جد مشترک ما و هشتپایان موجودی کرم مانند بوده که حدود هفتصد میلیون سال قبل میزیسته و بسیار ساده و ابتدایی بوده است و بنابراین مغز ما و هشتپایان، در دو مسیر کاملا مجزا فرگشت یافته است.
اما… علیرغم تفاوتهای بسیار زیاد، ما و هشتپایان یک شباهت اساسی در ساختار خود داریم که بر توسعه سیستم عصبی اثر عمیقی دارد. میدانید آن شباهت چیست؟
ما هر دو bilateral هستیم یعنی بدن ما تقارن دوسمتی دارد. این تقارن دوسمتی برای حرکت و جابجا شدن بسیار مفید است. تقریبا تمام جاندارانی که دارای یک سیستم عصبی پیشرفته میباشند از تقارن دوسمتی برای توسعه سیستم حرکتی خود استفاده کردهاند.
جانوران دیگری نیز هستند که حرکت میکنند ولی تقارن دوسمتی ندارند. نظیر عروس دریایی که بدنش نسبت به یک نقطه مرکزی تقارن شعاعی دارد. اما میبینیم که سیستم عصبی این دسته از جانوران پس از گذشت صدها میلیون سال پیشرفت زیادی نداشته است. پیشرفتهترین سیستم عصبی در بین این موجودات را نوعی عروس دریایی سمی داراست که به آن عروس دریایی جعبهای میگویند و اگر در نزدیکی ساحلی پیدا شود، مسئولین ذیربط شنا در آن ساحل را ممنوع خواهند کرد.
پس همانطور که فرمودید نیاز به حرکت یک عنصر مهم در تکامل سیستم عصبی بوده است، اما بدلایلی که بر من معلوم نیست، فقط حرکت مبتنی بر تقارن دوسمتی تاثیر عظیمی بر توسعه سیستم عصبی داشته است.
و نکته دوم: بدرستی فرمودید که کارکرد اصلی مغز و سیستم عصبی در تمام موجودات برای هماهنگی و پیشبینی محاسبات حرکتی است.
پیتر گادفری نیز در کتاب خود میگوید که غالبا تصور میشود که محرک اصلی تکامل سیستم عصبی مربوط به ایجاد هماهنگی بین حواس و حرکات جانور بوده است. جانور از طریق حواس خود پیامی را دریافت میکند و سیستم عصبی او به عضو مرتبط فرمان میدهد که حرکت کند. و یا اینکه مغز بین حرکات اعضاء مختلف هماهنگی ایجاد میکند.
این استدلال بقدری زیبا، منطقی و پشتیبانی شده با شواهد است که در ابتدا جای زیادی برای بحث و جدل باقی نمیگذارد.
این دیدگاه موتور-سنسوری خوانده میشود:
Sensory-motor view of nervous system
اما… پیتر گادفری در ادامه هشدار میدهد که در این دیدگاه نکته مهمی مغفول مانده است. ما میگوییم که مغز به پا یا دست فرمان میدهد که حرکت کنند. اما به انجام رساندن آن حرکت، خود نیز فرایند پیچیدهای است و نیاز به هماهنگی بسیار گسترده در سطح سلولها و بافتها دارد. به اعتقاد وی، تکامل سیستم عصبی در موجودات پرسلولی، در ابتدا برای ایجاد یک عمل حرکتی بوده است و در مرحله بعد در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال حرکتی.
او این دیدگاه را عمل-شکلدهنده مینامد:
Action-shaping view
#جناب_امیر_رحمانی
@Sciencemodern2
اما… علیرغم تفاوتهای بسیار زیاد، ما و هشتپایان یک شباهت اساسی در ساختار خود داریم که بر توسعه سیستم عصبی اثر عمیقی دارد. میدانید آن شباهت چیست؟
ما هر دو bilateral هستیم یعنی بدن ما تقارن دوسمتی دارد. این تقارن دوسمتی برای حرکت و جابجا شدن بسیار مفید است. تقریبا تمام جاندارانی که دارای یک سیستم عصبی پیشرفته میباشند از تقارن دوسمتی برای توسعه سیستم حرکتی خود استفاده کردهاند.
جانوران دیگری نیز هستند که حرکت میکنند ولی تقارن دوسمتی ندارند. نظیر عروس دریایی که بدنش نسبت به یک نقطه مرکزی تقارن شعاعی دارد. اما میبینیم که سیستم عصبی این دسته از جانوران پس از گذشت صدها میلیون سال پیشرفت زیادی نداشته است. پیشرفتهترین سیستم عصبی در بین این موجودات را نوعی عروس دریایی سمی داراست که به آن عروس دریایی جعبهای میگویند و اگر در نزدیکی ساحلی پیدا شود، مسئولین ذیربط شنا در آن ساحل را ممنوع خواهند کرد.
پس همانطور که فرمودید نیاز به حرکت یک عنصر مهم در تکامل سیستم عصبی بوده است، اما بدلایلی که بر من معلوم نیست، فقط حرکت مبتنی بر تقارن دوسمتی تاثیر عظیمی بر توسعه سیستم عصبی داشته است.
و نکته دوم: بدرستی فرمودید که کارکرد اصلی مغز و سیستم عصبی در تمام موجودات برای هماهنگی و پیشبینی محاسبات حرکتی است.
پیتر گادفری نیز در کتاب خود میگوید که غالبا تصور میشود که محرک اصلی تکامل سیستم عصبی مربوط به ایجاد هماهنگی بین حواس و حرکات جانور بوده است. جانور از طریق حواس خود پیامی را دریافت میکند و سیستم عصبی او به عضو مرتبط فرمان میدهد که حرکت کند. و یا اینکه مغز بین حرکات اعضاء مختلف هماهنگی ایجاد میکند.
این استدلال بقدری زیبا، منطقی و پشتیبانی شده با شواهد است که در ابتدا جای زیادی برای بحث و جدل باقی نمیگذارد.
این دیدگاه موتور-سنسوری خوانده میشود:
Sensory-motor view of nervous system
اما… پیتر گادفری در ادامه هشدار میدهد که در این دیدگاه نکته مهمی مغفول مانده است. ما میگوییم که مغز به پا یا دست فرمان میدهد که حرکت کنند. اما به انجام رساندن آن حرکت، خود نیز فرایند پیچیدهای است و نیاز به هماهنگی بسیار گسترده در سطح سلولها و بافتها دارد. به اعتقاد وی، تکامل سیستم عصبی در موجودات پرسلولی، در ابتدا برای ایجاد یک عمل حرکتی بوده است و در مرحله بعد در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال حرکتی.
او این دیدگاه را عمل-شکلدهنده مینامد:
Action-shaping view
#جناب_امیر_رحمانی
@Sciencemodern2
آیا برخوردهای خشن در تنشهای نژادپرستی با کارکرد ناخودآگاه مغز ارتباط دارد؟
#بهترین_کانال_علمی 👇👇💢
@sciencemodern2
ویدئو👇👇👇👇👇
https://www.youtube.com/watch?v=XtrgHU384Ss&utm_content=kuku.io&utm_medium=social&utm_source=twitter.com&utm_campaign=kuku.io
#بهترین_کانال_علمی 👇👇💢
@sciencemodern2
ویدئو👇👇👇👇👇
https://www.youtube.com/watch?v=XtrgHU384Ss&utm_content=kuku.io&utm_medium=social&utm_source=twitter.com&utm_campaign=kuku.io
YouTube
آیا برخوردهای خشن در تنشهای نژادپرستی با کارکرد ناخودآگاه مغز ارتباط دارد؟
در سایه حوادث خشونت بار اخیر در ایالت ویرجینیا، پزشکان و متخصصان بهداشتی آمریکا، با تحلیل رفتارها و واکنش های تند و تهاجمی، ریشه این رفتارها را، بی اطلاعی افراد از فرآیندهای ناخودآگاه مغزی می دانند که، افراد را در حمله به یکدیگر سوق می دهد. گزارش شیده رضایی…
▶️دندان عقل
دندان عقل از آن دسته اندامهاست که تحلیلرفته (Vestigial) میخوانیمشان. اندام تحلیل رفته به اعضایی گفته میشود که یادگار دورانهای گذشته هستند. این اندامها زمانی کاربردی معین داشتهاند، اما امروز فقط فضایی از بدن را اشغال کردهاند. به عبارتی این اندامها نه نشان از انطباق، که از عدم انطباق خبر میدهند. در این مورد، عدم تطبیق دندانها، خاطرات ناخوشایندی از عصبکشی را برای خیلی از ماها به دنبال داشته است.
بشر در گذشته جمجمههای پهنتری داشته و همین مستلزم دندانهای دندان عقل
دندان عقل از آن دسته اندامهاست که تحلیلرفته (Vestigial) میخوانیمشان. اندام تحلیل رفته به اعضایی گفته میشود که یادگار دورانهای گذشته هستند. این اندامها زمانی کاربردی معین داشتهاند، اما امروز فقط فضایی از بدن را اشغال کردهاند. به عبارتی این اندامها نه نشان از انطباق، که از عدم انطباق خبر میدهند. در این مورد، عدم تطبیق دندانها، خاطرات ناخوشایندی از عصبکشی را برای خیلی از ماها به دنبال داشته است.
بشر در گذشته جمجمههای پهنتری داشته و همین مستلزم دندانهای بیشتری بوده است. دندانهای عقل در آن زمان کاربردهای موثری در جویدن و شکستن غلاف انواع غذاها داشتهاند. به مرور که انسان پیشرفت کرد و با خوراکهای لذیذی مثل ماست چکیده آشنا شد، دندانهای آسیای انتهایی ما مشمول تعدیل نیرو شده و کنجنشین شدند. علت نامگذاری این دندانها این است که عموما در دهه سوم زندگی میرویند. شاید نامگذاری این دندانها آخرین رکب ریشسفیدها برای ترغیب جوانترها به ازدواج بوده باشد! در هر حال با حقایقی که امروزه میدانیم، شایستهتر است که این دندانها را دندانهای خرفت بخوانیم!بیشتری بوده است. دندانهای عقل در آن زمان کاربردهای موثری در جویدن و شکستن غلاف انواع غذاها داشتهاند. به مرور که انسان پیشرفت کرد و با خوراکهای لذیذی مثل ماست چکیده آشنا شد، دندانهای آسیای انتهایی ما مشمول تعدیل نیرو شده و کنجنشین شدند. علت نامگذاری این دندانها این است که عموما در دهه سوم زندگی میرویند. شاید نامگذاری این دندانها آخرین رکب ریشسفیدها برای ترغیب جوانترها به ازدواج بوده باشد!
🐌جفتگیری حلزون
در دنیای نرمتنان نیز انطباقهای عجیب و غریبی دیده میشود . اولین نمونه حلزونهای موسوم به موزی (Banana Slugs) از دسته دوجنسیان (Hermaphrodite) هستند. یعنی هر حلزون قادر است هم نقش ماده و هم نر را بازی کند. نکته اینجاست که حلزونها پس از آمیزش، اقدام به جدا کردن نرینگی یکدیگر میکنند. بعضی از محققان میگویند که این حرکت برای جدا شدنشان از یکدیگر لازم است. البته حلزونها به مدد مادگی خود قادرند باز هم جفتگیری کنند.
👣انگشت کوچک پا
همه ما اقلا یک بار تجربه قلاب انداختن این تهتغاری به پایه مبل، طاق در یا هر مانع دیگر را داشتهایم. خیلیها به شوخی میگویند این انگشت کاربردی جز به درد آمدن ندارد. جالب اینجاست که این شوخی چندان بیراه نیست. در تحقیقی که سال ۱۹۹۰ انجام شد، ۱۶۰ نفر را زیر نظر گرفتند و متوجه شدند که در حین ایستادن یا راه رفتن، کمترین فشار ممکن به این انگشت وارد میآید. این در حالی است که انگشتهای شست پا سه برابر آن فشار تحمل میکنند.
در دوران انسانهای نخستین شرایط فرق داشت. اجداد ما برای زندگی در شرایط سخت زمان، محتاج پاهایی بودند که به اندازه دستهایشان انعطافپذیر باشد. البته با وجود اینکه انگشت کوچک پا چندان کاربردی برای ما ندارد، اگر استخوان متاتارسال (کف پایی) که انگشت کوچک را به قوزک پا متصل میکند از دست بدهیم، در حفظ تعادل دچار مشکل جدی خواهیم شد.
✳️زایمان زرافه
در حالی که حلزونهای موزی میتوانند در هر لحظه تغییر جنسیت بدهند، اغلب پستانداران ماده مجبورند پس از پایان رابطه جنسی، تمام بار حمل و زایمان را به تنهایی به دوش بکشند. بیشتر پستانداران برای زایمان موقعیتی مناسب فراهم میکنند، اما زرافهها مجبورند این عمل را ایستاده انجام بدهند! شاید در نظر اول این موقعیت چندان هم ناجور نباشد، هر چه باشد افراد زیادی هستند که زایمان ایستاده را ترجیح میدهند، اما یادمان باشد که موجود مورد بحث ما زرافه است. مجرای زایمان زرافه حدود ۱٫۵ متر از زمین فاصله دارد. بنابراین توله زرافه به محض تولد ضربه ناخوشایندی دریافت میکند. تازه اینجاست که دردسر زرافه مادر آغاز میشود. توله زرافه به محض تولد حدود ۱۰ ساعت به این سو و آن سو میدود.
#بهترین_کانال_علمی👇👇💢
@sciencemodern2
منبع:
🖥http://science.howstuffworks.com/life/evolution/10-worst-animal-adaptations.htm#page=0
دندان عقل از آن دسته اندامهاست که تحلیلرفته (Vestigial) میخوانیمشان. اندام تحلیل رفته به اعضایی گفته میشود که یادگار دورانهای گذشته هستند. این اندامها زمانی کاربردی معین داشتهاند، اما امروز فقط فضایی از بدن را اشغال کردهاند. به عبارتی این اندامها نه نشان از انطباق، که از عدم انطباق خبر میدهند. در این مورد، عدم تطبیق دندانها، خاطرات ناخوشایندی از عصبکشی را برای خیلی از ماها به دنبال داشته است.
بشر در گذشته جمجمههای پهنتری داشته و همین مستلزم دندانهای دندان عقل
دندان عقل از آن دسته اندامهاست که تحلیلرفته (Vestigial) میخوانیمشان. اندام تحلیل رفته به اعضایی گفته میشود که یادگار دورانهای گذشته هستند. این اندامها زمانی کاربردی معین داشتهاند، اما امروز فقط فضایی از بدن را اشغال کردهاند. به عبارتی این اندامها نه نشان از انطباق، که از عدم انطباق خبر میدهند. در این مورد، عدم تطبیق دندانها، خاطرات ناخوشایندی از عصبکشی را برای خیلی از ماها به دنبال داشته است.
بشر در گذشته جمجمههای پهنتری داشته و همین مستلزم دندانهای بیشتری بوده است. دندانهای عقل در آن زمان کاربردهای موثری در جویدن و شکستن غلاف انواع غذاها داشتهاند. به مرور که انسان پیشرفت کرد و با خوراکهای لذیذی مثل ماست چکیده آشنا شد، دندانهای آسیای انتهایی ما مشمول تعدیل نیرو شده و کنجنشین شدند. علت نامگذاری این دندانها این است که عموما در دهه سوم زندگی میرویند. شاید نامگذاری این دندانها آخرین رکب ریشسفیدها برای ترغیب جوانترها به ازدواج بوده باشد! در هر حال با حقایقی که امروزه میدانیم، شایستهتر است که این دندانها را دندانهای خرفت بخوانیم!بیشتری بوده است. دندانهای عقل در آن زمان کاربردهای موثری در جویدن و شکستن غلاف انواع غذاها داشتهاند. به مرور که انسان پیشرفت کرد و با خوراکهای لذیذی مثل ماست چکیده آشنا شد، دندانهای آسیای انتهایی ما مشمول تعدیل نیرو شده و کنجنشین شدند. علت نامگذاری این دندانها این است که عموما در دهه سوم زندگی میرویند. شاید نامگذاری این دندانها آخرین رکب ریشسفیدها برای ترغیب جوانترها به ازدواج بوده باشد!
🐌جفتگیری حلزون
در دنیای نرمتنان نیز انطباقهای عجیب و غریبی دیده میشود . اولین نمونه حلزونهای موسوم به موزی (Banana Slugs) از دسته دوجنسیان (Hermaphrodite) هستند. یعنی هر حلزون قادر است هم نقش ماده و هم نر را بازی کند. نکته اینجاست که حلزونها پس از آمیزش، اقدام به جدا کردن نرینگی یکدیگر میکنند. بعضی از محققان میگویند که این حرکت برای جدا شدنشان از یکدیگر لازم است. البته حلزونها به مدد مادگی خود قادرند باز هم جفتگیری کنند.
👣انگشت کوچک پا
همه ما اقلا یک بار تجربه قلاب انداختن این تهتغاری به پایه مبل، طاق در یا هر مانع دیگر را داشتهایم. خیلیها به شوخی میگویند این انگشت کاربردی جز به درد آمدن ندارد. جالب اینجاست که این شوخی چندان بیراه نیست. در تحقیقی که سال ۱۹۹۰ انجام شد، ۱۶۰ نفر را زیر نظر گرفتند و متوجه شدند که در حین ایستادن یا راه رفتن، کمترین فشار ممکن به این انگشت وارد میآید. این در حالی است که انگشتهای شست پا سه برابر آن فشار تحمل میکنند.
در دوران انسانهای نخستین شرایط فرق داشت. اجداد ما برای زندگی در شرایط سخت زمان، محتاج پاهایی بودند که به اندازه دستهایشان انعطافپذیر باشد. البته با وجود اینکه انگشت کوچک پا چندان کاربردی برای ما ندارد، اگر استخوان متاتارسال (کف پایی) که انگشت کوچک را به قوزک پا متصل میکند از دست بدهیم، در حفظ تعادل دچار مشکل جدی خواهیم شد.
✳️زایمان زرافه
در حالی که حلزونهای موزی میتوانند در هر لحظه تغییر جنسیت بدهند، اغلب پستانداران ماده مجبورند پس از پایان رابطه جنسی، تمام بار حمل و زایمان را به تنهایی به دوش بکشند. بیشتر پستانداران برای زایمان موقعیتی مناسب فراهم میکنند، اما زرافهها مجبورند این عمل را ایستاده انجام بدهند! شاید در نظر اول این موقعیت چندان هم ناجور نباشد، هر چه باشد افراد زیادی هستند که زایمان ایستاده را ترجیح میدهند، اما یادمان باشد که موجود مورد بحث ما زرافه است. مجرای زایمان زرافه حدود ۱٫۵ متر از زمین فاصله دارد. بنابراین توله زرافه به محض تولد ضربه ناخوشایندی دریافت میکند. تازه اینجاست که دردسر زرافه مادر آغاز میشود. توله زرافه به محض تولد حدود ۱۰ ساعت به این سو و آن سو میدود.
#بهترین_کانال_علمی👇👇💢
@sciencemodern2
منبع:
🖥http://science.howstuffworks.com/life/evolution/10-worst-animal-adaptations.htm#page=0
HowStuffWorks
10 Worst Adaptations in the Animal Kingdom
Humans can certainly claim some of these, but sloths, giraffes and pandas wanted a piece of the action, too. The hyena adaptation, however, may just blow your mind.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رابطه دی ان ای مادر و کودک
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻠﻔﯿﻖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ !
ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ- ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﻤﺮﺍﺱ (chimeras ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﻝ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ، ﺗﺴﺖ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﻋﻀﺎ ﺍﺳﺖ .
ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻣﻠﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶﻫﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ chimeras ﮐﻪ ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥﺍﺳﺖ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ .
ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺭﺳﯽﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﻈﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ .
ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ-ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﻤﺮﺍﺱ ( chimeras ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﻝ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ، ﺗﺴﺖ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﻋﻀﺎ ﺍﺳﺖ .ﺩﺭ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ chimeras ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺷﯿﺮ، ﺑﺪﻥ ﺑﺰ ﻭ ﺩﻡ ﻣﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺷﮑﻢ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻣﺎﺩﻩﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽﭘﺬﯾﺮﺩ .
ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻮﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻧﻬﺎﺩ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻭﺿﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ،ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﭘﮋﻭﻫﺸﯽ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﮎﻫﺎ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪﻣﯽﺩﻫﻨﺪ . ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻗﻠﺐ، ﮐﺒﺪ ﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ
ﯾﺎﺑﻨﺪ .ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﻮﯾﻦ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﮐﺘﺸﺎﻓﺎﺕ ﺟﺪﯾﺪ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻭ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼﻫﺎﯼ ﻭﯾﺮﺍﯾﺶ ﮊﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻭﯾﺮﺍﯾﺶ ﮊﻥﻫﺎ، ﺩﯼ . ﺍﻥ .ﺍﯼ ﺧﻮﮎ ﯾﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﺎﺻﯽ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﺪ .
ﺁﻧﻬﺎ ﺳﭙﺲ، ﺑﺎ ﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻠﻮﻝ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﺁﻥ ﻋﻀﻮ ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﯾﻦ ﻋﻀﻮ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻋﻀﻮ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ .ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻣﻠﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺗﺤﻘﻖ ﺻﺪ ﺩﺭﺻﺪ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥﻫﻨﻮﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﯾﮏ ﻣﺴﺌﻠﻪﺍﺧﻼﻗﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺮﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﺒﻬﻢ ﻭ ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ ﺳﺎﺯﺩ.
"نکته عکسها واقعی نیست هنوز اول راهیم"
منابع
https://www.technologyreview.com/s/602107/nih-plans-to-lift-funding-ban-on-human-animal-hybrids/
http://www.wired.com/2016/08/new-nih-rules-let-grow-pigoons-cant-breed-em
#انسان_حیوان
کانال هنــــــــــــــــر علم
موضوعات
پزشکــــــــــــی ، فیزیـــــــــک ، زیســـــــــت ، نجوم و.......
کانال تخصصی علمی
https://telegram.me/sciencemodern2
ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ- ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﻤﺮﺍﺱ (chimeras ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﻝ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ، ﺗﺴﺖ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﻋﻀﺎ ﺍﺳﺖ .
ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻣﻠﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶﻫﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ chimeras ﮐﻪ ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥﺍﺳﺖ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ .
ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺭﺳﯽﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﻈﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ .
ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ-ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﻤﺮﺍﺱ ( chimeras ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﻝ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ، ﺗﺴﺖ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﻋﻀﺎ ﺍﺳﺖ .ﺩﺭ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ chimeras ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺷﯿﺮ، ﺑﺪﻥ ﺑﺰ ﻭ ﺩﻡ ﻣﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺷﮑﻢ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻣﺎﺩﻩﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽﭘﺬﯾﺮﺩ .
ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻮﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻧﻬﺎﺩ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻭﺿﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ،ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﭘﮋﻭﻫﺸﯽ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﮎﻫﺎ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪﻣﯽﺩﻫﻨﺪ . ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻗﻠﺐ، ﮐﺒﺪ ﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ
ﯾﺎﺑﻨﺪ .ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﻮﯾﻦ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﮐﺘﺸﺎﻓﺎﺕ ﺟﺪﯾﺪ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻭ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼﻫﺎﯼ ﻭﯾﺮﺍﯾﺶ ﮊﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻭﯾﺮﺍﯾﺶ ﮊﻥﻫﺎ، ﺩﯼ . ﺍﻥ .ﺍﯼ ﺧﻮﮎ ﯾﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﺎﺻﯽ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﺪ .
ﺁﻧﻬﺎ ﺳﭙﺲ، ﺑﺎ ﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻠﻮﻝ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﺁﻥ ﻋﻀﻮ ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﯾﻦ ﻋﻀﻮ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻋﻀﻮ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ .ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻣﻠﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺗﺤﻘﻖ ﺻﺪ ﺩﺭﺻﺪ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥﻫﻨﻮﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡﻫﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﯾﮏ ﻣﺴﺌﻠﻪﺍﺧﻼﻗﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺮﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﺒﻬﻢ ﻭ ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ ﺳﺎﺯﺩ.
"نکته عکسها واقعی نیست هنوز اول راهیم"
منابع
https://www.technologyreview.com/s/602107/nih-plans-to-lift-funding-ban-on-human-animal-hybrids/
http://www.wired.com/2016/08/new-nih-rules-let-grow-pigoons-cant-breed-em
#انسان_حیوان
کانال هنــــــــــــــــر علم
موضوعات
پزشکــــــــــــی ، فیزیـــــــــک ، زیســـــــــت ، نجوم و.......
کانال تخصصی علمی
https://telegram.me/sciencemodern2
MIT Technology Review
NIH Plans to Lift Funding Ban on Human-Animal Hybrids
Should the U.S. government use tax dollars to fund scientists fusing human stem cells into early animal embryos in order to create “chimeras” that are part human and part pig? Or part mouse? The U.S. National Institutes of Health says the answer is yes. The…
چرا مردان به سینه زنان که یک کیسه چربی است علاقه وافر دارند؟؟؟
@sciencemodern2
@sciencemodern2
▪️ چرا مردان به پستان زنان علاقه ای وافر دارند؟
▪️ ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻓﺴﻮﻥِ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟
#روانشناسی
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ : « ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺩﯾﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺷﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ» ﻭﻟﯽ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ، ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻓﺴﻮﻥِ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺁﻣﯿﺰﺷﯽ، ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻣﺎ، ﻟﻐﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻭ ﺗﺠﺴﻢ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺍﯾﻦ ﺗﻤﻨﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﯾﺪﻥ، ﺑﻠﮑﻪ ﻟﻤﺲ ﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻭ ﻧﺮﻣﯽ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﻄﺒﻮﻉ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺳﯿﺮﮐﻨﻨﺪﻩ ﺷﯿﺮِ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺑﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﻠﻮﻍ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ . ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ ﻏﺮﯾﺰﯼ ﺁﻥ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭼﺸﻢ ﺑﺪﻭﺯﯾﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻧﻮﮎ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻋﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ .ﺍﯾﻦ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺳﻌﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ . ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺴﺘﺎﻧﺪﺍﺭﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﺩﻭﭘﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻮﻝ، ﭘﺴﺘﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺩﯾﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ، ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻭ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺷﯿﻮﻩ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﮐﻪﺳﺎﯾﺮ ﭘﺴﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﻢ . ﺷﯿﻮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﻟﻤﺲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﺯﻧﺎﻥ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺍﮐﺴﯿﺘﻮﺳﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺪ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﺍﯼﺍﺳﺖ ﺗﮑﺎﻣﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺗﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﯿﺮِ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺩﮐﺘﺮ Larry Young ﻋﺼﺐ ﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ، ﺑﻪ ﯾﮏ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﺗﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﺁﺷﮑﺎﺭﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ، ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺍﺵ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﮐﺴﯿﺘﻮﺳﯿﻦ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﻫﺎ ﺍﺳﭙﺮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺷﺎﻥ، ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻏﺮﯾﺰﯼ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺪﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﺎﺋﻞ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺮﻁ ﻫﺎﯼ ﺍﺻﻠﯽ ﺣﯿﺎﺕ ﻭ ﺑﻘﺎ ﺍﺳﺖ .
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺤﻮﻝ ﺟﻨﺴﯽ ﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﻏﯿﺐ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪﻥ، ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺷﯿﺮﺧﻮﺍﺭﮔﯽ ﺭﺍﺩﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﻌﺎﻝ ﺳﺎﺯﻧﺪ . ﺩﺭ ﻗﺪﻡ ﺍﻭﻝ، ﺑﺎ ﺯﻝ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﻤﺲ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﮐﻨﻨﺪﻩ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﻮﺩ . ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻣﺤﺒﺖ، ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﻧﺪ
@sciencemodern2
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ﻣﻨﺒﻊ :
http://www.livescience.com
▪️ ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻓﺴﻮﻥِ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟
#روانشناسی
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ : « ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺩﯾﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺷﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ» ﻭﻟﯽ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ، ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﻓﺴﻮﻥِ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺁﻣﯿﺰﺷﯽ، ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻣﺎ، ﻟﻐﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻭ ﺗﺠﺴﻢ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺍﯾﻦ ﺗﻤﻨﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﯾﺪﻥ، ﺑﻠﮑﻪ ﻟﻤﺲ ﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻭ ﻧﺮﻣﯽ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﻄﺒﻮﻉ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺳﯿﺮﮐﻨﻨﺪﻩ ﺷﯿﺮِ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺑﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﻠﻮﻍ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ . ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ ﻏﺮﯾﺰﯼ ﺁﻥ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭼﺸﻢ ﺑﺪﻭﺯﯾﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻧﻮﮎ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻋﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ .ﺍﯾﻦ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺳﻌﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ . ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺴﺘﺎﻧﺪﺍﺭﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﺩﻭﭘﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻮﻝ، ﭘﺴﺘﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺩﯾﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ، ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻭ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺷﯿﻮﻩ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﮐﻪﺳﺎﯾﺮ ﭘﺴﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﻢ . ﺷﯿﻮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﻟﻤﺲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﺯﻧﺎﻥ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺍﮐﺴﯿﺘﻮﺳﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺪ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﺍﯼﺍﺳﺖ ﺗﮑﺎﻣﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺗﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﯿﺮِ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺩﮐﺘﺮ Larry Young ﻋﺼﺐ ﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ، ﺑﻪ ﯾﮏ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﺗﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﺁﺷﮑﺎﺭﭘﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ، ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺍﺵ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﮐﺴﯿﺘﻮﺳﯿﻦ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﻫﺎ ﺍﺳﭙﺮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺷﺎﻥ، ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻏﺮﯾﺰﯼ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺪﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﺎﺋﻞ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺮﻁ ﻫﺎﯼ ﺍﺻﻠﯽ ﺣﯿﺎﺕ ﻭ ﺑﻘﺎ ﺍﺳﺖ .
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺤﻮﻝ ﺟﻨﺴﯽ ﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﻏﯿﺐ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪﻥ، ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺷﯿﺮﺧﻮﺍﺭﮔﯽ ﺭﺍﺩﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﻌﺎﻝ ﺳﺎﺯﻧﺪ . ﺩﺭ ﻗﺪﻡ ﺍﻭﻝ، ﺑﺎ ﺯﻝ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﻤﺲ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﮐﻨﻨﺪﻩ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﻮﺩ . ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻣﺤﺒﺖ، ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﻧﺪ
@sciencemodern2
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ﻣﻨﺒﻊ :
http://www.livescience.com
Live Science
Live Science | Latest science news and articles for those with curious minds
Daily discoveries, groundbreaking research and fascinating science breakthroughs that impact you and the wider world, reported by our expert journalists.
☢نسخۀ جدید راهنمای «سکوت در برابر کودکآزاری جنسی را بشکنیم» منتشر شد!
دریافت:
http://rahaayi.com/no-more-secrets/
♻️ @sciencemodern2♻️
دریافت:
http://rahaayi.com/no-more-secrets/
♻️ @sciencemodern2♻️
@Sciencemodern2
این روزها صحبت از این میشود که آینده انسان ، به چه سمت میرود ؟
با دوست فرهیخته ای صحبتی داشتیم که قطعه ای از آنرا برایتان مینویسم .
آینده بشر ........تغییر در شیمی مغز !
چند جا پیشنهاد شده که انسانها به مرور و با پیشرفت فن آوری ، تمام کارها را به رباتها و هوش مصنوعی میسپارند !
خب حالا چکار کنیم ؟
با اینهمه آدم بیکار که حوصله شان سر رفته !
یک ایده این است که جماعت بطور رسمی و با مواد مخدر یا روانگردان در هپروت اعلا سیر کنند و خوش باشند .
خب اینجا یک مشکلی وجود دارد و آن اینکه ملکولهای لذتبخشی که با مکانیسم دوپامینی کار میکنند ( مثل مورفین و کوکائین و ...) مکانیسم های امید و اشتیاق و عشق و حتی فعالیتهای حرکتی و خلاصه موتور محرک انسان را دستکاری میکنند ( از همین جهت لذتبخشند )
یک مشت دیگر هم ملکولهای محرک هستند مثل آنها که فعالیت آمفتامینی دارند ...یا آنها که آثار کانابیسی دارند ... اینها هم دیگر امکان شادمانی و شادکامی عادی را به مرور زایل میکنند .
یک مشت هم توهمزا هستند ...مثل قارچها و ال اس دی و ... که باز میلیونها آدم متوهم ، ده برابر مراقب میخواهند که کار دست خودشان و بقیه ندهند !
خلاصه اینکه دستکاری شیمی مغز احتمالا همین امروز هم دارد انجام میشود و درصد قابل توجهی از ابنای بشر الان وابسته به داروی اعصاب و روان و افسردگی و اضطراب و... هستند . ولی یک قدم آنطرف تر چه میشود ؟
و مشکل بعدی اینکه ...
مغز یک ارگان به غایت صرفه جو است . مکانیسمهای درونی آن اینطور است که اگر شما بجای 90 دقیقه فوتبال بازی کردن و سوزاندن زمان و کالری و ...برای ترشح چند میلی گرم اندورفین و احساس شادکامی ، بدون آنهمه زحمت ( با مصرف مثلا مورفین یا کوکائین ) صد برابر آن شادکامی را بدون صرف نیرو استحصال کردید ، دیگر مغز شما همواره به سمت راه ساده میرود .
یعنی به شما دیکته میکند بجای 90 دقیقه تلاش و 4000 کالری صرف انرژی ... یک شات مخدر بزنید !
بجای شرکت در یک مهمانی و صرف زمان و انرژی و هزینه و ... برای شادکامی ، در یک دقیقه آمفتامین بزنید و ده برابر لذت ببرید !
بجای رفتن در طبیعت و لذت از آن ، چند میکروگرم ال اس دی بزنید و در توهم ، رگ-برگهای گلدان روی میز را ببینید و در توهمات رنگارنگ و خلاقیت غیر قابل وصف غرق شوید .
پاسخ همه این موضوعات برمیگردد به نگاه فلسفی انسان ... " معنای زندگی "
ولی به چشم من چنین شرایطی نفرت انگیز خواهد بود .
با یک مشت زامبی طرف خواهیم بود که حتی انگیزه ای برای حمام رفتن نخواهند داشت !
#جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2
این روزها صحبت از این میشود که آینده انسان ، به چه سمت میرود ؟
با دوست فرهیخته ای صحبتی داشتیم که قطعه ای از آنرا برایتان مینویسم .
آینده بشر ........تغییر در شیمی مغز !
چند جا پیشنهاد شده که انسانها به مرور و با پیشرفت فن آوری ، تمام کارها را به رباتها و هوش مصنوعی میسپارند !
خب حالا چکار کنیم ؟
با اینهمه آدم بیکار که حوصله شان سر رفته !
یک ایده این است که جماعت بطور رسمی و با مواد مخدر یا روانگردان در هپروت اعلا سیر کنند و خوش باشند .
خب اینجا یک مشکلی وجود دارد و آن اینکه ملکولهای لذتبخشی که با مکانیسم دوپامینی کار میکنند ( مثل مورفین و کوکائین و ...) مکانیسم های امید و اشتیاق و عشق و حتی فعالیتهای حرکتی و خلاصه موتور محرک انسان را دستکاری میکنند ( از همین جهت لذتبخشند )
یک مشت دیگر هم ملکولهای محرک هستند مثل آنها که فعالیت آمفتامینی دارند ...یا آنها که آثار کانابیسی دارند ... اینها هم دیگر امکان شادمانی و شادکامی عادی را به مرور زایل میکنند .
یک مشت هم توهمزا هستند ...مثل قارچها و ال اس دی و ... که باز میلیونها آدم متوهم ، ده برابر مراقب میخواهند که کار دست خودشان و بقیه ندهند !
خلاصه اینکه دستکاری شیمی مغز احتمالا همین امروز هم دارد انجام میشود و درصد قابل توجهی از ابنای بشر الان وابسته به داروی اعصاب و روان و افسردگی و اضطراب و... هستند . ولی یک قدم آنطرف تر چه میشود ؟
و مشکل بعدی اینکه ...
مغز یک ارگان به غایت صرفه جو است . مکانیسمهای درونی آن اینطور است که اگر شما بجای 90 دقیقه فوتبال بازی کردن و سوزاندن زمان و کالری و ...برای ترشح چند میلی گرم اندورفین و احساس شادکامی ، بدون آنهمه زحمت ( با مصرف مثلا مورفین یا کوکائین ) صد برابر آن شادکامی را بدون صرف نیرو استحصال کردید ، دیگر مغز شما همواره به سمت راه ساده میرود .
یعنی به شما دیکته میکند بجای 90 دقیقه تلاش و 4000 کالری صرف انرژی ... یک شات مخدر بزنید !
بجای شرکت در یک مهمانی و صرف زمان و انرژی و هزینه و ... برای شادکامی ، در یک دقیقه آمفتامین بزنید و ده برابر لذت ببرید !
بجای رفتن در طبیعت و لذت از آن ، چند میکروگرم ال اس دی بزنید و در توهم ، رگ-برگهای گلدان روی میز را ببینید و در توهمات رنگارنگ و خلاقیت غیر قابل وصف غرق شوید .
پاسخ همه این موضوعات برمیگردد به نگاه فلسفی انسان ... " معنای زندگی "
ولی به چشم من چنین شرایطی نفرت انگیز خواهد بود .
با یک مشت زامبی طرف خواهیم بود که حتی انگیزه ای برای حمام رفتن نخواهند داشت !
#جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2
اینجا و آنجا میخوانم که فرگشت انسان متوقف شده یا روندی بسیار کند پیدا کرده .
از بزرگانی مثل مایر هم دوستان تاییدیه میگذارند .
خواستم عرض کنم که مرعوب اسامی نشوید . بزرگان هم میتوانند از رده خارج شوند و سخنان باطل بگویند .
این سخنان هم باز ناشی از عدم درک نئوداروینیسم و دستاوردهای مدرن است .
فرگشت فقط ژنتیک نیست !
بگذارید موضوع را با یکی دو مثال باز کنیم .
اگر یک باکتری به واسطه سازوکارهای تکاملی ، نسبت به پنی سیلین مقاوم شود ، میگوییم این مصداق فرگشت است .
اگر یک آفت نباتی یا یک حشره به ددت مقاوم شود ، میگوییم این مقاومت به حشره کش مصداق فرگشت است .
اگر یک دایناسور موفق به پرواز شود ، میگوییم این مصداق فرگشت است .
حالا پرسش اینجاست که اینهمه دستاورد انسان ، از درمان بیماریها ، افزایش تندرستی ، افزایش طول و کیفیت عمر ، قابلیت پرواز ، قابلیت خروج از کره زمین و ورود به فضا ، امکان ارتباطات زبانی و رادیویی و اینترنتی ، سازوکارهای انباشت اطلاعات و تجربه و هزار و یک دستاورد دیگر ، برای انسان مصداق چیست ؟
حیات فقط ژنوتیپ نیست . احتمالا اساس و اهم حیات فنوتیپ است .
هر آنچه امروز از یک میمون سان ، موجودی به این میزان از " سازگاری " با محیط ساخته ، مصداق عینی فرگشت است . با سرعتی سرسام آور و گستره ای مهیب !
اگر اصل و اساس فرگشت را سازگاری با محیط بدانیم ، هیچ موجود زنده ای در تاریخ حیات ، به این درجه از فرگشت و سازگاری با محیط نرسیده است . سرعت این رخداد هم بلامنازعه و بی بدیل است .
هیچ جا در سازوکارهای فرگشت قید نکرده ایم که روش انتقال اطلاعات بین نسلها ( طولی ) یا بین افراد ( عرضی ) باید الزاما کدینگ ژنتیک باشد .
همین که شما اطلاعات و تجربیات خودتان را به دیگران ( مثلا فرزندان یا شاگردان ) انتقال میدهید و بدینسان فرد دیگر واجد سازگاری بیشتر با محیط میشود ، مصداق فرگشت است .
حالا روش انتقال دیتا هر چیزی میتواند باشد .
هیچ موجودی نمیتوانید پیدا کنید که در یکصد سال توان پرواز ، رندگی در قعر اقیانوس و فضا ، درمان اقسام عفونت ها و اغلب بیماریها ، تغییر و تبدل انرژی ، انتقال داده و .... در یک کلام این میزان از سازگاری با محیط را پیدا کرده باشد .
فرگشت انسان با بیشترین سرعت قابل تصور و در وسیعترین و متنوع ترین سیطره ممکن در حال رخداد است .
#جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2
از بزرگانی مثل مایر هم دوستان تاییدیه میگذارند .
خواستم عرض کنم که مرعوب اسامی نشوید . بزرگان هم میتوانند از رده خارج شوند و سخنان باطل بگویند .
این سخنان هم باز ناشی از عدم درک نئوداروینیسم و دستاوردهای مدرن است .
فرگشت فقط ژنتیک نیست !
بگذارید موضوع را با یکی دو مثال باز کنیم .
اگر یک باکتری به واسطه سازوکارهای تکاملی ، نسبت به پنی سیلین مقاوم شود ، میگوییم این مصداق فرگشت است .
اگر یک آفت نباتی یا یک حشره به ددت مقاوم شود ، میگوییم این مقاومت به حشره کش مصداق فرگشت است .
اگر یک دایناسور موفق به پرواز شود ، میگوییم این مصداق فرگشت است .
حالا پرسش اینجاست که اینهمه دستاورد انسان ، از درمان بیماریها ، افزایش تندرستی ، افزایش طول و کیفیت عمر ، قابلیت پرواز ، قابلیت خروج از کره زمین و ورود به فضا ، امکان ارتباطات زبانی و رادیویی و اینترنتی ، سازوکارهای انباشت اطلاعات و تجربه و هزار و یک دستاورد دیگر ، برای انسان مصداق چیست ؟
حیات فقط ژنوتیپ نیست . احتمالا اساس و اهم حیات فنوتیپ است .
هر آنچه امروز از یک میمون سان ، موجودی به این میزان از " سازگاری " با محیط ساخته ، مصداق عینی فرگشت است . با سرعتی سرسام آور و گستره ای مهیب !
اگر اصل و اساس فرگشت را سازگاری با محیط بدانیم ، هیچ موجود زنده ای در تاریخ حیات ، به این درجه از فرگشت و سازگاری با محیط نرسیده است . سرعت این رخداد هم بلامنازعه و بی بدیل است .
هیچ جا در سازوکارهای فرگشت قید نکرده ایم که روش انتقال اطلاعات بین نسلها ( طولی ) یا بین افراد ( عرضی ) باید الزاما کدینگ ژنتیک باشد .
همین که شما اطلاعات و تجربیات خودتان را به دیگران ( مثلا فرزندان یا شاگردان ) انتقال میدهید و بدینسان فرد دیگر واجد سازگاری بیشتر با محیط میشود ، مصداق فرگشت است .
حالا روش انتقال دیتا هر چیزی میتواند باشد .
هیچ موجودی نمیتوانید پیدا کنید که در یکصد سال توان پرواز ، رندگی در قعر اقیانوس و فضا ، درمان اقسام عفونت ها و اغلب بیماریها ، تغییر و تبدل انرژی ، انتقال داده و .... در یک کلام این میزان از سازگاری با محیط را پیدا کرده باشد .
فرگشت انسان با بیشترین سرعت قابل تصور و در وسیعترین و متنوع ترین سیطره ممکن در حال رخداد است .
#جناب_دکتر_قبادیان
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
اهمیت داشتن و یا بیاهمیت دانستن سیستم عصبی انسان که در راس آن مغز قرار دارد به دوران باستانی تاریخ بازمیگردد.
به طور مثال مصریان باستان مردگان خود (آنهایی که ثروتمند بودند) را مومیایی میکردند چرا که معتقد بودند شخص فوت شده به بدن، مال، لباس و…. خود در آن دنیا نیاز دارد و باید این موارد همراه او بوده و سالم بمانند.
هنگام مومیایی کردن فرد، مصریان اعضایی که بنظرشان مهم میآمد را از بدن جسد خارج کرده و در شیشهی حاوی مادهای ضد فساد میگذاشتند، مابقی اعضا و اندامها را بیرون کشیده و معدوم میکردند. یکی از این اندامها مغز بود که توسط چنگکهای مخصوصی از طریق مجرای بینی بیرون کشیده میشد، چون مصریان آن زمان بر این باور بودند که کنترل کنندهی بدن و مرکز احساسات و عواطف آدمی قلب میباشد.
طبق دستاوردهای حاصل شده توسط باستانشناسان، تخمینزده میشود که قدمت پیدایش انسان به ۶۳ میلیون سال قبل باز میگردد. همچنین در کاوشهای انجام شده، اسکلتها و جمجمههایی کشف شده است که قسمت جلویی آن شیبدار و رو به جلو هستند، از این مشاهده، دیرینشناسان و زیستشناسان حوزه تکامل بر این باورند که قسمت جلویی مغز (لوب پیشانی)، که مسئول حل چالشها و پیچیدگیها است، طی گذشت زمان و برپایه اصل تکامل پدید آمده است. و انسانهای امروزی دارای پیشرفتهترین لوب پیشانی (Frontal lobe) هستن
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
اهمیت داشتن و یا بیاهمیت دانستن سیستم عصبی انسان که در راس آن مغز قرار دارد به دوران باستانی تاریخ بازمیگردد.
به طور مثال مصریان باستان مردگان خود (آنهایی که ثروتمند بودند) را مومیایی میکردند چرا که معتقد بودند شخص فوت شده به بدن، مال، لباس و…. خود در آن دنیا نیاز دارد و باید این موارد همراه او بوده و سالم بمانند.
هنگام مومیایی کردن فرد، مصریان اعضایی که بنظرشان مهم میآمد را از بدن جسد خارج کرده و در شیشهی حاوی مادهای ضد فساد میگذاشتند، مابقی اعضا و اندامها را بیرون کشیده و معدوم میکردند. یکی از این اندامها مغز بود که توسط چنگکهای مخصوصی از طریق مجرای بینی بیرون کشیده میشد، چون مصریان آن زمان بر این باور بودند که کنترل کنندهی بدن و مرکز احساسات و عواطف آدمی قلب میباشد.
طبق دستاوردهای حاصل شده توسط باستانشناسان، تخمینزده میشود که قدمت پیدایش انسان به ۶۳ میلیون سال قبل باز میگردد. همچنین در کاوشهای انجام شده، اسکلتها و جمجمههایی کشف شده است که قسمت جلویی آن شیبدار و رو به جلو هستند، از این مشاهده، دیرینشناسان و زیستشناسان حوزه تکامل بر این باورند که قسمت جلویی مغز (لوب پیشانی)، که مسئول حل چالشها و پیچیدگیها است، طی گذشت زمان و برپایه اصل تکامل پدید آمده است. و انسانهای امروزی دارای پیشرفتهترین لوب پیشانی (Frontal lobe) هستن
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔍انيميشن زيباي آسپيراسيون (جمع آوري) مغز استخوان!!👆
درطي پيوند مغز استخوان، سلول هاي بنيادي (خونساز، مزانشيمي) منتقل شده و باعث بهبودي مي شوند.
@Sciencemodern2
درطي پيوند مغز استخوان، سلول هاي بنيادي (خونساز، مزانشيمي) منتقل شده و باعث بهبودي مي شوند.
@Sciencemodern2