ویروس های سرطان زا (Oncoviruses)
آنکوویروس یا ویروس سرطان زا به ویروس هایی گفته میشود که میتوانند باعث ایجاد سرطان شوند. این اصطلاح از مطالعات روی رتروویروسهای تراریخت گر حامل ژنوم سرطان زا در دهههای 1950 تا 1960 سرچشمه میگیرد، زمانی که اصطلاح «آنکو آر ان ای ویروسها» برای نشان دادن منشاء ویروس RNA آنها استفاده میشد. با حذف حروف "RNA"، اکنون به هر ویروسی با ژنوم DNA یا RNA اشاره دارد که باعث سرطان می شود و مترادف با "ویروس تومور" یا "ویروس سرطان" است. اکثریت قریب به اتفاق ویروس های انسانی و حیوانی باعث سرطان نمی شوند(احتمالاً به دلیل تکامل طولانی مدت بین ویروس و میزبان آن). انکوویروسها نه تنها در اپیدمیولوژی، بلکه در تحقیقات مکانیسمهای کنترل چرخه سلولی مانند پروتئین رتینوبلاستوما نیز مهم بودهاند.
مرکز جهانی تحقیقات سرطان (زیر مجموعه سازمان بهداشت جهانی) تخمین زد که در سال 2002، عفونت ویروسی باعث 17.8 درصد سرطان در انسان شد که 11.9 درصد آن توسط یکی از هفت نوع ویروس خاص ایجاد شده بود. یک مطالعه در سال 2020 روی 2658 نمونه از 38 نوع مختلف سرطان نشان داد که 16 درصد با یک ویروس مرتبط هستند. این سرطانها ممکن است به راحتی از طریق واکسیناسیون (مثلاً واکسنهای ویروس پاپیلوما) پیشگیری شوند، با با آزمایشهای خون ساده تشخیص داده شوند و با داروهای ضد ویروسی کمتر سمی درمان شوند.
چند نمونه از انواع ویروس های DNA سرطان زا:
-ویروس هپاتیت بی
-ویروس پاپیلوم انسانی (که میتواند موجب زگیل تناسلی شود)
-سایتومگالوویروس انسانی (HCMV)
-ویروس هرپس ایجاد کننده سارکوم کاپوسی KSHV
-ویروس اپشتین–بار
-پولیماویروس سلول مرکل MCV
چند نمونه از ویروس های RNA سرطان زا:
-ویروس تی-لنفوتروپیک انسانی
-هپاتیت سی
-ویروس سارکوم راوس
آنکوویروس یا ویروس سرطان زا به ویروس هایی گفته میشود که میتوانند باعث ایجاد سرطان شوند. این اصطلاح از مطالعات روی رتروویروسهای تراریخت گر حامل ژنوم سرطان زا در دهههای 1950 تا 1960 سرچشمه میگیرد، زمانی که اصطلاح «آنکو آر ان ای ویروسها» برای نشان دادن منشاء ویروس RNA آنها استفاده میشد. با حذف حروف "RNA"، اکنون به هر ویروسی با ژنوم DNA یا RNA اشاره دارد که باعث سرطان می شود و مترادف با "ویروس تومور" یا "ویروس سرطان" است. اکثریت قریب به اتفاق ویروس های انسانی و حیوانی باعث سرطان نمی شوند(احتمالاً به دلیل تکامل طولانی مدت بین ویروس و میزبان آن). انکوویروسها نه تنها در اپیدمیولوژی، بلکه در تحقیقات مکانیسمهای کنترل چرخه سلولی مانند پروتئین رتینوبلاستوما نیز مهم بودهاند.
مرکز جهانی تحقیقات سرطان (زیر مجموعه سازمان بهداشت جهانی) تخمین زد که در سال 2002، عفونت ویروسی باعث 17.8 درصد سرطان در انسان شد که 11.9 درصد آن توسط یکی از هفت نوع ویروس خاص ایجاد شده بود. یک مطالعه در سال 2020 روی 2658 نمونه از 38 نوع مختلف سرطان نشان داد که 16 درصد با یک ویروس مرتبط هستند. این سرطانها ممکن است به راحتی از طریق واکسیناسیون (مثلاً واکسنهای ویروس پاپیلوما) پیشگیری شوند، با با آزمایشهای خون ساده تشخیص داده شوند و با داروهای ضد ویروسی کمتر سمی درمان شوند.
چند نمونه از انواع ویروس های DNA سرطان زا:
-ویروس هپاتیت بی
-ویروس پاپیلوم انسانی (که میتواند موجب زگیل تناسلی شود)
-سایتومگالوویروس انسانی (HCMV)
-ویروس هرپس ایجاد کننده سارکوم کاپوسی KSHV
-ویروس اپشتین–بار
-پولیماویروس سلول مرکل MCV
چند نمونه از ویروس های RNA سرطان زا:
-ویروس تی-لنفوتروپیک انسانی
-هپاتیت سی
-ویروس سارکوم راوس
👍4
سندرم سرطان ارثی
Hereditary cancer syndrome
سندرم سرطان ارثی یک اختلال ژنتیکی است که در آن جهش های ژنتیکی ارثی در یک یا چند ژن فرد را مستعد ابتلا به سرطان می کند و همچنین ممکن است باعث شروع زودرس این سرطان ها شود. سندرم های سرطان ارثی اغلب نه تنها خطر ابتلا به سرطان در طول زندگی را بالا میبرند، بلکه خطر ایجاد تومورهای اولیه مستقل را در زندگی فرد بالا میبرند.
بسیاری از این سندرم ها به دلیل جهش در ژن های سرکوبگر تومور ایجاد می شوند، یعنی ژن هایی که در محافظت از سلول در برابر سرطانی شدن نقش دارند. جهش در ژنهای دیگری نیز میتواند افراد را بیش از دیگران مستعد ابتلا به سرطان کند، ژنهایی نظیر ژنهای ترمیمکننده DNA، آنکوژنها و ژنهای دخیل در تولید رگهای خونی (رگزایی). نمونههای رایج سندرمهای سرطان ارثی، سندرم سرطان پستان-تخمدان ارثی و سرطان روده بزرگ غیر پولیپوز ارثی (سندرم لینچ) است.
سندرم های سرطان ارثی زمینه ساز 5 تا 10 درصد از سرطان ها هستند و بیش از 50 نوع سرطان ارثی قابل شناسایی وجود دارد. تحقیقات مربوط به این سندرم ها به طور فعالی در حال گسترش است: به این صورت که هر ساله سندرمهای بیشتری پیدا میشوند، زیستشناسی زیربنایی واضحتر میشود، و آزمایش ژنتیک، تشخیص، درمان و پیشگیری از سندرمهای استعداد ذاتی به سرطان را بهبود میبخشد.
برخی از سرطان های نادر به شدت با ژنهای ارثی مستعد سرطان مرتبط هستند. آزمایش ژنتیک باید در مورد کارسینوم قشر فوق کلیه، تومورهای کارسینوئیدی، سرطان منتشر معده، سرطان لوله فالوپ/سرطان صفاق اولیه، لیومیوسارکوم، سرطان مدولاری تیروئید، پاراگانگلیوما/فئوکروموسیتوم، کارسینوم سلول کلیوی کروموفوب، آنکوسیتیک هیبریدی، کارسینوم سباسه، و تومورهای طناب جنسی (با توبولهای حلقوی) انجام گیرد.
همچنین پزشکان خانواده می توانند افرادی را که در معرض خطر سندرمهای سرطان ارثی هستند شناسایی کنند و برای آزمایش ژنتیک و آزمایشات تشخیصی دوره ای ارجاع دهند.
Hereditary cancer syndrome
سندرم سرطان ارثی یک اختلال ژنتیکی است که در آن جهش های ژنتیکی ارثی در یک یا چند ژن فرد را مستعد ابتلا به سرطان می کند و همچنین ممکن است باعث شروع زودرس این سرطان ها شود. سندرم های سرطان ارثی اغلب نه تنها خطر ابتلا به سرطان در طول زندگی را بالا میبرند، بلکه خطر ایجاد تومورهای اولیه مستقل را در زندگی فرد بالا میبرند.
بسیاری از این سندرم ها به دلیل جهش در ژن های سرکوبگر تومور ایجاد می شوند، یعنی ژن هایی که در محافظت از سلول در برابر سرطانی شدن نقش دارند. جهش در ژنهای دیگری نیز میتواند افراد را بیش از دیگران مستعد ابتلا به سرطان کند، ژنهایی نظیر ژنهای ترمیمکننده DNA، آنکوژنها و ژنهای دخیل در تولید رگهای خونی (رگزایی). نمونههای رایج سندرمهای سرطان ارثی، سندرم سرطان پستان-تخمدان ارثی و سرطان روده بزرگ غیر پولیپوز ارثی (سندرم لینچ) است.
سندرم های سرطان ارثی زمینه ساز 5 تا 10 درصد از سرطان ها هستند و بیش از 50 نوع سرطان ارثی قابل شناسایی وجود دارد. تحقیقات مربوط به این سندرم ها به طور فعالی در حال گسترش است: به این صورت که هر ساله سندرمهای بیشتری پیدا میشوند، زیستشناسی زیربنایی واضحتر میشود، و آزمایش ژنتیک، تشخیص، درمان و پیشگیری از سندرمهای استعداد ذاتی به سرطان را بهبود میبخشد.
برخی از سرطان های نادر به شدت با ژنهای ارثی مستعد سرطان مرتبط هستند. آزمایش ژنتیک باید در مورد کارسینوم قشر فوق کلیه، تومورهای کارسینوئیدی، سرطان منتشر معده، سرطان لوله فالوپ/سرطان صفاق اولیه، لیومیوسارکوم، سرطان مدولاری تیروئید، پاراگانگلیوما/فئوکروموسیتوم، کارسینوم سلول کلیوی کروموفوب، آنکوسیتیک هیبریدی، کارسینوم سباسه، و تومورهای طناب جنسی (با توبولهای حلقوی) انجام گیرد.
همچنین پزشکان خانواده می توانند افرادی را که در معرض خطر سندرمهای سرطان ارثی هستند شناسایی کنند و برای آزمایش ژنتیک و آزمایشات تشخیصی دوره ای ارجاع دهند.
👏5
سیستم هشدار اولیه استراتژیک
Strategic early warning system
(SEWS)
یکی از بزرگترین تهدیدها برای دانشگاهها، دولتها، کارآفرینان و شرکتها، تغییرات مداوم در محیطهای درحال توسعه است. درواقع، شرکتها اغلب در پیشبینی این تغییرات و اقدام به موقع مشکل دارند. بازارها بهطورکلی ثابت کردهاند که در محیطهای غیرقابلپیشبینی، تصمیمگیری درست در زمان مناسب بسیار دشوار است، اما بدون شک اگر امکان پیشبینی وجود داشت، میتوان به نتایج بهتری برای یک سازمان دستیافت. از اینرو بهمنظور پیشبینی تغییرات، علاوه بر توجه به «روندها و ابرروندهای» حاصل از «پویش محیطی»، جستجو برای «موضوعات نوظهور» در محیط کسب وکار ضروری میباشد. اطلاعات مربوط به «تحولات نوظهور با تأثیر احتمالی در آینده»، نشانههای ضعیف تغییر نامیده میشود.
فرض اساسی سیستم هشدار اولیه استراتژیک، این است که «ناپیوستگی ها بدون هشدار ظاهر نمی شوند». این علائم هشداردهنده اولین بار توسط ریاضیدان روسی-آمریکایی ایگور آنسوف به عنوان "سیگنال های ضعیف" ناگذاری شدند. (Ansoff، 1975)، مفهومی که هدف آن تشخیص زودهنگام سیگنال هایی است که می توانند منجر به غافلگیری استراتژیک شوند، رویدادهایی که پتانسیل کافی برای به خطر انداختن استراتژی سازمان دارند. آنسوف اعتقاد داشت برنامهریزی راهبردی(استراتژیک) درمواجهه با غافلگیری عملا چندانموفق نخواهد بود. مفهوم «سیستم هشدار اولیه استراتژیک»، به تشکیل بخش مهمی از یک سیستم مدیریت استراتژیک در یک سازمان اشاره میکند که به صورت Real-time (همواره فعال) به شناسایی "سیگنال های ضعیف" بپردازد.
Strategic early warning system
(SEWS)
یکی از بزرگترین تهدیدها برای دانشگاهها، دولتها، کارآفرینان و شرکتها، تغییرات مداوم در محیطهای درحال توسعه است. درواقع، شرکتها اغلب در پیشبینی این تغییرات و اقدام به موقع مشکل دارند. بازارها بهطورکلی ثابت کردهاند که در محیطهای غیرقابلپیشبینی، تصمیمگیری درست در زمان مناسب بسیار دشوار است، اما بدون شک اگر امکان پیشبینی وجود داشت، میتوان به نتایج بهتری برای یک سازمان دستیافت. از اینرو بهمنظور پیشبینی تغییرات، علاوه بر توجه به «روندها و ابرروندهای» حاصل از «پویش محیطی»، جستجو برای «موضوعات نوظهور» در محیط کسب وکار ضروری میباشد. اطلاعات مربوط به «تحولات نوظهور با تأثیر احتمالی در آینده»، نشانههای ضعیف تغییر نامیده میشود.
فرض اساسی سیستم هشدار اولیه استراتژیک، این است که «ناپیوستگی ها بدون هشدار ظاهر نمی شوند». این علائم هشداردهنده اولین بار توسط ریاضیدان روسی-آمریکایی ایگور آنسوف به عنوان "سیگنال های ضعیف" ناگذاری شدند. (Ansoff، 1975)، مفهومی که هدف آن تشخیص زودهنگام سیگنال هایی است که می توانند منجر به غافلگیری استراتژیک شوند، رویدادهایی که پتانسیل کافی برای به خطر انداختن استراتژی سازمان دارند. آنسوف اعتقاد داشت برنامهریزی راهبردی(استراتژیک) درمواجهه با غافلگیری عملا چندانموفق نخواهد بود. مفهوم «سیستم هشدار اولیه استراتژیک»، به تشکیل بخش مهمی از یک سیستم مدیریت استراتژیک در یک سازمان اشاره میکند که به صورت Real-time (همواره فعال) به شناسایی "سیگنال های ضعیف" بپردازد.
👍2
تحقیقات در مورد نشانههای ضعیف در دهه 1970 در پی یک شوک اقتصادی آغاز شد. در آن زمان، گروه کوچکی از کشورهای درحالتوسعه(از جمله ایران) موافقت کردند که تولید نفت را بهعنوان یک «سلاح سیاسی علیه کشورهای توسعهیافته» کاهش دهند. تحریم نفت حتی برای کارشناسانی که افزایش قیمت نفت را پیشبینی کرده بودند، غافلگیرکننده بود. این تحریم منجر به یک رکود جهانی شد که محققان استراتژی را بر آن داشت تا در مورد جلوگیری از غافلگیری استراتژیک بعدی نظریهپردازی کنند. جلوگیری از غافلگیری باید از طریق آ گاهی یافتن گستردهتر از تحولات در حال ظهور انجام میشد، نه اینکه مبتنی بر پیشبینیهای مستعد خطا باشد. این محققان اطلاعات مربوط به تحولات نوظهور را نشانههای ضعیف(weak signals) نامیدند. آنها فرآیند نشانه ضعیف را با مراحل و پالایههای ادراکی مدلسازی کردند و جریان نشانههای ضعیف را از جریان نشانههای قوی جدا کردند.
در دهه 1980 دو روند در تحقیقات نشانههای ضعیف شروع به ظهور کردند. تحقیقات قبلی با «مطالعات پیچیدگی» شروع به ترکیب شدن کردند و همزمان، مطالعات دیگر با علاقهمندی به مطالعات «آینده پژوهی» شروع به گسترش کردند.
تغییرات رویکردی در آینده پژوهی دردههی 19۸0 موجب تغییر جهت از رویکرد «پیشبینی محتملترین وضعیّت آینده»، به «کسب آمادگی برای آیندههای محتمل» برای رویدادهایی که در حال ظهور هستند و همچنین «خلق آینده» شد.
در دهه 1980 دو روند در تحقیقات نشانههای ضعیف شروع به ظهور کردند. تحقیقات قبلی با «مطالعات پیچیدگی» شروع به ترکیب شدن کردند و همزمان، مطالعات دیگر با علاقهمندی به مطالعات «آینده پژوهی» شروع به گسترش کردند.
تغییرات رویکردی در آینده پژوهی دردههی 19۸0 موجب تغییر جهت از رویکرد «پیشبینی محتملترین وضعیّت آینده»، به «کسب آمادگی برای آیندههای محتمل» برای رویدادهایی که در حال ظهور هستند و همچنین «خلق آینده» شد.
اگرچه شباهت مفهومی و کارکردی نشانههای ضعیف مورد نظر آنسوف و حوزهی آیندهپژوهی بدیهی و روشن بوده است، اما به این خاطر که این مفهوم را آنسوف درفضای مدیریت راهبردی(استراتژیک) مطرح نمود لذا خیلی دیر به مفهوم مشترک این دو حوزهی علمی تبدیل شد. از طرفی هم آنسوف ایدهی نشانههای ضعیف را در حوزهی سازمانها و شرکتها مطرح کرد، درحالی که دامنهی آیندهپژوهی حوزهی گستردهتری از مسائل و موضوعات اجتماعی را در بر میگیرد.
- Ansoff, H. I. (1975), “Managing Strategic Surprise by Response to Weak Signals”, California Management Review
- Ansoff, H. I. (1975), “Managing Strategic Surprise by Response to Weak Signals”, California Management Review
👍3
ژئومارکتینگ در صنعت خرده فروشی
صنعت خردهفروشی بهعنوان یکی از بزرگترین صنایع در جهان به شمار میرود. خردهفروشی به هرگونه منبع ارائه محصول یا خدمت به مصرفکننده گفته میشود.
با توجه به این رویکرد، خردهفروشی، پل اصلی بین تولیدکننده و مصرفکننده میباشد و لذا خردهفروشها قدرتمندترین بازیگران در کانالهای توزیع به شمار میروند؛ زیرا به مشتریان نزدیک بوده و پتانسیل این را دارند که حتی یک بازار جدید را خلق کنند.
بنابراین انتخاب مکان فروشگاه خردهفروشی یک تصمیم استراتژیک هم از منظر رضایت مشتری و هم از منظر سوددهی شرکت به شمار میرود، زیرا این انتخاب، شرایط و نوع رقابت در بازار را تغییر میدهد. در حال حاضر ، تصمیم برای انتخاب مکان خردهفروشی یک سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشود و باید با دقت بهمنظور موفقیت در رقابت موجود در بازار پیاده شود و در این میان فروشگاههای زنجیرهای بهعنوان بخش مهمی از صنعت خردهفروشی برشمرده میشوند.
امروزه فروشگاههای زنجیرهای با رقابتی شدید روبهرو هستند، بنابراین فروشگاههای زنجیرهای از سه طریق با جذب مشتریان جدید، افزایش خرید مشتریان فعلی و مهیا کردن فرصتهایی برای افزایش تعداد دفعات مراجعه و خرید مشتریان، میتوانند سودآوری را افزایش داده و کسبوکار خود را توسعه دهند.
طبق تحقیقات، پرفروشترین شرکت دنیا نه یک شرکت نفتی یا خودروساز است و نه یک بانک یا بیمه، بلکه شرکت فروشگاههای زنجیرهای وال مارت آمریکا با درآمدی معادل 572.754 میلیارد دلار در سال 2022 در لیست 500 شرکت بزرگ دنیا(fortune 500)، برای یازدهمین سال متوالی «رتبه یک» را به خود اختصاص داده و بالاتر از همه ایستاده است.
در حال حاضر ، شاهد آن هستیم که مکان یابی مرا کز خردهفروشی و فروشگاههای بزرگ در محلات و شهرهای امروزی پیرو الگوریتمهای خاصی است که عدم توجه به آنها باعث میشود که میزان فروش این مراکز کمتر از پتانسیل واقعی آنها باشد.
طول سالهای مختلف، روشها و تکنیکهای متعددی برای پشتیبانی از این فرآیند طراحی شده و در نتیجه تصمیمگیرندهها به شکلی بهتر قادر به تعیین مکان کسبوکار خردهفروشی بوده و میزان موفقیت و رقابتپذیری آنها افزایش میابد.
از دهه ،1920 تمایل فزایندهای به استفاده از مدل های مختلف مانند:
- اصل حداقل تمایز هارولد هاتلینگ ((1929) ,Hotelling Harold)
- مدلهای جذب هاف Huff absorption models (1964)
- روشهای آنالوگ اپلبام و کوهن Analog methods, Applebaum (1996)
و نظایر آن، برای حل مشکل مربوط به تصمیمگیری در مورد مکان فروشگاه به وجود آمد.
صنعت خردهفروشی بهعنوان یکی از بزرگترین صنایع در جهان به شمار میرود. خردهفروشی به هرگونه منبع ارائه محصول یا خدمت به مصرفکننده گفته میشود.
با توجه به این رویکرد، خردهفروشی، پل اصلی بین تولیدکننده و مصرفکننده میباشد و لذا خردهفروشها قدرتمندترین بازیگران در کانالهای توزیع به شمار میروند؛ زیرا به مشتریان نزدیک بوده و پتانسیل این را دارند که حتی یک بازار جدید را خلق کنند.
بنابراین انتخاب مکان فروشگاه خردهفروشی یک تصمیم استراتژیک هم از منظر رضایت مشتری و هم از منظر سوددهی شرکت به شمار میرود، زیرا این انتخاب، شرایط و نوع رقابت در بازار را تغییر میدهد. در حال حاضر ، تصمیم برای انتخاب مکان خردهفروشی یک سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشود و باید با دقت بهمنظور موفقیت در رقابت موجود در بازار پیاده شود و در این میان فروشگاههای زنجیرهای بهعنوان بخش مهمی از صنعت خردهفروشی برشمرده میشوند.
امروزه فروشگاههای زنجیرهای با رقابتی شدید روبهرو هستند، بنابراین فروشگاههای زنجیرهای از سه طریق با جذب مشتریان جدید، افزایش خرید مشتریان فعلی و مهیا کردن فرصتهایی برای افزایش تعداد دفعات مراجعه و خرید مشتریان، میتوانند سودآوری را افزایش داده و کسبوکار خود را توسعه دهند.
طبق تحقیقات، پرفروشترین شرکت دنیا نه یک شرکت نفتی یا خودروساز است و نه یک بانک یا بیمه، بلکه شرکت فروشگاههای زنجیرهای وال مارت آمریکا با درآمدی معادل 572.754 میلیارد دلار در سال 2022 در لیست 500 شرکت بزرگ دنیا(fortune 500)، برای یازدهمین سال متوالی «رتبه یک» را به خود اختصاص داده و بالاتر از همه ایستاده است.
در حال حاضر ، شاهد آن هستیم که مکان یابی مرا کز خردهفروشی و فروشگاههای بزرگ در محلات و شهرهای امروزی پیرو الگوریتمهای خاصی است که عدم توجه به آنها باعث میشود که میزان فروش این مراکز کمتر از پتانسیل واقعی آنها باشد.
طول سالهای مختلف، روشها و تکنیکهای متعددی برای پشتیبانی از این فرآیند طراحی شده و در نتیجه تصمیمگیرندهها به شکلی بهتر قادر به تعیین مکان کسبوکار خردهفروشی بوده و میزان موفقیت و رقابتپذیری آنها افزایش میابد.
از دهه ،1920 تمایل فزایندهای به استفاده از مدل های مختلف مانند:
- اصل حداقل تمایز هارولد هاتلینگ ((1929) ,Hotelling Harold)
- مدلهای جذب هاف Huff absorption models (1964)
- روشهای آنالوگ اپلبام و کوهن Analog methods, Applebaum (1996)
و نظایر آن، برای حل مشکل مربوط به تصمیمگیری در مورد مکان فروشگاه به وجود آمد.
👍3
در عصر حاضر ، فضای رقابتی موجود سبب شده تا بازاریابی به مدد استفاده از یافتهها و تکنیکهای سایر علوم به لحاظ مفهومی بسط و توسعه یابد. این مفهوم کاربردهای فراوانی داشته و بهرهبرداری متنوعی از آن در حوزههای گوناگون به عمل آمده است که یکی از این حوزهها بر اساس پیشینه مطالعات موجود، سیستمهای اطلاعاتی جغرافیایی میباشد. سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS با قابلیت پشتیبانی فرمتهای مختلف و توانمندیهایی که در زمینه مدیریت، بازیابی، پردازش و تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات دارد، میتواند روشهای مکانیابی را با جنبههای کاربردی و استراتژیک تحقیقات بازاریابی ادغام نماید. بنابراین ترکیب بازاریابی با سایر علوم همانند جغرافیا منجر به ایجاد حوزههای کاری جدید تحت عنوان بازاریابی مکانمحور یا ژئومارکتینگ(Geomarketing) شده است. ژئومارکتینگ را میتوان ابزاری در بازاریابی در نظر گرفت که فعالیتهای بازاریابی را توسعه و تقویت میکند و یک سری کامل از تحلیلها را در برمیگیرد که قادر به بهبود فعالیتهای بازاریابی از طریق استفاده از ویژگیهای فضایی و مکانی اطلاعات شرکت و دیگر دادهها است. همچنین، ژئومارکتینگ به سازمانها کمک میکند تا با در نظرگرفتن متغیرهای مکانی، خود را در موقعیتی قرار بدهند که بیشترین سود را کسب نمایند. بنابراین انجام مطالعات مکانیابی درست و مناسب، علاوه بر تأثیر اقتصادی بر عملکرد فروشگاه، اثرات اجتماعی، محیط زیستی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه محل احداث خواهد داشت. در حال حاضر ، بررسیهای انجامگرفته در ارتباط با مراکز خردهفروشی زنجیرهای در ایران نشان داده است که این فروشگاهها در مکانهای درستی قرار نگرفتهاند. لذا، این خود نشان میدهد که علم مکانیابی فروشگاه هنوز در ایران با مسائل و مشکلات عدیدهای روبهرو بوده و چندان توسط این فروشگاهها مورد استفاده قرار نگرفته است.
منبع: https://pajooheshnameh.itsr.ir/article_702025_fa75ee6e3d27fe44f6a8ab075935b25e.pdf
در آینده در خصوص سیستمهای اطلاعاتی جغرافیایی (Geographic information systems) یا به اختصار (GIS) و روش های ریاضیاتی و آماری مکان یابی داده محور مطالب بیشتری میذارم...
منبع: https://pajooheshnameh.itsr.ir/article_702025_fa75ee6e3d27fe44f6a8ab075935b25e.pdf
در آینده در خصوص سیستمهای اطلاعاتی جغرافیایی (Geographic information systems) یا به اختصار (GIS) و روش های ریاضیاتی و آماری مکان یابی داده محور مطالب بیشتری میذارم...
👍3
زبان رنج: تحلیل چارچوب مسأله فقر و فقرا در رسانههای برخط ایران
https://journal.ut.ac.ir/article_90396_92564424ab92e2a8b7e2ad97b3eb1a4e.pdf
https://journal.ut.ac.ir/article_90396_92564424ab92e2a8b7e2ad97b3eb1a4e.pdf
👍3
چند وقتیه میبینم طرح بحث و پژوهشی در فضاهای مختلف توسط افراد مختلف مطرح شده در خصوص اینکه چرا هر بار در قرون اخیر ایران یک جریان توسعه ایجاد شده مدت اندکی بعدش سرکوب شده و متوقف شده. (مثلا دوره امیرکبیر یا دهه ۴۰شمسی). امروز دیدم توی این ویدئو در یوتیوب، همین موضوع توسط دکتر غنی نژاد و فرد دیگری مورد بررسی قرار گرفته:
https://youtu.be/sT1TfClnuLo?si=gpOKBge31U3EJdDC
@Sciencemodern2
https://youtu.be/sT1TfClnuLo?si=gpOKBge31U3EJdDC
@Sciencemodern2
YouTube
موسی غنینژاد و محمد قوچانی: ایران اسیر ژست های ضدتوسعه
▫️توسعهنیافتن ایران از کجا میآید؟ ظاهرا پیش از آنکه به دنیای بیرون نگاه کنیم، باید خود را ببینیم؛ آینهای جلوی خود بگذاریم و از خود بپرسیم اصلا از توسعه خوشمان میآید یا خیر؟ سوال خندهداری است؟ اما تاریخ گواه میدهد در دورهای هم که در ریل توسعه قرار…
👎3👏3
ادامه مبحث سیاستگذاری مبتنی بر شواهد
نقش آمار به عنوان یکی از مهم ترین شواهد
(در اغلب مطالعات بر نقش آمار بهعنوان يكي از مهمترين شواهد در سياستگذاريها وتصميمگيريها تأكيد شـده اسـت.)
سياستگذاري مبتني بر شواهد يعني اينكه در كنار تجربهها، تخصـصهـا و قضـاوتهـاي فـردي و جمعي، از شواهد حاصل از پژوهش نظاممند نيز براي سياستگذاري استفاده شود. اين رويكـرد در مقابل سياستگذاري مبتني بر نظرات و عقايد قرار ميگيرد كه اغلبِ اين نظرات و عقايد ناشـي از ديدگاههاي آزمون نشدهی افراد يا گروههاست، يا ممكـن اسـت الهـامگرفتـه از نگـاه ايـدئولوژيك، تعصبات يا حدس و گمان باشد. سياستگذاري مبتني بر شواهد، پويايي خاصي در تصميمگيريها در حوزة سياستگذاري بهوجود آورده كه به كمك آن، سياستهاي مبتني برنظر و عقيـده جـاي خود را به سياستهايي داده كه با استفاده از شواهد باكيفيت و در فرايندي دقيق تدوين ميشوند.
یكي از مهمترين شواهد تأثيرگذار بر سياست گذاري در بخـش عمومي، آمـار و مـدل هـاي آماري موجود است. آمار و اطلاعات دقيق ستادههاي سياستي بهويژه در گامهاي ابتدايي سياستگذاري را تحت تأثير قرار ميدهند. آمار و اطلاعات شواهدي هستند كه سياستها بر مبناي آنها ساخته ميشوند و به شناسايي نيازها و هدفگذاري كـك مينمايـد. بـدون آمار خوب فرايند توسعه نابيناست؛ سياستگذاران نمـيتواننـد از اشتباهات خود ياد بگيرنـد و دولت نميتواند از آنها توقع پاسخگويي داشته باشد.
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، نقش و اهميت آمار و پـژوهش در سياسـتگـذاري ملي بهدرستي تبيين نشده است. در اين كشورها سياستگذاران، آمار را بهعنوان عنصري مهم براي حاكميت، مديريت بخش عمومي و همچنين مديريت بخـش خصوصـي چنـدان مـورد توجـه قـرار نميدهند. سازمانهاي آماري نیز در تغيير ايـن وضعیت اقـدامات چشـمگيري انجـام نـدادهانـد. از طرفي بیتوجهي یا عدم توجه سطوح مختلف سياستگذاري این كشورها به اهمیت آمـار، منجـر به كم دقتي در تولید آمار شده است. این كمدقتي بهنوبهی خود باعث تولید دادههاي ضعیف و به تبع آن، باعث پايين آمدن تقاضا براي آمار، كماهميتي به استفاده از آمار و تضعیف سازمانهاي آماري شده است و این امر منجر به طراحي سیاستهاي ضعيف، اتخاذ تصميمهاي ناآگاهانـه، نـاتواني در نظارت بر اجراي سیاستها و ناتواني در ارزيابي موفقیت یا عدم موفقيـت سیاسـتهـاي ملـي شـده است. ( داناييفرد و همكاران 1392). در كشور ما اين الگو از سياستگذاري يك الگوي كاملاً نو و جديد است كه هم از لحاظ نظري و هم از لحـاظ تجربـي و عملـي كمتـر مـورد توجـه بـوده اسـت. سياستگذاري مبتني بر شواهد در كمتر پژوهشي در ايران مطرح شده است و بـا اطمينـان مـيتـوان گفت كه مقالات، كتب و نشريات معدود و انگشتشماري اين رويكرد جديد سياسـتگـذاري را موردتجزيهوتحليل قرار دادهاند و از حيث نظري، خلأ قابل ملاحظهاي مشاهده مـيشـود.
همچنین از حيـث عملي و تجربي نیز، استفاده از شواهد در سياستگذاري و در تصميمگيريهاي كلان كشور نقش قابل توجهي نداشته است.
نقش آمار به عنوان یکی از مهم ترین شواهد
(در اغلب مطالعات بر نقش آمار بهعنوان يكي از مهمترين شواهد در سياستگذاريها وتصميمگيريها تأكيد شـده اسـت.)
سياستگذاري مبتني بر شواهد يعني اينكه در كنار تجربهها، تخصـصهـا و قضـاوتهـاي فـردي و جمعي، از شواهد حاصل از پژوهش نظاممند نيز براي سياستگذاري استفاده شود. اين رويكـرد در مقابل سياستگذاري مبتني بر نظرات و عقايد قرار ميگيرد كه اغلبِ اين نظرات و عقايد ناشـي از ديدگاههاي آزمون نشدهی افراد يا گروههاست، يا ممكـن اسـت الهـامگرفتـه از نگـاه ايـدئولوژيك، تعصبات يا حدس و گمان باشد. سياستگذاري مبتني بر شواهد، پويايي خاصي در تصميمگيريها در حوزة سياستگذاري بهوجود آورده كه به كمك آن، سياستهاي مبتني برنظر و عقيـده جـاي خود را به سياستهايي داده كه با استفاده از شواهد باكيفيت و در فرايندي دقيق تدوين ميشوند.
یكي از مهمترين شواهد تأثيرگذار بر سياست گذاري در بخـش عمومي، آمـار و مـدل هـاي آماري موجود است. آمار و اطلاعات دقيق ستادههاي سياستي بهويژه در گامهاي ابتدايي سياستگذاري را تحت تأثير قرار ميدهند. آمار و اطلاعات شواهدي هستند كه سياستها بر مبناي آنها ساخته ميشوند و به شناسايي نيازها و هدفگذاري كـك مينمايـد. بـدون آمار خوب فرايند توسعه نابيناست؛ سياستگذاران نمـيتواننـد از اشتباهات خود ياد بگيرنـد و دولت نميتواند از آنها توقع پاسخگويي داشته باشد.
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، نقش و اهميت آمار و پـژوهش در سياسـتگـذاري ملي بهدرستي تبيين نشده است. در اين كشورها سياستگذاران، آمار را بهعنوان عنصري مهم براي حاكميت، مديريت بخش عمومي و همچنين مديريت بخـش خصوصـي چنـدان مـورد توجـه قـرار نميدهند. سازمانهاي آماري نیز در تغيير ايـن وضعیت اقـدامات چشـمگيري انجـام نـدادهانـد. از طرفي بیتوجهي یا عدم توجه سطوح مختلف سياستگذاري این كشورها به اهمیت آمـار، منجـر به كم دقتي در تولید آمار شده است. این كمدقتي بهنوبهی خود باعث تولید دادههاي ضعیف و به تبع آن، باعث پايين آمدن تقاضا براي آمار، كماهميتي به استفاده از آمار و تضعیف سازمانهاي آماري شده است و این امر منجر به طراحي سیاستهاي ضعيف، اتخاذ تصميمهاي ناآگاهانـه، نـاتواني در نظارت بر اجراي سیاستها و ناتواني در ارزيابي موفقیت یا عدم موفقيـت سیاسـتهـاي ملـي شـده است. ( داناييفرد و همكاران 1392). در كشور ما اين الگو از سياستگذاري يك الگوي كاملاً نو و جديد است كه هم از لحاظ نظري و هم از لحـاظ تجربـي و عملـي كمتـر مـورد توجـه بـوده اسـت. سياستگذاري مبتني بر شواهد در كمتر پژوهشي در ايران مطرح شده است و بـا اطمينـان مـيتـوان گفت كه مقالات، كتب و نشريات معدود و انگشتشماري اين رويكرد جديد سياسـتگـذاري را موردتجزيهوتحليل قرار دادهاند و از حيث نظري، خلأ قابل ملاحظهاي مشاهده مـيشـود.
همچنین از حيـث عملي و تجربي نیز، استفاده از شواهد در سياستگذاري و در تصميمگيريهاي كلان كشور نقش قابل توجهي نداشته است.
در اوايل دهة 1990 در «اوگاندا » اعتقاد بر اين بود كه علـت اصـلي فقـر در كشـور، شكست دولت در اختصاص بودجه به بخشهاي سلامت و مدارس اسـت. بنـابراين، بانـك جهـاني يك مطالعه تحت عنوان «بررسي رديابي هزينههاي عمومي در سال 1996» انجـام داد. ايـن بررسـي بهدنبال اين بود كه آيا بودجههاي مربوط به آموزش و بهداشت در جاي خود اسـتفاده مـي شـود يـا خير. در اين مورد دادههاي آماري از سال 1991 تا 1995 جمعآوري شد. نتـايج ايـن تحقيـق نشـان داد كه فقط 13 درصد از هزينهها تخصيص داده شده و بقية آن باقيمانده يا ناپديد شده و يا توسط مقامات براي اهداف ديگري صرف شده است. يافتههاي اين تحقيق بهطور گستردهاي منتشر شـد و از آن پس مقامات مؤظف شدند اطلاعات مربوط به بودجهی سالهاي قبل خـود را بـه تفصـيل ارائـه كنند. اين جريـانِ افـزايش اطلاعـات عمـومي باعـث شـكل گيـري يـك سيسـتم نظـارت مـدني بـر هزينههاي دولت بهمنظور كاهش فساد و سوء مديريت شد. بسياري از كشورهاي ديگر نيز مطالعات مشابهي را براي بهبود خدمات عمومي انجام دادهاند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
👍5
انتقال تکنولوژي و راهکارهاي موفقیت آن در کشورهاي در حال توسعه
ایجاد تکنولوژي نیازمند سرمایه گذاري در تحقیق و توسـعه و آمـوزش نیـروي انسـانی اسـت . نـرخ سـرمایه گـذاري کشورهاي درحال توسعه ازجمله کشور ما بر روي تحقیق و توسعه و آموزش بسیار پایین تر از کشورهاي توسعه یافته اسـت بـه طوري که در سال 1990 ، کشورهاي توسعه یافته 2/5 الی 2/8 درصد از تولید ناخالص ملی را صرف این امر کرده انـد درحـالی که در همین زمان این رقم در سی کشور درحال توسعه کمتر از 0/3 درصد بوده است و 90 درصد بودجه تحقیقات دنیا توسـط آمریکا، ژاپن و اروپا هزینه شده است. با مطالعه سابقه توسعه کشورهاي درحال توسعه، خصوصا کشورهاي شرق آسیا ملاحظه می گردد کـه آنهـا در مسـیر توسعه خود براي تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژي کشور خود را از طریق انتقـال آن از سـایر کشـورهاي توسعه یافته تقویت کردند و سپس با ایجاد زیربناي اقتصادي مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خود برآمده اند . بررسیهاي انجام شده در « کنفرانس سازمان ملل متحد براي علوم و فنون در خدمت توسـعه » نیـز مویـد ایـن نظـر اسـت . در برنامه عملی وین آمده است که «اگر کشورهاي درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانشهاي علمی و فنی ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گیري از دانشهاي موجـود کـه نتیجـه تحقیقـات پژوهشـگران و اندیشـمندان جهان است کسب نمایند، این نه تنها عملی بس مشکل است، بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می گردد. به عـلاوه دسـتیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهاي کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امکان پذیر نیسـت.» اگر چنین تفکري در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهاي جهان منجمله کشـورهاي صـنعتی مختـل خواهدشـد.
https://www.sid.ir/FileServer/SF/24513890491
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
ایجاد تکنولوژي نیازمند سرمایه گذاري در تحقیق و توسـعه و آمـوزش نیـروي انسـانی اسـت . نـرخ سـرمایه گـذاري کشورهاي درحال توسعه ازجمله کشور ما بر روي تحقیق و توسعه و آموزش بسیار پایین تر از کشورهاي توسعه یافته اسـت بـه طوري که در سال 1990 ، کشورهاي توسعه یافته 2/5 الی 2/8 درصد از تولید ناخالص ملی را صرف این امر کرده انـد درحـالی که در همین زمان این رقم در سی کشور درحال توسعه کمتر از 0/3 درصد بوده است و 90 درصد بودجه تحقیقات دنیا توسـط آمریکا، ژاپن و اروپا هزینه شده است. با مطالعه سابقه توسعه کشورهاي درحال توسعه، خصوصا کشورهاي شرق آسیا ملاحظه می گردد کـه آنهـا در مسـیر توسعه خود براي تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژي کشور خود را از طریق انتقـال آن از سـایر کشـورهاي توسعه یافته تقویت کردند و سپس با ایجاد زیربناي اقتصادي مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خود برآمده اند . بررسیهاي انجام شده در « کنفرانس سازمان ملل متحد براي علوم و فنون در خدمت توسـعه » نیـز مویـد ایـن نظـر اسـت . در برنامه عملی وین آمده است که «اگر کشورهاي درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانشهاي علمی و فنی ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گیري از دانشهاي موجـود کـه نتیجـه تحقیقـات پژوهشـگران و اندیشـمندان جهان است کسب نمایند، این نه تنها عملی بس مشکل است، بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می گردد. به عـلاوه دسـتیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهاي کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امکان پذیر نیسـت.» اگر چنین تفکري در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهاي جهان منجمله کشـورهاي صـنعتی مختـل خواهدشـد.
https://www.sid.ir/FileServer/SF/24513890491
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤2
چرا کشتی های لیبرتی در جنگ جهانی دوم ناگهان از وسط نصف میشدند؟!
کشتیهای لیبرتی (به انگلیسی: Liberty ships) کلاسی از کشتیهای باربری بودند که در جریان جنگ جهانی دوم در ایالات متحده آمریکا ساخته شدند. با وجود داشتن طرح اولیه انگلیسی، کشتیهای لیبرتی به دلیل سادگی در ساخت و ارزانقیمت بودنش، با تولید انبوه در مقیاسی بیسابقه، به عنوان نماد قدرت صنعتی ایالات متحده در زمان جنگ نشان داده میشدند. این کلاس به این دلیل ساخته شد تا سفارشات حمل و نقل بریتانیاییها را برآورده کند تا به عنوان جایگزینی برای کشتیهایی باشد که از دست رفته بودند. 18 کارخانه کشتیسازی آمریکایی، ۲۷۱۰ کشتی لیبرتی را بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ ساختند (بهطور متوسط در هر دو روز ۳ کشتی لیبرتی) که تبدیل به بیشترین تعداد از کشتیهای تولید شده با طراحی یکسان بود. حجم انبوه تلاشهای جهادی، تعداد زیاد کشتیهای ساخته شده، نقش کارگران زن و سیاه پوست در ساخت آنها(برای اولین بار) و سالم ماندن بعضی از آنها برای زمانی گاه بسیار بیشتر از عمر طراحی شده ۵ سالهشان، موجب شهرت آن ها شد.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
کشتیهای لیبرتی (به انگلیسی: Liberty ships) کلاسی از کشتیهای باربری بودند که در جریان جنگ جهانی دوم در ایالات متحده آمریکا ساخته شدند. با وجود داشتن طرح اولیه انگلیسی، کشتیهای لیبرتی به دلیل سادگی در ساخت و ارزانقیمت بودنش، با تولید انبوه در مقیاسی بیسابقه، به عنوان نماد قدرت صنعتی ایالات متحده در زمان جنگ نشان داده میشدند. این کلاس به این دلیل ساخته شد تا سفارشات حمل و نقل بریتانیاییها را برآورده کند تا به عنوان جایگزینی برای کشتیهایی باشد که از دست رفته بودند. 18 کارخانه کشتیسازی آمریکایی، ۲۷۱۰ کشتی لیبرتی را بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ ساختند (بهطور متوسط در هر دو روز ۳ کشتی لیبرتی) که تبدیل به بیشترین تعداد از کشتیهای تولید شده با طراحی یکسان بود. حجم انبوه تلاشهای جهادی، تعداد زیاد کشتیهای ساخته شده، نقش کارگران زن و سیاه پوست در ساخت آنها(برای اولین بار) و سالم ماندن بعضی از آنها برای زمانی گاه بسیار بیشتر از عمر طراحی شده ۵ سالهشان، موجب شهرت آن ها شد.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3
با این وجود یک مشکل اساسی در این کشتی ها دیده شد. با اینکه بدنه این کشتی ها به صورت دوره ای مورد بررسی برای یافتن ترک های ریز و ترمیم آن ها قرار میگرفت، اما بسیار پیش میامد که بدنه این کشتی ها بدون هیچ هشداری ترک بخورد و ترک ها رشد پیدا کند. به طوری که در طول جنگ جهانی دوم 1500 مورد ترک خوردگی عظیم در بدنه این کشتی ها گزارش شد که در 3 مورد بدنه کشتی ناگهان از وسط نصف شد!!
افرادی که مکانیک مواد و متالورژی خوانده بودند میدانستند که فرایند ایجاد ترک و رشد ترک در فولاد فرایندی زمانبر با مراحل مختلف و مشخص است که در آزمایشگاه ها به خوبی بررسی شده بودند و اینطور نیست که ترک ها ناگهان ظاهر شوند و به سرعت گسترش یابند. در ابتدا فرض بر این گذاشته شد که استفاده از جوشکاران غیرحرفه ای و روش های جدیدتر برای افزایش سرعت جوشکاری موجب نقص در خطوط جوش صفحات فولاد به کار رفته در بدنه شده اند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
افرادی که مکانیک مواد و متالورژی خوانده بودند میدانستند که فرایند ایجاد ترک و رشد ترک در فولاد فرایندی زمانبر با مراحل مختلف و مشخص است که در آزمایشگاه ها به خوبی بررسی شده بودند و اینطور نیست که ترک ها ناگهان ظاهر شوند و به سرعت گسترش یابند. در ابتدا فرض بر این گذاشته شد که استفاده از جوشکاران غیرحرفه ای و روش های جدیدتر برای افزایش سرعت جوشکاری موجب نقص در خطوط جوش صفحات فولاد به کار رفته در بدنه شده اند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3👍1
مهندسان گوناگونی به این موضوع علاقه نشان دادند. کنستانس تیپر (اولین زن عضو هیئت علمی مهندسی دانشگاه کمبریج) نشان داد که ترک ها به دلیل اشکال در جوشکاری صفحات فولاد به کار رفته در بدنه ایجاد نشده اند. بلکه مشکل در جنس فولاد به کار رفته است. اما همین آلیاژ در کاربردهای دیگری حتی با اتصالات پرچ نیز به کار میرفت اما چنین مشکلی را نشان نمیداد. (میدانیم که اتصالات پرچ موجب تمرکز تنش میشود که به نظر میرسد باید رشد ترک را سرعت ببخشد.). تیپر نشان داد که در دمای مشخصی، آلیاژ مورد نظر به طور ناگهانی از حالت شکلپذیر به حالت شکننده تغییر رفتار میدهد و تحقیقات موجود در آن زمان بر روی مکانیک ترک ، همگی در دمایی بالاتر از این نقطه بحرانی انجام شده بودند.
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3
بدنه کشتی هایی لیبرتی در اقیانوس اطلس شمالی گاها در زمستان در معرض دمای منفی 1.6 درجه قرار میگرفتند که پایین تر از نقطه بحرانی گذار آن ها بود. همچنین این کشتی ها عموما بیش از حد بارگیری میشدند که در هنگام طوفان تنش موجود در بدنه را بسیار بالا میبرد.
ماجرای کشتی های لیبرتی موجب تحقیقات بسیار بر روی ریزساختار فلزات شد به طوری که امروزه میدانیم حتی در همان ترکیب آلیاژی با فریت بالا که در بدنه کشتی های لیبرتی استفاده شده بود نیز میتوان با کاهش سایز کریستالیت ها(دانه ها) به 1.3 میکرون، دمای بحرانی گذار از حالت چکش پذیر به شکننده را از بین برد( دمای تئوری آن را به زیر دمای صفر مطلق منتقل کرد).
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
ماجرای کشتی های لیبرتی موجب تحقیقات بسیار بر روی ریزساختار فلزات شد به طوری که امروزه میدانیم حتی در همان ترکیب آلیاژی با فریت بالا که در بدنه کشتی های لیبرتی استفاده شده بود نیز میتوان با کاهش سایز کریستالیت ها(دانه ها) به 1.3 میکرون، دمای بحرانی گذار از حالت چکش پذیر به شکننده را از بین برد( دمای تئوری آن را به زیر دمای صفر مطلق منتقل کرد).
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
❤3👍1