندان پیشبینی کردهاند که در نهایت ممکن است طی ۲۰۰ میلیون سال آينده، طول روزهای زمین به ۲۵ ساعت برسد.
دیلیمیل به نقل از استفان مایرز، زمینشناس و استاد دانشگاه ویسکانسینــمدیسون، مینویسد: «همان طور که یک اسکیتباز با باز کردن دستهایش از سرعت خود میکاهد، زمین نیز با دور شدن ماه مانند یک اسکیتباز حین چرخش رفتار میکند که سرعتش کاهش مییابد.»
ماه در حال حاضر حدود ۳۸۴ هزار کیلومتر از سیاره ما فاصله دارد و برای گردش یک مدار کامل به دور زمین حدود ۲۷.۳ روز زمان نیاز است. اما تحقیقات پیشین نشان دادهاند که ماه هر سال حدود ۳.۸ سانتیمتر از زمین دورتر میشود که این امر موجب میشود مدار ماه به دور زمین طولانیتر شود. به گفته دانشمندان، ماه در نهایت به فاصلهای پایدار خواهد رسید و تنها از یک سمت سیاره ما قابلمشاهده خواهد بود.
مایرز و همکارانش در این بررسی گذشته ارتباط میان زمین و ماه را بازسازی کردند و دریافتند که ۱.۴ میلیارد سال پیش، روزهای زمینی تنها حدود ۱۸ ساعت طول میکشیده است. محققان در محاسباتشان، یک روش آماری ابداع کردند که نظریههای نجومی را با مشاهدات زمینشناسی ترکیب میکند تا به کمک آن بتوان پیشینه زمین را بررسی کرد.
این روش به آنها امکان داد تا تاریخ دقیق منظومه شمسی را بازسازی کنند و در بررسیهایشان به این نتیجه رسیدند که در تاریخ زمین، ماه بهتدریج از سیاره ما دورتر شده است.
پژوهشگران میگویند که این اطلاعات را بهنوعی به کمک فضانوردان ماموریتهای آپولو در اختیار دارند. چرا که آنها بازتابدهندههایی روی سطح ماه قرار دادند که اینک با گذشت سالها به دانشمندان امکان میدهند با استفاده از لیزر، میزان دقیق فاصله گرفتن ماه از زمین را اندازهگیری کنند.
این بررسیها نشان میدهند که با دور شدن تدریجی ماه، سرعت چرخش زمین کاهش مییابد. به گفته آنها، دلیل این امر نیز به تاثیر ماه بر جزرومد اقیانوسها بازمیگردد.
وقتی زمین میچرخد، گرانش ماه در اقیانوسها جزرومد ایجاد میکند. به بیان دیگر، گرانش ماه باعث میشود آب اقیانوسها به سمت آن بالا بیاید و در همان حال، اینرسی یا اصطلاحا لَختی نیز تلاش میکند آب را در جای خود نگه دارد اما گرانش ماه قویتر است و به همین دلیل آب به سمت ماه بالا میآید. در طرف دیگر زمین که گرانش ماه ضعیفتر و اینرسی قویتر است، عکس این موضوع رخ میدهد.
ترکیب نیروی گرانش ماه و اینرسی (لَختی) جزرومد ایجاد میکند اما مسئله این است که زمین با سرعت بسیار بیشتری نسبت به مدار ماه، به دور خود میچرخد و این امر سبب میشود که اصطکاک بین بسترهای اقیانوسی که زیر این برآمدگیهای جزرومدی حرکت میکنند، آب را نیز با خود به جلو بکشند. بنابراین برآمدگیهای جزرومدی ایجادشده کمی جلوتر از مدار ماه حرکت میکنند و این باعث میشود که ماه تلاش کند این برآمدگیهای جزرومدی را به عقب بکشد که این به نوبه خود، سرعت چرخش زمین را کاهش میدهد و ماه را به مدار بالاتری میبرد.
عوامل دیگری نیز بر چرخش زمین تاثیر میگذارند که از جمله آنها میتوان به تغییرات اقلیمی اشاره کرد. با افزایش دمای جهانی، یخهای قطبی سریعتر از همیشه آب میشوند و این آبها به اقیانوسها میریزند و بهتدریج از قطبهای زمین به سمت استوا حرکت میکنند؛ جایی که آب اقیانوس به سمت ماه و در جهت مخالف آن برآمدگی پیدا میکند و این امر موجب میشود زمین در اطراف استوا پهنتر شود و بنابراین چرخش آن مدام کندتر شود.
همه این موارد در نهایت به این معنی است که روزهای زمینی در آیندهای نسبتا دور، بهتدریج طولانیتر میشوند. این تغییرات بهقدری کوچکاند که ما آنها را عملا احساس نخواهیم کرد و بر آهنگ تغییرات شبانهروزی ما تاثیری نخواهند داشت. اما این تغییرات کوچک طی میلیونها سال به هم میپیوندند و در نهایت، یک ساعت اضافی به چرخه روزانه زمین اضافه خواهند کرد.
🆔@ScientificDialectics
🌐دانشمندان میگویند طول شبانهروز ممکن است به ۲۵ ساعت برسد
بررسیها نشان میدهند که با دور شدن تدریجی ماه، سرعت چرخش زمین کاهش مییابد
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ اوت ۲۰۲۴
بررسیهای جدید دانشمندان نشان میدهد که مدت شبانهروز زمینی بهتدریج در حال طولانیتر شدن است.
به گفته پژوهشگران، دلیل این امر آن است که ماه بهآرامی در حال دور شدن از سیاره ما است و تحقیقات جدید آنها نشان میدهد که با افزایش فاصله ماه از زمین، تاثیر گرانشی آن بر سیاره ما تغییر میکند و به کاهش سرعت چرخش زمین و طولانیتر شدن روزها منجر میشود.
با وجود این، چنین فرایندی در درازمدت رخ خواهد داد و دانشمندان پیشبینی کردهاند که در نهایت ممکن است طی ۲۰۰ میلیون سال آينده، طول روزهای زمین به ۲۵ ساعت برسد.
دیلیمیل به نقل از استفان مایرز، زمینشناس و استاد دانشگاه ویسکانسینــمدیسون، مینویسد: «همان طور که یک اسکیتباز با باز کردن دستهایش از سرعت خود میکاهد، زمین نیز با دور شدن ماه مانند یک اسکیتباز حین چرخش رفتار میکند که سرعتش کاهش مییابد.»
ماه در حال حاضر حدود ۳۸۴ هزار کیلومتر از سیاره ما فاصله دارد و برای گردش یک مدار کامل به دور زمین حدود ۲۷.۳ روز زمان نیاز است. اما تحقیقات پیشین نشان دادهاند که ماه هر سال حدود ۳.۸ سانتیمتر از زمین دورتر میشود که این امر موجب میشود مدار ماه به دور زمین طولانیتر شود. به گفته دانشمندان، ماه در نهایت به فاصلهای پایدار خواهد رسید و تنها از یک سمت سیاره ما قابلمشاهده خواهد بود.
مایرز و همکارانش در این بررسی گذشته ارتباط میان زمین و ماه را بازسازی کردند و دریافتند که ۱.۴ میلیارد سال پیش، روزهای زمینی تنها حدود ۱۸ ساعت طول میکشیده است. محققان در محاسباتشان، یک روش آماری ابداع کردند که نظریههای نجومی را با مشاهدات زمینشناسی ترکیب میکند تا به کمک آن بتوان پیشینه زمین را بررسی کرد.
این روش به آنها امکان داد تا تاریخ دقیق منظومه شمسی را بازسازی کنند و در بررسیهایشان به این نتیجه رسیدند که در تاریخ زمین، ماه بهتدریج از سیاره ما دورتر شده است.
پژوهشگران میگویند که این اطلاعات را بهنوعی به کمک فضانوردان ماموریتهای آپولو در اختیار دارند. چرا که آنها بازتابدهندههایی روی سطح ماه قرار دادند که اینک با گذشت سالها به دانشمندان امکان میدهند با استفاده از لیزر، میزان دقیق فاصله گرفتن ماه از زمین را اندازهگیری کنند.
این بررسیها نشان میدهند که با دور شدن تدریجی ماه، سرعت چرخش زمین کاهش مییابد. به گفته آنها، دلیل این امر نیز به تاثیر ماه بر جزرومد اقیانوسها بازمیگردد.
وقتی زمین میچرخد، گرانش ماه در اقیانوسها جزرومد ایجاد میکند. به بیان دیگر، گرانش ماه باعث میشود آب اقیانوسها به سمت آن بالا بیاید و در همان حال، اینرسی یا اصطلاحا لَختی نیز تلاش میکند آب را در جای خود نگه دارد اما گرانش ماه قویتر است و به همین دلیل آب به سمت ماه بالا میآید. در طرف دیگر زمین که گرانش ماه ضعیفتر و اینرسی قویتر است، عکس این موضوع رخ میدهد.
ترکیب نیروی گرانش ماه و اینرسی (لَختی) جزرومد ایجاد میکند اما مسئله این است که زمین با سرعت بسیار بیشتری نسبت به مدار ماه، به دور خود میچرخد و این امر سبب میشود که اصطکاک بین بسترهای اقیانوسی که زیر این برآمدگیهای جزرومدی حرکت میکنند، آب را نیز با خود به جلو بکشند. بنابراین برآمدگیهای جزرومدی ایجادشده کمی جلوتر از مدار ماه حرکت میکنند و این باعث میشود که ماه تلاش کند این برآمدگیهای جزرومدی را به عقب بکشد که این به نوبه خود، سرعت چرخش زمین را کاهش میدهد و ماه را به مدار بالاتری میبرد.
عوامل دیگری نیز بر چرخش زمین تاثیر میگذارند که از جمله آنها میتوان به تغییرات اقلیمی اشاره کرد. با افزایش دمای جهانی، یخهای قطبی سریعتر از همیشه آب میشوند و این آبها به اقیانوسها میریزند و بهتدریج از قطبهای زمین به سمت استوا حرکت میکنند؛ جایی که آب اقیانوس به سمت ماه و در جهت مخالف آن برآمدگی پیدا میکند و این امر موجب میشود زمین در اطراف استوا پهنتر شود و بنابراین چرخش آن مدام کندتر شود.
همه این موارد در نهایت به این معنی است که روزهای زمینی در آیندهای نسبتا دور، بهتدریج طولانیتر میشوند. این تغییرات بهقدری کوچکاند که ما آنها را عملا احساس نخواهیم کرد و بر آهنگ تغییرات شبانهروزی ما تاثیری نخواهند داشت. اما این تغییرات کوچک طی میلیونها سال به هم میپیوندند و در نهایت، یک ساعت اضافی به چرخه روزانه زمین اضافه خواهند کرد.
🆔@ScientificDialectics
Mail Online
Scientists predict Earth days could become 25 hours long
Scientists found that as the moon moves further away, its changing gravitational impact on the Earth is slowing the planet's rotation and making days incrementally longer.
👍5
Forwarded from "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 (𝒎𝒆𝒍𝒊𝒔𝒔𝒂)
『زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز می شود』
❒دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای ” کی ” پرسید:اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟آقای کی گفت : البته ! اگرکوسه ها آدم بودند توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی میساختندهمه جور خوراکی توی آن میگذاشتند مواظب بودند که همیشه پر آب باشد؛هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند،چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است !برای ماهی ها مدرسه میساختند وبه آنها یاد میدادند که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند؛
❒درس اصلی ماهیها اخلاق بودبه آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است که خودش را در نهایت خوشبختی تقدیم یک کوسه کندبه ماهی کوچولو یاد میدادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند وچه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میآید.
❒اگر کوسه ها ادم بودند.در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند ته دریا نمایشنامه به روی صحنه میآوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان،شاد و شنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند همراه نمایش، آهنگهای محسور کننده یی هم مینواختند که بی اختیار،ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها میکشاند.در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهیها می آموخت:“زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز میشود”
🎩برتولت برشت
╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
❒دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای ” کی ” پرسید:اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟آقای کی گفت : البته ! اگرکوسه ها آدم بودند توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی میساختندهمه جور خوراکی توی آن میگذاشتند مواظب بودند که همیشه پر آب باشد؛هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند،
❒درس اصلی ماهیها اخلاق بودبه آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است که خودش را در نهایت خوشبختی تقدیم یک کوسه کندبه ماهی کوچولو یاد میدادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند و
❒اگر کوسه ها ادم بودند.در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند ته دریا نمایشنامه به روی صحنه میآوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان،شاد و شنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند همراه نمایش، آهنگهای محسور کننده یی هم مینواختند که بی اختیار،ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها میکشاند.در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهیها می آموخت:“زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز میشود”
🎩برتولت برشت
╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
Telegram
attach 📎
👍3❤1🔥1👏1💯1
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐 گزارش روز ترکیه
خونریزی بینی که به نظر بیخطر میرسد، میتواند نشانهای از بیماریهای جدیتری مانند فشار خون بالا، اختلالات خونی یا حتی تومورها باشد. پزشکان توصیه میکنند در صورت تکرار خونریزی، به متخصص مراجعه شود تا علت اصلی بررسی گردد
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/EdrPV
🆔@ScientificDialectics
🌐 گزارش روز ترکیه
خونریزی بینی که به نظر بیخطر میرسد، میتواند نشانهای از بیماریهای جدیتری مانند فشار خون بالا، اختلالات خونی یا حتی تومورها باشد. پزشکان توصیه میکنند در صورت تکرار خونریزی، به متخصص مراجعه شود تا علت اصلی بررسی گردد
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/EdrPV
🆔@ScientificDialectics
www.sozcu.com.tr
Basit bir burun kanaması tehlikeli hastalıkların habercisi olabilir - Sözcü Gazetesi
Birçok insanın hayatında birden fazla kez yaşadığı burun kanaması, çoğunlukla zararsız bir durum olarak görülerek önemsenmiyor. Ancak uzmanlar, bunun çok daha kötü bir şeye işaret ettiğine dair az bilinen bazı olasılıklar olduğu konusunda uyarıyor.
👍4
#دیـالـکـتـیکــ_عــلــمـی
🌐 گزارش روز دانمارک
محققان دانمارکی برای پیشگیری از خودکشی به دنبال استفاده از هوش مصنوعی هستند تا به کمک این فناوری بتوان موارد نشانه های خطر را شناسایی و برای افراد در معرض خطر به هدف کاهش آمار خودکشی در جامعه کمک گرفته شود
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/Rpprd
🆔@ScientificDialectics
🌐 گزارش روز دانمارک
محققان دانمارکی برای پیشگیری از خودکشی به دنبال استفاده از هوش مصنوعی هستند تا به کمک این فناوری بتوان موارد نشانه های خطر را شناسایی و برای افراد در معرض خطر به هدف کاهش آمار خودکشی در جامعه کمک گرفته شود
لینک کامل گزارش :
https://news1.day/Rpprd
🆔@ScientificDialectics
nyheder.tv2.dk
Forskere vil forebygge selvmord med kunstig intelligens
En ny algoritme kan bruges til at finde brugere på sociale medier, der potentielt er selvmordstruede.
❤2