سازي ماشین آلات و تجهیزات صنعتی و ایجاد و تجهیز مراکز آزمایش و تحقیق و آموزش نیروي انسانی اختصاص دهد.
- یافته هاي این تحقیق بیانگر آن است که روند دستمزد نیروي کار ماهر جز در مقاطعی اندك سیر نزولی طی کرده است وهمانگونه که اشاره شد براي بومی سازي و گسترش فعالیت هاي تحقیق وتوسعه، جذب نیروي کارمتخصص وماهر لازم است ودرصورت عدم جذب نیروي کار مذکور بدلیل انعطاف ناپذیري دستمزدها که به صورت اداري توسط دولت تعیین می شود عملا توسعه فن آوري با اختلال و عدم موفقیت روبرو شده که در این صورت یا به فعالیت هاي غیر فنی و غیرتخصصی مشغول می گردند ویا به دلیل دستمزد بالا درخارج ازکشور و براي انجام تحقیقات، جذب بنگاه هاي خارجی می شوند. لذا ایجاد انعطاف پذیري در دستمزد از طریق ایجاد ارتباط بین دستمزد و مهارت از جمله سیاست هایی است که لازم است با اصلاح قوانین ومقررات مورد عنایت ویژه قرار گیرد و سطح دستمزدها دربازار کار به صورت آزادانه بر اثر تغییرات عرضه وتقاضاي نیروي کار و اجزاي آن از نظرمهارت ها ورشته هاي تخصصی وسطح آموزش تعیین شود .در بسیاري از کشورهاي توسعه یافته نظام پرداخت حقوق برمبناي پرداخت براي مهارت است نه پرداخت براي شغل، این امر موجب ارتقاء کارآیی و انگیزه شده و ازطرف دیگر اتحادیه هاي کارگري نیز از نظام ارتقاء پرداخت مذکور به دلیل آنکه آنرا مبتنی برعدل وانصاف می دانند حمایت می کنند.
منبع:
https://jemr.khu.ac.ir/article-1-776-fa.pdf
- یافته هاي این تحقیق بیانگر آن است که روند دستمزد نیروي کار ماهر جز در مقاطعی اندك سیر نزولی طی کرده است وهمانگونه که اشاره شد براي بومی سازي و گسترش فعالیت هاي تحقیق وتوسعه، جذب نیروي کارمتخصص وماهر لازم است ودرصورت عدم جذب نیروي کار مذکور بدلیل انعطاف ناپذیري دستمزدها که به صورت اداري توسط دولت تعیین می شود عملا توسعه فن آوري با اختلال و عدم موفقیت روبرو شده که در این صورت یا به فعالیت هاي غیر فنی و غیرتخصصی مشغول می گردند ویا به دلیل دستمزد بالا درخارج ازکشور و براي انجام تحقیقات، جذب بنگاه هاي خارجی می شوند. لذا ایجاد انعطاف پذیري در دستمزد از طریق ایجاد ارتباط بین دستمزد و مهارت از جمله سیاست هایی است که لازم است با اصلاح قوانین ومقررات مورد عنایت ویژه قرار گیرد و سطح دستمزدها دربازار کار به صورت آزادانه بر اثر تغییرات عرضه وتقاضاي نیروي کار و اجزاي آن از نظرمهارت ها ورشته هاي تخصصی وسطح آموزش تعیین شود .در بسیاري از کشورهاي توسعه یافته نظام پرداخت حقوق برمبناي پرداخت براي مهارت است نه پرداخت براي شغل، این امر موجب ارتقاء کارآیی و انگیزه شده و ازطرف دیگر اتحادیه هاي کارگري نیز از نظام ارتقاء پرداخت مذکور به دلیل آنکه آنرا مبتنی برعدل وانصاف می دانند حمایت می کنند.
منبع:
https://jemr.khu.ac.ir/article-1-776-fa.pdf
عجماوغلو در «چرا ملتها شکست میخورند» جغرافیا، آبوهوا، منابع طبیعی و فرهنگ را بهعنوان عواملی که میتوانند ملتها را به فقیر و غنی تقسیم کنند، نمیپذیرد؛ بلکه نهادهای سیاسی و اقتصادی برآمده از خود ملتها را عامل گشایش اقتصادی میداند.
👍2👎1
چرا در ایران بسیاری از تولیدکنندگان به نقطه سر به سر هم نمیرسند و هزینهها پوشش داده نمیشود؟
*نقطه سربهسر، میزانی از تولید بنگاه اقتصادی را نشان میدهد که در آن میزان هزینهها با میزان درآمدها برابر میشود و بنگاه در این سطح از تولید نه سود میکند و نه زیان. اگر تولید، بیشتر از نقطه سربهسر باشد، بنگاه سود خواهد برد و اگر کمتر باشد، زیان خواهد دید.
*نقطه سربهسر، میزانی از تولید بنگاه اقتصادی را نشان میدهد که در آن میزان هزینهها با میزان درآمدها برابر میشود و بنگاه در این سطح از تولید نه سود میکند و نه زیان. اگر تولید، بیشتر از نقطه سربهسر باشد، بنگاه سود خواهد برد و اگر کمتر باشد، زیان خواهد دید.
تا جایی که دولت با واردات به پشتوانه درآمد نفتی، کمبود را جبران میکند، خانوارها هنوز اثرات واقعی کنترل قیمتها را چندان احساس نمیکنند؛ اما وقتی درآمد نفتی به دلایلی نظیر تحریم، افت ذخایر زیرزمینی، کاهش قیمت جهانی و... کاهش پیدا میکند، دولت دیگر به پشتوانه درآمد نفتی نمیتواند تنظیم بازار انجام دهد. به گفته ناظران در این شرایط دولت مجبور به چاپ پول میشود تا به پشتوانه پول چاپی آن کالا را بخرد و به قیمت دولتی مصوب توزیع کند. پول چاپی تورم ایجاد میکند و تورم در واقع مالیاتی است که به زور از اقشار حقوقبگیر اخذ میشود. کسانی که بخش عمدهای از ثروت خود را در بازار ملک، طلا، سهام و ارز سرمایهگذاری میکنند، مالیات تورمی را نمیپردازند، چون با چاپ پول و متورم شدن قیمتها، ثروت آنها نیز به همان اندازه زیاد میشود. مالیات تورمی را در واقع قشر حقوقبگیر اجارهنشین میپردازند و دولت دست در جیب آنها میکند تا بتواند به نرخ مصوب خود، کالا توزیع کند. طبعا هرچه قیمتهای واقعی متورمتر شود، دولت مجبور میشود پول بیشتری چاپ کند تا به اندازه تقاضای بازار، جنس به قیمتهای دولتی توزیع کند.
👍1
دکتر احمد میدری، استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز است. دکتر میدری در این گفتوگو با رد تقسیمبندیهایی که درباره دیدگاههای اقتصادی اقتصاددانان ایرانی صورت میگیرد، عنوان کرد که این نوع دستهبندی نه تنها از ابتدا، بلکه، در دهه سوم پس از پیروزی انقلاب نیز دیگر جایگاهی ندارد. او میگوید: تقسیمبندی اقتصاد ایران بر مبنای تفکر نهادگرا و لیبرال، تقسیمبندی غلطی است و باید این نوع تقسیمبندی بر مبنای بازارگرایی واقعی و تخیلی تغییر کند.
سرمایهگذاری در صنعت برق جاذبهای ندارد؛ از کار افتادن آهنربای سرمایهگذاری در صنعت برق البته فقط ادعای شخص نیست. بررسی «دنیایاقتصاد» نشان میدهد که میزان سرمایهگذاری در صنعت برق در بازه زمانی ۱۰سال اخیر افت چشمگیری داشته است. شاهد آماری و رسمی این موضوع، گزارش وزارت نیرو و بررسی مرکز پژوهشهای مجلس است که هر دو تایید میکنند میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی در صنعت برق از ۲/ ۶میلیارد دلار در سال ۱۳۹۰ به ۶۰۰میلیون دلار در سال ۱۴۰۰ فروکاسته شده است. کارشناسان در این باره با تاکید بر ضرورت احیای نظام اقتصادی صنعت برق، از لزوم تعیینتکلیف قیمت برق سخن میگویند و عنوان میکنند که بدون حل و فصل این موضوع، صنعت برق جاذبهای برای سرمایهگذاران نخواهد داشت و عدمتزریق منابع مالی به این بخش، چشمانداز عرضه برق را تیره و تار خواهد کرد. (خودروی برقی؟!)
کشف فرصت های کارآفرینی تابعی از توزیع اطلاعات در جامعه است (1945 ,Hayek). افراد متفاوت فرصتهای متفاوتی را کشف میکنند چون دانش پیشین متفاوتی دارند و هر کارآفرین تنها فرصتی را کشف می کند که با دانش پیشین او مرتبط باشد (1997,Venkataraman) . داشتن اطلاعات منحصر به فرد به افراد اجازه میدهد فرصتهایی را ببینند که دیگران نمی توانند، به عبارت دیگر، دانش پیشین به اطلاعات متمایز فرد درباره موضوعی اطلاق می شود که برای او توانایی شناسایی فرصتهای مشخصی را فراهم می آورد (2000 ,Shane & Venkataraman). تفاوت در اطلاعات منجر می شود افراد ارزشهای مختلف درمورد کالاها یا خدمات مشخص را دریابند و برای به دست آوردن آنها قیمتهای مختلفی را پیشنهاد دهند (2000 ,shane).
شرح مختصری در رد ادعاهای پان ترکی
بر طبق تمام شواهد و مدارک تاریخی با اینکه در اوستا کلمه ایرانویج اومده، ولی تا قبل از ساسانیان به عنوان نام کشور به کار نمیرفته بلکه به عنوان مکانی به عنوان مهد آریاییان به کار میرفته. که خود آریانیان هم بعد از نسل های متمادی محل دقیق ایرانویج رو فراموش کرده بودن (آزمایشات ژنتیک در دهه اخیر ثابت کرده مهد آریاییان قفقاز مرکزی بوده). کلمه آریایی رو خود این اقوام به خودشون اطلاق میکردن(به عنوان نجیب زاده و شریف) ولی به خاطر سواستفاده نازی ها از این کلمه، در حال حاضر در منابع علمی ترجیح داده میشه از اقوام هند و اروپایی یا هند و ایرانی استفاده بشه. همچنین با اینکه زبان های فارسی و هندی و آذری و کوردی و اکثر زبان های اروپایی تغییر یافتهی زبان اولیه آریاییان هستن، ولی آزمایشات ژنتیک مشخص کرده که جمعیت آریایی ها بعد از مهاجرت به ایران و هند و اکثر نقاط اروپا نسبت به بومیان این مناطق در اقلیت بوده ولی با اینحال تونستن زبان خودشون رو به زبان های بومی اون مناطق غالب کنن. همانند زبان عربی که بر زبان باستانی مصریان غالب شد یا ترکی که به زبان مردمان آذربایجان و آناتولی غالب شد. مردمان بومی فلات ایران تا قبل از ورود آریاییان به زبان های ایرانی حرف نمیزدن و ژنتیک غالب مردم امروز ایران و هند و حتی یونان و ایتالیا، آریایی نیست! (ولی ژن های آریایی رو همه کم و بیش دارن)در تمام منابع مختلف تاریخی مربوط به قبل از ساسانیان کلمه ایران به عنوان نام کشور به کار نرفته و امپراطوری مادی و امپراطوری پارسی و امپراطوری پارتی اومده. نام ایرانشهر (با معنی سرزمین آریاییان) به عنوان اسم کشور، اولین بار در زمان امپراطوری/شاهنشاهی دوم پارسیان(ساسانیان) استفاده شد که بعد از تهاجم اعراب به تدریج فراموش شد و ۸۵۰ سال بعد شاه اسماعیل صفوی بنابر متن شاهنامه مجددا اسم ایران رو به کار برد. ترکان برای اولین بار در قرن ۶ بعد از میلاد از طریق شمال دریای خزر وارد قفقاز شمالی شدن و قرن ها کوه های قفقاز مرز بین ایرانیزبانان و ترکان در غرب خزر بود(و دژ دربند ساخته یا بازسازی شده توسط خسروانوشیروان به عنوان دروازه اصلی درگذرگاه شرقی کوههای قفقاز مانع از اختلاط گسترده میشد) تا اینکه در قرن ۱۱ میلادی، سلجوقیان از جنوب خزر وارد آذربایجان شدن و شروانشاهان رو تسلیم کردن و این شروانشاهان به تدریج برای خوشایند سلاطین سلجوقی لقب خاقان رو علاوه بر سایر القاب برای خودشون استفاده کردن و خاقانی هم که در دربار یکی از این شروانشاهان بعدی بود تخلص خودشو برای خوشایند او به خاقانی تغییر داد ولی هنوز زبان مکالمه، گونهای از زبان پهلوی و آذری بود و شعرهای خاقانی هم به زبان پهلوی هستن و در طی قرن های بعد به تدریج شعر ترکی به وجود اومد و رشد کرد و بقیه ماجرا که مطالعه اش خالی از لطف نیست.
پینوشت: اخیرا متوجه شدم که کلمه شیراز هم کلمهای هند و اروپایی نیست و این شهر و این اسم قدمتی بیش از هزار سال قدیمی تر از ورود پارسها به اون منطقه داره. (tiračis/ or /ćiračis/. This name became Old Persian /širājiš)
پینوشت۲: نام خزر نام قدیمی این دریاچه نیست و نام قبایل ترکی که در قرن ۶ بعد از میلاد از شمال این دریاچه وارد مناطق جنوبی رودخانه ولگا شدن هست. و نام این دریاچه در منابع قدیمی ایرانی و یونایی، هیرکانی(وهرکانه) هست و در منابع غربی امروزی هم کاسپین؛ که مربوط به اقوام کاسپی میشه که جزو اقوام بومی قفقاز(همون اقوام هند و اروپایی) منطقه بودن و به شاخهای از زبانهای هند و اروپایی مکالمه میکردن.
نام قزوین تغییر شکل یافته کاسپین هست و گرگان تغییر شکلیافته هیرکان
پینوشت۳: اقوام هند و اروپایی(آریاییان) احتمالا پس از اختراع درشکه شروع به این مهاجرت های گسترده کردن.
پینوشت۴: نژاد قفقازی(Caucasoid race) که اصطلاحی در انسانشناسی قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بود که امروزه منسوخ شده، و به تمام سفیدپوستان جهان اطلاق میشد، مربوط به شایعهای مبتنی بر به گل نشستن کشتی نوح در قفقاز بوده که ارتباطی به کشف نوین زادگاه قفقازی اقوام هند و اروپایی بر مبنای ژنتیک نداره و سفیدپوستان شمال اروپا از قرن ها قبل از ورود آریاییان به آن مناطق از آریاییان سفیدپوست تر بودند.
بر طبق تمام شواهد و مدارک تاریخی با اینکه در اوستا کلمه ایرانویج اومده، ولی تا قبل از ساسانیان به عنوان نام کشور به کار نمیرفته بلکه به عنوان مکانی به عنوان مهد آریاییان به کار میرفته. که خود آریانیان هم بعد از نسل های متمادی محل دقیق ایرانویج رو فراموش کرده بودن (آزمایشات ژنتیک در دهه اخیر ثابت کرده مهد آریاییان قفقاز مرکزی بوده). کلمه آریایی رو خود این اقوام به خودشون اطلاق میکردن(به عنوان نجیب زاده و شریف) ولی به خاطر سواستفاده نازی ها از این کلمه، در حال حاضر در منابع علمی ترجیح داده میشه از اقوام هند و اروپایی یا هند و ایرانی استفاده بشه. همچنین با اینکه زبان های فارسی و هندی و آذری و کوردی و اکثر زبان های اروپایی تغییر یافتهی زبان اولیه آریاییان هستن، ولی آزمایشات ژنتیک مشخص کرده که جمعیت آریایی ها بعد از مهاجرت به ایران و هند و اکثر نقاط اروپا نسبت به بومیان این مناطق در اقلیت بوده ولی با اینحال تونستن زبان خودشون رو به زبان های بومی اون مناطق غالب کنن. همانند زبان عربی که بر زبان باستانی مصریان غالب شد یا ترکی که به زبان مردمان آذربایجان و آناتولی غالب شد. مردمان بومی فلات ایران تا قبل از ورود آریاییان به زبان های ایرانی حرف نمیزدن و ژنتیک غالب مردم امروز ایران و هند و حتی یونان و ایتالیا، آریایی نیست! (ولی ژن های آریایی رو همه کم و بیش دارن)در تمام منابع مختلف تاریخی مربوط به قبل از ساسانیان کلمه ایران به عنوان نام کشور به کار نرفته و امپراطوری مادی و امپراطوری پارسی و امپراطوری پارتی اومده. نام ایرانشهر (با معنی سرزمین آریاییان) به عنوان اسم کشور، اولین بار در زمان امپراطوری/شاهنشاهی دوم پارسیان(ساسانیان) استفاده شد که بعد از تهاجم اعراب به تدریج فراموش شد و ۸۵۰ سال بعد شاه اسماعیل صفوی بنابر متن شاهنامه مجددا اسم ایران رو به کار برد. ترکان برای اولین بار در قرن ۶ بعد از میلاد از طریق شمال دریای خزر وارد قفقاز شمالی شدن و قرن ها کوه های قفقاز مرز بین ایرانیزبانان و ترکان در غرب خزر بود(و دژ دربند ساخته یا بازسازی شده توسط خسروانوشیروان به عنوان دروازه اصلی درگذرگاه شرقی کوههای قفقاز مانع از اختلاط گسترده میشد) تا اینکه در قرن ۱۱ میلادی، سلجوقیان از جنوب خزر وارد آذربایجان شدن و شروانشاهان رو تسلیم کردن و این شروانشاهان به تدریج برای خوشایند سلاطین سلجوقی لقب خاقان رو علاوه بر سایر القاب برای خودشون استفاده کردن و خاقانی هم که در دربار یکی از این شروانشاهان بعدی بود تخلص خودشو برای خوشایند او به خاقانی تغییر داد ولی هنوز زبان مکالمه، گونهای از زبان پهلوی و آذری بود و شعرهای خاقانی هم به زبان پهلوی هستن و در طی قرن های بعد به تدریج شعر ترکی به وجود اومد و رشد کرد و بقیه ماجرا که مطالعه اش خالی از لطف نیست.
پینوشت: اخیرا متوجه شدم که کلمه شیراز هم کلمهای هند و اروپایی نیست و این شهر و این اسم قدمتی بیش از هزار سال قدیمی تر از ورود پارسها به اون منطقه داره. (tiračis/ or /ćiračis/. This name became Old Persian /širājiš)
پینوشت۲: نام خزر نام قدیمی این دریاچه نیست و نام قبایل ترکی که در قرن ۶ بعد از میلاد از شمال این دریاچه وارد مناطق جنوبی رودخانه ولگا شدن هست. و نام این دریاچه در منابع قدیمی ایرانی و یونایی، هیرکانی(وهرکانه) هست و در منابع غربی امروزی هم کاسپین؛ که مربوط به اقوام کاسپی میشه که جزو اقوام بومی قفقاز(همون اقوام هند و اروپایی) منطقه بودن و به شاخهای از زبانهای هند و اروپایی مکالمه میکردن.
نام قزوین تغییر شکل یافته کاسپین هست و گرگان تغییر شکلیافته هیرکان
پینوشت۳: اقوام هند و اروپایی(آریاییان) احتمالا پس از اختراع درشکه شروع به این مهاجرت های گسترده کردن.
پینوشت۴: نژاد قفقازی(Caucasoid race) که اصطلاحی در انسانشناسی قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بود که امروزه منسوخ شده، و به تمام سفیدپوستان جهان اطلاق میشد، مربوط به شایعهای مبتنی بر به گل نشستن کشتی نوح در قفقاز بوده که ارتباطی به کشف نوین زادگاه قفقازی اقوام هند و اروپایی بر مبنای ژنتیک نداره و سفیدپوستان شمال اروپا از قرن ها قبل از ورود آریاییان به آن مناطق از آریاییان سفیدپوست تر بودند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهاجرت های بزرگ انسانهای هوموساپینس تا ۱۲ هزار سال قبل
👍1
کنکاشی در پیدایش مکانیک کوانتومی
پس از اینکه مدل اتمی مدارهای دایره ای بور برای الکترون در سال ۱۹۱۳ توانست فرمول تجربی ریدبرگ برای طیف نشری خطی هیدروژن را به درستی به دست دهد، سامرفلد برای توجیه «ساختار ریز» در طیف نشری عناصر، مدل بور را اندکی دستکاری کرد. ساختار ریز به شکاف های کوچکی گفته میشود که در هر یک از خطوط طیف نشری بعضی عناصر از سال ۱۸۸۷ دیده شده بود. سامرفد به مدارهای گسسته بور که با حرف n نشان داده میشدند، دو پارامتر L و m برای توصیف کامل مدارهای بیضوی در ۳ بعد براساس خروج از مرکز مدار و جهت گیری فضایی مدار اضافه کرد و عبارت پوسته الکترونی را جایگزین مدارالکترونی بور کرد.(این حروف بعد از کنار گذاشته شدن این مدل هم با معنای متفاوت هنوز به عنوان اعداد کوانتومی مورد استفاده قرار میگیرند.)
وجود پوسته های الکترونی اولین بار به صورت تجربی در مطالعات جذب اشعه ایکس چارلز بارکلا و هنری موزلی مشاهده شد. کار موزلی مستقیماً به مطالعه لایههای الکترونی مربوط نمیشود، زیرا او تلاش میکرد ثابت کند جدول تناوبی بر اساس وزن نیست، بلکه توسط بار پروتونهای هسته مرتب شده است. با این حال، از آنجایی که تعداد الکترونهای یک اتم خنثی برابر با تعداد پروتونهایش است، این تحقیق برای نیلز بور بسیار مهم بود زیرا نشان میداد نظریه او برای عناصری به جز هیدروژن هم میتواند درست باشد( بور چندین بار در مصاحبهاش در سال 1962 به آزمایش موزلی اشاره کرد).
پس از اینکه مدل اتمی مدارهای دایره ای بور برای الکترون در سال ۱۹۱۳ توانست فرمول تجربی ریدبرگ برای طیف نشری خطی هیدروژن را به درستی به دست دهد، سامرفلد برای توجیه «ساختار ریز» در طیف نشری عناصر، مدل بور را اندکی دستکاری کرد. ساختار ریز به شکاف های کوچکی گفته میشود که در هر یک از خطوط طیف نشری بعضی عناصر از سال ۱۸۸۷ دیده شده بود. سامرفد به مدارهای گسسته بور که با حرف n نشان داده میشدند، دو پارامتر L و m برای توصیف کامل مدارهای بیضوی در ۳ بعد براساس خروج از مرکز مدار و جهت گیری فضایی مدار اضافه کرد و عبارت پوسته الکترونی را جایگزین مدارالکترونی بور کرد.(این حروف بعد از کنار گذاشته شدن این مدل هم با معنای متفاوت هنوز به عنوان اعداد کوانتومی مورد استفاده قرار میگیرند.)
وجود پوسته های الکترونی اولین بار به صورت تجربی در مطالعات جذب اشعه ایکس چارلز بارکلا و هنری موزلی مشاهده شد. کار موزلی مستقیماً به مطالعه لایههای الکترونی مربوط نمیشود، زیرا او تلاش میکرد ثابت کند جدول تناوبی بر اساس وزن نیست، بلکه توسط بار پروتونهای هسته مرتب شده است. با این حال، از آنجایی که تعداد الکترونهای یک اتم خنثی برابر با تعداد پروتونهایش است، این تحقیق برای نیلز بور بسیار مهم بود زیرا نشان میداد نظریه او برای عناصری به جز هیدروژن هم میتواند درست باشد( بور چندین بار در مصاحبهاش در سال 1962 به آزمایش موزلی اشاره کرد).
موزلی مانند نیلز بور بخشی از گروه رادرفورد بود. موزلی فرکانس پرتوهای ایکس ساطع شده از هر عنصر بین کلسیم و روی را اندازهگیری کرد و دریافت که با سنگینتر شدن عناصر، فرکانسها بیشتر میشوند. این منجر به این نتیجه شد که الکترونها وقتی به لایههای پایینتر منتقل میشوند، اشعه ایکس ساطع میکنند و به همین دلیل تا آن زمان دیده نشده بودند.
کار اختصاص دادن الکترون به پوسته از سال 1913 تا 1925 توسط بسیاری از شیمیدانان و اندکی از فیزیکدانان ادامه یافت. نیلز بور یکی از معدود فیزیکدانانی بود که کار شیمیدانان برای تعریف جدول تناوبی را دنبال میکرد، در حالی که سامرفلد بیشتر روی تلاش برای ایجاد یک مدل نسبیتی از اتم کار میکرد که ساختار ریز طیف ها را از نظر مکانیک مداری توضیح دهد.
کار اختصاص دادن الکترون به پوسته از سال 1913 تا 1925 توسط بسیاری از شیمیدانان و اندکی از فیزیکدانان ادامه یافت. نیلز بور یکی از معدود فیزیکدانانی بود که کار شیمیدانان برای تعریف جدول تناوبی را دنبال میکرد، در حالی که سامرفلد بیشتر روی تلاش برای ایجاد یک مدل نسبیتی از اتم کار میکرد که ساختار ریز طیف ها را از نظر مکانیک مداری توضیح دهد.
اینشتین و رادرفورد که تحقیقات شیمیدانان را دنبال نمیکردند، از تحقیقات شیمیدانانی که در حال توسعه «نظریههای پوسته الکترونی جدول تناوبی» از دیدگاه شیمی بودند، اطلاعی نداشتند. شیمیدانانی مانند لانگمویر، چالرز بری، جی تامسون و گیلبرت لوئیس، که همگی اصلاحاتی را در مدل بور ارائه کردند. اصلاحاتی مانند وجود حداکثر دو الکترون در پوسته اول، هشت الکترون در پوسته بعدی و ... و ربط دادن طرفیت شیمیایی(والنس) به پوسته های الکترونی بیرونی و افزوده شدن الکترونها به پوسته بیرونی با افزایش جرم هسته
بنابراین وقتی بور نظریه اتمی پوسته الکترونی خود را در سال 1922 بیان کرد، هیچ فرمول ریاضی برای این نظریه وجود نداشت. بنابراین رادرفورد گفت که او به سختی می تواند درک کند که بور چگونه به این نتایج رسیده و انیشتین بعدها درباره مقاله بور در سال 1922 گفت که "پوسته های الکترونی اتم ها همراه با اهمیت آنها برای شیمی برای من مانند یک معجزه ظاهر شد - و حتی امروز هم به عنوان یک معجزه به نظر می رسد."
آرنولد سامرفلد که همانند بور که با دیدگاههای شیمیدانان در مورد ساختار الکترون آشنا بود، اما درگیر استفاده از نسبیت برای توجیه حرکت الکترون ها بود، از سخنرانی بور در سال 1921 و مقاله 1922 در مورد مدل پوسته الکترونی بهعنوان بزرگترین پیشرفت در ساختار اتمی بعد از سال 1913 صحبت کرد.
بنابراین وقتی بور نظریه اتمی پوسته الکترونی خود را در سال 1922 بیان کرد، هیچ فرمول ریاضی برای این نظریه وجود نداشت. بنابراین رادرفورد گفت که او به سختی می تواند درک کند که بور چگونه به این نتایج رسیده و انیشتین بعدها درباره مقاله بور در سال 1922 گفت که "پوسته های الکترونی اتم ها همراه با اهمیت آنها برای شیمی برای من مانند یک معجزه ظاهر شد - و حتی امروز هم به عنوان یک معجزه به نظر می رسد."
آرنولد سامرفلد که همانند بور که با دیدگاههای شیمیدانان در مورد ساختار الکترون آشنا بود، اما درگیر استفاده از نسبیت برای توجیه حرکت الکترون ها بود، از سخنرانی بور در سال 1921 و مقاله 1922 در مورد مدل پوسته الکترونی بهعنوان بزرگترین پیشرفت در ساختار اتمی بعد از سال 1913 صحبت کرد.
❤1
خطاب به کسایی که فکر میکنن فلان دولت یا دست های پشت پرده برنامه ای طولانیمدت برای فلان مردم یا کشور داشتن یا دارن:
سیاستگذاری در دولت یک فرآیند مرتب، منظم و کنترل شده نیست، بلکه یک فرآیند نامنظم است که در آن سیاستگذاران در تلاش هستند بر جهانی غلبه کنند که برای آنها بسیار پیچیده است.
چارلز لیندبلوم(از نظریه پردازان علوم سیاسی، اقتصاد و استراتژی)
واقعیت اینه که برخلاف تصور عموم، استراتژی ثابت و از پیش تعیین شده کلید موفقیت نیست، بلکه استراتژی پویا (dynamic strategy) برنده و بازنده رو تعیین میکنه. استراتژی پویا یعنی نظارت دائم و تغییر به موقع استراتژی
سیاستگذاری در دولت یک فرآیند مرتب، منظم و کنترل شده نیست، بلکه یک فرآیند نامنظم است که در آن سیاستگذاران در تلاش هستند بر جهانی غلبه کنند که برای آنها بسیار پیچیده است.
چارلز لیندبلوم(از نظریه پردازان علوم سیاسی، اقتصاد و استراتژی)
واقعیت اینه که برخلاف تصور عموم، استراتژی ثابت و از پیش تعیین شده کلید موفقیت نیست، بلکه استراتژی پویا (dynamic strategy) برنده و بازنده رو تعیین میکنه. استراتژی پویا یعنی نظارت دائم و تغییر به موقع استراتژی
👍2
🛑میخ ریاضیات بر تابوت بزرگترین تئوری های توطئه
«دیوید گریمز»، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد موفق شده احتمال سربهمهر ماندن چهار نظریهی بزرگ توطئه را حساب کند و همانطور که انتظار میرفت، نتیجهی این محاسبات بههیچوجه خوشایند طرفداران نظریات توطئه نیست.بر اساس محاسبات گریمز، برای آنکه بتوان به شیوهی سنتی روی ماجرایی سرپوش گذاشت طوریکه تا ده سال کسی از آن بویی نبرد، باید کمتر از ۱۰۰۰ نفر از کلیات یا جزئیات ماجرا اطلاع داشته باشند و برای اینکه این راز یک قرن دوام بیاورد، تعداد افراد درگیر باید کمتر از ۱۲۵ نفر باشد؛ اما بیشتر فرضیات توطئه رایج حول موضوعاتی شکل گرفته که هزاران نفر در آنها مشارکت داشتهاند و طبق ادعای گریمز، هر پنهانکاری یا توطئهای که بیش از چندصدنفر در آن سهیم باشند، بهسرعت فرو خواهد پاشید.
درنهایت محاسبات به این نتیجه رسید که: اگر فرود انسان بر ماه واقعاً دروغ بود، حدود ۴۱۱ هزار نفر از کارکنان و پیمانکاران ناسا از آن آگاهی داشتند و این موضوع پس از ۳.۷ سال آشکار میشد. هرگونه سرپوش گذاشتن روی ارتباط بین واکسیناسیون و اوتیسم بین ۲.۳ تا ۳۴.۸ سال پس از آغاز واکسیناسیون افشا میشد. فریب تغییرات اقلیمی بین ۳.۷ تا ۲۶.۸ سال دوام میآورد. پنهان کردن داروی سرطان پس از تنها ۳.۲ سال توسط یکی از کارکنان شرکتهای بزرگ داروسازی افشا میشد. این محاسبات در خوشبینانهترین حالت برای طراحان توطئه انجام شده.
برای نمونه در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) ادوارد اسنودن برنامهی جاسوسی گستردهی آژانس امنیت ملی ایالاتمتحده ناسا را افشا کرد. این افشاگری تنها شش سال پس از آغاز تخمینی برنامهی «PRISM» اتفاق افتاد.این نمونهها و البته معادلهی گریمز مؤید این واقعیت است که هرچند توطئهها و پنهانکاریهای وسیعی در جهان اتفاق میافتد، اما هیچکدام از آنها نمیتوانند زمان زیادی دوام بیاورند.
Ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26812482
«دیوید گریمز»، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد موفق شده احتمال سربهمهر ماندن چهار نظریهی بزرگ توطئه را حساب کند و همانطور که انتظار میرفت، نتیجهی این محاسبات بههیچوجه خوشایند طرفداران نظریات توطئه نیست.بر اساس محاسبات گریمز، برای آنکه بتوان به شیوهی سنتی روی ماجرایی سرپوش گذاشت طوریکه تا ده سال کسی از آن بویی نبرد، باید کمتر از ۱۰۰۰ نفر از کلیات یا جزئیات ماجرا اطلاع داشته باشند و برای اینکه این راز یک قرن دوام بیاورد، تعداد افراد درگیر باید کمتر از ۱۲۵ نفر باشد؛ اما بیشتر فرضیات توطئه رایج حول موضوعاتی شکل گرفته که هزاران نفر در آنها مشارکت داشتهاند و طبق ادعای گریمز، هر پنهانکاری یا توطئهای که بیش از چندصدنفر در آن سهیم باشند، بهسرعت فرو خواهد پاشید.
درنهایت محاسبات به این نتیجه رسید که: اگر فرود انسان بر ماه واقعاً دروغ بود، حدود ۴۱۱ هزار نفر از کارکنان و پیمانکاران ناسا از آن آگاهی داشتند و این موضوع پس از ۳.۷ سال آشکار میشد. هرگونه سرپوش گذاشتن روی ارتباط بین واکسیناسیون و اوتیسم بین ۲.۳ تا ۳۴.۸ سال پس از آغاز واکسیناسیون افشا میشد. فریب تغییرات اقلیمی بین ۳.۷ تا ۲۶.۸ سال دوام میآورد. پنهان کردن داروی سرطان پس از تنها ۳.۲ سال توسط یکی از کارکنان شرکتهای بزرگ داروسازی افشا میشد. این محاسبات در خوشبینانهترین حالت برای طراحان توطئه انجام شده.
برای نمونه در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) ادوارد اسنودن برنامهی جاسوسی گستردهی آژانس امنیت ملی ایالاتمتحده ناسا را افشا کرد. این افشاگری تنها شش سال پس از آغاز تخمینی برنامهی «PRISM» اتفاق افتاد.این نمونهها و البته معادلهی گریمز مؤید این واقعیت است که هرچند توطئهها و پنهانکاریهای وسیعی در جهان اتفاق میافتد، اما هیچکدام از آنها نمیتوانند زمان زیادی دوام بیاورند.
Ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26812482
PubMed
On the Viability of Conspiratorial Beliefs - PubMed
Conspiratorial ideation is the tendency of individuals to believe that events and power relations are secretly manipulated by certain clandestine groups and organisations. Many of these ostensibly explanatory conjectures are non-falsifiable, lacking in evidence…
👍4👏1
Modern Science
🛑میخ ریاضیات بر تابوت بزرگترین تئوری های توطئه «دیوید گریمز»، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد موفق شده احتمال سربهمهر ماندن چهار نظریهی بزرگ توطئه را حساب کند و همانطور که انتظار میرفت، نتیجهی این محاسبات بههیچوجه خوشایند طرفداران نظریات توطئه نیست.بر اساس…
Failure curves for (a) NASA moon-landing hoax—results for both constant population and Gompertzian function are so close as to be non-resolvable visually (b) Climate change hoax—The blue solid line depicts failure probability with time if all scientific bodies endorsing the scientific consensus are involved, the red-dotted line presents the curve if solely active climate researchers were involved (c) Vaccination conspiracy—blue solid line showing failure probability with time for a combination of public health bodies and major drug manufacturers and the red-dotted line depicting case if only public health bodies were conspiring (d) Failure with time for a suppressed cancer cure conspiracy.
👍3👏1
ساعت پاندولی
پیشرفتی بزرگ در دقت اندازه گیری زمان
سال هاست در سایت های خارجی و ایرانی نقل قول دروغی از انیشتین منتشر میشه به شکل زیر:
وقتی شما به مدت دو ساعت با دختر زیبایی می نشینید به نظر می رسد دو دقیقه بر شما گذشته، ولی وقتی روی یک اجاق داغ برای دو دقیقه می نشینید به نظر می رسد که دوساعت بر روی آن نشسته اید.
این نسبیت است.
.
آلبرت انیشتن
که نه تنها انیشتین همچین چیزی نگفته بلکه به شدت باعث فهم اشتباه مردم از زمان در فیزیک میشه. زمان فیزیکی مورد بحث در فیزیک مستقل از زمان حس شده توسط ذهن در خواب و بیداری یا ذهن پشه یا نهنگ هست و با ساعت اندازه گیری میشه. (در دقیق ترین تعریف تا به امروز با ساعت های اتمی و زمانی که انیشتین نظریه نسبیت رو ارائه داد با ساعت های معمولی)
کریستین هویگنس مدت ها درگیر این مساله بود که چه منحنی وجود دارد که اگر اجسام مختلفی را از نقاط مختلفی روی آن رها کنیم، همگی همزمان با هم به پایین ترین نقطه میرسند.
پیشرفتی بزرگ در دقت اندازه گیری زمان
سال هاست در سایت های خارجی و ایرانی نقل قول دروغی از انیشتین منتشر میشه به شکل زیر:
وقتی شما به مدت دو ساعت با دختر زیبایی می نشینید به نظر می رسد دو دقیقه بر شما گذشته، ولی وقتی روی یک اجاق داغ برای دو دقیقه می نشینید به نظر می رسد که دوساعت بر روی آن نشسته اید.
این نسبیت است.
.
آلبرت انیشتن
که نه تنها انیشتین همچین چیزی نگفته بلکه به شدت باعث فهم اشتباه مردم از زمان در فیزیک میشه. زمان فیزیکی مورد بحث در فیزیک مستقل از زمان حس شده توسط ذهن در خواب و بیداری یا ذهن پشه یا نهنگ هست و با ساعت اندازه گیری میشه. (در دقیق ترین تعریف تا به امروز با ساعت های اتمی و زمانی که انیشتین نظریه نسبیت رو ارائه داد با ساعت های معمولی)
کریستین هویگنس مدت ها درگیر این مساله بود که چه منحنی وجود دارد که اگر اجسام مختلفی را از نقاط مختلفی روی آن رها کنیم، همگی همزمان با هم به پایین ترین نقطه میرسند.
❤1
او با روش های هندسی اثبات کرد که این منحنی باید سیکلویید باشد. ( در آن زمان هنوز حساب دیفرانسیل و انتگرال ساخته نشده و بعدها اویلر و لاگرانژ این مساله را با روشهای آنالیز ریاضی حل کردند).