چه سوال جالبی مطرح فرمودید 🥀
البته آمیز جنسی کلاغ را کسی ندیده چون بسیار خجالتی ست 😉
@Sciencemodern2
اما باتوجه به آنچه بیان فرمودید ،،باید پرسیده شود اگر والدین به فرزندان خود شرم را آموزش ندهند،، اگر به آنها منع از اعمال شنیع را آموزش ندهند،، """اعمال شنیع منظور از هر آنچه که در اجتماع مورد ترد قرار میگیرد است """"
و اگر به فرزندان هیچ آدابی را نیاموزند!!؟
این فرزند خردسال که بزرگ میشود چگونه شرم را ميداند؟
آیا شرم با او زاده میشود؟
آیا آداب صحیح اجتماعی با او زاده میشود؟؟
قطعاً جواب منفی ست!
بنابراین پاسخ این سوال شما دقيقا برمیگردد به زمانیکه انسان بصورت اجتماعی در کنار هم زندگی میکرد و به مرور زمان بسیاری از بایدها و نبایدها بعنوان یک✨ قرار داد اجتماعی ✨مطرح و عنوان شد و بمرور تغییر یافت و برخی از آنها اگر نادرست هم بود تصحیح شد و برخی هم بسته به خواسته های مدنی، بنوعی دستخوش حوادث گشت و بندهای آن در خانواده ها،،قبایل ،آبادیها،،شهرها و کشورها گسترش یافت و آن شد که امروزه وجه تمایز مهمِ رفتار شناختی جانوران با ما گشته ،، اگر قرار داد اجتماعی و بنوعی قانون اجتماعی نبود و ترویج و اشاعه آن در خانواده ها عنوان نمیشد، قطعاً امروزه ما هم همانند بسیاری از جانوران شرم در زندگی ما غریبه بود و جایی نداشت و شنیع ترین اعمال را یا هر کاری که انسان دلش میخواست را انجام میداد!
@Sciencemodern2
اما شاید این قرار داد اجتماعی مثل پوشانیدن شرمگاهی و غیره را در بسیاری از بومیان بدوی مناطق آفریقایی ما نمیبینیم،، و پوشاندن آن کلاً چیز بسیار بيمعنایی باشد،، و کسی هم اصلا نگاهی به آن نکند،،چون معنی شرمی که برخی در ذهنشان دارند برای آنان تعریف دیگری دارد ،اما هشدارهای متعدد در عملکردهای اشتباه در لوای قانون همان جامعه باعث شرمساری شود ، اما قضای حاجت را در مکان بسیار دور بعلت نامطلوب بودن قضیه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد،،بنابراین آن هم مجدداً برمیگردد به فرهنگ زیست بومی آن مناطق.،مثلا امروزه در کشور افغانستان/قسمتهایی که هنور تحت تصرف گروهک طلبان میباشد/ اگر نوامیس شخصی از کنارش رد شود ،آنقدر پوشش دارد که فرد نشناسد،چون پوشش آزاد آنان بتعبیری برای مردان باعث شرمساری ست ،و آنرا بانام قوانین اجتماعی دینی منع میکنند،اما در مکانی دیگر در جغرافیای مکانی دیگر اصلا پوششی ندارند،،پس باید دید در آن جامعه شرم چگونه معنی و تعبیر میشود و آیا عملی همانند آمیزش جنسی در انظار عمومی باعث گسسته شدن شیرازه ی قانون آن جامعه میشود یاخیر،یا سرقت چگونه بیان میشود که کار بسیار شنیعی ست؟زیرا پول باد آورده را همین امروزه بسیاری از مردمان دوست میدارند و اصلا کک شان هم نمیگزد چه برسد که شرمنده باشند !!
بنابراین میشود گفت شرم بیشتر به آموزش خانواده ها برای منع از بایدها و نبایدها در لوای قراردادهای اجتماعی تبیین میشود و کارکرد زیستی و تکاملی آن هم پارامترهای متعددی از زاویه دیدهای اجتماعی برای افراد گوناگون با طرز تفکر مختلف دارد.
اما چون در اینمورد بحث شد چند تصویر را که میشود ارائه داد باهم میبینیم .
👇👇👇👇👇👇👇👇
گردآوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
البته آمیز جنسی کلاغ را کسی ندیده چون بسیار خجالتی ست 😉
@Sciencemodern2
اما باتوجه به آنچه بیان فرمودید ،،باید پرسیده شود اگر والدین به فرزندان خود شرم را آموزش ندهند،، اگر به آنها منع از اعمال شنیع را آموزش ندهند،، """اعمال شنیع منظور از هر آنچه که در اجتماع مورد ترد قرار میگیرد است """"
و اگر به فرزندان هیچ آدابی را نیاموزند!!؟
این فرزند خردسال که بزرگ میشود چگونه شرم را ميداند؟
آیا شرم با او زاده میشود؟
آیا آداب صحیح اجتماعی با او زاده میشود؟؟
قطعاً جواب منفی ست!
بنابراین پاسخ این سوال شما دقيقا برمیگردد به زمانیکه انسان بصورت اجتماعی در کنار هم زندگی میکرد و به مرور زمان بسیاری از بایدها و نبایدها بعنوان یک✨ قرار داد اجتماعی ✨مطرح و عنوان شد و بمرور تغییر یافت و برخی از آنها اگر نادرست هم بود تصحیح شد و برخی هم بسته به خواسته های مدنی، بنوعی دستخوش حوادث گشت و بندهای آن در خانواده ها،،قبایل ،آبادیها،،شهرها و کشورها گسترش یافت و آن شد که امروزه وجه تمایز مهمِ رفتار شناختی جانوران با ما گشته ،، اگر قرار داد اجتماعی و بنوعی قانون اجتماعی نبود و ترویج و اشاعه آن در خانواده ها عنوان نمیشد، قطعاً امروزه ما هم همانند بسیاری از جانوران شرم در زندگی ما غریبه بود و جایی نداشت و شنیع ترین اعمال را یا هر کاری که انسان دلش میخواست را انجام میداد!
@Sciencemodern2
اما شاید این قرار داد اجتماعی مثل پوشانیدن شرمگاهی و غیره را در بسیاری از بومیان بدوی مناطق آفریقایی ما نمیبینیم،، و پوشاندن آن کلاً چیز بسیار بيمعنایی باشد،، و کسی هم اصلا نگاهی به آن نکند،،چون معنی شرمی که برخی در ذهنشان دارند برای آنان تعریف دیگری دارد ،اما هشدارهای متعدد در عملکردهای اشتباه در لوای قانون همان جامعه باعث شرمساری شود ، اما قضای حاجت را در مکان بسیار دور بعلت نامطلوب بودن قضیه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد،،بنابراین آن هم مجدداً برمیگردد به فرهنگ زیست بومی آن مناطق.،مثلا امروزه در کشور افغانستان/قسمتهایی که هنور تحت تصرف گروهک طلبان میباشد/ اگر نوامیس شخصی از کنارش رد شود ،آنقدر پوشش دارد که فرد نشناسد،چون پوشش آزاد آنان بتعبیری برای مردان باعث شرمساری ست ،و آنرا بانام قوانین اجتماعی دینی منع میکنند،اما در مکانی دیگر در جغرافیای مکانی دیگر اصلا پوششی ندارند،،پس باید دید در آن جامعه شرم چگونه معنی و تعبیر میشود و آیا عملی همانند آمیزش جنسی در انظار عمومی باعث گسسته شدن شیرازه ی قانون آن جامعه میشود یاخیر،یا سرقت چگونه بیان میشود که کار بسیار شنیعی ست؟زیرا پول باد آورده را همین امروزه بسیاری از مردمان دوست میدارند و اصلا کک شان هم نمیگزد چه برسد که شرمنده باشند !!
بنابراین میشود گفت شرم بیشتر به آموزش خانواده ها برای منع از بایدها و نبایدها در لوای قراردادهای اجتماعی تبیین میشود و کارکرد زیستی و تکاملی آن هم پارامترهای متعددی از زاویه دیدهای اجتماعی برای افراد گوناگون با طرز تفکر مختلف دارد.
اما چون در اینمورد بحث شد چند تصویر را که میشود ارائه داد باهم میبینیم .
👇👇👇👇👇👇👇👇
گردآوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مردم قبیله ای که برای اولین بار انسانی را میببینند
زمانش حدود10 دقيقه است، اما ارزش دیدن دارد
🥀
@Sciencemodern2
زمانش حدود10 دقيقه است، اما ارزش دیدن دارد
🥀
@Sciencemodern2
Modern Science
مردم قبیله ای که برای اولین بار انسانی را میببینند زمانش حدود10 دقيقه است، اما ارزش دیدن دارد 🥀 @Sciencemodern2
قبیله کرووای (Korowai) که به نام «کولوفو» نیز شناخته می شود، متشکل از حدودا 3000 نفر است که در جنوب شرق پاپوآ در گینه نو اندونزی زندگی می کنند. افراد این قبیله در منطقه ای زندگی می کنند که در سراسر تاریخ کمتر انسانی به آنجا رفت و آمد کرده است و به همین دلیل آنها تا سال 1970 از اینکه در نزدیکی آنها شهرهایی وجود دارند که در آنها نیز انسان هایی ساکن هستند، خبری نداشتند.
جمع اوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
جمع اوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
عرض شود که امروز به طور بسیار مضحکی ، روز جهانی بدون پستان بند معرفی شده است . مصوب شده از سال دیگر ، برای برقراری عدالت و نگاه فرا-جنسیتی ، فردا هم روز جهانی بدون شورت برای آقایان مرقوم و محسوب گردد !
گذشته از شوخی ، این حرکت بی مزه و شبه علمی ، در قالب " مغلطه تعمیم " چیزی نیست بجز یک شیطنت فمینیستی .
فی الواقع نگاه علمی به موضوع ، به ما میگوید الزاما هر نوع سوتینی سرطانزا نیست . در موارد نادر ، استفاده طولانی مدت از سوتینهای بسیار تنگ ، با ایجاد اثری فشاری و تروماتیزه کردن پستان ، مختصری انسیدانس سرطان پستان را بالا میبرد . اما در نقطه مقابل باید دید چنین برچسب عامی بر سوتین ، برای مادر بزرگ بنده با دو تا هندوانه ای که همیشه همراه دارد ، چه عوارضی به همراه خواهد داشت .
در انسان به واسطه راست قامتی و تغییرات در مرکزثقل ستون فقرات ، همینطور خلاصه شدن کل غدد پستانی چندگانه ( مثل باقی پستانداران که چندین پستان دارند ) در دو غده پستانی ، وزن و حجم پستانها بصورت نامتعارفی بالاست .
لعنت بر شیطان رجیم و این وزنه های حجیم که باعث عوارض متعددی منجمله آرتروز گردن و ستون فقرات و باقی مشکلات میشود . همینطور اثر کششی ناشی از وزن پستانها ، کمتر از اثر فشاری ناشی از یک سوتین متعارف نیست و خود میتواند عینا عامل مساعد کننده بستر آسیبهای پستانی باشد .
لذا به نظر میرسد حسن سوتین های متعارف در مجموع بر زیان آنها بچربد .
اما اگر قرار است با شایعه پراکنی های فمینیستی ، مظاهر زیبایی شناختی و شاخصه های زنانه را به هراس عمومی تبدیل کنیم ، شایعه فراوان است !
رژ لب سرب دارد و سرطانزاست !
سوتین سرطانزاست !
زدودن موهای زاید سرطانزاست !
پاشنه بلند سرطانزاست !
رنگ مو سرطانزاست !
در این صورت نفس کشیدن هم لااقل در هوای شهرها سرطانزاست .
مقصود اینکه بازیچه مغالطات مغرضانه و ادعاهای شبه علمی نشویم .
یک ادعای علمی ، باید مشخص کند چه نوع سوتینی ، در چه فردی ، با چه میزان از اثر فشاری ، در چه مدت ، و در چه طرح یا مدلی ، با چه مکانیسمی و به چه میزان اثرات منفی دارد .
و همزمان استفاده نکردن از سوتین چه عواقبی دارد .
در این حالت میتوان منافع و مضرات یک روش را در کفه های ترازو گذاشت و تصمیم را به عهده اشخاص گذاشت تا خودشان به صلاحدید خود عمل کنند .
الزاما همه چیز هم نباید بی ضرر و مفید فایده باشد !
برخی سلایق و علایق میتوانند درجاتی از منافع یا مضرات را داشته باشند و انتخاب در حوزه آزادیهای فردی است .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
گذشته از شوخی ، این حرکت بی مزه و شبه علمی ، در قالب " مغلطه تعمیم " چیزی نیست بجز یک شیطنت فمینیستی .
فی الواقع نگاه علمی به موضوع ، به ما میگوید الزاما هر نوع سوتینی سرطانزا نیست . در موارد نادر ، استفاده طولانی مدت از سوتینهای بسیار تنگ ، با ایجاد اثری فشاری و تروماتیزه کردن پستان ، مختصری انسیدانس سرطان پستان را بالا میبرد . اما در نقطه مقابل باید دید چنین برچسب عامی بر سوتین ، برای مادر بزرگ بنده با دو تا هندوانه ای که همیشه همراه دارد ، چه عوارضی به همراه خواهد داشت .
در انسان به واسطه راست قامتی و تغییرات در مرکزثقل ستون فقرات ، همینطور خلاصه شدن کل غدد پستانی چندگانه ( مثل باقی پستانداران که چندین پستان دارند ) در دو غده پستانی ، وزن و حجم پستانها بصورت نامتعارفی بالاست .
لعنت بر شیطان رجیم و این وزنه های حجیم که باعث عوارض متعددی منجمله آرتروز گردن و ستون فقرات و باقی مشکلات میشود . همینطور اثر کششی ناشی از وزن پستانها ، کمتر از اثر فشاری ناشی از یک سوتین متعارف نیست و خود میتواند عینا عامل مساعد کننده بستر آسیبهای پستانی باشد .
لذا به نظر میرسد حسن سوتین های متعارف در مجموع بر زیان آنها بچربد .
اما اگر قرار است با شایعه پراکنی های فمینیستی ، مظاهر زیبایی شناختی و شاخصه های زنانه را به هراس عمومی تبدیل کنیم ، شایعه فراوان است !
رژ لب سرب دارد و سرطانزاست !
سوتین سرطانزاست !
زدودن موهای زاید سرطانزاست !
پاشنه بلند سرطانزاست !
رنگ مو سرطانزاست !
در این صورت نفس کشیدن هم لااقل در هوای شهرها سرطانزاست .
مقصود اینکه بازیچه مغالطات مغرضانه و ادعاهای شبه علمی نشویم .
یک ادعای علمی ، باید مشخص کند چه نوع سوتینی ، در چه فردی ، با چه میزان از اثر فشاری ، در چه مدت ، و در چه طرح یا مدلی ، با چه مکانیسمی و به چه میزان اثرات منفی دارد .
و همزمان استفاده نکردن از سوتین چه عواقبی دارد .
در این حالت میتوان منافع و مضرات یک روش را در کفه های ترازو گذاشت و تصمیم را به عهده اشخاص گذاشت تا خودشان به صلاحدید خود عمل کنند .
الزاما همه چیز هم نباید بی ضرر و مفید فایده باشد !
برخی سلایق و علایق میتوانند درجاتی از منافع یا مضرات را داشته باشند و انتخاب در حوزه آزادیهای فردی است .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
گرگها برخلاف سگها توانایی درک علت و معلول را دارند
نتایج یک تحقیق نشان میدهد گرگها علت و معلول را درک میکنند، در حالی که به نظر میرسد سگها این توانایی را به مرور زمان از دست دادهاند.
به گزارش آنا تیم تحقیقاتی در مرکز تحقیقات گرگ «وتمدونی» واقع در وین اتریش، در مطالعهای 14 سگ و 12 گرگ تربیت شده را مورد بررسی قرار دادند. چگونگی به کارگیری روشها و نشانههای ارتباطی، رفتاری و علتی برای یافتن غذا در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در حالی که سگها قادر به برقراری ارتباط میان علت و معلول نبودند، گرگها این توانایی را از خود نشان دادند.
محققان در این مطالعه جدید دریافتند که سگها ممکن است در روند تکوین و تکامل، توانایی درک ارتباط بین علت و اثر را از دست داده باشند. محققان با بررسی مهارتهای استدلال سگها و گرگهای تربیتشده متوجه شدند که این دو حیوان هنگامی که برای دستیابی به غذا راهنمایی میشدند، روشهای متفاوتی برای رسیدن به آن داشتند.
مطالعه نشان داد که برخلاف گرگها، سگها نتوانستند میان علت و معلول رابطه برقرار کنند و این نشان میدهد که ممکن است اهلی کردن سگها تواناییهای شناختی آنها را تغییر داده باشد.
میشل لامپ، از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، میگوید: «نتایج مطالعه ما نشان میدهد که اهلیسازی روی درک علت و معلول سگها تاثیر گذاشته است. اما نمیتوان انکار کرد که تفاوتها را میتوان با این واقعیت توضیح داد که گرگها برای کشف اشیاء نسبت به سگها مصرتر و سمجتر هستند. سگها برای گرفتن غذا از ما شرطی میشوند، در حالی که گرگها، خودشان باید غذایشان را در طبیعت پیدا کنند».
تیم تحقیقاتی توانایی آنها را در استفاده از نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی، اشاره حرکتی و نشانههای رفتاری مانند دستیابی به جسم صحیح بدون تماس چشمی با حیوان ارزیابی کرد. سپس، سگها و گرگها برای حدس جای غذای پنهان شده، براساس نشانههای سببی، از جمله سر و صدای تولید شده هنگامی که شیء حاوی مواد غذایی تکان خورده است، تنها گذاشته شدند.
جولیان بروئر، از موسسه ماکس پلانک علوم تاریخ بشر در آلمان، میگوید: «مطالعه ما منحصر به فرد است، زیرا تنها سگها و گرگها نیستند که تحت شرایط مشابه با سابقه تاریخی و دوره آموزشی زندگی کردهاند. ما همچنین سگهای خانگی را نیز مقایسه میکنیم».
وی افزود: «آزمایش نشان داد که هر دو حیوان قادر به دنبال کردن نشانههای ارتباطی برای پیدا کردن غذای پنهان شده بودند، اما سگها قادر به انتخاب جسم صحیح بدون تماس مستقیم چشمی نبودند». محققان همچنین دریافتند که تنها گرگها توانستند نتیجهگیریهای علیتی ایجاد کنند، که نشان میداد آنها قادر به درک علت و معلول بودند.
با توجه به نتایج این تحقیق، توانایی گرگها برای درک تماس چشمی با انسانها هم یک نکته قابل توجه بود. ضمن اینکه در مورد چگونگی گسترش ارتباط بین انسانها و سگها نیز اطلاعاتی به دست آمد. سوفیا ویرانی، از مرکز تحقیقاتی وین در اتریش، گفت: «توانایی گرگها برای درک علائم ارتباطی با انسان ممکن است به اهلی شدن آنها کمک کند. با این وجود، کار با گرگهای تربیتشده ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد».
وی افزود: «این مساله میتواند اختلاف و تفاوتهای بین سگها و گرگها را پنهان کند، مانند اینکه سگها در طول زندگی خود بیشتر در مورد ارتباطات انسانی میآموزند».
https://phys.org/news/2017-09-wolves-effect-dogs.html
☢ @sciencemodern2
نتایج یک تحقیق نشان میدهد گرگها علت و معلول را درک میکنند، در حالی که به نظر میرسد سگها این توانایی را به مرور زمان از دست دادهاند.
به گزارش آنا تیم تحقیقاتی در مرکز تحقیقات گرگ «وتمدونی» واقع در وین اتریش، در مطالعهای 14 سگ و 12 گرگ تربیت شده را مورد بررسی قرار دادند. چگونگی به کارگیری روشها و نشانههای ارتباطی، رفتاری و علتی برای یافتن غذا در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در حالی که سگها قادر به برقراری ارتباط میان علت و معلول نبودند، گرگها این توانایی را از خود نشان دادند.
محققان در این مطالعه جدید دریافتند که سگها ممکن است در روند تکوین و تکامل، توانایی درک ارتباط بین علت و اثر را از دست داده باشند. محققان با بررسی مهارتهای استدلال سگها و گرگهای تربیتشده متوجه شدند که این دو حیوان هنگامی که برای دستیابی به غذا راهنمایی میشدند، روشهای متفاوتی برای رسیدن به آن داشتند.
مطالعه نشان داد که برخلاف گرگها، سگها نتوانستند میان علت و معلول رابطه برقرار کنند و این نشان میدهد که ممکن است اهلی کردن سگها تواناییهای شناختی آنها را تغییر داده باشد.
میشل لامپ، از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، میگوید: «نتایج مطالعه ما نشان میدهد که اهلیسازی روی درک علت و معلول سگها تاثیر گذاشته است. اما نمیتوان انکار کرد که تفاوتها را میتوان با این واقعیت توضیح داد که گرگها برای کشف اشیاء نسبت به سگها مصرتر و سمجتر هستند. سگها برای گرفتن غذا از ما شرطی میشوند، در حالی که گرگها، خودشان باید غذایشان را در طبیعت پیدا کنند».
تیم تحقیقاتی توانایی آنها را در استفاده از نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی، اشاره حرکتی و نشانههای رفتاری مانند دستیابی به جسم صحیح بدون تماس چشمی با حیوان ارزیابی کرد. سپس، سگها و گرگها برای حدس جای غذای پنهان شده، براساس نشانههای سببی، از جمله سر و صدای تولید شده هنگامی که شیء حاوی مواد غذایی تکان خورده است، تنها گذاشته شدند.
جولیان بروئر، از موسسه ماکس پلانک علوم تاریخ بشر در آلمان، میگوید: «مطالعه ما منحصر به فرد است، زیرا تنها سگها و گرگها نیستند که تحت شرایط مشابه با سابقه تاریخی و دوره آموزشی زندگی کردهاند. ما همچنین سگهای خانگی را نیز مقایسه میکنیم».
وی افزود: «آزمایش نشان داد که هر دو حیوان قادر به دنبال کردن نشانههای ارتباطی برای پیدا کردن غذای پنهان شده بودند، اما سگها قادر به انتخاب جسم صحیح بدون تماس مستقیم چشمی نبودند». محققان همچنین دریافتند که تنها گرگها توانستند نتیجهگیریهای علیتی ایجاد کنند، که نشان میداد آنها قادر به درک علت و معلول بودند.
با توجه به نتایج این تحقیق، توانایی گرگها برای درک تماس چشمی با انسانها هم یک نکته قابل توجه بود. ضمن اینکه در مورد چگونگی گسترش ارتباط بین انسانها و سگها نیز اطلاعاتی به دست آمد. سوفیا ویرانی، از مرکز تحقیقاتی وین در اتریش، گفت: «توانایی گرگها برای درک علائم ارتباطی با انسان ممکن است به اهلی شدن آنها کمک کند. با این وجود، کار با گرگهای تربیتشده ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد».
وی افزود: «این مساله میتواند اختلاف و تفاوتهای بین سگها و گرگها را پنهان کند، مانند اینکه سگها در طول زندگی خود بیشتر در مورد ارتباطات انسانی میآموزند».
https://phys.org/news/2017-09-wolves-effect-dogs.html
☢ @sciencemodern2
phys.org
Wolves understand cause and effect better than dogs
Domestic dogs may have lost some of their innate animal skill when they came in from the wild, according to new research conducted at the Wolf Science Center in Austria.
🔵🔴 ساخت مغز مصنوعی با قابلیت تحلیل
✔ تیمی متشکل از پژوهشگران دو دانشگاه ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای 2 میلیون اتصال نورونی بوده و قادر به زبان آموزی و برقراری ارتباط کلامی با انسان ها است.
🔷 دانشمندان ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای قابلیت تجزیه و تحلیل بوده و می تواند با انسان وارد گفتگوئی دو نفره شده و پاسخ های مقتضی را به سوالات ارائه داده و به مباحثه بپردازد.
✅ مغز مصنوعی فوق الذکر به نام آنابل Annabell شهرت داشته که مخفف عبارت Artificial Neural Network with Adaptive Behavior Exploited for Language Learning که به معنی " شبکه مصنوعی اعصاب با رفتار تطبیق پذیر جهت یادگیری زبان " است . گفتنی است این مغز مصنوعی توسط دو تیم از دانشمندان دانشگاه ساساری و دانشگاه پلیموث طراحی و ساخته شده است.
☑️ بر اساس اظهارات تیم سازنده این مغز مصنوعی ، آنابل دارای دو میلیون اتصال مصنوعی نورون و رشته های عصبی است که به دانشمندان اجازه می دهد تا به بررسی عملکرد مغز انسان در هنگام زبان آموزی و چگونگی فرایند فعالیت مغز انسان هنگام اکتساب زبانی بپردازند.
🔶 دانشمندان تیم طراحی کننده این #مغز مصنوعی اعلام کرده اند که ساخت آنابل ، تنها گام نخست در راه طراحی و ساخت مغز مصنوعی بوده و راهی طولانی در پیش روی پژوهشگران این حوزه قرار دارد . این تیم تحقیقاتی در نظر دارند در آینده ، تعداد نورون ها و اتصالات عصبی این #مغز_مصنوعی را توسعه دهند.
🔷 دانشمندان اعتقاد دارند این نوع از مغزهای مصنوعی قادر است در آینده در ساخت ربات های هوشمند مورد استفاده قرار گرفته و به روبات ها این امکان را بدهد تا قدرت دیدن ، لمس کردن ، حس کردن و موقعیت یابی اشیا را داشته و آن ها را به حرکت در آورند.
💬 ترجمه: سیناپرس
═══════════════════
🆔 @sciencemodern2
═══════════════════
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2015/11/151111170721.htm
✔ تیمی متشکل از پژوهشگران دو دانشگاه ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای 2 میلیون اتصال نورونی بوده و قادر به زبان آموزی و برقراری ارتباط کلامی با انسان ها است.
🔷 دانشمندان ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای قابلیت تجزیه و تحلیل بوده و می تواند با انسان وارد گفتگوئی دو نفره شده و پاسخ های مقتضی را به سوالات ارائه داده و به مباحثه بپردازد.
✅ مغز مصنوعی فوق الذکر به نام آنابل Annabell شهرت داشته که مخفف عبارت Artificial Neural Network with Adaptive Behavior Exploited for Language Learning که به معنی " شبکه مصنوعی اعصاب با رفتار تطبیق پذیر جهت یادگیری زبان " است . گفتنی است این مغز مصنوعی توسط دو تیم از دانشمندان دانشگاه ساساری و دانشگاه پلیموث طراحی و ساخته شده است.
☑️ بر اساس اظهارات تیم سازنده این مغز مصنوعی ، آنابل دارای دو میلیون اتصال مصنوعی نورون و رشته های عصبی است که به دانشمندان اجازه می دهد تا به بررسی عملکرد مغز انسان در هنگام زبان آموزی و چگونگی فرایند فعالیت مغز انسان هنگام اکتساب زبانی بپردازند.
🔶 دانشمندان تیم طراحی کننده این #مغز مصنوعی اعلام کرده اند که ساخت آنابل ، تنها گام نخست در راه طراحی و ساخت مغز مصنوعی بوده و راهی طولانی در پیش روی پژوهشگران این حوزه قرار دارد . این تیم تحقیقاتی در نظر دارند در آینده ، تعداد نورون ها و اتصالات عصبی این #مغز_مصنوعی را توسعه دهند.
🔷 دانشمندان اعتقاد دارند این نوع از مغزهای مصنوعی قادر است در آینده در ساخت ربات های هوشمند مورد استفاده قرار گرفته و به روبات ها این امکان را بدهد تا قدرت دیدن ، لمس کردن ، حس کردن و موقعیت یابی اشیا را داشته و آن ها را به حرکت در آورند.
💬 ترجمه: سیناپرس
═══════════════════
🆔 @sciencemodern2
═══════════════════
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2015/11/151111170721.htm
ScienceDaily
A network of artificial neurons learns to use human language
A group of researchers has developed a cognitive model, made up of two million interconnected artificial neurons, able to learn to communicate using human language starting from a state of 'tabula rasa', only through communication with a human interlocutor.…
⭕️ خلاصهای از مطلب:
🔹مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان میدهد، الگوی فعالیت مغز و چگونگی اتصال بخشهای مختلف در هر فرد متفاوت است و هرگز نمیتوان دو مغز کاملا مشابهی را پیدا کرد.
🔹این تحقیقات که با استفاده از تکنیک تصویربرداری fMRI صورت گرفته، نشان میدهد که الگوی عملکرد مغز هر داوطلب با داوطلب دیگر متفاوت است. محققان این تفاوت را اصطلاحا اثرانگشت شناختی نامیدهاند.
🔹محققان تا امروز بر این باور بودند که ساختار مغز افراد بدون درنظرگرفتن بهره هوشی و یک بیماری خاص، مشابه است و این مطالعه اولین بار است که الگوهای متفاوت مغز را مشخص میکند.
🔹محققان معتقدند که این تفاوت میتواند در درمان بیماریهای عصبی به شیوه متناسب با عملکرد مغز هر فرد موثر باشد و این مطالعه گام موثری در پیشبینی انواع بیماریهای مربوط به سیستم اعصاب است.
🔹همچنین دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه ییل با استفاده از اسکنهای افامآرآی توانستهاند دقیقا هوش افراد را پیشبینی کنند.
🔹دانشمندان اسکن افامآرآی ۱۲۶ بیمار را در «پروژه کانکتوم انسانی» که کنسرسیومی برای کمک به طراحی نقشه مغز انسان است، بررسی کرده و اتصالات پایداری را شناسایی کردند که دقیقا “هوش سیال” یا استدلال انتزاعی را پیشبینی میکردند.
🔹محققان دریافتند که هر چه نواحی خاصی در مغز بیشتر با یکدیگر گفتگو کنند، احتمال این امر که فرد با سرعت بیشتری اطلاعات را پردازش و استنتاج کند، بیشتر است. به عنوان مثال، ارتباط قوی بین لوبهای پیشانی و لوبهای آهیانهای که هر دو با عملکردهای سطح بالا ارتباط دارند، بطور دقیقی نمره هوش بالا را پیشبینی میکرد.
🔹دانشمندان این ارتباطات مغزی منحصر بفرد را به اثر انگشت تشبیه کرده و متذکر شدند که این شبکهها، هویت افراد را در بسیاری از موارد با دقت نسبتا کاملی شناسایی میکردند. این نقشههای ارتباطات ذهنی ممکن است در آینده برای پیشبینی رفتار و یا برنامههای آموزش و پرورش و بهداشت مناسب برای هر فرد به کار گرفته شوند.
✅ برای مطالعهی کامل مطلب، بر روی لینک زیر کلیک فرمایید 👇👇
🌐 https://goo.gl/eDjHd8
@Sciencemodern2
🔹مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان میدهد، الگوی فعالیت مغز و چگونگی اتصال بخشهای مختلف در هر فرد متفاوت است و هرگز نمیتوان دو مغز کاملا مشابهی را پیدا کرد.
🔹این تحقیقات که با استفاده از تکنیک تصویربرداری fMRI صورت گرفته، نشان میدهد که الگوی عملکرد مغز هر داوطلب با داوطلب دیگر متفاوت است. محققان این تفاوت را اصطلاحا اثرانگشت شناختی نامیدهاند.
🔹محققان تا امروز بر این باور بودند که ساختار مغز افراد بدون درنظرگرفتن بهره هوشی و یک بیماری خاص، مشابه است و این مطالعه اولین بار است که الگوهای متفاوت مغز را مشخص میکند.
🔹محققان معتقدند که این تفاوت میتواند در درمان بیماریهای عصبی به شیوه متناسب با عملکرد مغز هر فرد موثر باشد و این مطالعه گام موثری در پیشبینی انواع بیماریهای مربوط به سیستم اعصاب است.
🔹همچنین دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه ییل با استفاده از اسکنهای افامآرآی توانستهاند دقیقا هوش افراد را پیشبینی کنند.
🔹دانشمندان اسکن افامآرآی ۱۲۶ بیمار را در «پروژه کانکتوم انسانی» که کنسرسیومی برای کمک به طراحی نقشه مغز انسان است، بررسی کرده و اتصالات پایداری را شناسایی کردند که دقیقا “هوش سیال” یا استدلال انتزاعی را پیشبینی میکردند.
🔹محققان دریافتند که هر چه نواحی خاصی در مغز بیشتر با یکدیگر گفتگو کنند، احتمال این امر که فرد با سرعت بیشتری اطلاعات را پردازش و استنتاج کند، بیشتر است. به عنوان مثال، ارتباط قوی بین لوبهای پیشانی و لوبهای آهیانهای که هر دو با عملکردهای سطح بالا ارتباط دارند، بطور دقیقی نمره هوش بالا را پیشبینی میکرد.
🔹دانشمندان این ارتباطات مغزی منحصر بفرد را به اثر انگشت تشبیه کرده و متذکر شدند که این شبکهها، هویت افراد را در بسیاری از موارد با دقت نسبتا کاملی شناسایی میکردند. این نقشههای ارتباطات ذهنی ممکن است در آینده برای پیشبینی رفتار و یا برنامههای آموزش و پرورش و بهداشت مناسب برای هر فرد به کار گرفته شوند.
✅ برای مطالعهی کامل مطلب، بر روی لینک زیر کلیک فرمایید 👇👇
🌐 https://goo.gl/eDjHd8
@Sciencemodern2
نوروسافاری | دانش مغز و علوم اعصاب
نقشه فعالیتی
نوروسافاری| مطالعات محققان نشان می دهد، ساختار هیچ دو مغزی شبیه هم نیست و مغز هر فرد مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است. به گزارش نوروسافاری به نقل از ایسنا و ایرنا، مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان میدهد، الگوی فعالیت مغز و چگونگی اتصال بخشهای…
حالات و هیجانات ما ( مثلا عشق ) تابع ترکیبی از مدیاتورها یا نوروترانسمیتر های عصبی هستند .
بطور مثال در باب عشق آتشین ، ترکیبی از آدرنالین ، دوپامین ، هورمونهای جنسی و .. در مجموع یک سوپ هورمونی را در مغز میسازند که برآیند آنها ، احساس شعف انگیز عشق را در شما متبلور میکند .
حالا فرض کنید که شما و همسر یا شریک زندگیتان ، در اثر مرور زمان ، در حالی که از هر نظر هنوز به هم علاقمند هستید ، دچار رخوت جنسی میشوید و دیگر کششی به هم ندارید .
در این حالت توصیه نوروساینس به شما این است که با هم در ورزشها یا بازیهای خطرناک و هیجان انگیز شرکت کنید . تشریف ببرید دیزنی لند ، ترن هوایی سوار شوید / بروید با چتر پاراشوت بپرید / بروید یک فیلم ترسناک ببینید / و ..
این فعالیت ها ، هرچند ظاهرا ارتباطی به عشق آتشین یا کشش شما به هم ندارند ، اما از مسیر ایجاد هیجان و ترس ، ترشح سینپتیک یا آدرنالینی را در بدن شما فعال میکنند و طعم آن سوپ بی نمک ( بخوانید بی آدرنالین ) را درست میکنند .
انواع احساسات ما و طعم سوپ هورمونی مغز در آنها امروز شناخته شده اند و ما میدانیم برای احیای هر طعم ، از چه روشهای به ظاهر نامربوطی میشود بهره برد . مثلا با ماساژ گرفتن میشود طعم دوپامینی را اصلاح کرد . یا با ورزش سنگین و رزمی میشود باعث فوران تستاسترون شد .
بعضی اقسام هنر هم از همین فرآیندهای جانبی و ظاهرا بی ربط تبعیت میکنند .
در عین حال که عقل سلیم میگوید یک موسیقی آرامشبخش و ملایم باید انطباق بیشتر و مزیتهای زیستی بیشتری برای ما داشته باشد ، با کمال تعجب میبینیم یک موسیقی کوبنده و گوشخراش ، گاهی دوای بسیاری دردهاست .
به شرط آنکه خودتان شخصا در بطن آن باشید و این موسیقی را نیمه شب از منزل همسایه نشنوید !
هرقدر شرکت کردن در یک پارتی شبانه و قرار گرفتن در آن حجم صداهای گوشخراش برای شما لذتبخش است ، همان موسیقی دارد مثل مته ، مغز همسایه را سوراخ میکند!
میبینید که محتوای یکسان ، در زمینه یا کانتکست متفاوت ، اثرات کاملا متضاد دارد .
یکی دارد پایکوبی میکند / دیگری دارد بالش را روی سرش فشار میدهد و برای زنگ زدن به پلیس ، نگاه به عقربه های ساعت می اندازد .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
بطور مثال در باب عشق آتشین ، ترکیبی از آدرنالین ، دوپامین ، هورمونهای جنسی و .. در مجموع یک سوپ هورمونی را در مغز میسازند که برآیند آنها ، احساس شعف انگیز عشق را در شما متبلور میکند .
حالا فرض کنید که شما و همسر یا شریک زندگیتان ، در اثر مرور زمان ، در حالی که از هر نظر هنوز به هم علاقمند هستید ، دچار رخوت جنسی میشوید و دیگر کششی به هم ندارید .
در این حالت توصیه نوروساینس به شما این است که با هم در ورزشها یا بازیهای خطرناک و هیجان انگیز شرکت کنید . تشریف ببرید دیزنی لند ، ترن هوایی سوار شوید / بروید با چتر پاراشوت بپرید / بروید یک فیلم ترسناک ببینید / و ..
این فعالیت ها ، هرچند ظاهرا ارتباطی به عشق آتشین یا کشش شما به هم ندارند ، اما از مسیر ایجاد هیجان و ترس ، ترشح سینپتیک یا آدرنالینی را در بدن شما فعال میکنند و طعم آن سوپ بی نمک ( بخوانید بی آدرنالین ) را درست میکنند .
انواع احساسات ما و طعم سوپ هورمونی مغز در آنها امروز شناخته شده اند و ما میدانیم برای احیای هر طعم ، از چه روشهای به ظاهر نامربوطی میشود بهره برد . مثلا با ماساژ گرفتن میشود طعم دوپامینی را اصلاح کرد . یا با ورزش سنگین و رزمی میشود باعث فوران تستاسترون شد .
بعضی اقسام هنر هم از همین فرآیندهای جانبی و ظاهرا بی ربط تبعیت میکنند .
در عین حال که عقل سلیم میگوید یک موسیقی آرامشبخش و ملایم باید انطباق بیشتر و مزیتهای زیستی بیشتری برای ما داشته باشد ، با کمال تعجب میبینیم یک موسیقی کوبنده و گوشخراش ، گاهی دوای بسیاری دردهاست .
به شرط آنکه خودتان شخصا در بطن آن باشید و این موسیقی را نیمه شب از منزل همسایه نشنوید !
هرقدر شرکت کردن در یک پارتی شبانه و قرار گرفتن در آن حجم صداهای گوشخراش برای شما لذتبخش است ، همان موسیقی دارد مثل مته ، مغز همسایه را سوراخ میکند!
میبینید که محتوای یکسان ، در زمینه یا کانتکست متفاوت ، اثرات کاملا متضاد دارد .
یکی دارد پایکوبی میکند / دیگری دارد بالش را روی سرش فشار میدهد و برای زنگ زدن به پلیس ، نگاه به عقربه های ساعت می اندازد .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
🔦اسکیزوفرنی و حشیش؛ ژن های مشترک
پژوهش هایی که تا به حال انجام شده ارتباط بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا را نشان داده اند اما هیچ یک از این مطالعات تفسیر و توضیح مشخصی از چگونگی این ارتباط به دست نیاورده اند.
دکتر Robert power سرپرست تیم پژوهشی از موسسه
King’s College London
می گوید: «پژوهش هایی که در گذشته انجام شده نشان می دهند که ارتباطی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد. ما در پژوهش خود بر آن بودیم که بررسی کنیم آیا ارتباط مستقیمی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد یا ممکن است ژن های مشترکی، هم در ابتلا به اسکیزوفرنیا و هم در گرایش به مصرف حشیش دخیل باشند».
اگر چه علت اسکیزوفرنیا ناشناخته است، محققان بر این باورند که ترکیب عوامل جسمی، ژنتیکی، روانشناختی و محیطی می تواند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد. پژوهش های پیشین دریافته اند واریانس و دگرگونی های ژنتیکی متعددی با خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا مرتبط است.
این مطالعه جدید شامل 2082 فرد سالم بود که 1011 نفر از آن ها حشیش مصرف می کردند. برای هر شرکت کننده، نیمرخ ژنتیکی- تعداد ژن هایی که با اسکیزوفرنیا مرتبط هستند- بررسی و اندازه گیری شد. یافته های حاصل نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد ابتلا به اسکیزوفرنیا هستند، با احتمال بیشتری به مصرف حشیش روی می آورند.
@sciencemodern2
دکتر Power در این رابطه می افزاید: «ما می دانیم که مصرف حشیش خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را افزایش می دهد و مطالعه ما ناقض این موضوع نیست. بلکه مطالعه ما نشان می دهد به احتمال زیاد ارتباط بین اسکیزوفرنیا و حشیش ارتباطی مستقیم و علت و معلولی نیست، بلکه این اشتراک ژن ها است که باعث می شود افرادی که استعداد ژنتیکی بیشتری برای ابتلا به اسکیزوفرنیا دارند، بیشتر به مصرف حشیش گرایش پیدا کنند».
برگرفته از کانال زیگموند فروید
منبع:
http://psychcentral.com/news/2014/07/05/schizophrenia-cannabis-use-may-share-common-genes/72107.html
پژوهش هایی که تا به حال انجام شده ارتباط بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا را نشان داده اند اما هیچ یک از این مطالعات تفسیر و توضیح مشخصی از چگونگی این ارتباط به دست نیاورده اند.
دکتر Robert power سرپرست تیم پژوهشی از موسسه
King’s College London
می گوید: «پژوهش هایی که در گذشته انجام شده نشان می دهند که ارتباطی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد. ما در پژوهش خود بر آن بودیم که بررسی کنیم آیا ارتباط مستقیمی بین مصرف حشیش و اسکیزوفرنیا وجود دارد یا ممکن است ژن های مشترکی، هم در ابتلا به اسکیزوفرنیا و هم در گرایش به مصرف حشیش دخیل باشند».
اگر چه علت اسکیزوفرنیا ناشناخته است، محققان بر این باورند که ترکیب عوامل جسمی، ژنتیکی، روانشناختی و محیطی می تواند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد. پژوهش های پیشین دریافته اند واریانس و دگرگونی های ژنتیکی متعددی با خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا مرتبط است.
این مطالعه جدید شامل 2082 فرد سالم بود که 1011 نفر از آن ها حشیش مصرف می کردند. برای هر شرکت کننده، نیمرخ ژنتیکی- تعداد ژن هایی که با اسکیزوفرنیا مرتبط هستند- بررسی و اندازه گیری شد. یافته های حاصل نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد ابتلا به اسکیزوفرنیا هستند، با احتمال بیشتری به مصرف حشیش روی می آورند.
@sciencemodern2
دکتر Power در این رابطه می افزاید: «ما می دانیم که مصرف حشیش خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را افزایش می دهد و مطالعه ما ناقض این موضوع نیست. بلکه مطالعه ما نشان می دهد به احتمال زیاد ارتباط بین اسکیزوفرنیا و حشیش ارتباطی مستقیم و علت و معلولی نیست، بلکه این اشتراک ژن ها است که باعث می شود افرادی که استعداد ژنتیکی بیشتری برای ابتلا به اسکیزوفرنیا دارند، بیشتر به مصرف حشیش گرایش پیدا کنند».
برگرفته از کانال زیگموند فروید
منبع:
http://psychcentral.com/news/2014/07/05/schizophrenia-cannabis-use-may-share-common-genes/72107.html
181017_001
My Recording
◽️ فایل صوتی نقد کتاب «انسان خردمند» اثر یووال نوح حراری
✅ ارزیابی علمی کتاب
✅ نقد نگارش تاریخ جهانِ بی ایران
sherwin_vakili
✅ ارزیابی علمی کتاب
✅ نقد نگارش تاریخ جهانِ بی ایران
sherwin_vakili
Modern Science
My Recording – 181017_001
MEHRDAD, [19.10.18 05:34 PM]
خب دوستان درود
بدنبال انتشار نقد دکتر وکیلی از کتاب آقای هراری ، جالب ترین چیزی که من دیدم این بود که دوستان چندان به محتوای نقد نپرداختند و اغلب فقط تکیه بر معرفی ارائه شده از طرف دکتر وکیلی در باب هراری داشتند و آن را مغالطه برشمرده اند .
در اینجا تلاش میکنم به نکات کوچک ولی بسیار مهمی اشاره کنم که احتمالا سنگ بنای آزادیهای مشروع را تحت تاثیر قرار میدهد و صد البته برای میهن عزیز ما ، بیگانه است .
موضوع اول اینکه بسی مایه امیدواری است که دوستان مغالطات را میشناسند و این قدم اول در باب نگاه خردمندانه و عقلگرایی است . اما ...
به عنوان یک اصل در هنر استدلال ، همواره شنیده ایم که درستی یا نادرستی یک گزاره ، مستقل از شخصیت ، باور یا منش گوینده است . مثلا گزاره :
" شوهرٍ خواهرٍ زن شما ، باجناق شماست " یک گزاره منطقی است و تفاوتی نمیکند گوینده آن مرد باشد یا زن / سیوسیالیست باشد یا لیبرال / استریت باشد یا گی / مجرد باشد یا متاهل / شمر ذی الجوشن باشد یا امام شهید .
اما دقت بفرمایید همیشه ما با گزاره های واحد منطقی و موضوعات توصیفی ( دیسکریپتیو ) روبرو نیستیم .
گاهی افراد ، دارند در مورد نظرات شخصی یا موضوعات هنجاری ( نورماتیو ) گفتگو میکنند . بطور مثال اگر بنده دارم در باب موضوع نحوه تقسیم ثروت در جامعه نظر میدهم ، دیدگاه سیاسی من منشاء اثر است و دیگر نمیشود گفت ، آن بد و خوبی که من تشخیص میدهم ، و آنچه ادا میکنم ، مستقل از باور سیاسی من است . پس اگر مجری یک گفتگو بخواهد مرا معرفی کند ، همزمان میگوید که قبادیان از دیدگاه - مثلا - لیبرال - دفاع میکند .
این برای شنوندگان یا بینندگان یک حق است که پیشاپیش بدانند قرار است به اراجیف چه کسی ، با چه پیشینه و باور و تخصص و ... گوش کنند و ببینند " ارزش " وقتی که میگذارند را دارد یا خیر .
این موضوع وقتی کالا یا خدماتی " فروخته " میشود ، بسیار پررنگ تر است . خواننده یا خریدار یک کتاب / کالا / خدمت ، حق دارد تمامی اطلاعات شخصی مرتبط با موضوع اثر یا خدمت را در رابطه با ارائه دهنده یا فروشنده ، داشته باشد .
مرتبط بودن با موضوع یعنی چه ؟
اجازه بدهید باز یک مثال منطقی بزنیم .
بار حقوقی و جزایی و حتی اجتماعی رفتار هر فرد ، بر دوش خودش است . یعنی نمیشود کسی را بخاطر جرم یا عملکرد نادرست اقوام یا نزدیکانش نکوهش کرد . پس عقلا اگر من دزدی کنم ، باری متوجه پدرم نخواهد بود .
اما اگر پدر بنده قرار بود وزیر فرهنگ و آموزش عالی یا وزیر آموزش و پرورش وقت بشود و از 3 تا فرزندش دو تا دزد و یکی جاعل از کار در آمده بود ، میشد به قاعده عقلی گفت : جرم فرزندان بالغ ایشان ، دخلی به پدرشان ندارد ؟
البته که خیر !
باید گفت قبل از در دست گرفتن سکان آموزش و پرورش تمام بچه های ملت ، میبایست سه تا آقا زاده خودش را درست پرورش میداد !
و اما در حوزه آزادی های فردی / شخصیت حقیقی و حقوقی
اینکه جناب آقای هراری شوهر کرده ، در حوزه آزادی های شخصی است و درست مثل باورهای دینی ایشان ، غیر قابل نقد و تفتیش . به کسی چه مربوط که دیگری در چهار دیواری اختیاری خودش چه میکند ؟
اصلا ایشان بروند هر شب یک شوهر کنند ... کور شود هر آنکه نتواند دید .
اما به محض اینکه ایشان منش یا سلیقه جنسی خودشان را از تریبونهای عمومی و با هدف تحت تاثیر قرار دادن اذهان منتشر میکنند و در سخنرانی ها مکررا شوهر کردنشان را به رخ دیگران میکشند ، و تبیین نظراتشان را در هاله آن قرار میدهند ، فرصت نقد نظراتشان برای همگان محفوظ است .
دقت بفرمایید که آنچه مقدس است ، ساحت انسانی افراد است و نه باورها و رفتارشان . هر باور و رفتاری به محض بروز قابل نقد است . کسی هم به شخص آقای هراری - به عنوان یک همجنسگرا - توهین نکرده . موضوع فقط باز اعلام این نکته است که قبلا توسط خودشان علنی شده و مورد تاکید هم قرار گرفته و این گرایش احتمالا در نقطه نظرات شخصی ایشان و مطالبی که به قلم طبع می آرایند و میفروشند ، بی تاثیر نیست .
پس خریدار کتاب حق دارد این موضوع غیر خصوصی و علنی را بداند تا میزان تاثیر پذیری نویسنده را از این گرایش ( درست مثل گرایش ایشان به سوسیالیسم رادیکال ) حین خواندن اثر در نظر داشته باشد .
اتفاقا به عقیده من ، تاکید هراری بر این موضوعات ، نوعی نقش مارکتینگ دارد . وگرنه دلیلی نداشت ایشان روی نقش جنسی خودشان در رابطه خصوصی ، این مقدار تاکید کنند .
موضوع دیگر فرق شخصیت حقیقی و حقوقی
اگر بیل کلینتون به عنوان یک فرد حقیقی همزمان 4 تا هم معشوقه داشته باشد ، به کسی ربطی ندارد و این در حوزه آزادی های فردی است . اما اگر به عنوان رییس جمهوری ایالات متحده ، در اتاق کارش با منشی خوشگلش عشقبازی کرد ، اینجا دیگر آن شخصیت حقیقی در کار نیست .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
خب دوستان درود
بدنبال انتشار نقد دکتر وکیلی از کتاب آقای هراری ، جالب ترین چیزی که من دیدم این بود که دوستان چندان به محتوای نقد نپرداختند و اغلب فقط تکیه بر معرفی ارائه شده از طرف دکتر وکیلی در باب هراری داشتند و آن را مغالطه برشمرده اند .
در اینجا تلاش میکنم به نکات کوچک ولی بسیار مهمی اشاره کنم که احتمالا سنگ بنای آزادیهای مشروع را تحت تاثیر قرار میدهد و صد البته برای میهن عزیز ما ، بیگانه است .
موضوع اول اینکه بسی مایه امیدواری است که دوستان مغالطات را میشناسند و این قدم اول در باب نگاه خردمندانه و عقلگرایی است . اما ...
به عنوان یک اصل در هنر استدلال ، همواره شنیده ایم که درستی یا نادرستی یک گزاره ، مستقل از شخصیت ، باور یا منش گوینده است . مثلا گزاره :
" شوهرٍ خواهرٍ زن شما ، باجناق شماست " یک گزاره منطقی است و تفاوتی نمیکند گوینده آن مرد باشد یا زن / سیوسیالیست باشد یا لیبرال / استریت باشد یا گی / مجرد باشد یا متاهل / شمر ذی الجوشن باشد یا امام شهید .
اما دقت بفرمایید همیشه ما با گزاره های واحد منطقی و موضوعات توصیفی ( دیسکریپتیو ) روبرو نیستیم .
گاهی افراد ، دارند در مورد نظرات شخصی یا موضوعات هنجاری ( نورماتیو ) گفتگو میکنند . بطور مثال اگر بنده دارم در باب موضوع نحوه تقسیم ثروت در جامعه نظر میدهم ، دیدگاه سیاسی من منشاء اثر است و دیگر نمیشود گفت ، آن بد و خوبی که من تشخیص میدهم ، و آنچه ادا میکنم ، مستقل از باور سیاسی من است . پس اگر مجری یک گفتگو بخواهد مرا معرفی کند ، همزمان میگوید که قبادیان از دیدگاه - مثلا - لیبرال - دفاع میکند .
این برای شنوندگان یا بینندگان یک حق است که پیشاپیش بدانند قرار است به اراجیف چه کسی ، با چه پیشینه و باور و تخصص و ... گوش کنند و ببینند " ارزش " وقتی که میگذارند را دارد یا خیر .
این موضوع وقتی کالا یا خدماتی " فروخته " میشود ، بسیار پررنگ تر است . خواننده یا خریدار یک کتاب / کالا / خدمت ، حق دارد تمامی اطلاعات شخصی مرتبط با موضوع اثر یا خدمت را در رابطه با ارائه دهنده یا فروشنده ، داشته باشد .
مرتبط بودن با موضوع یعنی چه ؟
اجازه بدهید باز یک مثال منطقی بزنیم .
بار حقوقی و جزایی و حتی اجتماعی رفتار هر فرد ، بر دوش خودش است . یعنی نمیشود کسی را بخاطر جرم یا عملکرد نادرست اقوام یا نزدیکانش نکوهش کرد . پس عقلا اگر من دزدی کنم ، باری متوجه پدرم نخواهد بود .
اما اگر پدر بنده قرار بود وزیر فرهنگ و آموزش عالی یا وزیر آموزش و پرورش وقت بشود و از 3 تا فرزندش دو تا دزد و یکی جاعل از کار در آمده بود ، میشد به قاعده عقلی گفت : جرم فرزندان بالغ ایشان ، دخلی به پدرشان ندارد ؟
البته که خیر !
باید گفت قبل از در دست گرفتن سکان آموزش و پرورش تمام بچه های ملت ، میبایست سه تا آقا زاده خودش را درست پرورش میداد !
و اما در حوزه آزادی های فردی / شخصیت حقیقی و حقوقی
اینکه جناب آقای هراری شوهر کرده ، در حوزه آزادی های شخصی است و درست مثل باورهای دینی ایشان ، غیر قابل نقد و تفتیش . به کسی چه مربوط که دیگری در چهار دیواری اختیاری خودش چه میکند ؟
اصلا ایشان بروند هر شب یک شوهر کنند ... کور شود هر آنکه نتواند دید .
اما به محض اینکه ایشان منش یا سلیقه جنسی خودشان را از تریبونهای عمومی و با هدف تحت تاثیر قرار دادن اذهان منتشر میکنند و در سخنرانی ها مکررا شوهر کردنشان را به رخ دیگران میکشند ، و تبیین نظراتشان را در هاله آن قرار میدهند ، فرصت نقد نظراتشان برای همگان محفوظ است .
دقت بفرمایید که آنچه مقدس است ، ساحت انسانی افراد است و نه باورها و رفتارشان . هر باور و رفتاری به محض بروز قابل نقد است . کسی هم به شخص آقای هراری - به عنوان یک همجنسگرا - توهین نکرده . موضوع فقط باز اعلام این نکته است که قبلا توسط خودشان علنی شده و مورد تاکید هم قرار گرفته و این گرایش احتمالا در نقطه نظرات شخصی ایشان و مطالبی که به قلم طبع می آرایند و میفروشند ، بی تاثیر نیست .
پس خریدار کتاب حق دارد این موضوع غیر خصوصی و علنی را بداند تا میزان تاثیر پذیری نویسنده را از این گرایش ( درست مثل گرایش ایشان به سوسیالیسم رادیکال ) حین خواندن اثر در نظر داشته باشد .
اتفاقا به عقیده من ، تاکید هراری بر این موضوعات ، نوعی نقش مارکتینگ دارد . وگرنه دلیلی نداشت ایشان روی نقش جنسی خودشان در رابطه خصوصی ، این مقدار تاکید کنند .
موضوع دیگر فرق شخصیت حقیقی و حقوقی
اگر بیل کلینتون به عنوان یک فرد حقیقی همزمان 4 تا هم معشوقه داشته باشد ، به کسی ربطی ندارد و این در حوزه آزادی های فردی است . اما اگر به عنوان رییس جمهوری ایالات متحده ، در اتاق کارش با منشی خوشگلش عشقبازی کرد ، اینجا دیگر آن شخصیت حقیقی در کار نیست .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
Modern Science
MEHRDAD, [19.10.18 05:34 PM] خب دوستان درود بدنبال انتشار نقد دکتر وکیلی از کتاب آقای هراری ، جالب ترین چیزی که من دیدم این بود که دوستان چندان به محتوای نقد نپرداختند و اغلب فقط تکیه بر معرفی ارائه شده از طرف دکتر وکیلی در باب هراری داشتند و آن را مغالطه…
MEHRDAD, [19.10.18 05:34 PM]
اینجا شخصیت حقوقی ایشان باید پاسخگو باشد .
اگر رسانه ها موضوع را بمباران خبری کردند ، نمیشود گفت چرا در زندگی جنسی یک شهروند سرک کشیدید !
و پایان سخن اینکه ...
یکی از مشکلات رایج استدلالی بشر " خطای سوگیری " است .
به زبان ساده ، همه ما ابنای بشر ، تلاش میکنیم از دانسته ها و باورها و سلایق خودمان دفاع کنیم و در این راستا ، حقیقتا منصف نیستیم . فی الواقع میمها تلاش میکنند با سرعت و قدرت هر چه تمام تر از ذهن ما بر اذهان دیگر سوار شوند و ما را وادار به استدلال و حتی سفسطه میکنند تا بستر اذهان هدف ، برای پذیرش و کپی سازی میم ( بخوانید باور ) آماده شود .
از آنجا که سو گیری اغلب اوقات اجتناب ناپذیر است ، خریدار یک اثر / کالا / خدمت ، حق دارد اطلاعات زمینه ای مرتبطی را که میتواند این سوگیری را در جهت موافق یا مخالف تحت تاثیر قرار دهد ، در اختیار داشته باشد.
#دکتر_مهرداد_قبادیان
اینجا شخصیت حقوقی ایشان باید پاسخگو باشد .
اگر رسانه ها موضوع را بمباران خبری کردند ، نمیشود گفت چرا در زندگی جنسی یک شهروند سرک کشیدید !
و پایان سخن اینکه ...
یکی از مشکلات رایج استدلالی بشر " خطای سوگیری " است .
به زبان ساده ، همه ما ابنای بشر ، تلاش میکنیم از دانسته ها و باورها و سلایق خودمان دفاع کنیم و در این راستا ، حقیقتا منصف نیستیم . فی الواقع میمها تلاش میکنند با سرعت و قدرت هر چه تمام تر از ذهن ما بر اذهان دیگر سوار شوند و ما را وادار به استدلال و حتی سفسطه میکنند تا بستر اذهان هدف ، برای پذیرش و کپی سازی میم ( بخوانید باور ) آماده شود .
از آنجا که سو گیری اغلب اوقات اجتناب ناپذیر است ، خریدار یک اثر / کالا / خدمت ، حق دارد اطلاعات زمینه ای مرتبطی را که میتواند این سوگیری را در جهت موافق یا مخالف تحت تاثیر قرار دهد ، در اختیار داشته باشد.
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" قصد دارند برای از بین بردن باکتریهای مقاوم در برابر دارو، آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک را با هم ترکیب کنند.پژهشگران قصد دارند برای مقابله با باکتریهای مقاوم در برابر دارو، از باکتریهای "پروبیوتیک" (probiotic) استفاده کنند. باکتریهای پروبیوتیک، علاوه بر کمک به گوارش، مولکولهای پیچیده و ترکیباتی مانند ویتامینها و آنتی بیوتیکهای گوناگون تولید میکنند که برای بدن مفید هستند.
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" (MIT) در بررسی خود نشان دادهاند که با رساندن ترکیبی از داروهای آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک، میتوان دو سویه باکتری مقاوم در برابر دارو را که اغلب موجب عفونت زخم میشوند، ریشهکن کرد. آنها برای این کار، باکتری پروبیوتیک را در کپسولی از جنس "آلژینات" (alginate) قرار دادند. آلژینات، یک ماده سازگار با محیط زیست است که اجازه نمیدهد آنتیبیوتیکها، باکتریهای پروبیوتیک را از بین ببرند.
"آنا جکلنس" (Ana Jaklenec)، پژوهشگر دانشگاه ام.آی.تی و از نویسندگان این پروژه گفت: باکتریهای بسیاری وجود دارند که در برابر آنتیبیوتیکها مقاوم هستند و یک مشکل جدی برای سلامتی انسان به شمار میروند. ما فکر میکنیم یکی از راههای مقابله با این مشکل، قرار دادن باکتری پروبیوتیک زنده در کپسول است.
"زیهاو لی" (Zhihao Li)، پژوهشگر سابق دانشگاه ام.آی.تی و نویسنده ارشد این پروژه گفت: ما ترکیبات مولکولی زیستلایههای باکتریها را بررسی کردیم و دریافتیم که آلژینات، نقش بسیار مهمی در مقاومت باکتریهای عفونی مانند "سودومونا" (Pseudomonas) دارد، اما تاکنون هیچکس از این توانایی برای محافظت از باکتریهای خوب در برابر آنتیبیوتیکها استفاده نکرده است.
به گفته پژوهشگران، اگر آزمایشهای این کپسول روی حیوان و انسان موفقیتآمیز باشد، میتوان از آن برای ترمیم زخمهای مزمن عفونی استفاده کرد.
این پژوهش، در مجله " Advanced Materials" به چاپ رسید.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" قصد دارند برای از بین بردن باکتریهای مقاوم در برابر دارو، آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک را با هم ترکیب کنند.پژهشگران قصد دارند برای مقابله با باکتریهای مقاوم در برابر دارو، از باکتریهای "پروبیوتیک" (probiotic) استفاده کنند. باکتریهای پروبیوتیک، علاوه بر کمک به گوارش، مولکولهای پیچیده و ترکیباتی مانند ویتامینها و آنتی بیوتیکهای گوناگون تولید میکنند که برای بدن مفید هستند.
پژوهشگران دانشگاه "ام.آی.تی" (MIT) در بررسی خود نشان دادهاند که با رساندن ترکیبی از داروهای آنتیبیوتیک و باکتریهای پروبیوتیک، میتوان دو سویه باکتری مقاوم در برابر دارو را که اغلب موجب عفونت زخم میشوند، ریشهکن کرد. آنها برای این کار، باکتری پروبیوتیک را در کپسولی از جنس "آلژینات" (alginate) قرار دادند. آلژینات، یک ماده سازگار با محیط زیست است که اجازه نمیدهد آنتیبیوتیکها، باکتریهای پروبیوتیک را از بین ببرند.
"آنا جکلنس" (Ana Jaklenec)، پژوهشگر دانشگاه ام.آی.تی و از نویسندگان این پروژه گفت: باکتریهای بسیاری وجود دارند که در برابر آنتیبیوتیکها مقاوم هستند و یک مشکل جدی برای سلامتی انسان به شمار میروند. ما فکر میکنیم یکی از راههای مقابله با این مشکل، قرار دادن باکتری پروبیوتیک زنده در کپسول است.
"زیهاو لی" (Zhihao Li)، پژوهشگر سابق دانشگاه ام.آی.تی و نویسنده ارشد این پروژه گفت: ما ترکیبات مولکولی زیستلایههای باکتریها را بررسی کردیم و دریافتیم که آلژینات، نقش بسیار مهمی در مقاومت باکتریهای عفونی مانند "سودومونا" (Pseudomonas) دارد، اما تاکنون هیچکس از این توانایی برای محافظت از باکتریهای خوب در برابر آنتیبیوتیکها استفاده نکرده است.
به گفته پژوهشگران، اگر آزمایشهای این کپسول روی حیوان و انسان موفقیتآمیز باشد، میتوان از آن برای ترمیم زخمهای مزمن عفونی استفاده کرد.
این پژوهش، در مجله " Advanced Materials" به چاپ رسید.
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
😳آیا مارمولک ها همانند انسانها خواب می بینند؟
👨👩👦👦محققان اثبات کرده اند که مارمولک ها دو حالت خواب را نشان می دهند، درست شبیه انسان ها، پستانداران دیگر و پرندگان.
👨👩👦👦آنها این نتایج را بر اساس تحقیقی که در سال 2016 بر روی دراگون ریش دار و بررسی خواب بر روی مارمولک دیگر(تگو آرژانتینی) انجام شد، بدست آوردند.آنها به هیچ وجه به اختلاف بین گونه های مختلف اشاره نکردند که این موضوع باعث مطرح شدن پرسش های جدیدی در مورد ریشه حالت های خواب شد.
❇️در طول خواب ، بدن بسیاری از از فعالیت های حیاتی مثل حذف مواد متابولیکی از مغز، تولید پروتئین و دوباره پر کردن ذخیره انرژی، تنظیم حرارت و تولید هورمون را انجام می دهد که مشخص شد این پدیده فیزیکی در قلمرو حیوانات مشترک است. اما دانشمندان مدت های طولانی فکر می کردند که تنها پستانداران و پرندگان دو حالت مجزای خواب را تجربه می کنند؛ امواج ارام و خواب پارادوکیک که دومی به رویا دیدن مرتبط می شود یک مرحله پیچیده است که بدن در این حالت رفتارهایی را بین خواب و بیداری از خود نشان می دهد(حد فاصل بین خواب و بیداری). آنها بعدها این فرضیه را عنوان کردند که چنین حالاتی ازخواب از اجداد مشترک پستاندارن و خزندگان از 350 میلیون سال پیش ریشه داشته است.
@Sciencemodern2
🔷لینک خبر👇👇
https://www.sciencedaily.com/releases/2018/10/181011143059.htm
@Sciencemodern2
👨👩👦👦محققان اثبات کرده اند که مارمولک ها دو حالت خواب را نشان می دهند، درست شبیه انسان ها، پستانداران دیگر و پرندگان.
👨👩👦👦آنها این نتایج را بر اساس تحقیقی که در سال 2016 بر روی دراگون ریش دار و بررسی خواب بر روی مارمولک دیگر(تگو آرژانتینی) انجام شد، بدست آوردند.آنها به هیچ وجه به اختلاف بین گونه های مختلف اشاره نکردند که این موضوع باعث مطرح شدن پرسش های جدیدی در مورد ریشه حالت های خواب شد.
❇️در طول خواب ، بدن بسیاری از از فعالیت های حیاتی مثل حذف مواد متابولیکی از مغز، تولید پروتئین و دوباره پر کردن ذخیره انرژی، تنظیم حرارت و تولید هورمون را انجام می دهد که مشخص شد این پدیده فیزیکی در قلمرو حیوانات مشترک است. اما دانشمندان مدت های طولانی فکر می کردند که تنها پستانداران و پرندگان دو حالت مجزای خواب را تجربه می کنند؛ امواج ارام و خواب پارادوکیک که دومی به رویا دیدن مرتبط می شود یک مرحله پیچیده است که بدن در این حالت رفتارهایی را بین خواب و بیداری از خود نشان می دهد(حد فاصل بین خواب و بیداری). آنها بعدها این فرضیه را عنوان کردند که چنین حالاتی ازخواب از اجداد مشترک پستاندارن و خزندگان از 350 میلیون سال پیش ریشه داشته است.
@Sciencemodern2
🔷لینک خبر👇👇
https://www.sciencedaily.com/releases/2018/10/181011143059.htm
@Sciencemodern2
#دکترمهردادقبادیان
از آنجا که اسم گروه ارزشمندتان علم و فلسفه است ، بدنبال بحث ی در باب خشونت و ریشه های ژنتیکی و اکتسابی از محیط آن ، گفتم چند خطی خدمتتان تقدیم کنم تا ببینیم نظر دوستان چیست .
عرض شد که استعداد بروز خشونت ، توسط عوامل ژنتیکی به ما به ارث میرسد ، ولی میزان تحمل یا تولورنس ما قبل از بروز خشونت ، و همینطور عمق خشونتی که به خرج میدهیم ، از آموزه های محیطی ( بخصوص کودکی ) اکتساب میشود .
با این حساب حتی اگر کسی از والدین خشن متولد شود ، محیط تربیتی مناسب ، میتواند از او آدمی بردبار و تسامح گر بسازد .
با این حساب باید عرض کنم ، بد یا خوب ، درست یا نادرست ، خواست خدا یا اقتضای طبیعت ، ما آدمها بی آنکه در موضوع دخل و تصرفی داشته باشیم ، ژنها و خصوصیاتی را از والدین به ارث میبریم و تحت تعالیم پرورشی محیط و والدینی قرار میگیریم که خود انتخاب نکرده ایم .
همینجا ترمز کنید تا بطور موازی به یک موضوع دیگر هم بپردازیم .
آیا رانندگی کردن یک حق است ؟
یعنی هر کسی که بتواند بنشیند پشت غربیلک فرمان و پایش را بگذارد روی گاز ، حق رانندگی دارد ؟
بعله . پاسخ مثبت است . هر کسی حق رانندگی دارد ، به شرط آنکه در بیابان خالی از سکنه رانندگی کند .
اما اگر بخواهید در شهر یا مدنیت زندگی کنید ، دیگر رانندگی کردن یک حق نیست و این حق ذاتی ، را باید در مقابل حق عضویت در کلوپ زندگی شهری ، از خودتان سلب کنید .
حالا گواهینامه رانندگی در شهر ، میشود یک امتیاز .
یعنی باید تشریف ببرید صلاحیت خودتان را ثابت کنید تا بتوانید امتیاز رانندگی را بدست آورید .
حالا اگر بدون کسب امتیاز و دریافت گواهینامه رفتید و نشستید پشت فرمان ، چه رخ میدهد ؟
حق زندگی کردن در شهر و تمدن از شما سلب میشود و تشریف میبرید زندان .... ایزوله !
خب با این مقدمه برسیم به سئوال اصلی :
آیا تولید مثل کردن و فرزند آوری ( و پیرو آن فرزند پروری ) یک حق است ؟
یعنی همانطور که هر کس پایش به پدال گاز میرسد ، میتواند رانندگی کند ... هر کس به بلوغ جسمی رسید و جفتی هم پیدا کرد ، حق تولید مثل دارد ؟
فرقی نمیکند که بوجود آوردن یک انسان ، چه میزان رنج یا شادکامی را برای شخص و جامعه رقم میزند ؟
پاسخ این سئوال البته به سادگی پاسخ دادن به امتیاز یا گواهینامه رانندگی نیست !
چرا که موضوع وجوه متعدد علمی / اخلاقی دارد .
موضوع اول مرتبط با آن کودکی است که بوجود می آید . بطور مثال میشود با کم عقلی یا احساسات ، یک آدمی را با ایرادات ژنتیکی بوجود آورد و این رنج بزرگ را برای یک انسان ( که الان هنوز وجود ندارد ) فراهم کرد ؟
موضوع دوم اینکه آیا خطکش یا اشل و میزانی وجود دارد که بشود افراد را شایسته تربیت فرزند یا حتی تامین معاش و بهداشت روان و صد نیاز دیگر یک کودک به حساب آورد ؟
موضوع سوم اینکه فرگشت یک سازوکار کور است و نمیشود بدقت پیشبینی کرد که کدام خصایص ( که امروز مفید فایده هستند ) فردا مفید یا مضر خواهند بود . فی المثل آیا با ریشه کردن کم خونی داسی که یک مشکل ژنتیکی است ، احتمال انقراض بشر در اثر مالاریا را افزایش نمیدهیم ؟
موضوع چهارم اینکه آیا میتوان با ممانعت از تولید مثل برخی افراد ( به هر دلیل ) آن زنجیره زاد و ولد از هزاران نسل و اجدادشان را که متحمل بسیاری تلاشها و رنج ها شده اند تا فرزندانشان را بپرورانند ، گسست ؟
به زبان ساده اگر از تولید مثل من جلوگیری شود ، میشود اخلاقا پاسخ رنجها و مرارتها و تلاشهای پدر و مادر و اجدادم را داد و نسل آنها را مقطوع کرد ؟
شاید بخواهیم با همان استدلال که زندگی متمدنانه با محدودیت های خودخواسته همراه است ، به این پرسش پاسخ دهیم . مثلا بگوییم ایرادی ندارد ، بروید در جنگل زندگی کنید هر چند تا توله که دوست دارید پس بیندازید ولی در شهر لازم است گواهینامه تولید مثل دریافت کنید !
یعنی باید بروید آزمایش ژنتیک بدهید / آزمایش بیماریهای عفونی منتقله به جنین بدهید / صلاحیت اخلاقی و سواد فرزند پروری خودتان را امتحان بدهید / استطاعت مالی خودتان را نشان دهید / ثابت کنید که با همسرتان اختلاف اساسی ندارید و نمیخواهید کودک را بعدها از نعمت مادر یا پدر محروم کنید / و ....
اگر صلاحیت ندارید ، بروید در کلاس ها شرکت کنید و اگر مشکل قابل درمان دارید مداوا کنید و ...
به گمان نگارنده امروز و با مدنیت و امکانات کنونی ، تولید مثل یک حق نیست . یک امتیاز است که باید با وسواس و دقت زیاد ، به افراد واجد صلاحیت اهدا شود .
حتی اگر قرار باشد در جنگل زندگی کنیم ، باز آن کودک بیگناه میتواند متحمل درد و رنج بسیار شود و لذا حتی زندگی غیر متمدنانه هم از موضوع مبری نیست .
بخصوص با روند فعلی انفجار جمعیت و تنگناهای آتی بشر و محیط زیست ، به گمان هیچ چیزی ضروری تر
@Sciencemodern2
از آنجا که اسم گروه ارزشمندتان علم و فلسفه است ، بدنبال بحث ی در باب خشونت و ریشه های ژنتیکی و اکتسابی از محیط آن ، گفتم چند خطی خدمتتان تقدیم کنم تا ببینیم نظر دوستان چیست .
عرض شد که استعداد بروز خشونت ، توسط عوامل ژنتیکی به ما به ارث میرسد ، ولی میزان تحمل یا تولورنس ما قبل از بروز خشونت ، و همینطور عمق خشونتی که به خرج میدهیم ، از آموزه های محیطی ( بخصوص کودکی ) اکتساب میشود .
با این حساب حتی اگر کسی از والدین خشن متولد شود ، محیط تربیتی مناسب ، میتواند از او آدمی بردبار و تسامح گر بسازد .
با این حساب باید عرض کنم ، بد یا خوب ، درست یا نادرست ، خواست خدا یا اقتضای طبیعت ، ما آدمها بی آنکه در موضوع دخل و تصرفی داشته باشیم ، ژنها و خصوصیاتی را از والدین به ارث میبریم و تحت تعالیم پرورشی محیط و والدینی قرار میگیریم که خود انتخاب نکرده ایم .
همینجا ترمز کنید تا بطور موازی به یک موضوع دیگر هم بپردازیم .
آیا رانندگی کردن یک حق است ؟
یعنی هر کسی که بتواند بنشیند پشت غربیلک فرمان و پایش را بگذارد روی گاز ، حق رانندگی دارد ؟
بعله . پاسخ مثبت است . هر کسی حق رانندگی دارد ، به شرط آنکه در بیابان خالی از سکنه رانندگی کند .
اما اگر بخواهید در شهر یا مدنیت زندگی کنید ، دیگر رانندگی کردن یک حق نیست و این حق ذاتی ، را باید در مقابل حق عضویت در کلوپ زندگی شهری ، از خودتان سلب کنید .
حالا گواهینامه رانندگی در شهر ، میشود یک امتیاز .
یعنی باید تشریف ببرید صلاحیت خودتان را ثابت کنید تا بتوانید امتیاز رانندگی را بدست آورید .
حالا اگر بدون کسب امتیاز و دریافت گواهینامه رفتید و نشستید پشت فرمان ، چه رخ میدهد ؟
حق زندگی کردن در شهر و تمدن از شما سلب میشود و تشریف میبرید زندان .... ایزوله !
خب با این مقدمه برسیم به سئوال اصلی :
آیا تولید مثل کردن و فرزند آوری ( و پیرو آن فرزند پروری ) یک حق است ؟
یعنی همانطور که هر کس پایش به پدال گاز میرسد ، میتواند رانندگی کند ... هر کس به بلوغ جسمی رسید و جفتی هم پیدا کرد ، حق تولید مثل دارد ؟
فرقی نمیکند که بوجود آوردن یک انسان ، چه میزان رنج یا شادکامی را برای شخص و جامعه رقم میزند ؟
پاسخ این سئوال البته به سادگی پاسخ دادن به امتیاز یا گواهینامه رانندگی نیست !
چرا که موضوع وجوه متعدد علمی / اخلاقی دارد .
موضوع اول مرتبط با آن کودکی است که بوجود می آید . بطور مثال میشود با کم عقلی یا احساسات ، یک آدمی را با ایرادات ژنتیکی بوجود آورد و این رنج بزرگ را برای یک انسان ( که الان هنوز وجود ندارد ) فراهم کرد ؟
موضوع دوم اینکه آیا خطکش یا اشل و میزانی وجود دارد که بشود افراد را شایسته تربیت فرزند یا حتی تامین معاش و بهداشت روان و صد نیاز دیگر یک کودک به حساب آورد ؟
موضوع سوم اینکه فرگشت یک سازوکار کور است و نمیشود بدقت پیشبینی کرد که کدام خصایص ( که امروز مفید فایده هستند ) فردا مفید یا مضر خواهند بود . فی المثل آیا با ریشه کردن کم خونی داسی که یک مشکل ژنتیکی است ، احتمال انقراض بشر در اثر مالاریا را افزایش نمیدهیم ؟
موضوع چهارم اینکه آیا میتوان با ممانعت از تولید مثل برخی افراد ( به هر دلیل ) آن زنجیره زاد و ولد از هزاران نسل و اجدادشان را که متحمل بسیاری تلاشها و رنج ها شده اند تا فرزندانشان را بپرورانند ، گسست ؟
به زبان ساده اگر از تولید مثل من جلوگیری شود ، میشود اخلاقا پاسخ رنجها و مرارتها و تلاشهای پدر و مادر و اجدادم را داد و نسل آنها را مقطوع کرد ؟
شاید بخواهیم با همان استدلال که زندگی متمدنانه با محدودیت های خودخواسته همراه است ، به این پرسش پاسخ دهیم . مثلا بگوییم ایرادی ندارد ، بروید در جنگل زندگی کنید هر چند تا توله که دوست دارید پس بیندازید ولی در شهر لازم است گواهینامه تولید مثل دریافت کنید !
یعنی باید بروید آزمایش ژنتیک بدهید / آزمایش بیماریهای عفونی منتقله به جنین بدهید / صلاحیت اخلاقی و سواد فرزند پروری خودتان را امتحان بدهید / استطاعت مالی خودتان را نشان دهید / ثابت کنید که با همسرتان اختلاف اساسی ندارید و نمیخواهید کودک را بعدها از نعمت مادر یا پدر محروم کنید / و ....
اگر صلاحیت ندارید ، بروید در کلاس ها شرکت کنید و اگر مشکل قابل درمان دارید مداوا کنید و ...
به گمان نگارنده امروز و با مدنیت و امکانات کنونی ، تولید مثل یک حق نیست . یک امتیاز است که باید با وسواس و دقت زیاد ، به افراد واجد صلاحیت اهدا شود .
حتی اگر قرار باشد در جنگل زندگی کنیم ، باز آن کودک بیگناه میتواند متحمل درد و رنج بسیار شود و لذا حتی زندگی غیر متمدنانه هم از موضوع مبری نیست .
بخصوص با روند فعلی انفجار جمعیت و تنگناهای آتی بشر و محیط زیست ، به گمان هیچ چیزی ضروری تر
@Sciencemodern2
ازسامان دادن به اوضاع نیست .
نکته دردناک و پارادکسیکال قضیه هم اینجاست که ظاهرا میزان زاد و ولد با میزان شعور و تحصیلات و امکانات و ... نسبت معکوس دارد .
یعنی واجدین شرایط کمتر تولید مثل میکنند و فاقدین صلاحیت ده چندان بیشتر !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
نکته دردناک و پارادکسیکال قضیه هم اینجاست که ظاهرا میزان زاد و ولد با میزان شعور و تحصیلات و امکانات و ... نسبت معکوس دارد .
یعنی واجدین شرایط کمتر تولید مثل میکنند و فاقدین صلاحیت ده چندان بیشتر !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2