Modern Science
979 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
دومین راه جذب سرریز فناوری، جذب سرریز فناوری از کانال واردات کالاها و خدمات واسطه ای و سرمایه ای از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه می باشد. از آنجایی که افزایش و بهبود کیفیت نهاده های واسطه ای منشأ رشد فناوری است تجارت بین الملل سبب افزایش تنوع و کیفیت کالاهای واسطه ای و سرمایه ای و همچنین بهبود وضعیت پیچیدگی اقتصادی خواهد شد. واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای به بنگاه های کشورهای در حال توسعه اجازه میدهد که از تجهیزات فناوری های وارداتی بیشتر یاد بگیرند لذا با افزایش ورود تجهیزات و فناوری وارداتی (اثر مهندسی معکوس) شاهد توسعه فعالیتهای فناوری مربوط کشورهای در حال توسعه در راستای بهبود پیچیدگی اقتصادی خواهیم بود.
از سوی دیگر فقدان هدفمندی واردات در راستای پر کردن شکاف فناوری و پیچیدگی ،اقتصادی موجب هجوم واردات با کیفیت بالا از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه شده است و در نتیجه شاهد کاهش رقابت پذیری و دلسردی بنگاههای داخلی با فناوری پایین باشیم که این امر میتواند کاهش پیچیدگی اقتصادی را در پی داشته باشد.

منبع:
https://jte.ut.ac.ir/article_74410_0602273fee0f3091e3850c6b35940da1.pdf

کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
پیچیدگی اقتصادی
(بخش اول)

رمز توسعه یک جامع مدرن، صرفا برخورداري از میزان دانش مولد بیشتر نسبت به جامعه سنتی نیست؛ بلکه در این نکته نهفته است که از دانش مولد وسیعی که توسط افراد جامعه انباشت شده است، چگونه بهره‌برداري به‌عمل میآید (هیدالگو، 2015). پیچیدگی اقتصادي، معیاري براي محاسبه دانش مولد در یک جامعه است و براي بیان ساختار شبکه‌اي، مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت، جوامع بر اساس میزان انباشت دانش خود در میان افراد مختلف رتبه‌بندي میشوند، سپس این دانش را در قالب سازمان‌هاي تولیدي و شبکه‌هایی از این سازمانها نشان میدهد (احمدیان دیوکتی، 1397). به بیان دیگر، پیچیدگی اقتصادي، به مفهوم میزان توانایی کشورها در تولید و صادرات کالاهاي دانشبر از رهگذر دانش شکل‌گرفته در آن کشورها است (لعل و همکاران، 2006). ازآنجاکه بعضی از محصولات مثل کامپیوتر و موتورهاي جت را فقط در جوامع پیچیده، اما کالاهایی شبیه پیراهن، غلات و حبوبات را تقریبا همه‌جا میتوان تولید کرد؛ پیچیدگی اقتصادي ارتباطی تنگاتنگ با تنوع دانش مفید به‌کاررفته در آن دارد. براي ایجاد یک اقتصاد پیچیده و البته پایدار نگاه‌داشتن آن، افراد برخوردار از دانش‌ها باید قادر به تعامل با یکدیگر باشند و دانش خود را براي تولید محصولات ترکیب نمایند؛ بنابراین پیچیدگی اقتصادي بر اساس ترکیب محصولات مولد یک کشوربیان شده و منعکس کننده ساختارهایی است که باهدف ترکیب دانش پدید آمده‌اند(هیدالگو و هاسمن، 2009). امروزه، نقش علم و فناوري در جهت نوآوري و توسعه، موضوعی اجتناب‌ناپذیر و پیشرفت و توسعه کشورها بر مبناي علم و دانش استوار بوده و علم و فناوري نیروي پیشرانه جامعه دانش‌بنیان عصر حاضر است (تاجریان، 1388 ؛موئد، 2002).
پیچیدگی اقتصادي براي اولین بار توسط هیدالگو و همکاران در سال 2007 مورد بحث و بررسی قرار گرفت. آنها به واکاوي شبکه‌هاي ارتباطات بین محصولات یا به عبارتی "فضاي محصول" پرداختند. نتایج مطالعات آنها نشان داد که محصولات با رتبه بالاتر، در منطقه میانی فضاي محصول، با پیوستگی بیشتر قرار داشتند؛ درحالیکه محصولات با رتبه کمتر در مناطق با پیوستگی کمتر قرار میگرفتند. کالاهاي ساده یا به تعبیري دیگر کالاهاي فراگیر، یا نیاز به دانش چندانی ندارند و یا اگر داشته باشند،
توسط کشورهایی با پیچیدگی کم قابلیت تولید را دارند؛ لذا قدرت رقابت آنها در سطح بین‌المللی کمتر است. درنتیجه، میتوان سطح پیچیدگی بالاي کالاي کشورها را توسط شاخص پیچیدگی اقتصادي تعیین نمود. (هیدالگو، کلینجر، باراباسی و هاسمن، 2007). مطالعات نشان داده است که کشورهایی که علاوه برداشتن تنوع محصولات، داراي محصولات پیچیده تولیدي نیز میباشند، معمولا از لحاظ «اقتصادي» نیز پیشرفته‌تر هستند و یا انتظار بیشتری میرود که رشد اقتصادي سریعتري را در آینده نزدیک تجربه نمایند. هیدالگو و هاسمن، با تغییر رویه، نگرش خود را در مورد اقتصاد از حالت سنتی به حالتیکه در آن به ساختار محصولات در قالب شبکه‌اي که کشورها را به محصولات صادراتی آنها ارتباط میدهد، تغییر میدهند. آزادسازي تجاري سبب انتقال دانش و ایده‌ها شده و بنگاههاي خارجی با استفاده از دانش سرریز شده به داخل، به نوآوري محصول دست میزنند که سبب میشود ارزش‌افزوده آنها نیز افزایش یابد (واچیارگ، 2000). بسیاري از اقتصاددانان بر این اعتقادند که سیاستهاي آزادي تجاري دو هدف اساسی را دنبال میکند: الف( کمک به افزایش رشد اقتصادي و اشتغال از طریق بهبود در تخصیص منابع و کارایی اقتصادي و ب) کمک به بهبود تراز پرداخت‌ها به‌وسیله تقویت رقابت‌پذیري بخش صادرات، رشد و تنوع صادراتی و کاراتر نمودن بخش کالاهاي جانشین واردات (نجارزاده و تمنایی‌فر، 1390)؛ بنابراین آثار آزادسازي اعم از مثبت و منفی بر بسیاري از متغیرهاي اقتصادي ازجمله پیچیدگی منعکس میشود.

منبع:
https://ensani.ir/file/download/article/1595828599-9921-99-1-8.pdf
👍31
نگرانی مخالفان لیبرالیسم اقتصادی و نظام‌سرمایه‌داری و طرفداران اقتصادهای دولتی:

در دهه های اخیر رشد سریع اقتصادی و افزایش نابرابری به دو مورد از برجسته ترین پدیده ها در جهان تبدیل شده اند. (چونگ ۲۰۰۴؛ نیلزن و آلدرسون ۱۹۹۷؛ نوریس و همکاران ۲۰۱۵). اگر چه شرایط اقتصادی بهتر منجر به کاهش چشمگیر فقر و افزایش چشمگیر رفاه اجتماعی میشود اما افزایش اختلافات در درآمد به عنوان یک نگرانی مطرح شده است. مجموعه ای از شواهد نشان میدهد افزایش نابرابری میتواند سرمایه گذاری مصرف و رشد را با دامن زدن به بی ثباتی اقتصادی، مالی و سیاسی کاهش دهد (عجم‌اوغلو، ۲۰۱۲؛ کاروالهو و رضایی ۲۰۱۴؛ سینگانو ۲۰۱۴؛ کومهوف و همکاران ۲۰۱۵؛ راجان ۲۰۱۰)

راه حل چیست؟ آیا راه حل همان نظریه مارکسیستی است که باید مالکیت سرمایه در جامعه در دست دولت باشد تا مانند شوروی با حذف رقابت برای پیشرفت و توسعه، کاهش بهره‌وری و همچنین ایجاد فساد و الیگارش های خصولتی و رانتی در روسیه و ایران امروزی، جوامع را به تباهی بکشاند یا دانش شواهدمحور راه حل دیگری را نشان میدهد؟
راه حل دانش شواهدمحور:
یکی از مفاهیمی که در خلال سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته و تفاوت میان کشورهای فقیر و غنی را توجیه میکند بحث پیچیدگی اقتصادی است. پیچیدگی اقتصادی با ایجاد محصولاتی متنوع و فراگیر در جامعه و تقسیم پیشرفته کار بیانگر استفاده از فناوریهای پیشرفته در فرآیند تولید است (گالا و همکاران، ۲۰۱۸) تخصص بالاتر که توسط پیچیدگی اقتصادی امکان پذیر است میتواند بهره وری و بازدهی بالاتری را نسبت به مقیاس داشته باشد. این امر باعث افزایش در درآمد مادام العمر کارگران میگردد (کنستانتین ۲۰۱۷).دستمزد بالاتر فقرا را از لحاظ جایگاه اجتماعی بهبود و منجر به اختلاف اقتصادی کمتر میشود (هارتمن و دیگران ۲۰۱۷). به بیانی بهتر هیدالگو و هاوسمن در ۲۰۰۹ مفهوم پیچیدگی اقتصادی را برای اندازه گیری تواناییهای تولیدی یک کشور پیشنهاد می دهند؛ که می تواند از طریق تنوع و فراگیر بودن آنچه یک کشور میتواند تولید کند بیان شود.
عرفان شرقی، مانع رشد و توسعه جوامع شرقی (ویل دورانت)

نوشته‌های وبر دربارهٔ دین با نوشته‌های دورکیم از نظر توجه به ارتباط میان دین و دگرگونی اجتماعی (چیزی که دورکیم چندان توجهی به آن نکرد) فرق دارند. آن‌ها در نقطه مقابل آثار مارکس هستند، زیرا وبر استدلال می‌کند که دین لزوماً نیرویی محافظه کار نیست، برعکس، جنبش‌های الهام گرفته از دین اغلب دگرگونی‌های اجماعی چشمگیری به وجود آورده‌اند. بدین سان آیین پروتستان به ویژه پیوریتنیسم منبع شیوه نگرش سرمایه دارانه موجود در غرب امروزی بود. نخستین کارآفرینان اکثراً از پیروان کالون بودند. انگیزه آن‌ها برای موفقیت، که به شروع توسعه اقتصادی در غرب کمک کرد، در اصل از میل خدمت به خداوند سرچشمه می‌گرفت. موفقیت مادی برای آن‌ها نشانه‌ای از لطف الهی بود.
وبر تحقیق خود را دربارهٔ ادیان جهان به عنوان یک طرح واحد در نظر می‌گرفت. بحث او دربارهٔ تأثیر آیین پروتستان بر توسعه غرب جزئی از کوششی جامع برای درک تأثیر مذهب بر زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگ‌های مختلف است. وبر با تحلیل ادیان شرقی نتیجه می‌گیرد که آن‌ها موانع غیرقابل عبوری در برابر توسعه سرمایه‌داری صنعتی، آن گونه که در غرب رخ داد، فراهم کردند. این نه از آن روست که تمدن‌های غیر غربی عقب مانده‌اند. آن‌ها صرفاً ارزشهایی متفاوت با آنچه را که در اروپا مسلط گردید پذیرفته‌اند.
وبر یادآور می‌شود که در چین و هند قدیم در دوره‌های معینی توسعه قابل توجه تجارت، صنعت و شهرنشینی وجود داشت، اما در این جوامع الگوهای اساسی دگرگونی اجتماعی که در ظهور سرمایه‌داری صنعتی در غرب دخالت داشت به وجود نیامد و دین عامل عمده‌ای در جلوگیری از این دگرگونی بود. برای مثال، آیین هندو چیزی است که وبر آن را دین آن جهانی می‌نامد این بدان معناست که عالی‌ترین ارزش‌های آن «بر گریز از رنجهای دنیای مادی به سوی سطح عالی تری از هستی معنوی» تأکید می‌کند. احساسات مذهبی و انگیزش‌های برخاسته از آیین کنفوسیوس نیز مانع کوشش برای توسعه اقتصادی به مفهومی که در غرب درک می‌شود، گردیده و به جای اینکه تسلط جدی بر جهان را تشویق کند هماهنگی با آن را مورد تأکید قرار می‌دهد اگر چه چین زمانی دراز قدرتمندترین و از نظر فرهنگی توسعه یافته‌ترین تمدن در جهان بود ، ارزش‌های مسلط دینی آن همچون عاملی بازدارنده در برابر تعهد شدید نسبت به توسعه اقتصادی به خاطر خود آن عمل می‌کردند.
وبر مسیحیت را به مثابه یک دین رستگاری در نظر می‌گیرد، که متضمن این عقیده است که انسان‌ها اگر اعتقادات دینی را بپذیرند و از اصول اخلاقی آن پیروی کنند می‌توانند رستگار شوند. مفاهیم گناه و نجات یافتن از گناهکاری به مرحمت خداوند در اینجا دارای اهمیت هستند این مفاهیم نوعی تنش و پویایی عاطفی ایجاد می‌کنند که اساساً در ادیان شرقی وجود ندارد. ادیان رستگاری یک جنبه انقلابی دارند. در حالی که ادیان شرق یک نگرش انفعالی نسبت به نظم موجود در درون مؤمن پرورش می‌دهند. مسیحیت متضمن مبارزه‌ای دایمی علیه گناه است؛ و از این روی می‌تواند علیه وضع موجود شورش برانگیزد. رهبران دینی مانند عیسی ظهور می‌کنند که اصول عقاید موجود را از نو به شیوه ای تفسیر می‌کنند که ساخت قدرت موجود را به رویارویی فرا می‌خواند.
فرهنگ فقر

 فرهنگ فقر که در اصل با عنوان «خرده فرهنگ فقر نام‌گذاری شده، مفهومی است که نخستین‌بار در سال 1959، در اثر انسان‌شناس امریکای شمالی اسکار لوویس پدیدار شد. چنانچه از نام آن پیداست، این نظریه جنبه‌های فرهنگی فقر را مورد ملاحظه قرار می‌دهد. نظریه فرهنگ فقر بر این مبناست که تطبیق با شرایط ساختاری و اقتصادی فقر، ویژگی‌های اجتماعی و روان‌شناختی انحرافی را ترویج می‌دهد که به‌نوبه‌خود به‌عنوان موانعی برای غلبه بر فقر عمل می‌کنند. زمانی که یک فرهنگ فقر ظهور پیدا می‌کند، به‌واسطه انتقال ویژگی‌هایش به نسل آینده، بازتولید می‌شود. چنین چشم‌اندازی، منجر به این نتیجه‌گیری می‌شود که قدرت راه‌حل‌های اقتصادی برای پایان‌دادن به فقر، محدود هستند. لوئیس بر این عقیده است که کار اجتماعی و مداخله‌های روان‌شناختی، توأم با پاسخ اقتصادی به فقر هستند.
به طور کلی می‌توان گفت فقر یک مفهوم چندوجهی و درحال حاضر یک مفهوم با تعاریف متفاوت است، یعنی در حوزه‌های متفاوت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و … تعریف‌های خاص خود را دارد. لوئیس در این باره به دو تعریف متضاد با عنوان تعریف فقیر اشاره کرده است. «برخی شخص فقیر را خجسته، پرهیزگار، درستکار، جدّی، متکی به خود، با صداقت، مهربان و نیکبخت می‌دانند، و برخی صفات شرارت، مردم آزاری، پرخاشجوئی، پستی و تبهکاری به ایشان نسبت می‌دهند. بازتاب این برداشتها و ارزشگذاری‌های متضاد را حتی در گفت‌و گوهایی که این روزها در میان طراحان برنامه‌های مبارزه با فقر جریان دارد، می‌توان  یافت. گروهی برآنند که مردم فقیر بالقوه دارای توانائی خودیاری، رهبری، و سازماندهی اجتماعی هستند. گروهی دیگر به تأثیر ویرانگر و جبران ناپذیر فقر بر ویژگیهای رفتاری انسان اشاره می‌کنند و براساس این برداشت، پافشاری می‌کنند که راهنمائی فقرا و نظارت بر کار ایشان باید به دست افراد طبقه متوسط اجتماع باشد، زیرا، به زعم آنها، افراد طبقه متوسط سلامت فکر بیشتر و بهتری دارند. این نظرات متضاد معرف کوشش و رقابتی است که برای به دست آوردن قدرت سیاسی میان دسته‌های گوناگون جریان دارد. به هر حال، بعضی از برداشتهای نادرست حاکی از آنست که، یکم، فرق میان فقر به خودی خود و فرهنگ فقر باز شناخته نشده است؛ و، دوم، مردم در داوریهای خود تنها به مشاهداتی که از شخصیت  یک فرد داشته‌اند بیشتر متکی هستند تا مطالعه و تحقیق درباره دسته و گروهی که فرد جزو آنست، یعنی خانواده و محله و جامعه فقیر» (لوییس ۱۳۵۳: ۱۲۴-۱۲۵).
1
برآورد بلندمدت از تابع هزینه ترانسلوگ وتقاضاي سهم نیروي کار ماهر

در کوتاه مدت، تحقیق و توسعه در مقایسه با دیگر عوامل محرك اشتغال نیروي کار ماهر از جمله «واردات فن آوري»، بخش غیر معنادار این تابع به شمار می آید. این امر ممکن است بدان خاطر باشد که صنایع در کشورهاي در حال توسعه و ایران، عمدتاً فن آوري هاي مورد نیاز خود را وارد می‌کنند و چون در زمینه تحقیق و توسعه پرورش کافی نیافته‌اند، عملاً بنگاه‌ها خود را بی‌نیاز از فعالیت هاي تحقیقاتی می یابند؛ لذا به نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت، افزایش اشتغال نیروي کار ماهر، ناشی از فعالیت هاي تحقیق و توسعه داخلی نبوده و صرفاً مبتنی بر فناوری وارداتی است. از این‌رو جانشین تحقیق و توسعه(R&D) داخلی میگردد. از طرف دیگر فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی یک پروسه زمان بر است و نتایج آن در بلندمدت آشکار می شود و گسترش آن در کشور به شدت وابسته به حمایت هاي دولتی است که به دلیل درآمدهاي نفتی دولت در کوتاه مدت، این حمایت کمتر صورت میگیرد. همچنین نتایج تجربی بدست آمده از معادله سهم تقاضا در دوره زمانی مورد مطالعه، نشان دهنده آن است که با گسترش فعالیت هاي تولیدي و شدت به کارگیري سرمایه که در برگیرنده تجهیزات داراي فن آوري می باشد، تقاضاي نهاده نیروي کار ماهر افزایش می یابد. این امر به این مفهوم است که سرمایه فیزیکی، مکمل نیروي کار ماهر است. بر اساس نتایجی که در بالا به آن ها اشاره شد، پیشنهادات ذیل ارائه می گردد:

- تحقیق در سایه رقابت پیشرفت می کند، عدم وجود رقابت و تضمین سوده‌اي طولانی‌مدت شرکت‌هایی که به صورت انحصاري، به تولید و ارائه ي کالا و خدمات می‌پردازند، انگیزه آنان را براي صرف هزینه هاي گزاف براي پژوهش کاهش داده است. لذا با توجه به سهم اندك پژوهش از تولید ناخالص ملی که به عنوان نیروي محرکه موتور تحقیقات کشور شناخته می شود، ضروري است جایگاه و بهاي ارزشمندي به فعالیت هاي تحقیق و توسعه در داخل کشور داده شود و با اتخاذ سیاست هاي صحیح، سعی در ایجاد انگیزه براي بخش خصوصی در فعالیت هاي تحقیق و توسعه نمود. زیرا سرمایۀ انسانی و انباشت تحقیق و توسعه داخلی مهم‌ترین عامل در جذب فن آوري وارداتی است. لذا توصیه می شود فعالیتهاي تحقیق وتوسعه داخلی واحدهاي اقتصادي بزرگ کشور توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. دولت به شیوه هاي مختلف میتواند فعالیت‌هاي واحدهاي اقتصادي را مورد حمایت قرار دهد که از آن جمله می توان به مشوق هاي مالی مستقیم (کمکهاي مالی مستقیم دولت مثل یارانه ها واعطاي وام) و مشوق هاي مالی غیر مستقیم (بخشش مالیاتی) اشاره کرد. همچنین گسترش رقابت در فعالیت‌هاي اقتصادي و محدودکردن انحصارات باید جزو سیاست هاي دولت قرار گیرد. درهمین راستا ضروري است کلیه تخفیف ها و ترجیحات و معافیت هاي مالیاتی و حقوق گمرکی کلیه دستگاههاي دولتی و مؤسسات، نهادهاي انقلابی و عمومی نیز لغو گردد. با لغو انحصارات و معافیت هاي خاص دستگاه هاي دولتی و شبه دولتی همراه با اصلاح تعرفه هاي گمرکی به منظور ایجاد شرایط رقابت بین المللی و به کارگیري استانداردهاي جهان در تولیدات، فضاي لازم براي سرمایه گذاري بخش خصوصی نیز در فعالیت هاي تحقیق و توسعه و گسترش قاضاي نیروي کار ماهر در این بخش فراهم می گردد.
- اثر مثبت واردات سرمایه اي واسطه اي بر تقاضاي نیروي کارماهر و کاهش در هزینه هاي تولید واحدهاي اقتصادي بزرگ ایران، مبین لزوم افزایش مناسبات تجاري واحدهاي صنعتی کشورمان با کشورهاي صنعتی است. چرا که ورود کالاهاي واسطه اي وسرمایه اي وارداتی سبب دریافت فن آوري هاي پیشرفته تولید و افزایش قدرت رقابت پذیري وشکاف فن آوري می گردد . اما به رغم اینکه حجم قابل توجهی از واردات کالاهاي واسطه اي و سرمایه اي ازکشورهاي توسعه یافته با فن آوري بالا صورت گرفته، نتوانسته نقش جدي درافزایش اشتغال نیروي کارماهر، ایفا نماید. این موضوع را می توان مربوط به کم توجهی به فعالیتهاي تحقیق و توسعۀ داخلی و سرمایۀ انسانی دانست. زیرا به نظر می رسد زمانی فن آوري از طریق واردات می تواند موجب پرکردن شکاف فن آوري و افزایش رشد بهره‌وري کل عوامل گردد، که آن بخش داراي سطحی از فعالیتهاي تحقیق و توسعۀ داخلی و سرمایۀ انسانی براي جذب باشند. به عبارت دیگر، تاثیر فن آوري وارداتی بر اشتغال به درجه درونی شدن فناوري ومیزان سرمایه گذاري برروي نیروي کارماهر به عنوان عامل کلیدي در فرایند نوآوري مربوط می شود وآثار ایجاد تقاضا و اشتغال در صنایع عرضه کننده کالاهاي سرمایه اي و واسطه اي را چند برابر کرده و تاثیر اولیۀ کاراندوز بودن فناوري را جبران می کند. لذا پیشنهاد می شود دولت به نحوي اقدام کند که شرکت هاي خارجی ملزم به انتقال دانش فنی و آموزش نیروي انسانی باشند و از طرف دیگر دستگاههاي اجرایی دولتی جهت افزایش بهره وري و استفاده ازتکنولوژي هاي پیشرفته، بخشی از اعتبارات خود را در راستاي کمک به نمونه
1
سازي ماشین آلات و تجهیزات صنعتی و ایجاد و تجهیز مراکز آزمایش و تحقیق و آموزش نیروي انسانی اختصاص دهد.
- یافته هاي این تحقیق بیانگر آن است که روند دستمزد نیروي کار ماهر جز در مقاطعی اندك سیر نزولی طی کرده است وهمانگونه که اشاره شد براي بومی سازي و گسترش فعالیت هاي تحقیق وتوسعه، جذب نیروي کارمتخصص وماهر لازم است ودرصورت عدم جذب نیروي کار مذکور بدلیل انعطاف ناپذیري دستمزدها که به صورت اداري توسط دولت تعیین می شود عملا توسعه فن آوري با اختلال و عدم موفقیت روبرو شده که در این صورت یا به فعالیت هاي غیر فنی و غیرتخصصی مشغول می گردند ویا به دلیل دستمزد بالا درخارج ازکشور و براي انجام تحقیقات، جذب بنگاه هاي خارجی می شوند. لذا ایجاد انعطاف پذیري در دستمزد از طریق ایجاد ارتباط بین دستمزد و مهارت از جمله سیاست هایی است که لازم است با اصلاح قوانین ومقررات مورد عنایت ویژه قرار گیرد و سطح دستمزدها دربازار کار به صورت آزادانه بر اثر تغییرات عرضه وتقاضاي نیروي کار و اجزاي آن از نظرمهارت ها ورشته هاي تخصصی وسطح آموزش تعیین شود .در بسیاري از کشورهاي توسعه یافته نظام پرداخت حقوق برمبناي پرداخت براي مهارت است نه پرداخت براي شغل، این امر موجب ارتقاء کارآیی و انگیزه شده و ازطرف دیگر اتحادیه هاي کارگري نیز از نظام ارتقاء پرداخت مذکور به دلیل آنکه آنرا مبتنی برعدل وانصاف می دانند حمایت می کنند.

منبع:
https://jemr.khu.ac.ir/article-1-776-fa.pdf
عجم‌اوغلو در «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» جغرافیا، آب‌وهوا، منابع طبیعی و فرهنگ را به‌عنوان عواملی که می‌توانند ملت‌ها را به فقیر و غنی تقسیم کنند، نمی‌پذیرد؛ بلکه نهادهای سیاسی و اقتصادی برآمده از خود ملت‌ها را عامل گشایش اقتصادی می‌داند.
👍2👎1
چرا در ایران بسیاری از تولیدکنندگان به نقطه سر به سر هم نمی‌رسند و هزینه‌ها پوشش داده نمی‌شود؟

*نقطه سربه‌سر، میزانی از تولید بنگاه اقتصادی را نشان می‌دهد که در آن میزان هزینه‌ها با میزان درآمدها برابر می‌شود و بنگاه در این سطح از تولید نه سود می‌کند و نه زیان. اگر تولید، بیشتر از نقطه سربه‌سر باشد، بنگاه سود خواهد برد و اگر کمتر باشد، زیان خواهد دید.
تا جایی که دولت با واردات به پشتوانه درآمد نفتی، کمبود را جبران می‌کند، خانوارها هنوز اثرات واقعی کنترل قیمت‌ها را چندان احساس نمی‌کنند؛ اما وقتی درآمد نفتی به دلایلی نظیر تحریم، افت ذخایر زیرزمینی، کاهش قیمت جهانی و... کاهش پیدا می‌کند، دولت دیگر به پشتوانه درآمد نفتی نمی‌تواند تنظیم بازار انجام دهد. به گفته ناظران در این شرایط دولت مجبور به چاپ پول می‌شود تا به پشتوانه پول چاپی آن کالا را بخرد و به قیمت دولتی مصوب توزیع کند. پول چاپی تورم ایجاد می‌کند و تورم در واقع مالیاتی است که به زور از اقشار حقوق‌بگیر اخذ می‌شود. کسانی که بخش عمده‌ای از ثروت خود را در بازار ملک، طلا، سهام و ارز سرمایه‌گذاری می‌کنند، مالیات تورمی را نمی‌پردازند، چون با چاپ پول و متورم شدن قیمت‌ها، ثروت آنها نیز به همان اندازه زیاد می‌شود. مالیات تورمی را در واقع قشر حقوق‌بگیر اجاره‌نشین می‌پردازند و دولت دست در جیب آنها می‌کند تا بتواند به نرخ مصوب خود، کالا توزیع کند. طبعا هرچه قیمت‌های واقعی متورم‌تر شود، دولت مجبور می‌شود پول بیشتری چاپ کند تا به اندازه تقاضای بازار، جنس به قیمت‌های دولتی توزیع کند.
👍1
دکتر احمد می‌دری، استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز است. دکتر می‌دری در این گفت‌وگو با رد تقسیم‌بندی‌هایی که درباره دیدگاه‌های اقتصادی اقتصاددانان ایرانی صورت می‌گیرد، عنوان کرد که این نوع دسته‌بندی نه تنها از ابتدا، بلکه، در دهه سوم پس از پیروزی انقلاب نیز دیگر جایگاهی ندارد. او می‌گوید: تقسیم‌بندی اقتصاد ایران بر مبنای تفکر نهادگرا و لیبرال، تقسیم‌بندی غلطی است و باید این نوع تقسیم‌بندی بر مبنای بازارگرایی واقعی و تخیلی تغییر کند.
سرمایه‌گذاری در صنعت برق جاذبه‌ای ندارد؛ از کار افتادن آهنربای سرمایه‌گذاری در صنعت برق البته فقط ادعای شخص نیست. بررسی «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد که میزان سرمایه‌گذاری در صنعت برق در بازه زمانی ۱۰‌سال اخیر افت چشمگیری داشته است. شاهد آماری و رسمی این موضوع، گزارش وزارت نیرو و بررسی مرکز پژوهش‌های مجلس است که هر دو تایید می‌کنند میزان سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در صنعت برق از ۲/ ۶میلیارد دلار در سال ۱۳۹۰ به ۶۰۰میلیون دلار در سال ۱۴۰۰ فروکاسته شده است. کارشناسان در این باره با تاکید بر ضرورت احیای نظام اقتصادی صنعت برق، از لزوم تعیین‌تکلیف قیمت برق سخن می‌گویند و عنوان می‌کنند که بدون حل و فصل این موضوع، صنعت برق جاذبه‌‌‌ای برای سرمایه‌گذاران نخواهد داشت و عدم‌تزریق منابع مالی به این بخش، چشم‌‌‌انداز عرضه برق را تیره و تار خواهد کرد. (خودروی برقی؟!)
کشف فرصت های کارآفرینی تابعی از توزیع اطلاعات در جامعه است (1945 ,Hayek). افراد متفاوت فرصتهای متفاوتی را کشف میکنند چون دانش پیشین متفاوتی دارند و هر کارآفرین تنها فرصتی را کشف می کند که با دانش پیشین او مرتبط باشد (1997,Venkataraman) . داشتن اطلاعات منحصر به فرد به افراد اجازه میدهد فرصتهایی را ببینند که دیگران نمی توانند، به عبارت دیگر، دانش پیشین به اطلاعات متمایز فرد درباره موضوعی اطلاق می شود که برای او توانایی شناسایی فرصتهای مشخصی را فراهم می آورد (2000 ,Shane & Venkataraman). تفاوت در اطلاعات منجر می شود افراد ارزشهای مختلف درمورد کالاها یا خدمات مشخص را دریابند و برای به دست آوردن آنها قیمتهای مختلفی را پیشنهاد دهند (2000 ,shane).
شرح مختصری ​​​​در رد ادعاهای پان ترکی

بر طبق تمام شواهد و مدارک تاریخی با اینکه در اوستا کلمه ایرانویج اومده، ولی تا قبل از ساسانیان به عنوان نام کشور به کار نمیرفته بلکه به عنوان مکانی به عنوان مهد آریاییان به کار میرفته. که خود آریانیان هم بعد از نسل های متمادی محل دقیق ایرانویج رو فراموش کرده بودن (آزمایشات ژنتیک در دهه اخیر ثابت کرده مهد آریاییان قفقاز مرکزی بوده). کلمه آریایی رو خود این اقوام به خودشون اطلاق میکردن(به عنوان نجیب زاده و شریف) ولی به خاطر سواستفاده نازی ها از این کلمه، در حال حاضر در منابع علمی ترجیح داده میشه از اقوام هند و اروپایی یا هند و ایرانی استفاده بشه. همچنین با اینکه زبان های فارسی و هندی و آذری و کوردی و اکثر زبان های اروپایی تغییر یافته‌ی زبان اولیه آریاییان هستن، ولی آزمایشات ژنتیک مشخص کرده که جمعیت آریایی ها بعد از مهاجرت به ایران و هند و اکثر نقاط اروپا نسبت به بومیان این مناطق در اقلیت بوده ولی با اینحال تونستن زبان خودشون رو به زبان های بومی اون مناطق غالب کنن. همانند زبان عربی که بر زبان باستانی مصریان غالب شد یا ترکی که به زبان مردمان آذربایجان و آناتولی غالب شد. مردمان بومی فلات ایران تا قبل از ورود آریاییان به زبان های ایرانی حرف نمیزدن و ژنتیک غالب مردم امروز ایران و هند و حتی یونان و ایتالیا، آریایی نیست! (ولی ژن های آریایی رو همه کم و بیش  دارن)در تمام منابع مختلف تاریخی مربوط به قبل از ساسانیان کلمه ایران به عنوان نام کشور به کار نرفته و امپراطوری مادی و امپراطوری پارسی و امپراطوری پارتی اومده. نام ایران‌شهر (با معنی سرزمین آریاییان) به عنوان اسم کشور، اولین بار در زمان امپراطوری/شاهنشاهی دوم پارسیان(ساسانیان) استفاده شد که بعد از تهاجم اعراب به تدریج فراموش شد و ۸۵۰ سال بعد شاه اسماعیل صفوی بنابر متن شاهنامه مجددا اسم ایران رو به کار برد. ترکان برای اولین بار در قرن ۶ بعد از میلاد از طریق شمال دریای خزر وارد قفقاز شمالی شدن و قرن ها کوه های قفقاز مرز بین ایرانی‌زبانان و ترکان در غرب خزر بود(و دژ دربند ساخته یا بازسازی شده توسط خسروانوشیروان به عنوان دروازه اصلی درگذرگاه شرقی کوه‌های قفقاز مانع از اختلاط گسترده میشد) تا اینکه در قرن ۱۱ میلادی، سلجوقیان از جنوب خزر وارد آذربایجان شدن و شروانشاهان رو تسلیم کردن و این شروانشاهان به تدریج برای خوشایند سلاطین سلجوقی لقب خاقان رو علاوه بر سایر القاب برای خودشون استفاده کردن و خاقانی هم که در دربار یکی از این شروانشاهان بعدی بود تخلص خودشو برای خوشایند او به خاقانی تغییر داد ولی هنوز زبان مکالمه، گونه‌ای از زبان پهلوی و آذری بود و شعرهای خاقانی هم به زبان پهلوی هستن و در طی قرن های بعد به تدریج شعر ترکی به وجود اومد و رشد کرد و بقیه ماجرا که مطالعه اش خالی از لطف نیست.

پی‌نوشت: اخیرا متوجه شدم که کلمه شیراز هم‌ کلمه‌ای هند و اروپایی نیست و این شهر و این اسم قدمتی بیش از هزار سال قدیمی تر از ورود پارس‌ها به اون منطقه داره. (tiračis/ or /ćiračis/. This name became Old Persian /širājiš)

پی‌نوشت۲: نام خزر نام قدیمی این دریاچه نیست و نام قبایل ترکی که در قرن ۶ بعد از میلاد از شمال این دریاچه وارد مناطق جنوبی رودخانه ولگا شدن هست. و نام این دریاچه در منابع قدیمی ایرانی و یونایی، هیرکانی(وهرکانه) هست و در منابع غربی امروزی هم کاسپین؛ که مربوط به اقوام کاسپی میشه که جزو اقوام بومی قفقاز(همون اقوام هند و اروپایی) منطقه بودن و به شاخه‌ای از زبان‌‌های هند و اروپایی مکالمه میکردن.
نام قزوین تغییر شکل یافته کاسپین هست و گرگان تغییر شکل‌یافته هیرکان

پی‌نوشت۳: اقوام هند و اروپایی(آریاییان) احتمالا پس از اختراع درشکه شروع به این مهاجرت های گسترده کردن.

پی‌نوشت۴: نژاد قفقازی(Caucasoid race) که اصطلاحی در انسان‌شناسی قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بود که امروزه منسوخ شده، و به تمام سفیدپوستان جهان اطلاق میشد، مربوط به شایعه‌ای مبتنی بر به گل نشستن کشتی نوح در قفقاز بوده که ارتباطی به کشف نوین زادگاه قفقازی اقوام هند و اروپایی بر مبنای ژنتیک نداره و سفیدپوستان شمال اروپا از قرن ها قبل از ورود آریاییان به آن مناطق از آریاییان سفیدپوست تر بودند.
نقشه توزیع زبان‌های هند و اروپایی در آسیا و اروپا در زمان کنونی
👍3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهاجرت های بزرگ انسان‌های هوموساپینس تا ۱۲ هزار سال قبل
👍1
کتاب ایران و ترکان در روزگار ساسانیان
کنکاشی در پیدایش مکانیک کوانتومی

پس از اینکه مدل اتمی مدارهای دایره ای بور برای الکترون در سال ۱۹۱۳ توانست فرمول تجربی ریدبرگ برای طیف نشری خطی هیدروژن را به درستی به دست دهد، سامرفلد برای توجیه «ساختار ریز» در طیف نشری عناصر، مدل بور را اندکی دستکاری کرد. ساختار ریز به شکاف های کوچکی گفته میشود که در هر یک از خطوط طیف نشری بعضی عناصر از سال ۱۸۸۷ دیده شده بود.  سامرفد به مدارهای گسسته بور که با حرف n نشان داده میشدند، دو پارامتر L و m برای توصیف کامل مدارهای بیضوی در ۳ بعد براساس خروج از مرکز مدار و جهت گیری فضایی مدار اضافه کرد و عبارت پوسته الکترونی را جایگزین مدارالکترونی بور کرد.(این حروف بعد از کنار گذاشته شدن این مدل هم با معنای متفاوت هنوز به عنوان اعداد کوانتومی مورد استفاده قرار میگیرند.)
وجود پوسته های الکترونی اولین بار به صورت تجربی در مطالعات جذب اشعه ایکس چارلز بارکلا و هنری موزلی مشاهده شد. کار موزلی مستقیماً به مطالعه لایه‌های الکترونی مربوط نمی‌شود، زیرا او تلاش می‌کرد ثابت کند جدول تناوبی بر اساس وزن نیست، بلکه توسط بار پروتون‌های هسته مرتب شده است. با این حال، از آنجایی که تعداد الکترون‌های یک اتم خنثی برابر با تعداد پروتون‌هایش است، این تحقیق برای نیلز بور بسیار مهم بود زیرا نشان میداد نظریه او برای عناصری به جز هیدروژن هم میتواند درست باشد( بور چندین بار در مصاحبه‌اش در سال 1962 به آزمایش موزلی اشاره کرد).
موزلی مانند نیلز بور بخشی از گروه رادرفورد بود. موزلی فرکانس پرتوهای ایکس ساطع شده از هر عنصر بین کلسیم و روی را اندازه‌گیری کرد و دریافت که با سنگین‌تر شدن عناصر، فرکانس‌ها بیشتر می‌شوند. این منجر به این نتیجه شد که الکترون‌ها وقتی به لایه‌های پایین‌تر منتقل می‌شوند، اشعه ایکس ساطع می‌کنند و به همین دلیل تا آن زمان دیده نشده بودند.
کار اختصاص دادن الکترون به پوسته از سال 1913 تا 1925 توسط بسیاری از شیمیدانان و اندکی از فیزیکدانان ادامه یافت. نیلز بور یکی از معدود فیزیکدانانی بود که کار شیمیدانان برای تعریف جدول تناوبی را دنبال میکرد، در حالی که سامرفلد بیشتر روی تلاش برای ایجاد یک مدل نسبیتی از اتم کار میکرد که ساختار ریز طیف ها را از نظر مکانیک مداری توضیح دهد.