Modern Science
دکتر سروش/ مدرسه مولانا – داروینیسم در ترازو
فایل صوتی جناب سروش رو چند روز پیش گوش کردم .
ابتدائا با توجه به عنوان فایل خیلی مشتاق بودم ببینم که این "ترازو" چه جور ترازویی است و نقد داروینیسم با چه متدی و در چه پارادایمی انجام میشود .
اوایل فایل که بیشتر تعارفات مگالومانیک بود و گوینده دیگران را در " محضر " خود خواند و آرزو کرد همگان از آن " ضیافت " دست پر بروند .
همینطور جناب سروش اشاره ای کردند به حضور کسانی که با داروین " عهد و علقه ای " دارند !
قبل از هر چیز باید این کج اندیشی را اصلاح کرد که احترام به یک دانشمند و دستاوردهایش ( هرچند ممکن است مثل نجوم بطلمیوسی باطل شود ) موضوع علم نیست . ضمنا نظریات علمی محل عهد و علقه نیستند و برعکس ، هیچ تعهد و تعصبی در وادی علم وجود ندارد و ما آماده هستیم که به نظریه بهنتری را بپذیریم و قبلی را به تاریخ علم بسپاریم .
اما از این حاشیه ها که بگذریم ، گوینده اعلام کرد که نقدی که ایراد میکند علمی و فلسفی است و از اینجا بود که اشتیاق من به شنیدن دو چندان شد .
با توجه به سبقه جناب سروش و کج فهمی ایشان از علوم طبیعی ، آماده بودم باز مثل بافته های قبلی ایشان ، شاهد مقدمات غلط و نتیجه گیری اشتباه باشم ، که مع الاسف عینا چنین چیزی رخ داد .
متاسفانه دانش ایشان از علم تجربی و بخصوص فرگشت ، بسیار سطحی و شدیدا مغلوط است . فی الواقع ایشان سازوکار تکامل را بدرستی درک نکرده اند و لذا از موضوعاتی مثل " جهش های اتفاقی " و " نقش زمان " و .... بصورت نادرست استفاده میکنند .
برای موضوعات مطروحه ایشان ، مثالهای بسیار ابتدائی ارایه شده تا کسانی که مثل جناب سروش اطلاعات علمی کافی ندارند هم نتوانند موضوع را در حد ابتدائی درک کنند . بطور مثال " داستان میمونهای تایپیست " برای جناب سروش آموزنده خواهد بود .
به هر رو این سخنرانی از نظر علمی چنان بی مایه و سطحی و آکنده از کج فهمی بود که به گمان من ارزش نقد علمی ندارد . چرا که نقد علمی جایی جایز است که اساس کار صحیح و ظزایف و جوانب ایراداتی داشته باشد .
اما از نظر شاکله کلی بحث ، گوینده مکررا دچار مغالطات مختلف میشد . بیشترین چیزی که آزار دهنده بود ، مغلطه " آویختن به لغات و عبارات پیچیده " بود . این مغلطه که برای مرعوب کردن شنونده انجام میشود ، بدین شکل است که گوینده با استفاده از واژگان تخصصی و یا لاتین ، میخواهد شنونده عام را مرعوب کند . ( یعنی ببین من چقدر بلدم و تو هیچ بلد نیستی )
متاسفانه جناب سروش این مغلطه را بسیار ناشیانه انجام میدهند . گاهی از تلفظ فرانسوی و گاهی انگلیسی و گاهی حتی تلفظ فارسی یک واژه لاتین استفاده میکنند .
مثلا بجای استفاده از واژه سهل " طبیعت گرایی " از تلفظ " ناتورالیسم " و همزمان از واژه " اوولوشنری " استفاده میکنند که هرکدام مال یک جای مختلف از دنیاست ! به هر صورت خوب است که از میزان همیشگی الفاظ حوزوی جناب سروش کم شده و حالا که ساکن بلاد کفرهستند ، حرف زدنشان مزین به اصطلاحات غربی - هرچند اشتباه - شده است .
در نهایت ، در وادی فلسفه ...
فرمایشات جناب سروش مبتنی بر کتاب یک فیلسوف شناخته شده و بیخدای غربی است .
این نظر که یک یک ذرات کائنات هوشمند یا آگاه هستند ، جدا از مجادلات فلسفی ، حداقل در وادی علم مردود است .
به زبان ساده ، مفاهیمی مثل هوشمندی و آگاهی ، فرآورده سیستمهای پیچیده عصبی هستند و این خاصیت را از چند جهت نمیتوان به ذرات عالم نسبت دارد .
ابتدا اینکه وجود چنین شبکه ارتباطی خاصی ( شبکه عصبی یا مدارات منطقی ) بین اجزای عالم به ثبت یا اثبات نرسیده است که بشود طبیعت را آگاه یا هوشمند دانست .
آنچه در طبیعت سراغ داریم << قانونمندی >> است و نه آگاهی و هوشمندی .
فی الواقع رفتار اجزای کائنات قانومند است ولی در عین حال کور و غیر غایتمند .
موضوع دیگر مغلطه " تعمیم " است .
یعنی شما نمیتوانید عقلا یک خصوصیت قسمتی از مجموعه گائنات ( مثلا خصوصیات مغز ) را به کل آن تعمیم دهید .
و نهایتا موضوع مغلطه " مصادره به مطلوب " است که نه آرائ فیلسوف و نویسنده کتاب و نه کل موضوع ، به آن خوانش مورد وثوق جناب سروش یعنی " خدای وحدت وجودی " ختم نمیشود .
قبلا عرض کردیم که یک خوانش از خداوند متعال ، خدایی است که محاق و منطبق بر کائنات است و هر چه میبینی هم اوست ...
به زبان ساده :
یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کنار یا بیرون کائنات
یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کائنات و جزئی از آن
یک فرض هم این است که خداوند متعال عین کائنات است و منطبق بر کائنات
در مجموع فرمایشات جناب سروش از نظر علمی نه تنها باری نداشت بلکه عموما اشتباه و گمراه کننده بود و ایرادات فلسفی و استدلالی هم زیاد داشت .
بیش از آنکه به ترازو قابل تشبیه باشد به توبره ای میمانست که اطلاعات درست و غلط ، بصورت فله ای از آن بیرون آورده میشد .
#نقد_جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2
ابتدائا با توجه به عنوان فایل خیلی مشتاق بودم ببینم که این "ترازو" چه جور ترازویی است و نقد داروینیسم با چه متدی و در چه پارادایمی انجام میشود .
اوایل فایل که بیشتر تعارفات مگالومانیک بود و گوینده دیگران را در " محضر " خود خواند و آرزو کرد همگان از آن " ضیافت " دست پر بروند .
همینطور جناب سروش اشاره ای کردند به حضور کسانی که با داروین " عهد و علقه ای " دارند !
قبل از هر چیز باید این کج اندیشی را اصلاح کرد که احترام به یک دانشمند و دستاوردهایش ( هرچند ممکن است مثل نجوم بطلمیوسی باطل شود ) موضوع علم نیست . ضمنا نظریات علمی محل عهد و علقه نیستند و برعکس ، هیچ تعهد و تعصبی در وادی علم وجود ندارد و ما آماده هستیم که به نظریه بهنتری را بپذیریم و قبلی را به تاریخ علم بسپاریم .
اما از این حاشیه ها که بگذریم ، گوینده اعلام کرد که نقدی که ایراد میکند علمی و فلسفی است و از اینجا بود که اشتیاق من به شنیدن دو چندان شد .
با توجه به سبقه جناب سروش و کج فهمی ایشان از علوم طبیعی ، آماده بودم باز مثل بافته های قبلی ایشان ، شاهد مقدمات غلط و نتیجه گیری اشتباه باشم ، که مع الاسف عینا چنین چیزی رخ داد .
متاسفانه دانش ایشان از علم تجربی و بخصوص فرگشت ، بسیار سطحی و شدیدا مغلوط است . فی الواقع ایشان سازوکار تکامل را بدرستی درک نکرده اند و لذا از موضوعاتی مثل " جهش های اتفاقی " و " نقش زمان " و .... بصورت نادرست استفاده میکنند .
برای موضوعات مطروحه ایشان ، مثالهای بسیار ابتدائی ارایه شده تا کسانی که مثل جناب سروش اطلاعات علمی کافی ندارند هم نتوانند موضوع را در حد ابتدائی درک کنند . بطور مثال " داستان میمونهای تایپیست " برای جناب سروش آموزنده خواهد بود .
به هر رو این سخنرانی از نظر علمی چنان بی مایه و سطحی و آکنده از کج فهمی بود که به گمان من ارزش نقد علمی ندارد . چرا که نقد علمی جایی جایز است که اساس کار صحیح و ظزایف و جوانب ایراداتی داشته باشد .
اما از نظر شاکله کلی بحث ، گوینده مکررا دچار مغالطات مختلف میشد . بیشترین چیزی که آزار دهنده بود ، مغلطه " آویختن به لغات و عبارات پیچیده " بود . این مغلطه که برای مرعوب کردن شنونده انجام میشود ، بدین شکل است که گوینده با استفاده از واژگان تخصصی و یا لاتین ، میخواهد شنونده عام را مرعوب کند . ( یعنی ببین من چقدر بلدم و تو هیچ بلد نیستی )
متاسفانه جناب سروش این مغلطه را بسیار ناشیانه انجام میدهند . گاهی از تلفظ فرانسوی و گاهی انگلیسی و گاهی حتی تلفظ فارسی یک واژه لاتین استفاده میکنند .
مثلا بجای استفاده از واژه سهل " طبیعت گرایی " از تلفظ " ناتورالیسم " و همزمان از واژه " اوولوشنری " استفاده میکنند که هرکدام مال یک جای مختلف از دنیاست ! به هر صورت خوب است که از میزان همیشگی الفاظ حوزوی جناب سروش کم شده و حالا که ساکن بلاد کفرهستند ، حرف زدنشان مزین به اصطلاحات غربی - هرچند اشتباه - شده است .
در نهایت ، در وادی فلسفه ...
فرمایشات جناب سروش مبتنی بر کتاب یک فیلسوف شناخته شده و بیخدای غربی است .
این نظر که یک یک ذرات کائنات هوشمند یا آگاه هستند ، جدا از مجادلات فلسفی ، حداقل در وادی علم مردود است .
به زبان ساده ، مفاهیمی مثل هوشمندی و آگاهی ، فرآورده سیستمهای پیچیده عصبی هستند و این خاصیت را از چند جهت نمیتوان به ذرات عالم نسبت دارد .
ابتدا اینکه وجود چنین شبکه ارتباطی خاصی ( شبکه عصبی یا مدارات منطقی ) بین اجزای عالم به ثبت یا اثبات نرسیده است که بشود طبیعت را آگاه یا هوشمند دانست .
آنچه در طبیعت سراغ داریم << قانونمندی >> است و نه آگاهی و هوشمندی .
فی الواقع رفتار اجزای کائنات قانومند است ولی در عین حال کور و غیر غایتمند .
موضوع دیگر مغلطه " تعمیم " است .
یعنی شما نمیتوانید عقلا یک خصوصیت قسمتی از مجموعه گائنات ( مثلا خصوصیات مغز ) را به کل آن تعمیم دهید .
و نهایتا موضوع مغلطه " مصادره به مطلوب " است که نه آرائ فیلسوف و نویسنده کتاب و نه کل موضوع ، به آن خوانش مورد وثوق جناب سروش یعنی " خدای وحدت وجودی " ختم نمیشود .
قبلا عرض کردیم که یک خوانش از خداوند متعال ، خدایی است که محاق و منطبق بر کائنات است و هر چه میبینی هم اوست ...
به زبان ساده :
یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کنار یا بیرون کائنات
یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کائنات و جزئی از آن
یک فرض هم این است که خداوند متعال عین کائنات است و منطبق بر کائنات
در مجموع فرمایشات جناب سروش از نظر علمی نه تنها باری نداشت بلکه عموما اشتباه و گمراه کننده بود و ایرادات فلسفی و استدلالی هم زیاد داشت .
بیش از آنکه به ترازو قابل تشبیه باشد به توبره ای میمانست که اطلاعات درست و غلط ، بصورت فله ای از آن بیرون آورده میشد .
#نقد_جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
پژوهشگران استرالیایی میگویند داروهای مدرن انسانی از طریق فاضلاب به چرخه غذایی حیوانات وارد شده و سبب برهم خوردن سیستمهای زیستی آنها میگردد.
.
این دانشمندان با مطالعه بر روی حیواناتی که در مجاورت شش رود در نزدیکی شهر ملبورن استرالیا زندگی میکنند دریافتند که در بدن آنها مقادیر بالایی از داروهای ضد درد، داروهای ضد افسردگی و سایر داروها وجود دارد. این داروها پس از عبور از سیستمهای فاضلاب شهری وارد آبهای ایکن مناطق شدهاند.
برای این پژوهش وجود ۹۸ داروی رایج انسانی در بدن آبزیان، پستانداران و حشراتی که در این نواحی زندگی میکنند بررسی شده است. به عنوان مثال در بدن حیواناتی چون قزلآلا و پلاتیپوس که با آب در تماس هستند مقادیر قابل توجهی داروی ضدافسردگی یافت شد. در مقابل، بدن حشرات حاوی مقادیر زیادی داروهای ضد درد، داروهای ضدقارچ، آنتیبیوتیک و داروهای ضدفشارخون بود
گرچه این تحقیق در استرالیا صورت گرفته اما وجود آن در کشورهای دیگر غیرمحتمل نیست. استرالیا یکی از بهترین سیستمهای فاضلاب و دفع زبالههای انسانی را دارد در نتیجه به نظر میرسد که این مساله در کشورهایی که سیستمهای فاضلاب کارآمدی ندارند حادتر است.
پیشتر نیز ژوهشگران آمریکایی با مطالعه بر روی آب رودخانه هادسون که در نزدیکی شهر نیویورک جریان دارد دریافتند که آب این رودخانه حاوی مقادیر بالایی کافئین، شیرین کنندههای مصنوعی و داروهای ضدفشارخون، داروهای معده و انواع مسکنها است.
مطالعات قبلی وجود داروها در آبهای رودخانه در هادسون و دیگر نقاط ایالات متحده را تایید کرده است. به تازگی نیز غلظت بالایی از داروهای ضدافسردگی در مغز ماهیهایی که در رودخانه نیاگارا در غرب نیویورک میزیند، یافت شده است.
این داروها نه تنها به چرخه زندگی حیوانات وارد شده بلکه میتوانند از طریق آب آشامیدنی و همینطور مصرف حیوانات آبزی به بدن انسان وارد شده و از طریق سیستم گردش خون در سایر اندامها پخش شوند.
مساله آلودگی دارویی و گسترش آن در محیط زیست خطر بزرگی است که سلامت انسان و حیوانات را تحت شعاع قرار میدهد. عدم توجه جامعه جهانی به این مساله تبعات زیادی برای سلامت انسان و آسیب به محیط زیست به همراه خواهد داشت.
مقادیرقابل توجهی داروی ضدافسردگی در بدن حیواناتی چون قزل آلاوپلاتی پوس یافت شد
euronewspe
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
پژوهشگران استرالیایی میگویند داروهای مدرن انسانی از طریق فاضلاب به چرخه غذایی حیوانات وارد شده و سبب برهم خوردن سیستمهای زیستی آنها میگردد.
.
این دانشمندان با مطالعه بر روی حیواناتی که در مجاورت شش رود در نزدیکی شهر ملبورن استرالیا زندگی میکنند دریافتند که در بدن آنها مقادیر بالایی از داروهای ضد درد، داروهای ضد افسردگی و سایر داروها وجود دارد. این داروها پس از عبور از سیستمهای فاضلاب شهری وارد آبهای ایکن مناطق شدهاند.
برای این پژوهش وجود ۹۸ داروی رایج انسانی در بدن آبزیان، پستانداران و حشراتی که در این نواحی زندگی میکنند بررسی شده است. به عنوان مثال در بدن حیواناتی چون قزلآلا و پلاتیپوس که با آب در تماس هستند مقادیر قابل توجهی داروی ضدافسردگی یافت شد. در مقابل، بدن حشرات حاوی مقادیر زیادی داروهای ضد درد، داروهای ضدقارچ، آنتیبیوتیک و داروهای ضدفشارخون بود
گرچه این تحقیق در استرالیا صورت گرفته اما وجود آن در کشورهای دیگر غیرمحتمل نیست. استرالیا یکی از بهترین سیستمهای فاضلاب و دفع زبالههای انسانی را دارد در نتیجه به نظر میرسد که این مساله در کشورهایی که سیستمهای فاضلاب کارآمدی ندارند حادتر است.
پیشتر نیز ژوهشگران آمریکایی با مطالعه بر روی آب رودخانه هادسون که در نزدیکی شهر نیویورک جریان دارد دریافتند که آب این رودخانه حاوی مقادیر بالایی کافئین، شیرین کنندههای مصنوعی و داروهای ضدفشارخون، داروهای معده و انواع مسکنها است.
مطالعات قبلی وجود داروها در آبهای رودخانه در هادسون و دیگر نقاط ایالات متحده را تایید کرده است. به تازگی نیز غلظت بالایی از داروهای ضدافسردگی در مغز ماهیهایی که در رودخانه نیاگارا در غرب نیویورک میزیند، یافت شده است.
این داروها نه تنها به چرخه زندگی حیوانات وارد شده بلکه میتوانند از طریق آب آشامیدنی و همینطور مصرف حیوانات آبزی به بدن انسان وارد شده و از طریق سیستم گردش خون در سایر اندامها پخش شوند.
مساله آلودگی دارویی و گسترش آن در محیط زیست خطر بزرگی است که سلامت انسان و حیوانات را تحت شعاع قرار میدهد. عدم توجه جامعه جهانی به این مساله تبعات زیادی برای سلامت انسان و آسیب به محیط زیست به همراه خواهد داشت.
مقادیرقابل توجهی داروی ضدافسردگی در بدن حیواناتی چون قزل آلاوپلاتی پوس یافت شد
euronewspe
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
♨️sex سکس
❣سکس بر سه پایه استوار است :
🔻زمان مناسب
🔻مکان مناسب
🔻 پوزیشن مناسب
💯بسیار بجاست بدانیم سکس یا روابط جنسی در عین سادگی بسیار پیچیده است. روابط جنسی سائیده شدن دو بدن به یکدیگر نیست!
💯روابط جنسی؛ جوشش داغ صمیمیت درون است که اوج گرفته و بلندای آن به جایی میرسد که دیگر تاب و تحمل لحظهای جدایی نمی ماند.
رقص شگفت انگیز و در هم تنیدن ذهن، روان و جسم ادمیست آنجا که دیگر "من" نیست! هر چه هست گرمای عطش برانگیز "ما " شدن است. جاییکه چشم ها قادر به دیدن نیست و پلک ها بهم فشرده میشوند تا ذهن به عرش عروج عشق دست یابد!
💯اینگونه است که عشق مادامالعمر می گردد و زندگی ثبات و استحکام همراه با شیرینی و سلامت می یابد!
💓 @sciencemodern2💓
صرفا نظر شخصی هستش🙏🍃🍂
❣سکس بر سه پایه استوار است :
🔻زمان مناسب
🔻مکان مناسب
🔻 پوزیشن مناسب
💯بسیار بجاست بدانیم سکس یا روابط جنسی در عین سادگی بسیار پیچیده است. روابط جنسی سائیده شدن دو بدن به یکدیگر نیست!
💯روابط جنسی؛ جوشش داغ صمیمیت درون است که اوج گرفته و بلندای آن به جایی میرسد که دیگر تاب و تحمل لحظهای جدایی نمی ماند.
رقص شگفت انگیز و در هم تنیدن ذهن، روان و جسم ادمیست آنجا که دیگر "من" نیست! هر چه هست گرمای عطش برانگیز "ما " شدن است. جاییکه چشم ها قادر به دیدن نیست و پلک ها بهم فشرده میشوند تا ذهن به عرش عروج عشق دست یابد!
💯اینگونه است که عشق مادامالعمر می گردد و زندگی ثبات و استحکام همراه با شیرینی و سلامت می یابد!
💓 @sciencemodern2💓
صرفا نظر شخصی هستش🙏🍃🍂
❓پرسش:
آیا خداناباوری اکثریت دانشمندان مطرح جهان را می شود دلیلی برای بی دینی تلقی کرد؟ بدین دلیل که آنها انسانهای هوشمندی هستند که معدل بهره ی هوشی شان از انسان های دیگر بالاتر است پس در نتیجه درک آنها ازجهان و همچنین شناختشان از دین بیشتر است، یا اینکه این دلیل قانع کننده ای نیست، و اصلا تعریف هوشمندی در جهان امروز چیست؟ پاسخ حضرتعالی را باتوجه به شناختتان از مغز و سیستم عصبی انسان خواستارم، پیشاپیش از حسن توجه شما سپاسگزارم.
✍️ پاسخ #محمدرضا_سرگلزایی :
هوش، توانایی پردازش اطلاعات است. بنا به نظر توماس ساموئل کوهن - فیلسوف، فیزیکدان و تاریخدان آمریکایی و نویسندهٔ کتاب ساختار انقلاب های علمی - paradigm یا اَبَرانگاره ها مسبوق به مشاهده و تحلیل ما هستند، بنابراین می توانم نتیجه گیری کنم که اصول موضوعه یا اَبَرانگارهٔ تفکّر علمی چارچوب تحلیلی دانشمندان را شکل داده است. پارادایم تفکّر علمی مبتنی بر «اصالت تجربه» empiricism در مشاهده و «اصالت خِرَد» rationalism در محاسبه است، بنابراین دانشمندان نمی توانند به داده های غیر حسّی extra-sensory اعتنا و اعتماد کنند؛ پس اساس خداناباوری اغلب دانشمندان پارادایم تفکّر آنهاست، نه هوش آنها. لازم می دانم به این نکته هم تأکید کنم که وقتی راجع به خداناباوری دانشمندان صحبت می کنیم راجع به عدم اعتقادشان به «خدای متشخّص» ادیان سامی صحبت می کنیم در حالی که اگر به جای خدای متشخّص (خدا به مثابه شخص)، خدا را یک گرایش یا یک «رانه» بدانیم (همچون انتروپی و آنتی انتروپی زیست-شیمی یا چون دیالکتیک و روح زمان هگلی) آنگاه بخش بزرگی از دانشمندان خداباور محسوب می شوند.
drsargolzaei
آیا خداناباوری اکثریت دانشمندان مطرح جهان را می شود دلیلی برای بی دینی تلقی کرد؟ بدین دلیل که آنها انسانهای هوشمندی هستند که معدل بهره ی هوشی شان از انسان های دیگر بالاتر است پس در نتیجه درک آنها ازجهان و همچنین شناختشان از دین بیشتر است، یا اینکه این دلیل قانع کننده ای نیست، و اصلا تعریف هوشمندی در جهان امروز چیست؟ پاسخ حضرتعالی را باتوجه به شناختتان از مغز و سیستم عصبی انسان خواستارم، پیشاپیش از حسن توجه شما سپاسگزارم.
✍️ پاسخ #محمدرضا_سرگلزایی :
هوش، توانایی پردازش اطلاعات است. بنا به نظر توماس ساموئل کوهن - فیلسوف، فیزیکدان و تاریخدان آمریکایی و نویسندهٔ کتاب ساختار انقلاب های علمی - paradigm یا اَبَرانگاره ها مسبوق به مشاهده و تحلیل ما هستند، بنابراین می توانم نتیجه گیری کنم که اصول موضوعه یا اَبَرانگارهٔ تفکّر علمی چارچوب تحلیلی دانشمندان را شکل داده است. پارادایم تفکّر علمی مبتنی بر «اصالت تجربه» empiricism در مشاهده و «اصالت خِرَد» rationalism در محاسبه است، بنابراین دانشمندان نمی توانند به داده های غیر حسّی extra-sensory اعتنا و اعتماد کنند؛ پس اساس خداناباوری اغلب دانشمندان پارادایم تفکّر آنهاست، نه هوش آنها. لازم می دانم به این نکته هم تأکید کنم که وقتی راجع به خداناباوری دانشمندان صحبت می کنیم راجع به عدم اعتقادشان به «خدای متشخّص» ادیان سامی صحبت می کنیم در حالی که اگر به جای خدای متشخّص (خدا به مثابه شخص)، خدا را یک گرایش یا یک «رانه» بدانیم (همچون انتروپی و آنتی انتروپی زیست-شیمی یا چون دیالکتیک و روح زمان هگلی) آنگاه بخش بزرگی از دانشمندان خداباور محسوب می شوند.
drsargolzaei
Modern Science
❓پرسش: آیا خداناباوری اکثریت دانشمندان مطرح جهان را می شود دلیلی برای بی دینی تلقی کرد؟ بدین دلیل که آنها انسانهای هوشمندی هستند که معدل بهره ی هوشی شان از انسان های دیگر بالاتر است پس در نتیجه درک آنها ازجهان و همچنین شناختشان از دین بیشتر است، یا اینکه…
دکتر انسان متفکر و دانشمندی هستند ولی در این مورد دست به مغالطه " خاکستری " زدند .
یعنی تلاش کردند نه سیخ بسوزد و نه کباب !
اما بطور واضح وقتی از خداباوری گفتگو میکنیم ، مقصود " خدای انسانوار مداخله گر " است . یعنی در ادیان ابراهیمی ، ما به خداوندی باور داریم و حالات و کیفیات انسانی - مثل خشم ، خشنودی ، انتقام ، بخشایش ، و بسیاری خصایص مشخص انسانی را بروز میدهد و به واسطه دخالت در امور طبیعت و زندگانی ما ، بسته به کردار و ایمان ما یا صلاحدید خود ، سرنوشت را تغییر میدهد . همینطور این خداوند میتواند در صورت لزوم قوانین طبیعت را بصورت معجزه آسا تغییر دهد و مواردی را از هر قانون مستثنی کند .
حالا بحث چنین خداوندگاری به سه وادی علم - فلسفه - الهیات راه پیدا میکند .
در این سئوال اگر بخواهیم از دریچه علم به موضوع بپردازیم ، احتمالا به عنوان کارشناس باید به دانشمندان علوم مراجعه کنیم .
مثلا باید از دانشمند علوم زیستی بپرسیم که آیا آنچنان که تو درک میکنی ، سرشت حیات و نحوه بوجود آمدن کائنات و انسان ، آنگونه است که ادیان ترسیم میکنند ؟
در این صورت نظر کارشناسی دانشمند فیزیکدان یا زیست شناس یا رشته های دیگر ، میتواند نظر کارشناسی موثق در نظر گرفته شود .
هرچند وادی علم مکان تجربه است و میشود از دید دیگر گفت که علم ابزار لازم برای ورود به وادی الهیات را ندارد .
به هر رو اگر بخواهیم ادعاهای دینی را در باب مسائل دنیوی بررسی کنیم ، به نظر هیچ مرجعی موثق تر از مرجع علمی نیست .
#پاسخ_دکتر_قبادیان
یعنی تلاش کردند نه سیخ بسوزد و نه کباب !
اما بطور واضح وقتی از خداباوری گفتگو میکنیم ، مقصود " خدای انسانوار مداخله گر " است . یعنی در ادیان ابراهیمی ، ما به خداوندی باور داریم و حالات و کیفیات انسانی - مثل خشم ، خشنودی ، انتقام ، بخشایش ، و بسیاری خصایص مشخص انسانی را بروز میدهد و به واسطه دخالت در امور طبیعت و زندگانی ما ، بسته به کردار و ایمان ما یا صلاحدید خود ، سرنوشت را تغییر میدهد . همینطور این خداوند میتواند در صورت لزوم قوانین طبیعت را بصورت معجزه آسا تغییر دهد و مواردی را از هر قانون مستثنی کند .
حالا بحث چنین خداوندگاری به سه وادی علم - فلسفه - الهیات راه پیدا میکند .
در این سئوال اگر بخواهیم از دریچه علم به موضوع بپردازیم ، احتمالا به عنوان کارشناس باید به دانشمندان علوم مراجعه کنیم .
مثلا باید از دانشمند علوم زیستی بپرسیم که آیا آنچنان که تو درک میکنی ، سرشت حیات و نحوه بوجود آمدن کائنات و انسان ، آنگونه است که ادیان ترسیم میکنند ؟
در این صورت نظر کارشناسی دانشمند فیزیکدان یا زیست شناس یا رشته های دیگر ، میتواند نظر کارشناسی موثق در نظر گرفته شود .
هرچند وادی علم مکان تجربه است و میشود از دید دیگر گفت که علم ابزار لازم برای ورود به وادی الهیات را ندارد .
به هر رو اگر بخواهیم ادعاهای دینی را در باب مسائل دنیوی بررسی کنیم ، به نظر هیچ مرجعی موثق تر از مرجع علمی نیست .
#پاسخ_دکتر_قبادیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ مدل هلوگرافیک مغز!
📌 این پروژه به همکاری مایکروسافت و دانشگاه بریتیش کلمبیا صورت گرفته است.
🔴 مشاهده این کلیپ را از دست ندهید😍
🔬برترین کانال علمی
@Sciencemodern2
📌 این پروژه به همکاری مایکروسافت و دانشگاه بریتیش کلمبیا صورت گرفته است.
🔴 مشاهده این کلیپ را از دست ندهید😍
🔬برترین کانال علمی
@Sciencemodern2
Modern Science
📌 ویدئو شماره 2 🔴 تولید لبنیات بدون دام @Sciencemodern2
🔊🔊 اخبار زیست شناسی🔊🔊
@Sciencemodern2
🔴 تولید لبنیات بدون گاو !!!
📌 شرکت Perfect Day لبنیاتی را بدون استفاده از دام ساخته اند.
📌 این محصولات فاقد لاکتوز، کلسترول، هورمون و آنتی بیوتیک هستند.
📌 این محصولات از طریق فرایند تخمیر و با کمک نوعی قارچ و قند ساخته شده اند.
📌 این محصولات برای گیاهخواران و دوستداران محیط زیست برای تامین پروتئین مناسب می باشد.
📌 جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد این محصولات کلیپ های ارائه شده را مشاهده نمایید.
📝 منبع:
http://www.perfectdayfoods.com/
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
🔴 تولید لبنیات بدون گاو !!!
📌 شرکت Perfect Day لبنیاتی را بدون استفاده از دام ساخته اند.
📌 این محصولات فاقد لاکتوز، کلسترول، هورمون و آنتی بیوتیک هستند.
📌 این محصولات از طریق فرایند تخمیر و با کمک نوعی قارچ و قند ساخته شده اند.
📌 این محصولات برای گیاهخواران و دوستداران محیط زیست برای تامین پروتئین مناسب می باشد.
📌 جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد این محصولات کلیپ های ارائه شده را مشاهده نمایید.
📝 منبع:
http://www.perfectdayfoods.com/
@Sciencemodern2
Perfect Day
Sustainable Animal-Free Dairy & Protein - Perfect Day
Animal-free protein naturally creates kinder, greener dairy that is just as delicious as dairy from cows.That means what’s best for you is also best for the planet.
Modern Science
Homo Deus - Persian.pdf
باتشکر از جناب نیک گرگین بابت ترجمه خوب واجازه کپی PDf🙏🙏🙏
How cats conquered the world (and a few Viking ships)
@Sciencemodern2
چطور گربه ها دنیا را گرفتند
نخستین پژوهش گسترده روی DNA گربه سانان کهن، آگاهی های جالبی درباره ی اهلی شدن گربه ها در خاورنزدیک و مصر، نیز پراکنش گربه های خانگی در اختیارمان می گذارد.
نتایج پژوهش ها نمایشگر دو موج پراکنشی گربه ها در دنیا است. موج نخست همزمان با آغاز کشاورزی در شرق مدیترانه و ترکیه روی داد، جایی که گونه های وحشی گربه های امروزی در آنجا زندگی می کردند. مردم شروع کردند به انبار کردن خوراک و غلات که این خود باعث جذب جانوران جونده شد. این جوندگان، به نوبه ی خود، گربه های وحشی را به سوی استقرارهای انسانی جذب کردند. کشاورزان اولیه احتمالن متوجه شدند که حضور گربه ها در اطراف شان برای کنترل جمعیت جوندگان در استقرارهای انسانی مفید است و به همین خاطر حضور گربه ها در اطراف شان را مفید یافتند و چه بسا پشتیبانی کردند که این روند به پرورش گربه ها انجامید.
موج دوم پراکنش گربه ها چند هزار سال پس از آن رخ داد. پژوهش ها نشان می دهد که گربه هایی که دودمان ميتوکندري (mitochondrial) مصری داشتند، در بازه ی زمانی سده ی چهارم پیش از میلاد و سده ی چهارم پس از میلاد، سر از بلغارستان، ترکیه و مناطق بیابانی افریقا درآوردند. پژوهشگران می پندارند که دریانوردان احتمالن برای کنترل جوندگان از گربه ها در کشتی هاشان نگهداری کردند و هنگام فعالیت های بازرگانی آنها را با خود جابجا کردند که سرانجام موجب پراکنش گربه ها در شهرهای بندری شد. در همین رابطه، بقایای یک گربه با mitochondrial DNA مصری در محوطه ی وایکینگی در شمال آلمان کشف شده است که قدمت آن 700 تا 1000 میلادی است.
از لینک زیر می توانید بیشتر بخوانید.
http://www.nature.com/news/how-cats-conquered-the-world-and-a-few-viking-ships-1.20643
© Society for Iranian Archaeology جامعه باستان شناسی ایران
societyforiranianarchaeology
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
چطور گربه ها دنیا را گرفتند
نخستین پژوهش گسترده روی DNA گربه سانان کهن، آگاهی های جالبی درباره ی اهلی شدن گربه ها در خاورنزدیک و مصر، نیز پراکنش گربه های خانگی در اختیارمان می گذارد.
نتایج پژوهش ها نمایشگر دو موج پراکنشی گربه ها در دنیا است. موج نخست همزمان با آغاز کشاورزی در شرق مدیترانه و ترکیه روی داد، جایی که گونه های وحشی گربه های امروزی در آنجا زندگی می کردند. مردم شروع کردند به انبار کردن خوراک و غلات که این خود باعث جذب جانوران جونده شد. این جوندگان، به نوبه ی خود، گربه های وحشی را به سوی استقرارهای انسانی جذب کردند. کشاورزان اولیه احتمالن متوجه شدند که حضور گربه ها در اطراف شان برای کنترل جمعیت جوندگان در استقرارهای انسانی مفید است و به همین خاطر حضور گربه ها در اطراف شان را مفید یافتند و چه بسا پشتیبانی کردند که این روند به پرورش گربه ها انجامید.
موج دوم پراکنش گربه ها چند هزار سال پس از آن رخ داد. پژوهش ها نشان می دهد که گربه هایی که دودمان ميتوکندري (mitochondrial) مصری داشتند، در بازه ی زمانی سده ی چهارم پیش از میلاد و سده ی چهارم پس از میلاد، سر از بلغارستان، ترکیه و مناطق بیابانی افریقا درآوردند. پژوهشگران می پندارند که دریانوردان احتمالن برای کنترل جوندگان از گربه ها در کشتی هاشان نگهداری کردند و هنگام فعالیت های بازرگانی آنها را با خود جابجا کردند که سرانجام موجب پراکنش گربه ها در شهرهای بندری شد. در همین رابطه، بقایای یک گربه با mitochondrial DNA مصری در محوطه ی وایکینگی در شمال آلمان کشف شده است که قدمت آن 700 تا 1000 میلادی است.
از لینک زیر می توانید بیشتر بخوانید.
http://www.nature.com/news/how-cats-conquered-the-world-and-a-few-viking-ships-1.20643
© Society for Iranian Archaeology جامعه باستان شناسی ایران
societyforiranianarchaeology
@Sciencemodern2
Nature News & Comment
How cats conquered the world (and a few Viking ships)
First large-scale study of ancient feline DNA charts domestication in Near East and Egypt and the global spread of house cats.
دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew): زاغ بور یا زاغ کویری با نام علمی Podoces pleskei پرنده ای کمیاب از خانواده کلاغیان و جزو گونه های در معرض خطر انقراض در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت IUCN به شمار می رود.
@Sciencemodern2
زاغ بور تنها در مناطق بیابانی و نیمهبیابانی شرق و جنوب شرق ایران به ویژه در استانهای یزد، سمنان و همچنین در شهرستان بردسکن در استان خراسان رضوی زندگی می کند.
از آنجا که تنها گزارشات معتبر درخصوص مشاهده این گونه محدود به خاک ایران است، پرنده شناسان آن را گونه ای بومی و آندمیک به شمار آورده و لقب “پرنده ملی ایران” را به آن نسبت داده اند.
زاغ بور تنها پرنده بومی (اندامیک) ایران است.
این عضو کوچک جثه خانواده کلاغ ها وابستگی زیادی به گیاه بوتهای قیچ دارد و لانه خود را به طرز هنرمندانه ای درمیان شاخه های درختچه ها و بوته های بیابانی به ویژه قیچ ها و تاغ ها با بهره گیری از الیاف گیاهی بنا می کند و کف لانه را از پشم گوسفند و گل می پوشاند تا محیطی گرم برای تخم گذاری که عمدتا اواسط اسفند ماه آغاز میشود فراهم گردد.
زاغ بور حشره خوار و دانهخوار است. در اردیبهشت ماه ۴ تا ۶ تخم می گذارد. زاغ بور تک همسر است و تمام طول سال را در کنار جفت خود می ماند. این پرنده قلمروطلب بوده و به ذخیرهسازی غذا در زیر خاک اقدام می کند.
درحال حاضر تخریب زیستگاه به جهت گسترش اراضی زراعی و قطع بوته ها و درختچه های بیابانی مهمترین خطری است که نسل این گونه را تهدید میکند.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
زاغ بور تنها در مناطق بیابانی و نیمهبیابانی شرق و جنوب شرق ایران به ویژه در استانهای یزد، سمنان و همچنین در شهرستان بردسکن در استان خراسان رضوی زندگی می کند.
از آنجا که تنها گزارشات معتبر درخصوص مشاهده این گونه محدود به خاک ایران است، پرنده شناسان آن را گونه ای بومی و آندمیک به شمار آورده و لقب “پرنده ملی ایران” را به آن نسبت داده اند.
زاغ بور تنها پرنده بومی (اندامیک) ایران است.
این عضو کوچک جثه خانواده کلاغ ها وابستگی زیادی به گیاه بوتهای قیچ دارد و لانه خود را به طرز هنرمندانه ای درمیان شاخه های درختچه ها و بوته های بیابانی به ویژه قیچ ها و تاغ ها با بهره گیری از الیاف گیاهی بنا می کند و کف لانه را از پشم گوسفند و گل می پوشاند تا محیطی گرم برای تخم گذاری که عمدتا اواسط اسفند ماه آغاز میشود فراهم گردد.
زاغ بور حشره خوار و دانهخوار است. در اردیبهشت ماه ۴ تا ۶ تخم می گذارد. زاغ بور تک همسر است و تمام طول سال را در کنار جفت خود می ماند. این پرنده قلمروطلب بوده و به ذخیرهسازی غذا در زیر خاک اقدام می کند.
درحال حاضر تخریب زیستگاه به جهت گسترش اراضی زراعی و قطع بوته ها و درختچه های بیابانی مهمترین خطری است که نسل این گونه را تهدید میکند.
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
💢نانی که از آرد سوسک درست شده
همشهری آنلاین: این نان ظاهرش مثل همه نانهاست. فقط از سوسک درست شده. یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، از آرد سوسک.
@Sciencemodern2
این نان ابتکار گروهی از کارشناسان تغذیه برزیلی است که برای حل معضل کمبود خوراکی، از یک نوع سوسک آفریقایی آرد درست کردهاند.
چند سالی است برخی کارشناسان هشدار میدهند که با رشد جمعیت جهان، خیلیها دچار کمبود پروتئین حیوانی خواهند شد. حتی سازمان ملل متحد هم توصیه کرده مردم حشرات را به رژیم غذایی روزانهشان اضافه کنند.
رشد سریع جمعیت
سازمان ملل متحد تخمین زده که تا سال ۲۰۵۰ میلادی جمعیت زمین به ۹/۷ میلیارد نفر برسد. کارشناسان این سازمان معتقدند برای مقابله با کمبود خوراک مغذی، میتوان به حشرات رو آورد.
حشرات سرشار از پروتئیناند و در طبیعت فراوان. در نتیجه به عنوان غذا ارزانند. در کشورهای مختلف، به ویژه در آسیای جنوب شرقی، جزو رژیم غذایی مردماند.
نانی که محققان برزیلی درست کردهاند، از سوسکهایی که در فاضلاب میبینید نیست. از گونهای سوسک است معروف به سوسک خرچنگی که در شمال آفریقا یافت میشود. کسانی که حیوانهای خانگی عجیبغریب مثل رتیل و مارمولک دارند، گاهی از این سوسک به عنوان خوراک زنده برای حیوان خانگیشان استفاده میکنند.
یک ویژگی مهم سوسک خرچنگی این است که در اسارت هم به آسانی و به سرعت تولیدمثل میکند.
این نوع سوسک را به دو علت برای تولید آرد انتخاب کردهاند: اول اینکه ۷۰ درصد ترکیبشان پروتئین است، یعنی ۵۰ درصد بیشتر از گوشت قرمز، دوم اینکه این حشره میلیونها سال روی زمین بوده و بسیاری ویژگیهای ژنتیکیاش را در فرایند تکامل حفظ کرده.
اندرسا جانتزن، از متخصصان تغذیه در دانشگاه فدرال ریوگرانده در جنوب برزیل، میگوید: "حتما یک چیزی داشتهاند که لازم نشده در فرایند تکامل خودشان را با محیط اطراف تطبیق بدهند."
منبع پروتئین
خانم جانتزن و همکارش لورن منگون، سوسک خشک شده را در آزمایشگاه آسیاب و آرد کردند. هر کیلو سوسک خرچنگی خشک حدود ۵۱ دلار است.
خمیر نانی که درست کردند، نود درصد آرد معمولی است و فقط ده درصد آرد سوسک دارد. با این حال، با همین ده درصد هم به نتایج جالبی رسیدند.
آنطور که خانم جانتزن میگوید، "با همان ده درصد آرد سوسک، ارزش پروتئینی نان ۱۳۳ درصد بیشتر شد".
هر صد گرم نان سنتی خانگی حدود ۹/۷ گرم پروتئین دارد، اما صد گرم نان سوسک، حدود ۲۲/۶ گرم. ضمن اینکه، به گفته خانم جانتزن، چربی نان سوسک حدود ۶۸ درصد کمتر از نان معمولی است.
او میگوید: "ما هم آزمایشهای حسی کردیم، هم جنس و بو و رنگ و طعم را مقایسه کردیم. تفاوت قابل ملاحظهای بین دو نان نیست. بعضیها ممکن است حس کنند نان ما کمی مزه بادام زمینی میدهد."
برخی متخصصان معتقدند بسیاری حشرات را میشود خورد، مثلا جیرجیرک، زنبور، مورچه، پروانه، کرم ابریشم و حتی عقرب.
یکی از مدافعان این نظر پروفسور انیو ویرا است، از متخصصان برجسته در حوزه مصرف غذایی حشرات. او میگوید: "مشکل ما با خوردن حشرات مشکل فرهنگی است. در حالیکه حشره پودر میشود و اصلا متوجه وجودش در غذا نمیشویم."
پروفسور ویرا همچنین معتقد است با خوردن حشرات آسیب کمتری به محیط زیست وارد میکنیم. میگوید: "برای تولید یک کیلوگرم گوشت گوساله، ۲۵۰ متر مربع زمین لازم داریم. در حالیکه همان میزان حشره را در ۳۰ متر مربع میتوان تولید کرد. در مورد آب هم همینطور: برای یک کیلو حشره ۱۰۰۰ لیتر آب لازم است، برای یک کیلو گوشت ۲۰ هزار لیتر."
عجیب یا عادی؟
ممکن است حال شما با خواندن این گزارش بد شده باشد. اما باید بدانید که طبق آمار سازمان ملل متحد، بیش از دو میلیارد نفر در دنیا دستکم بخشی از مواد مورد نیاز بدنشان را از حشرات تامین میکنند.
منبع: بی بی سی
@Sciencemodern2
همشهری آنلاین: این نان ظاهرش مثل همه نانهاست. فقط از سوسک درست شده. یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، از آرد سوسک.
@Sciencemodern2
این نان ابتکار گروهی از کارشناسان تغذیه برزیلی است که برای حل معضل کمبود خوراکی، از یک نوع سوسک آفریقایی آرد درست کردهاند.
چند سالی است برخی کارشناسان هشدار میدهند که با رشد جمعیت جهان، خیلیها دچار کمبود پروتئین حیوانی خواهند شد. حتی سازمان ملل متحد هم توصیه کرده مردم حشرات را به رژیم غذایی روزانهشان اضافه کنند.
رشد سریع جمعیت
سازمان ملل متحد تخمین زده که تا سال ۲۰۵۰ میلادی جمعیت زمین به ۹/۷ میلیارد نفر برسد. کارشناسان این سازمان معتقدند برای مقابله با کمبود خوراک مغذی، میتوان به حشرات رو آورد.
حشرات سرشار از پروتئیناند و در طبیعت فراوان. در نتیجه به عنوان غذا ارزانند. در کشورهای مختلف، به ویژه در آسیای جنوب شرقی، جزو رژیم غذایی مردماند.
نانی که محققان برزیلی درست کردهاند، از سوسکهایی که در فاضلاب میبینید نیست. از گونهای سوسک است معروف به سوسک خرچنگی که در شمال آفریقا یافت میشود. کسانی که حیوانهای خانگی عجیبغریب مثل رتیل و مارمولک دارند، گاهی از این سوسک به عنوان خوراک زنده برای حیوان خانگیشان استفاده میکنند.
یک ویژگی مهم سوسک خرچنگی این است که در اسارت هم به آسانی و به سرعت تولیدمثل میکند.
این نوع سوسک را به دو علت برای تولید آرد انتخاب کردهاند: اول اینکه ۷۰ درصد ترکیبشان پروتئین است، یعنی ۵۰ درصد بیشتر از گوشت قرمز، دوم اینکه این حشره میلیونها سال روی زمین بوده و بسیاری ویژگیهای ژنتیکیاش را در فرایند تکامل حفظ کرده.
اندرسا جانتزن، از متخصصان تغذیه در دانشگاه فدرال ریوگرانده در جنوب برزیل، میگوید: "حتما یک چیزی داشتهاند که لازم نشده در فرایند تکامل خودشان را با محیط اطراف تطبیق بدهند."
منبع پروتئین
خانم جانتزن و همکارش لورن منگون، سوسک خشک شده را در آزمایشگاه آسیاب و آرد کردند. هر کیلو سوسک خرچنگی خشک حدود ۵۱ دلار است.
خمیر نانی که درست کردند، نود درصد آرد معمولی است و فقط ده درصد آرد سوسک دارد. با این حال، با همین ده درصد هم به نتایج جالبی رسیدند.
آنطور که خانم جانتزن میگوید، "با همان ده درصد آرد سوسک، ارزش پروتئینی نان ۱۳۳ درصد بیشتر شد".
هر صد گرم نان سنتی خانگی حدود ۹/۷ گرم پروتئین دارد، اما صد گرم نان سوسک، حدود ۲۲/۶ گرم. ضمن اینکه، به گفته خانم جانتزن، چربی نان سوسک حدود ۶۸ درصد کمتر از نان معمولی است.
او میگوید: "ما هم آزمایشهای حسی کردیم، هم جنس و بو و رنگ و طعم را مقایسه کردیم. تفاوت قابل ملاحظهای بین دو نان نیست. بعضیها ممکن است حس کنند نان ما کمی مزه بادام زمینی میدهد."
برخی متخصصان معتقدند بسیاری حشرات را میشود خورد، مثلا جیرجیرک، زنبور، مورچه، پروانه، کرم ابریشم و حتی عقرب.
یکی از مدافعان این نظر پروفسور انیو ویرا است، از متخصصان برجسته در حوزه مصرف غذایی حشرات. او میگوید: "مشکل ما با خوردن حشرات مشکل فرهنگی است. در حالیکه حشره پودر میشود و اصلا متوجه وجودش در غذا نمیشویم."
پروفسور ویرا همچنین معتقد است با خوردن حشرات آسیب کمتری به محیط زیست وارد میکنیم. میگوید: "برای تولید یک کیلوگرم گوشت گوساله، ۲۵۰ متر مربع زمین لازم داریم. در حالیکه همان میزان حشره را در ۳۰ متر مربع میتوان تولید کرد. در مورد آب هم همینطور: برای یک کیلو حشره ۱۰۰۰ لیتر آب لازم است، برای یک کیلو گوشت ۲۰ هزار لیتر."
عجیب یا عادی؟
ممکن است حال شما با خواندن این گزارش بد شده باشد. اما باید بدانید که طبق آمار سازمان ملل متحد، بیش از دو میلیارد نفر در دنیا دستکم بخشی از مواد مورد نیاز بدنشان را از حشرات تامین میکنند.
منبع: بی بی سی
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرگشت
🎥ببینید - چگونه انسان شدیم ؟!
«مستند انسان شدن»
▫️قسمت 8 از 28
ofoghroydad
@Sciencemodern2
#بانو_نسترن_بارونیان
🎥ببینید - چگونه انسان شدیم ؟!
«مستند انسان شدن»
▫️قسمت 8 از 28
ofoghroydad
@Sciencemodern2
#بانو_نسترن_بارونیان
🔴 پانزدهمین کنگره ی بین المللی ام. اس.
📅 چهارشنبه، 23 آبان ماه 1397 لغایت جمعه، 25 آبان ماه 1397
📍 ایران، تهران، هتل المپیک
✅ ثبت نام اینترنتی برای کلیه ی «دانشجویان» و «رزیدنت ها» رایگان است.
🌐 http://mscongress.com
📅 چهارشنبه، 23 آبان ماه 1397 لغایت جمعه، 25 آبان ماه 1397
📍 ایران، تهران، هتل المپیک
✅ ثبت نام اینترنتی برای کلیه ی «دانشجویان» و «رزیدنت ها» رایگان است.
🌐 http://mscongress.com
تئوری فرگشت ابرو در پیشانی انسان
همه ما در بالای چشم مان در جلوی پیشانی، ابرو داریم ولی واقعا برای چه؟ قبلا گفته شده که جلوی ریزش عرق پیشانی یا باران را می گیرد که به درون کاسه چشم نریزد. ولی این روزها محققین نظریه تکاملی، ادعای مهمتری برای وجود ابرو را مطرح کرده اند.
تحقیقی که در فصلنامه« طبیعت و فرگشت » منتشر شده است در مقدمه به این حقیقت اشاره می کند که قیافه انسان های خیلی قدیمی تر نظیر نئاندرتال بخصوص در صورت و در ناحیه پیشانی با انسان کنونی فرق داشته است.
آنها به جای ابرو از استخوان های برجسته و ثابتی در بالای چشم و جلوی پیشانی برخوردار بودند که در اکثریت انسانها دیگر وجود ندارد. صورت انسان معاصر مسطح تر و پیشانی، صاف تر شده است. به جای استخوان بالای چشم ها، دو کمان ابرو به وجود آمده است که یک نقش اساسی ایفا می کردند.
انسانها به خاطر مغز کاملتر و قدرت هماهنگی بیشتر، قبیله های بزرگتری داشتند و کم کم یاد گرفتند با قبایل دیگر انسانی مراوده و داد و ستد پیدا کنند. از همان موقع، ابرو اهمیتش زیاد شد چون می توانست انواع حالت های احساسی صورت انسان را از دور به بقیه نشان دهد.
چهره انسان به کمک ابرو می تواند عصبانی یا خوشحال یا آرام دیده شود. انسانها در مواجه با سایر انسان های غریبه به کمک ابرو می توانستند نشان دهند که حس حمله یا تهاجم ندارند. می توانستند اعلام کنند که از دیدن غریبه ها خوشحالند یا کنجکاو هستند یا حتی احتیاج به کمک دارند.
این نشانه اولیه خیلی مهم بود چون بشر اولیه یا از کلمات بسیار محدود برای ارتباط در درون قبیله خودش برخوردار بود یا اصلا هنوز قدرت مکالمه برای ابراز وجود نداشت. پیچ و خم ابرو توانست یک وسیله بیانی خوب برای بسیاری از آشنایی ها باشد که قبل از آن به خاطر غریزه دفاع و ترس از غریبه ها ناگزیر به جنگ و اذیت همدیگر ختم می شد.
پیشانی نئاندرتال برجسته بود و در جایی که ابروی انسان قرار دارد استخوان های قطوری وجود داشت که ثابت بودند. به عبارت دیگر این نشان میدهد اجداد قدیمی تر و مشترک انسان نوین و نئاندرتال، قدرت بروز احساس در صورتش خیلی کمتر بود. بالا بردن ابرو یا تغییر حالت هایش در ترکیب با چین پیشانی، بعدها در انسان، حالت ناخودآگاه و غریزی به خود گرفت و از وسایل تاثیر گذار در حین روبرو شدن با افراد دیگر شد.
نوشته سعید داورپناه ، بازنشر از سایت مرد روز
منابع :
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.1439-0310.1988.tb00211.x
@Sciencemodern2
همه ما در بالای چشم مان در جلوی پیشانی، ابرو داریم ولی واقعا برای چه؟ قبلا گفته شده که جلوی ریزش عرق پیشانی یا باران را می گیرد که به درون کاسه چشم نریزد. ولی این روزها محققین نظریه تکاملی، ادعای مهمتری برای وجود ابرو را مطرح کرده اند.
تحقیقی که در فصلنامه« طبیعت و فرگشت » منتشر شده است در مقدمه به این حقیقت اشاره می کند که قیافه انسان های خیلی قدیمی تر نظیر نئاندرتال بخصوص در صورت و در ناحیه پیشانی با انسان کنونی فرق داشته است.
آنها به جای ابرو از استخوان های برجسته و ثابتی در بالای چشم و جلوی پیشانی برخوردار بودند که در اکثریت انسانها دیگر وجود ندارد. صورت انسان معاصر مسطح تر و پیشانی، صاف تر شده است. به جای استخوان بالای چشم ها، دو کمان ابرو به وجود آمده است که یک نقش اساسی ایفا می کردند.
انسانها به خاطر مغز کاملتر و قدرت هماهنگی بیشتر، قبیله های بزرگتری داشتند و کم کم یاد گرفتند با قبایل دیگر انسانی مراوده و داد و ستد پیدا کنند. از همان موقع، ابرو اهمیتش زیاد شد چون می توانست انواع حالت های احساسی صورت انسان را از دور به بقیه نشان دهد.
چهره انسان به کمک ابرو می تواند عصبانی یا خوشحال یا آرام دیده شود. انسانها در مواجه با سایر انسان های غریبه به کمک ابرو می توانستند نشان دهند که حس حمله یا تهاجم ندارند. می توانستند اعلام کنند که از دیدن غریبه ها خوشحالند یا کنجکاو هستند یا حتی احتیاج به کمک دارند.
این نشانه اولیه خیلی مهم بود چون بشر اولیه یا از کلمات بسیار محدود برای ارتباط در درون قبیله خودش برخوردار بود یا اصلا هنوز قدرت مکالمه برای ابراز وجود نداشت. پیچ و خم ابرو توانست یک وسیله بیانی خوب برای بسیاری از آشنایی ها باشد که قبل از آن به خاطر غریزه دفاع و ترس از غریبه ها ناگزیر به جنگ و اذیت همدیگر ختم می شد.
پیشانی نئاندرتال برجسته بود و در جایی که ابروی انسان قرار دارد استخوان های قطوری وجود داشت که ثابت بودند. به عبارت دیگر این نشان میدهد اجداد قدیمی تر و مشترک انسان نوین و نئاندرتال، قدرت بروز احساس در صورتش خیلی کمتر بود. بالا بردن ابرو یا تغییر حالت هایش در ترکیب با چین پیشانی، بعدها در انسان، حالت ناخودآگاه و غریزی به خود گرفت و از وسایل تاثیر گذار در حین روبرو شدن با افراد دیگر شد.
نوشته سعید داورپناه ، بازنشر از سایت مرد روز
منابع :
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.1439-0310.1988.tb00211.x
@Sciencemodern2
Wiley Online Library
Patterns on the Face: The Eyebrow Flash in Crosscultural Comparison
255 instances of “brow raise” filmed in three cultures in unstaged social interactions were analyzed on different levels using the “Facial Action Coding System” (FACS, Ekman & Friesen 1978). Contract...