شبیهسازی ماده تاریک
آیا جهان ما پر از سکنه است ممکن است دراین نقشۀ ماده تاریک اینگونه به نظر برسد گرانش ماده تاریک نامرئی میتواند توضیح دهد که کهکشانها چگونه به سرعت میچرخند چرا کهکشانها به سرعت درمدارخوشهها قرار میگیرندچرا عدسیهای گرانشی نوررا به شدت منحرف میکنند و چرا مادۀ مرئی به یک اندازه در جهان محلی و کیهانی و در پس زمینه مایکروویو کیهانی توزیع شده است
این تصویر برجسته یک نمونه از مواردی است که نشان میدهد چگونه ماده تاریک اجزای کیهان مارااحاطه کرده است در این فریم از یک شبیهسازی دقیق رایانهای رشتههای پیچیدۀ ماده تاریک که با رنگ سیاه نشان داده شدهاندمانند تار عنکبوت در جهان پراکندهانددر حالی که تودههای نسبتاً کمیاب مادۀ باریونی آشنا به رنگ نارنجی دیده میشونداین شبیهسازیها مطابقت آماری خوبی با مشاهدات نجومی دارند. در اتفاقی ترسناکتر دیگر تصور نمیشود که ماده تاریک گرچه کاملاً عجیب و به شکلی ناشناخته است عجیبترین منبع گرانش جهان است این افتخار اکنون نصیب انرژی تاریک شده است یعنی منبع یکدستتری از دافعۀ گرانشی که اکنون به نظر میرسد بر انبساط کل کیهان تسلط دارد
@Sciencemodern2
آیا جهان ما پر از سکنه است ممکن است دراین نقشۀ ماده تاریک اینگونه به نظر برسد گرانش ماده تاریک نامرئی میتواند توضیح دهد که کهکشانها چگونه به سرعت میچرخند چرا کهکشانها به سرعت درمدارخوشهها قرار میگیرندچرا عدسیهای گرانشی نوررا به شدت منحرف میکنند و چرا مادۀ مرئی به یک اندازه در جهان محلی و کیهانی و در پس زمینه مایکروویو کیهانی توزیع شده است
این تصویر برجسته یک نمونه از مواردی است که نشان میدهد چگونه ماده تاریک اجزای کیهان مارااحاطه کرده است در این فریم از یک شبیهسازی دقیق رایانهای رشتههای پیچیدۀ ماده تاریک که با رنگ سیاه نشان داده شدهاندمانند تار عنکبوت در جهان پراکندهانددر حالی که تودههای نسبتاً کمیاب مادۀ باریونی آشنا به رنگ نارنجی دیده میشونداین شبیهسازیها مطابقت آماری خوبی با مشاهدات نجومی دارند. در اتفاقی ترسناکتر دیگر تصور نمیشود که ماده تاریک گرچه کاملاً عجیب و به شکلی ناشناخته است عجیبترین منبع گرانش جهان است این افتخار اکنون نصیب انرژی تاریک شده است یعنی منبع یکدستتری از دافعۀ گرانشی که اکنون به نظر میرسد بر انبساط کل کیهان تسلط دارد
@Sciencemodern2
سفر به مریخ فقط 3 ماه
موتور ساخت ناسا با سوخت هستهای میتواند انسان را در عرض 3 ماه به مریخ برساند.
قرار است ناسا 2030 اولین انسان را به سیاره سرخ بفرستد.
مریخ 40 میلیون مایل دورتر از زمین بوده و 7 ماه طول میکشد تا به آنجا برسیم اما کمپانی Ultra Safe Nuclear Technologies در سیاتل وعده داده تا با موتور جدید هستهای این سفر را تا 3 ماه تقلیل دهد.
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-8881673/Nuclear-engine-designed-NASA-transport-humans-Mars-just-three-months.html?ito=social-twitter_mailonline
@Sciencemodern2
موتور ساخت ناسا با سوخت هستهای میتواند انسان را در عرض 3 ماه به مریخ برساند.
قرار است ناسا 2030 اولین انسان را به سیاره سرخ بفرستد.
مریخ 40 میلیون مایل دورتر از زمین بوده و 7 ماه طول میکشد تا به آنجا برسیم اما کمپانی Ultra Safe Nuclear Technologies در سیاتل وعده داده تا با موتور جدید هستهای این سفر را تا 3 ماه تقلیل دهد.
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-8881673/Nuclear-engine-designed-NASA-transport-humans-Mars-just-three-months.html?ito=social-twitter_mailonline
@Sciencemodern2
Mail Online
Nuclear engine designed for NASA could transport humans to Mars in just three months - cutting the current journey by more than…
A nuclear-powered engine could take astronauts to Mars in just three months. A firm delivered the concept to NASA, which claims to have twice the rocket efficiency as a chemical compulsion.
🕷بعضی از عنکبوتها به راحتی می توانند ظاهر و رفتار مورچه ها را تقلید کنند.
تقلید(mimic) یک رفتار تکاملی است که در بعضی جانوران دیده میشود
این سرده از عنکبوت با تقلید از مورچه ها به لانه ی آن ها نفوذ کرده واز غذای مورچه ها تغذیه میکنند. جالب این جا است که در بعضی موارد خود مورچه ها هم طعمه عنکبوت می شوند.
گونه هایی که رفتار مورچه ها را تقلید می کنند در طبیعت بسیار گسترده هستند اما به اندازه کافی مورد مطالعه قرار نگرفته اند.
عنکبوت نوعی بند پا است و داری هشت عدد پا می باشد, اما مورچه نوعی حشره است و نتیجتا دارای شش پا است. عنکبوت دارای رفتار میمیک, برای اینکه بتواند بیشتر شبیه مورچه ها عمل کند دو عدد پای جلویش را بالا میآورد که شبیه شاخک مورچه به نظر برسد, علاوه بر آن, این نوع عنکبوت فورمون های مورچه را نیز تقلید می کند که در لانه مورچه ها به عنوان یک مورچه پذیرفته شود.
Scienc
@Sciencemodern2
تقلید(mimic) یک رفتار تکاملی است که در بعضی جانوران دیده میشود
این سرده از عنکبوت با تقلید از مورچه ها به لانه ی آن ها نفوذ کرده واز غذای مورچه ها تغذیه میکنند. جالب این جا است که در بعضی موارد خود مورچه ها هم طعمه عنکبوت می شوند.
گونه هایی که رفتار مورچه ها را تقلید می کنند در طبیعت بسیار گسترده هستند اما به اندازه کافی مورد مطالعه قرار نگرفته اند.
عنکبوت نوعی بند پا است و داری هشت عدد پا می باشد, اما مورچه نوعی حشره است و نتیجتا دارای شش پا است. عنکبوت دارای رفتار میمیک, برای اینکه بتواند بیشتر شبیه مورچه ها عمل کند دو عدد پای جلویش را بالا میآورد که شبیه شاخک مورچه به نظر برسد, علاوه بر آن, این نوع عنکبوت فورمون های مورچه را نیز تقلید می کند که در لانه مورچه ها به عنوان یک مورچه پذیرفته شود.
Scienc
@Sciencemodern2
تصویر یک عملکرد دست در افراد به طور معمول رشد یافته، و یک عملکرد پا در افراد مبتلا به دیسپلازی.
شبکه ای که در نواحی پیشانی و جداری ، که به رنگ نارنجی زرد نشان داده شده است ، بدون در نظر گرفتن عملکرد قسمت بدن ، نوع عمل خاصی را ترجیح یا انتخاب می کند
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
@Sciencemodern2
https://neurosciencenews.com/grasping-motor-function-17220/
شبکه ای که در نواحی پیشانی و جداری ، که به رنگ نارنجی زرد نشان داده شده است ، بدون در نظر گرفتن عملکرد قسمت بدن ، نوع عمل خاصی را ترجیح یا انتخاب می کند
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
@Sciencemodern2
https://neurosciencenews.com/grasping-motor-function-17220/
@Sciencemodern2
دانشمندان علوم مغز و اعصاب مرکز پزشکی دانشگاه جورج تاون گزارش کردند ، افراد متولد شده بدون اندام فوقانی که از پاهای خود برای رسیدن به یک وسیله استفاده می کنند همان ناحیه ای را در مغز درگیر می کنند که افراد دارای دست از آن برای رسیدن به چیزی استفاده می کنند.
محقق ارشد این مطالعه ، استادیار الا استریم-آمیت ، دکترای تحقیقات ، وی گفت ، این یافته که در 26 اکتبر 2020 در PNAS منتشر شده است ، دانش اساسی سازمان و عملکرد مغز را پیشرفت می دهد و پیشرفت بالینی بالقوه ای از جمله بهبود پروتزهای اندام را ارائه می دهد. آزمایشگاه حسی و پلاستسیتی حرکتی در گروه علوم اعصاب در جورج تاون مطالعه جدید نشان می دهد که مغز دستورات حرکتی را نه تنها از طریق کنترل انقباضات تنظیم شده عضلانی ، بلکه از طریق مناطق حرکتی سطح بالاتر که نقشی برای انجام عملکردهای حرکتی پیچیده تر مانند رسیدن و گرفتن ، به چیزی مهم مرتبط با انگشتان را پردازش می کند. یا از انگشتان پا استفاده می شود.شواهد این مناطق ، که برای انجلام نقشی و برای اقدامات دقیق تنظیم شده ارائه می دهند ، از مطالعه دو گروه حاصل شده است.
یک نفر شامل چهار فرد مبتلا به دیسپلازی بود (افرادی که بدون بازو و دست متولد شده اند) با استفاده از انگشتان پا خود را به یک وسیله می رسانند یا می گیرند.
دیگریکه گروه کنترل داوطلبانی است که ابتدا از دستان خود استفاده کرده و سپس از انگشتان پا برای رسیدن و گرفتن آن استفاده می کنند.
در تمام این شرایط مختلف ، شرکت کنندگان همان مناطق مغزی را که برای عمل دستیابی انتخاب شده اند ، فعال کردند ، همراه با قشر حرکتی اولیه که عضلات دست و پا را کنترل می کند."این مطالعه نشان می دهد که برخی مناطق در سیستم حرکتی برای محاسبه یک عمل یا کار پیچیده مانند رسیدن و درک توسعه می یابند و این اقدامات به تجربه حرکتی فرد بستگی ندارد. بنابراین استفاده از بازو یا پا برای رسیدن به یک مورد ، همان مناطق را در اسکن fMRI روشن می کند. ""این انتزاعی تر از روشی است که مغز تنظیم دقیق، خم شدن یک قسمت خاص از بدن ، مانند یک اندام را کنترل می کند.
به عنوان مثال کنترل دقیق بازو مربوط به یک منطقه در سیستم عصبی مرکزی و کنترل پا مربوط به ناحیه دیگری است.
مطالعات گذشته نشان داد که قشر بینایی و شنیداری مرتبه با مهارت های بالا ، صرف نظر از حالت حسی ، وظایف خاصی را انجام می دهد.
به عنوان مثال ، یک منطقه بینایی ارتباطی برای حروف انتخاب می شود ، چه از نظر بصری در کنترل های معمولی ارائه می شود یا چه از طریق بریل(الفبا مخصوص نابینایان) یا یک وسیله جایگزینی حسی برای افراد نابینا مادرزادی.
در مناطق شناختی بالاتر در منطقه شنیداری و ریتم ناحیه گیجگاهی هردو درهنگام کنترل با توالی شنوایی ارائه شده یا افراد ناشنوا مادرزادی با توالی بصری ارائه شده ، ریتم های گیجگاهی را پردازش می کنند.
استریم-آمیت می گوید: "به همین ترتیب ، در مطالعه ما ، مناطق حرکتی، بدون توجه به قسمت خاصی از بدن ، از نظر نوع عمل انتخاب می شوند.""اشتراک در مناطق دیداری ، شنوایی و حرکتی جز مهارت های بالاتر این است که به نظر می رسد بر اساس عملکرد و مستقل از پارامترهای خاص حسی-حرکتی به هم دیگر مرتب شده هستند."
@Sciencemodern2
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
https://neurosciencenews.com/grasping-motor-function-17220/
Neuroscience News
Study of Reaching and Grasping With Hand or Foot Reveals Novel Brain Insights - Neuroscience News
The brain processes motor commands, not just through fine muscle contractions, but also via higher-level motor areas that provide a blueprint for performing more complex motor functions, such as grasping, no matter if the toes or fingers are used.
از لحاظ ریاضیاتی سفر در زمان بدون پارادوکس ممکن است
بر اساس تحقیقات جدیدی که در دانشگاه کوئینزلند انجام شده، سفر در زمان با اراده آزاد و بدون پارادوکس از لحاظ منطقی امکانپذیر است.
جرمِین توبار دانشجوی رشته ریاضیات و فیزیک دانشگاه کوئینزلند، در این باره گفت دینامیک کلاسیک میگوید اگر شما حالت یک سامانه در یک زمان خاص را بشناسید، میتوانید تاریخچهٔ کامل آن سامانه را بدانیداین مسئله کاربردهای گستردهای دارداز ارسال موشک به سیارات دیگر تا مدلسازی جریان مایعات.
این محقق افزودبرای مثال اگر من موقعیت و سرعت فعلی یک جسم ِ در حال سقوط به وسیلهٔ نیروی گرانش را بدانم میتوانم محل آن در هر زمان را محاسبه کنم اگرچه نظریه نسبیت عام اینشتین وجود حلقههای زمانی یا سفر در زمان را پیشبینی میکند که در آن یک رویداد میتواند همزمان در گذشته و آیندهٔ خود باشد و از لحاظ نظری مطالعات دینامیک را وارون میسازد
نظریهٔ یکپارچهای که بتواند وجود همزمان دینامیک کلاسیک با نسبیت عام اینشتین را ممکن سازد، میتوان اسب تک شاخ علم فیزیک دانست توبار اضافه کرداما علم امروزی میگوید این دو نظریه نمیتوانند همزمان درست باشندبه عنوان فیزیکدان، ما میخواهیم اساسیترین قوانین کیهان را بفهمیم سالها من در این فکرم چگونه علم دینامیک میتواند با پیش بینیهای اینشتین سازگار شود به این مسئله فکر میکردم: آیا سفر در زمان از لحاظ ریاضیاتی ممکن است
توبار و همکار او، دکتر فابیو کاستا از مرکز سامانههای مهندسی شدهٔ کوانتومی در دانشکدهٔ ریاضیات و فیزیک دانشگاه کوئینزلند راهی برای به توان رساندن اعداد یافتندمحاسبات آنها میتواند نتایج شگفت انگیزی برای علم داشته باشد.
دکتر کاستا در این باره گفت محاسبات ریاضیاتی درست هستند نتایج آنها نیز خوراک فیلمهای علمیتخیلی است فرض کنید در زمان سفر کنید تا اولین فردی که در دنیا به کرونا مبتلا شد را از قرار گرفتن در معرض این ویروس نجات دهید. از سویی اگر شما آن فرد را از مبتلا شدن به ویروس نجات دهید دیگر انگیزهای برای رفتن به آن زمان برای جلوگیری از ابتلای آن فرد به ویروس نخواهید داشت این یک پارادوکس است یک ناهماهنگی؛ و اغلب اوقات افراد را به این فکر وا میدارد که سفر در زمان در جهان هستی غیرممکن است. یعنی شما میتوانید در زمان سفر کنید اما نمیتوانید کاری انجام دهید که باعث ایجاد پارادوکس شود.
با این وجود محققان ادعا میکنند تحقیقشان نشان میدهد رویدادها را میتوان به طور منطقی طوری تغییر داد که با هر عملی که مسافر زمان انجام میدهد، سازگاری داشته باشد. این پژوهش به بررسی تاثیر فرایندهای قطعی و غیرتصادفی روی چندین منطقه دلخواه در فضازمان میپردازد و نشان میدهد که چگونه منحنی زمانی بسته، مانند آنچه اینشتین پیشبینی کرده بود میتواند با قوانین اراده آزاد و فیزیکی کلاسیک مطابقت داشته باشد.
پژوهش این محققان نشان میدهد لزومی ندارد حتماً یکی از این دو حالت برای ایجاد پارادوکس سفر در زمان اتفاق بیافتد. در نتیجه این امکان برای رویدادهایی وجود دارد که بتوانند خود را به گونهای با شرایط منطبق کنند تا از لحاظ منطقی با هرگونه عملی که مسافر زمان انجام میدهد، سازگار باشند. محاسبات ریاضیاتی این دو محقق نشان میدهد سفر در زمان به طور منطقی و بدون پارادوکس در جهان، امکانپذیر است این تحقیقات در مجلهٔ Classical and Quantum Gravity منتشر شده است.
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://iopscience.iop.org/article/10.1088/1361-6382/aba4bc
@Sciencemodern2
بر اساس تحقیقات جدیدی که در دانشگاه کوئینزلند انجام شده، سفر در زمان با اراده آزاد و بدون پارادوکس از لحاظ منطقی امکانپذیر است.
جرمِین توبار دانشجوی رشته ریاضیات و فیزیک دانشگاه کوئینزلند، در این باره گفت دینامیک کلاسیک میگوید اگر شما حالت یک سامانه در یک زمان خاص را بشناسید، میتوانید تاریخچهٔ کامل آن سامانه را بدانیداین مسئله کاربردهای گستردهای دارداز ارسال موشک به سیارات دیگر تا مدلسازی جریان مایعات.
این محقق افزودبرای مثال اگر من موقعیت و سرعت فعلی یک جسم ِ در حال سقوط به وسیلهٔ نیروی گرانش را بدانم میتوانم محل آن در هر زمان را محاسبه کنم اگرچه نظریه نسبیت عام اینشتین وجود حلقههای زمانی یا سفر در زمان را پیشبینی میکند که در آن یک رویداد میتواند همزمان در گذشته و آیندهٔ خود باشد و از لحاظ نظری مطالعات دینامیک را وارون میسازد
نظریهٔ یکپارچهای که بتواند وجود همزمان دینامیک کلاسیک با نسبیت عام اینشتین را ممکن سازد، میتوان اسب تک شاخ علم فیزیک دانست توبار اضافه کرداما علم امروزی میگوید این دو نظریه نمیتوانند همزمان درست باشندبه عنوان فیزیکدان، ما میخواهیم اساسیترین قوانین کیهان را بفهمیم سالها من در این فکرم چگونه علم دینامیک میتواند با پیش بینیهای اینشتین سازگار شود به این مسئله فکر میکردم: آیا سفر در زمان از لحاظ ریاضیاتی ممکن است
توبار و همکار او، دکتر فابیو کاستا از مرکز سامانههای مهندسی شدهٔ کوانتومی در دانشکدهٔ ریاضیات و فیزیک دانشگاه کوئینزلند راهی برای به توان رساندن اعداد یافتندمحاسبات آنها میتواند نتایج شگفت انگیزی برای علم داشته باشد.
دکتر کاستا در این باره گفت محاسبات ریاضیاتی درست هستند نتایج آنها نیز خوراک فیلمهای علمیتخیلی است فرض کنید در زمان سفر کنید تا اولین فردی که در دنیا به کرونا مبتلا شد را از قرار گرفتن در معرض این ویروس نجات دهید. از سویی اگر شما آن فرد را از مبتلا شدن به ویروس نجات دهید دیگر انگیزهای برای رفتن به آن زمان برای جلوگیری از ابتلای آن فرد به ویروس نخواهید داشت این یک پارادوکس است یک ناهماهنگی؛ و اغلب اوقات افراد را به این فکر وا میدارد که سفر در زمان در جهان هستی غیرممکن است. یعنی شما میتوانید در زمان سفر کنید اما نمیتوانید کاری انجام دهید که باعث ایجاد پارادوکس شود.
با این وجود محققان ادعا میکنند تحقیقشان نشان میدهد رویدادها را میتوان به طور منطقی طوری تغییر داد که با هر عملی که مسافر زمان انجام میدهد، سازگاری داشته باشد. این پژوهش به بررسی تاثیر فرایندهای قطعی و غیرتصادفی روی چندین منطقه دلخواه در فضازمان میپردازد و نشان میدهد که چگونه منحنی زمانی بسته، مانند آنچه اینشتین پیشبینی کرده بود میتواند با قوانین اراده آزاد و فیزیکی کلاسیک مطابقت داشته باشد.
پژوهش این محققان نشان میدهد لزومی ندارد حتماً یکی از این دو حالت برای ایجاد پارادوکس سفر در زمان اتفاق بیافتد. در نتیجه این امکان برای رویدادهایی وجود دارد که بتوانند خود را به گونهای با شرایط منطبق کنند تا از لحاظ منطقی با هرگونه عملی که مسافر زمان انجام میدهد، سازگار باشند. محاسبات ریاضیاتی این دو محقق نشان میدهد سفر در زمان به طور منطقی و بدون پارادوکس در جهان، امکانپذیر است این تحقیقات در مجلهٔ Classical and Quantum Gravity منتشر شده است.
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://iopscience.iop.org/article/10.1088/1361-6382/aba4bc
@Sciencemodern2
گالاکتوزمی نوعی اختلال است که بر چگونگی فرآیند قند ساده بدن به نام گالاکتوز در بدن تأثیر می گذارد.
@Sciencemodern2
مقدار کمی گالاکتوز در بسیاری از غذاها وجود دارد.
این ماده در درجه اول بخشی از قند بزرگتری به نام لاکتوز است که در تمام محصولات لبنی و بسیاری از شیر خشک ها یافت می شود.
علائم و نشانه های گالاکتوزمی ناشی از عدم توانایی استفاده از گالاکتوز برای تولید انرژی است.
محققان انواع مختلفی از گالاکتوزمی را شناسایی کرده اند.
این شرایط هر کدام در اثر جهش در یک ژن خاص ایجاد می شوند و روی آنزیم های مختلفی که در تجزیه گالاکتوز نقش دارند تأثیر می گذارند.
گالاکتوزمی کلاسیک ، که به عنوان نوع I نیز شناخته می شود ، شایع ترین و شدیدترین شکل این بیماری است.
اگر نوزادان مبتلا به گالاکتوزمی کلاسیک به سرعت با رژیم کم گالاکتوز درمان نشوند ، تحولات تهدید کننده زندگی طی چند روز پس از تولد ظاهر می شود.
نوزادان مبتلا به طور معمول دچار مشکلات تغذیه ای ، کمبود انرژی (بی حالی) ، عدم افزایش وزن و رشد مطابق انتظار (عدم رشد) ، زردی پوست و سفیدی چشم (زردی) ، آسیب کبدی و خونریزی غیرطبیعی می شوند.
سایر عوارض جدی این بیماری می تواند شامل عفونت های ویروسی باکتریایی (سپسیس) و شوک باشد.
کودکان مبتلا همچنین در معرض خطر افزایش تاخیر رشد ، کدر شدن عدسی چشم (آب مروارید) ، مشکلات گفتاری و ناتوانی ذهنی هستند.
زنان مبتلا به گالاکتوزمی کلاسیک ممکن است دچار مشکلات تولیدمثلی ناشی از از دست دادن زود هنگام عملکرد تخمدان ها (نارسایی زودرس تخمدان) شوند.
گالاکتوزمی نوع II (کمبود گالاکتوکیناز نیز نامیده می شود) و نوع III (کمبود گالاکتوز اپیمراز نیز نامیده می شود) الگوهای مختلفی از علائم و نشانه ها را ایجاد می کند.
گالاکتوزمی نوع II مشکلات پزشکی کمتری نسبت به نوع کلاسیک ایجاد می کند.
نوزادان مبتلا به آب مروارید مبتلا می شوند اما در غیر این صورت عوارض طولانی مدت کمی را تجربه می کنند.
علائم و نشانه های گالاکتوزمی نوع III از خفیف تا شدید متفاوت است و می تواند شامل آب مروارید ، تأخیر در رشد و نمو ، ناتوانی ذهنی ، بیماری کبدی و مشکلات کلیوی باشد.
جهش در ژن های GALT ، GALK1 و GALE باعث گالاکتوزمی می شود. این ژن ها دستورالعمل هایی برای ساخت آنزیم هایی فراهم می کنند که برای پردازش گالاکتوز حاصل از رژیم غذایی ضروری هستند.
این آنزیم ها گالاکتوز را به قند ساده دیگر ، گلوکز و مولکول های دیگر تجزیه می کنند که بدن می تواند آنها را ذخیره کند یا از آنها استفاده کند.
جهش در ژن GALT باعث گالاکتوزمی کلاسیک (نوع I) می شود.
بیشتر این تغییرات ژنتیکی تقریباً فعالیت آنزیم تولید شده از ژن GALT را از بین می برد و از پردازش طبیعی گالاکتوز جلوگیری می کند و در نتیجه علائم و نشانه های تهدید کننده زندگی این اختلال ایجاد می شود. یکی دیگر از جهش های ژنی GALT ، معروف به اصلاح Duarte ، فعالیت آنزیم را کاهش می دهد اما از بین نمی برد.
افراد مبتلا به Duarte دارای ویژگی های بسیار ملایم تری از گالاکتوزمی هستند.
گالاکتوزمی نوع II ناشی از جهش در ژن GALK1 است ، در حالی که جهش در ژن GALE زمینه ساز گالاکتوزمی نوع III است. همانند آنزیم تولید شده از ژن GALT ، آنزیم های ساخته شده از ژن های GALK1 و GALE نیز در پردازش گالاکتوز نقش مهمی دارند. کمبود هر یک از این آنزیم های مهم باعث می شود که گالاکتوز و ترکیبات مربوطه در بدن به میزان سمی برسند.
تجمع این مواد به بافت ها و اندام ها آسیب می رساند و منجر به ویژگی های مشخصه گالاکتوزمی می شود.
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
@Sciencemodern2
Medlineplus
@Sciencemodern2
مقدار کمی گالاکتوز در بسیاری از غذاها وجود دارد.
این ماده در درجه اول بخشی از قند بزرگتری به نام لاکتوز است که در تمام محصولات لبنی و بسیاری از شیر خشک ها یافت می شود.
علائم و نشانه های گالاکتوزمی ناشی از عدم توانایی استفاده از گالاکتوز برای تولید انرژی است.
محققان انواع مختلفی از گالاکتوزمی را شناسایی کرده اند.
این شرایط هر کدام در اثر جهش در یک ژن خاص ایجاد می شوند و روی آنزیم های مختلفی که در تجزیه گالاکتوز نقش دارند تأثیر می گذارند.
گالاکتوزمی کلاسیک ، که به عنوان نوع I نیز شناخته می شود ، شایع ترین و شدیدترین شکل این بیماری است.
اگر نوزادان مبتلا به گالاکتوزمی کلاسیک به سرعت با رژیم کم گالاکتوز درمان نشوند ، تحولات تهدید کننده زندگی طی چند روز پس از تولد ظاهر می شود.
نوزادان مبتلا به طور معمول دچار مشکلات تغذیه ای ، کمبود انرژی (بی حالی) ، عدم افزایش وزن و رشد مطابق انتظار (عدم رشد) ، زردی پوست و سفیدی چشم (زردی) ، آسیب کبدی و خونریزی غیرطبیعی می شوند.
سایر عوارض جدی این بیماری می تواند شامل عفونت های ویروسی باکتریایی (سپسیس) و شوک باشد.
کودکان مبتلا همچنین در معرض خطر افزایش تاخیر رشد ، کدر شدن عدسی چشم (آب مروارید) ، مشکلات گفتاری و ناتوانی ذهنی هستند.
زنان مبتلا به گالاکتوزمی کلاسیک ممکن است دچار مشکلات تولیدمثلی ناشی از از دست دادن زود هنگام عملکرد تخمدان ها (نارسایی زودرس تخمدان) شوند.
گالاکتوزمی نوع II (کمبود گالاکتوکیناز نیز نامیده می شود) و نوع III (کمبود گالاکتوز اپیمراز نیز نامیده می شود) الگوهای مختلفی از علائم و نشانه ها را ایجاد می کند.
گالاکتوزمی نوع II مشکلات پزشکی کمتری نسبت به نوع کلاسیک ایجاد می کند.
نوزادان مبتلا به آب مروارید مبتلا می شوند اما در غیر این صورت عوارض طولانی مدت کمی را تجربه می کنند.
علائم و نشانه های گالاکتوزمی نوع III از خفیف تا شدید متفاوت است و می تواند شامل آب مروارید ، تأخیر در رشد و نمو ، ناتوانی ذهنی ، بیماری کبدی و مشکلات کلیوی باشد.
جهش در ژن های GALT ، GALK1 و GALE باعث گالاکتوزمی می شود. این ژن ها دستورالعمل هایی برای ساخت آنزیم هایی فراهم می کنند که برای پردازش گالاکتوز حاصل از رژیم غذایی ضروری هستند.
این آنزیم ها گالاکتوز را به قند ساده دیگر ، گلوکز و مولکول های دیگر تجزیه می کنند که بدن می تواند آنها را ذخیره کند یا از آنها استفاده کند.
جهش در ژن GALT باعث گالاکتوزمی کلاسیک (نوع I) می شود.
بیشتر این تغییرات ژنتیکی تقریباً فعالیت آنزیم تولید شده از ژن GALT را از بین می برد و از پردازش طبیعی گالاکتوز جلوگیری می کند و در نتیجه علائم و نشانه های تهدید کننده زندگی این اختلال ایجاد می شود. یکی دیگر از جهش های ژنی GALT ، معروف به اصلاح Duarte ، فعالیت آنزیم را کاهش می دهد اما از بین نمی برد.
افراد مبتلا به Duarte دارای ویژگی های بسیار ملایم تری از گالاکتوزمی هستند.
گالاکتوزمی نوع II ناشی از جهش در ژن GALK1 است ، در حالی که جهش در ژن GALE زمینه ساز گالاکتوزمی نوع III است. همانند آنزیم تولید شده از ژن GALT ، آنزیم های ساخته شده از ژن های GALK1 و GALE نیز در پردازش گالاکتوز نقش مهمی دارند. کمبود هر یک از این آنزیم های مهم باعث می شود که گالاکتوز و ترکیبات مربوطه در بدن به میزان سمی برسند.
تجمع این مواد به بافت ها و اندام ها آسیب می رساند و منجر به ویژگی های مشخصه گالاکتوزمی می شود.
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
@Sciencemodern2
Medlineplus
medlineplus.gov
Galactosemia: MedlinePlus Genetics
Galactosemia is a disorder that affects how the body processes a simple sugar called galactose. Explore symptoms, inheritance, genetics of this condition.
برگرفته از کانال
بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیار مهر
تحقیقی در رابطه با تاثیر تغییرات اقلیمی کلان بر انقراض گونه های مختلف انسان ریخت
هفته گذشته در نشریه One Earth (cellpress) گروهی از دانشمندان از موسسه ها و دانشگاههای مختلف به ویژه موسسات ایتالیایی مقاله ای تحقیقی در رابطه با تاثیر تغییرات اقلیمی کلان بر انقراض گونه های مختلف انسان ریختی را منتشر کرده اند. مقاله با این پرسش شروع می شود که با توجه به اینکه حداقل در محدوده زمانی اواخر دوره زمین شناسی پلیوسن تا اواخر پلیستوسن شش گونه ی انسان ریخت شامل هومو هابیلیس (H. habilis)، هومو ارگستر (H. ergaster)، هومو ارکتوس (H. erectus)، هومو هایدلبرگنسیس (H. heidelbergensis)، نئاندرتال (H. neanderthalensis) و در نهایت هوموساپینس (H. sapeins) می زیسته اند که در این میان تنها آخری موفق به ادامه حیات شده و مابقی در دوره های مختلف منقرض شده اند، چرا؟ برای پاسخ گویی به این پرسش مهم آنها از بانک اطلاعاتی مربوط به بقایای سنگواره ای و باستانی 2754 محوطه به همراه مدل های اقلیمی در بازه زمانی که این گونه ها می زیسته اند استفاده کرده اند. در تحلیل ها مشخص شده است که کنامهای زیستی هر کدام از این گونه ها درست پیش از انقراض، دچار دستخوش جدی در اثر تغییرات اقلیمی شده است. در ادامه نویسندگان مطرح می کنند در مورد انقراض گونه خاص نئاندرتالها می بایست علاوه بر تاثیرات اقلیمی، رقابت آنها با انسان هومو ساپینس نیز دخیل بوده باشد. روش کار برای این تحقیق در ابتدا به اینگونه بوده است که یک مدل با رزولوشن 1000 ساله برای مدت پنج میلیون سال ساخته اند و سپس با استفاده از داده های باستانی (دست ابزار های سنگی) و بقایای سنگواره ای سعی گردید مناطق هسته ای که این گونه ها در آنجا ها متمرکز بوده اند را پیش بینی کنند. این بررسی ها نشان می دهد که پنج گونه ی منقرض شده پس از تغییرات اقلیمی تاثیر گذار جهانی از میان رفته اند. شاید نکته بسیار مهم این مقاله این باشد که گونه های مختلف حساسیت های متفاوتی نسبت به تغییرات اقلیمی از خود نشان می دهند، برای مثال در حالیکه برای نئاندرتالها تحت تاثیر تغییر اقلیمی کوتاه مدت، یعنی یک تا دو هزار سال بوده اند، در مورد هایدلبرگنسیس ها و هومو ارکتوس ها یک بازه زمانی تقریبی یکصد هزار ساله را شامل می شود. البته در این اندازه گیری ها تعداد داده های باستانی هر گونه در نتایج خالی از تاثیر نبوده است.
مقاله برا ی عموم در دسترس است و لینک آن در زیر می آید. امیدوارم از خواندن مقاله لذت ببرید
س.ح.گوران، موزه نئاندرتال
@Sciencemodern2
https://www.cell.com/action/showPdf?pii=S2590-3322%2820%29304
بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیار مهر
تحقیقی در رابطه با تاثیر تغییرات اقلیمی کلان بر انقراض گونه های مختلف انسان ریخت
هفته گذشته در نشریه One Earth (cellpress) گروهی از دانشمندان از موسسه ها و دانشگاههای مختلف به ویژه موسسات ایتالیایی مقاله ای تحقیقی در رابطه با تاثیر تغییرات اقلیمی کلان بر انقراض گونه های مختلف انسان ریختی را منتشر کرده اند. مقاله با این پرسش شروع می شود که با توجه به اینکه حداقل در محدوده زمانی اواخر دوره زمین شناسی پلیوسن تا اواخر پلیستوسن شش گونه ی انسان ریخت شامل هومو هابیلیس (H. habilis)، هومو ارگستر (H. ergaster)، هومو ارکتوس (H. erectus)، هومو هایدلبرگنسیس (H. heidelbergensis)، نئاندرتال (H. neanderthalensis) و در نهایت هوموساپینس (H. sapeins) می زیسته اند که در این میان تنها آخری موفق به ادامه حیات شده و مابقی در دوره های مختلف منقرض شده اند، چرا؟ برای پاسخ گویی به این پرسش مهم آنها از بانک اطلاعاتی مربوط به بقایای سنگواره ای و باستانی 2754 محوطه به همراه مدل های اقلیمی در بازه زمانی که این گونه ها می زیسته اند استفاده کرده اند. در تحلیل ها مشخص شده است که کنامهای زیستی هر کدام از این گونه ها درست پیش از انقراض، دچار دستخوش جدی در اثر تغییرات اقلیمی شده است. در ادامه نویسندگان مطرح می کنند در مورد انقراض گونه خاص نئاندرتالها می بایست علاوه بر تاثیرات اقلیمی، رقابت آنها با انسان هومو ساپینس نیز دخیل بوده باشد. روش کار برای این تحقیق در ابتدا به اینگونه بوده است که یک مدل با رزولوشن 1000 ساله برای مدت پنج میلیون سال ساخته اند و سپس با استفاده از داده های باستانی (دست ابزار های سنگی) و بقایای سنگواره ای سعی گردید مناطق هسته ای که این گونه ها در آنجا ها متمرکز بوده اند را پیش بینی کنند. این بررسی ها نشان می دهد که پنج گونه ی منقرض شده پس از تغییرات اقلیمی تاثیر گذار جهانی از میان رفته اند. شاید نکته بسیار مهم این مقاله این باشد که گونه های مختلف حساسیت های متفاوتی نسبت به تغییرات اقلیمی از خود نشان می دهند، برای مثال در حالیکه برای نئاندرتالها تحت تاثیر تغییر اقلیمی کوتاه مدت، یعنی یک تا دو هزار سال بوده اند، در مورد هایدلبرگنسیس ها و هومو ارکتوس ها یک بازه زمانی تقریبی یکصد هزار ساله را شامل می شود. البته در این اندازه گیری ها تعداد داده های باستانی هر گونه در نتایج خالی از تاثیر نبوده است.
مقاله برا ی عموم در دسترس است و لینک آن در زیر می آید. امیدوارم از خواندن مقاله لذت ببرید
س.ح.گوران، موزه نئاندرتال
@Sciencemodern2
https://www.cell.com/action/showPdf?pii=S2590-3322%2820%29304
Telegram
attach 📎
شامپانزههای مسن دوستان واقعی خود را گزینش میکنند
نتایج یک مطالعه جدید روی شامپانزهها نشان میدهد که آنها هرچه پیرتر میشوند، دوستان غیرواقعی خود را کنار میگذارند و حتی تمایل بیشتری به تنهایی سپری کردن اوقات خود دارند.
همه ما گزینشی رفتار میکنیم و به مرور زمان و با گذشت عمر، تصمیم میگیریم افراد کمتری در اطراف خود داشته باشیم اما خاطرات بهتر و معنادارتری برای خود بسازیم. این رفتار، به وضوح بخشی از مقوله رشد برای ما انسانها است. اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که آیا ما تنها گونه هستیم که چنین کاری انجام می دهیم؟ اکنون با یک مطالعه جدید مشخص شده است که یکی از نزدیکترین اقوام زنده ما یعنی شامپانزهها نیز همین رفتار را دارند.
یک تحقیق انجام شده روی شامپانزهها شامل ۷۸ هزار ساعت مشاهدات بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۶ این موضوع را اثبات کرده است. ۲۱ شامپانزه نر در سنین ۱۵ تا ۵۸ سال در پارک ملی کیباله در اوگاندا تحت نظارت قرار گرفتند.
این تحقیق نشان داد که دوستی شامپانزههای جوان حدود ۱۵ ساله یک طرفه است، در حالی که به نظر میرسد قدیمیترهاحدود ۴۰ ساله تعاملات متقابل بیشتری با دوستان خود دارند.
الکساندرا روساتی یکی از نویسندگان ارشد این مطالعه گفت: موضوع واقعاً جالب این است که ما دریافتیم که شامپانزهها این الگوها را از خود نشان میدهند که آینه رفتار انسان است.
شامپانزههای مورد مطالعه در این تحقیق فقط نر بودند، چرا که شامپانزههای ماده پیوندهای اجتماعی قوی از خود نشان نمیدهند و در مقایسه با نرها تعاملات اجتماعی کمتری دارند.
علاوه بر این مشاهده شد که شامپانزههای مسن دوست دارند بیشتر وقت خود را به تنهایی سپری کنند و ترجیح میدهند که با نزدیک شدن به سالهای عمر خود، تعاملات مثبت بیشتری داشته باشند.
در حقیقت، یک تفاوت بین ما و شامپانزهها در این تحقیقات مشخص شده است که باید آن را مورد توجه قرار داد.
ریچارد رانگهام بانی و مدیر این پروژه گفت: شامپانزهها هر چقدر هم باهوش باشند، نمیفهمند که به مرگ نزدیک میشوند و به احتمال زیاد چیز دیگری در شامپانزه ها اتفاق میافتد که توضیح میدهد چرا روابط آنها با افزایش سن مثبتتر و بیشتر و عمیقتر میشود و سپس سوال این است که آیا آنچه در مورد شامپانزهها اتفاق میافتد همان است که در انسانها هم وجود دارد
نتایج چندان تعجب آور نبودند. این مطالعه نشان داد از آنجایی که ۹۹ درصد DNA ما با شامپانزهها مشترک است، به نظر میرسد شامپانزهها در مسیر درستی هستند و با افزایش سن، کمتر درگیر زندگی میشوند.
این تحقیق در مجله Science منتشر شده است.
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://www.scientificamerican.com/article/mysterious-chimpanzee-behavior-may-be-evidence-of-sacred-rituals/
@Sciencemodern2
نتایج یک مطالعه جدید روی شامپانزهها نشان میدهد که آنها هرچه پیرتر میشوند، دوستان غیرواقعی خود را کنار میگذارند و حتی تمایل بیشتری به تنهایی سپری کردن اوقات خود دارند.
همه ما گزینشی رفتار میکنیم و به مرور زمان و با گذشت عمر، تصمیم میگیریم افراد کمتری در اطراف خود داشته باشیم اما خاطرات بهتر و معنادارتری برای خود بسازیم. این رفتار، به وضوح بخشی از مقوله رشد برای ما انسانها است. اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که آیا ما تنها گونه هستیم که چنین کاری انجام می دهیم؟ اکنون با یک مطالعه جدید مشخص شده است که یکی از نزدیکترین اقوام زنده ما یعنی شامپانزهها نیز همین رفتار را دارند.
یک تحقیق انجام شده روی شامپانزهها شامل ۷۸ هزار ساعت مشاهدات بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۶ این موضوع را اثبات کرده است. ۲۱ شامپانزه نر در سنین ۱۵ تا ۵۸ سال در پارک ملی کیباله در اوگاندا تحت نظارت قرار گرفتند.
این تحقیق نشان داد که دوستی شامپانزههای جوان حدود ۱۵ ساله یک طرفه است، در حالی که به نظر میرسد قدیمیترهاحدود ۴۰ ساله تعاملات متقابل بیشتری با دوستان خود دارند.
الکساندرا روساتی یکی از نویسندگان ارشد این مطالعه گفت: موضوع واقعاً جالب این است که ما دریافتیم که شامپانزهها این الگوها را از خود نشان میدهند که آینه رفتار انسان است.
شامپانزههای مورد مطالعه در این تحقیق فقط نر بودند، چرا که شامپانزههای ماده پیوندهای اجتماعی قوی از خود نشان نمیدهند و در مقایسه با نرها تعاملات اجتماعی کمتری دارند.
علاوه بر این مشاهده شد که شامپانزههای مسن دوست دارند بیشتر وقت خود را به تنهایی سپری کنند و ترجیح میدهند که با نزدیک شدن به سالهای عمر خود، تعاملات مثبت بیشتری داشته باشند.
در حقیقت، یک تفاوت بین ما و شامپانزهها در این تحقیقات مشخص شده است که باید آن را مورد توجه قرار داد.
ریچارد رانگهام بانی و مدیر این پروژه گفت: شامپانزهها هر چقدر هم باهوش باشند، نمیفهمند که به مرگ نزدیک میشوند و به احتمال زیاد چیز دیگری در شامپانزه ها اتفاق میافتد که توضیح میدهد چرا روابط آنها با افزایش سن مثبتتر و بیشتر و عمیقتر میشود و سپس سوال این است که آیا آنچه در مورد شامپانزهها اتفاق میافتد همان است که در انسانها هم وجود دارد
نتایج چندان تعجب آور نبودند. این مطالعه نشان داد از آنجایی که ۹۹ درصد DNA ما با شامپانزهها مشترک است، به نظر میرسد شامپانزهها در مسیر درستی هستند و با افزایش سن، کمتر درگیر زندگی میشوند.
این تحقیق در مجله Science منتشر شده است.
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://www.scientificamerican.com/article/mysterious-chimpanzee-behavior-may-be-evidence-of-sacred-rituals/
@Sciencemodern2
Scientific American
Mysterious Chimpanzee Behavior May Be Evidence of "Sacred" Rituals
Videos from Africa capture repeated activities unconnected to food or status
🌍 قدیمی ترین گروه علمی
✅ هر پیروزی درعلم برپایه دانشی است که از شکست های بسیار به دست امده است
☀️ با ما در راستای علم همراه شوید 👇🏻
@ArtOfScienceGroup
#لینک_جویین_به_گروه↖️
✅ هر پیروزی درعلم برپایه دانشی است که از شکست های بسیار به دست امده است
☀️ با ما در راستای علم همراه شوید 👇🏻
@ArtOfScienceGroup
#لینک_جویین_به_گروه↖️
🍃مطالعات دی.ان.ای، دیدگاههایی در خصوص گونهای از خانواده گربههای دندان خنجری به نام هوموتریومآشکار شد
گرداوری:اریوس راد
http://Telegram.me/sciencemodern2
گرداوری:اریوس راد
http://Telegram.me/sciencemodern2
Telegraph
مطالعات دی ان ای دیدگاهی درخصوص گونه ای ازخانواده گربه دندان خنجری به نام هوموتریوم اشکارکرد!!
در طول دوره پلیستوسن، همراه با ماموت های پشمالو و مگاتریومها گربه های دندان خنجری sabre-toothed cats نیز از جمله مشهورترین گونههای جانوری بودند که در این دوره زندگی کرده و تا پیش از آخرین دوره عصر یخبندان منقرض شدند. در طول سالهای متمادی گربههای دندان…
اَبَرخوشه دوشیزه یا سنبله(Virgo Supercluster) یک ابرخوشه است که گروه محلی در آن جای دارد. گروه محلی به نوبه خود شامل بیش از ۳۰ کهکشان از جمله کهکشان راه شیری(کهکشانی که ما در آن قرار داریم) و کهکشان آندرومدا است.
قطر ابرخوشه دوشیزه ۱۱۰ میلیون سال نوری است و حداقل ۱۰۰ خوشه و گروه کهکشانی در آن جای دارد. ابرخوشه دوشیزه(سنبله) یکی از ۱۰ میلیون ابرخوشه ای است که در جهان قابل مشاهده قرار دارد.
@Sciencemodern2
قطر ابرخوشه دوشیزه ۱۱۰ میلیون سال نوری است و حداقل ۱۰۰ خوشه و گروه کهکشانی در آن جای دارد. ابرخوشه دوشیزه(سنبله) یکی از ۱۰ میلیون ابرخوشه ای است که در جهان قابل مشاهده قرار دارد.
@Sciencemodern2
تصویری از یک دختر نوجوان دنیسووان بر اساس مشخصات اسکلتی که از نقشه های متیلاسیون DNA باستان بازسازی شده است.
اعتبار تصویر: Maayan Harel.
محققان مواد ژنتیکی را از رسوبات موجود در غار Baishiya Karst استخراج کرده و DNA میتوکندری (mtDNA) را از دنیسوان شناسایی کرده اند که نشان دهنده حضور آنها در حدود 100000 سال پیش ، 60،000 سال پیش و احتمالاً 45،000 سال پیش است. این کشف اولین بار است که DNA دنیسوان از مکانی
خارج از غار دنیسوا در سیبری بازیابی
می شود.
منبع :Sci news
@Sciencemodern2
اعتبار تصویر: Maayan Harel.
محققان مواد ژنتیکی را از رسوبات موجود در غار Baishiya Karst استخراج کرده و DNA میتوکندری (mtDNA) را از دنیسوان شناسایی کرده اند که نشان دهنده حضور آنها در حدود 100000 سال پیش ، 60،000 سال پیش و احتمالاً 45،000 سال پیش است. این کشف اولین بار است که DNA دنیسوان از مکانی
خارج از غار دنیسوا در سیبری بازیابی
می شود.
منبع :Sci news
@Sciencemodern2
یکی از عجیبترین ویژگیهای آناتومی انسان، هنگامی که انسان با ۲۰۰ گونه میمون و انسان ریخت دیگر در راسته نخستیها مقایسه میشود، صُلبیه یا سفیده چشم است. در تمام انسان ریختها، صلبیه تقریبا دیده نمیشود. اما در انسان مثل یک فانوس دریایی میدرخشد، و جهت نگاه شخص را برای هر ناظری آشکار میسازد و به این ترتیب فاش میکند که چه فکری ممکن است در سرش باشد.
چرا این ویژگی تکامل یافته است؟ هر علامتی که افکار شخص را برای یک رقیب یا دشمنی در میدان نبرد آشکار سازد میتواند معلولیتی مرگبار باشد. برای آنکه انتخاب طبیعی آن را برگزیند، باید امتیاز بسیار مهمی داشته باشد که چنین نقطه ضعفی را جبران کند. و این امتیاز باید ارتباطی با ماهیت اجتماعی این برهمکنش داشته باشد، فایده بسیاری که با توانایی پی بردن به فکر دیگران صرفا با دنبال کردن جهت نگاه آنها نصیب تمام اعضای گروه میشود. سفیدی چشمها نشانه گونهای بسیار اجتماعی و بسیار همکارانه است که موفقیتش به اشتراک فکرها و قصدها بستگی دارد
#فرگشت_چشم
#کتاب_وراثتی_دردسرساز
#اثر_نیکولاس_وید
@Sciencemodern2
چرا این ویژگی تکامل یافته است؟ هر علامتی که افکار شخص را برای یک رقیب یا دشمنی در میدان نبرد آشکار سازد میتواند معلولیتی مرگبار باشد. برای آنکه انتخاب طبیعی آن را برگزیند، باید امتیاز بسیار مهمی داشته باشد که چنین نقطه ضعفی را جبران کند. و این امتیاز باید ارتباطی با ماهیت اجتماعی این برهمکنش داشته باشد، فایده بسیاری که با توانایی پی بردن به فکر دیگران صرفا با دنبال کردن جهت نگاه آنها نصیب تمام اعضای گروه میشود. سفیدی چشمها نشانه گونهای بسیار اجتماعی و بسیار همکارانه است که موفقیتش به اشتراک فکرها و قصدها بستگی دارد
#فرگشت_چشم
#کتاب_وراثتی_دردسرساز
#اثر_نیکولاس_وید
@Sciencemodern2
بشر برایش راحتتر است که ایمان داشتهباشد
😑🙄🤢🙈🙊🙉
هیچ انسانی با یک ایده یا ایمان به دنیا نمی آید ولی اعتقاد به یک ایده و ایمان، اولین و آسانترین کاری است که انجام می دهد.
استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد دانیل گیلبرت معتقد است بشر موجود زودباوری است که به آسانی ایمان می آورد اما به سختی از ایده ایی که به راحتی پذیرفته است دفاع می کند.
ما وقتی به یک چیزی معتقد شدیم کمترین دلایل برای حفظ آن کافی است چون نمی خواهیم تشخیص خودمان را نقض کنیم. دست کشیدن از عقیده مان، نوعی تحقیر و توهین نسبت به خودمان است.
بنا بر این هر اتفاق یا دانشی که با عقیده بشر همخوانی ندارد را مثل کتاب های نخوانده شده، در قفسه های مجزای مغزش می چیند به امید اینکه روزی به آنها برگردد.
تحقیقات دکتر گیلبرت نشان داده است مغز بشر نمی تواند همه اطلاعات و دلایل متفاوت برای اتفاقات روزانه را مورد بازبینی و دقت قرار دهد. برایش راحت تر است آنچه که به ایده و نگاه اصلی اش نزدیک است را بپذیرد و بررسی صحت و سقم بقیه را به اینده موکول کند.
بشر در ضمن همیشه به تعصبات مختلف اجازه دخل و تصرف می دهد. یکی از آنها « تعصب تایید» است. به این معنی که همواره دنبال اطلاعات یا الگوهایی می گردد که اعتقاد و باور اولیه اش را تایید کند.
وقتی با یک نفر برای اولین بار ملاقات می کنیم و او اخمالو ظاهر شود ذهن ما سریع تصمیمش را در باره وی می گیرد. باور می کنیم که طرف مثلا غرغرو است. او حتی اگر در ملاقات بعدی، رفتار مطبوع از خود بروز دهد ما قضاوت اولیه مان را ثابت نگه می داریم.
با این وجود، ما انسانها مدام تغییر می کنیم و به مرور بخش بزرگی از تشخیص و اعتقادمان را که در دوران کودکی، نوجوانی و حتی جوانی به دست آورده ایم عوض می کنیم.
اگر می خواهیم در طی زندگی کمتر اذیت شویم و تطبیق بهتری فراهم کنیم باید شجاعتر باشیم و مدام باورهای خودمان را به زیر سوال ببریم. صحیح و به روز بودن، کار بسیار مشکلی است اما می ارزد.
@sciencemodern2♻️
سایت مرد روز
https://humanparts.medium.com/believing-is-easy-being-correct-is-difficult-6047da88225b
😑🙄🤢🙈🙊🙉
هیچ انسانی با یک ایده یا ایمان به دنیا نمی آید ولی اعتقاد به یک ایده و ایمان، اولین و آسانترین کاری است که انجام می دهد.
استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد دانیل گیلبرت معتقد است بشر موجود زودباوری است که به آسانی ایمان می آورد اما به سختی از ایده ایی که به راحتی پذیرفته است دفاع می کند.
ما وقتی به یک چیزی معتقد شدیم کمترین دلایل برای حفظ آن کافی است چون نمی خواهیم تشخیص خودمان را نقض کنیم. دست کشیدن از عقیده مان، نوعی تحقیر و توهین نسبت به خودمان است.
بنا بر این هر اتفاق یا دانشی که با عقیده بشر همخوانی ندارد را مثل کتاب های نخوانده شده، در قفسه های مجزای مغزش می چیند به امید اینکه روزی به آنها برگردد.
تحقیقات دکتر گیلبرت نشان داده است مغز بشر نمی تواند همه اطلاعات و دلایل متفاوت برای اتفاقات روزانه را مورد بازبینی و دقت قرار دهد. برایش راحت تر است آنچه که به ایده و نگاه اصلی اش نزدیک است را بپذیرد و بررسی صحت و سقم بقیه را به اینده موکول کند.
بشر در ضمن همیشه به تعصبات مختلف اجازه دخل و تصرف می دهد. یکی از آنها « تعصب تایید» است. به این معنی که همواره دنبال اطلاعات یا الگوهایی می گردد که اعتقاد و باور اولیه اش را تایید کند.
وقتی با یک نفر برای اولین بار ملاقات می کنیم و او اخمالو ظاهر شود ذهن ما سریع تصمیمش را در باره وی می گیرد. باور می کنیم که طرف مثلا غرغرو است. او حتی اگر در ملاقات بعدی، رفتار مطبوع از خود بروز دهد ما قضاوت اولیه مان را ثابت نگه می داریم.
با این وجود، ما انسانها مدام تغییر می کنیم و به مرور بخش بزرگی از تشخیص و اعتقادمان را که در دوران کودکی، نوجوانی و حتی جوانی به دست آورده ایم عوض می کنیم.
اگر می خواهیم در طی زندگی کمتر اذیت شویم و تطبیق بهتری فراهم کنیم باید شجاعتر باشیم و مدام باورهای خودمان را به زیر سوال ببریم. صحیح و به روز بودن، کار بسیار مشکلی است اما می ارزد.
@sciencemodern2♻️
سایت مرد روز
https://humanparts.medium.com/believing-is-easy-being-correct-is-difficult-6047da88225b
Medium
Believing Is Easy, but Being Correct Is Difficult
Our fast brains are gullible, and our slow brains can fix things up… when they get around to it
بسیاری از زوجها نمیدانند چرا سکس دارند
در طی سالها مشاوره زناشویی برای زنان و مردانی که از هم ناراضی هستند مدام می شنوم که مرد به همسرش می گوید « همه این سال ها انگار با یک جسد سکس داشتم. هیچوقت احساسی از خودت بروز ندادی» و زنها هم معمولا جواب می دهند « این همه سال تو فقط می خواستی سریع تموم بشی و من رو وسط زمین و آسمون رها کنی»
سکس خیلی از مردان شبیه رفع گشنگی در یک رستوران سرپایی است، می روند تا سریع سیر شوند. زنان هم معمولا اگر احساس عاطفی شان تحریک نشود سکس برای شان یک رفع تکلیف است.
میلیونها زن و مرد همه عمر با هم زندگی می کنند بدون اینکه اصلا بفهمند هر کدام شان از سکس چه می خواهند؟ آنها حتی از خیالات و تمناهای خودشان هم بی خبرند.
اغلب زوجها نمی دانند منظورشان از سکس چیست؟ آیا به دنبال همدلی و یکی شدن هستند؟
آیا سکس یک نوع فرار است؟ آیا می خواهند از طریق سکس به یک انسان دیگر تسلط یابند؟ آیا می خواهند خودشان را تسلیم کنند؟
انسان ها ولی ناخواسته می خواهند حس کنند خواستنی هستند. که بدن شان برای یک فرد دیگر مطبوع است. برای همین مردان و زنان باید در باره لذتی که قرار است به هم بدهند حرف بزنند. وقتی که در کنار هم لخت می شوند باید از لحاظ روحی نیز نسبت به هم عریان باشند.
سکس یک هدف نیست که به آن دست یابند. سکس یک لذت است که باید تجربه کنند. لذت هم، مدام می تواند تعریف بهتر و عمیقتری داشته باشد. ما انسانها صمیمانه و بدون خجالت باید برسیم به این حقیقت که سکس فقط یک مجموعه از حرکات و تماس جسمی نیست. سکس یعنی عشق ورزیدن.
مردان و زنان بهتر است مراحل خیلی انسانی تری از لذت را تجربه کنند ما باید بدانیم حیوانات برای زاد و ولد سکس دارند. ما انسانها برای عشق و مهربانی و لذت، سکس داریم. فقط در این صورت است که سکس از گناه و شرم فاصله می گیرد
https://generalhealthmagazine.com/2017/10/17/the-best-way-to-raise-your-erotic-iq/
سایت مرد روز
@sciencemodern2
در طی سالها مشاوره زناشویی برای زنان و مردانی که از هم ناراضی هستند مدام می شنوم که مرد به همسرش می گوید « همه این سال ها انگار با یک جسد سکس داشتم. هیچوقت احساسی از خودت بروز ندادی» و زنها هم معمولا جواب می دهند « این همه سال تو فقط می خواستی سریع تموم بشی و من رو وسط زمین و آسمون رها کنی»
سکس خیلی از مردان شبیه رفع گشنگی در یک رستوران سرپایی است، می روند تا سریع سیر شوند. زنان هم معمولا اگر احساس عاطفی شان تحریک نشود سکس برای شان یک رفع تکلیف است.
میلیونها زن و مرد همه عمر با هم زندگی می کنند بدون اینکه اصلا بفهمند هر کدام شان از سکس چه می خواهند؟ آنها حتی از خیالات و تمناهای خودشان هم بی خبرند.
اغلب زوجها نمی دانند منظورشان از سکس چیست؟ آیا به دنبال همدلی و یکی شدن هستند؟
آیا سکس یک نوع فرار است؟ آیا می خواهند از طریق سکس به یک انسان دیگر تسلط یابند؟ آیا می خواهند خودشان را تسلیم کنند؟
انسان ها ولی ناخواسته می خواهند حس کنند خواستنی هستند. که بدن شان برای یک فرد دیگر مطبوع است. برای همین مردان و زنان باید در باره لذتی که قرار است به هم بدهند حرف بزنند. وقتی که در کنار هم لخت می شوند باید از لحاظ روحی نیز نسبت به هم عریان باشند.
سکس یک هدف نیست که به آن دست یابند. سکس یک لذت است که باید تجربه کنند. لذت هم، مدام می تواند تعریف بهتر و عمیقتری داشته باشد. ما انسانها صمیمانه و بدون خجالت باید برسیم به این حقیقت که سکس فقط یک مجموعه از حرکات و تماس جسمی نیست. سکس یعنی عشق ورزیدن.
مردان و زنان بهتر است مراحل خیلی انسانی تری از لذت را تجربه کنند ما باید بدانیم حیوانات برای زاد و ولد سکس دارند. ما انسانها برای عشق و مهربانی و لذت، سکس داریم. فقط در این صورت است که سکس از گناه و شرم فاصله می گیرد
https://generalhealthmagazine.com/2017/10/17/the-best-way-to-raise-your-erotic-iq/
سایت مرد روز
@sciencemodern2
General Health Magazine
The Best Way to Raise Your Erotic IQ
“To think that men are physical creatures and women are psychological creatures is a joke,”.
شناسایی سیاهچالهها با امواج گرانشی
اخترشناسی در پنج سال گذشته با انقلاب عظیمی همراه بوده است، چرا که دانشمندان از شکافهای موجود در تار و پود فضازمان که امواج گرانشی نام دارند برای کشف اسرار سیاهچالهها استفاده کردند؛ دنیای سیاهچالهها تا پیش از این ناشناخته باقی مانده بود.
امواج گرانشی زمانی ایجاد میشوند که دو سیاهچاله در رویدادی پرمخاطره حجم قابل توجهی انرژی آزاد میکنند. تا به امروز، سرنخهای اندکی دربارۀ دلایل و چگونگی ادغام سیاهچالهها وجود داشت به تازگی محققان پروژههای لایگو و ویرگو از یک سری اکتشاف خبر دادند که نخستین شواهد از منشاء ادغام سیاهچالهها را ارائه میکند محققان دانشگاه موناش نقش بیبدیلی در پیشبرد این تحقیق داشتندشانیکا گالودیج دانشجوی دکتری دانشکده فیزیک و اخترشناسی دانشگاه موناش خاطرنشان کردما از کشف ۴۴ ادغام سیاهچاله خبر دادیم یعنی افزایشی بیش از چهار برابریِ تعداد سیگنالهای امواج گرانشی که پیشتر شناخته شده بود. اگر تعداد سیاهچالههای بیشتری برای مطالعه داشته باشیم، میتوانیم به پرسشهای عمیقتری دربارۀ نحوه ادغام این منظومههای سیاهچالهای پاسخ دهیم
یکی از کلیدیترین سرنخها از اسپین یا چرخش سیاهچالهها به دست میآید. جهت چرخش سیاهچاله بر سیگنال امواج گرانشی تاثیر میگذارد دکتر کوام تالبوت نویسنده مقاله از دانشکده فیزیک و اخترشناسی دانشگاه موناش گفت دو نظریه برای ادغام سیاهچالهها ارائه شده است. گاهی، جفت ستارهها به ایجاد جفت سیاهچالههایی میپردازند که ادغام شده و شکافهایی در فضا-زمان موسوم به امواج گرانشی ایجاد میکنند. همچنین دو سیاهچاله میتوانند به یکدیگر برخورد کنند.
پروفسور اریک تران از دانشگاه موناش بیان کردبه نظر میرسد سیاهچالهها با راههای مختلفی با هم ادغام میشوند. برخی سیاهچالههای دوتایی از جفت ستارهها پدید میآیند و برخی دیگر قبل از اینکه شریکی برای ادغام پیدا کنند، در کیهان پرسه میزننددر هر صورت حجم قابل ملاحظهای از انرژی در امواج گرانشی آزاد میشود
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://news.mit.edu/2020/black-hole-merger-origin-0902?hcb=1
@sciencemodern2
اخترشناسی در پنج سال گذشته با انقلاب عظیمی همراه بوده است، چرا که دانشمندان از شکافهای موجود در تار و پود فضازمان که امواج گرانشی نام دارند برای کشف اسرار سیاهچالهها استفاده کردند؛ دنیای سیاهچالهها تا پیش از این ناشناخته باقی مانده بود.
امواج گرانشی زمانی ایجاد میشوند که دو سیاهچاله در رویدادی پرمخاطره حجم قابل توجهی انرژی آزاد میکنند. تا به امروز، سرنخهای اندکی دربارۀ دلایل و چگونگی ادغام سیاهچالهها وجود داشت به تازگی محققان پروژههای لایگو و ویرگو از یک سری اکتشاف خبر دادند که نخستین شواهد از منشاء ادغام سیاهچالهها را ارائه میکند محققان دانشگاه موناش نقش بیبدیلی در پیشبرد این تحقیق داشتندشانیکا گالودیج دانشجوی دکتری دانشکده فیزیک و اخترشناسی دانشگاه موناش خاطرنشان کردما از کشف ۴۴ ادغام سیاهچاله خبر دادیم یعنی افزایشی بیش از چهار برابریِ تعداد سیگنالهای امواج گرانشی که پیشتر شناخته شده بود. اگر تعداد سیاهچالههای بیشتری برای مطالعه داشته باشیم، میتوانیم به پرسشهای عمیقتری دربارۀ نحوه ادغام این منظومههای سیاهچالهای پاسخ دهیم
یکی از کلیدیترین سرنخها از اسپین یا چرخش سیاهچالهها به دست میآید. جهت چرخش سیاهچاله بر سیگنال امواج گرانشی تاثیر میگذارد دکتر کوام تالبوت نویسنده مقاله از دانشکده فیزیک و اخترشناسی دانشگاه موناش گفت دو نظریه برای ادغام سیاهچالهها ارائه شده است. گاهی، جفت ستارهها به ایجاد جفت سیاهچالههایی میپردازند که ادغام شده و شکافهایی در فضا-زمان موسوم به امواج گرانشی ایجاد میکنند. همچنین دو سیاهچاله میتوانند به یکدیگر برخورد کنند.
پروفسور اریک تران از دانشگاه موناش بیان کردبه نظر میرسد سیاهچالهها با راههای مختلفی با هم ادغام میشوند. برخی سیاهچالههای دوتایی از جفت ستارهها پدید میآیند و برخی دیگر قبل از اینکه شریکی برای ادغام پیدا کنند، در کیهان پرسه میزننددر هر صورت حجم قابل ملاحظهای از انرژی در امواج گرانشی آزاد میشود
#گـرداوری_آریــوس_راد
https://news.mit.edu/2020/black-hole-merger-origin-0902?hcb=1
@sciencemodern2
MIT News | Massachusetts Institute of Technology
An unexpected origin story for a lopsided black hole merger
A lopsided merger of two black holes may have an oddball origin story, according to a new study by researchers at MIT and elsewhere. The event, known as GW190412, was detected by LIGO and its Italian counterpart, Virgo, and represents the first detection…