Modern Science
978 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
آی آی👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

شاید میمون ها بیشترین شباهت را از لحاظ ظاهری به انسان داشته باشند و تا جایی که علم ثابت کرده 96 درصد از ترکیبات ژنتیکی این دو با یکدیگر مشترک است.
در جنگل های ماداگاسکار اما موجودی به اسم آی آی زندگی می کند که از هر گونه حیوانی و حتی انسان ذره ای را به ارث برده؛ دمش شبیه به سنجاب است و گوش ها و چشم هایش هم به موش شباهت دارد و علاوه بر این ها، یک انگشت میانی بسیار بلند و باریک دارد که کارهای خارق العاده ای را انجام می دهد.
پژوهشگران در ابتدا تصور می کردند که این جانور یک جونده است، اما حالا بر اساس تحقیقات جدید روشن شده که در زمره میمون ها به خصوص گونه خاصی از لمورها جای می گیرد. به این ترتیب این گونه علاوه بر اینکه در دسته جداگانه ای قرار می گیرد، طبقه بندی مختص به خود را نیز پیدا می کند و به نوعی در میان سایر موجودات زنده تنها می ماند.
آی آی جانوری بی آزار با ظاهری غلط انداز است، با این همه، در افسانه های ماداگاسکار از آن تحت عنوان حیوانی شوم و بعضا شیطانی یاد می شود.

تردیدی نیست که یکی از علل اصلی تمایز آی آی در قلمرو حیوانات همین انگشت کشیده و کارهایی است که از عهده اش بر می آید.

آی آی شبانگاه در جنگل های ماداگاسکار به راه می افتد و انگشت کشیده و استخوانی اش را روی تنه های خالی درختان می زند تا صدای نوزادان حشره ای که در داخل آن لانه کرده اند را بشنود و غذایی خوشمزه برای خود پیدا کند.
@Sciencemodern2

اد لوئیس که از مشارکت کنندگان در پروژه تنوع و جغرافیایی زیستی در باغ وحش هنری دورلی است می گوید، زمانی که آی آی از صدایی که در داخل تنه های خشکیده و خالی درختان می شوند خوشش بیاید، از  دندان های تیز و محکم خود برای خراب کردن پناهگاه لاروها استفاده می کند.

لوئیس می گوید: «آنها دندان هایی به این تیزی دارند که در طول حیاتشان به صورت مستمر رشد می کنند و از این دندان ها برای جویدن چوب درختان بامبو و چیزهایی مانند آن استفاده می کنند و زمانی که آنها را برای آزمایش به باغ وحش آوردیم شروع به جویدن بلوک های سیمانی کردند.»

پس از آنکه این جانور موفق شد حفره ای را در تنه درخت بامبو ایجاد کند از انگشت میانی خود برای ردیابی لاروها استفاده کرده و در نهایت ناخن بلند خود را روی آن قلاب می کند.
@Sciencemodern2
لوئیس می گوید: دست انسان دارای مفاصل مختلف است و از طریق آنها می تواند انگشت خود را خم و راست کند، اما انگشت میانی آی آی درست ماننده کتف ما، دارای یک کاسه و گلوله است و به نوعی قابلیت چرخش دارد و به همین دلیل راحت تر می تواند به قربانی برسد.

این تکنیک در نوع خود بی نظیر است، اما باید بدانید که شامپانزه ها و اورانگوتان ها برای جمع آوری موریانه ها و مورچه ها به راهکاری جالب تر دست یافته اند و تنها این گروه از حیوانات هستند که از ابزار (چوب های بلند) برای این منظور استفاده می کنند.

با این همه، آی آی چنین ابزاری را از بدو تولد در بدن خود دارد و نیازهایش را به لطف آن برطرف می کند. در نظر داشته باشید که استفاده هوشمندانه از ویژگی های طبیعی بدن، تنها در آی آی مشاهده نمی شود و هزاران مایل آنطرف تر در استرالیا و گینه نو،نوعی صاریغ زندگی می کند که آن هم یک انگشت کشیده دارد منتها به جای استفاده از آن، از انگشت انگشتری خود برای به دام انداختن طعمه ها استفاده می کند.

متأسفانه نسل این گونه جانوری در خطر انقراض قرار دارد و طبق معمول علت تنها یک چیز است: انسان.

@Sciencemodern2
چرا انسانها نوشیدنی الکی مصرف میکنند:یک بازمانده تکاملی?

-نخستی ها دست کم برای 24 میلیون سال است که در حال خوردن میوه هستند.
درواقع اکثر نخستی ها از جمله شامپانزه ها,اورانگوتان ها و گیبون ها بیش از هرچیز میوه خوار هستند و میوه بخش اصلی رژیم آنهاست.
رسیده ترین میوه ها که بیش از همه نیز ترجیح داده میشوند آنهایی هستند مقدار فراوانی قند و اتانول در خود دارند.در واقع اتانولی که از میوه تراوش میکند میتواند نشانه ای از رسیده بودن آن میوه باشد.
به این ترتیب شاید بتوان گفت که برای میلیونها سال ,نخستی ها از جمله انسانها به واسطه مصرف میوه های رسیده مقادیر پایینی الکل مصرف میکرده اند.
با این وجود انسانهای امروزی در جهانی زندگی میکنند که میزان مصرف اتانول بسیار متفاوت از این مقدار است.میزان اتانول در میوه ها تنها 0.6 درصد است و بر مبنای محاسبات,مصرف میوه تنها قادر است سطح اتانول خون را 0.01 درصد افزایش دهد یعنی بسیار پایین تر از حد معمول برای مستی یعنی 0.08 درصد.
طبق فرضیه ((محصول جانبی میوه خواری)) میل انسان به نوشیدن الکل یک سازگاری نیست,بلکه یک محصول جانبی از میل سازشی به خوردن میوه های رسیده است.

روانشناسی تکاملی
دیوید باس
ویراست چهارم.2012
@Sciencemodern2
Modern Science
@Sciencemodern2
💢 حقایقی جدید در باره زودانزالی مردان

توضیح مسئله از دیدگاه فرگشت

@Sciencemodern2
به نظر می رسد همه حیوانات مذکر دنیای وحش از یک رفتار مشابه تبعیت می کنند. همه آنها در حین سکس، بسیار سریع کارشان را می کنند. در طبیعت خطر شکار شدن و مورد حمله مذکرهای دیگر قرار گرفتن به آنها اجازه نمی دهد که وقت تلف کنند. در ضمن سرعت بیشتر برای انتقال اسپرم مصادف با انتقال #ژن و موفقیت بیشتر در تنازع بقا است.

🔸مردان نیز تابعی از همین قانون طبیعی را به اجرا می گذارند وقتی دچار زودانزالی هستند. به عبارتی دیگر، زیست شناسی تکاملی بدن مردان را طوری برنامه ریزی کرده است که تخلیه جنسی سریع تر و تعداد دفعات سکس شان بیشتر داشته باشند تا کپی بیشتری از خود در طبیعت به جای بگذارند.

⬅️ ولی فرق زیادی بین واقعیت طبیعی و حقیقت زندگی اجتماعی انسان وجود دارد. Mayo Clinic یکی از معتبرترین کلینیک های پزشکی جهان در سایت رسمی اش می نویسد انزال زودرس «طلسمی» است که یک سوم مردان را در چنگ خود دارد. مردانی که تشویش، نگرانی و افسردگی زندگی #زناشویی شان را مختل کرده است.

🔸بشر تنها موجودی است که یاد گرفته است ضرورتی برای سریع بودن در اتاق خواب امن و مطبوع وجود ندارد. مردان دیگر نیازی به این وسیله طبیعی و تکاملی برای هیجان و شوق سریع برای عمل جنسی ندارند. چون معمولا خطری مردان را تهدید نمی کند. این روزها، اتاق خواب ها برای طولانی تر و زیباتر و عاطفی تر شدن رابطه ها برپا می شوند.
@Sciencemodern2


💭 به قول دکتر Brian Steixner رئیس انستیتیوی سلامت مردان: « اگر بشر اولیه توانای انزال سریع نمی داشت بقای نسل بشر ممکن نبود ولی چطور بتوانیم این ماجرای تکاملی را به این مردان نگران توضیح دهیم؟ » وقتی که می داند، #زودانزالی بزرگترین و شایع ترین مشکل مردان است. مشکلی که در بسیاری از موارد، سرنوشت تلخی برای بیماران فراهم می کند بویژه اینکه داروی مشخص و صد درصدی برای آن وجود ندارد.

🔸دکتر Claudia Ressel-Hodan متخصص رفتاردرمانی برای مردان و زوج ها که در فلوریدا مطب دارد معتقد است: « مردان باید ریشه نگرانی شان در حین رابطه جنسی را پیدا کنند. مردانی که از مشکل زودانزالی در رنج هستند باید قبل از هر چیز بتوانند به این درک برسند که چه توقع و تصوری از عمل جنسی وارد ضمیر روحی و هویت شان شده است؟»

💭 او می افزاید: « خیلی از مردان و زوج ها به مطب من می آیند و همه فکر و ذکرشان و تعریف شان از سکس دخول است. آنها به تنها چیزی که فکر نمی کنند لذتی است که از همبستری می توانند برای عزیزشان تدارک ببینند»

🔸وقتی که کل ماجرای همخوابگی محدود نشود به کارهای که آلت مرد قرار است انجام دهد به خودی خود بار سنگینی از تشویش و تعهد از روی دوش مرد برداشته می شود و از نگرانی اصلی می کاهد. این یک درک و روش اساسی برای بهبود زودانزالی است چون نگرانی، تشویش و ترس باعث و بانی زودانزالی در مردان است.
═════════════════
@Sciencemodern2
http://www.menshealth.com/sex-women/premature-ejaculation?cid=socFit_20150602_46833476&adbid=10155603401495207&adbpl=fb&adbpr=56916320206?cid=NL_DailyDoseNL_-_08272015_PrematureEjaculation_Module1
Modern Science pinned Deleted message
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هجوم تاریخی گیاهان به خشکی...!

@Sciencemodern2
کانال علم مدرن ⬇️⬇️⬇️⬇️
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمین چگونه انسان را ساخت...؟!
زبان:فارسی
موضوع:پیدایش حیات و فرگشت
زمان:3M28S
منبع:manoto
@Sciencemodern2
دانشمندان موفق به شناسایی یک پروتئین در شیر نوعی سوسک شده‌اند که سه برابر انرژی بیشتری از شیر بوفالو دارد. آنها قصد دارند این ماده را به مکمل غذایی ورزشکاران تبدیل کنند.
#سوسکها یکی از منابع انرژی محسوب می شوند که سرشار از پروتئین هستند. در حدود 10 سال پیش پروژه ای شروع شد و نشان داد که سوسک دارای کریستالهای #پروتئین هستند که در شیر معمولی یافت می شود. البته این فقط نوع خاصی از سوسک بنام #Diploptera punctate را شامل می شود که بچه زا هم است و سوسکهای تاز متولد شده را تغذیه می کنند که در بین رده سوسکها کاملا متفاوت است.

این رده سوسکی همانند #پستانداران بچه های خود را با شیر تغذیه می کنند و هر عدد کریستال آن 3 برابر شیر معمولی گاو دارای پروتئین است. البته تهیه این محصول شیری از یک سوسک نمی تواند کار آسانی باشد . لذا مرکز بین اللملی تحقیقات انرژیهای ارزان نتایج مطالعات خود را در ژورنال International Union of Crystallography چاپ کرد و نشان دادند چگونه می تواند این #کریستالهای پروتئینی را از این گونه سوسکها بطور #اقتصادی تهیه کرد.

⭕️آمار نشان می دهد که در آینده با توجه به وضعیت گرم شدن زمین و افزایش جمعیت ، منابع انرژی به شدت رو به کاهش خواهد بود.
🔷ماده هوشمند نیتینول

@Sciencemodern2

🔸ماده هوشمند به ماده‌ای گفته می­شود که در شرایط مختلف محیطی، تغییر فیزیکی پیدا می­کند. به عبارت دیگر  به محرک‌های محیطی (گرمایی، مغناطیسی و ...) واکنش نشان می­دهد. یک نمونه ساده از ماده هوشمند، عینک­های فتوکرومیک است. شیشه این عینک‌ها در برابر اشعه ماورای بنفش خورشید، تغییر رنگ می­دهد و دوباره می­تواند به حالت اول برگردد. دسته مهم و معروفی از ماده­های هوشمند، فلزهایی هستند که به «آلیاژهای حافظه­ دار» معروف­ند.

🔸آلیاژهای حافظه‌دار دسته‌ای از مواد هوشمند هستند که نسبت به تغییر ویژگی‌های محیط اطرافشان واکنش نشان می‌دهند. این مواد را حافظه‌دار می‌نامند زیرا می‌توان آنها را به هر شکلی در آورد و سپس با یک عامل خارجی (مانند گرم کردن یا جریان الکتریسیته) به حالت اولیه‌ برگرداند. به همین دلیل گفته می‌شود که این مواد شکل اولیه خود را به خاطر می‌آورند. از این خاصیت، می‌توان در زمینه‌های مختلفی همچون پزشکی، انرژی، الکترونیک، هنر و ... استفاده نمود.

🔸یکی از شناخته شده‌ترین آلیاژهای حافظه‌دار، نیتینول است. این ماده که بیشتر به شکل سیم مورد استفاده قرار میگیرد، اولین بار در سال 1962 میلادی به طور تصادفی در آزمایشگاه نیروی دریایی امریكا کشف شد. نیتینول از دو نوع اتم تشکیل شده: اتم‌های نیکل و اتم‌های تیتانیوم.

#ماده_هوشمند
#نیتینول
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه‌ی تولید مثل اسب‌های دریایی بدین صورت است که اسب دریایی ماده تخمک‌ها را وارد بدن اسب دریایی نر می‌کند، جنس نر آنها را در درون بدنش پرورش می‌دهد و در پایان نوزادان را از بدن خارج میکند

@Sciencemod


⭕️ توصیف جالب “استیون واینبرگ” از جهان های چندگانه:

🔸حقیقت گیج کننده ای وجود دارد، وقتی می فهمیم که بر طبق تفسیری از مکانیک کوانتومی، تمام جهان های محتمل و ممکن، در همین لحظه با ما در حال همزیستی هستند. اگر چه ممکن است برای دسترسی به این جهان های دیگر نیاز به کرمچاله داشته باشیم، اما جالب است بدانیم که این حقایق کوانتومی همه در همان اتاقی که در آن زندگی می کنیم، وجود دارد. آنها هر جا که برویم همه جا با ما هستند، اما بدلیل ناهمدوسی و همفاز نبودن با آنها ارتباطی نداریم. 😳
@Sciencemodern2

🔹 در اطراف شما صدها موج رادیویی مختلف وجود دارند که از ایستگاه های دور دست ارسال می شوند. در هر لحظه ، دفتر کار، ماشین یا اتاق شما، مملو از این امواج رادیویی است. با این حال، اگر رادیویی را روشن کنید، در هر زمان تنها می توانید به یک فرکانس گوش دهید. فرکانس های دیگر ناهمدوس هستند و با یکدیگر هم فاز نیستند. هر ایستگاهی انرژی و فرکانس متفاوتی دارد.
@Sciencemodern2
🔸 بطور مشابه، ما در جهان خود بر روی فرکانسی که به واقعیت فیزیکی مربوط می شود تنظیم شده ایم. یعنی تعداد نامحدودی واقعیت های موازی وجود دارد که اگر چه نمی توانیم بر روی آنها تنظیم شویم، ولی با ما در همین اتاق همزیستی می کنند. با اینکه این جهان ها به هم شبیه هستند، اما هر کدام انرژی متفاوتی دارند و از آنجایی که هر جهان شامل میلیاردها اتم است، بنابراین تفاوت در انرژی ها می تواند بسیار زیاد باشد. به این دلیل که فرکانس این امواج با انرژی آنها طبق قانون پلانک متناسب هستند، و بنابراین امواج هر جهانی در فرکانس متفاوتی نوسان می کند و نمی توانند بر هم تاثیر داشته باشند. به این ترتیب امواج این جهان های متفاوت، با یکدیگر تعامل نداشته و بر هم اثری نمی گذارند.
@Sciencemodern2
🔰 استیون واینبرگ ( Steven Weinberg) متولد ۳ می ۱۹۳۳ در نیویورک ، فیزیکدان مشهور آمریکایی‌است. او در سال ۱۹۷۹ به همراه عبدالسلام و شلدون لی گلاشو، جایزه نوبل فیزیک را به خاطر ادغام نیروی الکترو مغناطیسی با نیروی هسته‌ای ضعیف که به نیروی الکتریکی ضغیف معروف شد، (کهربایی ضعیف) دریافت کرد.
@Sciencemodern2
Steven Weinberg.m4a
4.7 MB
⭕️ توصیف جالب “استیون واینبرگ” از جهان های چندگانه
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2

ما به سینما می‌رویم تا وارد دنیای عشق، دل‌شکستگی، ماجراجویی و ترس شویم. اما قهرمانان و شخصیت‌های شرورِ فیلم‌ها تنها بازیگرانی هستند که روی یک صفحه‌ی دوبعدی به نمایش درمی‌آیند. پس چرا اتفاقاتی که برای این شبح‌های شناور بر روی صفحه‌ی نمایش می‌افتد برای مهم است؟ چرا فیلم‌ها باعث گریه، خنده، و بریده شدن نفس ما می‌شوند.
برای درک اینکه چرا اتفاقات فیلم برای شما مهم است (و بر شما تأثیر می‌گذارد)، بیایید با اتفاقاتی شروع کنیم که هنگام درد برای مغز شما رخ می‌دهد. فرض کنید یک نفر با یک سوزن سرنگ دست شما را سوراخ می‌کند. پردازش این درد تنها در یک مکان از مغز شما انجام نمی‌شود. در عوض، چندین ناحیه‌ی مختلف مغز هنگام درد فعال می‌شوند و به‌صورت هماهنگ باهم کار می‌کنند. این شبکه به‌صورت ماتریس درد خلاصه‌شده است.
نکته‌ی شگفت‌انگیز این است که ماتریس درد دارای نقشی مهم در نحوه‌ی ارتباط ما با دیگران است.اگر ما چاقو خوردن یک فرد را تماشا کنیم، بخش اعظم ماتریس درد شما فعال می‌شود. در چنین شرایطی، آن نواحی که به شما می‌گویند توسط چاقو لمس شده‌اید فعال نمی‌شوند، بلکه آن نواحی که در تجربه‌ی هیجانیِ درد نقش دارند فعال می‌شوند. به‌عبارت‌دیگر، تماشای درد دیگران، و تجربه درد توسط خود ما، هر دو از یک سازوکار عصبی مشترک استفاده می‌کنند. این پایه و اساس همدلی است.
ماتریس درد نامی است که به مجموعه ای از نواحی مغز داده شده است. این نواحی زمانی که شما متحمل درد شوید فعال می شوند. هنگامی که درد فرد دیگری را تماشا کنید نیز اکثر نواحیِ این  ماتریس فعال می شوند
#جناب _مانی_منوچهری

@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
همدلی با یک انسان دیگر، به معنای حقیقی حس کردن درد آن‌ها است. در واقع شما بودن در شرایط فرد مقابل را شبیه‌سازی می‌کنید. وجود این ظرفیت در مغز ما، دلیل جذابیت و فراگیر بودن داستان‌ها (مانند فیلم‌ها و رمان‌ها) در فرهنگ‌های مختلفِ انسانی است. فرقی نمی‌کند که این داستان‌ها در مورد افراد کاملاً غریبه، یا شخصیت‌های ساختگی باشد، درهرصورت شما غم و شادی آن‌ها را تجربه می‌کنید. شما به شکل انعطاف‌پذیری تبدیل به آن‌ها (شخصیت‌های داستان) می‌شوید، زندگیِ آن‌ها را زندگی می‌کنید و از دیدگاه آن‌ها به تجربه‌ی وقایع می‌پردازید. هنگامی‌که شما رنج کشیدن یک انسان دیگر را مشاهده می‌کنید، می‌توانید به خود بگویید این دردِ آن‌ها است و به شما ربطی ندارد، اما سلول‌های عصبیِ نهفته در عمق مغز شما این تفاوت را درک نمی‌کنند.
این سازوکار درونی برای حس کردن دردِ انسان‌های دیگر، بخشی از چیزی است که به ما امکان قرار دادن خود در جایگاه دیگران را می‌دهد (اینکه از دیدِ آن‌ها به دنیا بنگریم). اما اصلاً چرا ما چنین سازوکاری را داریم؟ اگر از دیدگاه تکاملی به موضوع بنگریم، همدلی یک مهارت مفید به نظر می‌رسد: با فهمِ بهترِ احساس فرد مقابل، توانایی ما برای پیش‌بینی رفتار او افزایش می‌یابد.
بااین‌حال، دقتِ همدلی پایین است و در بسیار از موارد ما تنها خودمان (هیجان و احساس خودمان) را به دیگران فرافکنی می‌کنیم. مثال مطرح‌شده توسط سوزان اسمیت را در نظر بگیرید. وی یک مادر اهل کارولینای جنوبی بود که در سال 1994 همدلی یک ملت را برانگیخت. او به پلیس گزارش داد که یک دزد ماشین وی را دزدیده است، درحالی‌که فرزندانش هنوز در داخل ماشین بوده‌اند. او به مدت نه روز در تلویزیون ملی درخواست کرد تا فرزندانش آزاد، و به‌سوی او بازگردانده شوند. افرادِ غریبه در سراسر کشور پیشنهاد کمک و حمایت دادند. درنهایت، سوزان اسمیت اعتراف به قتل فرزندان خود کرد. همه داستان دزدی ماشین او را باور کرده بودند، زیرا رفتار واقعی او کاملاً خارج از دامنه‌ی پیش‌بینی‌های طبیعی بود. (هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کرد او که فرزندانش را به قتل برساند). هنگامی‌که به‌صورت گذشته‌نگر به جزئیات پرونده‌ی او نگاه می‌شود، اتفاقات آن کاملاً واضح هستند، بااین‌وجود، دیدن این جزئیات (واقعیت موضوع) در آن زمان دشوار بوده است. دلیل این موضوع این است که ما معمولاً دیگران را بر اساس دیدگاهمان نسبت به خودمان و توانایی‌هایی که داریم تعبیر و تفسیر می‌کنیم (در این مورد، ما به‌هیچ‌عنوان خودمان را قادر به انجام چنین کاری-یعنی قتل فرزندانمان- نمی‌بینیم).
ما به‌طور خودکار و اجتناب‌ناپذیر دیگران را شبیه‌سازی می‌کنیم، با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم و به آن‌ها اهمیت می‌دهیم. مغز ما طوری سیم‌کشی شده است تا ما موجوداتی اجتماعی باشیم. دلايلش را قبلاً ارائه كردم ما براي بقاي خودمان نيازمند هشداربه ديگران بوده ايم و عطش اشتراك گذاري اطلاعات در ما بهمين دليل نهادينه گشته است
#جناب_مانی_منوچهری
@Sciencemodern2