Modern Science
978 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
انسان کمتر از حیوانات دیگر، همنوع به قتل می رساند
@sciencemodern2
آخرین تحقیقات صورت گرفته در دنیای پستانداران نشان می دهد که انسان کمتر از خیلی ها، دست به قتل همنوع خویش می زند. آنها بعد از بررسی 3 هزار تحقیق در این زمینه، موفق شدند لیستی تهیه کنند که رتبهِ قتل همنوع در بین پستانداران را نشان می دهد.

انسان نه تنها جزو چند تای اول نیست بلکه در لیست 50 پستاندار قاتل اول هم نیست. meerkat دم عصایی که شهرتش نگهبانی عمومی از گله شان است بالاترین درصد قتل همنوع را به خود اختصاص داده است. از هر 5 تای شان، یکی و بخصوص جوانترها، توسط بزرگسالان به قتل می رسند.

تیم تحقیقاتی تخمین زده است که میمون سانان به خاطر اجتماعی بودن و داشتن سازمان اجرایی، توانایی همنوع کشی شان 6 برابر پستانداران دیگر است.

اما انسانها که جزو همین گروه بوده اند با وجود توانایی ژنتیک شان برای کشتن همنوع، تقریبا به گونه ای مداوم، از سهم قاتل بودن شان کاسته شده است.

از بدو پیدایش انسان، تعداد همنوع کشی ما حدود 2 درصد بوده است. به عبارتی از هر 50 نفر، یک نفر از ما توسط همنوع به قتل می رسید. مقدار همنوع کشی انسانها در دوره قرون وسطا به 12 درصد هم رسیده بود ولی دوباره و بویژه در طی چند قرن گذشته مدام کاهش یافته است.

ما البته همچنان به خشونت متوصل می شویم و جنگ و آدم کشی، هنوز در بین اجتماعات ما وجود دارد. ما انسانها مدام سعی می کنیم انسان تر شویم.

ما انسانها البته به دلیل دستیابی به تکنولوژی، از قدرت تخریب شخصی و گروهی خیلی بیشتری برخوردار شده ایم ولی به همان نسبت بر قراردادها و فرهنگ بشری خود افزودیم. ما البته جزو معدود پستاندارانی هستیم نظیر گرگ که رتبه بالایی در کشتن همنوع بزرگسال داریم. این عوامل به طور مجزا می توانند ما را در یک لیست دیگر قاتل تر نشان دهد.

مسئله آخر اینکه با وجود کنترلی که در طول تاریخ برهمنوع کشی مان داشته ایم ولی همواره یک بخش از سیاره ما، فکر و ذکرشان کشتن همنوع می باشد و برای همین درصد ،دم کشی ما می تواند بسیار متفاوت هم باشد.
Mohsen Raeisi:
http://www.theatlantic.com/science/archive/2016/09/humans-are-unusually-violent-mammals-but-averagely-violent-primates/501935/
تعریف علمی بوسه

دانستن این نکته خیلی جالب است که در حین بوسیدن بخشی از هورمون تستاسترون از دهان مرد به دهان زن منتقل می شود!

شریل کرشبام: درست است… از اینطرف و آنطرف می شنویم که چرخاندن زبان و مکیدن متوالی لب و زبان، مسخره و زیادی است. اما به لحاط بیولوژی قابل درک خواهد بود اگر بدانیم جذب تستاسترون مردان در حین بوسیدن، میل جنسی ما زنها را تحریک می کند و در طی یکی دو هفته آینده، امادگی بیشتری برای امیزش در ما ایجاد می گردد. اتفاقی که برای هر دو نفر خوب است.

این ماجرای بوسیدن از چه وقتی با انسان عجین شده است؟

شریل کرشبام: قدیمی ترین مرجع ادبی که به بوسه اشاره کرده است متن های سانسکریت هندی ها است ولی بوسیدن در واقعیت به دوران قبل از کتابت بر می گردد. اگر به دنیای حیوانات نظر بیفکنیم متوجه می شویم که عمل بوسیدن یا اعمال مشابه آن در خیلی از حیوانات دیده شده است.

اصراری نداریم که رفتارهای مشابه تماس لب ها در حیوانات را بوسیدن خطاب کنیم. ما دقیقا نمی دانیم انگیزه های بعضی از آنها از بوسیدن چیست؟ اما می توانیم ببینیم به عنوان مثال بابون ها حدود ۱۲ دقیقه لبها و زبان همدیگر را می مکند که شاید نوعی تاثیر عاطفی بر همیدیگر است. به هر حال این نوع تماس ها و نوازش اعضای بدن همیشه در رابطه با یک نفر دیگر بوده است. برای همین فکر می کنم ما انسانها نیز از بدو پیدایش مان همدیگر را می بوسیدیم.

ایا تحقیق در باره ماهیت فیزیکی بوسه، باعث می شود که حس رمانتیک آن محو شود؟

شریل کرشبام: برای من قضیه بر عکس بوده است. تحقیق و به زیر ذره بین بردن ماهیت علمی بوسه، توجه مرا نسبت به حس رمانتیک بوسه بیشتر کرده است چون به نوعی قدر و منزلتش را بیشتر می دانم. من می دانم وقتی که فردی را می بوسم چه مقدارعاطفه، اعتماد و حس زیبا در من گرد هم آمده است.
@sciencemodern2
برای این اطلاعاتی که دارم بهای بیشتری به بوسیدن می دهم مثلا وقتی همسرم را در حین بدرقه اش صبح ها می بوسم عمداً دقت بیشتری به خرج می دهم و اصلا عجله نمی کنم. از دید من، دانستن اسرار علمی می تواند راهگشای یک رابطه کیفی و زیباتر باشد. همه انگیزه ام این است که نشان دهم ما چقدر از ذات معقول و زیبای طبیعت خودمان کم می دانیم و تماس مان قطع شده است. همه امیدم این است که آشتی آگاهانه ای بین علم و طبیعتِ بشر ایجاد کنم.

در پایان مقاله بد نیست با شاعر وطن خودمان صائب تبریزی همصدا شویم که:

دزدی بوسه عجب دزدی پر نعمتی است که اگر باز ستانند دو چندان گردد
@sciencemodern2
Ask An Academic, The New Yorker

http://www.newyorker.com/online/blogs/books/2011/02/ask-an-academic-valentines-edition-the-kiss.html#ixzz27XbLLXCk

FreeDigitalPhotos.net

The Science of Kissing: What Our Lips Are Telling Us- Sheril Kirshenbaum

http://www.amazon.com/Science-Kissing-What-Lips-Telling/dp/0446559903

http://www.amazon.com/Sheril-Kirshenbaum/e/B003FFUPJS/ref=ntt_athr_dp_pel_1
از کتاب ۲۱ درس برای قرن بيست و يکم
يووال نوح هراری
@Sciencemodern2
ترجمه نيک گرگين

... اين آزمايش وحشتناک از هم‌اکنون آغاز شده است. تغييرات اقليمی، که يک آيندۀ محتوم است ـ در تفاوت با جنگ هسته‌ای ـ واقعيتی حی و حاضر است. يک توافق علمی وجود دارد که می‌گويد فعاليت‌های انسانی، به‌ويژه انتشار گازهای گلخانه‌ای، مثل دی‌اکسيدکربن، در حال ايجاد تغييرات اقليمی در ابعادی ترسناک است.(7)

هيچ کسی دقيقاً نمی‌داند که چه مقدار دی‌اکسيدکربن در ادامه می‌تواند در فضا منتشر شود، بدون آن که موجب بروز يک فاجعهٔ طبيعی برگشت‌ناپذير شود. اما برآورد‌های علمی به‌دست آمده نشان می‌دهند که اگر ما انتشار گازهای گلخانه‌ای را، طی بيست سال آينده، به ميزان چشم‌گيری پايين نياوريم، دمای متوسط کرۀ زمين تا بيش از دو درجهٔ سانتيگراد بالا خواهد رفت،(8) که منجر به گسترش بيابان‌ها، نابودی کوه‌های يخی، بالا آمدن آب اقيانوس‌ها و حوادث پی‌درپی آب و هوايی شديد، مثل طوفان‌ها و گردبادها خواهد شد.

اين تغييرات به نوبهٔ خود باعث متوقف شدن توليدات کشاورزی خواهند شد، شهرها زير آب خواهند رفت، بخش‌های عظيمی از جهان غير قابل سکونت خواهند شد، و موجب مهاجرت صدها ميليون پناهنده در جست‌وجوی محلی برای سکونت خواهد شد.(9)

علاوه بر اين، ما به سرعت به تعدادی نقاط اوج نزديک می‌شويم که در ورای آن‌ها حتی يک کاهش چشم‌گير در انتشار گازهای گلخانه‌ای هم برای معکوس کردن روند فجايع جهانی کفايت نخواهد کرد. برای مثال، اگر گرمايش جهانی لايه‌های يخ‌های قطبی را ذوب کند، نور خورشيد کم‌تری از سيارۀ زمين به فضای بيرون خارج خواهد شد.

اين بدين معنا خواهد بود که سياره گرمای بيشتری را جذب می‌کند، دما باز هم بالاتر می‌رود، و ذوب شدن يخ‌ها شدت بيشتری می‌گيرد. وقتی تداوم اين وضعيت از يک مرز بحرانی عبور می‌کند، نيروی متراکم غيرقابل مقاومتی را به‌وجود خواهد آورد که تمامی يخ‌های مناطق قطبی را ذوب خواهد کرد، حتی اگر ما سوخت زغال‌سنگ، نفت و گاز را متوقف کنيم.

بنابر اين کافی نيست که فقط به خطراتی که در پيش رو داريم واقف باشيم. از اين رو بسيار حياتی است که ما حقيقتاً همين الان کاری در اين رابطه انجام دهيم.
....

@Sciencemodern2
باز هم خبری از ابتکار ایپ ها و ساخت ابزار.
محققان ساخت ابزار توسط اوراگوتانهای باغ وحش وین را ثبت کردند . این اورانگوتانها با استفاده از سیم و خم کردن آن با دندان ، قلابی را می سازند که بتوانند غذای خود را در محفظه ای که محققان قرار داده اند بیرون بکشند و در مرحله بعد قلاب را بار دیگر صاف می کنند تا کاربرد دیگری از آن داشته باشند.
اورانگوتانها حدود 97 درصد با انسان تشابه ژنتیکی داشته و مانند او داری حافظه طولانی مدت هستند. این پرایمت باهوش به صورت وحشی در جنگلهای سوماترا زندگی می کند که البته شکار توسط بومیان ،نسل این موجود را به خطر انداخته است.


#اورانگوتان


irangreatwal
Modern Science
باز هم خبری از ابتکار ایپ ها و ساخت ابزار. محققان ساخت ابزار توسط اوراگوتانهای باغ وحش وین را ثبت کردند . این اورانگوتانها با استفاده از سیم و خم کردن آن با دندان ، قلابی را می سازند که بتوانند غذای خود را در محفظه ای که محققان قرار داده اند بیرون بکشند و…
درود بر شما، و دیگر ارجمندان گرامی وقت بخیر و شادی 🥀

مطالب بسیار جالبی رو ارائه فرمودید و.قدردانی میکنم.
چند نکته رو در مورد استفاده از ابزار در مورد جانوران تقدیم کنم.

در طبیعت جانوران بسیاری وجود دارند که برای بدست آوردن تغذیه ی روزانه ی خود از حیله ها و حربه ها،،و حتی ابزار استفاده مینمایند!

البته انسان با دیدن چنین صحنه هایی بسیار متعجب میشود و به این فکر می افتد چگونه جانوران میتوانند چنین اعمالی که بیشتر در انسانهای خردورز امروزی دیده میشود انجام دهند؟

متاسفانه اکثر مردم عقیده دارند که عموماً رفتارهای جانداران بصورت غریزی انجام میشود و به ندرت دیده میشود مواردی که بشود خلاقیت یا ابتکار نامید!

اما جواب این سوال را در کلیپهایی که برای اولین بار از حیات وحش بصورت نامحسوس گرفته شده میبینیم.
#جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
@Sciencemodern2
همونطور که در این ویدیو میبینیم شامپانزه مادر با استفاده از شاخه ای نسبتاً باریک و صاف ، در حال شکارِ موریانه های نابینا میباشد،،او به فرزند خود یاد میدهد که چگونه باید از سد یا دژِ مستحکم موریانه هایی ک گاها باید با دینامیت، معماری باشکوه شان را نابود ساخت تا به آنها رسید ،، این معما را حل نماید؟؟


به کلیپ فوق بنگرید،، براحتی میبینید فرزند،،دقیقاً عملِ شامپانزه ی مادر را برای دسترسی به تغذیه تقلید مینماید ،،شامپانزه مادر حفره ای را نشان کرده و شاخه را به درون آن میبرد و نگه میدارد، موریانه های سرباز که وظیفه ی دفاع را دارند با آرواره های خود محکم مزاحم را مورد حمله قرار میدهند و در نتیجه شامپانزه‌ با بیرون کشیدن چوب پاداشی بسیار خوشمزه را نوش میکند،،این تجربه و انتقال آن به فرزند باعث میشود او یاد بگیرد چگونه میشود از یک تکه چوب خشک یک ابزار ساخت و برای سهولت و دسترسی به تغذیه روشی را ابداع نمود!

#جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
@Sciencemodern2
یا در این کلیپ دقت بفرمایید،،جانور از صخره برای چیدن رسیده ترین نارگیل پایین می آید،، بعد رسیده ترین را انتخاب کرده و.بعد پوستش را میکند،،او.باید 2 هفته منتظر باشد تا نارگیل زیر نور مستقیم آفتاب خشک شود،، البته لازم بذکر است که در این حدِفاصل نارگیل های از پیش کنده و خشک شده اماده برای استفاده هستند،، اما سوالی ک مطرح میشود آنست که او چطور این میوه ی سخت پوست را میشکند؟؟


باید گفت او سندانی دارد بسیار بزرگ ک بوسیله ی اجداد و همنوعانِ خود آموخته ک با سنگ مخصوصی میتواند پوسته ی این میوه ی سخت را بشکافد!!

اما فرزندانی ک با دیدن این عمل آنرا تکرار میکنند، در حال فراگیری و آموزش دیدن هستند.
در واقع استفاده از ابزار یا همان سنگی که با آن میوه را میشکافد نمیشود قدمت آنرا دقيقا محاسبه نمود، زیرا این نوع از روشمندی برای حصول نتیجه،، نکته ای ست که به سالها آزمون و خطا نیاز داردویک شبه اتفاق نیافتاده.

اما با تحقیقات اخیر میتوان گفت فاصله ی یادگیری و استفاده از ابزار ، تا آنها بتوانند همانند والدین یا همنوعان خود نارگیل را برای تغذیه خرد نمایند بین 6تا 8سال زمان میبرد!!
#جناب_فرشید

@Sciencemodern2
Modern Science
@Sciencemodern2
اما بر خلاف تصور ما انسان‌ها هوشمندى و ابتکار و چگونگی استفاده از ابزار برای شکار تنها مختص به ما نيست؛ روند فرگشت در جانداران ديگر نيز سطوح شگفت‌انگيزى از هوشمندى را پديد آورده که نمونه ای از اون رو در کلیپ فوق به تماشا مینشینیم ، ماهی‌گیری پرندگان با طعمه قرار نان یا ماهی کوچکتر!

در طبیعت استفاده از ابزار برای مقاصدگوناگون در انواع گونه ها ثبت شده،، که گاها انسان را به شگفتی وا میدارد که چگونه جانوری چنین رفتاری را یاد گرفته است؟

مثل پرنده ای که بعد از شکار،طعمه را به تیغ تیزی میکشد و آن را سلاخی میکند، یا اورانگوتانی که در قفس است با پارچه ای برای خود مکان راحتی یا بتعبیری نانو میسازد؟


یا تمساحی که برای گرفتن حواصیل شاخه ای را در آب شناور میسازد و آماده و بیحرکت میماند تا حواصیل برای ساخت لانه از آن چوب استفاده نماید و به محض نزديک شدن، در یک چشم به هم زدن حواصیل را به دهان میکشد،،البته تصویر فوق هم برای اولین بار در طبیعت ثبت شده اما بدلیل طولانی بودنِ این کلیپ قادر به ارائه ی آن نیستم.

آیا این رفتارها غریزی ست؟

قطعاً این تصاویر نمونه ی بارز از هوش جانور را به رخ ناظر میکشد که او در چگونگیِ بدست آوردن مقاصد خود فکر میکند و با محیطِ پیرامون خود کاملاً با روشمندیِ خاصی انطباق یافته و سازگار شده است.

#جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
Photo
در پایان صحبتم.یک نکته ای جالب رو از آزمایش‌هایی که توسط موسسه پژوهش‌های نخستی دانشگاه کیوتو ژاپن انجام شده خدمت سما بزرگوار عرض کنم،، این آزمون نشان می‌دهد که انسان‌های باهوش و تحصیلکرده حتی با تمرینات فراوان، حافظه تصویری ضعیف تری از شمپانزه‌های جوان دارند.

 در سال 2005 شامپانزه ی 5 ساله ای ب نام آیومو موفق شد 9 انسان دانشجو را در آزمایشی با نام(( آزمون حافظه ی فعال)) شکست دهد.
جالب اینجاست ک بدونید وقتی 5 عدد،، در مدت زمان 2 دهم یا چهار دهم ثانیه به نمایش در اومد آیوموی 5ساله در 80 درصد موارد به درستی جای آنها را به خاطر می‌سپرد ولی انسان‌های مورد آزمون فقط در 40 درصد موارد موفق می‌شدند ک جواب درست دهند .

جناب ماتسوزاوا از محققینی که بر روی توانایی‌های شناختی شمپانزه‌ها کار می‌کند معتقد است نمرات ضعیفتر انسان‌ها به این دلیل است که انسان‌ها در طول مسیر فرگشتی خود بسیاری از مهارت‌های ذهنی را از دست داده‌اند تا مغز آنها فضای بیشتری برای گسترش مهارت‌های زبانی داشته باشد.

اما قسمت جالبتر قضیه رو خدمت شما عرض کنم: آیومو در سال 2007 دیگر 7ساله شده بود و او حتی موفق شد ((پرایدمور)) قهرمان مسابقات حافظه دنیا را در یک آزمونِ مجزا شکست دهد. در این آزمون آیومو در 90 درصد موارد موفق شد در حالیکه ((پرایدمور)) در 33 درصد موارد موفق بود.


اورانگوتان ها، شامپانزه ها را دست کم. نگیریم آنها گاه در تقابل با دانشمندان قادرند حتی انسان خردورزِ امروزی یا هوشمند را فریب دهند.

در نتیجه استفاده از ابزار را از همان دوران طفولیت از منطقه ای ک در آن زیست مینماید (این مکان میتواند حتی حصارِ تنگ آنها باشد در اسارت)،بیاموزند، زیرا قطعاً انسان برای طبیعی جلوه دادنِ محیط زیست آنها، مکان را بطور طبیعی برایشان فراهم مینماید و.در آن محیط هم پر از درخت میباشد و درخت هم شاخه های شکسته خواهد داشت و آنها هم چوب شکسته یا بتعبیری ابزار برایشان تازگی ندارد،حتی مفتول یا فلزی باریک که میتواند بصورت 90درجه در آید و از لوله ای باریک عبور کند تا به هدف برسد!


سپاسگزارم از شما بزرگوار برای تمامی مطالب ارزنده علمی تون
🌹
#جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
دکتر سروش/ مدرسه مولانا – داروینیسم در ترازو
فایل صوتی جناب سروش رو چند روز پیش گوش کردم .
ابتدائا با توجه به عنوان فایل خیلی مشتاق بودم ببینم که این "ترازو" چه جور ترازویی است و نقد داروینیسم با چه متدی و در چه پارادایمی انجام میشود .
اوایل فایل که بیشتر تعارفات مگالومانیک بود و گوینده دیگران را در " محضر " خود خواند و آرزو کرد همگان از آن " ضیافت " دست پر بروند .
همینطور جناب سروش اشاره ای کردند به حضور کسانی که با داروین " عهد و علقه ای " دارند !
قبل از هر چیز باید این کج اندیشی را اصلاح کرد که احترام به یک دانشمند و دستاوردهایش ( هرچند ممکن است مثل نجوم بطلمیوسی باطل شود ) موضوع علم نیست . ضمنا نظریات علمی محل عهد و علقه نیستند و برعکس ، هیچ تعهد و تعصبی در وادی علم وجود ندارد و ما آماده هستیم که به نظریه بهنتری را بپذیریم و قبلی را به تاریخ علم بسپاریم .
اما از این حاشیه ها که بگذریم ، گوینده اعلام کرد که نقدی که ایراد میکند علمی و فلسفی است و از اینجا بود که اشتیاق من به شنیدن دو چندان شد .
با توجه به سبقه جناب سروش و کج فهمی ایشان از علوم طبیعی ، آماده بودم باز مثل بافته های قبلی ایشان ، شاهد مقدمات غلط و نتیجه گیری اشتباه باشم ، که مع الاسف عینا چنین چیزی رخ داد .
متاسفانه دانش ایشان از علم تجربی و بخصوص فرگشت ، بسیار سطحی و شدیدا مغلوط است . فی الواقع ایشان سازوکار تکامل را بدرستی درک نکرده اند و لذا از موضوعاتی مثل " جهش های اتفاقی " و " نقش زمان " و .... بصورت نادرست استفاده میکنند .
برای موضوعات مطروحه ایشان ، مثالهای بسیار ابتدائی ارایه شده تا کسانی که مثل جناب سروش اطلاعات علمی کافی ندارند هم نتوانند موضوع را در حد ابتدائی درک کنند . بطور مثال " داستان میمونهای تایپیست " برای جناب سروش آموزنده خواهد بود .
به هر رو این سخنرانی از نظر علمی چنان بی مایه و سطحی و آکنده از کج فهمی بود که به گمان من ارزش نقد علمی ندارد . چرا که نقد علمی جایی جایز است که اساس کار صحیح و ظزایف و جوانب ایراداتی داشته باشد .

اما از نظر شاکله کلی بحث ، گوینده مکررا دچار مغالطات مختلف میشد . بیشترین چیزی که آزار دهنده بود ، مغلطه " آویختن به لغات و عبارات پیچیده " بود . این مغلطه که برای مرعوب کردن شنونده انجام میشود ، بدین شکل است که گوینده با استفاده از واژگان تخصصی و یا لاتین ، میخواهد شنونده عام را مرعوب کند . ( یعنی ببین من چقدر بلدم و تو هیچ بلد نیستی )
متاسفانه جناب سروش این مغلطه را بسیار ناشیانه انجام میدهند . گاهی از تلفظ فرانسوی و گاهی انگلیسی و گاهی حتی تلفظ فارسی یک واژه لاتین استفاده میکنند .
مثلا بجای استفاده از واژه سهل " طبیعت گرایی " از تلفظ " ناتورالیسم " و همزمان از واژه " اوولوشنری " استفاده میکنند که هرکدام مال یک جای مختلف از دنیاست ! به هر صورت خوب است که از میزان همیشگی الفاظ حوزوی جناب سروش کم شده و حالا که ساکن بلاد کفرهستند ، حرف زدنشان مزین به اصطلاحات غربی - هرچند اشتباه - شده است .

در نهایت ، در وادی فلسفه ...
فرمایشات جناب سروش مبتنی بر کتاب یک فیلسوف شناخته شده و بیخدای غربی است .
این نظر که یک یک ذرات کائنات هوشمند یا آگاه هستند ، جدا از مجادلات فلسفی ، حداقل در وادی علم مردود است .
به زبان ساده ، مفاهیمی مثل هوشمندی و آگاهی ، فرآورده سیستمهای پیچیده عصبی هستند و این خاصیت را از چند جهت نمیتوان به ذرات عالم نسبت دارد .
ابتدا اینکه وجود چنین شبکه ارتباطی خاصی ( شبکه عصبی یا مدارات منطقی ) بین اجزای عالم به ثبت یا اثبات نرسیده است که بشود طبیعت را آگاه یا هوشمند دانست .
آنچه در طبیعت سراغ داریم << قانونمندی >> است و نه آگاهی و هوشمندی .
فی الواقع رفتار اجزای کائنات قانومند است ولی در عین حال کور و غیر غایتمند .

موضوع دیگر مغلطه " تعمیم " است .
یعنی شما نمیتوانید عقلا یک خصوصیت قسمتی از مجموعه گائنات ( مثلا خصوصیات مغز ) را به کل آن تعمیم دهید .

و نهایتا موضوع مغلطه " مصادره به مطلوب " است که نه آرائ فیلسوف و نویسنده کتاب و نه کل موضوع ، به آن خوانش مورد وثوق جناب سروش یعنی " خدای وحدت وجودی " ختم نمیشود .

قبلا عرض کردیم که یک خوانش از خداوند متعال ، خدایی است که محاق و منطبق بر کائنات است و هر چه میبینی هم اوست ...
به زبان ساده :
یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کنار یا بیرون کائنات
یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کائنات و جزئی از آن
یک فرض هم این است که خداوند متعال عین کائنات است و منطبق بر کائنات


در مجموع فرمایشات جناب سروش از نظر علمی نه تنها باری نداشت بلکه عموما اشتباه و گمراه کننده بود و ایرادات فلسفی و استدلالی هم زیاد داشت .
بیش از آنکه به ترازو قابل تشبیه باشد به توبره ای میمانست که اطلاعات درست و غلط ، بصورت فله ای از آن بیرون آورده میشد .

#نقد_جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2

@Sciencemodern2

پژوهشگران استرالیایی می‌گویند داروهای مدرن انسانی از طریق فاضلاب‌ به چرخه غذایی حیوانات وارد شده و سبب برهم خوردن سیستم‌های زیستی آنها می‌گردد.
.
این دانشمندان با مطالعه بر روی حیواناتی که در مجاورت شش رود در نزدیکی شهر ملبورن استرالیا زندگی می‌کنند دریافتند که در بدن آنها مقادیر بالایی از داروهای ضد درد، داروهای ضد افسردگی و سایر داروها وجود دارد. این داروها پس از عبور از سیستم‌های فاضلاب شهری وارد آب‌های ایکن مناطق شده‌اند.

برای این پژوهش وجود ۹۸ داروی رایج انسانی در بدن آبزیان، پستانداران و حشراتی که در این نواحی زندگی می‌کنند بررسی شده است. به عنوان مثال در بدن حیواناتی چون قزل‌آلا و پلاتی‌پوس که با آب در تماس هستند مقادیر قابل توجهی داروی ضدافسردگی یافت شد. در مقابل، بدن حشرات حاوی مقادیر زیادی داروهای ضد درد، داروهای ضدقارچ، آنتی‌بیوتیک و داروهای ضدفشارخون بود

گرچه این تحقیق در استرالیا صورت گرفته اما وجود آن در کشورهای دیگر غیرمحتمل نیست. استرالیا یکی از بهترین سیستم‌های فاضلاب و دفع زباله‌های انسانی را دارد در نتیجه به نظر می‌رسد که این مساله در کشورهایی که سیستم‌های فاضلاب کارآمدی ندارند حادتر است.

پیشتر نیز ژوهشگران آمریکایی با مطالعه بر روی آب رودخانه هادسون که در نزدیکی شهر نیویورک جریان دارد دریافتند که آب این رودخانه حاوی مقادیر بالایی کافئین، شیرین کننده‌های مصنوعی و داروهای ضدفشارخون، داروهای معده و انواع مسکن‌ها است.
مطالعات قبلی وجود داروها در آب‌های رودخانه در هادسون و دیگر نقاط ایالات متحده را تایید کرده است. به تازگی نیز غلظت بالایی از داروهای ضدافسردگی در مغز ماهی‌هایی که در رودخانه نیاگارا در غرب نیویورک می‌زیند، یافت شده است.

این داروها نه تنها به چرخه زندگی حیوانات وارد شده بلکه می‌توانند از طریق آب آشامیدنی و همینطور مصرف حیوانات آبزی به بدن انسان وارد شده و از طریق سیستم گردش خون در سایر اندام‌ها پخش شوند.
مساله آلودگی دارویی و گسترش آن در محیط زیست خطر بزرگی است که سلامت انسان و حیوانات را تحت شعاع قرار می‌دهد. عدم توجه جامعه جهانی به این مساله تبعات زیادی برای سلامت انسان و آسیب به محیط زیست به همراه خواهد داشت.

مقادیرقابل توجهی داروی ضدافسردگی در بدن حیواناتی چون قزل آلاوپلاتی پوس یافت شد

euronewspe

@Sciencemodern2
‍ ‌♨️sex سکس

سکس بر سه پایه استوار است :
🔻زمان مناسب
🔻مکان مناسب
🔻 پوزیشن مناسب

💯بسیار بجاست بدانیم سکس یا روابط جنسی در عین سادگی بسیار پیچیده است. روابط جنسی سائیده شدن دو بدن به یکدیگر نیست!

💯روابط جنسی؛ جوشش داغ صمیمیت درون است که اوج گرفته و بلندای آن به جایی میرسد که دیگر تاب و تحمل لحظه‌ای جدایی نمی ماند.
رقص شگفت انگیز و در هم تنیدن ذهن، روان و جسم ادمیست آنجا که دیگر "من" نیست! هر چه هست گرمای عطش برانگیز "ما " شدن است. جاییکه چشم ها قادر به دیدن نیست و پلک ها بهم فشرده میشوند تا ذهن به عرش عروج عشق دست یابد!

💯اینگونه است که عشق مادام‌العمر می گردد و زندگی ثبات و استحکام همراه با شیرینی و سلامت می یابد!

💓 @sciencemodern2💓
صرفا نظر شخصی هستش🙏🍃🍂
پرسش:

آیا خداناباوری اکثریت دانشمندان مطرح جهان را می شود دلیلی برای بی دینی تلقی کرد؟ بدین دلیل که آنها انسانهای هوشمندی هستند که معدل بهره ی هوشی شان از انسان های دیگر بالاتر است پس در نتیجه درک آنها ازجهان و همچنین شناختشان از دین بیشتر است، یا اینکه این دلیل قانع کننده ای نیست، و اصلا تعریف هوشمندی در جهان امروز چیست؟ پاسخ حضرتعالی را باتوجه به شناختتان از مغز و سیستم عصبی انسان خواستارم، پیشاپیش از حسن توجه شما سپاسگزارم.

✍️ پاسخ #محمدرضا_سرگلزایی :

هوش، توانایی پردازش اطلاعات است. بنا به نظر توماس ساموئل کوهن - فیلسوف، فیزیکدان و تاریخدان آمریکایی و نویسندهٔ کتاب ساختار انقلاب های علمی - paradigm یا اَبَرانگاره ها مسبوق به مشاهده و تحلیل ما هستند، بنابراین می توانم نتیجه گیری کنم که اصول موضوعه یا اَبَرانگارهٔ تفکّر علمی چارچوب تحلیلی دانشمندان را شکل داده است. پارادایم تفکّر علمی مبتنی بر «اصالت تجربه» empiricism در مشاهده و «اصالت خِرَد» rationalism در محاسبه است، بنابراین دانشمندان نمی توانند به داده های غیر حسّی extra-sensory اعتنا و اعتماد کنند؛ پس اساس خداناباوری اغلب دانشمندان پارادایم تفکّر آنهاست، نه هوش آنها. لازم می دانم به این نکته هم تأکید کنم که وقتی راجع به خداناباوری دانشمندان صحبت می کنیم راجع به عدم اعتقادشان به «خدای متشخّص» ادیان سامی صحبت می کنیم در حالی که اگر به جای خدای متشخّص (خدا به مثابه شخص)، خدا را یک گرایش یا یک «رانه» بدانیم (همچون انتروپی و آنتی انتروپی زیست-شیمی یا چون دیالکتیک و روح زمان هگلی) آنگاه بخش بزرگی از دانشمندان خداباور محسوب می شوند.


drsargolzaei
Modern Science
پرسش: آیا خداناباوری اکثریت دانشمندان مطرح جهان را می شود دلیلی برای بی دینی تلقی کرد؟ بدین دلیل که آنها انسانهای هوشمندی هستند که معدل بهره ی هوشی شان از انسان های دیگر بالاتر است پس در نتیجه درک آنها ازجهان و همچنین شناختشان از دین بیشتر است، یا اینکه…
دکتر انسان متفکر و دانشمندی هستند ولی در این مورد دست به مغالطه " خاکستری " زدند .
یعنی تلاش کردند نه سیخ بسوزد و نه کباب !

اما بطور واضح وقتی از خداباوری گفتگو میکنیم ، مقصود " خدای انسانوار مداخله گر " است . یعنی در ادیان ابراهیمی ، ما به خداوندی باور داریم و حالات و کیفیات انسانی - مثل خشم ، خشنودی ، انتقام ، بخشایش ، و بسیاری خصایص مشخص انسانی را بروز میدهد و به واسطه دخالت در امور طبیعت و زندگانی ما ، بسته به کردار و ایمان ما یا صلاحدید خود ، سرنوشت را تغییر میدهد . همینطور این خداوند میتواند در صورت لزوم قوانین طبیعت را بصورت معجزه آسا تغییر دهد و مواردی را از هر قانون مستثنی کند .

حالا بحث چنین خداوندگاری به سه وادی علم - فلسفه - الهیات راه پیدا میکند .

در این سئوال اگر بخواهیم از دریچه علم به موضوع بپردازیم ، احتمالا به عنوان کارشناس باید به دانشمندان علوم مراجعه کنیم .
مثلا باید از دانشمند علوم زیستی بپرسیم که آیا آنچنان که تو درک میکنی ، سرشت حیات و نحوه بوجود آمدن کائنات و انسان ، آنگونه است که ادیان ترسیم میکنند ؟
در این صورت نظر کارشناسی دانشمند فیزیکدان یا زیست شناس یا رشته های دیگر ، میتواند نظر کارشناسی موثق در نظر گرفته شود .

هرچند وادی علم مکان تجربه است و میشود از دید دیگر گفت که علم ابزار لازم برای ورود به وادی الهیات را ندارد .
به هر رو اگر بخواهیم ادعاهای دینی را در باب مسائل دنیوی بررسی کنیم ، به نظر هیچ مرجعی موثق تر از مرجع علمی نیست .
#پاسخ_دکتر_قبادیان