Modern Science
1 از 4 بادرود خدمت شما جناب شروین وکیلی منتقد کتاب انسان خردمند، امیدوارم هرجا که هستید شاد و خرسند باشید🥀 همینطور که وویس مبتنی بر نقدِ شما دست به دست شد و به گوش بسیاری از مخاطبین رسید، امیدوارم صحبتهای بنده ی حقیر و دوستان هم به سمع و نظر شما برسد 🥀 …
2 از 4
بخاطر اینکه شامپانزهها نزدیکترین حیوان از نظر نقشه ژنی به انسان هستند.
توضیحی خدمت شما 👈 به مدت زمان تغذیه ی شامپانزه ها و اجداد ما که چقدر وقت صرف میکردند و امروزه این روند چگونه است؟
دلیل اینکه انسانها میتوانند زمان کمی را برای جویدن غذایشان صرف کنند این است که ما نسبت به اجدادمان غذای خیلی با کیفیتتری میخوریم، درحالی که شامپانزهها عمدتا میوه میخورند، البته درسته که شامپانزه ها همانند انسانها گوشت هم میخورند و در واقع همه چیز خوارند اما گوشت قوت غالب آنها نیست!!
گوشت ارزش غذایی خوبی دارد چرا که در حجم کم میتواند انرژی و مواد مغذی زیادی به بدن ما برساند. امروزه ما گوشت را میپزیم و در نتیجه خوردن و هضم کردن آن برایمان خیلی ساده است. اما اجداد ما خوردن گوشت را خیلی قبلتر از اینکه پخت و پز را یاد بگیرند آغاز کردند.
در واقع از آثار بدست آمده شواهدی وجود داره که نشان ميده اولین اجداد انسانتبار ✨Hominin✨ ما در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش گوشت میخوردند و این درحالیست که انسان احتمالا از حدود ۵۰۰ هزار سال پیش شروع به پختن غذا کرد.،،اما قبل از اینکه بتوانند غذایشان را بپزند چکار میکردند؟ چگونه گوشت و گیاه خام میخوردند؟
پاسخ این سوال در یک ابداع و نوآوری جدید هست که تقریبا همزمان با گوشت خوار شدن انسانتباران اولیه بوجود آمد، آن اختراع چیزی نیست جز ✨ابزارهای سنگی✨.
در واقع انسانهای اولیه برای خوردن ریشهی گیاهان، مثل سیبزمینی و چغندر باید آنها را میکوبیدند تا خمیر شوند. در عوض گوشت را باید قطعه قطعه میکردند.
طبق تحقیقات بعمل آمده برای فهمیدن میزان انرژی و مدت زمان آن که ما باید برای جویدن انواع غذا چقدر وقت مصرف کنیم، الکترودهایی را به قسمتهای مختلف صورت چند داوطلبِ آزمایش نصب شد ،،سپس زمان و نیروی لازم برای جویدن گوشت قطعه قطعه نشده و ریشه ی گیاهان کوبیده نشده و همچنین پخته و قطعه قطعه شده را اندازه گرفتند.
نخستین چیزی که فهمیدند این بود که خوردن گوشت برای انسان و البته شامپانزهها خیلی سخت است. دام های اهلی امروزی گوشت نرمی دارند، بنابراین به داوطلبانِ این آزمون✨ گوشت خام بُز ✨که سفت است و شباهت بیشتری به گوشت حیوانات وحشی که انسان تبارهای میلیونها سال پیش باید میخوردند دارد.
خب نتیجه این است که خوردن گوشت خام بز اصلا لذت بخش نیست.شما باید بجوید و بجوید و همچنان به جویدن ادامه بدهید. هیچ اتفاقی نمیافتد.در واقع دندان انسان نمیتواند این گوشت را به قطعات ریزی که قابل قورت دادن باشد تبدیل کند. تقریبا مثل آدامس جویدن است. دندانهای شامپانزهها هم همین قدر در جویدن گوشت خام بد هستند. اجداد اولیهی ما هم که دهان و دندانی شبیه به شامپانزهها داشتند همین قدر جویدن گوشت برایشان سخت و زمان بر بوده است.،،حدود 5 تا 8 ساعت!
انسانهای اولیه در جویدن گوشت خام و ریشهی گیاهان مشکل داشتند. با اختراع ابزارهای سنگی، آنها میتوانستند گوشت را تکه تکه و ریشهی گیاهان را له کنند. بنابراین دیگر نیاز به آروارهها و دندانهای بزرگ از بین رفت و این اعضا توانستند کوچکتر شوند تا ویژگیهای فیزیکی مناسب صحبت کردن بوجود آیند.
قطعه قطعه کردن گوشت با یک وسیلهی سنگی تیز میتوانسته راه حل خیلی خوبی باشد. انسانتبارها ماهیچههای لاشهی حیوانات را با ابزارهای تیزشان به قطعات خیلی کوچک تقسیم میکردند و سپس آن را در دهان خود میگذاشتند. بدین ترتیب خیلی راحتتر جویده میشد و هضم آن آسانتر بود. کوبیدن و له کردن ریشههای گیاهان سفت و پر فیبر هم همین ویژگی را دارد.در واقع با قطعه قطعه کردن گوشت و له کردن گیاهان، یک انسانتبار میتوانسته تعداد دفعات جویدن را تا ۱۷ درصد کاهش دهد این مقدار برابر با ✨۲٫۵ میلیون بار جویدن ✨کمتر در یک سال است.
این کاهش خیلی بیشتر از حد لازم برای اینکه اولین اعضای سردهی انسان بتوانند طی یک روند تکاملی دندانها و آروارههای کوچکتری داشته باشند بوده است. از زمانی که انسانهای اولیه نیاز به جویدن زیاد غذا را از دست دادند، دیگر دندان و آروارهی بزرگ یک مزیت رقابتی محسوب نشد و در نتیجه فرایند انتخاب طبیعی میتوانست به جای آنها یک سری ویژگیهای فیزیکی مفید دیگر را بوجود آورد. برای مثال پوزهی کوچکتر باعث شد که لبهای با قابلیت انعطافپذیری و مانور بیشتر بوجود بیاید. این لبهای منعطف در صحبت کردن و ادای کلمات نقش مهمی ایفا میکنند. در ضمن کوچک شدن آرواره باعث شد که سر به هنگام دویدن تعادل بهتری داشته باشد و این ویژگی خیلی مفیدی برای دویدن به دنبال شکار بود.فناوریهای سادهی فرآوری غذا فواید خیلی زیادی برای انسانتبارهای ۲٫۵ میلیون سال پیش داشتند.
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
بخاطر اینکه شامپانزهها نزدیکترین حیوان از نظر نقشه ژنی به انسان هستند.
توضیحی خدمت شما 👈 به مدت زمان تغذیه ی شامپانزه ها و اجداد ما که چقدر وقت صرف میکردند و امروزه این روند چگونه است؟
دلیل اینکه انسانها میتوانند زمان کمی را برای جویدن غذایشان صرف کنند این است که ما نسبت به اجدادمان غذای خیلی با کیفیتتری میخوریم، درحالی که شامپانزهها عمدتا میوه میخورند، البته درسته که شامپانزه ها همانند انسانها گوشت هم میخورند و در واقع همه چیز خوارند اما گوشت قوت غالب آنها نیست!!
گوشت ارزش غذایی خوبی دارد چرا که در حجم کم میتواند انرژی و مواد مغذی زیادی به بدن ما برساند. امروزه ما گوشت را میپزیم و در نتیجه خوردن و هضم کردن آن برایمان خیلی ساده است. اما اجداد ما خوردن گوشت را خیلی قبلتر از اینکه پخت و پز را یاد بگیرند آغاز کردند.
در واقع از آثار بدست آمده شواهدی وجود داره که نشان ميده اولین اجداد انسانتبار ✨Hominin✨ ما در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش گوشت میخوردند و این درحالیست که انسان احتمالا از حدود ۵۰۰ هزار سال پیش شروع به پختن غذا کرد.،،اما قبل از اینکه بتوانند غذایشان را بپزند چکار میکردند؟ چگونه گوشت و گیاه خام میخوردند؟
پاسخ این سوال در یک ابداع و نوآوری جدید هست که تقریبا همزمان با گوشت خوار شدن انسانتباران اولیه بوجود آمد، آن اختراع چیزی نیست جز ✨ابزارهای سنگی✨.
در واقع انسانهای اولیه برای خوردن ریشهی گیاهان، مثل سیبزمینی و چغندر باید آنها را میکوبیدند تا خمیر شوند. در عوض گوشت را باید قطعه قطعه میکردند.
طبق تحقیقات بعمل آمده برای فهمیدن میزان انرژی و مدت زمان آن که ما باید برای جویدن انواع غذا چقدر وقت مصرف کنیم، الکترودهایی را به قسمتهای مختلف صورت چند داوطلبِ آزمایش نصب شد ،،سپس زمان و نیروی لازم برای جویدن گوشت قطعه قطعه نشده و ریشه ی گیاهان کوبیده نشده و همچنین پخته و قطعه قطعه شده را اندازه گرفتند.
نخستین چیزی که فهمیدند این بود که خوردن گوشت برای انسان و البته شامپانزهها خیلی سخت است. دام های اهلی امروزی گوشت نرمی دارند، بنابراین به داوطلبانِ این آزمون✨ گوشت خام بُز ✨که سفت است و شباهت بیشتری به گوشت حیوانات وحشی که انسان تبارهای میلیونها سال پیش باید میخوردند دارد.
خب نتیجه این است که خوردن گوشت خام بز اصلا لذت بخش نیست.شما باید بجوید و بجوید و همچنان به جویدن ادامه بدهید. هیچ اتفاقی نمیافتد.در واقع دندان انسان نمیتواند این گوشت را به قطعات ریزی که قابل قورت دادن باشد تبدیل کند. تقریبا مثل آدامس جویدن است. دندانهای شامپانزهها هم همین قدر در جویدن گوشت خام بد هستند. اجداد اولیهی ما هم که دهان و دندانی شبیه به شامپانزهها داشتند همین قدر جویدن گوشت برایشان سخت و زمان بر بوده است.،،حدود 5 تا 8 ساعت!
انسانهای اولیه در جویدن گوشت خام و ریشهی گیاهان مشکل داشتند. با اختراع ابزارهای سنگی، آنها میتوانستند گوشت را تکه تکه و ریشهی گیاهان را له کنند. بنابراین دیگر نیاز به آروارهها و دندانهای بزرگ از بین رفت و این اعضا توانستند کوچکتر شوند تا ویژگیهای فیزیکی مناسب صحبت کردن بوجود آیند.
قطعه قطعه کردن گوشت با یک وسیلهی سنگی تیز میتوانسته راه حل خیلی خوبی باشد. انسانتبارها ماهیچههای لاشهی حیوانات را با ابزارهای تیزشان به قطعات خیلی کوچک تقسیم میکردند و سپس آن را در دهان خود میگذاشتند. بدین ترتیب خیلی راحتتر جویده میشد و هضم آن آسانتر بود. کوبیدن و له کردن ریشههای گیاهان سفت و پر فیبر هم همین ویژگی را دارد.در واقع با قطعه قطعه کردن گوشت و له کردن گیاهان، یک انسانتبار میتوانسته تعداد دفعات جویدن را تا ۱۷ درصد کاهش دهد این مقدار برابر با ✨۲٫۵ میلیون بار جویدن ✨کمتر در یک سال است.
این کاهش خیلی بیشتر از حد لازم برای اینکه اولین اعضای سردهی انسان بتوانند طی یک روند تکاملی دندانها و آروارههای کوچکتری داشته باشند بوده است. از زمانی که انسانهای اولیه نیاز به جویدن زیاد غذا را از دست دادند، دیگر دندان و آروارهی بزرگ یک مزیت رقابتی محسوب نشد و در نتیجه فرایند انتخاب طبیعی میتوانست به جای آنها یک سری ویژگیهای فیزیکی مفید دیگر را بوجود آورد. برای مثال پوزهی کوچکتر باعث شد که لبهای با قابلیت انعطافپذیری و مانور بیشتر بوجود بیاید. این لبهای منعطف در صحبت کردن و ادای کلمات نقش مهمی ایفا میکنند. در ضمن کوچک شدن آرواره باعث شد که سر به هنگام دویدن تعادل بهتری داشته باشد و این ویژگی خیلی مفیدی برای دویدن به دنبال شکار بود.فناوریهای سادهی فرآوری غذا فواید خیلی زیادی برای انسانتبارهای ۲٫۵ میلیون سال پیش داشتند.
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
2 از 4 بخاطر اینکه شامپانزهها نزدیکترین حیوان از نظر نقشه ژنی به انسان هستند. توضیحی خدمت شما 👈 به مدت زمان تغذیه ی شامپانزه ها و اجداد ما که چقدر وقت صرف میکردند و امروزه این روند چگونه است؟ دلیل اینکه انسانها میتوانند زمان کمی را برای جویدن غذایشان…
3 از 4
البته این پژوهش فرضیه ی رقیب که میگوید پخت و پز باعث کوچک شدن دندان و آرواره شد را به چالش میکشد،،شواهد باستانشناسی نشان از این دارد که پختن غذا از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شد و در نیم میلیون سال قبل کاملا بین انسانتبارها رواج پیدا کرد.
در واقع میشود یک فرایند دو مرحلهای را پیشنهاد کرد،، یعنی له کردن گیاهان و قطعه قطعه کردن گوشت،، یک میوتیشن اولیه را برای کوچک شدن دندانها و آرواره و حتی دل و رودهی کوچک رقم زد،،سپس پخت و پز آن را تکمیل کرد. در کل یک چیز مشخص است. انسان مدرن نمیتواند فقط با خوردن گوشت خامِ نظیر بُز زنده بماند مگر اینکه به خوبی آن را قطعه قطعه کرده باشد.،،اما شامپانزهها برای دریافت انرژی همچنان به همان روال قبل باید ساعتها(بین 4الی 5ساعت ) ریشه ی گیاهان، میوه ها یا گوشت را بجوند وبجوند و بجوند،و همانند انسان بدین مرحله از ابزار مندی نرسیده اند !
ایراد دوم شما راجع به این بود که جناب هراری گفته انسانها وقتی مهاجرت کردند و رفتند به استرالیا یا سوماترا حیوانات بزرگ اون ناحیه رو منقرض کردند، دلیلش هم این بود که جانوران اونجا هیچ شناختی از انسان نداشتند و فرار نمیکردند چون هيبت ترسناکی ندارد!!
خب این کجاش ایراد داره؟؟
بعد تفسیر و توضيح فرمودید انسان بین جانوران دشت زی یک میمون درشت مهاجم هست!!
این گفته ی شما یک مثال مع الفارق هست برادر،، درشتی انسان بین جانوران دشت زی، چه ربطی به عدم شناختِ جانورانِ اون ناحیه از یک گونه ی نا آشنایی مثل انسان داره؟؟
شما در کتابها نخوندید،،در تحقیقات علمی ندیدید،، در مستندات علمی ندیدید که بسیاری از جانورانِ جزایری که تا بحال انسان را ندیده اند از اون فرار نمیکنند؟؟
شما ✨کتاب منشاء انواع ✨رو نخواندید که درباره مجمع الجزایر گالاپاگوس در مورد جانورانی که از انسانها نمی هراسند صحبت میکنه و توضیح میده.
خب هیبت انسان در مقابل یک شیری که بیش از 250 کیلو وزن داره، یا در مقابل گروهی کفتار یا جانوران درنده کجاش ترسناک هست؟
جناب هراری میگویند انسان هیبت ترسناکی ندارد.
بخاطر همین جانوران اون ناحیه ازش فرار نمیکرده،، نمیدونم این کجاش دارای ایراد فنی هست!؟؟
تحقیقات بعمل آمده در حیات وحش، حاکی ازآنست که بخاطر تیزپاشدن بسیاری از گونه ها، شکارچیان طبیعی مناطق راه حل دیگری را برای تغذیه در برخی از فصولِ یک سال برمیگزینند.
آن راه حل ساده، کمین و انتظار برای زایمان طعمه است
جانور شکارچی در موقعیت شکار در بیشه یا علفزاری خود را استتار مینماید و به محض وضع حملِ جانور،، سر میرسد!
ماحصل این شکار،، فرار مادر و طعمه ای لذیذ که حتی توانایی برای ایستادن برروی پاهایش ندارد است.
اما جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع شکارچی میل به خورذن آن طعمه ی نحیف ندارد و در کنارش آرمیده و با آن بازی مینماید،البته هنوز علل و علت این عمل مشخص نیست اما گمان میرود که احتمالا بوی ناشی از پاره شدنِ کیسه ی آمنیوتیک باعث آرام شدن جانور شکارچی میشود!
اما سوالی که مطرح میشود این است ک علت این ک فرزند تازه متولد شده که مادر خود را ندیده با سر به بدن شکارچی ضربه میزند مربوط به دفاع از خود است؟
جواب منفی ست!
زیرا حمله به جانور گوشتخواری مثل شیر کار بسیار بیهوده ای است،از آن گذشته مثلاً گوساله تازه متولد شده نمیداند خطر چیست،، و اگر هم بعد از بدنیا آمدن بدنبال مادر میدود، قطعاً منبع شیر و حامی خود را دنبال میکند و به مرور یاد میگیرد که خطر چیست!
پس ضربه زدن به پیکره ی شیر درنده بمعنی خواستن تغذیه است، زیرا کره های تازه متولد شده بطور غریزی میدانند که ضربه زدن به منبع شیر✨پستان مادر✨باعث فعال شدن غدد ترشحی شیر میشود!
خب پس کره ی تازه متولد شده که نمیداند خطر چیست از شکارچی نمیگریزد همانند جانورانی که در استرالیا و سوماترا تا به حال انسان را ندیده بودند از انسان نمیگریختند!!
بنظر میرسد آقای وکیلی شما بیشتر بدنبال غلط املایی بودید تا نقد منصفانه ای از حرفه ای که بقول خودتان در آن تخصصی ویژه دارید!!
شما در مورد انقلاب کشاورزی هم دچار اشتباه شدید،، زیرا بدقت متون را مطالعه ننمودید!
در مورد ضرب سکه ها که قدمت اون رو به 3000سال عنوان فرمودید بازهم اشتباه است،،زیرا در دره ی پادشاهان قبرهایی کشف شده به همراه اشیاء قیمتی، که برخی از آنها مربوط به✨ فرعون خوفویاخئوپس ✨ به معنی مردی که تعلق به افق دارد، میباشد.، سکه ها حلقوی و بیش از 4500سال قدمت دارند.
نکته ی بعد در مورد کتاب فرمودید،،قدیمی ترین کتاب که امروزه در موزه ملی هند وجود دارد نامش✨ پتاهوتپه ✨است و این کتاب یکی از قدیمیترین کتاب مذهبیِ یکتاپرستی کره خاک است که آنرا برابر با اهرام ثلاثه مصر خواندند.!
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
البته این پژوهش فرضیه ی رقیب که میگوید پخت و پز باعث کوچک شدن دندان و آرواره شد را به چالش میکشد،،شواهد باستانشناسی نشان از این دارد که پختن غذا از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شد و در نیم میلیون سال قبل کاملا بین انسانتبارها رواج پیدا کرد.
در واقع میشود یک فرایند دو مرحلهای را پیشنهاد کرد،، یعنی له کردن گیاهان و قطعه قطعه کردن گوشت،، یک میوتیشن اولیه را برای کوچک شدن دندانها و آرواره و حتی دل و رودهی کوچک رقم زد،،سپس پخت و پز آن را تکمیل کرد. در کل یک چیز مشخص است. انسان مدرن نمیتواند فقط با خوردن گوشت خامِ نظیر بُز زنده بماند مگر اینکه به خوبی آن را قطعه قطعه کرده باشد.،،اما شامپانزهها برای دریافت انرژی همچنان به همان روال قبل باید ساعتها(بین 4الی 5ساعت ) ریشه ی گیاهان، میوه ها یا گوشت را بجوند وبجوند و بجوند،و همانند انسان بدین مرحله از ابزار مندی نرسیده اند !
ایراد دوم شما راجع به این بود که جناب هراری گفته انسانها وقتی مهاجرت کردند و رفتند به استرالیا یا سوماترا حیوانات بزرگ اون ناحیه رو منقرض کردند، دلیلش هم این بود که جانوران اونجا هیچ شناختی از انسان نداشتند و فرار نمیکردند چون هيبت ترسناکی ندارد!!
خب این کجاش ایراد داره؟؟
بعد تفسیر و توضيح فرمودید انسان بین جانوران دشت زی یک میمون درشت مهاجم هست!!
این گفته ی شما یک مثال مع الفارق هست برادر،، درشتی انسان بین جانوران دشت زی، چه ربطی به عدم شناختِ جانورانِ اون ناحیه از یک گونه ی نا آشنایی مثل انسان داره؟؟
شما در کتابها نخوندید،،در تحقیقات علمی ندیدید،، در مستندات علمی ندیدید که بسیاری از جانورانِ جزایری که تا بحال انسان را ندیده اند از اون فرار نمیکنند؟؟
شما ✨کتاب منشاء انواع ✨رو نخواندید که درباره مجمع الجزایر گالاپاگوس در مورد جانورانی که از انسانها نمی هراسند صحبت میکنه و توضیح میده.
خب هیبت انسان در مقابل یک شیری که بیش از 250 کیلو وزن داره، یا در مقابل گروهی کفتار یا جانوران درنده کجاش ترسناک هست؟
جناب هراری میگویند انسان هیبت ترسناکی ندارد.
بخاطر همین جانوران اون ناحیه ازش فرار نمیکرده،، نمیدونم این کجاش دارای ایراد فنی هست!؟؟
تحقیقات بعمل آمده در حیات وحش، حاکی ازآنست که بخاطر تیزپاشدن بسیاری از گونه ها، شکارچیان طبیعی مناطق راه حل دیگری را برای تغذیه در برخی از فصولِ یک سال برمیگزینند.
آن راه حل ساده، کمین و انتظار برای زایمان طعمه است
جانور شکارچی در موقعیت شکار در بیشه یا علفزاری خود را استتار مینماید و به محض وضع حملِ جانور،، سر میرسد!
ماحصل این شکار،، فرار مادر و طعمه ای لذیذ که حتی توانایی برای ایستادن برروی پاهایش ندارد است.
اما جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع شکارچی میل به خورذن آن طعمه ی نحیف ندارد و در کنارش آرمیده و با آن بازی مینماید،البته هنوز علل و علت این عمل مشخص نیست اما گمان میرود که احتمالا بوی ناشی از پاره شدنِ کیسه ی آمنیوتیک باعث آرام شدن جانور شکارچی میشود!
اما سوالی که مطرح میشود این است ک علت این ک فرزند تازه متولد شده که مادر خود را ندیده با سر به بدن شکارچی ضربه میزند مربوط به دفاع از خود است؟
جواب منفی ست!
زیرا حمله به جانور گوشتخواری مثل شیر کار بسیار بیهوده ای است،از آن گذشته مثلاً گوساله تازه متولد شده نمیداند خطر چیست،، و اگر هم بعد از بدنیا آمدن بدنبال مادر میدود، قطعاً منبع شیر و حامی خود را دنبال میکند و به مرور یاد میگیرد که خطر چیست!
پس ضربه زدن به پیکره ی شیر درنده بمعنی خواستن تغذیه است، زیرا کره های تازه متولد شده بطور غریزی میدانند که ضربه زدن به منبع شیر✨پستان مادر✨باعث فعال شدن غدد ترشحی شیر میشود!
خب پس کره ی تازه متولد شده که نمیداند خطر چیست از شکارچی نمیگریزد همانند جانورانی که در استرالیا و سوماترا تا به حال انسان را ندیده بودند از انسان نمیگریختند!!
بنظر میرسد آقای وکیلی شما بیشتر بدنبال غلط املایی بودید تا نقد منصفانه ای از حرفه ای که بقول خودتان در آن تخصصی ویژه دارید!!
شما در مورد انقلاب کشاورزی هم دچار اشتباه شدید،، زیرا بدقت متون را مطالعه ننمودید!
در مورد ضرب سکه ها که قدمت اون رو به 3000سال عنوان فرمودید بازهم اشتباه است،،زیرا در دره ی پادشاهان قبرهایی کشف شده به همراه اشیاء قیمتی، که برخی از آنها مربوط به✨ فرعون خوفویاخئوپس ✨ به معنی مردی که تعلق به افق دارد، میباشد.، سکه ها حلقوی و بیش از 4500سال قدمت دارند.
نکته ی بعد در مورد کتاب فرمودید،،قدیمی ترین کتاب که امروزه در موزه ملی هند وجود دارد نامش✨ پتاهوتپه ✨است و این کتاب یکی از قدیمیترین کتاب مذهبیِ یکتاپرستی کره خاک است که آنرا برابر با اهرام ثلاثه مصر خواندند.!
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
3 از 4 البته این پژوهش فرضیه ی رقیب که میگوید پخت و پز باعث کوچک شدن دندان و آرواره شد را به چالش میکشد،،شواهد باستانشناسی نشان از این دارد که پختن غذا از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شد و در نیم میلیون سال قبل کاملا بین انسانتبارها رواج پیدا کرد. در…
4 از 4
آن خدای قابل تکریم در عهد کهن را که در مصر از آن نام برید و یادتان نمی آمد اسمش✨ آپوفیس ✨است،، نامی که امروزه سازمان ناسا برای یکی از شهابواره های بزرگی که با سرعت بسیار بالایی به سمت زمین می آید و زمین را تهدید میکند،،پیکری به مانند انسان اما شمایل صورتی به شکل سگ دوبرمن،، آپوفیس به معنای خدای تاریکی!
باری در نقدهای شما انتقادات بسیاری وارد است که متاسفانه نه وقتی برای اینکار وجود دارد و نه حوصله ای برای ادای منظورِ مشهودِ آقای هراری برای شما!
لطفا کوله بار منيّت را از خود دور کنید، که وجهه ی خوبی برای شما ندارد!
اگر استاد دانشگاه هستید، امید است حداقل به دانشورزان و علاقمندان به دانش روشمندی صحیح از حصولِ علم را بیاموزید.
برقرار و مستدام باشید.🥀
اگر مایل به صحبت هستید نام کاربری بنده :
@o_farshid
@Sciencemodern2
آن خدای قابل تکریم در عهد کهن را که در مصر از آن نام برید و یادتان نمی آمد اسمش✨ آپوفیس ✨است،، نامی که امروزه سازمان ناسا برای یکی از شهابواره های بزرگی که با سرعت بسیار بالایی به سمت زمین می آید و زمین را تهدید میکند،،پیکری به مانند انسان اما شمایل صورتی به شکل سگ دوبرمن،، آپوفیس به معنای خدای تاریکی!
باری در نقدهای شما انتقادات بسیاری وارد است که متاسفانه نه وقتی برای اینکار وجود دارد و نه حوصله ای برای ادای منظورِ مشهودِ آقای هراری برای شما!
لطفا کوله بار منيّت را از خود دور کنید، که وجهه ی خوبی برای شما ندارد!
اگر استاد دانشگاه هستید، امید است حداقل به دانشورزان و علاقمندان به دانش روشمندی صحیح از حصولِ علم را بیاموزید.
برقرار و مستدام باشید.🥀
اگر مایل به صحبت هستید نام کاربری بنده :
@o_farshid
@Sciencemodern2
👁🗨کشف دندان یک کودک نئاندرتال در کرمانشاه
بهگزارش میراثآریا بهنقل از روابطعمومی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، سامان حیدری گوران سرپرست هیات باستان شناسی این محوطه باستانی امروز یکشنبه 29 مهر 97 با اعلام این خبر گفت: «این نخستین بار است که بقایای یک انسان نئاندرتال به صورت قطعی در کشور ایران کشف می شود.»
او تصریح کرد: «دندان کشف شده یک دندان شیری متعلق به کودکی شش ساله است که به همراه دست افزار های سنگی مربوط به دوره پارینه سنگی میانی در کاوش های علمی بدست آمده است.»
حیدری گوران گفت: «این دندان و بر اساس آزمایشهای سنسنجی مطلق رادیو کربن 14، دارای سنی مابین 42 تا 45 هزار سال است و این نئاندرتال متعلق به جوامع نئاندرتال نزدیک به عصر حاضر محسوب می شود.»
این باستان شناس افزود: «دندان کشف شده از پناهگاه صخره ای باوه یوان، از جمله دندانهای نادر شیری کودک نئادرتال است که به شکل علمی در جهان ثبت شده است.»
به گفته او پیشتر از این تعداد معدودی از دندانهای مشابه دیگر، در کشورهای اسپانیا، فرانسه و آلمان کشف شده است.
💢اگر مطلب ما را میپسندید آن را به اشتراک بگذارید.
🔘 ایران ورجاوند زنده است.
iranvarjavand
@Sciencemodern2
بهگزارش میراثآریا بهنقل از روابطعمومی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، سامان حیدری گوران سرپرست هیات باستان شناسی این محوطه باستانی امروز یکشنبه 29 مهر 97 با اعلام این خبر گفت: «این نخستین بار است که بقایای یک انسان نئاندرتال به صورت قطعی در کشور ایران کشف می شود.»
او تصریح کرد: «دندان کشف شده یک دندان شیری متعلق به کودکی شش ساله است که به همراه دست افزار های سنگی مربوط به دوره پارینه سنگی میانی در کاوش های علمی بدست آمده است.»
حیدری گوران گفت: «این دندان و بر اساس آزمایشهای سنسنجی مطلق رادیو کربن 14، دارای سنی مابین 42 تا 45 هزار سال است و این نئاندرتال متعلق به جوامع نئاندرتال نزدیک به عصر حاضر محسوب می شود.»
این باستان شناس افزود: «دندان کشف شده از پناهگاه صخره ای باوه یوان، از جمله دندانهای نادر شیری کودک نئادرتال است که به شکل علمی در جهان ثبت شده است.»
به گفته او پیشتر از این تعداد معدودی از دندانهای مشابه دیگر، در کشورهای اسپانیا، فرانسه و آلمان کشف شده است.
💢اگر مطلب ما را میپسندید آن را به اشتراک بگذارید.
🔘 ایران ورجاوند زنده است.
iranvarjavand
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهی های شش دار یا دو تنفسه که در شرایط بسیار سخت تا چهار سال می توانند زنده بمانند.
ترجمه و زیرنویس: حسین زرین - دبیر زیست شناسی
www.AuBiology.com
@Sciencemodern2
ترجمه و زیرنویس: حسین زرین - دبیر زیست شناسی
www.AuBiology.com
@Sciencemodern2
زنان زیباتر ، هورمون جنسیشان بیشتر نیست
در فرهنگ عمومی این نظر وجود دارد که زنان زیبا از نظر جنسی فعالتر هستند. روانشناسی تکاملی هم تا حدودی بر این شایعه عمومی مهر تاکید زد و سعی کرد توضیح دهد زنان زیبا، هورمون های پروژسترون و استرادیول بیشتری در بدن شان دارند.
با وجود آنکه هورمون ها جنسی زنان رابطه مستقیمی با زیبایی ندارد ولی چون زنان زیبا، مورد توجه مردان هستند بنابراین شانس تشکیل خانواده و تولیدمثل شان بیشتر است.
یکی از تحقیقات فصلنامه Psychoneuroendocrinology نشان داده است زنان زیبا، میل جنسی شان بیشتر نیست. در این تحقیق بزاق دهان ۲۴۹ دانشجوی دختر را در لابراتور مورد بررسی قرار دادند. در همان حین یک گروه دیگر تلاش کرد این تعداد زن جوان را براساس سطح زیبایی و جذابیت، رده بندی کنند.
نتایج آزمایش بزاق دهان نشان داد که مقدار هورمون های مربوط به میل جنسی زنان، نه تنها ربطی به زیبا بودن شان ندارد بلکه حتی برعکس، مقدار هورمون های زنانه آنهایی که جذاب نبودند در بعضی موارد بیشتر بوده است.
در فرهنگ عمومی این نظر وجود دارد که زنان زیبا از نظر جنسی فعالتر هستند. روانشناسی تکاملی هم تا حدودی بر این شایعه عمومی مهر تاکید زد و سعی کرد توضیح دهد زنان زیبا، هورمون های پروژسترون و استرادیول بیشتری در بدن شان دارند.
با وجود آنکه هورمون ها جنسی زنان رابطه مستقیمی با زیبایی ندارد ولی چون زنان زیبا، مورد توجه مردان هستند بنابراین شانس تشکیل خانواده و تولیدمثل شان بیشتر است.
یکی از تحقیقات فصلنامه Psychoneuroendocrinology نشان داده است زنان زیبا، میل جنسی شان بیشتر نیست. در این تحقیق بزاق دهان ۲۴۹ دانشجوی دختر را در لابراتور مورد بررسی قرار دادند. در همان حین یک گروه دیگر تلاش کرد این تعداد زن جوان را براساس سطح زیبایی و جذابیت، رده بندی کنند.
نتایج آزمایش بزاق دهان نشان داد که مقدار هورمون های مربوط به میل جنسی زنان، نه تنها ربطی به زیبا بودن شان ندارد بلکه حتی برعکس، مقدار هورمون های زنانه آنهایی که جذاب نبودند در بعضی موارد بیشتر بوده است.
Modern Science
زنان زیباتر ، هورمون جنسیشان بیشتر نیست در فرهنگ عمومی این نظر وجود دارد که زنان زیبا از نظر جنسی فعالتر هستند. روانشناسی تکاملی هم تا حدودی بر این شایعه عمومی مهر تاکید زد و سعی کرد توضیح دهد زنان زیبا، هورمون های پروژسترون و استرادیول بیشتری در بدن شان…
بسیار خوب.
همینطوره که فرمودید البته اجازه بفرمایید دیدگاه رفتارشناسی تکاملی را در باب مسائل مربوط به میل جنسی و زیبایی در زنان، در بستر فیزیولوژی، تبیین کنیم.
وقتی به تصاویر و مجسمه ها و خلاصه نقوش باستانی نگاه میکنیم، میبینیم تا همین نیم سده قبل، زن زیبا دارای پستانهای حجیم و باسن بزرگ میبود.
چرا که استروژن در سطوح مناسب، باعث تجمع بافت چربی در کل بدن، بویژه پستانها و باسن میشود.
اگر از پدربزرگ مرحوم بنده سوال میفرمودید، حتما میگفت :
" زن باس یه پره گوشت داشته باشه "
حق با پدربزرگ بود!
فی الواقع در مورد نازایی هیچ متد درمانی خاصی بجز جنبل و جادو و شیطانبند و ادرار پسر بچه چهل ساله و... در دسترس نبود.
پس شواهد ظاهری زنان، تا اندازه ای امکان پیشبینی به مادرشوهر و خارشوهر میداد تا در حمام زنانه، عروس نازا انتخاب نکنند.
همینطور امکانات اقتصادی و معاش محدود بود، شیر خشکی هم وجود نمیداشت و لذا پستانهای حجیم، هم نشان از وفور استروژن بود و هم امکان شیردهی مناسب.
چاق و چله بودن معنای دیگری هم داشت. در زمانه سوءتغذیه، انواع بیماریهای مزمن و عفونی و... یک زن گرد و قلمبه و سرخ و سفید، یحتمل سالم تر میبود.
مسئله مهم بعد، ابعاد لگن خاصره بود. سزارینی وجود نداشت و زنان باریک و بلند، در اولین بارداری، گاهی بکام مرگ کشیده میشدند.
پس از جهاتی حق با پدربزرگ بود!
اما امروز، مشکل باسن کوچک و ناتوانی در زایمان طبیعی، به مدد سزارین حل شده است.
شیر خشک ارزان و فراوان و بسیار شبیه شیر مادر است.
انواع و اقسام متدهای هورمونی و تکنولوژیک برای درمان نازایی، عرضه شده و احتمالا امروز دیگر نازایی تقریبا بی معناست، مگر برای آقایان!
اما نکته دیگری هم وجود دارد. چاقی با احتمال بیماریهای قلبی عروقی، فشار خون، دیابت، آرتروز، و دهها مشکل دیگر همراه است و امروزه با افزایش طول عمر و امید به زندگی، چاقی یک مشکل اساسی است.
زنان مدرن اغلب فعال و اجتماعی و مولد هستند و چاقی باز یک مشکل بزرگ بحساب می آید.
با این تفاسیر، به مرور و در کنار عوامل بسیار مهم دیگر، مثل صنعت مد، سیاست، اقتصاد و... تناسب اندام یک مزیت زیستی به شمار میرود و سلایق هم تغییر میکنند.
اما در باب میل جنسی زنان
اتفاقا زنان بسیار جذاب که اغلب اندکی هم هیستریونیک هستند، میل جنسی کمی دارند و اغلب سرد مزاجند.
میل جنسی در زنان، در کنار سلامت هورمونهای زنانه، نیاز به ترشح میزان کافی از تستوسترون یا هورمون مردانه در زن دارد.
سطوح آن هم از 0.1 تا 1.4 در زنان مختلف متفاوت است.
اما سطوح بالای تستوسترون در زنان با تغییراتی هم همراه است. مثلا فرم و زاویه فک تحتانی را تغییر میدهد.
تون صدا را کمی بم و خشن میکند.
اندکی پرمویی ایجاد میکند.
میل به خطر کردن و ریسک پذیری را زیاد میکند.
باعث جسارت و اندکی خشونت میشود.
و...
حالا شاید بشود فهمید که در کنار عوامل فرهنگی و اجتماعی و... چه عوامل بیولوژیک و تکاملی ای، باعث شده ملکه کشور عزیز ما در دوران قجر، همیشه یک خانم کت و کلفت و سبیل گنده بوده باشد!
#جناب_دکتر_قبادیان
همینطوره که فرمودید البته اجازه بفرمایید دیدگاه رفتارشناسی تکاملی را در باب مسائل مربوط به میل جنسی و زیبایی در زنان، در بستر فیزیولوژی، تبیین کنیم.
وقتی به تصاویر و مجسمه ها و خلاصه نقوش باستانی نگاه میکنیم، میبینیم تا همین نیم سده قبل، زن زیبا دارای پستانهای حجیم و باسن بزرگ میبود.
چرا که استروژن در سطوح مناسب، باعث تجمع بافت چربی در کل بدن، بویژه پستانها و باسن میشود.
اگر از پدربزرگ مرحوم بنده سوال میفرمودید، حتما میگفت :
" زن باس یه پره گوشت داشته باشه "
حق با پدربزرگ بود!
فی الواقع در مورد نازایی هیچ متد درمانی خاصی بجز جنبل و جادو و شیطانبند و ادرار پسر بچه چهل ساله و... در دسترس نبود.
پس شواهد ظاهری زنان، تا اندازه ای امکان پیشبینی به مادرشوهر و خارشوهر میداد تا در حمام زنانه، عروس نازا انتخاب نکنند.
همینطور امکانات اقتصادی و معاش محدود بود، شیر خشکی هم وجود نمیداشت و لذا پستانهای حجیم، هم نشان از وفور استروژن بود و هم امکان شیردهی مناسب.
چاق و چله بودن معنای دیگری هم داشت. در زمانه سوءتغذیه، انواع بیماریهای مزمن و عفونی و... یک زن گرد و قلمبه و سرخ و سفید، یحتمل سالم تر میبود.
مسئله مهم بعد، ابعاد لگن خاصره بود. سزارینی وجود نداشت و زنان باریک و بلند، در اولین بارداری، گاهی بکام مرگ کشیده میشدند.
پس از جهاتی حق با پدربزرگ بود!
اما امروز، مشکل باسن کوچک و ناتوانی در زایمان طبیعی، به مدد سزارین حل شده است.
شیر خشک ارزان و فراوان و بسیار شبیه شیر مادر است.
انواع و اقسام متدهای هورمونی و تکنولوژیک برای درمان نازایی، عرضه شده و احتمالا امروز دیگر نازایی تقریبا بی معناست، مگر برای آقایان!
اما نکته دیگری هم وجود دارد. چاقی با احتمال بیماریهای قلبی عروقی، فشار خون، دیابت، آرتروز، و دهها مشکل دیگر همراه است و امروزه با افزایش طول عمر و امید به زندگی، چاقی یک مشکل اساسی است.
زنان مدرن اغلب فعال و اجتماعی و مولد هستند و چاقی باز یک مشکل بزرگ بحساب می آید.
با این تفاسیر، به مرور و در کنار عوامل بسیار مهم دیگر، مثل صنعت مد، سیاست، اقتصاد و... تناسب اندام یک مزیت زیستی به شمار میرود و سلایق هم تغییر میکنند.
اما در باب میل جنسی زنان
اتفاقا زنان بسیار جذاب که اغلب اندکی هم هیستریونیک هستند، میل جنسی کمی دارند و اغلب سرد مزاجند.
میل جنسی در زنان، در کنار سلامت هورمونهای زنانه، نیاز به ترشح میزان کافی از تستوسترون یا هورمون مردانه در زن دارد.
سطوح آن هم از 0.1 تا 1.4 در زنان مختلف متفاوت است.
اما سطوح بالای تستوسترون در زنان با تغییراتی هم همراه است. مثلا فرم و زاویه فک تحتانی را تغییر میدهد.
تون صدا را کمی بم و خشن میکند.
اندکی پرمویی ایجاد میکند.
میل به خطر کردن و ریسک پذیری را زیاد میکند.
باعث جسارت و اندکی خشونت میشود.
و...
حالا شاید بشود فهمید که در کنار عوامل فرهنگی و اجتماعی و... چه عوامل بیولوژیک و تکاملی ای، باعث شده ملکه کشور عزیز ما در دوران قجر، همیشه یک خانم کت و کلفت و سبیل گنده بوده باشد!
#جناب_دکتر_قبادیان
Modern Science
🔻در مرزهای جنون و نبوغ @Sciencemodern2
⭕️ در مرزهای جنون و نبوغ
🔹جملهی قصار زیبایی از ارسطو به جا مانده است که: ”هیچ ذهن بزرگی بدون لمس جنون وجود نداشته است.” سندرم ساوانت یکی از شواهد بر درستی این جمله است.
🔹سندرم ساوانت به حالتی گفته میشود که یک آسیب یا بیماری مغزی منجر به ظهور تواناییهای خارقالعاده در فرد شود. این سندرم بسیار نادر است.
🔹اخیرا مطالعهای روی مغز یکی از این افراد به نام جیسون پاجت (Jason Padgett) صورت گرفته است. ایشان در یک درگیری به علت ضربه مغزی، ریاضیدان نابغهای شده اند!
🔹قبل از ضربه مغزی ایشان هیچ علاقهای به ریاضی نداشته و فروشندهٔ لوازم خانگی بوده اند. طبق گفته ایشان بعد از ضربه، جهان اطراف را به شکل تصاویر مجزا و مانند پیکسلهای صفحهٔ مانیتور میبینند همچنین خطوط منحنی را به شکل خطوط صافی میبینند که به هم وصل شده اند.
🔹تصویربرداری با fMRI نشان می دهد لوب چپ آهیانهای ایشان فعالیت بیشتری از افراد عادی دارد و کم کردن فعالیت این ناحیه با استفاده از تحریک مغناطیسی مغز(TM) منجر به اختلال موقت در خلاقیت این ریاضیدان شده است.
🔹محققین امیدوارند روزی بتوانند با تحریک نواحی قشری مغز با روشهایی مانند TMS تواناییهایی شگرف ریاضی یا هنری در افراد ایجاد نمایند.
🔹ایشان بعد از ضربه مغزی مبتلا به PTSD و اختلال وسواسی-جبری هم شده اند. مشخص نیست که چه قدر بروز خلاقیتهای استثنایی با بروز چنین بیماریهایی همزمان و وابسته است ولی جیسون پاجت معتقد است ارزشش را دارد!
✳️ منبع: وبسایت نوروسافاری
@Sciencemodern2
🔹جملهی قصار زیبایی از ارسطو به جا مانده است که: ”هیچ ذهن بزرگی بدون لمس جنون وجود نداشته است.” سندرم ساوانت یکی از شواهد بر درستی این جمله است.
🔹سندرم ساوانت به حالتی گفته میشود که یک آسیب یا بیماری مغزی منجر به ظهور تواناییهای خارقالعاده در فرد شود. این سندرم بسیار نادر است.
🔹اخیرا مطالعهای روی مغز یکی از این افراد به نام جیسون پاجت (Jason Padgett) صورت گرفته است. ایشان در یک درگیری به علت ضربه مغزی، ریاضیدان نابغهای شده اند!
🔹قبل از ضربه مغزی ایشان هیچ علاقهای به ریاضی نداشته و فروشندهٔ لوازم خانگی بوده اند. طبق گفته ایشان بعد از ضربه، جهان اطراف را به شکل تصاویر مجزا و مانند پیکسلهای صفحهٔ مانیتور میبینند همچنین خطوط منحنی را به شکل خطوط صافی میبینند که به هم وصل شده اند.
🔹تصویربرداری با fMRI نشان می دهد لوب چپ آهیانهای ایشان فعالیت بیشتری از افراد عادی دارد و کم کردن فعالیت این ناحیه با استفاده از تحریک مغناطیسی مغز(TM) منجر به اختلال موقت در خلاقیت این ریاضیدان شده است.
🔹محققین امیدوارند روزی بتوانند با تحریک نواحی قشری مغز با روشهایی مانند TMS تواناییهایی شگرف ریاضی یا هنری در افراد ایجاد نمایند.
🔹ایشان بعد از ضربه مغزی مبتلا به PTSD و اختلال وسواسی-جبری هم شده اند. مشخص نیست که چه قدر بروز خلاقیتهای استثنایی با بروز چنین بیماریهایی همزمان و وابسته است ولی جیسون پاجت معتقد است ارزشش را دارد!
✳️ منبع: وبسایت نوروسافاری
@Sciencemodern2
Modern Science
My Recording – 181017_001
#دکتر_مهرداد_قبادیان
طبق معمول فرمایشات دکتر وکیلی عزیز بسیار ارزنده و جالب توجه بود . در دو مورد با ایشان اختلاف نظر دارم که امیدوارم در این چند خط بشود در باب اولی ( مجازات اعدام ) توضیح کوتاهی داد .
پرسش اول اینجاست که آیا مجرم به تنهایی مسئول کردار خویش است ؟
یعنی هیچ نقشی برای والدین و اجتماع و فرهنگ و سیستم تعلیم و تربیت نمیشود در وقوع یک جرم قائل شد ؟
حتی بقدر یک سر سوزن ؟
آیا نگارنده متن خودش را نوک سوزنی در بروز چنین شرایط و اجتماعی مسئول قلمداد میکند ؟
ولو یک نوک سوزن ؟
اگر بله ، ما همه معاونین جرمیم . لذا بار کردن تمام جزا فقط بر سر یکنفر و حذف فیزیکی او عادلانه نیست و اگر به مجموع آن سر سوزنهایی که یک یک ما تقصیر داریم بپردازیم ، خواهیم دید که در میان هزاران جرم و جنایت ، توزین این تقصیرات هرچند جزئی ما ، میشود یک من !
مشکل دوم این است که با اعدام ، داریم به چه کسی خدمت میکنیم ؟
مقتول که مرد و نیست شد و دیگر نه دلش خنک میشود و نه زنده میگردد . پس اعدام قاتل بر مقتول بی اثر است .
خود قاتل هم که بعد از اعدام ، به اسفل السافلین میپیوندد و نیست که ادب شود یا تنبیه ما تاوان جنایاتش باشد . فی الواقع اعدام کردن یک جانی ، بزرگترین خدمتی است که دارید به او میکنید تا نباشد و مکافات نبیند ! نه عذاب و جدانی ... نی کابوس شبانه ای ... و نه دیگر هیچ .
مشکل سوم اینجاست که مطالعات بر اثر بخشی مجازات اعدام در کاهش جنایت صحه نگذاشته اند .
ایراد چهارم این است که اعدام هم خودش قتل است !
آیا شما که چنین مکافاتی را توصیه میفرمایید ، شخصا حاضرید چارپایه از زیر پای کسی بکشید ؟ یا به سر کسی تیر خلاص بزنید ؟
اگر حاضرید که چه عرض کنم ...اگر حاضر نیستید که اخلاقا نمیتوانید به دیگران توصیه کنید یا امریه صادر کنید .
موضوع پنجم این است که تمامی اقسام مجازات ، به هر صورت امکان جبران دارند و اگر بعد فهمیدید که اشتباه قضاوت کرده اید و دلایلی دیگر کشف شد ، میشود به نوعی آزاد کرد و غرامت داد و ...
نمونه ها هم بسیارند . از بیمارانی که به غلط به جرایمی اعتراف کرده اند/ از افرادی که تحت فشار اعتراف کرده اند / از برچسب ها و دسیسه ها / و .... که سالها بعد فی المثل در ایالات متحده ، معلوم شده کسی بیگناه در زندان بوده یا اعدام شده است .
حالا گیریم که ما به اعدام باور داریم . آیا امکان اثبات قطعی یک جرم وجود دارد ؟
جوری که یک نوک سوزن مو لای درزش نرود ؟
فرض کنید یکنفر را معرفی کرده اند به عنوان قاتل و متجاوز ، که دختر بچه معصومی را مورد تجاوز و قتل قرار داده . در بررسی های فوق پیشرفته علمی ، با اتکا به آنالیز دی ان ای ، اسپرم آن شخص در بدن مقتول رصد شده ، چکه ای از خون متهم در محل وقوع جرم پیدا شده ، حتی چند تار موی متهم زیر ناخن مقتول یافت شده . دو نفر هم گفته اند متهم را آنروز در حالی که داشته وارد خانه مقتول میشده دیده اند .
حالا شما میتوانید با قطعیت محض ( 100% ) با اتهام قتل و تجاوز ، متهم را اعدام کنید ؟
آیا عقلا نمیشود همه اینها صحنه سازی های خصمانه باشند ؟ با هر دلیل و انگیزه دیگر ؟
مثلا دسترسی به اسپرم یک مرد متاهل از زباله های درب منزلشان محال است ؟
یا خون شما هیچ جایی هرگز در دسترس هیچ کسی نبوده ؟مثلا در آزمایشات چک آپ ...
یا تار موهای شما هیچ جا قابل پیدا کردن و جمع آوری نیست ؟ مثلا در سلمانی ؟
آیا نمیشود دو نفر را پیدا کرد که شهادت بدهند شما را آنجا دیده اند ؟
ملاحظه میفرمایید حتی آنجا که داریم با قطعیت علمی اتهامی را وارد میکنیم ، اشتباه محال نیست .
از این نظر اعدام غیر قابل جبران است .
موضوع آخر اینکه طبیعت نشان میدهد که ما و باقی میمونها در اغلب رفتارها مثل هم هستیم . درست همان کودک آزاری / همان تجاوز / همان خیانت / همان خودارضایی / همان همجنسگرایی / همان انحرافات همجنسبازی / همه و همه بین ما میمونها مشترکند .
شاید تنها فرق ما ، امکان کشتن از راه دور و بدون شناخت شخصی است . مثلا وقتی با پهباد آنطرف دنیا کسی را میکشیم که نمیشناسیم ! باقی تقریبا یکسان است .
حالا میفرمایید که ما کورتکس پری فرونتال داریم ؟ یعنی مرکز محاسبه سود و زیان و عمل به عرف و تعقل انسانی داریم ؟
از شما میپرسم :
کدام یک از ما مدارهای کورتکس پیش-پیشانی خودمان را انتخاب میکنیم ؟ این مدارهای بصورت پایه به ارث میرند و تحت تاثیر محیطی که ما انتخاب نکرده ایم ، مستحکم میشوند و تکوین پیدا میکنند .
فی الواقع همه دوست میداشتند به جای زاده شدن از والدین معتاد و دزد و بزرگ شدن در کوچه پس کوچه های یالقوزآباد و فقر و گرسنگی ... در کوچه های شمیرانات ، از والدین پزشک متولد میشدند و مدرسه تیزهوشان میرفتند و درس پیانو و کلاس رباتیک شرکت میکردند تا مداربندی آنها به سمت بزه سوق ندهد.
@Sciencemodern2
طبق معمول فرمایشات دکتر وکیلی عزیز بسیار ارزنده و جالب توجه بود . در دو مورد با ایشان اختلاف نظر دارم که امیدوارم در این چند خط بشود در باب اولی ( مجازات اعدام ) توضیح کوتاهی داد .
پرسش اول اینجاست که آیا مجرم به تنهایی مسئول کردار خویش است ؟
یعنی هیچ نقشی برای والدین و اجتماع و فرهنگ و سیستم تعلیم و تربیت نمیشود در وقوع یک جرم قائل شد ؟
حتی بقدر یک سر سوزن ؟
آیا نگارنده متن خودش را نوک سوزنی در بروز چنین شرایط و اجتماعی مسئول قلمداد میکند ؟
ولو یک نوک سوزن ؟
اگر بله ، ما همه معاونین جرمیم . لذا بار کردن تمام جزا فقط بر سر یکنفر و حذف فیزیکی او عادلانه نیست و اگر به مجموع آن سر سوزنهایی که یک یک ما تقصیر داریم بپردازیم ، خواهیم دید که در میان هزاران جرم و جنایت ، توزین این تقصیرات هرچند جزئی ما ، میشود یک من !
مشکل دوم این است که با اعدام ، داریم به چه کسی خدمت میکنیم ؟
مقتول که مرد و نیست شد و دیگر نه دلش خنک میشود و نه زنده میگردد . پس اعدام قاتل بر مقتول بی اثر است .
خود قاتل هم که بعد از اعدام ، به اسفل السافلین میپیوندد و نیست که ادب شود یا تنبیه ما تاوان جنایاتش باشد . فی الواقع اعدام کردن یک جانی ، بزرگترین خدمتی است که دارید به او میکنید تا نباشد و مکافات نبیند ! نه عذاب و جدانی ... نی کابوس شبانه ای ... و نه دیگر هیچ .
مشکل سوم اینجاست که مطالعات بر اثر بخشی مجازات اعدام در کاهش جنایت صحه نگذاشته اند .
ایراد چهارم این است که اعدام هم خودش قتل است !
آیا شما که چنین مکافاتی را توصیه میفرمایید ، شخصا حاضرید چارپایه از زیر پای کسی بکشید ؟ یا به سر کسی تیر خلاص بزنید ؟
اگر حاضرید که چه عرض کنم ...اگر حاضر نیستید که اخلاقا نمیتوانید به دیگران توصیه کنید یا امریه صادر کنید .
موضوع پنجم این است که تمامی اقسام مجازات ، به هر صورت امکان جبران دارند و اگر بعد فهمیدید که اشتباه قضاوت کرده اید و دلایلی دیگر کشف شد ، میشود به نوعی آزاد کرد و غرامت داد و ...
نمونه ها هم بسیارند . از بیمارانی که به غلط به جرایمی اعتراف کرده اند/ از افرادی که تحت فشار اعتراف کرده اند / از برچسب ها و دسیسه ها / و .... که سالها بعد فی المثل در ایالات متحده ، معلوم شده کسی بیگناه در زندان بوده یا اعدام شده است .
حالا گیریم که ما به اعدام باور داریم . آیا امکان اثبات قطعی یک جرم وجود دارد ؟
جوری که یک نوک سوزن مو لای درزش نرود ؟
فرض کنید یکنفر را معرفی کرده اند به عنوان قاتل و متجاوز ، که دختر بچه معصومی را مورد تجاوز و قتل قرار داده . در بررسی های فوق پیشرفته علمی ، با اتکا به آنالیز دی ان ای ، اسپرم آن شخص در بدن مقتول رصد شده ، چکه ای از خون متهم در محل وقوع جرم پیدا شده ، حتی چند تار موی متهم زیر ناخن مقتول یافت شده . دو نفر هم گفته اند متهم را آنروز در حالی که داشته وارد خانه مقتول میشده دیده اند .
حالا شما میتوانید با قطعیت محض ( 100% ) با اتهام قتل و تجاوز ، متهم را اعدام کنید ؟
آیا عقلا نمیشود همه اینها صحنه سازی های خصمانه باشند ؟ با هر دلیل و انگیزه دیگر ؟
مثلا دسترسی به اسپرم یک مرد متاهل از زباله های درب منزلشان محال است ؟
یا خون شما هیچ جایی هرگز در دسترس هیچ کسی نبوده ؟مثلا در آزمایشات چک آپ ...
یا تار موهای شما هیچ جا قابل پیدا کردن و جمع آوری نیست ؟ مثلا در سلمانی ؟
آیا نمیشود دو نفر را پیدا کرد که شهادت بدهند شما را آنجا دیده اند ؟
ملاحظه میفرمایید حتی آنجا که داریم با قطعیت علمی اتهامی را وارد میکنیم ، اشتباه محال نیست .
از این نظر اعدام غیر قابل جبران است .
موضوع آخر اینکه طبیعت نشان میدهد که ما و باقی میمونها در اغلب رفتارها مثل هم هستیم . درست همان کودک آزاری / همان تجاوز / همان خیانت / همان خودارضایی / همان همجنسگرایی / همان انحرافات همجنسبازی / همه و همه بین ما میمونها مشترکند .
شاید تنها فرق ما ، امکان کشتن از راه دور و بدون شناخت شخصی است . مثلا وقتی با پهباد آنطرف دنیا کسی را میکشیم که نمیشناسیم ! باقی تقریبا یکسان است .
حالا میفرمایید که ما کورتکس پری فرونتال داریم ؟ یعنی مرکز محاسبه سود و زیان و عمل به عرف و تعقل انسانی داریم ؟
از شما میپرسم :
کدام یک از ما مدارهای کورتکس پیش-پیشانی خودمان را انتخاب میکنیم ؟ این مدارهای بصورت پایه به ارث میرند و تحت تاثیر محیطی که ما انتخاب نکرده ایم ، مستحکم میشوند و تکوین پیدا میکنند .
فی الواقع همه دوست میداشتند به جای زاده شدن از والدین معتاد و دزد و بزرگ شدن در کوچه پس کوچه های یالقوزآباد و فقر و گرسنگی ... در کوچه های شمیرانات ، از والدین پزشک متولد میشدند و مدرسه تیزهوشان میرفتند و درس پیانو و کلاس رباتیک شرکت میکردند تا مداربندی آنها به سمت بزه سوق ندهد.
@Sciencemodern2
درادامه👇👇👇
اگر کورتکس پیش-پیشانی قابل انتخاب کردن بود ، من یکی مثل مال راسل میخواستم !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
اگر کورتکس پیش-پیشانی قابل انتخاب کردن بود ، من یکی مثل مال راسل میخواستم !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
@sciencemodern2
میمونها هم قبل از غذا خوردن انرا امتحان میکنند
میمونها هم قبل از غذا خوردن انرا امتحان میکنند
🐵 میمونها هم قبل از غذا خوردن از سالم بودن آن مطمئن میشوند
💠 بعضی از ما وقتی میخواهیم غذا بخوریم، قانونی به اسم «قانون پنج ثانیه» داریم و در پنج ثانیه سعی میکنیم از سالم بودن آن غذا مطمئن شویم. باید گفت که نوعی از میمونها که «ماکاک» نام دارند، دقیقا استانداردهای مشابهی برای اطمینان از سالم بودن غذا دارند.
🆔 @sciencemodern2
✅ محققان بهتازگی کشف کردهاند که #میمون ها سیبزمینیهای خاکی را قبل از خوردن میشویند و معمولا دانههایی را که کثیف هستند یا به آنها دست زدهاند، نمیخورند. محققان با مطالعه روی زندگی و رفتارهای این نوع میمونها به این نتیجه رسیدهاند که آنها کمتر از میمونهایی که بدون بررسی اولیه، غذا مصرف میکنند دچار انگل میشوند.
محققان موسسه تحقیقاتی پستانداران دانشگاه کیوتو با مطالعه روی ماکاکهای ژاپنی در جزیره کیوجیما به این نتایج دست یافتهاند. ماکاکها در این جزیره به حضور انسانها عادت دارند و با انسانها ارتباط خوبی برقرار میکنند.
🔷 محققان از دهه 1950 تا چند وقت پیش این حیوانات را در جزیره کیوجیما با سیبزمینی شیرین تغذیه میکردند تا بتوانند راحتتر روی آنها مطالعه کنند و هرچند که آنها دیگر این کار را انجام نمیدهند، این حیوانات همچنان از نزدیک با انسانها ارتباط خوبی دارند.
محققان از چندی پیش مواردی را مبنی بر پاک کردن مواد غذایی توسط ماکاکها مشاهده کردهاند.
@sciencemodern2
🔶 در یکی از تجربیات جالب محققان در دهه 1950، یک میمون ماده قبل از اینکه سیبزمینیهای شیرین را بخورد، شروع به شستن آنها کرد. در واقع، این مورد یکی از نخستین نمونههای فرهنگ شستوشوی غذا در حیوانات است.
🔷 محققان برای دیدن این رفتار، دو نوع سیبزمینی شیرین را در کنار زیستگاه این حیوان رها کردند؛ نوعی شستهشده و نوع دیگر سیبزمینیهایی که عمدا روی آنها خاک ریخته بودند. آنها دریافتند که این میمونها خیلی دوست دارند که سیبزمینیهای خاکی را پاک کنند و در واقع، آنها با این کار اعتماد بهنفس پیدا میکنند.
🔶 محققان در آزمایشی دیگر، دانههای خوراکی یا گندم یا بادامزمینی را در جاهای مختلفی از جمله روی مدفوع تازه یک میمون، داخل یک پلاستیک زباله و روی یک تکه پلاستیک قرار دادند تا ببینند آنها حاضرند در چه شرایطی این دانهها را بخورند.
✔ نتایج به دست آمده جالب بود: فقط یکسوم ماکاکها دانه روی مدفوع را خوردند. تقریبا نیمی از آنها دانه درون زباله پلاستیکی را خوردند که احتمالا به این دلیل بود که بویی نداشت. در نهایت همه میمونها دانهای را که روی پلاستیک قرار گرفته بود، خوردند. جالب اینکه اکثر آنها با احتیاط غذاهایی را که کنار مدفوعشان قرار داشت، خوردند.
☑️ محققان در نتیجهگیریهای نهایی خود به این نتیجه رسیدند که برخی ماکاکها نسبت به دیگر همنوعان خود انتخابیتر هستند؛ به این معنا که سعی در انتخاب مواد غذایی دارند و هر غذایی را که به دستشان میرسد،مصرف نمیکنند.
🐒 جالبتر اینکه میمونهای ماده نسبت به نرها تمایل بیشتری دارند که غذایشان را قبل از مصرف بشویند یا تمیز کنند.
➰➰ محققان با بررسیهای بیشتر متوجه شدند که ماکاکها به غیر از اینکه دوست دارند غذای پاکیزه بخورند، دوست دارند خودشان را نیز مرتبا تمیز کنند. آنها به خصوص در زمستانها برای گرم کردن و تمیز کردن خود به صورت جمعی وارد حوضچههای آب گرم میشوند و برای تفریح گلولههای برفی درست میکنند.
🔗 http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-3317316/Monkeys-food-hygiene-Macaques-clean-potatoes-grain-eating-fewer-parasites.html
💠 بعضی از ما وقتی میخواهیم غذا بخوریم، قانونی به اسم «قانون پنج ثانیه» داریم و در پنج ثانیه سعی میکنیم از سالم بودن آن غذا مطمئن شویم. باید گفت که نوعی از میمونها که «ماکاک» نام دارند، دقیقا استانداردهای مشابهی برای اطمینان از سالم بودن غذا دارند.
🆔 @sciencemodern2
✅ محققان بهتازگی کشف کردهاند که #میمون ها سیبزمینیهای خاکی را قبل از خوردن میشویند و معمولا دانههایی را که کثیف هستند یا به آنها دست زدهاند، نمیخورند. محققان با مطالعه روی زندگی و رفتارهای این نوع میمونها به این نتیجه رسیدهاند که آنها کمتر از میمونهایی که بدون بررسی اولیه، غذا مصرف میکنند دچار انگل میشوند.
محققان موسسه تحقیقاتی پستانداران دانشگاه کیوتو با مطالعه روی ماکاکهای ژاپنی در جزیره کیوجیما به این نتایج دست یافتهاند. ماکاکها در این جزیره به حضور انسانها عادت دارند و با انسانها ارتباط خوبی برقرار میکنند.
🔷 محققان از دهه 1950 تا چند وقت پیش این حیوانات را در جزیره کیوجیما با سیبزمینی شیرین تغذیه میکردند تا بتوانند راحتتر روی آنها مطالعه کنند و هرچند که آنها دیگر این کار را انجام نمیدهند، این حیوانات همچنان از نزدیک با انسانها ارتباط خوبی دارند.
محققان از چندی پیش مواردی را مبنی بر پاک کردن مواد غذایی توسط ماکاکها مشاهده کردهاند.
@sciencemodern2
🔶 در یکی از تجربیات جالب محققان در دهه 1950، یک میمون ماده قبل از اینکه سیبزمینیهای شیرین را بخورد، شروع به شستن آنها کرد. در واقع، این مورد یکی از نخستین نمونههای فرهنگ شستوشوی غذا در حیوانات است.
🔷 محققان برای دیدن این رفتار، دو نوع سیبزمینی شیرین را در کنار زیستگاه این حیوان رها کردند؛ نوعی شستهشده و نوع دیگر سیبزمینیهایی که عمدا روی آنها خاک ریخته بودند. آنها دریافتند که این میمونها خیلی دوست دارند که سیبزمینیهای خاکی را پاک کنند و در واقع، آنها با این کار اعتماد بهنفس پیدا میکنند.
🔶 محققان در آزمایشی دیگر، دانههای خوراکی یا گندم یا بادامزمینی را در جاهای مختلفی از جمله روی مدفوع تازه یک میمون، داخل یک پلاستیک زباله و روی یک تکه پلاستیک قرار دادند تا ببینند آنها حاضرند در چه شرایطی این دانهها را بخورند.
✔ نتایج به دست آمده جالب بود: فقط یکسوم ماکاکها دانه روی مدفوع را خوردند. تقریبا نیمی از آنها دانه درون زباله پلاستیکی را خوردند که احتمالا به این دلیل بود که بویی نداشت. در نهایت همه میمونها دانهای را که روی پلاستیک قرار گرفته بود، خوردند. جالب اینکه اکثر آنها با احتیاط غذاهایی را که کنار مدفوعشان قرار داشت، خوردند.
☑️ محققان در نتیجهگیریهای نهایی خود به این نتیجه رسیدند که برخی ماکاکها نسبت به دیگر همنوعان خود انتخابیتر هستند؛ به این معنا که سعی در انتخاب مواد غذایی دارند و هر غذایی را که به دستشان میرسد،مصرف نمیکنند.
🐒 جالبتر اینکه میمونهای ماده نسبت به نرها تمایل بیشتری دارند که غذایشان را قبل از مصرف بشویند یا تمیز کنند.
➰➰ محققان با بررسیهای بیشتر متوجه شدند که ماکاکها به غیر از اینکه دوست دارند غذای پاکیزه بخورند، دوست دارند خودشان را نیز مرتبا تمیز کنند. آنها به خصوص در زمستانها برای گرم کردن و تمیز کردن خود به صورت جمعی وارد حوضچههای آب گرم میشوند و برای تفریح گلولههای برفی درست میکنند.
🔗 http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-3317316/Monkeys-food-hygiene-Macaques-clean-potatoes-grain-eating-fewer-parasites.html
Mail Online
Monkeys have good food hygiene too! Macaques that clean their potatoes and grain before eating have fewer parasites
Experts from the University of Kyoto’s Primate Research Institute studied Japanese macaques on the island of Kōjima, which are used to the presence of humans.
☘ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻓﺮﮔﺸﺖ
ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﮊﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﻘﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍ، ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﺬﺍﺏ ﺍﺳﺖ :
ﺣﺲ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﻻﺑﺪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺠﺮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﻤﻪ ﯾﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ، ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯼ ﺗﮏ ﺗﺨﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺩﻩ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺷﺎﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﺗﺨﻤﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﻩ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺷﺎﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﮊﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﻘﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﯾﮏ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻗﺪﯾﻤﯽ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻧﻘﺶ «ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ» ﺭﺍ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﭘﯿﺪﺍ ﺑﮑﻨﺪ، ﺑﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ، ﺑﻪ ﺑﻘﺎﯼ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﮊﻧﻬﺎﯼ ﻓﺮﺩ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ، ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺷﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻏﯿﺮﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻘﺎﯼ ﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻋﻠﻤﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺸﻮﺩ، ﻣﺤﻘﻘﯿﻨﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﯿﻠﯽ، ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻏﯿﺮﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ
ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺮﻭﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺷﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﮐﻤﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﯿﺮﯼ ( ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ) ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻋﺎﺩﻟﯽ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻫﺎﯾﻤﻨﻮﭘﺘﺮﺍ، ﯾﮏ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺘﻪ ﺣﺸﺮﺍﺕ، ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻠﮑﻪ ﺷﺎﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﻏﯿﺮﺟﻨﺴﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺟﻨﺴﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﻼ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺩﻭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺟﺪﯾﺪ، ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ :
ﺍﻭﻝ، ﺭﺍﻩ ﺣﻞ «ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻥ» ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺳﺎﺩﻩ، ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﻢ ﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻧﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺜﻼ ۳ ﮊﻥ
ﺍﺯ ۵ ﺯﻥ ﻓﺮﺿﯽ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺹ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻓﺮﺽ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍ ﺑﺸﻮﺩ .
ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﺜﻼ ۲ ﮊﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺑﺸﻮﺩ، ﻓﺮﺩ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﮔﺮﺟﻨﺴﮕﺮﺍ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ۲ ﮊﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﺰﯾﺘﯽ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ :
ﻫﻤﺪﻝ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﻭ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ .
ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۸ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺷﺪ .
ﺩﻭ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﺩﺍﻥ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻧﻪ ﺯﻧﺎﻧﻪ ( ﻣﺜﻞ ﺟﺎﻧﯽ ﺩﭖ ) ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﺬﺍﺏ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﻓﻨﻼﻧﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﮔﺮﺟﻨﺴﮕﺮﺍ ﻫﺴﺖ، ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﮔﺮﺟﻨﺴﮕﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻥ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﮊﻧﻬﺎﯼ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺟﻨﺴﯽ
ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺳﻦ ﺷﺮﻭﻉ ﺳﮑﺲ ﺵ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ (ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺁﻧﻬﺎ، ﺗﻤﺎﯾﺰ ﺁﻣﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ) .
ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺣﻞ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻤﺎﯼ ﺩﺍﺭﻭﯾﻨﯽ، ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﻭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﻣﺜﻼ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻥ، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﺰﺑﯿﻦ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ، ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ ﯾﮏ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ .
♻️ @sciencemodern2
https://www.psychologytoday.com/blog/natural-history-the-modern-mind/200906/the-johnny-depp-effect-evolutionary-explanation
#همجنسگرایی #فرگشت
ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﮊﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﻘﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍ، ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﺬﺍﺏ ﺍﺳﺖ :
ﺣﺲ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﻻﺑﺪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺠﺮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﻤﻪ ﯾﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ، ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯼ ﺗﮏ ﺗﺨﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺩﻩ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺷﺎﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﺗﺨﻤﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﻩ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺷﺎﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﮊﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﻘﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﯾﮏ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻗﺪﯾﻤﯽ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻧﻘﺶ «ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ» ﺭﺍ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺩ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﭘﯿﺪﺍ ﺑﮑﻨﺪ، ﺑﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ، ﺑﻪ ﺑﻘﺎﯼ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﮊﻧﻬﺎﯼ ﻓﺮﺩ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ، ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺷﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻏﯿﺮﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻘﺎﯼ ﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻋﻠﻤﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺸﻮﺩ، ﻣﺤﻘﻘﯿﻨﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﯿﻠﯽ، ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻏﯿﺮﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ
ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺮﻭﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺷﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﮐﻤﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﯿﺮﯼ ( ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗﻮﺍﻡ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ) ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻋﺎﺩﻟﯽ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻫﺎﯾﻤﻨﻮﭘﺘﺮﺍ، ﯾﮏ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺘﻪ ﺣﺸﺮﺍﺕ، ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻠﮑﻪ ﺷﺎﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﻏﯿﺮﺟﻨﺴﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺟﻨﺴﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﻼ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﻧﯽ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺩﻭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺟﺪﯾﺪ، ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ :
ﺍﻭﻝ، ﺭﺍﻩ ﺣﻞ «ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻥ» ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺳﺎﺩﻩ، ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﻢ ﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻧﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺜﻼ ۳ ﮊﻥ
ﺍﺯ ۵ ﺯﻥ ﻓﺮﺿﯽ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺹ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻓﺮﺽ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍ ﺑﺸﻮﺩ .
ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﺜﻼ ۲ ﮊﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺑﺸﻮﺩ، ﻓﺮﺩ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﮔﺮﺟﻨﺴﮕﺮﺍ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ۲ ﮊﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﺰﯾﺘﯽ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ :
ﻫﻤﺪﻝ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﻭ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ .
ﺍﯾﻦ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۸ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺷﺪ .
ﺩﻭ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﺩﺍﻥ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻧﻪ ﺯﻧﺎﻧﻪ ( ﻣﺜﻞ ﺟﺎﻧﯽ ﺩﭖ ) ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﺬﺍﺏ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﻓﻨﻼﻧﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﮔﺮﺟﻨﺴﮕﺮﺍ ﻫﺴﺖ، ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﮔﺮﺟﻨﺴﮕﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻥ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﮊﻧﻬﺎﯼ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺟﻨﺴﯽ
ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺳﻦ ﺷﺮﻭﻉ ﺳﮑﺲ ﺵ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ (ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺁﻧﻬﺎ، ﺗﻤﺎﯾﺰ ﺁﻣﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ) .
ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺣﻞ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻤﺎﯼ ﺩﺍﺭﻭﯾﻨﯽ، ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﻭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﻣﺜﻼ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻥ، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﺰﺑﯿﻦ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ، ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ ﯾﮏ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ .
♻️ @sciencemodern2
https://www.psychologytoday.com/blog/natural-history-the-modern-mind/200906/the-johnny-depp-effect-evolutionary-explanation
#همجنسگرایی #فرگشت
Psychology Today
The "Johnny Depp Effect" - An evolutionary explanation for homosexuality
How is homosexuality maintained via natural selection?
Modern Science
Photo
👩❤️👩 نتیجه یک تحقیق: زنها یا به هر دو جنس گرایش دارند یا به همجنس
👩❤️💋👩 نتایج پژوهشی تازه میگوید اگرچه زنان همجنسگرا از نظر جنسی منحصرا به زنان گرایش دارند، احتمال زیادی وجود دارد که زنانی که همجنسگرا نیستند، به هر دو جنس زن و مرد گرایش داشته باشند.
🆔 @sciencemodern2
✅ دکتر جیرولف ریگر، از دانشگاه اسکس در بریتانیا، که هدایت این تحقیق را به عهده داشته است میگوید: "اگرچه اکثر زنان خود را دگرجنسگرا میدانند، تحقیق ما نشان میدهد که از حیث اینکه چه چیزی برایشان تحریککننده است، آنها یا به همجنس گرایش دارند یا هر دو جنس، و هیچ وقت کاملا دگرجنسگرا نیستند."
در دهههای اخیر مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده که رفتار جنسی انسانها از یک الگوی ساده "مردانه - زنانه" پیروی نمیکند.
🔷 پژوهش تازه، که یافتههایش در مجله علمی شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شده، با پرسیدن سوالهایی از داوطلبان و همچنین سنجش سطح برانگیختگی جنسی آنها، الگوی رابطه میان هویت جنسی و تحریک جنسی را بررسی کرده است.
🔶 دکتر ریگر گفت اینکه زنانی که خود را کاملا همجنسگرا میدانند به طور چشمگیری بیشتر با دیدن تصاویر زنان تحریک میشوند، مشابه الگوی رفتاری مردان است، چرا که برای مردان عموما همان جنسی تحریک کننده است که میگویند به آن گرایش دارند.
☑️ اندازهگیری برانگیختگی جنسی
✅ به زنانی که خود را کاملا دگرجنسگرا یا کاملا همجنسگرا میدانستند و همچنین زنانی که اعلام کردند به هر دو جنس گرایش دارند، تصاویری جنسی نشان داده شد و سطح برانگیختگی آنان، از طریق اندازهگیری شدت گرفتن جریان خون در اندام جنسی، در حین تماشای تصاویر جنسی از زنان یا مردان، اندازهگیری شد.
✔ سطح برانگیختگی گروه دیگری از داوطلبانی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتند با اندازه گیری گشاد شدن مردمک چشم به هنگام دیدن تصاویر جنسی از زنان و مردان بررسی شد.
✔ دکتر ریگر میگوید اینکه زنانی که خود را دگرجنسگرا میدانند با دیدن تصاویر زنان برهنه هم تحریک میشوند لزوما به این معنی نیست که آنان تمایلات خود را سرکوب میکنند بلکه ممکن است نشان دهنده این باشد که هویت و رفتار جنسی زنان پیچیدهتر از مردان است.
#گرایش_جنسی #همجنس_گرایی #دگرجنس_گرایی
═══════════════════
🆔 @sciencemodern2
═══════════════════
🔗 http://www.bbc.com/news/health-34744903
👩❤️💋👩 نتایج پژوهشی تازه میگوید اگرچه زنان همجنسگرا از نظر جنسی منحصرا به زنان گرایش دارند، احتمال زیادی وجود دارد که زنانی که همجنسگرا نیستند، به هر دو جنس زن و مرد گرایش داشته باشند.
🆔 @sciencemodern2
✅ دکتر جیرولف ریگر، از دانشگاه اسکس در بریتانیا، که هدایت این تحقیق را به عهده داشته است میگوید: "اگرچه اکثر زنان خود را دگرجنسگرا میدانند، تحقیق ما نشان میدهد که از حیث اینکه چه چیزی برایشان تحریککننده است، آنها یا به همجنس گرایش دارند یا هر دو جنس، و هیچ وقت کاملا دگرجنسگرا نیستند."
در دهههای اخیر مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده که رفتار جنسی انسانها از یک الگوی ساده "مردانه - زنانه" پیروی نمیکند.
🔷 پژوهش تازه، که یافتههایش در مجله علمی شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شده، با پرسیدن سوالهایی از داوطلبان و همچنین سنجش سطح برانگیختگی جنسی آنها، الگوی رابطه میان هویت جنسی و تحریک جنسی را بررسی کرده است.
🔶 دکتر ریگر گفت اینکه زنانی که خود را کاملا همجنسگرا میدانند به طور چشمگیری بیشتر با دیدن تصاویر زنان تحریک میشوند، مشابه الگوی رفتاری مردان است، چرا که برای مردان عموما همان جنسی تحریک کننده است که میگویند به آن گرایش دارند.
☑️ اندازهگیری برانگیختگی جنسی
✅ به زنانی که خود را کاملا دگرجنسگرا یا کاملا همجنسگرا میدانستند و همچنین زنانی که اعلام کردند به هر دو جنس گرایش دارند، تصاویری جنسی نشان داده شد و سطح برانگیختگی آنان، از طریق اندازهگیری شدت گرفتن جریان خون در اندام جنسی، در حین تماشای تصاویر جنسی از زنان یا مردان، اندازهگیری شد.
✔ سطح برانگیختگی گروه دیگری از داوطلبانی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتند با اندازه گیری گشاد شدن مردمک چشم به هنگام دیدن تصاویر جنسی از زنان و مردان بررسی شد.
✔ دکتر ریگر میگوید اینکه زنانی که خود را دگرجنسگرا میدانند با دیدن تصاویر زنان برهنه هم تحریک میشوند لزوما به این معنی نیست که آنان تمایلات خود را سرکوب میکنند بلکه ممکن است نشان دهنده این باشد که هویت و رفتار جنسی زنان پیچیدهتر از مردان است.
#گرایش_جنسی #همجنس_گرایی #دگرجنس_گرایی
═══════════════════
🆔 @sciencemodern2
═══════════════════
🔗 http://www.bbc.com/news/health-34744903
BBC News
No woman 'totally straight', study says
Gay women tend to be sexually attracted exclusively to women while straight women are more likely to be aroused by both sexes, a study suggests.
گرافیک بیش از 500 سیاره فراخورشیدی که بین سال های 1988 و 2015 کشف شده اند
از چپ به راست دما افزایش میابد، از پایین به بالا چگالی زیاد می شود
@sciencemodern2
از چپ به راست دما افزایش میابد، از پایین به بالا چگالی زیاد می شود
@sciencemodern2
💢علت کارهایمان را باید در سه فرآیند بجوییم: لذتشناسی حسی ذاتی (یعنی، ترجیحات)، یادگیری و غریزه.
لذتشناسی حسی به این واقعیت اشاره دارد که بر طبق شواهدی که از مطالعات روی نوزادان درست پس از تولد بدست آمده است، برخی محرکها، مانند طعمهای شیرین، ذاتاً لذتبخش هستند و طعمهای تلخ لذتبخش نیستند.
این محرکهای ذاتاً لذتبخش یا ناخوشایند ممکن است سبب یادگیری تقویتی هم شوند.
تقویت مثبت در واقع فرآیند یادگیری اعمالی است که دریافت خروجی لذتبخش را افزایش میدهد و تقویت منفی به معنای یادگیری رفتاری است که مانع خروجیهای ناخوشایند میشود.
📍نقش غریزه اینجاست که رفتارهای پیچیده بدون اکتساب (یادگیری) انجام میشود. گرچه باید جانب احتیاط را نگه داشت، چون غریزه اصطلاحی است که غالباً چندان بررسی نشده است و به سختی میتوان گفت که کدام جنبههای رفتار غریزی و کدامیک اکتسابی هستند.
برای توضیح این مطلب، رفتار غذا خوردن را در کاکایی خندانLaughing gull، پرندۀ ساکن ساحل شرقی آمریکا، در نظر بگیرید.
همانند بسیاری از خانوادههای پرندگان، کاکایی خندان غذا را به دهان جوجههایش قی میکند(برميگرداند).
جوجۀ کاکایی خندان باید به منقار والدش نوک بزند و از غذای قیشده بخورد.
به سادگی میتوان نتیجه گرفت که جوجه صاحب غریزۀ غذا خوردن است که شامل رشته رفتارهای پیچیدهای است.
با این حال در دهۀ 1960، رشته مطالعات پروفسور جک هیلمن به صورت نظاممند این «غریزۀ غذا خوردن» در جوجۀ کاکایی خندان را بررسی کرد (این تحقیق در مقالهای با عنوان جسورانۀ «چرا غریزه اکتسابی است؟»به صورت خلاصه توضیح داده شده است).
با استفاده از مدلها دقیقی که هیلمن استادانه برای سرِ کاکایی خندان طراحی کرد، بررسی کرد که کدامیک از ویژگیها باعث نوک زدن جوجهها میشوند.
جالب است که وجود غذا در دهان مدلها باعث افزایش نوک زدن نشد.
این موضوع نشان داد که حداقل در آغاز، نوک زدن رفتاری برای یافتن غذا نیست.
در واقع، هیلمن از مدلهای سادهای استفاده کرد تا در نهایت دریافت که جوجهها به میلۀ چوبی ساده هم نوک میزنند و میلههایی را ترجیح میدهند که قطر و طول آن بیش از همه شبیه منقار کاکایی خندان والد باشد.
علاوه بر این، جوجه وقتی بیش از همیشه نوک میزد که میلۀ چوبی با سرعتی مشابه با والد حرکت میکرد.
این رفتار به جای اینکه انجام غریزی رشته رفتارهایی برای یافتن غذا باشد، کاکایی خندان به صورت غیرارادی به استوانهای با قطر و سرعت مشخص نوک میزند.
عکسالعملهای غیرعادی ،حرکات سادۀ غیراکتسابی هستند که در پاسخ به محرکی خاص رخ میدهند.
این عکسالعملها در واقع نوعی رابطۀ سادۀ محرک-پاسخ هستند که ظاهراً انتخاب طبیعی در مغز جا داده است.
نمونۀ مشابه دیگر را میتوان در ساختار شبکیۀ چشم دید. رفتارهای مشابه صید شکار در قورباغهها، سوسمارها و سنجاقکها با کمک چشم برای اهدافی با اندازۀ بهینه مناسباند
در انسانها، عکسالمعلهای مرتبط شامل پاسخهای تکان داده دهان و مکیدن است که در آغاز تقریباً با هر تماس لب یا زبان نوزاد ایجاد میشود، ولی وقتی تماس با پستان شیرده رخ میدهد، این پاسخ مناسب غذا خوردن میشود.
دنبال غذا گشتن در جوجۀ کاکایی خندان رفتاری برای بقا است که شامل عکسالعمل سادۀ نوک زدن به شی استوانهای است و با این واقعیت ارتباط دارد که منشأ اصلی حرکت اشیا استوانهای در محیط جوجۀ پرنده در واقع منقار والد است.
این موضوع با این واقعیت ترکیب میشود که نوک زدن در پرندۀ والد منجر به قی کردن غذا میشود و بدین ترتیب جوجۀ تازه به دنیا آمده میتواند این غذا را بخورد.
این فرآیند رابطۀ مکانیکی سادهای است که در آغاز مستلزم هیچ رفتاری برای یافتن غذا نیست.
#دکتر_مانی_منوچهری
@Sciencemodern2
لذتشناسی حسی به این واقعیت اشاره دارد که بر طبق شواهدی که از مطالعات روی نوزادان درست پس از تولد بدست آمده است، برخی محرکها، مانند طعمهای شیرین، ذاتاً لذتبخش هستند و طعمهای تلخ لذتبخش نیستند.
این محرکهای ذاتاً لذتبخش یا ناخوشایند ممکن است سبب یادگیری تقویتی هم شوند.
تقویت مثبت در واقع فرآیند یادگیری اعمالی است که دریافت خروجی لذتبخش را افزایش میدهد و تقویت منفی به معنای یادگیری رفتاری است که مانع خروجیهای ناخوشایند میشود.
📍نقش غریزه اینجاست که رفتارهای پیچیده بدون اکتساب (یادگیری) انجام میشود. گرچه باید جانب احتیاط را نگه داشت، چون غریزه اصطلاحی است که غالباً چندان بررسی نشده است و به سختی میتوان گفت که کدام جنبههای رفتار غریزی و کدامیک اکتسابی هستند.
برای توضیح این مطلب، رفتار غذا خوردن را در کاکایی خندانLaughing gull، پرندۀ ساکن ساحل شرقی آمریکا، در نظر بگیرید.
همانند بسیاری از خانوادههای پرندگان، کاکایی خندان غذا را به دهان جوجههایش قی میکند(برميگرداند).
جوجۀ کاکایی خندان باید به منقار والدش نوک بزند و از غذای قیشده بخورد.
به سادگی میتوان نتیجه گرفت که جوجه صاحب غریزۀ غذا خوردن است که شامل رشته رفتارهای پیچیدهای است.
با این حال در دهۀ 1960، رشته مطالعات پروفسور جک هیلمن به صورت نظاممند این «غریزۀ غذا خوردن» در جوجۀ کاکایی خندان را بررسی کرد (این تحقیق در مقالهای با عنوان جسورانۀ «چرا غریزه اکتسابی است؟»به صورت خلاصه توضیح داده شده است).
با استفاده از مدلها دقیقی که هیلمن استادانه برای سرِ کاکایی خندان طراحی کرد، بررسی کرد که کدامیک از ویژگیها باعث نوک زدن جوجهها میشوند.
جالب است که وجود غذا در دهان مدلها باعث افزایش نوک زدن نشد.
این موضوع نشان داد که حداقل در آغاز، نوک زدن رفتاری برای یافتن غذا نیست.
در واقع، هیلمن از مدلهای سادهای استفاده کرد تا در نهایت دریافت که جوجهها به میلۀ چوبی ساده هم نوک میزنند و میلههایی را ترجیح میدهند که قطر و طول آن بیش از همه شبیه منقار کاکایی خندان والد باشد.
علاوه بر این، جوجه وقتی بیش از همیشه نوک میزد که میلۀ چوبی با سرعتی مشابه با والد حرکت میکرد.
این رفتار به جای اینکه انجام غریزی رشته رفتارهایی برای یافتن غذا باشد، کاکایی خندان به صورت غیرارادی به استوانهای با قطر و سرعت مشخص نوک میزند.
عکسالعملهای غیرعادی ،حرکات سادۀ غیراکتسابی هستند که در پاسخ به محرکی خاص رخ میدهند.
این عکسالعملها در واقع نوعی رابطۀ سادۀ محرک-پاسخ هستند که ظاهراً انتخاب طبیعی در مغز جا داده است.
نمونۀ مشابه دیگر را میتوان در ساختار شبکیۀ چشم دید. رفتارهای مشابه صید شکار در قورباغهها، سوسمارها و سنجاقکها با کمک چشم برای اهدافی با اندازۀ بهینه مناسباند
در انسانها، عکسالمعلهای مرتبط شامل پاسخهای تکان داده دهان و مکیدن است که در آغاز تقریباً با هر تماس لب یا زبان نوزاد ایجاد میشود، ولی وقتی تماس با پستان شیرده رخ میدهد، این پاسخ مناسب غذا خوردن میشود.
دنبال غذا گشتن در جوجۀ کاکایی خندان رفتاری برای بقا است که شامل عکسالعمل سادۀ نوک زدن به شی استوانهای است و با این واقعیت ارتباط دارد که منشأ اصلی حرکت اشیا استوانهای در محیط جوجۀ پرنده در واقع منقار والد است.
این موضوع با این واقعیت ترکیب میشود که نوک زدن در پرندۀ والد منجر به قی کردن غذا میشود و بدین ترتیب جوجۀ تازه به دنیا آمده میتواند این غذا را بخورد.
این فرآیند رابطۀ مکانیکی سادهای است که در آغاز مستلزم هیچ رفتاری برای یافتن غذا نیست.
#دکتر_مانی_منوچهری
@Sciencemodern2