نیل دگراس تایسون، اختر فیزیکدان بزرگ و مروج علم درباره تسلا میگوید:
@Sciencemodern2
طرفداران تسلا فکر میکنند که در حق او اجحاف شده است. حتما گاهی این اتفاق افتاده مثل نادیده گرفتن هوش او و حق انحصاری اختراعات.
کمک هایی که تسلا به ما برای درک الکترومغناطیس کرد قابل انکار نیست و در فیزیک به رسمیت شناخته میشود. حتی یک واحد الکترومغناطیس به اسم تسلا نامگذاری شده است.
اما تسلا یک سری ایده داشت که منطقی نبود. شاید بتوان گفت که علمی هم نبود. دلیلش اینه که مثلا او میگفت انرژی مغناطیسی زیادی در نور مرئی وجود دارد. شاید بپرسی این نور چقدر انرژی داره؟ در نور مرئی انرژی کمی وجود داره. در حدی نیست که بتونی باهاش یک ماشین یا موتور رو راه بندازی.
ما میتونیم با امواج رادیویی الکترومغناطیسی که دارای پایینترین سطح انرژی در طیف الکترومغناطیسی هستند فقط اطلاعات رو جابحا کنیم.
در دهه ۵۰ میلادی همه به فکر ماشین های پرنده بودن چون فکر میکردن انرژی رایگانه اما چیزی که کسی فکرش رو نمیکرد این بود که اطلاعات رایگان خواهد بود.
هرچی فوتون های نوری که دارید انرژی بالاتری داشته باشن میتونین باهاشون یه سری کار انجام بدید. مثل اشعه گاما و ایکس . اما منظور تسلا این چیزا نبود.
اون ایده اش این بود که با پخش امواج رادیویی توی هوا، دستگاه ها رو شارژ کنه. اما نمیتونیم اونقدر انرژی در انواج رادیویی ذخیره کنیم تا کارهای مکانیکی باهاش انجام بدیم.
مجری از آقای تایسون مپرسد: شاید اون از این امواج میخواست برای روشن کردن لامپ استفاده کنه، آیا این امکان دارد؟
اگر توان کافی در امواج رادیویی در هوا برای روشن کردن لامپ داری، میخوای در معرض آن امواج هم قرار بگیری؟ این انرژی گذرگاه خاص خودش رو هم داره. مثل سیم. سیم هم عایق داره و برخوردی با ما نداره. اما میخوای این انرژی رو در هوا داشته باشی که دائم با آن در ارتباطی؟
نه این درست نیست. مگر اینکه اون انرژی رو کم کم بفرستین تو یک دستگاه ذخیرش کنید و بعد ازش استفاده کنید. اینجوری اوکیه.
ولی اون این ایده رو نداشت.
#نیکولاتسلا #نیکولا_تسلا #تسلا #نیل_دگراس_تایسون
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
طرفداران تسلا فکر میکنند که در حق او اجحاف شده است. حتما گاهی این اتفاق افتاده مثل نادیده گرفتن هوش او و حق انحصاری اختراعات.
کمک هایی که تسلا به ما برای درک الکترومغناطیس کرد قابل انکار نیست و در فیزیک به رسمیت شناخته میشود. حتی یک واحد الکترومغناطیس به اسم تسلا نامگذاری شده است.
اما تسلا یک سری ایده داشت که منطقی نبود. شاید بتوان گفت که علمی هم نبود. دلیلش اینه که مثلا او میگفت انرژی مغناطیسی زیادی در نور مرئی وجود دارد. شاید بپرسی این نور چقدر انرژی داره؟ در نور مرئی انرژی کمی وجود داره. در حدی نیست که بتونی باهاش یک ماشین یا موتور رو راه بندازی.
ما میتونیم با امواج رادیویی الکترومغناطیسی که دارای پایینترین سطح انرژی در طیف الکترومغناطیسی هستند فقط اطلاعات رو جابحا کنیم.
در دهه ۵۰ میلادی همه به فکر ماشین های پرنده بودن چون فکر میکردن انرژی رایگانه اما چیزی که کسی فکرش رو نمیکرد این بود که اطلاعات رایگان خواهد بود.
هرچی فوتون های نوری که دارید انرژی بالاتری داشته باشن میتونین باهاشون یه سری کار انجام بدید. مثل اشعه گاما و ایکس . اما منظور تسلا این چیزا نبود.
اون ایده اش این بود که با پخش امواج رادیویی توی هوا، دستگاه ها رو شارژ کنه. اما نمیتونیم اونقدر انرژی در انواج رادیویی ذخیره کنیم تا کارهای مکانیکی باهاش انجام بدیم.
مجری از آقای تایسون مپرسد: شاید اون از این امواج میخواست برای روشن کردن لامپ استفاده کنه، آیا این امکان دارد؟
اگر توان کافی در امواج رادیویی در هوا برای روشن کردن لامپ داری، میخوای در معرض آن امواج هم قرار بگیری؟ این انرژی گذرگاه خاص خودش رو هم داره. مثل سیم. سیم هم عایق داره و برخوردی با ما نداره. اما میخوای این انرژی رو در هوا داشته باشی که دائم با آن در ارتباطی؟
نه این درست نیست. مگر اینکه اون انرژی رو کم کم بفرستین تو یک دستگاه ذخیرش کنید و بعد ازش استفاده کنید. اینجوری اوکیه.
ولی اون این ایده رو نداشت.
#نیکولاتسلا #نیکولا_تسلا #تسلا #نیل_دگراس_تایسون
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
هوش چیست؟
مکس تگمارک [فیزیکدان آمریکایی]: من و همسرم تازگی ها این خوش شانسی را داشتیم که در یک سمپوزیسیوم هوش مصنوعی، که بنیاد نوبل سوئد برگزار کرده بود، شرکت کنیم. آنجا هنگامی که از پنلی از پژوهشگران هوش مصنوعی درخواست شد هوش را تعریف کنند، آنها مفصل بحث کردند، بی آن که به توافقی برسند. این برای ما خیلی خنده¬دار بود: حتی بین پژوهشگران باهوشِ هوش هم اتفاق نظری بر سر این نیست که هوش چیست! بنابراین آشکار است که هیچ تعریف «درست»ِ بی چون و چرایی از هوش نیست. به جایش تعریف های متناقض زیادی هست، از قبیل تواناییِ منطقی فکر کردن، درک کردن، نقشه کشیدن، دانش عاطفی داشتن، خودآگاهی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری.
لازم است برای تحقیقاتمان دربارۀ آیندۀ هوش یک نگاه کاملاً فراگیر و همه جانبه به مقولۀ هوش داشته باشیم، نه یکی از آن نگاه های محدودی که تا حالا بوده است. برای همین است که تعریفی که به دست می دهم و نحوۀ استفاده کردنم از این کلمه بسیار فراگیر است:
هوش= تواناییِ به تحقق رساندنِ اهداف پیچیده
intelligence = ability to accomplish complex goals
این تعریف آنقدر فراگیر هست که همۀ تعریف های فوق را شامل شود، چراکه درک کردن، خودآگاهی، حل مسئله، یادگیری، و غیره، همگی مثال هایی از اهداف پیچیده¬ای هستند که شخص می تواند داشته باشد. همچنین آنقدر فراگیر هست که تعریف آکسفورد، «تواناییِ کسب و به کاربستن دانش و مهارت ها» را هم شامل شود، چراکه می توان هدفی مثل به کار بستن دانش و مهارت هم داشت.
از آنجا که اهدافِ ممکنِ بسیاری هست، انواعِ بسیاری از هوش های ممکن هم متصور است. بنابراین با این تعریفِ ما دیگر معنی ندارد هوش انسان ها، حیوانات یا ماشین ها با یک عدد به عنوان ضریب هوشی آنها نشان داد شود. کدام یک با هوشتر است: برنامۀ کامپیوتری که فقط می تواند شطرنج بازی کند یا برنامۀ دیگری که فقط می تواند گو بازی کند؟ پاسخ معقولی برای این سؤال نیست، چرا که این برنامه ها هر کدام در چیزی خوب هستند که نمی شود آن را چندان با دیگری مقایسه کرد. هرچند می توانیم بگوییم اگر برنامۀ سومی باشد که بتواند هر دوی آن هدف ها را به تحقق برساند و لااقل در یکی از آنها خیلی بهتر باشد، مثلاً شطرنج را بتواند ببرد، از هر دوی آنها باهوشتر است.
همچنین معنی ندارد وقنی چیزی که از لحاظ توانایی در حالت بینابین است در مورد باهوش بودن یا نبودنش جر و بحث شود، چراکه توانایی از یک طیف تشکیل می شود و لزوماً این طور نیست که همه یا هیچ باشد. چه کسانی توانایی آن را دارند که هدفِ حرف زدن را به تحقق برسانند؟ نوزادان؟ نه. مجریان رادیو؟ بله. اما بچه های نوپا را چه می گوییم که ده کلمه می توانند بگویند؟ یا پانصد کلمه می توانند بگویند؟ خطِ بین باهوش بودن یا نبودن را کجا می کشید؟ من آن کلمۀ عمداً مبهمِ «پیچیده» را به این خاطر آورده¬ام که چندان جالب نیست سعی کنیم یک خطِ من درآوردی بین باهوش بودن و باهوش نبودن بکشیم. مفیدتر این است که فقط درجۀ توانایی برای به تحقق رساندن یک هدف را با یک عدد نشان دهیم.
ترجمه-ی عباس پژمان
apjmn
مکس تگمارک [فیزیکدان آمریکایی]: من و همسرم تازگی ها این خوش شانسی را داشتیم که در یک سمپوزیسیوم هوش مصنوعی، که بنیاد نوبل سوئد برگزار کرده بود، شرکت کنیم. آنجا هنگامی که از پنلی از پژوهشگران هوش مصنوعی درخواست شد هوش را تعریف کنند، آنها مفصل بحث کردند، بی آن که به توافقی برسند. این برای ما خیلی خنده¬دار بود: حتی بین پژوهشگران باهوشِ هوش هم اتفاق نظری بر سر این نیست که هوش چیست! بنابراین آشکار است که هیچ تعریف «درست»ِ بی چون و چرایی از هوش نیست. به جایش تعریف های متناقض زیادی هست، از قبیل تواناییِ منطقی فکر کردن، درک کردن، نقشه کشیدن، دانش عاطفی داشتن، خودآگاهی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری.
لازم است برای تحقیقاتمان دربارۀ آیندۀ هوش یک نگاه کاملاً فراگیر و همه جانبه به مقولۀ هوش داشته باشیم، نه یکی از آن نگاه های محدودی که تا حالا بوده است. برای همین است که تعریفی که به دست می دهم و نحوۀ استفاده کردنم از این کلمه بسیار فراگیر است:
هوش= تواناییِ به تحقق رساندنِ اهداف پیچیده
intelligence = ability to accomplish complex goals
این تعریف آنقدر فراگیر هست که همۀ تعریف های فوق را شامل شود، چراکه درک کردن، خودآگاهی، حل مسئله، یادگیری، و غیره، همگی مثال هایی از اهداف پیچیده¬ای هستند که شخص می تواند داشته باشد. همچنین آنقدر فراگیر هست که تعریف آکسفورد، «تواناییِ کسب و به کاربستن دانش و مهارت ها» را هم شامل شود، چراکه می توان هدفی مثل به کار بستن دانش و مهارت هم داشت.
از آنجا که اهدافِ ممکنِ بسیاری هست، انواعِ بسیاری از هوش های ممکن هم متصور است. بنابراین با این تعریفِ ما دیگر معنی ندارد هوش انسان ها، حیوانات یا ماشین ها با یک عدد به عنوان ضریب هوشی آنها نشان داد شود. کدام یک با هوشتر است: برنامۀ کامپیوتری که فقط می تواند شطرنج بازی کند یا برنامۀ دیگری که فقط می تواند گو بازی کند؟ پاسخ معقولی برای این سؤال نیست، چرا که این برنامه ها هر کدام در چیزی خوب هستند که نمی شود آن را چندان با دیگری مقایسه کرد. هرچند می توانیم بگوییم اگر برنامۀ سومی باشد که بتواند هر دوی آن هدف ها را به تحقق برساند و لااقل در یکی از آنها خیلی بهتر باشد، مثلاً شطرنج را بتواند ببرد، از هر دوی آنها باهوشتر است.
همچنین معنی ندارد وقنی چیزی که از لحاظ توانایی در حالت بینابین است در مورد باهوش بودن یا نبودنش جر و بحث شود، چراکه توانایی از یک طیف تشکیل می شود و لزوماً این طور نیست که همه یا هیچ باشد. چه کسانی توانایی آن را دارند که هدفِ حرف زدن را به تحقق برسانند؟ نوزادان؟ نه. مجریان رادیو؟ بله. اما بچه های نوپا را چه می گوییم که ده کلمه می توانند بگویند؟ یا پانصد کلمه می توانند بگویند؟ خطِ بین باهوش بودن یا نبودن را کجا می کشید؟ من آن کلمۀ عمداً مبهمِ «پیچیده» را به این خاطر آورده¬ام که چندان جالب نیست سعی کنیم یک خطِ من درآوردی بین باهوش بودن و باهوش نبودن بکشیم. مفیدتر این است که فقط درجۀ توانایی برای به تحقق رساندن یک هدف را با یک عدد نشان دهیم.
ترجمه-ی عباس پژمان
apjmn
ارتباط سروتونین با صبر
@Sciencemodern2
تحقیقات جدید نشان می دهد که دو ناحیه از مغز در واکنش به سروتونین با هم کار می کنند تا توانایی صبر و کنترل را افزایش دهند. این یافته ممکن است به توسعه درمانهای هدفمند برای افرادی که توانایی کمتری در سرکوب رفتارهای تکانشی دارند، کمک کند.
“صبر یک فضیلت محسوب می شود.” با این حال، برای برخی از افراد، مدیریت این ویژگی، چالش برانگیز است و باعث ایجاد مشکل در روابط، شغل، امور مالی و امور آموزشی می شود.
طبق تحقیقات مستند از قبل، بین سروتونین – یک ماده شیمیایی عصبی – و رفتارهای اجتماعی و عاطفی رابطه وجود دارد.
به عنوان مثال، یک مطالعه بر روی موش ها، نشان داد که یک رابطه بین کمبود گیرنده های سروتونین در مغز و رفتار تکانشی وجود دارد.
از آنجا که کارشناسان روند عصبی را برای تنظیم صبر و کنترل فشار کاملاً درک نمی کنند، محققان این مطالعه جدید قصد داشتند نحوه تأثیر سروتونین را در مناطق خاصی از مغز بررسی کنند.
تمرکز به سه ناحیه مغزی محدود می شود
در این مطالعه، محققان بر روی سه منطقه از مغز متمرکز شدند: یک ساختار مغزی به نام نوکلئوس اکامبنس، مناطقی از لوب پیشانی به نام قشر اوربیتوفرونتال و قشر جلوی پیشانی.
تیم تحقیقاتی این مناطق مغزی را انتخاب کرد، زیرا تحقیقات نشان می دهد آسیب رسیدن به آنها منجر به افزایش رفتارهای تکانشی می شود.
“رفتارهای تکانشی ذاتاً با صبر مرتبط هستند. بنابراین این مناطق مغزی کاندیداهای اصلی هستند.”
سروتونین، صبر و مغز
@Sciencemodern2
برای انجام چند قدم جلوتر تحقیقات قبلی خود، تیم تحقیقاتی از موش هایی استفاده كردند كه به طور ژنتیكی دارای پروتئین های خاصی بودند كه در اثر قرار گرفتن در معرض تحریک نوری، سروتونین آزاد می كنند.
حیوانات پس از آموزش رفتار انتظار برای یک ماده غذایی، تحت عمل جراحی قرار گرفتند که در آن محققان فیبر نوری را در قسمت DRN مغز کاشتند.
محققان پس از تقسیم جوندگان به چند گروه، فیبرهای نوری را در نواحی ذکر شده از مغز قرار دادند. انجام این کار به آنها امکان می دهد که نحوه پاسخ هر منطقه به تحریک سروتونین را مشاهده کنند.
پس از بهبود جوندگان، محققان 75٪ از حیوانات را بار دیگر و در حالی که آزاد سازی سروتونین را از طریق روش تحریک نور فعال می کردند، در انتظار قرار دادند. آنها غذا را در دو بازه زمانی ثابت و متغیر به موش ها دادند.
پیامدهای درمان های آینده
به گفته نویسندگان، مطالعات بیشتر می تواند “روشن کند که چگونه پاسخ های عصبی هنگام انتظار برای پاداش با انتشار سروتونین تعدیل می شوند.”
این تحقیق می تواند اطلاعات بیشتری را در مورد چگونگی تأثیر سروتونین بر مناطق مغز نشان دهد و منجر به ایجاد درمان های دارویی جدید شود.
این تیم امیدوارند سایر مناطق مغز را که این اثرات تثبیت کننده خلق و خو را دارند، شناسایی کنند.
@Sciencemodern2
منبع:
Medical News Today
@Sciencemodern2
تحقیقات جدید نشان می دهد که دو ناحیه از مغز در واکنش به سروتونین با هم کار می کنند تا توانایی صبر و کنترل را افزایش دهند. این یافته ممکن است به توسعه درمانهای هدفمند برای افرادی که توانایی کمتری در سرکوب رفتارهای تکانشی دارند، کمک کند.
“صبر یک فضیلت محسوب می شود.” با این حال، برای برخی از افراد، مدیریت این ویژگی، چالش برانگیز است و باعث ایجاد مشکل در روابط، شغل، امور مالی و امور آموزشی می شود.
طبق تحقیقات مستند از قبل، بین سروتونین – یک ماده شیمیایی عصبی – و رفتارهای اجتماعی و عاطفی رابطه وجود دارد.
به عنوان مثال، یک مطالعه بر روی موش ها، نشان داد که یک رابطه بین کمبود گیرنده های سروتونین در مغز و رفتار تکانشی وجود دارد.
از آنجا که کارشناسان روند عصبی را برای تنظیم صبر و کنترل فشار کاملاً درک نمی کنند، محققان این مطالعه جدید قصد داشتند نحوه تأثیر سروتونین را در مناطق خاصی از مغز بررسی کنند.
تمرکز به سه ناحیه مغزی محدود می شود
در این مطالعه، محققان بر روی سه منطقه از مغز متمرکز شدند: یک ساختار مغزی به نام نوکلئوس اکامبنس، مناطقی از لوب پیشانی به نام قشر اوربیتوفرونتال و قشر جلوی پیشانی.
تیم تحقیقاتی این مناطق مغزی را انتخاب کرد، زیرا تحقیقات نشان می دهد آسیب رسیدن به آنها منجر به افزایش رفتارهای تکانشی می شود.
“رفتارهای تکانشی ذاتاً با صبر مرتبط هستند. بنابراین این مناطق مغزی کاندیداهای اصلی هستند.”
سروتونین، صبر و مغز
@Sciencemodern2
برای انجام چند قدم جلوتر تحقیقات قبلی خود، تیم تحقیقاتی از موش هایی استفاده كردند كه به طور ژنتیكی دارای پروتئین های خاصی بودند كه در اثر قرار گرفتن در معرض تحریک نوری، سروتونین آزاد می كنند.
حیوانات پس از آموزش رفتار انتظار برای یک ماده غذایی، تحت عمل جراحی قرار گرفتند که در آن محققان فیبر نوری را در قسمت DRN مغز کاشتند.
محققان پس از تقسیم جوندگان به چند گروه، فیبرهای نوری را در نواحی ذکر شده از مغز قرار دادند. انجام این کار به آنها امکان می دهد که نحوه پاسخ هر منطقه به تحریک سروتونین را مشاهده کنند.
پس از بهبود جوندگان، محققان 75٪ از حیوانات را بار دیگر و در حالی که آزاد سازی سروتونین را از طریق روش تحریک نور فعال می کردند، در انتظار قرار دادند. آنها غذا را در دو بازه زمانی ثابت و متغیر به موش ها دادند.
پیامدهای درمان های آینده
به گفته نویسندگان، مطالعات بیشتر می تواند “روشن کند که چگونه پاسخ های عصبی هنگام انتظار برای پاداش با انتشار سروتونین تعدیل می شوند.”
این تحقیق می تواند اطلاعات بیشتری را در مورد چگونگی تأثیر سروتونین بر مناطق مغز نشان دهد و منجر به ایجاد درمان های دارویی جدید شود.
این تیم امیدوارند سایر مناطق مغز را که این اثرات تثبیت کننده خلق و خو را دارند، شناسایی کنند.
@Sciencemodern2
منبع:
Medical News Today
Medical News Today
Brain regions found where serotonin boosts patience, impulse control
New research finds that serotonin stimulates two areas of the brain to work together to promote patience and the ability to control impulses.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📬 نَسَبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد...
سهراب سپهری
(شرح فیلم: از یه سری افراد پرسیده میشه که اهل کجا هستین و اونها با دانسته های خودشون و با غرور از محل تولدشون میگن، ولی در نهایت با آزمایش DNA مشخص میشه که خیلی هم تصورشون درست نبوده و ریشه اونها برمیگرده به جاهایی که فکرش رو هم نمیکردن )
سهراب سپهری
(شرح فیلم: از یه سری افراد پرسیده میشه که اهل کجا هستین و اونها با دانسته های خودشون و با غرور از محل تولدشون میگن، ولی در نهایت با آزمایش DNA مشخص میشه که خیلی هم تصورشون درست نبوده و ریشه اونها برمیگرده به جاهایی که فکرش رو هم نمیکردن )
جوانان مبتلا به اوتیسم از کودکی تا اوایل زندگی بزرگسالان دستاوردهای شناختی نشان می دهند
: کودکان مبتلا به اوتیسم در سنین 12 تا 23 سالگی افزایش قابل توجهی در نمرات ضریب هوشی را نشان می دهند. کسانی که بیشترین افزایش نمره ضریب هوشی را داشتند در سن 12 سالگی در مهارت های زبانی و ارتباطی اماری زودرس داشتند.
منبع: الزویر
@Sciencemodern2
: کودکان مبتلا به اوتیسم در سنین 12 تا 23 سالگی افزایش قابل توجهی در نمرات ضریب هوشی را نشان می دهند. کسانی که بیشترین افزایش نمره ضریب هوشی را داشتند در سن 12 سالگی در مهارت های زبانی و ارتباطی اماری زودرس داشتند.
منبع: الزویر
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#TED_Education
چرا جهان از سرگین حیوانات پوشیده نمیشود؟ الینور اسلید و پل منینگ
مدت درس: 04:57
@Sciencemodern2
چرا جهان از سرگین حیوانات پوشیده نمیشود؟ الینور اسلید و پل منینگ
مدت درس: 04:57
@Sciencemodern2
#روانشناسی_تکاملی
🔷🔸مکانیسمهای دفاعی ضد تجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است.
خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگهای پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی میکنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید میکنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش مییابد. Sanday دریافت در جوامع قبیلهای که در آن اختلافات و جنگهای بین قبیلهای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بودهاست.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کنندهی فرهنگهای دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیمگیری سیاسی زنان ، فرهنگهایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته میشوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند میدانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان میدهند...
...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان میدهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیبزا است. از دیدگاه تکاملی،هزینههای تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگیهای اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار میگیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفتگیری آسیب میبیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوستپسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج میبرند.
با توجه به هزینههای وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل میکند ، غیر منطقی میبود اگر در زنان مکانیسمهای دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسمهای تکامل یافتهی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیهسازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :
• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)
• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز میدارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)
• تشکیل ائتلافهای زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)
• ایجاد ترسهای ویژهای که زنان را برمیانگیزاند تا از موقعیتهایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• جلوگیری از فعالیتهای پرخطر در طول تخمکگذاری برای کاهش فرصتهای تجاوز جنسی در زمانیکه احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث میشود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)
ما علاوه بر این مکانیسمهای دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد میدهیم:
1️⃣فانتزیهای تجاوز
از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزیهای تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرتانگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دورههایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کردهاند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزیهای تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرمآور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی میتواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...
ادامه مطلب↙️
https://bit.ly/2JT43PQ
🔷🔸مکانیسمهای دفاعی ضد تجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است.
خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگهای پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی میکنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید میکنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش مییابد. Sanday دریافت در جوامع قبیلهای که در آن اختلافات و جنگهای بین قبیلهای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بودهاست.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کنندهی فرهنگهای دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیمگیری سیاسی زنان ، فرهنگهایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته میشوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند میدانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان میدهند...
...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان میدهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیبزا است. از دیدگاه تکاملی،هزینههای تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگیهای اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار میگیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفتگیری آسیب میبیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوستپسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج میبرند.
با توجه به هزینههای وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل میکند ، غیر منطقی میبود اگر در زنان مکانیسمهای دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسمهای تکامل یافتهی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیهسازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :
• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)
• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز میدارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)
• تشکیل ائتلافهای زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)
• ایجاد ترسهای ویژهای که زنان را برمیانگیزاند تا از موقعیتهایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• جلوگیری از فعالیتهای پرخطر در طول تخمکگذاری برای کاهش فرصتهای تجاوز جنسی در زمانیکه احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث میشود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)
ما علاوه بر این مکانیسمهای دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد میدهیم:
1️⃣فانتزیهای تجاوز
از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزیهای تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرتانگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دورههایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کردهاند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزیهای تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرمآور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی میتواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...
ادامه مطلب↙️
https://bit.ly/2JT43PQ
Telegraph
مکانیسمهای دفاعی ضدتجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است. خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#علمی
شما شبزندهدار هستید یا سحرخیز؟
نگاهی به عادتها و چرخههای خواب و بیداری بر اساس کتاب «چرا میخوابیم»
دکتر متیو واکر
@Sciencemodern2
شما شبزندهدار هستید یا سحرخیز؟
نگاهی به عادتها و چرخههای خواب و بیداری بر اساس کتاب «چرا میخوابیم»
دکتر متیو واکر
@Sciencemodern2
به گزارش بیبیسی فارسی، بقایای بدن این زن که در زمان امپراتوری اینکاها زندگی میکرده، در جریان حفر لوله گاز در یک خیابان خاکی در شهر لیما پیدا شد. اکنون دانشمندان موفق شدهاند با کمک تکنولوژی دیجیتال چهره او را بازسازی کنند.
این زن که مانند بسیاری از اهالی کمبضاعت امروزی در پرو ریسندگی میکرده، در زمان مرگ حدودا بیست ساله بوده ، ۱ متر و ۴۸ سانت قد داشته و ظاهرا به مرگ طبیعی درگذشته است.
دانشمندان نام این زن را وایاو گذاشتهاند که در زبان محلی کچوا به معنای بید مجنون است. اسکلت «بید» و وسایل کشف شده همراه اوبه موزه منتقل خواهد شد
@Sciencemodern2
این زن که مانند بسیاری از اهالی کمبضاعت امروزی در پرو ریسندگی میکرده، در زمان مرگ حدودا بیست ساله بوده ، ۱ متر و ۴۸ سانت قد داشته و ظاهرا به مرگ طبیعی درگذشته است.
دانشمندان نام این زن را وایاو گذاشتهاند که در زبان محلی کچوا به معنای بید مجنون است. اسکلت «بید» و وسایل کشف شده همراه اوبه موزه منتقل خواهد شد
@Sciencemodern2
میدونیم که اختاپوس ها هشت تاپا دارند ولی میدونید که چندتا قلب دارند
Anonymous Quiz
7%
1
22%
2
52%
3
19%
4
Modern Science
میدونیم که اختاپوس ها هشت تاپا دارند ولی میدونید که چندتا قلب دارند
اختاپوس ها سه تا قلب دارند که دوتاشون خون روبه آبشش ،پمپ میکنه و یکیشون به کل بدن
اختاپوس!!!
اختاپوس اُستاد استتاره و میتوانند خودشون رو به رنگ محیط تغییر بدهند
@Sciencemodern2
اختاپوس!!!
اختاپوس اُستاد استتاره و میتوانند خودشون رو به رنگ محیط تغییر بدهند
@Sciencemodern2
Modern Science
چای پرطرفدارترین ماده ی روان گردان!!! @Sciencemodern2
چای پرطرفدارترین ماده ی روان گردان!!!
چای ، دارای ۴ ماده ی محرک است که روی مغز شما اثر می گذارد.
شناخته شده ترین این ماده ها کافئین است. کافئین همچنین با مصرف قهوه و بعضی نوشیدنی های انرژی زا وارد بدن می شود.
چای همچنین دارای دو ماده ی مرتبط با کافئین است : تئوبرامین و تئوفیلین
چای همچنین دارای اسید آمینه ای به اسم ال-تیانین است که تاثیرات جالبی بر مغز دارد.
این مقاله، این چهار ماده ی ذکر شده ی موجود در چای را بررسی می کند.
@Sciencemodern2
کافئین موجود در چای
چای و قهوه هر دو حاوی کافئین هستند در نتیجه اثر محرکی بر مغز دارند. اما شیوه ی این تاثیر گذاری در این دو ماده متفاوت است.
یکی از دوستانم مثال جالبی در توصیف این تفاوت اثر زد: نوشیدن چای مانند تشویق شدن توسط مادر بزرگ است، در حالی که خوردن قهوه مثل گرفتن دستور از یک سرگرد می ماند.
قهوه، گرچه سطح انرژی را بالا می برد ، اما گاهی این احساس عجیب را در فرد ایجاد می کند که مغزش در حال پرسه زدن است و تمرکزش را از دست داده است.
این تاثیر اضافی تحریک کننده ی قهوه، می تواند باعث شود تمرکز خود را از دست بدهیم و اوقات خود را به کار های کم بهره مانند گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانیم.
به نظر می رسد چای ، کافئین کمتری از قهوه دارد اما همراهی ۳ ماده ی دیگر محرک در چای، به تاثیر آن می افزاید.
چای، پرطرفدار ترین ماده ی روان گردان!
کافئین پرطرفدار ترین ماده ی روانگردان در جهان است.
قهوه که حاوی کافئین است، همچنین دارای مقادیر زیادی آنتی اکسیدان است و این به خواص سلامت زای این ماده می افزاید
یک فنجان قهوه ی قوی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلی گرم کافئین را فراهم می کند و در مقابل، یک فنجان چای حاوی ۲۰ الی ۶۰ میلی گرم کافئین است.
کافئین ، سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد و سرحالی را افزایش می دهد.
تئوری های مختلفی در مورد نحوه ی عمل کافئین موجود در چای و قهوه وجود دارد.
نظریه ی اصلی این است که کافئین، یک انتقال دهنده ی شیمایی به نام آدنوزین را مسدود می کند و به این علت تاثیر محرکی دارد.
گفته می شود آدنوزین در طول روز در بدن افزایش پیدا می کند و یک نوع حس خواب در ما ایجاد می کند. هر چه آدنوزین بیشتر باشد خواب آلودگی بیشتر است و کافئین ، این اثر را تا حدی خنثی میکند.
تئوفیلین و تئوبرامین
این دو ماده در گروه گزانتین ها قرار می گیرند و اثرات روانشناختی زیادی بر بدن دارند.
تیوفیلین، عضلات را آرام می کند و تنفس را راحت تر می کند و جریان خون در بدن را روان تر می کند و فشار خون را کاهش می دهد.
تئوبرامین هم تقریبا اثر مشابهی دارد و جریان خون در بدن را راحت تر می کند.
دانه های کاکائو نیز منابع خوبی برای این دو ماده هستند.
گرچه مقدار این دو ماده در چای ، زیاد نیست اما مقداری از کافئین مصرفی از طریق چای به این دو ماده تبدیل می شود و در نتیجه با هر بار مصرف چای، شما این دو ماده را دریافت می کنید.
ال تیانین
این ماده، بین این چهار ماده ی ذکر شده، جالب ترین است.
ال تیانین در گروه آمینو اسید ها قرار میگیرد. و بیشتر در گیاه چای دیده می شوند.
این ماده نیز مانند سه ماده ی قبلی می تواند با عبور از سد خونی مغزی، وارد مغز شود.
ال تیانین، امواج آلفا در مغز را افزایش می دهد که با احساس آرامش در ارتباط هستند. به همین علت است که چای اثر آرام کنندگی دارد.
پژوهش ها نشان می دهند همراهی ال تیانین و کافئین به بهبود عملکرد مغز و توجه منجر می شود.
منبع
healthline
@Sciencemodern2
چای ، دارای ۴ ماده ی محرک است که روی مغز شما اثر می گذارد.
شناخته شده ترین این ماده ها کافئین است. کافئین همچنین با مصرف قهوه و بعضی نوشیدنی های انرژی زا وارد بدن می شود.
چای همچنین دارای دو ماده ی مرتبط با کافئین است : تئوبرامین و تئوفیلین
چای همچنین دارای اسید آمینه ای به اسم ال-تیانین است که تاثیرات جالبی بر مغز دارد.
این مقاله، این چهار ماده ی ذکر شده ی موجود در چای را بررسی می کند.
@Sciencemodern2
کافئین موجود در چای
چای و قهوه هر دو حاوی کافئین هستند در نتیجه اثر محرکی بر مغز دارند. اما شیوه ی این تاثیر گذاری در این دو ماده متفاوت است.
یکی از دوستانم مثال جالبی در توصیف این تفاوت اثر زد: نوشیدن چای مانند تشویق شدن توسط مادر بزرگ است، در حالی که خوردن قهوه مثل گرفتن دستور از یک سرگرد می ماند.
قهوه، گرچه سطح انرژی را بالا می برد ، اما گاهی این احساس عجیب را در فرد ایجاد می کند که مغزش در حال پرسه زدن است و تمرکزش را از دست داده است.
این تاثیر اضافی تحریک کننده ی قهوه، می تواند باعث شود تمرکز خود را از دست بدهیم و اوقات خود را به کار های کم بهره مانند گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانیم.
به نظر می رسد چای ، کافئین کمتری از قهوه دارد اما همراهی ۳ ماده ی دیگر محرک در چای، به تاثیر آن می افزاید.
چای، پرطرفدار ترین ماده ی روان گردان!
کافئین پرطرفدار ترین ماده ی روانگردان در جهان است.
قهوه که حاوی کافئین است، همچنین دارای مقادیر زیادی آنتی اکسیدان است و این به خواص سلامت زای این ماده می افزاید
یک فنجان قهوه ی قوی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلی گرم کافئین را فراهم می کند و در مقابل، یک فنجان چای حاوی ۲۰ الی ۶۰ میلی گرم کافئین است.
کافئین ، سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد و سرحالی را افزایش می دهد.
تئوری های مختلفی در مورد نحوه ی عمل کافئین موجود در چای و قهوه وجود دارد.
نظریه ی اصلی این است که کافئین، یک انتقال دهنده ی شیمایی به نام آدنوزین را مسدود می کند و به این علت تاثیر محرکی دارد.
گفته می شود آدنوزین در طول روز در بدن افزایش پیدا می کند و یک نوع حس خواب در ما ایجاد می کند. هر چه آدنوزین بیشتر باشد خواب آلودگی بیشتر است و کافئین ، این اثر را تا حدی خنثی میکند.
تئوفیلین و تئوبرامین
این دو ماده در گروه گزانتین ها قرار می گیرند و اثرات روانشناختی زیادی بر بدن دارند.
تیوفیلین، عضلات را آرام می کند و تنفس را راحت تر می کند و جریان خون در بدن را روان تر می کند و فشار خون را کاهش می دهد.
تئوبرامین هم تقریبا اثر مشابهی دارد و جریان خون در بدن را راحت تر می کند.
دانه های کاکائو نیز منابع خوبی برای این دو ماده هستند.
گرچه مقدار این دو ماده در چای ، زیاد نیست اما مقداری از کافئین مصرفی از طریق چای به این دو ماده تبدیل می شود و در نتیجه با هر بار مصرف چای، شما این دو ماده را دریافت می کنید.
ال تیانین
این ماده، بین این چهار ماده ی ذکر شده، جالب ترین است.
ال تیانین در گروه آمینو اسید ها قرار میگیرد. و بیشتر در گیاه چای دیده می شوند.
این ماده نیز مانند سه ماده ی قبلی می تواند با عبور از سد خونی مغزی، وارد مغز شود.
ال تیانین، امواج آلفا در مغز را افزایش می دهد که با احساس آرامش در ارتباط هستند. به همین علت است که چای اثر آرام کنندگی دارد.
پژوهش ها نشان می دهند همراهی ال تیانین و کافئین به بهبود عملکرد مغز و توجه منجر می شود.
منبع
healthline
@Sciencemodern2
Healthline
4 Stimulants in Tea — More Than Just Caffeine
Tea contains several stimulant substances: caffeine, theobromine, theophylline, and L-theanine.
«ژن خودخواه»
@Sciencemodern2
این مفهوم نخستین بار توسط ریچارد داوکینز ، استاد دانشگاه آکسفورد ، در کتابی به همین نام مطرح شد . مطابق این تئوری ، ژنها از طریق ایجاد و اعمال فنوتیپ (رفتار و ساختار) درصدد هستند تا از موجوداتی که حامل آنها هستند به منظور صیانت از بقای خود استفاده کنند . در حقیقت این ما نیستیم که بواسطه رفتارهایمان درتلاش برای بقای ژنهایمان هستیم ، بلکه این ژنها هستند که از طریق ایجاد رفتارها و ساختارهای ما به منظور حفظ بقای خود تلاش می کنند .
داوکینز مثال جالبی مطرح می کند . او می گوید علت تلاش اغلب جانوران والد برای حفاظت از فرزندانش این است که ژنهای والد میخواهند از نسخهٔ کپی شده خودشان در فرزندان حفاظت کنند و به همین منظور رفتار حفاظت را ایجاد می کنند .
یک مثال معروف دیگر بلعیده شدن عنکبوت نر بیوهٔ سیاه توسط ماده پس از جفت گیری است . پس از اتمام آمیزش و هنگامی که انتقال ژنهای نر انجام شد ، چون این ژنهای خودخواه از بقای خودشان مطمئن شده اند رفتاری در عنکبوت نر ایجاد می کنند که وارد دهان ماده میشود و توسط او بلعیده میشود . این شاید خودخواهانه ترین عملکرد یک ژن باشد !
داوکینز پا را فراتر میگذارد و در کتابی به نام «فنوتیپ گسترش یافته» می گوید فنوتیپ محدود به خصوصیات ظاهری یا تبلور صفات در جانداران نیست بلکه هرگونه اثرگذاری یک جاندار بر پیرامونش نیز نوعی فنوتیپ است . مثلا الگوی کانالهای لانه هر مورچه نیز نوعی فنوتیپ است .
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
این مفهوم نخستین بار توسط ریچارد داوکینز ، استاد دانشگاه آکسفورد ، در کتابی به همین نام مطرح شد . مطابق این تئوری ، ژنها از طریق ایجاد و اعمال فنوتیپ (رفتار و ساختار) درصدد هستند تا از موجوداتی که حامل آنها هستند به منظور صیانت از بقای خود استفاده کنند . در حقیقت این ما نیستیم که بواسطه رفتارهایمان درتلاش برای بقای ژنهایمان هستیم ، بلکه این ژنها هستند که از طریق ایجاد رفتارها و ساختارهای ما به منظور حفظ بقای خود تلاش می کنند .
داوکینز مثال جالبی مطرح می کند . او می گوید علت تلاش اغلب جانوران والد برای حفاظت از فرزندانش این است که ژنهای والد میخواهند از نسخهٔ کپی شده خودشان در فرزندان حفاظت کنند و به همین منظور رفتار حفاظت را ایجاد می کنند .
یک مثال معروف دیگر بلعیده شدن عنکبوت نر بیوهٔ سیاه توسط ماده پس از جفت گیری است . پس از اتمام آمیزش و هنگامی که انتقال ژنهای نر انجام شد ، چون این ژنهای خودخواه از بقای خودشان مطمئن شده اند رفتاری در عنکبوت نر ایجاد می کنند که وارد دهان ماده میشود و توسط او بلعیده میشود . این شاید خودخواهانه ترین عملکرد یک ژن باشد !
داوکینز پا را فراتر میگذارد و در کتابی به نام «فنوتیپ گسترش یافته» می گوید فنوتیپ محدود به خصوصیات ظاهری یا تبلور صفات در جانداران نیست بلکه هرگونه اثرگذاری یک جاندار بر پیرامونش نیز نوعی فنوتیپ است . مثلا الگوی کانالهای لانه هر مورچه نیز نوعی فنوتیپ است .
@Sciencemodern2