ادامه مبحث سیاستگذاری مبتنی بر شواهد
نقش آمار به عنوان یکی از مهم ترین شواهد
(در اغلب مطالعات بر نقش آمار بهعنوان يكي از مهمترين شواهد در سياستگذاريها وتصميمگيريها تأكيد شـده اسـت.)
سياستگذاري مبتني بر شواهد يعني اينكه در كنار تجربهها، تخصـصهـا و قضـاوتهـاي فـردي و جمعي، از شواهد حاصل از پژوهش نظاممند نيز براي سياستگذاري استفاده شود. اين رويكـرد در مقابل سياستگذاري مبتني بر نظرات و عقايد قرار ميگيرد كه اغلبِ اين نظرات و عقايد ناشـي از ديدگاههاي آزمون نشدهی افراد يا گروههاست، يا ممكـن اسـت الهـامگرفتـه از نگـاه ايـدئولوژيك، تعصبات يا حدس و گمان باشد. سياستگذاري مبتني بر شواهد، پويايي خاصي در تصميمگيريها در حوزة سياستگذاري بهوجود آورده كه به كمك آن، سياستهاي مبتني برنظر و عقيـده جـاي خود را به سياستهايي داده كه با استفاده از شواهد باكيفيت و در فرايندي دقيق تدوين ميشوند.
یكي از مهمترين شواهد تأثيرگذار بر سياست گذاري در بخـش عمومي، آمـار و مـدل هـاي آماري موجود است. آمار و اطلاعات دقيق ستادههاي سياستي بهويژه در گامهاي ابتدايي سياستگذاري را تحت تأثير قرار ميدهند. آمار و اطلاعات شواهدي هستند كه سياستها بر مبناي آنها ساخته ميشوند و به شناسايي نيازها و هدفگذاري كـك مينمايـد. بـدون آمار خوب فرايند توسعه نابيناست؛ سياستگذاران نمـيتواننـد از اشتباهات خود ياد بگيرنـد و دولت نميتواند از آنها توقع پاسخگويي داشته باشد.
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، نقش و اهميت آمار و پـژوهش در سياسـتگـذاري ملي بهدرستي تبيين نشده است. در اين كشورها سياستگذاران، آمار را بهعنوان عنصري مهم براي حاكميت، مديريت بخش عمومي و همچنين مديريت بخـش خصوصـي چنـدان مـورد توجـه قـرار نميدهند. سازمانهاي آماري نیز در تغيير ايـن وضعیت اقـدامات چشـمگيري انجـام نـدادهانـد. از طرفي بیتوجهي یا عدم توجه سطوح مختلف سياستگذاري این كشورها به اهمیت آمـار، منجـر به كم دقتي در تولید آمار شده است. این كمدقتي بهنوبهی خود باعث تولید دادههاي ضعیف و به تبع آن، باعث پايين آمدن تقاضا براي آمار، كماهميتي به استفاده از آمار و تضعیف سازمانهاي آماري شده است و این امر منجر به طراحي سیاستهاي ضعيف، اتخاذ تصميمهاي ناآگاهانـه، نـاتواني در نظارت بر اجراي سیاستها و ناتواني در ارزيابي موفقیت یا عدم موفقيـت سیاسـتهـاي ملـي شـده است. ( داناييفرد و همكاران 1392). در كشور ما اين الگو از سياستگذاري يك الگوي كاملاً نو و جديد است كه هم از لحاظ نظري و هم از لحـاظ تجربـي و عملـي كمتـر مـورد توجـه بـوده اسـت. سياستگذاري مبتني بر شواهد در كمتر پژوهشي در ايران مطرح شده است و بـا اطمينـان مـيتـوان گفت كه مقالات، كتب و نشريات معدود و انگشتشماري اين رويكرد جديد سياسـتگـذاري را موردتجزيهوتحليل قرار دادهاند و از حيث نظري، خلأ قابل ملاحظهاي مشاهده مـيشـود.
همچنین از حيـث عملي و تجربي نیز، استفاده از شواهد در سياستگذاري و در تصميمگيريهاي كلان كشور نقش قابل توجهي نداشته است.
نقش آمار به عنوان یکی از مهم ترین شواهد
(در اغلب مطالعات بر نقش آمار بهعنوان يكي از مهمترين شواهد در سياستگذاريها وتصميمگيريها تأكيد شـده اسـت.)
سياستگذاري مبتني بر شواهد يعني اينكه در كنار تجربهها، تخصـصهـا و قضـاوتهـاي فـردي و جمعي، از شواهد حاصل از پژوهش نظاممند نيز براي سياستگذاري استفاده شود. اين رويكـرد در مقابل سياستگذاري مبتني بر نظرات و عقايد قرار ميگيرد كه اغلبِ اين نظرات و عقايد ناشـي از ديدگاههاي آزمون نشدهی افراد يا گروههاست، يا ممكـن اسـت الهـامگرفتـه از نگـاه ايـدئولوژيك، تعصبات يا حدس و گمان باشد. سياستگذاري مبتني بر شواهد، پويايي خاصي در تصميمگيريها در حوزة سياستگذاري بهوجود آورده كه به كمك آن، سياستهاي مبتني برنظر و عقيـده جـاي خود را به سياستهايي داده كه با استفاده از شواهد باكيفيت و در فرايندي دقيق تدوين ميشوند.
یكي از مهمترين شواهد تأثيرگذار بر سياست گذاري در بخـش عمومي، آمـار و مـدل هـاي آماري موجود است. آمار و اطلاعات دقيق ستادههاي سياستي بهويژه در گامهاي ابتدايي سياستگذاري را تحت تأثير قرار ميدهند. آمار و اطلاعات شواهدي هستند كه سياستها بر مبناي آنها ساخته ميشوند و به شناسايي نيازها و هدفگذاري كـك مينمايـد. بـدون آمار خوب فرايند توسعه نابيناست؛ سياستگذاران نمـيتواننـد از اشتباهات خود ياد بگيرنـد و دولت نميتواند از آنها توقع پاسخگويي داشته باشد.
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، نقش و اهميت آمار و پـژوهش در سياسـتگـذاري ملي بهدرستي تبيين نشده است. در اين كشورها سياستگذاران، آمار را بهعنوان عنصري مهم براي حاكميت، مديريت بخش عمومي و همچنين مديريت بخـش خصوصـي چنـدان مـورد توجـه قـرار نميدهند. سازمانهاي آماري نیز در تغيير ايـن وضعیت اقـدامات چشـمگيري انجـام نـدادهانـد. از طرفي بیتوجهي یا عدم توجه سطوح مختلف سياستگذاري این كشورها به اهمیت آمـار، منجـر به كم دقتي در تولید آمار شده است. این كمدقتي بهنوبهی خود باعث تولید دادههاي ضعیف و به تبع آن، باعث پايين آمدن تقاضا براي آمار، كماهميتي به استفاده از آمار و تضعیف سازمانهاي آماري شده است و این امر منجر به طراحي سیاستهاي ضعيف، اتخاذ تصميمهاي ناآگاهانـه، نـاتواني در نظارت بر اجراي سیاستها و ناتواني در ارزيابي موفقیت یا عدم موفقيـت سیاسـتهـاي ملـي شـده است. ( داناييفرد و همكاران 1392). در كشور ما اين الگو از سياستگذاري يك الگوي كاملاً نو و جديد است كه هم از لحاظ نظري و هم از لحـاظ تجربـي و عملـي كمتـر مـورد توجـه بـوده اسـت. سياستگذاري مبتني بر شواهد در كمتر پژوهشي در ايران مطرح شده است و بـا اطمينـان مـيتـوان گفت كه مقالات، كتب و نشريات معدود و انگشتشماري اين رويكرد جديد سياسـتگـذاري را موردتجزيهوتحليل قرار دادهاند و از حيث نظري، خلأ قابل ملاحظهاي مشاهده مـيشـود.
همچنین از حيـث عملي و تجربي نیز، استفاده از شواهد در سياستگذاري و در تصميمگيريهاي كلان كشور نقش قابل توجهي نداشته است.
در اوايل دهة 1990 در «اوگاندا » اعتقاد بر اين بود كه علـت اصـلي فقـر در كشـور، شكست دولت در اختصاص بودجه به بخشهاي سلامت و مدارس اسـت. بنـابراين، بانـك جهـاني يك مطالعه تحت عنوان «بررسي رديابي هزينههاي عمومي در سال 1996» انجـام داد. ايـن بررسـي بهدنبال اين بود كه آيا بودجههاي مربوط به آموزش و بهداشت در جاي خود اسـتفاده مـي شـود يـا خير. در اين مورد دادههاي آماري از سال 1991 تا 1995 جمعآوري شد. نتـايج ايـن تحقيـق نشـان داد كه فقط 13 درصد از هزينهها تخصيص داده شده و بقية آن باقيمانده يا ناپديد شده و يا توسط مقامات براي اهداف ديگري صرف شده است. يافتههاي اين تحقيق بهطور گستردهاي منتشر شـد و از آن پس مقامات مؤظف شدند اطلاعات مربوط به بودجهی سالهاي قبل خـود را بـه تفصـيل ارائـه كنند. اين جريـانِ افـزايش اطلاعـات عمـومي باعـث شـكل گيـري يـك سيسـتم نظـارت مـدني بـر هزينههاي دولت بهمنظور كاهش فساد و سوء مديريت شد. بسياري از كشورهاي ديگر نيز مطالعات مشابهي را براي بهبود خدمات عمومي انجام دادهاند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
👍5
انتقال تکنولوژي و راهکارهاي موفقیت آن در کشورهاي در حال توسعه
ایجاد تکنولوژي نیازمند سرمایه گذاري در تحقیق و توسـعه و آمـوزش نیـروي انسـانی اسـت . نـرخ سـرمایه گـذاري کشورهاي درحال توسعه ازجمله کشور ما بر روي تحقیق و توسعه و آموزش بسیار پایین تر از کشورهاي توسعه یافته اسـت بـه طوري که در سال 1990 ، کشورهاي توسعه یافته 2/5 الی 2/8 درصد از تولید ناخالص ملی را صرف این امر کرده انـد درحـالی که در همین زمان این رقم در سی کشور درحال توسعه کمتر از 0/3 درصد بوده است و 90 درصد بودجه تحقیقات دنیا توسـط آمریکا، ژاپن و اروپا هزینه شده است. با مطالعه سابقه توسعه کشورهاي درحال توسعه، خصوصا کشورهاي شرق آسیا ملاحظه می گردد کـه آنهـا در مسـیر توسعه خود براي تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژي کشور خود را از طریق انتقـال آن از سـایر کشـورهاي توسعه یافته تقویت کردند و سپس با ایجاد زیربناي اقتصادي مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خود برآمده اند . بررسیهاي انجام شده در « کنفرانس سازمان ملل متحد براي علوم و فنون در خدمت توسـعه » نیـز مویـد ایـن نظـر اسـت . در برنامه عملی وین آمده است که «اگر کشورهاي درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانشهاي علمی و فنی ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گیري از دانشهاي موجـود کـه نتیجـه تحقیقـات پژوهشـگران و اندیشـمندان جهان است کسب نمایند، این نه تنها عملی بس مشکل است، بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می گردد. به عـلاوه دسـتیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهاي کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امکان پذیر نیسـت.» اگر چنین تفکري در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهاي جهان منجمله کشـورهاي صـنعتی مختـل خواهدشـد.
https://www.sid.ir/FileServer/SF/24513890491
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
ایجاد تکنولوژي نیازمند سرمایه گذاري در تحقیق و توسـعه و آمـوزش نیـروي انسـانی اسـت . نـرخ سـرمایه گـذاري کشورهاي درحال توسعه ازجمله کشور ما بر روي تحقیق و توسعه و آموزش بسیار پایین تر از کشورهاي توسعه یافته اسـت بـه طوري که در سال 1990 ، کشورهاي توسعه یافته 2/5 الی 2/8 درصد از تولید ناخالص ملی را صرف این امر کرده انـد درحـالی که در همین زمان این رقم در سی کشور درحال توسعه کمتر از 0/3 درصد بوده است و 90 درصد بودجه تحقیقات دنیا توسـط آمریکا، ژاپن و اروپا هزینه شده است. با مطالعه سابقه توسعه کشورهاي درحال توسعه، خصوصا کشورهاي شرق آسیا ملاحظه می گردد کـه آنهـا در مسـیر توسعه خود براي تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژي کشور خود را از طریق انتقـال آن از سـایر کشـورهاي توسعه یافته تقویت کردند و سپس با ایجاد زیربناي اقتصادي مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خود برآمده اند . بررسیهاي انجام شده در « کنفرانس سازمان ملل متحد براي علوم و فنون در خدمت توسـعه » نیـز مویـد ایـن نظـر اسـت . در برنامه عملی وین آمده است که «اگر کشورهاي درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانشهاي علمی و فنی ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گیري از دانشهاي موجـود کـه نتیجـه تحقیقـات پژوهشـگران و اندیشـمندان جهان است کسب نمایند، این نه تنها عملی بس مشکل است، بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می گردد. به عـلاوه دسـتیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهاي کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امکان پذیر نیسـت.» اگر چنین تفکري در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهاي جهان منجمله کشـورهاي صـنعتی مختـل خواهدشـد.
https://www.sid.ir/FileServer/SF/24513890491
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤2
چرا کشتی های لیبرتی در جنگ جهانی دوم ناگهان از وسط نصف میشدند؟!
کشتیهای لیبرتی (به انگلیسی: Liberty ships) کلاسی از کشتیهای باربری بودند که در جریان جنگ جهانی دوم در ایالات متحده آمریکا ساخته شدند. با وجود داشتن طرح اولیه انگلیسی، کشتیهای لیبرتی به دلیل سادگی در ساخت و ارزانقیمت بودنش، با تولید انبوه در مقیاسی بیسابقه، به عنوان نماد قدرت صنعتی ایالات متحده در زمان جنگ نشان داده میشدند. این کلاس به این دلیل ساخته شد تا سفارشات حمل و نقل بریتانیاییها را برآورده کند تا به عنوان جایگزینی برای کشتیهایی باشد که از دست رفته بودند. 18 کارخانه کشتیسازی آمریکایی، ۲۷۱۰ کشتی لیبرتی را بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ ساختند (بهطور متوسط در هر دو روز ۳ کشتی لیبرتی) که تبدیل به بیشترین تعداد از کشتیهای تولید شده با طراحی یکسان بود. حجم انبوه تلاشهای جهادی، تعداد زیاد کشتیهای ساخته شده، نقش کارگران زن و سیاه پوست در ساخت آنها(برای اولین بار) و سالم ماندن بعضی از آنها برای زمانی گاه بسیار بیشتر از عمر طراحی شده ۵ سالهشان، موجب شهرت آن ها شد.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
کشتیهای لیبرتی (به انگلیسی: Liberty ships) کلاسی از کشتیهای باربری بودند که در جریان جنگ جهانی دوم در ایالات متحده آمریکا ساخته شدند. با وجود داشتن طرح اولیه انگلیسی، کشتیهای لیبرتی به دلیل سادگی در ساخت و ارزانقیمت بودنش، با تولید انبوه در مقیاسی بیسابقه، به عنوان نماد قدرت صنعتی ایالات متحده در زمان جنگ نشان داده میشدند. این کلاس به این دلیل ساخته شد تا سفارشات حمل و نقل بریتانیاییها را برآورده کند تا به عنوان جایگزینی برای کشتیهایی باشد که از دست رفته بودند. 18 کارخانه کشتیسازی آمریکایی، ۲۷۱۰ کشتی لیبرتی را بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ ساختند (بهطور متوسط در هر دو روز ۳ کشتی لیبرتی) که تبدیل به بیشترین تعداد از کشتیهای تولید شده با طراحی یکسان بود. حجم انبوه تلاشهای جهادی، تعداد زیاد کشتیهای ساخته شده، نقش کارگران زن و سیاه پوست در ساخت آنها(برای اولین بار) و سالم ماندن بعضی از آنها برای زمانی گاه بسیار بیشتر از عمر طراحی شده ۵ سالهشان، موجب شهرت آن ها شد.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3
با این وجود یک مشکل اساسی در این کشتی ها دیده شد. با اینکه بدنه این کشتی ها به صورت دوره ای مورد بررسی برای یافتن ترک های ریز و ترمیم آن ها قرار میگرفت، اما بسیار پیش میامد که بدنه این کشتی ها بدون هیچ هشداری ترک بخورد و ترک ها رشد پیدا کند. به طوری که در طول جنگ جهانی دوم 1500 مورد ترک خوردگی عظیم در بدنه این کشتی ها گزارش شد که در 3 مورد بدنه کشتی ناگهان از وسط نصف شد!!
افرادی که مکانیک مواد و متالورژی خوانده بودند میدانستند که فرایند ایجاد ترک و رشد ترک در فولاد فرایندی زمانبر با مراحل مختلف و مشخص است که در آزمایشگاه ها به خوبی بررسی شده بودند و اینطور نیست که ترک ها ناگهان ظاهر شوند و به سرعت گسترش یابند. در ابتدا فرض بر این گذاشته شد که استفاده از جوشکاران غیرحرفه ای و روش های جدیدتر برای افزایش سرعت جوشکاری موجب نقص در خطوط جوش صفحات فولاد به کار رفته در بدنه شده اند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
افرادی که مکانیک مواد و متالورژی خوانده بودند میدانستند که فرایند ایجاد ترک و رشد ترک در فولاد فرایندی زمانبر با مراحل مختلف و مشخص است که در آزمایشگاه ها به خوبی بررسی شده بودند و اینطور نیست که ترک ها ناگهان ظاهر شوند و به سرعت گسترش یابند. در ابتدا فرض بر این گذاشته شد که استفاده از جوشکاران غیرحرفه ای و روش های جدیدتر برای افزایش سرعت جوشکاری موجب نقص در خطوط جوش صفحات فولاد به کار رفته در بدنه شده اند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3👍1
مهندسان گوناگونی به این موضوع علاقه نشان دادند. کنستانس تیپر (اولین زن عضو هیئت علمی مهندسی دانشگاه کمبریج) نشان داد که ترک ها به دلیل اشکال در جوشکاری صفحات فولاد به کار رفته در بدنه ایجاد نشده اند. بلکه مشکل در جنس فولاد به کار رفته است. اما همین آلیاژ در کاربردهای دیگری حتی با اتصالات پرچ نیز به کار میرفت اما چنین مشکلی را نشان نمیداد. (میدانیم که اتصالات پرچ موجب تمرکز تنش میشود که به نظر میرسد باید رشد ترک را سرعت ببخشد.). تیپر نشان داد که در دمای مشخصی، آلیاژ مورد نظر به طور ناگهانی از حالت شکلپذیر به حالت شکننده تغییر رفتار میدهد و تحقیقات موجود در آن زمان بر روی مکانیک ترک ، همگی در دمایی بالاتر از این نقطه بحرانی انجام شده بودند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3
بدنه کشتی هایی لیبرتی در اقیانوس اطلس شمالی گاها در زمستان در معرض دمای منفی 1.6 درجه قرار میگرفتند که پایین تر از نقطه بحرانی گذار آن ها بود. همچنین این کشتی ها عموما بیش از حد بارگیری میشدند که در هنگام طوفان تنش موجود در بدنه را بسیار بالا میبرد.
ماجرای کشتی های لیبرتی موجب تحقیقات بسیار بر روی ریزساختار فلزات شد به طوری که امروزه میدانیم حتی در همان ترکیب آلیاژی با فریت بالا که در بدنه کشتی های لیبرتی استفاده شده بود نیز میتوان با کاهش سایز کریستالیت ها(دانه ها) به 1.3 میکرون، دمای بحرانی گذار از حالت چکش پذیر به شکننده را از بین برد( دمای تئوری آن را به زیر دمای صفر مطلق منتقل کرد).
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
ماجرای کشتی های لیبرتی موجب تحقیقات بسیار بر روی ریزساختار فلزات شد به طوری که امروزه میدانیم حتی در همان ترکیب آلیاژی با فریت بالا که در بدنه کشتی های لیبرتی استفاده شده بود نیز میتوان با کاهش سایز کریستالیت ها(دانه ها) به 1.3 میکرون، دمای بحرانی گذار از حالت چکش پذیر به شکننده را از بین برد( دمای تئوری آن را به زیر دمای صفر مطلق منتقل کرد).
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3👍1
سرریز فناوری (Technology spillover )
وزن اصلی انباشت تحقیق و توسعه داخلی متعلق به کشورهای توسعه یافته است تحقیق و توسعه داخلی از مقولات مهم اقتصادی است که سبب رشد فناوری میشود زیرا تحقیق و توسعه پایگاه اصلی نوآوری و تغییرات فنی در فرآیند تولید میباشد از این رو تأثیر به سزایی در توسعه فناوری و افزایش ظرفیتهای تولیدی و پیچیدگی اقتصادی دارد کشورهای در حال توسعه فاقد انباشت تحقیق و توسعه داخلی میباشند پس این امر سبب میشود از کانال واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای و سرمایه گذاری مستقیم خارجی از سرریز تحقیق و توسعه شرکای تجاری استفاده کنند. یا به عبارتی دیگر جذب سرریز فناوری عبارت است از فرآیند اکتساب مستقیم و غیر مستقیم فناوری ناشی از حضور شرکتهای خارجی در کشور میزبان که معمولاً این حضور طی عملیات جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی توسط شرکتهای چند ملیتی انجام میشود طباطبائیان و همکاران (۱۳۸۴) جذب سرریز فناوری تابع ظرفیت جذب سرمایه انسانی و دانش فنی داخلی است که توسعه فضای رقابتی در اقتصاد و ارتقاء توان رقابتی در سطح داخلی و بین الملل را به ارمغان می آورد و این امر موجب تنوع در تولید و پیچیدگی اقتصادی خواهد شد.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
وزن اصلی انباشت تحقیق و توسعه داخلی متعلق به کشورهای توسعه یافته است تحقیق و توسعه داخلی از مقولات مهم اقتصادی است که سبب رشد فناوری میشود زیرا تحقیق و توسعه پایگاه اصلی نوآوری و تغییرات فنی در فرآیند تولید میباشد از این رو تأثیر به سزایی در توسعه فناوری و افزایش ظرفیتهای تولیدی و پیچیدگی اقتصادی دارد کشورهای در حال توسعه فاقد انباشت تحقیق و توسعه داخلی میباشند پس این امر سبب میشود از کانال واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای و سرمایه گذاری مستقیم خارجی از سرریز تحقیق و توسعه شرکای تجاری استفاده کنند. یا به عبارتی دیگر جذب سرریز فناوری عبارت است از فرآیند اکتساب مستقیم و غیر مستقیم فناوری ناشی از حضور شرکتهای خارجی در کشور میزبان که معمولاً این حضور طی عملیات جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی توسط شرکتهای چند ملیتی انجام میشود طباطبائیان و همکاران (۱۳۸۴) جذب سرریز فناوری تابع ظرفیت جذب سرمایه انسانی و دانش فنی داخلی است که توسعه فضای رقابتی در اقتصاد و ارتقاء توان رقابتی در سطح داخلی و بین الملل را به ارمغان می آورد و این امر موجب تنوع در تولید و پیچیدگی اقتصادی خواهد شد.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
👍1
اولین راه جذب سرریز فناوری جذب سرریز فناوری از کانال سرمایه گذاری مستقیم خارجی است. ورود سرمایه گذاری مستقیم خارجی نه تنها فناوری به کار رفته در کالاها و خدمات را منتقل کرده بلکه دارائیهای ناملموس از قبیل مهارت مدیریتی و دانش فنی را نیز منتقل میکند. (توضیح:عموم فناوری های موجود در ایران(اعم از نفت و پتروشیمی و سیمان و سنگ و ... تا نساجی و صنایع غذایی و ... از این طریق به کشور وارد شده، قبل از انقلاب عموما از طریق انگلیس و آلمان و آمریکا و ژاپن، بعد از انقلاب عموما چین و روسیه. تکنولوژی موشکی و بخشی از هسته ای از کره شمالی).
جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی میتواند اثر مثبتی بر پیچیدگی اقتصادی داشته باشد. به طور بالقوه تفاوت قابل توجه درآمد سرانه بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ناشی از تفاوت قابل توجه فناوری مابین آنها است. کشورهای در حال توسعه اگر با محدودیت ایجاد فناوری مواجه باشند میتوانند از کانال جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی به کاهش شکاف فناوری اقدام کنند که این کار منجر به انتقال فناوری و تنوع در محصولات و در نتیجه سبب پیچیدگی اقتصادی میشود.
پینوشت از خودم: در ایران تفکر عمومی سوسیالیست ها(چپ ها و کمونیست ها) و اسلامگرایان انقلاب 57 و سیاست گذاران امروزی این است که این روش جذب سرریز فناوری اگر از طریق کشورهای غربی انجام شود تحویل دادن دو دستی کشور به استعمار است اما اگر از طریق چین و روسیه و کره شمالی انجام شود روابط دوستانه متقابل و همسطح است و کسی هم نباید در مورد روسیه یک کلمه حرف بزند وگرنه غربزده است که میخواهد کشور را دودستی به غرب و استکبار تحویل دهدمنبع: کامنت های اخبار چند روز اخیر در خبرگزاری فارس).
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی میتواند اثر مثبتی بر پیچیدگی اقتصادی داشته باشد. به طور بالقوه تفاوت قابل توجه درآمد سرانه بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ناشی از تفاوت قابل توجه فناوری مابین آنها است. کشورهای در حال توسعه اگر با محدودیت ایجاد فناوری مواجه باشند میتوانند از کانال جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی به کاهش شکاف فناوری اقدام کنند که این کار منجر به انتقال فناوری و تنوع در محصولات و در نتیجه سبب پیچیدگی اقتصادی میشود.
پینوشت از خودم: در ایران تفکر عمومی سوسیالیست ها(چپ ها و کمونیست ها) و اسلامگرایان انقلاب 57 و سیاست گذاران امروزی این است که این روش جذب سرریز فناوری اگر از طریق کشورهای غربی انجام شود تحویل دادن دو دستی کشور به استعمار است اما اگر از طریق چین و روسیه و کره شمالی انجام شود روابط دوستانه متقابل و همسطح است و کسی هم نباید در مورد روسیه یک کلمه حرف بزند وگرنه غربزده است که میخواهد کشور را دودستی به غرب و استکبار تحویل دهدمنبع: کامنت های اخبار چند روز اخیر در خبرگزاری فارس).
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
دومین راه جذب سرریز فناوری، جذب سرریز فناوری از کانال واردات کالاها و خدمات واسطه ای و سرمایه ای از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه می باشد. از آنجایی که افزایش و بهبود کیفیت نهاده های واسطه ای منشأ رشد فناوری است تجارت بین الملل سبب افزایش تنوع و کیفیت کالاهای واسطه ای و سرمایه ای و همچنین بهبود وضعیت پیچیدگی اقتصادی خواهد شد. واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای به بنگاه های کشورهای در حال توسعه اجازه میدهد که از تجهیزات فناوری های وارداتی بیشتر یاد بگیرند لذا با افزایش ورود تجهیزات و فناوری وارداتی (اثر مهندسی معکوس) شاهد توسعه فعالیتهای فناوری مربوط کشورهای در حال توسعه در راستای بهبود پیچیدگی اقتصادی خواهیم بود.
از سوی دیگر فقدان هدفمندی واردات در راستای پر کردن شکاف فناوری و پیچیدگی ،اقتصادی موجب هجوم واردات با کیفیت بالا از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه شده است و در نتیجه شاهد کاهش رقابت پذیری و دلسردی بنگاههای داخلی با فناوری پایین باشیم که این امر میتواند کاهش پیچیدگی اقتصادی را در پی داشته باشد.
منبع:
https://jte.ut.ac.ir/article_74410_0602273fee0f3091e3850c6b35940da1.pdf
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
از سوی دیگر فقدان هدفمندی واردات در راستای پر کردن شکاف فناوری و پیچیدگی ،اقتصادی موجب هجوم واردات با کیفیت بالا از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه شده است و در نتیجه شاهد کاهش رقابت پذیری و دلسردی بنگاههای داخلی با فناوری پایین باشیم که این امر میتواند کاهش پیچیدگی اقتصادی را در پی داشته باشد.
منبع:
https://jte.ut.ac.ir/article_74410_0602273fee0f3091e3850c6b35940da1.pdf
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
پیچیدگی اقتصادی
(بخش اول)
رمز توسعه یک جامع مدرن، صرفا برخورداري از میزان دانش مولد بیشتر نسبت به جامعه سنتی نیست؛ بلکه در این نکته نهفته است که از دانش مولد وسیعی که توسط افراد جامعه انباشت شده است، چگونه بهرهبرداري بهعمل میآید (هیدالگو، 2015). پیچیدگی اقتصادي، معیاري براي محاسبه دانش مولد در یک جامعه است و براي بیان ساختار شبکهاي، مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت، جوامع بر اساس میزان انباشت دانش خود در میان افراد مختلف رتبهبندي میشوند، سپس این دانش را در قالب سازمانهاي تولیدي و شبکههایی از این سازمانها نشان میدهد (احمدیان دیوکتی، 1397). به بیان دیگر، پیچیدگی اقتصادي، به مفهوم میزان توانایی کشورها در تولید و صادرات کالاهاي دانشبر از رهگذر دانش شکلگرفته در آن کشورها است (لعل و همکاران، 2006). ازآنجاکه بعضی از محصولات مثل کامپیوتر و موتورهاي جت را فقط در جوامع پیچیده، اما کالاهایی شبیه پیراهن، غلات و حبوبات را تقریبا همهجا میتوان تولید کرد؛ پیچیدگی اقتصادي ارتباطی تنگاتنگ با تنوع دانش مفید بهکاررفته در آن دارد. براي ایجاد یک اقتصاد پیچیده و البته پایدار نگاهداشتن آن، افراد برخوردار از دانشها باید قادر به تعامل با یکدیگر باشند و دانش خود را براي تولید محصولات ترکیب نمایند؛ بنابراین پیچیدگی اقتصادي بر اساس ترکیب محصولات مولد یک کشوربیان شده و منعکس کننده ساختارهایی است که باهدف ترکیب دانش پدید آمدهاند(هیدالگو و هاسمن، 2009). امروزه، نقش علم و فناوري در جهت نوآوري و توسعه، موضوعی اجتنابناپذیر و پیشرفت و توسعه کشورها بر مبناي علم و دانش استوار بوده و علم و فناوري نیروي پیشرانه جامعه دانشبنیان عصر حاضر است (تاجریان، 1388 ؛موئد، 2002).
پیچیدگی اقتصادي براي اولین بار توسط هیدالگو و همکاران در سال 2007 مورد بحث و بررسی قرار گرفت. آنها به واکاوي شبکههاي ارتباطات بین محصولات یا به عبارتی "فضاي محصول" پرداختند. نتایج مطالعات آنها نشان داد که محصولات با رتبه بالاتر، در منطقه میانی فضاي محصول، با پیوستگی بیشتر قرار داشتند؛ درحالیکه محصولات با رتبه کمتر در مناطق با پیوستگی کمتر قرار میگرفتند. کالاهاي ساده یا به تعبیري دیگر کالاهاي فراگیر، یا نیاز به دانش چندانی ندارند و یا اگر داشته باشند،
توسط کشورهایی با پیچیدگی کم قابلیت تولید را دارند؛ لذا قدرت رقابت آنها در سطح بینالمللی کمتر است. درنتیجه، میتوان سطح پیچیدگی بالاي کالاي کشورها را توسط شاخص پیچیدگی اقتصادي تعیین نمود. (هیدالگو، کلینجر، باراباسی و هاسمن، 2007). مطالعات نشان داده است که کشورهایی که علاوه برداشتن تنوع محصولات، داراي محصولات پیچیده تولیدي نیز میباشند، معمولا از لحاظ «اقتصادي» نیز پیشرفتهتر هستند و یا انتظار بیشتری میرود که رشد اقتصادي سریعتري را در آینده نزدیک تجربه نمایند. هیدالگو و هاسمن، با تغییر رویه، نگرش خود را در مورد اقتصاد از حالت سنتی به حالتیکه در آن به ساختار محصولات در قالب شبکهاي که کشورها را به محصولات صادراتی آنها ارتباط میدهد، تغییر میدهند. آزادسازي تجاري سبب انتقال دانش و ایدهها شده و بنگاههاي خارجی با استفاده از دانش سرریز شده به داخل، به نوآوري محصول دست میزنند که سبب میشود ارزشافزوده آنها نیز افزایش یابد (واچیارگ، 2000). بسیاري از اقتصاددانان بر این اعتقادند که سیاستهاي آزادي تجاري دو هدف اساسی را دنبال میکند: الف( کمک به افزایش رشد اقتصادي و اشتغال از طریق بهبود در تخصیص منابع و کارایی اقتصادي و ب) کمک به بهبود تراز پرداختها بهوسیله تقویت رقابتپذیري بخش صادرات، رشد و تنوع صادراتی و کاراتر نمودن بخش کالاهاي جانشین واردات (نجارزاده و تمناییفر، 1390)؛ بنابراین آثار آزادسازي اعم از مثبت و منفی بر بسیاري از متغیرهاي اقتصادي ازجمله پیچیدگی منعکس میشود.
منبع:
https://ensani.ir/file/download/article/1595828599-9921-99-1-8.pdf
(بخش اول)
رمز توسعه یک جامع مدرن، صرفا برخورداري از میزان دانش مولد بیشتر نسبت به جامعه سنتی نیست؛ بلکه در این نکته نهفته است که از دانش مولد وسیعی که توسط افراد جامعه انباشت شده است، چگونه بهرهبرداري بهعمل میآید (هیدالگو، 2015). پیچیدگی اقتصادي، معیاري براي محاسبه دانش مولد در یک جامعه است و براي بیان ساختار شبکهاي، مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت، جوامع بر اساس میزان انباشت دانش خود در میان افراد مختلف رتبهبندي میشوند، سپس این دانش را در قالب سازمانهاي تولیدي و شبکههایی از این سازمانها نشان میدهد (احمدیان دیوکتی، 1397). به بیان دیگر، پیچیدگی اقتصادي، به مفهوم میزان توانایی کشورها در تولید و صادرات کالاهاي دانشبر از رهگذر دانش شکلگرفته در آن کشورها است (لعل و همکاران، 2006). ازآنجاکه بعضی از محصولات مثل کامپیوتر و موتورهاي جت را فقط در جوامع پیچیده، اما کالاهایی شبیه پیراهن، غلات و حبوبات را تقریبا همهجا میتوان تولید کرد؛ پیچیدگی اقتصادي ارتباطی تنگاتنگ با تنوع دانش مفید بهکاررفته در آن دارد. براي ایجاد یک اقتصاد پیچیده و البته پایدار نگاهداشتن آن، افراد برخوردار از دانشها باید قادر به تعامل با یکدیگر باشند و دانش خود را براي تولید محصولات ترکیب نمایند؛ بنابراین پیچیدگی اقتصادي بر اساس ترکیب محصولات مولد یک کشوربیان شده و منعکس کننده ساختارهایی است که باهدف ترکیب دانش پدید آمدهاند(هیدالگو و هاسمن، 2009). امروزه، نقش علم و فناوري در جهت نوآوري و توسعه، موضوعی اجتنابناپذیر و پیشرفت و توسعه کشورها بر مبناي علم و دانش استوار بوده و علم و فناوري نیروي پیشرانه جامعه دانشبنیان عصر حاضر است (تاجریان، 1388 ؛موئد، 2002).
پیچیدگی اقتصادي براي اولین بار توسط هیدالگو و همکاران در سال 2007 مورد بحث و بررسی قرار گرفت. آنها به واکاوي شبکههاي ارتباطات بین محصولات یا به عبارتی "فضاي محصول" پرداختند. نتایج مطالعات آنها نشان داد که محصولات با رتبه بالاتر، در منطقه میانی فضاي محصول، با پیوستگی بیشتر قرار داشتند؛ درحالیکه محصولات با رتبه کمتر در مناطق با پیوستگی کمتر قرار میگرفتند. کالاهاي ساده یا به تعبیري دیگر کالاهاي فراگیر، یا نیاز به دانش چندانی ندارند و یا اگر داشته باشند،
توسط کشورهایی با پیچیدگی کم قابلیت تولید را دارند؛ لذا قدرت رقابت آنها در سطح بینالمللی کمتر است. درنتیجه، میتوان سطح پیچیدگی بالاي کالاي کشورها را توسط شاخص پیچیدگی اقتصادي تعیین نمود. (هیدالگو، کلینجر، باراباسی و هاسمن، 2007). مطالعات نشان داده است که کشورهایی که علاوه برداشتن تنوع محصولات، داراي محصولات پیچیده تولیدي نیز میباشند، معمولا از لحاظ «اقتصادي» نیز پیشرفتهتر هستند و یا انتظار بیشتری میرود که رشد اقتصادي سریعتري را در آینده نزدیک تجربه نمایند. هیدالگو و هاسمن، با تغییر رویه، نگرش خود را در مورد اقتصاد از حالت سنتی به حالتیکه در آن به ساختار محصولات در قالب شبکهاي که کشورها را به محصولات صادراتی آنها ارتباط میدهد، تغییر میدهند. آزادسازي تجاري سبب انتقال دانش و ایدهها شده و بنگاههاي خارجی با استفاده از دانش سرریز شده به داخل، به نوآوري محصول دست میزنند که سبب میشود ارزشافزوده آنها نیز افزایش یابد (واچیارگ، 2000). بسیاري از اقتصاددانان بر این اعتقادند که سیاستهاي آزادي تجاري دو هدف اساسی را دنبال میکند: الف( کمک به افزایش رشد اقتصادي و اشتغال از طریق بهبود در تخصیص منابع و کارایی اقتصادي و ب) کمک به بهبود تراز پرداختها بهوسیله تقویت رقابتپذیري بخش صادرات، رشد و تنوع صادراتی و کاراتر نمودن بخش کالاهاي جانشین واردات (نجارزاده و تمناییفر، 1390)؛ بنابراین آثار آزادسازي اعم از مثبت و منفی بر بسیاري از متغیرهاي اقتصادي ازجمله پیچیدگی منعکس میشود.
منبع:
https://ensani.ir/file/download/article/1595828599-9921-99-1-8.pdf
👍3❤1
نگرانی مخالفان لیبرالیسم اقتصادی و نظامسرمایهداری و طرفداران اقتصادهای دولتی:
در دهه های اخیر رشد سریع اقتصادی و افزایش نابرابری به دو مورد از برجسته ترین پدیده ها در جهان تبدیل شده اند. (چونگ ۲۰۰۴؛ نیلزن و آلدرسون ۱۹۹۷؛ نوریس و همکاران ۲۰۱۵). اگر چه شرایط اقتصادی بهتر منجر به کاهش چشمگیر فقر و افزایش چشمگیر رفاه اجتماعی میشود اما افزایش اختلافات در درآمد به عنوان یک نگرانی مطرح شده است. مجموعه ای از شواهد نشان میدهد افزایش نابرابری میتواند سرمایه گذاری مصرف و رشد را با دامن زدن به بی ثباتی اقتصادی، مالی و سیاسی کاهش دهد (عجماوغلو، ۲۰۱۲؛ کاروالهو و رضایی ۲۰۱۴؛ سینگانو ۲۰۱۴؛ کومهوف و همکاران ۲۰۱۵؛ راجان ۲۰۱۰)
راه حل چیست؟ آیا راه حل همان نظریه مارکسیستی است که باید مالکیت سرمایه در جامعه در دست دولت باشد تا مانند شوروی با حذف رقابت برای پیشرفت و توسعه، کاهش بهرهوری و همچنین ایجاد فساد و الیگارش های خصولتی و رانتی در روسیه و ایران امروزی، جوامع را به تباهی بکشاند یا دانش شواهدمحور راه حل دیگری را نشان میدهد؟
راه حل دانش شواهدمحور:
یکی از مفاهیمی که در خلال سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته و تفاوت میان کشورهای فقیر و غنی را توجیه میکند بحث پیچیدگی اقتصادی است. پیچیدگی اقتصادی با ایجاد محصولاتی متنوع و فراگیر در جامعه و تقسیم پیشرفته کار بیانگر استفاده از فناوریهای پیشرفته در فرآیند تولید است (گالا و همکاران، ۲۰۱۸) تخصص بالاتر که توسط پیچیدگی اقتصادی امکان پذیر است میتواند بهره وری و بازدهی بالاتری را نسبت به مقیاس داشته باشد. این امر باعث افزایش در درآمد مادام العمر کارگران میگردد (کنستانتین ۲۰۱۷).دستمزد بالاتر فقرا را از لحاظ جایگاه اجتماعی بهبود و منجر به اختلاف اقتصادی کمتر میشود (هارتمن و دیگران ۲۰۱۷). به بیانی بهتر هیدالگو و هاوسمن در ۲۰۰۹ مفهوم پیچیدگی اقتصادی را برای اندازه گیری تواناییهای تولیدی یک کشور پیشنهاد می دهند؛ که می تواند از طریق تنوع و فراگیر بودن آنچه یک کشور میتواند تولید کند بیان شود.
در دهه های اخیر رشد سریع اقتصادی و افزایش نابرابری به دو مورد از برجسته ترین پدیده ها در جهان تبدیل شده اند. (چونگ ۲۰۰۴؛ نیلزن و آلدرسون ۱۹۹۷؛ نوریس و همکاران ۲۰۱۵). اگر چه شرایط اقتصادی بهتر منجر به کاهش چشمگیر فقر و افزایش چشمگیر رفاه اجتماعی میشود اما افزایش اختلافات در درآمد به عنوان یک نگرانی مطرح شده است. مجموعه ای از شواهد نشان میدهد افزایش نابرابری میتواند سرمایه گذاری مصرف و رشد را با دامن زدن به بی ثباتی اقتصادی، مالی و سیاسی کاهش دهد (عجماوغلو، ۲۰۱۲؛ کاروالهو و رضایی ۲۰۱۴؛ سینگانو ۲۰۱۴؛ کومهوف و همکاران ۲۰۱۵؛ راجان ۲۰۱۰)
راه حل چیست؟ آیا راه حل همان نظریه مارکسیستی است که باید مالکیت سرمایه در جامعه در دست دولت باشد تا مانند شوروی با حذف رقابت برای پیشرفت و توسعه، کاهش بهرهوری و همچنین ایجاد فساد و الیگارش های خصولتی و رانتی در روسیه و ایران امروزی، جوامع را به تباهی بکشاند یا دانش شواهدمحور راه حل دیگری را نشان میدهد؟
راه حل دانش شواهدمحور:
یکی از مفاهیمی که در خلال سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته و تفاوت میان کشورهای فقیر و غنی را توجیه میکند بحث پیچیدگی اقتصادی است. پیچیدگی اقتصادی با ایجاد محصولاتی متنوع و فراگیر در جامعه و تقسیم پیشرفته کار بیانگر استفاده از فناوریهای پیشرفته در فرآیند تولید است (گالا و همکاران، ۲۰۱۸) تخصص بالاتر که توسط پیچیدگی اقتصادی امکان پذیر است میتواند بهره وری و بازدهی بالاتری را نسبت به مقیاس داشته باشد. این امر باعث افزایش در درآمد مادام العمر کارگران میگردد (کنستانتین ۲۰۱۷).دستمزد بالاتر فقرا را از لحاظ جایگاه اجتماعی بهبود و منجر به اختلاف اقتصادی کمتر میشود (هارتمن و دیگران ۲۰۱۷). به بیانی بهتر هیدالگو و هاوسمن در ۲۰۰۹ مفهوم پیچیدگی اقتصادی را برای اندازه گیری تواناییهای تولیدی یک کشور پیشنهاد می دهند؛ که می تواند از طریق تنوع و فراگیر بودن آنچه یک کشور میتواند تولید کند بیان شود.
عرفان شرقی، مانع رشد و توسعه جوامع شرقی (ویل دورانت)
نوشتههای وبر دربارهٔ دین با نوشتههای دورکیم از نظر توجه به ارتباط میان دین و دگرگونی اجتماعی (چیزی که دورکیم چندان توجهی به آن نکرد) فرق دارند. آنها در نقطه مقابل آثار مارکس هستند، زیرا وبر استدلال میکند که دین لزوماً نیرویی محافظه کار نیست، برعکس، جنبشهای الهام گرفته از دین اغلب دگرگونیهای اجماعی چشمگیری به وجود آوردهاند. بدین سان آیین پروتستان به ویژه پیوریتنیسم منبع شیوه نگرش سرمایه دارانه موجود در غرب امروزی بود. نخستین کارآفرینان اکثراً از پیروان کالون بودند. انگیزه آنها برای موفقیت، که به شروع توسعه اقتصادی در غرب کمک کرد، در اصل از میل خدمت به خداوند سرچشمه میگرفت. موفقیت مادی برای آنها نشانهای از لطف الهی بود.
وبر تحقیق خود را دربارهٔ ادیان جهان به عنوان یک طرح واحد در نظر میگرفت. بحث او دربارهٔ تأثیر آیین پروتستان بر توسعه غرب جزئی از کوششی جامع برای درک تأثیر مذهب بر زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگهای مختلف است. وبر با تحلیل ادیان شرقی نتیجه میگیرد که آنها موانع غیرقابل عبوری در برابر توسعه سرمایهداری صنعتی، آن گونه که در غرب رخ داد، فراهم کردند. این نه از آن روست که تمدنهای غیر غربی عقب ماندهاند. آنها صرفاً ارزشهایی متفاوت با آنچه را که در اروپا مسلط گردید پذیرفتهاند.
وبر یادآور میشود که در چین و هند قدیم در دورههای معینی توسعه قابل توجه تجارت، صنعت و شهرنشینی وجود داشت، اما در این جوامع الگوهای اساسی دگرگونی اجتماعی که در ظهور سرمایهداری صنعتی در غرب دخالت داشت به وجود نیامد و دین عامل عمدهای در جلوگیری از این دگرگونی بود. برای مثال، آیین هندو چیزی است که وبر آن را دین آن جهانی مینامد این بدان معناست که عالیترین ارزشهای آن «بر گریز از رنجهای دنیای مادی به سوی سطح عالی تری از هستی معنوی» تأکید میکند. احساسات مذهبی و انگیزشهای برخاسته از آیین کنفوسیوس نیز مانع کوشش برای توسعه اقتصادی به مفهومی که در غرب درک میشود، گردیده و به جای اینکه تسلط جدی بر جهان را تشویق کند هماهنگی با آن را مورد تأکید قرار میدهد اگر چه چین زمانی دراز قدرتمندترین و از نظر فرهنگی توسعه یافتهترین تمدن در جهان بود ، ارزشهای مسلط دینی آن همچون عاملی بازدارنده در برابر تعهد شدید نسبت به توسعه اقتصادی به خاطر خود آن عمل میکردند.
وبر مسیحیت را به مثابه یک دین رستگاری در نظر میگیرد، که متضمن این عقیده است که انسانها اگر اعتقادات دینی را بپذیرند و از اصول اخلاقی آن پیروی کنند میتوانند رستگار شوند. مفاهیم گناه و نجات یافتن از گناهکاری به مرحمت خداوند در اینجا دارای اهمیت هستند این مفاهیم نوعی تنش و پویایی عاطفی ایجاد میکنند که اساساً در ادیان شرقی وجود ندارد. ادیان رستگاری یک جنبه انقلابی دارند. در حالی که ادیان شرق یک نگرش انفعالی نسبت به نظم موجود در درون مؤمن پرورش میدهند. مسیحیت متضمن مبارزهای دایمی علیه گناه است؛ و از این روی میتواند علیه وضع موجود شورش برانگیزد. رهبران دینی مانند عیسی ظهور میکنند که اصول عقاید موجود را از نو به شیوه ای تفسیر میکنند که ساخت قدرت موجود را به رویارویی فرا میخواند.
نوشتههای وبر دربارهٔ دین با نوشتههای دورکیم از نظر توجه به ارتباط میان دین و دگرگونی اجتماعی (چیزی که دورکیم چندان توجهی به آن نکرد) فرق دارند. آنها در نقطه مقابل آثار مارکس هستند، زیرا وبر استدلال میکند که دین لزوماً نیرویی محافظه کار نیست، برعکس، جنبشهای الهام گرفته از دین اغلب دگرگونیهای اجماعی چشمگیری به وجود آوردهاند. بدین سان آیین پروتستان به ویژه پیوریتنیسم منبع شیوه نگرش سرمایه دارانه موجود در غرب امروزی بود. نخستین کارآفرینان اکثراً از پیروان کالون بودند. انگیزه آنها برای موفقیت، که به شروع توسعه اقتصادی در غرب کمک کرد، در اصل از میل خدمت به خداوند سرچشمه میگرفت. موفقیت مادی برای آنها نشانهای از لطف الهی بود.
وبر تحقیق خود را دربارهٔ ادیان جهان به عنوان یک طرح واحد در نظر میگرفت. بحث او دربارهٔ تأثیر آیین پروتستان بر توسعه غرب جزئی از کوششی جامع برای درک تأثیر مذهب بر زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگهای مختلف است. وبر با تحلیل ادیان شرقی نتیجه میگیرد که آنها موانع غیرقابل عبوری در برابر توسعه سرمایهداری صنعتی، آن گونه که در غرب رخ داد، فراهم کردند. این نه از آن روست که تمدنهای غیر غربی عقب ماندهاند. آنها صرفاً ارزشهایی متفاوت با آنچه را که در اروپا مسلط گردید پذیرفتهاند.
وبر یادآور میشود که در چین و هند قدیم در دورههای معینی توسعه قابل توجه تجارت، صنعت و شهرنشینی وجود داشت، اما در این جوامع الگوهای اساسی دگرگونی اجتماعی که در ظهور سرمایهداری صنعتی در غرب دخالت داشت به وجود نیامد و دین عامل عمدهای در جلوگیری از این دگرگونی بود. برای مثال، آیین هندو چیزی است که وبر آن را دین آن جهانی مینامد این بدان معناست که عالیترین ارزشهای آن «بر گریز از رنجهای دنیای مادی به سوی سطح عالی تری از هستی معنوی» تأکید میکند. احساسات مذهبی و انگیزشهای برخاسته از آیین کنفوسیوس نیز مانع کوشش برای توسعه اقتصادی به مفهومی که در غرب درک میشود، گردیده و به جای اینکه تسلط جدی بر جهان را تشویق کند هماهنگی با آن را مورد تأکید قرار میدهد اگر چه چین زمانی دراز قدرتمندترین و از نظر فرهنگی توسعه یافتهترین تمدن در جهان بود ، ارزشهای مسلط دینی آن همچون عاملی بازدارنده در برابر تعهد شدید نسبت به توسعه اقتصادی به خاطر خود آن عمل میکردند.
وبر مسیحیت را به مثابه یک دین رستگاری در نظر میگیرد، که متضمن این عقیده است که انسانها اگر اعتقادات دینی را بپذیرند و از اصول اخلاقی آن پیروی کنند میتوانند رستگار شوند. مفاهیم گناه و نجات یافتن از گناهکاری به مرحمت خداوند در اینجا دارای اهمیت هستند این مفاهیم نوعی تنش و پویایی عاطفی ایجاد میکنند که اساساً در ادیان شرقی وجود ندارد. ادیان رستگاری یک جنبه انقلابی دارند. در حالی که ادیان شرق یک نگرش انفعالی نسبت به نظم موجود در درون مؤمن پرورش میدهند. مسیحیت متضمن مبارزهای دایمی علیه گناه است؛ و از این روی میتواند علیه وضع موجود شورش برانگیزد. رهبران دینی مانند عیسی ظهور میکنند که اصول عقاید موجود را از نو به شیوه ای تفسیر میکنند که ساخت قدرت موجود را به رویارویی فرا میخواند.
فرهنگ فقر
فرهنگ فقر که در اصل با عنوان «خرده فرهنگ فقر نامگذاری شده، مفهومی است که نخستینبار در سال 1959، در اثر انسانشناس امریکای شمالی اسکار لوویس پدیدار شد. چنانچه از نام آن پیداست، این نظریه جنبههای فرهنگی فقر را مورد ملاحظه قرار میدهد. نظریه فرهنگ فقر بر این مبناست که تطبیق با شرایط ساختاری و اقتصادی فقر، ویژگیهای اجتماعی و روانشناختی انحرافی را ترویج میدهد که بهنوبهخود بهعنوان موانعی برای غلبه بر فقر عمل میکنند. زمانی که یک فرهنگ فقر ظهور پیدا میکند، بهواسطه انتقال ویژگیهایش به نسل آینده، بازتولید میشود. چنین چشماندازی، منجر به این نتیجهگیری میشود که قدرت راهحلهای اقتصادی برای پایاندادن به فقر، محدود هستند. لوئیس بر این عقیده است که کار اجتماعی و مداخلههای روانشناختی، توأم با پاسخ اقتصادی به فقر هستند.
به طور کلی میتوان گفت فقر یک مفهوم چندوجهی و درحال حاضر یک مفهوم با تعاریف متفاوت است، یعنی در حوزههای متفاوت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و … تعریفهای خاص خود را دارد. لوئیس در این باره به دو تعریف متضاد با عنوان تعریف فقیر اشاره کرده است. «برخی شخص فقیر را خجسته، پرهیزگار، درستکار، جدّی، متکی به خود، با صداقت، مهربان و نیکبخت میدانند، و برخی صفات شرارت، مردم آزاری، پرخاشجوئی، پستی و تبهکاری به ایشان نسبت میدهند. بازتاب این برداشتها و ارزشگذاریهای متضاد را حتی در گفتو گوهایی که این روزها در میان طراحان برنامههای مبارزه با فقر جریان دارد، میتوان یافت. گروهی برآنند که مردم فقیر بالقوه دارای توانائی خودیاری، رهبری، و سازماندهی اجتماعی هستند. گروهی دیگر به تأثیر ویرانگر و جبران ناپذیر فقر بر ویژگیهای رفتاری انسان اشاره میکنند و براساس این برداشت، پافشاری میکنند که راهنمائی فقرا و نظارت بر کار ایشان باید به دست افراد طبقه متوسط اجتماع باشد، زیرا، به زعم آنها، افراد طبقه متوسط سلامت فکر بیشتر و بهتری دارند. این نظرات متضاد معرف کوشش و رقابتی است که برای به دست آوردن قدرت سیاسی میان دستههای گوناگون جریان دارد. به هر حال، بعضی از برداشتهای نادرست حاکی از آنست که، یکم، فرق میان فقر به خودی خود و فرهنگ فقر باز شناخته نشده است؛ و، دوم، مردم در داوریهای خود تنها به مشاهداتی که از شخصیت یک فرد داشتهاند بیشتر متکی هستند تا مطالعه و تحقیق درباره دسته و گروهی که فرد جزو آنست، یعنی خانواده و محله و جامعه فقیر» (لوییس ۱۳۵۳: ۱۲۴-۱۲۵).
فرهنگ فقر که در اصل با عنوان «خرده فرهنگ فقر نامگذاری شده، مفهومی است که نخستینبار در سال 1959، در اثر انسانشناس امریکای شمالی اسکار لوویس پدیدار شد. چنانچه از نام آن پیداست، این نظریه جنبههای فرهنگی فقر را مورد ملاحظه قرار میدهد. نظریه فرهنگ فقر بر این مبناست که تطبیق با شرایط ساختاری و اقتصادی فقر، ویژگیهای اجتماعی و روانشناختی انحرافی را ترویج میدهد که بهنوبهخود بهعنوان موانعی برای غلبه بر فقر عمل میکنند. زمانی که یک فرهنگ فقر ظهور پیدا میکند، بهواسطه انتقال ویژگیهایش به نسل آینده، بازتولید میشود. چنین چشماندازی، منجر به این نتیجهگیری میشود که قدرت راهحلهای اقتصادی برای پایاندادن به فقر، محدود هستند. لوئیس بر این عقیده است که کار اجتماعی و مداخلههای روانشناختی، توأم با پاسخ اقتصادی به فقر هستند.
به طور کلی میتوان گفت فقر یک مفهوم چندوجهی و درحال حاضر یک مفهوم با تعاریف متفاوت است، یعنی در حوزههای متفاوت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و … تعریفهای خاص خود را دارد. لوئیس در این باره به دو تعریف متضاد با عنوان تعریف فقیر اشاره کرده است. «برخی شخص فقیر را خجسته، پرهیزگار، درستکار، جدّی، متکی به خود، با صداقت، مهربان و نیکبخت میدانند، و برخی صفات شرارت، مردم آزاری، پرخاشجوئی، پستی و تبهکاری به ایشان نسبت میدهند. بازتاب این برداشتها و ارزشگذاریهای متضاد را حتی در گفتو گوهایی که این روزها در میان طراحان برنامههای مبارزه با فقر جریان دارد، میتوان یافت. گروهی برآنند که مردم فقیر بالقوه دارای توانائی خودیاری، رهبری، و سازماندهی اجتماعی هستند. گروهی دیگر به تأثیر ویرانگر و جبران ناپذیر فقر بر ویژگیهای رفتاری انسان اشاره میکنند و براساس این برداشت، پافشاری میکنند که راهنمائی فقرا و نظارت بر کار ایشان باید به دست افراد طبقه متوسط اجتماع باشد، زیرا، به زعم آنها، افراد طبقه متوسط سلامت فکر بیشتر و بهتری دارند. این نظرات متضاد معرف کوشش و رقابتی است که برای به دست آوردن قدرت سیاسی میان دستههای گوناگون جریان دارد. به هر حال، بعضی از برداشتهای نادرست حاکی از آنست که، یکم، فرق میان فقر به خودی خود و فرهنگ فقر باز شناخته نشده است؛ و، دوم، مردم در داوریهای خود تنها به مشاهداتی که از شخصیت یک فرد داشتهاند بیشتر متکی هستند تا مطالعه و تحقیق درباره دسته و گروهی که فرد جزو آنست، یعنی خانواده و محله و جامعه فقیر» (لوییس ۱۳۵۳: ۱۲۴-۱۲۵).
❤1
🔴 کاهش تاریخی سرمایهگذاری خارجی در چین صورت گرفته و بیش از 90 درصد سقوط کرده است
👈 تنشهای ژئوپلیتیکی بین ایالاتمتحده و چین، سرمایهگذاران خارجی را نگران کرده است و بسته شدن شرکتهای Due diligence یا بررسی دقیق که به سرمایهگذاران خارجی اجازه میدهد درباره شرکتهای چینی آگاهانه تصمیم بگیرند، به همراه قانون جدید امنیت ملی و با هدف محدود کردن دادههای فرامرزی، سرمایهگذاران خارجی را از سرمایه گذاری در چین منصرف کرده است.
👈 تنشهای ژئوپلیتیکی بین ایالاتمتحده و چین، سرمایهگذاران خارجی را نگران کرده است و بسته شدن شرکتهای Due diligence یا بررسی دقیق که به سرمایهگذاران خارجی اجازه میدهد درباره شرکتهای چینی آگاهانه تصمیم بگیرند، به همراه قانون جدید امنیت ملی و با هدف محدود کردن دادههای فرامرزی، سرمایهگذاران خارجی را از سرمایه گذاری در چین منصرف کرده است.
برآورد بلندمدت از تابع هزینه ترانسلوگ وتقاضاي سهم نیروي کار ماهر
در کوتاه مدت، تحقیق و توسعه در مقایسه با دیگر عوامل محرك اشتغال نیروي کار ماهر از جمله «واردات فن آوري»، بخش غیر معنادار این تابع به شمار می آید. این امر ممکن است بدان خاطر باشد که صنایع در کشورهاي در حال توسعه و ایران، عمدتاً فن آوري هاي مورد نیاز خود را وارد میکنند و چون در زمینه تحقیق و توسعه پرورش کافی نیافتهاند، عملاً بنگاهها خود را بینیاز از فعالیت هاي تحقیقاتی می یابند؛ لذا به نظر میرسد در کوتاهمدت، افزایش اشتغال نیروي کار ماهر، ناشی از فعالیت هاي تحقیق و توسعه داخلی نبوده و صرفاً مبتنی بر فناوری وارداتی است. از اینرو جانشین تحقیق و توسعه(R&D) داخلی میگردد. از طرف دیگر فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی یک پروسه زمان بر است و نتایج آن در بلندمدت آشکار می شود و گسترش آن در کشور به شدت وابسته به حمایت هاي دولتی است که به دلیل درآمدهاي نفتی دولت در کوتاه مدت، این حمایت کمتر صورت میگیرد. همچنین نتایج تجربی بدست آمده از معادله سهم تقاضا در دوره زمانی مورد مطالعه، نشان دهنده آن است که با گسترش فعالیت هاي تولیدي و شدت به کارگیري سرمایه که در برگیرنده تجهیزات داراي فن آوري می باشد، تقاضاي نهاده نیروي کار ماهر افزایش می یابد. این امر به این مفهوم است که سرمایه فیزیکی، مکمل نیروي کار ماهر است. بر اساس نتایجی که در بالا به آن ها اشاره شد، پیشنهادات ذیل ارائه می گردد:
- تحقیق در سایه رقابت پیشرفت می کند، عدم وجود رقابت و تضمین سودهاي طولانیمدت شرکتهایی که به صورت انحصاري، به تولید و ارائه ي کالا و خدمات میپردازند، انگیزه آنان را براي صرف هزینه هاي گزاف براي پژوهش کاهش داده است. لذا با توجه به سهم اندك پژوهش از تولید ناخالص ملی که به عنوان نیروي محرکه موتور تحقیقات کشور شناخته می شود، ضروري است جایگاه و بهاي ارزشمندي به فعالیت هاي تحقیق و توسعه در داخل کشور داده شود و با اتخاذ سیاست هاي صحیح، سعی در ایجاد انگیزه براي بخش خصوصی در فعالیت هاي تحقیق و توسعه نمود. زیرا سرمایۀ انسانی و انباشت تحقیق و توسعه داخلی مهمترین عامل در جذب فن آوري وارداتی است. لذا توصیه می شود فعالیتهاي تحقیق وتوسعه داخلی واحدهاي اقتصادي بزرگ کشور توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. دولت به شیوه هاي مختلف میتواند فعالیتهاي واحدهاي اقتصادي را مورد حمایت قرار دهد که از آن جمله می توان به مشوق هاي مالی مستقیم (کمکهاي مالی مستقیم دولت مثل یارانه ها واعطاي وام) و مشوق هاي مالی غیر مستقیم (بخشش مالیاتی) اشاره کرد. همچنین گسترش رقابت در فعالیتهاي اقتصادي و محدودکردن انحصارات باید جزو سیاست هاي دولت قرار گیرد. درهمین راستا ضروري است کلیه تخفیف ها و ترجیحات و معافیت هاي مالیاتی و حقوق گمرکی کلیه دستگاههاي دولتی و مؤسسات، نهادهاي انقلابی و عمومی نیز لغو گردد. با لغو انحصارات و معافیت هاي خاص دستگاه هاي دولتی و شبه دولتی همراه با اصلاح تعرفه هاي گمرکی به منظور ایجاد شرایط رقابت بین المللی و به کارگیري استانداردهاي جهان در تولیدات، فضاي لازم براي سرمایه گذاري بخش خصوصی نیز در فعالیت هاي تحقیق و توسعه و گسترش قاضاي نیروي کار ماهر در این بخش فراهم می گردد.
- اثر مثبت واردات سرمایه اي واسطه اي بر تقاضاي نیروي کارماهر و کاهش در هزینه هاي تولید واحدهاي اقتصادي بزرگ ایران، مبین لزوم افزایش مناسبات تجاري واحدهاي صنعتی کشورمان با کشورهاي صنعتی است. چرا که ورود کالاهاي واسطه اي وسرمایه اي وارداتی سبب دریافت فن آوري هاي پیشرفته تولید و افزایش قدرت رقابت پذیري وشکاف فن آوري می گردد . اما به رغم اینکه حجم قابل توجهی از واردات کالاهاي واسطه اي و سرمایه اي ازکشورهاي توسعه یافته با فن آوري بالا صورت گرفته، نتوانسته نقش جدي درافزایش اشتغال نیروي کارماهر، ایفا نماید. این موضوع را می توان مربوط به کم توجهی به فعالیتهاي تحقیق و توسعۀ داخلی و سرمایۀ انسانی دانست. زیرا به نظر می رسد زمانی فن آوري از طریق واردات می تواند موجب پرکردن شکاف فن آوري و افزایش رشد بهرهوري کل عوامل گردد، که آن بخش داراي سطحی از فعالیتهاي تحقیق و توسعۀ داخلی و سرمایۀ انسانی براي جذب باشند. به عبارت دیگر، تاثیر فن آوري وارداتی بر اشتغال به درجه درونی شدن فناوري ومیزان سرمایه گذاري برروي نیروي کارماهر به عنوان عامل کلیدي در فرایند نوآوري مربوط می شود وآثار ایجاد تقاضا و اشتغال در صنایع عرضه کننده کالاهاي سرمایه اي و واسطه اي را چند برابر کرده و تاثیر اولیۀ کاراندوز بودن فناوري را جبران می کند. لذا پیشنهاد می شود دولت به نحوي اقدام کند که شرکت هاي خارجی ملزم به انتقال دانش فنی و آموزش نیروي انسانی باشند و از طرف دیگر دستگاههاي اجرایی دولتی جهت افزایش بهره وري و استفاده ازتکنولوژي هاي پیشرفته، بخشی از اعتبارات خود را در راستاي کمک به نمونه
در کوتاه مدت، تحقیق و توسعه در مقایسه با دیگر عوامل محرك اشتغال نیروي کار ماهر از جمله «واردات فن آوري»، بخش غیر معنادار این تابع به شمار می آید. این امر ممکن است بدان خاطر باشد که صنایع در کشورهاي در حال توسعه و ایران، عمدتاً فن آوري هاي مورد نیاز خود را وارد میکنند و چون در زمینه تحقیق و توسعه پرورش کافی نیافتهاند، عملاً بنگاهها خود را بینیاز از فعالیت هاي تحقیقاتی می یابند؛ لذا به نظر میرسد در کوتاهمدت، افزایش اشتغال نیروي کار ماهر، ناشی از فعالیت هاي تحقیق و توسعه داخلی نبوده و صرفاً مبتنی بر فناوری وارداتی است. از اینرو جانشین تحقیق و توسعه(R&D) داخلی میگردد. از طرف دیگر فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی یک پروسه زمان بر است و نتایج آن در بلندمدت آشکار می شود و گسترش آن در کشور به شدت وابسته به حمایت هاي دولتی است که به دلیل درآمدهاي نفتی دولت در کوتاه مدت، این حمایت کمتر صورت میگیرد. همچنین نتایج تجربی بدست آمده از معادله سهم تقاضا در دوره زمانی مورد مطالعه، نشان دهنده آن است که با گسترش فعالیت هاي تولیدي و شدت به کارگیري سرمایه که در برگیرنده تجهیزات داراي فن آوري می باشد، تقاضاي نهاده نیروي کار ماهر افزایش می یابد. این امر به این مفهوم است که سرمایه فیزیکی، مکمل نیروي کار ماهر است. بر اساس نتایجی که در بالا به آن ها اشاره شد، پیشنهادات ذیل ارائه می گردد:
- تحقیق در سایه رقابت پیشرفت می کند، عدم وجود رقابت و تضمین سودهاي طولانیمدت شرکتهایی که به صورت انحصاري، به تولید و ارائه ي کالا و خدمات میپردازند، انگیزه آنان را براي صرف هزینه هاي گزاف براي پژوهش کاهش داده است. لذا با توجه به سهم اندك پژوهش از تولید ناخالص ملی که به عنوان نیروي محرکه موتور تحقیقات کشور شناخته می شود، ضروري است جایگاه و بهاي ارزشمندي به فعالیت هاي تحقیق و توسعه در داخل کشور داده شود و با اتخاذ سیاست هاي صحیح، سعی در ایجاد انگیزه براي بخش خصوصی در فعالیت هاي تحقیق و توسعه نمود. زیرا سرمایۀ انسانی و انباشت تحقیق و توسعه داخلی مهمترین عامل در جذب فن آوري وارداتی است. لذا توصیه می شود فعالیتهاي تحقیق وتوسعه داخلی واحدهاي اقتصادي بزرگ کشور توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. دولت به شیوه هاي مختلف میتواند فعالیتهاي واحدهاي اقتصادي را مورد حمایت قرار دهد که از آن جمله می توان به مشوق هاي مالی مستقیم (کمکهاي مالی مستقیم دولت مثل یارانه ها واعطاي وام) و مشوق هاي مالی غیر مستقیم (بخشش مالیاتی) اشاره کرد. همچنین گسترش رقابت در فعالیتهاي اقتصادي و محدودکردن انحصارات باید جزو سیاست هاي دولت قرار گیرد. درهمین راستا ضروري است کلیه تخفیف ها و ترجیحات و معافیت هاي مالیاتی و حقوق گمرکی کلیه دستگاههاي دولتی و مؤسسات، نهادهاي انقلابی و عمومی نیز لغو گردد. با لغو انحصارات و معافیت هاي خاص دستگاه هاي دولتی و شبه دولتی همراه با اصلاح تعرفه هاي گمرکی به منظور ایجاد شرایط رقابت بین المللی و به کارگیري استانداردهاي جهان در تولیدات، فضاي لازم براي سرمایه گذاري بخش خصوصی نیز در فعالیت هاي تحقیق و توسعه و گسترش قاضاي نیروي کار ماهر در این بخش فراهم می گردد.
- اثر مثبت واردات سرمایه اي واسطه اي بر تقاضاي نیروي کارماهر و کاهش در هزینه هاي تولید واحدهاي اقتصادي بزرگ ایران، مبین لزوم افزایش مناسبات تجاري واحدهاي صنعتی کشورمان با کشورهاي صنعتی است. چرا که ورود کالاهاي واسطه اي وسرمایه اي وارداتی سبب دریافت فن آوري هاي پیشرفته تولید و افزایش قدرت رقابت پذیري وشکاف فن آوري می گردد . اما به رغم اینکه حجم قابل توجهی از واردات کالاهاي واسطه اي و سرمایه اي ازکشورهاي توسعه یافته با فن آوري بالا صورت گرفته، نتوانسته نقش جدي درافزایش اشتغال نیروي کارماهر، ایفا نماید. این موضوع را می توان مربوط به کم توجهی به فعالیتهاي تحقیق و توسعۀ داخلی و سرمایۀ انسانی دانست. زیرا به نظر می رسد زمانی فن آوري از طریق واردات می تواند موجب پرکردن شکاف فن آوري و افزایش رشد بهرهوري کل عوامل گردد، که آن بخش داراي سطحی از فعالیتهاي تحقیق و توسعۀ داخلی و سرمایۀ انسانی براي جذب باشند. به عبارت دیگر، تاثیر فن آوري وارداتی بر اشتغال به درجه درونی شدن فناوري ومیزان سرمایه گذاري برروي نیروي کارماهر به عنوان عامل کلیدي در فرایند نوآوري مربوط می شود وآثار ایجاد تقاضا و اشتغال در صنایع عرضه کننده کالاهاي سرمایه اي و واسطه اي را چند برابر کرده و تاثیر اولیۀ کاراندوز بودن فناوري را جبران می کند. لذا پیشنهاد می شود دولت به نحوي اقدام کند که شرکت هاي خارجی ملزم به انتقال دانش فنی و آموزش نیروي انسانی باشند و از طرف دیگر دستگاههاي اجرایی دولتی جهت افزایش بهره وري و استفاده ازتکنولوژي هاي پیشرفته، بخشی از اعتبارات خود را در راستاي کمک به نمونه
❤1
سازي ماشین آلات و تجهیزات صنعتی و ایجاد و تجهیز مراکز آزمایش و تحقیق و آموزش نیروي انسانی اختصاص دهد.
- یافته هاي این تحقیق بیانگر آن است که روند دستمزد نیروي کار ماهر جز در مقاطعی اندك سیر نزولی طی کرده است وهمانگونه که اشاره شد براي بومی سازي و گسترش فعالیت هاي تحقیق وتوسعه، جذب نیروي کارمتخصص وماهر لازم است ودرصورت عدم جذب نیروي کار مذکور بدلیل انعطاف ناپذیري دستمزدها که به صورت اداري توسط دولت تعیین می شود عملا توسعه فن آوري با اختلال و عدم موفقیت روبرو شده که در این صورت یا به فعالیت هاي غیر فنی و غیرتخصصی مشغول می گردند ویا به دلیل دستمزد بالا درخارج ازکشور و براي انجام تحقیقات، جذب بنگاه هاي خارجی می شوند. لذا ایجاد انعطاف پذیري در دستمزد از طریق ایجاد ارتباط بین دستمزد و مهارت از جمله سیاست هایی است که لازم است با اصلاح قوانین ومقررات مورد عنایت ویژه قرار گیرد و سطح دستمزدها دربازار کار به صورت آزادانه بر اثر تغییرات عرضه وتقاضاي نیروي کار و اجزاي آن از نظرمهارت ها ورشته هاي تخصصی وسطح آموزش تعیین شود .در بسیاري از کشورهاي توسعه یافته نظام پرداخت حقوق برمبناي پرداخت براي مهارت است نه پرداخت براي شغل، این امر موجب ارتقاء کارآیی و انگیزه شده و ازطرف دیگر اتحادیه هاي کارگري نیز از نظام ارتقاء پرداخت مذکور به دلیل آنکه آنرا مبتنی برعدل وانصاف می دانند حمایت می کنند.
منبع:
https://jemr.khu.ac.ir/article-1-776-fa.pdf
- یافته هاي این تحقیق بیانگر آن است که روند دستمزد نیروي کار ماهر جز در مقاطعی اندك سیر نزولی طی کرده است وهمانگونه که اشاره شد براي بومی سازي و گسترش فعالیت هاي تحقیق وتوسعه، جذب نیروي کارمتخصص وماهر لازم است ودرصورت عدم جذب نیروي کار مذکور بدلیل انعطاف ناپذیري دستمزدها که به صورت اداري توسط دولت تعیین می شود عملا توسعه فن آوري با اختلال و عدم موفقیت روبرو شده که در این صورت یا به فعالیت هاي غیر فنی و غیرتخصصی مشغول می گردند ویا به دلیل دستمزد بالا درخارج ازکشور و براي انجام تحقیقات، جذب بنگاه هاي خارجی می شوند. لذا ایجاد انعطاف پذیري در دستمزد از طریق ایجاد ارتباط بین دستمزد و مهارت از جمله سیاست هایی است که لازم است با اصلاح قوانین ومقررات مورد عنایت ویژه قرار گیرد و سطح دستمزدها دربازار کار به صورت آزادانه بر اثر تغییرات عرضه وتقاضاي نیروي کار و اجزاي آن از نظرمهارت ها ورشته هاي تخصصی وسطح آموزش تعیین شود .در بسیاري از کشورهاي توسعه یافته نظام پرداخت حقوق برمبناي پرداخت براي مهارت است نه پرداخت براي شغل، این امر موجب ارتقاء کارآیی و انگیزه شده و ازطرف دیگر اتحادیه هاي کارگري نیز از نظام ارتقاء پرداخت مذکور به دلیل آنکه آنرا مبتنی برعدل وانصاف می دانند حمایت می کنند.
منبع:
https://jemr.khu.ac.ir/article-1-776-fa.pdf
عجماوغلو در «چرا ملتها شکست میخورند» جغرافیا، آبوهوا، منابع طبیعی و فرهنگ را بهعنوان عواملی که میتوانند ملتها را به فقیر و غنی تقسیم کنند، نمیپذیرد؛ بلکه نهادهای سیاسی و اقتصادی برآمده از خود ملتها را عامل گشایش اقتصادی میداند.
👍2👎1