Modern Science
982 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
رترو ویروس ها (Retroviruses)
رتروویروس نوعی ویروس است که یک کپی DNA از ژنوم RNA خود را در DNA سلول میزبانی که به آن حمله می کند وارد می کند و در نتیجه ژنوم آن سلول را تغییر می دهد. پس از تهاجم به سیتوپلاسم سلول میزبان، ویروس از آنزیم ترانس کریپتاز معکوس خود برای تولید DNA از ژنوم RNA خود استفاده می کند (برعکس الگوی معمول و نام رترو به معنی «رو به عقب» به همین دلیل به آن داده شده). سپس DNA جدید توسط یک آنزیم اینتگراز به ژنوم سلول میزبان وارد می شود، در این مرحله DNA رتروویروسی به عنوان یک پروویروس نامیده می شود. سپس سلول میزبان با DNA ویروسی به عنوان بخشی از ژنوم خود رفتار می کند، ژن های ویروسی را همراه با ژن های خود سلول رونویسی و ترجمه می کند و پروتئین های مورد نیاز برای جمع آوری نسخه های جدید ویروس را تولید می کند. بسیاری از رتروویروس ها باعث بیماری های جدی در انسان، پستانداران دیگر و پرندگان می شوند.رتروویروس ها زیر خانواده های زیادی در سه گروه اصلی دارند:
- رتروویروس‌های سرطان‌زا(oncoretrovirusrs): شامل ویروس T- لنفوتروپیک انسانی (HTLV) که باعث نوعی سرطان خون در انسان می‌شود و ویروس‌های (MLVs) موجب سرطان خون در موش‌ها می‌شوند.
- لنتی ویروس ها (ویروس های کند) شامل HIV-1 و HIV-2، عامل سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) در انسان هستند.
- اسپوماویروس ها (ویروس های کف آلود) خوش خیم هستند و به هیچ بیماری در انسان یا حیوان مرتبط نیستند.
آنزیم های تخصصی نفوذ DNA در رتروویروس ها آنها را به ابزارهای تحقیقاتی ارزشمندی در زیست شناسی مولکولی تبدیل می کند و آنها را با موفقیت در سیستم های انتقال ژن مورد استفاده قرار می دهد. وجود اجزای رتروویروس ها بر روی ژنوم آرواره دهانان* که 5 تا 8 درصد از ژنوم آن ها را تشکیل میدهد نشان میدهد که رتروویروس ها حداقل 450 میلیون سال است که مهره داران را آلوده میکنند.
*آرواره دهانان به مهره‌داران دارای دهان آرواره‌ای گفته می‌شود. این دسته از مهره‌داران دربرگیرندۀ ۶۰ هزار گونه است و ۹۹ درصد از تمام مهره داران امروزی را شامل می‌شود.
👍8
ویروس های سرطان زا (Oncoviruses)

آنکوویروس یا ویروس سرطان زا به ویروس هایی گفته میشود که میتوانند باعث ایجاد سرطان شوند. این اصطلاح از مطالعات روی رتروویروس‌های تراریخت گر حامل ژنوم سرطان زا در دهه‌های 1950 تا 1960 سرچشمه می‌گیرد، زمانی که اصطلاح «آنکو آر ان ای ویروس‌ها» برای نشان دادن منشاء ویروس RNA آنها استفاده می‌شد. با حذف حروف "RNA"، اکنون به هر ویروسی با ژنوم DNA یا RNA اشاره دارد که باعث سرطان می شود و مترادف با "ویروس تومور" یا "ویروس سرطان" است. اکثریت قریب به اتفاق ویروس های انسانی و حیوانی باعث سرطان نمی شوند(احتمالاً به دلیل تکامل طولانی مدت بین ویروس و میزبان آن). انکوویروس‌ها نه تنها در اپیدمیولوژی، بلکه در تحقیقات مکانیسم‌های کنترل چرخه سلولی مانند پروتئین رتینوبلاستوما نیز مهم بوده‌اند.
مرکز جهانی تحقیقات سرطان (زیر مجموعه سازمان بهداشت جهانی)  تخمین زد که در سال 2002، عفونت ویروسی باعث 17.8 درصد سرطان در انسان شد که 11.9 درصد آن توسط یکی از هفت نوع ویروس خاص ایجاد شده بود. یک مطالعه در سال 2020 روی 2658 نمونه از 38 نوع مختلف سرطان نشان داد که 16 درصد با یک ویروس مرتبط هستند. این سرطان‌ها ممکن است به راحتی از طریق واکسیناسیون (مثلاً واکسن‌های ویروس پاپیلوما) پیشگیری شوند، با با آزمایش‌های خون ساده تشخیص داده شوند و با داروهای ضد ویروسی کمتر سمی درمان شوند.
چند نمونه از انواع ویروس های DNA سرطان زا:
-ویروس هپاتیت بی
-ویروس پاپیلوم انسانی (که میتواند موجب زگیل تناسلی شود)
-سایتومگالوویروس انسانی (HCMV)
-ویروس هرپس ایجاد کننده سارکوم کاپوسی KSHV
-ویروس اپشتین–بار
-پولیماویروس سلول مرکل MCV

چند نمونه از ویروس های RNA سرطان زا:
-ویروس تی-لنفوتروپیک انسانی
-هپاتیت سی
-ویروس سارکوم راوس
👍4
سندرم سرطان ارثی
Hereditary cancer syndrome


سندرم سرطان ارثی یک اختلال ژنتیکی است که در آن جهش های ژنتیکی ارثی در یک یا چند ژن فرد را مستعد ابتلا به سرطان می کند و همچنین ممکن است باعث شروع زودرس این سرطان ها شود. سندرم های سرطان ارثی اغلب نه تنها خطر ابتلا به سرطان در طول زندگی را بالا میبرند، بلکه خطر ایجاد تومورهای اولیه مستقل را در زندگی فرد بالا میبرند.
بسیاری از این سندرم ها به دلیل جهش در ژن های سرکوبگر تومور ایجاد می شوند، یعنی ژن هایی که در محافظت از سلول در برابر سرطانی شدن نقش دارند. جهش در ژن‌های دیگری نیز میتواند افراد را بیش از دیگران مستعد ابتلا به سرطان کند، ژن‌هایی نظیر ژن‌های ترمیم‌کننده DNA، آنکوژن‌ها و ژن‌های دخیل در تولید رگ‌های خونی (رگ‌زایی). نمونه‌های رایج سندرم‌های سرطان ارثی، سندرم سرطان پستان-تخمدان ارثی و سرطان روده بزرگ غیر پولیپوز ارثی (سندرم لینچ) است.
سندرم های سرطان ارثی زمینه ساز 5 تا 10 درصد از سرطان ها هستند و بیش از 50 نوع سرطان ارثی قابل شناسایی وجود دارد. تحقیقات مربوط به این سندرم ها به طور فعالی در حال گسترش است: به این صورت که هر ساله سندرم‌های بیشتری پیدا می‌شوند، زیست‌شناسی زیربنایی واضح‌تر می‌شود، و آزمایش ژنتیک، تشخیص، درمان و پیشگیری از سندرم‌های استعداد ذاتی به سرطان را بهبود می‌بخشد.
برخی از سرطان های نادر به شدت با ژن‌های ارثی مستعد سرطان مرتبط هستند. آزمایش ژنتیک باید در مورد کارسینوم قشر فوق کلیه، تومورهای کارسینوئیدی، سرطان منتشر معده، سرطان لوله فالوپ/سرطان صفاق اولیه، لیومیوسارکوم، سرطان مدولاری تیروئید، پاراگانگلیوما/فئوکروموسیتوم، کارسینوم سلول کلیوی کروموفوب، آنکوسیتیک هیبریدی، کارسینوم سباسه، و تومورهای طناب جنسی (با توبول‌های حلقوی) انجام گیرد.
همچنین پزشکان خانواده می توانند افرادی را که در معرض خطر سندرم‌های سرطان ارثی هستند شناسایی کنند و برای آزمایش ژنتیک و آزمایشات تشخیصی دوره ای ارجاع دهند.
👏5
سیستم هشدار اولیه استراتژیک
Strategic early warning system
(SEWS)

یکی از بزرگترین تهدیدها برای دانشگاه‌ها، دولت‌ها، کارآفرینان و شرکت‌ها، تغییرات مداوم در محیط‌های درحال توسعه است. درواقع، شرکت‌ها اغلب در پیشبینی این تغییرات و اقدام به موقع مشکل دارند. بازارها به‌طورکلی ثابت کرده‌اند که در محیط‌های غیرقابل‌پیشبینی، تصمیم‌گیری درست در زمان مناسب بسیار دشوار است، اما بدون شک اگر امکان پیش‌بینی وجود داشت، میتوان به نتایج بهتری برای یک سازمان دست‌یافت. از این‌رو به‌منظور پیشبینی تغییرات، علاوه بر توجه به «روندها و ابرروندهای» حاصل از «پویش محیطی»، جستجو برای «موضوعات نوظهور» در محیط کسب وکار ضروری میباشد. اطلاعات مربوط به «تحولات نوظهور با تأثیر احتمالی در آینده»، نشانه‌های ضعیف تغییر نامیده میشود.
فرض اساسی سیستم هشدار اولیه استراتژیک، این است که «ناپیوستگی ها بدون هشدار ظاهر نمی شوند». این علائم هشداردهنده اولین بار توسط ریاضی‌دان روسی-آمریکایی ایگور آنسوف به عنوان "سیگنال های ضعیف" ناگذاری شدند. (Ansoff، 1975)، مفهومی که هدف آن تشخیص زودهنگام سیگنال هایی است که می توانند منجر به غافلگیری استراتژیک شوند، رویدادهایی که پتانسیل کافی برای به خطر انداختن استراتژی سازمان دارند. آنسوف اعتقاد داشت‌ برنامه‌ریزی‌ راهبردی‌(استراتژیک) در‌مواجهه‌ با غافل‌گیری‌ عملا چندان‌موفق ‌نخواهد بود. مفهوم «سیستم هشدار اولیه استراتژیک»، به تشکیل بخش مهمی از یک سیستم مدیریت استراتژیک در یک سازمان اشاره میکند که به صورت Real-time (همواره فعال) به شناسایی "سیگنال های ضعیف" بپردازد.
👍2
تحقیقات در مورد نشانه‌های ضعیف در دهه 1970 در پی یک شوک اقتصادی آغاز شد. در آن زمان، گروه کوچکی از کشورهای درحال‌توسعه(از جمله ایران) موافقت کردند که تولید نفت را به‌عنوان یک «سلاح سیاسی علیه کشورهای توسعه‌‎‌‌‌یافته» کاهش دهند. تحریم نفت حتی برای کارشناسانی که افزایش قیمت نفت را پیشبینی کرده بودند، غافل‌گیرکننده بود. این تحریم منجر به یک رکود جهانی شد که محققان استراتژی را بر آن داشت تا در مورد جلوگیری از غافلگیری استراتژیک بعدی نظریه‌پردازی کنند. جلوگیری از غافل‌گیری باید از طریق آ گاهی یافتن گسترده‌تر از تحولات در حال ظهور انجام می‌شد، نه اینکه مبتنی بر پیشبینی‌های مستعد خطا باشد. این محققان اطلاعات مربوط به تحولات نوظهور را نشانه‌های ضعیف(weak signals) نامیدند. آنها فرآیند نشانه ضعیف را با مراحل و پالایه‌های ادراکی مدل‌سازی کردند و جریان نشانه‌های ضعیف را از جریان نشانه‌های قوی جدا کردند.
در دهه 1980 دو روند در تحقیقات نشانه‌های ضعیف شروع به ظهور کردند. تحقیقات قبلی با «مطالعات پیچیدگی» شروع به ترکیب شدن کردند و همزمان، مطالعات دیگر با علاقه‌مندی به مطالعات «آینده پژوهی» شروع به گسترش کردند.
تغییرات ‌رویکردی‌ در‌ ‌آینده ‌پژوهی‌ در‌دهه‌ی 19۸0‌ موجب ‌تغییر جهت‌ از‌ رویکرد‌ «پیشبینی‌ محتمل‌ترین‌ وضعیّت‌ آینده»، به «کسب ‌آمادگی‌ برای‌ آینده‌های‌ محتمل‌» برای‌ رویدادهایی‌ که‌ در‌ حال‌ ظهور‌ هستند‌ و‌ همچنین «خلق ‌آینده‌» شد.
اگرچه‌ شباهت‌ مفهومی‌ و‌ کارکردی‌ نشانه‌های‌ ضعیف‌ مورد‌ نظر‌ آنسوف‌ و‌ حوزه‌ی‌ آینده‌پژوهی ‌‌بدیهی‌ و‌ روشن‌‌ بوده است‌، اما‌‌ به این خاطر‌ که‌ این‌ مفهوم‌ را‌ آنسوف‌ در‌فضای‌ مدیریت‌ ‌راهبردی(استراتژیک) مطرح‌ نمود‌ لذا‌ خیلی‌ دیر‌ به‌ مفهوم‌ مشترک این‌ دو‌ حوزه‌ی‌ علمی‌ تبدیل‌ شد‌. از‌ طرفی‌ هم‌ آنسوف‌ ایده‌ی‌ نشانه‌‌های‌ ضعیف‌ را‌ در‌ حوزه‌‌ی سازمان‌ها و شرکت‌ها مطرح‌ کرد‌، در‌حالی‌ که‌ دامنه‌ی‌ آینده‌پژوهی‌ حوزه‌ی‌ گسترده‌‌تری‌ از‌ مسائل‌ و‌ موضوعات ‌اجتماعی‌ را‌ در‌ بر میگیرد.

- Ansoff, H. I. (1975), “Managing Strategic Surprise by Response to Weak Signals”, California Management Review
👍3
ژئومارکتینگ در صنعت خرده فروشی

صنعت خرده‌فروشی به‌عنوان یکی از بزرگترین صنایع در جهان به شمار میرود. خرده‌فروشی به هرگونه منبع ارائه محصول یا خدمت به مصرف‌کننده گفته میشود.
با توجه به این رویکرد، خرده‌فروشی، پل اصلی بین تولیدکننده و مصرف‌کننده می‌باشد و لذا خرده‌فروشها قدرتمندترین بازیگران در کانالهای توزیع به شمار میروند؛ زیرا به مشتریان نزدیک بوده و پتانسیل این را دارند که حتی یک بازار جدید را خلق کنند.
بنابراین انتخاب مکان فروشگاه خرده‌فروشی یک تصمیم استراتژیک هم از منظر رضایت مشتری و هم از منظر سوددهی شرکت به شمار میرود، زیرا این انتخاب، شرایط و نوع رقابت در بازار را تغییر میدهد. در حال حاضر ، تصمیم برای انتخاب مکان خرده‌فروشی یک سرمایه‌گذاری بلندمدت محسوب میشود و باید با دقت به‌منظور موفقیت در رقابت موجود در بازار پیاده شود و در این میان فروشگاه‌های زنجیره‌ای به‌عنوان بخش مهمی از صنعت خرده‌فروشی برشمرده میشوند.
امروزه فروشگاه‌های زنجیره‌ای با رقابتی شدید روبه‌رو هستند، بنابراین فروشگاه‌های زنجیره‌ای از سه طریق با جذب مشتریان جدید، افزایش خرید مشتریان فعلی و مهیا کردن فرصتهایی برای افزایش تعداد دفعات مراجعه و خرید مشتریان، میتوانند سودآوری را افزایش داده و کسب‌وکار خود را توسعه دهند.
طبق تحقیقات، پرفروش‌ترین شرکت دنیا نه یک شرکت نفتی یا خودروساز است و نه یک بانک یا بیمه، بلکه شرکت فروشگاههای زنجیرهای وال مارت آمریکا با درآمدی معادل 572.754 میلیارد دلار در سال 2022 در لیست 500 شرکت بزرگ دنیا(fortune 500)، برای یازدهمین سال متوالی «رتبه یک» را به خود اختصاص داده و بالاتر از همه ایستاده است.
در حال حاضر ، شاهد آن هستیم که مکان‌ یابی مرا کز خرده‌فروشی و فروشگاه‌های بزرگ در محلات و شهرهای امروزی پیرو الگوریتمهای خاصی است که عدم توجه به آنها باعث میشود که میزان فروش این مراکز کمتر از پتانسیل واقعی آن‌ها باشد.
طول سال‌های مختلف، روش‌ها و تکنیک‌های متعددی برای پشتیبانی از این فرآیند طراحی شده و در نتیجه تصمیم‌گیرنده‌ها به شکلی بهتر قادر به تعیین مکان کسب‌وکار خرده‌فروشی بوده و میزان موفقیت و رقابت‌پذیری آنها افزایش میابد.

از دهه ،1920 تمایل فزایندهای به استفاده از مدل‌ های مختلف مانند:

- اصل حداقل تمایز هارولد هاتلینگ ((1929) ,Hotelling Harold)
- مدل‌های جذب هاف Huff absorption models (1964)
- روشهای آنالوگ اپلبام و کوهن Analog methods, Applebaum (1996)

و نظایر آن، برای حل مشکل مربوط به تصمیم‌گیری در مورد مکان فروشگاه به وجود آمد.
👍3
در عصر حاضر ، فضای رقابتی موجود سبب شده تا بازاریابی به مدد استفاده از یافته‌ها و تکنیک‌های سایر علوم به لحاظ مفهومی بسط و توسعه یابد. این مفهوم کاربردهای فراوانی داشته و بهره‌برداری متنوعی از آن در حوزه‌های گوناگون به عمل آمده است که یکی از این حوزه‌ها بر اساس پیشینه مطالعات موجود، سیستم‌های اطلاعاتی جغرافیایی میباشد. سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS با قابلیت پشتیبانی فرمت‌های مختلف و توانمندی‌هایی که در زمینه مدیریت، بازیابی، پردازش و تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات دارد، میتواند روش‌های مکان‌یابی را با جنبه‌های کاربردی و استراتژیک تحقیقات بازاریابی ادغام نماید. بنابراین ترکیب بازاریابی با سایر علوم همانند جغرافیا منجر به ایجاد حوزه‌های کاری جدید تحت عنوان بازاریابی مکان‌محور یا ژئومارکتینگ(Geomarketing) شده است. ژئومارکتینگ را میتوان ابزاری در بازاریابی در نظر گرفت که فعالیت‌های بازاریابی را توسعه و تقویت میکند و یک سری کامل از تحلیل‌ها را در برمیگیرد که قادر به بهبود فعالیت‌های بازاریابی از طریق استفاده از ویژگی‌های فضایی و مکانی اطلاعات شرکت و دیگر داده‌ها است. همچنین، ژئومارکتینگ به سازمان‌ها کمک میکند تا با در نظرگرفتن متغیرهای مکانی، خود را در موقعیتی قرار بدهند که بیشترین سود را کسب نمایند. بنابراین انجام مطالعات مکان‌یابی درست و مناسب، علاوه بر تأثیر اقتصادی بر عملکرد فروشگاه، اثرات اجتماعی، محیط زیستی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه محل احداث خواهد داشت. در حال حاضر ، بررسی‌های انجام‌گرفته در ارتباط با مراکز خرده‌فروشی زنجیره‌ای در ایران نشان داده است که این فروشگاه‌ها در مکان‌های درستی قرار نگرفته‌اند. لذا، این خود نشان میدهد که علم مکان‌یابی فروشگاه هنوز در ایران با مسائل و مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو بوده و چندان توسط این فروشگاه‌ها مورد استفاده قرار نگرفته است.

منبع: https://pajooheshnameh.itsr.ir/article_702025_fa75ee6e3d27fe44f6a8ab075935b25e.pdf

در آینده در خصوص سیستم‌های اطلاعاتی جغرافیایی (Geographic information systems) یا به اختصار (GIS) و روش های ریاضیاتی و آماری مکان یابی داده محور مطالب بیشتری میذارم...
👍3
زبان رنج: تحلیل چارچوب مسأله فقر و فقرا در رسانه‌های برخط ایران

https://journal.ut.ac.ir/article_90396_92564424ab92e2a8b7e2ad97b3eb1a4e.pdf
👍3
چند وقتیه میبینم طرح بحث و پژوهشی در فضاهای مختلف توسط افراد مختلف مطرح شده در خصوص اینکه چرا هر بار در قرون اخیر ایران یک جریان توسعه ایجاد شده مدت اندکی‌ بعدش سرکوب شده و متوقف شده. (مثلا دوره امیرکبیر یا دهه ۴۰‌شمسی). امروز دیدم توی این ویدئو در یوتیوب، همین موضوع توسط دکتر غنی نژاد و فرد دیگری مورد بررسی قرار گرفته:

https://youtu.be/sT1TfClnuLo?si=gpOKBge31U3EJdDC


@Sciencemodern2
👎3👏3
ادامه مبحث سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد

نقش آمار به عنوان یکی از مهم ترین شواهد

(در اغلب مطالعات بر نقش آمار به‌عنوان يكي از مهم‌ترين شواهد در سياست‌گذاري‌ها وتصميم‌گيري‌ها تأكيد شـده اسـت.)
سياست‌گذاري مبتني بر شواهد يعني اينكه در كنار تجربه‌ها، تخصـص‌هـا و قضـاوت‌هـاي فـردي و جمعي، از شواهد حاصل از پژوهش نظام‌مند نيز براي سياست‌گذاري استفاده شود. اين رويكـرد در مقابل سياست‌گذاري مبتني بر نظرات و عقايد قرار ميگيرد كه اغلبِ اين نظرات و عقايد ناشـي از ديدگاه‌هاي آزمون نشده‌ی افراد يا گروه‌هاست، يا ممكـن اسـت الهـام‌گرفتـه از نگـاه ايـدئولوژيك، تعصبات يا حدس و گمان باشد. سياست‌گذاري مبتني بر شواهد، پويايي خاصي در تصميم‌گيري‌ها در حوزة سياست‌گذاري به‌وجود آورده كه به كمك آن، سياست‌هاي مبتني برنظر و عقيـده جـاي خود را به سياست‌هايي داده كه با استفاده از شواهد باكيفيت و در فرايندي دقيق تدوين ميشوند.
یكي از مهم‌ترين شواهد تأثيرگذار بر سياست گذاري در بخـش عمومي، آمـار و مـدل هـاي آماري موجود است. آمار و اطلاعات دقيق ستاده‌هاي سياستي به‌ويژه در گامهاي ابتدايي سياست‌گذاري را تحت تأثير قرار مي‌دهند. آمار و اطلاعات شواهدي هستند كه سياست‌ها بر مبناي آنها ساخته ميشوند و به شناسايي نيازها و هدف‌گذاري كـك مي‌نمايـد. بـدون آمار خوب فرايند توسعه نابيناست؛ سياست‌گذاران نمـي‌تواننـد از اشتباهات خود ياد بگيرنـد و دولت نمي‌تواند از آنها توقع پاسخگويي داشته باشد.
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، نقش و اهميت آمار و پـژوهش در سياسـت‌گـذاري ملي به‌درستي تبيين نشده است. در اين كشورها سياست‌گذاران، آمار را به‌عنوان عنصري مهم براي حاكميت، مديريت بخش عمومي و همچنين مديريت بخـش خصوصـي چنـدان مـورد توجـه قـرار نميدهند. سازمانهاي آماري نیز در تغيير ايـن وضعیت اقـدامات چشـمگيري انجـام نـداده‌انـد. از طرفي بی‌توجهي یا عدم توجه سطوح مختلف سياست‌گذاري این كشورها به اهمیت آمـار، منجـر به كم دقتي در تولید آمار شده است. این كم‌دقتي به‌نوبه‌ی خود باعث تولید داده‌هاي ضعیف و به تبع آن، باعث پايين آمدن تقاضا براي آمار، كم‌اهميتي به استفاده از آمار و تضعیف سازمانهاي آماري شده است و این امر منجر به طراحي سیاست‌هاي ضعيف، اتخاذ تصميم‌هاي ناآگاهانـه، نـاتواني در نظارت بر اجراي سیاست‌ها و ناتواني در ارزيابي موفقیت یا عدم موفقيـت سیاسـت‌هـاي ملـي شـده است. ( داناييفرد و همكاران 1392). در كشور ما اين الگو از سياست‌گذاري يك الگوي كاملاً نو و جديد است كه هم از لحاظ نظري و هم از لحـاظ تجربـي و عملـي كمتـر مـورد توجـه بـوده اسـت. سياست‌گذاري مبتني بر شواهد در كمتر پژوهشي در ايران مطرح شده است و بـا اطمينـان مـيتـوان گفت كه مقالات، كتب و نشريات معدود و انگشت‌شماري اين رويكرد جديد سياسـتگـذاري را موردتجزيه‌وتحليل قرار داده‌اند و از حيث نظري، خلأ قابل ملاحظه‌اي مشاهده مـي‌شـود.
همچنین از حيـث عملي و تجربي نیز، استفاده از شواهد در سياست‌گذاري و در تصميم‌گيري‌هاي كلان كشور نقش قابل توجهي نداشته است.
در اوايل دهة 1990 در «اوگاندا » اعتقاد بر اين بود كه علـت اصـلي فقـر در كشـور، شكست دولت در اختصاص بودجه به بخش‌هاي سلامت و مدارس اسـت. بنـابراين، بانـك جهـاني يك مطالعه تحت عنوان «بررسي رديابي هزينه‌هاي عمومي در سال 1996» انجـام داد. ايـن بررسـي به‌دنبال اين بود كه آيا بودجه‌هاي مربوط به آموزش و بهداشت در جاي خود اسـتفاده مـي شـود يـا خير. در اين مورد داده‌هاي آماري از سال 1991 تا 1995 جمع‌آوري شد. نتـايج ايـن تحقيـق نشـان داد كه فقط 13 درصد از هزينه‌ها تخصيص داده شده و بقية آن باقيمانده يا ناپديد شده و يا توسط مقامات براي اهداف ديگري صرف شده است. يافته‌هاي اين تحقيق به‌طور گسترده‌اي منتشر شـد و از آن پس مقامات مؤظف شدند اطلاعات مربوط به بودجه‌ی سال‌هاي قبل خـود را بـه تفصـيل ارائـه كنند. اين جريـانِ افـزايش اطلاعـات عمـومي باعـث شـكل گيـري يـك سيسـتم نظـارت مـدني بـر هزينه‌هاي دولت به‌منظور كاهش فساد و سوء مديريت شد. بسياري از كشورهاي ديگر نيز مطالعات مشابهي را براي بهبود خدمات عمومي انجام داده‌اند.

کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
👍5
انتقال تکنولوژي و راهکارهاي موفقیت آن در کشورهاي در حال توسعه

ایجاد تکنولوژي نیازمند سرمایه گذاري در تحقیق و توسـعه و آمـوزش نیـروي انسـانی اسـت . نـرخ سـرمایه گـذاري کشورهاي درحال توسعه ازجمله کشور ما بر روي تحقیق و توسعه و آموزش بسیار پایین تر از کشورهاي توسعه یافته اسـت بـه طوري که در سال 1990 ، کشورهاي توسعه یافته 2/5 الی 2/8 درصد از تولید ناخالص ملی را صرف این امر کرده انـد درحـالی که در همین زمان این رقم در سی کشور درحال توسعه کمتر از 0/3 درصد بوده است و 90 درصد بودجه تحقیقات دنیا توسـط آمریکا، ژاپن و اروپا هزینه شده است. با مطالعه سابقه توسعه کشورهاي درحال توسعه، خصوصا کشورهاي شرق آسیا ملاحظه می گردد کـه آنهـا در مسـیر توسعه خود براي تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژي کشور خود را از طریق انتقـال آن از سـایر کشـورهاي توسعه یافته تقویت کردند و سپس با ایجاد زیربناي اقتصادي مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خود برآمده اند . بررسیهاي انجام شده در « کنفرانس سازمان ملل متحد براي علوم و فنون در خدمت توسـعه » نیـز مویـد ایـن نظـر اسـت . در برنامه عملی وین آمده است که «اگر کشورهاي درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانشهاي علمی و فنی ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گیري از دانشهاي موجـود کـه نتیجـه تحقیقـات پژوهشـگران و اندیشـمندان جهان است کسب نمایند، این نه تنها عملی بس مشکل است، بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می گردد. به عـلاوه دسـتیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهاي کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امکان پذیر نیسـت.» اگر چنین تفکري در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهاي جهان منجمله کشـورهاي صـنعتی مختـل خواهدشـد.

https://www.sid.ir/FileServer/SF/24513890491

کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
2
کانال علم مدرن: @Sciencemodern2
3