Modern Science
985 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
🦖تغییرچهره پرندگان ازدوران دایناسورها

پرندگان ، به عنوان دایناسورهای زنده ، محصول یک تاریخ تکاملی طولانی و پیچیده هستند که بیش از 11000 گونه زنده را به وجود آورده است.دهه گذشته شاهد افزایش علاقه به تکامل جمجمه پرنده بوده است - یک ساختار بسیار متغیر نسبت به تنوع پرندگان زنده.با این حال ، اگر نتوانیم فسیل ها را در مدل های تکاملی بگنجانیم ، توانایی ما در آزمایش فرضیه ها در مورد چگونگی و زمان تحولات اساسی جمجمه پرنده محدود است.
@Sciencemodern2

محققان از کشف چشمگیر یک پرنده فسیلی از دوران دایناسورها ، یادآوری اهمیت حیاتی فسیل ها برای روشن کردن پیچیدگی های غیرمنتظره تاریخ تکامل پرندگان ، خبر دادند.
این قابل توجه طیور،دوران مزوزوئیک بین 72 میلیون تا 66 میلیون سال قدمت دارد (مربوط به آخرین مرحله دوره کرتاسه).
این ماده از ماداگاسکار می آید و تقریباً Faltsakely forsterae نامیده می شود که به منقار کوچک داس Forster ترجمه می شود.
نمونه ان (كمتر از 9 سانتیمتر) و ظریف است ، اما محافظ چشمگیر استخوان ، نمای زیبایی از كالبدشناسی این موجود باستانی را فراهم می آورد. اگرچه این فسیل فقط از نیمه جلوی جمجمه تشکیل شده است ، اما مشخص است که Falcatakely چیزی فراتر از یک چهره زیبا دارد. جمجمه کاملاً عجیب با بینی عمیق و کشیده برخلاف آنچه در سایر پرندگان مزوزوئیک دیده می شود !!!معماری جمجمه عجیب تر می شود!!

دندان در انتهای بینی خود یک دندان کوچک محافظت شده دارد (احتمالاً دندان های بدون محافظت بیشتر در نوک آن). با این حال ، واضح است که هیچ دندان دیگری در طول فک آنها وجود ندارد. برعکس ، نزدیکترین خویشاوندان پرندگان مدرن از زمان دایناسورها با دندان هایی که در هر طرف فک قرار دارند اما هیچ کدام در انتهای منقار نیستند ، الگوی مخالف را نشان می دهند. این ویژگی ها به جمجمه فالکاتاکلیان تقریباً نمایه ای خنده دار می دهد - موجودی را تصور کنید که از شاخه ای به شاخه دیگر پرواز می کند ، شبیه توکان دندانه دار کوچک و وحشتناک است که گهگاهی به ساکنان کرتاسه اواخر ماداگاسکار نگاه می کند ، از جمله پستانداران عجیب و غریب و دایناسورهای غول پیکر درنده با وجود کاتالوگ امروزی حدود 200 گونه پرنده مزوزوئیک از سراسر جهان ، در سنین مختلف از 150 تا 66 میلیون نفر ، هیچکدام جمجمه ای شبیه Falcatakely ندارند. کشف وی یک شکل جمجمه قبلاً ناشناخته را برای هر پرنده ای در عصر دایناسورها نشان می دهد.

گرداوری :دکترامیر حراجی

@Sciencemodern2
منبع : Nature
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای جالب شبیه ربات حشره

جیرجیرک‌ها به وسیلهٔ ماهیچهٔ خاص و تسمه مانند دهل و نقاره (پوسته سخت دنده دار مخصوص) که بر بالای نخستین مقطع شکمی قرار دارد، موزیک می‌سازند.
این ماهیچه پوست سخت شکم را می‌لرزاند و صدا تولید می‌شود. بر خلاف آنچه به نظر می‌رسد جیرجیرک‌ها بیش از یک نوع صدا می‌سازند.
مثلاً نمونهٔ fidicina mannifera از پرو، ۴ آواز مختلف دارد: یک صدا در هنگام مزاحمت و ناراحتی، یک آواز برای صدا زدن، صدایی با دامنهٔ کم و بالاخره آواز اصلی. هدف اصلی آواز خوانی جیرجیرک جلب توجه حشرهٔ ماده برای جفت گیری است.

@Sciencemodern2
🌐 تصویر ماهواره‌ای شیء ناشناخته‌ای را که در صحرای یوتا پیدا شده
👇👇👇

درادامه
@Sciencemodern2
Modern Science
🌐 تصویر ماهواره‌ای شیء ناشناخته‌ای را که در صحرای یوتا پیدا شده 👇👇👇 درادامه @Sciencemodern2
این تکه فلز تراش‌خورده وسط بیابان یوتا یادتان است؟
حالا گفته‌اند غیب شده معلوم نیست کجا رفته!
💬
بعضی اهل هنر گمانه‌زنی کرده‌اند که این ستون سه‌وجهی کار جان مک‌کراکن مجسمه‌ساز کمینه‌گرا(مینی‌مالیست) بوده که دل‌بسته هنر و داستان علم‌گرایانه بود. او یک دهه پیش درگذشت ولی پسرش از او نقل کرده که گفته آثار هنری‌اش را در نقاط پرت می‌گذارد تا بعدا کشف شود.🤷‍♀


@Sciencemodern2
این عکس درسرادو برزیل گرفته شده ونشان دهنده تپه های موریانه زیستی شگفت انگیزدرتاریکی است
این پدیده به دلیل بزرگ شدن نوزادن کرم شب تاب درسواراخ برای جذاب موریانه های بالدارکه از تپه خارج می شوند ایجاد می شود

@Sciencemodern2
زمانی که شارلاتان های غیر علمی جای خردمندان علمی جامعه را می گیرند...
🍃آیا انسان ها منقرض می شوند؟

@Sciencemodern2
🍃آیا انسان ها منقرض می شوند؟

آیا گونه های ما منقرض می شوند؟ پاسخ کوتاه بله است.
ثبت فسیل نشان می دهد که همه چیز در نهایت منقرض می شود. بیش از 99.9٪ تقریباً همه گونه هایی که تاکنون زندگی کرده اند منقرض شده اند. این مورد در مورد سایر گونه های انسانی نیز صدق می کند. نئاندرتال ها ، دنیسوان ها وهوموارکتوس همه منقرض شدند و فقط هومو ساپینس باقی ماند.انسان ها ناگزیر به سوی نابودی پیش می روند.سوال این نیست که آیا منقرض خواهیم شد ، بلکه چه زمانی قرار است این اتفاق بیفتد. تیترها اغلب حاکی از آن است که این انقراض قریب الوقوع است. خطربرخورد سیارک، مورد علاقه رسانه ها به زمین و هشدارمداوم برای وضعیت اضطراری آب و هوا وجود دارد.انسان ها نقاط ضعفی دارند.
حیوانات بزرگ و دوست داشتنی؛ مانند ما نمی توانند به خوبی از پس تخریب محیط زیست برآیند. لاک پشت های کوچک و خونسرد و مارها می توانستند ماه ها بدون غذا بمانند ، بنابراین آنها زنده ماندند. حیوانات بزرگ با متابولیسم سریع - تیرانوسورها یا انسان ها - دائماً به غذای زیادی احتیاج دارند.این امر آنها را در معرض وقفه های مختصر زنجیره غذایی ناشی از بلایایی مانند آتشفشان ها ، گرم شدن کره زمین ، عصر یخبندان یا گرسنگی های زمستانی پس از برخورد سیارک ها قرار می دهد.
ما همچنین عمرطولانی داریم با نسل طولانی وفرزندان کم‌و تولید مثل اهسته !! که بهبودی ازتصادفات جمعیت رو دشوارمیکند، سرعت انتخاب طبیعی را کاهش می دهد و سازگاری با تغییرات سریع محیطی را دشوار کند. ماموت های محکوم به نابودی ، تنبل ها زمینی و دیگر مگافونا وپستانداران بزرگ خیلی آهسته تولید مثل می کردند تا بتوانند در برابر شکار بی رویه انسان مقاومت کنند یا خودراباآن سازگارکنند.
بنابراین، ما آسیب پذیر هستیم ، اما دلایلی وجود دارد که فکر می کنیم انسان ها در برابر انقراض مقاوم است،شاید به روش خاص!!.ما یک گونه کاملاً عجیب و غریب هستیم - گسترده ، پرتعداد ، کاملا قابل قبول - که نشان می دهند ما مدت طولانی خواهیم ماند ما همه جا هستیم.
موجودات زنده ازنظرجغرافیایی درهنگام فجایع طبیعی و انقراض بهتر عمل می کنند. دامنه جغرافیایی زیادبه معنی این است ، که گونه تمام تخم های خود ر دریک سبد قرارنمیدهد!! واگر زیستگاهی نابود شود می تواند درزیستگاه دیگر زنده بماند.
خرس های قطبی و پانداهای کوچک در معرض خطر هستند. خرس های قهوه ای و روباه های قرمز باوجود دامنه حغرافیایی وسیع درخطر هستند. انسانها بیشترین دامنه جغرافیایی رادربین پستانداران دارند ودرتمامی قاره ها، جزایر اقیانوسی جنگل های بارانی و بیابان ها وجود دارند انسان ها همه جا وجود دارند وریشه کن کردن انسان ها دشوار است.
با7.8 میلیارد نفر ، ما در میان گونه ها رایج جهان هستیم .زیست توده انسانی بیش از زیست توده همه پستانداران وحشی است. حتی با فرض اینکه یک جنگ همه گیر یا بمب هسته ای می تواند 99٪ از جمعیت را نابود کند ، میلیون ها نفر برای بازسازی زنده می مانند.
ما کلی گرا هستیم .گونه هایی که از سیارک کشتار دایناسور جان سالم به در بردند به ندرت به یک منبع غذایی متکی بودند. آنها پستانداران همه چیزخوار یا شکارچیانی مانند تمساح و لاک پشت ها یا قورباغه هاهمه چیز ی را میخوردند

انسان ها هزاران گونه جانوری و گیاهی میخورند. بسته به آنچه دروسترس است ، ما علف خوار ، ماهی خوار ، گوشت خوار ، همه چیز خوار هستیم. اما مهمتر از همه ، برخلاف سایر گونه ها ، ما از طریق رفتارهای آموخته شده ( فرهنگ )و نه DNA سازگار می شویم. ما حیوانان، پستانداران ، اما بسیار عجیب و غریب خاصی هستیم ،بجای اینکه نسل ها را از هم جدا کنند تا ژن های ما را تغییر دهند ، ازهوش ،فرهنگ و ابزارهایی برای سازگاری رفتار ما در طول سال ها یا در چند دقیقه استفاده می کنند. میلیون ها سال طول کشید تا نهنگ ها باله ها ، دندان های نیش و سونار تولید کنند.
ولی هزاران سال طول کشیدتا مردم میله های ماهیگیری ، قایق ها و ماهی یاب را اختراع کردند. تکامل فرهنگی حتی از تکامل ویروسی نیز پیشی می گیرد. ژن های ویروسی طی چند روز ایجاد می شوند. یک ثانیه طول می کشد تا از کسی بخواهید دست های خود را بشوید. تکامل فرهنگی متفاوت است ، نه فقط سریعتر از تکامل ژنتیکی. انتخاب طبیعی در انسان حیوانی را ایجاد کرده است که قادر به طراحی هوشمندانه است و کورکورانه با محیط سازگار نمی شود
بلکه عمداً آن را با توجه به نیازش تغییر شکل می دهد.اسب ها برای خوردن گیاهان دندان های آسیابی و روده های پیچیده ایجاد کردند. مردم گیاهان را رام كردند ، سپس جنگل ها را برای محصولات زراعی آماده كردند. یوزپلنگ ها برای تعقیب طعمه های خود سرعت بالایی دارند.

#انقراض
#زیست
#ژن

@Sciencemodern2
گرداوری :دکترامیرحراجی

🍂🍂🍂درادامه👇👇👇
ما گاو و گوسفندی پرورش دادیم که فرار نمیکنند. مابسیار منحصر به فرد سازگار شده ایم که حتی از یک واقعه انقراض جمعی نیز جان سالم به در ببریم. با توجه به یک دهه هشدار قبل از برخورد سیارک ، انسان ها احتمالاً می توانند مواد غذایی کافی برای زنده ماندن در سرما در تاریکی و نجات بیشتر یا بیشتر مردم ذخیره کنند.
اختلالات طولانی مدت مانند عصر یخبندان می تواند باعث درگیری های گسترده و فروپاشی جمعیت شود ، اما تمدن ها احتمالاً زنده می مانند. Homo sapiens بیش از 250،000 سال از عصر یخبندان ، انفجارها ، همه گیری ها و جنگ های جهانی جان سالم به در برده است. این نشان می دهد که خوش بینی محدودی وجود دارد. ما می توانیم 250،000 سال یا بیشتر زنده بمانیم.


نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)

#انقراض

@Sciencemodern2

منبع :
The converstion
مغزیک انسان‌در برابر مغز یک دلفین

مغزدلفین ها چهارتا پنج برابربزرگترازانچه که برای بدنشان انتظارمی روددرمقایسه با حیوانات مشابه است..
دانشمندان معتقدندکه باتوجه به الگوهای پیچیده رفتارشان باید به دلفین ها به عنوان فرد (غیرانسانی )حق داده شود
دلفین هابرای جمع آوری ماهی ها از تاکتیک همکاری جمعی استفاده می کنند وحتی میتواننداین رفتار و تاکتیک های جدید را به دیگردلفین های جوان اموزش دهند
#مغز
#دلفین
#علم
http://Telegram.me/sciencemodern2
واژه سال 2020 کدام یک از موارد زیر است?
Anonymous Quiz
37%
Covid-19
39%
Pandemic
19%
Corona
4%
Virus
داستان این عکس معروف را شنیده‌اید?
می‌دانید عکاس آن کیست?
مغز، ساختار ماده خاکستری و آدمکشی
@Sciencemodern2

خشونت بین افراد، یکی از بزرگ‌ترین پیچیده گی های جوامع انسانی است، و آدمکشی (هومو سايد)، شدیدترین عارضه اینگونه خشونتهاست. آمار کشته شدگان در امریکا هر ساله ۱۷۰۰۰نفر است که علاوه بر فشار روحی به خانواده، دوستان و جامعه فرد مقتول، هزینه های اقتصادی آن در حدود ۲۲۵ میلیارد دلار در سال است. علیرغم اهمیت بررسی این عارضه توسط روانشناسان و جامعه شناسان، تا کنون آگاهی ما از تغییرات بیوشیمی ِ مغز در فرآیند دیگر کشی، بسیار محدود بوده است. تکنیکهای جدیدتصویر برداری از مغز، کمک زیادی به درک تغییرات مغز در فرآیندِ ایجاد خشونتها نموده است. این پژوهشها، تغییراتی را در مدارهای مختلف مغزی در لوبهای پیشانی ( فرونتال)، گیجگاهی ( تامپورال) و منطقه لیمبیک ( مرکز احساسات اولیه) که در کنترل رفتارهای خشن نقش دارند، در افراد با رفتارهای خشن و ضد اجتماعی نشان داده اند. اخیرا دکتر کنت کیل (از شبکه تحقیقاتی ذهن در ایالت نیومکزیکو آمریکا) و ناتانیل آندرسون از دانشگاه نیو مکزیکو، پژوهش وسیعی را بر روی تغییرات ماده خاکستری مغز در افراد بزهکار زندانی انجام دادند. نتیجه این پژوهش در جولای ۲۰۱۹ در مجله brain Imaging and Behavior چاپ شد.
این پژوهش بر روی ۸۰۸ زندانی مرد انجام گرفته است. افرادی که سابقه بیماریهای مغزی (تومور یا سکته مغزی)، سابقه ضربه مغزی که منجر به بیهوشی شده، و افراد با سابقه بیماری روانی پسیکوز کنار گذاشته شدند. سپس این زندانیان مرد به سه گروه تقسیم شدند: ۱- گروه آدمکشان ۲- گروه زندانیان با سابقه خشونتهای شدید ولی بدون آدمکشی ۳- گروه بزهکاریهای ملایم و بدون آدمکشی.
در این سه گروه، تستهای مختلفی جهت تشخیص ضد اجتماعی بودن ( سایکوپاتی)، تست هوش (آی کیو) ، تستهای روانشناسی برای تشخیص افسردگی، اضطراب و نوع شخصیت، همچنین بررسیِ استفاده از داروهای مخدر، انجام شد. سپس از تمام این افراد اِم آر آی مغز گرفته شد.

در هر سه گروهِ، آدمکشان، زندانیان با سابقه خشونتهای شدید (بدون آدمکشی) و زندانیان با بزهکاریهای ملایم ، در مناطقی از مغز که مسئول فرآیندهای هیجانی، کنترل رفتار، عملکردهایی اجرایی و شناخت اجتماعی است، در ساختار ماده خاکستری تغییر نشان داده شد.
اما در زندانیان آدمکش، این تغییرات، و مخصوصا کاهش ماده خاکستری، بویژه در مناطق عهده دارِ شناخت اجتماعی، کنترل استراتژیک رفتار، و کنترل هیجانها، بسیار شدیدتر، و از نظر آماری قابل توجه تر است ( میزان ماده خاکستری در قشر اربیتو فرونتال پیشانی، قشر قدامی لوب گیجگاهه، اینسولا و قسمت قدامی سینگولیت کاهش بارزی دارد). این مناطق تغییر یافته، نقش اساسی در همدلی ( امپاتی)، و تئوری ذهن ( قابلیت فهم دریافت ها، عقاید و احساساتِ دیگران، و نمودِ آنها) دارند. این تغییرات شدیدِ ماده خاکستری، در دیگر بزهکاران دیده نشد.
نتایج این پژوهش، اهمیت زیادی در بررسی قضایی افراد بزهکار دارد. امروزه بطور روزافزونی از تصویربرداری مغزی در دادگاههای آمریکا استفاده میشود. اگر چه این پژوهش، تغییرات بارز ماده خاکستری را، در زندانیان آدمکش در مقایسه با دیگر بزهکاران نشان داده، ولی این به این معنی نیست که از این یافته ها می توان در پیش بینی افراد جنایتکار در آینده استفاده نمود. تشخیص چگونگیِ اختلالات شبکه های مغزی در افراد جنایتکار، یک قدم مهم، در دریافت ارتباط بیولوژی مغز و بزهکاری است. این پژوهش، اهمیت سلامت مغز را، در پیشگیریِ یکی از مهمترین معضلات اجتماع، یعنی آدمکشی نشان میدهد.
#مغز
#خشونت
#نورولوژیست

برگرفته از کانلال دکتر محمد انتظاری طاهر(نورولوژیست)

@Sciencemodern2
عکسبرداری اشعه‌ایکس از یک لاک‌پشت و تخم های درون شکمش
#جانورشناسی #حیوانات #خزندگان
@Sciencemodern2
🔸چگونه استرس و چرخه خواب و بیداری بر خواب تأثیر می گذارند؟

@Sciencemodern2

یک تیم تحقیقاتی به رهبری دانشگاه ناگویا در ژاپن مسیر عصبی جدیدی پیدا کرده است که ارتباط ساعت شبانه روزی، استرس و بیداری در پستانداران را توضیح می دهد.
 
تیم تحقیقاتی یک نورون را شناسایی کردند به نام نورون آزاد کننده فاکتور کورتیکوتروپین (CRF) که وقتی پستانداران تحت استرس هستند، بیش از حد فعال می شود، و می تواند باعث بی خوابی و سایر اختلالات خواب شود.
موجودات زنده یک نوسان 24 ساعته به نام ریتم شبانه روزی از خود نشان می دهند. در پستانداران، ساعت شبانه روزی مرکزی که در سلول های عصبی هسته سوپراکیاسماتیک مغز (SCN) قرار دارد، چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.
با این حال، در شرایط تهدید کننده زندگی، سیگنال ریتم شبانه روزی برای بیدار نگه داشتن حیوان خاموش می شود تا بتواند حتی در زمان خواب، از خطر فرار کند.
اگرچه قطع موقت چرخه خواب و بیداری برای زنده ماندن ضروری است، اما استرس بیش از حد یا طولانی مدت ناشی از چنین خطراتی می تواند باعث بی خوابی و سایر اختلالات خواب شود.
محققان بر روی سلولهای عصبی CRF – که شناخته شده است و در پاسخ به استرس نقش دارند – تمرکز کردند.
آنها بررسی کردند که چگونه خواب و بیداری در موشها تحت تأثیر سلولهای عصبی CRF تأثیر می گذارد. نتایج نشان داد که نورونهای CRF فعال شده حیوانات را بیدار نگه داشته و آنها را وادار به حرکت در اطراف می کنند، این نشان دهنده افزایش بیداری آنها است. محققان همچنین مشاهده کردند که نورونهای CRF در زمان بیداری موشها فعال می مانند و هنگامی که فعالیت نورونها سرکوب می شود، بیداری و فعالیتهای حرکتی حیوانات کاهش می یابد.
تحقیقات بیشتر همچنین نشان داد که نورونهای مهاری در مغز، نورونهای گاباارژیک نامیده می شوند، در تنظیم فعالیت نورونهای CRF نقش بسزایی دارند و فعال شدن نورونهای CRF باعث تحریک نورونهای اورکسین در هیپوتالاموس جانبی می شود، که منجر به افزایش بیداری می شود.
بنابراین تیم به این نتیجه رسید که نورون های گاباارژیک در مغز فعالیت نورون های CRF را کنترل می کنند، که در نهایت چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.
“ما این مسیر عصبی را در موش ها شناسایی کردیم. برای روشن شدن چگونگی تنظیم اختلاف شبانه و روزانه در مغز، مطالعات بیشتری لازم است.”
 
“در جامعه امروز، اختلالات خواب یک مشکل جدی است. ما امیدواریم که یافته های ما به توسعه روش های درمانی جدید برای بی خوابی و سایر اختلالات خواب ناشی از استرس یا مشکل در ریتم شبانه روزی، کمک کند
 
منبع
http://www.riem.nagoya-u.ac.jp/en/shinkei2.html


@Sciencemodern2
Modern Science
🔸چگونه استرس و چرخه خواب و بیداری بر خواب تأثیر می گذارند؟ @Sciencemodern2 یک تیم تحقیقاتی به رهبری دانشگاه ناگویا در ژاپن مسیر عصبی جدیدی پیدا کرده است که ارتباط ساعت شبانه روزی، استرس و بیداری در پستانداران را توضیح می دهد.   تیم تحقیقاتی یک نورون را…
چه ویتامین هایی به خواب کمک می کنند؟ 

 

#منیزیم

منیزیم که در بسیاری از عملکردهای بدن نقش مهمی دارد، همچنین به بهبود کیفیت خواب کمک می کند. منیزیم با پشتیبانی از انتقال سلولهای عصبی و تنظیم هموستاز، نقش مهمی در فعالیت انتقال دهنده عصبی دارد.
با داشتن چنین نقشی حیاتی در سیستم عصبی، نشان داده شده است که مصرف منیزیم اثرات آرام بخشی بر بدن دارد. منیزیم به جای بیدار کردن سلول های عصبی با ماده شیمیایی مانند کافئین، می تواند اثر معکوس ایجاد کند و به تقویت احساس آرامش کمک کند.
در مطالعه ای که در مجله تحقیقات علوم پزشکی ارسال شده است، محققان دریافتند که مکمل منیزیم به بهبود کارایی خواب و بی خوابی در افراد مسن کمک می کند.
 

#ویتامین B6

ویتامین B6 همچنین نقشی اساسی در سیستم عصبی بدن دارد. از همه مهمتر، ویتامین B6 در تولید ملاتونین نقش دارد.
ملاتونین یک هورمون طبیعی است که در پاسخ به تاریکی توسط بدن تولید می شود. ویتامین B6 با تنظیم تولید این هورمون مهم می تواند به طور طبیعی به چرخه خواب شما کمک کند. با توجه به اینکه بسیاری از افراد قبل از خواب با تلفن های همراه خود کار می کنند یا تلویزیون تماشا می کنند، تولید ملاتونین ممکن است مختل شود و باعث شود شما در طول روز خسته از خواب بیدار شوید.
ویتامین B6 در بسیاری از مکمل های خواب وجود دارد

@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماه اینگونه بوجود آمد.

keyhan_cosmos

@Sciencemodern2
نیل دگراس تایسون، اختر فیزیکدان بزرگ و مروج علم درباره تسلا میگوید:

@Sciencemodern2

طرفداران تسلا فکر میکنند که در حق او اجحاف شده است. حتما گاهی این اتفاق افتاده مثل نادیده گرفتن هوش او و حق انحصاری اختراعات.
کمک هایی که تسلا به ما برای درک الکترومغناطیس کرد قابل انکار نیست و در فیزیک به رسمیت شناخته میشود. حتی یک واحد الکترومغناطیس به اسم تسلا نامگذاری شده است.
اما تسلا یک سری ایده داشت که منطقی نبود. شاید بتوان گفت که علمی هم نبود. دلیلش اینه که مثلا او میگفت انرژی مغناطیسی زیادی در نور مرئی وجود دارد. شاید بپرسی این نور چقدر انرژی داره؟ در نور مرئی انرژی کمی وجود داره. در حدی نیست که بتونی باهاش یک ماشین یا موتور رو راه بندازی.
ما میتونیم با امواج رادیویی الکترومغناطیسی که دارای پایینترین سطح انرژی در طیف الکترومغناطیسی هستند فقط اطلاعات رو جابحا کنیم.
در دهه ۵۰ میلادی همه به فکر ماشین های پرنده بودن چون فکر میکردن انرژی رایگانه اما چیزی که کسی فکرش رو نمیکرد این بود که اطلاعات رایگان خواهد بود.
هرچی فوتون های نوری که دارید انرژی بالاتری داشته باشن میتونین باهاشون یه سری کار انجام بدید. مثل اشعه گاما و ایکس . اما منظور تسلا این چیزا نبود.
اون ایده اش این بود که با پخش امواج رادیویی توی هوا، دستگاه ها رو شارژ کنه. اما نمیتونیم اونقدر انرژی در انواج رادیویی ذخیره کنیم تا کارهای مکانیکی باهاش انجام بدیم.

مجری از آقای تایسون مپرسد: شاید اون از این امواج میخواست برای روشن کردن لامپ استفاده کنه، آیا این امکان دارد؟
اگر توان کافی در امواج رادیویی در هوا برای روشن کردن لامپ داری، میخوای در معرض آن امواج هم قرار بگیری؟ این انرژی گذرگاه خاص خودش رو هم داره. مثل سیم. سیم هم عایق داره و برخوردی با ما نداره. اما میخوای این انرژی رو در هوا داشته باشی که دائم با آن در ارتباطی؟
نه این درست نیست. مگر اینکه اون انرژی رو کم کم بفرستین تو یک دستگاه ذخیرش کنید و بعد ازش استفاده کنید. اینجوری اوکیه.
ولی اون این ایده رو نداشت.



#نیکولاتسلا #نیکولا_تسلا #تسلا #نیل_دگراس_تایسون


@Sciencemodern2
این زن ایرلندی نود ساله به نخستین فرد روی کره خاکی بدل گشت که یک واکسن تایید شده علیه کووید نوزده را دریافت کرد.
هوش چیست؟

مکس تگمارک [فیزیکدان آمریکایی]: من و همسرم تازگی ها این خوش شانسی را داشتیم که در یک سمپوزیسیوم هوش مصنوعی، که بنیاد نوبل سوئد برگزار کرده بود، شرکت کنیم. آنجا هنگامی که از پنلی از پژوهشگران هوش مصنوعی درخواست شد هوش را تعریف کنند، آنها مفصل بحث کردند، بی آن که به توافقی برسند. این برای ما خیلی خنده¬دار بود: حتی بین پژوهشگران باهوشِ هوش هم اتفاق نظری بر سر این نیست که هوش چیست! بنابراین آشکار است که هیچ تعریف «درست»ِ بی چون و چرایی از هوش نیست. به جایش تعریف های متناقض زیادی هست، از قبیل تواناییِ منطقی فکر کردن، درک کردن، نقشه کشیدن، دانش عاطفی داشتن، خودآگاهی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری.

لازم است برای تحقیقاتمان دربارۀ آیندۀ هوش یک نگاه کاملاً فراگیر و همه جانبه به مقولۀ هوش داشته باشیم، نه یکی از آن نگاه های محدودی که تا حالا بوده است. برای همین است که تعریفی که به دست می دهم و نحوۀ استفاده کردنم از این کلمه بسیار فراگیر است:

هوش= تواناییِ به تحقق رساندنِ اهداف پیچیده

intelligence = ability to accomplish complex goals

این تعریف آنقدر فراگیر هست که همۀ تعریف های فوق را شامل شود، چراکه درک کردن، خودآگاهی، حل مسئله، یادگیری، و غیره، همگی مثال هایی از اهداف پیچیده¬ای هستند که شخص می تواند داشته باشد. همچنین آنقدر فراگیر هست که تعریف آکسفورد، «تواناییِ کسب و به کاربستن دانش و مهارت ها» را هم شامل شود، چراکه می توان هدفی مثل به کار بستن دانش و مهارت هم داشت.

از آنجا که اهدافِ ممکنِ بسیاری هست، انواعِ بسیاری از هوش های ممکن هم متصور است. بنابراین با این تعریفِ ما دیگر معنی ندارد هوش انسان ها، حیوانات یا ماشین ها با یک عدد به عنوان ضریب هوشی آنها نشان داد شود. کدام یک با هوشتر است: برنامۀ کامپیوتری که فقط می تواند شطرنج بازی کند یا برنامۀ دیگری که فقط می تواند گو بازی کند؟ پاسخ معقولی برای این سؤال نیست، چرا که این برنامه ها هر کدام در چیزی خوب هستند که نمی شود آن را چندان با دیگری مقایسه کرد. هرچند می توانیم بگوییم اگر برنامۀ سومی باشد که بتواند هر دوی آن هدف ها را به تحقق برساند و لااقل در یکی از آنها خیلی بهتر باشد، مثلاً شطرنج را بتواند ببرد، از هر دوی آنها باهوشتر است.

همچنین معنی ندارد وقنی چیزی که از لحاظ توانایی در حالت بینابین است در مورد باهوش بودن یا نبودنش جر و بحث شود، چراکه توانایی از یک طیف تشکیل می شود و لزوماً این طور نیست که همه یا هیچ باشد. چه کسانی توانایی آن را دارند که هدفِ حرف زدن را به تحقق برسانند؟ نوزادان؟ نه. مجریان رادیو؟ بله. اما بچه های نوپا را چه می گوییم که ده کلمه می توانند بگویند؟ یا پانصد کلمه می توانند بگویند؟ خطِ بین باهوش بودن یا نبودن را کجا می کشید؟ من آن کلمۀ عمداً مبهمِ «پیچیده» را به این خاطر آورده¬ام که چندان جالب نیست سعی کنیم یک خطِ من درآوردی بین باهوش بودن و باهوش نبودن بکشیم. مفیدتر این است که فقط درجۀ توانایی برای به تحقق رساندن یک هدف را با یک عدد نشان دهیم.

ترجمه-ی عباس پژمان

apjmn