Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آشنایی با ساختار عملی ترمز های ضد قفل اتومبیل (ABS)
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اصول عملی سیستم های ترمز ضد قفل خودرو ABS
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ضربه چیست و چگونه می توان سرعت توپ را بعد از ضربه حساب نمود؟
💥 محتوای مناسب برای کلاس معکوس و مرور دانش آموزان
🔖 تصویر صفحه کتاب فیزیک3 مربوط به این انیمیشن : https://goo.gl/6ydeZ
@Sciencemo
💥 محتوای مناسب برای کلاس معکوس و مرور دانش آموزان
🔖 تصویر صفحه کتاب فیزیک3 مربوط به این انیمیشن : https://goo.gl/6ydeZ
@Sciencemo
کاسواری بسیار خطرناک است! چنگالهای این پرنده بسیار قوی است سرعت این پرنده در مقایسه با جثهاش بسیار عجیب و شگفتانگیز است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
قلب جایگاه باستانی روح
تقریباً هر یک از اندام های بدن در یکی از ادوار تاریخی به این مقام رفیع نائل آمده است، یعنی عضوی بوده که پاسدار روح و همه احساسات و عواطفی بوده است که ما به اعتبار آنها انسان شناخته میشویم.
جگر (کبد) این اندام خونین رنگ و به ظاهر سرچشمه همه رگهای بدن برای سومریها (یعنی مردمی که برای نخستین بار اندیشه های خود را به نگارش درآوردهاند) و نیز برای آشوریها و ساکنان قدیم اسرائیل این نقش خاص را داشته است آنجا که داوود در کتاب مزامیر (زبور داوود) می گوید:
جگر من نغمه ستایش برای تو خواهد خواند و ساکت نخواهد ماند.
شاید وی موقع نوشتن معنی لفظی و حقیقی عبارت را در نظر داشته است.
چندان جای شگفتی نیست که تشکیلات رگ های خونی، انسان را در جستجوی او برای یافتن روح هدایت کرده باشد از همه اینها گذشته، روح چیست؟ روح یک نیروی محرک است، عنصر حیات بخش است؛ و چیست که برای تداوم حرکت، ضروریتر از جریان آزاد خون گرم در بدن باشد؟
وقتی خون از دست میرفت حیات نیز به دنبال آن رخت برمیبست، به این اعتبار، منشاء خون باید منشأ خود حیات نیز باشد و از اینجا یکی از پر عمق ترین نظریه های زیست شناسی سرچشمه گرفت:
یعنی اینکه کرسی یا جایگاه روح در بدن، دل (قلب) است.
ارسطو که خود بزرگترین زیست شناس در عصر باستان بود از این نظریه جانبداری کرد، و آن هنوز ما را رها نکرده است هرچند که «نه در علم» ولی محققاً در شعر و آواز های مردمی
«این دل است و نه مغز که آرزو می کند و به درد می آید و بالاخره می شکند».
سروش سارابی
برگرفته از کتاب ساخت و کار ذهن
کالین بلکیمور ۱۹۸۳
@daneshagahi
https://bit.ly/2MiAAi1
تقریباً هر یک از اندام های بدن در یکی از ادوار تاریخی به این مقام رفیع نائل آمده است، یعنی عضوی بوده که پاسدار روح و همه احساسات و عواطفی بوده است که ما به اعتبار آنها انسان شناخته میشویم.
جگر (کبد) این اندام خونین رنگ و به ظاهر سرچشمه همه رگهای بدن برای سومریها (یعنی مردمی که برای نخستین بار اندیشه های خود را به نگارش درآوردهاند) و نیز برای آشوریها و ساکنان قدیم اسرائیل این نقش خاص را داشته است آنجا که داوود در کتاب مزامیر (زبور داوود) می گوید:
جگر من نغمه ستایش برای تو خواهد خواند و ساکت نخواهد ماند.
شاید وی موقع نوشتن معنی لفظی و حقیقی عبارت را در نظر داشته است.
چندان جای شگفتی نیست که تشکیلات رگ های خونی، انسان را در جستجوی او برای یافتن روح هدایت کرده باشد از همه اینها گذشته، روح چیست؟ روح یک نیروی محرک است، عنصر حیات بخش است؛ و چیست که برای تداوم حرکت، ضروریتر از جریان آزاد خون گرم در بدن باشد؟
وقتی خون از دست میرفت حیات نیز به دنبال آن رخت برمیبست، به این اعتبار، منشاء خون باید منشأ خود حیات نیز باشد و از اینجا یکی از پر عمق ترین نظریه های زیست شناسی سرچشمه گرفت:
یعنی اینکه کرسی یا جایگاه روح در بدن، دل (قلب) است.
ارسطو که خود بزرگترین زیست شناس در عصر باستان بود از این نظریه جانبداری کرد، و آن هنوز ما را رها نکرده است هرچند که «نه در علم» ولی محققاً در شعر و آواز های مردمی
«این دل است و نه مغز که آرزو می کند و به درد می آید و بالاخره می شکند».
سروش سارابی
برگرفته از کتاب ساخت و کار ذهن
کالین بلکیمور ۱۹۸۳
@daneshagahi
https://bit.ly/2MiAAi1
حلزون دریایی گاستروپود پوسته پا تنها موجود زنده ای که آهن جامد در اسکلت بدنش وجود دارد و مجهز به سپرهای زرهی آهنی است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
با یک مقدمه کوتاه و آنچه قبلا به عرض رساندم ،میخواهم اندکی در باب توهمی بنام " اراده آزاد " گفتگو کنیم .
قبلا عرض شد که حیات در زمین وابسته به سیستم عصبی و مغز نیست . فی الواقع اغلب جانداران - مثلا گیاهان - اصلا سیستم عصبی ندارند .
اولین نمونه های ساده از سیستم عصبی را میتوان در برخی موجودات آبزی رویت کرد . مثلا یک آبزی جالب توجه داریم که در دو حالت متحرک / ویا چسبیده به بستر زندگی میکند . در حالت متحرک ، یک شبکه بسیار ساده عصبی دارد و در حالت چسبیده به بستر ، همان شبکه عصبی اش را هضم میکند و میخورد !
لذا ابتدائی ترین شکلهای شبکه های عصبی در جاندارانی دیده میشود که نیاز به حرکت کردن داشته اند . بدینسان میشود ادعا کرد اولین و بنیادی ترین عملکرد سیستمها و شبکه های عصبی در جانداران چیزی نیست جز :
" هماهنگی حرکتی "
به مرور و با پیچیده شدن جانداران ، شاهد شبکه های عصبی پیچیده تر هستیم . چرا که حرکات جانداران بسیار پیچیده میشود و یک سیستم عصبی پیچیده برای هماهنگی حرکتی و صدور فرامین به تعداد زیادی از ماهیچه ها لازم است . بطور مثال تصاویر بسیار جالبی از فلوروسنت کردن شبکه عصبی یک کرم بدست آمده که واقعا دیدنی و هر چند ساده است .
در مورد جانوران پیچیده تر - مثلا پرندگان و حتی پستانداران - دیگر بحث به هماهنگی ماهیچه های حرکتی ختم نمیشود .
فی الواقع مغز یک پستاندار لازم است بیش از هرچیز قدرت پیشبینی داشته باشد .
فرض کنید شما یک اسباب بازی را از دور پرت میکنید و سگ شما از چندین متر آنطرف تر میدود و به هوا میپرد و هدف را روی هوا میقاپد !
این حرکت ، فقط هماهنگی بین صد تا ماهیچه نیست !
در واقع چیزی که در مغز سگ رخ میدهد تعداد بسیار زیادی محاسبات پیچیده فیزیکی است که به یک ابر-رایانه بنام مغز نیاز دارد تا انواع پارامترهای مربوطه و نیروها و شتاب و سرعت و ... کلی داده دیگر را آنالیز و فرمان حرکتی مناسب را به سیستم حرکتی ( که خودش باز محاسبات پیچیده دارد و تون هر عضله باید با گروهی از عضلات همسو و مخالف تنظیم شود ) ارسال کند .
حال برسیم به مغزی پیچیده تر و رفتار انسانی ...
باز یادآوری میکنم که لازم است بین " عمل آزاد " و " اراده آزاد " تفکیک قائل شد . بدین صورت که در فارسی عمل آزاد از جنس فعالیت حرکتی است ولی اراده آزاد ، از جنس فرامین نورولوژیک است .
ما میدانیم شما مختارید در یک مشاجره توی گوش طرف مقابل بزنید یا نزنید !
این عمل از سنخ فعالیت حرکتی است . حال آنکه ما در باب میزان اختیار شما در " اراده یا صدور فرمان نورولوژیک منتهی به آن حرکت " صحبت میکنیم .
به بیان ساده " اراده شما " نتیجه یک تحلیل سریع و پیشبینی از نتیجه چند احتمال ممکن است .
مغز شما قبل از اینکه فرمان اتومبیل را سر پیچ ، بپیچانید تا نپیچانید ، نتیجه پیچاندان یا نپیچاندن فرمان را تحلیل میکند و بطور سنتی دستور حرکتی منتج از بهترین پیشبینی را در راستای استحصال نتیجه بهینه صادر میکند .
اما کار به اینجا ختم نمیشود .
بسیاری از فرامین، محرکهایی در سطح مغز خزنده دارند و غیر قابل بررسی و اجتناب هستند . بطور مثال وقتی شما با امنیت یا مرگ یا کنتراست یا محرک جنسی و بسیاری پروتکلهای باستانی مغز سزوکار دارید ، فرامین نورولوژیک صادره اولیت دارند و بدون بررسی به فرامین حرکتی ختم میشوند
مثلا وقتی کودکی در آب افتاده ، شما ابتدائا برای نجاتش در آب میپرید و بعد از انجام کار ، سیگنال این عمل را در نئوکورتکس فرونتال تحلیل میکنید و یک توجیه اخلاقی ( همسو با نورم ) برای عمل خود میتراشید .
این مسئله در یک مشاجره هم صدق میکند . یعنی شما ابتدا پرخاش میکنید و بعد در نئوکورتکس خود استدلال میکنید و میگویید : فریاد زدم برای اینکه طرف فلان کار را کرد !
شما بی آنکه متوجه شوید ممکن است کسی را بکشید ! و چند ثانیه بعد بگویید : واااای من چیکار کردم ؟!
موضوع جالب توجه دیگری هم هست :
مغز یک ارگان به غایت صرفه جو است .
اگر مغز ما میخواست تمامی عملکرد و رفتار روزانه ما را مو به مو محاسبه کند ، کلا هنگ میکرد .
لذا مغر به مرور یک یک فعالیتهای حرکتی را با مکانیسم یادگیری ، ثبت و ضبط میکند و در شرایط مشابه بعدی محاسبات را " میانبر " میزند .
مثلا بار اول که شما پشت فرمان اتومبیل مینشینید ، محاسبات و عملکرد برایتان چنان پیچیده است که باید شش دنگ حواس و توان مغزی خودتان را معطوف آن کنید . یکسال بعد حین رانندگی همزمان هم با موبایل صحبت میکنید و هم تخمه میشکنید و هم توی ماشین کناری سرک میکشید !
چرا که مغز شما محاسبات را با تکرار " بای-پس" میکند .
لذا یک خصوصیت مهم مغز ، عمل به آموزه هاست ...
و این آموزه ها شدیدا تحت تاثیر سالهای اولیه عمر است .
وقتی به مثال پریدن در آب برای نجات یک کودک فکر میکنید ، باید گفت شما در محیطی که خودتان انتخاب نکرده اید متولد میشوید و رشد میکنید . نورم ها و باورها و خوب و
قبلا عرض شد که حیات در زمین وابسته به سیستم عصبی و مغز نیست . فی الواقع اغلب جانداران - مثلا گیاهان - اصلا سیستم عصبی ندارند .
اولین نمونه های ساده از سیستم عصبی را میتوان در برخی موجودات آبزی رویت کرد . مثلا یک آبزی جالب توجه داریم که در دو حالت متحرک / ویا چسبیده به بستر زندگی میکند . در حالت متحرک ، یک شبکه بسیار ساده عصبی دارد و در حالت چسبیده به بستر ، همان شبکه عصبی اش را هضم میکند و میخورد !
لذا ابتدائی ترین شکلهای شبکه های عصبی در جاندارانی دیده میشود که نیاز به حرکت کردن داشته اند . بدینسان میشود ادعا کرد اولین و بنیادی ترین عملکرد سیستمها و شبکه های عصبی در جانداران چیزی نیست جز :
" هماهنگی حرکتی "
به مرور و با پیچیده شدن جانداران ، شاهد شبکه های عصبی پیچیده تر هستیم . چرا که حرکات جانداران بسیار پیچیده میشود و یک سیستم عصبی پیچیده برای هماهنگی حرکتی و صدور فرامین به تعداد زیادی از ماهیچه ها لازم است . بطور مثال تصاویر بسیار جالبی از فلوروسنت کردن شبکه عصبی یک کرم بدست آمده که واقعا دیدنی و هر چند ساده است .
در مورد جانوران پیچیده تر - مثلا پرندگان و حتی پستانداران - دیگر بحث به هماهنگی ماهیچه های حرکتی ختم نمیشود .
فی الواقع مغز یک پستاندار لازم است بیش از هرچیز قدرت پیشبینی داشته باشد .
فرض کنید شما یک اسباب بازی را از دور پرت میکنید و سگ شما از چندین متر آنطرف تر میدود و به هوا میپرد و هدف را روی هوا میقاپد !
این حرکت ، فقط هماهنگی بین صد تا ماهیچه نیست !
در واقع چیزی که در مغز سگ رخ میدهد تعداد بسیار زیادی محاسبات پیچیده فیزیکی است که به یک ابر-رایانه بنام مغز نیاز دارد تا انواع پارامترهای مربوطه و نیروها و شتاب و سرعت و ... کلی داده دیگر را آنالیز و فرمان حرکتی مناسب را به سیستم حرکتی ( که خودش باز محاسبات پیچیده دارد و تون هر عضله باید با گروهی از عضلات همسو و مخالف تنظیم شود ) ارسال کند .
حال برسیم به مغزی پیچیده تر و رفتار انسانی ...
باز یادآوری میکنم که لازم است بین " عمل آزاد " و " اراده آزاد " تفکیک قائل شد . بدین صورت که در فارسی عمل آزاد از جنس فعالیت حرکتی است ولی اراده آزاد ، از جنس فرامین نورولوژیک است .
ما میدانیم شما مختارید در یک مشاجره توی گوش طرف مقابل بزنید یا نزنید !
این عمل از سنخ فعالیت حرکتی است . حال آنکه ما در باب میزان اختیار شما در " اراده یا صدور فرمان نورولوژیک منتهی به آن حرکت " صحبت میکنیم .
به بیان ساده " اراده شما " نتیجه یک تحلیل سریع و پیشبینی از نتیجه چند احتمال ممکن است .
مغز شما قبل از اینکه فرمان اتومبیل را سر پیچ ، بپیچانید تا نپیچانید ، نتیجه پیچاندان یا نپیچاندن فرمان را تحلیل میکند و بطور سنتی دستور حرکتی منتج از بهترین پیشبینی را در راستای استحصال نتیجه بهینه صادر میکند .
اما کار به اینجا ختم نمیشود .
بسیاری از فرامین، محرکهایی در سطح مغز خزنده دارند و غیر قابل بررسی و اجتناب هستند . بطور مثال وقتی شما با امنیت یا مرگ یا کنتراست یا محرک جنسی و بسیاری پروتکلهای باستانی مغز سزوکار دارید ، فرامین نورولوژیک صادره اولیت دارند و بدون بررسی به فرامین حرکتی ختم میشوند
مثلا وقتی کودکی در آب افتاده ، شما ابتدائا برای نجاتش در آب میپرید و بعد از انجام کار ، سیگنال این عمل را در نئوکورتکس فرونتال تحلیل میکنید و یک توجیه اخلاقی ( همسو با نورم ) برای عمل خود میتراشید .
این مسئله در یک مشاجره هم صدق میکند . یعنی شما ابتدا پرخاش میکنید و بعد در نئوکورتکس خود استدلال میکنید و میگویید : فریاد زدم برای اینکه طرف فلان کار را کرد !
شما بی آنکه متوجه شوید ممکن است کسی را بکشید ! و چند ثانیه بعد بگویید : واااای من چیکار کردم ؟!
موضوع جالب توجه دیگری هم هست :
مغز یک ارگان به غایت صرفه جو است .
اگر مغز ما میخواست تمامی عملکرد و رفتار روزانه ما را مو به مو محاسبه کند ، کلا هنگ میکرد .
لذا مغر به مرور یک یک فعالیتهای حرکتی را با مکانیسم یادگیری ، ثبت و ضبط میکند و در شرایط مشابه بعدی محاسبات را " میانبر " میزند .
مثلا بار اول که شما پشت فرمان اتومبیل مینشینید ، محاسبات و عملکرد برایتان چنان پیچیده است که باید شش دنگ حواس و توان مغزی خودتان را معطوف آن کنید . یکسال بعد حین رانندگی همزمان هم با موبایل صحبت میکنید و هم تخمه میشکنید و هم توی ماشین کناری سرک میکشید !
چرا که مغز شما محاسبات را با تکرار " بای-پس" میکند .
لذا یک خصوصیت مهم مغز ، عمل به آموزه هاست ...
و این آموزه ها شدیدا تحت تاثیر سالهای اولیه عمر است .
وقتی به مثال پریدن در آب برای نجات یک کودک فکر میکنید ، باید گفت شما در محیطی که خودتان انتخاب نکرده اید متولد میشوید و رشد میکنید . نورم ها و باورها و خوب و
بد ها و همینطور باید و نباید ها را یاد میگیرید و درونی میکنید و تقریبا در تمام عمر ، در بسیاری امور با همان مسیر میانبر محاسباتی به آموزه ها عمل میکنید .
محرکی به شما وارد میشود که تحت اختیار شما نیست ( مثلا کودک در آب میفتد ) و شما بی هیچ محاسبه ای وارد عمل میشوید !
همینطور در مثالهایی که با برچسب " دوست دارم " یا " دلم میخواد " توهم اراده آزاد در ذهن شما رخ میدهد ، باید ابتدا پرسید :
چرا دوست دارید ؟
روزی مثال زدم که من مختارم به انتخاب چلوکباب سلطانی ، و میگویم چون دوست دارم ! عرض شد این چلوکباب دوست داشتن در انتخاب و اختیار من نیست و این سلیقه ناشی از محل نمو من است و اگر در قطب متولد میشدم احتمالا جگر خام نهنگ را " دلم میخواست "
حتی در خوشبینانه ترین شکل ممکن و فرض کنترل کامل شما بر عواطف و احساسات و هیجانات تان ( مثلا در گوش کسی نزدن در یک مشاجره )
مغز شما مبادرت به یک پیشبینی میکند و حالات ممکن و احتمالی را از پیش محاسبه میکند ....
مثلا : اگر چه بسیار بسیار خشمگین هستید ، مغز شما نتیجه های زدن در گوش طرف مقابل را از بعدهای اجتماعی و وجهه شما و همینطور زور بازوی طرف مقابل ، و قانون و دهها پارامتر دیگر پیشبینی میکند و فرمانی که باز از همان مسیر " میانبر " حادث شده را اجرایی میکند .
در آزمایش لبیت سالها قبل نشان داده شده که فرمان حرکتی یک انتخاب وقتی در مغز صادر میشود و قابل رصد کردن است که شما خودتان هنوز از تصمیم خود آگاه نشده اید .
ورژن های جدید این آزمایش با تکنولوژی جدید ، مثل اف-ام آر آی نتایج جالب توجه تری نشان میدهد و مادام که میشود تصمیم شما را قبل از اینکه خودتان از آن آگاه شوید رصد کرد ، عقلا باید گفت حداقل تصمیمات آگاهانه نیستند تا بشود آنها را تابع اراده ای آزاد فرض کرد .
#جناب_دکتر_قبادیان
محرکی به شما وارد میشود که تحت اختیار شما نیست ( مثلا کودک در آب میفتد ) و شما بی هیچ محاسبه ای وارد عمل میشوید !
همینطور در مثالهایی که با برچسب " دوست دارم " یا " دلم میخواد " توهم اراده آزاد در ذهن شما رخ میدهد ، باید ابتدا پرسید :
چرا دوست دارید ؟
روزی مثال زدم که من مختارم به انتخاب چلوکباب سلطانی ، و میگویم چون دوست دارم ! عرض شد این چلوکباب دوست داشتن در انتخاب و اختیار من نیست و این سلیقه ناشی از محل نمو من است و اگر در قطب متولد میشدم احتمالا جگر خام نهنگ را " دلم میخواست "
حتی در خوشبینانه ترین شکل ممکن و فرض کنترل کامل شما بر عواطف و احساسات و هیجانات تان ( مثلا در گوش کسی نزدن در یک مشاجره )
مغز شما مبادرت به یک پیشبینی میکند و حالات ممکن و احتمالی را از پیش محاسبه میکند ....
مثلا : اگر چه بسیار بسیار خشمگین هستید ، مغز شما نتیجه های زدن در گوش طرف مقابل را از بعدهای اجتماعی و وجهه شما و همینطور زور بازوی طرف مقابل ، و قانون و دهها پارامتر دیگر پیشبینی میکند و فرمانی که باز از همان مسیر " میانبر " حادث شده را اجرایی میکند .
در آزمایش لبیت سالها قبل نشان داده شده که فرمان حرکتی یک انتخاب وقتی در مغز صادر میشود و قابل رصد کردن است که شما خودتان هنوز از تصمیم خود آگاه نشده اید .
ورژن های جدید این آزمایش با تکنولوژی جدید ، مثل اف-ام آر آی نتایج جالب توجه تری نشان میدهد و مادام که میشود تصمیم شما را قبل از اینکه خودتان از آن آگاه شوید رصد کرد ، عقلا باید گفت حداقل تصمیمات آگاهانه نیستند تا بشود آنها را تابع اراده ای آزاد فرض کرد .
#جناب_دکتر_قبادیان
در مورد مکانیسم های انتخاب هم فیزیکدانها خیلی تلاش کرده اند با کوانتوم مسئله را ربط بدهند . که البته متاسافه یکی دو تا ورژن پیشنهادی به گمان من اگر شبه علمی نباشد ، حداقل ناشی از کج فهمی فیزیکدانهاست .
آشنایی با ابتدائی ترین عملکرد های سیستم عصبی بیست سال زمان میبرد و مشکل اینجاست که اگر شما عمرتان را مصروف نوروساینس کردید ، دیگر کوانتوم نمیدانید و اگر کوانتوم خواندید دیگر نوروساینس نمیدانید و گمانه هایی میزنید که از نظر متخصصین امر بعید هستند .
به ظن من اگرچه ساختار کلی کاینات مبتنی بر رفتار های پارتیکل های زیراتمی و کوانتوم است ، ولی در ابعاد و سرعت و باریکه ای از واقعیت که ما زندگی میکنیم ، قوانین فیزیک نیوتونی و شیمی کلاسیک صادق هستند . قبل عرض شد که مغز شما با داشتن بیش از صد تریلیون سیناپس که هر کدام مثابه یک اقیانوس آشوبناک مملو از نوروترانسمیتر های عصبی ، با مکانیسم گرادیان کار میکنند ، عملکرد ملکولی دارد و نیاز به توجیه این عملکرد در سطح کوانتومی نیست .
هر سوویچ معمولی در یک مدار واجد دو حالت روشن و خاموش ( یا صفر و یک ) است . در حالی که یک سیناپس عصبی یک سوویچ تابع گرادیان و غلظت و بار الکتریکی و پارامترهای دیگر است که بینهایت حالت ممکن را بجز صفر و یک کد میکند .
در مورد مثالی که از ایزوتوپهای لیتیوم در بحث ذهن کوانتومی زده شده بود و ادعای ایمکه فلان ایزوتوپ در رفتار مادرانه موش اثر بیشتری دارد ، آنچه به ذهن من خطور میکند عملکرد و اثر لیتیوم در مغز است . فی الواقع بخاطر نقش لیتیوم ، از آن به عنوان یک داروی مهم در بسیاری اختلالات از دو قطبی گرفته تا جنون استفاده میشود . لذا میشود فرض کرد اثر یک ایروتوپ آن در تعدیل خلق موش هم مثل انسان بیشتر باشد . مثلا در افسرگی بعد از زایمان موشها و تعدیل و بهینه سازی رفتار آنها با فرزندان دخیل باشد . من مشخصا نمیتوانم بگویم این خواص در سطح ملکولی اعمال نمیشوند و ماهیت کوانتومی دارند .
#جناب_دکتر_قبادیان
آشنایی با ابتدائی ترین عملکرد های سیستم عصبی بیست سال زمان میبرد و مشکل اینجاست که اگر شما عمرتان را مصروف نوروساینس کردید ، دیگر کوانتوم نمیدانید و اگر کوانتوم خواندید دیگر نوروساینس نمیدانید و گمانه هایی میزنید که از نظر متخصصین امر بعید هستند .
به ظن من اگرچه ساختار کلی کاینات مبتنی بر رفتار های پارتیکل های زیراتمی و کوانتوم است ، ولی در ابعاد و سرعت و باریکه ای از واقعیت که ما زندگی میکنیم ، قوانین فیزیک نیوتونی و شیمی کلاسیک صادق هستند . قبل عرض شد که مغز شما با داشتن بیش از صد تریلیون سیناپس که هر کدام مثابه یک اقیانوس آشوبناک مملو از نوروترانسمیتر های عصبی ، با مکانیسم گرادیان کار میکنند ، عملکرد ملکولی دارد و نیاز به توجیه این عملکرد در سطح کوانتومی نیست .
هر سوویچ معمولی در یک مدار واجد دو حالت روشن و خاموش ( یا صفر و یک ) است . در حالی که یک سیناپس عصبی یک سوویچ تابع گرادیان و غلظت و بار الکتریکی و پارامترهای دیگر است که بینهایت حالت ممکن را بجز صفر و یک کد میکند .
در مورد مثالی که از ایزوتوپهای لیتیوم در بحث ذهن کوانتومی زده شده بود و ادعای ایمکه فلان ایزوتوپ در رفتار مادرانه موش اثر بیشتری دارد ، آنچه به ذهن من خطور میکند عملکرد و اثر لیتیوم در مغز است . فی الواقع بخاطر نقش لیتیوم ، از آن به عنوان یک داروی مهم در بسیاری اختلالات از دو قطبی گرفته تا جنون استفاده میشود . لذا میشود فرض کرد اثر یک ایروتوپ آن در تعدیل خلق موش هم مثل انسان بیشتر باشد . مثلا در افسرگی بعد از زایمان موشها و تعدیل و بهینه سازی رفتار آنها با فرزندان دخیل باشد . من مشخصا نمیتوانم بگویم این خواص در سطح ملکولی اعمال نمیشوند و ماهیت کوانتومی دارند .
#جناب_دکتر_قبادیان
💢کشف پنیر3200ساله
باستان شناسان درآرامگاه یک مقام مصرباستان، قدیمیترین پنیراز دنیای باستان را یافته اند.قدمت این پنیر به ۳۲۰۰ سال پیش باز میگردد.
@Sciencemodern2
باستان شناسان ماده منجمد سفیدی در ظروف شکسته این آرامگاه یافتند که حدس میزدند یک ماده غذایی باشد،
نویسندگان گزارشی در این باره که در مجله " Analytical Chemistry" انتشار یافته است میگویند: " کشف این پنیر بسیار مهم است، زیرا تاکنون هیچ مدرکی حاکی از تولید پنیردر مصرباستان بدست نیامده بود. "
دکتر انریکو گرکو از دانشگاه کاتانیا که با همکارانش در دانشگاه قاهره ماده کشف شده را مورد آزمایش و بررسی قرارداده اند میگوید: "ماده مورد آزمایش احتمالا باقیمانده قدیمیترین پنیر دنیای باستان است که تاکنون کشف شده است. "
او میگوید: "ما پی برده ایم که (این پنیر) بیشتر از شیر گوسفندو بز ساخته شده است، اما طعم خاص آن را نمیتوان حدس زد."
پروفسور پل کایند استد، شیمی دادن ومورخ به نیویورک تایمز گفته است که این پنیر احتمالا بسیارترش و حاوی اسید بوده است. باستان شناسان یک ماده منجمد سفید رنگ در ظروف شکسته یافتند که بعد از تحقیق پی بردند قدیمیترین پنیرجهان است
به گفته محققان در این پنیر هم چنین اثر نوعی باکتری که سبب یک بیماری عفونی موسوم به"brucellosis" میشود، دیده شده است.دلیل این بیماری مصرف مواد لبنی غیرپاستوریزه است و باعث تب، عرق کردن و درد عضلانی میشود.
@Sciencemodern2
اگرنتیجه بررسیها این موضوع را تایید کند مدرکی باستانی از این بیماری بدست میدهد.آرامگاهی که پنیردرآن یافت شد متعلق به یک مقام بلند پایه مصر و شهردار شهرباستانی ممفیس است.محل این آرامگاه سقاره نکروپلیس، درمجاورت قاهره است که مکان باستانی برای خاک سپاری مردگان درمصرباستان بوده است.
این مکان اولین بار در سال ۱۸۸۵ کشف، اما به دلیل جا به جا شدن تپههای شنی مفقود شد، ولی باستان شناسان در سال ۲۰۱۰ موفق به کشف دوباره آن شدند.
@Sciencemodern2
BBC
باستان شناسان درآرامگاه یک مقام مصرباستان، قدیمیترین پنیراز دنیای باستان را یافته اند.قدمت این پنیر به ۳۲۰۰ سال پیش باز میگردد.
@Sciencemodern2
باستان شناسان ماده منجمد سفیدی در ظروف شکسته این آرامگاه یافتند که حدس میزدند یک ماده غذایی باشد،
نویسندگان گزارشی در این باره که در مجله " Analytical Chemistry" انتشار یافته است میگویند: " کشف این پنیر بسیار مهم است، زیرا تاکنون هیچ مدرکی حاکی از تولید پنیردر مصرباستان بدست نیامده بود. "
دکتر انریکو گرکو از دانشگاه کاتانیا که با همکارانش در دانشگاه قاهره ماده کشف شده را مورد آزمایش و بررسی قرارداده اند میگوید: "ماده مورد آزمایش احتمالا باقیمانده قدیمیترین پنیر دنیای باستان است که تاکنون کشف شده است. "
او میگوید: "ما پی برده ایم که (این پنیر) بیشتر از شیر گوسفندو بز ساخته شده است، اما طعم خاص آن را نمیتوان حدس زد."
پروفسور پل کایند استد، شیمی دادن ومورخ به نیویورک تایمز گفته است که این پنیر احتمالا بسیارترش و حاوی اسید بوده است. باستان شناسان یک ماده منجمد سفید رنگ در ظروف شکسته یافتند که بعد از تحقیق پی بردند قدیمیترین پنیرجهان است
به گفته محققان در این پنیر هم چنین اثر نوعی باکتری که سبب یک بیماری عفونی موسوم به"brucellosis" میشود، دیده شده است.دلیل این بیماری مصرف مواد لبنی غیرپاستوریزه است و باعث تب، عرق کردن و درد عضلانی میشود.
@Sciencemodern2
اگرنتیجه بررسیها این موضوع را تایید کند مدرکی باستانی از این بیماری بدست میدهد.آرامگاهی که پنیردرآن یافت شد متعلق به یک مقام بلند پایه مصر و شهردار شهرباستانی ممفیس است.محل این آرامگاه سقاره نکروپلیس، درمجاورت قاهره است که مکان باستانی برای خاک سپاری مردگان درمصرباستان بوده است.
این مکان اولین بار در سال ۱۸۸۵ کشف، اما به دلیل جا به جا شدن تپههای شنی مفقود شد، ولی باستان شناسان در سال ۲۰۱۰ موفق به کشف دوباره آن شدند.
@Sciencemodern2
BBC
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قورباغه آفریفائی بزرگترین قورباغه و پرخاشگر است
اما به رغم رفتار خشنش خانواده دوست هست
جنس ماده بعد تخم گذاری در حاشیه ردوخانه قورباغه نر برای اینکه حوضچه خشک نشه..
@Sciencemodern2
اما به رغم رفتار خشنش خانواده دوست هست
جنس ماده بعد تخم گذاری در حاشیه ردوخانه قورباغه نر برای اینکه حوضچه خشک نشه..
@Sciencemodern2