باما همراه باشید و اخرین اخبارکاوشگر رباتیک مریخ رااز کانال علم مدرن پی گیری کنید
اغاز ماموریت کاوشگر
#ناسا
#مریخ
@Sciencemodern2
اغاز ماموریت کاوشگر
#ناسا
#مریخ
@Sciencemodern2
#خبر
محققان دانشگاههای با شبیهسازی ابررایانهای و میکروسکوپهای پیشرفته اتمی تصاویری از مولکولها ثبت کردند.
وضوح بالا و شبیهسازی به آنها اجازه داد تا حرکت و موقعیت اتمها را در یک رشته دیانای بررسی و مشاهده کنند.
پروفسور لین زچیادریچ (Lynn Zechiedrich) از دانشگاه پزشکی بیلور(Baylor) در هیوستون تگزاس که حلقههای دیانای استفاده شده در این تحقیقات را ساخته است میگوید: این تحقیقات قابل توجه بود. آنها جزئیات دقیقی از جمله چروک خوردگیها، حبابها، اشکال عجیب دیانای را به تصویر کشیدند و ما امیدواریم روزی بتوانیم این شکلگیری دیانای را کنترل کنیم.
دکتر سارا هریس(Sarah Harris) از دانشگاه لیدز که تحقیقات را نظارت میکرد میگوید: این تحقیقات نشان میدهد که قوانین فیزیک بر روی حلقههای کوچک دیانای نیز صادق است. همانطور که در ذرات زیراتمی و کهکشانها وجود دارد. ما میتوانیم از ابررایانهها برای درک فیزیک دیانای های تابخورده استفاده کنیم تا برای درمان بیماریها حلقههای دیانای اختصاصی طراحی کنیم.
منبع
Nature Communications
@Sciencemodern2
محققان دانشگاههای با شبیهسازی ابررایانهای و میکروسکوپهای پیشرفته اتمی تصاویری از مولکولها ثبت کردند.
وضوح بالا و شبیهسازی به آنها اجازه داد تا حرکت و موقعیت اتمها را در یک رشته دیانای بررسی و مشاهده کنند.
پروفسور لین زچیادریچ (Lynn Zechiedrich) از دانشگاه پزشکی بیلور(Baylor) در هیوستون تگزاس که حلقههای دیانای استفاده شده در این تحقیقات را ساخته است میگوید: این تحقیقات قابل توجه بود. آنها جزئیات دقیقی از جمله چروک خوردگیها، حبابها، اشکال عجیب دیانای را به تصویر کشیدند و ما امیدواریم روزی بتوانیم این شکلگیری دیانای را کنترل کنیم.
دکتر سارا هریس(Sarah Harris) از دانشگاه لیدز که تحقیقات را نظارت میکرد میگوید: این تحقیقات نشان میدهد که قوانین فیزیک بر روی حلقههای کوچک دیانای نیز صادق است. همانطور که در ذرات زیراتمی و کهکشانها وجود دارد. ما میتوانیم از ابررایانهها برای درک فیزیک دیانای های تابخورده استفاده کنیم تا برای درمان بیماریها حلقههای دیانای اختصاصی طراحی کنیم.
منبع
Nature Communications
@Sciencemodern2
.
🦋اگه به یه بید بگی پروانه خیلی ناراحت میشه.
حس بویایی بیدها خیلی قویتر از پروانههاس.
میگن یه بید نر٬ بوی بید ماده رو از حدود ۳ کیلومتری حس میکنه!
بیدها برخلاف پروانهها که روز دیده میشن، موقع غروب و اول شب پرواز میکنن.
بدن بیدها چاقتر از بدن پروانههاس و موقع استراحت بالهاشون رو کاملا باز نگه میدارن. اما پروانه ها بالهاشون رو موقع استراحت میبندن.
بیدها به یکی از بزرگترین گروههای حشرات تعلق دارن. بزرگترین بید کمی بزرگتر از کف دست یه آدم بالغه. (مثل همین یکی)
رنگ بعضی از بیدها٬ سمی یا بد طعم بودنشون رو به دشمناشون نشون میده.
#راز_بقا
@Sciencemodern2
🦋اگه به یه بید بگی پروانه خیلی ناراحت میشه.
حس بویایی بیدها خیلی قویتر از پروانههاس.
میگن یه بید نر٬ بوی بید ماده رو از حدود ۳ کیلومتری حس میکنه!
بیدها برخلاف پروانهها که روز دیده میشن، موقع غروب و اول شب پرواز میکنن.
بدن بیدها چاقتر از بدن پروانههاس و موقع استراحت بالهاشون رو کاملا باز نگه میدارن. اما پروانه ها بالهاشون رو موقع استراحت میبندن.
بیدها به یکی از بزرگترین گروههای حشرات تعلق دارن. بزرگترین بید کمی بزرگتر از کف دست یه آدم بالغه. (مثل همین یکی)
رنگ بعضی از بیدها٬ سمی یا بد طعم بودنشون رو به دشمناشون نشون میده.
#راز_بقا
@Sciencemodern2
تصاویر لندینگ کاوشگر استقامت بر سطح مریخ در کنفرانس ناسا منتشر شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔅چرخه زندگی حشرهای به نام «مانتیس ارکیده»، شبیه به گُل ارکیده
جالبه توجه نوازد حشره درهردو جنس به رنگ قرمز و سیاه و نرها پس از پنج مرحله وماده پس از هفت مرحله بالغ میشوند ماده این حشره از نران بزرگتره
@Sciencemodern2
جالبه توجه نوازد حشره درهردو جنس به رنگ قرمز و سیاه و نرها پس از پنج مرحله وماده پس از هفت مرحله بالغ میشوند ماده این حشره از نران بزرگتره
@Sciencemodern2
🗯 تلسکوپ جیمز وب ناسا تا هشت ماه دیگر پرتاب میشود. وقتی به قطعات پوشیده شده از طلای آینههای اصلی این تلسکوپ نگاه میکنید، باشکوه هستند. اما آنها برای علم بسیار ارزشمندند! طلا بازتابکنندهی بسیار خوبی برای نور فروسرخ(مادون قرمز) میباشد. چشم ما قادر به دیدن آن نیست اما تلسکوپ وب میتواند آن را مشاهده کند تا با نگاهی ژرف به فضا منشا کهکشانها و ستارگان اولیه کیهان را دریابد.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
لحظاتی خارق العاده برای ایلان ماسک پس از پرتاب موفقیت آمیز استار شیپ 10
پس از چندین بار شکست بالاخره پروسه لندینگ هم موفقیت آمیز انجام شد.
این نسخه های آزمایشی مقدمه سفر انسان به مریخ است.
پس "علم جواب میدهد!"
@sciencemodern2
پس از چندین بار شکست بالاخره پروسه لندینگ هم موفقیت آمیز انجام شد.
این نسخه های آزمایشی مقدمه سفر انسان به مریخ است.
پس "علم جواب میدهد!"
@sciencemodern2
این پست اینستاگرامی عرفان کسرایی پژوهشگر فلسفه علم است.
به نظر شما پنرز در سخنرانی اعطای جایزه نوبل فیزیک خود از چه استدلالی استفاده کرده است?
@sciencemodern2
به نظر شما پنرز در سخنرانی اعطای جایزه نوبل فیزیک خود از چه استدلالی استفاده کرده است?
@sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به راستی "من" که درون ما ناظر جهان و وقایع آن است چیست؟
آمریکا با ثبت 2.4 میلیون دوز واکسن کرونا در یک روز, رکورد واکسیناسیون را زد.
ایران هم 570هزار دوز واسکن تا به امروز وارد کرده است.
@sciencemodern2
ایران هم 570هزار دوز واسکن تا به امروز وارد کرده است.
@sciencemodern2
مغز ، و خودآگاهی
Brain, and Consciousness
قسمت نخست:
برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
@Sciencemodern2
یکی از مهمترین چالشهایی که سالها فلاسفه و دانشمندان با آن مواجه بودند، درک خودآگاهی (کانشسنس) بوده است. در دنیای فلسفه، از زمانِ «رنه دکارت» فیلسوف فرانسوی، بحث بر این بوده که آیا «ذهن» و «مادّه» دو پدیدهٔ جدا هستند یا خیر. با پیشرفت دانشِ عصب پژوهیِ جدید، رویکردِ واقع گرایانه تری در افقِ دید ما قرار گرفته است، رویکردی که از راهبردهای فلسفی سود میجوید، ولی برای گرفتن پاسخ، از پژوهشهای فلسفی استفاده نمیکند. مهمترین ویژگیِ این رویکرد این است که، اساسأ به دنبال پاسخ این سوال نیست که: «چرا خودآگاهی یا کانشسنس وجود دارد» بلکه بدنبال این است که اساسِ مادّیِ خودآگاهی چیست، و بدین طریق از این ایده که خودآگاهی یک پدیده ذهنی (سوبژکتیو) است، گذر کرده و بتواند، به درک عینی(ابژکتیو)و قابل اندازه گیریِ خودآگاهی دست یابد.
یکی از پژوهشگرانی که با همکاری با دیگر مغز پژوهانِ شناختی، نوروساینتیستها، روانپزشکان، متخصصین تصویرنگاریِ مغز، ریاضیدانان و فلاسفه به بررسی «خودآگاهی و یا کانشسنس» پرداخته است، پرفسور آنیل سث Anil Seth در مرکز Sackler در دانشگاه ساسکس انگلستان میباشد. پژوهشهای گروه او و دیگر نوروساینتیستها در پژوهشگاههای مختلف در دنیا، منجر به یک انقلابِ پایهای در علم پزشکی شده، و در عینِ حال چالشِ جدیدی برای درکِ فعّالیتهای ذهنی، و همچنین درکِ فرآیندهای اخلاقی ایجاد نموده است. پژوهشهای آنیل سث، دیدگاهی نو در اینکه چگونه همکاری مغز و بدن در حفظِ خودآگاهی مشارکت میکنند و باعثِ حفظِ بقا انسان میشوند، ایجاد نموده است.
یکی از فلاسفهای که تأثیرِ به سزایی در پژوهشهای فلسفیِ خودآگاهی داشته، دیوید چالمرز استرالیایی است که با اقتباس از رنه دکارت، مشکلات درکِ خودآگاهی را به دو قسمت « مشکلِ ساده easy problem » و «مشکلِ سخت hard problem » تقسیم میکند. مشکلِ ساده، درک این فرآیند است که، چگونه مغز (و بدن) احساس، شناخت، یادگیری، و رفتارهای مختلف را باعث میشوند. اما مشکلِ سخت، درکِ این مسئله است که چگونه پدیدههای فوق (یادگیری، رفتارها، و غیره) منجر به ایجادِ «خودآگاهی» میشوند، و چرا ما مانند روباتها، یا مردگان متحرک ( زامبیهای فلسفی) که هیچ درکی از ماهیّتِ داخلی بدن خود ندارند، نیستیم. به عقیدهٔ چالمرز حلّ ِ «مشکلِ ساده» هیچ کمکی به حلّ ِ «مشکل سخت» نمیکند، و به همین دلیل «خودآگاهی» به صورت یک پدیدهٔ مرموز باقی میماند.
به عقیده پرفسور آنیل سث، به جای مشکل ساده و یا سخت، باید از اصطلاح « مشکل حقیقی real problem » استفاده کنیم و بدنبال یافتن اجزاء ِ «خودآگاهی» و اساس بیولوژیکی آن باشیم، بدون اینکه وجود آنرا انکار کنیم.
برای درک «خودآگاهی» باید سه پدیده را جداگانه بررسی کنیم، اوّل «سطح خودآگاهی level of consciousness, دوم «محتویاتِ خودآگاهی conscious content » و سرانجام «خودآگاهی به خود conscious self».
«سطح خودآگاهی» به این میپردازد که ما اصلاً خودآگاه هستیم یا خیر. مثلاً در حالت یک خواب بدون رویا ( یا تحت بیهوشی عمومی) هستیم و یا کاملاً بیدار هستیم و هوشیار!
«محتویاتِ خودآگاهی» تمامِ پدیدههایی است که به شما تجربهٔ خودآگاهی را در زمانی که هوشیار هستید، میدهد، مانند تصاویر، صداها، بوها، هیجانات، تفکرات، باورها و هر آنچه که در جهان داخل بدن شما میگذرد و از همه مهمّتر، تجربهٔ اختصاصی « بودن being you» که همان «خودآگاهی به خود» است که از تمامِ جوانبِ خودآگاهی، برای خودِ ما مهمّتر است.
@Sciencemodern2
دامه دارد👇
Brain, and Consciousness
قسمت نخست:
برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز
@Sciencemodern2
یکی از مهمترین چالشهایی که سالها فلاسفه و دانشمندان با آن مواجه بودند، درک خودآگاهی (کانشسنس) بوده است. در دنیای فلسفه، از زمانِ «رنه دکارت» فیلسوف فرانسوی، بحث بر این بوده که آیا «ذهن» و «مادّه» دو پدیدهٔ جدا هستند یا خیر. با پیشرفت دانشِ عصب پژوهیِ جدید، رویکردِ واقع گرایانه تری در افقِ دید ما قرار گرفته است، رویکردی که از راهبردهای فلسفی سود میجوید، ولی برای گرفتن پاسخ، از پژوهشهای فلسفی استفاده نمیکند. مهمترین ویژگیِ این رویکرد این است که، اساسأ به دنبال پاسخ این سوال نیست که: «چرا خودآگاهی یا کانشسنس وجود دارد» بلکه بدنبال این است که اساسِ مادّیِ خودآگاهی چیست، و بدین طریق از این ایده که خودآگاهی یک پدیده ذهنی (سوبژکتیو) است، گذر کرده و بتواند، به درک عینی(ابژکتیو)و قابل اندازه گیریِ خودآگاهی دست یابد.
یکی از پژوهشگرانی که با همکاری با دیگر مغز پژوهانِ شناختی، نوروساینتیستها، روانپزشکان، متخصصین تصویرنگاریِ مغز، ریاضیدانان و فلاسفه به بررسی «خودآگاهی و یا کانشسنس» پرداخته است، پرفسور آنیل سث Anil Seth در مرکز Sackler در دانشگاه ساسکس انگلستان میباشد. پژوهشهای گروه او و دیگر نوروساینتیستها در پژوهشگاههای مختلف در دنیا، منجر به یک انقلابِ پایهای در علم پزشکی شده، و در عینِ حال چالشِ جدیدی برای درکِ فعّالیتهای ذهنی، و همچنین درکِ فرآیندهای اخلاقی ایجاد نموده است. پژوهشهای آنیل سث، دیدگاهی نو در اینکه چگونه همکاری مغز و بدن در حفظِ خودآگاهی مشارکت میکنند و باعثِ حفظِ بقا انسان میشوند، ایجاد نموده است.
یکی از فلاسفهای که تأثیرِ به سزایی در پژوهشهای فلسفیِ خودآگاهی داشته، دیوید چالمرز استرالیایی است که با اقتباس از رنه دکارت، مشکلات درکِ خودآگاهی را به دو قسمت « مشکلِ ساده easy problem » و «مشکلِ سخت hard problem » تقسیم میکند. مشکلِ ساده، درک این فرآیند است که، چگونه مغز (و بدن) احساس، شناخت، یادگیری، و رفتارهای مختلف را باعث میشوند. اما مشکلِ سخت، درکِ این مسئله است که چگونه پدیدههای فوق (یادگیری، رفتارها، و غیره) منجر به ایجادِ «خودآگاهی» میشوند، و چرا ما مانند روباتها، یا مردگان متحرک ( زامبیهای فلسفی) که هیچ درکی از ماهیّتِ داخلی بدن خود ندارند، نیستیم. به عقیدهٔ چالمرز حلّ ِ «مشکلِ ساده» هیچ کمکی به حلّ ِ «مشکل سخت» نمیکند، و به همین دلیل «خودآگاهی» به صورت یک پدیدهٔ مرموز باقی میماند.
به عقیده پرفسور آنیل سث، به جای مشکل ساده و یا سخت، باید از اصطلاح « مشکل حقیقی real problem » استفاده کنیم و بدنبال یافتن اجزاء ِ «خودآگاهی» و اساس بیولوژیکی آن باشیم، بدون اینکه وجود آنرا انکار کنیم.
برای درک «خودآگاهی» باید سه پدیده را جداگانه بررسی کنیم، اوّل «سطح خودآگاهی level of consciousness, دوم «محتویاتِ خودآگاهی conscious content » و سرانجام «خودآگاهی به خود conscious self».
«سطح خودآگاهی» به این میپردازد که ما اصلاً خودآگاه هستیم یا خیر. مثلاً در حالت یک خواب بدون رویا ( یا تحت بیهوشی عمومی) هستیم و یا کاملاً بیدار هستیم و هوشیار!
«محتویاتِ خودآگاهی» تمامِ پدیدههایی است که به شما تجربهٔ خودآگاهی را در زمانی که هوشیار هستید، میدهد، مانند تصاویر، صداها، بوها، هیجانات، تفکرات، باورها و هر آنچه که در جهان داخل بدن شما میگذرد و از همه مهمّتر، تجربهٔ اختصاصی « بودن being you» که همان «خودآگاهی به خود» است که از تمامِ جوانبِ خودآگاهی، برای خودِ ما مهمّتر است.
@Sciencemodern2
دامه دارد👇
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفت پیش بینی #هاوکینگ
کلیپ جالبیه دیدنشو از دست ندید منتظر نظرات شما در گروه دیدگاه هستیم🍃
@Sciencemodern2
کلیپ جالبیه دیدنشو از دست ندید منتظر نظرات شما در گروه دیدگاه هستیم🍃
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
محققین دانشگاه برگن نروژ در ژورنال معتبر Science Advance مطالعه ای رو سال ۲۰۱۹ به چاپ رسوندن که در اون مدعی شدن که بین بیماری التهاب لثه و آلزایمر ارتباط تنگاتنگی وجود داره. التهاب لثه به حالتی میگن که پلاک های دندون در لثه جمع میشن و اگه طرف مسواک نزنه به مرور شروع به سفت شدن و تبدیل به جرم میشن. حالا تو این تحقیق دیدن باکتریهایی که باعث التهاب لثه میشن میتونن از دهان به مغز منتقل بشن. این باکتریها هم نوعی پروتئین سمی در مغز تولید میکنن که میتونن باعث نابودی سلولهای مغز و در نهایت موجب آلزایمر بشن. محقق ارشد این پژوهش، دکتر پیاتر میدل Piotr Mydel و همکارانش بعد از کالبدشکافی مغز ۵۳ بیماری که در اثر الزایمر فوت شده بودن متوجه میشن ۵۱ نفر از اونها، همون باکتری در مغزشون بوده که در اثر عدم رعایت بهداشت دندونها، تو ناحیه لثه تجمع پیدا میکنن. پس رفقا، حسابی دندونهاتون رو مسواک بزنید و از نخ دندون غافل نشید.
منبع::Sclence advances
@Sciencemodern2
محققین دانشگاه برگن نروژ در ژورنال معتبر Science Advance مطالعه ای رو سال ۲۰۱۹ به چاپ رسوندن که در اون مدعی شدن که بین بیماری التهاب لثه و آلزایمر ارتباط تنگاتنگی وجود داره. التهاب لثه به حالتی میگن که پلاک های دندون در لثه جمع میشن و اگه طرف مسواک نزنه به مرور شروع به سفت شدن و تبدیل به جرم میشن. حالا تو این تحقیق دیدن باکتریهایی که باعث التهاب لثه میشن میتونن از دهان به مغز منتقل بشن. این باکتریها هم نوعی پروتئین سمی در مغز تولید میکنن که میتونن باعث نابودی سلولهای مغز و در نهایت موجب آلزایمر بشن. محقق ارشد این پژوهش، دکتر پیاتر میدل Piotr Mydel و همکارانش بعد از کالبدشکافی مغز ۵۳ بیماری که در اثر الزایمر فوت شده بودن متوجه میشن ۵۱ نفر از اونها، همون باکتری در مغزشون بوده که در اثر عدم رعایت بهداشت دندونها، تو ناحیه لثه تجمع پیدا میکنن. پس رفقا، حسابی دندونهاتون رو مسواک بزنید و از نخ دندون غافل نشید.
منبع::Sclence advances
@Sciencemodern2
Modern Science
مغز ، و خودآگاهی Brain, and Consciousness قسمت نخست: برگرفته از کانال واقعیت های درباره ی مغز @Sciencemodern2 یکی از مهمترین چالشهایی که سالها فلاسفه و دانشمندان با آن مواجه بودند، درک خودآگاهی (کانشسنس) بوده است. در دنیای فلسفه، از زمانِ «رنه دکارت»…
مغز ، و خودآگاهی
Brain, and Consciousness
قسمت دوم:
سؤالی که با آن مواجه هستیم این است که، کدام یک از مکانیسمهای پایهایِ مغز به ما قابلیتهای «خودآگاه و یا کانشس» بودن را میدهند؟ باید توجه داشت که سطح خودآگاهی conscious level با «سطح بیداری wakefulness» تفاوت دارد. هنگامِ دیدن رؤیا، شما یک تجربهٔ خودآگاهی دارید در حالیکه از نظر سطحِ بیداری، شما خواب هستید. در بعضی حالاتِ پاتولوژیک مثل «حالت نباتی ویا بیداری بدون آگاهی»، شما خودآگاهی ندارید، ولی سیکلِ خواب و بیداریِ نسبتاً طبیعیای دارید.
بنابراین بدون توجه به سطح بیداری، چه مکانیسمی شما را خودآگاه نگه میدارد. ما میدانیم که تعداد نورونها و یا سلولهای عصبی، نقش اساسی ندارند. مثلا مخچه که در پشتِ مغز قرار دارد و در کنترل تعادلِ حرکتی نقش مهمی دارد، بیش از مغز سلولهای عصبی دارد، امّا نقشی در حفظ خودآگاهی ندارد. میزانِ کلّیِ فعالیّتِ سلولهای عصبی هم نقشی ندارد زیرا که میزانِ فعالیّتِ سلولهای عصبی در هنگام خوابِ بدون رؤیا، و بیداریِ با خودآگاهی، تقریبا یکسان است. به نظر میرسد که خودآگاهی، رابطهٔ مستقیم با ویژگیِ خاصّ ِارتباطِ نواحی مختلف مغز به یکدیگر داشته باشد.
در اوائل دهه ۲۰۰۰، مارچلو ماسیمینی Marchello Massimini و همکارانش در دانشگاه میلان ایتالیا روشی را برای بررسی عینی (ابژکتیو) خودآگاهی ابداع کردند. در این روش، یک تحریکِ مغناطیسی کوتاه مدّت توسّطِ دستگاه TMS( سیم پیچی که در داخل یک غلاف قرار میگیرد و برای تحریک مغناطیسی مغز استفاده می شود)، به قشرِ مغز داده شد. این تحریکات در حالت هوشیار و همچنین ناهوشیار ( بعد از دادن داروی خواب به فرد) انجام شد. تحریکات مغناطیسی، باعث ایجاد یک سری تحریکات ِ الکتریکیِ نورونهای قشر ِ مغز میشوند، که در شبکههایی که نورونها به هم اتّصال دارند، پخش میشوند. سپس این فعالیّتِ الکتریکی، توسّطِ دستگاه نوار مغزی ثبت میشود. هنگامی که این نوار مغزی در افرادی که تحتِ بیهوشیِ عمومی، و یا در حالت خواب بدون رویا بودند ثبت شد، امواج مغزی ساده بوده و پیچیدگی خاصّی نشان داده نمیشد. امّا هنگامی که افراد هوشیار بودند، در مناطق مختلف قشر مغز ، امواج مغزی پیچیدگی های خاصی را نشان می دادند که دائم پدیدار و ناپدید میشدند. این الگوی پیچیدگی قابل ضبط و اندازه گیری است. با استفاده از یک مدلِ ریاضی میزان این پیچیدگی اندازهگیری شد و آنرا PCI
« Perturbational Complexity Index» نام گزاردند. طیف این اندکس از ۳۱/. تا ۷۰/. است . در خواب عمیق و ~بیهوشی، اندکس پایین تر از ۳۱/. است. این اولین روشِ شناخته شده جهت اندازه گیری
عینیِ(آبژکتیو) خودآگاهی است، که آن را «مترِ خودآگاهی»
Consciousness meter
نام نهادند.
امروزه برای بررسیِ آگاهی awareness در حالتهای خواب و بیهوشی، از اندازهگیریِ پیچیدگی خودآگاهی استفاده میکنند. از این روش برای برّرسیِ میزان خودآگاهی افراد بعد از ضربههای مغزی میتوان استفاده کرد، زیرا گاهی علائم و معاینات بالینی، اطّلاعاتِ کاملی از میزان خودآگاهیِ بیمار نمیدهند. پروفسور آنیل سث و همکاران او در دانشگاه ساسکس، از روش دیگری که «ضبط نوار مغزی چند بُعدی» است برای برّرسی «میزان پیچیدگی خودآگاهی» استفاده میکنند. در این روش فقط فعالیّتِ الکتریکی خودبخود مغز ثبت میشود و نیازی به تحریک مغناطیسی نیست. اندازهگیریِ عینی و کمّی خودآگاهی، گامِ اساسی در درک، و دریافت ماهیت خودآگاهی است.
اما همزمان با اندازه گیری کمیت باید دید که اندازه گیری «پیچیدگی خودآگاهی»، چه نوع کیفیتی را اندازه گیری می کند؟ یکی از فرضیه های جدید «خودآگاهی یا کانشسنس » به پاسخ این سوال کمک میکند. در سال ۱۹۸۸، دو نوروساینتیست معروف ( جرالد ادلمن برنده جایزه نوبل و جولیو تونونی) نظریه جدیدی را در مقاله ای که در مجله ساینس منتشر شد، ارائه دادند. به عقیده این دو، ادراکات خودآگاهانه منحصر به فرد بوده، و به طورِ همزمان باید شدیداً « آموزنده Informative» و یکپارچه «integrated»باشد.
خودآگاهی «آموزنده informative» است از این جهت که هر تجربه ما با تحربهٔ دیگر، و حتّی تمام تجربههایی که در گذشته داشتهایم تفاوت دارد. اگر به طور مثال از پشت میز کارمان به بیرون پنجره نگاه میکنیم، این تجربهٔ ما از نظر موقعیّتِ کتابها، کاغذها و کامپیوتر، با تحربیات قبلی متفاوت است. حال اگر دیگر ادراکات و حالتهای هیجانی و فکریِ خودمان را به این معادله اضافه کنیم، کاملاً به منحصر به فرد بودنِ هر لحظه از ادراکات، پی میبریم. در هر لحظهٔ ادراکی، ما یک درک را از میان تعداد زیادی احتمالات دیگر، تجربه میکنیم، و این را «اطّلاعات information » مینامیم.
خودآگاهی همچنین «یکپارچه integrated» است زیرا هر تجربهٔ هوشیارانه به صورت «یک صحنه» تجربه میشود.
@Sciencemodern2
Brain, and Consciousness
قسمت دوم:
سؤالی که با آن مواجه هستیم این است که، کدام یک از مکانیسمهای پایهایِ مغز به ما قابلیتهای «خودآگاه و یا کانشس» بودن را میدهند؟ باید توجه داشت که سطح خودآگاهی conscious level با «سطح بیداری wakefulness» تفاوت دارد. هنگامِ دیدن رؤیا، شما یک تجربهٔ خودآگاهی دارید در حالیکه از نظر سطحِ بیداری، شما خواب هستید. در بعضی حالاتِ پاتولوژیک مثل «حالت نباتی ویا بیداری بدون آگاهی»، شما خودآگاهی ندارید، ولی سیکلِ خواب و بیداریِ نسبتاً طبیعیای دارید.
بنابراین بدون توجه به سطح بیداری، چه مکانیسمی شما را خودآگاه نگه میدارد. ما میدانیم که تعداد نورونها و یا سلولهای عصبی، نقش اساسی ندارند. مثلا مخچه که در پشتِ مغز قرار دارد و در کنترل تعادلِ حرکتی نقش مهمی دارد، بیش از مغز سلولهای عصبی دارد، امّا نقشی در حفظ خودآگاهی ندارد. میزانِ کلّیِ فعالیّتِ سلولهای عصبی هم نقشی ندارد زیرا که میزانِ فعالیّتِ سلولهای عصبی در هنگام خوابِ بدون رؤیا، و بیداریِ با خودآگاهی، تقریبا یکسان است. به نظر میرسد که خودآگاهی، رابطهٔ مستقیم با ویژگیِ خاصّ ِارتباطِ نواحی مختلف مغز به یکدیگر داشته باشد.
در اوائل دهه ۲۰۰۰، مارچلو ماسیمینی Marchello Massimini و همکارانش در دانشگاه میلان ایتالیا روشی را برای بررسی عینی (ابژکتیو) خودآگاهی ابداع کردند. در این روش، یک تحریکِ مغناطیسی کوتاه مدّت توسّطِ دستگاه TMS( سیم پیچی که در داخل یک غلاف قرار میگیرد و برای تحریک مغناطیسی مغز استفاده می شود)، به قشرِ مغز داده شد. این تحریکات در حالت هوشیار و همچنین ناهوشیار ( بعد از دادن داروی خواب به فرد) انجام شد. تحریکات مغناطیسی، باعث ایجاد یک سری تحریکات ِ الکتریکیِ نورونهای قشر ِ مغز میشوند، که در شبکههایی که نورونها به هم اتّصال دارند، پخش میشوند. سپس این فعالیّتِ الکتریکی، توسّطِ دستگاه نوار مغزی ثبت میشود. هنگامی که این نوار مغزی در افرادی که تحتِ بیهوشیِ عمومی، و یا در حالت خواب بدون رویا بودند ثبت شد، امواج مغزی ساده بوده و پیچیدگی خاصّی نشان داده نمیشد. امّا هنگامی که افراد هوشیار بودند، در مناطق مختلف قشر مغز ، امواج مغزی پیچیدگی های خاصی را نشان می دادند که دائم پدیدار و ناپدید میشدند. این الگوی پیچیدگی قابل ضبط و اندازه گیری است. با استفاده از یک مدلِ ریاضی میزان این پیچیدگی اندازهگیری شد و آنرا PCI
« Perturbational Complexity Index» نام گزاردند. طیف این اندکس از ۳۱/. تا ۷۰/. است . در خواب عمیق و ~بیهوشی، اندکس پایین تر از ۳۱/. است. این اولین روشِ شناخته شده جهت اندازه گیری
عینیِ(آبژکتیو) خودآگاهی است، که آن را «مترِ خودآگاهی»
Consciousness meter
نام نهادند.
امروزه برای بررسیِ آگاهی awareness در حالتهای خواب و بیهوشی، از اندازهگیریِ پیچیدگی خودآگاهی استفاده میکنند. از این روش برای برّرسیِ میزان خودآگاهی افراد بعد از ضربههای مغزی میتوان استفاده کرد، زیرا گاهی علائم و معاینات بالینی، اطّلاعاتِ کاملی از میزان خودآگاهیِ بیمار نمیدهند. پروفسور آنیل سث و همکاران او در دانشگاه ساسکس، از روش دیگری که «ضبط نوار مغزی چند بُعدی» است برای برّرسی «میزان پیچیدگی خودآگاهی» استفاده میکنند. در این روش فقط فعالیّتِ الکتریکی خودبخود مغز ثبت میشود و نیازی به تحریک مغناطیسی نیست. اندازهگیریِ عینی و کمّی خودآگاهی، گامِ اساسی در درک، و دریافت ماهیت خودآگاهی است.
اما همزمان با اندازه گیری کمیت باید دید که اندازه گیری «پیچیدگی خودآگاهی»، چه نوع کیفیتی را اندازه گیری می کند؟ یکی از فرضیه های جدید «خودآگاهی یا کانشسنس » به پاسخ این سوال کمک میکند. در سال ۱۹۸۸، دو نوروساینتیست معروف ( جرالد ادلمن برنده جایزه نوبل و جولیو تونونی) نظریه جدیدی را در مقاله ای که در مجله ساینس منتشر شد، ارائه دادند. به عقیده این دو، ادراکات خودآگاهانه منحصر به فرد بوده، و به طورِ همزمان باید شدیداً « آموزنده Informative» و یکپارچه «integrated»باشد.
خودآگاهی «آموزنده informative» است از این جهت که هر تجربه ما با تحربهٔ دیگر، و حتّی تمام تجربههایی که در گذشته داشتهایم تفاوت دارد. اگر به طور مثال از پشت میز کارمان به بیرون پنجره نگاه میکنیم، این تجربهٔ ما از نظر موقعیّتِ کتابها، کاغذها و کامپیوتر، با تحربیات قبلی متفاوت است. حال اگر دیگر ادراکات و حالتهای هیجانی و فکریِ خودمان را به این معادله اضافه کنیم، کاملاً به منحصر به فرد بودنِ هر لحظه از ادراکات، پی میبریم. در هر لحظهٔ ادراکی، ما یک درک را از میان تعداد زیادی احتمالات دیگر، تجربه میکنیم، و این را «اطّلاعات information » مینامیم.
خودآگاهی همچنین «یکپارچه integrated» است زیرا هر تجربهٔ هوشیارانه به صورت «یک صحنه» تجربه میشود.
@Sciencemodern2
چگونه باید در یک روز تابستانی در مریخ لباس بپوشید؟
در تابستان نزدیک خط استوا، هوا بطور دلچسبی گرم است و می توانید لباس ساحلی بپوشید. اما فقط در قسمت پاهایتان. چرا که کمی بالاتر از سطح مریخ، یعنی جایی که سرتان است، هوا می تواند بسیار سرد باشد، انقدر که به لباس زمستانی نیاز داشته باشید!!! (علی الحساب، کمبود اکسیژن برای نفس کشیدن رو در نظر نمی گیرم و فقط روی شرح دما تمرکز می کنم). چرا اینگونه است؟
در کره ی زمین، وقتی خورشید سیاره مان را گرم می کند اتمسفر مانند یک گلخانه عمل می کند که گرما را محصور ساخته و از فرار آن جلوگیری می کند. اما اتمسفر نازک مریخ هیچ گرمایی را حفظ نمی کند. شبها ممکن است دما تا زیر منفی صد درجه سانتیگراد سرد شود. به همین دلیل است که ما به وسایل گرمایشی برای گرم نگه داشتن دستگاهای الکتریکی مان در شب نیاز داریم.
@Sciencemodern2
#دکتر_فیروز_نادری
در تابستان نزدیک خط استوا، هوا بطور دلچسبی گرم است و می توانید لباس ساحلی بپوشید. اما فقط در قسمت پاهایتان. چرا که کمی بالاتر از سطح مریخ، یعنی جایی که سرتان است، هوا می تواند بسیار سرد باشد، انقدر که به لباس زمستانی نیاز داشته باشید!!! (علی الحساب، کمبود اکسیژن برای نفس کشیدن رو در نظر نمی گیرم و فقط روی شرح دما تمرکز می کنم). چرا اینگونه است؟
در کره ی زمین، وقتی خورشید سیاره مان را گرم می کند اتمسفر مانند یک گلخانه عمل می کند که گرما را محصور ساخته و از فرار آن جلوگیری می کند. اما اتمسفر نازک مریخ هیچ گرمایی را حفظ نمی کند. شبها ممکن است دما تا زیر منفی صد درجه سانتیگراد سرد شود. به همین دلیل است که ما به وسایل گرمایشی برای گرم نگه داشتن دستگاهای الکتریکی مان در شب نیاز داریم.
@Sciencemodern2
#دکتر_فیروز_نادری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضمن تشکر از همراهی خوب شما اعضای عزیز پیشاپیش فرا رسیدن نوروز و سال نو بر تمام شما مبارکباد.سالی همراه با سلامتی و موفقیت برایتان آرزومندیم.
تیم ادمین های کانال علم مدرن
@Sciencemodern2
#نوروزمبارک
تیم ادمین های کانال علم مدرن
@Sciencemodern2
#نوروزمبارک