@Sciencemodern2
تغییرات دست شامپانزه ها در طول تاریخ بیش از دست انسان ها
است. دانشمندان بر این تصور بودند که دست انسان ها با توجه به بهره گیری از
شست مخالف در برابر دست سایر پستانداران تکامل یافته تر است، اما یافته های جدید خلاف این موضوع را نشان می دهد. براساس اطلاعات جدید ارائه شده دست انسان ها در مقایسه با شامپانزه ها ساختار ابتدایی داشته و از این رو دست یک شامپانزه شاهد تغییرات بیشتری در طول تاریخ حیات بوده
است. نتیجه ی تحقیقات صورت گرفته در
Nature Communications
منتشر شده است.
این تحقیق توسط سرجیو آلمسیجا از دانشگاه بروک در
نیویورک صورت گفته است. وی در این خصوص گفت: دست انسان ها در طول تاریخ تغییر چندانی را به خود ندیده است. دست انسانها در دوران ماقبل تاریخ نیز شبیه به دست انسان امروزی بوده است.
دانشمندان با بررسی دست پستانداران امروزی و مقایسه آن با دست میمونها
و انسان های تاریخی به این نتیجه رسیده اند. دانشمندان در تحقیقات خود فاصله ی بین شست تا بلندی سایر انگشتان را مدنظر قرار داده اند که همین امر منجر به ایجاد شست مخالف در انسان ها می شود. شامپانزه ها از دستانی باریک و انگشتانی بلند سود می برند که نتیجه ی آن توانایی کمتر در کارهایی
است که انسان ها قادرند با دستان خود انجام دهند. بقایای انسان های باستانی مورد مطالعه متعلق به ۲ تا ۵
۶ میلیون سال پیش است که با این وجود اختلاف چندانی در شکل دست ها قابل رویت نیست. در مقابل دست شامپانزه ها در طول تاریخ درازتر شده تا به راحتی بتوانند از
شاخه های درختان آویزان شوند. البته باید به این نکته اشاره کرد که دست گونه ي ناشناخته ای از آردی کپی ها که رامیدوس (Ramidus) نام دارد، نشان از این دارد که دست انسانها در ۱۳ میلیون سال پیش که متعلق به زمان حیات راميدوس است، بسیار کشیدہ تر
بوده است. با توجه به اینکه انسان استفاده از ابزار را در ۳،۳ میلیون سال گذشته آغاز کرده و با توجه به یافته های جدید، تغییر چندانی در حالت دست انسان ها در طول این سالها رخ نداده،
می توان چنین نتیجه گرفت که استفاده از ابزارها بیش از آنکه اثر فیزیکی بر جای بگذارد، از نظر روانی و عصبی روی اجداد
انسان ها تاثیرگذار بوده است. همچنین باید به این نکته نیز اشاره کرد که با این یافته جدید، می توان چنین نتیجه گرفت که اجداد مشترک انسان و شامپانزه ها بیشتر خصوصیتی نزدیک به انسان ها داشته است .
@Sciencemodern2
تغییرات دست شامپانزه ها در طول تاریخ بیش از دست انسان ها
است. دانشمندان بر این تصور بودند که دست انسان ها با توجه به بهره گیری از
شست مخالف در برابر دست سایر پستانداران تکامل یافته تر است، اما یافته های جدید خلاف این موضوع را نشان می دهد. براساس اطلاعات جدید ارائه شده دست انسان ها در مقایسه با شامپانزه ها ساختار ابتدایی داشته و از این رو دست یک شامپانزه شاهد تغییرات بیشتری در طول تاریخ حیات بوده
است. نتیجه ی تحقیقات صورت گرفته در
Nature Communications
منتشر شده است.
این تحقیق توسط سرجیو آلمسیجا از دانشگاه بروک در
نیویورک صورت گفته است. وی در این خصوص گفت: دست انسان ها در طول تاریخ تغییر چندانی را به خود ندیده است. دست انسانها در دوران ماقبل تاریخ نیز شبیه به دست انسان امروزی بوده است.
دانشمندان با بررسی دست پستانداران امروزی و مقایسه آن با دست میمونها
و انسان های تاریخی به این نتیجه رسیده اند. دانشمندان در تحقیقات خود فاصله ی بین شست تا بلندی سایر انگشتان را مدنظر قرار داده اند که همین امر منجر به ایجاد شست مخالف در انسان ها می شود. شامپانزه ها از دستانی باریک و انگشتانی بلند سود می برند که نتیجه ی آن توانایی کمتر در کارهایی
است که انسان ها قادرند با دستان خود انجام دهند. بقایای انسان های باستانی مورد مطالعه متعلق به ۲ تا ۵
۶ میلیون سال پیش است که با این وجود اختلاف چندانی در شکل دست ها قابل رویت نیست. در مقابل دست شامپانزه ها در طول تاریخ درازتر شده تا به راحتی بتوانند از
شاخه های درختان آویزان شوند. البته باید به این نکته اشاره کرد که دست گونه ي ناشناخته ای از آردی کپی ها که رامیدوس (Ramidus) نام دارد، نشان از این دارد که دست انسانها در ۱۳ میلیون سال پیش که متعلق به زمان حیات راميدوس است، بسیار کشیدہ تر
بوده است. با توجه به اینکه انسان استفاده از ابزار را در ۳،۳ میلیون سال گذشته آغاز کرده و با توجه به یافته های جدید، تغییر چندانی در حالت دست انسان ها در طول این سالها رخ نداده،
می توان چنین نتیجه گرفت که استفاده از ابزارها بیش از آنکه اثر فیزیکی بر جای بگذارد، از نظر روانی و عصبی روی اجداد
انسان ها تاثیرگذار بوده است. همچنین باید به این نکته نیز اشاره کرد که با این یافته جدید، می توان چنین نتیجه گرفت که اجداد مشترک انسان و شامپانزه ها بیشتر خصوصیتی نزدیک به انسان ها داشته است .
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این پل منحصر به فرد در پدینگتون لندن قرار دارد و فقط در روزهای جمعه باز می شود و در دیگر ایام هفته بصورت دایره ای در می آید. این پل در سال ۲۰۰۴ توسط توماس هترویک طراحی شده
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Audio
◽️ فایل صوتی کامل کارگاه «تکامل انسان خردمند»:
✅ گونههای خویشاوند و نیا در خانوادهی هومینیده
✅ جهشهای سیستمی در پیچیدگی مغز و اندامها
@sherwin_vakili
✅ گونههای خویشاوند و نیا در خانوادهی هومینیده
✅ جهشهای سیستمی در پیچیدگی مغز و اندامها
@sherwin_vakili
Forwarded from Sherwin Vakili (شروین وکیلی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◽️ فیلم کامل (و در نتیجه قدری سنگینِ) کارگاه «تکامل انسان خردمند»:
✅ گونههای خویشاوند و نیا در خانوادهی هومینیده
✅ جهشهای سیستمی در پیچیدگی مغز و اندامها
@sherwin_vakili
✅ گونههای خویشاوند و نیا در خانوادهی هومینیده
✅ جهشهای سیستمی در پیچیدگی مغز و اندامها
@sherwin_vakili
یادداشت من در روزنامه شرق: ⚘👇
زمان: داستان کوتاه هاوکینگ
سارا ایزدیار ، علی هادیان
هاوکینگ درست 300 سال پس از مرگ گالیله متولد شد، 76 سال زندگی کرد و در اسفند سال 1396 درگذشت. او پیش از 30 سالگی اولین دستاورد تراز اول خودش را ارائه کرد. قضیه ای ریاضی راجع به زمان. موضوع زمان از شروع فعالیت های علمی هاوکینگ تا آخرین روزهای زندگی مدام فکرش را مشغول کرد و در سراسر زندگی به آن اندیشید و راجع به آن کار کرد. در دهه 1340 دانشمندان به این می اندیشیدند که اگر یک ستاره بزرگ سوخت هسته ای خود را به پایان برساند چه اتفاقی برایش می افتد. هاوکینگ ثابت کرد اگر نسبیت عام انیشتین درست باشد یک ستاره بزرگ در پایان عمرش در اثر نیروی گرانش در خودش فرو می ریزد و آنقدر فشرده می شود که تمام جرم آن در یک ناحیه کوچک متمرکز بشود. در آنجا زمان برای ستاره و ناظر احتمالی روی آن به پایان می رسد. برای کسی که به موضوع زمان می اندیشد این نتیجه می بایست خیلی لذت بخش باشد. احساس خوبی است. فکرش را بکنید: جایی را پیدا کردیم که زمان در آنجا به پایان می رسد. وقتی 30 سال بعد سیاهچاله ها واقعا در اعماق فضا پیدا شدند این هیجان انگیزتر هم شد.
در همان سال ها روشن شده بود که جهان ما در گذشته های دور خیلی کوچک تر و بسیار داغ بوده یعنی مثل یک ستاره در حال فروپاشی گرانشی. بنابراین هاوکینگ فکر کرد که اگر در جهت گذشته فکر کنیم آیا کل جهان هم می توانسته از یک نقطه شروع بشود یا نه. او دوباره موفق شد ثابت بکند که بر اساس نسبیت عام هر چه در زمان عقب برویم جهان کوچک تر و فشرده تر می شود تا جایی که همه چیز در یک نقطه متمرکز بشود. آن نقطه شروع زمان در جهان ما است. می توانید حس کنید چقدر هیجان انگیز است که دریابیم زمان یک گستره نامحدود از گذشته بی نهایت تا آینده نامتناهی نیست بلکه می تواند از جایی آغاز بشود و همین دور و بر ما در محدوده ای از جهان به پایان برسد.
در سال های بعد با این که وضعیت جسمی هاوکینگ رو به وخامت گذاشت همچنان به این مناطق کنترل کننده زمان فکر می کرد. او و سایر دانشمندان نشان دادند که اولا سیاهچاله ها خیلی انواع مختلفی ندارند و همگی موقع شکل گیری به صورت یک کره یا یک دیسک در می آیند و دوما در اطراف آنها سطحی کروی شکل می گیرد که دیگر یک نقطه نیست و نقطه ی سیاهچاله را از دید بیرون پنهان می کند.
او کشف کرد گرچه گرانش در این اجرام چنان شدید است که هیچ چیز حتی نور نمی تواند از داخل این سطح بسته به بیرون فرار بکند ولی اگر قوانین نسبیت، کوانتوم و ترمودینامیک درست باشند در مجاورت این سطح پدیده هایی رخ می دهند که سرانجام موجب می شوند سطح خارجی سیاهچاله از خود امواج حرارتی تابش بکند. هر چیزی که به داخل سیاهچاله سقوط کرده سرانجام دیر یا زود به صورت تابش حرارتی به جهان باز می گردد. هاوکینگ جایزه نوبل نگرفت ولی برای کسانی که به دستاوردهای علمی هاوکینگ نگاهی تحقیرآمیز دارند یادآوری می کنیم کار هاوکینگ در پیش بینی این پرتوها به قدری جدی گرفته شد که ماهواره¬های پرتو گاما به دنبال آن گشتند، گرچه هنوز اثری تجربی از این تابش که امروز آن را تابش هاوکینگ می نامند کشف نشده است.
کار هاوکینگ در مورد تابش سیاهچاله ها از اولین تلاش هایی بود که در آن ها مکانیک کوانتوم و نسبیت عام هم زمان برای بررسی رفتار طبیعت اعمال شدند. سپس خود او به فکر افتاد که همین روش را در مورد نقطه آغاز زمان در گذشته¬ی جهان به کار ببندد. مطابق قضایای او و بر مبنای نسبیت عام کمیت های فیزیکی مربوط به فضا و زمان در شروع زمان همگی بی نهایت بودند و در آن نقطه خاص دیگر نمی شد محاسبه ای انجام داد و اوضاع را به روشنی دریافت. هاوکینگ با استفاده از تکنیک های ریاضی و با ترکیب نسبیت و کوانتوم پیشنهاد کرد که محور زمان می تواند شروعی داشته باشد ولی در نقطه شروع هموار و بدون شکستگی و لبه و کرانه باشد. مثل وقتی که روی سطح یک کره از هر جهت به سمت قطب حرکت بکنیم و به قطب رسیده و ببینیم که قطب شروع سطح کره است و قبل تر از قطب نداریم و لبه ای هم در قطب نیست. هاوکینگ این پیشنهاد را شرط بی کرانگی برای شروع جهان نامید. اگر چنین مدلی بر جهان ما منطبق باشد جهان شرایط اولیه آغازین و هر چیزی را که قبل از شروع تصور بکنیم لازم ندارد. خوشبختانه او به سرنوشت گالیله گرفتار نشد.
در اوایل دهه 1360 که هاوکینگ در کمبریج دانشمند سرشناسی بود مدل انفجار بزرگ برای جهان، مورد پذیرش عموم دانشمندان بود و به سرعت تکمیل می شد. هاوکینگ در گام های مهم بعدی از جمله تکمیل مدل تورمی انفجار بزرگ مشارکت داشت و مطالعات سازنده ای انجام داد.
بعد از آن به نوشتن علم برای عموم روی آورد و دغدغه هایش در مورد زمان را در کتاب معروف تاریخچه زمان ارائه کرد. این کتاب طی 20 سال در بیش از 10 میلیون نسخه به
#نویسنده_جناب_هادیان
@Sciencemodern2
زمان: داستان کوتاه هاوکینگ
سارا ایزدیار ، علی هادیان
هاوکینگ درست 300 سال پس از مرگ گالیله متولد شد، 76 سال زندگی کرد و در اسفند سال 1396 درگذشت. او پیش از 30 سالگی اولین دستاورد تراز اول خودش را ارائه کرد. قضیه ای ریاضی راجع به زمان. موضوع زمان از شروع فعالیت های علمی هاوکینگ تا آخرین روزهای زندگی مدام فکرش را مشغول کرد و در سراسر زندگی به آن اندیشید و راجع به آن کار کرد. در دهه 1340 دانشمندان به این می اندیشیدند که اگر یک ستاره بزرگ سوخت هسته ای خود را به پایان برساند چه اتفاقی برایش می افتد. هاوکینگ ثابت کرد اگر نسبیت عام انیشتین درست باشد یک ستاره بزرگ در پایان عمرش در اثر نیروی گرانش در خودش فرو می ریزد و آنقدر فشرده می شود که تمام جرم آن در یک ناحیه کوچک متمرکز بشود. در آنجا زمان برای ستاره و ناظر احتمالی روی آن به پایان می رسد. برای کسی که به موضوع زمان می اندیشد این نتیجه می بایست خیلی لذت بخش باشد. احساس خوبی است. فکرش را بکنید: جایی را پیدا کردیم که زمان در آنجا به پایان می رسد. وقتی 30 سال بعد سیاهچاله ها واقعا در اعماق فضا پیدا شدند این هیجان انگیزتر هم شد.
در همان سال ها روشن شده بود که جهان ما در گذشته های دور خیلی کوچک تر و بسیار داغ بوده یعنی مثل یک ستاره در حال فروپاشی گرانشی. بنابراین هاوکینگ فکر کرد که اگر در جهت گذشته فکر کنیم آیا کل جهان هم می توانسته از یک نقطه شروع بشود یا نه. او دوباره موفق شد ثابت بکند که بر اساس نسبیت عام هر چه در زمان عقب برویم جهان کوچک تر و فشرده تر می شود تا جایی که همه چیز در یک نقطه متمرکز بشود. آن نقطه شروع زمان در جهان ما است. می توانید حس کنید چقدر هیجان انگیز است که دریابیم زمان یک گستره نامحدود از گذشته بی نهایت تا آینده نامتناهی نیست بلکه می تواند از جایی آغاز بشود و همین دور و بر ما در محدوده ای از جهان به پایان برسد.
در سال های بعد با این که وضعیت جسمی هاوکینگ رو به وخامت گذاشت همچنان به این مناطق کنترل کننده زمان فکر می کرد. او و سایر دانشمندان نشان دادند که اولا سیاهچاله ها خیلی انواع مختلفی ندارند و همگی موقع شکل گیری به صورت یک کره یا یک دیسک در می آیند و دوما در اطراف آنها سطحی کروی شکل می گیرد که دیگر یک نقطه نیست و نقطه ی سیاهچاله را از دید بیرون پنهان می کند.
او کشف کرد گرچه گرانش در این اجرام چنان شدید است که هیچ چیز حتی نور نمی تواند از داخل این سطح بسته به بیرون فرار بکند ولی اگر قوانین نسبیت، کوانتوم و ترمودینامیک درست باشند در مجاورت این سطح پدیده هایی رخ می دهند که سرانجام موجب می شوند سطح خارجی سیاهچاله از خود امواج حرارتی تابش بکند. هر چیزی که به داخل سیاهچاله سقوط کرده سرانجام دیر یا زود به صورت تابش حرارتی به جهان باز می گردد. هاوکینگ جایزه نوبل نگرفت ولی برای کسانی که به دستاوردهای علمی هاوکینگ نگاهی تحقیرآمیز دارند یادآوری می کنیم کار هاوکینگ در پیش بینی این پرتوها به قدری جدی گرفته شد که ماهواره¬های پرتو گاما به دنبال آن گشتند، گرچه هنوز اثری تجربی از این تابش که امروز آن را تابش هاوکینگ می نامند کشف نشده است.
کار هاوکینگ در مورد تابش سیاهچاله ها از اولین تلاش هایی بود که در آن ها مکانیک کوانتوم و نسبیت عام هم زمان برای بررسی رفتار طبیعت اعمال شدند. سپس خود او به فکر افتاد که همین روش را در مورد نقطه آغاز زمان در گذشته¬ی جهان به کار ببندد. مطابق قضایای او و بر مبنای نسبیت عام کمیت های فیزیکی مربوط به فضا و زمان در شروع زمان همگی بی نهایت بودند و در آن نقطه خاص دیگر نمی شد محاسبه ای انجام داد و اوضاع را به روشنی دریافت. هاوکینگ با استفاده از تکنیک های ریاضی و با ترکیب نسبیت و کوانتوم پیشنهاد کرد که محور زمان می تواند شروعی داشته باشد ولی در نقطه شروع هموار و بدون شکستگی و لبه و کرانه باشد. مثل وقتی که روی سطح یک کره از هر جهت به سمت قطب حرکت بکنیم و به قطب رسیده و ببینیم که قطب شروع سطح کره است و قبل تر از قطب نداریم و لبه ای هم در قطب نیست. هاوکینگ این پیشنهاد را شرط بی کرانگی برای شروع جهان نامید. اگر چنین مدلی بر جهان ما منطبق باشد جهان شرایط اولیه آغازین و هر چیزی را که قبل از شروع تصور بکنیم لازم ندارد. خوشبختانه او به سرنوشت گالیله گرفتار نشد.
در اوایل دهه 1360 که هاوکینگ در کمبریج دانشمند سرشناسی بود مدل انفجار بزرگ برای جهان، مورد پذیرش عموم دانشمندان بود و به سرعت تکمیل می شد. هاوکینگ در گام های مهم بعدی از جمله تکمیل مدل تورمی انفجار بزرگ مشارکت داشت و مطالعات سازنده ای انجام داد.
بعد از آن به نوشتن علم برای عموم روی آورد و دغدغه هایش در مورد زمان را در کتاب معروف تاریخچه زمان ارائه کرد. این کتاب طی 20 سال در بیش از 10 میلیون نسخه به
#نویسنده_جناب_هادیان
@Sciencemodern2
33 زبان مختلف در دنیا منتشر شد و مورد توجه عمومی قرار گرفت. هاوکینگ همزمان با پژوهش های علمی کتاب جهان در پوست گردو را در دنباله کتاب قبلی منتشر کرد. سرانجام در سال 1391 آخرین نسخه از اندیشه-هایش را در کتاب طرح بزرگ به دنیا ارائه کرد.
علاوه بر دغدغه در مورد ماهیت زمان دو رشته فکری دیگر در سراسر نوشته های هاوکینگ به چشم می خورد: واقع گرایی وابسته به مدل و مرگ فلسفه. هاوکینگ اصرار داشت که دانش علمی و درک ما از جهان همیشه در چارچوب مدل هایی است که ساخته ایم و ممکن نیست بتوانیم ثابت بکنیم این مدل ها دقیقا بر جهان فیزیکی منطبق هستند. ما با این مدل ها فقط می توانیم مشاهدات مان را توضیح بدهیم و پیش بینی هایی به عمل بیاوریم ولی اصلا معلوم نیست جهان خارج ذهن ما همان طوری باشد که در مدل هایمان فرض کرده ایم.
هاوکینگ همچنین ابرام داشت که « فلسفه اینک مرده است. فلسفه نتوانست پیشرفت های جدید در علم مخصوصا فیزیک را تاب بیاورد». به نظر ما این جمله آن طور که منتقدان گفته اند خودش نظری فلسفی نیست بلکه از آنجا که بر اساس شواهد تاریخ اندیشه در 2500 سال اخیر بیان می شود یک گزاره تجربی است. یکی از مدیران ارشد مرکز تحقیقات هسته ای اروپا (سِرن) در مقدمه کتابش نقل قول می کند: «در این قرن آن قدر که فیزیک به فلسفه کمک می کند فلسفه به خودش کمک نکرده است. شتابدهنده LHC یک ماشین فلسفی است»
#جناب_علی_هادیان
علاوه بر دغدغه در مورد ماهیت زمان دو رشته فکری دیگر در سراسر نوشته های هاوکینگ به چشم می خورد: واقع گرایی وابسته به مدل و مرگ فلسفه. هاوکینگ اصرار داشت که دانش علمی و درک ما از جهان همیشه در چارچوب مدل هایی است که ساخته ایم و ممکن نیست بتوانیم ثابت بکنیم این مدل ها دقیقا بر جهان فیزیکی منطبق هستند. ما با این مدل ها فقط می توانیم مشاهدات مان را توضیح بدهیم و پیش بینی هایی به عمل بیاوریم ولی اصلا معلوم نیست جهان خارج ذهن ما همان طوری باشد که در مدل هایمان فرض کرده ایم.
هاوکینگ همچنین ابرام داشت که « فلسفه اینک مرده است. فلسفه نتوانست پیشرفت های جدید در علم مخصوصا فیزیک را تاب بیاورد». به نظر ما این جمله آن طور که منتقدان گفته اند خودش نظری فلسفی نیست بلکه از آنجا که بر اساس شواهد تاریخ اندیشه در 2500 سال اخیر بیان می شود یک گزاره تجربی است. یکی از مدیران ارشد مرکز تحقیقات هسته ای اروپا (سِرن) در مقدمه کتابش نقل قول می کند: «در این قرن آن قدر که فیزیک به فلسفه کمک می کند فلسفه به خودش کمک نکرده است. شتابدهنده LHC یک ماشین فلسفی است»
#جناب_علی_هادیان
۱۰ مورد از خطرناک ترین مواد شمیایی دنیا :
در این لیست سمومی تاریخی داریم که با رفتاری شیطانی جان میلیون ها نفر را گرفته اند و در این میان چند ماده ی شیمیایی دیگر هم هستند که در خانه ی شما هم یافت می شوند. تماس با هر یک از این خطرناک ترین مواد شیمیایی با دوز مناسب شما را شتابان به دنبال اجرای لیست کارهایی که قبل از مرگ باید انجام دهید خواهد فرستاد. در این لیست تنها ترکیبات مرگ بار کربن، نیتروژن و اکسیژن را مرور می کنیم. هیچ پروتئینی (با عرض تاسف برای بوتولونیوم توکسین) و هیچ عنصر یا ایزوتوپ رادیواکتیوی (با عرض معذرت از پولونیوم-۲۱۰) در این لیست قرار نگرفته است و ترکیبات شیمیایی که ممکن است شما با آن ها در زندگی روزمره ی خود تماس داشته باشید لیست شده اند.
۱۰– دیجوکسین:
عصاره ی گل نگشتانه. در مقادیر دیجوکسین باعث افزایش کارآیی قلب می شود. یک پرستار به نام چارلز کولن یا همان «فرشته ی مرگ» دیجوکسین دارویی را برای کشتن بیش از ۴۰ بیمار به کار برد.
۹– هیدروژن پراکسید :
🆔@Sciencemodern2
هیدروژن پراکسید موجود در قفسه ی حمام شما غلظتی بین ۳ تا ۶ درصد دارد. در غلظت های بالاتر به عنوان پیشرانه ی موشک استفاده می شود. هیدروژن پراکسید به شدت فرار است و در غلظت های آزمایشگاهی (بالاتر از ۷۰ درصد) با کوچکترین اشاره ای منفجر خواهد شد. بمب گذاران سال ۲۰۰۵ متروی لندن از هیدروژن پراکسید به عنوان ماده ی منفجره استفاده کرده و جان ۵۲ نفر را گرفتند.
۸– اتیلن گلایکول :
این ماده در ضد یخ ماشین شما هم هست. ارزان است و به شدت ساده به نظر می رسد. سطح سمیت میانه ای دارد، با این حال مزه ی شیرین آن می تواند سبب شود فرد در خوردن آن افراط کند و در نتیجه اتیلن گلایکول بر اثر متابولیسم به ماده ی خطرناک تر اگزالیک اسید تبدیل شود. این ماده را از دسترس حیوانات دور نگه دارید چون ممکن است آن را با منبع غذا اشتباه بگیرند. در صورت خوردن مقدار زیادی اتیلن گلایکول مرگ به آرامی رخ می دهد و اندام بدن به صورت سیستماتیک و در عرض یک بازه ی ۷۲ ساعته از رده خارج می شوند. راه درمان تجویز الکل خوراکی (اتیل الکل) است چون الکل با اتیلن گلایکول برای جذب شدن در بدن رقابت خواهد کرد و جلوی جذب آن را خواهد گرفت.
۷– نیکوتین :
عضوی از گیاهان خانواده ی «سایه ی شب» است و بین ۰.۶ تا ۳ درصد جرم سیگار را تشکیل می دهد. تماس با فرم خالص این مایع در کمتر از چند ساعت باعث مرگ می شود چون نیکوتین از طریق سلول های غشایی پوست و سر مستقیما وارد جریان خون می شود. سیگاری هایی که از برچسب های نیکوتین استفاده می کنند به راحتی ممکن است دچار اوردوز و مرگ شوند.
۶– سدیم سیانید :
ماده ی شمیایی متداولی است ولی یک قدم اشتباه باعث احساس بوی بادام خواهد شدو بعد مرگ در کمتر از چند ثانیه. سیانید به cytochrome c oxidase که پروتئینی در میتوکندری است چسبیده و سلول را از جذب اکسیژن باز می دارد.
۵– استریکنین :
این ماده عموما به عنوان آفت کش علیه جوندگان و پرندگان استفاده می شود. به دلیل سهولت در پنهان کردن گمان می رود که استریکنین شخصیت های تاریخی زیادی را کشته است؛ از جمله اسکندر کبیر و رابرت جانسون عضو گروه موسیقیBlues
۴– تابون ;
تابون یکی از نخستین عامل های اعصاب شناخته شده است. این ماده که بوی میوه شناخته می شود می تواند به شکل مه در جایی پاشیده شده و سبب تشنج و فلج شدن شود. خود تابون خیلی کشنده نیست اما موفقیت این ماده ی شیمیایی در جنگ به پیدایش سموم خطرناک تری نظیر ریسین و سومان منجر شده است. سربازان عراقی در آخرین روزهای جنگ ایران و عراق از تابون برای کشتن هزاران ایرانی استفاده کردند.
۳– تترا کلرو دی بنزو-p-دی اکسین ۲،۳،۷و۸
چیزی در مورد عامل پرتقالی شنیده اید؟ این ماده به عنوان آلوده کننده در عامل پرتقالی استفاده می شود که یک ماده ی خطرناک است. عامل پرتقالی برای از بین بردن گیاهان در نواحی پر تراکم ویتنام تولید شده بود ولی منجر به نواقص پیش از تولد در نوزادان و آسیب های پوستی شد.
۲– وی ایکس
🆔@Sciencemodern2
VX یکی از اولین سلاح های کشتار جمعی شیمیایی است که محققین برای فروش خرده به عنوان آفت کش در دهه ی ۱۹۵۰ تولید کرده بودند. خوشبختانه احتمال تماس شما با وی ایکس بسیار پایین است چون تمام انبارهای آن در سرتاسر جهان من جمله انبار اصلی ایالات متحده در آنیستون آلاباما نابود شده اند.
۱– باتراکوتوکسین :
قوی ترین سم ناپپتیدی شناخته شده است. باتراکوتوکسین شهرت خود را در مصرف در دارت های سمی که با استخراج سم از بدن قورباغه درست می شدند پیدا کرد. قورباغه ها نیز این سم را مستقیما در بدن خود تولید نمی کنند بلکه از هضم پشه های مالاریایی که می خورند به دست می آورند.
charsooyelm
🆔@Sciencemodern2
در این لیست سمومی تاریخی داریم که با رفتاری شیطانی جان میلیون ها نفر را گرفته اند و در این میان چند ماده ی شیمیایی دیگر هم هستند که در خانه ی شما هم یافت می شوند. تماس با هر یک از این خطرناک ترین مواد شیمیایی با دوز مناسب شما را شتابان به دنبال اجرای لیست کارهایی که قبل از مرگ باید انجام دهید خواهد فرستاد. در این لیست تنها ترکیبات مرگ بار کربن، نیتروژن و اکسیژن را مرور می کنیم. هیچ پروتئینی (با عرض تاسف برای بوتولونیوم توکسین) و هیچ عنصر یا ایزوتوپ رادیواکتیوی (با عرض معذرت از پولونیوم-۲۱۰) در این لیست قرار نگرفته است و ترکیبات شیمیایی که ممکن است شما با آن ها در زندگی روزمره ی خود تماس داشته باشید لیست شده اند.
۱۰– دیجوکسین:
عصاره ی گل نگشتانه. در مقادیر دیجوکسین باعث افزایش کارآیی قلب می شود. یک پرستار به نام چارلز کولن یا همان «فرشته ی مرگ» دیجوکسین دارویی را برای کشتن بیش از ۴۰ بیمار به کار برد.
۹– هیدروژن پراکسید :
🆔@Sciencemodern2
هیدروژن پراکسید موجود در قفسه ی حمام شما غلظتی بین ۳ تا ۶ درصد دارد. در غلظت های بالاتر به عنوان پیشرانه ی موشک استفاده می شود. هیدروژن پراکسید به شدت فرار است و در غلظت های آزمایشگاهی (بالاتر از ۷۰ درصد) با کوچکترین اشاره ای منفجر خواهد شد. بمب گذاران سال ۲۰۰۵ متروی لندن از هیدروژن پراکسید به عنوان ماده ی منفجره استفاده کرده و جان ۵۲ نفر را گرفتند.
۸– اتیلن گلایکول :
این ماده در ضد یخ ماشین شما هم هست. ارزان است و به شدت ساده به نظر می رسد. سطح سمیت میانه ای دارد، با این حال مزه ی شیرین آن می تواند سبب شود فرد در خوردن آن افراط کند و در نتیجه اتیلن گلایکول بر اثر متابولیسم به ماده ی خطرناک تر اگزالیک اسید تبدیل شود. این ماده را از دسترس حیوانات دور نگه دارید چون ممکن است آن را با منبع غذا اشتباه بگیرند. در صورت خوردن مقدار زیادی اتیلن گلایکول مرگ به آرامی رخ می دهد و اندام بدن به صورت سیستماتیک و در عرض یک بازه ی ۷۲ ساعته از رده خارج می شوند. راه درمان تجویز الکل خوراکی (اتیل الکل) است چون الکل با اتیلن گلایکول برای جذب شدن در بدن رقابت خواهد کرد و جلوی جذب آن را خواهد گرفت.
۷– نیکوتین :
عضوی از گیاهان خانواده ی «سایه ی شب» است و بین ۰.۶ تا ۳ درصد جرم سیگار را تشکیل می دهد. تماس با فرم خالص این مایع در کمتر از چند ساعت باعث مرگ می شود چون نیکوتین از طریق سلول های غشایی پوست و سر مستقیما وارد جریان خون می شود. سیگاری هایی که از برچسب های نیکوتین استفاده می کنند به راحتی ممکن است دچار اوردوز و مرگ شوند.
۶– سدیم سیانید :
ماده ی شمیایی متداولی است ولی یک قدم اشتباه باعث احساس بوی بادام خواهد شدو بعد مرگ در کمتر از چند ثانیه. سیانید به cytochrome c oxidase که پروتئینی در میتوکندری است چسبیده و سلول را از جذب اکسیژن باز می دارد.
۵– استریکنین :
این ماده عموما به عنوان آفت کش علیه جوندگان و پرندگان استفاده می شود. به دلیل سهولت در پنهان کردن گمان می رود که استریکنین شخصیت های تاریخی زیادی را کشته است؛ از جمله اسکندر کبیر و رابرت جانسون عضو گروه موسیقیBlues
۴– تابون ;
تابون یکی از نخستین عامل های اعصاب شناخته شده است. این ماده که بوی میوه شناخته می شود می تواند به شکل مه در جایی پاشیده شده و سبب تشنج و فلج شدن شود. خود تابون خیلی کشنده نیست اما موفقیت این ماده ی شیمیایی در جنگ به پیدایش سموم خطرناک تری نظیر ریسین و سومان منجر شده است. سربازان عراقی در آخرین روزهای جنگ ایران و عراق از تابون برای کشتن هزاران ایرانی استفاده کردند.
۳– تترا کلرو دی بنزو-p-دی اکسین ۲،۳،۷و۸
چیزی در مورد عامل پرتقالی شنیده اید؟ این ماده به عنوان آلوده کننده در عامل پرتقالی استفاده می شود که یک ماده ی خطرناک است. عامل پرتقالی برای از بین بردن گیاهان در نواحی پر تراکم ویتنام تولید شده بود ولی منجر به نواقص پیش از تولد در نوزادان و آسیب های پوستی شد.
۲– وی ایکس
🆔@Sciencemodern2
VX یکی از اولین سلاح های کشتار جمعی شیمیایی است که محققین برای فروش خرده به عنوان آفت کش در دهه ی ۱۹۵۰ تولید کرده بودند. خوشبختانه احتمال تماس شما با وی ایکس بسیار پایین است چون تمام انبارهای آن در سرتاسر جهان من جمله انبار اصلی ایالات متحده در آنیستون آلاباما نابود شده اند.
۱– باتراکوتوکسین :
قوی ترین سم ناپپتیدی شناخته شده است. باتراکوتوکسین شهرت خود را در مصرف در دارت های سمی که با استخراج سم از بدن قورباغه درست می شدند پیدا کرد. قورباغه ها نیز این سم را مستقیما در بدن خود تولید نمی کنند بلکه از هضم پشه های مالاریایی که می خورند به دست می آورند.
charsooyelm
🆔@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#کلاس_سکس
#بکارت
#پرده_بکارت
(آیا پرده واقعا پاره می شود؟آشنایی با انواع پرده ها و..)
کیفیت عالی(۴۸۰)
کاری از مدرسه KAZI
♨️دوبله فارسی♨️
حامی این قسمت: دکتر امید دانش
@Sciencemodern2
#بکارت
#پرده_بکارت
(آیا پرده واقعا پاره می شود؟آشنایی با انواع پرده ها و..)
کیفیت عالی(۴۸۰)
کاری از مدرسه KAZI
♨️دوبله فارسی♨️
حامی این قسمت: دکتر امید دانش
@Sciencemodern2
پژوهشگران با تجزیه و تحلیل داده های باقی مانده از یک اسکلت 700 ساله در انگلستان، موفق به بازسازی چهره و صورت وی شده اند. این مرد تنومند در دهه چهارم زندگی خود و در فقر و تنگدستی درگذشته بود.
تیمی مشترک از پژوهشگران دانشگاه های کمبریج و دوندی موفق به بازسازی دقیق صورت و چهره فردی شدند که در دوران قرون وسطی و به صورتی خاص در قبرستان بیمارستان باستانی بیمارستان خیریه سنت جان دفن شده بود. این مرد به صورت ویژه ای در حالی که بر شکم خوابیده بود، در قرن سیزدهم میلادی دفن شده و اسکلت وی در مطالعات و کاوش های باستان شناسی به دست آمد.
به نظر می رسد این مرد در ماه های واپسین زندگی خود، در بیمارستان فوق که در آن روزگار یک بیمارستان خیریه بوده و به مردم فقیر شهر خدمات ارائه می کرده است، زندگی کرده و در همان محل درگذشته است.
به گفته جان راب از پژوهشگران دانشگاه کمبریج که وظیفه تجزیه و تحلیل اطلاعات مرتبط با این جسد را بر عهده داشته است، وی مردی درشت هیکل و تنومند بوده و احتمالا زندگی پر تکاپو و همراه با کار بدنی شدیدی را پشت سر گذاشته است. بررسی های انجام شده همچنین نشان می دهد که وی از رژیم غذائی سرشار از ماهی و گوشت بهره برده و به نظر می رسد وی در امر تجارت و بازرگانی فعالیت می کرده است.
به اعتقاد پژوهشگران احتمالا وی در سال های پایانی عمر خود دچار مشکلات شدیدی شده و از حمایت خانواده و دوستانش محروم بوده و به همین دلیل در بیمارستان خیریه ویژه افراد فقیر دفن شده است. بررسی و تجزیه و تحلیل های انجام شده روی دندان های وی نیز نشان می دهد که روند رشد مینای دندان وی در سال های نوجوانی برای دو مرتبه با تاخیر و توقف مواجه شده که این موضوع می تواند نشان دهنده ابتلای وی به یک بیماری سخت یا پشت سر گذاشتن سوتغذیه شدید باشد. یکی دیگر از موارد قابل توجه و جالب درمورد این فرد، وجود یک زخم شدید و التیام یافته در پشت سرش است .
بازسازی چهره این فرد نشان می دهد که وی دارای صورتی مهربان و دوستانه بوده و وی در دهه چهارم زندگی خود از دنیا رفته است.
منبع:http://www.independent.co.uk/news/science/archaeology/average-13th-century-man-look-like-difference-cambridge-dundee-university-chris-rynn-john-robb-a7640886.html
https://www.theguardian.com/science/2017/mar/22/face-medieval-cambridge-man-emerges-700-years-after-death
ترجمه: احسان محمدحسینی۹
تیمی مشترک از پژوهشگران دانشگاه های کمبریج و دوندی موفق به بازسازی دقیق صورت و چهره فردی شدند که در دوران قرون وسطی و به صورتی خاص در قبرستان بیمارستان باستانی بیمارستان خیریه سنت جان دفن شده بود. این مرد به صورت ویژه ای در حالی که بر شکم خوابیده بود، در قرن سیزدهم میلادی دفن شده و اسکلت وی در مطالعات و کاوش های باستان شناسی به دست آمد.
به نظر می رسد این مرد در ماه های واپسین زندگی خود، در بیمارستان فوق که در آن روزگار یک بیمارستان خیریه بوده و به مردم فقیر شهر خدمات ارائه می کرده است، زندگی کرده و در همان محل درگذشته است.
به گفته جان راب از پژوهشگران دانشگاه کمبریج که وظیفه تجزیه و تحلیل اطلاعات مرتبط با این جسد را بر عهده داشته است، وی مردی درشت هیکل و تنومند بوده و احتمالا زندگی پر تکاپو و همراه با کار بدنی شدیدی را پشت سر گذاشته است. بررسی های انجام شده همچنین نشان می دهد که وی از رژیم غذائی سرشار از ماهی و گوشت بهره برده و به نظر می رسد وی در امر تجارت و بازرگانی فعالیت می کرده است.
به اعتقاد پژوهشگران احتمالا وی در سال های پایانی عمر خود دچار مشکلات شدیدی شده و از حمایت خانواده و دوستانش محروم بوده و به همین دلیل در بیمارستان خیریه ویژه افراد فقیر دفن شده است. بررسی و تجزیه و تحلیل های انجام شده روی دندان های وی نیز نشان می دهد که روند رشد مینای دندان وی در سال های نوجوانی برای دو مرتبه با تاخیر و توقف مواجه شده که این موضوع می تواند نشان دهنده ابتلای وی به یک بیماری سخت یا پشت سر گذاشتن سوتغذیه شدید باشد. یکی دیگر از موارد قابل توجه و جالب درمورد این فرد، وجود یک زخم شدید و التیام یافته در پشت سرش است .
بازسازی چهره این فرد نشان می دهد که وی دارای صورتی مهربان و دوستانه بوده و وی در دهه چهارم زندگی خود از دنیا رفته است.
منبع:http://www.independent.co.uk/news/science/archaeology/average-13th-century-man-look-like-difference-cambridge-dundee-university-chris-rynn-john-robb-a7640886.html
https://www.theguardian.com/science/2017/mar/22/face-medieval-cambridge-man-emerges-700-years-after-death
ترجمه: احسان محمدحسینی۹
The Independent
What an ordinary 13th century man looked like, scientists reveal
He looks like a friendly sort of guy, a geography teacher who helps out with the local football team or perhaps a social worker who visits an elderly neighbour for a chat in his spare time. But, in
Modern Science
پژوهشگران با تجزیه و تحلیل داده های باقی مانده از یک اسکلت 700 ساله در انگلستان، موفق به بازسازی چهره و صورت وی شده اند. این مرد تنومند در دهه چهارم زندگی خود و در فقر و تنگدستی درگذشته بود. تیمی مشترک از پژوهشگران دانشگاه های کمبریج و دوندی موفق به بازسازی…
نکته ای که میتوان اضافه کرد در باب زخمهای بزرگ و التیام یافته پس سر و گردن است و البته در باب این جسد ممکن است صدق نکند.
در دوران باستان رسم جالبی وجود داشته و آن اینکه در عشرتکده ها، مردان قوی هیکل و مست، روسپیان را بر شانه مینشاندند و میرقصیدند.
لذا زخمهای پس سری مزمن ناشی از "گوم سیفلیسی" بسیار شایع بود.
#جناب_اورنگ_ازادی_بخش
در دوران باستان رسم جالبی وجود داشته و آن اینکه در عشرتکده ها، مردان قوی هیکل و مست، روسپیان را بر شانه مینشاندند و میرقصیدند.
لذا زخمهای پس سری مزمن ناشی از "گوم سیفلیسی" بسیار شایع بود.
#جناب_اورنگ_ازادی_بخش
Modern Science
نکته ای که میتوان اضافه کرد در باب زخمهای بزرگ و التیام یافته پس سر و گردن است و البته در باب این جسد ممکن است صدق نکند. در دوران باستان رسم جالبی وجود داشته و آن اینکه در عشرتکده ها، مردان قوی هیکل و مست، روسپیان را بر شانه مینشاندند و میرقصیدند. لذا زخمهای…
تا همین یک دو قرن پیش و خصوصا قبل از کشف پنی سیلین، بیماریهای مقاربتی یک کابوس تمام عیار بشر بود.
حدسیات میگوید تا ربع جمعیت بشر به یک نوع یا بیشتر از بیماری های مقاربتی و مزمن دچار بود.
در این میان، از ساده ترین انواع مثل شپشک عانه، تا بیماریهای دردناکی مثل سوزاک رایج بود.
سوزاک در زنان وقتی مزمن میشد علایم شدیدی نداشت اما در حین زایمان نوزاد را بخصوص از ناحیه چشم و گلو آلوده میکرد و نابینایی در اثر عفونت مزمن چشمی اطفال شایع بود.
تراخم هم بسیار رایج بود و عفونتهای چشمی باعث زخمهای قرنیه ای مزمن و چرکی و نهایتا نابینایی میشد.
ولی سیفلیس یک درد جانکاه بود.
سیفلیس با یک ورود خاموش و بی صدا، چهار مرحله بالینی را در فرد مبتلا رقم میزد که از زخمهای با پایه کلاسیک بنام گوم، کم کم ارگانهای مختلف مثل سیستم قلبی و عروقی (مثلا آئورت) را درگیر میکرد و بعد از حدود یک دهه سر از مغز در می آورد و به جنون می انجامید.
، در مورد جسد یافت شده، به عنوان یک سرنخ باید دنبال سیفلیس میگشتند.
زخم پس سری مزمن، دچار شدن به یک بیماری ناتوان کننده و نگهداری یک مرد قوی هیکل در آسایشگاه... میتواند سیر سیفلیس را در ذهن متبادر کند.
#جناب_اورنگ_ازاد_بخش
حدسیات میگوید تا ربع جمعیت بشر به یک نوع یا بیشتر از بیماری های مقاربتی و مزمن دچار بود.
در این میان، از ساده ترین انواع مثل شپشک عانه، تا بیماریهای دردناکی مثل سوزاک رایج بود.
سوزاک در زنان وقتی مزمن میشد علایم شدیدی نداشت اما در حین زایمان نوزاد را بخصوص از ناحیه چشم و گلو آلوده میکرد و نابینایی در اثر عفونت مزمن چشمی اطفال شایع بود.
تراخم هم بسیار رایج بود و عفونتهای چشمی باعث زخمهای قرنیه ای مزمن و چرکی و نهایتا نابینایی میشد.
ولی سیفلیس یک درد جانکاه بود.
سیفلیس با یک ورود خاموش و بی صدا، چهار مرحله بالینی را در فرد مبتلا رقم میزد که از زخمهای با پایه کلاسیک بنام گوم، کم کم ارگانهای مختلف مثل سیستم قلبی و عروقی (مثلا آئورت) را درگیر میکرد و بعد از حدود یک دهه سر از مغز در می آورد و به جنون می انجامید.
، در مورد جسد یافت شده، به عنوان یک سرنخ باید دنبال سیفلیس میگشتند.
زخم پس سری مزمن، دچار شدن به یک بیماری ناتوان کننده و نگهداری یک مرد قوی هیکل در آسایشگاه... میتواند سیر سیفلیس را در ذهن متبادر کند.
#جناب_اورنگ_ازاد_بخش
@sciencemodern2
🔵سکس در سالمندی باعث افزایش هوش میشود
پژوهشگران دانشگاههای آکسفورد و کاونتری بریتانیا به این نتیجه رسیدهاند که رابطه جنسی در افراد بین ۵۰ تا ۸۳ ساله به تقویت بخشهایی از مغز کمک میکند.
سکس در سالمندی نه تنها باعث میشود که انسان خود را جوانتر و شادابتر حس کند، بلکه تاثیرات مثبتی بر هوش انسان نیز دارد.
پژوهشگران دانشگاههای آکسفورد و کاونتری لندن در رابطه با تاثیر سکس بر مغز، آزمایشهایی بر روی ۷۳ زن و مرد ۵۰ تا ۸۳ ساله انجام دادهاند. آنها شیوه زندگی و فعالیت جنسی داوطلبان در دوازده ماه گذشته را زیر نظر گرفته و به نتایج جالبی دست یافتهاند.
در گزارشی که از این پژوهش منتشر شده، آمده است که منظور از فعالیت جنسی سه نوع لذتبری جنسی است، یعنی آمیزش جنسی، ارضای جنسی بدون آمیزش و خودارضایی.
آزمایشهایی که صورت گرفته شامل فعالیتهای گوناگون ذهنی، از جمله دقت و توجه، تمرینهای زبانی و حافظهای و همچنین دریافت درست از فضای پیرامون خود بوده است. برای تمرینهای زبانی، به عنوان مثال داوطلبان میبایست در یک دقیقه حیواناتی را که نام آنها با "ف" شروع میشود بشمرند. برای تمرینهای عینی میبایست طرحهای پیچیدهای را که در اختیار آنها قرار گرفته بود، کپی کنند یا اینکه با کمک گرفتن از حافظه خود اشیایی را که به ذهنشان خطور میکرد بکشند.
نتایج مثبت
نتیجه آزمایشها نشان میدهد:ٰ افرادی که دستکم یک بار در هفته فعالیت جنسی داشتهاند، در آزمایشهایی که به زبان یا فاصله مکانی مرتبط بودند موفقیت بهمراتب بیشتری کسب کردند تا آنهایی که تنها یک بار در ماه فعالیت جنسی داشتند.
در رابطه با توجه و دقت، فرقی بین افراد مورد آزمایش مشاهده نشده است.
به اعتقاد هیلی رایت، سرپرست گروه پژوهشگران، این آزمایشها مهر تاییدی زدهاند بر آنچه که محققان پیش از این انجام داده بودند. او میگوید: «همین باعث شده که ما به نتایج پژوهش خود اعتقاد و اعتماد کامل داشته باشیم».
رایت علاوه بر این تاکید میکند که پژوهشهای انجام شده در باره سکس سالمندان بیانگر این واقعیت است که سالمندان نیز رابطه جنسی دارند و از آن لذت میبرند و این باید در جامعه به عنوان یک اصل خللناپذیر پذیرفته شود.
http://www.dw.com/fa-ir/%D8%B3%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/a-39409116
🔵سکس در سالمندی باعث افزایش هوش میشود
پژوهشگران دانشگاههای آکسفورد و کاونتری بریتانیا به این نتیجه رسیدهاند که رابطه جنسی در افراد بین ۵۰ تا ۸۳ ساله به تقویت بخشهایی از مغز کمک میکند.
سکس در سالمندی نه تنها باعث میشود که انسان خود را جوانتر و شادابتر حس کند، بلکه تاثیرات مثبتی بر هوش انسان نیز دارد.
پژوهشگران دانشگاههای آکسفورد و کاونتری لندن در رابطه با تاثیر سکس بر مغز، آزمایشهایی بر روی ۷۳ زن و مرد ۵۰ تا ۸۳ ساله انجام دادهاند. آنها شیوه زندگی و فعالیت جنسی داوطلبان در دوازده ماه گذشته را زیر نظر گرفته و به نتایج جالبی دست یافتهاند.
در گزارشی که از این پژوهش منتشر شده، آمده است که منظور از فعالیت جنسی سه نوع لذتبری جنسی است، یعنی آمیزش جنسی، ارضای جنسی بدون آمیزش و خودارضایی.
آزمایشهایی که صورت گرفته شامل فعالیتهای گوناگون ذهنی، از جمله دقت و توجه، تمرینهای زبانی و حافظهای و همچنین دریافت درست از فضای پیرامون خود بوده است. برای تمرینهای زبانی، به عنوان مثال داوطلبان میبایست در یک دقیقه حیواناتی را که نام آنها با "ف" شروع میشود بشمرند. برای تمرینهای عینی میبایست طرحهای پیچیدهای را که در اختیار آنها قرار گرفته بود، کپی کنند یا اینکه با کمک گرفتن از حافظه خود اشیایی را که به ذهنشان خطور میکرد بکشند.
نتایج مثبت
نتیجه آزمایشها نشان میدهد:ٰ افرادی که دستکم یک بار در هفته فعالیت جنسی داشتهاند، در آزمایشهایی که به زبان یا فاصله مکانی مرتبط بودند موفقیت بهمراتب بیشتری کسب کردند تا آنهایی که تنها یک بار در ماه فعالیت جنسی داشتند.
در رابطه با توجه و دقت، فرقی بین افراد مورد آزمایش مشاهده نشده است.
به اعتقاد هیلی رایت، سرپرست گروه پژوهشگران، این آزمایشها مهر تاییدی زدهاند بر آنچه که محققان پیش از این انجام داده بودند. او میگوید: «همین باعث شده که ما به نتایج پژوهش خود اعتقاد و اعتماد کامل داشته باشیم».
رایت علاوه بر این تاکید میکند که پژوهشهای انجام شده در باره سکس سالمندان بیانگر این واقعیت است که سالمندان نیز رابطه جنسی دارند و از آن لذت میبرند و این باید در جامعه به عنوان یک اصل خللناپذیر پذیرفته شود.
http://www.dw.com/fa-ir/%D8%B3%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/a-39409116
DW
سکس در سالمندی باعث افزایش هوش میشود
پژوهشگران دانشگاههای آکسفورد و کاونتری بریتانیا به این نتیجه رسیدهاند که رابطه جنسی در افراد بین ۵۰ تا ۸۳ ساله به تقویت بخشهایی از مغز کمک میکند.
Modern Science
@sciencemodern2 🔵سکس در سالمندی باعث افزایش هوش میشود پژوهشگران دانشگاههای آکسفورد و کاونتری بریتانیا به این نتیجه رسیدهاند که رابطه جنسی در افراد بین ۵۰ تا ۸۳ ساله به تقویت بخشهایی از مغز کمک میکند. سکس در سالمندی نه تنها باعث میشود که انسان خود…
http://www.ox.ac.uk/news/2017-06-23-active-sex-life-improves-brain-power-older-adults
https://academic.oup.com/psychsocgerontology/article/doi/10.1093/geronb/gbx065/3869292/Frequent-Sexual-Activity-Predicts-Specific
@sciencemodern2
https://academic.oup.com/psychsocgerontology/article/doi/10.1093/geronb/gbx065/3869292/Frequent-Sexual-Activity-Predicts-Specific
@sciencemodern2
University of Oxford
An active sex life improves brain power in older adults
Older adults who lead an active sex life are more likely to have increased cognitive function, according to a new Oxford University research collaboration.
🚨 محققان #هشدار می دهند 🚨
💊 مصرف طولانی مدت مسکن ها افسردگی می آورد
🎓 مطالعه توسط: پژوهشگران دانشگاه سنت لوئیز آمریکا
⬅️ مصرف بلندمدت #مسکن های شبه افیونی موسوم به اپیوئیدها، نظیر #مورفین و #کدئین، ریسک ابتلا به #افسردگی را افزایش می دهد.
🆔 @sciencemodern2
🔹 مصرف اپیوئیدها به مدت بیش از 30 روز موجب تغییر در #آناتومی #سیستم_عصبی و کاهش #تستوسترون می شود.
🔹 احتمال بروز افسردگی ناشی از مصرف #دارو های اپیوئید به طول مدت مصرف آنها بستگی دارد نه به دوز مصرفی آن.
📢 توصیه به پزشکان: در صورت بروز افسردگی در بیماران، به تجویز مصرف داروهای اپیوئیدی توجه داشته باشند.
════════════════════════
📡 Telegram.me/Sciencemodern2
════════════════════════
🔗 http://www.slu.edu/rel-long-term-opioid-use-associated-with-increased-risk-of-depression-111
💊 مصرف طولانی مدت مسکن ها افسردگی می آورد
🎓 مطالعه توسط: پژوهشگران دانشگاه سنت لوئیز آمریکا
⬅️ مصرف بلندمدت #مسکن های شبه افیونی موسوم به اپیوئیدها، نظیر #مورفین و #کدئین، ریسک ابتلا به #افسردگی را افزایش می دهد.
🆔 @sciencemodern2
🔹 مصرف اپیوئیدها به مدت بیش از 30 روز موجب تغییر در #آناتومی #سیستم_عصبی و کاهش #تستوسترون می شود.
🔹 احتمال بروز افسردگی ناشی از مصرف #دارو های اپیوئید به طول مدت مصرف آنها بستگی دارد نه به دوز مصرفی آن.
📢 توصیه به پزشکان: در صورت بروز افسردگی در بیماران، به تجویز مصرف داروهای اپیوئیدی توجه داشته باشند.
════════════════════════
📡 Telegram.me/Sciencemodern2
════════════════════════
🔗 http://www.slu.edu/rel-long-term-opioid-use-associated-with-increased-risk-of-depression-111
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد!! اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
💢 رابطهی پذیرفتن "مزخرفات" ژرفنما با هوش ِکمتر
◾️ همانگونه که «مارچلو تروتسی»، شکاک مشهور و استاد جامعهشناسی در آمریکا، زمانی گفته است: "ادعای خارقالعاده نیاز به اثبات خارقالعاده دارد". اما بدبختانه این نظر، مردم سراسر دنیا را از باور به چیزهایی که آشکارا نادرست است بازنمیدارد. و مطالعهی تازهای که در نشریهی «داوری و تصمیمگیری» منتشر شده نشان میدهد کسانی که بیشتر پذیرای آنچه نویسندگان (پژوهش) بهعنوان "مزخرف" مینامند هستند، هم کمتر از همسالان خود ژرفاندیش اند و هم کمهوشتر.
◾️ نویسندگان این پژوهش، همهی انواع اظهارات ژرفنما، ادعاهای بسیار مبهم، و حقههای علم-نمایانه را "مزخرف" نامیدهاند – و رکورد ۲۰۰ بار بهکار بردن این واژهی تحقیرآمیز در یک مقالهی دانشگاهی را شکستهاند. یک نمونه از اینگونه مزخرفات از این قرار است: "معنای پنهان، زیبایی انتزاعی بیهمتا را دگرگون میسازد." این جمله از اساس بیمعنی است، اما به نظر میآید که چیزی را میرساند زیرا در ظاهر از ساختار زبانی سازمانیافتهای برخوردار است که ما بهطور ذاتی تشخیص میدهیم.
◾️ گوردن پنیکوک، نامزد (کاندیدای) دکتری از دانشگاه واترلو در اُنتاریوی کانادا، با بهرهگرفتن از یک وبسایت به تولید عبارات ژرفنما بهطور تصادفی پرداخت تا نشان دهد که تولید مزخرف، چهقدر آسان است. این عبارتی بود که از ما در زمان بازدید از صفحهی اصلی وبسایت، استقبال میکرد: "شفا در رشد امید است، و در رشد ماست. ما ارتعاش میکنیم، ما وجود داریم، ما دوباره زاده شدهایم".
◾️ پنیکوک و تیمی از پژوهشگران، ۳۰۰ نفر را در آزمایشی شرکت دادند که به ژرفای معنای این عبارات مزخرف (که بهطور تصادفی تولید شده بودند) نمرهای دلخواه از یک تا پنچ بدهند. بهطور میانگین به آن جملهها نمرهی ۲/۶ داده شد، که بهظاهر نشان میدهد آن عبارات در نیمهراه میان "تا حدودی عمیق" و "نسبتن عمیق" بودهاند.
◾️ مهمتر این است که ۲۷ درصد از این شرکتکنندگان، نمرهی میانگین ۳/۰ یا بیشتر دادند. این بدان معنی است که بیش از یکچهارم از شرکتکنندگان احساس کردند که آن عبارات بیمعنی، "ژرف" یا "بسیار ژرف" اند.
◾️ در آزمایش دوم، به شرکتکنندگان نمونههایی واقعی از عبارات مزخرف نشان داده شد: از آنها خواسته شد توییتهایی را بخوانند که توسط عرفانگرای موج نو «دیپاک چوپرا» نوشته شده بود و به ژرفبودنشان نمره بدهند. معروف است که این شخص، موجب نگرانی فیزیکدانان از "وام گرفتن" اصطلاحات مکانیک کوانتومی و بهکاربردن آنها در راههای بسیار نادرست میشود. زیستشناسان نیز به همان اندازه (از او) ناراضی اند.
◾️ تعجبی ندارد که وقتی توییتهای او را با گزینگویههای مزخرفی که با کامپیوتر تولید شده بود آمیختند، نمرهها بهطور میانگین بسیار شبیه به نخستین آزمایش بود – این نشان از آن دارد که مزخرفاتی که به طور تصادفی تولید شده و مزخرفات ساختهی بشر، از اساس غیرقابل تشخیص اند.
◾️ در آزمایش پایانی از شرکتکنندگان خواستند که به هر دو نوع عبارات پیش پا افتاده و عبارات شناخته شدهی "ژرف"، نمره بدهند. همانگونه که انتظار میرفت، عبارات پیش پا افتاده نمرهی چندان بالایی نگرفتند اما شرکتکنندگان، عبارتهای الهامبخش مردمپسند (برای نمونه: "کسی که خیس شده از باران نمیترسد") را "ژرف" در نظر گرفتند.
🆔 @sciencemodern2
◾️ زمانی که نتایج فردی را با مهارتهای پایهای ریاضی، هوش گفتاری (کلامی)، باورهای مذهبی، و توانایی تمایز میان عبارات استعاری و واقعی در افراد مقایسه کردند، الگوی نسبتن روشنی به دست آمد. مشخص شد کسانی که بیشتر احتمال داشت به نظریههای توطئهی عجیب و غریب باور داشته باشند، کسانی که فکر میکردند طب جایگزین موثر است، کسانی که باور قوی به فراماده (ماوراءالطبیعه) داشتند، و کسانی که استعاره را با اطلاعات حقیقی به اشتباه میگرفتند، از تحلیلگرترین یا هوشمندترین انسانها نبودند.
◾️ این مقاله با یک نتیجهگیری معنادار – و شاید اندکی ژرف – پایان میپذیرد: "یکی از مزایای این که بهتر دریابیم ما چگونه مزخرفات دیگران را رد میکنیم این است که شاید به ما بیاموزد تا به مزخرفات خودمان بیشتر [آگاه] شویم". کارل ساگان (سِیگن)، که زمانی توضیح داده بود چگونه خودش با بهره گرفتن از "هنر ظریف تشخیص یاوه" از مزخرفات دانشنما آگاهی یافته، به احتمال زیاد از این بخش از این پژوهش بسیار خوشش میآمد.
✏ نویسنده: رابین اندروز
📲 فرستنده: NimaFF
📡 Telegram.me/Sciencemodern2
════════════════════════
⭕️ بنمایه
🔗 http://www.iflscience.com/editors-blog/acceptance-profound-sounding-bs-linked-lower-intelligence
⭕️ اصل مقاله
🔗 http://journal.sjdm.org/15/15923a/jdm15923a.pdf
⭕️ وبسایت تولید مزخرفات تصادفی
🔗 http://sebpearce.com/bullshit
◾️ همانگونه که «مارچلو تروتسی»، شکاک مشهور و استاد جامعهشناسی در آمریکا، زمانی گفته است: "ادعای خارقالعاده نیاز به اثبات خارقالعاده دارد". اما بدبختانه این نظر، مردم سراسر دنیا را از باور به چیزهایی که آشکارا نادرست است بازنمیدارد. و مطالعهی تازهای که در نشریهی «داوری و تصمیمگیری» منتشر شده نشان میدهد کسانی که بیشتر پذیرای آنچه نویسندگان (پژوهش) بهعنوان "مزخرف" مینامند هستند، هم کمتر از همسالان خود ژرفاندیش اند و هم کمهوشتر.
◾️ نویسندگان این پژوهش، همهی انواع اظهارات ژرفنما، ادعاهای بسیار مبهم، و حقههای علم-نمایانه را "مزخرف" نامیدهاند – و رکورد ۲۰۰ بار بهکار بردن این واژهی تحقیرآمیز در یک مقالهی دانشگاهی را شکستهاند. یک نمونه از اینگونه مزخرفات از این قرار است: "معنای پنهان، زیبایی انتزاعی بیهمتا را دگرگون میسازد." این جمله از اساس بیمعنی است، اما به نظر میآید که چیزی را میرساند زیرا در ظاهر از ساختار زبانی سازمانیافتهای برخوردار است که ما بهطور ذاتی تشخیص میدهیم.
◾️ گوردن پنیکوک، نامزد (کاندیدای) دکتری از دانشگاه واترلو در اُنتاریوی کانادا، با بهرهگرفتن از یک وبسایت به تولید عبارات ژرفنما بهطور تصادفی پرداخت تا نشان دهد که تولید مزخرف، چهقدر آسان است. این عبارتی بود که از ما در زمان بازدید از صفحهی اصلی وبسایت، استقبال میکرد: "شفا در رشد امید است، و در رشد ماست. ما ارتعاش میکنیم، ما وجود داریم، ما دوباره زاده شدهایم".
◾️ پنیکوک و تیمی از پژوهشگران، ۳۰۰ نفر را در آزمایشی شرکت دادند که به ژرفای معنای این عبارات مزخرف (که بهطور تصادفی تولید شده بودند) نمرهای دلخواه از یک تا پنچ بدهند. بهطور میانگین به آن جملهها نمرهی ۲/۶ داده شد، که بهظاهر نشان میدهد آن عبارات در نیمهراه میان "تا حدودی عمیق" و "نسبتن عمیق" بودهاند.
◾️ مهمتر این است که ۲۷ درصد از این شرکتکنندگان، نمرهی میانگین ۳/۰ یا بیشتر دادند. این بدان معنی است که بیش از یکچهارم از شرکتکنندگان احساس کردند که آن عبارات بیمعنی، "ژرف" یا "بسیار ژرف" اند.
◾️ در آزمایش دوم، به شرکتکنندگان نمونههایی واقعی از عبارات مزخرف نشان داده شد: از آنها خواسته شد توییتهایی را بخوانند که توسط عرفانگرای موج نو «دیپاک چوپرا» نوشته شده بود و به ژرفبودنشان نمره بدهند. معروف است که این شخص، موجب نگرانی فیزیکدانان از "وام گرفتن" اصطلاحات مکانیک کوانتومی و بهکاربردن آنها در راههای بسیار نادرست میشود. زیستشناسان نیز به همان اندازه (از او) ناراضی اند.
◾️ تعجبی ندارد که وقتی توییتهای او را با گزینگویههای مزخرفی که با کامپیوتر تولید شده بود آمیختند، نمرهها بهطور میانگین بسیار شبیه به نخستین آزمایش بود – این نشان از آن دارد که مزخرفاتی که به طور تصادفی تولید شده و مزخرفات ساختهی بشر، از اساس غیرقابل تشخیص اند.
◾️ در آزمایش پایانی از شرکتکنندگان خواستند که به هر دو نوع عبارات پیش پا افتاده و عبارات شناخته شدهی "ژرف"، نمره بدهند. همانگونه که انتظار میرفت، عبارات پیش پا افتاده نمرهی چندان بالایی نگرفتند اما شرکتکنندگان، عبارتهای الهامبخش مردمپسند (برای نمونه: "کسی که خیس شده از باران نمیترسد") را "ژرف" در نظر گرفتند.
🆔 @sciencemodern2
◾️ زمانی که نتایج فردی را با مهارتهای پایهای ریاضی، هوش گفتاری (کلامی)، باورهای مذهبی، و توانایی تمایز میان عبارات استعاری و واقعی در افراد مقایسه کردند، الگوی نسبتن روشنی به دست آمد. مشخص شد کسانی که بیشتر احتمال داشت به نظریههای توطئهی عجیب و غریب باور داشته باشند، کسانی که فکر میکردند طب جایگزین موثر است، کسانی که باور قوی به فراماده (ماوراءالطبیعه) داشتند، و کسانی که استعاره را با اطلاعات حقیقی به اشتباه میگرفتند، از تحلیلگرترین یا هوشمندترین انسانها نبودند.
◾️ این مقاله با یک نتیجهگیری معنادار – و شاید اندکی ژرف – پایان میپذیرد: "یکی از مزایای این که بهتر دریابیم ما چگونه مزخرفات دیگران را رد میکنیم این است که شاید به ما بیاموزد تا به مزخرفات خودمان بیشتر [آگاه] شویم". کارل ساگان (سِیگن)، که زمانی توضیح داده بود چگونه خودش با بهره گرفتن از "هنر ظریف تشخیص یاوه" از مزخرفات دانشنما آگاهی یافته، به احتمال زیاد از این بخش از این پژوهش بسیار خوشش میآمد.
✏ نویسنده: رابین اندروز
📲 فرستنده: NimaFF
📡 Telegram.me/Sciencemodern2
════════════════════════
⭕️ بنمایه
🔗 http://www.iflscience.com/editors-blog/acceptance-profound-sounding-bs-linked-lower-intelligence
⭕️ اصل مقاله
🔗 http://journal.sjdm.org/15/15923a/jdm15923a.pdf
⭕️ وبسایت تولید مزخرفات تصادفی
🔗 http://sebpearce.com/bullshit
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد!! اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
حلزون مخروطی
این موجود دریایی که در آبهای استرالیا یافت می شود، بسیار سمی است. سم حلزون مخروطی آنقدر قوی است که بلافاصله فلج می کند. حدود 500 گونه از حلزون مخروطی وجود دارد.
@Sciencemodern2
این موجود دریایی که در آبهای استرالیا یافت می شود، بسیار سمی است. سم حلزون مخروطی آنقدر قوی است که بلافاصله فلج می کند. حدود 500 گونه از حلزون مخروطی وجود دارد.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
حلزون مخروطی به عنوان یکی از مرگبارترین حیوانات جهان شناخته می شود که دارای نیزه ای سمی است که از آن برای شکار طعمه خود استفاده می کند. حلزون های مخروطی یک گروه از حلزون های دریایی هستند که در اقیانوس ها و دریاهای گرمسیری سراسر جهان یافت می شوند. برخی از این جانداران خطرناک در زیستگاه های معتدلتر مانند آب های اطراف کالیفرنیای جنوبی، دریای مدیترانه و اطراف دماغه جنوبی آفریقای جنوبی نیز ساکن هستند.
در شرایطی که حلزون مخروطی حیوانی ترسناک است اما سم آن می تواند از نظر پزشکی مفید باشد. صدها مولفه زهر این حیوان برای انسان بسیار سمی هستند اما یکی از آنها تاثیر فوق العاده ای به عنوان مسکن درد دارد. هنگامی که دانشمندان ساختاری مشابه را در آزمایشگاه کپی کردند دریافتند که هزار برابر قدرتمندتر از مرفین است و همچنین می تواند کمتر اعتیادآور باشد
@Sciencemodern2
حلزون مخروطی به عنوان یکی از مرگبارترین حیوانات جهان شناخته می شود که دارای نیزه ای سمی است که از آن برای شکار طعمه خود استفاده می کند. حلزون های مخروطی یک گروه از حلزون های دریایی هستند که در اقیانوس ها و دریاهای گرمسیری سراسر جهان یافت می شوند. برخی از این جانداران خطرناک در زیستگاه های معتدلتر مانند آب های اطراف کالیفرنیای جنوبی، دریای مدیترانه و اطراف دماغه جنوبی آفریقای جنوبی نیز ساکن هستند.
در شرایطی که حلزون مخروطی حیوانی ترسناک است اما سم آن می تواند از نظر پزشکی مفید باشد. صدها مولفه زهر این حیوان برای انسان بسیار سمی هستند اما یکی از آنها تاثیر فوق العاده ای به عنوان مسکن درد دارد. هنگامی که دانشمندان ساختاری مشابه را در آزمایشگاه کپی کردند دریافتند که هزار برابر قدرتمندتر از مرفین است و همچنین می تواند کمتر اعتیادآور باشد
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
ترشح موم گوش(SEM)
موم گوش یا سرومن، که توسط یک غده در کانال گوش ترشح می شود.
iranbiologists
@Sciencemodern2
موم گوش یا سرومن، که توسط یک غده در کانال گوش ترشح می شود.
iranbiologists
@Sciencemodern2