Modern Science
979 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
خرچنگ نعل اسبی از بینایی برای تشخیص تغییر سطح نور و یافتن جفت استفاده می‌‌کند. چشم مرکب دارند که از لحاظ آناتومیکی با چشم انسان و دیگر حیوانات مهره‌دار بسیار متفاوت است.
#جناب_مانی_منوچهری
Forwarded from ارشیو هنرعلم
این عامل باعث شده است دانشمندان بتوانند آزمایش‌‌های پیشگامانه‌ای انجام دهند و فرصت اکتشافات بزرگ را مهیا کرده است.
چشمان مرکب خرچنگ‌های نعل اسبی از تقریباً حدود هزار اماتیدی تشکیل شده است که هر کدام یک قرنیه، عدسی و گیرنده‌هایی دارند که به نور پاسخ می‌‌دهند، درست مثل سلول‌های استوانه‌ای و مخروطی چشم انسان.

گیرنده‌‌های دیداری خرچنگ نعل اسبی تقریباً صد برابر بزرگ‌تر از سلول‌های استوانه‌ای و مخروطی پستانداران است و لذا دانشمندان می‌‌توانند در سلول‌‌های دیداری مجاور فعالیت ناشی از نور را جدا و اندازه‌گیری کنند.

اچ‌کی هارتلاین و همکارانش دریافتند که تحریک نوری یک سلول دیداری در جهت خاموش کردن فعالیت در سلول‌‌های مجاور عمل می‌‌کند. کشف «مهار جانبی» هارتلاین در جشم خرچگ نعل اسبی، کاری که در سال 1967 به وی جایزۀ نوبل اعطا کرد، موجب تحقیقات گسترده‌تری شد که از شواهد مهار جانبی در بینایی، لامسه و شنوایی پستانداران پرده برداشت و نیز اطلاعاتی در خصوص ارتقای ادراکی لبه‌‌ها در مرزهای محرک در آزمودنی‌‌های انسانی فراهم کرد.

مطالعات تطبیقی در علوم اعصاب، که مشاهدات مربوط به رفتارهای طبیعی حیوانات به آن جهت می‌‌دهد، می‌‌تواند به دانشمندان کمک کند تحقیقاتشان را روی فرایندهای مهم عملکردی عصبی متمرکز کنند.

#جناب_مانی_منوچهری
مثلاً، جغد سینه‌خال‌ Barn owl شکارچیان شبانه هستند که برای پیدا کردن غذا به شنیدن وابستگی دارند؛ این حیوانات در درختان بلند جای می‌گیرند و، همانطور که در پوشش گیاهی و برگ‌ها سریع حرکت می‌کنند، به صداهای تولیدشده توسط شکار گوش می‌‌دهند.
#جناب_مانی_منوچهری
مشاهدات مربوط به طرز شکار کردن جغد سینه‌خال‌ به مطالعات رفتاری مفصل روی دقت محل‌یابی صدا در این حیوانات انجامید.
جغد سینه‌خال برای محل‌یابی صدا در صفحۀ عمودی از مکان نامتقارن گوش بهره می‌‌گیرد، که سبب تفاوت در میزان صدا در گوش راست و چپ می‌‌شود.
برای محل‌یابی منابع صدا در صفحۀ عمودی، جغد تفاوت زمان ورود صدا در دو گوش را محاسبه می‌‌کند.
#جناب_مانی_منوچهری
این مشاهده به مطالعۀ دقیق سیستم شنوایی جغد انجامید و نشان داد که محاسبۀ مسیر منبع صوتی بر اساس دو عملیات مهم است: خطوط تأخیر و آشکارسازهای تصادف.
خطوط تأخیر از طریق آکسون هایی با طول مختلف ایجاد می‌‌شوند که به‌طرز نظام‌مندی روی نورون‌‌ها در مکان‌‌های مختلف یک ساختار شنوایی ساقۀ مغز به‌نام نوکلئوس لامیناریس پخش می‌‌شود.

آشکارسازهای تصادفی نورون‌های نوکلئوس لامیناریس هستند که فقط زمانی آتش می‌‌گیرند که همزمان از طریق ورودی خطوط تاخیر برای یک تفاوت زمانی خاص بین‌گوشی فعال شوند که حاکی از مسیر منبع خاص صداست.
#جناب_مانی_منوچهری
آرایش تشریحی خطوط تاخیری و آشکارسازهای تصادف نقشه‌ای از محل منبع صدا را در سیستم شنوایی مرکزی جغد ایجاد می‌‌کند.
تخصص‌های مربوط به محل‌یابی صدا در این حیوان بر اهمیت رمزگذاری فضایی و زمانی اطلاعات شنوایی تأکید دارد و درک گسترده‌ای از شنوایی را در طیف وسیعی از گونه‌ها شکل می‌‌دهد.
#جناب_مانی_منوچهری
یکی دیگر از نمونه‌های شگفت‌انگیز حیوانات تخصصی که اصول مهم عملکرد سیستم عصبی را نشان می‌‌دهد موش کور آمریکایی star-nosed mole است.
#جناب_مانی_منوچهری
این حیوان بیست و دو زائدۀ گوشتی در اطراف خرطوم آن دارد که برای تشخیص و تمایز دادن طعمه در تالاب‌ها استفاده می‌‌‌کند.
زوائد این موش ارگان‌های لمسی بسیار حساسی هستند که بیش از 25 هزار گیرندۀ حسی دارد و نام آن ارگان‌ ایمر است.

دو زائده در امتداد خط وسط اطلاعات بسیار مفصلی دربارۀ اشیا ارائه می‌‌دهد و، به همین علت، با بخش مرکزی شبكيه انسان به‌نام فوِآ مقایسه شده‌اند.

قابل‌توجه است که این موش زوائد لمسی‌اش را به‌سرعت برای تمایز دادن طعمه حرکت می‌‌دهد.
بیش از نیمی از مغز این حیوان به پردازش اطلاعات لامسه از 22 زائده اختصاص یافته است، هر چند ستارۀ اطراف خرطوم آن تنها حدود 10 درصد بدن موش را تشکیل می‌‌دهد.
درون قشر حسی‌پیکری موش کور آمریکایی، نمای بزرگی از زوائد ستاره‌ای خط وسط وجود دارد که، شبیه به ناحیۀ گسترش‌یافتۀ قشر دیداری نشانگر فوآي بسیار تیز انسان، اطلاعات با وضوح بالایی حمل می‌‌کنند.

تخصص‌های موش کور آمریکایی دربارۀ فیزیولوژی و آناتومی سیستم‌های لامسۀ پستانداران اطلاعات عمومی ارزشمندی بدست می‌‌دهد، و بر دو اصل اساسی تأکید دارد: اهمیت حرکت برای حسگری و بزرگی میزانی از بافت مغز که برای تمایز ظریف حسی اختصاص‌ یافته است.

مطالعات تطبیقی روی سیستم‌های حسی که در شرایط مختلف محیطی عملکردهای‌ قابل‌مقایسه‌ای دارند می‌‌توانند اصول کلی پردازش اطلاعات عصبی را روشن کنند.
#جناب_مانی_منوچهری
مثلاً، پریمات‌ها برای پیدا کردن غذا در روز روشن وابستگی زیادی به بینایی دارند، در حالی که خفاش‌های دارای سویابی پژواکی برای محل‌یابی حشرات طعمه در تاریکی وابستگی زیادی به شنوایی دارند.

اگر چه نور مستمراً برای حیواناتی که از بینایی استفاده می‌‌کنند در محیط در دسترس است، خفاش‌های دارای سویابی پژواکی باید صداهایی را تولید کنند که از اشیای محیط بازتاب‌هایی را برمی‌گرداند.

ویژگی‌های بازتاب‌های صوتی، مانند شدت، میزان فرکانس و زمان رسیدن، به خفاش اجازه می‌‌دهد تا اشیا را با دقت بالا در تاریکی کامل تمایز دهند و محل‌یابی کنند.

در سطح، این دو سیستم حسگری دیستال، بینایی و سویابی پژواکی، بسیار متمایز بنظر می‌‌رسند. با این حال، داده‌های تجربی شباهت‌های قابل‌توجهی میان بینایی پریمات و سویابی پژواکی خفاش در سازوکارهای كنترل نگاه خیره، پاسخ‌‌های عصبی به موقعیت محرک، و تأثیر توجه فضایی بر الگوهای فعالیت عصبی را نشان می‌‌دهد.
این یافته‌‌ها نشان می‌‌دهد که می‌‌توانیم از طریق مقایسۀ دقیق سیستم‌های حسی مختلف در طیف وسیعی از گونه‌ها درک وسیع‌تر و عمیق‌تری از نحوۀ پردازش اطلاعات محیط توسط مغز داشته باشیم.

در مورد تحقیقات شبکه‌های بزرگ‌تر نورون‌ها در سیستم‌‌های مغز پستانداران، اصل کروگ گاهی از دست می‌‌رود یا فراموش می‌‌شود.

در عوض، دانشمندان علوم اعصاب معمولاً بدون توجه به تفاوت‌های گونه‌ای از مدل‌های حیوانات آزمایشگاهی سنتی، جوندگان، استفاده می‌‌کنند.

واقعیت این است که مغز موش عادی و موش صحرایی‌ در مقایسه با گونه‌هایی که عجیب و غریب محسوب می‌شوند، مانند خفاش یا موش کور آمریکایی، به مغز انسان شبیه‌تر نیست.
در واقع، مطالعات رهیابی فضایی روی خفاش‌‌ها بر اهمیت تحقیقات تطبیقی برای جدا کردن تخصص‌ها از کلیات تأکید دارند

.#جناب_مانی_منوچهری
مطالعات پیشگام جان او کیف و همکاران روی سازوکارهای رهیابی فضایی در جوندگان به کشف «سلول‌های مکانی» انجامید، نورون‌هایی در هیپوکامپ که زمانی فعال‌ترند که حیوان ناحیۀ محدودی در محیطش را اشغال می‌‌کند و مکان‌های مرتبط با شلیک عصبی «میدان‌های مکانی» نامیده می‌‌شوند .

وقتی میدان‌های مکانی هیپوکامپ در شرایط روشن‌ قرار می‌‌گیرند، الگوهای فعالیت در تاریكی ماندگار می‌‌روند، که نشان می‌‌دهد در حافظۀ فضایی نقش دارند.
مای-بریت موزر، ادوارد موزر و همکاران جمعیت دیگری از نورون‌ها را در تشکیلات هیپوکامپ جوندگان نشان دادند که میدان‌های مکانی دوره‌ای دارد؛ این میدان‌ها در یک شبکۀ مثلثی قرارگیری منظمی دارند.
این «سلول‌های شبکه‌ای»، که در ناحیۀ مغزی اطراف هیپوکامپ قرار دارند، در اندازه‌گیری فاصله و تعیین مسیر در هنگام حرکت در جهان دخیل هستند.
او کیف، می-بریت موزر، و ادوارد موزر به‌خاطر تحقیقات ظریفشان در علوم اعصاب سیستم‌ها، جایزۀ نوبل سال 2014 را کسب کردند.

سلول‌های مکانی و سلول‌های شبکه‌ای اخیراً در پستانداران دیگر، به‌ویژه انسان‌ها، پریمات‌های غیر انسانی، و خفاش‌ها شناخته شدند.

در حالی که کشف سلول‌های مکانی و شبکه‌ای‌ در چندین گونۀ مختلف به معنای سازوکارهای عمومی است، کاوش عمقی‌تر در داده‌های تطبیقی در مورد اینکه چگونه این نورون‌ها ویژگی‌هایشان را بدست می‌‌آورند سؤالاتی را مطرح می‌‌کند.

برای درک این مسئله که چگونه سلول‌های مکانی و سلول‌های شبکه‌ای فعالیت وابسته به مکان خود را به‌دست می‌‌آورند تحقیقات زیادی اختصاص یافته است.

در جوندگان، الگوهای شلیک عصبی سلول‌‌های مکانی و شبکه‌ای با فاز موج مغزی، به‌نام ریتم تتا، گره خورده است، که در 5-12 هرتز نوسان دارد.
ً
همانطور که جوندگان محیط را از طریق حرکت می‌کاوند، این موج مغزی در هیپوکامپ حرکت پیوسته‌ای دارد.

محققان بسیاری از ریتم تتای پیوسته را به ایجاد فعالیت شلیک سلول مکانی و شبکه‌ای نسبت داده‌اند و تست‌‌های آزمایشگاهی در جوندگان شواهد قانع‌کننده‌ای برای مدل ریتم تتای بازنمایی فضایی ارائه می‌‌دهد.

با این حال، داده‌‌های تطبیقی این مدل را به چالش می‌‌کشد.

ریتم مغزی تتا در انسان‌ها، پریمات‌های غیر انسانی، و خفاش‌‌ها به‌طرز قابل‌توجهی حرکت پیوسته ندارد، بلکه گسسته است.

بنابراین، نبود ریتم تتای پیوسته در پریمات‌ها و خفاش‌ها سؤالات خاصی را مطرح می‌‌کند: آیا سازوکارهای مختلفی در جوندگان و دیگر پستانداران در بازنمایی فضا وجود دارد؟ یا آیا ریتم تتای پیوسته در بازنمایی فضایی در هیچ گونه‌ای دخیل نیست؟

مهم است که این مثال ما را به پرسش کلی‌تر باز می‌گرداند: اگر فقط در یک گونه عملکرد مغز را بررسی کنیم، دربارۀ خود مغز چه یاد می‌‌گیریم؟

#جناب_مانی_منوچهری
تصوری که ما از کفشدوزک‌ها داریم حشراتی قرمز با نقطه‌های سیاه هستند. ولی همه‌ی کفشدوزک‌ها به این رنگ نیستند. کفشدوزک فولاد آبی گونه‌ای از کفشدوزک است که ظاهری گرد داشته و رنگ آبی/سبز دارد. این حشره‌ی زیبا شکارچی دیگر حشرات است.

این حشره در سال ۱۸۹۹ و ۱۹۰۵ از استرالیا به نیوزلند وارد شد تا شپشک‌های درختان مرکبات را کنترل کند که اکنون در نواحی شمالی متداول هستند. طول کفشدوزک فولاد آبی حدود ۳ تا ۴ میلیمتر است. آرواره‌های این حشره ابزار اصلی برای نگهداشتن و جویدن شکار هستند و در حالت بالغ علاوه بر حشرات نکتار گل‌ها را نیز می‌خورند.

@Sciencemodern2
با درود به يكايك دوستان گرامي
ديدن چيست؟
#جناب_مانی_منوچهری
شما ابرنیرویی دارید به نام بینایی
Charles E. Connor

#جناب_مانی_منوچهری