ابتدا باید بپرسیم انتخاب طبیعی چیست ؟
احتمالا در ساده ترین توضیح ممکن میشود گفت انتخاب طبیعی آن سازوکاری است که تحت تاثیر طبیعت ( ائم از اعضای جاندار و عوامل و نیروهای بیجان ) بقاء و تولید مثل یک جاندار ( یا سیستم ) را تحت تاثیر قرار میدهد .
این عناصر بیجان میتوانند انواع و اقسام خواص فیزیکی محیط باشند و عناصر جاندار هم میتوانند هر یک موجودات زنده اکوسیستم باشند .
از این نظر ، نفاوتی نمیکند که بقاء یک جاندار تحت تاثیر گرگ ها باشد یا عقابها یا انسانها و ...
فی الواقع آنچه ما انتخاب مصنوعی ( یعنی عمل عامدانه انسان و تغییرات آن در طبیعت ) میدانیم هم سنخی از انتخاب طبیعی است . چرا که انسان هم مثل باقی جانوران ، یکی از اجزائ طبیعت محسوب میشود .
همینجا یک پرسش فلسفی جالب هم پیش می آید :
آیا این انسان است که دارد گونه خاصی از گندم را تکثیر میکند ؟
یا این گونه خاص گندم است که دارد آدمیزاد را با چنین درجه از صرف نیرو و تلاش وادار میکند تا با بهترین شرایط ممکن بذر این گندم را در کره زمین پراکنده کند ؟
احتمالا برنده اصلی در این میدان ، گندم است که با چنین حجم عظیمی دارد - به مدد استثمار انسان - زاد و ولد میکند !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
احتمالا در ساده ترین توضیح ممکن میشود گفت انتخاب طبیعی آن سازوکاری است که تحت تاثیر طبیعت ( ائم از اعضای جاندار و عوامل و نیروهای بیجان ) بقاء و تولید مثل یک جاندار ( یا سیستم ) را تحت تاثیر قرار میدهد .
این عناصر بیجان میتوانند انواع و اقسام خواص فیزیکی محیط باشند و عناصر جاندار هم میتوانند هر یک موجودات زنده اکوسیستم باشند .
از این نظر ، نفاوتی نمیکند که بقاء یک جاندار تحت تاثیر گرگ ها باشد یا عقابها یا انسانها و ...
فی الواقع آنچه ما انتخاب مصنوعی ( یعنی عمل عامدانه انسان و تغییرات آن در طبیعت ) میدانیم هم سنخی از انتخاب طبیعی است . چرا که انسان هم مثل باقی جانوران ، یکی از اجزائ طبیعت محسوب میشود .
همینجا یک پرسش فلسفی جالب هم پیش می آید :
آیا این انسان است که دارد گونه خاصی از گندم را تکثیر میکند ؟
یا این گونه خاص گندم است که دارد آدمیزاد را با چنین درجه از صرف نیرو و تلاش وادار میکند تا با بهترین شرایط ممکن بذر این گندم را در کره زمین پراکنده کند ؟
احتمالا برنده اصلی در این میدان ، گندم است که با چنین حجم عظیمی دارد - به مدد استثمار انسان - زاد و ولد میکند !
#دکتر_مهرداد_قبادیان
مطالعات بقایای انسان عصر آهن و عوارض کمبود آهن و فقر تغذیه....
ادامه این پست را درکانال دنبال کنید.......
@Sciencemodern2
ادامه این پست را درکانال دنبال کنید.......
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
مطالعات بقایای استخوانی انسانی عصر آهن نشان داد کم خونی یکی از شایع ترین بیماری اهالی خرند و گنداب استان سمنان است.
در بررسی بقایای استخوانی انسانی به دست آمده از کاوشهای گورستان عصر آهن خرند و گنداب استان سمنان عوارض ناشی از کم خونی کمبود آهن که می تواند ناشی از فقر تغذیه و یا بیماریهای انگلی روده باشد شناسایی شد.به گزارش روابه همکار که به همت پژوهشکده باستان شناسی در محل پژوهشگاه برگزار شد یکی از اهداف اصلی باستان شناسی باز سازی زندگی مردمانی است که یافته های مادی باستان شناسی را به وجود آورده اند و یکی از منابع اصلی در بررسی ادوار مختلف باستانی بررسی قبور به منظور شناخت فرهنگ و اعتقادات جوامع است.صرف نظر از اهمیت محوطه های تدفینی و یافته های حاصل از کاوش در آنها مانند معماری قبور شیوه تدفین و اشیا موجود در گورها،بقایای انسانی که در گورها به دست می آیند نیز ارزش مطالعاتی بسیاری دارند. بسیاری بر روی بقایای استخوانهای انسانی به دست آمده از محوطه های باستانی به بیان نکاتی در خصوص دیرین آسیب شناسی (پالئوپاتولوژی) استخوانهای انسانی به دست آمده از کاوشهای علمی گورستان خرند و گنداب استان سمنان تنها بر اساس شواهد ظاهری آنها پرداخت دیرین آسیب شناسی حاصل یک مطالعه میان رشته ای و زاییده ارتباط سه رشته باستان شناسی,انسان شناسی و آسیب شناسی است.از آنجا که بیماری بخشی از زندگی انسان و همراه همیشگی او در طول زمان بوده و خود عامل ایجاد بسیاری از آیینها و فرهنگهای وابسته به درمان و در نهایت شکل گیری علوم پزشکی شده است.بسیاری از بیماریها دارای عوارض و آثار ماندگار در بافت نرم بوده و شناسایی آنها از بقایای استخوانی قبور غیر ممکن است،ولی طیف وسیعی از بیماریها و آسیبها از جمله تروماهای مختلف,بیماریهای عفونی, متابولیک,عروقی,تومورها و تغییر شکلهای استخوانی و مفاصل بر روی استخوانها قابل شناسایی است.در بررسی بقایای استخوانی انسانی به دست آمده از کاوشهای گورستان عصر آهن خرند و گنداب استان سمنان که در سال 1381 توسط عبدالمطلب شریفی انجام شد نمونه هایی از آسیبها و بیماریهای فردی,گروهی و مداخلات درمانی تنها با مشاهده ظاهری و بدون هیچ بررسی آزمایشگاهی شناسایی شد.در این بررسی آسیب های فردی مانند کلسیفیکاسیون لیگامان،خار پاشنه، شکستگی و فیوژن ستون مهرها و همچنین جراحی شکافت جمجمه (Trephination ) با هدف درمانی تشخیص داده شد.با توجه به تغییرات در ظاهر طبیعی استخوانهای ران و شیوع بالای آن فرضیاتی در مورد برخی رفتارهای عادتی و نحوه زندگی این اقوام نیز مطرح شد.
وجود پرسش های بی پاسخ بسیار در مورد انسان و بیماری,نحوه برخورد فرهنگی مردمان جوامع مختلف با بیمار و بیماریهای خاص واگیر و بدشکل کننده,تاثیر بیماری و مرگ ناشی از آن بر شیوه های تدفین,تاثیر اپیدمی بیماریهای کشنده بر روی اسکان و مهاجرت انسانها یاتاثیر بر روی نتیجه جنگها و بسیاری پرسش های دیگر ضرورت پژوهش های پیوسته و گسترده دراین زمینه را مطرح می کند.او خاطر نشان ساخت که بررسی دیرین آسیب شناسی بر اساس شواهد ظاهری بیماریها بر روی استخوان گام نخست مطالعات دیرین آسیب شناسی است که اطلاعات بسیاری را در زمینه بیماریها در اختیار ما می گذارد،بدیهی است که با مطالعات تکمیلی رادیولوژیک و میکروسکوپی میتوان نتایج بیشتری را به دست آورد.
@Sciencemodern2
مطالعات بقایای استخوانی انسانی عصر آهن نشان داد کم خونی یکی از شایع ترین بیماری اهالی خرند و گنداب استان سمنان است.
در بررسی بقایای استخوانی انسانی به دست آمده از کاوشهای گورستان عصر آهن خرند و گنداب استان سمنان عوارض ناشی از کم خونی کمبود آهن که می تواند ناشی از فقر تغذیه و یا بیماریهای انگلی روده باشد شناسایی شد.به گزارش روابه همکار که به همت پژوهشکده باستان شناسی در محل پژوهشگاه برگزار شد یکی از اهداف اصلی باستان شناسی باز سازی زندگی مردمانی است که یافته های مادی باستان شناسی را به وجود آورده اند و یکی از منابع اصلی در بررسی ادوار مختلف باستانی بررسی قبور به منظور شناخت فرهنگ و اعتقادات جوامع است.صرف نظر از اهمیت محوطه های تدفینی و یافته های حاصل از کاوش در آنها مانند معماری قبور شیوه تدفین و اشیا موجود در گورها،بقایای انسانی که در گورها به دست می آیند نیز ارزش مطالعاتی بسیاری دارند. بسیاری بر روی بقایای استخوانهای انسانی به دست آمده از محوطه های باستانی به بیان نکاتی در خصوص دیرین آسیب شناسی (پالئوپاتولوژی) استخوانهای انسانی به دست آمده از کاوشهای علمی گورستان خرند و گنداب استان سمنان تنها بر اساس شواهد ظاهری آنها پرداخت دیرین آسیب شناسی حاصل یک مطالعه میان رشته ای و زاییده ارتباط سه رشته باستان شناسی,انسان شناسی و آسیب شناسی است.از آنجا که بیماری بخشی از زندگی انسان و همراه همیشگی او در طول زمان بوده و خود عامل ایجاد بسیاری از آیینها و فرهنگهای وابسته به درمان و در نهایت شکل گیری علوم پزشکی شده است.بسیاری از بیماریها دارای عوارض و آثار ماندگار در بافت نرم بوده و شناسایی آنها از بقایای استخوانی قبور غیر ممکن است،ولی طیف وسیعی از بیماریها و آسیبها از جمله تروماهای مختلف,بیماریهای عفونی, متابولیک,عروقی,تومورها و تغییر شکلهای استخوانی و مفاصل بر روی استخوانها قابل شناسایی است.در بررسی بقایای استخوانی انسانی به دست آمده از کاوشهای گورستان عصر آهن خرند و گنداب استان سمنان که در سال 1381 توسط عبدالمطلب شریفی انجام شد نمونه هایی از آسیبها و بیماریهای فردی,گروهی و مداخلات درمانی تنها با مشاهده ظاهری و بدون هیچ بررسی آزمایشگاهی شناسایی شد.در این بررسی آسیب های فردی مانند کلسیفیکاسیون لیگامان،خار پاشنه، شکستگی و فیوژن ستون مهرها و همچنین جراحی شکافت جمجمه (Trephination ) با هدف درمانی تشخیص داده شد.با توجه به تغییرات در ظاهر طبیعی استخوانهای ران و شیوع بالای آن فرضیاتی در مورد برخی رفتارهای عادتی و نحوه زندگی این اقوام نیز مطرح شد.
وجود پرسش های بی پاسخ بسیار در مورد انسان و بیماری,نحوه برخورد فرهنگی مردمان جوامع مختلف با بیمار و بیماریهای خاص واگیر و بدشکل کننده,تاثیر بیماری و مرگ ناشی از آن بر شیوه های تدفین,تاثیر اپیدمی بیماریهای کشنده بر روی اسکان و مهاجرت انسانها یاتاثیر بر روی نتیجه جنگها و بسیاری پرسش های دیگر ضرورت پژوهش های پیوسته و گسترده دراین زمینه را مطرح می کند.او خاطر نشان ساخت که بررسی دیرین آسیب شناسی بر اساس شواهد ظاهری بیماریها بر روی استخوان گام نخست مطالعات دیرین آسیب شناسی است که اطلاعات بسیاری را در زمینه بیماریها در اختیار ما می گذارد،بدیهی است که با مطالعات تکمیلی رادیولوژیک و میکروسکوپی میتوان نتایج بیشتری را به دست آورد.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
در سال 1839، آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی پنجاه و دو ساله، پژوهشگری منزوی در فرانکفورت بود که هیچ سمت رسمی نداشت.
شوپنهاور عزت نفس بالایی داشت، ولی معاصرانش ارزش زیادی برای کارهایش قائل نبودند.
شوپنهاور بسیار به ماهیت انسان بدبین بود که مثلاً سبب شد هرگز ازدواج نکند (او دربارۀ ازدواج میگوید: «ازدواج مثل این است که چشمبسته داخل کیسهای چنگ زنیم به این امید که مارماهی را بین مارها بیابیم»).
این فیلسوف در پنجاه سال نخست زندگیش نفوذ چندانی نداشت، ولی ثروت موروثی اجازه داد که علایق پژوهشي اش را ادامه دهد.
شوپنهار، به امید کسب اعتبار، در مسابقۀ مقالهنویسی انجمن علوم پادشاهی نروژ شرکت کرد که پرسشش این بود: «آیا میتوان آزادی اراده را بر مبنای خودآگاهی اثبات کرد؟»
نکتۀ حیاتی این است که فقدان جایگاه آکادمیک مانعی جدی برای حضور شوپنهاور در مسابقه نبود، چون مقالات بدون نام ارسال میشدند.
در این مقاله، شوپنهاور «اراده» را انگیزۀ بنیادینی تعریف کرد که انتخابها را رقم میزند.
شوپنهاور به صورت نظاممند معتقد بود که گرچه افراد در اعمالشان آزادند، اما ارادۀ آزاد ندارند و عوامل مادرزادی، اراده را محدود میکند.
تقریباً یک صدسال بعد، آلبرت اینشتین با ظرافت مقالۀ شوپنهاور را تفسیر کرد: «انسان میتواند کاری را که میخواهد انجام دهد، ولی ارادهای دربارۀ چیزی که میخواهد ندارد».
با مقاله شوپنهاور علیه آزادی اراده، شوپنهاور برندۀ جایزه شد و با توجهی که برانگیخت تأثیری جدی بر متفکران قرن نوزدهم و بیستم گذاشت.
منظور شوپنهاور این بود که واقعاً دلیل اعمالمان را نمیدانیم و دلیلی ندارد معتقد باشیم که آگاهانه خواهان این انگیزهها هستیم.
در واقع، ارادهمان به شکل ناخودآگاه شکل میگیرد و خودآگاهیمان تشخیص میدهد که با این نیازها و امیال چه کند.
چون کنترل رفتارمان در دست مغزمان است، ریشۀ اراده را در نهایت باید در حیطۀ علوم اعصاب جست.
علاوه بر این، مغزمان در طی صدها میلیون سال فرگشت یافته است.
بنابراین، منشأ انگیزههایمان عمیقاً با زیستشناسی فرگشتي در هم تنیده است، به ویژه چون انتخاب طبیعی در واقع مکانسیمهای عصبی را شکل میدهد که موجودات زنده را وادار میکند که رفتارهای ضروری را برای بقا انجام دهند.
@Sciencemodern2
در سال 1839، آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی پنجاه و دو ساله، پژوهشگری منزوی در فرانکفورت بود که هیچ سمت رسمی نداشت.
شوپنهاور عزت نفس بالایی داشت، ولی معاصرانش ارزش زیادی برای کارهایش قائل نبودند.
شوپنهاور بسیار به ماهیت انسان بدبین بود که مثلاً سبب شد هرگز ازدواج نکند (او دربارۀ ازدواج میگوید: «ازدواج مثل این است که چشمبسته داخل کیسهای چنگ زنیم به این امید که مارماهی را بین مارها بیابیم»).
این فیلسوف در پنجاه سال نخست زندگیش نفوذ چندانی نداشت، ولی ثروت موروثی اجازه داد که علایق پژوهشي اش را ادامه دهد.
شوپنهار، به امید کسب اعتبار، در مسابقۀ مقالهنویسی انجمن علوم پادشاهی نروژ شرکت کرد که پرسشش این بود: «آیا میتوان آزادی اراده را بر مبنای خودآگاهی اثبات کرد؟»
نکتۀ حیاتی این است که فقدان جایگاه آکادمیک مانعی جدی برای حضور شوپنهاور در مسابقه نبود، چون مقالات بدون نام ارسال میشدند.
در این مقاله، شوپنهاور «اراده» را انگیزۀ بنیادینی تعریف کرد که انتخابها را رقم میزند.
شوپنهاور به صورت نظاممند معتقد بود که گرچه افراد در اعمالشان آزادند، اما ارادۀ آزاد ندارند و عوامل مادرزادی، اراده را محدود میکند.
تقریباً یک صدسال بعد، آلبرت اینشتین با ظرافت مقالۀ شوپنهاور را تفسیر کرد: «انسان میتواند کاری را که میخواهد انجام دهد، ولی ارادهای دربارۀ چیزی که میخواهد ندارد».
با مقاله شوپنهاور علیه آزادی اراده، شوپنهاور برندۀ جایزه شد و با توجهی که برانگیخت تأثیری جدی بر متفکران قرن نوزدهم و بیستم گذاشت.
منظور شوپنهاور این بود که واقعاً دلیل اعمالمان را نمیدانیم و دلیلی ندارد معتقد باشیم که آگاهانه خواهان این انگیزهها هستیم.
در واقع، ارادهمان به شکل ناخودآگاه شکل میگیرد و خودآگاهیمان تشخیص میدهد که با این نیازها و امیال چه کند.
چون کنترل رفتارمان در دست مغزمان است، ریشۀ اراده را در نهایت باید در حیطۀ علوم اعصاب جست.
علاوه بر این، مغزمان در طی صدها میلیون سال فرگشت یافته است.
بنابراین، منشأ انگیزههایمان عمیقاً با زیستشناسی فرگشتي در هم تنیده است، به ویژه چون انتخاب طبیعی در واقع مکانسیمهای عصبی را شکل میدهد که موجودات زنده را وادار میکند که رفتارهای ضروری را برای بقا انجام دهند.
@Sciencemodern2
Banksia, the Australian honeysuckle
گلآذین در گونهای از گیاه «بنکسیا» یا پلاخور استرالیایی
گرداوری :جناب فرشید
@Sciencemodern2
گلآذین در گونهای از گیاه «بنکسیا» یا پلاخور استرالیایی
گرداوری :جناب فرشید
@Sciencemodern2
مقاله امروز من در صفحه علم #روزنامه_شرق با عنوان: نسبیت؛ خاص و عام
درسنامهای عالی در دستگاه مختصات آموزش عالی ایران
@Sciencemodern2
درسنامهای عالی در دستگاه مختصات آموزش عالی ایران
@Sciencemodern2
💢شرم در واقع قسمتی از سیستم دفاعی بدن ما است سیستمی بازدارنده برای حفظ ارزش ها و حفظ گروه اجتماعی
همین طور که مشاهده میکنید برخی از رفتار ها در فرهنگی(کشوری) موجب شرم شده و در برخی از فرهنگ ها به هیچ شکل باعث شرم نمیشود
شرم ظاهرا در انسان خردمند به تکامل رسیده است
در مورد مثال ها باید عرض کنم خردمند بودن باعث شد انسان درک کند که اجابت مزاج در محل زندگی باعث انتشار بیماریها میشود و تبدیل به عمل بازدارنده از سمت جامعه شده
چنان که مشاهده میشود در قرنهای پیش نظافت نکردن در اروپا هیچ گاه موجب شرم نمیشد اما امروزه اگاهی از چگونگی انتشار بیماریها و حفظ بدن از بوی نا خوشایند باعث شده حمام نکردن و عدم نظافت در جامعه شرم برانگیز باشد
روابط جنسی هم اگر منع قانونی یا عقیدتی نداشته باشد ما انسان های مدرن هم مانند عموزاده های نزدیک که فرمودید رابطه جنسی برقرار خواهیم کرد
که در مناطق ازاد جنسی روی زمین مشاهده میکنید پیش چشم همه رابطه جنسی برقرار میکنند
شرم در ما انسان ها تا وقتی وجود دارد که ترس از ترد شدن از جامعه وجود داشته باشد
#بانو_مینو
@Sciencemodern2
همین طور که مشاهده میکنید برخی از رفتار ها در فرهنگی(کشوری) موجب شرم شده و در برخی از فرهنگ ها به هیچ شکل باعث شرم نمیشود
شرم ظاهرا در انسان خردمند به تکامل رسیده است
در مورد مثال ها باید عرض کنم خردمند بودن باعث شد انسان درک کند که اجابت مزاج در محل زندگی باعث انتشار بیماریها میشود و تبدیل به عمل بازدارنده از سمت جامعه شده
چنان که مشاهده میشود در قرنهای پیش نظافت نکردن در اروپا هیچ گاه موجب شرم نمیشد اما امروزه اگاهی از چگونگی انتشار بیماریها و حفظ بدن از بوی نا خوشایند باعث شده حمام نکردن و عدم نظافت در جامعه شرم برانگیز باشد
روابط جنسی هم اگر منع قانونی یا عقیدتی نداشته باشد ما انسان های مدرن هم مانند عموزاده های نزدیک که فرمودید رابطه جنسی برقرار خواهیم کرد
که در مناطق ازاد جنسی روی زمین مشاهده میکنید پیش چشم همه رابطه جنسی برقرار میکنند
شرم در ما انسان ها تا وقتی وجود دارد که ترس از ترد شدن از جامعه وجود داشته باشد
#بانو_مینو
@Sciencemodern2
☝️☝️در تکمیل پیام به لحاظ نوروبیولوژیکی، اعتقاد اینکه یک شبکه فورست-temporo-limbic در تولید احساس شرم دخیل است ، همچنین نواحی مانند آمیگدال و هیپوتالاموس نیز در تکمیل این حس دخالت دارند
و
اندازه گیری فعالیت مغز با fMRI و بررسی رفلکس مغزی ناشی از شرم و گناه نشان دهنده فعالیت همپوشانی برای هر دو حالت در قشر STS خلفی چپ و قشر بصری است در این ازمون هیپوکامپ راست نسبت به گناه، به طور قابل توجهی فعال تر شده
#بانو_مینو
@Sciencemodern2
و
اندازه گیری فعالیت مغز با fMRI و بررسی رفلکس مغزی ناشی از شرم و گناه نشان دهنده فعالیت همپوشانی برای هر دو حالت در قشر STS خلفی چپ و قشر بصری است در این ازمون هیپوکامپ راست نسبت به گناه، به طور قابل توجهی فعال تر شده
#بانو_مینو
@Sciencemodern2
چه سوال جالبی مطرح فرمودید 🥀
البته آمیز جنسی کلاغ را کسی ندیده چون بسیار خجالتی ست 😉
@Sciencemodern2
اما باتوجه به آنچه بیان فرمودید ،،باید پرسیده شود اگر والدین به فرزندان خود شرم را آموزش ندهند،، اگر به آنها منع از اعمال شنیع را آموزش ندهند،، """اعمال شنیع منظور از هر آنچه که در اجتماع مورد ترد قرار میگیرد است """"
و اگر به فرزندان هیچ آدابی را نیاموزند!!؟
این فرزند خردسال که بزرگ میشود چگونه شرم را ميداند؟
آیا شرم با او زاده میشود؟
آیا آداب صحیح اجتماعی با او زاده میشود؟؟
قطعاً جواب منفی ست!
بنابراین پاسخ این سوال شما دقيقا برمیگردد به زمانیکه انسان بصورت اجتماعی در کنار هم زندگی میکرد و به مرور زمان بسیاری از بایدها و نبایدها بعنوان یک✨ قرار داد اجتماعی ✨مطرح و عنوان شد و بمرور تغییر یافت و برخی از آنها اگر نادرست هم بود تصحیح شد و برخی هم بسته به خواسته های مدنی، بنوعی دستخوش حوادث گشت و بندهای آن در خانواده ها،،قبایل ،آبادیها،،شهرها و کشورها گسترش یافت و آن شد که امروزه وجه تمایز مهمِ رفتار شناختی جانوران با ما گشته ،، اگر قرار داد اجتماعی و بنوعی قانون اجتماعی نبود و ترویج و اشاعه آن در خانواده ها عنوان نمیشد، قطعاً امروزه ما هم همانند بسیاری از جانوران شرم در زندگی ما غریبه بود و جایی نداشت و شنیع ترین اعمال را یا هر کاری که انسان دلش میخواست را انجام میداد!
@Sciencemodern2
اما شاید این قرار داد اجتماعی مثل پوشانیدن شرمگاهی و غیره را در بسیاری از بومیان بدوی مناطق آفریقایی ما نمیبینیم،، و پوشاندن آن کلاً چیز بسیار بيمعنایی باشد،، و کسی هم اصلا نگاهی به آن نکند،،چون معنی شرمی که برخی در ذهنشان دارند برای آنان تعریف دیگری دارد ،اما هشدارهای متعدد در عملکردهای اشتباه در لوای قانون همان جامعه باعث شرمساری شود ، اما قضای حاجت را در مکان بسیار دور بعلت نامطلوب بودن قضیه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد،،بنابراین آن هم مجدداً برمیگردد به فرهنگ زیست بومی آن مناطق.،مثلا امروزه در کشور افغانستان/قسمتهایی که هنور تحت تصرف گروهک طلبان میباشد/ اگر نوامیس شخصی از کنارش رد شود ،آنقدر پوشش دارد که فرد نشناسد،چون پوشش آزاد آنان بتعبیری برای مردان باعث شرمساری ست ،و آنرا بانام قوانین اجتماعی دینی منع میکنند،اما در مکانی دیگر در جغرافیای مکانی دیگر اصلا پوششی ندارند،،پس باید دید در آن جامعه شرم چگونه معنی و تعبیر میشود و آیا عملی همانند آمیزش جنسی در انظار عمومی باعث گسسته شدن شیرازه ی قانون آن جامعه میشود یاخیر،یا سرقت چگونه بیان میشود که کار بسیار شنیعی ست؟زیرا پول باد آورده را همین امروزه بسیاری از مردمان دوست میدارند و اصلا کک شان هم نمیگزد چه برسد که شرمنده باشند !!
بنابراین میشود گفت شرم بیشتر به آموزش خانواده ها برای منع از بایدها و نبایدها در لوای قراردادهای اجتماعی تبیین میشود و کارکرد زیستی و تکاملی آن هم پارامترهای متعددی از زاویه دیدهای اجتماعی برای افراد گوناگون با طرز تفکر مختلف دارد.
اما چون در اینمورد بحث شد چند تصویر را که میشود ارائه داد باهم میبینیم .
👇👇👇👇👇👇👇👇
گردآوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
البته آمیز جنسی کلاغ را کسی ندیده چون بسیار خجالتی ست 😉
@Sciencemodern2
اما باتوجه به آنچه بیان فرمودید ،،باید پرسیده شود اگر والدین به فرزندان خود شرم را آموزش ندهند،، اگر به آنها منع از اعمال شنیع را آموزش ندهند،، """اعمال شنیع منظور از هر آنچه که در اجتماع مورد ترد قرار میگیرد است """"
و اگر به فرزندان هیچ آدابی را نیاموزند!!؟
این فرزند خردسال که بزرگ میشود چگونه شرم را ميداند؟
آیا شرم با او زاده میشود؟
آیا آداب صحیح اجتماعی با او زاده میشود؟؟
قطعاً جواب منفی ست!
بنابراین پاسخ این سوال شما دقيقا برمیگردد به زمانیکه انسان بصورت اجتماعی در کنار هم زندگی میکرد و به مرور زمان بسیاری از بایدها و نبایدها بعنوان یک✨ قرار داد اجتماعی ✨مطرح و عنوان شد و بمرور تغییر یافت و برخی از آنها اگر نادرست هم بود تصحیح شد و برخی هم بسته به خواسته های مدنی، بنوعی دستخوش حوادث گشت و بندهای آن در خانواده ها،،قبایل ،آبادیها،،شهرها و کشورها گسترش یافت و آن شد که امروزه وجه تمایز مهمِ رفتار شناختی جانوران با ما گشته ،، اگر قرار داد اجتماعی و بنوعی قانون اجتماعی نبود و ترویج و اشاعه آن در خانواده ها عنوان نمیشد، قطعاً امروزه ما هم همانند بسیاری از جانوران شرم در زندگی ما غریبه بود و جایی نداشت و شنیع ترین اعمال را یا هر کاری که انسان دلش میخواست را انجام میداد!
@Sciencemodern2
اما شاید این قرار داد اجتماعی مثل پوشانیدن شرمگاهی و غیره را در بسیاری از بومیان بدوی مناطق آفریقایی ما نمیبینیم،، و پوشاندن آن کلاً چیز بسیار بيمعنایی باشد،، و کسی هم اصلا نگاهی به آن نکند،،چون معنی شرمی که برخی در ذهنشان دارند برای آنان تعریف دیگری دارد ،اما هشدارهای متعدد در عملکردهای اشتباه در لوای قانون همان جامعه باعث شرمساری شود ، اما قضای حاجت را در مکان بسیار دور بعلت نامطلوب بودن قضیه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد،،بنابراین آن هم مجدداً برمیگردد به فرهنگ زیست بومی آن مناطق.،مثلا امروزه در کشور افغانستان/قسمتهایی که هنور تحت تصرف گروهک طلبان میباشد/ اگر نوامیس شخصی از کنارش رد شود ،آنقدر پوشش دارد که فرد نشناسد،چون پوشش آزاد آنان بتعبیری برای مردان باعث شرمساری ست ،و آنرا بانام قوانین اجتماعی دینی منع میکنند،اما در مکانی دیگر در جغرافیای مکانی دیگر اصلا پوششی ندارند،،پس باید دید در آن جامعه شرم چگونه معنی و تعبیر میشود و آیا عملی همانند آمیزش جنسی در انظار عمومی باعث گسسته شدن شیرازه ی قانون آن جامعه میشود یاخیر،یا سرقت چگونه بیان میشود که کار بسیار شنیعی ست؟زیرا پول باد آورده را همین امروزه بسیاری از مردمان دوست میدارند و اصلا کک شان هم نمیگزد چه برسد که شرمنده باشند !!
بنابراین میشود گفت شرم بیشتر به آموزش خانواده ها برای منع از بایدها و نبایدها در لوای قراردادهای اجتماعی تبیین میشود و کارکرد زیستی و تکاملی آن هم پارامترهای متعددی از زاویه دیدهای اجتماعی برای افراد گوناگون با طرز تفکر مختلف دارد.
اما چون در اینمورد بحث شد چند تصویر را که میشود ارائه داد باهم میبینیم .
👇👇👇👇👇👇👇👇
گردآوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مردم قبیله ای که برای اولین بار انسانی را میببینند
زمانش حدود10 دقيقه است، اما ارزش دیدن دارد
🥀
@Sciencemodern2
زمانش حدود10 دقيقه است، اما ارزش دیدن دارد
🥀
@Sciencemodern2
Modern Science
مردم قبیله ای که برای اولین بار انسانی را میببینند زمانش حدود10 دقيقه است، اما ارزش دیدن دارد 🥀 @Sciencemodern2
قبیله کرووای (Korowai) که به نام «کولوفو» نیز شناخته می شود، متشکل از حدودا 3000 نفر است که در جنوب شرق پاپوآ در گینه نو اندونزی زندگی می کنند. افراد این قبیله در منطقه ای زندگی می کنند که در سراسر تاریخ کمتر انسانی به آنجا رفت و آمد کرده است و به همین دلیل آنها تا سال 1970 از اینکه در نزدیکی آنها شهرهایی وجود دارند که در آنها نیز انسان هایی ساکن هستند، خبری نداشتند.
جمع اوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
جمع اوری مطلب از #جناب_فرشید
@Sciencemodern2
عرض شود که امروز به طور بسیار مضحکی ، روز جهانی بدون پستان بند معرفی شده است . مصوب شده از سال دیگر ، برای برقراری عدالت و نگاه فرا-جنسیتی ، فردا هم روز جهانی بدون شورت برای آقایان مرقوم و محسوب گردد !
گذشته از شوخی ، این حرکت بی مزه و شبه علمی ، در قالب " مغلطه تعمیم " چیزی نیست بجز یک شیطنت فمینیستی .
فی الواقع نگاه علمی به موضوع ، به ما میگوید الزاما هر نوع سوتینی سرطانزا نیست . در موارد نادر ، استفاده طولانی مدت از سوتینهای بسیار تنگ ، با ایجاد اثری فشاری و تروماتیزه کردن پستان ، مختصری انسیدانس سرطان پستان را بالا میبرد . اما در نقطه مقابل باید دید چنین برچسب عامی بر سوتین ، برای مادر بزرگ بنده با دو تا هندوانه ای که همیشه همراه دارد ، چه عوارضی به همراه خواهد داشت .
در انسان به واسطه راست قامتی و تغییرات در مرکزثقل ستون فقرات ، همینطور خلاصه شدن کل غدد پستانی چندگانه ( مثل باقی پستانداران که چندین پستان دارند ) در دو غده پستانی ، وزن و حجم پستانها بصورت نامتعارفی بالاست .
لعنت بر شیطان رجیم و این وزنه های حجیم که باعث عوارض متعددی منجمله آرتروز گردن و ستون فقرات و باقی مشکلات میشود . همینطور اثر کششی ناشی از وزن پستانها ، کمتر از اثر فشاری ناشی از یک سوتین متعارف نیست و خود میتواند عینا عامل مساعد کننده بستر آسیبهای پستانی باشد .
لذا به نظر میرسد حسن سوتین های متعارف در مجموع بر زیان آنها بچربد .
اما اگر قرار است با شایعه پراکنی های فمینیستی ، مظاهر زیبایی شناختی و شاخصه های زنانه را به هراس عمومی تبدیل کنیم ، شایعه فراوان است !
رژ لب سرب دارد و سرطانزاست !
سوتین سرطانزاست !
زدودن موهای زاید سرطانزاست !
پاشنه بلند سرطانزاست !
رنگ مو سرطانزاست !
در این صورت نفس کشیدن هم لااقل در هوای شهرها سرطانزاست .
مقصود اینکه بازیچه مغالطات مغرضانه و ادعاهای شبه علمی نشویم .
یک ادعای علمی ، باید مشخص کند چه نوع سوتینی ، در چه فردی ، با چه میزان از اثر فشاری ، در چه مدت ، و در چه طرح یا مدلی ، با چه مکانیسمی و به چه میزان اثرات منفی دارد .
و همزمان استفاده نکردن از سوتین چه عواقبی دارد .
در این حالت میتوان منافع و مضرات یک روش را در کفه های ترازو گذاشت و تصمیم را به عهده اشخاص گذاشت تا خودشان به صلاحدید خود عمل کنند .
الزاما همه چیز هم نباید بی ضرر و مفید فایده باشد !
برخی سلایق و علایق میتوانند درجاتی از منافع یا مضرات را داشته باشند و انتخاب در حوزه آزادیهای فردی است .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
گذشته از شوخی ، این حرکت بی مزه و شبه علمی ، در قالب " مغلطه تعمیم " چیزی نیست بجز یک شیطنت فمینیستی .
فی الواقع نگاه علمی به موضوع ، به ما میگوید الزاما هر نوع سوتینی سرطانزا نیست . در موارد نادر ، استفاده طولانی مدت از سوتینهای بسیار تنگ ، با ایجاد اثری فشاری و تروماتیزه کردن پستان ، مختصری انسیدانس سرطان پستان را بالا میبرد . اما در نقطه مقابل باید دید چنین برچسب عامی بر سوتین ، برای مادر بزرگ بنده با دو تا هندوانه ای که همیشه همراه دارد ، چه عوارضی به همراه خواهد داشت .
در انسان به واسطه راست قامتی و تغییرات در مرکزثقل ستون فقرات ، همینطور خلاصه شدن کل غدد پستانی چندگانه ( مثل باقی پستانداران که چندین پستان دارند ) در دو غده پستانی ، وزن و حجم پستانها بصورت نامتعارفی بالاست .
لعنت بر شیطان رجیم و این وزنه های حجیم که باعث عوارض متعددی منجمله آرتروز گردن و ستون فقرات و باقی مشکلات میشود . همینطور اثر کششی ناشی از وزن پستانها ، کمتر از اثر فشاری ناشی از یک سوتین متعارف نیست و خود میتواند عینا عامل مساعد کننده بستر آسیبهای پستانی باشد .
لذا به نظر میرسد حسن سوتین های متعارف در مجموع بر زیان آنها بچربد .
اما اگر قرار است با شایعه پراکنی های فمینیستی ، مظاهر زیبایی شناختی و شاخصه های زنانه را به هراس عمومی تبدیل کنیم ، شایعه فراوان است !
رژ لب سرب دارد و سرطانزاست !
سوتین سرطانزاست !
زدودن موهای زاید سرطانزاست !
پاشنه بلند سرطانزاست !
رنگ مو سرطانزاست !
در این صورت نفس کشیدن هم لااقل در هوای شهرها سرطانزاست .
مقصود اینکه بازیچه مغالطات مغرضانه و ادعاهای شبه علمی نشویم .
یک ادعای علمی ، باید مشخص کند چه نوع سوتینی ، در چه فردی ، با چه میزان از اثر فشاری ، در چه مدت ، و در چه طرح یا مدلی ، با چه مکانیسمی و به چه میزان اثرات منفی دارد .
و همزمان استفاده نکردن از سوتین چه عواقبی دارد .
در این حالت میتوان منافع و مضرات یک روش را در کفه های ترازو گذاشت و تصمیم را به عهده اشخاص گذاشت تا خودشان به صلاحدید خود عمل کنند .
الزاما همه چیز هم نباید بی ضرر و مفید فایده باشد !
برخی سلایق و علایق میتوانند درجاتی از منافع یا مضرات را داشته باشند و انتخاب در حوزه آزادیهای فردی است .
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
گرگها برخلاف سگها توانایی درک علت و معلول را دارند
نتایج یک تحقیق نشان میدهد گرگها علت و معلول را درک میکنند، در حالی که به نظر میرسد سگها این توانایی را به مرور زمان از دست دادهاند.
به گزارش آنا تیم تحقیقاتی در مرکز تحقیقات گرگ «وتمدونی» واقع در وین اتریش، در مطالعهای 14 سگ و 12 گرگ تربیت شده را مورد بررسی قرار دادند. چگونگی به کارگیری روشها و نشانههای ارتباطی، رفتاری و علتی برای یافتن غذا در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در حالی که سگها قادر به برقراری ارتباط میان علت و معلول نبودند، گرگها این توانایی را از خود نشان دادند.
محققان در این مطالعه جدید دریافتند که سگها ممکن است در روند تکوین و تکامل، توانایی درک ارتباط بین علت و اثر را از دست داده باشند. محققان با بررسی مهارتهای استدلال سگها و گرگهای تربیتشده متوجه شدند که این دو حیوان هنگامی که برای دستیابی به غذا راهنمایی میشدند، روشهای متفاوتی برای رسیدن به آن داشتند.
مطالعه نشان داد که برخلاف گرگها، سگها نتوانستند میان علت و معلول رابطه برقرار کنند و این نشان میدهد که ممکن است اهلی کردن سگها تواناییهای شناختی آنها را تغییر داده باشد.
میشل لامپ، از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، میگوید: «نتایج مطالعه ما نشان میدهد که اهلیسازی روی درک علت و معلول سگها تاثیر گذاشته است. اما نمیتوان انکار کرد که تفاوتها را میتوان با این واقعیت توضیح داد که گرگها برای کشف اشیاء نسبت به سگها مصرتر و سمجتر هستند. سگها برای گرفتن غذا از ما شرطی میشوند، در حالی که گرگها، خودشان باید غذایشان را در طبیعت پیدا کنند».
تیم تحقیقاتی توانایی آنها را در استفاده از نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی، اشاره حرکتی و نشانههای رفتاری مانند دستیابی به جسم صحیح بدون تماس چشمی با حیوان ارزیابی کرد. سپس، سگها و گرگها برای حدس جای غذای پنهان شده، براساس نشانههای سببی، از جمله سر و صدای تولید شده هنگامی که شیء حاوی مواد غذایی تکان خورده است، تنها گذاشته شدند.
جولیان بروئر، از موسسه ماکس پلانک علوم تاریخ بشر در آلمان، میگوید: «مطالعه ما منحصر به فرد است، زیرا تنها سگها و گرگها نیستند که تحت شرایط مشابه با سابقه تاریخی و دوره آموزشی زندگی کردهاند. ما همچنین سگهای خانگی را نیز مقایسه میکنیم».
وی افزود: «آزمایش نشان داد که هر دو حیوان قادر به دنبال کردن نشانههای ارتباطی برای پیدا کردن غذای پنهان شده بودند، اما سگها قادر به انتخاب جسم صحیح بدون تماس مستقیم چشمی نبودند». محققان همچنین دریافتند که تنها گرگها توانستند نتیجهگیریهای علیتی ایجاد کنند، که نشان میداد آنها قادر به درک علت و معلول بودند.
با توجه به نتایج این تحقیق، توانایی گرگها برای درک تماس چشمی با انسانها هم یک نکته قابل توجه بود. ضمن اینکه در مورد چگونگی گسترش ارتباط بین انسانها و سگها نیز اطلاعاتی به دست آمد. سوفیا ویرانی، از مرکز تحقیقاتی وین در اتریش، گفت: «توانایی گرگها برای درک علائم ارتباطی با انسان ممکن است به اهلی شدن آنها کمک کند. با این وجود، کار با گرگهای تربیتشده ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد».
وی افزود: «این مساله میتواند اختلاف و تفاوتهای بین سگها و گرگها را پنهان کند، مانند اینکه سگها در طول زندگی خود بیشتر در مورد ارتباطات انسانی میآموزند».
https://phys.org/news/2017-09-wolves-effect-dogs.html
☢ @sciencemodern2
نتایج یک تحقیق نشان میدهد گرگها علت و معلول را درک میکنند، در حالی که به نظر میرسد سگها این توانایی را به مرور زمان از دست دادهاند.
به گزارش آنا تیم تحقیقاتی در مرکز تحقیقات گرگ «وتمدونی» واقع در وین اتریش، در مطالعهای 14 سگ و 12 گرگ تربیت شده را مورد بررسی قرار دادند. چگونگی به کارگیری روشها و نشانههای ارتباطی، رفتاری و علتی برای یافتن غذا در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در حالی که سگها قادر به برقراری ارتباط میان علت و معلول نبودند، گرگها این توانایی را از خود نشان دادند.
محققان در این مطالعه جدید دریافتند که سگها ممکن است در روند تکوین و تکامل، توانایی درک ارتباط بین علت و اثر را از دست داده باشند. محققان با بررسی مهارتهای استدلال سگها و گرگهای تربیتشده متوجه شدند که این دو حیوان هنگامی که برای دستیابی به غذا راهنمایی میشدند، روشهای متفاوتی برای رسیدن به آن داشتند.
مطالعه نشان داد که برخلاف گرگها، سگها نتوانستند میان علت و معلول رابطه برقرار کنند و این نشان میدهد که ممکن است اهلی کردن سگها تواناییهای شناختی آنها را تغییر داده باشد.
میشل لامپ، از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، میگوید: «نتایج مطالعه ما نشان میدهد که اهلیسازی روی درک علت و معلول سگها تاثیر گذاشته است. اما نمیتوان انکار کرد که تفاوتها را میتوان با این واقعیت توضیح داد که گرگها برای کشف اشیاء نسبت به سگها مصرتر و سمجتر هستند. سگها برای گرفتن غذا از ما شرطی میشوند، در حالی که گرگها، خودشان باید غذایشان را در طبیعت پیدا کنند».
تیم تحقیقاتی توانایی آنها را در استفاده از نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی، اشاره حرکتی و نشانههای رفتاری مانند دستیابی به جسم صحیح بدون تماس چشمی با حیوان ارزیابی کرد. سپس، سگها و گرگها برای حدس جای غذای پنهان شده، براساس نشانههای سببی، از جمله سر و صدای تولید شده هنگامی که شیء حاوی مواد غذایی تکان خورده است، تنها گذاشته شدند.
جولیان بروئر، از موسسه ماکس پلانک علوم تاریخ بشر در آلمان، میگوید: «مطالعه ما منحصر به فرد است، زیرا تنها سگها و گرگها نیستند که تحت شرایط مشابه با سابقه تاریخی و دوره آموزشی زندگی کردهاند. ما همچنین سگهای خانگی را نیز مقایسه میکنیم».
وی افزود: «آزمایش نشان داد که هر دو حیوان قادر به دنبال کردن نشانههای ارتباطی برای پیدا کردن غذای پنهان شده بودند، اما سگها قادر به انتخاب جسم صحیح بدون تماس مستقیم چشمی نبودند». محققان همچنین دریافتند که تنها گرگها توانستند نتیجهگیریهای علیتی ایجاد کنند، که نشان میداد آنها قادر به درک علت و معلول بودند.
با توجه به نتایج این تحقیق، توانایی گرگها برای درک تماس چشمی با انسانها هم یک نکته قابل توجه بود. ضمن اینکه در مورد چگونگی گسترش ارتباط بین انسانها و سگها نیز اطلاعاتی به دست آمد. سوفیا ویرانی، از مرکز تحقیقاتی وین در اتریش، گفت: «توانایی گرگها برای درک علائم ارتباطی با انسان ممکن است به اهلی شدن آنها کمک کند. با این وجود، کار با گرگهای تربیتشده ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد».
وی افزود: «این مساله میتواند اختلاف و تفاوتهای بین سگها و گرگها را پنهان کند، مانند اینکه سگها در طول زندگی خود بیشتر در مورد ارتباطات انسانی میآموزند».
https://phys.org/news/2017-09-wolves-effect-dogs.html
☢ @sciencemodern2
phys.org
Wolves understand cause and effect better than dogs
Domestic dogs may have lost some of their innate animal skill when they came in from the wild, according to new research conducted at the Wolf Science Center in Austria.
🔵🔴 ساخت مغز مصنوعی با قابلیت تحلیل
✔ تیمی متشکل از پژوهشگران دو دانشگاه ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای 2 میلیون اتصال نورونی بوده و قادر به زبان آموزی و برقراری ارتباط کلامی با انسان ها است.
🔷 دانشمندان ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای قابلیت تجزیه و تحلیل بوده و می تواند با انسان وارد گفتگوئی دو نفره شده و پاسخ های مقتضی را به سوالات ارائه داده و به مباحثه بپردازد.
✅ مغز مصنوعی فوق الذکر به نام آنابل Annabell شهرت داشته که مخفف عبارت Artificial Neural Network with Adaptive Behavior Exploited for Language Learning که به معنی " شبکه مصنوعی اعصاب با رفتار تطبیق پذیر جهت یادگیری زبان " است . گفتنی است این مغز مصنوعی توسط دو تیم از دانشمندان دانشگاه ساساری و دانشگاه پلیموث طراحی و ساخته شده است.
☑️ بر اساس اظهارات تیم سازنده این مغز مصنوعی ، آنابل دارای دو میلیون اتصال مصنوعی نورون و رشته های عصبی است که به دانشمندان اجازه می دهد تا به بررسی عملکرد مغز انسان در هنگام زبان آموزی و چگونگی فرایند فعالیت مغز انسان هنگام اکتساب زبانی بپردازند.
🔶 دانشمندان تیم طراحی کننده این #مغز مصنوعی اعلام کرده اند که ساخت آنابل ، تنها گام نخست در راه طراحی و ساخت مغز مصنوعی بوده و راهی طولانی در پیش روی پژوهشگران این حوزه قرار دارد . این تیم تحقیقاتی در نظر دارند در آینده ، تعداد نورون ها و اتصالات عصبی این #مغز_مصنوعی را توسعه دهند.
🔷 دانشمندان اعتقاد دارند این نوع از مغزهای مصنوعی قادر است در آینده در ساخت ربات های هوشمند مورد استفاده قرار گرفته و به روبات ها این امکان را بدهد تا قدرت دیدن ، لمس کردن ، حس کردن و موقعیت یابی اشیا را داشته و آن ها را به حرکت در آورند.
💬 ترجمه: سیناپرس
═══════════════════
🆔 @sciencemodern2
═══════════════════
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2015/11/151111170721.htm
✔ تیمی متشکل از پژوهشگران دو دانشگاه ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای 2 میلیون اتصال نورونی بوده و قادر به زبان آموزی و برقراری ارتباط کلامی با انسان ها است.
🔷 دانشمندان ایتالیائی موفق به ساخت نوعی مغز مصنوعی شده اند که دارای قابلیت تجزیه و تحلیل بوده و می تواند با انسان وارد گفتگوئی دو نفره شده و پاسخ های مقتضی را به سوالات ارائه داده و به مباحثه بپردازد.
✅ مغز مصنوعی فوق الذکر به نام آنابل Annabell شهرت داشته که مخفف عبارت Artificial Neural Network with Adaptive Behavior Exploited for Language Learning که به معنی " شبکه مصنوعی اعصاب با رفتار تطبیق پذیر جهت یادگیری زبان " است . گفتنی است این مغز مصنوعی توسط دو تیم از دانشمندان دانشگاه ساساری و دانشگاه پلیموث طراحی و ساخته شده است.
☑️ بر اساس اظهارات تیم سازنده این مغز مصنوعی ، آنابل دارای دو میلیون اتصال مصنوعی نورون و رشته های عصبی است که به دانشمندان اجازه می دهد تا به بررسی عملکرد مغز انسان در هنگام زبان آموزی و چگونگی فرایند فعالیت مغز انسان هنگام اکتساب زبانی بپردازند.
🔶 دانشمندان تیم طراحی کننده این #مغز مصنوعی اعلام کرده اند که ساخت آنابل ، تنها گام نخست در راه طراحی و ساخت مغز مصنوعی بوده و راهی طولانی در پیش روی پژوهشگران این حوزه قرار دارد . این تیم تحقیقاتی در نظر دارند در آینده ، تعداد نورون ها و اتصالات عصبی این #مغز_مصنوعی را توسعه دهند.
🔷 دانشمندان اعتقاد دارند این نوع از مغزهای مصنوعی قادر است در آینده در ساخت ربات های هوشمند مورد استفاده قرار گرفته و به روبات ها این امکان را بدهد تا قدرت دیدن ، لمس کردن ، حس کردن و موقعیت یابی اشیا را داشته و آن ها را به حرکت در آورند.
💬 ترجمه: سیناپرس
═══════════════════
🆔 @sciencemodern2
═══════════════════
🔗 http://www.sciencedaily.com/releases/2015/11/151111170721.htm
ScienceDaily
A network of artificial neurons learns to use human language
A group of researchers has developed a cognitive model, made up of two million interconnected artificial neurons, able to learn to communicate using human language starting from a state of 'tabula rasa', only through communication with a human interlocutor.…