Modern Science
984 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
انسان سه برابر بیشتر از مغز شامپانزه‌ها و گوریل‌ها نورون دارد

یک بررسی نشان می‌دهد که مغز انسان چگونه این توانایی را پیدا کرده است تا به شکلی تکامل پیدا کند که از مغز سایر میمون‌ها بزرگ‌تر شود.
محققان مرکز تحقیقات پزشکی (MRC) آزمایشگاه زیست‌شناسی مولکولی در کمبریج، یک نکته مهم مولکولی پیدا کرده‌اند که می‌تواند به این منجر شود که ارگانوئیدها (اندام‌واره‌های) مغز میمون‌ها، بیشتر شبیه به اندام‌واره‌های مغز انسان رشد کنند؛ روندی که در موش‌ها برعکس است.
در این مطالعه، رشد سلول‌های بنیادی اندام‌واره‌های انسان، گوریل و شمپانزه‌ها با یکدیگر مقایسه شدند. اندام‌واره‌ها، بافت‌های سه‌بعدی هستند که از سلول‌های بنیادی رشد می‌کنند و مراحل اولیه مغز را می‌سازند. دانشمندان دریافتند که همانند خود مغز انسان، اندام‌واره‌های مغز انسان نیز به مراتب بزرگ‌تر از سایر میمون‌ها رشد می‌کند. دکتر مادلین لنکستر از مرکز تحقیقات پزشکی (MRC) آزمایشگاه زیست‌شناسی مولکولی، می‌گوید: «این تحقیق، اولین بررسی در این زمینه است که تفاوت بین تکامل مغز انسان با سایر خویشاوندان زنده امروزی و سایر میمون‌های بزرگ را نشان می‌دهد.»
او می‌افزاید: «بزرگ‌ترین تفاوت عمده ما و سایر میمون‌ها، فقط در این است که مغز ما چگونه به این شکل باورنکردنی بزرگ است.» زمانی که مغز شروع به رشد می‌کند، سلول‌های بنیادی که با عنوان پروژنیتورهای عصبی یا نیایاخته‌های عصبی نورون‌ها را می‌سازند. این سلول‌ها زندگی خود را با شکلی سیلندرمانند شروع می‌کنند و به تدریج زمانی که تکثیر خود را کند می‌کنند، شبیه به قیف بستنی به نظر می‌رسند.

@Sciencemodern2

پژوهش بر روی موش‌ها نشان می‌دهد که سلول‌های عصبی نیایاخته آن‌ها به شکلی مخروطی رشد کرده و تکثیر آن طی چند ساعت آهسته شده است. محققان دریافتند که این تغییرات از شکل استوانه‌ای به مخروطی به صورت تقریبی در گوریل‌ها و شامپانزه‌ها، حدود پنج روز به طول می‌انجامد. این فرایند در سلول‌های نیایاخته انسانی چیزی حدود هفت روز طول می‌کشد. این مطالعه که در مجله علمی سل (Cell) منتشر شده، به این یافته دست پیدا کرده است که سلول‌های انسان برای مدت طولانی‌تری در شکل استوانه‌ای باقی می‌مانند و زمان بیشتری دارند تا تکثیر شوند و از این رو، مغز این فرصت را در اختیار دارد تا بیشتر رشد کند. این تفاوت در سرعت تحول این سلول‌ها، به معنای آن است که سلول‌های انسان روی هم رفته زمان بیشتری برای تکثیر در اختیار دارند.
پژوهشگران می‌گویند که این مسئله می‌تواند دلیل آن باشد که چرا مغز انسان سه برابر بیشتر از مغز شامپانزه‌ها و گوریل‌ها نورون دارد. دکتر لنکستر می‌گوید: «ما دریافتیم که تغییر با تاخیر در شکل سلول‌ها در مراحل اولیه مغز، کافی است تا مسیر این تحول، تغییر پیدا کند. موضوعی که تعداد نورون‌هایی را که ساخته می‌شود، تعیین می‌کند. این قابل توجه است که تغییرات فرگشتی نسبتا ساده در شکل سلول‌ها، می‌تواند چنین پیامدهای بزرگی در روند تکامل مغز داشته باشد. من حس می‌کنم ما یک موضوع بنیادین درباره این پرسش‌ها آموخته‌ایم. پرسش‌هایی که از زمانی که می‌توانم به خاطر بیاورم، برایم جالب بوده‌اند؛ چه چیزی ما را تبدیل به انسان کرد؟»
محققان علاقه‌مند بودند که به این مسئله توجه کنند که اندام‌واره‌ها یک مدل هستند و از این رو، تکرار همسان و مشابه مغز واقعی نیستند. اگرچه، دانشمندان می‌گویند که این بافت‌های مغز، رویکرد بی‌سابقه‌ای را درباره این مرحله کلیدی از تکامل مغز در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. مرکز تحقیقات پزشکی (MRC) و مرکز تحقیقات سرطان انگلستان، پشتیبان این پژوهش بوده‌اند.

#Independent
#کانال_علم_مدرن

http://Telegram.me/sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جربوا یا موش دو پا از خانواده جوندگان . .

پاهای عقب جربوا بلند و به طور غیرمعمولی قدرتمند است ، البته متناسب با بدن این جونده کوچک.. باوجود چنین پاهایی می توانید کیلومترها حرکت کنید،(از ویژگی های این جونده کوچولو )

@Sciencemodern2
این اشکال، در بهار مریخ و در جریان تبدیل یخ خشک از جامد به گاز، بر سطح آن ایجاد می‌شوند
#NASA


@Sciencemodern2
امروز پس از شش ماه آمار مرگ و میر ناشی از کرونا به عدد صفر رسید!
یک نتیجه واضح از واکسیناسیون درست و با برنامه.

#حافظه_تاریخی
نظریه روان تحلیلی فروید چه ایرادهایی دارد؟؟

@Sciencemodern2
Modern Science
نظریه روان تحلیلی فروید چه ایرادهایی دارد؟؟ @Sciencemodern2
⁠⁠ ⁣نظریه روان‌تحلیلگری فروید چه ایرادهایی دارد؟

با آنکه نظریه فروید، هیجان‌برانگیز، خردمندانه و دقیق است. اما دست‌کم پنج نقطه ضعف مهم دارد:


1⃣ پیچیدگی خیلی زیاد

نظریه فروید خیلی پیچیده است. یکی از اصول بنیادی علم، اصلی است که به آن «تیغ اوکام۱» یا «اصل اختصار تبیین» می‌گویند.

2⃣ روش مطالعه موردی

دومین اصل علم این است که یافته‌ها همگانی باشند، مبانی نتیجه‌گیری‌ها باید به‌گونه‌ای عرضه شوند که دیگر دانشمندان بتوانند با یکدیگر شواهد را ارزیابی کنند. نظریه روان‌تحلیل‌گری هرگز اینگونه عمل نکرد و نوفرویدی‌ها و نظریه‌پردازان روابط شیء نیز این رویه را ادامه داده‌اند.

3⃣ تعاریف مهم

معیار علمی دیگری که معمول است، تعریف عملیاتی است. یک مفهوم علمی میبایست در عباراتی عملیاتی یا رویه‌هایی که بتوان آن‌ها را مشخص کرد و اندازه گرفت تعریف شود. نظریه روان‌تحلیلگری به ندرت این کار را می‌کند.

4⃣ آزمون‌ناپذیری

همچنین، نظریه فروید، نظریه‌ای آزمون‌ناپذیر است. یک نظریه علمی میبایست تأییدناپذیر باشد، یعنی بر مجموعه‌ای مشاهدات یا نتایجی دلالت کند که اگر یافت شوند نادرست بودن آن را اثبات نمایند. این اصل، ملاک ابطال‌پذیری نامیده می‌شود. بر این مبنا، چون با هیچ آزمایشی نمی‌توان ثابت کرد که نظریه روان‌تحلیلگری نادرست است، نظریه‌ای غیرعلمی به حساب می‌آید.

5⃣ جنسیت‌گرایی

نظریه روان‌تحلیلگرایی، جنسیتگرا است. حتی نویسندگان معاصری که برخوردی همدلانه با آن دارند، این نکته را اذعان می‌کنند. فروید، در نوشته‌های خود آشکارا مرد را انسان معیار می‌داند و نظریه‌اش را بر پایه روان‌شناسی مردان بنا می‌کند. از دید او، زنان به طور کلی، الگوهای نابهنجار یا منحرف شده از مدل مردانه هستند.

#دیوید_سی_فاندر_مترجم


#دکتر_محمود_گلزاری

#دانش_روانشناسی

@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرم شب تاب قادر است در زمان بسیار کوتاهی به میزان قابل توجهی نور تولید کند. تولید نور به وسیله این‌گونه حشرات با روش خاصی انجام می‌گیرد. آن‌ها نور را توسط یک ماده شیمیایی یا پروتیینی به‌نام "لوسی فرین‌" تولید می‌کنند که این ماده جالب تقریبا شبیه به کلروفیل موجود در گیاهان است و همانگونه که انرژی نور توسط کلروفیل به مواد شیمیایی تبدیل می‌شود، در این حشرات عکس این عمل با کمک ماده‌ای‌خاص انجام می‌پذیرد. از واکنش "لوسی فرین" با اکسیژن نور زرد-سبز رنگی تولید میشود. البته برخلاف نور تولیدشده در لامپ‌ها و یا شمعها، نوری که توسط این‌گونه جانداران تولید می‌شود هیچ‌گونه گرمایی را به همراه ندارد

@Sciencemodern2
بعد از یک سقوط ده سانتیمتری، هلیکوپتر کوچولو بر روی سطحِ(مریخ) به دنیا آمده است. مریخ نورد کنار رفته است و هلیکوپتر کوچولو را برای نبرد بقا در نخستین شبش در دمایی حدود منفی صد درجه سانتیگراد تنها گذاشته است . اما باتری اش بطور کامل شارژ شده بنابراین بایستی بتواند خودش را گرم نگه دارد . ارتباطات سیاره زمین ما با هلیکوپتر کوچولو از طریق مریخ نورد خواهد بود . (بدین منظور) یک آنتن بسیار کوچک در قسمت بالای هلیکوپتر کوچولو بر روی پنلهای خورشیدی اش تعبیه شده است . ما دستورات را از طریق یک ماهواره که به دور مریخ میچرخد به مریخ نورد ارسال میکنیم ، سپس این پیامها برای هلیکوپتر کوچولو رله خواهد شد و هلیکوپتر کوچولو این دستورات دریافتی را جهت استفاده در پرواز ، ذخیره میکند --

#دکتر_فیروز_نادری


@Sciencemodern2
ادم های بددهن راستگو هستند یا دروغگو؟؟

عده‌ای معتقدن افرادی که منظورشون رو با واژه‌های ناشایست به بقیه منتقل می‌کنن و تلاشی برای استفاده از واژه‌ی مودبی نمی کنن عموما راستگوتر و رُک‌ترن چون نیازی نمی بینن که خودشون رو مدام سانسور کنن و نقاب نامرئی رو چهره‌شون قرار بدن. در همین رابطه، مقاله ای که امروز میخوام راجع بهش صحبت کنم از دکتر فلدمن Gilad Feldman، استاد دانشگاه Maastricht هلند به بررسی این ایده پرداخته.
ایشون و همکارانش تو مرحله اول از شرکت‌کننده‌ها می‌خوان لغتی که اکثرا بعنوان فحش استفاده می‌ کنن رو یادداشت کنن. بعد، ازشون چندتا سوال می‌پرسن که بتونن باهاش میزان صداقتشون رو بسنجن. مثلا پرسیدن که آیا تا حالا تمام عادتهای زندگیت مفید بوده یا نه؟ خب مسلما کسی که به این سوال جواب مثبت بده به احتمال زیاد دروغگوئه دیگه! در نتیجه به این صورت تونستن صداقت شرکت‌کننده‌ها رو بسنجن. نتایج در این مرحله نشون داد زبان آغشته به ناسزا و صداقت در رفتار کاملا به هم وابسته‌، یعنی کسایی که بیشتر مراقبن که مودب به نظر بیان، بیشتر ممکنه دروغ بگن. تو مرحله دوم اومدن افراد بیشتر یرو بررسی کردن! اومدن رفتار ۷۳ هزار نفر رو تو فیسبوک بررسی کردن و نتایج این گروه هم تایید میکرد که فحش و صداقت عموما با هم در ارتباطند. با این حال تیم تحقیق برای نتیجه گیری دقیق تر و جامع تر، باز هم جامعه آماری بزرگتری در حد سه ایالت آمریکا رو بررسی کردن و نتایج هم چنان بیانگر این بود که ناسزا گفتن و صداقت در ارتباط با هم قرار دارند.

برگرفته از پیج دکتر بهزاد چاوشی

منبع : Personaitysciencce

پ.ن این‌مقال سال2017منتشر شده ارسال و مطالعه دوباره این مقاله ونوع خاص ترجمه دکتر چاوشی،خالی ازلطف نیست...‌


@Sciencemodern2
در پشت این عکس استبداد ها نفهته است...
عکس از @scientometric
کشف شواهد جدیدی مبنی بر استفاده از خلال دندان توسط نئاندرتال ها
.
.
یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی دکتر Wioletta Nowaczewska از دانشگاه Wrocław دو دندان یک انسان‌ریخت که متعلق به ۴۶۰۰۰ سال پیش است را بررسی کرده‌اند. دندان ها که یکی آسیای کوچک پایین و دیگری آسیای بزرگ بالاست، در سال ۲۰۱۰ در غار Stajnia واقع در لهستان و در طی یک کاوش کشف شدند. دندان ها در دو لایه به همراه دست ساخته هایی از جنس سنگ چخماق که متعلق به سنت ابزار سازی Micoquian بودند، کشف شدند. متخصصان به بررسی ریخت‌شناسی دندان ها و DNA میتوکندریایی استخراج شده از آنها نیز پرداختند.
دکتر Nowaczewska اظهار داشت: «در وصف دندان آسیای پایینی باید به ساختار غیر معمول و پیچیدهٔ آن اشاره کنیم که دارای برآمدگی های بسیار زیادی است. قسمت جلویی تاج دندان آسیای پایینی نیز دچار ساییدگی کاملا آشکار بوده و مینای دندان تغییر شکل یافته‌ است. وضعیت مناسب دندان آسیای کوچک به ما اجازه داد تا به آنالیز ۲ بُعدی و ۳ بعدی مینای دندان، بازسازی دیجیتالی، بازسازی مجازی نوک مینای دندان و ارزیابی قطر آن بپردازیم که مشخصا این اندازه در نئاندرتال ها باریک تر از انسان های هوشمند است. تمامی ویژگی هایی که ما بررسی کردیم به صورت مستقیم اشاره به نئاندرتال ها دارند.»
در ادامه آنها هیچ نشانه ای از تغییرات وابسته به آسیب‌شناسی مبنی بر اختلال در رشد مینای دندان، کرم خوردگی و هیپوپلازی پیدا نکردند. به گفتهٔ متخصصان، در دندان آسیای پایینی نشانه هایی از آسیب شدید دیده می‌شود که ممکن است ناشی از مصرف غذاهای سفت و سخت بوده باشد. آنها معتقدند که تمامی شواهد اشاره به این مهم دارند که صاحب این دندان، بهداشت دهان و دندان خود را رعایت می‌کرده است.
«ما نمی‌دانیم که این نئاندرتال ۳۰ ساله با استفاده از چه چیزی خلال دندان را درست کرده است - یک تکه شاخهٔ درخت یا استخوان ماهی. هرچه بوده است قطعا بافت سختی داشته و جسمی استوانه‌ای بوده است که در اثر استفاده از آن این برآمدگی های آشکار بر جای مانده‌اند.»
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/3fEDafT
ترجمه و تنظیم: شروین قیداری
umzarchnews
Modern Science
برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
مغز ، و خودآگاهی
Brain, and Consciousness

قسمت چهارم(پایانی):

از میان تمامیِ تجربیاتی که ما در دنیای درونی خود داریم، یکی از آن‌ها بسیار منحصر به فرد است، و آن تجربه بودن «خود Self» است. ما همیشه وجود چنین درکی را کم اهمیّت در نظر میگیریم، زیرا این تحربه به طور دائم وجود دارد و نوعی حسّ ِ تداوم به ماهیّت ِذهنی ما می‌دهد(البته به جز زمانیکه در حال خارج شدن از بیهوشی عمومی هستیم). امّا همانطور که «پدیده خودآگاهی» فقط یک ماهیّتِ محدود نیست، آگاهی «به خود Selfhood » نیز ساختاری پیچیده است که در مغز ایجاد می‌شود.
برای درک آگاهی به خود، این تعاریف را باید بدانیم. «خود بدن bodily self» که همان تجربه بودن در یک بدن و داشتن همان بدن به طور اختصاصی است. «چشم انداز خود perspectival self، که تجربه دنیای اطراف از دیدگاه خود به عنوان «اول شخص» است. «اراده شخصی volitional self» که شاملِ قصدِ کاری را انجام دادن، و عامل انجام این کار و نه کار دیگر است. و سرانجام در سطحی بالاتر، «خود، در روایت زندگی مان» و «خود در جامعه». در «روایت از خود» است که «من» شکل میگیرد و این «من» به صورت مشخصی تداوم یافته و یک حافظه غنی اتوبیوگرافی
را شکل می دهد. «خود در جامعه» تجربیّاتی است که در مواجه با دیگران، و درکی که دیگران از جایگاهِ اجتماعی شما دارند، ایجاد می‌شود.
در زندگی روزمره بسیار مشکل است که این جوانب مختلف «خود self» را از هم مجزّا کنیم. همانطور که ما در جهانِ اطراف حرکت می‌کنیم، تمامِ‌ جوانبِ «خود» را، که با حافظهٔ گذشتهٔ ما و همچنین تجربهٔ کارهای ارادی ما هماهنگی دارد، یکپارچه می‌پنداریم . امّا بسیاری از پژوهش‌های جدید و آزمایشات روان و اعصاب شناسی، واقعیّتِ دیگری را نشان می‌دهند. در حقیقت مغز به طورِ فعّال و مداوم، در حالت تولید و هماهنگیِ جوانبِ درکِ «خود» است.
یکی از این آزمایشات، آزمایش «ایلوژنِ دستِ پلاستیکی» است. در این آزمایش شما توجه خود را بر روی یک دست پلاستیکی که روی میز است معطوف می کنید، در حالی که دستِ حقیقیِ شما به دور از میز است. حال اگر دستِ حقیقی و پلاستیکی، با هم تحریک شوند، شما در یک لحظه تصوّر می‌کنید که دست پلاستیکی قسمتی از بدن شماست. این نشان می‌دهد که مغز به چه میزان انعطاف پذیر است که با یک تحریک ساده، تصمیم میگیرد که چه ساختاری (در این مورد دست پلاستیکی) متعلق به بدن است یا نیست؟
برای درک این انعطاف پذیری مغز در مورد پدیده «خود self» باید از همان مکانیسمی که مغز برای ادراکاتِ حسیّ استفاده می‌کند، کمک بگیریم. مغز در این مورد نیز ، «بهترین حدس» را بر اساس انتظارات، باورهای گذشته و اطّلاعاتِ حسّی ایجاد می‌کند. در مورد دست پلاستیکی، از اطّلاعاتِ حسّی که مربوط به آن قسمت بدن می‌شود، و همچنین از ادراکات حسّیِ کلاسیک یعنی بینایی و لامسه استفاده می‌کند. حواسّ ِ فیزیکی دو گونه هستند. حسّ ِ «پروپریوسپشن»که پیام‌هایِ آن موقعیّتِ بدن را در فضا، به مغز می‌فرستند، و حسّ «اینتروسپشن» که تمامیِ اطّلاعات از داخل بدن، شامل فشارخون، وضعیّتِ معده، ضربان قلب و غیره را به مغز میفرستند. تجربه «خود بدنمند embodied selfhood»، بستگی به پیش‌بینیِ ناشی از پیام‌های به دست آمده از کانال‌های اینتروسپشن و پروپریوسپشن، و همچنین، اطّلاعاتی دارد که از حسّ‌های کلاسیک مثل بینایی و لامسه دریافت می کنیم. تجربهٔ بودن و «خود بودن» نیز، یک نوعِ بسیار منحصربفرد « توهم کنترل شده controlled hallucination» است.

«آنیل سث» و «سارا گارفینکل» با استفاده از تکنیک Augmented Reality، و تست نوع مجازی (ویرچوال) ایلوژنِ دستِ پلاستیکی، به برّرسیِ اثراتِ اینتروسپشن بر روی درکِ «خود بدن‌مند embodied self» پرداختند. در این آزمایش شرکت کنندگان فقط توسّطِ عینک‌هایی که تصاویر مجازی ایجاد می‌کردند، قادر به مشاهدهٔ دست‌های مجازیِ خود بودند. بر روی دستِ‌مجازی یک فلاشِ قرمز رنگ در فواصل معیّنی تابیده می‌شد. هنگامیکه تابشِ فلاش هماهنگ با ضربان قلب فرد بود، او آن دست مجازی را قسمتی از بدن خود می‌دانست، ولی هنگامی که هماهنگ با ضربان قلب نبود، آنرا دست مجازی می‌نامید.
در پژوهشی که اخیراً در مجلهٔ ساینتیفیک ریپورت منتشر شده،
(Tacikowski, P. Fluidity of gender identity Sci Rep 2020. 10)
با استفاده از عینک‌های دنیای مجازی virtual reality, تأثیراتِ ادراکاتِ حسّی بر روی «هوّیتِ جنسیّت gender ide ntity»، که یکی از جنبه‌های «خود Self» است، مورد بررسی قرار گرفته. این عینک‌ها برای زنان و مردان موردِ آزمایش، بدن‌هایِ جنس مخالف را تداعی می‌کردند. قبل از تست، شرکت کنندگان به پرشسنامه هایی پاسخ دادند که مردان، تمایلات مردانه و زنان تمایلات زنانه را ابراز کردند.

(برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست
)

@Sciencemodern2
Modern Science
مغز ، و خودآگاهی Brain, and Consciousness قسمت چهارم(پایانی): از میان تمامیِ تجربیاتی که ما در دنیای درونی خود داریم، یکی از آن‌ها بسیار منحصر به فرد است، و آن تجربه بودن «خود Self» است. ما همیشه وجود چنین درکی را کم اهمیّت در نظر میگیریم، زیرا این تحربه…
امّا «در هنگامِ تست» با عینک‌ها، آنگاه که برای مردان و زنانِ مورد آزمایش، بدنِ مجازی از جنس مخالف گذاشته شد، پاسخِ آن‌ها تغییر کرد و زنان بعضی پاسخ‌های مردانه، و مردان بعضی پاسخ های زنانه به پرسش‌ها دادند. این آزمایش نشان داد که ایلّوژنِ(تصویرِ مجازی)داشتنِ بدنِ جنسِ مخالف، می‌تواند باعث اختلال، در باورهای شخصیّتیِ_جنسیّتی گردد.

به عقیده «آنیل سث»، اگر به جمله معروف دکارت برگردیم که گفت: «من فکر می‌کنم، پس من هستم»، اکنون باید بگوییم «من پیش بینی میکنم، پس من هستم». تجربه اختصاصی بودنِ «خود» چیزی نیست به جز، بهترین حدس مغز، از پیام هایی که از سیستمهای حسّیِ داخلی به ما می‌رسد.
مدل‌های «پیش‌بینیِ» مغز نه تنها برای درکِ پیام‌های حسّی مفید هستند، بلکه به مغز این قدرت را می‌دهند که این پیام‌ها را کنترل، و تنظیم کند. با تغییر دادنِ اطّلاعاتِ حسی، مغز به قدرتِ پیش‌بینیِ خود، به طور فعّال ادامه می‌دهد ( این پدیده استنباط فعّال active inference نامیده می‌شود). در مورد «خود»، مخصوصاً خودِ «بدن‌مند» ، تنظیمِ دقیقِ مکانیسم‌های بدن (هوموستاز) مهمّ‌تر از درکِ دقیق است. تا زمانی که ضربان قلب، فشار خون و دیگر پارامترهای فیزیولوژیک در حد قابل قبول باشند، برای مغز مهم نیست که یک درک دقیق از پیامهای حسّی داشته باشد.

هنگامی‌ که دکارت ذهن و بدن را دو ماهیّتِ جداگانه در نظر گرفت، سپس پیشنهاد کرد که جانورانِ غیر انسان، چیزی به جز «جانورِ ماشینیbeast machine » نیستند چون اصولاً درکی از دنیای درونِ خود ندارند. به عقیدهٔ او، فرآیند‌های تنظیمیِ فیزیولوژیک در بدن، به هیچ وجه ربطی به ذهن و خودآگاهی ندارند. «آنیل سث» کاملاً با این عقیده مخالف است. به عقیده او آزمایشاتِ نوروساینسِ جدید، نشان داده اند که اساسِ خودآگاهی و درکِ «خودِ» ما، کاملاً برای پیش‌بینی، و در جهت کنترل فیزیولوژیِ پیچیدهٔ ما (جریان خون ، حرکت روده ها، و... )است، که به همین نحو در حیواناتِ دیگر هم هست. بنابراین، ما «خودآگاهی» داریم زیرا ما هم «جانوران ماشینی» هستیم.

(برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)



@Sciencemodern2
علت مشت زدن گوریل ها به سینه🦍

اگرچه ضربه زدن گوریل‌ها روی سینه‌شان رفتاری طبیعی در این گونه زیستی محسوب می‌شود، اما تاکنون نمی‌دانستیم که علت واقعی این رفتار چیست. حالا به‌تازگی گروهی از محققان دریافته‌اند که صدای حاصل از ضربه زدن روی سینه می‌تواند نشان‌دهنده اندازه بدن گوریل‌ها باشد. در نتیجه، آن‌ها با این صدا قدرت خود را به رخ سایر گوریل‌ها می‌کشند.

این یافته‌ها بر اساس تحقیقات جدیدی منتشر شده که در آن گروهی از دانشمندان از آلمان و آمریکا ۲۵ گوریل کوهی وحشی را در پارک ملی آتشفشان‌های «رواندا» بررسی کرده‌اند. مشاهدات محققان در طول بازه زمانی ژانویه ۲۰۱۴ تا ژوئیه ۲۰۱۶ به ثبت رسیده است.
در این مطالعات محققان نه تنها صدای ضربات روی سینه گوریل‌ها را ضبط کردند، بلکه ابعاد بدن آن‌ها را به روشی غیرتهاجمی موسوم به تصویرسنجی اندازه‌گیری کردند. در نهایت مشخص شد که هرچه اندازه بدن گوریل بزرگ‌تر باشد، فرکانس‌های صوتی صدای ضربات سینه او بم‌تر می‌شود. دلیلش احتمالا به اندازه کیسه‌های هوایی برمی‌گردد که در نزدیکی حنجره گوریل‌ها وجود دارد. این کیسه‌ها در گوریل‌های عظیم‌الجثه‌ بزرگ‌تر است و صدای بم‌تری تولید می‌کند.
حالا دانشمندان تئوری داده‌اند که صدای حاصل از ضربه زدن روی سینه یک گوریل به بقیه هم‌نوعان خود نشان می‌دهد که قادرند او را به چالش بکشند یا نه. به علاوه، این صدا به گوریل‌های ماده کمک می‌کند تا در انتخاب یک جفت مناسب و قدرتمند برای خود تصمیم‌گیری بهتری داشته باشند.
شایان ذکر است که تعداد ضربات روی سینه و طول هر دوره از ضربه‌زنی‌های متوالی بین گوریل‌های مختلف، فرق می‌کند. این تفاوت‌ها می‌تواند نشانگر امضاهای شخصی هر گوریل باشد و حضور آن‌ها را از فاصله نسبتا زیادی به دیگران اعلام کند.
منبع
NewAtlas
#کانال_علم_مدرن

@Sciencemodern2
🌠 12 آوریل 1961 یک روز تاریخی برای بشریت به حساب می آید؛ چرا که فضانورد روس آقای یوری گاگارین موفق شد عصر سفرهای فضایی انسان به فضا را فتح کند و طی یک ساعت و چهل و هشت دقیقه با سفینه "واستوک" مدار زمین را دور بزند و سالم، کنار رود ولگا، به زمین برگردد.
سال 2011 سازمان ملل این روز مهم برای بشریت را گرامی داشت و 12 آوریل را به عنوان روز فضانورد انتخاب کرد.
اهمیت این اقدام در این بود که مسیر فرستادن #فضانورد به فضا باز شد و آرزوی دیرینه بشر برای فتح فضا محقق شد...

@Sciencemodern2
در این کلیپ کوتاه توضیح داده می‌شود که چگونه راه‌های ساده‌ می‌توانند در افزایش یا حفظ توان ذهنی و مغزی ما مؤثر واقع شوند. این نکات به ترتیب ضریب اهمیت از این قرار هستند: ¹- مطالعه کردن باعث تقویت و رشد عملکردهای شناختی مغز می‌شود و همچنین موجب فعال شدن بخش‌هایی از مغز می‌شود که در پاره‌ای از اوقات به کار گرفته نمی‌شوند. مطالعه کردن موجب سرازیر شدن خون بیش‌تری به سمت مغز می‌شود ولی این اتفاق مثلاً موقع تماشای تلویزیون رخ نمی‌دهد. ²- کشیدن نقاشی و متمرکز شدن بر روی کارهای هنری موجب می‌شود که ارتباطات سلول‌های مغزی بهبود یابد و از پیرشدن آن‌ها جلوگیری کند. ³- مشابهت بسیاری میان عشق مادرانه و عشق رمانتیک وجود دارند. عشق شورآفرین باعث می‌شود بخش‌هایی از مغز که مرتبط با ارتباطات جنسی هستند فعال شوند و اضطراب و ترس کاهش یابد و احساس خشنودی افزایش پیدا کند. احساس مادرانه نیز موجب می‌شود بخش‌هایی از مغز که مربوط به شکل‌گیری علاقه هستند فعال شوند. ‌⁴- مصرف شکر زیاد موجب تخریب حافظه و توانایی در یادگیری می‌شود. فروکتوز بیش از حد رفته‌رفته موجب کاهش حافظه و کاهش یادگیری می‌شود و مغز با دشواری اطلاعات را به یاد می‌آورد و بر روی چیزی تمرکز می‌کند. شکر بیش از حد در بدن باعث قطع شدن اتصال سلول‌های مغزی با همدیگر می‌شود. نوشابه‌ها، تنقلات و برخی غذاها حاوی شکر بسیاری هستند. غذاهایی مثل ماهی‌ها و روغن ماهی، پسته، بادام، فندق، تخمه و مانند این‌ها موجب می‌شوند که عملکرد مغزی بهبود یابد و عوارض شکر را از بین ببرند. ⁵- بارداری موجب کاهش قشر خاکستری مغز می‌شود و تأثیرات بسیاری بر توانایی‌های شناختی‌اجتماعی و درک دیگران می‌گذارد. دلیل کم شدن این توانایی‌ها این است که ذهن مادر بایست بیشتر از قبل متوجه‌ فرزندش باشد و بیشتر از افراد دیگر بایست با فرزندش ارتباط برقرار نماید تا بتواند در مقابل خطرات احتمالی از فرزندش کاملاً محافظت و مراقبت کند. ⁶- آب هشتاد درصد از مغز انسان را تشکیل می‌دهد. حتی کاهش دو درصدی آب تأثیرات منفی بسیاری بر روی سلول‌های مغزی می‌گذارد، بنابراین موجب کاهش توان ذهنی، قدرت تمرکز و هوشیاری می‌شود. همچنین کمبود آب در طولانی مدت باعث تأثیرات منفی بر روی حافظه کوتاه‌مدت و توانایی‌های شناختی و درکی می‌شود. ⁷- عشق و نفرت در یک ناحیه از مغز انسان ایجاد می‌شوند. عشق‌ورزی نامعقول و نفرت‌ورزی نسنجیده موجب می‌شود که فعالیت بخش‌هایی از مغز که کارشان داوری عقلانی و منطقی است کاهش یابد. همچنین نفرت‌ورزی در طولانی مدت توان ذهنی را کاهش می‌دهد. ⁸- استرس عوراض بسیاری بر بدن و سلول‌های مغزی می‌گذارد و در طولانی مدت موجب کاهش حافظه، مشکل در یادگیری موضوعات جدید، عدم خویشتن‌داری، اضطراب، حواس‌پرتی، خشم و زودرنجی می‌شود. ⁹- کم خوابی مزمن موجب کاهش حافظه و زمینه‌ای برای آلزایمر می‌شود. مواد سمی‌ و مضر را سلول‌های مغزی می‌توانند در یک خواب شبانه کامل از خودشان دفع کنند و عدم خواب مناسب در طولانی مدت موجب تأثیرات مخرب بر روی سلول‌های مغزی و کاهش توان ذهنی می‌شود.

برگرفته از گروه اروتسی

@Sciencemodern2
روزانه صد ها نفر از بی مدیریتی و بی کفایتی شما ها جانشان را از دست می‌دهند تا شما بیایید در توییتر شعر بسرایید و چشمک بزنید.
بدا به حال ایران مظلوم...
مرگ ۳۰ ثانیه ای کرونا ویروس با وجود کلر در آب

🦠کلر موجود در آب استخر می‌تواند ویروس عامل کووید-19 را تنها در 30 ثانیه غیرفعال کند.

🔍ویروس شناسان کالج لندن به مطالعه ی تاثیر غلظت های مختلف کلر در آب بر کرونا ویروس سندرم حاد تنفسی 2 پرداختند و دریافتند : که خطر انتقال کووید-19 از طریق آب استخر بسیار کم است.

📖در این مطالعه، دریافتند که؛ غلظت کلر آزاد 1.5 میلی گرم در لیتر و PH بین 7 تا 7.2 باعث کاهش بیش از 1000 برابری آلودگی کروناویروس سندرم حاد تنفسی 2 در عرض 30 ثانیه می‌شود.

🌊مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا می‌گوید شواهدی مبنی بر این که ویروس بتواند داخل اقیانوس، دریاچه، استخر، و جکوزی از فردی به فردی دیگر سرایت کند در دست نیست.

👩🏻‍💻اسما وفادار
📤منبع


https://t.me/Sciencemodern2
استفاده اجباری ماسک در اماکن عمومی در اسرائیل لغو شده است.
به گفته وزارت بهداشت این کشور آمار مبتلایان در 24 ساعت گذشته 44نفر بوده است.
حدود 55 درصد جمعیت اسرائیل با واکسنی که برای ایرانیان ممنوع است (فایزر) واکسینه شده اند.
این در حالی است که تعلل در واکسیناسیون در ایران موجب خیز بی سابقه کرونا در کشور گشته است و باز هم همانند همیشه مردم را مقصر این امر تلقی می‌کنند.
تعداد افراد واکسیناسیون در ایران به عدد یک میلیون نرسیده است و برنامه ای برای تعطیلی عمومی هم دیده نمی‌شود.
در این یک سال تقریبا هیچ برنامه جامع و عملی جهت مقابله با پاندمی از سمت سیاستمداران صورت نگرفته است.