Modern Science
985 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
جوانان مبتلا به اوتیسم از کودکی تا اوایل زندگی بزرگسالان دستاوردهای شناختی نشان می دهند

: کودکان مبتلا به اوتیسم در سنین 12 تا 23 سالگی افزایش قابل توجهی در نمرات ضریب هوشی را نشان می دهند. کسانی که بیشترین افزایش نمره ضریب هوشی را داشتند در سن 12 سالگی در مهارت های زبانی و ارتباطی اماری زودرس داشتند.


منبع: الزویر


@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#TED_Education
چرا جهان از سرگین حیوانات پوشیده نمی‌شود؟ الینور اسلید و پل منینگ

مدت درس: 04:57



@Sciencemodern2
#روانشناسی_تکاملی

🔷🔸مکانیسم‌های دفاعی ضد تجاوز در زنان

شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقه‌ای طولانی و آزاردهنده‌ است.
خانم Sanday متخصص انسان‌شناسی، 156 جامعه قبیله‌ای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونه‌های استاندارد میان‌فرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگ‌های پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی می‌کنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید می‌کنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش می‌یابد. Sanday دریافت در جوامع قبیله‌ای که در آن اختلافات و جنگ‌های بین قبیله‌ای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بوده‌است.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کننده‌ی فرهنگ‌های دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیم‌گیری سیاسی زنان ، فرهنگ‌هایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته می‌شوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند می‌دانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان می‌دهند...

...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان می‌دهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگ‌ها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیب‌زا است. از دیدگاه تکاملی،هزینه‌های تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگی‌های اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار می‌گیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفت‌گیری آسیب می‌بیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوست‌پسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج می‌برند.
با توجه به هزینه‌های وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل می‌کند ، غیر منطقی می‌بود اگر در زنان مکانیسم‌های دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسم‌های تکامل یافته‌ی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیه‌سازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسان‌شناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :

• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)

• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز می‌دارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)

• تشکیل ائتلاف‌های زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)

• ایجاد ترس‌های ویژه‌ای که زنان را برمی‌انگیزاند تا از موقعیت‌هایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)

• جلوگیری از فعالیت‌های پرخطر در طول تخمک‌گذاری برای کاهش فرصت‌های تجاوز جنسی در زمانی‌که احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)

• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث می‌شود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)

ما علاوه بر این مکانیسم‌های دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد می‌دهیم:

1️⃣فانتزی‌های تجاوز

از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزی‌های تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرت‌انگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دوره‌هایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کرده‌اند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزی‌های تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی می‌شوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرم‌آور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی می‌تواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...

ادامه مطلب↙️

https://bit.ly/2JT43PQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#علمی
شما شب‌زنده‌دار هستید یا سحرخیز؟

نگاهی به عادتها و چرخه‌های خواب و بیداری بر اساس کتاب «چرا می‌خوابیم»
دکتر متیو واکر

@Sciencemodern2
به گزارش بی‌بی‌سی فارسی، بقایای بدن این زن که در زمان امپراتوری اینکاها زندگی می‌کرده، در جریان حفر لوله گاز در یک‌ خیابان خاکی در شهر لیما پیدا شد. اکنون دانشمندان موفق شده‌اند با کمک تکنولوژی‌ دیجیتال چهره او را بازسازی کنند.
این زن که مانند بسیاری از اهالی کم‌بضاعت امروزی در پرو ریسندگی می‌کرده، در زمان مرگ حدودا بیست ساله بوده ، ۱ متر و ۴۸ سانت قد داشته و ظاهرا به مرگ طبیعی درگذشته است.
دانشمندان نام این زن را وایاو گذاشته‌اند که در زبان محلی کچوا به معنای بید مجنون است. اسکلت «بید» و وسایل کشف شده همراه او‌به موزه منتقل خواهد شد

@Sciencemodern2
🔅حالتان درست
🔅فالتا درست


@Sciencemodern2
میدونیم که اختاپوس ها هشت تاپا دارند ولی میدونید که چندتا قلب دارند
Anonymous Quiz
7%
1
22%
2
52%
3
19%
4
Modern Science
میدونیم که اختاپوس ها هشت تاپا دارند ولی میدونید که چندتا قلب دارند
اختاپوس ها سه تا قلب دارند که دوتاشون خون روبه آبشش ،پمپ میکنه و یکیشون به کل بدن
اختاپوس!!!
اختاپوس اُستاد استتاره و میتوانند خودشون رو به رنگ محیط تغییر بدهند

@Sciencemodern2
چای پرطرفدارترین ماده ی روان گردان!!!

@Sciencemodern2
Modern Science
چای پرطرفدارترین ماده ی روان گردان!!! @Sciencemodern2
چای پرطرفدارترین ماده ی روان گردان!!!


چای ، دارای ۴ ماده ی محرک است که روی مغز شما اثر می گذارد.
شناخته شده ترین این ماده ها کافئین است. کافئین همچنین با مصرف قهوه و بعضی نوشیدنی های انرژی زا  وارد بدن می شود.
چای همچنین دارای دو ماده ی مرتبط با کافئین است : تئوبرامین و تئوفیلین
چای همچنین دارای اسید آمینه ای به اسم ال-تیانین است که تاثیرات جالبی بر مغز دارد.
این مقاله، این چهار ماده ی ذکر شده ی موجود در چای را بررسی می کند.
@Sciencemodern2
کافئین موجود در چای
چای و قهوه هر دو حاوی کافئین هستند در نتیجه اثر محرکی بر مغز دارند. اما شیوه ی این تاثیر گذاری در این دو ماده متفاوت است.
یکی از دوستانم مثال جالبی در توصیف این تفاوت اثر زد: نوشیدن چای مانند تشویق شدن توسط مادر بزرگ است، در حالی که خوردن قهوه مثل گرفتن دستور از یک سرگرد می ماند.
قهوه، گرچه سطح انرژی را بالا می برد ، اما گاهی این احساس عجیب را در فرد ایجاد می کند که مغزش در حال پرسه زدن است و تمرکزش را از دست داده است.
این تاثیر اضافی تحریک کننده ی قهوه، می تواند باعث شود تمرکز خود را از دست بدهیم و اوقات خود را به کار های کم بهره مانند گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانیم.
به نظر می رسد چای ، کافئین کمتری از قهوه دارد اما همراهی ۳ ماده ی دیگر محرک در چای، به تاثیر آن می افزاید.

چای، پرطرفدار ترین ماده ی روان گردان!
کافئین پرطرفدار ترین ماده ی روانگردان در جهان است.
قهوه که حاوی کافئین است، همچنین دارای مقادیر زیادی آنتی اکسیدان است و این به خواص سلامت زای این ماده می افزاید

یک فنجان قهوه ی قوی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلی گرم کافئین را فراهم می کند و در مقابل، یک فنجان چای حاوی ۲۰ الی ۶۰ میلی گرم کافئین است.
کافئین ، سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد و سرحالی را افزایش می دهد.
تئوری های مختلفی در مورد نحوه ی عمل کافئین موجود در چای و قهوه وجود دارد‌.
نظریه ی اصلی این است که کافئین، یک انتقال دهنده ی شیمایی به نام آدنوزین را مسدود می کند و به این علت تاثیر محرکی دارد.
گفته می شود آدنوزین در طول روز در بدن افزایش پیدا می کند و یک نوع حس خواب در ما ایجاد می کند. هر چه آدنوزین بیشتر باشد خواب آلودگی بیشتر است و کافئین ، این اثر را تا حدی خنثی میکند.

تئوفیلین و تئوبرامین
این دو ماده در گروه گزانتین ها قرار می گیرند و اثرات روانشناختی زیادی بر بدن دارند.
تیوفیلین، عضلات را آرام می کند و تنفس را راحت تر می کند و جریان خون در بدن را روان تر می کند و فشار خون را کاهش می دهد.
تئوبرامین هم تقریبا اثر مشابهی دارد و جریان خون در بدن را راحت تر می کند.
دانه های کاکائو نیز منابع خوبی برای این دو ماده هستند.
گرچه مقدار این دو ماده در چای ، زیاد نیست اما مقداری از کافئین مصرفی از طریق چای به این دو ماده تبدیل می شود و در نتیجه با هر بار مصرف چای، شما این دو ماده را دریافت می کنید.
ال تیانین

این ماده، بین این چهار ماده ی ذکر شده، جالب ترین است.
ال تیانین در گروه آمینو اسید ها قرار میگیرد. و بیشتر در گیاه چای دیده می شوند.
این ماده نیز مانند سه ماده ی قبلی می تواند با عبور از سد خونی مغزی، وارد مغز شود.
ال تیانین، امواج آلفا در مغز را افزایش می دهد که با احساس آرامش در ارتباط هستند. به همین علت است که چای اثر آرام کنندگی دارد.
پژوهش ها نشان می دهند همراهی ال تیانین و کافئین به بهبود عملکرد مغز و توجه منجر می شود.
منبع
healthline


@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐭🐱🐶🐟حیوانات چگونه دنیا را می بینند؟



@Sciencemodern2
«ژن خودخواه»

@Sciencemodern2
این مفهوم نخستین بار توسط ریچارد داوکینز ، استاد دانشگاه آکسفورد ، در کتابی به همین نام مطرح شد . مطابق این تئوری ، ژنها از طریق ایجاد و اعمال فنوتیپ (رفتار و ساختار) درصدد هستند تا از موجوداتی که حامل آنها هستند به منظور صیانت از بقای خود استفاده کنند . در حقیقت این ما نیستیم که بواسطه رفتارهایمان درتلاش برای بقای ژنهایمان هستیم ، بلکه این ژنها هستند که از طریق ایجاد رفتارها و ساختارهای ما به منظور حفظ بقای خود تلاش می کنند .
داوکینز مثال جالبی مطرح می کند . او می گوید علت تلاش اغلب جانوران والد برای حفاظت از فرزندانش این است که ژنهای والد میخواهند از نسخهٔ کپی شده خودشان در فرزندان حفاظت کنند و به همین منظور رفتار حفاظت را ایجاد می کنند .
یک مثال معروف دیگر بلعیده شدن عنکبوت نر بیوهٔ سیاه توسط ماده پس از جفت گیری است . پس از اتمام آمیزش و هنگامی که انتقال ژنهای نر انجام شد ، چون این ژنهای خودخواه از بقای خودشان مطمئن شده اند رفتاری در عنکبوت نر ایجاد می کنند که وارد دهان ماده میشود و توسط او بلعیده میشود . این شاید خودخواهانه ترین عملکرد یک ژن باشد !
داوکینز پا را فراتر میگذارد و در کتابی به نام «فنوتیپ گسترش یافته» می گوید فنوتیپ محدود به خصوصیات ظاهری یا تبلور صفات در جانداران نیست بلکه هرگونه اثرگذاری یک جاندار بر پیرامونش نیز نوعی فنوتیپ است . مثلا الگوی کانالهای لانه هر مورچه نیز نوعی فنوتیپ است .



@Sciencemodern2
فرگشت و ادراک زیبایی (۱)



کامران پاک نژاد

چه چیز باعث می شود برخی آثار یا اشیاء زیباتر به نظر برسند؟ 
چرا معماری کاخ ورسای یا تابلو مونالیزا از نظر اکثر مشاهده گران با هر فرهنگ و قومیتی، زیباست؟
دامنه این پرسش زمانی گسترده تر می شود که شاهد زیباپنداری در مورد آثاری عجیب هستیم که ذیل عناوینی چون هنر مفهومی یا هنر انتزاعی ارائه می شوند.
برخی متفکران معتقدند ذهن انسان در هنگام تولد چون لوحی سپید است و این فرهنگ و آموزش است که به او می آموزد چگونه بیاندیشد. اما دستکم در مورد برخی گرایش های حسی مانند معیارهای زیبایی شناختی به نظر می رسد با لوحی سپید مواجه نیستیم!
به طور مثال "تقارن" یک معیار زیبایی شناختی مهم و باستانی در گونه ی ما (homo sapiens ) است و حتی ناحیه تخصص یافته ای از مغز با نام علمی (intra-occiptal sulcus and medial occipital gyrus ) برای تشخیص الگوهای متقارن وجود دارد.
علاوه بر آن فاکتورهای زیستی متعدد دیگری نیز در جذاب دیدن جنس نر و ماده وجود دارد که بر داوری زیبایی شناختی تاثیرگذار هستند.
همچنین برخی پژوهشگران توسعه مغز انسان در سازگاری با تنش های محیطیِ زندگی در عصر یخبندان را سبب شکل گیری تفکر انتزاعی و خلق آثار هنری/آیینی می دانند.
برخی دیگر معتقدند خیلی پیش تر از عصر یخبندان، در حدود ۷۰ هزار سال پیش، مجموعه ای از جهش های ژنتیکی، منجر به توسعه سیستم عصبی در انسان شد و توانایی تفکر انتزاعی را برای بشر فراهم آورد که از آن به عنوان "انقلاب شناختی" نام برده می شود. از آن دوران به بعد است که برخی آثار هنریِ (اغلب با کارکردی آیینی) برجای مانده را در اقصی نقاط جهان یافته ایم.
بی تردید نوع زندگی و تمهیدات نیاکان انسان در سازگاری با تنش های محیطی در هزاره های پیشین، همانطور که اشاره شد، نقش قابل ملاحظه ای در شکل گیری داوری زیبایی شناختی بشر داشته است.  
در پژوهش هایی تصاویر چند چشم انداز مختلف مانند جنگل انبوه، دشت سرسبز، کویر، کوهستان و ... به تعدادی از افراد از اقوام و ملیت های مختلف، سنین گوناگون و سطوح تحصیلی متفاوت، نشان داده شد و نتایج جالبی از آن بدست آمد.
اکثر اشخاص چشم اندازی شامل دشتی وسیع و سرسبز با چند تک درخت پراکنده و جویباری روان در آن را زیباتر از بقیه تشخیص دادند. چشم اندازی که به "ساوانا" معروف است. چنین مناظری هنوز هم در قاره آفریقا بیشتر از سایر نقاط جهان به چشم می خورد. معتبرترین فرضیه ای که برای آن ارائه شده این است که چنین چشم اندازی هایی بهترین محیط زیست و زاد و ولد برای نیاکان ما در آفریقا محسوب می شده است. قبایل بدوی در این "زیست بوم" احساس امنیت بیشتری داشتند. در دشتی سبز و وسیع با علفزارهایی کم ارتفاع هم شکارها به خوبی قابل رصد هستند و هم شکارچیان و سایر قبایل تهدید کننده را بهتر می توان زیر نظر داشت، هم درختانی پراکنده برای پناه بردن از دست تهدیدات موجود است و هم می توان در پناه سایه آنها تندی آفتاب سوزان را مهار کرد، در چنین زیست بومی هم انواع چرندگان و پرندگان برای شکار فراوان است و هم میوه درختان و ریشه های مغذی گیاهان در دسترس ... ده ها هزار سال تجربه زیسته در چنین زیست بومی آنچنان تاثیر ژرفی بر "غریزه زیبایی" انسان داشته که حتی می توان رد و پای گرایش به چنین چشم اندازهایی را علاوه بر آثار هنری به خوبی در طراحی فضای سبز شهری و معماری منظر نیز مشاهده کرد.
چنین پژوهش هایی نشان می دهد که بستر ژنتیکی پیش تنیده ای برای "ادراک زیبایی" در گونه ی ما وجود دارد که پیوند تنگاتنگی با مفهوم "بقا" دارد.
اما این پرسش مهم مطرح می شود که چرا آثاری همچون "سنگ پیشآب" مارسل دوشان هم سر از گالری های هنری در می آورند و مورد داوری زیبایی شناختی قرار می گیرند؟ 
به این موضوع در نوشتار بعدی خواهیم پرداخت.
neurobiology_of_art

🍃برگرفته ازکانال کامران پاک نژاد


@Sciencemodern2

ادامه دارد...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیامد انفجار هسته ای در گودال ماریانا

@Sciencemodern2
Modern Science
پیامد انفجار هسته ای در گودال ماریانا @Sciencemodern2
اگر قوی ترین بمب هسته ای ساخت دست بشر یعنی بمب تزار را در عمق گودال ماریانا منفجر کنیم، چه اتفاقی می افتد. !!!
Modern Science
فرگشت و ادراک زیبایی (۱) کامران پاک نژاد چه چیز باعث می شود برخی آثار یا اشیاء زیباتر به نظر برسند؟  چرا معماری کاخ ورسای یا تابلو مونالیزا از نظر اکثر مشاهده گران با هر فرهنگ و قومیتی، زیباست؟ دامنه این پرسش زمانی گسترده تر می شود که شاهد زیباپنداری…
فرگشت و ادراک زیبایی (۲)🍃

@Sciencemodern2

در نوشتار نخست اشاره کردیم که بستر ژنتیکی پیش تنیده ای برای ادراک زیبایی در گونه انسان وجود دارد. رد و پای این زمینه ژنتیک را می توان در هر آنچه از نظر سیستم پاداش و جزای مغز، خوشایند محسوب می شود یافت. این احساسات خوشایند در پیوندی عمیق با دو فاکتور سازگاری در جهت بقا و همچنین انتخاب جنسی هستند. نواحی تخصص یافته ای در مغز برای تشخیص الگوهای متقارن و یا زیباانگاری چشم اندازهای ساوانا که در نوشتار نخست شرح داده شد و همچنین معیارهای بیولوژیک جذابیت در زنان و مردان نمونه هایی از تاثیرات این بستر ژنتیکی بر داوری های زیبایی شناختی است.
با این اوصاف چرایی زیباانگاری آثاری مانند نقاشی های کلاسیک، تندیس های یونانی و رومی و آثار فیگوراتیو که سعی در بازنمایی دقیق طبیعت دارند قابل درک است ولی آیا می توان مبنایی تکاملی برای داوری زیبایی شناختی آثار انتزاعی نیز یافت؟ به خصوص آثاری که در آنها هیچ زمینه قابل تشخیص طبیعی یا فیگوراتیو وجود ندارد؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به دو مسیر متفاوت برای سنجش ارزش زیبایی شناختی در مغز انسان اشاره کنیم. نخست سیستم پاداش و جزای مغز که مبتنی بر پیش زمینه ای ژنتیک است و مسیر دوم سیستم استدلالی/نحوی مغز است (Edmund T.Rolls, 2017). مسیر نخست حاصل میلیون ها سال فرگشت زیستی است و میان انسان، نخستی ها و برخی پستانداران مشترک است. در این سیستم ارزیابی، اطلاعات ورودی به سیستم های حسی مختلف به ساختارهای مغزی مانند قشر اوربیتوفرونتال و آمیگدال اجازه می دهد تا ارزش مرتبط با پاداش یا جزای محرک های ورودی را ارزیابی کنند که خروجی آن شکل گیری احساس خوشایند/ناخوشایند در مورد محرک های بیرونی است. بدیهی است آنچه در این سیستم ارزیابی، خوشایند حس می شود به شکلی بنیادین در ارتباط با سازگاری محیطی و افزایش شانس بقا و یا تولیدمثل (انتخاب جنسی) است.
اما مسیر دوم ارزیابی زیبایی شناختی وابسته به سیستم استدلالی/نحوی مغز است. این سیستم خاستگاه توانایی طراحی و برنامه ریزی برای اهداف بلندمدت و همچنین حل مسائل دشوار و پیچیده از طریق فرآیندهای مرتبط با تفکر منطقی است. در مسیر دوم، احساس خوشایند می تواند حاصل یک فرآیند حل مسئله، نوآوری و خلاقیت یا لذت ذهنی حاصل از درک ارتباطات پیچیده باشد. این مسیر دوم بسیار تحت تاثیر یادگیری و فرهنگ است.
بنابراین درک زیبایی شناختی آثار هنری آبستره کاملا وابسته به سیستم استدلالی مغز است، به طور مثال آشنایی مخاطب با سیر تاریخی شکل گیری هنر معناگرا در اواخر قرن نوزدهم و آگاهی از نقش جنبش امپرسیونیسم در پیدایش مکاتب هنری مدرن به او این توانایی را می دهد تا با پدیده "آشنایی زدایی از فرم" در آثار کوبیستی و همچنین بازنمایی های اکسپرسیونیستی انتزاعی مانند آثار کاندینسکی و پولاک به مراتب بیشتر از مخاطب عام ارتباط برقرار کند. همچنین درک ارزش های والای زیبایی شناختی در سبک های مختلف موسیقی، درام و تراژدی در هنر تئاتر و ...نیز ناشی از همین مکانیسم است. واضح است که افراد مختلف با توانایی های استدلالی/معنایی گوناگون و متناسب با آموزش و فرهنگی که تجربه زیسته آنها را شکل داده است داوری های متفاوتی در مورد این آثار خواهند داشت، گرچه می توان همگانی بودن و پایداری داوری های زیبایی شناختی بر پایه بنیان های تکامل زیستی را به مراتب بیش از ارزیابی های زیبایی شناختی سیستم استدلالی/منطقی مغز دانست، زیرا این سیستم استدلالی بواسطه وابستگی بیشتر به تحولات فرهنگی و معنایی، ناپایداری بیشتری در ادوار گوناگون خواهد داشت. اما همچنان می توان این داوری های زیبایی شناختی حاصل از سیستم استدلالی/معنایی را نیز تحت تاثیر الگوهای تکاملی دانست، البته تکامل از جنسی دیگر!
در واقع اینجا این "تکامل فرهنگ" است که نقش پر رنگ تری از تکامل زیستی در چنین ارزیابی هایی بازی می کند. تجارب و ارزیابی های زیبایی شناختی متغیرند و در دوره های زمانی و تاریخی دچار دگرگونی می شوند. بخش اندکی از این تحولات ناشی از تنوع ژنتیکی انسان ها است که عامل تفاوت هایی هر چند اندک در داوری های زیبایی شناختی "ژن پایه" افراد است ولی دلیل عمده سیال بودن بخشی از معیارهای زیبایی شناختی که مبنایی استدلالی/معنایی دارند، تحولات تکاملی فرهنگی است. در ادامه این نوشتارها به نقش تکامل فرهنک در داوری های زیبایی شناختی بیشتر خواهیم پرداخت.
کامران پاک نژاد
neurobiology_of_art

برگرفته از کانال کامران پاک نژاد

@Sciencemodern2
هر مطالعه ای که برای تایید یا رد کارایی یک ماده انجام میشه کلیتش به زبان ساده به این صورت است
مرحله اول که اصطلاحا کشف نامیده میشود. که درآن مطالعات روی توسعه دارو انجام میگیرد و کارایی ابتدایی آن در محیط آزمایشگاهی (in vitro )صورت میگیرد. بعد از آن به تست حیوانی یا (in vivo )میرسیم. از میان تمام دارو های طراحی شده حدود 12 درصد انها میتوانند مرحله حیوانی را پشت سر بگذارنند. زمانی که پژوهشگران با درصد بالای اطمینان می توانند بگویند، دارو برای انسان ضرر ندارد واکسن را وارد مرحله کارآزمایی بالینی می کنند. که از سه فاز تشکیل شده است در مرحله اول داوطلبان به سه گروه پلاسیبو، دوز پایین واکسن و دوز بالای واکسن تقسیم می شوند. معادل فارسی پلاسیبو ( دارونما) است به این معنا که این گروه معمولا سرم فیزولوژیک دریافت می کنند. این نوع پژوهش معمولا دوسوکور نامیده می شود به این معنا که به هیچ وجه افراد مورد آزمایش و پژوهشگران نباید از پلاسیبو بودن یا واکسن بودن کیس مورد مطالعه مطلع باشند تا از جانبدارانه بودن(biased)تحقیق جلوگیری بشود. بعد از اینکه همه ی علائم حیاتی فرد طی دوره مشخص بررسی شد و علائم احتمالی آن پیش بینی شد و نتیجه نهایی مبنی بر این‌ است که واکسن عوارض جانبی خطرناکی ندارد نهایتا وارد فاز بعدی می شویم. دقت کنید ک هیچ کدام از این مراحل برای واکسن ایرانی در جامعه علمی منتشر نشده است و فقط به حرف یک سری افراد غیر علمی باید بسنده کنیم.
در این فاز میزان نمونه بیشتر میشود. و همین مراحل تقریبا تکرار میشود حالا به عنوان مثال
از هزار نفر مورد بررسی صد نفر به کرونا مبتلا شدند. برای بررسی کارایی واکسن بررسی می کنند که از این صد نفر چند نفر پلاسیبو دریافت کردند و چند نفر واکسن. مثلا در واکسن فایزر مشاهده کردند که این نسبت نود و پنج بود به چه معنا؟ یعنی از هر صد نفرمبتلا شده نود و پنج نفر پلاسبو بودند فقط پنج نفر واکسن. باز هم تاکید می کنم که هیچ داوطلبی نباید از پلاسیبو بودن یا واکسن بودن نمونه مطلع باشه که نتیجه ی گرفته شده جانبدارانه نباشه. و همبستگی به دست اومده واقعا نتیجه واکسن باشد نه چیز دیگری!! جالب اینجاست که در فیلم تزریق واکسن ایرانی به دختر رییس ستاد اجرایی امام گفته میشود که شما واکسن را دریافت می کنید!
بعد از آن به دلیل اختلاف های جزئی ژنتیکی نژاد های مختلف واکسن را در نژاد های مختلف تست می کنند. که یه از عوارض جانبی واکسن در طیف گسترده مشخص شود و کارای آن باز هم تایید شود. یک مسئول بی‌سواد مثلا دکتر چند روز پیش می گفت: این ها یعنی آمریکایی ها اومدن و بزریلی ها رو موش آزمایشگاهی کردند! در حالی که این فرد از همیناصول اولیه واکسن سازی خبر نداشت
حالا بیاید و در مورد واکسن ایرانی حرف بزنیم. اول اینکه همانطور که گفتم تا به امروز حتی یک مقاله از واکسن ساخت ستاد اجرایی امام در ژورنالی چاپ نشده پس هر چقدر تعریف و تمجید رسانه ای در باره چیزی که تقریبا هیچ اطلاعی از آن نداریم حماقت محضه.
حتی اگر مقاله علمی هم در این مورد چاپ شده بود چه بسیار واکسن هایی که در مرحله کارازمایی بالینی شکست خوردند. پس از قبل ایمن فرض گرفتن یک واکسن در واقع یک کار غیر علمی و بهتر بگم احمقانه است. کاری که مسئولان ساخت واکسن ایرانی به وفور انجام میدهند.
لازمه بدانیم که یکی از مسئولان کارآزمایی بالینی دکتر مینو محرز است که یک کارنامه کاملا بد و به درد نخور دارد و ثابت کرده است که فرد غیر علمی است و در دنیای علم غیر قابل اعتماد
ایشان مسئول کمیته ایدز ایران هستن. چند سال پیش با ادعای اینکه داروی گیاهی ما می تواند ایدز را درمان کند جامعه علمی ایران رو به قهقرا فرو برد و رسما بگم ابرویمان را برد. این ادم در ابتدای ورود کرونا به ایران گفت قرنطینه مال قرون وسطی است در حالی که چند ماه پیش ادعا کرد که باید سیاست های قرنطینه رو پیش آورد نظر عوض کردن در علم مشکلی ندارد ولی اینکه ادعاها انقدر سطحی و جاهلانه باشد مشکل ساز است. ایشان سال گذشته با ورود کرونا به ایران ادعا کردندافرادی که اچ ای وی دارند احتمال مرگ و طول بستری شدنشان در صورت ابتلا به کرونا کمتراست در حالی که در همان لحظه ای که ایشان این حرف بی پایه و اساس را بیان کردند سه مقاله از منابع مختلف ثابت کرده بود داشتن اچ ای وی احتمال مرگ و میر را دو و نیم برابر در مواجهه با کرونا بیشتر میکند خلاصه کسی که مسئول کارآزمایی بالینی واکسن ایرانی است همینقدر ادم غیر علمی هستند. ایشان چند روز پیش ادعا کرد توی ایران احتمالا کرونا جهش یافته موجود در انگلیس وجود داشته که انقدر سرایت پذیری آن زیاد بوده. این نتیجه گیری در حدی سطحی است که اگر از مبانی ابتدایی علمی مطلع باشید به مضحک بودن آن پی میبرید بدون مدرک و بدون اینکه حتی تکنولوژی توالی یابی ویروس را داشته باشیم این فرمایشات را فرمودند احتمالا با خدا لابی داشته اند
سومین مطلبی که می خواهم عنوان کنم این است که حتی اگر واکسن ایرانی تمام این مراحل را پشت سر گذاشته باشد.ایران اصلا زیر ساخت های تولید انبوه واکسن را ندارد تولید انبوه واکسن یکی از سخت ترین مراحل این پروسه است چرا که در حجم زیاد تولید میشود و نباید کیفیت متریال پایین بیاید ایران نه تنها تکونولوژی و نیروی انسانی این کار رو ندارد بلکه فاقد صلاحیت انجام این کار است.
اخرین موضوع این است که حتی اگر واکسن تایید بشود و تولید انبوه هم بشود این پروسه تقریبا شش ماه زمان خواهد برد.طبق مقاله اکسفورد تخمین زده شده که تا پایان آذر امسال حدود 43درصد مردم ایران مبتلا شدند تا شش ماه دیگر ما به احتمال زیاد به ایمنی جمعی رسیده ایم و دیگر اصلا به واکسن نیاز نداریم و ان انسان های شریفی که در این زمان جانشون رو از دست میدهند قربانی های اصلی این بازی های سیاسی شده اند که از ورود واکسن به کشور امتناع می کنند.

پ .ن لطفا نه تنها #واکسن_بخریدبلکه #واکسن_نسازید


گرداوری :سامان

@Sciencemodern2