Modern Science
@Sciencemodern2
با تحقیقات و بررسي های بیشتر ✨16 ماه✨ آنها مقصر و متهم اصلی را پیدا کردند!!
نام متهم انگلی ست با نام علمی :
Metacercariae
@Sciencemodern2
نام متهم انگلی ست با نام علمی :
Metacercariae
@Sciencemodern2
Modern Science
@Sciencemodern2
در واقع همونطور که در این تصویر مشاهده میفرمایید سیکل شروع زندگی این انگل در آب های آلوده ای ست که عموما فاضلاب ها ی انسانی بدان مشرف یا حتی نشت دارند،وقتی حلزون با آب آلوده به این مدفوعات تماس پیدا میکند،، از انگلها تغذیه کرده و انگل وارد بدنش میشود،، انگل در بدن حلزون چرخه ی دگر دیسی خود را آغاز میکند اما باز هم نیاز به میزبان دوم دارد،، میزبان دوم همان بچه قورباغه هستند که حلزونها را میبلعند و انگل در بدن آنها شروع به گسترش میکند
این انگل میتواند در زمان دگردیسی قورباغه
باعث اشتباه کدهای وراثتی در DNA شود و باعث رویش دستها و پاهای اضافه و نامجمل شود،، خب حواصیل ها یا لک لک یا بوتیمار چه چیزی را
بیشتر مد نظر دارند،،قورباغه هایی بزرگ با دستها و پاهای اضافه،،قطعا تغذیه بسیار مناسبی ست،، بعد از بلعيدن مجدداً انگل در مدفوع آنها و بعد این چرخه مجدداً ادامه می یابد
گردآوری مطلب
#جناب_فرشید
این انگل میتواند در زمان دگردیسی قورباغه
باعث اشتباه کدهای وراثتی در DNA شود و باعث رویش دستها و پاهای اضافه و نامجمل شود،، خب حواصیل ها یا لک لک یا بوتیمار چه چیزی را
بیشتر مد نظر دارند،،قورباغه هایی بزرگ با دستها و پاهای اضافه،،قطعا تغذیه بسیار مناسبی ست،، بعد از بلعيدن مجدداً انگل در مدفوع آنها و بعد این چرخه مجدداً ادامه می یابد
گردآوری مطلب
#جناب_فرشید
Modern Science
انگل :👇 Metacercariae @Sciencemodern2
البته لازم بذکر است دو بار بسیاری از قورباغه های آلوده ی آن منطقه را جمع آوری نموده و قورباغه هایی سالم را به آن منطقه آوردند و فاضلاب انسانی را که نشت پیدا کرده جلوگیری نمودند!
آخرین اخبار حاکی از گسترش این انگل به بسیاری از رودخانه هاست که یکی از آنها در کانادا گزارش شده است.
#جناب_فرشید
@Sciencemodern2
آخرین اخبار حاکی از گسترش این انگل به بسیاری از رودخانه هاست که یکی از آنها در کانادا گزارش شده است.
#جناب_فرشید
@Sciencemodern2
💟وبسایتهایی برای دریافت رایگان #کتاب و #مقالهٔ انگلیسی
✅ #دریافت_کتاب:
اول، بر اساس موضوعی که در نظر دارید، کتاب دلخواهتان را با استفاده از کلیدواژههای مناسب، در یکی از بانکهای اطلاعاتیِ کتاب، مانند وبسایتهای زیر جستوجو کنید:
1⃣ آمازون (amazon.com)
2⃣ انتشارات دانشگاه آکسفورد (global.oup.com)
3⃣ انتشارات دانشگاه کمبریج (cambridge.org)
4⃣ انتشارات وایلی (wiley.com)
وقتی کتاب دلخواه را یافتید، عنوان آن را در یکی از وبسایتهای زیر جستوجو و PDF آن را دریافت کنید.
🌐 www.b-ok.org
🌐 www.bookfi.net
✅ #دریافت_مقاله:
اول، بر اساس موضوعی که در نظر دارید، با استفاده از کلیدواژههای مناسب، مقالهٔ دلخواه را در یکی از بانکهای اطلاعاتیِ مقالات علمی، مانند وبسایتهای زیر پیدا کنید:
1⃣ اِمِرآلد (emeraldinsight.com)
2⃣ ساینسدایرکت (sciencedirect.com)
3⃣ جیاستور (jstor.org)
4⃣ اشپرینگر (springer.com)
5⃣ پابمد (ncbi.nlm.nih.gov/pubmed)
سپس عنوان مقاله، یا DOI مقاله، یا نشانیِ صفحهای را که مقاله در آن است، در
وبسایت sci-hub.tw وارد کنید
یا فقط عنوان مقاله را در
وبسایت booksc.org وارد کنید و PDF مقاله را بگیرید.
🌐 http://sci-hub.tw
🌐 http://booksc.org
@Sciencemodern2
✅ #دریافت_کتاب:
اول، بر اساس موضوعی که در نظر دارید، کتاب دلخواهتان را با استفاده از کلیدواژههای مناسب، در یکی از بانکهای اطلاعاتیِ کتاب، مانند وبسایتهای زیر جستوجو کنید:
1⃣ آمازون (amazon.com)
2⃣ انتشارات دانشگاه آکسفورد (global.oup.com)
3⃣ انتشارات دانشگاه کمبریج (cambridge.org)
4⃣ انتشارات وایلی (wiley.com)
وقتی کتاب دلخواه را یافتید، عنوان آن را در یکی از وبسایتهای زیر جستوجو و PDF آن را دریافت کنید.
🌐 www.b-ok.org
🌐 www.bookfi.net
✅ #دریافت_مقاله:
اول، بر اساس موضوعی که در نظر دارید، با استفاده از کلیدواژههای مناسب، مقالهٔ دلخواه را در یکی از بانکهای اطلاعاتیِ مقالات علمی، مانند وبسایتهای زیر پیدا کنید:
1⃣ اِمِرآلد (emeraldinsight.com)
2⃣ ساینسدایرکت (sciencedirect.com)
3⃣ جیاستور (jstor.org)
4⃣ اشپرینگر (springer.com)
5⃣ پابمد (ncbi.nlm.nih.gov/pubmed)
سپس عنوان مقاله، یا DOI مقاله، یا نشانیِ صفحهای را که مقاله در آن است، در
وبسایت sci-hub.tw وارد کنید
یا فقط عنوان مقاله را در
وبسایت booksc.org وارد کنید و PDF مقاله را بگیرید.
🌐 http://sci-hub.tw
🌐 http://booksc.org
@Sciencemodern2
PubMed
PubMed® comprises more than 39 million citations for biomedical literature from MEDLINE, life science journals, and online books. Citations may include links to full text content from PubMed Central and publisher web sites.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✴️اندازه آلت تناسلی چقدر باید باشد⁉️
راه های درمان کوچکی آن...
✔️ قسمت اول
☢دکتر کرمی؛ فوق تخصص کلیه و مجاری
@Sciencemodern2
راه های درمان کوچکی آن...
✔️ قسمت اول
☢دکتر کرمی؛ فوق تخصص کلیه و مجاری
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✴️اندازه آلت تناسلی چقدر باید باشد⁉️
راه های درمان کوچکی آن...
✔️ قسمت دوم
☢دکتر کرمی؛ فوق تخصص کلیه و مجاری
@Sciencemodern2
راه های درمان کوچکی آن...
✔️ قسمت دوم
☢دکتر کرمی؛ فوق تخصص کلیه و مجاری
@Sciencemodern2

💢لاکپشت در معرض خطر با آلت تناسلی خود نفس میکشد
دولت استرالیا برنامهای برای حفاظت از لاکپشت مو سبز که یکی از گونههای در معرض خطر است ندارد. این لاکپشت که بیشتر به لاکپشت رودخانه مری معروف است تنها در این رودخانه از ایالت کوئینزلند زندگی میکند.
ویژگی خاص این لاکپشت نحوه تنفس آن است که از طریق آلت تناسلیاش انجام میشود گرچه همیشه اینگونه نیست اما اگر مدت زیادی در داخل آب باشد یکی از روشهای جایگزین برای دریافت اکسیژن است.
@Sciencemodern2
💢لاکپشت در معرض خطر با آلت تناسلی خود نفس میکشد
دولت استرالیا برنامهای برای حفاظت از لاکپشت مو سبز که یکی از گونههای در معرض خطر است ندارد. این لاکپشت که بیشتر به لاکپشت رودخانه مری معروف است تنها در این رودخانه از ایالت کوئینزلند زندگی میکند.
ویژگی خاص این لاکپشت نحوه تنفس آن است که از طریق آلت تناسلیاش انجام میشود گرچه همیشه اینگونه نیست اما اگر مدت زیادی در داخل آب باشد یکی از روشهای جایگزین برای دریافت اکسیژن است.
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
Modern Science
 💢لاکپشت در معرض خطر با آلت تناسلی خود نفس میکشد دولت استرالیا برنامهای برای حفاظت از لاکپشت مو سبز که یکی از گونههای در معرض خطر است ندارد. این لاکپشت که بیشتر به لاکپشت رودخانه مری معروف است تنها در این رودخانه از ایالت کوئینزلند زندگی میکند.…
Mary River turtle
که اندمیک کویینزلند استرالیا هسش و یک گونه درخطرانقراض هم هست متاسفانه
که اندمیک کویینزلند استرالیا هسش و یک گونه درخطرانقراض هم هست متاسفانه
Modern Science
Mary River turtle که اندمیک کویینزلند استرالیا هسش و یک گونه درخطرانقراض هم هست متاسفانه
در بسیاری از دوزیستان و خزندگان آبزی نوعی از تنفس به نام تنفس کلوآکی وجود داره که بخش کوچکی از اکسیژن آب از طریق کلوآک حیوان جذب میشه
#جناب_خاکپور
#جناب_خاکپور
#زخم_دکارتی
دنیل دِنِت در مقدمه كتاب «از باكتری تا باخ» به سراغ دوگانه روح-جسم می رود. او یادآوری می كند كه انسان ها از گذشته های دور می دانستند كه ذهن ماهیتی متفاوت از ساير اندامها دارد ولی این دكارت بود كه مفهوم روح را در قالب یك دكترین فلسفی انسجام بخشید.
رنه دکارت، دانشمند و فیلسوف بزرگی بود كه بسیار به ذهن خود میبالید. او آنرا «چیز تفکركننده» میخواند و باید انصاف دهیم كه اگر کسی حق داشته باشد که شیفته ذهنش گردد، دکارت واجد شرایط است. او بی شک یکی از بزرگترین متفکرین همه اعصار است که کارهای بزرگی در زمینه ریاضی، نور، فیزیک و فیزیولوژی انجام داده است و مخترع یکی از سودمندترین ابزارهای تفکر است که چیزی نیست بجز سیستم مختصات دکارتی.
@Sciencemodern2
دکارت همچنین از اولین پیشنهاد دهندگان تئوری همه چیز است که یک مدل اولیه از تئوری وحدت بزرگ بشمار میرود. او تئوری خود را در کتابی با عنوان Le_Monde و یا «جهان» انتشار داد و ادعا کرد که تئوریش هر چیزی را توضیح میدهد، از گردش سیارات بر مداری مشخص تا ماهیت نور و کشندهای گرانشی، از آتشفشان تا مغناطیس، چرا قطرات آب کروی شکل هستند، چرا سنگ چخماق آتش میسازد و بسیار بسیار چیزهای بیشتر. اما ایدههای دکارت تقریبا در هر موردی کاملا اشتباه بودند. سالها بعد ایزاک نیوتن بود که توانست فیزیک بهتری فراهم کرده و اثر مشهور خود بنام «اصول» را منتشر کند که ردیهای بر تئوری دکارت بود.
دکارت تنها مفتون ذهن خودش نبود، بلکه ذهن تمام انسانها را چیزی شگرف میدانست و نتیجه گرفت که ذهن باید ماهیتی غیر مادی داشته باشد و از چیزی ساخته شده که مجبور نیست از قوانین فیزیک تبعیت کند. او بدین ترتیب پایهگذار ایده ای شد که ما امروز #دوگانه_گرایی دکارتی میخوانیم. بدین معنی كه روحی غیر مادی در درون هر انسانی جای گرفته كه كنترل جسم را در اختیار دارد. مغز ما فقط واسطه بین روح و جسم ما است، ولی ذهن ما، و نیز اگاهی و تجربیات ما، همه بواسطه روح ما است.
مشكل اصلی دوگانه گرایی دكارتى به اعتقاد دنت این است كه هرگز كسی قادر نبوده بطرز قابل قبولی تشریح كند كه چگونه ذهن و بدن با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند بدون آنكه قوانین فیزیك نقض شوند. یا اینكه باید قوانین فعلی فیزیك را بدور انداخته و قوانین بسیار متفاوتی وضع كنیم و یا اینكه در نهایت بگوییم كه این دو ارتباطی سحرامیز دارند كه از دسترس دانش انسانی خارج است. بسیاری از طرفداران دوگانهگرایی مسیر دوم را انتخاب میکنند تا مجبور به پاسخگویی نباشند.
فرانسیس كريك فقید نیز آخرین اثر بزرگ خود در سال ١٩٩٤ را به همین موضوع اختصاص داد كه “جستجوی علمی بدنبال روح“ نام داشت. او استدلال كرد كه دوگانه گرایی خطاست و ذهن همان مغز است، اندامی از جنس ماده كه هیچ ماهیت سحرامیزی ندارد. پیش فرض سایر دانشمندان علوم تجربی نیز چیزی غیر از این نبوده است و در واقع انكار آن جای شگفتی دارد و مثل این است كه بگوییم طلا از اتم ساخته نشده است و یا اینكه در كره مریخ جاذبه وجود ندارد. اگر قوانین فیزیك برای توضیح حيات و تولید مثل كفایت میكنند، پس چرا باید تصور كنیم این قوانین قادر نیستند كه ذهن را توضیح دهند؟
دنيل دنت يكى ديگر از آثار بسيار خوب در مورد دوگانه گرايی دكارتى را كتابى ميداند كه در سال ٢٠١١ توسط تِرِنس ديكون انتشار يافت و عنوانش است: "زخم دكارتى كه در بدو تولد علم مدرن، ذهن را از بدن جدا نمود".
او خود نيز اكنون تمام تلاشهاى فلسفى پراكنده اش در طى چند دهه گذشته را در كتابى منسجم گردآورده و تلاش ميكند نشان دهد كه ذهن را مىتوان با دیدگاهی کاملا علمی و ماتریالیستی توضیح داد. بخصوص که به گفته وی، پیشرفتهای شگرفی در طی بیست سال گذشته داشتهایم کمک شایانی به ما میکند تا فرضیههای موجود در مورد شکل گیری ذهن و آگاهی را با شواهد مستند پشتیبانی کنیم.
این خلاصه را با جملهای خاتمه میدهم که سرفصل مصاحبه دنیل دنت با نشریه ایتالیایی «کوریلا دلا سرا» در سال ۱۹۹۷ بود:
«بلی، ما روح داريم، اما آن از تعداد بیشماری روبات كوچك ساخته شده است»
Yes, we have a soul, but it's made of lots of tiny robots
#امیر_رحمانی
#The_Cartesian_Wound
#Cartesian_Dualism
#Daniel_Dennett
#From_Bacteria_to_Bach
@Sciencemodern2
دنیل دِنِت در مقدمه كتاب «از باكتری تا باخ» به سراغ دوگانه روح-جسم می رود. او یادآوری می كند كه انسان ها از گذشته های دور می دانستند كه ذهن ماهیتی متفاوت از ساير اندامها دارد ولی این دكارت بود كه مفهوم روح را در قالب یك دكترین فلسفی انسجام بخشید.
رنه دکارت، دانشمند و فیلسوف بزرگی بود كه بسیار به ذهن خود میبالید. او آنرا «چیز تفکركننده» میخواند و باید انصاف دهیم كه اگر کسی حق داشته باشد که شیفته ذهنش گردد، دکارت واجد شرایط است. او بی شک یکی از بزرگترین متفکرین همه اعصار است که کارهای بزرگی در زمینه ریاضی، نور، فیزیک و فیزیولوژی انجام داده است و مخترع یکی از سودمندترین ابزارهای تفکر است که چیزی نیست بجز سیستم مختصات دکارتی.
@Sciencemodern2
دکارت همچنین از اولین پیشنهاد دهندگان تئوری همه چیز است که یک مدل اولیه از تئوری وحدت بزرگ بشمار میرود. او تئوری خود را در کتابی با عنوان Le_Monde و یا «جهان» انتشار داد و ادعا کرد که تئوریش هر چیزی را توضیح میدهد، از گردش سیارات بر مداری مشخص تا ماهیت نور و کشندهای گرانشی، از آتشفشان تا مغناطیس، چرا قطرات آب کروی شکل هستند، چرا سنگ چخماق آتش میسازد و بسیار بسیار چیزهای بیشتر. اما ایدههای دکارت تقریبا در هر موردی کاملا اشتباه بودند. سالها بعد ایزاک نیوتن بود که توانست فیزیک بهتری فراهم کرده و اثر مشهور خود بنام «اصول» را منتشر کند که ردیهای بر تئوری دکارت بود.
دکارت تنها مفتون ذهن خودش نبود، بلکه ذهن تمام انسانها را چیزی شگرف میدانست و نتیجه گرفت که ذهن باید ماهیتی غیر مادی داشته باشد و از چیزی ساخته شده که مجبور نیست از قوانین فیزیک تبعیت کند. او بدین ترتیب پایهگذار ایده ای شد که ما امروز #دوگانه_گرایی دکارتی میخوانیم. بدین معنی كه روحی غیر مادی در درون هر انسانی جای گرفته كه كنترل جسم را در اختیار دارد. مغز ما فقط واسطه بین روح و جسم ما است، ولی ذهن ما، و نیز اگاهی و تجربیات ما، همه بواسطه روح ما است.
مشكل اصلی دوگانه گرایی دكارتى به اعتقاد دنت این است كه هرگز كسی قادر نبوده بطرز قابل قبولی تشریح كند كه چگونه ذهن و بدن با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند بدون آنكه قوانین فیزیك نقض شوند. یا اینكه باید قوانین فعلی فیزیك را بدور انداخته و قوانین بسیار متفاوتی وضع كنیم و یا اینكه در نهایت بگوییم كه این دو ارتباطی سحرامیز دارند كه از دسترس دانش انسانی خارج است. بسیاری از طرفداران دوگانهگرایی مسیر دوم را انتخاب میکنند تا مجبور به پاسخگویی نباشند.
فرانسیس كريك فقید نیز آخرین اثر بزرگ خود در سال ١٩٩٤ را به همین موضوع اختصاص داد كه “جستجوی علمی بدنبال روح“ نام داشت. او استدلال كرد كه دوگانه گرایی خطاست و ذهن همان مغز است، اندامی از جنس ماده كه هیچ ماهیت سحرامیزی ندارد. پیش فرض سایر دانشمندان علوم تجربی نیز چیزی غیر از این نبوده است و در واقع انكار آن جای شگفتی دارد و مثل این است كه بگوییم طلا از اتم ساخته نشده است و یا اینكه در كره مریخ جاذبه وجود ندارد. اگر قوانین فیزیك برای توضیح حيات و تولید مثل كفایت میكنند، پس چرا باید تصور كنیم این قوانین قادر نیستند كه ذهن را توضیح دهند؟
دنيل دنت يكى ديگر از آثار بسيار خوب در مورد دوگانه گرايی دكارتى را كتابى ميداند كه در سال ٢٠١١ توسط تِرِنس ديكون انتشار يافت و عنوانش است: "زخم دكارتى كه در بدو تولد علم مدرن، ذهن را از بدن جدا نمود".
او خود نيز اكنون تمام تلاشهاى فلسفى پراكنده اش در طى چند دهه گذشته را در كتابى منسجم گردآورده و تلاش ميكند نشان دهد كه ذهن را مىتوان با دیدگاهی کاملا علمی و ماتریالیستی توضیح داد. بخصوص که به گفته وی، پیشرفتهای شگرفی در طی بیست سال گذشته داشتهایم کمک شایانی به ما میکند تا فرضیههای موجود در مورد شکل گیری ذهن و آگاهی را با شواهد مستند پشتیبانی کنیم.
این خلاصه را با جملهای خاتمه میدهم که سرفصل مصاحبه دنیل دنت با نشریه ایتالیایی «کوریلا دلا سرا» در سال ۱۹۹۷ بود:
«بلی، ما روح داريم، اما آن از تعداد بیشماری روبات كوچك ساخته شده است»
Yes, we have a soul, but it's made of lots of tiny robots
#امیر_رحمانی
#The_Cartesian_Wound
#Cartesian_Dualism
#Daniel_Dennett
#From_Bacteria_to_Bach
@Sciencemodern2
💢@Sciencemodern2
قبلا در مورد دوپامین زیاد صحبت کردیم و گفتیم دوپامین - به زبان ساده - مدیاتور " امید به استحصال لذت " است .
عرض کردیم نقطه اوج و قله منحنی ترشح دوپامین هم وقتی حادث میشود که ما جانوران با عدم قطعیت 50-50 برای دریافت پاداش مواجه باشیم .
از نقش گیرنده های دوپامینرژیک در جفت شدن ( پر-باندینگ) و کنار هم ماندن ( اتچمنت ) هم گفتیم .
و اما ...
شما و تعدادی زن یا مرد داوطلب را زیر دستگاه اسکنر مغزی میگذاریم و تصاویری افراد جذابی از جنس مخالف را به آنها نمایش میدهیم ...
توقع دارید با دیدن تصویری با جذابیت جنسی در مغز دوپامین ترشح شود ؟
خب ... اینطور نیست !
ترشح دوپامین وقتی شروع میشود که سوژه در چشمهای شما نگاه کرده باشد ... یعنی تماس چشمی است که موضوع را وارد جکپات دوپامینی میکند .
حالا تم آزمایش را عوض میکنیم و تصاویر مردان یا زنانی ( جنس مخالف ) را نمایش میدهیم که زشت رو و غیر جذاب هستند و در چشمهای شما نگاه میکنند .
ترشح دوپامین ؟
خیر !
خنده دار اینکه ، دوپامین وقتی ترشح میشود که شما بجای نگاه کردن به فرد زشت رو ، صورتتان را میچرخانید و به سمت دیگری نگاه میکنید !
به زبان ساده فرمان های زیستی و نورولوژیک و نهایتا رفتار مبتنی بر عملکرد غیر ارادی مغز شماست ...
نگاه کردن به خوشگل ها و خوشتیپ ها ، و چشم در چشم دوختن لذتبخش است و فرار کردن از دست زشت رو ها و غیر جذاب ها هم همچنین !
آزمایش بعد :
شما را که چند هفته است شدیدا عاشق شده اید ، زیر اسکنر میگذاریم و تعدادی چهره مختلف به شما نشان میدهیم و لا بلای این تصاویر ، عکس معشوق . معبودتان را هم میگذاریم .
به محض رسیدن به عکس معشوق ، بمب دوپامینی در مغز شما منفجر میشود ...
حالا بعد از گذشت 5 سال از شما دعوت میکنیم در یک آزمایش دیگر شرکت کنید . باز هم در میان تصاویر ، عکس همان معشوق قبلی - که الان دیگر 5 سال است همسر شماست - را نشان میدهیم .
دوپامین ؟
با نهایت تاثر و تاسف ....
خیر !
متاسفانه حتی در مورد شیرین ترین روابط که 5 سال دوام یافته ، حالا دیگر هسته های دوپامینرژیک روشن نمیشوند .
بجای آن هسته دیگری بنام " انتریور سینگویت " روشن میشود که مرتبط است با حس آرامش و ایمنی و یک چیز دیگر بنام کامپشن که نمیدانم به فارسی چه ترجمه میشود .
ظاهرا مهمترین افعال و احساسات ما هم چیزی بجز نتایج رخداد های عصب شناختی غیر ارادی نیستند .
@Sciencemodern2
#دکتر_مهراد_قبادیان
قبلا در مورد دوپامین زیاد صحبت کردیم و گفتیم دوپامین - به زبان ساده - مدیاتور " امید به استحصال لذت " است .
عرض کردیم نقطه اوج و قله منحنی ترشح دوپامین هم وقتی حادث میشود که ما جانوران با عدم قطعیت 50-50 برای دریافت پاداش مواجه باشیم .
از نقش گیرنده های دوپامینرژیک در جفت شدن ( پر-باندینگ) و کنار هم ماندن ( اتچمنت ) هم گفتیم .
و اما ...
شما و تعدادی زن یا مرد داوطلب را زیر دستگاه اسکنر مغزی میگذاریم و تصاویری افراد جذابی از جنس مخالف را به آنها نمایش میدهیم ...
توقع دارید با دیدن تصویری با جذابیت جنسی در مغز دوپامین ترشح شود ؟
خب ... اینطور نیست !
ترشح دوپامین وقتی شروع میشود که سوژه در چشمهای شما نگاه کرده باشد ... یعنی تماس چشمی است که موضوع را وارد جکپات دوپامینی میکند .
حالا تم آزمایش را عوض میکنیم و تصاویر مردان یا زنانی ( جنس مخالف ) را نمایش میدهیم که زشت رو و غیر جذاب هستند و در چشمهای شما نگاه میکنند .
ترشح دوپامین ؟
خیر !
خنده دار اینکه ، دوپامین وقتی ترشح میشود که شما بجای نگاه کردن به فرد زشت رو ، صورتتان را میچرخانید و به سمت دیگری نگاه میکنید !
به زبان ساده فرمان های زیستی و نورولوژیک و نهایتا رفتار مبتنی بر عملکرد غیر ارادی مغز شماست ...
نگاه کردن به خوشگل ها و خوشتیپ ها ، و چشم در چشم دوختن لذتبخش است و فرار کردن از دست زشت رو ها و غیر جذاب ها هم همچنین !
آزمایش بعد :
شما را که چند هفته است شدیدا عاشق شده اید ، زیر اسکنر میگذاریم و تعدادی چهره مختلف به شما نشان میدهیم و لا بلای این تصاویر ، عکس معشوق . معبودتان را هم میگذاریم .
به محض رسیدن به عکس معشوق ، بمب دوپامینی در مغز شما منفجر میشود ...
حالا بعد از گذشت 5 سال از شما دعوت میکنیم در یک آزمایش دیگر شرکت کنید . باز هم در میان تصاویر ، عکس همان معشوق قبلی - که الان دیگر 5 سال است همسر شماست - را نشان میدهیم .
دوپامین ؟
با نهایت تاثر و تاسف ....
خیر !
متاسفانه حتی در مورد شیرین ترین روابط که 5 سال دوام یافته ، حالا دیگر هسته های دوپامینرژیک روشن نمیشوند .
بجای آن هسته دیگری بنام " انتریور سینگویت " روشن میشود که مرتبط است با حس آرامش و ایمنی و یک چیز دیگر بنام کامپشن که نمیدانم به فارسی چه ترجمه میشود .
ظاهرا مهمترین افعال و احساسات ما هم چیزی بجز نتایج رخداد های عصب شناختی غیر ارادی نیستند .
@Sciencemodern2
#دکتر_مهراد_قبادیان
به تازگی شرکت Living Ink #جوهر_خودکاری را طراحی کرده است که علاوه بر غیر سمی بودن آن، میتواند رشد کند!!! این جوهر به نور خورشید حساس بوده و در 2 نوع با رشد تند و کند به بازار عرضه شده است. نحوه کار اینگونه است که وقتی طرحی با این خودکار کشیده میشود ابتدا محو شده و بعد از جند مدت خودبخود ظاهر میشود. از این برای تبریک تولد و یرخی کارهای علمی میتوان استفاده کرد. نوغ صورتی آن دارای زمان رشد 2 روزه و نوع آبی آن در 3 روز ظاهر میشود. این #جوهر شامل کمی جلبک، سینو باکتری و کلروفیل است. دنیای فیزیکی ما قوانین ثابتی داره و هر کسی اونها رو بفهمه میتونه به روشهای مختلف بکار ببره و این است زیبایی علم فیزیک!!!
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Modern Science
@Sciencemodern2
امتزاج با نئاندرتالها، موجب در امان ماندن انسان های مدرن از ویروس های بسیار خطر ناک شده است
تحقیق تازه نشان می دهد که توان مقابله با دو ویروس خطرناک را، یکی ویروس "شبه انفولانزا" و دیگری ویروس موسوم به "هپاتیت سی" را ما از نئاندرتالها به ارث برده ایم. در حدود 70 هزار سال پیش که انسان های مدرن پا به سرزمین اوراسیای غربی گذاشتند متوجه شدند که آنها در این سرزمین تازه تنها نیستند. نئاندرتالها برای هزاران سال در این منطقه زندگی می کردند و به خوبی اقلیم بسیار سرد این منطقه سازگار شده بودند. اما در نقطه مقابل انسان های مدرن به خوبی با منطقه نسبتا گرم ساوانا در افریقا وفق پیدا کرده بودند. از این رو در اولین برخورد انسانهای مدرن با نئاندرتالها خطری که آنها را تهدید می کرد دریافت ویروس های خطر ناکی بودند که سیستم ایمنی بدن آنها توانایی مقابله با آن را نداشتند. اما آنقدر این دو گروه از لحاظ ژنیتیکی به هم نزدیک بودند که نئاندرتالها توانستند سیستم های محافظتی از طریق ژن های خود را به انسان مدرن منتقل کنند. جالب اینجاست که نئاندرتالها در ابتدا ژن های بسیار زیادی از خود را به انسان منتقل کرده بودند اما خیلی از آنها به مرور از میان رفتند و تنها تعدادی هنوز باقی مانده اند و دلیل آن هم این است که این ژن ها برای انسان از لحاظ زیستی منفعت آمیز بوده است، مثل همین میراث ژنی توانایی مقابله با دو ویروس شبه انفولانزا و هپاتیت سی. طبیعتا قرض گرفتن سریع این ژن های ضد ویروس از نئاندرتالها راحتر تر بوده است تا اینکه انسان های مدرن زمان بسیار طولانی صبر می کردند تا بدنشان به خودی خود در مقابل این ویروس ها مقاوم شود.
تحقیق فوق امروز در نشریه سل (cell) توسط دو تن از محققان دانشکاه استانفورد امریکا منتشر شده است. مقاله امروز بازتاب بسیار وسیعی در دنیای علم داشته و بیشتر نشریات علمی محتویات این کشف را بازتاب داداند. امید وارم دوستاران و علاقمندان بحث روابط نئاندرتال و انسان مدرن از خواندن ان لذت ببرند.
ارادتمند
سامان.
#iranpalaeolithic
@Sciencemodern2
تحقیق تازه نشان می دهد که توان مقابله با دو ویروس خطرناک را، یکی ویروس "شبه انفولانزا" و دیگری ویروس موسوم به "هپاتیت سی" را ما از نئاندرتالها به ارث برده ایم. در حدود 70 هزار سال پیش که انسان های مدرن پا به سرزمین اوراسیای غربی گذاشتند متوجه شدند که آنها در این سرزمین تازه تنها نیستند. نئاندرتالها برای هزاران سال در این منطقه زندگی می کردند و به خوبی اقلیم بسیار سرد این منطقه سازگار شده بودند. اما در نقطه مقابل انسان های مدرن به خوبی با منطقه نسبتا گرم ساوانا در افریقا وفق پیدا کرده بودند. از این رو در اولین برخورد انسانهای مدرن با نئاندرتالها خطری که آنها را تهدید می کرد دریافت ویروس های خطر ناکی بودند که سیستم ایمنی بدن آنها توانایی مقابله با آن را نداشتند. اما آنقدر این دو گروه از لحاظ ژنیتیکی به هم نزدیک بودند که نئاندرتالها توانستند سیستم های محافظتی از طریق ژن های خود را به انسان مدرن منتقل کنند. جالب اینجاست که نئاندرتالها در ابتدا ژن های بسیار زیادی از خود را به انسان منتقل کرده بودند اما خیلی از آنها به مرور از میان رفتند و تنها تعدادی هنوز باقی مانده اند و دلیل آن هم این است که این ژن ها برای انسان از لحاظ زیستی منفعت آمیز بوده است، مثل همین میراث ژنی توانایی مقابله با دو ویروس شبه انفولانزا و هپاتیت سی. طبیعتا قرض گرفتن سریع این ژن های ضد ویروس از نئاندرتالها راحتر تر بوده است تا اینکه انسان های مدرن زمان بسیار طولانی صبر می کردند تا بدنشان به خودی خود در مقابل این ویروس ها مقاوم شود.
تحقیق فوق امروز در نشریه سل (cell) توسط دو تن از محققان دانشکاه استانفورد امریکا منتشر شده است. مقاله امروز بازتاب بسیار وسیعی در دنیای علم داشته و بیشتر نشریات علمی محتویات این کشف را بازتاب داداند. امید وارم دوستاران و علاقمندان بحث روابط نئاندرتال و انسان مدرن از خواندن ان لذت ببرند.
ارادتمند
سامان.
#iranpalaeolithic
@Sciencemodern2