💢مغز خزنده!!!!
میخواهیم ببینیم " مغز خزنده " انسان چیست و چه خصوصیاتی دارد ؟
همینطور اگر فرصت بود اشاراتی کنیم به تکنیکها و کثالهایی از نورومارکتینگ یا بازایابی عصبشناختی و ببینیم چطور از خصوصیات مغزی ما در جهت فروش کالا و خدمات استفاده میکنند .
قبل از هر چیز طبق معمول به ساده ترین زبان ممکن عرض میکنم که مغز ما سه قسمت تکاملی دارد . یعنی مغز از سه لایه باستانی و حد وسط و جدید تشکیل شده است .
لایه جدید که در سطح است و بنام قشر مغز ، معرف حضور دوستان است ، فی الواقع مغز انسانی ماست .
داخلی ترین لایه که مغز باستانی ماست اصطلاحا مغز خزنده نامیده میشود و یادگار اجداد خزنده ماست . عملکرد این لایه در تمام مهره داران منشعب از خزندگان دیده میشود . همینطور در انسان ...
شما مثل یک خزنده عمل میکنید !
قسمت خزنده مغز شما خصوصیات بسیار جالب توجهی دارد که در جهت بقاء شما تکمل یافته و چنان کارکرد سرنوشت ساز و مهمی دارد ، که به عنوان پروتکل اصلی حیات ، تقریبا بر تمام عملکرد مغزی - و لذا رفتاری - شما اثر گذار است .
یکی از خصوصیات این مغز ، درک ابتدایی از "من " و خودخواهی بی حد و حصر است . شما به عنوان یک خزنده ، هیچ چیز را مهمتر از خودتان نمیدانید و این در جهت اولویت اول حیاتی و بقاء شماست .
لذا حساسیت ویژه ای به " من " دارید و در نورومارکتینگ از این حساسیت استفاده میشود و " شما" مورد خطاب قرار میگیرید .
بطور مثال "
Do YOU Yahoo ?
و یا :
" شما " چه فکری برای آینه تان کرده اید ؟
" شما " عضو اکسین چنل هستید ؟
خصوصیت دیگر مغز خزنده ، حفظ امنیت جانی شماست . یعنی این قسمت از مغز دستورات محتاطانه در جهت حفظ سلامت و امنیت شما میدهد . و درست مثل خزنده ای که به هر تهدید کوچکی واکنش جنگ یا فرار را نشان میدهد ، شدیدا حساس به خطر است .
از این مرگ هراسی مغز خزنده هم در تبلیغات استفاده میشود .
مثلا :
دخانیات اولین عامل "مرگ" در اثر سرطان ریه است
آیا شما در برابر آتش سوزی ، سیل و زلزله ایمن هستید ؟
آیا میدانید سرنشینان خودرو چان سانگ در سال گذشته کمترین میزان مرگ در حوادث جاده ای را داشته اند ؟
خصوصیت دیگر مغز خزنده ، رفتار تکرار شونده و عادتی است .
یعنی مغز خزنده شما را به همان رفتار همیشگی و آزموده شده و بیخطر و یا غریزی همیشگی سوق میدهد و به نوعی کهنه پرست است .
در مورد چیزهای جدید ریسک نمیکند !
مثال بسیار جالب در فرهنگ خودمان تبلیغات با اشاره به کهنه یا سنتی بودن محصول است :
پشمک سنتی حاج عبدالله و پسران !
شراب چهل ساله !
همین خاصیت مغز خزنده در رفتارهای سیکلیک مثل اعتیاد دیده میشود . یعنی مغز بجای انجام یک رفتار و رفتن سراغ رفتار بعدی ، در حالت چرخه ای گرفتار میشود ...
باز همین رفتار چرخه ای را در اختلال جبری-وسواسی میبینید ..
همینطور باورهای نهادینه شده در فرهنگ و روش اجدادی مان ...
مثلا در تبلیغ :
پدرم در بانک ملی حساب داشت ، من در بانک ملی حساب دارم ،امروز برای فرزند تازه بدنیا آمده ام هم حساب چغندر طلایی بانک ملی باز کردیم !
خصوصیت بعدی مغز خزنده ، حساسیت عجیب آن به کنتراست ها و تفاوتهاست .
فی الواقع نحوه تقسیم بندی دوگانه انگار ما در مورد پدیده ها مربوط به ساختار این مغز هم هست .
سرد و گرم
خوب و بد
سیاه و سفید
خدا و شیطان
زشت و زیبا
و ..
مفاهیمی انتزاعی هستند و در جهان وجود خارجی ندارند. به عبارتی اینها نماد سازی ها و تقسیم بندی های کارکردی مغز ما هستند و بین " سرد و گرم " یا " بزرگ و کوچک " در جهان واقع خط کشی وجود ندارد .
از این خاصیت در همه تبلیغ ها استفاده میشود و مغز را وادار به قیاس میکنند .
مثلا یک نمونه از تبلیغ شرکت سازنده مایع سفید کنند ، روی خط کشی عابر پیاده خیابانها بود که تمامی خطوط یک مسیر عبور عابر پیاده ، مایل به خاکستری بود و فقط یک خط ، سفید شفاف و بسیار تمیز بود . و روی آن یک خط اسم برند تولید کننده مایع سفید کننده قید شده بود !
همینطور در تبلیغاتی مثل کاشت مو و کلاه گیس به موضوح قسمت حساس به کنتراست را در مغز شما تحریک میکنند . یک عکس کچل و اخمو / با عکس خندان و مودار همان آدم ، در کنار هم !
موضوع دیگر که مورد علاقه مغز خزنده ماست " سکس " است .
یعنی مغز خزنده ما ، ما را ترغیب به سکس میکند و آنتن های ما را فعال و هوشیار قرار میدهد تا آماده پاسخگویی به محرکها و سیگنالهای جنسی باشیم ...
دیگر مثال این نوع نورومارکتینگ را بنده معذورم و خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل !
تا اینجای کار را داشته باشید ، تا ببینیم در روزهای آینده شاید به مصادیق و مثالها و تکنیکهای نورومارکتینگ و سایر خصوصیات مغز خزنده بپردازیم ..
فقط نکته پایانی و شاید مهمترین نکته بحث امروز این است که :
سیگنالهای و رشته های عصبی مغز خزنده به سمت بالا و قسمتهای نوین مغز میروند و بطور ناخودآگاه یک یک رفتارهای شما را تحت تاثیر قرار میدهند .
میخواهیم ببینیم " مغز خزنده " انسان چیست و چه خصوصیاتی دارد ؟
همینطور اگر فرصت بود اشاراتی کنیم به تکنیکها و کثالهایی از نورومارکتینگ یا بازایابی عصبشناختی و ببینیم چطور از خصوصیات مغزی ما در جهت فروش کالا و خدمات استفاده میکنند .
قبل از هر چیز طبق معمول به ساده ترین زبان ممکن عرض میکنم که مغز ما سه قسمت تکاملی دارد . یعنی مغز از سه لایه باستانی و حد وسط و جدید تشکیل شده است .
لایه جدید که در سطح است و بنام قشر مغز ، معرف حضور دوستان است ، فی الواقع مغز انسانی ماست .
داخلی ترین لایه که مغز باستانی ماست اصطلاحا مغز خزنده نامیده میشود و یادگار اجداد خزنده ماست . عملکرد این لایه در تمام مهره داران منشعب از خزندگان دیده میشود . همینطور در انسان ...
شما مثل یک خزنده عمل میکنید !
قسمت خزنده مغز شما خصوصیات بسیار جالب توجهی دارد که در جهت بقاء شما تکمل یافته و چنان کارکرد سرنوشت ساز و مهمی دارد ، که به عنوان پروتکل اصلی حیات ، تقریبا بر تمام عملکرد مغزی - و لذا رفتاری - شما اثر گذار است .
یکی از خصوصیات این مغز ، درک ابتدایی از "من " و خودخواهی بی حد و حصر است . شما به عنوان یک خزنده ، هیچ چیز را مهمتر از خودتان نمیدانید و این در جهت اولویت اول حیاتی و بقاء شماست .
لذا حساسیت ویژه ای به " من " دارید و در نورومارکتینگ از این حساسیت استفاده میشود و " شما" مورد خطاب قرار میگیرید .
بطور مثال "
Do YOU Yahoo ?
و یا :
" شما " چه فکری برای آینه تان کرده اید ؟
" شما " عضو اکسین چنل هستید ؟
خصوصیت دیگر مغز خزنده ، حفظ امنیت جانی شماست . یعنی این قسمت از مغز دستورات محتاطانه در جهت حفظ سلامت و امنیت شما میدهد . و درست مثل خزنده ای که به هر تهدید کوچکی واکنش جنگ یا فرار را نشان میدهد ، شدیدا حساس به خطر است .
از این مرگ هراسی مغز خزنده هم در تبلیغات استفاده میشود .
مثلا :
دخانیات اولین عامل "مرگ" در اثر سرطان ریه است
آیا شما در برابر آتش سوزی ، سیل و زلزله ایمن هستید ؟
آیا میدانید سرنشینان خودرو چان سانگ در سال گذشته کمترین میزان مرگ در حوادث جاده ای را داشته اند ؟
خصوصیت دیگر مغز خزنده ، رفتار تکرار شونده و عادتی است .
یعنی مغز خزنده شما را به همان رفتار همیشگی و آزموده شده و بیخطر و یا غریزی همیشگی سوق میدهد و به نوعی کهنه پرست است .
در مورد چیزهای جدید ریسک نمیکند !
مثال بسیار جالب در فرهنگ خودمان تبلیغات با اشاره به کهنه یا سنتی بودن محصول است :
پشمک سنتی حاج عبدالله و پسران !
شراب چهل ساله !
همین خاصیت مغز خزنده در رفتارهای سیکلیک مثل اعتیاد دیده میشود . یعنی مغز بجای انجام یک رفتار و رفتن سراغ رفتار بعدی ، در حالت چرخه ای گرفتار میشود ...
باز همین رفتار چرخه ای را در اختلال جبری-وسواسی میبینید ..
همینطور باورهای نهادینه شده در فرهنگ و روش اجدادی مان ...
مثلا در تبلیغ :
پدرم در بانک ملی حساب داشت ، من در بانک ملی حساب دارم ،امروز برای فرزند تازه بدنیا آمده ام هم حساب چغندر طلایی بانک ملی باز کردیم !
خصوصیت بعدی مغز خزنده ، حساسیت عجیب آن به کنتراست ها و تفاوتهاست .
فی الواقع نحوه تقسیم بندی دوگانه انگار ما در مورد پدیده ها مربوط به ساختار این مغز هم هست .
سرد و گرم
خوب و بد
سیاه و سفید
خدا و شیطان
زشت و زیبا
و ..
مفاهیمی انتزاعی هستند و در جهان وجود خارجی ندارند. به عبارتی اینها نماد سازی ها و تقسیم بندی های کارکردی مغز ما هستند و بین " سرد و گرم " یا " بزرگ و کوچک " در جهان واقع خط کشی وجود ندارد .
از این خاصیت در همه تبلیغ ها استفاده میشود و مغز را وادار به قیاس میکنند .
مثلا یک نمونه از تبلیغ شرکت سازنده مایع سفید کنند ، روی خط کشی عابر پیاده خیابانها بود که تمامی خطوط یک مسیر عبور عابر پیاده ، مایل به خاکستری بود و فقط یک خط ، سفید شفاف و بسیار تمیز بود . و روی آن یک خط اسم برند تولید کننده مایع سفید کننده قید شده بود !
همینطور در تبلیغاتی مثل کاشت مو و کلاه گیس به موضوح قسمت حساس به کنتراست را در مغز شما تحریک میکنند . یک عکس کچل و اخمو / با عکس خندان و مودار همان آدم ، در کنار هم !
موضوع دیگر که مورد علاقه مغز خزنده ماست " سکس " است .
یعنی مغز خزنده ما ، ما را ترغیب به سکس میکند و آنتن های ما را فعال و هوشیار قرار میدهد تا آماده پاسخگویی به محرکها و سیگنالهای جنسی باشیم ...
دیگر مثال این نوع نورومارکتینگ را بنده معذورم و خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل !
تا اینجای کار را داشته باشید ، تا ببینیم در روزهای آینده شاید به مصادیق و مثالها و تکنیکهای نورومارکتینگ و سایر خصوصیات مغز خزنده بپردازیم ..
فقط نکته پایانی و شاید مهمترین نکته بحث امروز این است که :
سیگنالهای و رشته های عصبی مغز خزنده به سمت بالا و قسمتهای نوین مغز میروند و بطور ناخودآگاه یک یک رفتارهای شما را تحت تاثیر قرار میدهند .
👓👓کاربرد منشور
منشور محیطی پاشنده است. همانطور که قبلا هم اشاره شده در محیط پاشنده هر طول موج، ضریب شکست خاصی دارد.
اولین و مهم ترین کاربرد منشور در اسپکتروسکپی (اسپکتروسکوپ، اسپکتروگراف، اسپکتروفوتومتر و...) و تفکیک طول موجی است البته منشور نسبت به سایر اسپکترومترها قدرت تفکیک پایینی دارد.
از کاربردهای دیگر منشورها می توان به جابه جاگری و تغییر جهت پرتو اشاره کرد. که در این نوع کاربری ها منشور به گونه ای تنظیم میشود که تفکیک طول موجی صورت نگیرد. عامل مهمی که در این نوع کاربری مد نظر قرار میگیرد پاریته یا همان چپ گردی یا راستگردی تصویر است. برای مثال تصویری که در آینه معمولی میبینیم دارای پاریته فرد یا چپ گرد است و حروف برعکس می شوند.
@Sciencemodern2
منشور محیطی پاشنده است. همانطور که قبلا هم اشاره شده در محیط پاشنده هر طول موج، ضریب شکست خاصی دارد.
اولین و مهم ترین کاربرد منشور در اسپکتروسکپی (اسپکتروسکوپ، اسپکتروگراف، اسپکتروفوتومتر و...) و تفکیک طول موجی است البته منشور نسبت به سایر اسپکترومترها قدرت تفکیک پایینی دارد.
از کاربردهای دیگر منشورها می توان به جابه جاگری و تغییر جهت پرتو اشاره کرد. که در این نوع کاربری ها منشور به گونه ای تنظیم میشود که تفکیک طول موجی صورت نگیرد. عامل مهمی که در این نوع کاربری مد نظر قرار میگیرد پاریته یا همان چپ گردی یا راستگردی تصویر است. برای مثال تصویری که در آینه معمولی میبینیم دارای پاریته فرد یا چپ گرد است و حروف برعکس می شوند.
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آشنایی با ساختار عملی ترمز های ضد قفل اتومبیل (ABS)
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اصول عملی سیستم های ترمز ضد قفل خودرو ABS
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ضربه چیست و چگونه می توان سرعت توپ را بعد از ضربه حساب نمود؟
💥 محتوای مناسب برای کلاس معکوس و مرور دانش آموزان
🔖 تصویر صفحه کتاب فیزیک3 مربوط به این انیمیشن : https://goo.gl/6ydeZ
@Sciencemo
💥 محتوای مناسب برای کلاس معکوس و مرور دانش آموزان
🔖 تصویر صفحه کتاب فیزیک3 مربوط به این انیمیشن : https://goo.gl/6ydeZ
@Sciencemo
کاسواری بسیار خطرناک است! چنگالهای این پرنده بسیار قوی است سرعت این پرنده در مقایسه با جثهاش بسیار عجیب و شگفتانگیز است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
قلب جایگاه باستانی روح
تقریباً هر یک از اندام های بدن در یکی از ادوار تاریخی به این مقام رفیع نائل آمده است، یعنی عضوی بوده که پاسدار روح و همه احساسات و عواطفی بوده است که ما به اعتبار آنها انسان شناخته میشویم.
جگر (کبد) این اندام خونین رنگ و به ظاهر سرچشمه همه رگهای بدن برای سومریها (یعنی مردمی که برای نخستین بار اندیشه های خود را به نگارش درآوردهاند) و نیز برای آشوریها و ساکنان قدیم اسرائیل این نقش خاص را داشته است آنجا که داوود در کتاب مزامیر (زبور داوود) می گوید:
جگر من نغمه ستایش برای تو خواهد خواند و ساکت نخواهد ماند.
شاید وی موقع نوشتن معنی لفظی و حقیقی عبارت را در نظر داشته است.
چندان جای شگفتی نیست که تشکیلات رگ های خونی، انسان را در جستجوی او برای یافتن روح هدایت کرده باشد از همه اینها گذشته، روح چیست؟ روح یک نیروی محرک است، عنصر حیات بخش است؛ و چیست که برای تداوم حرکت، ضروریتر از جریان آزاد خون گرم در بدن باشد؟
وقتی خون از دست میرفت حیات نیز به دنبال آن رخت برمیبست، به این اعتبار، منشاء خون باید منشأ خود حیات نیز باشد و از اینجا یکی از پر عمق ترین نظریه های زیست شناسی سرچشمه گرفت:
یعنی اینکه کرسی یا جایگاه روح در بدن، دل (قلب) است.
ارسطو که خود بزرگترین زیست شناس در عصر باستان بود از این نظریه جانبداری کرد، و آن هنوز ما را رها نکرده است هرچند که «نه در علم» ولی محققاً در شعر و آواز های مردمی
«این دل است و نه مغز که آرزو می کند و به درد می آید و بالاخره می شکند».
سروش سارابی
برگرفته از کتاب ساخت و کار ذهن
کالین بلکیمور ۱۹۸۳
@daneshagahi
https://bit.ly/2MiAAi1
تقریباً هر یک از اندام های بدن در یکی از ادوار تاریخی به این مقام رفیع نائل آمده است، یعنی عضوی بوده که پاسدار روح و همه احساسات و عواطفی بوده است که ما به اعتبار آنها انسان شناخته میشویم.
جگر (کبد) این اندام خونین رنگ و به ظاهر سرچشمه همه رگهای بدن برای سومریها (یعنی مردمی که برای نخستین بار اندیشه های خود را به نگارش درآوردهاند) و نیز برای آشوریها و ساکنان قدیم اسرائیل این نقش خاص را داشته است آنجا که داوود در کتاب مزامیر (زبور داوود) می گوید:
جگر من نغمه ستایش برای تو خواهد خواند و ساکت نخواهد ماند.
شاید وی موقع نوشتن معنی لفظی و حقیقی عبارت را در نظر داشته است.
چندان جای شگفتی نیست که تشکیلات رگ های خونی، انسان را در جستجوی او برای یافتن روح هدایت کرده باشد از همه اینها گذشته، روح چیست؟ روح یک نیروی محرک است، عنصر حیات بخش است؛ و چیست که برای تداوم حرکت، ضروریتر از جریان آزاد خون گرم در بدن باشد؟
وقتی خون از دست میرفت حیات نیز به دنبال آن رخت برمیبست، به این اعتبار، منشاء خون باید منشأ خود حیات نیز باشد و از اینجا یکی از پر عمق ترین نظریه های زیست شناسی سرچشمه گرفت:
یعنی اینکه کرسی یا جایگاه روح در بدن، دل (قلب) است.
ارسطو که خود بزرگترین زیست شناس در عصر باستان بود از این نظریه جانبداری کرد، و آن هنوز ما را رها نکرده است هرچند که «نه در علم» ولی محققاً در شعر و آواز های مردمی
«این دل است و نه مغز که آرزو می کند و به درد می آید و بالاخره می شکند».
سروش سارابی
برگرفته از کتاب ساخت و کار ذهن
کالین بلکیمور ۱۹۸۳
@daneshagahi
https://bit.ly/2MiAAi1
حلزون دریایی گاستروپود پوسته پا تنها موجود زنده ای که آهن جامد در اسکلت بدنش وجود دارد و مجهز به سپرهای زرهی آهنی است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
با یک مقدمه کوتاه و آنچه قبلا به عرض رساندم ،میخواهم اندکی در باب توهمی بنام " اراده آزاد " گفتگو کنیم .
قبلا عرض شد که حیات در زمین وابسته به سیستم عصبی و مغز نیست . فی الواقع اغلب جانداران - مثلا گیاهان - اصلا سیستم عصبی ندارند .
اولین نمونه های ساده از سیستم عصبی را میتوان در برخی موجودات آبزی رویت کرد . مثلا یک آبزی جالب توجه داریم که در دو حالت متحرک / ویا چسبیده به بستر زندگی میکند . در حالت متحرک ، یک شبکه بسیار ساده عصبی دارد و در حالت چسبیده به بستر ، همان شبکه عصبی اش را هضم میکند و میخورد !
لذا ابتدائی ترین شکلهای شبکه های عصبی در جاندارانی دیده میشود که نیاز به حرکت کردن داشته اند . بدینسان میشود ادعا کرد اولین و بنیادی ترین عملکرد سیستمها و شبکه های عصبی در جانداران چیزی نیست جز :
" هماهنگی حرکتی "
به مرور و با پیچیده شدن جانداران ، شاهد شبکه های عصبی پیچیده تر هستیم . چرا که حرکات جانداران بسیار پیچیده میشود و یک سیستم عصبی پیچیده برای هماهنگی حرکتی و صدور فرامین به تعداد زیادی از ماهیچه ها لازم است . بطور مثال تصاویر بسیار جالبی از فلوروسنت کردن شبکه عصبی یک کرم بدست آمده که واقعا دیدنی و هر چند ساده است .
در مورد جانوران پیچیده تر - مثلا پرندگان و حتی پستانداران - دیگر بحث به هماهنگی ماهیچه های حرکتی ختم نمیشود .
فی الواقع مغز یک پستاندار لازم است بیش از هرچیز قدرت پیشبینی داشته باشد .
فرض کنید شما یک اسباب بازی را از دور پرت میکنید و سگ شما از چندین متر آنطرف تر میدود و به هوا میپرد و هدف را روی هوا میقاپد !
این حرکت ، فقط هماهنگی بین صد تا ماهیچه نیست !
در واقع چیزی که در مغز سگ رخ میدهد تعداد بسیار زیادی محاسبات پیچیده فیزیکی است که به یک ابر-رایانه بنام مغز نیاز دارد تا انواع پارامترهای مربوطه و نیروها و شتاب و سرعت و ... کلی داده دیگر را آنالیز و فرمان حرکتی مناسب را به سیستم حرکتی ( که خودش باز محاسبات پیچیده دارد و تون هر عضله باید با گروهی از عضلات همسو و مخالف تنظیم شود ) ارسال کند .
حال برسیم به مغزی پیچیده تر و رفتار انسانی ...
باز یادآوری میکنم که لازم است بین " عمل آزاد " و " اراده آزاد " تفکیک قائل شد . بدین صورت که در فارسی عمل آزاد از جنس فعالیت حرکتی است ولی اراده آزاد ، از جنس فرامین نورولوژیک است .
ما میدانیم شما مختارید در یک مشاجره توی گوش طرف مقابل بزنید یا نزنید !
این عمل از سنخ فعالیت حرکتی است . حال آنکه ما در باب میزان اختیار شما در " اراده یا صدور فرمان نورولوژیک منتهی به آن حرکت " صحبت میکنیم .
به بیان ساده " اراده شما " نتیجه یک تحلیل سریع و پیشبینی از نتیجه چند احتمال ممکن است .
مغز شما قبل از اینکه فرمان اتومبیل را سر پیچ ، بپیچانید تا نپیچانید ، نتیجه پیچاندان یا نپیچاندن فرمان را تحلیل میکند و بطور سنتی دستور حرکتی منتج از بهترین پیشبینی را در راستای استحصال نتیجه بهینه صادر میکند .
اما کار به اینجا ختم نمیشود .
بسیاری از فرامین، محرکهایی در سطح مغز خزنده دارند و غیر قابل بررسی و اجتناب هستند . بطور مثال وقتی شما با امنیت یا مرگ یا کنتراست یا محرک جنسی و بسیاری پروتکلهای باستانی مغز سزوکار دارید ، فرامین نورولوژیک صادره اولیت دارند و بدون بررسی به فرامین حرکتی ختم میشوند
مثلا وقتی کودکی در آب افتاده ، شما ابتدائا برای نجاتش در آب میپرید و بعد از انجام کار ، سیگنال این عمل را در نئوکورتکس فرونتال تحلیل میکنید و یک توجیه اخلاقی ( همسو با نورم ) برای عمل خود میتراشید .
این مسئله در یک مشاجره هم صدق میکند . یعنی شما ابتدا پرخاش میکنید و بعد در نئوکورتکس خود استدلال میکنید و میگویید : فریاد زدم برای اینکه طرف فلان کار را کرد !
شما بی آنکه متوجه شوید ممکن است کسی را بکشید ! و چند ثانیه بعد بگویید : واااای من چیکار کردم ؟!
موضوع جالب توجه دیگری هم هست :
مغز یک ارگان به غایت صرفه جو است .
اگر مغز ما میخواست تمامی عملکرد و رفتار روزانه ما را مو به مو محاسبه کند ، کلا هنگ میکرد .
لذا مغر به مرور یک یک فعالیتهای حرکتی را با مکانیسم یادگیری ، ثبت و ضبط میکند و در شرایط مشابه بعدی محاسبات را " میانبر " میزند .
مثلا بار اول که شما پشت فرمان اتومبیل مینشینید ، محاسبات و عملکرد برایتان چنان پیچیده است که باید شش دنگ حواس و توان مغزی خودتان را معطوف آن کنید . یکسال بعد حین رانندگی همزمان هم با موبایل صحبت میکنید و هم تخمه میشکنید و هم توی ماشین کناری سرک میکشید !
چرا که مغز شما محاسبات را با تکرار " بای-پس" میکند .
لذا یک خصوصیت مهم مغز ، عمل به آموزه هاست ...
و این آموزه ها شدیدا تحت تاثیر سالهای اولیه عمر است .
وقتی به مثال پریدن در آب برای نجات یک کودک فکر میکنید ، باید گفت شما در محیطی که خودتان انتخاب نکرده اید متولد میشوید و رشد میکنید . نورم ها و باورها و خوب و
قبلا عرض شد که حیات در زمین وابسته به سیستم عصبی و مغز نیست . فی الواقع اغلب جانداران - مثلا گیاهان - اصلا سیستم عصبی ندارند .
اولین نمونه های ساده از سیستم عصبی را میتوان در برخی موجودات آبزی رویت کرد . مثلا یک آبزی جالب توجه داریم که در دو حالت متحرک / ویا چسبیده به بستر زندگی میکند . در حالت متحرک ، یک شبکه بسیار ساده عصبی دارد و در حالت چسبیده به بستر ، همان شبکه عصبی اش را هضم میکند و میخورد !
لذا ابتدائی ترین شکلهای شبکه های عصبی در جاندارانی دیده میشود که نیاز به حرکت کردن داشته اند . بدینسان میشود ادعا کرد اولین و بنیادی ترین عملکرد سیستمها و شبکه های عصبی در جانداران چیزی نیست جز :
" هماهنگی حرکتی "
به مرور و با پیچیده شدن جانداران ، شاهد شبکه های عصبی پیچیده تر هستیم . چرا که حرکات جانداران بسیار پیچیده میشود و یک سیستم عصبی پیچیده برای هماهنگی حرکتی و صدور فرامین به تعداد زیادی از ماهیچه ها لازم است . بطور مثال تصاویر بسیار جالبی از فلوروسنت کردن شبکه عصبی یک کرم بدست آمده که واقعا دیدنی و هر چند ساده است .
در مورد جانوران پیچیده تر - مثلا پرندگان و حتی پستانداران - دیگر بحث به هماهنگی ماهیچه های حرکتی ختم نمیشود .
فی الواقع مغز یک پستاندار لازم است بیش از هرچیز قدرت پیشبینی داشته باشد .
فرض کنید شما یک اسباب بازی را از دور پرت میکنید و سگ شما از چندین متر آنطرف تر میدود و به هوا میپرد و هدف را روی هوا میقاپد !
این حرکت ، فقط هماهنگی بین صد تا ماهیچه نیست !
در واقع چیزی که در مغز سگ رخ میدهد تعداد بسیار زیادی محاسبات پیچیده فیزیکی است که به یک ابر-رایانه بنام مغز نیاز دارد تا انواع پارامترهای مربوطه و نیروها و شتاب و سرعت و ... کلی داده دیگر را آنالیز و فرمان حرکتی مناسب را به سیستم حرکتی ( که خودش باز محاسبات پیچیده دارد و تون هر عضله باید با گروهی از عضلات همسو و مخالف تنظیم شود ) ارسال کند .
حال برسیم به مغزی پیچیده تر و رفتار انسانی ...
باز یادآوری میکنم که لازم است بین " عمل آزاد " و " اراده آزاد " تفکیک قائل شد . بدین صورت که در فارسی عمل آزاد از جنس فعالیت حرکتی است ولی اراده آزاد ، از جنس فرامین نورولوژیک است .
ما میدانیم شما مختارید در یک مشاجره توی گوش طرف مقابل بزنید یا نزنید !
این عمل از سنخ فعالیت حرکتی است . حال آنکه ما در باب میزان اختیار شما در " اراده یا صدور فرمان نورولوژیک منتهی به آن حرکت " صحبت میکنیم .
به بیان ساده " اراده شما " نتیجه یک تحلیل سریع و پیشبینی از نتیجه چند احتمال ممکن است .
مغز شما قبل از اینکه فرمان اتومبیل را سر پیچ ، بپیچانید تا نپیچانید ، نتیجه پیچاندان یا نپیچاندن فرمان را تحلیل میکند و بطور سنتی دستور حرکتی منتج از بهترین پیشبینی را در راستای استحصال نتیجه بهینه صادر میکند .
اما کار به اینجا ختم نمیشود .
بسیاری از فرامین، محرکهایی در سطح مغز خزنده دارند و غیر قابل بررسی و اجتناب هستند . بطور مثال وقتی شما با امنیت یا مرگ یا کنتراست یا محرک جنسی و بسیاری پروتکلهای باستانی مغز سزوکار دارید ، فرامین نورولوژیک صادره اولیت دارند و بدون بررسی به فرامین حرکتی ختم میشوند
مثلا وقتی کودکی در آب افتاده ، شما ابتدائا برای نجاتش در آب میپرید و بعد از انجام کار ، سیگنال این عمل را در نئوکورتکس فرونتال تحلیل میکنید و یک توجیه اخلاقی ( همسو با نورم ) برای عمل خود میتراشید .
این مسئله در یک مشاجره هم صدق میکند . یعنی شما ابتدا پرخاش میکنید و بعد در نئوکورتکس خود استدلال میکنید و میگویید : فریاد زدم برای اینکه طرف فلان کار را کرد !
شما بی آنکه متوجه شوید ممکن است کسی را بکشید ! و چند ثانیه بعد بگویید : واااای من چیکار کردم ؟!
موضوع جالب توجه دیگری هم هست :
مغز یک ارگان به غایت صرفه جو است .
اگر مغز ما میخواست تمامی عملکرد و رفتار روزانه ما را مو به مو محاسبه کند ، کلا هنگ میکرد .
لذا مغر به مرور یک یک فعالیتهای حرکتی را با مکانیسم یادگیری ، ثبت و ضبط میکند و در شرایط مشابه بعدی محاسبات را " میانبر " میزند .
مثلا بار اول که شما پشت فرمان اتومبیل مینشینید ، محاسبات و عملکرد برایتان چنان پیچیده است که باید شش دنگ حواس و توان مغزی خودتان را معطوف آن کنید . یکسال بعد حین رانندگی همزمان هم با موبایل صحبت میکنید و هم تخمه میشکنید و هم توی ماشین کناری سرک میکشید !
چرا که مغز شما محاسبات را با تکرار " بای-پس" میکند .
لذا یک خصوصیت مهم مغز ، عمل به آموزه هاست ...
و این آموزه ها شدیدا تحت تاثیر سالهای اولیه عمر است .
وقتی به مثال پریدن در آب برای نجات یک کودک فکر میکنید ، باید گفت شما در محیطی که خودتان انتخاب نکرده اید متولد میشوید و رشد میکنید . نورم ها و باورها و خوب و
بد ها و همینطور باید و نباید ها را یاد میگیرید و درونی میکنید و تقریبا در تمام عمر ، در بسیاری امور با همان مسیر میانبر محاسباتی به آموزه ها عمل میکنید .
محرکی به شما وارد میشود که تحت اختیار شما نیست ( مثلا کودک در آب میفتد ) و شما بی هیچ محاسبه ای وارد عمل میشوید !
همینطور در مثالهایی که با برچسب " دوست دارم " یا " دلم میخواد " توهم اراده آزاد در ذهن شما رخ میدهد ، باید ابتدا پرسید :
چرا دوست دارید ؟
روزی مثال زدم که من مختارم به انتخاب چلوکباب سلطانی ، و میگویم چون دوست دارم ! عرض شد این چلوکباب دوست داشتن در انتخاب و اختیار من نیست و این سلیقه ناشی از محل نمو من است و اگر در قطب متولد میشدم احتمالا جگر خام نهنگ را " دلم میخواست "
حتی در خوشبینانه ترین شکل ممکن و فرض کنترل کامل شما بر عواطف و احساسات و هیجانات تان ( مثلا در گوش کسی نزدن در یک مشاجره )
مغز شما مبادرت به یک پیشبینی میکند و حالات ممکن و احتمالی را از پیش محاسبه میکند ....
مثلا : اگر چه بسیار بسیار خشمگین هستید ، مغز شما نتیجه های زدن در گوش طرف مقابل را از بعدهای اجتماعی و وجهه شما و همینطور زور بازوی طرف مقابل ، و قانون و دهها پارامتر دیگر پیشبینی میکند و فرمانی که باز از همان مسیر " میانبر " حادث شده را اجرایی میکند .
در آزمایش لبیت سالها قبل نشان داده شده که فرمان حرکتی یک انتخاب وقتی در مغز صادر میشود و قابل رصد کردن است که شما خودتان هنوز از تصمیم خود آگاه نشده اید .
ورژن های جدید این آزمایش با تکنولوژی جدید ، مثل اف-ام آر آی نتایج جالب توجه تری نشان میدهد و مادام که میشود تصمیم شما را قبل از اینکه خودتان از آن آگاه شوید رصد کرد ، عقلا باید گفت حداقل تصمیمات آگاهانه نیستند تا بشود آنها را تابع اراده ای آزاد فرض کرد .
#جناب_دکتر_قبادیان
محرکی به شما وارد میشود که تحت اختیار شما نیست ( مثلا کودک در آب میفتد ) و شما بی هیچ محاسبه ای وارد عمل میشوید !
همینطور در مثالهایی که با برچسب " دوست دارم " یا " دلم میخواد " توهم اراده آزاد در ذهن شما رخ میدهد ، باید ابتدا پرسید :
چرا دوست دارید ؟
روزی مثال زدم که من مختارم به انتخاب چلوکباب سلطانی ، و میگویم چون دوست دارم ! عرض شد این چلوکباب دوست داشتن در انتخاب و اختیار من نیست و این سلیقه ناشی از محل نمو من است و اگر در قطب متولد میشدم احتمالا جگر خام نهنگ را " دلم میخواست "
حتی در خوشبینانه ترین شکل ممکن و فرض کنترل کامل شما بر عواطف و احساسات و هیجانات تان ( مثلا در گوش کسی نزدن در یک مشاجره )
مغز شما مبادرت به یک پیشبینی میکند و حالات ممکن و احتمالی را از پیش محاسبه میکند ....
مثلا : اگر چه بسیار بسیار خشمگین هستید ، مغز شما نتیجه های زدن در گوش طرف مقابل را از بعدهای اجتماعی و وجهه شما و همینطور زور بازوی طرف مقابل ، و قانون و دهها پارامتر دیگر پیشبینی میکند و فرمانی که باز از همان مسیر " میانبر " حادث شده را اجرایی میکند .
در آزمایش لبیت سالها قبل نشان داده شده که فرمان حرکتی یک انتخاب وقتی در مغز صادر میشود و قابل رصد کردن است که شما خودتان هنوز از تصمیم خود آگاه نشده اید .
ورژن های جدید این آزمایش با تکنولوژی جدید ، مثل اف-ام آر آی نتایج جالب توجه تری نشان میدهد و مادام که میشود تصمیم شما را قبل از اینکه خودتان از آن آگاه شوید رصد کرد ، عقلا باید گفت حداقل تصمیمات آگاهانه نیستند تا بشود آنها را تابع اراده ای آزاد فرض کرد .
#جناب_دکتر_قبادیان