اندیشمندان دانشگاه جورج تاون از دیگر کسانی هستند که پیرامون این رویکرد قلم میزنند؛ آنها در مقالات خود و به طور مشخص در اصول جنگ مشروع و تحریمهای اقتصادی به سراغ این استدلال رفته اند که تحریم های اقتصادی همیشه اخلاقی تر از استفاده از نیروی نظامی نیست. آنها معتقدند چنین تحریم هایی باعث درد و آسیب فیزیکی شهروندان عادی میشود و گاهی اوقات حتی عملیات نظامی جزئی به تحریم ارجحیت دارد، هر چند مجاری اثرگذاری تحریم بر بخشهای اقتصادی تنها فرایند اثرگذاری این سیاست را مشخص میکند اما در خصوص کم و کیف آن توضیحی ارایه نمیکند. زیرا ادبیات موجود در حوزه تحریم بر پیروزی یا شکست تحریم به عنوان گزینه های صفر و صد اعمال تحریم تاکید دارد. فقدان مدلهای کمی مناسب در این حوزه سبب شده تا عمده مطالعات به تبیین مجاری اثرگذاری تحریم بر فضای اقتصاد معطوف شود. تحریم ها به جز موفقیت و شکست در دستیابی به هدف نهایی، بر بخشهای مختلف اقتصادی همچون تجارت، سرمایهگذاری، اشتغال و رشد اقتصادی تاثیر گذار هستند همان طور که طبق این تحقیق ها مشخص است تحریم ها بر سرمایهگذاریها و فساد موثر هستند، چراکه با افزایش باز بودن اقتصاد سرمایه گذاران خارجی انگیزه بالاتري براي سرمايه گذاري پيدا می کنند. نرخ سود و دوره بازگشت سرمایه به صورت مستقیم و معني دار بر جذب سرمایه مستقيم خارجي موثر است؛ چون تصمیم به سرمایه گذاری به مقدار ریسک و بازده سرمایه در آن اقتصاد بستگی دارد. همچنین حجم نقدینگی که باعث ایجاد تورم و افزایش ریسک در اقتصاد میشود، جذب سرمایه را کاهش خواهد داد. بنابراین برای سیاست گذاری های دقیق در این حوزه ها لازم است در کنار کانالهای اثرگذاری، میزان اثرگذاری تحریم بر این بخشها بر اساس مدلهای کمی تا حد امکان مورد ارزیابی قرار گیرد. بر این اساس تعیین تاثیر پذیری بخشهای حجم تجارت، فساد و ریسک سیاسی، نرخ سود، نقدینگی، رشد اقتصادی، تحریمهای اقتصادی، سرمایه انسانی، نرخ ارز، هزینه مخارج تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری، مهمترین هدف مطالعه حاضر است. مطالعات محدودی در حوزه تحریم انجام شده اند که عمده آنها از رویکرد حسابداری برای اندازه گیری هزینه های مستقیم تحریم تبعیت میکنند و نمیتوانند تمام عوامل مورد نظر در مجاری اثرگذاری تحریم را پوشش دهند. در برخی دیگر از مطالعات از متغیرهای مجازی برای تعیین اثرات تحریم استفاده میشود که نمیتواند قابلیت لازم برای نشان دادن اثر متغیرهای توضیحی از جنس تحریم را داشته باشد. این مطالعه برای نخستین بار با استخراج شاخص تحریم و با بهره گیری از مدل کلان سنجی به بررسی اثرات تحریم بر متغیرهای کلان میپردازد و نوآوری آن نیز مبنی بر این دو ویژگی است. همچنین برای اینکه بتوان این ارتباط چند طرفه را تا حد امکان شناسایی کرد این فرضیه اصلی برای تحقیق در نظر گرفته شده است که فساد ، تحریم و نوسانات اقتصادی در ارتباط با سرمایه گذاری اثر گذارند. از این رو ۹ متغیر از نظر کمی پیشنهاد شده است هر یک از سطوح، در بردارنده عوامل با اهداف، منافع و انگیزه های خاص خود است که در الگوی پیشنهادی پژوهش حاضر بررسی شده است.
ادامه:
https://jes.journals.umz.ac.ir/article_3393_0275fd64b7da0bcbd48dbf38ac540e35.pdf
ادامه:
https://jes.journals.umz.ac.ir/article_3393_0275fd64b7da0bcbd48dbf38ac540e35.pdf
👍1
بیماری ابن سینا چه بود؟
به طور کلی در تمامی منابع بیماریای که ابن سینا در سال های آخر عمر درگیرش بود، نوعی بیماری روده بزرگ مانند آمیبیاز (عفونت آمیبی) یا سرطان روده بزرگ حدس زده شده است. اما چند وقت قبل چند پژوهشگر آمریکایی مقاله ای منتشر کردند که با توجه به عدم گزارش تب و اسهال به جز در مرحله نهایی قبل از مرگ، بیماری قولنج(دلدرد) ابن سینا را مسمومیت مزمن به سرب عنوان کرده اند، که نهایتا به خاطر انجام تنقیه زیاد و جراحت روده، منجر به سپسیس و مرگ شده.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0002962922005304
با توجه به کم بودن شواهد گزارش شده در خصوص قولنج ابن سینا، همچین احتمالی را نمیتوان رد کرد، اما نویسندگان این مقاله ظاهرا از یک موضوع بی اطلاع بودند، و آن اینکه ابن سینا در کتاب قانون فی الطب خودش قولنج ناشی از مسمومیت به سرب را به طور مفصل تشریح کرده و کاملا با آن آشنا بوده اما هیچگاه برای قولنج خودش مسمومیت سرب را در نظر نگرفته بود. همچنین مسمومیت سرب اول از همه با علائم اختلالات روانی خودش را نشان میدهد و ابن سینا ظاهرا تا آخر عمر از سلامت روانی کاملی برخوردار بوده و دل درد فقط از علائم جانبی مسمومیت سرب به حساب میاید.
به نظر میرسد همان حدس های سایر محققان به واقعیت نزدیک تر باشد، اما با این شرح که احتمالا ابن سینا به خاطر معاینه مکرر مدفوع بیماران مختلف با تجهیزات غیراستاندارد آن زمان، خودش به عفونت یا عفونت های روده ای مزمن مبتلا شده باشد و عدم سرکوب کامل میکروب(ها) به اضافه عوامل ژنتیکی، منجر به کولیت اولسراتیو(ulcerative colitis)، نوعی بیماری مزمن التهابی(ایمنی) روده بزرگ شده باشد که نهایتا به خاطر تنقیه زیاد و جراحات ناشی از آن(بنابه گفته شاگرد ابن سینا، جوزجانی)، منجر به عفونت سیستمی و مرگ وی شده باشد(یا حتی میتواند منجر به سرطان روده شده باشد)
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Ulcerative_colitis#
از جمله علائم ابن سینا که با کولیت اولسراتیو مطابقت دارد، مقطعی بودن(intermittent) دورههای تشدید علائم است، که ظاهرا در طول سالیان، هر از گاهی شکمدرد عود میکرده و بعد برای مدتی علائم قطع میشده، یکی دیگه استفاده زیاد از تنقیه میتونه نشونه tenesmus باشه، یعنی بیمار احساس میکنه که مدفوع به طور کامل دفع نشده و همچنان نیاز به دفع مدفوع داره ولی قادر به انجامش نیست. یکی دیگه اینکه در کولیت اولسراتیو تب و اسهال هم معمولا در حالات شدید و نهایی رخ میده که با گزارشها در خصوص علائم ابن سینا مطابقت داره.
به طور کلی در تمامی منابع بیماریای که ابن سینا در سال های آخر عمر درگیرش بود، نوعی بیماری روده بزرگ مانند آمیبیاز (عفونت آمیبی) یا سرطان روده بزرگ حدس زده شده است. اما چند وقت قبل چند پژوهشگر آمریکایی مقاله ای منتشر کردند که با توجه به عدم گزارش تب و اسهال به جز در مرحله نهایی قبل از مرگ، بیماری قولنج(دلدرد) ابن سینا را مسمومیت مزمن به سرب عنوان کرده اند، که نهایتا به خاطر انجام تنقیه زیاد و جراحت روده، منجر به سپسیس و مرگ شده.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0002962922005304
با توجه به کم بودن شواهد گزارش شده در خصوص قولنج ابن سینا، همچین احتمالی را نمیتوان رد کرد، اما نویسندگان این مقاله ظاهرا از یک موضوع بی اطلاع بودند، و آن اینکه ابن سینا در کتاب قانون فی الطب خودش قولنج ناشی از مسمومیت به سرب را به طور مفصل تشریح کرده و کاملا با آن آشنا بوده اما هیچگاه برای قولنج خودش مسمومیت سرب را در نظر نگرفته بود. همچنین مسمومیت سرب اول از همه با علائم اختلالات روانی خودش را نشان میدهد و ابن سینا ظاهرا تا آخر عمر از سلامت روانی کاملی برخوردار بوده و دل درد فقط از علائم جانبی مسمومیت سرب به حساب میاید.
به نظر میرسد همان حدس های سایر محققان به واقعیت نزدیک تر باشد، اما با این شرح که احتمالا ابن سینا به خاطر معاینه مکرر مدفوع بیماران مختلف با تجهیزات غیراستاندارد آن زمان، خودش به عفونت یا عفونت های روده ای مزمن مبتلا شده باشد و عدم سرکوب کامل میکروب(ها) به اضافه عوامل ژنتیکی، منجر به کولیت اولسراتیو(ulcerative colitis)، نوعی بیماری مزمن التهابی(ایمنی) روده بزرگ شده باشد که نهایتا به خاطر تنقیه زیاد و جراحات ناشی از آن(بنابه گفته شاگرد ابن سینا، جوزجانی)، منجر به عفونت سیستمی و مرگ وی شده باشد(یا حتی میتواند منجر به سرطان روده شده باشد)
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Ulcerative_colitis#
از جمله علائم ابن سینا که با کولیت اولسراتیو مطابقت دارد، مقطعی بودن(intermittent) دورههای تشدید علائم است، که ظاهرا در طول سالیان، هر از گاهی شکمدرد عود میکرده و بعد برای مدتی علائم قطع میشده، یکی دیگه استفاده زیاد از تنقیه میتونه نشونه tenesmus باشه، یعنی بیمار احساس میکنه که مدفوع به طور کامل دفع نشده و همچنان نیاز به دفع مدفوع داره ولی قادر به انجامش نیست. یکی دیگه اینکه در کولیت اولسراتیو تب و اسهال هم معمولا در حالات شدید و نهایی رخ میده که با گزارشها در خصوص علائم ابن سینا مطابقت داره.
Wikipedia
Ulcerative colitis
Ulcerative colitis (UC) is one of the two types of inflammatory bowel disease (IBD), with the other type being Crohn's disease. It is a long-term condition that results in inflammation and ulcers of the colon and rectum. The primary symptoms of active disease…
مسائل صنعت نفت و گاز ایران
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری و شرکت ملی نفت ایران به منظور ارتقاء تابآوري ملی و رقابتپذيری بينالمللی و كاهش ارزبری و وابستگی صنعت حفاری و همچنین بهرهمندی از ظرفیت زيستبوم فناوري و نوآوری، چالشی با عنوان ” طراحی، ساخت و بهرهبرداری تجهیز حفاری هدایت پذیر دورانی (RSS) و فناوریهای وابسته” را مطرح نموده و از طرحهای فناورانه و نوآورانه در این زمینه حمایت مینمایند.
قضیه چیه(خبر مربوط به مرداد پارسال):
مقامات عربستان سعودی و کویت اخیرا لحن تندتری علیه ایران به کار گرفته و مدعی هستند که حق انحصاری تولید نفت و گاز از میدان بزرگ دریایی آرش را در اختیار دارند و ایران هیچ سهمی ندارد.
در همین زمینه، وزیر نفت کویت روز پنجشنبه ۲۷ ژوئیه اعلام کرد که این کشور به همراه عربستان منتظر ایران برای تعیین حدود دریایی نخواهد شد و عملیات توسعه میدان الدره ( که در ایران میدان آرش گفته میشود) را آغاز میکنند.
بیش از شصت سال از کشف این میدان دریایی با ۵۷۰ میلیارد متر مکعب ذخایر گاز و ۳۱۰ میلیون بشکه نفت فوق سبک (میعانات گازی) میگذرد.
ایران حدود سه دهه پیش مذاکراتی نیمهتمام با کویت برای تعیین مرزهای دریایی آغاز کرد، اما بعد از آن به رغم اصرار کویت و عربستان از مذاکرات طفره رفت.
دقیقا مشخص نیست علت اجتناب ایران از این مذاکرات چه بود، اما حتی بدون تعیین مرزهای دریایی نیز امکان مشخص کردن اینکه آیا میدان آرش میان سه کشور مشترک است یا نه، وجود دارد.
کویت با کمک غول چندملیتی شل، مستقر در بریتانیا، عملیات لرزهنگاری برای مشخص کردن شکل و فرم مخزن گازی را انجام داده و بر اساس آن اعلام کرده که این میدان بهصورت کامل در آبهای سرزمینی این کشور و عربستان قرار دارد.
مقامات جمهوری اسلامی با امتناع از دعوت شرکتهای بینالمللی برای انجام عملیات لرزهنگاری، مدعی هستند که شرکت نفت فلاتقاره ایران عملیات لرزهنگاری در این میدان را قبلا انجام داده و ۴۰ درصد مخزن در آبهای ایران قرار دارد.
ایران اگرچه بعد از سال ۱۳۹۰ که کویت و عربستان از ایران دعوت کردند وارد مذاکرات تعیین حدود دریایی و وضعیت میدان آرش شود، تحت تحریم بوده، اما بعد از برجام به راحتی میتوانست یک شرکت بینالمللی را دعوت کند تا در مدت بسیار کوتاهی با عملیات لرزهنگاری حدود این میدان را مشخص کند، اما این کار را نکرد. در عوض، مقامات نفتی ایران نیز بارها تهدید کردهاند که عملیات حفاری در این میدان را آغاز خواهند کرد.
دردسر ایران برای کویت و عربستان
فارغ از اینکه چرا ایران از مذاکرات تعیین مرزهای آبی یا تعیین وضعیت میدان آرش طفره میرود و آیا واقعا سهمی در این میدان دارد یا نه، ورود جمهوری اسلامی به توسعه یکجانبه یا مشترک با دو کشور عربی همسایه، یک دردسر بزرگ برای آنها خواهد بود.
اگر سهم ایران در این میدان ثابت شود و بخواهد بهصورت مشترک با کویت و عربستان این میدان را توسعه دهد، هیچ شرکت بینالمللی، به خاطر تحریمها علیه جمهوری اسلامی، حاضر نخواهد بود توسعه این پروژه را بر عهده بگیرد.
کویت و عربستان بهار سال گذشته توافق کردند که بهصورت مشترک و با سرمایهگذاری ۷ میلیارد دلاری از شرکتهای بینالمللی برای توسعه میدان آرش دعوت کنند. ایران حتی سرمایهای برای ورود به این پروژه ندارد. از سوی دیگر، ایران هیچ خط لولهای برای دریافت سهم گازی خود و انتقال آن به ساحل ندارد و باید این خطوط احداث شود.
اگر بخشی از این میدان واقعا در آبهای ایران باشد و جمهوری اسلامی بخواهد بهصورت یکجانبه آن را حفاری کند، با توجه به تکنولوژی قدیمی و پیش پا افتاده جمهوری اسلامی، احتمال آسیب رسیدن به این میدان بزرگ و غیر قابل استخراج شدن بخش قابل توجهی از ذخایر گازی و نفتی آن وجود دارد.
ناگفته پیداست که اگر این میدان میان سه کشور مشترک باشد، عربستان و کویت میتوانند بدون اعتنا به ایران، بخشی که در آبهای خودشان است را توسعه دهند، کما اینکه عربستان و ایران چهار میدان مشترک دریایی دارند و عربستان دو میدان را سالهاست توسعه داده و با سرمایهگذاری ۲۱ میلیارد دلاری در حال توسعه میدان سوم، یعنی مرجان (که در ایران میدان فروزان گفته میشود)، برای تولید روزانه ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه نفت است، در حالی که ایران دو سال پیش تازه موفق به توسعه میدان فروزان با ظرفیت تولید روزانه ۴۰ هزار بشکه نفت شد و توسعه دیگر میادین شامل «فرزاد آ و ب» به همراه اسفندیار را هنوز آغاز نکرده است.
اما ورود شرکتهای ایرانی برای حفاری بخشی از میدان آرش که احتمالا در آبهای ایران است، میتواند این میدان عظیم را نابود کند و به همین خاطر مقامات ایران هر بار در پاسخ به تصمیم عربستان و کویت برای توسعه میدان گازی آرش، آنها را تهدید به "آغاز حفاری" در بخش ایرانی این میدان میکنند.
ادامه در متن بعد:
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری و شرکت ملی نفت ایران به منظور ارتقاء تابآوري ملی و رقابتپذيری بينالمللی و كاهش ارزبری و وابستگی صنعت حفاری و همچنین بهرهمندی از ظرفیت زيستبوم فناوري و نوآوری، چالشی با عنوان ” طراحی، ساخت و بهرهبرداری تجهیز حفاری هدایت پذیر دورانی (RSS) و فناوریهای وابسته” را مطرح نموده و از طرحهای فناورانه و نوآورانه در این زمینه حمایت مینمایند.
قضیه چیه(خبر مربوط به مرداد پارسال):
مقامات عربستان سعودی و کویت اخیرا لحن تندتری علیه ایران به کار گرفته و مدعی هستند که حق انحصاری تولید نفت و گاز از میدان بزرگ دریایی آرش را در اختیار دارند و ایران هیچ سهمی ندارد.
در همین زمینه، وزیر نفت کویت روز پنجشنبه ۲۷ ژوئیه اعلام کرد که این کشور به همراه عربستان منتظر ایران برای تعیین حدود دریایی نخواهد شد و عملیات توسعه میدان الدره ( که در ایران میدان آرش گفته میشود) را آغاز میکنند.
بیش از شصت سال از کشف این میدان دریایی با ۵۷۰ میلیارد متر مکعب ذخایر گاز و ۳۱۰ میلیون بشکه نفت فوق سبک (میعانات گازی) میگذرد.
ایران حدود سه دهه پیش مذاکراتی نیمهتمام با کویت برای تعیین مرزهای دریایی آغاز کرد، اما بعد از آن به رغم اصرار کویت و عربستان از مذاکرات طفره رفت.
دقیقا مشخص نیست علت اجتناب ایران از این مذاکرات چه بود، اما حتی بدون تعیین مرزهای دریایی نیز امکان مشخص کردن اینکه آیا میدان آرش میان سه کشور مشترک است یا نه، وجود دارد.
کویت با کمک غول چندملیتی شل، مستقر در بریتانیا، عملیات لرزهنگاری برای مشخص کردن شکل و فرم مخزن گازی را انجام داده و بر اساس آن اعلام کرده که این میدان بهصورت کامل در آبهای سرزمینی این کشور و عربستان قرار دارد.
مقامات جمهوری اسلامی با امتناع از دعوت شرکتهای بینالمللی برای انجام عملیات لرزهنگاری، مدعی هستند که شرکت نفت فلاتقاره ایران عملیات لرزهنگاری در این میدان را قبلا انجام داده و ۴۰ درصد مخزن در آبهای ایران قرار دارد.
ایران اگرچه بعد از سال ۱۳۹۰ که کویت و عربستان از ایران دعوت کردند وارد مذاکرات تعیین حدود دریایی و وضعیت میدان آرش شود، تحت تحریم بوده، اما بعد از برجام به راحتی میتوانست یک شرکت بینالمللی را دعوت کند تا در مدت بسیار کوتاهی با عملیات لرزهنگاری حدود این میدان را مشخص کند، اما این کار را نکرد. در عوض، مقامات نفتی ایران نیز بارها تهدید کردهاند که عملیات حفاری در این میدان را آغاز خواهند کرد.
دردسر ایران برای کویت و عربستان
فارغ از اینکه چرا ایران از مذاکرات تعیین مرزهای آبی یا تعیین وضعیت میدان آرش طفره میرود و آیا واقعا سهمی در این میدان دارد یا نه، ورود جمهوری اسلامی به توسعه یکجانبه یا مشترک با دو کشور عربی همسایه، یک دردسر بزرگ برای آنها خواهد بود.
اگر سهم ایران در این میدان ثابت شود و بخواهد بهصورت مشترک با کویت و عربستان این میدان را توسعه دهد، هیچ شرکت بینالمللی، به خاطر تحریمها علیه جمهوری اسلامی، حاضر نخواهد بود توسعه این پروژه را بر عهده بگیرد.
کویت و عربستان بهار سال گذشته توافق کردند که بهصورت مشترک و با سرمایهگذاری ۷ میلیارد دلاری از شرکتهای بینالمللی برای توسعه میدان آرش دعوت کنند. ایران حتی سرمایهای برای ورود به این پروژه ندارد. از سوی دیگر، ایران هیچ خط لولهای برای دریافت سهم گازی خود و انتقال آن به ساحل ندارد و باید این خطوط احداث شود.
اگر بخشی از این میدان واقعا در آبهای ایران باشد و جمهوری اسلامی بخواهد بهصورت یکجانبه آن را حفاری کند، با توجه به تکنولوژی قدیمی و پیش پا افتاده جمهوری اسلامی، احتمال آسیب رسیدن به این میدان بزرگ و غیر قابل استخراج شدن بخش قابل توجهی از ذخایر گازی و نفتی آن وجود دارد.
ناگفته پیداست که اگر این میدان میان سه کشور مشترک باشد، عربستان و کویت میتوانند بدون اعتنا به ایران، بخشی که در آبهای خودشان است را توسعه دهند، کما اینکه عربستان و ایران چهار میدان مشترک دریایی دارند و عربستان دو میدان را سالهاست توسعه داده و با سرمایهگذاری ۲۱ میلیارد دلاری در حال توسعه میدان سوم، یعنی مرجان (که در ایران میدان فروزان گفته میشود)، برای تولید روزانه ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه نفت است، در حالی که ایران دو سال پیش تازه موفق به توسعه میدان فروزان با ظرفیت تولید روزانه ۴۰ هزار بشکه نفت شد و توسعه دیگر میادین شامل «فرزاد آ و ب» به همراه اسفندیار را هنوز آغاز نکرده است.
اما ورود شرکتهای ایرانی برای حفاری بخشی از میدان آرش که احتمالا در آبهای ایران است، میتواند این میدان عظیم را نابود کند و به همین خاطر مقامات ایران هر بار در پاسخ به تصمیم عربستان و کویت برای توسعه میدان گازی آرش، آنها را تهدید به "آغاز حفاری" در بخش ایرانی این میدان میکنند.
ادامه در متن بعد:
ادامه متن قبل:
تاکنون نمونههای فراوانی از سهلانگاریهای شرکتهای ایرانی در توسعه میادین و حفاریهای غیراصولی گزارش شده است که نمونه آن لایه نفتی پارس جنوبی است. قطر با کمک شرکتهای پیشرفته غربی و با حفر چاههای افقی لایه نفتی پارس جنوبی را توسعه داده تا حداکثر میزان استخراج ذخایر آن فراهم شود؛ به عبارتی ضریب بازیافت این لایه نفتی را تا حد ممکن افزایش دهد.
اما ایران با تکنولوژی قدیمی و بومی خود، اقدام به حفر چاههای عمودی کرده که از این طریق بخش مهمی از ذخایر لایه نفتی میدان مشترک پارس جنوبی با قطر برای همیشه در دل زمین باقی میماند و غیرقابل استخراج میشود.
ذکر این نکته نیز مهم است که ضریب بازیافت میادین نفتی ایران کمتر از ۲۵ درصد است؛ یعنی با تکنولوژیای که ایران در حفاری و صیانت از میادین دارد، سه چهارم کل ذخایر نفتی میادین برای همیشه در دل زمین خواهد ماند و تلف خواهد شد.
اهمیت میدان آرش برای کویت و عربستان
کویت و عربستان اگرچه تولید نفت بالایی دارند، اما با کسری هنگفت گاز مواجه هستند. کویت حتی سال گذشته برای تامین گاز خود یک پایانه بزرگ الانجی برای واردات گاز مایع قطر راهاندازی کرد.
گاز طبیعی هم پاکترین سوخت فسیلی است و هم بسیار ارزانتر از محصولات نفتی است. به همین خاطر عربستان و قطر در تلاش هستند تا گاز را با بخشی از محصولات نفتی مصرفی خود جایگزین کنند.
همچنین گاز ماده اولیه بخش بزرگی از محصولات پتروشیمی است و هر دو کشور در تلاش هستند تا تولید محصولات پتروشیمی خود را هم متنوع کنند و هم افزایش دهند.
عربستان در سال گذشته میلادی ۱۲۰ میلیارد متر مکعب تولید گاز داشت که ۲۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۱۵ است. در این میان اما، تولید گاز کویت در دوره یادشده حتی ۳ میلیارد متر مکعب کاهش یافته و به ۱۳ میلیارد متر مکعب رسیده است.
ایران هشت برابر عربستان و ۱۸ برابر کویت ذخایر گازی دارد. تولید گاز ایران نیز بیش از دو برابر عربستان و ۲۰ برابر کویت است.
لینک خبر:
https://www.dw.com/fa-ir/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%B4/a-66372817
تاکنون نمونههای فراوانی از سهلانگاریهای شرکتهای ایرانی در توسعه میادین و حفاریهای غیراصولی گزارش شده است که نمونه آن لایه نفتی پارس جنوبی است. قطر با کمک شرکتهای پیشرفته غربی و با حفر چاههای افقی لایه نفتی پارس جنوبی را توسعه داده تا حداکثر میزان استخراج ذخایر آن فراهم شود؛ به عبارتی ضریب بازیافت این لایه نفتی را تا حد ممکن افزایش دهد.
اما ایران با تکنولوژی قدیمی و بومی خود، اقدام به حفر چاههای عمودی کرده که از این طریق بخش مهمی از ذخایر لایه نفتی میدان مشترک پارس جنوبی با قطر برای همیشه در دل زمین باقی میماند و غیرقابل استخراج میشود.
ذکر این نکته نیز مهم است که ضریب بازیافت میادین نفتی ایران کمتر از ۲۵ درصد است؛ یعنی با تکنولوژیای که ایران در حفاری و صیانت از میادین دارد، سه چهارم کل ذخایر نفتی میادین برای همیشه در دل زمین خواهد ماند و تلف خواهد شد.
اهمیت میدان آرش برای کویت و عربستان
کویت و عربستان اگرچه تولید نفت بالایی دارند، اما با کسری هنگفت گاز مواجه هستند. کویت حتی سال گذشته برای تامین گاز خود یک پایانه بزرگ الانجی برای واردات گاز مایع قطر راهاندازی کرد.
گاز طبیعی هم پاکترین سوخت فسیلی است و هم بسیار ارزانتر از محصولات نفتی است. به همین خاطر عربستان و قطر در تلاش هستند تا گاز را با بخشی از محصولات نفتی مصرفی خود جایگزین کنند.
همچنین گاز ماده اولیه بخش بزرگی از محصولات پتروشیمی است و هر دو کشور در تلاش هستند تا تولید محصولات پتروشیمی خود را هم متنوع کنند و هم افزایش دهند.
عربستان در سال گذشته میلادی ۱۲۰ میلیارد متر مکعب تولید گاز داشت که ۲۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۱۵ است. در این میان اما، تولید گاز کویت در دوره یادشده حتی ۳ میلیارد متر مکعب کاهش یافته و به ۱۳ میلیارد متر مکعب رسیده است.
ایران هشت برابر عربستان و ۱۸ برابر کویت ذخایر گازی دارد. تولید گاز ایران نیز بیش از دو برابر عربستان و ۲۰ برابر کویت است.
لینک خبر:
https://www.dw.com/fa-ir/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%B4/a-66372817
DW
جوانب و علل مناقشه بر سر میدان گازی آرش
ایران بیش از یک دهه است که در پاسخ به دعوت کویت برای مذاکرات پیرامون تعیین مرزهای دریایی و نیز عملیات لرزهنگاری برای مشخص شدن سهمش در میدان گازی آرش تعلل میکند. گزارشی از دالغا خاتیناوغلو، کارشناس حوزه نفت و انرژی.
مطلقگرایی(اقتدارگرایی) روشنگرانه
Enlightened absolutism
اقتدارگرایی روشنگرانه که استبداد روشنگرانه نیز نامیده می شود، به رفتار و سیاست های پادشاهان مطلقه اروپایی در طول قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم اشاره دارد که تحت تأثیر ایده های روشنگری قرار گرفتند و از آنها برای تقویت قدرت خود حمایت کردند. این مفهوم در دوره روشنگری در قرن هجدهم و در اوایل قرن نوزدهم سرچشمه گرفت. مطلقگرا یک رهبر غیر دموکراتیک یا مستبد است که قدرت سیاسی خود را بر اساس اصول روشنگری اعمال می کند. پادشاهان روشن فکر با ادعای حکومت برای رفاه رعایای خود، خود را از حاکمان عادی متمایز می کردند. جان استوارت میل اظهار داشت که استبداد یک شیوه مشروع حکومت در برخورد با بربرها است، مشروط بر اینکه عاقبت به بهبود آنها منجر شود.
اعتقادات مطلق گرایان روشن فکر در مورد قدرت سلطنتی معمولاً شبیه به اعتقادات مستبدان عادی بود، هر دوی آنها تشخیص می دادند که آنها مقدر شده بودند که حکومت کنند. حاکمان روشن فکر ممکن است در محو رعیتداری(serfdom) در اروپا نقش داشته باشند. استبداد روشنگرانه امپراتور جوزف دوم امپراتوری مقدس روم به طور خلاصه اینگونه خلاصه می شود: "همه چیز برای مردم، هیچ چیز توسط مردم".
تاریخچه:
مطلق گرایی روشنگرانه موضوع مقاله ای از فردریک کبیر است که از سال 1740 تا 1786 بر پروس حکومت کرد و از این سیستم حکومتی دفاع کرد. هنگامی که ولتر فیلسوف برجسته روشنگری فرانسوی در فرانسه مورد بی مهری قرار گرفت، او با اشتیاق دعوت فردریک را برای زندگی در کاخ خود پذیرفت. او معتقد بود که سلطنت روشنگرانه تنها راه واقعی برای پیشرفت جامعه است. فردریک از علاقه مندان به ایده های فرانسوی بود. فردریک توضیح داد: "شغل اصلی من مبارزه با جهل و تعصب است... روشن ساختن اذهان، پرورش اخلاق، و شاد کردن مردم به اندازه ای که مناسب طبیعت بشری است، و تا جایی که در توان من است."
مطلق گرایان روشن فکر معتقد بودند که قدرت سلطنتی نه از حق الهی بلکه از یک قرارداد اجتماعی ناشی می شود که به موجب آن یک مستبد به جای هر دولت دیگری، قدرت حکومت را از طریق یک قرارداد اجتماعی به دست می آورد. پادشاهان مطلق گرایی روشنگرانه اقتدار خود را با بهبود زندگی رعایای خود تقویت کردند. پذیرفتن مسئولیت توسط پادشاه در قبال منع مشارکت سیاسی مردم بود.
تفاوت بین مطلقگرا و مطلقگرای روشنگرانه بر اساس تحلیل گسترده از میزان استقبال آنها از عصر روشنگری است. مورخان درباره اجرای واقعی مطلق گرایی روشنگرانه بحث می کنند. آنها بین "روشنگری" شخص حاکم و رژیم او تمایز قائل می شوند. به عنوان مثال، فردریک کبیر در جوانی خود در زمینه اندیشههای روشنگری فرانسه آموزش دیده بود و در بزرگسالی نیز این عقاید را در زندگی خصوصی خود حفظ کرد، اما از بسیاری جهات قادر نبود یا نمیخواست اصلاحات روشنگرانه را در عمل انجام دهد. سایر حاکمان مانند مارکی پومبال، نخست وزیر پرتغال، از ایده ها و شیوه های روشنگری نه تنها برای دستیابی به اصلاحات، بلکه برای تقویت یکهسالاری(Autocracy)، سرکوب مخالفان، سرکوب انتقاد، پیشبرد استثمار اقتصادی استعماری، و تحکیم کنترل شخصی و سود استفاده کرد.
مفهوم مطلق گرایی روشنگرانه به طور رسمی توسط مورخ آلمانی ویلهلم روشر در سال 1847 توصیف شد و همچنان در بین محققان بحث برانگیز است.
کنترل متمرکز (centralized control) نیازمند اطلاعات متمرکز سیستماتیک در مورد کشور بود. یک نوسازی عمده، جمع آوری، استفاده و تفسیر داده های عددی و آماری، از آمار تجارت گرفته، تا گزارش های برداشت محصول، اعلامیه های مرگ و سرشماری جمعیت بود. از دهه 1760، مقامات فرانسه و آلمان به طور فزایندهای شروع به تکیه بر دادههای کمی برای برنامهریزی سیستماتیک، به ویژه در مورد رشد اقتصادی بلندمدت کردند. این برنامه، دستورکار فایدهگرایانه(utilitarian)ی «مطلق گرایی روشنگرانه» را با ایده های جدیدی که در توسعه اقتصادی ترکیب کرد. در آلمان و فرانسه، این روند به ویژه در Cameralism و Physiocracy قوی بود.
توضیحات:
Physiocracy: طرز تفکری در اقتصاد قرن هجده فرانسه مبتنی بر اینکه ثروت ملتها صرفاً از ارزش «کشاورزی زمین» یا «توسعه زمین» ناشی میشود و محصولات کشاورزی باید قیمت بالایی داشته باشند.
Cameralism: یک رویکرد آلمانی در مدیریت دولتی در قرن هجده و اوایل قرن نوزده بود که هدف آن مدیریت قوی یک اقتصاد متمرکز به نفع دولت بود.
Enlightened absolutism
اقتدارگرایی روشنگرانه که استبداد روشنگرانه نیز نامیده می شود، به رفتار و سیاست های پادشاهان مطلقه اروپایی در طول قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم اشاره دارد که تحت تأثیر ایده های روشنگری قرار گرفتند و از آنها برای تقویت قدرت خود حمایت کردند. این مفهوم در دوره روشنگری در قرن هجدهم و در اوایل قرن نوزدهم سرچشمه گرفت. مطلقگرا یک رهبر غیر دموکراتیک یا مستبد است که قدرت سیاسی خود را بر اساس اصول روشنگری اعمال می کند. پادشاهان روشن فکر با ادعای حکومت برای رفاه رعایای خود، خود را از حاکمان عادی متمایز می کردند. جان استوارت میل اظهار داشت که استبداد یک شیوه مشروع حکومت در برخورد با بربرها است، مشروط بر اینکه عاقبت به بهبود آنها منجر شود.
اعتقادات مطلق گرایان روشن فکر در مورد قدرت سلطنتی معمولاً شبیه به اعتقادات مستبدان عادی بود، هر دوی آنها تشخیص می دادند که آنها مقدر شده بودند که حکومت کنند. حاکمان روشن فکر ممکن است در محو رعیتداری(serfdom) در اروپا نقش داشته باشند. استبداد روشنگرانه امپراتور جوزف دوم امپراتوری مقدس روم به طور خلاصه اینگونه خلاصه می شود: "همه چیز برای مردم، هیچ چیز توسط مردم".
تاریخچه:
مطلق گرایی روشنگرانه موضوع مقاله ای از فردریک کبیر است که از سال 1740 تا 1786 بر پروس حکومت کرد و از این سیستم حکومتی دفاع کرد. هنگامی که ولتر فیلسوف برجسته روشنگری فرانسوی در فرانسه مورد بی مهری قرار گرفت، او با اشتیاق دعوت فردریک را برای زندگی در کاخ خود پذیرفت. او معتقد بود که سلطنت روشنگرانه تنها راه واقعی برای پیشرفت جامعه است. فردریک از علاقه مندان به ایده های فرانسوی بود. فردریک توضیح داد: "شغل اصلی من مبارزه با جهل و تعصب است... روشن ساختن اذهان، پرورش اخلاق، و شاد کردن مردم به اندازه ای که مناسب طبیعت بشری است، و تا جایی که در توان من است."
مطلق گرایان روشن فکر معتقد بودند که قدرت سلطنتی نه از حق الهی بلکه از یک قرارداد اجتماعی ناشی می شود که به موجب آن یک مستبد به جای هر دولت دیگری، قدرت حکومت را از طریق یک قرارداد اجتماعی به دست می آورد. پادشاهان مطلق گرایی روشنگرانه اقتدار خود را با بهبود زندگی رعایای خود تقویت کردند. پذیرفتن مسئولیت توسط پادشاه در قبال منع مشارکت سیاسی مردم بود.
تفاوت بین مطلقگرا و مطلقگرای روشنگرانه بر اساس تحلیل گسترده از میزان استقبال آنها از عصر روشنگری است. مورخان درباره اجرای واقعی مطلق گرایی روشنگرانه بحث می کنند. آنها بین "روشنگری" شخص حاکم و رژیم او تمایز قائل می شوند. به عنوان مثال، فردریک کبیر در جوانی خود در زمینه اندیشههای روشنگری فرانسه آموزش دیده بود و در بزرگسالی نیز این عقاید را در زندگی خصوصی خود حفظ کرد، اما از بسیاری جهات قادر نبود یا نمیخواست اصلاحات روشنگرانه را در عمل انجام دهد. سایر حاکمان مانند مارکی پومبال، نخست وزیر پرتغال، از ایده ها و شیوه های روشنگری نه تنها برای دستیابی به اصلاحات، بلکه برای تقویت یکهسالاری(Autocracy)، سرکوب مخالفان، سرکوب انتقاد، پیشبرد استثمار اقتصادی استعماری، و تحکیم کنترل شخصی و سود استفاده کرد.
مفهوم مطلق گرایی روشنگرانه به طور رسمی توسط مورخ آلمانی ویلهلم روشر در سال 1847 توصیف شد و همچنان در بین محققان بحث برانگیز است.
کنترل متمرکز (centralized control) نیازمند اطلاعات متمرکز سیستماتیک در مورد کشور بود. یک نوسازی عمده، جمع آوری، استفاده و تفسیر داده های عددی و آماری، از آمار تجارت گرفته، تا گزارش های برداشت محصول، اعلامیه های مرگ و سرشماری جمعیت بود. از دهه 1760، مقامات فرانسه و آلمان به طور فزایندهای شروع به تکیه بر دادههای کمی برای برنامهریزی سیستماتیک، به ویژه در مورد رشد اقتصادی بلندمدت کردند. این برنامه، دستورکار فایدهگرایانه(utilitarian)ی «مطلق گرایی روشنگرانه» را با ایده های جدیدی که در توسعه اقتصادی ترکیب کرد. در آلمان و فرانسه، این روند به ویژه در Cameralism و Physiocracy قوی بود.
توضیحات:
Physiocracy: طرز تفکری در اقتصاد قرن هجده فرانسه مبتنی بر اینکه ثروت ملتها صرفاً از ارزش «کشاورزی زمین» یا «توسعه زمین» ناشی میشود و محصولات کشاورزی باید قیمت بالایی داشته باشند.
Cameralism: یک رویکرد آلمانی در مدیریت دولتی در قرن هجده و اوایل قرن نوزده بود که هدف آن مدیریت قوی یک اقتصاد متمرکز به نفع دولت بود.
ملتهای عمده
واکنش های دولت به عصر روشنگری بسیار متفاوت بود. در چندین کشور با حاکمان قدرتمند، که مورخان آنها را "استبداد روشنگر" می نامند، متخصصان روشنگری در دربار مورد استقبال قرار گرفتند و به طراحی قوانین و برنامه هایی برای اصلاح سیستم، معمولاً برای ایجاد دولت های ملی قوی تر، کمک کردند. در فرانسه دولت خصمانه بود و فیلسوفان با سانسور آن مبارزه کردند. دولت بریتانیا عموماً رهبران روشنگری را نادیده می گرفت.
فردریک کبیر، که در سالهای 1740-1786 بر پروس حکومت میکرد، علاقهمند به ایدههای فرانسوی بود (او فرهنگ آلمان را به سخره میگرفت و از پیشرفتهای چشمگیری که در حال انجام بود بیاطلاع بود). ولتر که توسط دولت فرانسه زندانی و مورد بدرفتاری واقع شده بود، مشتاق پذیرش دعوت فردریک برای زندگی در کاخ خود بود. فردریک کبیر بارها گفته بود: «شغل اصلی من مبارزه با جهل و تعصب است... روشن ساختن اذهان، پرورش اخلاق، و شاد کردن مردم به اندازهای که برای طبیعت بشری مناسب است و با وسایلی که در اختیار من است..» او در دفاع از این نظام حکومتی مقاله ای در مورد «استبداد خیرخواهانه» نوشت.
امپراتور کاترین دوم روسیه از روشنگری روسیه حمایت کرد. او بسیاری از ایدههای فیلسوفان روشنگری، بهویژه مونتسکیو را در ناکاز (nakaz، دستورالعمل کاترین کبیر)خود گنجاند، که هدف آن اصلاح قوانین روسیه بود. با این حال، دعوت از فیلسوف مشهور فرانسوی دنیس دیدرو به دربار او نتیجه خوبی نداشت.
چارلز سوم، پادشاه اسپانیا از 1759 تا 1788، تلاش کرد تا امپراتوری خود را از طریق اصلاحات گسترده ای مانند تضعیف کلیسا و صومعه های آن، ترویج علم و تحقیقات دانشگاهی، تسهیل تجارت و بازرگانی، مدرن سازی کشاورزی و اجتناب از جنگ، از زوال نجات دهد. تمرکز قدرت در مادرید، اشراف محلی را خشمگین کرد و استقلال سنتی شهرها را به چالش کشید و بنابراین مقاومت به طور پیوسته افزایش یافت. در نتیجه، اسپانیا پس از مرگ او به وضع قبل خود بازگشت.
امپراتور جوزف دوم، فرمانروای اتریش 1780-1790، بیش از حد مشتاق بود و اصلاحات زیادی را اعلام کرد که از حمایت کمی برخوردار بود که شورشها درگرفت و رژیم او به کمدی اشتباهات تبدیل شد.
در برخی کشورها این ابتکار نه از سوی حاکمان، بلکه از سوی مقامات ارشدی مانند مارکی پومبال، که وزیر امور خارجه پرتغال در دوران جوزف اول بود، انجام شد.
برای مدت کوتاهی در دانمارک، یوهان فردریش اشترونزه تلاش کرد بر اساس اصول روشنگری حکومت کند. پس از صدور 1069 فرمان در مدت 13 ماه که بسیاری از اصلاحات اساسی را در بر میگرفت، دشمنان او را سرنگون کردند و او را اعدام و تکه تکه کردند.
واکنش های دولت به عصر روشنگری بسیار متفاوت بود. در چندین کشور با حاکمان قدرتمند، که مورخان آنها را "استبداد روشنگر" می نامند، متخصصان روشنگری در دربار مورد استقبال قرار گرفتند و به طراحی قوانین و برنامه هایی برای اصلاح سیستم، معمولاً برای ایجاد دولت های ملی قوی تر، کمک کردند. در فرانسه دولت خصمانه بود و فیلسوفان با سانسور آن مبارزه کردند. دولت بریتانیا عموماً رهبران روشنگری را نادیده می گرفت.
فردریک کبیر، که در سالهای 1740-1786 بر پروس حکومت میکرد، علاقهمند به ایدههای فرانسوی بود (او فرهنگ آلمان را به سخره میگرفت و از پیشرفتهای چشمگیری که در حال انجام بود بیاطلاع بود). ولتر که توسط دولت فرانسه زندانی و مورد بدرفتاری واقع شده بود، مشتاق پذیرش دعوت فردریک برای زندگی در کاخ خود بود. فردریک کبیر بارها گفته بود: «شغل اصلی من مبارزه با جهل و تعصب است... روشن ساختن اذهان، پرورش اخلاق، و شاد کردن مردم به اندازهای که برای طبیعت بشری مناسب است و با وسایلی که در اختیار من است..» او در دفاع از این نظام حکومتی مقاله ای در مورد «استبداد خیرخواهانه» نوشت.
امپراتور کاترین دوم روسیه از روشنگری روسیه حمایت کرد. او بسیاری از ایدههای فیلسوفان روشنگری، بهویژه مونتسکیو را در ناکاز (nakaz، دستورالعمل کاترین کبیر)خود گنجاند، که هدف آن اصلاح قوانین روسیه بود. با این حال، دعوت از فیلسوف مشهور فرانسوی دنیس دیدرو به دربار او نتیجه خوبی نداشت.
چارلز سوم، پادشاه اسپانیا از 1759 تا 1788، تلاش کرد تا امپراتوری خود را از طریق اصلاحات گسترده ای مانند تضعیف کلیسا و صومعه های آن، ترویج علم و تحقیقات دانشگاهی، تسهیل تجارت و بازرگانی، مدرن سازی کشاورزی و اجتناب از جنگ، از زوال نجات دهد. تمرکز قدرت در مادرید، اشراف محلی را خشمگین کرد و استقلال سنتی شهرها را به چالش کشید و بنابراین مقاومت به طور پیوسته افزایش یافت. در نتیجه، اسپانیا پس از مرگ او به وضع قبل خود بازگشت.
امپراتور جوزف دوم، فرمانروای اتریش 1780-1790، بیش از حد مشتاق بود و اصلاحات زیادی را اعلام کرد که از حمایت کمی برخوردار بود که شورشها درگرفت و رژیم او به کمدی اشتباهات تبدیل شد.
در برخی کشورها این ابتکار نه از سوی حاکمان، بلکه از سوی مقامات ارشدی مانند مارکی پومبال، که وزیر امور خارجه پرتغال در دوران جوزف اول بود، انجام شد.
برای مدت کوتاهی در دانمارک، یوهان فردریش اشترونزه تلاش کرد بر اساس اصول روشنگری حکومت کند. پس از صدور 1069 فرمان در مدت 13 ماه که بسیاری از اصلاحات اساسی را در بر میگرفت، دشمنان او را سرنگون کردند و او را اعدام و تکه تکه کردند.
نمونه های حاکمان با این رویکرد:
-پتر کبیر روسیه (1682-1725)
-کاترین کبیر روسیه (1762–1796)
-چارلز سوم اسپانیا (1759-1788)[
-فردریک کبیر پروس (1740-1786)
-ناپلئون بناپارت به عنوان کنسول اول جمهوری فرانسه (1799-1804) و به عنوان امپراتور اولین امپراتوری فرانسه (1804-1814).
-فردریک ششم دانمارکی (1808-1839)
-گوستاو سوم سوئد (1771-1792)
-جوزف دوم، امپراتور روم مقدس (1765-1790)
-جوزف اول پرتغالی (از طریق وزیرش مارکی پومبال) (1750-1777)
-ماریا ترزا (1740-1780)
-سلیم سوم عثمانی(1789–1808)
-محمود دوم عثمانی (1808-1839)
-لئوپولد اول، دوک بزرگ توسکانی(1765-1790)
-امپراتور کانگشی چین (1661-1722)
-امپراتور کیانلونگ چین (1735-1796)
-فردیناند چهارم ناپل (1816-1825)
-ماریا کارولینا از اتریش، ملکه ناپل و سیسیل (1768-1814)
-کریستین هفتم دانمارک (از طریق وزیرش یوهان فردریش اشترونزی) (1770-1772)
-فیلیپ، دوک پارما(اسپانیا) (از طریق وزیرش گیوم دو تیلو) (1748-1765)
-فرانچسکو سوم d'Este، دوک مودنا (1737-1780)
-چارلز امانوئل سوم از ساردینیا (1730-1773)
-ویکتور آمادئوس سوم از ساردینیا (1773-1796)
-میهایلو اوبرنوویچ سوم صربستان (1839–1842، 1860–1868)
-رضا شاه ایران (1925-1941)
-پتر کبیر روسیه (1682-1725)
-کاترین کبیر روسیه (1762–1796)
-چارلز سوم اسپانیا (1759-1788)[
-فردریک کبیر پروس (1740-1786)
-ناپلئون بناپارت به عنوان کنسول اول جمهوری فرانسه (1799-1804) و به عنوان امپراتور اولین امپراتوری فرانسه (1804-1814).
-فردریک ششم دانمارکی (1808-1839)
-گوستاو سوم سوئد (1771-1792)
-جوزف دوم، امپراتور روم مقدس (1765-1790)
-جوزف اول پرتغالی (از طریق وزیرش مارکی پومبال) (1750-1777)
-ماریا ترزا (1740-1780)
-سلیم سوم عثمانی(1789–1808)
-محمود دوم عثمانی (1808-1839)
-لئوپولد اول، دوک بزرگ توسکانی(1765-1790)
-امپراتور کانگشی چین (1661-1722)
-امپراتور کیانلونگ چین (1735-1796)
-فردیناند چهارم ناپل (1816-1825)
-ماریا کارولینا از اتریش، ملکه ناپل و سیسیل (1768-1814)
-کریستین هفتم دانمارک (از طریق وزیرش یوهان فردریش اشترونزی) (1770-1772)
-فیلیپ، دوک پارما(اسپانیا) (از طریق وزیرش گیوم دو تیلو) (1748-1765)
-فرانچسکو سوم d'Este، دوک مودنا (1737-1780)
-چارلز امانوئل سوم از ساردینیا (1730-1773)
-ویکتور آمادئوس سوم از ساردینیا (1773-1796)
-میهایلو اوبرنوویچ سوم صربستان (1839–1842، 1860–1868)
-رضا شاه ایران (1925-1941)
Forwarded from کانال صادق الحسینی (Sadegh Alhosseini)
همیشه برایم سوال بود که چه شد عالم اسلامی از قرن ۱۱ به بعد عقب رفت و غرب جلو افتاد. در حالیکه وقتی سیر وقایع را نکاه میکنی نباید این اتفاق می افتاد. اینجا سعی کردم جواب قانع کننده ای را که دیدم به اشتراک بگذارم. به امید اینکه این اشتباه را دوباره و دوباره تکرار نکنیم…
@sadegh_alhosseini
@sadegh_alhosseini
🤬4👌1
تفاوت چشمگیر اثر کافئین بر افراد مختلف تا حد زیادی ناشی از ژنتیک است. یکی از مهمترین ژنهایی که این تفاوت را ایجاد میکند، CYP1A2 است؛ ژنی که آنزیم کبدی CYP1A2 را کُد میکند و سرعت متابولیزه شدن کافئین در بدن را تعیین میکند. این ژن دو واریانت اصلی دارد: یکی که باعث متابولیزم سریعتر کافئین میشود و دیگری که متابولیزم کندتر را بهوجود میآورد.
آنزیم CYP1A2 عمدتاً در کبد و در شبکه اندوپلاسمی ساخته میشود و بیان ژن آن با تماس با برخی هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (مانند ترکیبات موجود در دود سیگار) افزایش مییابد. این آنزیم نقشی کلیدی در متابولیزم بسیاری از زنوبیوتیکها — موادی که در بدن یافت میشوند اما منشأ درونی ندارند — ایفا میکند. از جملهٔ این مواد میتوان به کافئین، استامینوفن، آفلاتوکسین B1 و برخی ترکیبات حاصل از دود سیگار اشاره کرد. متابولیزه شدن برخی از این زنوبیوتیکها توسط CYP1A2 میتواند آنها را به فراوردههای فعال و بالقوه سرطانزا تبدیل کند؛ به همین دلیل فعالیت بیشازحد این آنزیم در حضور مواد محیطی خاص ممکن است خطر سرطان را افزایش دهد.
با این حال، CYP1A2 تنها در متابولیزم مواد خارجی نقش ندارد. این آنزیم بخشی از فعالیتهای اندوژن فرعی نیز هست و میتواند برخی اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه را به مولکولهای پیامرسان زیستی تبدیل کند. یکی از این پیامرسانها 19-HETE است. 19-HETE باعث مهار 20-HETE میشود؛ مولکولی که نقشهایی مانند افزایش انقباض عروقی، افزایش فشار خون، تقویت التهاب و تحریک رشد برخی انواع سلولهای سرطانی دارد. بنابراین، در سطح داخلی بدن، افزایش فعالیت CYP1A2 میتواند پیامدهایی مانند کاهش التهاب، کاهش انقباض عروق و شاید کاهش رشد برخی سلولهای سرطانی داشته باشد.
به این ترتیب، CYP1A2 آنزیمی با نقشی دوگانه است:
از یک طرف میتواند برخی زنوبیوتیکها را به ترکیبات سرطانزا تبدیل کند،
و از طرف دیگر، در مسیرهای اندوژن میتواند اثرهایی محافظتی و ضدالتهابی داشته باشد.
این دو نوع اثر متضاد نیستند؛ بلکه نتیجهٔ متابولیزه کردن دو دسته متفاوت از مواد توسط یک آنزیم هستند. همین تفاوتها — همراه با واریانتهای ژنتیکی — سبب میشود افراد مختلف واکنشهای بسیار متفاوتی نسبت به کافئین و سایر مواد وابسته به CYP1A2 نشان دهند.
آنزیم CYP1A2 عمدتاً در کبد و در شبکه اندوپلاسمی ساخته میشود و بیان ژن آن با تماس با برخی هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (مانند ترکیبات موجود در دود سیگار) افزایش مییابد. این آنزیم نقشی کلیدی در متابولیزم بسیاری از زنوبیوتیکها — موادی که در بدن یافت میشوند اما منشأ درونی ندارند — ایفا میکند. از جملهٔ این مواد میتوان به کافئین، استامینوفن، آفلاتوکسین B1 و برخی ترکیبات حاصل از دود سیگار اشاره کرد. متابولیزه شدن برخی از این زنوبیوتیکها توسط CYP1A2 میتواند آنها را به فراوردههای فعال و بالقوه سرطانزا تبدیل کند؛ به همین دلیل فعالیت بیشازحد این آنزیم در حضور مواد محیطی خاص ممکن است خطر سرطان را افزایش دهد.
با این حال، CYP1A2 تنها در متابولیزم مواد خارجی نقش ندارد. این آنزیم بخشی از فعالیتهای اندوژن فرعی نیز هست و میتواند برخی اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه را به مولکولهای پیامرسان زیستی تبدیل کند. یکی از این پیامرسانها 19-HETE است. 19-HETE باعث مهار 20-HETE میشود؛ مولکولی که نقشهایی مانند افزایش انقباض عروقی، افزایش فشار خون، تقویت التهاب و تحریک رشد برخی انواع سلولهای سرطانی دارد. بنابراین، در سطح داخلی بدن، افزایش فعالیت CYP1A2 میتواند پیامدهایی مانند کاهش التهاب، کاهش انقباض عروق و شاید کاهش رشد برخی سلولهای سرطانی داشته باشد.
به این ترتیب، CYP1A2 آنزیمی با نقشی دوگانه است:
از یک طرف میتواند برخی زنوبیوتیکها را به ترکیبات سرطانزا تبدیل کند،
و از طرف دیگر، در مسیرهای اندوژن میتواند اثرهایی محافظتی و ضدالتهابی داشته باشد.
این دو نوع اثر متضاد نیستند؛ بلکه نتیجهٔ متابولیزه کردن دو دسته متفاوت از مواد توسط یک آنزیم هستند. همین تفاوتها — همراه با واریانتهای ژنتیکی — سبب میشود افراد مختلف واکنشهای بسیار متفاوتی نسبت به کافئین و سایر مواد وابسته به CYP1A2 نشان دهند.
❤2
برخورد کهکشان راه شیری و کهکشان آندرومدا در آینده
نزدیک ترین کهکشان به کهکشان راه شیری، کهکشان آندرومدا هست که در فاصله ۲.۵ میلیون سال نوری از کهکشان راه شیری قرار گرفته.
در آینده دور (۴.۵ میلیارد سال آینده) این دو کهکشان به هم برخورد میکنن و یکی میشن
نزدیک ترین کهکشان به کهکشان راه شیری، کهکشان آندرومدا هست که در فاصله ۲.۵ میلیون سال نوری از کهکشان راه شیری قرار گرفته.
در آینده دور (۴.۵ میلیارد سال آینده) این دو کهکشان به هم برخورد میکنن و یکی میشن
❤6
آندرومدا در گذشته هم با یک کهکشان برخورد داشته و یکی شده و چند کهکشان کوتوله هم در حال حاضر در حال برخورد و ادغام در کهکشان راه شیری هستند.
در هنگام ادغام دو کهکشان، طی یک فرایند چند میلیون ساله سیاهچاله مرکز دو کهکشان در هم ادغام میشوند و انتقال انرژی حاصل از آن ستاره ها را به شعاع بزرگتری میفرستد.
در هنگام ادغام دو کهکشان، طی یک فرایند چند میلیون ساله سیاهچاله مرکز دو کهکشان در هم ادغام میشوند و انتقال انرژی حاصل از آن ستاره ها را به شعاع بزرگتری میفرستد.
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شبیه سازی کامپیوتری این برخورد توسط ناسا (کهکشان بزرگتر آندرومدا هست)
اون کهکشان کوچک هم M33 هست که به دور کهکشان حاصل از ادغام خواهد چرخید و در زمانی دیرتر با آن ادغام خواهد شد. (اینکه قبل از ادغام آندرومدا با راه شیری با آندرومدا ادغام بشه رو هنوز نشده کامل رد کرد)
اون کهکشان کوچک هم M33 هست که به دور کهکشان حاصل از ادغام خواهد چرخید و در زمانی دیرتر با آن ادغام خواهد شد. (اینکه قبل از ادغام آندرومدا با راه شیری با آندرومدا ادغام بشه رو هنوز نشده کامل رد کرد)
❤7
ده کشور اول جهان در تولیدات صنعت الکترونیک بر پایه سهم از بازار
چین: ۲۴.۷ درصد
ایالات متحده آمریکا: ۷.۹ درصد
ژاپن: ۶.۳ درصد
کره جنوبی: ۵.۳ درصد
آلمان: ۴.۲ درصد
تایوان: ۳.۹ درصد
سنگاپور: ۲.۵ درصد
هلند: ۲.۴ درصد
هنگ کنگ: ۲.۳ درصد
مالزی: ۱.۸ درصد
به نظرتون جایگاه ایران کجاست؟
منبع:
https://www.geeksforgeeks.org/top-10-electronics-manufacturing-countries/
چین: ۲۴.۷ درصد
ایالات متحده آمریکا: ۷.۹ درصد
ژاپن: ۶.۳ درصد
کره جنوبی: ۵.۳ درصد
آلمان: ۴.۲ درصد
تایوان: ۳.۹ درصد
سنگاپور: ۲.۵ درصد
هلند: ۲.۴ درصد
هنگ کنگ: ۲.۳ درصد
مالزی: ۱.۸ درصد
به نظرتون جایگاه ایران کجاست؟
منبع:
https://www.geeksforgeeks.org/top-10-electronics-manufacturing-countries/
ماده تاریک
از ابتدا چیزی که باعث شد وجود ماده تاریک فرض گرفته شود، این بود که مشاهده شد مقادیر نیروی گرانشی در کهکشانها(که براساس سرعت گردش ستارهها به دور مرکز کهکشانها به دست میاد) ، به طور قابل ملاحظهای زیادتر از مقادیری هست که توسط ماده مرئی موجود در کهکشانها ایجاد میشه.
(البته در نظریه نسبیت عام، گرانش اساسا نیرو نیست (برخلاف نظریه نیوتن) و تغییرات انحنای خود «فضازمان هست». اون مسیر منحنی که نور در نزدیکی اجرام سنگین طی میکنه، در «هندسه غیراقلیدسی فضازمان که چهاربعدی هست» کوتاهترین مسیر ریاضیاتی بین هر دو نقطه هست که یک پرتو نور این مسیرها رو طی میکنه. البته در خصوص مساله سرعت گردش کهکشانها به دور مرکزشون، نظریه گرانش نیوتن و نظریه گرانش نسبیتی، هر دو مقادیر سرعت برابری میدن که با مقدار واقعی سرعت چرخش کهکشان ها مطابقت نداره.
از ابتدا چیزی که باعث شد وجود ماده تاریک فرض گرفته شود، این بود که مشاهده شد مقادیر نیروی گرانشی در کهکشانها(که براساس سرعت گردش ستارهها به دور مرکز کهکشانها به دست میاد) ، به طور قابل ملاحظهای زیادتر از مقادیری هست که توسط ماده مرئی موجود در کهکشانها ایجاد میشه.
(البته در نظریه نسبیت عام، گرانش اساسا نیرو نیست (برخلاف نظریه نیوتن) و تغییرات انحنای خود «فضازمان هست». اون مسیر منحنی که نور در نزدیکی اجرام سنگین طی میکنه، در «هندسه غیراقلیدسی فضازمان که چهاربعدی هست» کوتاهترین مسیر ریاضیاتی بین هر دو نقطه هست که یک پرتو نور این مسیرها رو طی میکنه. البته در خصوص مساله سرعت گردش کهکشانها به دور مرکزشون، نظریه گرانش نیوتن و نظریه گرانش نسبیتی، هر دو مقادیر سرعت برابری میدن که با مقدار واقعی سرعت چرخش کهکشان ها مطابقت نداره.
❤1