Modern Science
985 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
Forwarded from Mohammad-Tabibian
نقش فعال روسیه در تشدید بی ثباتی جهان
امروز مقاله زیر را دیدم از روزنامه واشنگتن پست. در باره سندی که بدست این روزنامه رسیده و گفته شده ماخذ درز کردن آن یک نهاد امنیتی اروپایی است. در این سند به تفصیل در مورد شیوه هایی که سفارتخانه‌ها و عوامل روسیه بایستی بکار ببرند تا در جهان و داخل کشور ها و بین کشور ها بحرانی آفرینی شود توضیح داده شده. متن زیر ترجمه دو پاراگراف از این مطلب است:
“ ولادیمیر ژاریخین، آکادمیک، از روسیه خواست تا ‘به تدارک و تسهیل روی کار آمدن نیروهای راست انزواطلب در آمریکا ادامه دهد’ همچنین درجهت ‘بی ثبات کردن کشورهای آمریکای لاتین و کمک در به قدرت رسیدن نیروهای افراطی خواه چپ افراطی و یا راست افراطی تلاش کند.’ و همچنین «بازیابی حاکمیت کشورهای اروپایی از جامعه اروپا و سایر پیوندهای منطقه ای با حمایت از احزاب ناراضی از فشار اقتصادی ایالات متحده» را تسهیل کند.
نکات دیگری در این پیشنهاد سیاستی که در اختیار روزنامه واشنگتن پست قرار گرفت وجود دارد، حاکی از آن است که مسکو بایستی به درگیری بین ایالات متحده و چین بر سر تایوان دامن بزند تا روسیه و چین را به هم نزدیکتر کند و همچنین ‘وضعیت بحرانی خاورمیانه را در اطراف مسئله اسرائیل، ایران و سوریه تشدید کند.’ برای منحرف کردن تمرکز امریکا به مشکلات این منطقه.“
اصل مقاله در پایین آمده که برای علاقمندان به سیاست بین‌الملل و همچنین درک برخی دلایل روند های موجود جهانی و منطقه ای قابل استفاده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتاق کنترل پیشرفته آرامکو عربستان. خودشون ادعا میکنن ۸۰ درصد مهندسی ابزار دقیق‌ش رو خودشون انجام دادن و ۲۰ درصد رو شرکت‌های غربی. طبق گفته خودشون تمام کارکنان این اتاق کنترل هم عرب های خود عربستان هستن.
معرفی کتاب در خصوص شرکت چندملیتی یونیلیور در جنگ جهانی دوم

معرفی شرکت یونیلیور:
شرکت یونیلیور از سال ۲۰۱۱ پس از شرکت‌های پروکتر اند گمبل و نستله سومین تولیدکننده کالاهای مصرفی جهان محسوب می‌شود، همچنین از سال ۲۰۰۹ تاکنون پس از پروکتر اند گمبل و لورئال در رتبه سوم از بزرگترین شرکت‌های آرایشی و بهداشتی جهان، قرار دارد. این شرکت هم‌اکنون به‌عنوان بزرگترین تولیدکنندهٔ بستنی در جهان شناخته می‌شود.
این شرکت دارای بیش از ۴۰۰ برند و نشان تجاری است. از نام‌های تجاری متعلق به یونیلیور، می‌توان به: لیپتون، کنور، لوکس، سانسیلک، داو، رکسونا، پرسیل، لایفبوی، کنور، کورنتو، لاکمی، وازلین و اکسی اشاره کرد.

پیدایش این شرکت:
در دهه قبل از جنگ جهانی دوم، یونیلور که در سال 1930 با ادغام شرکت هلندی N.V. Margarine Unie و شرکت بریتانیایی Lever Brothers Ltd. تاسیس شده بود، به یکی از بزرگترین شرکت های چندملیتی در جهان تبدیل شد.فعالیت اصلی آن تولید مارگارین و صابون بود. این شرکت که در اصل مجموعه ای از طیف گسترده ای از شرکت های تابعه مختلف بود، در دهه 1930 تحت یک "انقلاب مدیریتی" قرار گرفت. نفوذ خانواده های مؤسس شرکت (عمدتاً لوور، یورگنس و ون دن برگ) به نفع مدیران متخصص کاهش یافت و یک هیئت مدیره بر تمام دارایی های این ترکیب در سراسر جهان نظارت داشت. همانطور که بن ووبز (نویسنده کتاب)به درستی اشاره می کند، این ویژگی های استراتژی یونیلور به این معنی نیست که این شرکت از یک استراتژی جهانی پیروی می کند. از آنجایی که بسیاری از کشورها موانع تجاری ایجاد کردند و راهبردهای حمایت گرایانه دیگری را به عنوان وسیله ای برای مهار موج بحران اقتصادی بین المللی پس از سال 1929 به کار گرفتند، غیرممکن بود. این امر انتقال مواد خام، محصولات نهایی و گاهی اوقات حتی منابع مالی بین کشورها را دشوار می کرد. بنابراین، یونیلیور با هر کشور به عنوان یک واحد اقتصادی، عمدتاً مجزا، برخورد کرد. در هیچ کجا این امر آشکارتر از دومین بازار مهم یونیلور (18.6 درصد از کل فروش شرکت در سال 1937) نبود: آلمان(همانطور که ووبز در فصل سوم کتاب به تفصیل توضیح می دهد).
تسلط نازی ها در سال 1933 دوره ای از کنترل هرچه بیشتر دولت بر اقتصاد ملی را آغاز کرد که بر یونیلیور هم تأثیر میگذاشت. چالش‌های پیش روی شرکت‌های یونیلور در آلمان شامل تلاش‌های نازی‌ها برای محافظت از کشاورزان خود با محدود کردن تولید مارگارین(کره گیاهی) به نفع کره حیوانی بود.
شرکت‌های تابعه آلمانی Unilever با تنوع بخشیدن به سبد تجاری خود با سرمایه‌گذاری در صنایع غذایی منجمد پاسخ دادند. آنها همچنین در یک ناوگان شکار نهنگ سرمایه گذاری کردند که وعده تامین چربی های مورد نیاز رایش سوم را می داد. در ازای این خدمات اقتصادی که استقلال بیشتری را برای شرکت‌های تابعه آلمانی Unilever ایجاد کرد، به این شرکت آزادی بیشتری برای بازگرداندن سرمایه‌های خود به مقر لندن ارائه شد. هنگامی که خطر جنگ قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید، یونیلور تصمیم گرفت که مجددا شرکت را به دو بخش مجزای هلندی و بریتانیایی تقسیم کند، تا در صورت اعلام جنگ بریتانیا به آلمان (در حالی که هلند بی‌طرف می‌ماند)، از هرگونه مشکل قانونی جلوگیری کند. هنگامی که هلند در ماه مه 1940 توسط نازی ها اشغال شد، نیمی از هلند تحت فشار سیاسی عظیم آلمان قرار گرفتند. بخش‌های مختلف رایش، وزرای نازی و حتی رقبای آلمانی یونیلور بر تصرف دارایی‌های قاره‌ای شرکت(یعنی در اروپا به جز انگلیس) توسط آلمان اصرار داشتند. با این حال، این طرح ها با شکست مواجه شدند. یونیلیور هلندی در کوتاه مدت برای آلمان بسیار مهم بود، از جهت تامین مواد غذایی منجمد به ورماخت و همچنین صابون، روغن و چربی، به طور فزاینده ای از منابع داخلی و رومانیایی. چراکه محاصره متفقین واردات خارج از کشور و صید نهنگ را غیرممکن میکرد. در همین حال، نیمه انگلیسی شرکت به همان اندازه مشغول کار جنگی برای طرف مقابل بود. هیئت مدیره داوطلبانه تولید گلیسیرین را افزایش داد تا تولید مواد منفجره را با وجود خطر زیان رساندن به سهام افزایش دهد، از هرگونه سود حاصل به جهت استفاده از کارخانه‌هایش برای پر کردن خمپاره‌ها چشم‌پوشی کرد و داوطلب شد تا مجموعه‌ای از کارخانه‌های مارگارین و صابون بریتانیا را به جهت افزایش تولید ادغام کند(که موجب از دست دادن فرصت های ارزشمند بازاریابی و برندسازی در این فرآیند میشد). ووبس ادعا می کند که میهن پرستی تنها توضیح این رفتار به ظاهر فداکارانه نبود. در عوض، مدیران یونیلیور لندن احساس می‌کردند که با متحد کردن آنها با تلاش‌های جنگی بریتانیا (و هلند)، پس از پیروزی نهایی آنها بر آلمان به یاد می‌آیند که بازپس‌گیری دارایی‌های یونیلیور در کشورهای دشمن یا اشغال‌شده را تسهیل می‌کند. زمانی که دولت بریتانیا به یونیلور کمک کرد تا شرکت‌های تابعه آلمانی شرکت را از تجزیه شدن به واحدهای کوچک‌تر به عنوان بخشی از تلاش واشنگتن برای شکستن تمرکز قدرت اقتصادی دشمن سابق، نجات دهد، این امر واقعاً پس از جنگ نتیجه داد. کتاب ووبز که بر اساس تحقیقات مجدانه در مورد مطالب بایگانی در هلند، آلمان و بریتانیا است، به خواننده یک دید کلی عالی ارائه می‌دهد که چگونه ساختار عملیاتی بسیار غیرمتمرکز یونیلور به آن کمک کرد تا از جنگ جان سالم به در ببرد، در حالی که تلاش‌های نازی برای کنترل ناکام ماند. ووبز عاقلانه از وارد شدن به بحث های مربوط به اخلاقی بودن تصمیم گیری یونیلور امتناع می ورزد و خواننده را به قضاوت خود می گذارد.
در نهایت، کتاب تا حدودی خشک است، زیرا بهترین حکایات، که می‌توانند داستان را زنده کنند، در ترجمه (هلندی به انگلیسی) گم شده‌اند. با این حال، این ها بحث های نسبتاً جزئی هستند: با وجود آنها، این کتاب نقطه عطفی مهمی در مطالعه شرکت های (چند ملیتی) در زمان جنگ است.
ساموئل کروزینگا
دانشگاه آمستردام
International Business and National War Interests.pdf
831.6 KB
نسخه انگلیسی کتاب. اگر مترجم کتاب علاقه مند به مدیریت کسب و کار میشناسید لطفا براش ارسال کنید، شاید ترجمه‌ش کنه
در ۱۹۶۹، پس از فرود انسان روی ماه، پاپ ژان پل دوم به بررسی دوباره پرونده ارتداد گالیله دستور داد و در ۱۹۹۲، کلیسای کاتولیک اعلام کرد که گالیله را بخشیده‌ است، بی‌آن‌ که عذر بخواهد و اذعان کند که اشتباه کرده که یک دانشمند را به تأیید یک مدل غلط واداشته و این‌که همیشه زمین و دیگر سیارات به دور خورشید می‌چرخیده‌اند و ما انسان‌ها چند هزار سال در اشتباه بوده‌ایم.
👍1
Horror vacui 
nature abhors a vacuum
(طبیعت از خلا متنفر است)

"طبیعت از خلا متنفر است" گزاره ای بود که ارسطو در کتاب فیزیک خود به کار برده بود، که بعدا توسط اتمیست‌هایی مانند دموکریتوس و لوکریتوس به چالش کشیده شد.
در اوایل قرن 17 پمپ های آبی ساخته شده بودند که از طریق کاهش هوای درون لوله، آب را از چاه بالا میکشیدند. اما به تجربه دیده شده بود که اگر عمق چاه از حدود 10 متر بیشتر باشد، این پمپ ها هیچ آبی بالا نمیکشند. در سال 1635 دوک توسکانی به گالیله دستمزد داد تا علت این پدیده را کشف کند. او به اشتباه علت آن را مربوط به عدم تحمل وزن ستون آب توسط خودش میدانست که آن را در کتاب معروف خود(ظهور دو علم جدید) نوشت. چندین دانشمند دیگر نیز بر روی این پدیده کار کردند و گاسپانو برتی حتی توانست با ساخت اولین بارومتر آبی، بر بالای لوله آن خلا ایجاد کند، اما نتوانست علت را توضیح دهد. در سال 1643 شاگرد گالیله، اوانجلیستا توریچلی، با مطالعه دست‌نوشته های گالیله به این موضوع علاقه‌مند شد و اولین بارومتر جیوه ای را ساخت و ادعا کرد که در فضای بالای آن خلا ایجاد میشود و به درستی وجود حداکثر ارتفاع ستون جیوه را به فشار جو زمین ربط داد. رنه دکارت با فرض وجود خلا در بالای ستون جیوه مخالفت کرد اما پاسکال از آن استقبال کرد و حتی به درستی ارتفاع جو کره زمین را محدود تصور کرد و پیش‌بینی کرد که با افزایش ارتفاع از سطح زمین، ارتفاع ستون جیوه باید کاهش پیدا کند. او به خاطر بیماری دائمی خود قادر نبود تا به بالای کوه برود اما از شوهر خواهر خود خواست تا بارومتر را تا ارتفاعات بالای اطراف پاریس ببرد و او نیز به پاسکال گزارش داد که در هر چند ارتفاع مختلف چندین مرتبه لوله را وارونه کرده و در هر ارتفاع خاص در هر مرتبه ارتفاع ستون جیوه مقدار مشخصش به دست میامده اما با افزایش ارتفاع از سطح زمین، ارتفاع ستون جیوه نیز اندکی کاهش میافته. پاسکال نهایتا روزی خود را همراه با بارومتر به بالای بلندترین برج پاریس رسانید و میزان کاهش ارتفاع جیوه را اندازه گیری کرد. اما او متوجه شد بستگی به گرمی و سردی هوا و بارانی بودن و نبودن ارتفاع ستون جیوه اندکی تغییر میکند.

رابرت بویل در ایرلند نیز به بارومتر علاقه مند شد و در آزمایشات متعددی حشرات، مواد آتش‌زا و... در بالای ستون جیوه قرار داد و نهایتا متقاعد شد که در آن فضا نباید چیزی به جز کالبد فضا وجود داشته باشد، اما فیلسوف انگلیسی توماس هابز به مخالفت با وجود خلا در بارومتر پرداخت و مباحثات میان آن‌دو منجر به یکی از مهم ترین و سرنوشت‌ساز ترین مباحثات تاریخ علم تبدیل شد که منجر به تفکیک روش علمی را از سایر روش‌های عقلانی گردید. شرح مفصل این مباحثات در کتاب جدید"لویاتان و پمپ هوا، Leviathan and the air pump" چاپ شده است.
رابرت بویل همچنین احیاگر نظریه اتمی در دوران مدرن بود.
🔥2
چرا گالیله تنش تیر را اشتباه حساب کرد

قبلا در خصوص اشتباه گالیله در کتاب «دو علم جدید»در خصوص علت این پدیده که چرا پمپ ها در چاه های با عمق بیشتر از ۱۰ متر کار نمیکنند نوشته بودم. در همین کتاب گالیله در خصوص پدیده دیگری هم اشتباه میکند. گالیله در مدل‌سازی تیرها به خاطر ارائه مدلی اشتباه، جوابی سه برابر مقدار واقعی به دست می آورد!
میدانیم زمانی که یک تیر تحت خمش قرار میگیرد، محوری خنثی در مرکز هندسی سطح آن وجود دارد که نه دچار کشیدگی، و نه دچار فشردگی میشود اما یک سمت آن دچار کشیدگی و سمت دیگر آن دچار فشردگی میشود.
گالیله فرض کرده بود که تیر حول لبه سطح مقطع خود میچرخد و بنابراین کل سطح مقطع تیر دچار کشش میشود، و مقدار نیروی کششی را برابر با استحکام تیر ضربدر نصف عرض آن محاسبه کرده بود.
نیلز بور، علاوه بر مدل اتمی، مدلی نیز بر مبنای مکانیک کلاسیک برای پیوند شیمیایی در ۱۹۱۳ ارائه داده بود که غلط بود.
برخلاف مدل بور، پیوند شیمیایی در مولکول هیدروژن(که از دو اتم هیدروژن تشکیل شده)، که در آن الکترون ها به خاطر  دافعه الکتریکی با فاصله از هم قرار گرفته اند، در مکانیک موجی مشخص شد که هر دو الکترون عموما در فاصله بین دو هسته قرار دارند(پیوند سیگما)
در هم شکسته شدن استوانه سیال به تعدادی کره، جهت کاهش انرژی سطح

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Fluid_thread_breakup#:~:text=Fluid%20thread%20breakup%20is%20the,between%20larger%20nodules%20of%20fluid.

مایعات با ویسکوزیته زیاد مانند عسل دچار این پدیده نمیشوند، زیرا هر اختلالی به سرعت دمپ میشود
تهدیدهای امنیتی برآمده از تحریم‌های نفتی ایران

هدف از انجام این پژوهش ارائه پاسخ تحلیلی از منظر اقتصاد سیاسی و نیز جامعه شناختی سیاسی به این پرسش است: تحریم‌های شدید نفتی و بانکی مرتبط با آن در بستر تنش‌های سیاسی و هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده آمریکا و هم پیمانان غربی آن چه تاثیری بر امنیت ملی ایران در دهه 1390 شمسی داشته است؟ فرضیه پژوهش آن است که با توجه به وابستگی شدید بودجه دولت ایران به درآمدهای نفتی، تحریم نفتی و کاهش شدید این درآمدها، امنیت ملی ایران در ابعاد اقتصادی و سیاسی را آسیب‌پذیر ساخته است. این مطالعه با روش تبیینی – تحلیلی و روش کتابخانه‌ای و اینترنتی برای داده‌ها در چارچوب رویکرد جامعه بنیاد مکتب کپنهاگ به امنیت ملی انجام شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که تحریم‌های نفتی در یک دهه اخیر به ویژه در دوره ریاست جمهوری ترامپ این پیامدهای منفی را بر اقتصاد ایران داشته است: ناعتمادی و کاهش شدید سرمایه‌گذاری خارجی و داخلی، کاهش تولید در بخش‌های صنعتی و کشاورزی، عدم انتقال دانش فنی در نفت، بیکاری فزاینده، تورم شدید و بی سابقه ناشی از تحریم و نقدینگی بالای ناشی از استقراض‌های بی‌رویه دولت از بانک مرکزی و چاپ اسکناس، گسترش فساد اقتصادی در اشکال قاچاق، احتکار، اختلاس، رانت جویی، افزایش ضریب جینی یا نابرابری و شکاف طبقاتی شدید، آسیب پذیری شدید سرمایه‌گذاری صاحبان سرمایه‌های کوچک و میانی در بورس و جاهای دیگر. چنین پیامدهای منفی ناشی از تحریم‌ها به ویژه در نیمه دوم دهه 1390 سبب رخ دادن اعتراضات ساختارشکن، رادیکال و زنجیروار با پیوندهای افقی بین اعتراضات اصناف و گروه‌های اجتماعی در شکل خیابانی شدند.

متن کامل مقاله:
https://jm.um.ac.ir/article_43452_1dc9576de26b847754d14c88226b846a.pdf
مطالعات تحریم
پیش بینی اثر تحریم ونوسانات اقتصادی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران

تحریم اقتصادی یعنی محدود نمودن مناسبات تجاری و مالی یک دولت سازمان یا فرد که ممکن است توسط سازمان ملل متحد، سازمانهای دولتی منطقه ای مانند اتحادیه اروپا یا یک کشور به تنهایی اعمال شود. اگر چه تحریم اقتصادی عنصری بدیع در روابط کشورها نیست اما ابزاری است که بویژه پس از دوران جنگ سرد، در روابط بین الملل کاربردی روز افزون یافته است. تحریم در مقایسه با استفاده از نیروی نظامی ارزان تر و عملیاتی تر است و در معرض افکار عمومی نیز عملی اخلاقی تر به نظر می رسد. با وجود قدمت شصت ساله تحریم ها در روابط بین الملل، مطالعات محدودی در خصوص اثر تحریم در عرصه های مختلف منتشر شده است. برخی مطالعات منتشر شده در این خصوص رویکرد توجیه گرایانه ای دارند، مثلاً محققان موسسه مطالعات بین المللی صلح دانشگاه نوتردام استدلال میکنند که با توجه به نمونه هایی مثل آفریقای جنوبی یوگسلاوی و حتی عراق تحریم ها ابزاری موفق هستند و میتوان با اصلاح روند آن و اعمال تحریم های هوشمند و هدفمند، معیارهای اخلاقی و اقتصادی را نیز مراعات کرد. این محققان در تحقیقی دیگر استفاده از تحریم را گریزناپذیر معرفی میکنند و آن را یک ابزار جراحی توصیف میکنند که راه‌حلی خاموش، صلح آمیز و در عین حال مهلک بشمار میرود. البته در این تحقیق تأثیرات مخرب تحریم بر غیر نظامیان پذیرفته شده است. محققان دانشگاه حقوق بین الملل دانشگاه کلمبیا نیز معتقدند تحریم اگر برای اهداف سیاسی و اخلاقی والاتری مانند جلوگیری از تجاوز و مقابله با سرکوب انجام گیرد به لحاظ اخلاقی قابل توجیه میباشد. همچنین اندیشمندان دانشگاه بار ایلان بر این باورند که تحریم یک شیوه مجازات یا حتی بازویی برای تغییر رفتار نیست، بلکه هدف آن اجتناب از همدستی در یک رفتار نادرست است، که به شرط توجیه اخلاقی میتواند مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر در بین محققان رویکردهای مقابله گرایانه ای نیز در برابر تحریم وجود دارد؛ در ابتدا مخالفت با تحریمها جنبه نظری نیافته بود و تنها به اعتراضات خام و مخالفت‌های فعالان مدنی صلح محدود مانده بود. یک دهه پس از تحریم های عراق، محققان دانشگاه فیرفیلد کتابی تحت عنوان جنگ پنهان ایالات متحده و تحریم های عراق منتشر کردند و در آن به بررسی اخلاقی استفاده از تحریم های اقتصادی در سیاست عمومی بین المللی پرداختند و آن را آسیبی ناعادلانه برای مردم و حتی نسل‌کشی نامیدند. آنها معتقدند تحریم‌هایی که با اهداف عالی همچون حفظ امنیت یا جلوگیری از تجاوز و قاچاق مواد مخدر یا تروریسم توجیه میشوند، در واقع به همان اندازه مخرب، بی رحمانه، غیر اخلاقی و غیر اقتصادی نیز هستند. اینکه تحریم‌ها توسط سازمان‌های بین المللی شکل میگیرند و هدایت میشوند به هیچ وجه نمیتواند وجه جنایتکارانه آن را توجیه کند. همچنین معتقدند تحریم با اصل تمایز در جنگ مشروع منافات دارد؛ از سوی دیگر اعلام شده است که تحریم با اصل وسیله هدف در اخلاق کانتی تعارض دارد، چرا که انسان‌ها را ابزاری برای متقاعد کردن دولت ها در نظر میگیرند, و از دیدگاه سودمندگرایانه پذیرفتنی نیست زیرا اثربخشی اقتصادی به آسیب انسانی می انجامد. در حالی که احتمال دستیابی به اهداف سیاسی مدنظر پایین است.
ادامه در مطلب بعدی:
👍2
اندیشمندان دانشگاه جورج تاون از دیگر کسانی هستند که پیرامون این رویکرد قلم میزنند؛ آنها در مقالات خود و به طور مشخص در اصول جنگ مشروع و تحریم‌های اقتصادی به سراغ این استدلال رفته اند که تحریم های اقتصادی همیشه اخلاقی تر از استفاده از نیروی نظامی نیست. آنها معتقدند چنین تحریم هایی باعث درد و آسیب فیزیکی شهروندان عادی میشود و گاهی اوقات حتی عملیات نظامی جزئی به تحریم ارجحیت دارد، هر چند مجاری اثرگذاری تحریم بر بخش‌های اقتصادی تنها فرایند اثرگذاری این سیاست را مشخص میکند اما در خصوص کم و کیف آن توضیحی ارایه نمیکند. زیرا ادبیات موجود در حوزه تحریم بر پیروزی یا شکست تحریم به عنوان گزینه های صفر و صد اعمال تحریم تاکید دارد. فقدان مدلهای کمی مناسب در این حوزه سبب شده تا عمده مطالعات به تبیین مجاری اثرگذاری تحریم بر فضای اقتصاد معطوف شود. تحریم ها به جز موفقیت و شکست در دستیابی به هدف نهایی، بر بخش‌های مختلف اقتصادی همچون تجارت، سرمایه‌گذاری، اشتغال و رشد اقتصادی تاثیر گذار هستند همان طور که طبق این تحقیق ها مشخص است تحریم ها بر سرمایه‌گذاری‌ها و فساد موثر هستند، چراکه با افزایش باز بودن اقتصاد سرمایه گذاران خارجی انگیزه بالاتري براي سرمايه گذاري پيدا می کنند. نرخ سود و دوره بازگشت سرمایه به صورت مستقیم و معني دار بر جذب سرمایه مستقيم خارجي موثر است؛ چون تصمیم به سرمایه گذاری به مقدار ریسک و بازده سرمایه در آن اقتصاد بستگی دارد. همچنین حجم نقدینگی که باعث ایجاد تورم و افزایش ریسک در اقتصاد میشود، جذب سرمایه را کاهش خواهد داد. بنابراین برای سیاست گذاری های دقیق در این حوزه ها لازم است در کنار کانال‌های اثرگذاری، میزان اثرگذاری تحریم بر این بخش‌ها بر اساس مدلهای کمی تا حد امکان مورد ارزیابی قرار گیرد. بر این اساس تعیین تاثیر پذیری بخشهای حجم تجارت، فساد و ریسک سیاسی، نرخ سود، نقدینگی، رشد اقتصادی، تحریم‌های اقتصادی، سرمایه انسانی، نرخ ارز، هزینه مخارج تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری، مهمترین هدف مطالعه حاضر است. مطالعات محدودی در حوزه تحریم انجام شده اند که عمده آنها از رویکرد حسابداری برای اندازه گیری هزینه های مستقیم تحریم تبعیت میکنند و نمیتوانند تمام عوامل مورد نظر در مجاری اثرگذاری تحریم را پوشش دهند. در برخی دیگر از مطالعات از متغیرهای مجازی برای تعیین اثرات تحریم استفاده میشود که نمیتواند قابلیت لازم برای نشان دادن اثر متغیرهای توضیحی از جنس تحریم را داشته باشد. این مطالعه برای نخستین بار با استخراج شاخص تحریم و با بهره گیری از مدل کلان سنجی به بررسی اثرات تحریم بر متغیرهای کلان میپردازد و نوآوری آن نیز مبنی بر این دو ویژگی است. همچنین برای اینکه بتوان این ارتباط چند طرفه را تا حد امکان شناسایی کرد این فرضیه اصلی برای تحقیق در نظر گرفته شده است که فساد ، تحریم و نوسانات اقتصادی در ارتباط با سرمایه گذاری اثر گذارند. از این رو ۹ متغیر از نظر کمی پیشنهاد شده است هر یک از سطوح، در بردارنده عوامل با اهداف، منافع و انگیزه های خاص خود است که در الگوی پیشنهادی پژوهش حاضر بررسی شده است.
ادامه:
https://jes.journals.umz.ac.ir/article_3393_0275fd64b7da0bcbd48dbf38ac540e35.pdf
👍1
بیماری ابن سینا چه بود؟

به طور کلی در تمامی منابع بیماری‌ای که ابن سینا در سال های آخر عمر درگیرش بود، نوعی بیماری روده بزرگ مانند آمیبیاز (عفونت آمیبی) یا سرطان روده بزرگ حدس زده شده است. اما چند وقت قبل چند پژوهشگر آمریکایی مقاله ای منتشر کردند که با توجه به عدم گزارش تب و اسهال به جز در مرحله نهایی قبل از مرگ، بیماری قولنج(دل‌درد) ابن سینا را مسمومیت مزمن به سرب عنوان کرده اند، که نهایتا به خاطر انجام تنقیه زیاد و جراحت روده، منجر به سپسیس و مرگ شده.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0002962922005304

با توجه به کم بودن شواهد گزارش شده در خصوص قولنج ابن سینا، همچین احتمالی را نمیتوان رد کرد، اما نویسندگان این مقاله ظاهرا از یک موضوع بی اطلاع بودند، و آن اینکه ابن سینا در کتاب قانون فی الطب خودش قولنج ناشی از مسمومیت به سرب را به طور مفصل تشریح کرده و کاملا با آن آشنا بوده اما هیچگاه برای قولنج خودش مسمومیت سرب را در نظر نگرفته بود. همچنین مسمومیت سرب اول از همه با علائم اختلالات روانی خودش را نشان میدهد و ابن سینا ظاهرا تا آخر عمر از سلامت روانی کاملی برخوردار بوده و دل درد فقط از علائم جانبی مسمومیت سرب به حساب میاید.
به نظر میرسد همان حدس های سایر محققان به واقعیت نزدیک تر باشد، اما با این شرح که احتمالا ابن سینا به خاطر معاینه مکرر مدفوع بیماران مختلف با تجهیزات غیراستاندارد آن زمان، خودش به عفونت یا عفونت های روده ای مزمن  مبتلا شده باشد و عدم سرکوب کامل میکروب(ها) به اضافه عوامل ژنتیکی، منجر به کولیت اولسراتیو(ulcerative colitis)، نوعی بیماری مزمن التهابی(ایمنی) روده بزرگ شده باشد که نهایتا به خاطر تنقیه زیاد و جراحات ناشی از آن(بنابه گفته شاگرد ابن سینا، جوزجانی)، منجر به عفونت سیستمی و مرگ وی شده باشد(یا حتی میتواند منجر به سرطان روده شده باشد)

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Ulcerative_colitis#

از جمله علائم ابن سینا که با کولیت اولسراتیو مطابقت دارد، مقطعی بودن(intermittent) دوره‌های تشدید علائم است، که ظاهرا در طول سالیان، هر از گاهی شکم‌درد عود میکرده و بعد برای مدتی علائم قطع میشده، یکی دیگه استفاده زیاد از تنقیه میتونه نشونه tenesmus باشه، یعنی بیمار احساس میکنه که مدفوع به طور کامل دفع نشده و همچنان نیاز به دفع مدفوع داره ولی قادر به انجامش نیست. یکی دیگه اینکه در کولیت اولسراتیو تب و اسهال هم معمولا در حالات شدید و نهایی رخ میده که با گزارش‌ها در خصوص علائم ابن سینا مطابقت داره.
مسائل صنعت نفت و گاز ایران

معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری و شرکت ملی نفت ایران به منظور ارتقاء تاب‌آوري ملی و رقابت‌پذيری بين‌المللی و كاهش ارزبری و وابستگی صنعت حفاری و همچنین بهره‌مندی از ظرفیت زيست‌بوم فناوري و نوآوری، چالشی با عنوان ” طراحی، ساخت و بهره‌برداری تجهیز حفاری هدایت پذیر دورانی (RSS) و فناوری‌های وابسته” را مطرح نموده و از طرح‌های فناورانه و نوآورانه در این زمینه حمایت می‌نمایند.

قضیه چیه(خبر مربوط به مرداد پارسال):
مقامات عربستان سعودی و کویت اخیرا لحن تندتری علیه ایران به کار گرفته و مدعی هستند که حق انحصاری تولید نفت و گاز از میدان بزرگ دریایی آرش را در اختیار دارند و ایران هیچ سهمی ندارد.
در همین زمینه، وزیر نفت کویت روز پنج‌شنبه ۲۷ ژوئیه اعلام کرد که این کشور به همراه عربستان منتظر ایران برای تعیین حدود دریایی نخواهد شد و عملیات توسعه میدان الدره ( که در ایران میدان آرش گفته می‌شود) را آغاز می‌کنند.
بیش از شصت سال از کشف این میدان دریایی با ۵۷۰ میلیارد متر مکعب ذخایر گاز و ۳۱۰ میلیون بشکه نفت فوق سبک (میعانات گازی) می‌گذرد.
ایران حدود سه دهه پیش مذاکراتی نیمه‌تمام با کویت برای تعیین مرزهای دریایی آغاز کرد، اما بعد از آن به رغم اصرار کویت و عربستان از مذاکرات طفره رفت.
دقیقا مشخص نیست علت اجتناب ایران از این مذاکرات چه بود، اما حتی بدون تعیین مرزهای دریایی نیز امکان مشخص کردن اینکه آیا میدان آرش میان سه کشور مشترک است یا نه، وجود دارد.
کویت با کمک غول چندملیتی شل، مستقر در بریتانیا، عملیات لرزه‌نگاری برای مشخص کردن شکل و فرم مخزن گازی را انجام داده و بر اساس آن اعلام کرده که این میدان به‌صورت کامل در آب‌های سرزمینی این کشور و عربستان قرار دارد.
مقامات جمهوری اسلامی با امتناع از دعوت شرکت‌های بین‌المللی برای انجام عملیات لرزه‌نگاری، مدعی هستند که شرکت نفت فلات‌قاره ایران عملیات لرزه‌نگاری در این میدان را قبلا انجام داده و ۴۰ درصد مخزن در آب‌های ایران قرار دارد.
ایران اگرچه بعد از سال ۱۳۹۰ که کویت و عربستان از ایران دعوت کردند وارد مذاکرات تعیین حدود دریایی و وضعیت میدان آرش شود، تحت تحریم بوده، اما بعد از برجام به راحتی می‌توانست یک شرکت بین‌المللی را دعوت کند تا در مدت بسیار کوتاهی با عملیات لرزه‌نگاری حدود این میدان را مشخص کند، اما این کار را نکرد. در عوض، مقامات نفتی ایران نیز بارها تهدید کرده‌اند که عملیات حفاری در این میدان را آغاز خواهند کرد.
دردسر ایران برای کویت و عربستان
فارغ از اینکه چرا ایران از مذاکرات تعیین مرزهای آبی یا تعیین وضعیت میدان آرش طفره می‌رود و آیا واقعا سهمی در این میدان دارد یا نه، ورود جمهوری اسلامی به توسعه یکجانبه یا مشترک با دو کشور عربی همسایه، یک دردسر بزرگ برای آنها خواهد بود.
اگر سهم ایران در این میدان ثابت شود و بخواهد به‌صورت مشترک با کویت و عربستان این میدان را توسعه دهد، هیچ شرکت بین‌المللی، به خاطر تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، حاضر نخواهد بود توسعه این پروژه را بر عهده بگیرد.
کویت و عربستان بهار سال گذشته توافق کردند که به‌صورت مشترک و با سرمایه‌گذاری ۷ میلیارد دلاری از شرکت‌های بین‌المللی برای توسعه میدان آرش دعوت کنند. ایران حتی سرمایه‌ای برای ورود به این پروژه ندارد. از سوی دیگر، ایران هیچ خط لوله‌ای برای دریافت سهم گازی خود و انتقال آن به ساحل ندارد و باید این خطوط احداث شود.
اگر بخشی از این میدان واقعا در آب‌های ایران باشد و جمهوری اسلامی بخواهد به‌صورت یکجانبه آن را حفاری کند، با توجه به تکنولوژی قدیمی و پیش پا افتاده جمهوری اسلامی، احتمال آسیب رسیدن به این میدان بزرگ و غیر قابل استخراج شدن بخش قابل توجهی از ذخایر گازی و نفتی آن وجود دارد.
ناگفته پیداست که اگر این میدان میان سه کشور مشترک باشد، عربستان و کویت می‌توانند بدون اعتنا به ایران، بخشی که در آب‌های خودشان است را توسعه دهند، کما اینکه عربستان و ایران چهار میدان مشترک دریایی دارند و عربستان دو میدان را سال‌هاست توسعه داده و با سرمایه‌گذاری ۲۱ میلیارد دلاری در حال توسعه میدان سوم، یعنی مرجان (که در ایران میدان فروزان گفته می‌شود)، برای تولید روزانه ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه نفت است، در حالی که ایران دو سال پیش تازه موفق به توسعه میدان فروزان با ظرفیت تولید روزانه ۴۰ هزار بشکه نفت شد و توسعه دیگر میادین شامل «فرزاد آ و ب» به همراه اسفندیار را هنوز آغاز نکرده است.
اما ورود شرکت‌های ایرانی برای حفاری بخشی از میدان آرش که احتمالا در آب‌های ایران است، می‌تواند این میدان عظیم را نابود کند و به همین خاطر مقامات ایران هر بار در پاسخ به تصمیم عربستان و کویت برای توسعه میدان گازی آرش، آنها را تهدید به "آغاز حفاری" در بخش ایرانی این میدان می‌کنند.
ادامه در متن بعد:
ادامه متن قبل:
تاکنون نمونه‌های فراوانی از سهل‌انگاری‌های شرکت‌های ایرانی در توسعه میادین و حفاری‌های غیراصولی گزارش شده است که نمونه آن لایه نفتی پارس جنوبی است. قطر با کمک شرکت‌های پیشرفته غربی و با حفر چاه‌های افقی لایه نفتی پارس جنوبی را توسعه داده تا حداکثر میزان استخراج ذخایر آن فراهم شود؛ به عبارتی ضریب بازیافت این لایه نفتی را تا حد ممکن افزایش دهد.
اما ایران با تکنولوژی قدیمی و بومی خود، اقدام به حفر چاه‌های عمودی کرده که از این طریق بخش مهمی از ذخایر لایه نفتی میدان مشترک پارس جنوبی با قطر برای همیشه در دل زمین باقی می‌ماند و غیرقابل استخراج می‌شود.
ذکر این نکته نیز مهم است که ضریب بازیافت میادین نفتی ایران کمتر از ۲۵ درصد است؛ یعنی با تکنولوژی‌ای که ایران در حفاری و صیانت از میادین دارد، سه چهارم کل ذخایر نفتی میادین برای همیشه در دل زمین خواهد ماند و تلف خواهد شد.
اهمیت میدان آرش برای کویت و عربستان
کویت و عربستان اگرچه تولید نفت بالایی دارند، اما با کسری هنگفت گاز مواجه هستند. کویت حتی سال گذشته برای تامین گاز خود یک پایانه بزرگ ال‌ان‌جی برای واردات گاز مایع قطر راه‌اندازی کرد.
گاز طبیعی هم پاک‌ترین سوخت فسیلی است و هم بسیار ارزان‌تر از محصولات نفتی است. به همین خاطر عربستان و قطر در تلاش هستند تا گاز را با بخشی از محصولات نفتی مصرفی خود جایگزین کنند.
همچنین گاز ماده اولیه بخش بزرگی از محصولات پتروشیمی است و هر دو کشور در تلاش هستند تا تولید محصولات پتروشیمی خود را هم متنوع کنند و هم افزایش دهند.
عربستان در سال گذشته میلادی ۱۲۰ میلیارد متر مکعب تولید گاز داشت که ۲۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۱۵ است. در این میان اما، تولید گاز کویت در دوره یادشده حتی ۳ میلیارد متر مکعب کاهش یافته و به ۱۳ میلیارد متر مکعب رسیده است.
ایران هشت برابر عربستان و ۱۸ برابر کویت ذخایر گازی دارد. تولید گاز ایران نیز بیش از دو برابر عربستان و ۲۰ برابر کویت است.

لینک خبر:
https://www.dw.com/fa-ir/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%B4/a-66372817