Modern Science
برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
مغز ، و خودآگاهی
Brain, and Consciousness
قسمت چهارم(پایانی):
از میان تمامیِ تجربیاتی که ما در دنیای درونی خود داریم، یکی از آنها بسیار منحصر به فرد است، و آن تجربه بودن «خود Self» است. ما همیشه وجود چنین درکی را کم اهمیّت در نظر میگیریم، زیرا این تحربه به طور دائم وجود دارد و نوعی حسّ ِ تداوم به ماهیّت ِذهنی ما میدهد(البته به جز زمانیکه در حال خارج شدن از بیهوشی عمومی هستیم). امّا همانطور که «پدیده خودآگاهی» فقط یک ماهیّتِ محدود نیست، آگاهی «به خود Selfhood » نیز ساختاری پیچیده است که در مغز ایجاد میشود.
برای درک آگاهی به خود، این تعاریف را باید بدانیم. «خود بدن bodily self» که همان تجربه بودن در یک بدن و داشتن همان بدن به طور اختصاصی است. «چشم انداز خود perspectival self، که تجربه دنیای اطراف از دیدگاه خود به عنوان «اول شخص» است. «اراده شخصی volitional self» که شاملِ قصدِ کاری را انجام دادن، و عامل انجام این کار و نه کار دیگر است. و سرانجام در سطحی بالاتر، «خود، در روایت زندگی مان» و «خود در جامعه». در «روایت از خود» است که «من» شکل میگیرد و این «من» به صورت مشخصی تداوم یافته و یک حافظه غنی اتوبیوگرافی
را شکل می دهد. «خود در جامعه» تجربیّاتی است که در مواجه با دیگران، و درکی که دیگران از جایگاهِ اجتماعی شما دارند، ایجاد میشود.
در زندگی روزمره بسیار مشکل است که این جوانب مختلف «خود self» را از هم مجزّا کنیم. همانطور که ما در جهانِ اطراف حرکت میکنیم، تمامِ جوانبِ «خود» را، که با حافظهٔ گذشتهٔ ما و همچنین تجربهٔ کارهای ارادی ما هماهنگی دارد، یکپارچه میپنداریم . امّا بسیاری از پژوهشهای جدید و آزمایشات روان و اعصاب شناسی، واقعیّتِ دیگری را نشان میدهند. در حقیقت مغز به طورِ فعّال و مداوم، در حالت تولید و هماهنگیِ جوانبِ درکِ «خود» است.
یکی از این آزمایشات، آزمایش «ایلوژنِ دستِ پلاستیکی» است. در این آزمایش شما توجه خود را بر روی یک دست پلاستیکی که روی میز است معطوف می کنید، در حالی که دستِ حقیقیِ شما به دور از میز است. حال اگر دستِ حقیقی و پلاستیکی، با هم تحریک شوند، شما در یک لحظه تصوّر میکنید که دست پلاستیکی قسمتی از بدن شماست. این نشان میدهد که مغز به چه میزان انعطاف پذیر است که با یک تحریک ساده، تصمیم میگیرد که چه ساختاری (در این مورد دست پلاستیکی) متعلق به بدن است یا نیست؟
برای درک این انعطاف پذیری مغز در مورد پدیده «خود self» باید از همان مکانیسمی که مغز برای ادراکاتِ حسیّ استفاده میکند، کمک بگیریم. مغز در این مورد نیز ، «بهترین حدس» را بر اساس انتظارات، باورهای گذشته و اطّلاعاتِ حسّی ایجاد میکند. در مورد دست پلاستیکی، از اطّلاعاتِ حسّی که مربوط به آن قسمت بدن میشود، و همچنین از ادراکات حسّیِ کلاسیک یعنی بینایی و لامسه استفاده میکند. حواسّ ِ فیزیکی دو گونه هستند. حسّ ِ «پروپریوسپشن»که پیامهایِ آن موقعیّتِ بدن را در فضا، به مغز میفرستند، و حسّ «اینتروسپشن» که تمامیِ اطّلاعات از داخل بدن، شامل فشارخون، وضعیّتِ معده، ضربان قلب و غیره را به مغز میفرستند. تجربه «خود بدنمند embodied selfhood»، بستگی به پیشبینیِ ناشی از پیامهای به دست آمده از کانالهای اینتروسپشن و پروپریوسپشن، و همچنین، اطّلاعاتی دارد که از حسّهای کلاسیک مثل بینایی و لامسه دریافت می کنیم. تجربهٔ بودن و «خود بودن» نیز، یک نوعِ بسیار منحصربفرد « توهم کنترل شده controlled hallucination» است.
«آنیل سث» و «سارا گارفینکل» با استفاده از تکنیک Augmented Reality، و تست نوع مجازی (ویرچوال) ایلوژنِ دستِ پلاستیکی، به برّرسیِ اثراتِ اینتروسپشن بر روی درکِ «خود بدنمند embodied self» پرداختند. در این آزمایش شرکت کنندگان فقط توسّطِ عینکهایی که تصاویر مجازی ایجاد میکردند، قادر به مشاهدهٔ دستهای مجازیِ خود بودند. بر روی دستِمجازی یک فلاشِ قرمز رنگ در فواصل معیّنی تابیده میشد. هنگامیکه تابشِ فلاش هماهنگ با ضربان قلب فرد بود، او آن دست مجازی را قسمتی از بدن خود میدانست، ولی هنگامی که هماهنگ با ضربان قلب نبود، آنرا دست مجازی مینامید.
در پژوهشی که اخیراً در مجلهٔ ساینتیفیک ریپورت منتشر شده،
(Tacikowski, P. Fluidity of gender identity Sci Rep 2020. 10)
با استفاده از عینکهای دنیای مجازی virtual reality, تأثیراتِ ادراکاتِ حسّی بر روی «هوّیتِ جنسیّت gender ide ntity»، که یکی از جنبههای «خود Self» است، مورد بررسی قرار گرفته. این عینکها برای زنان و مردان موردِ آزمایش، بدنهایِ جنس مخالف را تداعی میکردند. قبل از تست، شرکت کنندگان به پرشسنامه هایی پاسخ دادند که مردان، تمایلات مردانه و زنان تمایلات زنانه را ابراز کردند.
(برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
@Sciencemodern2
Brain, and Consciousness
قسمت چهارم(پایانی):
از میان تمامیِ تجربیاتی که ما در دنیای درونی خود داریم، یکی از آنها بسیار منحصر به فرد است، و آن تجربه بودن «خود Self» است. ما همیشه وجود چنین درکی را کم اهمیّت در نظر میگیریم، زیرا این تحربه به طور دائم وجود دارد و نوعی حسّ ِ تداوم به ماهیّت ِذهنی ما میدهد(البته به جز زمانیکه در حال خارج شدن از بیهوشی عمومی هستیم). امّا همانطور که «پدیده خودآگاهی» فقط یک ماهیّتِ محدود نیست، آگاهی «به خود Selfhood » نیز ساختاری پیچیده است که در مغز ایجاد میشود.
برای درک آگاهی به خود، این تعاریف را باید بدانیم. «خود بدن bodily self» که همان تجربه بودن در یک بدن و داشتن همان بدن به طور اختصاصی است. «چشم انداز خود perspectival self، که تجربه دنیای اطراف از دیدگاه خود به عنوان «اول شخص» است. «اراده شخصی volitional self» که شاملِ قصدِ کاری را انجام دادن، و عامل انجام این کار و نه کار دیگر است. و سرانجام در سطحی بالاتر، «خود، در روایت زندگی مان» و «خود در جامعه». در «روایت از خود» است که «من» شکل میگیرد و این «من» به صورت مشخصی تداوم یافته و یک حافظه غنی اتوبیوگرافی
را شکل می دهد. «خود در جامعه» تجربیّاتی است که در مواجه با دیگران، و درکی که دیگران از جایگاهِ اجتماعی شما دارند، ایجاد میشود.
در زندگی روزمره بسیار مشکل است که این جوانب مختلف «خود self» را از هم مجزّا کنیم. همانطور که ما در جهانِ اطراف حرکت میکنیم، تمامِ جوانبِ «خود» را، که با حافظهٔ گذشتهٔ ما و همچنین تجربهٔ کارهای ارادی ما هماهنگی دارد، یکپارچه میپنداریم . امّا بسیاری از پژوهشهای جدید و آزمایشات روان و اعصاب شناسی، واقعیّتِ دیگری را نشان میدهند. در حقیقت مغز به طورِ فعّال و مداوم، در حالت تولید و هماهنگیِ جوانبِ درکِ «خود» است.
یکی از این آزمایشات، آزمایش «ایلوژنِ دستِ پلاستیکی» است. در این آزمایش شما توجه خود را بر روی یک دست پلاستیکی که روی میز است معطوف می کنید، در حالی که دستِ حقیقیِ شما به دور از میز است. حال اگر دستِ حقیقی و پلاستیکی، با هم تحریک شوند، شما در یک لحظه تصوّر میکنید که دست پلاستیکی قسمتی از بدن شماست. این نشان میدهد که مغز به چه میزان انعطاف پذیر است که با یک تحریک ساده، تصمیم میگیرد که چه ساختاری (در این مورد دست پلاستیکی) متعلق به بدن است یا نیست؟
برای درک این انعطاف پذیری مغز در مورد پدیده «خود self» باید از همان مکانیسمی که مغز برای ادراکاتِ حسیّ استفاده میکند، کمک بگیریم. مغز در این مورد نیز ، «بهترین حدس» را بر اساس انتظارات، باورهای گذشته و اطّلاعاتِ حسّی ایجاد میکند. در مورد دست پلاستیکی، از اطّلاعاتِ حسّی که مربوط به آن قسمت بدن میشود، و همچنین از ادراکات حسّیِ کلاسیک یعنی بینایی و لامسه استفاده میکند. حواسّ ِ فیزیکی دو گونه هستند. حسّ ِ «پروپریوسپشن»که پیامهایِ آن موقعیّتِ بدن را در فضا، به مغز میفرستند، و حسّ «اینتروسپشن» که تمامیِ اطّلاعات از داخل بدن، شامل فشارخون، وضعیّتِ معده، ضربان قلب و غیره را به مغز میفرستند. تجربه «خود بدنمند embodied selfhood»، بستگی به پیشبینیِ ناشی از پیامهای به دست آمده از کانالهای اینتروسپشن و پروپریوسپشن، و همچنین، اطّلاعاتی دارد که از حسّهای کلاسیک مثل بینایی و لامسه دریافت می کنیم. تجربهٔ بودن و «خود بودن» نیز، یک نوعِ بسیار منحصربفرد « توهم کنترل شده controlled hallucination» است.
«آنیل سث» و «سارا گارفینکل» با استفاده از تکنیک Augmented Reality، و تست نوع مجازی (ویرچوال) ایلوژنِ دستِ پلاستیکی، به برّرسیِ اثراتِ اینتروسپشن بر روی درکِ «خود بدنمند embodied self» پرداختند. در این آزمایش شرکت کنندگان فقط توسّطِ عینکهایی که تصاویر مجازی ایجاد میکردند، قادر به مشاهدهٔ دستهای مجازیِ خود بودند. بر روی دستِمجازی یک فلاشِ قرمز رنگ در فواصل معیّنی تابیده میشد. هنگامیکه تابشِ فلاش هماهنگ با ضربان قلب فرد بود، او آن دست مجازی را قسمتی از بدن خود میدانست، ولی هنگامی که هماهنگ با ضربان قلب نبود، آنرا دست مجازی مینامید.
در پژوهشی که اخیراً در مجلهٔ ساینتیفیک ریپورت منتشر شده،
(Tacikowski, P. Fluidity of gender identity Sci Rep 2020. 10)
با استفاده از عینکهای دنیای مجازی virtual reality, تأثیراتِ ادراکاتِ حسّی بر روی «هوّیتِ جنسیّت gender ide ntity»، که یکی از جنبههای «خود Self» است، مورد بررسی قرار گرفته. این عینکها برای زنان و مردان موردِ آزمایش، بدنهایِ جنس مخالف را تداعی میکردند. قبل از تست، شرکت کنندگان به پرشسنامه هایی پاسخ دادند که مردان، تمایلات مردانه و زنان تمایلات زنانه را ابراز کردند.
(برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
@Sciencemodern2
Modern Science
مغز ، و خودآگاهی Brain, and Consciousness قسمت چهارم(پایانی): از میان تمامیِ تجربیاتی که ما در دنیای درونی خود داریم، یکی از آنها بسیار منحصر به فرد است، و آن تجربه بودن «خود Self» است. ما همیشه وجود چنین درکی را کم اهمیّت در نظر میگیریم، زیرا این تحربه…
امّا «در هنگامِ تست» با عینکها، آنگاه که برای مردان و زنانِ مورد آزمایش، بدنِ مجازی از جنس مخالف گذاشته شد، پاسخِ آنها تغییر کرد و زنان بعضی پاسخهای مردانه، و مردان بعضی پاسخ های زنانه به پرسشها دادند. این آزمایش نشان داد که ایلّوژنِ(تصویرِ مجازی)داشتنِ بدنِ جنسِ مخالف، میتواند باعث اختلال، در باورهای شخصیّتیِ_جنسیّتی گردد.
به عقیده «آنیل سث»، اگر به جمله معروف دکارت برگردیم که گفت: «من فکر میکنم، پس من هستم»، اکنون باید بگوییم «من پیش بینی میکنم، پس من هستم». تجربه اختصاصی بودنِ «خود» چیزی نیست به جز، بهترین حدس مغز، از پیام هایی که از سیستمهای حسّیِ داخلی به ما میرسد.
مدلهای «پیشبینیِ» مغز نه تنها برای درکِ پیامهای حسّی مفید هستند، بلکه به مغز این قدرت را میدهند که این پیامها را کنترل، و تنظیم کند. با تغییر دادنِ اطّلاعاتِ حسی، مغز به قدرتِ پیشبینیِ خود، به طور فعّال ادامه میدهد ( این پدیده استنباط فعّال active inference نامیده میشود). در مورد «خود»، مخصوصاً خودِ «بدنمند» ، تنظیمِ دقیقِ مکانیسمهای بدن (هوموستاز) مهمّتر از درکِ دقیق است. تا زمانی که ضربان قلب، فشار خون و دیگر پارامترهای فیزیولوژیک در حد قابل قبول باشند، برای مغز مهم نیست که یک درک دقیق از پیامهای حسّی داشته باشد.
هنگامی که دکارت ذهن و بدن را دو ماهیّتِ جداگانه در نظر گرفت، سپس پیشنهاد کرد که جانورانِ غیر انسان، چیزی به جز «جانورِ ماشینیbeast machine » نیستند چون اصولاً درکی از دنیای درونِ خود ندارند. به عقیدهٔ او، فرآیندهای تنظیمیِ فیزیولوژیک در بدن، به هیچ وجه ربطی به ذهن و خودآگاهی ندارند. «آنیل سث» کاملاً با این عقیده مخالف است. به عقیده او آزمایشاتِ نوروساینسِ جدید، نشان داده اند که اساسِ خودآگاهی و درکِ «خودِ» ما، کاملاً برای پیشبینی، و در جهت کنترل فیزیولوژیِ پیچیدهٔ ما (جریان خون ، حرکت روده ها، و... )است، که به همین نحو در حیواناتِ دیگر هم هست. بنابراین، ما «خودآگاهی» داریم زیرا ما هم «جانوران ماشینی» هستیم.
(برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
@Sciencemodern2
به عقیده «آنیل سث»، اگر به جمله معروف دکارت برگردیم که گفت: «من فکر میکنم، پس من هستم»، اکنون باید بگوییم «من پیش بینی میکنم، پس من هستم». تجربه اختصاصی بودنِ «خود» چیزی نیست به جز، بهترین حدس مغز، از پیام هایی که از سیستمهای حسّیِ داخلی به ما میرسد.
مدلهای «پیشبینیِ» مغز نه تنها برای درکِ پیامهای حسّی مفید هستند، بلکه به مغز این قدرت را میدهند که این پیامها را کنترل، و تنظیم کند. با تغییر دادنِ اطّلاعاتِ حسی، مغز به قدرتِ پیشبینیِ خود، به طور فعّال ادامه میدهد ( این پدیده استنباط فعّال active inference نامیده میشود). در مورد «خود»، مخصوصاً خودِ «بدنمند» ، تنظیمِ دقیقِ مکانیسمهای بدن (هوموستاز) مهمّتر از درکِ دقیق است. تا زمانی که ضربان قلب، فشار خون و دیگر پارامترهای فیزیولوژیک در حد قابل قبول باشند، برای مغز مهم نیست که یک درک دقیق از پیامهای حسّی داشته باشد.
هنگامی که دکارت ذهن و بدن را دو ماهیّتِ جداگانه در نظر گرفت، سپس پیشنهاد کرد که جانورانِ غیر انسان، چیزی به جز «جانورِ ماشینیbeast machine » نیستند چون اصولاً درکی از دنیای درونِ خود ندارند. به عقیدهٔ او، فرآیندهای تنظیمیِ فیزیولوژیک در بدن، به هیچ وجه ربطی به ذهن و خودآگاهی ندارند. «آنیل سث» کاملاً با این عقیده مخالف است. به عقیده او آزمایشاتِ نوروساینسِ جدید، نشان داده اند که اساسِ خودآگاهی و درکِ «خودِ» ما، کاملاً برای پیشبینی، و در جهت کنترل فیزیولوژیِ پیچیدهٔ ما (جریان خون ، حرکت روده ها، و... )است، که به همین نحو در حیواناتِ دیگر هم هست. بنابراین، ما «خودآگاهی» داریم زیرا ما هم «جانوران ماشینی» هستیم.
(برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
@Sciencemodern2
علت مشت زدن گوریل ها به سینه🦍
اگرچه ضربه زدن گوریلها روی سینهشان رفتاری طبیعی در این گونه زیستی محسوب میشود، اما تاکنون نمیدانستیم که علت واقعی این رفتار چیست. حالا بهتازگی گروهی از محققان دریافتهاند که صدای حاصل از ضربه زدن روی سینه میتواند نشاندهنده اندازه بدن گوریلها باشد. در نتیجه، آنها با این صدا قدرت خود را به رخ سایر گوریلها میکشند.
این یافتهها بر اساس تحقیقات جدیدی منتشر شده که در آن گروهی از دانشمندان از آلمان و آمریکا ۲۵ گوریل کوهی وحشی را در پارک ملی آتشفشانهای «رواندا» بررسی کردهاند. مشاهدات محققان در طول بازه زمانی ژانویه ۲۰۱۴ تا ژوئیه ۲۰۱۶ به ثبت رسیده است.
در این مطالعات محققان نه تنها صدای ضربات روی سینه گوریلها را ضبط کردند، بلکه ابعاد بدن آنها را به روشی غیرتهاجمی موسوم به تصویرسنجی اندازهگیری کردند. در نهایت مشخص شد که هرچه اندازه بدن گوریل بزرگتر باشد، فرکانسهای صوتی صدای ضربات سینه او بمتر میشود. دلیلش احتمالا به اندازه کیسههای هوایی برمیگردد که در نزدیکی حنجره گوریلها وجود دارد. این کیسهها در گوریلهای عظیمالجثه بزرگتر است و صدای بمتری تولید میکند.
حالا دانشمندان تئوری دادهاند که صدای حاصل از ضربه زدن روی سینه یک گوریل به بقیه همنوعان خود نشان میدهد که قادرند او را به چالش بکشند یا نه. به علاوه، این صدا به گوریلهای ماده کمک میکند تا در انتخاب یک جفت مناسب و قدرتمند برای خود تصمیمگیری بهتری داشته باشند.
شایان ذکر است که تعداد ضربات روی سینه و طول هر دوره از ضربهزنیهای متوالی بین گوریلهای مختلف، فرق میکند. این تفاوتها میتواند نشانگر امضاهای شخصی هر گوریل باشد و حضور آنها را از فاصله نسبتا زیادی به دیگران اعلام کند.
منبع
NewAtlas
#کانال_علم_مدرن
@Sciencemodern2
اگرچه ضربه زدن گوریلها روی سینهشان رفتاری طبیعی در این گونه زیستی محسوب میشود، اما تاکنون نمیدانستیم که علت واقعی این رفتار چیست. حالا بهتازگی گروهی از محققان دریافتهاند که صدای حاصل از ضربه زدن روی سینه میتواند نشاندهنده اندازه بدن گوریلها باشد. در نتیجه، آنها با این صدا قدرت خود را به رخ سایر گوریلها میکشند.
این یافتهها بر اساس تحقیقات جدیدی منتشر شده که در آن گروهی از دانشمندان از آلمان و آمریکا ۲۵ گوریل کوهی وحشی را در پارک ملی آتشفشانهای «رواندا» بررسی کردهاند. مشاهدات محققان در طول بازه زمانی ژانویه ۲۰۱۴ تا ژوئیه ۲۰۱۶ به ثبت رسیده است.
در این مطالعات محققان نه تنها صدای ضربات روی سینه گوریلها را ضبط کردند، بلکه ابعاد بدن آنها را به روشی غیرتهاجمی موسوم به تصویرسنجی اندازهگیری کردند. در نهایت مشخص شد که هرچه اندازه بدن گوریل بزرگتر باشد، فرکانسهای صوتی صدای ضربات سینه او بمتر میشود. دلیلش احتمالا به اندازه کیسههای هوایی برمیگردد که در نزدیکی حنجره گوریلها وجود دارد. این کیسهها در گوریلهای عظیمالجثه بزرگتر است و صدای بمتری تولید میکند.
حالا دانشمندان تئوری دادهاند که صدای حاصل از ضربه زدن روی سینه یک گوریل به بقیه همنوعان خود نشان میدهد که قادرند او را به چالش بکشند یا نه. به علاوه، این صدا به گوریلهای ماده کمک میکند تا در انتخاب یک جفت مناسب و قدرتمند برای خود تصمیمگیری بهتری داشته باشند.
شایان ذکر است که تعداد ضربات روی سینه و طول هر دوره از ضربهزنیهای متوالی بین گوریلهای مختلف، فرق میکند. این تفاوتها میتواند نشانگر امضاهای شخصی هر گوریل باشد و حضور آنها را از فاصله نسبتا زیادی به دیگران اعلام کند.
منبع
NewAtlas
#کانال_علم_مدرن
@Sciencemodern2
New Atlas
Gorillas may use sound of chest-beating to indicate their body size
Although the chest-beating of male gorillas is a common behavior, its purpose still isn't entirely understood. Now, however, scientists believe it may serve as a means of acoustically indicating the size of the apes' bodies – needless to say, bigger is better.
🌠 12 آوریل 1961 یک روز تاریخی برای بشریت به حساب می آید؛ چرا که فضانورد روس آقای یوری گاگارین موفق شد عصر سفرهای فضایی انسان به فضا را فتح کند و طی یک ساعت و چهل و هشت دقیقه با سفینه "واستوک" مدار زمین را دور بزند و سالم، کنار رود ولگا، به زمین برگردد.
سال 2011 سازمان ملل این روز مهم برای بشریت را گرامی داشت و 12 آوریل را به عنوان روز فضانورد انتخاب کرد.
اهمیت این اقدام در این بود که مسیر فرستادن #فضانورد به فضا باز شد و آرزوی دیرینه بشر برای فتح فضا محقق شد...
@Sciencemodern2
سال 2011 سازمان ملل این روز مهم برای بشریت را گرامی داشت و 12 آوریل را به عنوان روز فضانورد انتخاب کرد.
اهمیت این اقدام در این بود که مسیر فرستادن #فضانورد به فضا باز شد و آرزوی دیرینه بشر برای فتح فضا محقق شد...
@Sciencemodern2
در این کلیپ کوتاه توضیح داده میشود که چگونه راههای ساده میتوانند در افزایش یا حفظ توان ذهنی و مغزی ما مؤثر واقع شوند. این نکات به ترتیب ضریب اهمیت از این قرار هستند: ¹- مطالعه کردن باعث تقویت و رشد عملکردهای شناختی مغز میشود و همچنین موجب فعال شدن بخشهایی از مغز میشود که در پارهای از اوقات به کار گرفته نمیشوند. مطالعه کردن موجب سرازیر شدن خون بیشتری به سمت مغز میشود ولی این اتفاق مثلاً موقع تماشای تلویزیون رخ نمیدهد. ²- کشیدن نقاشی و متمرکز شدن بر روی کارهای هنری موجب میشود که ارتباطات سلولهای مغزی بهبود یابد و از پیرشدن آنها جلوگیری کند. ³- مشابهت بسیاری میان عشق مادرانه و عشق رمانتیک وجود دارند. عشق شورآفرین باعث میشود بخشهایی از مغز که مرتبط با ارتباطات جنسی هستند فعال شوند و اضطراب و ترس کاهش یابد و احساس خشنودی افزایش پیدا کند. احساس مادرانه نیز موجب میشود بخشهایی از مغز که مربوط به شکلگیری علاقه هستند فعال شوند. ⁴- مصرف شکر زیاد موجب تخریب حافظه و توانایی در یادگیری میشود. فروکتوز بیش از حد رفتهرفته موجب کاهش حافظه و کاهش یادگیری میشود و مغز با دشواری اطلاعات را به یاد میآورد و بر روی چیزی تمرکز میکند. شکر بیش از حد در بدن باعث قطع شدن اتصال سلولهای مغزی با همدیگر میشود. نوشابهها، تنقلات و برخی غذاها حاوی شکر بسیاری هستند. غذاهایی مثل ماهیها و روغن ماهی، پسته، بادام، فندق، تخمه و مانند اینها موجب میشوند که عملکرد مغزی بهبود یابد و عوارض شکر را از بین ببرند. ⁵- بارداری موجب کاهش قشر خاکستری مغز میشود و تأثیرات بسیاری بر تواناییهای شناختیاجتماعی و درک دیگران میگذارد. دلیل کم شدن این تواناییها این است که ذهن مادر بایست بیشتر از قبل متوجه فرزندش باشد و بیشتر از افراد دیگر بایست با فرزندش ارتباط برقرار نماید تا بتواند در مقابل خطرات احتمالی از فرزندش کاملاً محافظت و مراقبت کند. ⁶- آب هشتاد درصد از مغز انسان را تشکیل میدهد. حتی کاهش دو درصدی آب تأثیرات منفی بسیاری بر روی سلولهای مغزی میگذارد، بنابراین موجب کاهش توان ذهنی، قدرت تمرکز و هوشیاری میشود. همچنین کمبود آب در طولانی مدت باعث تأثیرات منفی بر روی حافظه کوتاهمدت و تواناییهای شناختی و درکی میشود. ⁷- عشق و نفرت در یک ناحیه از مغز انسان ایجاد میشوند. عشقورزی نامعقول و نفرتورزی نسنجیده موجب میشود که فعالیت بخشهایی از مغز که کارشان داوری عقلانی و منطقی است کاهش یابد. همچنین نفرتورزی در طولانی مدت توان ذهنی را کاهش میدهد. ⁸- استرس عوراض بسیاری بر بدن و سلولهای مغزی میگذارد و در طولانی مدت موجب کاهش حافظه، مشکل در یادگیری موضوعات جدید، عدم خویشتنداری، اضطراب، حواسپرتی، خشم و زودرنجی میشود. ⁹- کم خوابی مزمن موجب کاهش حافظه و زمینهای برای آلزایمر میشود. مواد سمی و مضر را سلولهای مغزی میتوانند در یک خواب شبانه کامل از خودشان دفع کنند و عدم خواب مناسب در طولانی مدت موجب تأثیرات مخرب بر روی سلولهای مغزی و کاهش توان ذهنی میشود.
برگرفته از گروه اروتسی
@Sciencemodern2
برگرفته از گروه اروتسی
@Sciencemodern2
YouTube
9 Proofs You Can Increase Your Brain Power
The human brain is probably the most mysterious organ in our body. Scientists keep learning new facts about its work, but it still hides lots of secrets. There are a few simple ways to boost your intellect and improve your brain power, and they will surely…
مرگ ۳۰ ثانیه ای کرونا ویروس با وجود کلر در آب
🦠کلر موجود در آب استخر میتواند ویروس عامل کووید-19 را تنها در 30 ثانیه غیرفعال کند.
🔍ویروس شناسان کالج لندن به مطالعه ی تاثیر غلظت های مختلف کلر در آب بر کرونا ویروس سندرم حاد تنفسی 2 پرداختند و دریافتند : که خطر انتقال کووید-19 از طریق آب استخر بسیار کم است.
📖در این مطالعه، دریافتند که؛ غلظت کلر آزاد 1.5 میلی گرم در لیتر و PH بین 7 تا 7.2 باعث کاهش بیش از 1000 برابری آلودگی کروناویروس سندرم حاد تنفسی 2 در عرض 30 ثانیه میشود.
🌊مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا میگوید شواهدی مبنی بر این که ویروس بتواند داخل اقیانوس، دریاچه، استخر، و جکوزی از فردی به فردی دیگر سرایت کند در دست نیست.
👩🏻💻اسما وفادار
📤منبع
https://t.me/Sciencemodern2
🦠کلر موجود در آب استخر میتواند ویروس عامل کووید-19 را تنها در 30 ثانیه غیرفعال کند.
🔍ویروس شناسان کالج لندن به مطالعه ی تاثیر غلظت های مختلف کلر در آب بر کرونا ویروس سندرم حاد تنفسی 2 پرداختند و دریافتند : که خطر انتقال کووید-19 از طریق آب استخر بسیار کم است.
📖در این مطالعه، دریافتند که؛ غلظت کلر آزاد 1.5 میلی گرم در لیتر و PH بین 7 تا 7.2 باعث کاهش بیش از 1000 برابری آلودگی کروناویروس سندرم حاد تنفسی 2 در عرض 30 ثانیه میشود.
🌊مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا میگوید شواهدی مبنی بر این که ویروس بتواند داخل اقیانوس، دریاچه، استخر، و جکوزی از فردی به فردی دیگر سرایت کند در دست نیست.
👩🏻💻اسما وفادار
📤منبع
https://t.me/Sciencemodern2
استفاده اجباری ماسک در اماکن عمومی در اسرائیل لغو شده است.
به گفته وزارت بهداشت این کشور آمار مبتلایان در 24 ساعت گذشته 44نفر بوده است.
حدود 55 درصد جمعیت اسرائیل با واکسنی که برای ایرانیان ممنوع است (فایزر) واکسینه شده اند.
این در حالی است که تعلل در واکسیناسیون در ایران موجب خیز بی سابقه کرونا در کشور گشته است و باز هم همانند همیشه مردم را مقصر این امر تلقی میکنند.
تعداد افراد واکسیناسیون در ایران به عدد یک میلیون نرسیده است و برنامه ای برای تعطیلی عمومی هم دیده نمیشود.
در این یک سال تقریبا هیچ برنامه جامع و عملی جهت مقابله با پاندمی از سمت سیاستمداران صورت نگرفته است.
به گفته وزارت بهداشت این کشور آمار مبتلایان در 24 ساعت گذشته 44نفر بوده است.
حدود 55 درصد جمعیت اسرائیل با واکسنی که برای ایرانیان ممنوع است (فایزر) واکسینه شده اند.
این در حالی است که تعلل در واکسیناسیون در ایران موجب خیز بی سابقه کرونا در کشور گشته است و باز هم همانند همیشه مردم را مقصر این امر تلقی میکنند.
تعداد افراد واکسیناسیون در ایران به عدد یک میلیون نرسیده است و برنامه ای برای تعطیلی عمومی هم دیده نمیشود.
در این یک سال تقریبا هیچ برنامه جامع و عملی جهت مقابله با پاندمی از سمت سیاستمداران صورت نگرفته است.
مغز معمولی انسان چه زمانی و در کجا تکامل یافته است؟
اولین جمعیت تیره Homo حدود 2.5 میلیون سال پیش در آفریقا ظهور کرد. آنها قبلاً به صورت ایستاده راه می رفتند ، اما مغز آنها تقریباً نیمی از اندازه انسانهای امروزی بود. این اولین جمعیت های هومو در آفریقا مغز میمون مانند ابتدایی دارند – درست مثل اجداد منقرض شده آنها ، australopithecines.
بنابراین ، مغز معمولی انسان چه زمانی و در کجا تکامل یافته است؟
اولین جمعیت هومو در خارج از آفریقا – در جورجیا فعلی – دارای مغزهایی بودند که به همان نسبت ابتدای آفریقا بودند. بنابراین ، نتیجه می گیرد که مغز انسان های اولیه تا حدود 1.7 میلیون سال پیش به ویژه بزرگ و مدرن نبوده است.
با این حال ، این انسانهای اولیه کاملاً قادر به ساختن ابزارهای متعدد ، سازگار شدن با شرایط جدید محیطی اوراسیا ، توسعه منابع غذایی حیوانات و مراقبت از اعضای گروه بودند که به کمک نیاز داشتند.
در این دوره ، فرهنگ ها در آفریقا پیچیده تر و متنوع تر شدند ، که با کشف انواع مختلف ابزارهای سنگی این امر اثبات می شود. محققان فکر می کنند که تکامل بیولوژیکی و فرهنگی احتمالاً به هم وابسته اند.
پونسه دو لئون ، انسان شناس ، می گوید: “به احتمال زیاد اولین اشکال زبان انسان نیز در این دوره ایجاد شده است.” فسیل های یافت شده در جاوا شواهدی مبنی بر موفقیت فوق العاده جمعیتهای جدید ارائه می دهد: اندکی پس از اولین حضور در آفریقا ، آنها قبلاً به جنوب شرقی آسیا گسترش یافته بودند.
اثرات مغزی در جمجمه های فسیلی تکامل انسان را نشان می دهد.
نظریه های قبلی به دلیل فقدان اطلاعات قابل اعتماد ، پشتیبانی چندانی از آنها نداشتند. “مشکل این است که مغز اجداد ما به عنوان فسیل حفظ نشده است. ساختار مغز آنها فقط می تواند از برداشت های حاصل از چین و چروک های سطح داخلی جمجمه های فسیلی استنباط شود. ”
از آنجا که این نقش ها از فردی به فرد دیگر بطور قابل توجهی متفاوت است ، تاکنون نمی توان به وضوح تشخیص داد که آیا فسیل خاص هومو مغز میمون بیشتری دارد یا از نوع انسان تر است. با استفاده از تجزیه و تحلیل توموگرافی کامپیوتری در مورد طیف وسیعی از جمجمه های فسیلی ، محققان اکنون توانسته اند برای اولین بار این شکاف را برطرف کنند
اکنون یک تیم بین المللی به سرپرستی کریستف زولیکوفر و مارسیا پونسه دو لئون از گروه انسان شناسی دانشگاه زوریخ (UZH) موفق به پاسخگویی به این سوالات شده اند. زولیکوفر می گوید: “تجزیه و تحلیل های ما حاکی از آن است که ساختارهای مغزی انسان مدرن تنها 1.5 تا 1.7 میلیون سال پیش در جمعیتهای انسان آفریقایی پدید آمده است.”
محققان از توموگرافی رایانه ای برای بررسی جمجمه فسیل های همو که 1 تا 2 میلیون سال پیش در آفریقا و آسیا زندگی می کردند ، استفاده کردند. آنها سپس داده های فسیلی را با داده های مرجع میمون های بزرگ و انسان مقایسه کردند.
مغز انسان جدا از اندازه ، بخصوص از نظر موقعیت و سازماندهی مناطق جداگانه مغز با میمون های بزرگ متفاوت است. نویسنده اول مارسیا پونسه دو لئون خاطرنشان می کند: “ویژگی های معمول انسانها در درجه اول مناطقی از لوب پیشانی است که مسئول برنامه ریزی و اجرای الگوهای پیچیده فکری و عملی و در نهایت همچنین زبان هستند.” از آنجا که این نواحی به میزان قابل توجهی در مغز انسان بزرگتر هستند ، مناطق مجاور مغز بیشتر به عقب منتقل می شوند.
مغز معمولی انسان به سرعت از آفریقا به آسیا گسترش یافت.
مقایسه CT جمجمه، ساختارهای مغزی مدرن را نشان می دهد.
Iivesvience
@Sciencemodern2
اولین جمعیت تیره Homo حدود 2.5 میلیون سال پیش در آفریقا ظهور کرد. آنها قبلاً به صورت ایستاده راه می رفتند ، اما مغز آنها تقریباً نیمی از اندازه انسانهای امروزی بود. این اولین جمعیت های هومو در آفریقا مغز میمون مانند ابتدایی دارند – درست مثل اجداد منقرض شده آنها ، australopithecines.
بنابراین ، مغز معمولی انسان چه زمانی و در کجا تکامل یافته است؟
اولین جمعیت هومو در خارج از آفریقا – در جورجیا فعلی – دارای مغزهایی بودند که به همان نسبت ابتدای آفریقا بودند. بنابراین ، نتیجه می گیرد که مغز انسان های اولیه تا حدود 1.7 میلیون سال پیش به ویژه بزرگ و مدرن نبوده است.
با این حال ، این انسانهای اولیه کاملاً قادر به ساختن ابزارهای متعدد ، سازگار شدن با شرایط جدید محیطی اوراسیا ، توسعه منابع غذایی حیوانات و مراقبت از اعضای گروه بودند که به کمک نیاز داشتند.
در این دوره ، فرهنگ ها در آفریقا پیچیده تر و متنوع تر شدند ، که با کشف انواع مختلف ابزارهای سنگی این امر اثبات می شود. محققان فکر می کنند که تکامل بیولوژیکی و فرهنگی احتمالاً به هم وابسته اند.
پونسه دو لئون ، انسان شناس ، می گوید: “به احتمال زیاد اولین اشکال زبان انسان نیز در این دوره ایجاد شده است.” فسیل های یافت شده در جاوا شواهدی مبنی بر موفقیت فوق العاده جمعیتهای جدید ارائه می دهد: اندکی پس از اولین حضور در آفریقا ، آنها قبلاً به جنوب شرقی آسیا گسترش یافته بودند.
اثرات مغزی در جمجمه های فسیلی تکامل انسان را نشان می دهد.
نظریه های قبلی به دلیل فقدان اطلاعات قابل اعتماد ، پشتیبانی چندانی از آنها نداشتند. “مشکل این است که مغز اجداد ما به عنوان فسیل حفظ نشده است. ساختار مغز آنها فقط می تواند از برداشت های حاصل از چین و چروک های سطح داخلی جمجمه های فسیلی استنباط شود. ”
از آنجا که این نقش ها از فردی به فرد دیگر بطور قابل توجهی متفاوت است ، تاکنون نمی توان به وضوح تشخیص داد که آیا فسیل خاص هومو مغز میمون بیشتری دارد یا از نوع انسان تر است. با استفاده از تجزیه و تحلیل توموگرافی کامپیوتری در مورد طیف وسیعی از جمجمه های فسیلی ، محققان اکنون توانسته اند برای اولین بار این شکاف را برطرف کنند
اکنون یک تیم بین المللی به سرپرستی کریستف زولیکوفر و مارسیا پونسه دو لئون از گروه انسان شناسی دانشگاه زوریخ (UZH) موفق به پاسخگویی به این سوالات شده اند. زولیکوفر می گوید: “تجزیه و تحلیل های ما حاکی از آن است که ساختارهای مغزی انسان مدرن تنها 1.5 تا 1.7 میلیون سال پیش در جمعیتهای انسان آفریقایی پدید آمده است.”
محققان از توموگرافی رایانه ای برای بررسی جمجمه فسیل های همو که 1 تا 2 میلیون سال پیش در آفریقا و آسیا زندگی می کردند ، استفاده کردند. آنها سپس داده های فسیلی را با داده های مرجع میمون های بزرگ و انسان مقایسه کردند.
مغز انسان جدا از اندازه ، بخصوص از نظر موقعیت و سازماندهی مناطق جداگانه مغز با میمون های بزرگ متفاوت است. نویسنده اول مارسیا پونسه دو لئون خاطرنشان می کند: “ویژگی های معمول انسانها در درجه اول مناطقی از لوب پیشانی است که مسئول برنامه ریزی و اجرای الگوهای پیچیده فکری و عملی و در نهایت همچنین زبان هستند.” از آنجا که این نواحی به میزان قابل توجهی در مغز انسان بزرگتر هستند ، مناطق مجاور مغز بیشتر به عقب منتقل می شوند.
مغز معمولی انسان به سرعت از آفریقا به آسیا گسترش یافت.
مقایسه CT جمجمه، ساختارهای مغزی مدرن را نشان می دهد.
Iivesvience
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
قهوه شفاف - قهوه ای که مانند آب شفاف به نظر می رسد. ایده ای که پشت این نوشیدنی هست دندان ها رنگ نمی گیرد، لکه روی دندان نمی ماند و شما می توانید آن را در حالی که سرد است بنوشید. قهوه شفاف تنها از دو نوع مواد تشکیل شده است: دانه های قهوه با کیفیت بالا و آب تمیز☕️
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
💬دسته گل مجلس انقلابی برای محدودیت آزمایش #غربالگری_ژنتیکی و #سقط_جنین حالا رفته #شورای_نگهبان و تنها امید اینه که این قانون تایید نشه.فقط یک لحظه تصور کنید که با تایید این قانون چند نوزاد دارای معلولیت ممکنه متولد شوند و زندگی سختی داشته باشند.
#نه_به_محدودیت_غربالگری_ژنتیکی
#نه_به_محدودیت_غربالگری_ژنتیکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دگرگونش فیل ها
با فیل های منقرض شده که سال ها پیش میزیسته امد اشنا شوید بعضی ها عاج داشتند و بعضی فک پایین کشیده داشتند
@Sciencemodern2
با فیل های منقرض شده که سال ها پیش میزیسته امد اشنا شوید بعضی ها عاج داشتند و بعضی فک پایین کشیده داشتند
@Sciencemodern2
چین و اسرار فاش نشده ی کرونا
🦠خبری که منتشر شده؛ حاکی از آن است که دانشمندان چینی و ارتش این کشور در پنهان کاری پروژه ی یافتن ویروس های حیوانی، باهم دست به یکی کردند.
گزارش ها نشان میدهد که، از ۹ سال قبل چینی ها در تدارک ساخت و انتشار جهانی این ویروس مخوف بودند.
پیشنهاد میکنیم این خبر رو کامل بخونید
مترجم: راضیه حجت
biocan_magazine
https://t.me/Sciencemodern2
🦠خبری که منتشر شده؛ حاکی از آن است که دانشمندان چینی و ارتش این کشور در پنهان کاری پروژه ی یافتن ویروس های حیوانی، باهم دست به یکی کردند.
گزارش ها نشان میدهد که، از ۹ سال قبل چینی ها در تدارک ساخت و انتشار جهانی این ویروس مخوف بودند.
پیشنهاد میکنیم این خبر رو کامل بخونید
مترجم: راضیه حجت
biocan_magazine
https://t.me/Sciencemodern2
⭕️ نشست روانشناسی تکاملی (لایو اینستاگرام)
🔷 مهمان ششمین قسمت از این برنامهها، دکتر تقی کیمیائی اسدی، متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیصی الکتریکی هستند.
🔹 موضوع این برنامه: پرسش و پاسخ دربارهی طبیعتِ ماتریالیستیِ انسان یا تگگرایی بیولوژیکی ذات انسان
🔷 زمان: یکشنبه، ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۰
🔹مکان: اینستاگرام، صفحه رسمی ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche
🆔 @Evolps🌱
🔷 مهمان ششمین قسمت از این برنامهها، دکتر تقی کیمیائی اسدی، متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیصی الکتریکی هستند.
🔹 موضوع این برنامه: پرسش و پاسخ دربارهی طبیعتِ ماتریالیستیِ انسان یا تگگرایی بیولوژیکی ذات انسان
🔷 زمان: یکشنبه، ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۰
🔹مکان: اینستاگرام، صفحه رسمی ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche
🆔 @Evolps🌱
On average we are about 1cm taller in the morning than in the evening.
✅The reason is because during normal activities during the day the cartilage in our knees and other areas slowly compress, but when you go to sleep and rest the cartilage goes back to normal.
ما به طور متوسط صبح حدود 1 سانتی متر بلندتر از شب هستیم.
علت آن به این دلیل است که در طی فعالیتهای عادی در طول روز ، غضروف در زانوها و سایر نواحی ما به آرامی فشرده می شود ، اما هنگامی که بخوابید و استراحت کنید ، غضروف به حالت طبیعی برمی گردد.
https://t.me/Sciencemodern2
✅The reason is because during normal activities during the day the cartilage in our knees and other areas slowly compress, but when you go to sleep and rest the cartilage goes back to normal.
ما به طور متوسط صبح حدود 1 سانتی متر بلندتر از شب هستیم.
علت آن به این دلیل است که در طی فعالیتهای عادی در طول روز ، غضروف در زانوها و سایر نواحی ما به آرامی فشرده می شود ، اما هنگامی که بخوابید و استراحت کنید ، غضروف به حالت طبیعی برمی گردد.
https://t.me/Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا به حال به زندگی این بی نوا ها فکر کرده اید?
شهیدان واقعی راه علم...
لانه حیوانات دانشگاه اصفهان
شهیدان واقعی راه علم...
لانه حیوانات دانشگاه اصفهان