❓ چرا مردان دچار نعوض صبحگاهی می شوند؟
#پرسش_پاسخ
■ نعوظ صبحگاهی، یا به عبارت صحیح تورم آلت تناسلی شبانه (NPT)، نعوظ خود به خودی است که هنگام #خواب و یا موقع بیدار شدن رخ می دهد. این اتفاق برای همه مردانی که دچار اختلال در نعوظ نیستند حدود سه الی پنج بار در خواب رخ می دهد. با کانال دانش همراه باشید تا به بررسی دقیق تر این موضوع بپردازیم.
■ تورم #آلت_تناسلی شبانه در حقیقت از دوران جنینی، یا در رحم آغاز می شود و در طول زندگی ادامه می یابد. #زنان هم در خواب دچار نعوظ #کلیتوریس و تورم #واژن می شوند، این اتفاق برای انواع مختلفی از #پستانداران نیز رخ می دهد. #مردان
■ در حالیکه چندین تئوری مختلف در چند سال گذشته برای توضیح تورم آلت تناسلی شبانه مطرح گشته، ولی همچنان علت وقوع آن نامشخص است.
■ تورم آلت تناسلی شبانه، درست همانند نعوظ کلیتوریس، به بخش REM خواب (حرکت سریع چشم ها) مربوط است. یک ایده این است که هنگام خواب REM، سلول های نورآدرنرژیک (سلول های عصبی که انتقال دهنده های عصبی نور آدرنالین را آزاد می کنند)، که در ناحیه ای از پل مغزی (بخشی از ساقه مغز) قرار دارند، به نام لوکوس سرولئوس؛ خاموش می شوند. تصور می شود که این #سلول ها با پیام های مهاری آلت تناسلی در ارتباط هستند؛ بنابراین، هنگامی که فعالیت شان در هنگام خواب REM کم می شود، پیام های تحریکی وابسته به #تستوسترون صادر شده، که منجر به نعوظ می شود.
■ همچنین گمان می رود که تورم آلت تناسلی شبانه با آزاد شدن اکسید نیتریک (NO) صورت می گیرد. اکسید نیتریک توسط سلول های لایه درون رگی آزاد می شود که در بافت ماهیچه ای نرم پخش شده و باعث شل شدن عضله می گردد. در عین حال باعث گشاد شدن رگ ها، و بنابراین افزایش جریان خون به آلت تناسلی و در نهایت نعوظ می گردد.
■ تصور می شود که افزایش فعالیت پل مغزی در هنگام خواب REM زنجیره ای از اتفاقات را رقم زده که در نهایت منجر به آزاد سازی اکسید نیتریک توسط رشته های عصبی می شود. همچنین توسط آندروژن هایی نظیر تستوسترون تنظیم می گردد.
ما چگونگی این مسئله را توضیح دادیم، اما چرایی آن چطور؟
■ یک ایده مطرح شده این است که این تمرین های هنگام خواب در حقیقت به سلامت آلت تناسلی مربوط می شود. نعوظ باعث می شود تا بافت قابل نعوظ [بافت های اسفنجی شکل آلت تناسلی] (corpora cavernosa) متورم شده و باد کند، که در مقابل باعث اکسیژن رسانی به بافت می شود. این اکسیژن رسانی قابلیت بافت را حفظ نموده و از ابتلا به فیبروز کاورنو جلوگیری میکند، حالتی که در نهایت منجر به اختلال نعوظ می گردد.
💬 برگردان: #نوید_تدین
© Telegram.me/sciencemodern2
════════════════
🔗 http://iflscience.com/health-and-medicine/what-s-story-morning-glory
#پرسش_پاسخ
■ نعوظ صبحگاهی، یا به عبارت صحیح تورم آلت تناسلی شبانه (NPT)، نعوظ خود به خودی است که هنگام #خواب و یا موقع بیدار شدن رخ می دهد. این اتفاق برای همه مردانی که دچار اختلال در نعوظ نیستند حدود سه الی پنج بار در خواب رخ می دهد. با کانال دانش همراه باشید تا به بررسی دقیق تر این موضوع بپردازیم.
■ تورم #آلت_تناسلی شبانه در حقیقت از دوران جنینی، یا در رحم آغاز می شود و در طول زندگی ادامه می یابد. #زنان هم در خواب دچار نعوظ #کلیتوریس و تورم #واژن می شوند، این اتفاق برای انواع مختلفی از #پستانداران نیز رخ می دهد. #مردان
■ در حالیکه چندین تئوری مختلف در چند سال گذشته برای توضیح تورم آلت تناسلی شبانه مطرح گشته، ولی همچنان علت وقوع آن نامشخص است.
■ تورم آلت تناسلی شبانه، درست همانند نعوظ کلیتوریس، به بخش REM خواب (حرکت سریع چشم ها) مربوط است. یک ایده این است که هنگام خواب REM، سلول های نورآدرنرژیک (سلول های عصبی که انتقال دهنده های عصبی نور آدرنالین را آزاد می کنند)، که در ناحیه ای از پل مغزی (بخشی از ساقه مغز) قرار دارند، به نام لوکوس سرولئوس؛ خاموش می شوند. تصور می شود که این #سلول ها با پیام های مهاری آلت تناسلی در ارتباط هستند؛ بنابراین، هنگامی که فعالیت شان در هنگام خواب REM کم می شود، پیام های تحریکی وابسته به #تستوسترون صادر شده، که منجر به نعوظ می شود.
■ همچنین گمان می رود که تورم آلت تناسلی شبانه با آزاد شدن اکسید نیتریک (NO) صورت می گیرد. اکسید نیتریک توسط سلول های لایه درون رگی آزاد می شود که در بافت ماهیچه ای نرم پخش شده و باعث شل شدن عضله می گردد. در عین حال باعث گشاد شدن رگ ها، و بنابراین افزایش جریان خون به آلت تناسلی و در نهایت نعوظ می گردد.
■ تصور می شود که افزایش فعالیت پل مغزی در هنگام خواب REM زنجیره ای از اتفاقات را رقم زده که در نهایت منجر به آزاد سازی اکسید نیتریک توسط رشته های عصبی می شود. همچنین توسط آندروژن هایی نظیر تستوسترون تنظیم می گردد.
ما چگونگی این مسئله را توضیح دادیم، اما چرایی آن چطور؟
■ یک ایده مطرح شده این است که این تمرین های هنگام خواب در حقیقت به سلامت آلت تناسلی مربوط می شود. نعوظ باعث می شود تا بافت قابل نعوظ [بافت های اسفنجی شکل آلت تناسلی] (corpora cavernosa) متورم شده و باد کند، که در مقابل باعث اکسیژن رسانی به بافت می شود. این اکسیژن رسانی قابلیت بافت را حفظ نموده و از ابتلا به فیبروز کاورنو جلوگیری میکند، حالتی که در نهایت منجر به اختلال نعوظ می گردد.
💬 برگردان: #نوید_تدین
© Telegram.me/sciencemodern2
════════════════
🔗 http://iflscience.com/health-and-medicine/what-s-story-morning-glory
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تصاویر اعجاب انگیز میکروسکوپی
در این ویدئو ساختار مگس میوه، RBC، اسپرم انسانی، اوگلنا و .... را می بینید
🔹 تماشای این ویدئو را از دست ندهید
@Sciencemodern2
در این ویدئو ساختار مگس میوه، RBC، اسپرم انسانی، اوگلنا و .... را می بینید
🔹 تماشای این ویدئو را از دست ندهید
@Sciencemodern2
ژنوتیپ - فنوتیپ💢
وقتی از فنوتیپ یا خصوصیات موجود زنده صحبت میکنیم ، ناخودآگاه در ذهن ما خصوصیاتی مثل رنگ چشم و شکل منقار و فرم کاسبرگ و ... تداعی میشود .
اما فنوتیپ ظاهرا به خصوصیات ماکروسکوپیک یک موجود زنده ختم نمیشود . تمامی خصایص موجود زنده ، اعم از رفتار مصداق فنوتیپ هستند . بطور مثال رفتار آبفشان دریایی را میشود به دو دسته تقسیم کرد ، متحرک و چسبیده به بستر دریا .
رفتار من و شما را هم میشود به عنوان فنوتیپ دسته بندی کرد . بطور مثال افراد درونگرا و برونگرا ، خصوصیات مختلفی بروز میدهند .
دانش ، مذهب ، علم ، هنر و بسیاری خصوصیات دیگر هم مصداق فنوتیپ هستند و اگر دقیقتر نگاه کنیم هر یک از این فنوتیپها ، در ارتباط مستقیم با فنوتیپ بیوشیمیایی بدن هستند .
به زبان ساده فیلسوف بودن شما با یک نوروآناتومی ماکروسکوپیک و مداربندی میکروسکوپیک در مغزتان مرتبط است که آنها هم مصداق فنوتیپ شما هستند .
حالا بگذارید با دید تقلیلگرایانه ، با بزرگنمایی بیشتر به موضوع نگاه کنیم .
همان کارکرد میکروسکوپیک مغز شما در مقیاس و بزرگنمایی نانو ، چیزی نیست بجز یک مشت انفعالات بیوشیمیایی منتج از پروتئینها و آنزیمها و باقی سازوکارها سلولی و کالبد .
یعنی میزان ، تراکم و شکل سه بعدی مواد آلی ( مثلا پروتئینهای بدن شما ) هم مصداق فنوتیپ شماست .
حالا سئوال اینجاست که ما تا این مرحله ( مثلا شکل سه بعدی پروتئین ) را مصداق فنوتیپ میدانیم ولی یکقدم آنطرف تر ، یعنی ملکولهای دی ان ای را در سلسله رخدادهای بیوشیمیایی ، ناگهان تغییر نام میدهیم و ژنوتیپ میخوانیم !
اگر عمیقتر به قضیه نگاه کنیم ، این یک دوگانه انگاری گمراه کننده است !
فی الواقع ژنوم شما و محتویات آن هم یک شکل و خواص ویژه دارد که مصداق فنوتیپ است .
این تقسیم بندی دوگانه و جداسازی ژنوم تحت عنوان ژنوتیپ از باقی خصایص ( فنوتیپ ) باعث ایرادات متعدد در درک سازوکار فرگشت میشود و سئوالات کاذبی را مطرح میکند که به جواب گمراه کننده میرسند .
مثلا :
انتخاب طبیعی در سطح ژنوتیپ عمل میکند یا فنوتیپ ، یک سئوال گمراه کننده است که از همین دوگانه انگاری سنتی ریشه گرفته .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
وقتی از فنوتیپ یا خصوصیات موجود زنده صحبت میکنیم ، ناخودآگاه در ذهن ما خصوصیاتی مثل رنگ چشم و شکل منقار و فرم کاسبرگ و ... تداعی میشود .
اما فنوتیپ ظاهرا به خصوصیات ماکروسکوپیک یک موجود زنده ختم نمیشود . تمامی خصایص موجود زنده ، اعم از رفتار مصداق فنوتیپ هستند . بطور مثال رفتار آبفشان دریایی را میشود به دو دسته تقسیم کرد ، متحرک و چسبیده به بستر دریا .
رفتار من و شما را هم میشود به عنوان فنوتیپ دسته بندی کرد . بطور مثال افراد درونگرا و برونگرا ، خصوصیات مختلفی بروز میدهند .
دانش ، مذهب ، علم ، هنر و بسیاری خصوصیات دیگر هم مصداق فنوتیپ هستند و اگر دقیقتر نگاه کنیم هر یک از این فنوتیپها ، در ارتباط مستقیم با فنوتیپ بیوشیمیایی بدن هستند .
به زبان ساده فیلسوف بودن شما با یک نوروآناتومی ماکروسکوپیک و مداربندی میکروسکوپیک در مغزتان مرتبط است که آنها هم مصداق فنوتیپ شما هستند .
حالا بگذارید با دید تقلیلگرایانه ، با بزرگنمایی بیشتر به موضوع نگاه کنیم .
همان کارکرد میکروسکوپیک مغز شما در مقیاس و بزرگنمایی نانو ، چیزی نیست بجز یک مشت انفعالات بیوشیمیایی منتج از پروتئینها و آنزیمها و باقی سازوکارها سلولی و کالبد .
یعنی میزان ، تراکم و شکل سه بعدی مواد آلی ( مثلا پروتئینهای بدن شما ) هم مصداق فنوتیپ شماست .
حالا سئوال اینجاست که ما تا این مرحله ( مثلا شکل سه بعدی پروتئین ) را مصداق فنوتیپ میدانیم ولی یکقدم آنطرف تر ، یعنی ملکولهای دی ان ای را در سلسله رخدادهای بیوشیمیایی ، ناگهان تغییر نام میدهیم و ژنوتیپ میخوانیم !
اگر عمیقتر به قضیه نگاه کنیم ، این یک دوگانه انگاری گمراه کننده است !
فی الواقع ژنوم شما و محتویات آن هم یک شکل و خواص ویژه دارد که مصداق فنوتیپ است .
این تقسیم بندی دوگانه و جداسازی ژنوم تحت عنوان ژنوتیپ از باقی خصایص ( فنوتیپ ) باعث ایرادات متعدد در درک سازوکار فرگشت میشود و سئوالات کاذبی را مطرح میکند که به جواب گمراه کننده میرسند .
مثلا :
انتخاب طبیعی در سطح ژنوتیپ عمل میکند یا فنوتیپ ، یک سئوال گمراه کننده است که از همین دوگانه انگاری سنتی ریشه گرفته .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
Lisowicia bojani
کرگدن-لاکپشت فیل اندازه
عموزاده باستانی پستانداران که در اواخر دوره تریاسیک از دوران میانزیستی بر روی زمین سکونت داشته است. در طی دورانی که دایناسورها در طی دوران فرگشت به گونه هایی با اندازههای بزرگ بودند این عمو زاده بزرگ جثه پستاندارن در حال گشتوگذار بر روی زمین بوده است.
برای تجسم راحتتر این گونه تصور کنید یک کرگدن را با یک لاکپشت ادغام کرده سپس اندازه آن را چندین برابر کنید، اندازهای در حد فیل آفریقایی با وزنی حدود 9 تن. این موجود شگفت انگیز بدنی شبیه کرگدن و پوزه ای (منقار) شبیه لاکپشت داشته است.
دیرینشناسان معتقدند که شناسایی این موجود شگفت انگیز می تواند به ایجاد دیدگاه جدید از ظهور عصر دایناسورها منجر شود.
https://www.sciencemag.org/news/2018/11/ancient-mammal-cousin-looked-cross-between-rhino-and-turtle
daneshagahi
کرگدن-لاکپشت فیل اندازه
عموزاده باستانی پستانداران که در اواخر دوره تریاسیک از دوران میانزیستی بر روی زمین سکونت داشته است. در طی دورانی که دایناسورها در طی دوران فرگشت به گونه هایی با اندازههای بزرگ بودند این عمو زاده بزرگ جثه پستاندارن در حال گشتوگذار بر روی زمین بوده است.
برای تجسم راحتتر این گونه تصور کنید یک کرگدن را با یک لاکپشت ادغام کرده سپس اندازه آن را چندین برابر کنید، اندازهای در حد فیل آفریقایی با وزنی حدود 9 تن. این موجود شگفت انگیز بدنی شبیه کرگدن و پوزه ای (منقار) شبیه لاکپشت داشته است.
دیرینشناسان معتقدند که شناسایی این موجود شگفت انگیز می تواند به ایجاد دیدگاه جدید از ظهور عصر دایناسورها منجر شود.
https://www.sciencemag.org/news/2018/11/ancient-mammal-cousin-looked-cross-between-rhino-and-turtle
daneshagahi
💢کانال⚜Science modern⚜کانالی با اطلاعات خوب و به روز رسانی شده است
این کانال گنجینه ای بزرگ از علم فرگشت ، زیست شناسی،روانشناسی تکاملی ،فیزیک کوانتوم ، است .
💢پاسخ پرسشهایی ⁉️خودرا درکانال ما جستجو کنید
{علم بی کران است}
@Sciencemodern2
http://Telegram.me/sciencemodern2
این کانال گنجینه ای بزرگ از علم فرگشت ، زیست شناسی،روانشناسی تکاملی ،فیزیک کوانتوم ، است .
💢پاسخ پرسشهایی ⁉️خودرا درکانال ما جستجو کنید
{علم بی کران است}
@Sciencemodern2
http://Telegram.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
👨👩👧👦 دروغ گویی در کودکان نشانه سلامت رفتاری است❗️
📷 goo.gl/tHn3sV
◀️ لازم نیست نگران شوید اگر کودک تان پس از انداختن یک گلدان فریاد میزند کار من نبود. با کانال دانش همراه باشید تا دلایل علمی این پدیده را بررسی کنیم.
✅ پژوهش های دانشگاه تورنتو نشان می دهد، کودکانی که #دروغ گویان ماهری می باشند احتمالا در آینده زندگی اجتماعی موفق تری خواهند داشت.
💭 کَنگ لی که مدیر این گروه تحقیقاتی در دانشگاه تورنتو است میگوید: کودکانی که زودتر دروغ گفتن را شروع می کنند و بهتر دروغ می گویند کودکانی هستند که بطور طبیعی رشد خواهند کرد.
■ کَنگ لی تا کنون بیست سال را صرف کرده تا مطالعه کند که کودکان چرا و چگونه دروغ میگویند. او متوجه شد که در سن دو سالگی، حدود 30 درصد کودکان قادرند که یک دروغ قابل باور را سر هم کنند. در سن سه سالگی، 50 درصد کودکان می توانند موفق شوند که دروغ خوبی بگویند. و در چهار سالگی، 80 درصد کودکان.
■ کودکانی که نمیتوانند دروغ مناسب بسازند معمولا دچار مشکل می شوند. این #کودکان دفعات بیشتری دروغ می گویند و زود هم گیر میافتند.
◆ توانایی سرهم کردن یک دروغ قابل باور نشانه دو امر مهم در فرایند رشد کودک است:
➕ آنچه در ذهن شما است با آنچه که دیگری در #ذهن دارد یکی نیست.
➕ می توان رفتارها و اعمال را مدیریت کرد.
■ برخلاف آنچه غالبا تصور می شود صداقت همواره بهترین سیاست نیست. اگر می خواهیم جامعه ای پویا داشته باشیم لازم است که یاد بگیریم چگونه دروغ بگوییم. ما موجودات اجتماعی هستیم و مجبوریم با دیگران کار کنیم. در بعضی شرائط لازم است دروغ بگوییم تا به هدفی برسیم. به همین دلیل است کورکورانه راست گفتن اصلا روش مناسبی نیست.
■ یک مثال از دروغ مناسب اجتماع آن چیزی است که به آن دروغ سفید میگوییم. یعنی دروغی که می گوییم تا احساسات شخص دیگری جریحه دار نشود. مثل تشکر از مادر بزرگتان برای ژاکتی که برایتان بافته حتی اگر از آن ژاکت متنفر هستید.
💭 لی میگوید که این یک تناقض جالب است. ما می خواهیم کودکان مان صادق باشند اما همزمان اگر زیادی صادق باشند میدانیم که این نشانه یک مشکل است.
💬 برگردان: #امیر_رحمانی
#روانشناس_تکاملی
© Telegram.me/sciencemodern2
════════════════
🔗 http://cbc.ca/beta/news/health/kids-lying-healthy-ideas-1.3412815
📷 goo.gl/tHn3sV
◀️ لازم نیست نگران شوید اگر کودک تان پس از انداختن یک گلدان فریاد میزند کار من نبود. با کانال دانش همراه باشید تا دلایل علمی این پدیده را بررسی کنیم.
✅ پژوهش های دانشگاه تورنتو نشان می دهد، کودکانی که #دروغ گویان ماهری می باشند احتمالا در آینده زندگی اجتماعی موفق تری خواهند داشت.
💭 کَنگ لی که مدیر این گروه تحقیقاتی در دانشگاه تورنتو است میگوید: کودکانی که زودتر دروغ گفتن را شروع می کنند و بهتر دروغ می گویند کودکانی هستند که بطور طبیعی رشد خواهند کرد.
■ کَنگ لی تا کنون بیست سال را صرف کرده تا مطالعه کند که کودکان چرا و چگونه دروغ میگویند. او متوجه شد که در سن دو سالگی، حدود 30 درصد کودکان قادرند که یک دروغ قابل باور را سر هم کنند. در سن سه سالگی، 50 درصد کودکان می توانند موفق شوند که دروغ خوبی بگویند. و در چهار سالگی، 80 درصد کودکان.
■ کودکانی که نمیتوانند دروغ مناسب بسازند معمولا دچار مشکل می شوند. این #کودکان دفعات بیشتری دروغ می گویند و زود هم گیر میافتند.
◆ توانایی سرهم کردن یک دروغ قابل باور نشانه دو امر مهم در فرایند رشد کودک است:
➕ آنچه در ذهن شما است با آنچه که دیگری در #ذهن دارد یکی نیست.
➕ می توان رفتارها و اعمال را مدیریت کرد.
■ برخلاف آنچه غالبا تصور می شود صداقت همواره بهترین سیاست نیست. اگر می خواهیم جامعه ای پویا داشته باشیم لازم است که یاد بگیریم چگونه دروغ بگوییم. ما موجودات اجتماعی هستیم و مجبوریم با دیگران کار کنیم. در بعضی شرائط لازم است دروغ بگوییم تا به هدفی برسیم. به همین دلیل است کورکورانه راست گفتن اصلا روش مناسبی نیست.
■ یک مثال از دروغ مناسب اجتماع آن چیزی است که به آن دروغ سفید میگوییم. یعنی دروغی که می گوییم تا احساسات شخص دیگری جریحه دار نشود. مثل تشکر از مادر بزرگتان برای ژاکتی که برایتان بافته حتی اگر از آن ژاکت متنفر هستید.
💭 لی میگوید که این یک تناقض جالب است. ما می خواهیم کودکان مان صادق باشند اما همزمان اگر زیادی صادق باشند میدانیم که این نشانه یک مشکل است.
💬 برگردان: #امیر_رحمانی
#روانشناس_تکاملی
© Telegram.me/sciencemodern2
════════════════
🔗 http://cbc.ca/beta/news/health/kids-lying-healthy-ideas-1.3412815
نظریه آشوب پدیده ای به نام اثر پروانه ای رو اینطور تعریف میکنه:
چیزی به کوچکیِ لرزشِ بالهای پروانه ، بعدها میتونه طوفانی رو درجهان ایجاد کنه ؛
که یعنی کوچکترین تصمیمات ما، بزرگترین تاثیرات رو روی زندگی و آینده و موفقیتِ ما و حتی دیگران خواهند گذاشت .
اطلاعات بیشتر در مورد نظریه آشوب را در کتاب #قانون_دوم بخوانی
چیزی به کوچکیِ لرزشِ بالهای پروانه ، بعدها میتونه طوفانی رو درجهان ایجاد کنه ؛
که یعنی کوچکترین تصمیمات ما، بزرگترین تاثیرات رو روی زندگی و آینده و موفقیتِ ما و حتی دیگران خواهند گذاشت .
اطلاعات بیشتر در مورد نظریه آشوب را در کتاب #قانون_دوم بخوانی
🐟 ماجرای پاکسازی سواحل بمبئی به واسطه #افروز_شاه
🌊 #افروز_شاه پسر جوان هندی تصمیم میگیرد یکی از سواحل #بمبئی را که محل بازی او در دوران کودکی بوده، زبالهروبی کند.
🌊 او این کار را به تنهایی شروع میکند و به مرور افراد #داوطلب به او میپیوندند. در نهایت او و تیمش ظرف #سه سال چیزی حدود 9000 تن #زباله را از ساحل #پاک میکنند.
🐢بعد از سه سال #لاکپشتها پس از غیبت بسیار طولانیط برای #تخمگذاری به ساحل میآیند.
https://www.youtube.com/watch?v=JtGsdiYdObQ
🍃FreshQuercus
@Sciencemodern2
🌊 #افروز_شاه پسر جوان هندی تصمیم میگیرد یکی از سواحل #بمبئی را که محل بازی او در دوران کودکی بوده، زبالهروبی کند.
🌊 او این کار را به تنهایی شروع میکند و به مرور افراد #داوطلب به او میپیوندند. در نهایت او و تیمش ظرف #سه سال چیزی حدود 9000 تن #زباله را از ساحل #پاک میکنند.
🐢بعد از سه سال #لاکپشتها پس از غیبت بسیار طولانیط برای #تخمگذاری به ساحل میآیند.
https://www.youtube.com/watch?v=JtGsdiYdObQ
🍃FreshQuercus
@Sciencemodern2
YouTube
The Man Clearing 9,000 Tons of Trash From Mumbai’s Beaches
Over three years ago, Versova beach in Mumbai was little more than a dumping ground for garbage and waste. After witnessing the devastating impact the refuse was having on the ocean, Afroz Shah decided to take matters into his own hands. What started off…
HUMANS AND CHIMPS GENOME_1395-10-30-8-24_100.mov
6.8 MB
✳️ مقایسه ژنوم انسان و شامپانزه توسط ریچارد داوکینز
✅ کانال @Sciencemodern2
✅ کانال @Sciencemodern2
@Sciencemodern2
💢میخوایم ببینیم چرا رفتارهای مبتنی بر غیرت در
مردان و همینطور رفتارهای مبتنی بر حسادت در زنان تا کنون نه تنها دوام یافته ، بلکه از همه گیری نسبی بالایی هم برخوردار است . فی الواقع با اتکا به دستاوردهای حوزه رفتار شناسی در انسان و عموزاده هایش عوامل محتمل در شکلگیری رفتار چیست .
اول، این مورد که موجود زنده معمولا در طی تولید مثل جنسی با دو مکانیسم عمل میکند . فرزند پسر وسیله ( ویکل ) پراکنش کمی و پرتعداد ژن است . یعنی با میلیارد ها اسپرم و امکان هزاران بارور نمودن از پروتکل کمیت استفاده میکند . در مقابل فرزند دختر با گنجینه ای شامل کمتر از 300 تخمک ، روش کیفی را دنبال میکند .
یعنی موجود ماده لازم است با وسواس تمام ، بهترین ژنهای ممکن را در میان میلیارد ها اسپرم از هزاران نری که مشتاق بارور کردنش هستند ، گزینش کند و این گزینش محدود به کیفیت ژنی نیست . بطور مثال قبلا عرض شد زن لازم است همزمان و در کنار کیفیت و سلامت ژنی به پارامترهای حمایتی و مراقبتی مرد هم دقت لازم را بکند . زیرا قبلا گفته شد زایمان و از آب و گل در آمدن نوزاد انسانی قبل از عصر حاضر به تنهایی برای اجداد ما میسر نبوده است .
تا هزاران سال پیش ، کلونی های انسانی بسیار کوچک بودند و تعداد محدودی مرد آلفا وجود داشت و مکانیسمهای تولید مثلی به شدت برای مردان رقابتی نبود . به زبان ساده یک یا معدودی نر همتبار در یک کلونی وجود داشتند . صد البته در رویارویی نرهای غریبه نبردهای خونین میتوانست در گیرد و حتی نشانه های بسیاری از آدمخواری اجداد ما بدست آمده که قسمتی مربوط به کشتن و خوردن رقبا است .
حتی در تاریخ جنگهای اروپا در زمان بربرها و بسیاری تمدنهای دیگر ، ادمخواری نه تنها وجود داشته ، بلکه ساختن لیوان از جمجمه رقیب و نوشیدن در آن هم دیده میشده !
با افزایش جمعیت کلونی ها و آغاز روبرویی های کلونی ها و بخصوص زندگی های ثابت و تشکیل شهرها و روستا ها ، تهاجم ها و اختلاط ها و روبرویی ها و همزیستی های نر هایی غیر فامیل ( بهتر است بگوییم با تبار دور تر ) باتغییراتی در نحوه و زمینه رقابت زیستی همراه بود .
ازدواج کم کم به عنوان یک پیمان شکل گرفت . قراردادی ننوشته که در آن مردی از زن یا زنانش حمایت میکرد و خدمات مراقبتی و تهیه قوت و شکار و .. را به عهده میگرفت تا زن بتواند نوزاد عجیب و غریبشان را با آن کله بزرگ و سنگین بدنیا بیاورد و دو سه سالی به دوش بکشد تا کم کم بچه پا بگیرد ...
عدم همکاری مرد در حمایت از زن مساوی بود با ضرر دو طرف و مرگ نوزاد . از طرفی جان زن هم در خطر بود و زنان در انتخاب مردی که رفتار حمایتگر و مسئولیت پذیر بیشتری داشت وسواس بیشتری به خرج میدادند . از طرف دیگر اگر حمایت و توجه و خدمات مرد بین چند زن تقسیم میشد ، زن سهم کمتری دریافت میکرد و این یک ضرر واضح بود . لذا همواره حسادت و رقابت بین زنان برای فتح بهترین مرد و ممانعت از درست شدن شریک ( هوو) ادامه داشت ...
اما مردان حمایتگر و توانمند همیشه ژنهای خوب و بدرد بخوری نداشتند و با بزرگ شدن کلونی ها در پیرامون زن همیشه مردانی پرسه میزدند که ژنهای مرغوبتر و جوانی یا سلامت بهتری داشتند و دریافت ژن سالم از یک مرد و خدمات حمایتی از مرد دیگر ، یک استراتژی صد در صد هوشمندانه بود !
در این مثلث مرد ( معشوق نامشروع ) و زن بیشترین بهره را میبردند . معشوق نا مشروع بدون دادن هیچ خدماتی ، ژنهایش را میپراکند و حتی جلوی پراکنش ژنهای رقیب ( مرد مشروع ) را هم میگرفت . چون با هر باروری ، زن تا دو سه سال دیگر بارور نمیشد .
زن هم ژنهای مرغوب و رنگارنگی از معشوق دلخواه دریافت میکرد و از خدمات حمایتی مرد دیگری بهرمند میشد .
اما بازنده واقعی این بازی مرد مشروع بود و نه تنها در مورد پراکنش ژنهایش متضرر شده بود ، بلکه ناخواسته در مراقبت و حمایت از پراکنش ژنهای مرد دیگری همت گمارده بود !
این یک زیان تمام عیار و یک انقراض کامل بود !
مشکل بزرگتری هم وجود داشت . در میان این همه پستاندار ، زن انسانی ، پنهان ترین نوع تخمکگذاری را دارد و حدث زدن زمان مناسب برای بارور شدنش برای مرد نا ممکن بود .
کم کم محدود کردن زن و جلوگیری از معاشرت او با اغیار ( مردان دیگر ) شکل گرفت ... و اهرم قدرت یعنی معاش و زور بازو در دست مرد بود .
کار کم کم بجایی رسید که حجاب شکل گرفت تا مشخصات فیزیکی زن توسط باقی مردان دیده نشود . حتی ظرافت صدای زن شنیده نشود .
زن در بند شد !
زنی که شک به تخطی او داده میشد ( درست مثل رفتار باقی میمونها ) کتک زده میشد و به شدت ترسانده میشد ( کاری که نرهای دیگر برای سقط جنین ماده میکنند )
http://Telegram.me/sciencemodern2
#فرگشت
💢میخوایم ببینیم چرا رفتارهای مبتنی بر غیرت در
مردان و همینطور رفتارهای مبتنی بر حسادت در زنان تا کنون نه تنها دوام یافته ، بلکه از همه گیری نسبی بالایی هم برخوردار است . فی الواقع با اتکا به دستاوردهای حوزه رفتار شناسی در انسان و عموزاده هایش عوامل محتمل در شکلگیری رفتار چیست .
اول، این مورد که موجود زنده معمولا در طی تولید مثل جنسی با دو مکانیسم عمل میکند . فرزند پسر وسیله ( ویکل ) پراکنش کمی و پرتعداد ژن است . یعنی با میلیارد ها اسپرم و امکان هزاران بارور نمودن از پروتکل کمیت استفاده میکند . در مقابل فرزند دختر با گنجینه ای شامل کمتر از 300 تخمک ، روش کیفی را دنبال میکند .
یعنی موجود ماده لازم است با وسواس تمام ، بهترین ژنهای ممکن را در میان میلیارد ها اسپرم از هزاران نری که مشتاق بارور کردنش هستند ، گزینش کند و این گزینش محدود به کیفیت ژنی نیست . بطور مثال قبلا عرض شد زن لازم است همزمان و در کنار کیفیت و سلامت ژنی به پارامترهای حمایتی و مراقبتی مرد هم دقت لازم را بکند . زیرا قبلا گفته شد زایمان و از آب و گل در آمدن نوزاد انسانی قبل از عصر حاضر به تنهایی برای اجداد ما میسر نبوده است .
تا هزاران سال پیش ، کلونی های انسانی بسیار کوچک بودند و تعداد محدودی مرد آلفا وجود داشت و مکانیسمهای تولید مثلی به شدت برای مردان رقابتی نبود . به زبان ساده یک یا معدودی نر همتبار در یک کلونی وجود داشتند . صد البته در رویارویی نرهای غریبه نبردهای خونین میتوانست در گیرد و حتی نشانه های بسیاری از آدمخواری اجداد ما بدست آمده که قسمتی مربوط به کشتن و خوردن رقبا است .
حتی در تاریخ جنگهای اروپا در زمان بربرها و بسیاری تمدنهای دیگر ، ادمخواری نه تنها وجود داشته ، بلکه ساختن لیوان از جمجمه رقیب و نوشیدن در آن هم دیده میشده !
با افزایش جمعیت کلونی ها و آغاز روبرویی های کلونی ها و بخصوص زندگی های ثابت و تشکیل شهرها و روستا ها ، تهاجم ها و اختلاط ها و روبرویی ها و همزیستی های نر هایی غیر فامیل ( بهتر است بگوییم با تبار دور تر ) باتغییراتی در نحوه و زمینه رقابت زیستی همراه بود .
ازدواج کم کم به عنوان یک پیمان شکل گرفت . قراردادی ننوشته که در آن مردی از زن یا زنانش حمایت میکرد و خدمات مراقبتی و تهیه قوت و شکار و .. را به عهده میگرفت تا زن بتواند نوزاد عجیب و غریبشان را با آن کله بزرگ و سنگین بدنیا بیاورد و دو سه سالی به دوش بکشد تا کم کم بچه پا بگیرد ...
عدم همکاری مرد در حمایت از زن مساوی بود با ضرر دو طرف و مرگ نوزاد . از طرفی جان زن هم در خطر بود و زنان در انتخاب مردی که رفتار حمایتگر و مسئولیت پذیر بیشتری داشت وسواس بیشتری به خرج میدادند . از طرف دیگر اگر حمایت و توجه و خدمات مرد بین چند زن تقسیم میشد ، زن سهم کمتری دریافت میکرد و این یک ضرر واضح بود . لذا همواره حسادت و رقابت بین زنان برای فتح بهترین مرد و ممانعت از درست شدن شریک ( هوو) ادامه داشت ...
اما مردان حمایتگر و توانمند همیشه ژنهای خوب و بدرد بخوری نداشتند و با بزرگ شدن کلونی ها در پیرامون زن همیشه مردانی پرسه میزدند که ژنهای مرغوبتر و جوانی یا سلامت بهتری داشتند و دریافت ژن سالم از یک مرد و خدمات حمایتی از مرد دیگر ، یک استراتژی صد در صد هوشمندانه بود !
در این مثلث مرد ( معشوق نامشروع ) و زن بیشترین بهره را میبردند . معشوق نا مشروع بدون دادن هیچ خدماتی ، ژنهایش را میپراکند و حتی جلوی پراکنش ژنهای رقیب ( مرد مشروع ) را هم میگرفت . چون با هر باروری ، زن تا دو سه سال دیگر بارور نمیشد .
زن هم ژنهای مرغوب و رنگارنگی از معشوق دلخواه دریافت میکرد و از خدمات حمایتی مرد دیگری بهرمند میشد .
اما بازنده واقعی این بازی مرد مشروع بود و نه تنها در مورد پراکنش ژنهایش متضرر شده بود ، بلکه ناخواسته در مراقبت و حمایت از پراکنش ژنهای مرد دیگری همت گمارده بود !
این یک زیان تمام عیار و یک انقراض کامل بود !
مشکل بزرگتری هم وجود داشت . در میان این همه پستاندار ، زن انسانی ، پنهان ترین نوع تخمکگذاری را دارد و حدث زدن زمان مناسب برای بارور شدنش برای مرد نا ممکن بود .
کم کم محدود کردن زن و جلوگیری از معاشرت او با اغیار ( مردان دیگر ) شکل گرفت ... و اهرم قدرت یعنی معاش و زور بازو در دست مرد بود .
کار کم کم بجایی رسید که حجاب شکل گرفت تا مشخصات فیزیکی زن توسط باقی مردان دیده نشود . حتی ظرافت صدای زن شنیده نشود .
زن در بند شد !
زنی که شک به تخطی او داده میشد ( درست مثل رفتار باقی میمونها ) کتک زده میشد و به شدت ترسانده میشد ( کاری که نرهای دیگر برای سقط جنین ماده میکنند )
http://Telegram.me/sciencemodern2
#فرگشت
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Modern Science
Photo
آخرین یافتههای زیستشناسی نشان میدهد که ژنوم انسان و شامپانزهها حدود ۹۸ درصد یکسان است و صرف همین اختلاف تقریباً ۲ درصدی موجب شده است، از حدود ۵ تا ۶ میلیون سال قبل که گونۀ انسان از نیای مشترکش با گونهی شامپانزه انشقاق یافته است، بهتدریج و یا در برههای کوتاه واجد چیزی شود که آن را هوشمندی (intelligence) مینامیم و به آن میبالیم و اخیراً بهیمن آن تمدن ساختهایم و ادبیات آفریدهایم و به تکنولوژی دست یافتهایم و کوشیدهایم ایستاده بر ساحلِ بیمقداری بهنام زمین در راهِ فهم اقیانوس کرانناپیدای کیهانی گام نهیم.
بهرغم یکسانی ۹۸ درصدی رشتههای DNA بین ما و شامپانزهها، کاملاً میفهمیم که شامپانزهها نمیتوانند بفهمند، هر قدر هم که تلاش کنند، که قوانین ترمودینامیک یعنی چه، خواندن و تماشای نمایشنامۀ مکبث چه لذتی دارد و اصل تکامل چگونه فراز و فرود حیات روی زمین و چند و چون آن را تبیین میکند. سهل است، حتی سادهتر از این مفاهیم را هم نمیفهمند.
وقتی این اختلاف ۲ درصدی موجب برافراشتن چنین سد ستبری میان ما و نزدیکترین خویشاوند ما شده است، پس چگونه انتظار داریم موجوداتی بیگانه ساکن فضاهای دور، که حتی ممکن است اساس شیمیایی حیات آنها با ما متفاوت باشد چه رسد به اختلاف ژنومی، ما را بفهمند و ما آنها را بفهمیم و اصولاً بتوانیم با آنها «ارتباط» برقرار کنیم؟
در این صورت جستجو برای حیات هوشمندِ تمدنساز در گوشههای دیگر کیهان چگونه معنا مییابد، وقتی نزدیکترین خویشاوند ما، با ۹۸ درصد شباهت، که بیخ گوش ما هم زندگی میکند، ما را نمیفهمد؟!
dirinenegar
بهرغم یکسانی ۹۸ درصدی رشتههای DNA بین ما و شامپانزهها، کاملاً میفهمیم که شامپانزهها نمیتوانند بفهمند، هر قدر هم که تلاش کنند، که قوانین ترمودینامیک یعنی چه، خواندن و تماشای نمایشنامۀ مکبث چه لذتی دارد و اصل تکامل چگونه فراز و فرود حیات روی زمین و چند و چون آن را تبیین میکند. سهل است، حتی سادهتر از این مفاهیم را هم نمیفهمند.
وقتی این اختلاف ۲ درصدی موجب برافراشتن چنین سد ستبری میان ما و نزدیکترین خویشاوند ما شده است، پس چگونه انتظار داریم موجوداتی بیگانه ساکن فضاهای دور، که حتی ممکن است اساس شیمیایی حیات آنها با ما متفاوت باشد چه رسد به اختلاف ژنومی، ما را بفهمند و ما آنها را بفهمیم و اصولاً بتوانیم با آنها «ارتباط» برقرار کنیم؟
در این صورت جستجو برای حیات هوشمندِ تمدنساز در گوشههای دیگر کیهان چگونه معنا مییابد، وقتی نزدیکترین خویشاوند ما، با ۹۸ درصد شباهت، که بیخ گوش ما هم زندگی میکند، ما را نمیفهمد؟!
dirinenegar
http://Telegram.me/sciencemodern2
‼️آیا علم مدعی است که هر آنچه به صورت علمی ثابت نشده باشد وجود ندارد؟
🔴بسیاری از مردم از تجربیات خودشان میگویند، از شفا یافتن در مکانی مقدس، رویای صادقه، وجود موجودات غیرارگانیک، روح، جن، موجودات فضایی یا هزاران قصه و تجربه دیگر. هرکدام از شما لااقل یکی از این موارد را تجربه کردهاید یا آشنایانی دارید که با آن برخورد کردهاند. آیا چون این موارد مورد تایید علم نیست پس وجود ندارد؟ متن زیر شاید کمی طولانی باشد، اما بسیار مهم است. برای جلوگیری از خرافه لطفاً آن را بخوانید و برای دوستانتان بفرستید.
✅بگذارید مثالی بزنیم. من مدعی هستم که «خوشحالی موجودات مونث سیاره زیبونسکی۴۵۷ که در جهانی موازی با ما قرار دارد باعث چاق شدن زنان ایرانی میشود، من میتوانم با نیرویی خاص باعث ناراحتی آنان شده و از اضافه وزن جلوگیری کنم، اما کمی خرج دارد» آیا علم میتواند نظر مرا رد کند؟ آیا هیچکس یارای آن را دارد که این مورد را مردود بداند؟ مطلقاً خیر! حال این سوال اساسی پیش خواهد آمد که «آیا حق با من است و شما به من پول پرداخت خواهید کرد؟»
✅✅«اسب تکشاخ صورتی» یا «هیولای اسپاگتی پرنده» مثالهای مشهوری از ادعاهای غیرقابل اثبات و رد هستند که در منطق به «مغالطه توسل به جهل» مشهور است. فرض کنی یکی بگوید که در پارکینگ خانهاش یک «تکشاخ صورتی» دارد که خالق جهان است و هرکس ایمان ندارد آن را نمیبیند. در این مغالطه شخص ادعا میکند که یک گزاره درست است به این دلیل که عکس آن ثابت نشده یا عکس آن غیرقابل اثبات است. اما به لحاظ منطقی بیاطلاعی دربارهٔ درستی یک گزاره، نمیتواند درستی معکوس (نقیض) آن را نتیجه دهد. گاهی حتی پیشتر رفته و با «مغالطه طلب برهان» به جای اثبات ادعا، از دیگران میخواهند عکسش را ثابت کنند. مثال ایرانی آن ماجرای ملانصرالدین است که عصایش را جایی بر زمین گذاشت و گفت «اینجا وسط دنیا و کائنات است!» وقتی از او پرسیدند چطور به این نتیجه رسیده گفت «اگر قبول ندارید وجب کنید و ثابت کنید نیست!»
🔴در این حالت منطق میگوید «بار اثبات ادعا به عهده مدعی است» یعنی اگر من مدعی چاقی زنان ایرانی به روش فوق هستم باید آن را ثابت کنم و نه اینکه کسی تلاش کند آن را رد کند. اگر نتوانم ثابت کنم و کسی هم نتواند رد کند یک فرضیه بیارزش خواهد بود. همچنین بنا به اصل حل مسئله «تیغ اوکام» این فرضیههای اضافی و غیر قابل اثبات، تنها به پیچیدگی مسئله افزوده و حل منطقی و علمی آن را دشوارتر میکنند، لذا علم این مدعاها را تیغ زده و کنار میگذارد. در مورد فوق نیز علم برای «یافتن راه حل چاقی زنان ایرانی» یک فرضیه بیارزش و غیرقابل اثبات در مورد «اثر خوشحالی موجودات مونث سیاره زیبونسکی۴۵۷ در جهانی موازی» را تیغ زده و دور میاندازد. علم هرگاه که شواهد و دلایل کافی و معقولی برای این فرضیه ارائه شد دوباره آن را به میز مطالعه برمیگرداند و در مورد آن تحقیق میکند.
✅باید به نکته مهمی توجه کرد که آنچه مردم اثرات روح، دعا، وصل شدن به حلقه کیهانی، رویا و امثالهم میپندارند؛ همگی فرضیهها و نظریههای منطقی و قابل توجیه علمی نیز دارند و تا امروز هیچ اثری از معجزه یا اتفاق ماوراءالطبیعه ثبت نشده است.
✅✅به عبارتی دیگر، وقتی که هویت و تعریف مفهوم علمی مشخص باشد، مرز بسیاری از این سفسطهها با علم مشخص میشود. یک نظریه علمی عبارت است از ادعایی که:
۱.قابلیت آزمایش کردن، ۲.قابلیت تکرار کردن و ۳.قابلیت ردشدن را داشته باشد. تمامی مواردی که مثال آمده حداقل یکی از این سه ویژگی را ندارد. پس در حوزه رسیدگی علمی نیست. و هر ادعایی که در حوزه علم نیست، علم هم ادعایی در آن زمینه نداشته و علاقمند به رسیدگی هم نیست.
دقت کنید که سازمانهای مختلفی(از جمله بنیاد جیمز رندی) در جهان سالهاست جوایزی تا بیش از ۱۲۰میلیون دلار(در مجموع) برای کسی تعیین کردهاند که بتواند یک اتفاق ماوراءالطبیعه را جلوی دانشمندان تکرار/اثبات کند و هیچکس تا امروز موفق نشده است. همین مورد این سوال را مطرح میکند که «آیا همه آنها خرافه یا یک اتفاق احتمالی نیست؟»
#علم
http://Telegram.me/sciencemodern2
‼️آیا علم مدعی است که هر آنچه به صورت علمی ثابت نشده باشد وجود ندارد؟
🔴بسیاری از مردم از تجربیات خودشان میگویند، از شفا یافتن در مکانی مقدس، رویای صادقه، وجود موجودات غیرارگانیک، روح، جن، موجودات فضایی یا هزاران قصه و تجربه دیگر. هرکدام از شما لااقل یکی از این موارد را تجربه کردهاید یا آشنایانی دارید که با آن برخورد کردهاند. آیا چون این موارد مورد تایید علم نیست پس وجود ندارد؟ متن زیر شاید کمی طولانی باشد، اما بسیار مهم است. برای جلوگیری از خرافه لطفاً آن را بخوانید و برای دوستانتان بفرستید.
✅بگذارید مثالی بزنیم. من مدعی هستم که «خوشحالی موجودات مونث سیاره زیبونسکی۴۵۷ که در جهانی موازی با ما قرار دارد باعث چاق شدن زنان ایرانی میشود، من میتوانم با نیرویی خاص باعث ناراحتی آنان شده و از اضافه وزن جلوگیری کنم، اما کمی خرج دارد» آیا علم میتواند نظر مرا رد کند؟ آیا هیچکس یارای آن را دارد که این مورد را مردود بداند؟ مطلقاً خیر! حال این سوال اساسی پیش خواهد آمد که «آیا حق با من است و شما به من پول پرداخت خواهید کرد؟»
✅✅«اسب تکشاخ صورتی» یا «هیولای اسپاگتی پرنده» مثالهای مشهوری از ادعاهای غیرقابل اثبات و رد هستند که در منطق به «مغالطه توسل به جهل» مشهور است. فرض کنی یکی بگوید که در پارکینگ خانهاش یک «تکشاخ صورتی» دارد که خالق جهان است و هرکس ایمان ندارد آن را نمیبیند. در این مغالطه شخص ادعا میکند که یک گزاره درست است به این دلیل که عکس آن ثابت نشده یا عکس آن غیرقابل اثبات است. اما به لحاظ منطقی بیاطلاعی دربارهٔ درستی یک گزاره، نمیتواند درستی معکوس (نقیض) آن را نتیجه دهد. گاهی حتی پیشتر رفته و با «مغالطه طلب برهان» به جای اثبات ادعا، از دیگران میخواهند عکسش را ثابت کنند. مثال ایرانی آن ماجرای ملانصرالدین است که عصایش را جایی بر زمین گذاشت و گفت «اینجا وسط دنیا و کائنات است!» وقتی از او پرسیدند چطور به این نتیجه رسیده گفت «اگر قبول ندارید وجب کنید و ثابت کنید نیست!»
🔴در این حالت منطق میگوید «بار اثبات ادعا به عهده مدعی است» یعنی اگر من مدعی چاقی زنان ایرانی به روش فوق هستم باید آن را ثابت کنم و نه اینکه کسی تلاش کند آن را رد کند. اگر نتوانم ثابت کنم و کسی هم نتواند رد کند یک فرضیه بیارزش خواهد بود. همچنین بنا به اصل حل مسئله «تیغ اوکام» این فرضیههای اضافی و غیر قابل اثبات، تنها به پیچیدگی مسئله افزوده و حل منطقی و علمی آن را دشوارتر میکنند، لذا علم این مدعاها را تیغ زده و کنار میگذارد. در مورد فوق نیز علم برای «یافتن راه حل چاقی زنان ایرانی» یک فرضیه بیارزش و غیرقابل اثبات در مورد «اثر خوشحالی موجودات مونث سیاره زیبونسکی۴۵۷ در جهانی موازی» را تیغ زده و دور میاندازد. علم هرگاه که شواهد و دلایل کافی و معقولی برای این فرضیه ارائه شد دوباره آن را به میز مطالعه برمیگرداند و در مورد آن تحقیق میکند.
✅باید به نکته مهمی توجه کرد که آنچه مردم اثرات روح، دعا، وصل شدن به حلقه کیهانی، رویا و امثالهم میپندارند؛ همگی فرضیهها و نظریههای منطقی و قابل توجیه علمی نیز دارند و تا امروز هیچ اثری از معجزه یا اتفاق ماوراءالطبیعه ثبت نشده است.
✅✅به عبارتی دیگر، وقتی که هویت و تعریف مفهوم علمی مشخص باشد، مرز بسیاری از این سفسطهها با علم مشخص میشود. یک نظریه علمی عبارت است از ادعایی که:
۱.قابلیت آزمایش کردن، ۲.قابلیت تکرار کردن و ۳.قابلیت ردشدن را داشته باشد. تمامی مواردی که مثال آمده حداقل یکی از این سه ویژگی را ندارد. پس در حوزه رسیدگی علمی نیست. و هر ادعایی که در حوزه علم نیست، علم هم ادعایی در آن زمینه نداشته و علاقمند به رسیدگی هم نیست.
دقت کنید که سازمانهای مختلفی(از جمله بنیاد جیمز رندی) در جهان سالهاست جوایزی تا بیش از ۱۲۰میلیون دلار(در مجموع) برای کسی تعیین کردهاند که بتواند یک اتفاق ماوراءالطبیعه را جلوی دانشمندان تکرار/اثبات کند و هیچکس تا امروز موفق نشده است. همین مورد این سوال را مطرح میکند که «آیا همه آنها خرافه یا یک اتفاق احتمالی نیست؟»
#علم
http://Telegram.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2