🍃آیا انسان ها منقرض می شوند؟
آیا گونه های ما منقرض می شوند؟ پاسخ کوتاه بله است.
ثبت فسیل نشان می دهد که همه چیز در نهایت منقرض می شود. بیش از 99.9٪ تقریباً همه گونه هایی که تاکنون زندگی کرده اند منقرض شده اند. این مورد در مورد سایر گونه های انسانی نیز صدق می کند. نئاندرتال ها ، دنیسوان ها وهوموارکتوس همه منقرض شدند و فقط هومو ساپینس باقی ماند.انسان ها ناگزیر به سوی نابودی پیش می روند.سوال این نیست که آیا منقرض خواهیم شد ، بلکه چه زمانی قرار است این اتفاق بیفتد. تیترها اغلب حاکی از آن است که این انقراض قریب الوقوع است. خطربرخورد سیارک، مورد علاقه رسانه ها به زمین و هشدارمداوم برای وضعیت اضطراری آب و هوا وجود دارد.انسان ها نقاط ضعفی دارند.
حیوانات بزرگ و دوست داشتنی؛ مانند ما نمی توانند به خوبی از پس تخریب محیط زیست برآیند. لاک پشت های کوچک و خونسرد و مارها می توانستند ماه ها بدون غذا بمانند ، بنابراین آنها زنده ماندند. حیوانات بزرگ با متابولیسم سریع - تیرانوسورها یا انسان ها - دائماً به غذای زیادی احتیاج دارند.این امر آنها را در معرض وقفه های مختصر زنجیره غذایی ناشی از بلایایی مانند آتشفشان ها ، گرم شدن کره زمین ، عصر یخبندان یا گرسنگی های زمستانی پس از برخورد سیارک ها قرار می دهد.
ما همچنین عمرطولانی داریم با نسل طولانی وفرزندان کمو تولید مثل اهسته !! که بهبودی ازتصادفات جمعیت رو دشوارمیکند، سرعت انتخاب طبیعی را کاهش می دهد و سازگاری با تغییرات سریع محیطی را دشوار کند. ماموت های محکوم به نابودی ، تنبل ها زمینی و دیگر مگافونا وپستانداران بزرگ خیلی آهسته تولید مثل می کردند تا بتوانند در برابر شکار بی رویه انسان مقاومت کنند یا خودراباآن سازگارکنند.
بنابراین، ما آسیب پذیر هستیم ، اما دلایلی وجود دارد که فکر می کنیم انسان ها در برابر انقراض مقاوم است،شاید به روش خاص!!.ما یک گونه کاملاً عجیب و غریب هستیم - گسترده ، پرتعداد ، کاملا قابل قبول - که نشان می دهند ما مدت طولانی خواهیم ماند ما همه جا هستیم.
موجودات زنده ازنظرجغرافیایی درهنگام فجایع طبیعی و انقراض بهتر عمل می کنند. دامنه جغرافیایی زیادبه معنی این است ، که گونه تمام تخم های خود ر دریک سبد قرارنمیدهد!! واگر زیستگاهی نابود شود می تواند درزیستگاه دیگر زنده بماند.
خرس های قطبی و پانداهای کوچک در معرض خطر هستند. خرس های قهوه ای و روباه های قرمز باوجود دامنه حغرافیایی وسیع درخطر هستند. انسانها بیشترین دامنه جغرافیایی رادربین پستانداران دارند ودرتمامی قاره ها، جزایر اقیانوسی جنگل های بارانی و بیابان ها وجود دارند انسان ها همه جا وجود دارند وریشه کن کردن انسان ها دشوار است.
با7.8 میلیارد نفر ، ما در میان گونه ها رایج جهان هستیم .زیست توده انسانی بیش از زیست توده همه پستانداران وحشی است. حتی با فرض اینکه یک جنگ همه گیر یا بمب هسته ای می تواند 99٪ از جمعیت را نابود کند ، میلیون ها نفر برای بازسازی زنده می مانند.
ما کلی گرا هستیم .گونه هایی که از سیارک کشتار دایناسور جان سالم به در بردند به ندرت به یک منبع غذایی متکی بودند. آنها پستانداران همه چیزخوار یا شکارچیانی مانند تمساح و لاک پشت ها یا قورباغه هاهمه چیز ی را میخوردند
انسان ها هزاران گونه جانوری و گیاهی میخورند. بسته به آنچه دروسترس است ، ما علف خوار ، ماهی خوار ، گوشت خوار ، همه چیز خوار هستیم. اما مهمتر از همه ، برخلاف سایر گونه ها ، ما از طریق رفتارهای آموخته شده ( فرهنگ )و نه DNA سازگار می شویم. ما حیوانان، پستانداران ، اما بسیار عجیب و غریب خاصی هستیم ،بجای اینکه نسل ها را از هم جدا کنند تا ژن های ما را تغییر دهند ، ازهوش ،فرهنگ و ابزارهایی برای سازگاری رفتار ما در طول سال ها یا در چند دقیقه استفاده می کنند. میلیون ها سال طول کشید تا نهنگ ها باله ها ، دندان های نیش و سونار تولید کنند.
ولی هزاران سال طول کشیدتا مردم میله های ماهیگیری ، قایق ها و ماهی یاب را اختراع کردند. تکامل فرهنگی حتی از تکامل ویروسی نیز پیشی می گیرد. ژن های ویروسی طی چند روز ایجاد می شوند. یک ثانیه طول می کشد تا از کسی بخواهید دست های خود را بشوید. تکامل فرهنگی متفاوت است ، نه فقط سریعتر از تکامل ژنتیکی. انتخاب طبیعی در انسان حیوانی را ایجاد کرده است که قادر به طراحی هوشمندانه است و کورکورانه با محیط سازگار نمی شود
بلکه عمداً آن را با توجه به نیازش تغییر شکل می دهد.اسب ها برای خوردن گیاهان دندان های آسیابی و روده های پیچیده ایجاد کردند. مردم گیاهان را رام كردند ، سپس جنگل ها را برای محصولات زراعی آماده كردند. یوزپلنگ ها برای تعقیب طعمه های خود سرعت بالایی دارند.
#انقراض
#زیست
#ژن
@Sciencemodern2
گرداوری :دکترامیرحراجی
🍂🍂🍂درادامه👇👇👇
آیا گونه های ما منقرض می شوند؟ پاسخ کوتاه بله است.
ثبت فسیل نشان می دهد که همه چیز در نهایت منقرض می شود. بیش از 99.9٪ تقریباً همه گونه هایی که تاکنون زندگی کرده اند منقرض شده اند. این مورد در مورد سایر گونه های انسانی نیز صدق می کند. نئاندرتال ها ، دنیسوان ها وهوموارکتوس همه منقرض شدند و فقط هومو ساپینس باقی ماند.انسان ها ناگزیر به سوی نابودی پیش می روند.سوال این نیست که آیا منقرض خواهیم شد ، بلکه چه زمانی قرار است این اتفاق بیفتد. تیترها اغلب حاکی از آن است که این انقراض قریب الوقوع است. خطربرخورد سیارک، مورد علاقه رسانه ها به زمین و هشدارمداوم برای وضعیت اضطراری آب و هوا وجود دارد.انسان ها نقاط ضعفی دارند.
حیوانات بزرگ و دوست داشتنی؛ مانند ما نمی توانند به خوبی از پس تخریب محیط زیست برآیند. لاک پشت های کوچک و خونسرد و مارها می توانستند ماه ها بدون غذا بمانند ، بنابراین آنها زنده ماندند. حیوانات بزرگ با متابولیسم سریع - تیرانوسورها یا انسان ها - دائماً به غذای زیادی احتیاج دارند.این امر آنها را در معرض وقفه های مختصر زنجیره غذایی ناشی از بلایایی مانند آتشفشان ها ، گرم شدن کره زمین ، عصر یخبندان یا گرسنگی های زمستانی پس از برخورد سیارک ها قرار می دهد.
ما همچنین عمرطولانی داریم با نسل طولانی وفرزندان کمو تولید مثل اهسته !! که بهبودی ازتصادفات جمعیت رو دشوارمیکند، سرعت انتخاب طبیعی را کاهش می دهد و سازگاری با تغییرات سریع محیطی را دشوار کند. ماموت های محکوم به نابودی ، تنبل ها زمینی و دیگر مگافونا وپستانداران بزرگ خیلی آهسته تولید مثل می کردند تا بتوانند در برابر شکار بی رویه انسان مقاومت کنند یا خودراباآن سازگارکنند.
بنابراین، ما آسیب پذیر هستیم ، اما دلایلی وجود دارد که فکر می کنیم انسان ها در برابر انقراض مقاوم است،شاید به روش خاص!!.ما یک گونه کاملاً عجیب و غریب هستیم - گسترده ، پرتعداد ، کاملا قابل قبول - که نشان می دهند ما مدت طولانی خواهیم ماند ما همه جا هستیم.
موجودات زنده ازنظرجغرافیایی درهنگام فجایع طبیعی و انقراض بهتر عمل می کنند. دامنه جغرافیایی زیادبه معنی این است ، که گونه تمام تخم های خود ر دریک سبد قرارنمیدهد!! واگر زیستگاهی نابود شود می تواند درزیستگاه دیگر زنده بماند.
خرس های قطبی و پانداهای کوچک در معرض خطر هستند. خرس های قهوه ای و روباه های قرمز باوجود دامنه حغرافیایی وسیع درخطر هستند. انسانها بیشترین دامنه جغرافیایی رادربین پستانداران دارند ودرتمامی قاره ها، جزایر اقیانوسی جنگل های بارانی و بیابان ها وجود دارند انسان ها همه جا وجود دارند وریشه کن کردن انسان ها دشوار است.
با7.8 میلیارد نفر ، ما در میان گونه ها رایج جهان هستیم .زیست توده انسانی بیش از زیست توده همه پستانداران وحشی است. حتی با فرض اینکه یک جنگ همه گیر یا بمب هسته ای می تواند 99٪ از جمعیت را نابود کند ، میلیون ها نفر برای بازسازی زنده می مانند.
ما کلی گرا هستیم .گونه هایی که از سیارک کشتار دایناسور جان سالم به در بردند به ندرت به یک منبع غذایی متکی بودند. آنها پستانداران همه چیزخوار یا شکارچیانی مانند تمساح و لاک پشت ها یا قورباغه هاهمه چیز ی را میخوردند
انسان ها هزاران گونه جانوری و گیاهی میخورند. بسته به آنچه دروسترس است ، ما علف خوار ، ماهی خوار ، گوشت خوار ، همه چیز خوار هستیم. اما مهمتر از همه ، برخلاف سایر گونه ها ، ما از طریق رفتارهای آموخته شده ( فرهنگ )و نه DNA سازگار می شویم. ما حیوانان، پستانداران ، اما بسیار عجیب و غریب خاصی هستیم ،بجای اینکه نسل ها را از هم جدا کنند تا ژن های ما را تغییر دهند ، ازهوش ،فرهنگ و ابزارهایی برای سازگاری رفتار ما در طول سال ها یا در چند دقیقه استفاده می کنند. میلیون ها سال طول کشید تا نهنگ ها باله ها ، دندان های نیش و سونار تولید کنند.
ولی هزاران سال طول کشیدتا مردم میله های ماهیگیری ، قایق ها و ماهی یاب را اختراع کردند. تکامل فرهنگی حتی از تکامل ویروسی نیز پیشی می گیرد. ژن های ویروسی طی چند روز ایجاد می شوند. یک ثانیه طول می کشد تا از کسی بخواهید دست های خود را بشوید. تکامل فرهنگی متفاوت است ، نه فقط سریعتر از تکامل ژنتیکی. انتخاب طبیعی در انسان حیوانی را ایجاد کرده است که قادر به طراحی هوشمندانه است و کورکورانه با محیط سازگار نمی شود
بلکه عمداً آن را با توجه به نیازش تغییر شکل می دهد.اسب ها برای خوردن گیاهان دندان های آسیابی و روده های پیچیده ایجاد کردند. مردم گیاهان را رام كردند ، سپس جنگل ها را برای محصولات زراعی آماده كردند. یوزپلنگ ها برای تعقیب طعمه های خود سرعت بالایی دارند.
#انقراض
#زیست
#ژن
@Sciencemodern2
گرداوری :دکترامیرحراجی
🍂🍂🍂درادامه👇👇👇
ما گاو و گوسفندی پرورش دادیم که فرار نمیکنند. مابسیار منحصر به فرد سازگار شده ایم که حتی از یک واقعه انقراض جمعی نیز جان سالم به در ببریم. با توجه به یک دهه هشدار قبل از برخورد سیارک ، انسان ها احتمالاً می توانند مواد غذایی کافی برای زنده ماندن در سرما در تاریکی و نجات بیشتر یا بیشتر مردم ذخیره کنند.
اختلالات طولانی مدت مانند عصر یخبندان می تواند باعث درگیری های گسترده و فروپاشی جمعیت شود ، اما تمدن ها احتمالاً زنده می مانند. Homo sapiens بیش از 250،000 سال از عصر یخبندان ، انفجارها ، همه گیری ها و جنگ های جهانی جان سالم به در برده است. این نشان می دهد که خوش بینی محدودی وجود دارد. ما می توانیم 250،000 سال یا بیشتر زنده بمانیم.
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
#انقراض
@Sciencemodern2
منبع :
The converstion
اختلالات طولانی مدت مانند عصر یخبندان می تواند باعث درگیری های گسترده و فروپاشی جمعیت شود ، اما تمدن ها احتمالاً زنده می مانند. Homo sapiens بیش از 250،000 سال از عصر یخبندان ، انفجارها ، همه گیری ها و جنگ های جهانی جان سالم به در برده است. این نشان می دهد که خوش بینی محدودی وجود دارد. ما می توانیم 250،000 سال یا بیشتر زنده بمانیم.
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
#انقراض
@Sciencemodern2
منبع :
The converstion
The Conversation
Will humans go extinct? For all the existential threats, we’ll likely be here for a very long time
Large numbers, huge ranges, and adaptibility make the human species very difficult to eradicate
مغزیک انساندر برابر مغز یک دلفین
مغزدلفین ها چهارتا پنج برابربزرگترازانچه که برای بدنشان انتظارمی روددرمقایسه با حیوانات مشابه است..
دانشمندان معتقدندکه باتوجه به الگوهای پیچیده رفتارشان باید به دلفین ها به عنوان فرد (غیرانسانی )حق داده شود
دلفین هابرای جمع آوری ماهی ها از تاکتیک همکاری جمعی استفاده می کنند وحتی میتواننداین رفتار و تاکتیک های جدید را به دیگردلفین های جوان اموزش دهند
#مغز
#دلفین
#علم
http://Telegram.me/sciencemodern2
مغزدلفین ها چهارتا پنج برابربزرگترازانچه که برای بدنشان انتظارمی روددرمقایسه با حیوانات مشابه است..
دانشمندان معتقدندکه باتوجه به الگوهای پیچیده رفتارشان باید به دلفین ها به عنوان فرد (غیرانسانی )حق داده شود
دلفین هابرای جمع آوری ماهی ها از تاکتیک همکاری جمعی استفاده می کنند وحتی میتواننداین رفتار و تاکتیک های جدید را به دیگردلفین های جوان اموزش دهند
#مغز
#دلفین
#علم
http://Telegram.me/sciencemodern2
واژه سال 2020 کدام یک از موارد زیر است?
Anonymous Quiz
37%
Covid-19
39%
Pandemic
19%
Corona
4%
Virus
مغز، ساختار ماده خاکستری و آدمکشی
@Sciencemodern2
خشونت بین افراد، یکی از بزرگترین پیچیده گی های جوامع انسانی است، و آدمکشی (هومو سايد)، شدیدترین عارضه اینگونه خشونتهاست. آمار کشته شدگان در امریکا هر ساله ۱۷۰۰۰نفر است که علاوه بر فشار روحی به خانواده، دوستان و جامعه فرد مقتول، هزینه های اقتصادی آن در حدود ۲۲۵ میلیارد دلار در سال است. علیرغم اهمیت بررسی این عارضه توسط روانشناسان و جامعه شناسان، تا کنون آگاهی ما از تغییرات بیوشیمی ِ مغز در فرآیند دیگر کشی، بسیار محدود بوده است. تکنیکهای جدیدتصویر برداری از مغز، کمک زیادی به درک تغییرات مغز در فرآیندِ ایجاد خشونتها نموده است. این پژوهشها، تغییراتی را در مدارهای مختلف مغزی در لوبهای پیشانی ( فرونتال)، گیجگاهی ( تامپورال) و منطقه لیمبیک ( مرکز احساسات اولیه) که در کنترل رفتارهای خشن نقش دارند، در افراد با رفتارهای خشن و ضد اجتماعی نشان داده اند. اخیرا دکتر کنت کیل (از شبکه تحقیقاتی ذهن در ایالت نیومکزیکو آمریکا) و ناتانیل آندرسون از دانشگاه نیو مکزیکو، پژوهش وسیعی را بر روی تغییرات ماده خاکستری مغز در افراد بزهکار زندانی انجام دادند. نتیجه این پژوهش در جولای ۲۰۱۹ در مجله brain Imaging and Behavior چاپ شد.
این پژوهش بر روی ۸۰۸ زندانی مرد انجام گرفته است. افرادی که سابقه بیماریهای مغزی (تومور یا سکته مغزی)، سابقه ضربه مغزی که منجر به بیهوشی شده، و افراد با سابقه بیماری روانی پسیکوز کنار گذاشته شدند. سپس این زندانیان مرد به سه گروه تقسیم شدند: ۱- گروه آدمکشان ۲- گروه زندانیان با سابقه خشونتهای شدید ولی بدون آدمکشی ۳- گروه بزهکاریهای ملایم و بدون آدمکشی.
در این سه گروه، تستهای مختلفی جهت تشخیص ضد اجتماعی بودن ( سایکوپاتی)، تست هوش (آی کیو) ، تستهای روانشناسی برای تشخیص افسردگی، اضطراب و نوع شخصیت، همچنین بررسیِ استفاده از داروهای مخدر، انجام شد. سپس از تمام این افراد اِم آر آی مغز گرفته شد.
در هر سه گروهِ، آدمکشان، زندانیان با سابقه خشونتهای شدید (بدون آدمکشی) و زندانیان با بزهکاریهای ملایم ، در مناطقی از مغز که مسئول فرآیندهای هیجانی، کنترل رفتار، عملکردهایی اجرایی و شناخت اجتماعی است، در ساختار ماده خاکستری تغییر نشان داده شد.
اما در زندانیان آدمکش، این تغییرات، و مخصوصا کاهش ماده خاکستری، بویژه در مناطق عهده دارِ شناخت اجتماعی، کنترل استراتژیک رفتار، و کنترل هیجانها، بسیار شدیدتر، و از نظر آماری قابل توجه تر است ( میزان ماده خاکستری در قشر اربیتو فرونتال پیشانی، قشر قدامی لوب گیجگاهه، اینسولا و قسمت قدامی سینگولیت کاهش بارزی دارد). این مناطق تغییر یافته، نقش اساسی در همدلی ( امپاتی)، و تئوری ذهن ( قابلیت فهم دریافت ها، عقاید و احساساتِ دیگران، و نمودِ آنها) دارند. این تغییرات شدیدِ ماده خاکستری، در دیگر بزهکاران دیده نشد.
نتایج این پژوهش، اهمیت زیادی در بررسی قضایی افراد بزهکار دارد. امروزه بطور روزافزونی از تصویربرداری مغزی در دادگاههای آمریکا استفاده میشود. اگر چه این پژوهش، تغییرات بارز ماده خاکستری را، در زندانیان آدمکش در مقایسه با دیگر بزهکاران نشان داده، ولی این به این معنی نیست که از این یافته ها می توان در پیش بینی افراد جنایتکار در آینده استفاده نمود. تشخیص چگونگیِ اختلالات شبکه های مغزی در افراد جنایتکار، یک قدم مهم، در دریافت ارتباط بیولوژی مغز و بزهکاری است. این پژوهش، اهمیت سلامت مغز را، در پیشگیریِ یکی از مهمترین معضلات اجتماع، یعنی آدمکشی نشان میدهد.
#مغز
#خشونت
#نورولوژیست
برگرفته از کانلال دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
خشونت بین افراد، یکی از بزرگترین پیچیده گی های جوامع انسانی است، و آدمکشی (هومو سايد)، شدیدترین عارضه اینگونه خشونتهاست. آمار کشته شدگان در امریکا هر ساله ۱۷۰۰۰نفر است که علاوه بر فشار روحی به خانواده، دوستان و جامعه فرد مقتول، هزینه های اقتصادی آن در حدود ۲۲۵ میلیارد دلار در سال است. علیرغم اهمیت بررسی این عارضه توسط روانشناسان و جامعه شناسان، تا کنون آگاهی ما از تغییرات بیوشیمی ِ مغز در فرآیند دیگر کشی، بسیار محدود بوده است. تکنیکهای جدیدتصویر برداری از مغز، کمک زیادی به درک تغییرات مغز در فرآیندِ ایجاد خشونتها نموده است. این پژوهشها، تغییراتی را در مدارهای مختلف مغزی در لوبهای پیشانی ( فرونتال)، گیجگاهی ( تامپورال) و منطقه لیمبیک ( مرکز احساسات اولیه) که در کنترل رفتارهای خشن نقش دارند، در افراد با رفتارهای خشن و ضد اجتماعی نشان داده اند. اخیرا دکتر کنت کیل (از شبکه تحقیقاتی ذهن در ایالت نیومکزیکو آمریکا) و ناتانیل آندرسون از دانشگاه نیو مکزیکو، پژوهش وسیعی را بر روی تغییرات ماده خاکستری مغز در افراد بزهکار زندانی انجام دادند. نتیجه این پژوهش در جولای ۲۰۱۹ در مجله brain Imaging and Behavior چاپ شد.
این پژوهش بر روی ۸۰۸ زندانی مرد انجام گرفته است. افرادی که سابقه بیماریهای مغزی (تومور یا سکته مغزی)، سابقه ضربه مغزی که منجر به بیهوشی شده، و افراد با سابقه بیماری روانی پسیکوز کنار گذاشته شدند. سپس این زندانیان مرد به سه گروه تقسیم شدند: ۱- گروه آدمکشان ۲- گروه زندانیان با سابقه خشونتهای شدید ولی بدون آدمکشی ۳- گروه بزهکاریهای ملایم و بدون آدمکشی.
در این سه گروه، تستهای مختلفی جهت تشخیص ضد اجتماعی بودن ( سایکوپاتی)، تست هوش (آی کیو) ، تستهای روانشناسی برای تشخیص افسردگی، اضطراب و نوع شخصیت، همچنین بررسیِ استفاده از داروهای مخدر، انجام شد. سپس از تمام این افراد اِم آر آی مغز گرفته شد.
در هر سه گروهِ، آدمکشان، زندانیان با سابقه خشونتهای شدید (بدون آدمکشی) و زندانیان با بزهکاریهای ملایم ، در مناطقی از مغز که مسئول فرآیندهای هیجانی، کنترل رفتار، عملکردهایی اجرایی و شناخت اجتماعی است، در ساختار ماده خاکستری تغییر نشان داده شد.
اما در زندانیان آدمکش، این تغییرات، و مخصوصا کاهش ماده خاکستری، بویژه در مناطق عهده دارِ شناخت اجتماعی، کنترل استراتژیک رفتار، و کنترل هیجانها، بسیار شدیدتر، و از نظر آماری قابل توجه تر است ( میزان ماده خاکستری در قشر اربیتو فرونتال پیشانی، قشر قدامی لوب گیجگاهه، اینسولا و قسمت قدامی سینگولیت کاهش بارزی دارد). این مناطق تغییر یافته، نقش اساسی در همدلی ( امپاتی)، و تئوری ذهن ( قابلیت فهم دریافت ها، عقاید و احساساتِ دیگران، و نمودِ آنها) دارند. این تغییرات شدیدِ ماده خاکستری، در دیگر بزهکاران دیده نشد.
نتایج این پژوهش، اهمیت زیادی در بررسی قضایی افراد بزهکار دارد. امروزه بطور روزافزونی از تصویربرداری مغزی در دادگاههای آمریکا استفاده میشود. اگر چه این پژوهش، تغییرات بارز ماده خاکستری را، در زندانیان آدمکش در مقایسه با دیگر بزهکاران نشان داده، ولی این به این معنی نیست که از این یافته ها می توان در پیش بینی افراد جنایتکار در آینده استفاده نمود. تشخیص چگونگیِ اختلالات شبکه های مغزی در افراد جنایتکار، یک قدم مهم، در دریافت ارتباط بیولوژی مغز و بزهکاری است. این پژوهش، اهمیت سلامت مغز را، در پیشگیریِ یکی از مهمترین معضلات اجتماع، یعنی آدمکشی نشان میدهد.
#مغز
#خشونت
#نورولوژیست
برگرفته از کانلال دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)
@Sciencemodern2
🔸چگونه استرس و چرخه خواب و بیداری بر خواب تأثیر می گذارند؟
@Sciencemodern2
یک تیم تحقیقاتی به رهبری دانشگاه ناگویا در ژاپن مسیر عصبی جدیدی پیدا کرده است که ارتباط ساعت شبانه روزی، استرس و بیداری در پستانداران را توضیح می دهد.
تیم تحقیقاتی یک نورون را شناسایی کردند به نام نورون آزاد کننده فاکتور کورتیکوتروپین (CRF) که وقتی پستانداران تحت استرس هستند، بیش از حد فعال می شود، و می تواند باعث بی خوابی و سایر اختلالات خواب شود.
موجودات زنده یک نوسان 24 ساعته به نام ریتم شبانه روزی از خود نشان می دهند. در پستانداران، ساعت شبانه روزی مرکزی که در سلول های عصبی هسته سوپراکیاسماتیک مغز (SCN) قرار دارد، چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.
با این حال، در شرایط تهدید کننده زندگی، سیگنال ریتم شبانه روزی برای بیدار نگه داشتن حیوان خاموش می شود تا بتواند حتی در زمان خواب، از خطر فرار کند.
اگرچه قطع موقت چرخه خواب و بیداری برای زنده ماندن ضروری است، اما استرس بیش از حد یا طولانی مدت ناشی از چنین خطراتی می تواند باعث بی خوابی و سایر اختلالات خواب شود.
محققان بر روی سلولهای عصبی CRF – که شناخته شده است و در پاسخ به استرس نقش دارند – تمرکز کردند.
آنها بررسی کردند که چگونه خواب و بیداری در موشها تحت تأثیر سلولهای عصبی CRF تأثیر می گذارد. نتایج نشان داد که نورونهای CRF فعال شده حیوانات را بیدار نگه داشته و آنها را وادار به حرکت در اطراف می کنند، این نشان دهنده افزایش بیداری آنها است. محققان همچنین مشاهده کردند که نورونهای CRF در زمان بیداری موشها فعال می مانند و هنگامی که فعالیت نورونها سرکوب می شود، بیداری و فعالیتهای حرکتی حیوانات کاهش می یابد.
تحقیقات بیشتر همچنین نشان داد که نورونهای مهاری در مغز، نورونهای گاباارژیک نامیده می شوند، در تنظیم فعالیت نورونهای CRF نقش بسزایی دارند و فعال شدن نورونهای CRF باعث تحریک نورونهای اورکسین در هیپوتالاموس جانبی می شود، که منجر به افزایش بیداری می شود.
بنابراین تیم به این نتیجه رسید که نورون های گاباارژیک در مغز فعالیت نورون های CRF را کنترل می کنند، که در نهایت چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.
“ما این مسیر عصبی را در موش ها شناسایی کردیم. برای روشن شدن چگونگی تنظیم اختلاف شبانه و روزانه در مغز، مطالعات بیشتری لازم است.”
“در جامعه امروز، اختلالات خواب یک مشکل جدی است. ما امیدواریم که یافته های ما به توسعه روش های درمانی جدید برای بی خوابی و سایر اختلالات خواب ناشی از استرس یا مشکل در ریتم شبانه روزی، کمک کند
منبع
http://www.riem.nagoya-u.ac.jp/en/shinkei2.html
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
یک تیم تحقیقاتی به رهبری دانشگاه ناگویا در ژاپن مسیر عصبی جدیدی پیدا کرده است که ارتباط ساعت شبانه روزی، استرس و بیداری در پستانداران را توضیح می دهد.
تیم تحقیقاتی یک نورون را شناسایی کردند به نام نورون آزاد کننده فاکتور کورتیکوتروپین (CRF) که وقتی پستانداران تحت استرس هستند، بیش از حد فعال می شود، و می تواند باعث بی خوابی و سایر اختلالات خواب شود.
موجودات زنده یک نوسان 24 ساعته به نام ریتم شبانه روزی از خود نشان می دهند. در پستانداران، ساعت شبانه روزی مرکزی که در سلول های عصبی هسته سوپراکیاسماتیک مغز (SCN) قرار دارد، چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.
با این حال، در شرایط تهدید کننده زندگی، سیگنال ریتم شبانه روزی برای بیدار نگه داشتن حیوان خاموش می شود تا بتواند حتی در زمان خواب، از خطر فرار کند.
اگرچه قطع موقت چرخه خواب و بیداری برای زنده ماندن ضروری است، اما استرس بیش از حد یا طولانی مدت ناشی از چنین خطراتی می تواند باعث بی خوابی و سایر اختلالات خواب شود.
محققان بر روی سلولهای عصبی CRF – که شناخته شده است و در پاسخ به استرس نقش دارند – تمرکز کردند.
آنها بررسی کردند که چگونه خواب و بیداری در موشها تحت تأثیر سلولهای عصبی CRF تأثیر می گذارد. نتایج نشان داد که نورونهای CRF فعال شده حیوانات را بیدار نگه داشته و آنها را وادار به حرکت در اطراف می کنند، این نشان دهنده افزایش بیداری آنها است. محققان همچنین مشاهده کردند که نورونهای CRF در زمان بیداری موشها فعال می مانند و هنگامی که فعالیت نورونها سرکوب می شود، بیداری و فعالیتهای حرکتی حیوانات کاهش می یابد.
تحقیقات بیشتر همچنین نشان داد که نورونهای مهاری در مغز، نورونهای گاباارژیک نامیده می شوند، در تنظیم فعالیت نورونهای CRF نقش بسزایی دارند و فعال شدن نورونهای CRF باعث تحریک نورونهای اورکسین در هیپوتالاموس جانبی می شود، که منجر به افزایش بیداری می شود.
بنابراین تیم به این نتیجه رسید که نورون های گاباارژیک در مغز فعالیت نورون های CRF را کنترل می کنند، که در نهایت چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.
“ما این مسیر عصبی را در موش ها شناسایی کردیم. برای روشن شدن چگونگی تنظیم اختلاف شبانه و روزانه در مغز، مطالعات بیشتری لازم است.”
“در جامعه امروز، اختلالات خواب یک مشکل جدی است. ما امیدواریم که یافته های ما به توسعه روش های درمانی جدید برای بی خوابی و سایر اختلالات خواب ناشی از استرس یا مشکل در ریتم شبانه روزی، کمک کند
منبع
http://www.riem.nagoya-u.ac.jp/en/shinkei2.html
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
Modern Science
🔸چگونه استرس و چرخه خواب و بیداری بر خواب تأثیر می گذارند؟ @Sciencemodern2 یک تیم تحقیقاتی به رهبری دانشگاه ناگویا در ژاپن مسیر عصبی جدیدی پیدا کرده است که ارتباط ساعت شبانه روزی، استرس و بیداری در پستانداران را توضیح می دهد. تیم تحقیقاتی یک نورون را…
چه ویتامین هایی به خواب کمک می کنند؟
#منیزیم
منیزیم که در بسیاری از عملکردهای بدن نقش مهمی دارد، همچنین به بهبود کیفیت خواب کمک می کند. منیزیم با پشتیبانی از انتقال سلولهای عصبی و تنظیم هموستاز، نقش مهمی در فعالیت انتقال دهنده عصبی دارد.
با داشتن چنین نقشی حیاتی در سیستم عصبی، نشان داده شده است که مصرف منیزیم اثرات آرام بخشی بر بدن دارد. منیزیم به جای بیدار کردن سلول های عصبی با ماده شیمیایی مانند کافئین، می تواند اثر معکوس ایجاد کند و به تقویت احساس آرامش کمک کند.
در مطالعه ای که در مجله تحقیقات علوم پزشکی ارسال شده است، محققان دریافتند که مکمل منیزیم به بهبود کارایی خواب و بی خوابی در افراد مسن کمک می کند.
#ویتامین B6
ویتامین B6 همچنین نقشی اساسی در سیستم عصبی بدن دارد. از همه مهمتر، ویتامین B6 در تولید ملاتونین نقش دارد.
ملاتونین یک هورمون طبیعی است که در پاسخ به تاریکی توسط بدن تولید می شود. ویتامین B6 با تنظیم تولید این هورمون مهم می تواند به طور طبیعی به چرخه خواب شما کمک کند. با توجه به اینکه بسیاری از افراد قبل از خواب با تلفن های همراه خود کار می کنند یا تلویزیون تماشا می کنند، تولید ملاتونین ممکن است مختل شود و باعث شود شما در طول روز خسته از خواب بیدار شوید.
ویتامین B6 در بسیاری از مکمل های خواب وجود دارد
@Sciencemodern2
#منیزیم
منیزیم که در بسیاری از عملکردهای بدن نقش مهمی دارد، همچنین به بهبود کیفیت خواب کمک می کند. منیزیم با پشتیبانی از انتقال سلولهای عصبی و تنظیم هموستاز، نقش مهمی در فعالیت انتقال دهنده عصبی دارد.
با داشتن چنین نقشی حیاتی در سیستم عصبی، نشان داده شده است که مصرف منیزیم اثرات آرام بخشی بر بدن دارد. منیزیم به جای بیدار کردن سلول های عصبی با ماده شیمیایی مانند کافئین، می تواند اثر معکوس ایجاد کند و به تقویت احساس آرامش کمک کند.
در مطالعه ای که در مجله تحقیقات علوم پزشکی ارسال شده است، محققان دریافتند که مکمل منیزیم به بهبود کارایی خواب و بی خوابی در افراد مسن کمک می کند.
#ویتامین B6
ویتامین B6 همچنین نقشی اساسی در سیستم عصبی بدن دارد. از همه مهمتر، ویتامین B6 در تولید ملاتونین نقش دارد.
ملاتونین یک هورمون طبیعی است که در پاسخ به تاریکی توسط بدن تولید می شود. ویتامین B6 با تنظیم تولید این هورمون مهم می تواند به طور طبیعی به چرخه خواب شما کمک کند. با توجه به اینکه بسیاری از افراد قبل از خواب با تلفن های همراه خود کار می کنند یا تلویزیون تماشا می کنند، تولید ملاتونین ممکن است مختل شود و باعث شود شما در طول روز خسته از خواب بیدار شوید.
ویتامین B6 در بسیاری از مکمل های خواب وجود دارد
@Sciencemodern2
نیل دگراس تایسون، اختر فیزیکدان بزرگ و مروج علم درباره تسلا میگوید:
@Sciencemodern2
طرفداران تسلا فکر میکنند که در حق او اجحاف شده است. حتما گاهی این اتفاق افتاده مثل نادیده گرفتن هوش او و حق انحصاری اختراعات.
کمک هایی که تسلا به ما برای درک الکترومغناطیس کرد قابل انکار نیست و در فیزیک به رسمیت شناخته میشود. حتی یک واحد الکترومغناطیس به اسم تسلا نامگذاری شده است.
اما تسلا یک سری ایده داشت که منطقی نبود. شاید بتوان گفت که علمی هم نبود. دلیلش اینه که مثلا او میگفت انرژی مغناطیسی زیادی در نور مرئی وجود دارد. شاید بپرسی این نور چقدر انرژی داره؟ در نور مرئی انرژی کمی وجود داره. در حدی نیست که بتونی باهاش یک ماشین یا موتور رو راه بندازی.
ما میتونیم با امواج رادیویی الکترومغناطیسی که دارای پایینترین سطح انرژی در طیف الکترومغناطیسی هستند فقط اطلاعات رو جابحا کنیم.
در دهه ۵۰ میلادی همه به فکر ماشین های پرنده بودن چون فکر میکردن انرژی رایگانه اما چیزی که کسی فکرش رو نمیکرد این بود که اطلاعات رایگان خواهد بود.
هرچی فوتون های نوری که دارید انرژی بالاتری داشته باشن میتونین باهاشون یه سری کار انجام بدید. مثل اشعه گاما و ایکس . اما منظور تسلا این چیزا نبود.
اون ایده اش این بود که با پخش امواج رادیویی توی هوا، دستگاه ها رو شارژ کنه. اما نمیتونیم اونقدر انرژی در انواج رادیویی ذخیره کنیم تا کارهای مکانیکی باهاش انجام بدیم.
مجری از آقای تایسون مپرسد: شاید اون از این امواج میخواست برای روشن کردن لامپ استفاده کنه، آیا این امکان دارد؟
اگر توان کافی در امواج رادیویی در هوا برای روشن کردن لامپ داری، میخوای در معرض آن امواج هم قرار بگیری؟ این انرژی گذرگاه خاص خودش رو هم داره. مثل سیم. سیم هم عایق داره و برخوردی با ما نداره. اما میخوای این انرژی رو در هوا داشته باشی که دائم با آن در ارتباطی؟
نه این درست نیست. مگر اینکه اون انرژی رو کم کم بفرستین تو یک دستگاه ذخیرش کنید و بعد ازش استفاده کنید. اینجوری اوکیه.
ولی اون این ایده رو نداشت.
#نیکولاتسلا #نیکولا_تسلا #تسلا #نیل_دگراس_تایسون
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
طرفداران تسلا فکر میکنند که در حق او اجحاف شده است. حتما گاهی این اتفاق افتاده مثل نادیده گرفتن هوش او و حق انحصاری اختراعات.
کمک هایی که تسلا به ما برای درک الکترومغناطیس کرد قابل انکار نیست و در فیزیک به رسمیت شناخته میشود. حتی یک واحد الکترومغناطیس به اسم تسلا نامگذاری شده است.
اما تسلا یک سری ایده داشت که منطقی نبود. شاید بتوان گفت که علمی هم نبود. دلیلش اینه که مثلا او میگفت انرژی مغناطیسی زیادی در نور مرئی وجود دارد. شاید بپرسی این نور چقدر انرژی داره؟ در نور مرئی انرژی کمی وجود داره. در حدی نیست که بتونی باهاش یک ماشین یا موتور رو راه بندازی.
ما میتونیم با امواج رادیویی الکترومغناطیسی که دارای پایینترین سطح انرژی در طیف الکترومغناطیسی هستند فقط اطلاعات رو جابحا کنیم.
در دهه ۵۰ میلادی همه به فکر ماشین های پرنده بودن چون فکر میکردن انرژی رایگانه اما چیزی که کسی فکرش رو نمیکرد این بود که اطلاعات رایگان خواهد بود.
هرچی فوتون های نوری که دارید انرژی بالاتری داشته باشن میتونین باهاشون یه سری کار انجام بدید. مثل اشعه گاما و ایکس . اما منظور تسلا این چیزا نبود.
اون ایده اش این بود که با پخش امواج رادیویی توی هوا، دستگاه ها رو شارژ کنه. اما نمیتونیم اونقدر انرژی در انواج رادیویی ذخیره کنیم تا کارهای مکانیکی باهاش انجام بدیم.
مجری از آقای تایسون مپرسد: شاید اون از این امواج میخواست برای روشن کردن لامپ استفاده کنه، آیا این امکان دارد؟
اگر توان کافی در امواج رادیویی در هوا برای روشن کردن لامپ داری، میخوای در معرض آن امواج هم قرار بگیری؟ این انرژی گذرگاه خاص خودش رو هم داره. مثل سیم. سیم هم عایق داره و برخوردی با ما نداره. اما میخوای این انرژی رو در هوا داشته باشی که دائم با آن در ارتباطی؟
نه این درست نیست. مگر اینکه اون انرژی رو کم کم بفرستین تو یک دستگاه ذخیرش کنید و بعد ازش استفاده کنید. اینجوری اوکیه.
ولی اون این ایده رو نداشت.
#نیکولاتسلا #نیکولا_تسلا #تسلا #نیل_دگراس_تایسون
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
هوش چیست؟
مکس تگمارک [فیزیکدان آمریکایی]: من و همسرم تازگی ها این خوش شانسی را داشتیم که در یک سمپوزیسیوم هوش مصنوعی، که بنیاد نوبل سوئد برگزار کرده بود، شرکت کنیم. آنجا هنگامی که از پنلی از پژوهشگران هوش مصنوعی درخواست شد هوش را تعریف کنند، آنها مفصل بحث کردند، بی آن که به توافقی برسند. این برای ما خیلی خنده¬دار بود: حتی بین پژوهشگران باهوشِ هوش هم اتفاق نظری بر سر این نیست که هوش چیست! بنابراین آشکار است که هیچ تعریف «درست»ِ بی چون و چرایی از هوش نیست. به جایش تعریف های متناقض زیادی هست، از قبیل تواناییِ منطقی فکر کردن، درک کردن، نقشه کشیدن، دانش عاطفی داشتن، خودآگاهی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری.
لازم است برای تحقیقاتمان دربارۀ آیندۀ هوش یک نگاه کاملاً فراگیر و همه جانبه به مقولۀ هوش داشته باشیم، نه یکی از آن نگاه های محدودی که تا حالا بوده است. برای همین است که تعریفی که به دست می دهم و نحوۀ استفاده کردنم از این کلمه بسیار فراگیر است:
هوش= تواناییِ به تحقق رساندنِ اهداف پیچیده
intelligence = ability to accomplish complex goals
این تعریف آنقدر فراگیر هست که همۀ تعریف های فوق را شامل شود، چراکه درک کردن، خودآگاهی، حل مسئله، یادگیری، و غیره، همگی مثال هایی از اهداف پیچیده¬ای هستند که شخص می تواند داشته باشد. همچنین آنقدر فراگیر هست که تعریف آکسفورد، «تواناییِ کسب و به کاربستن دانش و مهارت ها» را هم شامل شود، چراکه می توان هدفی مثل به کار بستن دانش و مهارت هم داشت.
از آنجا که اهدافِ ممکنِ بسیاری هست، انواعِ بسیاری از هوش های ممکن هم متصور است. بنابراین با این تعریفِ ما دیگر معنی ندارد هوش انسان ها، حیوانات یا ماشین ها با یک عدد به عنوان ضریب هوشی آنها نشان داد شود. کدام یک با هوشتر است: برنامۀ کامپیوتری که فقط می تواند شطرنج بازی کند یا برنامۀ دیگری که فقط می تواند گو بازی کند؟ پاسخ معقولی برای این سؤال نیست، چرا که این برنامه ها هر کدام در چیزی خوب هستند که نمی شود آن را چندان با دیگری مقایسه کرد. هرچند می توانیم بگوییم اگر برنامۀ سومی باشد که بتواند هر دوی آن هدف ها را به تحقق برساند و لااقل در یکی از آنها خیلی بهتر باشد، مثلاً شطرنج را بتواند ببرد، از هر دوی آنها باهوشتر است.
همچنین معنی ندارد وقنی چیزی که از لحاظ توانایی در حالت بینابین است در مورد باهوش بودن یا نبودنش جر و بحث شود، چراکه توانایی از یک طیف تشکیل می شود و لزوماً این طور نیست که همه یا هیچ باشد. چه کسانی توانایی آن را دارند که هدفِ حرف زدن را به تحقق برسانند؟ نوزادان؟ نه. مجریان رادیو؟ بله. اما بچه های نوپا را چه می گوییم که ده کلمه می توانند بگویند؟ یا پانصد کلمه می توانند بگویند؟ خطِ بین باهوش بودن یا نبودن را کجا می کشید؟ من آن کلمۀ عمداً مبهمِ «پیچیده» را به این خاطر آورده¬ام که چندان جالب نیست سعی کنیم یک خطِ من درآوردی بین باهوش بودن و باهوش نبودن بکشیم. مفیدتر این است که فقط درجۀ توانایی برای به تحقق رساندن یک هدف را با یک عدد نشان دهیم.
ترجمه-ی عباس پژمان
apjmn
مکس تگمارک [فیزیکدان آمریکایی]: من و همسرم تازگی ها این خوش شانسی را داشتیم که در یک سمپوزیسیوم هوش مصنوعی، که بنیاد نوبل سوئد برگزار کرده بود، شرکت کنیم. آنجا هنگامی که از پنلی از پژوهشگران هوش مصنوعی درخواست شد هوش را تعریف کنند، آنها مفصل بحث کردند، بی آن که به توافقی برسند. این برای ما خیلی خنده¬دار بود: حتی بین پژوهشگران باهوشِ هوش هم اتفاق نظری بر سر این نیست که هوش چیست! بنابراین آشکار است که هیچ تعریف «درست»ِ بی چون و چرایی از هوش نیست. به جایش تعریف های متناقض زیادی هست، از قبیل تواناییِ منطقی فکر کردن، درک کردن، نقشه کشیدن، دانش عاطفی داشتن، خودآگاهی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری.
لازم است برای تحقیقاتمان دربارۀ آیندۀ هوش یک نگاه کاملاً فراگیر و همه جانبه به مقولۀ هوش داشته باشیم، نه یکی از آن نگاه های محدودی که تا حالا بوده است. برای همین است که تعریفی که به دست می دهم و نحوۀ استفاده کردنم از این کلمه بسیار فراگیر است:
هوش= تواناییِ به تحقق رساندنِ اهداف پیچیده
intelligence = ability to accomplish complex goals
این تعریف آنقدر فراگیر هست که همۀ تعریف های فوق را شامل شود، چراکه درک کردن، خودآگاهی، حل مسئله، یادگیری، و غیره، همگی مثال هایی از اهداف پیچیده¬ای هستند که شخص می تواند داشته باشد. همچنین آنقدر فراگیر هست که تعریف آکسفورد، «تواناییِ کسب و به کاربستن دانش و مهارت ها» را هم شامل شود، چراکه می توان هدفی مثل به کار بستن دانش و مهارت هم داشت.
از آنجا که اهدافِ ممکنِ بسیاری هست، انواعِ بسیاری از هوش های ممکن هم متصور است. بنابراین با این تعریفِ ما دیگر معنی ندارد هوش انسان ها، حیوانات یا ماشین ها با یک عدد به عنوان ضریب هوشی آنها نشان داد شود. کدام یک با هوشتر است: برنامۀ کامپیوتری که فقط می تواند شطرنج بازی کند یا برنامۀ دیگری که فقط می تواند گو بازی کند؟ پاسخ معقولی برای این سؤال نیست، چرا که این برنامه ها هر کدام در چیزی خوب هستند که نمی شود آن را چندان با دیگری مقایسه کرد. هرچند می توانیم بگوییم اگر برنامۀ سومی باشد که بتواند هر دوی آن هدف ها را به تحقق برساند و لااقل در یکی از آنها خیلی بهتر باشد، مثلاً شطرنج را بتواند ببرد، از هر دوی آنها باهوشتر است.
همچنین معنی ندارد وقنی چیزی که از لحاظ توانایی در حالت بینابین است در مورد باهوش بودن یا نبودنش جر و بحث شود، چراکه توانایی از یک طیف تشکیل می شود و لزوماً این طور نیست که همه یا هیچ باشد. چه کسانی توانایی آن را دارند که هدفِ حرف زدن را به تحقق برسانند؟ نوزادان؟ نه. مجریان رادیو؟ بله. اما بچه های نوپا را چه می گوییم که ده کلمه می توانند بگویند؟ یا پانصد کلمه می توانند بگویند؟ خطِ بین باهوش بودن یا نبودن را کجا می کشید؟ من آن کلمۀ عمداً مبهمِ «پیچیده» را به این خاطر آورده¬ام که چندان جالب نیست سعی کنیم یک خطِ من درآوردی بین باهوش بودن و باهوش نبودن بکشیم. مفیدتر این است که فقط درجۀ توانایی برای به تحقق رساندن یک هدف را با یک عدد نشان دهیم.
ترجمه-ی عباس پژمان
apjmn
ارتباط سروتونین با صبر
@Sciencemodern2
تحقیقات جدید نشان می دهد که دو ناحیه از مغز در واکنش به سروتونین با هم کار می کنند تا توانایی صبر و کنترل را افزایش دهند. این یافته ممکن است به توسعه درمانهای هدفمند برای افرادی که توانایی کمتری در سرکوب رفتارهای تکانشی دارند، کمک کند.
“صبر یک فضیلت محسوب می شود.” با این حال، برای برخی از افراد، مدیریت این ویژگی، چالش برانگیز است و باعث ایجاد مشکل در روابط، شغل، امور مالی و امور آموزشی می شود.
طبق تحقیقات مستند از قبل، بین سروتونین – یک ماده شیمیایی عصبی – و رفتارهای اجتماعی و عاطفی رابطه وجود دارد.
به عنوان مثال، یک مطالعه بر روی موش ها، نشان داد که یک رابطه بین کمبود گیرنده های سروتونین در مغز و رفتار تکانشی وجود دارد.
از آنجا که کارشناسان روند عصبی را برای تنظیم صبر و کنترل فشار کاملاً درک نمی کنند، محققان این مطالعه جدید قصد داشتند نحوه تأثیر سروتونین را در مناطق خاصی از مغز بررسی کنند.
تمرکز به سه ناحیه مغزی محدود می شود
در این مطالعه، محققان بر روی سه منطقه از مغز متمرکز شدند: یک ساختار مغزی به نام نوکلئوس اکامبنس، مناطقی از لوب پیشانی به نام قشر اوربیتوفرونتال و قشر جلوی پیشانی.
تیم تحقیقاتی این مناطق مغزی را انتخاب کرد، زیرا تحقیقات نشان می دهد آسیب رسیدن به آنها منجر به افزایش رفتارهای تکانشی می شود.
“رفتارهای تکانشی ذاتاً با صبر مرتبط هستند. بنابراین این مناطق مغزی کاندیداهای اصلی هستند.”
سروتونین، صبر و مغز
@Sciencemodern2
برای انجام چند قدم جلوتر تحقیقات قبلی خود، تیم تحقیقاتی از موش هایی استفاده كردند كه به طور ژنتیكی دارای پروتئین های خاصی بودند كه در اثر قرار گرفتن در معرض تحریک نوری، سروتونین آزاد می كنند.
حیوانات پس از آموزش رفتار انتظار برای یک ماده غذایی، تحت عمل جراحی قرار گرفتند که در آن محققان فیبر نوری را در قسمت DRN مغز کاشتند.
محققان پس از تقسیم جوندگان به چند گروه، فیبرهای نوری را در نواحی ذکر شده از مغز قرار دادند. انجام این کار به آنها امکان می دهد که نحوه پاسخ هر منطقه به تحریک سروتونین را مشاهده کنند.
پس از بهبود جوندگان، محققان 75٪ از حیوانات را بار دیگر و در حالی که آزاد سازی سروتونین را از طریق روش تحریک نور فعال می کردند، در انتظار قرار دادند. آنها غذا را در دو بازه زمانی ثابت و متغیر به موش ها دادند.
پیامدهای درمان های آینده
به گفته نویسندگان، مطالعات بیشتر می تواند “روشن کند که چگونه پاسخ های عصبی هنگام انتظار برای پاداش با انتشار سروتونین تعدیل می شوند.”
این تحقیق می تواند اطلاعات بیشتری را در مورد چگونگی تأثیر سروتونین بر مناطق مغز نشان دهد و منجر به ایجاد درمان های دارویی جدید شود.
این تیم امیدوارند سایر مناطق مغز را که این اثرات تثبیت کننده خلق و خو را دارند، شناسایی کنند.
@Sciencemodern2
منبع:
Medical News Today
@Sciencemodern2
تحقیقات جدید نشان می دهد که دو ناحیه از مغز در واکنش به سروتونین با هم کار می کنند تا توانایی صبر و کنترل را افزایش دهند. این یافته ممکن است به توسعه درمانهای هدفمند برای افرادی که توانایی کمتری در سرکوب رفتارهای تکانشی دارند، کمک کند.
“صبر یک فضیلت محسوب می شود.” با این حال، برای برخی از افراد، مدیریت این ویژگی، چالش برانگیز است و باعث ایجاد مشکل در روابط، شغل، امور مالی و امور آموزشی می شود.
طبق تحقیقات مستند از قبل، بین سروتونین – یک ماده شیمیایی عصبی – و رفتارهای اجتماعی و عاطفی رابطه وجود دارد.
به عنوان مثال، یک مطالعه بر روی موش ها، نشان داد که یک رابطه بین کمبود گیرنده های سروتونین در مغز و رفتار تکانشی وجود دارد.
از آنجا که کارشناسان روند عصبی را برای تنظیم صبر و کنترل فشار کاملاً درک نمی کنند، محققان این مطالعه جدید قصد داشتند نحوه تأثیر سروتونین را در مناطق خاصی از مغز بررسی کنند.
تمرکز به سه ناحیه مغزی محدود می شود
در این مطالعه، محققان بر روی سه منطقه از مغز متمرکز شدند: یک ساختار مغزی به نام نوکلئوس اکامبنس، مناطقی از لوب پیشانی به نام قشر اوربیتوفرونتال و قشر جلوی پیشانی.
تیم تحقیقاتی این مناطق مغزی را انتخاب کرد، زیرا تحقیقات نشان می دهد آسیب رسیدن به آنها منجر به افزایش رفتارهای تکانشی می شود.
“رفتارهای تکانشی ذاتاً با صبر مرتبط هستند. بنابراین این مناطق مغزی کاندیداهای اصلی هستند.”
سروتونین، صبر و مغز
@Sciencemodern2
برای انجام چند قدم جلوتر تحقیقات قبلی خود، تیم تحقیقاتی از موش هایی استفاده كردند كه به طور ژنتیكی دارای پروتئین های خاصی بودند كه در اثر قرار گرفتن در معرض تحریک نوری، سروتونین آزاد می كنند.
حیوانات پس از آموزش رفتار انتظار برای یک ماده غذایی، تحت عمل جراحی قرار گرفتند که در آن محققان فیبر نوری را در قسمت DRN مغز کاشتند.
محققان پس از تقسیم جوندگان به چند گروه، فیبرهای نوری را در نواحی ذکر شده از مغز قرار دادند. انجام این کار به آنها امکان می دهد که نحوه پاسخ هر منطقه به تحریک سروتونین را مشاهده کنند.
پس از بهبود جوندگان، محققان 75٪ از حیوانات را بار دیگر و در حالی که آزاد سازی سروتونین را از طریق روش تحریک نور فعال می کردند، در انتظار قرار دادند. آنها غذا را در دو بازه زمانی ثابت و متغیر به موش ها دادند.
پیامدهای درمان های آینده
به گفته نویسندگان، مطالعات بیشتر می تواند “روشن کند که چگونه پاسخ های عصبی هنگام انتظار برای پاداش با انتشار سروتونین تعدیل می شوند.”
این تحقیق می تواند اطلاعات بیشتری را در مورد چگونگی تأثیر سروتونین بر مناطق مغز نشان دهد و منجر به ایجاد درمان های دارویی جدید شود.
این تیم امیدوارند سایر مناطق مغز را که این اثرات تثبیت کننده خلق و خو را دارند، شناسایی کنند.
@Sciencemodern2
منبع:
Medical News Today
Medical News Today
Brain regions found where serotonin boosts patience, impulse control
New research finds that serotonin stimulates two areas of the brain to work together to promote patience and the ability to control impulses.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📬 نَسَبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد...
سهراب سپهری
(شرح فیلم: از یه سری افراد پرسیده میشه که اهل کجا هستین و اونها با دانسته های خودشون و با غرور از محل تولدشون میگن، ولی در نهایت با آزمایش DNA مشخص میشه که خیلی هم تصورشون درست نبوده و ریشه اونها برمیگرده به جاهایی که فکرش رو هم نمیکردن )
سهراب سپهری
(شرح فیلم: از یه سری افراد پرسیده میشه که اهل کجا هستین و اونها با دانسته های خودشون و با غرور از محل تولدشون میگن، ولی در نهایت با آزمایش DNA مشخص میشه که خیلی هم تصورشون درست نبوده و ریشه اونها برمیگرده به جاهایی که فکرش رو هم نمیکردن )
جوانان مبتلا به اوتیسم از کودکی تا اوایل زندگی بزرگسالان دستاوردهای شناختی نشان می دهند
: کودکان مبتلا به اوتیسم در سنین 12 تا 23 سالگی افزایش قابل توجهی در نمرات ضریب هوشی را نشان می دهند. کسانی که بیشترین افزایش نمره ضریب هوشی را داشتند در سن 12 سالگی در مهارت های زبانی و ارتباطی اماری زودرس داشتند.
منبع: الزویر
@Sciencemodern2
: کودکان مبتلا به اوتیسم در سنین 12 تا 23 سالگی افزایش قابل توجهی در نمرات ضریب هوشی را نشان می دهند. کسانی که بیشترین افزایش نمره ضریب هوشی را داشتند در سن 12 سالگی در مهارت های زبانی و ارتباطی اماری زودرس داشتند.
منبع: الزویر
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#TED_Education
چرا جهان از سرگین حیوانات پوشیده نمیشود؟ الینور اسلید و پل منینگ
مدت درس: 04:57
@Sciencemodern2
چرا جهان از سرگین حیوانات پوشیده نمیشود؟ الینور اسلید و پل منینگ
مدت درس: 04:57
@Sciencemodern2
#روانشناسی_تکاملی
🔷🔸مکانیسمهای دفاعی ضد تجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است.
خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگهای پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی میکنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید میکنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش مییابد. Sanday دریافت در جوامع قبیلهای که در آن اختلافات و جنگهای بین قبیلهای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بودهاست.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کنندهی فرهنگهای دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیمگیری سیاسی زنان ، فرهنگهایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته میشوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند میدانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان میدهند...
...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان میدهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیبزا است. از دیدگاه تکاملی،هزینههای تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگیهای اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار میگیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفتگیری آسیب میبیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوستپسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج میبرند.
با توجه به هزینههای وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل میکند ، غیر منطقی میبود اگر در زنان مکانیسمهای دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسمهای تکامل یافتهی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیهسازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :
• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)
• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز میدارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)
• تشکیل ائتلافهای زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)
• ایجاد ترسهای ویژهای که زنان را برمیانگیزاند تا از موقعیتهایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• جلوگیری از فعالیتهای پرخطر در طول تخمکگذاری برای کاهش فرصتهای تجاوز جنسی در زمانیکه احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث میشود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)
ما علاوه بر این مکانیسمهای دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد میدهیم:
1️⃣فانتزیهای تجاوز
از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزیهای تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرتانگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دورههایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کردهاند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزیهای تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرمآور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی میتواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...
ادامه مطلب↙️
https://bit.ly/2JT43PQ
🔷🔸مکانیسمهای دفاعی ضد تجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است.
خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگهای پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی میکنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید میکنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش مییابد. Sanday دریافت در جوامع قبیلهای که در آن اختلافات و جنگهای بین قبیلهای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بودهاست.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کنندهی فرهنگهای دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیمگیری سیاسی زنان ، فرهنگهایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته میشوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند میدانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان میدهند...
...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان میدهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیبزا است. از دیدگاه تکاملی،هزینههای تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگیهای اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار میگیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفتگیری آسیب میبیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوستپسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج میبرند.
با توجه به هزینههای وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل میکند ، غیر منطقی میبود اگر در زنان مکانیسمهای دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسمهای تکامل یافتهی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیهسازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :
• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)
• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز میدارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)
• تشکیل ائتلافهای زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)
• ایجاد ترسهای ویژهای که زنان را برمیانگیزاند تا از موقعیتهایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• جلوگیری از فعالیتهای پرخطر در طول تخمکگذاری برای کاهش فرصتهای تجاوز جنسی در زمانیکه احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث میشود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)
ما علاوه بر این مکانیسمهای دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد میدهیم:
1️⃣فانتزیهای تجاوز
از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزیهای تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرتانگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دورههایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کردهاند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزیهای تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرمآور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی میتواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...
ادامه مطلب↙️
https://bit.ly/2JT43PQ
Telegraph
مکانیسمهای دفاعی ضدتجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است. خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که…