⭕️ خلاصهای از مطلب:
🔹مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان میدهد، الگوی فعالیت مغز و چگونگی اتصال بخشهای مختلف در هر فرد متفاوت است و هرگز نمیتوان دو مغز کاملا مشابهی را پیدا کرد.
🔹این تحقیقات که با استفاده از تکنیک تصویربرداری fMRI صورت گرفته، نشان میدهد که الگوی عملکرد مغز هر داوطلب با داوطلب دیگر متفاوت است. محققان این تفاوت را اصطلاحا اثرانگشت شناختی نامیدهاند.
🔹محققان تا امروز بر این باور بودند که ساختار مغز افراد بدون درنظرگرفتن بهره هوشی و یک بیماری خاص، مشابه است و این مطالعه اولین بار است که الگوهای متفاوت مغز را مشخص میکند.
🔹محققان معتقدند که این تفاوت میتواند در درمان بیماریهای عصبی به شیوه متناسب با عملکرد مغز هر فرد موثر باشد و این مطالعه گام موثری در پیشبینی انواع بیماریهای مربوط به سیستم اعصاب است.
🔹همچنین دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه ییل با استفاده از اسکنهای افامآرآی توانستهاند دقیقا هوش افراد را پیشبینی کنند.
🔹دانشمندان اسکن افامآرآی ۱۲۶ بیمار را در «پروژه کانکتوم انسانی» که کنسرسیومی برای کمک به طراحی نقشه مغز انسان است، بررسی کرده و اتصالات پایداری را شناسایی کردند که دقیقا “هوش سیال” یا استدلال انتزاعی را پیشبینی میکردند.
🔹محققان دریافتند که هر چه نواحی خاصی در مغز بیشتر با یکدیگر گفتگو کنند، احتمال این امر که فرد با سرعت بیشتری اطلاعات را پردازش و استنتاج کند، بیشتر است. به عنوان مثال، ارتباط قوی بین لوبهای پیشانی و لوبهای آهیانهای که هر دو با عملکردهای سطح بالا ارتباط دارند، بطور دقیقی نمره هوش بالا را پیشبینی میکرد.
🔹دانشمندان این ارتباطات مغزی منحصر بفرد را به اثر انگشت تشبیه کرده و متذکر شدند که این شبکهها، هویت افراد را در بسیاری از موارد با دقت نسبتا کاملی شناسایی میکردند. این نقشههای ارتباطات ذهنی ممکن است در آینده برای پیشبینی رفتار و یا برنامههای آموزش و پرورش و بهداشت مناسب برای هر فرد به کار گرفته شوند.
✅ برای مطالعهی کامل مطلب، بر روی لینک زیر کلیک فرمایید 👇👇
🌐 https://goo.gl/eDjHd8
@Sciencemodern2
🔹مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان میدهد، الگوی فعالیت مغز و چگونگی اتصال بخشهای مختلف در هر فرد متفاوت است و هرگز نمیتوان دو مغز کاملا مشابهی را پیدا کرد.
🔹این تحقیقات که با استفاده از تکنیک تصویربرداری fMRI صورت گرفته، نشان میدهد که الگوی عملکرد مغز هر داوطلب با داوطلب دیگر متفاوت است. محققان این تفاوت را اصطلاحا اثرانگشت شناختی نامیدهاند.
🔹محققان تا امروز بر این باور بودند که ساختار مغز افراد بدون درنظرگرفتن بهره هوشی و یک بیماری خاص، مشابه است و این مطالعه اولین بار است که الگوهای متفاوت مغز را مشخص میکند.
🔹محققان معتقدند که این تفاوت میتواند در درمان بیماریهای عصبی به شیوه متناسب با عملکرد مغز هر فرد موثر باشد و این مطالعه گام موثری در پیشبینی انواع بیماریهای مربوط به سیستم اعصاب است.
🔹همچنین دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه ییل با استفاده از اسکنهای افامآرآی توانستهاند دقیقا هوش افراد را پیشبینی کنند.
🔹دانشمندان اسکن افامآرآی ۱۲۶ بیمار را در «پروژه کانکتوم انسانی» که کنسرسیومی برای کمک به طراحی نقشه مغز انسان است، بررسی کرده و اتصالات پایداری را شناسایی کردند که دقیقا “هوش سیال” یا استدلال انتزاعی را پیشبینی میکردند.
🔹محققان دریافتند که هر چه نواحی خاصی در مغز بیشتر با یکدیگر گفتگو کنند، احتمال این امر که فرد با سرعت بیشتری اطلاعات را پردازش و استنتاج کند، بیشتر است. به عنوان مثال، ارتباط قوی بین لوبهای پیشانی و لوبهای آهیانهای که هر دو با عملکردهای سطح بالا ارتباط دارند، بطور دقیقی نمره هوش بالا را پیشبینی میکرد.
🔹دانشمندان این ارتباطات مغزی منحصر بفرد را به اثر انگشت تشبیه کرده و متذکر شدند که این شبکهها، هویت افراد را در بسیاری از موارد با دقت نسبتا کاملی شناسایی میکردند. این نقشههای ارتباطات ذهنی ممکن است در آینده برای پیشبینی رفتار و یا برنامههای آموزش و پرورش و بهداشت مناسب برای هر فرد به کار گرفته شوند.
✅ برای مطالعهی کامل مطلب، بر روی لینک زیر کلیک فرمایید 👇👇
🌐 https://goo.gl/eDjHd8
@Sciencemodern2
نوروسافاری | دانش مغز و علوم اعصاب
نقشه فعالیتی
نوروسافاری| مطالعات محققان نشان می دهد، ساختار هیچ دو مغزی شبیه هم نیست و مغز هر فرد مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است. به گزارش نوروسافاری به نقل از ایسنا و ایرنا، مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان میدهد، الگوی فعالیت مغز و چگونگی اتصال بخشهای…
حالات و هیجانات ما ( مثلا عشق ) تابع ترکیبی از مدیاتورها یا نوروترانسمیتر های عصبی هستند .
بطور مثال در باب عشق آتشین ، ترکیبی از آدرنالین ، دوپامین ، هورمونهای جنسی و .. در مجموع یک سوپ هورمونی را در مغز میسازند که برآیند آنها ، احساس شعف انگیز عشق را در شما متبلور میکند .
حالا فرض کنید که شما و همسر یا شریک زندگیتان ، در اثر مرور زمان ، در حالی که از هر نظر هنوز به هم علاقمند هستید ، دچار رخوت جنسی میشوید و دیگر کششی به هم ندارید .
در این حالت توصیه نوروساینس به شما این است که با هم در ورزشها یا بازیهای خطرناک و هیجان انگیز شرکت کنید . تشریف ببرید دیزنی لند ، ترن هوایی سوار شوید / بروید با چتر پاراشوت بپرید / بروید یک فیلم ترسناک ببینید / و ..
این فعالیت ها ، هرچند ظاهرا ارتباطی به عشق آتشین یا کشش شما به هم ندارند ، اما از مسیر ایجاد هیجان و ترس ، ترشح سینپتیک یا آدرنالینی را در بدن شما فعال میکنند و طعم آن سوپ بی نمک ( بخوانید بی آدرنالین ) را درست میکنند .
انواع احساسات ما و طعم سوپ هورمونی مغز در آنها امروز شناخته شده اند و ما میدانیم برای احیای هر طعم ، از چه روشهای به ظاهر نامربوطی میشود بهره برد . مثلا با ماساژ گرفتن میشود طعم دوپامینی را اصلاح کرد . یا با ورزش سنگین و رزمی میشود باعث فوران تستاسترون شد .
بعضی اقسام هنر هم از همین فرآیندهای جانبی و ظاهرا بی ربط تبعیت میکنند .
در عین حال که عقل سلیم میگوید یک موسیقی آرامشبخش و ملایم باید انطباق بیشتر و مزیتهای زیستی بیشتری برای ما داشته باشد ، با کمال تعجب میبینیم یک موسیقی کوبنده و گوشخراش ، گاهی دوای بسیاری دردهاست .
به شرط آنکه خودتان شخصا در بطن آن باشید و این موسیقی را نیمه شب از منزل همسایه نشنوید !
هرقدر شرکت کردن در یک پارتی شبانه و قرار گرفتن در آن حجم صداهای گوشخراش برای شما لذتبخش است ، همان موسیقی دارد مثل مته ، مغز همسایه را سوراخ میکند!
میبینید که محتوای یکسان ، در زمینه یا کانتکست متفاوت ، اثرات کاملا متضاد دارد .
یکی دارد پایکوبی میکند / دیگری دارد بالش را روی سرش فشار میدهد و برای زنگ زدن به پلیس ، نگاه به عقربه های ساعت می اندازد .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
بطور مثال در باب عشق آتشین ، ترکیبی از آدرنالین ، دوپامین ، هورمونهای جنسی و .. در مجموع یک سوپ هورمونی را در مغز میسازند که برآیند آنها ، احساس شعف انگیز عشق را در شما متبلور میکند .
حالا فرض کنید که شما و همسر یا شریک زندگیتان ، در اثر مرور زمان ، در حالی که از هر نظر هنوز به هم علاقمند هستید ، دچار رخوت جنسی میشوید و دیگر کششی به هم ندارید .
در این حالت توصیه نوروساینس به شما این است که با هم در ورزشها یا بازیهای خطرناک و هیجان انگیز شرکت کنید . تشریف ببرید دیزنی لند ، ترن هوایی سوار شوید / بروید با چتر پاراشوت بپرید / بروید یک فیلم ترسناک ببینید / و ..
این فعالیت ها ، هرچند ظاهرا ارتباطی به عشق آتشین یا کشش شما به هم ندارند ، اما از مسیر ایجاد هیجان و ترس ، ترشح سینپتیک یا آدرنالینی را در بدن شما فعال میکنند و طعم آن سوپ بی نمک ( بخوانید بی آدرنالین ) را درست میکنند .
انواع احساسات ما و طعم سوپ هورمونی مغز در آنها امروز شناخته شده اند و ما میدانیم برای احیای هر طعم ، از چه روشهای به ظاهر نامربوطی میشود بهره برد . مثلا با ماساژ گرفتن میشود طعم دوپامینی را اصلاح کرد . یا با ورزش سنگین و رزمی میشود باعث فوران تستاسترون شد .
بعضی اقسام هنر هم از همین فرآیندهای جانبی و ظاهرا بی ربط تبعیت میکنند .
در عین حال که عقل سلیم میگوید یک موسیقی آرامشبخش و ملایم باید انطباق بیشتر و مزیتهای زیستی بیشتری برای ما داشته باشد ، با کمال تعجب میبینیم یک موسیقی کوبنده و گوشخراش ، گاهی دوای بسیاری دردهاست .
به شرط آنکه خودتان شخصا در بطن آن باشید و این موسیقی را نیمه شب از منزل همسایه نشنوید !
هرقدر شرکت کردن در یک پارتی شبانه و قرار گرفتن در آن حجم صداهای گوشخراش برای شما لذتبخش است ، همان موسیقی دارد مثل مته ، مغز همسایه را سوراخ میکند!
میبینید که محتوای یکسان ، در زمینه یا کانتکست متفاوت ، اثرات کاملا متضاد دارد .
یکی دارد پایکوبی میکند / دیگری دارد بالش را روی سرش فشار میدهد و برای زنگ زدن به پلیس ، نگاه به عقربه های ساعت می اندازد .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
🔦اسکیزوفرنی و حشیش؛ ژن های مشترک
پژوهش هایی که تا به حال انجام شده ارتباط بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا را نشان داده اند اما هیچ یک از این مطالعات تفسیر و توضیح مشخصی از چگونگی این ارتباط به دست نیاورده اند.
دکتر Robert power سرپرست تیم پژوهشی از موسسه
King’s College London
می گوید: «پژوهش هایی که در گذشته انجام شده نشان می دهند که ارتباطی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد. ما در پژوهش خود بر آن بودیم که بررسی کنیم آیا ارتباط مستقیمی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد یا ممکن است ژن های مشترکی، هم در ابتلا به اسکیزوفرنیا و هم در گرایش به مصرف حشیش دخیل باشند».
اگر چه علت اسکیزوفرنیا ناشناخته است، محققان بر این باورند که ترکیب عوامل جسمی، ژنتیکی، روانشناختی و محیطی می تواند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد. پژوهش های پیشین دریافته اند واریانس و دگرگونی های ژنتیکی متعددی با خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا مرتبط است.
این مطالعه جدید شامل 2082 فرد سالم بود که 1011 نفر از آن ها حشیش مصرف می کردند. برای هر شرکت کننده، نیمرخ ژنتیکی- تعداد ژن هایی که با اسکیزوفرنیا مرتبط هستند- بررسی و اندازه گیری شد. یافته های حاصل نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد ابتلا به اسکیزوفرنیا هستند، با احتمال بیشتری به مصرف حشیش روی می آورند.
@sciencemodern2
دکتر Power در این رابطه می افزاید: «ما می دانیم که مصرف حشیش خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را افزایش می دهد و مطالعه ما ناقض این موضوع نیست. بلکه مطالعه ما نشان می دهد به احتمال زیاد ارتباط بین اسکیزوفرنیا و حشیش ارتباطی مستقیم و علت و معلولی نیست، بلکه این اشتراک ژن ها است که باعث می شود افرادی که استعداد ژنتیکی بیشتری برای ابتلا به اسکیزوفرنیا دارند، بیشتر به مصرف حشیش گرایش پیدا کنند».
برگرفته از کانال زیگموند فروید
منبع:
http://psychcentral.com/news/2014/07/05/schizophrenia-cannabis-use-may-share-common-genes/72107.html
پژوهش هایی که تا به حال انجام شده ارتباط بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا را نشان داده اند اما هیچ یک از این مطالعات تفسیر و توضیح مشخصی از چگونگی این ارتباط به دست نیاورده اند.
دکتر Robert power سرپرست تیم پژوهشی از موسسه
King’s College London
می گوید: «پژوهش هایی که در گذشته انجام شده نشان می دهند که ارتباطی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد. ما در پژوهش خود بر آن بودیم که بررسی کنیم آیا ارتباط مستقیمی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد یا ممکن است ژن های مشترکی، هم در ابتلا به اسکیزوفرنیا و هم در گرایش به مصرف حشیش دخیل باشند».
اگر چه علت اسکیزوفرنیا ناشناخته است، محققان بر این باورند که ترکیب عوامل جسمی، ژنتیکی، روانشناختی و محیطی می تواند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد. پژوهش های پیشین دریافته اند واریانس و دگرگونی های ژنتیکی متعددی با خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا مرتبط است.
این مطالعه جدید شامل 2082 فرد سالم بود که 1011 نفر از آن ها حشیش مصرف می کردند. برای هر شرکت کننده، نیمرخ ژنتیکی- تعداد ژن هایی که با اسکیزوفرنیا مرتبط هستند- بررسی و اندازه گیری شد. یافته های حاصل نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد ابتلا به اسکیزوفرنیا هستند، با احتمال بیشتری به مصرف حشیش روی می آورند.
@sciencemodern2
دکتر Power در این رابطه می افزاید: «ما می دانیم که مصرف حشیش خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را افزایش می دهد و مطالعه ما ناقض این موضوع نیست. بلکه مطالعه ما نشان می دهد به احتمال زیاد ارتباط بین اسکیزوفرنیا و حشیش ارتباطی مستقیم و علت و معلولی نیست، بلکه این اشتراک ژن ها است که باعث می شود افرادی که استعداد ژنتیکی بیشتری برای ابتلا به اسکیزوفرنیا دارند، بیشتر به مصرف حشیش گرایش پیدا کنند».
برگرفته از کانال زیگموند فروید
منبع:
http://psychcentral.com/news/2014/07/05/schizophrenia-cannabis-use-may-share-common-genes/72107.html
181017_001
My Recording
◽️ فایل صوتی نقد کتاب «انسان خردمند» اثر یووال نوح حراری
✅ ارزیابی علمی کتاب
✅ نقد نگارش تاریخ جهانِ بی ایران
sherwin_vakili
✅ ارزیابی علمی کتاب
✅ نقد نگارش تاریخ جهانِ بی ایران
sherwin_vakili
Modern Science
My Recording – 181017_001
MEHRDAD, [19.10.18 05:34 PM]
خب دوستان درود
بدنبال انتشار نقد دکتر وکیلی از کتاب آقای هراری ، جالب ترین چیزی که من دیدم این بود که دوستان چندان به محتوای نقد نپرداختند و اغلب فقط تکیه بر معرفی ارائه شده از طرف دکتر وکیلی در باب هراری داشتند و آن را مغالطه برشمرده اند .
در اینجا تلاش میکنم به نکات کوچک ولی بسیار مهمی اشاره کنم که احتمالا سنگ بنای آزادیهای مشروع را تحت تاثیر قرار میدهد و صد البته برای میهن عزیز ما ، بیگانه است .
موضوع اول اینکه بسی مایه امیدواری است که دوستان مغالطات را میشناسند و این قدم اول در باب نگاه خردمندانه و عقلگرایی است . اما ...
به عنوان یک اصل در هنر استدلال ، همواره شنیده ایم که درستی یا نادرستی یک گزاره ، مستقل از شخصیت ، باور یا منش گوینده است . مثلا گزاره :
" شوهرٍ خواهرٍ زن شما ، باجناق شماست " یک گزاره منطقی است و تفاوتی نمیکند گوینده آن مرد باشد یا زن / سیوسیالیست باشد یا لیبرال / استریت باشد یا گی / مجرد باشد یا متاهل / شمر ذی الجوشن باشد یا امام شهید .
اما دقت بفرمایید همیشه ما با گزاره های واحد منطقی و موضوعات توصیفی ( دیسکریپتیو ) روبرو نیستیم .
گاهی افراد ، دارند در مورد نظرات شخصی یا موضوعات هنجاری ( نورماتیو ) گفتگو میکنند . بطور مثال اگر بنده دارم در باب موضوع نحوه تقسیم ثروت در جامعه نظر میدهم ، دیدگاه سیاسی من منشاء اثر است و دیگر نمیشود گفت ، آن بد و خوبی که من تشخیص میدهم ، و آنچه ادا میکنم ، مستقل از باور سیاسی من است . پس اگر مجری یک گفتگو بخواهد مرا معرفی کند ، همزمان میگوید که قبادیان از دیدگاه - مثلا - لیبرال - دفاع میکند .
این برای شنوندگان یا بینندگان یک حق است که پیشاپیش بدانند قرار است به اراجیف چه کسی ، با چه پیشینه و باور و تخصص و ... گوش کنند و ببینند " ارزش " وقتی که میگذارند را دارد یا خیر .
این موضوع وقتی کالا یا خدماتی " فروخته " میشود ، بسیار پررنگ تر است . خواننده یا خریدار یک کتاب / کالا / خدمت ، حق دارد تمامی اطلاعات شخصی مرتبط با موضوع اثر یا خدمت را در رابطه با ارائه دهنده یا فروشنده ، داشته باشد .
مرتبط بودن با موضوع یعنی چه ؟
اجازه بدهید باز یک مثال منطقی بزنیم .
بار حقوقی و جزایی و حتی اجتماعی رفتار هر فرد ، بر دوش خودش است . یعنی نمیشود کسی را بخاطر جرم یا عملکرد نادرست اقوام یا نزدیکانش نکوهش کرد . پس عقلا اگر من دزدی کنم ، باری متوجه پدرم نخواهد بود .
اما اگر پدر بنده قرار بود وزیر فرهنگ و آموزش عالی یا وزیر آموزش و پرورش وقت بشود و از 3 تا فرزندش دو تا دزد و یکی جاعل از کار در آمده بود ، میشد به قاعده عقلی گفت : جرم فرزندان بالغ ایشان ، دخلی به پدرشان ندارد ؟
البته که خیر !
باید گفت قبل از در دست گرفتن سکان آموزش و پرورش تمام بچه های ملت ، میبایست سه تا آقا زاده خودش را درست پرورش میداد !
و اما در حوزه آزادی های فردی / شخصیت حقیقی و حقوقی
اینکه جناب آقای هراری شوهر کرده ، در حوزه آزادی های شخصی است و درست مثل باورهای دینی ایشان ، غیر قابل نقد و تفتیش . به کسی چه مربوط که دیگری در چهار دیواری اختیاری خودش چه میکند ؟
اصلا ایشان بروند هر شب یک شوهر کنند ... کور شود هر آنکه نتواند دید .
اما به محض اینکه ایشان منش یا سلیقه جنسی خودشان را از تریبونهای عمومی و با هدف تحت تاثیر قرار دادن اذهان منتشر میکنند و در سخنرانی ها مکررا شوهر کردنشان را به رخ دیگران میکشند ، و تبیین نظراتشان را در هاله آن قرار میدهند ، فرصت نقد نظراتشان برای همگان محفوظ است .
دقت بفرمایید که آنچه مقدس است ، ساحت انسانی افراد است و نه باورها و رفتارشان . هر باور و رفتاری به محض بروز قابل نقد است . کسی هم به شخص آقای هراری - به عنوان یک همجنسگرا - توهین نکرده . موضوع فقط باز اعلام این نکته است که قبلا توسط خودشان علنی شده و مورد تاکید هم قرار گرفته و این گرایش احتمالا در نقطه نظرات شخصی ایشان و مطالبی که به قلم طبع می آرایند و میفروشند ، بی تاثیر نیست .
پس خریدار کتاب حق دارد این موضوع غیر خصوصی و علنی را بداند تا میزان تاثیر پذیری نویسنده را از این گرایش ( درست مثل گرایش ایشان به سوسیالیسم رادیکال ) حین خواندن اثر در نظر داشته باشد .
اتفاقا به عقیده من ، تاکید هراری بر این موضوعات ، نوعی نقش مارکتینگ دارد . وگرنه دلیلی نداشت ایشان روی نقش جنسی خودشان در رابطه خصوصی ، این مقدار تاکید کنند .
موضوع دیگر فرق شخصیت حقیقی و حقوقی
اگر بیل کلینتون به عنوان یک فرد حقیقی همزمان 4 تا هم معشوقه داشته باشد ، به کسی ربطی ندارد و این در حوزه آزادی های فردی است . اما اگر به عنوان رییس جمهوری ایالات متحده ، در اتاق کارش با منشی خوشگلش عشقبازی کرد ، اینجا دیگر آن شخصیت حقیقی در کار نیست .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
خب دوستان درود
بدنبال انتشار نقد دکتر وکیلی از کتاب آقای هراری ، جالب ترین چیزی که من دیدم این بود که دوستان چندان به محتوای نقد نپرداختند و اغلب فقط تکیه بر معرفی ارائه شده از طرف دکتر وکیلی در باب هراری داشتند و آن را مغالطه برشمرده اند .
در اینجا تلاش میکنم به نکات کوچک ولی بسیار مهمی اشاره کنم که احتمالا سنگ بنای آزادیهای مشروع را تحت تاثیر قرار میدهد و صد البته برای میهن عزیز ما ، بیگانه است .
موضوع اول اینکه بسی مایه امیدواری است که دوستان مغالطات را میشناسند و این قدم اول در باب نگاه خردمندانه و عقلگرایی است . اما ...
به عنوان یک اصل در هنر استدلال ، همواره شنیده ایم که درستی یا نادرستی یک گزاره ، مستقل از شخصیت ، باور یا منش گوینده است . مثلا گزاره :
" شوهرٍ خواهرٍ زن شما ، باجناق شماست " یک گزاره منطقی است و تفاوتی نمیکند گوینده آن مرد باشد یا زن / سیوسیالیست باشد یا لیبرال / استریت باشد یا گی / مجرد باشد یا متاهل / شمر ذی الجوشن باشد یا امام شهید .
اما دقت بفرمایید همیشه ما با گزاره های واحد منطقی و موضوعات توصیفی ( دیسکریپتیو ) روبرو نیستیم .
گاهی افراد ، دارند در مورد نظرات شخصی یا موضوعات هنجاری ( نورماتیو ) گفتگو میکنند . بطور مثال اگر بنده دارم در باب موضوع نحوه تقسیم ثروت در جامعه نظر میدهم ، دیدگاه سیاسی من منشاء اثر است و دیگر نمیشود گفت ، آن بد و خوبی که من تشخیص میدهم ، و آنچه ادا میکنم ، مستقل از باور سیاسی من است . پس اگر مجری یک گفتگو بخواهد مرا معرفی کند ، همزمان میگوید که قبادیان از دیدگاه - مثلا - لیبرال - دفاع میکند .
این برای شنوندگان یا بینندگان یک حق است که پیشاپیش بدانند قرار است به اراجیف چه کسی ، با چه پیشینه و باور و تخصص و ... گوش کنند و ببینند " ارزش " وقتی که میگذارند را دارد یا خیر .
این موضوع وقتی کالا یا خدماتی " فروخته " میشود ، بسیار پررنگ تر است . خواننده یا خریدار یک کتاب / کالا / خدمت ، حق دارد تمامی اطلاعات شخصی مرتبط با موضوع اثر یا خدمت را در رابطه با ارائه دهنده یا فروشنده ، داشته باشد .
مرتبط بودن با موضوع یعنی چه ؟
اجازه بدهید باز یک مثال منطقی بزنیم .
بار حقوقی و جزایی و حتی اجتماعی رفتار هر فرد ، بر دوش خودش است . یعنی نمیشود کسی را بخاطر جرم یا عملکرد نادرست اقوام یا نزدیکانش نکوهش کرد . پس عقلا اگر من دزدی کنم ، باری متوجه پدرم نخواهد بود .
اما اگر پدر بنده قرار بود وزیر فرهنگ و آموزش عالی یا وزیر آموزش و پرورش وقت بشود و از 3 تا فرزندش دو تا دزد و یکی جاعل از کار در آمده بود ، میشد به قاعده عقلی گفت : جرم فرزندان بالغ ایشان ، دخلی به پدرشان ندارد ؟
البته که خیر !
باید گفت قبل از در دست گرفتن سکان آموزش و پرورش تمام بچه های ملت ، میبایست سه تا آقا زاده خودش را درست پرورش میداد !
و اما در حوزه آزادی های فردی / شخصیت حقیقی و حقوقی
اینکه جناب آقای هراری شوهر کرده ، در حوزه آزادی های شخصی است و درست مثل باورهای دینی ایشان ، غیر قابل نقد و تفتیش . به کسی چه مربوط که دیگری در چهار دیواری اختیاری خودش چه میکند ؟
اصلا ایشان بروند هر شب یک شوهر کنند ... کور شود هر آنکه نتواند دید .
اما به محض اینکه ایشان منش یا سلیقه جنسی خودشان را از تریبونهای عمومی و با هدف تحت تاثیر قرار دادن اذهان منتشر میکنند و در سخنرانی ها مکررا شوهر کردنشان را به رخ دیگران میکشند ، و تبیین نظراتشان را در هاله آن قرار میدهند ، فرصت نقد نظراتشان برای همگان محفوظ است .
دقت بفرمایید که آنچه مقدس است ، ساحت انسانی افراد است و نه باورها و رفتارشان . هر باور و رفتاری به محض بروز قابل نقد است . کسی هم به شخص آقای هراری - به عنوان یک همجنسگرا - توهین نکرده . موضوع فقط باز اعلام این نکته است که قبلا توسط خودشان علنی شده و مورد تاکید هم قرار گرفته و این گرایش احتمالا در نقطه نظرات شخصی ایشان و مطالبی که به قلم طبع می آرایند و میفروشند ، بی تاثیر نیست .
پس خریدار کتاب حق دارد این موضوع غیر خصوصی و علنی را بداند تا میزان تاثیر پذیری نویسنده را از این گرایش ( درست مثل گرایش ایشان به سوسیالیسم رادیکال ) حین خواندن اثر در نظر داشته باشد .
اتفاقا به عقیده من ، تاکید هراری بر این موضوعات ، نوعی نقش مارکتینگ دارد . وگرنه دلیلی نداشت ایشان روی نقش جنسی خودشان در رابطه خصوصی ، این مقدار تاکید کنند .
موضوع دیگر فرق شخصیت حقیقی و حقوقی
اگر بیل کلینتون به عنوان یک فرد حقیقی همزمان 4 تا هم معشوقه داشته باشد ، به کسی ربطی ندارد و این در حوزه آزادی های فردی است . اما اگر به عنوان رییس جمهوری ایالات متحده ، در اتاق کارش با منشی خوشگلش عشقبازی کرد ، اینجا دیگر آن شخصیت حقیقی در کار نیست .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
Modern Science
MEHRDAD, [19.10.18 05:34 PM] خب دوستان درود بدنبال انتشار نقد دکتر وکیلی از کتاب آقای هراری ، جالب ترین چیزی که من دیدم این بود که دوستان چندان به محتوای نقد نپرداختند و اغلب فقط تکیه بر معرفی ارائه شده از طرف دکتر وکیلی در باب هراری داشتند و آن را مغالطه…
MEHRDAD, [19.10.18 05:34 PM]
اینجا شخصیت حقوقی ایشان باید پاسخگو باشد .
اگر رسانه ها موضوع را بمباران خبری کردند ، نمیشود گفت چرا در زندگی جنسی یک شهروند سرک کشیدید !
و پایان سخن اینکه ...
یکی از مشکلات رایج استدلالی بشر " خطای سوگیری " است .
به زبان ساده ، همه ما ابنای بشر ، تلاش میکنیم از دانسته ها و باورها و سلایق خودمان دفاع کنیم و در این راستا ، حقیقتا منصف نیستیم . فی الواقع میمها تلاش میکنند با سرعت و قدرت هر چه تمام تر از ذهن ما بر اذهان دیگر سوار شوند و ما را وادار به استدلال و حتی سفسطه میکنند تا بستر اذهان هدف ، برای پذیرش و کپی سازی میم ( بخوانید باور ) آماده شود .
از آنجا که سو گیری اغلب اوقات اجتناب ناپذیر است ، خریدار یک اثر / کالا / خدمت ، حق دارد اطلاعات زمینه ای مرتبطی را که میتواند این سوگیری را در جهت موافق یا مخالف تحت تاثیر قرار دهد ، در اختیار داشته باشد.
#دکتر_مهرداد_قبادیان
اینجا شخصیت حقوقی ایشان باید پاسخگو باشد .
اگر رسانه ها موضوع را بمباران خبری کردند ، نمیشود گفت چرا در زندگی جنسی یک شهروند سرک کشیدید !
و پایان سخن اینکه ...
یکی از مشکلات رایج استدلالی بشر " خطای سوگیری " است .
به زبان ساده ، همه ما ابنای بشر ، تلاش میکنیم از دانسته ها و باورها و سلایق خودمان دفاع کنیم و در این راستا ، حقیقتا منصف نیستیم . فی الواقع میمها تلاش میکنند با سرعت و قدرت هر چه تمام تر از ذهن ما بر اذهان دیگر سوار شوند و ما را وادار به استدلال و حتی سفسطه میکنند تا بستر اذهان هدف ، برای پذیرش و کپی سازی میم ( بخوانید باور ) آماده شود .
از آنجا که سو گیری اغلب اوقات اجتناب ناپذیر است ، خریدار یک اثر / کالا / خدمت ، حق دارد اطلاعات زمینه ای مرتبطی را که میتواند این سوگیری را در جهت موافق یا مخالف تحت تاثیر قرار دهد ، در اختیار داشته باشد.
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" قصد دارند برای از بین بردن باکتریهای مقاوم در برابر دارو، آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک را با هم ترکیب کنند.پژهشگران قصد دارند برای مقابله با باکتریهای مقاوم در برابر دارو، از باکتریهای "پروبیوتیک" (probiotic) استفاده کنند. باکتریهای پروبیوتیک، علاوه بر کمک به گوارش، مولکولهای پیچیده و ترکیباتی مانند ویتامینها و آنتی بیوتیکهای گوناگون تولید میکنند که برای بدن مفید هستند.
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" (MIT) در بررسی خود نشان دادهاند که با رساندن ترکیبی از داروهای آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک، میتوان دو سویه باکتری مقاوم در برابر دارو را که اغلب موجب عفونت زخم میشوند، ریشهکن کرد. آنها برای این کار، باکتری پروبیوتیک را در کپسولی از جنس "آلژینات" (alginate) قرار دادند. آلژینات، یک ماده سازگار با محیط زیست است که اجازه نمیدهد آنتیبیوتیکها، باکتریهای پروبیوتیک را از بین ببرند.
"آنا جکلنس" (Ana Jaklenec)، پژوهشگر دانشگاه ام.آی.تی و از نویسندگان این پروژه گفت: باکتریهای بسیاری وجود دارند که در برابر آنتیبیوتیکها مقاوم هستند و یک مشکل جدی برای سلامتی انسان به شمار میروند. ما فکر میکنیم یکی از راههای مقابله با این مشکل، قرار دادن باکتری پروبیوتیک زنده در کپسول است.
"زیهاو لی" (Zhihao Li)، پژوهشگر سابق دانشگاه ام.آی.تی و نویسنده ارشد این پروژه گفت: ما ترکیبات مولکولی زیستلایههای باکتریها را بررسی کردیم و دریافتیم که آلژینات، نقش بسیار مهمی در مقاومت باکتریهای عفونی مانند "سودومونا" (Pseudomonas) دارد، اما تاکنون هیچکس از این توانایی برای محافظت از باکتریهای خوب در برابر آنتیبیوتیکها استفاده نکرده است.
به گفته پژوهشگران، اگر آزمایشهای این کپسول روی حیوان و انسان موفقیتآمیز باشد، میتوان از آن برای ترمیم زخمهای مزمن عفونی استفاده کرد.
این پژوهش، در مجله " Advanced Materials" به چاپ رسید.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" قصد دارند برای از بین بردن باکتریهای مقاوم در برابر دارو، آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک را با هم ترکیب کنند.پژهشگران قصد دارند برای مقابله با باکتریهای مقاوم در برابر دارو، از باکتریهای "پروبیوتیک" (probiotic) استفاده کنند. باکتریهای پروبیوتیک، علاوه بر کمک به گوارش، مولکولهای پیچیده و ترکیباتی مانند ویتامینها و آنتی بیوتیکهای گوناگون تولید میکنند که برای بدن مفید هستند.
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" (MIT) در بررسی خود نشان دادهاند که با رساندن ترکیبی از داروهای آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک، میتوان دو سویه باکتری مقاوم در برابر دارو را که اغلب موجب عفونت زخم میشوند، ریشهکن کرد. آنها برای این کار، باکتری پروبیوتیک را در کپسولی از جنس "آلژینات" (alginate) قرار دادند. آلژینات، یک ماده سازگار با محیط زیست است که اجازه نمیدهد آنتیبیوتیکها، باکتریهای پروبیوتیک را از بین ببرند.
"آنا جکلنس" (Ana Jaklenec)، پژوهشگر دانشگاه ام.آی.تی و از نویسندگان این پروژه گفت: باکتریهای بسیاری وجود دارند که در برابر آنتیبیوتیکها مقاوم هستند و یک مشکل جدی برای سلامتی انسان به شمار میروند. ما فکر میکنیم یکی از راههای مقابله با این مشکل، قرار دادن باکتری پروبیوتیک زنده در کپسول است.
"زیهاو لی" (Zhihao Li)، پژوهشگر سابق دانشگاه ام.آی.تی و نویسنده ارشد این پروژه گفت: ما ترکیبات مولکولی زیستلایههای باکتریها را بررسی کردیم و دریافتیم که آلژینات، نقش بسیار مهمی در مقاومت باکتریهای عفونی مانند "سودومونا" (Pseudomonas) دارد، اما تاکنون هیچکس از این توانایی برای محافظت از باکتریهای خوب در برابر آنتیبیوتیکها استفاده نکرده است.
به گفته پژوهشگران، اگر آزمایشهای این کپسول روی حیوان و انسان موفقیتآمیز باشد، میتوان از آن برای ترمیم زخمهای مزمن عفونی استفاده کرد.
این پژوهش، در مجله " Advanced Materials" به چاپ رسید.
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
😳آیا مارمولک ها همانند انسانها خواب می بینند؟
👨👩👦👦محققان اثبات کرده اند که مارمولک ها دو حالت خواب را نشان می دهند، درست شبیه انسان ها، پستانداران دیگر و پرندگان.
👨👩👦👦آنها این نتایج را بر اساس تحقیقی که در سال 2016 بر روی دراگون ریش دار و بررسی خواب بر روی مارمولک دیگر(تگو آرژانتینی) انجام شد، بدست آوردند.آنها به هیچ وجه به اختلاف بین گونه های مختلف اشاره نکردند که این موضوع باعث مطرح شدن پرسش های جدیدی در مورد ریشه حالت های خواب شد.
❇️در طول خواب ، بدن بسیاری از از فعالیت های حیاتی مثل حذف مواد متابولیکی از مغز، تولید پروتئین و دوباره پر کردن ذخیره انرژی، تنظیم حرارت و تولید هورمون را انجام می دهد که مشخص شد این پدیده فیزیکی در قلمرو حیوانات مشترک است. اما دانشمندان مدت های طولانی فکر می کردند که تنها پستانداران و پرندگان دو حالت مجزای خواب را تجربه می کنند؛ امواج ارام و خواب پارادوکیک که دومی به رویا دیدن مرتبط می شود یک مرحله پیچیده است که بدن در این حالت رفتارهایی را بین خواب و بیداری از خود نشان می دهد(حد فاصل بین خواب و بیداری). آنها بعدها این فرضیه را عنوان کردند که چنین حالاتی ازخواب از اجداد مشترک پستاندارن و خزندگان از 350 میلیون سال پیش ریشه داشته است.
@Sciencemodern2
🔷لینک خبر👇👇
https://www.sciencedaily.com/releases/2018/10/181011143059.htm
@Sciencemodern2
👨👩👦👦محققان اثبات کرده اند که مارمولک ها دو حالت خواب را نشان می دهند، درست شبیه انسان ها، پستانداران دیگر و پرندگان.
👨👩👦👦آنها این نتایج را بر اساس تحقیقی که در سال 2016 بر روی دراگون ریش دار و بررسی خواب بر روی مارمولک دیگر(تگو آرژانتینی) انجام شد، بدست آوردند.آنها به هیچ وجه به اختلاف بین گونه های مختلف اشاره نکردند که این موضوع باعث مطرح شدن پرسش های جدیدی در مورد ریشه حالت های خواب شد.
❇️در طول خواب ، بدن بسیاری از از فعالیت های حیاتی مثل حذف مواد متابولیکی از مغز، تولید پروتئین و دوباره پر کردن ذخیره انرژی، تنظیم حرارت و تولید هورمون را انجام می دهد که مشخص شد این پدیده فیزیکی در قلمرو حیوانات مشترک است. اما دانشمندان مدت های طولانی فکر می کردند که تنها پستانداران و پرندگان دو حالت مجزای خواب را تجربه می کنند؛ امواج ارام و خواب پارادوکیک که دومی به رویا دیدن مرتبط می شود یک مرحله پیچیده است که بدن در این حالت رفتارهایی را بین خواب و بیداری از خود نشان می دهد(حد فاصل بین خواب و بیداری). آنها بعدها این فرضیه را عنوان کردند که چنین حالاتی ازخواب از اجداد مشترک پستاندارن و خزندگان از 350 میلیون سال پیش ریشه داشته است.
@Sciencemodern2
🔷لینک خبر👇👇
https://www.sciencedaily.com/releases/2018/10/181011143059.htm
@Sciencemodern2
#دکترمهردادقبادیان
از آنجا که اسم گروه ارزشمندتان علم و فلسفه است ، بدنبال بحث ی در باب خشونت و ریشه های ژنتیکی و اکتسابی از محیط آن ، گفتم چند خطی خدمتتان تقدیم کنم تا ببینیم نظر دوستان چیست .
عرض شد که استعداد بروز خشونت ، توسط عوامل ژنتیکی به ما به ارث میرسد ، ولی میزان تحمل یا تولورنس ما قبل از بروز خشونت ، و همینطور عمق خشونتی که به خرج میدهیم ، از آموزه های محیطی ( بخصوص کودکی ) اکتساب میشود .
با این حساب حتی اگر کسی از والدین خشن متولد شود ، محیط تربیتی مناسب ، میتواند از او آدمی بردبار و تسامح گر بسازد .
با این حساب باید عرض کنم ، بد یا خوب ، درست یا نادرست ، خواست خدا یا اقتضای طبیعت ، ما آدمها بی آنکه در موضوع دخل و تصرفی داشته باشیم ، ژنها و خصوصیاتی را از والدین به ارث میبریم و تحت تعالیم پرورشی محیط و والدینی قرار میگیریم که خود انتخاب نکرده ایم .
همینجا ترمز کنید تا بطور موازی به یک موضوع دیگر هم بپردازیم .
آیا رانندگی کردن یک حق است ؟
یعنی هر کسی که بتواند بنشیند پشت غربیلک فرمان و پایش را بگذارد روی گاز ، حق رانندگی دارد ؟
بعله . پاسخ مثبت است . هر کسی حق رانندگی دارد ، به شرط آنکه در بیابان خالی از سکنه رانندگی کند .
اما اگر بخواهید در شهر یا مدنیت زندگی کنید ، دیگر رانندگی کردن یک حق نیست و این حق ذاتی ، را باید در مقابل حق عضویت در کلوپ زندگی شهری ، از خودتان سلب کنید .
حالا گواهینامه رانندگی در شهر ، میشود یک امتیاز .
یعنی باید تشریف ببرید صلاحیت خودتان را ثابت کنید تا بتوانید امتیاز رانندگی را بدست آورید .
حالا اگر بدون کسب امتیاز و دریافت گواهینامه رفتید و نشستید پشت فرمان ، چه رخ میدهد ؟
حق زندگی کردن در شهر و تمدن از شما سلب میشود و تشریف میبرید زندان .... ایزوله !
خب با این مقدمه برسیم به سئوال اصلی :
آیا تولید مثل کردن و فرزند آوری ( و پیرو آن فرزند پروری ) یک حق است ؟
یعنی همانطور که هر کس پایش به پدال گاز میرسد ، میتواند رانندگی کند ... هر کس به بلوغ جسمی رسید و جفتی هم پیدا کرد ، حق تولید مثل دارد ؟
فرقی نمیکند که بوجود آوردن یک انسان ، چه میزان رنج یا شادکامی را برای شخص و جامعه رقم میزند ؟
پاسخ این سئوال البته به سادگی پاسخ دادن به امتیاز یا گواهینامه رانندگی نیست !
چرا که موضوع وجوه متعدد علمی / اخلاقی دارد .
موضوع اول مرتبط با آن کودکی است که بوجود می آید . بطور مثال میشود با کم عقلی یا احساسات ، یک آدمی را با ایرادات ژنتیکی بوجود آورد و این رنج بزرگ را برای یک انسان ( که الان هنوز وجود ندارد ) فراهم کرد ؟
موضوع دوم اینکه آیا خطکش یا اشل و میزانی وجود دارد که بشود افراد را شایسته تربیت فرزند یا حتی تامین معاش و بهداشت روان و صد نیاز دیگر یک کودک به حساب آورد ؟
موضوع سوم اینکه فرگشت یک سازوکار کور است و نمیشود بدقت پیشبینی کرد که کدام خصایص ( که امروز مفید فایده هستند ) فردا مفید یا مضر خواهند بود . فی المثل آیا با ریشه کردن کم خونی داسی که یک مشکل ژنتیکی است ، احتمال انقراض بشر در اثر مالاریا را افزایش نمیدهیم ؟
موضوع چهارم اینکه آیا میتوان با ممانعت از تولید مثل برخی افراد ( به هر دلیل ) آن زنجیره زاد و ولد از هزاران نسل و اجدادشان را که متحمل بسیاری تلاشها و رنج ها شده اند تا فرزندانشان را بپرورانند ، گسست ؟
به زبان ساده اگر از تولید مثل من جلوگیری شود ، میشود اخلاقا پاسخ رنجها و مرارتها و تلاشهای پدر و مادر و اجدادم را داد و نسل آنها را مقطوع کرد ؟
شاید بخواهیم با همان استدلال که زندگی متمدنانه با محدودیت های خودخواسته همراه است ، به این پرسش پاسخ دهیم . مثلا بگوییم ایرادی ندارد ، بروید در جنگل زندگی کنید هر چند تا توله که دوست دارید پس بیندازید ولی در شهر لازم است گواهینامه تولید مثل دریافت کنید !
یعنی باید بروید آزمایش ژنتیک بدهید / آزمایش بیماریهای عفونی منتقله به جنین بدهید / صلاحیت اخلاقی و سواد فرزند پروری خودتان را امتحان بدهید / استطاعت مالی خودتان را نشان دهید / ثابت کنید که با همسرتان اختلاف اساسی ندارید و نمیخواهید کودک را بعدها از نعمت مادر یا پدر محروم کنید / و ....
اگر صلاحیت ندارید ، بروید در کلاس ها شرکت کنید و اگر مشکل قابل درمان دارید مداوا کنید و ...
به گمان نگارنده امروز و با مدنیت و امکانات کنونی ، تولید مثل یک حق نیست . یک امتیاز است که باید با وسواس و دقت زیاد ، به افراد واجد صلاحیت اهدا شود .
حتی اگر قرار باشد در جنگل زندگی کنیم ، باز آن کودک بیگناه میتواند متحمل درد و رنج بسیار شود و لذا حتی زندگی غیر متمدنانه هم از موضوع مبری نیست .
بخصوص با روند فعلی انفجار جمعیت و تنگناهای آتی بشر و محیط زیست ، به گمان هیچ چیزی ضروری تر
@Sciencemodern2
از آنجا که اسم گروه ارزشمندتان علم و فلسفه است ، بدنبال بحث ی در باب خشونت و ریشه های ژنتیکی و اکتسابی از محیط آن ، گفتم چند خطی خدمتتان تقدیم کنم تا ببینیم نظر دوستان چیست .
عرض شد که استعداد بروز خشونت ، توسط عوامل ژنتیکی به ما به ارث میرسد ، ولی میزان تحمل یا تولورنس ما قبل از بروز خشونت ، و همینطور عمق خشونتی که به خرج میدهیم ، از آموزه های محیطی ( بخصوص کودکی ) اکتساب میشود .
با این حساب حتی اگر کسی از والدین خشن متولد شود ، محیط تربیتی مناسب ، میتواند از او آدمی بردبار و تسامح گر بسازد .
با این حساب باید عرض کنم ، بد یا خوب ، درست یا نادرست ، خواست خدا یا اقتضای طبیعت ، ما آدمها بی آنکه در موضوع دخل و تصرفی داشته باشیم ، ژنها و خصوصیاتی را از والدین به ارث میبریم و تحت تعالیم پرورشی محیط و والدینی قرار میگیریم که خود انتخاب نکرده ایم .
همینجا ترمز کنید تا بطور موازی به یک موضوع دیگر هم بپردازیم .
آیا رانندگی کردن یک حق است ؟
یعنی هر کسی که بتواند بنشیند پشت غربیلک فرمان و پایش را بگذارد روی گاز ، حق رانندگی دارد ؟
بعله . پاسخ مثبت است . هر کسی حق رانندگی دارد ، به شرط آنکه در بیابان خالی از سکنه رانندگی کند .
اما اگر بخواهید در شهر یا مدنیت زندگی کنید ، دیگر رانندگی کردن یک حق نیست و این حق ذاتی ، را باید در مقابل حق عضویت در کلوپ زندگی شهری ، از خودتان سلب کنید .
حالا گواهینامه رانندگی در شهر ، میشود یک امتیاز .
یعنی باید تشریف ببرید صلاحیت خودتان را ثابت کنید تا بتوانید امتیاز رانندگی را بدست آورید .
حالا اگر بدون کسب امتیاز و دریافت گواهینامه رفتید و نشستید پشت فرمان ، چه رخ میدهد ؟
حق زندگی کردن در شهر و تمدن از شما سلب میشود و تشریف میبرید زندان .... ایزوله !
خب با این مقدمه برسیم به سئوال اصلی :
آیا تولید مثل کردن و فرزند آوری ( و پیرو آن فرزند پروری ) یک حق است ؟
یعنی همانطور که هر کس پایش به پدال گاز میرسد ، میتواند رانندگی کند ... هر کس به بلوغ جسمی رسید و جفتی هم پیدا کرد ، حق تولید مثل دارد ؟
فرقی نمیکند که بوجود آوردن یک انسان ، چه میزان رنج یا شادکامی را برای شخص و جامعه رقم میزند ؟
پاسخ این سئوال البته به سادگی پاسخ دادن به امتیاز یا گواهینامه رانندگی نیست !
چرا که موضوع وجوه متعدد علمی / اخلاقی دارد .
موضوع اول مرتبط با آن کودکی است که بوجود می آید . بطور مثال میشود با کم عقلی یا احساسات ، یک آدمی را با ایرادات ژنتیکی بوجود آورد و این رنج بزرگ را برای یک انسان ( که الان هنوز وجود ندارد ) فراهم کرد ؟
موضوع دوم اینکه آیا خطکش یا اشل و میزانی وجود دارد که بشود افراد را شایسته تربیت فرزند یا حتی تامین معاش و بهداشت روان و صد نیاز دیگر یک کودک به حساب آورد ؟
موضوع سوم اینکه فرگشت یک سازوکار کور است و نمیشود بدقت پیشبینی کرد که کدام خصایص ( که امروز مفید فایده هستند ) فردا مفید یا مضر خواهند بود . فی المثل آیا با ریشه کردن کم خونی داسی که یک مشکل ژنتیکی است ، احتمال انقراض بشر در اثر مالاریا را افزایش نمیدهیم ؟
موضوع چهارم اینکه آیا میتوان با ممانعت از تولید مثل برخی افراد ( به هر دلیل ) آن زنجیره زاد و ولد از هزاران نسل و اجدادشان را که متحمل بسیاری تلاشها و رنج ها شده اند تا فرزندانشان را بپرورانند ، گسست ؟
به زبان ساده اگر از تولید مثل من جلوگیری شود ، میشود اخلاقا پاسخ رنجها و مرارتها و تلاشهای پدر و مادر و اجدادم را داد و نسل آنها را مقطوع کرد ؟
شاید بخواهیم با همان استدلال که زندگی متمدنانه با محدودیت های خودخواسته همراه است ، به این پرسش پاسخ دهیم . مثلا بگوییم ایرادی ندارد ، بروید در جنگل زندگی کنید هر چند تا توله که دوست دارید پس بیندازید ولی در شهر لازم است گواهینامه تولید مثل دریافت کنید !
یعنی باید بروید آزمایش ژنتیک بدهید / آزمایش بیماریهای عفونی منتقله به جنین بدهید / صلاحیت اخلاقی و سواد فرزند پروری خودتان را امتحان بدهید / استطاعت مالی خودتان را نشان دهید / ثابت کنید که با همسرتان اختلاف اساسی ندارید و نمیخواهید کودک را بعدها از نعمت مادر یا پدر محروم کنید / و ....
اگر صلاحیت ندارید ، بروید در کلاس ها شرکت کنید و اگر مشکل قابل درمان دارید مداوا کنید و ...
به گمان نگارنده امروز و با مدنیت و امکانات کنونی ، تولید مثل یک حق نیست . یک امتیاز است که باید با وسواس و دقت زیاد ، به افراد واجد صلاحیت اهدا شود .
حتی اگر قرار باشد در جنگل زندگی کنیم ، باز آن کودک بیگناه میتواند متحمل درد و رنج بسیار شود و لذا حتی زندگی غیر متمدنانه هم از موضوع مبری نیست .
بخصوص با روند فعلی انفجار جمعیت و تنگناهای آتی بشر و محیط زیست ، به گمان هیچ چیزی ضروری تر
@Sciencemodern2
ازسامان دادن به اوضاع نیست .
نکته دردناک و پارادکسیکال قضیه هم اینجاست که ظاهرا میزان زاد و ولد با میزان شعور و تحصیلات و امکانات و ... نسبت معکوس دارد .
یعنی واجدین شرایط کمتر تولید مثل میکنند و فاقدین صلاحیت ده چندان بیشتر !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
نکته دردناک و پارادکسیکال قضیه هم اینجاست که ظاهرا میزان زاد و ولد با میزان شعور و تحصیلات و امکانات و ... نسبت معکوس دارد .
یعنی واجدین شرایط کمتر تولید مثل میکنند و فاقدین صلاحیت ده چندان بیشتر !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
Modern Science
My Recording – 181017_001
1 از 4
بادرود خدمت شما جناب شروین وکیلی منتقد کتاب انسان خردمند، امیدوارم هرجا که هستید شاد و خرسند باشید🥀
همینطور که وویس مبتنی بر نقدِ شما دست به دست شد و به گوش بسیاری از مخاطبین رسید، امیدوارم صحبتهای بنده ی حقیر و دوستان هم به سمع و نظر شما برسد 🥀
اول اینکه جنابعالی خود را یک استاد زیست شناسی معرفی نمودید، استادی که کتابهایی هم در مجامع علمی ارائه داده و حتی پا را فراتر گذاشته و اذعان نمودید آنقدر از ظرفیت بالایی برخوردار هستید که نقدهای منتقدین را هم پذیرا شده و حتی در کتاب خود می آورید!
لطفی فرموده و منّتی بر سر این حقیر گذاشته و نقد مرا در مورد گفته های خود در کتاب تان چاپ بفرمایید تا ماهیتِ ادعای شما لااقل برای دوستانی که در جریان گفتمانِ فی مابین هستند مُسجل شود
🥀
جناب استاد شما بعد از 20 دقیقه کوبیدنِ شخصیت آقای هراری بالاخره شروع به صحبت فرمودید،، لازم بذکر است در نقد مطالب علمی، به همان مطالب علمی میپردازند نه به شخصیت نویسنده که پدر و مادرش که بودند یا شوهرش که بود یا او همجنسگرا بود،یا دگرجنس گرا یا عقیم بود، یا هر آنچه که برای پیش زمینه ی آماده سازي برای انتقاد در ذهن مخاطب میپرورانید.!
بقول بزرگی:
ننگر که چه کس میگوید!!
بنگر که چه میگوید!!
فرمودید تا همین چند سال پیش کسی اقای هراری رو اصلا نمیشناخت و بعد از نوشتن چند کتاب، مشهور شد!
خب بله درسته کسی ایشون رو نمیشناخت اما بانوشتن کتابهایی که مورد توجه قرار گرفت در سطح جهانی شهرت یافتند،، شما چرا کتابهاتون رو عرضه نمیکنید که در سطح جهانی از ایشون هم مشهورتر شوید و همانند ستاره ای بدرخشید؟
ببخشید شما رو چند نفر میشناسند؟
همین تعداد محدودی از کاربران شبکه های مجازی؟
بنده از دوستانم حتی پرسیدم، هیچ کسی حتی نامی از شما نشنیده، دیگر چه برسد کتابهای شما را مطالعه کرده باشند!!
یا درحوزه ی علوم طبیعی و زیست شناسی فعالیتهای گسترده ای داشته اید اما از خدا بیخبران شما را مدام فیلتر مینمایند و اجازه دُرفشانی به شما نمیدهند؟؟
بنظر میرسد این یک حسادت کاملاً مغرضانه میباشد که بصراحت نوشته های خود را در حد عالی میخوانید و همگان را مصرانه ترغيب به خواندن آن،، اما صحبتهای اقای هراری را با واژه ی چرت نگو یا چرند نگو ترور مینمایید!!
جناب وکیلی این سخنان برازنده ی یک استاد تعلم نیست!
یا حد اقل نقد اگر بجا هم باشد اینگونه نیست!!
خب اولین سوالی که پیش می آید این است که استاد زیست شناسی را چه به نقد از تاریخ جنگاوری رومیان، یا هندویان ؟؟
ایشان اگر نقدی در حوزه ی زیست شناسی دارند شما باید در همان حوزه ای که تخصص دارید صحبت بفرمایید و ایراد سخن بگیرید،، نه در مورد ژولیوس سزاری که معشوقه ی کلئوپاترا 7 بود و آیا میخواست امپراتور شود یا خیر یا علت اصلی مخالفت مجلس چه بود و چرا کشته شد!؟و یا پسرش امپراتور شد یا نشد ؟
یا امپراتوری به چه معناست یا شاهنشاهی به چه معناست؟؟
شما این کتاب رو یک نگارش متون روان خواندید اما بطور بسیار ضعیف و معمولی!!
پدرجان، همه ی مخاطبین که دکتر نیستند و همانند شما سواد آنچنانی ندارند،ایشان کتابی همه فهم نوشتند، کتابی که برای تفهیم مخطبان بارِ معنایی قابل درک ،در عین حال ساده، شفاف و روانی داشته باشد!!
نکند منظور شما این است که در کتابشان بیایند برای شما آزمایش ملکولی راه بیاندازند و به شما بگوید آقای دکتر وکیلی اینجا به اینشکل شد که میوتیشن اتفاق افتاد و DNA ما رو در روند فرگشت تحت شعاع قرار داد و در آن سال این اتفاقات پیش آمد با ذکر رفرنس!؟؟
شما بعد از اینکه 22دقیقه فقط وقت مخاطب رو میگیرید با نامعقول و ناموجه خواندن نویسنده،، بالاخره کلام شما همانند ✨ غارِ کَلماکَرِه ✨ رخ میگشاید!!
خب نقد اول شما این بود که اقای هراری گفته شامپانزه ها 4الی 5ساعت به جویدن مشغول هستند و این غلط هست و این رو با سیم رابطی وصل کردید به نشخوار کنندگان!!
عزیز برادر کی اقای هراری حتی اشاره ای به نشخوار داشتند؟؟
چرا حرف تو دهن ایشون میگذارید؟؟
بنظر میرسد شما استاد سفسطه و مغلطه باشید تا استاد بیولوژی و زیستشناسی!!
حرف آقای هراری این بود 👇👇👇👇
✨✨ طبخ غذا میکروبها و انگلهای آلایندۀ غذا را هم می کشت. مزیت دیگر پختن این بود که جویدن و هضم خوراکیهای دلخواه دیرینه مثل میوه و مغزهای خوراکی و حشرات و لاشه حیوانات برای انسان آسانتر شد. در حالی که شامپانزه ها روزی پنج ساعت را صرف جویدن غذای خام میکردند، خوردن غذای پخته فقط یک ساعت وقت انسانها را میگرفت.✨✨
خب این کجاش ایراد داره؟
کجاش غلط هست؟
کدامین قسمت با تحقیقات زیست شناسی مغایرت دارد؟
قطعاً یابرداشت شما از جمله بندی های ایشون ناصحیح است یا تعمداً آنها را اشتباه برداشت میکنید!!
یا هر 2 مورد!
اما اقای وکیلی سوال اینجاست که چرا جناب هراری شامپانزه رو مثال میزنه؟
#نقد_جناب_فرشید
بادرود خدمت شما جناب شروین وکیلی منتقد کتاب انسان خردمند، امیدوارم هرجا که هستید شاد و خرسند باشید🥀
همینطور که وویس مبتنی بر نقدِ شما دست به دست شد و به گوش بسیاری از مخاطبین رسید، امیدوارم صحبتهای بنده ی حقیر و دوستان هم به سمع و نظر شما برسد 🥀
اول اینکه جنابعالی خود را یک استاد زیست شناسی معرفی نمودید، استادی که کتابهایی هم در مجامع علمی ارائه داده و حتی پا را فراتر گذاشته و اذعان نمودید آنقدر از ظرفیت بالایی برخوردار هستید که نقدهای منتقدین را هم پذیرا شده و حتی در کتاب خود می آورید!
لطفی فرموده و منّتی بر سر این حقیر گذاشته و نقد مرا در مورد گفته های خود در کتاب تان چاپ بفرمایید تا ماهیتِ ادعای شما لااقل برای دوستانی که در جریان گفتمانِ فی مابین هستند مُسجل شود
🥀
جناب استاد شما بعد از 20 دقیقه کوبیدنِ شخصیت آقای هراری بالاخره شروع به صحبت فرمودید،، لازم بذکر است در نقد مطالب علمی، به همان مطالب علمی میپردازند نه به شخصیت نویسنده که پدر و مادرش که بودند یا شوهرش که بود یا او همجنسگرا بود،یا دگرجنس گرا یا عقیم بود، یا هر آنچه که برای پیش زمینه ی آماده سازي برای انتقاد در ذهن مخاطب میپرورانید.!
بقول بزرگی:
ننگر که چه کس میگوید!!
بنگر که چه میگوید!!
فرمودید تا همین چند سال پیش کسی اقای هراری رو اصلا نمیشناخت و بعد از نوشتن چند کتاب، مشهور شد!
خب بله درسته کسی ایشون رو نمیشناخت اما بانوشتن کتابهایی که مورد توجه قرار گرفت در سطح جهانی شهرت یافتند،، شما چرا کتابهاتون رو عرضه نمیکنید که در سطح جهانی از ایشون هم مشهورتر شوید و همانند ستاره ای بدرخشید؟
ببخشید شما رو چند نفر میشناسند؟
همین تعداد محدودی از کاربران شبکه های مجازی؟
بنده از دوستانم حتی پرسیدم، هیچ کسی حتی نامی از شما نشنیده، دیگر چه برسد کتابهای شما را مطالعه کرده باشند!!
یا درحوزه ی علوم طبیعی و زیست شناسی فعالیتهای گسترده ای داشته اید اما از خدا بیخبران شما را مدام فیلتر مینمایند و اجازه دُرفشانی به شما نمیدهند؟؟
بنظر میرسد این یک حسادت کاملاً مغرضانه میباشد که بصراحت نوشته های خود را در حد عالی میخوانید و همگان را مصرانه ترغيب به خواندن آن،، اما صحبتهای اقای هراری را با واژه ی چرت نگو یا چرند نگو ترور مینمایید!!
جناب وکیلی این سخنان برازنده ی یک استاد تعلم نیست!
یا حد اقل نقد اگر بجا هم باشد اینگونه نیست!!
خب اولین سوالی که پیش می آید این است که استاد زیست شناسی را چه به نقد از تاریخ جنگاوری رومیان، یا هندویان ؟؟
ایشان اگر نقدی در حوزه ی زیست شناسی دارند شما باید در همان حوزه ای که تخصص دارید صحبت بفرمایید و ایراد سخن بگیرید،، نه در مورد ژولیوس سزاری که معشوقه ی کلئوپاترا 7 بود و آیا میخواست امپراتور شود یا خیر یا علت اصلی مخالفت مجلس چه بود و چرا کشته شد!؟و یا پسرش امپراتور شد یا نشد ؟
یا امپراتوری به چه معناست یا شاهنشاهی به چه معناست؟؟
شما این کتاب رو یک نگارش متون روان خواندید اما بطور بسیار ضعیف و معمولی!!
پدرجان، همه ی مخاطبین که دکتر نیستند و همانند شما سواد آنچنانی ندارند،ایشان کتابی همه فهم نوشتند، کتابی که برای تفهیم مخطبان بارِ معنایی قابل درک ،در عین حال ساده، شفاف و روانی داشته باشد!!
نکند منظور شما این است که در کتابشان بیایند برای شما آزمایش ملکولی راه بیاندازند و به شما بگوید آقای دکتر وکیلی اینجا به اینشکل شد که میوتیشن اتفاق افتاد و DNA ما رو در روند فرگشت تحت شعاع قرار داد و در آن سال این اتفاقات پیش آمد با ذکر رفرنس!؟؟
شما بعد از اینکه 22دقیقه فقط وقت مخاطب رو میگیرید با نامعقول و ناموجه خواندن نویسنده،، بالاخره کلام شما همانند ✨ غارِ کَلماکَرِه ✨ رخ میگشاید!!
خب نقد اول شما این بود که اقای هراری گفته شامپانزه ها 4الی 5ساعت به جویدن مشغول هستند و این غلط هست و این رو با سیم رابطی وصل کردید به نشخوار کنندگان!!
عزیز برادر کی اقای هراری حتی اشاره ای به نشخوار داشتند؟؟
چرا حرف تو دهن ایشون میگذارید؟؟
بنظر میرسد شما استاد سفسطه و مغلطه باشید تا استاد بیولوژی و زیستشناسی!!
حرف آقای هراری این بود 👇👇👇👇
✨✨ طبخ غذا میکروبها و انگلهای آلایندۀ غذا را هم می کشت. مزیت دیگر پختن این بود که جویدن و هضم خوراکیهای دلخواه دیرینه مثل میوه و مغزهای خوراکی و حشرات و لاشه حیوانات برای انسان آسانتر شد. در حالی که شامپانزه ها روزی پنج ساعت را صرف جویدن غذای خام میکردند، خوردن غذای پخته فقط یک ساعت وقت انسانها را میگرفت.✨✨
خب این کجاش ایراد داره؟
کجاش غلط هست؟
کدامین قسمت با تحقیقات زیست شناسی مغایرت دارد؟
قطعاً یابرداشت شما از جمله بندی های ایشون ناصحیح است یا تعمداً آنها را اشتباه برداشت میکنید!!
یا هر 2 مورد!
اما اقای وکیلی سوال اینجاست که چرا جناب هراری شامپانزه رو مثال میزنه؟
#نقد_جناب_فرشید
Modern Science
1 از 4 بادرود خدمت شما جناب شروین وکیلی منتقد کتاب انسان خردمند، امیدوارم هرجا که هستید شاد و خرسند باشید🥀 همینطور که وویس مبتنی بر نقدِ شما دست به دست شد و به گوش بسیاری از مخاطبین رسید، امیدوارم صحبتهای بنده ی حقیر و دوستان هم به سمع و نظر شما برسد 🥀 …
2 از 4
بخاطر اینکه شامپانزهها نزدیکترین حیوان از نظر نقشه ژنی به انسان هستند.
توضیحی خدمت شما 👈 به مدت زمان تغذیه ی شامپانزه ها و اجداد ما که چقدر وقت صرف میکردند و امروزه این روند چگونه است؟
دلیل اینکه انسانها میتوانند زمان کمی را برای جویدن غذایشان صرف کنند این است که ما نسبت به اجدادمان غذای خیلی با کیفیتتری میخوریم، درحالی که شامپانزهها عمدتا میوه میخورند، البته درسته که شامپانزه ها همانند انسانها گوشت هم میخورند و در واقع همه چیز خوارند اما گوشت قوت غالب آنها نیست!!
گوشت ارزش غذایی خوبی دارد چرا که در حجم کم میتواند انرژی و مواد مغذی زیادی به بدن ما برساند. امروزه ما گوشت را میپزیم و در نتیجه خوردن و هضم کردن آن برایمان خیلی ساده است. اما اجداد ما خوردن گوشت را خیلی قبلتر از اینکه پخت و پز را یاد بگیرند آغاز کردند.
در واقع از آثار بدست آمده شواهدی وجود داره که نشان ميده اولین اجداد انسانتبار ✨Hominin✨ ما در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش گوشت میخوردند و این درحالیست که انسان احتمالا از حدود ۵۰۰ هزار سال پیش شروع به پختن غذا کرد.،،اما قبل از اینکه بتوانند غذایشان را بپزند چکار میکردند؟ چگونه گوشت و گیاه خام میخوردند؟
پاسخ این سوال در یک ابداع و نوآوری جدید هست که تقریبا همزمان با گوشت خوار شدن انسانتباران اولیه بوجود آمد، آن اختراع چیزی نیست جز ✨ابزارهای سنگی✨.
در واقع انسانهای اولیه برای خوردن ریشهی گیاهان، مثل سیبزمینی و چغندر باید آنها را میکوبیدند تا خمیر شوند. در عوض گوشت را باید قطعه قطعه میکردند.
طبق تحقیقات بعمل آمده برای فهمیدن میزان انرژی و مدت زمان آن که ما باید برای جویدن انواع غذا چقدر وقت مصرف کنیم، الکترودهایی را به قسمتهای مختلف صورت چند داوطلبِ آزمایش نصب شد ،،سپس زمان و نیروی لازم برای جویدن گوشت قطعه قطعه نشده و ریشه ی گیاهان کوبیده نشده و همچنین پخته و قطعه قطعه شده را اندازه گرفتند.
نخستین چیزی که فهمیدند این بود که خوردن گوشت برای انسان و البته شامپانزهها خیلی سخت است. دام های اهلی امروزی گوشت نرمی دارند، بنابراین به داوطلبانِ این آزمون✨ گوشت خام بُز ✨که سفت است و شباهت بیشتری به گوشت حیوانات وحشی که انسان تبارهای میلیونها سال پیش باید میخوردند دارد.
خب نتیجه این است که خوردن گوشت خام بز اصلا لذت بخش نیست.شما باید بجوید و بجوید و همچنان به جویدن ادامه بدهید. هیچ اتفاقی نمیافتد.در واقع دندان انسان نمیتواند این گوشت را به قطعات ریزی که قابل قورت دادن باشد تبدیل کند. تقریبا مثل آدامس جویدن است. دندانهای شامپانزهها هم همین قدر در جویدن گوشت خام بد هستند. اجداد اولیهی ما هم که دهان و دندانی شبیه به شامپانزهها داشتند همین قدر جویدن گوشت برایشان سخت و زمان بر بوده است.،،حدود 5 تا 8 ساعت!
انسانهای اولیه در جویدن گوشت خام و ریشهی گیاهان مشکل داشتند. با اختراع ابزارهای سنگی، آنها میتوانستند گوشت را تکه تکه و ریشهی گیاهان را له کنند. بنابراین دیگر نیاز به آروارهها و دندانهای بزرگ از بین رفت و این اعضا توانستند کوچکتر شوند تا ویژگیهای فیزیکی مناسب صحبت کردن بوجود آیند.
قطعه قطعه کردن گوشت با یک وسیلهی سنگی تیز میتوانسته راه حل خیلی خوبی باشد. انسانتبارها ماهیچههای لاشهی حیوانات را با ابزارهای تیزشان به قطعات خیلی کوچک تقسیم میکردند و سپس آن را در دهان خود میگذاشتند. بدین ترتیب خیلی راحتتر جویده میشد و هضم آن آسانتر بود. کوبیدن و له کردن ریشههای گیاهان سفت و پر فیبر هم همین ویژگی را دارد.در واقع با قطعه قطعه کردن گوشت و له کردن گیاهان، یک انسانتبار میتوانسته تعداد دفعات جویدن را تا ۱۷ درصد کاهش دهد این مقدار برابر با ✨۲٫۵ میلیون بار جویدن ✨کمتر در یک سال است.
این کاهش خیلی بیشتر از حد لازم برای اینکه اولین اعضای سردهی انسان بتوانند طی یک روند تکاملی دندانها و آروارههای کوچکتری داشته باشند بوده است. از زمانی که انسانهای اولیه نیاز به جویدن زیاد غذا را از دست دادند، دیگر دندان و آروارهی بزرگ یک مزیت رقابتی محسوب نشد و در نتیجه فرایند انتخاب طبیعی میتوانست به جای آنها یک سری ویژگیهای فیزیکی مفید دیگر را بوجود آورد. برای مثال پوزهی کوچکتر باعث شد که لبهای با قابلیت انعطافپذیری و مانور بیشتر بوجود بیاید. این لبهای منعطف در صحبت کردن و ادای کلمات نقش مهمی ایفا میکنند. در ضمن کوچک شدن آرواره باعث شد که سر به هنگام دویدن تعادل بهتری داشته باشد و این ویژگی خیلی مفیدی برای دویدن به دنبال شکار بود.فناوریهای سادهی فرآوری غذا فواید خیلی زیادی برای انسانتبارهای ۲٫۵ میلیون سال پیش داشتند.
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
بخاطر اینکه شامپانزهها نزدیکترین حیوان از نظر نقشه ژنی به انسان هستند.
توضیحی خدمت شما 👈 به مدت زمان تغذیه ی شامپانزه ها و اجداد ما که چقدر وقت صرف میکردند و امروزه این روند چگونه است؟
دلیل اینکه انسانها میتوانند زمان کمی را برای جویدن غذایشان صرف کنند این است که ما نسبت به اجدادمان غذای خیلی با کیفیتتری میخوریم، درحالی که شامپانزهها عمدتا میوه میخورند، البته درسته که شامپانزه ها همانند انسانها گوشت هم میخورند و در واقع همه چیز خوارند اما گوشت قوت غالب آنها نیست!!
گوشت ارزش غذایی خوبی دارد چرا که در حجم کم میتواند انرژی و مواد مغذی زیادی به بدن ما برساند. امروزه ما گوشت را میپزیم و در نتیجه خوردن و هضم کردن آن برایمان خیلی ساده است. اما اجداد ما خوردن گوشت را خیلی قبلتر از اینکه پخت و پز را یاد بگیرند آغاز کردند.
در واقع از آثار بدست آمده شواهدی وجود داره که نشان ميده اولین اجداد انسانتبار ✨Hominin✨ ما در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش گوشت میخوردند و این درحالیست که انسان احتمالا از حدود ۵۰۰ هزار سال پیش شروع به پختن غذا کرد.،،اما قبل از اینکه بتوانند غذایشان را بپزند چکار میکردند؟ چگونه گوشت و گیاه خام میخوردند؟
پاسخ این سوال در یک ابداع و نوآوری جدید هست که تقریبا همزمان با گوشت خوار شدن انسانتباران اولیه بوجود آمد، آن اختراع چیزی نیست جز ✨ابزارهای سنگی✨.
در واقع انسانهای اولیه برای خوردن ریشهی گیاهان، مثل سیبزمینی و چغندر باید آنها را میکوبیدند تا خمیر شوند. در عوض گوشت را باید قطعه قطعه میکردند.
طبق تحقیقات بعمل آمده برای فهمیدن میزان انرژی و مدت زمان آن که ما باید برای جویدن انواع غذا چقدر وقت مصرف کنیم، الکترودهایی را به قسمتهای مختلف صورت چند داوطلبِ آزمایش نصب شد ،،سپس زمان و نیروی لازم برای جویدن گوشت قطعه قطعه نشده و ریشه ی گیاهان کوبیده نشده و همچنین پخته و قطعه قطعه شده را اندازه گرفتند.
نخستین چیزی که فهمیدند این بود که خوردن گوشت برای انسان و البته شامپانزهها خیلی سخت است. دام های اهلی امروزی گوشت نرمی دارند، بنابراین به داوطلبانِ این آزمون✨ گوشت خام بُز ✨که سفت است و شباهت بیشتری به گوشت حیوانات وحشی که انسان تبارهای میلیونها سال پیش باید میخوردند دارد.
خب نتیجه این است که خوردن گوشت خام بز اصلا لذت بخش نیست.شما باید بجوید و بجوید و همچنان به جویدن ادامه بدهید. هیچ اتفاقی نمیافتد.در واقع دندان انسان نمیتواند این گوشت را به قطعات ریزی که قابل قورت دادن باشد تبدیل کند. تقریبا مثل آدامس جویدن است. دندانهای شامپانزهها هم همین قدر در جویدن گوشت خام بد هستند. اجداد اولیهی ما هم که دهان و دندانی شبیه به شامپانزهها داشتند همین قدر جویدن گوشت برایشان سخت و زمان بر بوده است.،،حدود 5 تا 8 ساعت!
انسانهای اولیه در جویدن گوشت خام و ریشهی گیاهان مشکل داشتند. با اختراع ابزارهای سنگی، آنها میتوانستند گوشت را تکه تکه و ریشهی گیاهان را له کنند. بنابراین دیگر نیاز به آروارهها و دندانهای بزرگ از بین رفت و این اعضا توانستند کوچکتر شوند تا ویژگیهای فیزیکی مناسب صحبت کردن بوجود آیند.
قطعه قطعه کردن گوشت با یک وسیلهی سنگی تیز میتوانسته راه حل خیلی خوبی باشد. انسانتبارها ماهیچههای لاشهی حیوانات را با ابزارهای تیزشان به قطعات خیلی کوچک تقسیم میکردند و سپس آن را در دهان خود میگذاشتند. بدین ترتیب خیلی راحتتر جویده میشد و هضم آن آسانتر بود. کوبیدن و له کردن ریشههای گیاهان سفت و پر فیبر هم همین ویژگی را دارد.در واقع با قطعه قطعه کردن گوشت و له کردن گیاهان، یک انسانتبار میتوانسته تعداد دفعات جویدن را تا ۱۷ درصد کاهش دهد این مقدار برابر با ✨۲٫۵ میلیون بار جویدن ✨کمتر در یک سال است.
این کاهش خیلی بیشتر از حد لازم برای اینکه اولین اعضای سردهی انسان بتوانند طی یک روند تکاملی دندانها و آروارههای کوچکتری داشته باشند بوده است. از زمانی که انسانهای اولیه نیاز به جویدن زیاد غذا را از دست دادند، دیگر دندان و آروارهی بزرگ یک مزیت رقابتی محسوب نشد و در نتیجه فرایند انتخاب طبیعی میتوانست به جای آنها یک سری ویژگیهای فیزیکی مفید دیگر را بوجود آورد. برای مثال پوزهی کوچکتر باعث شد که لبهای با قابلیت انعطافپذیری و مانور بیشتر بوجود بیاید. این لبهای منعطف در صحبت کردن و ادای کلمات نقش مهمی ایفا میکنند. در ضمن کوچک شدن آرواره باعث شد که سر به هنگام دویدن تعادل بهتری داشته باشد و این ویژگی خیلی مفیدی برای دویدن به دنبال شکار بود.فناوریهای سادهی فرآوری غذا فواید خیلی زیادی برای انسانتبارهای ۲٫۵ میلیون سال پیش داشتند.
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
2 از 4 بخاطر اینکه شامپانزهها نزدیکترین حیوان از نظر نقشه ژنی به انسان هستند. توضیحی خدمت شما 👈 به مدت زمان تغذیه ی شامپانزه ها و اجداد ما که چقدر وقت صرف میکردند و امروزه این روند چگونه است؟ دلیل اینکه انسانها میتوانند زمان کمی را برای جویدن غذایشان…
3 از 4
البته این پژوهش فرضیه ی رقیب که میگوید پخت و پز باعث کوچک شدن دندان و آرواره شد را به چالش میکشد،،شواهد باستانشناسی نشان از این دارد که پختن غذا از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شد و در نیم میلیون سال قبل کاملا بین انسانتبارها رواج پیدا کرد.
در واقع میشود یک فرایند دو مرحلهای را پیشنهاد کرد،، یعنی له کردن گیاهان و قطعه قطعه کردن گوشت،، یک میوتیشن اولیه را برای کوچک شدن دندانها و آرواره و حتی دل و رودهی کوچک رقم زد،،سپس پخت و پز آن را تکمیل کرد. در کل یک چیز مشخص است. انسان مدرن نمیتواند فقط با خوردن گوشت خامِ نظیر بُز زنده بماند مگر اینکه به خوبی آن را قطعه قطعه کرده باشد.،،اما شامپانزهها برای دریافت انرژی همچنان به همان روال قبل باید ساعتها(بین 4الی 5ساعت ) ریشه ی گیاهان، میوه ها یا گوشت را بجوند وبجوند و بجوند،و همانند انسان بدین مرحله از ابزار مندی نرسیده اند !
ایراد دوم شما راجع به این بود که جناب هراری گفته انسانها وقتی مهاجرت کردند و رفتند به استرالیا یا سوماترا حیوانات بزرگ اون ناحیه رو منقرض کردند، دلیلش هم این بود که جانوران اونجا هیچ شناختی از انسان نداشتند و فرار نمیکردند چون هيبت ترسناکی ندارد!!
خب این کجاش ایراد داره؟؟
بعد تفسیر و توضيح فرمودید انسان بین جانوران دشت زی یک میمون درشت مهاجم هست!!
این گفته ی شما یک مثال مع الفارق هست برادر،، درشتی انسان بین جانوران دشت زی، چه ربطی به عدم شناختِ جانورانِ اون ناحیه از یک گونه ی نا آشنایی مثل انسان داره؟؟
شما در کتابها نخوندید،،در تحقیقات علمی ندیدید،، در مستندات علمی ندیدید که بسیاری از جانورانِ جزایری که تا بحال انسان را ندیده اند از اون فرار نمیکنند؟؟
شما ✨کتاب منشاء انواع ✨رو نخواندید که درباره مجمع الجزایر گالاپاگوس در مورد جانورانی که از انسانها نمی هراسند صحبت میکنه و توضیح میده.
خب هیبت انسان در مقابل یک شیری که بیش از 250 کیلو وزن داره، یا در مقابل گروهی کفتار یا جانوران درنده کجاش ترسناک هست؟
جناب هراری میگویند انسان هیبت ترسناکی ندارد.
بخاطر همین جانوران اون ناحیه ازش فرار نمیکرده،، نمیدونم این کجاش دارای ایراد فنی هست!؟؟
تحقیقات بعمل آمده در حیات وحش، حاکی ازآنست که بخاطر تیزپاشدن بسیاری از گونه ها، شکارچیان طبیعی مناطق راه حل دیگری را برای تغذیه در برخی از فصولِ یک سال برمیگزینند.
آن راه حل ساده، کمین و انتظار برای زایمان طعمه است
جانور شکارچی در موقعیت شکار در بیشه یا علفزاری خود را استتار مینماید و به محض وضع حملِ جانور،، سر میرسد!
ماحصل این شکار،، فرار مادر و طعمه ای لذیذ که حتی توانایی برای ایستادن برروی پاهایش ندارد است.
اما جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع شکارچی میل به خورذن آن طعمه ی نحیف ندارد و در کنارش آرمیده و با آن بازی مینماید،البته هنوز علل و علت این عمل مشخص نیست اما گمان میرود که احتمالا بوی ناشی از پاره شدنِ کیسه ی آمنیوتیک باعث آرام شدن جانور شکارچی میشود!
اما سوالی که مطرح میشود این است ک علت این ک فرزند تازه متولد شده که مادر خود را ندیده با سر به بدن شکارچی ضربه میزند مربوط به دفاع از خود است؟
جواب منفی ست!
زیرا حمله به جانور گوشتخواری مثل شیر کار بسیار بیهوده ای است،از آن گذشته مثلاً گوساله تازه متولد شده نمیداند خطر چیست،، و اگر هم بعد از بدنیا آمدن بدنبال مادر میدود، قطعاً منبع شیر و حامی خود را دنبال میکند و به مرور یاد میگیرد که خطر چیست!
پس ضربه زدن به پیکره ی شیر درنده بمعنی خواستن تغذیه است، زیرا کره های تازه متولد شده بطور غریزی میدانند که ضربه زدن به منبع شیر✨پستان مادر✨باعث فعال شدن غدد ترشحی شیر میشود!
خب پس کره ی تازه متولد شده که نمیداند خطر چیست از شکارچی نمیگریزد همانند جانورانی که در استرالیا و سوماترا تا به حال انسان را ندیده بودند از انسان نمیگریختند!!
بنظر میرسد آقای وکیلی شما بیشتر بدنبال غلط املایی بودید تا نقد منصفانه ای از حرفه ای که بقول خودتان در آن تخصصی ویژه دارید!!
شما در مورد انقلاب کشاورزی هم دچار اشتباه شدید،، زیرا بدقت متون را مطالعه ننمودید!
در مورد ضرب سکه ها که قدمت اون رو به 3000سال عنوان فرمودید بازهم اشتباه است،،زیرا در دره ی پادشاهان قبرهایی کشف شده به همراه اشیاء قیمتی، که برخی از آنها مربوط به✨ فرعون خوفویاخئوپس ✨ به معنی مردی که تعلق به افق دارد، میباشد.، سکه ها حلقوی و بیش از 4500سال قدمت دارند.
نکته ی بعد در مورد کتاب فرمودید،،قدیمی ترین کتاب که امروزه در موزه ملی هند وجود دارد نامش✨ پتاهوتپه ✨است و این کتاب یکی از قدیمیترین کتاب مذهبیِ یکتاپرستی کره خاک است که آنرا برابر با اهرام ثلاثه مصر خواندند.!
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
البته این پژوهش فرضیه ی رقیب که میگوید پخت و پز باعث کوچک شدن دندان و آرواره شد را به چالش میکشد،،شواهد باستانشناسی نشان از این دارد که پختن غذا از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شد و در نیم میلیون سال قبل کاملا بین انسانتبارها رواج پیدا کرد.
در واقع میشود یک فرایند دو مرحلهای را پیشنهاد کرد،، یعنی له کردن گیاهان و قطعه قطعه کردن گوشت،، یک میوتیشن اولیه را برای کوچک شدن دندانها و آرواره و حتی دل و رودهی کوچک رقم زد،،سپس پخت و پز آن را تکمیل کرد. در کل یک چیز مشخص است. انسان مدرن نمیتواند فقط با خوردن گوشت خامِ نظیر بُز زنده بماند مگر اینکه به خوبی آن را قطعه قطعه کرده باشد.،،اما شامپانزهها برای دریافت انرژی همچنان به همان روال قبل باید ساعتها(بین 4الی 5ساعت ) ریشه ی گیاهان، میوه ها یا گوشت را بجوند وبجوند و بجوند،و همانند انسان بدین مرحله از ابزار مندی نرسیده اند !
ایراد دوم شما راجع به این بود که جناب هراری گفته انسانها وقتی مهاجرت کردند و رفتند به استرالیا یا سوماترا حیوانات بزرگ اون ناحیه رو منقرض کردند، دلیلش هم این بود که جانوران اونجا هیچ شناختی از انسان نداشتند و فرار نمیکردند چون هيبت ترسناکی ندارد!!
خب این کجاش ایراد داره؟؟
بعد تفسیر و توضيح فرمودید انسان بین جانوران دشت زی یک میمون درشت مهاجم هست!!
این گفته ی شما یک مثال مع الفارق هست برادر،، درشتی انسان بین جانوران دشت زی، چه ربطی به عدم شناختِ جانورانِ اون ناحیه از یک گونه ی نا آشنایی مثل انسان داره؟؟
شما در کتابها نخوندید،،در تحقیقات علمی ندیدید،، در مستندات علمی ندیدید که بسیاری از جانورانِ جزایری که تا بحال انسان را ندیده اند از اون فرار نمیکنند؟؟
شما ✨کتاب منشاء انواع ✨رو نخواندید که درباره مجمع الجزایر گالاپاگوس در مورد جانورانی که از انسانها نمی هراسند صحبت میکنه و توضیح میده.
خب هیبت انسان در مقابل یک شیری که بیش از 250 کیلو وزن داره، یا در مقابل گروهی کفتار یا جانوران درنده کجاش ترسناک هست؟
جناب هراری میگویند انسان هیبت ترسناکی ندارد.
بخاطر همین جانوران اون ناحیه ازش فرار نمیکرده،، نمیدونم این کجاش دارای ایراد فنی هست!؟؟
تحقیقات بعمل آمده در حیات وحش، حاکی ازآنست که بخاطر تیزپاشدن بسیاری از گونه ها، شکارچیان طبیعی مناطق راه حل دیگری را برای تغذیه در برخی از فصولِ یک سال برمیگزینند.
آن راه حل ساده، کمین و انتظار برای زایمان طعمه است
جانور شکارچی در موقعیت شکار در بیشه یا علفزاری خود را استتار مینماید و به محض وضع حملِ جانور،، سر میرسد!
ماحصل این شکار،، فرار مادر و طعمه ای لذیذ که حتی توانایی برای ایستادن برروی پاهایش ندارد است.
اما جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع شکارچی میل به خورذن آن طعمه ی نحیف ندارد و در کنارش آرمیده و با آن بازی مینماید،البته هنوز علل و علت این عمل مشخص نیست اما گمان میرود که احتمالا بوی ناشی از پاره شدنِ کیسه ی آمنیوتیک باعث آرام شدن جانور شکارچی میشود!
اما سوالی که مطرح میشود این است ک علت این ک فرزند تازه متولد شده که مادر خود را ندیده با سر به بدن شکارچی ضربه میزند مربوط به دفاع از خود است؟
جواب منفی ست!
زیرا حمله به جانور گوشتخواری مثل شیر کار بسیار بیهوده ای است،از آن گذشته مثلاً گوساله تازه متولد شده نمیداند خطر چیست،، و اگر هم بعد از بدنیا آمدن بدنبال مادر میدود، قطعاً منبع شیر و حامی خود را دنبال میکند و به مرور یاد میگیرد که خطر چیست!
پس ضربه زدن به پیکره ی شیر درنده بمعنی خواستن تغذیه است، زیرا کره های تازه متولد شده بطور غریزی میدانند که ضربه زدن به منبع شیر✨پستان مادر✨باعث فعال شدن غدد ترشحی شیر میشود!
خب پس کره ی تازه متولد شده که نمیداند خطر چیست از شکارچی نمیگریزد همانند جانورانی که در استرالیا و سوماترا تا به حال انسان را ندیده بودند از انسان نمیگریختند!!
بنظر میرسد آقای وکیلی شما بیشتر بدنبال غلط املایی بودید تا نقد منصفانه ای از حرفه ای که بقول خودتان در آن تخصصی ویژه دارید!!
شما در مورد انقلاب کشاورزی هم دچار اشتباه شدید،، زیرا بدقت متون را مطالعه ننمودید!
در مورد ضرب سکه ها که قدمت اون رو به 3000سال عنوان فرمودید بازهم اشتباه است،،زیرا در دره ی پادشاهان قبرهایی کشف شده به همراه اشیاء قیمتی، که برخی از آنها مربوط به✨ فرعون خوفویاخئوپس ✨ به معنی مردی که تعلق به افق دارد، میباشد.، سکه ها حلقوی و بیش از 4500سال قدمت دارند.
نکته ی بعد در مورد کتاب فرمودید،،قدیمی ترین کتاب که امروزه در موزه ملی هند وجود دارد نامش✨ پتاهوتپه ✨است و این کتاب یکی از قدیمیترین کتاب مذهبیِ یکتاپرستی کره خاک است که آنرا برابر با اهرام ثلاثه مصر خواندند.!
#نقد_جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Modern Science
3 از 4 البته این پژوهش فرضیه ی رقیب که میگوید پخت و پز باعث کوچک شدن دندان و آرواره شد را به چالش میکشد،،شواهد باستانشناسی نشان از این دارد که پختن غذا از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شد و در نیم میلیون سال قبل کاملا بین انسانتبارها رواج پیدا کرد. در…
4 از 4
آن خدای قابل تکریم در عهد کهن را که در مصر از آن نام برید و یادتان نمی آمد اسمش✨ آپوفیس ✨است،، نامی که امروزه سازمان ناسا برای یکی از شهابواره های بزرگی که با سرعت بسیار بالایی به سمت زمین می آید و زمین را تهدید میکند،،پیکری به مانند انسان اما شمایل صورتی به شکل سگ دوبرمن،، آپوفیس به معنای خدای تاریکی!
باری در نقدهای شما انتقادات بسیاری وارد است که متاسفانه نه وقتی برای اینکار وجود دارد و نه حوصله ای برای ادای منظورِ مشهودِ آقای هراری برای شما!
لطفا کوله بار منيّت را از خود دور کنید، که وجهه ی خوبی برای شما ندارد!
اگر استاد دانشگاه هستید، امید است حداقل به دانشورزان و علاقمندان به دانش روشمندی صحیح از حصولِ علم را بیاموزید.
برقرار و مستدام باشید.🥀
اگر مایل به صحبت هستید نام کاربری بنده :
@o_farshid
@Sciencemodern2
آن خدای قابل تکریم در عهد کهن را که در مصر از آن نام برید و یادتان نمی آمد اسمش✨ آپوفیس ✨است،، نامی که امروزه سازمان ناسا برای یکی از شهابواره های بزرگی که با سرعت بسیار بالایی به سمت زمین می آید و زمین را تهدید میکند،،پیکری به مانند انسان اما شمایل صورتی به شکل سگ دوبرمن،، آپوفیس به معنای خدای تاریکی!
باری در نقدهای شما انتقادات بسیاری وارد است که متاسفانه نه وقتی برای اینکار وجود دارد و نه حوصله ای برای ادای منظورِ مشهودِ آقای هراری برای شما!
لطفا کوله بار منيّت را از خود دور کنید، که وجهه ی خوبی برای شما ندارد!
اگر استاد دانشگاه هستید، امید است حداقل به دانشورزان و علاقمندان به دانش روشمندی صحیح از حصولِ علم را بیاموزید.
برقرار و مستدام باشید.🥀
اگر مایل به صحبت هستید نام کاربری بنده :
@o_farshid
@Sciencemodern2
👁🗨کشف دندان یک کودک نئاندرتال در کرمانشاه
بهگزارش میراثآریا بهنقل از روابطعمومی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، سامان حیدری گوران سرپرست هیات باستان شناسی این محوطه باستانی امروز یکشنبه 29 مهر 97 با اعلام این خبر گفت: «این نخستین بار است که بقایای یک انسان نئاندرتال به صورت قطعی در کشور ایران کشف می شود.»
او تصریح کرد: «دندان کشف شده یک دندان شیری متعلق به کودکی شش ساله است که به همراه دست افزار های سنگی مربوط به دوره پارینه سنگی میانی در کاوش های علمی بدست آمده است.»
حیدری گوران گفت: «این دندان و بر اساس آزمایشهای سنسنجی مطلق رادیو کربن 14، دارای سنی مابین 42 تا 45 هزار سال است و این نئاندرتال متعلق به جوامع نئاندرتال نزدیک به عصر حاضر محسوب می شود.»
این باستان شناس افزود: «دندان کشف شده از پناهگاه صخره ای باوه یوان، از جمله دندانهای نادر شیری کودک نئادرتال است که به شکل علمی در جهان ثبت شده است.»
به گفته او پیشتر از این تعداد معدودی از دندانهای مشابه دیگر، در کشورهای اسپانیا، فرانسه و آلمان کشف شده است.
💢اگر مطلب ما را میپسندید آن را به اشتراک بگذارید.
🔘 ایران ورجاوند زنده است.
iranvarjavand
@Sciencemodern2
بهگزارش میراثآریا بهنقل از روابطعمومی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، سامان حیدری گوران سرپرست هیات باستان شناسی این محوطه باستانی امروز یکشنبه 29 مهر 97 با اعلام این خبر گفت: «این نخستین بار است که بقایای یک انسان نئاندرتال به صورت قطعی در کشور ایران کشف می شود.»
او تصریح کرد: «دندان کشف شده یک دندان شیری متعلق به کودکی شش ساله است که به همراه دست افزار های سنگی مربوط به دوره پارینه سنگی میانی در کاوش های علمی بدست آمده است.»
حیدری گوران گفت: «این دندان و بر اساس آزمایشهای سنسنجی مطلق رادیو کربن 14، دارای سنی مابین 42 تا 45 هزار سال است و این نئاندرتال متعلق به جوامع نئاندرتال نزدیک به عصر حاضر محسوب می شود.»
این باستان شناس افزود: «دندان کشف شده از پناهگاه صخره ای باوه یوان، از جمله دندانهای نادر شیری کودک نئادرتال است که به شکل علمی در جهان ثبت شده است.»
به گفته او پیشتر از این تعداد معدودی از دندانهای مشابه دیگر، در کشورهای اسپانیا، فرانسه و آلمان کشف شده است.
💢اگر مطلب ما را میپسندید آن را به اشتراک بگذارید.
🔘 ایران ورجاوند زنده است.
iranvarjavand
@Sciencemodern2