Modern Science
984 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
ناحیه تشریح شده از اجساد انسانی، جمع زیادی از بافت غده که اکثرا مخاطی را نشان داد ، با چندین دهانه از مجرای تقلیل ماکروسکوپی قابل مشاهده در دیواره dorsolateral pharyngeal (شکل 2).
غده در ابتدا روی torus tubarius ، ساختار تشریحی تشکیل شده توسط cartilage که ورودی entrance of the auditory tube را پشتیبانی می کند ، پوشانده شده.
این غده از راه caudally به دیواره pharyngeal و از ناحیه جمجمه تا حفره روزنمولر گسترش می یابد.
سلول های غده تقریباً 100٪ بیان سیتوپلاسمی PSMA را با رجحان مجرا ، قابل مقایسه با جنبه مخاطی و جذب PSMA-لیگاند غدد بزاقی جزئی در کام (شکل 3 ، شکل 1 در ماده الحاقی) نشان دادند.
هیچ بیان آمیلازی در سلول های مرتبط با غده وجود ندارد که مطابق با تعداد بسیار کمی از آکینی سروز ، مشابه غدد زیر زبانی باشد.
بازسازی های بافت شناسی سه بعدی توزیع آناتومیکی بافت غده ای و مجاری تخلیه را نشان می دهد (شکل 4 ؛ شکلی که در ارتباط با 3D-PDF و همراه شکل 2 ).
تصاویر MRI از یک داوطلب سالم نشان داد که یک ساختار بافت ظریف با شدت سیگنال پایین تر در توالی T2 ، سازگار با بافت غده ای ، در محل مورد انتظار غده توباریال در طرف میانی توتوس توباریوس مشخص شده است (شکل 3 در ماده مکمل) )نقاط کوچک T2 شدیدی در این ساختار بافتی وجود دارد که ممکن است شامل منافذ مجرای ماکروسکوپی دیده شده در جسد ها و بازسازی بافت شناسی سه بعدی باشد.


نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)


@Sciencemodern2

https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0167814020308094
Fig. 2


نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)

@Sciencemodern2
شکل 5. ارزیابی توسط رادیوتراپی از ناحیه توروس توباریوس با غده پوشاننده.
ارزیابی دوز رادیوتراپی به غدد تازه کشف شده بر روی torus tubarius
:Axial CT-slice
با توزیع دوز تشعشع ;i قبلا تعیین شده به عنوان color-wash (چپ) و MR-slice (راست ، 3-تسلا ، T2-dixon با گادولینیوم) از یک بیمار 53 ساله که تحت رادیوتراپی برای cT3N1M0 سرطان oropharyngeal قرار گرفت.


نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)

@Sciencemodern2

https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0167814020308094
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محققین متوجه شدند یک نوع سوسک در آمریکای شمالی با نام "سوسک زره پوش شیطانی" میتونه فشاری معادل 3900 برابر وزن خودش رو تحمل میکنه و هیچیش نشه!

بذارید واضح تر بگم اگر یک آدم 70 کیلویی خاصیت این سوسک رو داشته باشه، می‌تونه در مقابل فشار حاصل از وزن 25 وال آبی یا 16 هواپیمای بوینگ 747 یا 3000 عدد پراید مقاومت کنه و آخ نگه!

#اریوس_راد


@Sciencemodern2


محققان دانشگاه کالیفرنیا ، سانفرانسیسکو (UCSF) جهش ژنی در مگس های میوه را کشف کرده اند که حساسیت به الکل را تغییر می دهد.
این یافته ها ، که در شماره 6 اکتبردر مجله Cell گزارش شده است ، ممکن است پیامدهایی برای مطالعات انسانی داشته باشد که به دنبال درک تفاوت های ذاتی در تحمل افراد نسبت به الکل را توضیح دهد.

@Sciencemodern2
این تحقیق توسط انستیتوی ملی سو مصرف الکل و اعتیاد به الکل (NIAAA) و انستیتوی ملی سو مصرف مواد مخدر (NIDA) موسسه ملی بهداشت (NIH) ، بخشی از وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده پشتیبانی شد.

این مطالعه توسط آدریان روتنفلو ، دکترای پزشکی و همکارانش در آزمایشگاه Ulrike Heberlein ، Ph.D. ، در UCSF و با همکاری محققان کلینیک و مرکز تحقیقات ارنست گالو گردآوری شده است.
دانشمندان رفتار مگس های میوه ای (دروزوفیلا) را که در معرض الکل قرار گرفتند بررسی کردند.
به طور معمول ، در دوزهای کم الکل مگس میوه فعالیت آنها را افزایش می دهد ، در حالی که دوزهای بالا اثر آرام بخشی تری دارند.
با این حال ، محققان دریافتند برخی از مگس های میوه در برابر آرام بخشی بودن الکل مقاومت بیشتری دارند.
این مگس ها نسبت به مگس های میوه ای معمولی که در معرض همان مقدار الکل قرار داشتند ، به حرکت خود ادامه دادند.
متعاقباً دانشمندان تفاوتهای کلیدی را در یک ژن خاص مرتبط با این رفتار شناسایی کردند.
این جهش همچنین حساسیت مگس ها به کوکائین و نیکوتین را نیز تغییر داد.
از آنجا که این نوع ژن بر پاسخ رفتاری به سومصرف مواد تأثیر می گذارد ، محققان آن را خرگوش سفید لقب دادند - اشاره به عنوان آهنگ دهه 1960 درباره تغییرات ناشی از دارو.
مدیر NIAAA ، تینگ-کای لی ، MD ، گفت: "این مطالعه مسیرهای کلیدی مولکولی و فعل و انفعالات ژنی را کنترل می کند که درنهایت حساسیت به الکل را تحت نظارت قرار می دهد.
" به بینش معتادان الکلی در مورد حساسیت یا تحمل حاد ، مهم است زیرا می دانیم افرادی که حساسیت کمتری به تأثیر الکل دارند ، در معرض خطر بیشتری برای وابستگی به الکل هستند. "محققان مگس های میوه را در معرض بخار الکل قرار داده و رفتار و الگوهای حرکتی آنها را با ابزارحساس ردیابی و کنترل کردند.
آنها مگس هایی را که حساسیت کمتری به اثرات آرام بخشی الکل داشتند جدا کردند. دانشمندان با تولید جمعیت بعدی مگس های جهش یافته ، جهش ژنتیکی خاص را شناسایی کردند.
محققان همچنین نشان دادند که جهش خرگوش سفید عملکرد ژن RhoGAP18B را مختل می کند.
آنها همچنین تعدادی از انواع ژن RhoGAP18B را جدا کردند ، که هر یک از آنها تأثیر متفاوتی در پاسخ به الکل داشتند.
محققان با دستکاری از این انواع ژنتیکی ، مگس هایی با حساسیت بیشتر و کمتر به اثرات آرامبخش و تحریک کننده الکل تولید کردند.
تیم تحقیق همچنین توضیح داد که پروتئین های سیگنالینگ کد شده توسط انواع ژن RhoGAP18B نقش مهمی در سازماندهی مجدد اجزای سیستم عصبی مرکزی مگس میوه بالغ دارند ، که به نوبه خود بر رفتار مگس تأثیر می گذارد.
دکتر Rothenfluh گفت که تیم تحقیق نتیجه گرفتند ژن RhoGAP18B از نزدیک در تنظیم پاسخ های رفتاری در معرض الکل نقش دارد.
این یافته ها برای محققانی که به دنبال ژن ها و مسیرهای مولکولی مربوطه در سایر مدل های حیوانی و انسان هستند ، پیامدهایی را دارد.Antonio Noronha، Ph.D ، مدیر بخش علوم اعصاب و رفتار NIAAA ، گفت ، "اگر بتوانیم تفاوت های ژنتیکی مشابه و واکنش های عصبی رفتاری را که زمینه ساز تحمل حاد در انسان است ،را توصیف کنیم ، این می تواند اهداف جدیدی را برای توسعه داروها برای درمان وابستگی به الکل فراهم کند. "

نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)


@Sciencemodern2

https://www.nih.gov/news-events/news-releases/fruit-fly-study-identifies-gene-mutation-regulates-sensitivity-alcohol
توییت عرفان کسرایی پژوهشگر حوزه فلسفه علم
شبیه‌سازی ماده تاریک
آیا جهان ما پر از سکنه است ممکن است دراین نقشۀ ماده تاریک اینگونه به نظر برسد گرانش ماده تاریک نامرئی می‌تواند توضیح دهد که کهکشان‌ها چگونه به سرعت می‌چرخند چرا کهکشان‌ها به سرعت درمدارخوشه‌ها قرار می‌گیرندچرا عدسی‌های گرانشی نوررا به شدت منحرف می‌کنند و چرا مادۀ مرئی به یک اندازه در جهان محلی و کیهانی و در پس زمینه مایکروویو کیهانی توزیع شده است
این تصویر برجسته یک نمونه از مواردی است که نشان می‌دهد چگونه ماده تاریک اجزای کیهان مارااحاطه کرده است در این فریم از یک شبیه‌سازی دقیق رایانه‌ای رشته‌های پیچیدۀ ماده تاریک که با رنگ سیاه نشان داده شده‌اندمانند تار عنکبوت در جهان پراکنده‌انددر حالی که توده‌های نسبتاً کمیاب مادۀ باریونی آشنا به رنگ نارنجی دیده می‌شونداین شبیه‌سازی‌ها مطابقت آماری خوبی با مشاهدات نجومی دارند. در اتفاقی ترسناک‌تر دیگر تصور نمی‌شود که ماده تاریک گرچه کاملاً عجیب و به شکلی ناشناخته است عجیب‌ترین منبع گرانش جهان است این افتخار اکنون نصیب انرژی تاریک شده است یعنی منبع یکدست‌تری از دافعۀ گرانشی که اکنون به نظر می‌رسد بر انبساط کل کیهان تسلط دارد
@Sciencemodern2
سفر به مریخ فقط 3 ماه

موتور ساخت ناسا با سوخت هسته‌ای می‌تواند انسان را در عرض 3 ماه به مریخ برساند.
قرار است ناسا 2030 اولین انسان را به سیاره سرخ بفرستد.
مریخ 40 میلیون مایل دورتر از زمین بوده و 7 ماه طول می‌کشد تا به آنجا برسیم اما کمپانی Ultra Safe Nuclear Technologies در سیاتل وعده داده تا با موتور جدید هسته‌ای این سفر را تا 3 ماه تقلیل دهد.


#گـرداوری_آریــوس_راد

https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-8881673/Nuclear-engine-designed-NASA-transport-humans-Mars-just-three-months.html?ito=social-twitter_mailonline

@Sciencemodern2
🕷بعضی از عنکبوتها به راحتی می توانند ظاهر و رفتار مورچه ها را تقلید کنند.
تقلید(mimic) یک رفتار تکاملی است که در بعضی جانوران دیده می‌شود
این سرده از عنکبوت‌ با تقلید از مورچه ها به لانه ی آن ها نفوذ کرده واز غذای مورچه ها تغذیه میکنند. جالب این جا است که در بعضی موارد خود مورچه ها هم طعمه عنکبوت می شوند.
گونه هایی که رفتار مورچه ها را تقلید می کنند در طبیعت بسیار گسترده هستند اما به اندازه کافی مورد مطالعه قرار نگرفته اند.
عنکبوت نوعی بند پا است و داری هشت عدد پا می باشد, اما مورچه نوعی حشره است و نتیجتا دارای شش پا است. عنکبوت دارای رفتار میمیک, برای اینکه بتواند بیشتر شبیه مورچه ها عمل کند دو عدد پای جلویش را بالا می‌آورد که شبیه شاخک مورچه به نظر برسد, علاوه بر آن, این نوع عنکبوت فورمون های مورچه را نیز تقلید می کند که در لانه مورچه ها به عنوان یک مورچه پذیرفته شود.


Scienc


@Sciencemodern2
تصویر یک عملکرد دست در افراد به طور معمول رشد یافته، و یک عملکرد پا در افراد مبتلا به دیسپلازی.
شبکه ای که در نواحی پیشانی و جداری ، که به رنگ نارنجی زرد نشان داده شده است ، بدون در نظر گرفتن عملکرد قسمت بدن ، نوع عمل خاصی را ترجیح یا انتخاب می کند
نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)
@Sciencemodern2

https://neurosciencenews.com/grasping-motor-function-17220/

@Sciencemodern2

دانشمندان علوم مغز و اعصاب مرکز پزشکی دانشگاه جورج تاون گزارش کردند ، افراد متولد شده بدون اندام فوقانی که از پاهای خود برای رسیدن به یک وسیله استفاده می کنند همان ناحیه ای را در مغز درگیر می کنند که افراد دارای دست از آن برای رسیدن به چیزی استفاده می کنند.
محقق ارشد این مطالعه ، استادیار الا استریم-آمیت ، دکترای تحقیقات ، وی گفت ، این یافته که در 26 اکتبر 2020 در PNAS منتشر شده است ، دانش اساسی سازمان و عملکرد مغز را پیشرفت می دهد و پیشرفت بالینی بالقوه ای از جمله بهبود پروتزهای اندام را ارائه می دهد. آزمایشگاه حسی و پلاستسیتی حرکتی در گروه علوم اعصاب در جورج تاون مطالعه جدید نشان می دهد که مغز دستورات حرکتی را نه تنها از طریق کنترل انقباضات تنظیم شده عضلانی ، بلکه از طریق مناطق حرکتی سطح بالاتر که نقشی برای انجام عملکردهای حرکتی پیچیده تر مانند رسیدن و گرفتن ، به چیزی مهم مرتبط با انگشتان را پردازش می کند. یا از انگشتان پا استفاده می شود.شواهد این مناطق ، که برای انجلام نقشی و برای اقدامات دقیق تنظیم شده ارائه می دهند ، از مطالعه دو گروه حاصل شده است.
یک نفر شامل چهار فرد مبتلا به دیسپلازی بود (افرادی که بدون بازو و دست متولد شده اند) با استفاده از انگشتان پا خود را به یک وسیله می رسانند یا می گیرند.
دیگریکه گروه کنترل داوطلبانی است که ابتدا از دستان خود استفاده کرده و سپس از انگشتان پا برای رسیدن و گرفتن آن استفاده می کنند.
در تمام این شرایط مختلف ، شرکت کنندگان همان مناطق مغزی را که برای عمل دستیابی انتخاب شده اند ، فعال کردند ، همراه با قشر حرکتی اولیه که عضلات دست و پا را کنترل می کند."این مطالعه نشان می دهد که برخی مناطق در سیستم حرکتی برای محاسبه یک عمل یا کار پیچیده مانند رسیدن و درک توسعه می یابند و این اقدامات به تجربه حرکتی فرد بستگی ندارد. بنابراین استفاده از بازو یا پا برای رسیدن به یک مورد ، همان مناطق را در اسکن fMRI روشن می کند. ""این انتزاعی تر از روشی است که مغز تنظیم دقیق، خم شدن یک قسمت خاص از بدن ، مانند یک اندام را کنترل می کند.
به عنوان مثال کنترل دقیق بازو مربوط به یک منطقه در سیستم عصبی مرکزی و کنترل پا مربوط به ناحیه دیگری است.

مطالعات گذشته نشان داد که قشر بینایی و شنیداری مرتبه با مهارت های بالا ، صرف نظر از حالت حسی ، وظایف خاصی را انجام می دهد.
به عنوان مثال ، یک منطقه بینایی ارتباطی برای حروف انتخاب می شود ، چه از نظر بصری در کنترل های معمولی ارائه می شود یا چه از طریق بریل(الفبا مخصوص نابینایان) یا یک وسیله جایگزینی حسی برای افراد نابینا مادرزادی.
در مناطق شناختی بالاتر در منطقه شنیداری و ریتم ناحیه گیجگاهی هردو درهنگام کنترل با توالی شنوایی ارائه شده یا افراد ناشنوا مادرزادی با توالی بصری ارائه شده ، ریتم های گیجگاهی را پردازش می کنند.
استریم-آمیت می گوید: "به همین ترتیب ، در مطالعه ما ، مناطق حرکتی، بدون توجه به قسمت خاصی از بدن ، از نظر نوع عمل انتخاب می شوند.""اشتراک در مناطق دیداری ، شنوایی و حرکتی جز مهارت های بالاتر این است که به نظر می رسد بر اساس عملکرد و مستقل از پارامترهای خاص حسی-حرکتی به هم دیگر مرتب شده هستند."
@Sciencemodern2

نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)

https://neurosciencenews.com/grasping-motor-function-17220/
از لحاظ ریاضیاتی سفر در زمان بدون پارادوکس ممکن است


بر اساس تحقیقات جدیدی که در دانشگاه کوئینزلند انجام شده، سفر در زمان با اراده آزاد و بدون پارادوکس از لحاظ منطقی امکان‌پذیر است.
جرمِین توبار دانشجوی رشته ریاضیات و فیزیک دانشگاه کوئینزلند، در این باره گفت دینامیک کلاسیک می‌گوید اگر شما حالت یک سامانه در یک زمان خاص را بشناسید، می‌توانید تاریخچهٔ کامل آن سامانه را بدانیداین مسئله کاربردهای گسترده‌ای دارداز ارسال موشک به سیارات دیگر تا مدلسازی جریان مایعات.
این محقق افزودبرای مثال اگر من موقعیت و سرعت فعلی یک جسم ِ در حال سقوط به وسیلهٔ نیروی گرانش را بدانم می‌توانم محل آن در هر زمان را محاسبه کنم اگرچه نظریه نسبیت عام اینشتین وجود حلقه‌های زمانی یا سفر در زمان را پیش‌بینی می‌کند که در آن یک رویداد می‌تواند همزمان در گذشته و آیندهٔ خود باشد و از لحاظ نظری مطالعات دینامیک را وارون می‌سازد

نظریهٔ یکپارچه‌ای که بتواند وجود همزمان دینامیک کلاسیک با نسبیت عام اینشتین را ممکن سازد، می‌توان اسب تک شاخ علم فیزیک دانست توبار اضافه کرداما علم امروزی می‌گوید این دو نظریه نمی‌توانند همزمان درست باشندبه عنوان فیزیکدان، ما می‌خواهیم اساسی‌ترین قوانین کیهان را بفهمیم سال‌ها من در این فکرم چگونه علم دینامیک می‌تواند با پیش بینی‌های اینشتین سازگار شود به این مسئله فکر می‌کردم: آیا سفر در زمان از لحاظ ریاضیاتی ممکن است
توبار و همکار او، دکتر فابیو کاستا از مرکز سامانه‌های مهندسی شدهٔ کوانتومی در دانشکدهٔ ریاضیات و فیزیک دانشگاه کوئینزلند راهی برای به توان رساندن اعداد یافتندمحاسبات آن‌ها می‌تواند نتایج شگفت انگیزی برای علم داشته باشد.

دکتر کاستا در این باره گفت محاسبات ریاضیاتی درست هستند نتایج آنها نیز خوراک فیلم‌های علمیتخیلی است فرض کنید در زمان سفر کنید تا اولین فردی که در دنیا به کرونا مبتلا شد را از قرار گرفتن در معرض این ویروس نجات دهید. از سویی اگر شما آن فرد را از مبتلا شدن به ویروس نجات دهید دیگر انگیزه‌ای برای رفتن به آن زمان برای جلوگیری از ابتلای آن فرد به ویروس نخواهید داشت این یک پارادوکس است یک ناهماهنگی؛ و اغلب اوقات افراد را به این فکر وا می‌دارد که سفر در زمان در جهان هستی غیرممکن است. یعنی شما می‌توانید در زمان سفر کنید اما نمی‌توانید کاری انجام دهید که باعث ایجاد پارادوکس شود.

با این وجود محققان ادعا می‌کنند تحقیق‌شان نشان می‌دهد رویدادها را می‌توان به طور منطقی طوری تغییر داد که با هر عملی که مسافر زمان انجام می‌دهد، سازگاری داشته باشد. این پژوهش به بررسی تاثیر فرایندهای قطعی و غیرتصادفی روی چندین منطقه دلخواه در فضازمان می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه منحنی زمانی بسته، مانند آنچه اینشتین پیش‌بینی کرده بود می‌تواند با قوانین اراده آزاد و فیزیکی کلاسیک مطابقت داشته باشد.

پژوهش این محققان نشان می‌دهد لزومی ندارد حتماً یکی از این دو حالت برای ایجاد پارادوکس سفر در زمان اتفاق بیافتد. در نتیجه این امکان برای رویدادهایی وجود دارد که بتوانند خود را به گونه‌ای با شرایط منطبق کنند تا از لحاظ منطقی با هرگونه عملی که مسافر زمان انجام می‌دهد، سازگار باشند. محاسبات ریاضیاتی این دو محقق نشان می‌دهد سفر در زمان به طور منطقی و بدون پارادوکس در جهان، امکان‌پذیر است این تحقیقات در مجلهٔ Classical and Quantum Gravity منتشر شده است.


#گـرداوری_آریــوس_راد

https://iopscience.iop.org/article/10.1088/1361-6382/aba4bc

@Sciencemodern2
گالاکتوزمی نوعی اختلال است که بر چگونگی فرآیند قند ساده بدن به نام گالاکتوز در بدن تأثیر می گذارد.
@Sciencemodern2

مقدار کمی گالاکتوز در بسیاری از غذاها وجود دارد.
این ماده در درجه اول بخشی از قند بزرگتری به نام لاکتوز است که در تمام محصولات لبنی و بسیاری از شیر خشک ها یافت می شود.
علائم و نشانه های گالاکتوزمی ناشی از عدم توانایی استفاده از گالاکتوز برای تولید انرژی است.
محققان انواع مختلفی از گالاکتوزمی را شناسایی کرده اند.
این شرایط هر کدام در اثر جهش در یک ژن خاص ایجاد می شوند و روی آنزیم های مختلفی که در تجزیه گالاکتوز نقش دارند تأثیر می گذارند.
گالاکتوزمی کلاسیک ، که به عنوان نوع I نیز شناخته می شود ، شایع ترین و شدیدترین شکل این بیماری است.
اگر نوزادان مبتلا به گالاکتوزمی کلاسیک به سرعت با رژیم کم گالاکتوز درمان نشوند ، تحولات تهدید کننده زندگی طی چند روز پس از تولد ظاهر می شود.
نوزادان مبتلا به طور معمول دچار مشکلات تغذیه ای ، کمبود انرژی (بی حالی) ، عدم افزایش وزن و رشد مطابق انتظار (عدم رشد) ، زردی پوست و سفیدی چشم (زردی) ، آسیب کبدی و خونریزی غیرطبیعی می شوند.
سایر عوارض جدی این بیماری می تواند شامل عفونت های ویروسی باکتریایی (سپسیس) و شوک باشد.
کودکان مبتلا همچنین در معرض خطر افزایش تاخیر رشد ، کدر شدن عدسی چشم (آب مروارید) ، مشکلات گفتاری و ناتوانی ذهنی هستند.
زنان مبتلا به گالاکتوزمی کلاسیک ممکن است دچار مشکلات تولیدمثلی ناشی از از دست دادن زود هنگام عملکرد تخمدان ها (نارسایی زودرس تخمدان) شوند.

گالاکتوزمی نوع II (کمبود گالاکتوکیناز نیز نامیده می شود) و نوع III (کمبود گالاکتوز اپیمراز نیز نامیده می شود) الگوهای مختلفی از علائم و نشانه ها را ایجاد می کند.
گالاکتوزمی نوع II مشکلات پزشکی کمتری نسبت به نوع کلاسیک ایجاد می کند.
نوزادان مبتلا به آب مروارید مبتلا می شوند اما در غیر این صورت عوارض طولانی مدت کمی را تجربه می کنند.
علائم و نشانه های گالاکتوزمی نوع III از خفیف تا شدید متفاوت است و می تواند شامل آب مروارید ، تأخیر در رشد و نمو ، ناتوانی ذهنی ، بیماری کبدی و مشکلات کلیوی باشد.

جهش در ژن های GALT ، GALK1 و GALE باعث گالاکتوزمی می شود. این ژن ها دستورالعمل هایی برای ساخت آنزیم هایی فراهم می کنند که برای پردازش گالاکتوز حاصل از رژیم غذایی ضروری هستند.
این آنزیم ها گالاکتوز را به قند ساده دیگر ، گلوکز و مولکول های دیگر تجزیه می کنند که بدن می تواند آنها را ذخیره کند یا از آنها استفاده کند.

جهش در ژن GALT باعث گالاکتوزمی کلاسیک (نوع I) می شود.
بیشتر این تغییرات ژنتیکی تقریباً فعالیت آنزیم تولید شده از ژن GALT را از بین می برد و از پردازش طبیعی گالاکتوز جلوگیری می کند و در نتیجه علائم و نشانه های تهدید کننده زندگی این اختلال ایجاد می شود. یکی دیگر از جهش های ژنی GALT ، معروف به اصلاح Duarte ، فعالیت آنزیم را کاهش می دهد اما از بین نمی برد.
افراد مبتلا به Duarte دارای ویژگی های بسیار ملایم تری از گالاکتوزمی هستند.

گالاکتوزمی نوع II ناشی از جهش در ژن GALK1 است ، در حالی که جهش در ژن GALE زمینه ساز گالاکتوزمی نوع III است. همانند آنزیم تولید شده از ژن GALT ، آنزیم های ساخته شده از ژن های GALK1 و GALE نیز در پردازش گالاکتوز نقش مهمی دارند. کمبود هر یک از این آنزیم های مهم باعث می شود که گالاکتوز و ترکیبات مربوطه در بدن به میزان سمی برسند.
تجمع این مواد به بافت ها و اندام ها آسیب می رساند و منجر به ویژگی های مشخصه گالاکتوزمی می شود.

نویسنده و گردآورنده: دکتر امیر حراجی رزیدنت جراح مغزواعصاب(علوم پزشکی تهران)

@Sciencemodern2


Medlineplus
برگرفته از کانال
بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیار
مهر


تحقیقی در رابطه با تاثیر تغییرات اقلیمی کلان بر انقراض گونه های مختلف انسان ریخت
هفته گذشته در نشریه One Earth (cellpress)  گروهی از دانشمندان از موسسه ها و دانشگاههای مختلف به ویژه موسسات ایتالیایی مقاله ای تحقیقی در رابطه با تاثیر تغییرات اقلیمی کلان بر انقراض گونه های مختلف انسان ریختی را منتشر کرده اند. مقاله با این پرسش شروع می شود که با توجه به اینکه حداقل در محدوده زمانی اواخر دوره زمین شناسی پلیوسن تا اواخر پلیستوسن شش گونه ی انسان ریخت شامل هومو هابیلیس (H. habilis)، هومو ارگستر (H. ergaster)، هومو ارکتوس (H. erectus)، هومو هایدلبرگنسیس (H. heidelbergensis)، نئاندرتال (H. neanderthalensis) و در نهایت هوموساپینس (H. sapeins) می زیسته اند که در این میان تنها آخری موفق به ادامه حیات شده و مابقی در دوره های مختلف منقرض شده اند، چرا؟ برای پاسخ گویی به این پرسش مهم آنها از بانک اطلاعاتی مربوط به بقایای سنگواره ای و باستانی 2754 محوطه به همراه مدل های اقلیمی در بازه زمانی که این گونه ها می زیسته اند استفاده کرده اند. در تحلیل ها مشخص شده است که کنامهای زیستی هر کدام از این گونه ها درست پیش از انقراض، دچار دستخوش جدی در اثر تغییرات اقلیمی شده است. در ادامه نویسندگان مطرح می کنند در مورد انقراض گونه خاص نئاندرتالها می بایست علاوه بر تاثیرات اقلیمی، رقابت آنها با انسان هومو ساپینس نیز دخیل بوده باشد. روش کار برای این تحقیق در ابتدا به اینگونه بوده است که یک مدل با رزولوشن 1000 ساله برای مدت پنج میلیون سال ساخته اند و سپس با استفاده از داده های باستانی (دست ابزار های سنگی) و بقایای سنگواره ای سعی گردید مناطق هسته ای که این گونه ها در آنجا ها متمرکز بوده اند را پیش بینی کنند. این بررسی ها نشان می دهد که پنج گونه ی منقرض شده پس از تغییرات اقلیمی تاثیر گذار جهانی از میان رفته اند. شاید نکته بسیار مهم این مقاله این باشد که گونه های مختلف حساسیت های متفاوتی نسبت به تغییرات اقلیمی از خود نشان می دهند، برای مثال در حالیکه برای نئاندرتالها تحت تاثیر تغییر اقلیمی کوتاه مدت، یعنی یک تا دو هزار سال بوده اند، در مورد هایدلبرگنسیس ها و هومو ارکتوس ها یک بازه زمانی تقریبی یکصد هزار ساله را شامل می شود. البته در این اندازه گیری ها تعداد داده های باستانی هر گونه در نتایج خالی از تاثیر نبوده است.
مقاله برا ی عموم در دسترس است و لینک آن در زیر می آید. امیدوارم از خواندن مقاله لذت ببرید
س.ح.گوران، موزه نئاندرتال    

@Sciencemodern2
      
https://www.cell.com/action/showPdf?pii=S2590-3322%2820%29304
شامپانزه‌های مسن دوستان واقعی خود را گزینش می‌کنند


نتایج یک مطالعه جدید روی شامپانزه‌ها نشان می‌دهد که آنها هرچه پیرتر می‌شوند، دوستان غیرواقعی خود را کنار می‌گذارند و حتی تمایل بیشتری به تنهایی سپری کردن اوقات خود دارند.
همه ما گزینشی رفتار می‌کنیم و به مرور زمان و با گذشت عمر، تصمیم می‌گیریم افراد کمتری در اطراف خود داشته باشیم اما خاطرات بهتر و معنادارتری برای خود بسازیم. این رفتار، به وضوح بخشی از مقوله رشد برای ما انسانها است. اما آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که آیا ما تنها گونه هستیم که چنین کاری انجام می دهیم؟ اکنون با یک مطالعه جدید مشخص شده است که یکی از نزدیک‌ترین اقوام زنده ما یعنی شامپانزه‌ها نیز همین رفتار را دارند.

یک تحقیق انجام شده روی شامپانزه‌ها شامل ۷۸ هزار ساعت مشاهدات بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۶ این موضوع را اثبات کرده است. ۲۱ شامپانزه نر در سنین ۱۵ تا ۵۸ سال در پارک ملی کیباله در اوگاندا تحت نظارت قرار گرفتند.

این تحقیق نشان داد که دوستی شامپانزه‌های جوان حدود ۱۵ ساله یک طرفه است، در حالی که به نظر می‌رسد قدیمی‌ترهاحدود ۴۰ ساله تعاملات متقابل بیشتری با دوستان خود دارند.

الکساندرا روساتی یکی از نویسندگان ارشد این مطالعه گفت: موضوع واقعاً جالب این است که ما دریافتیم که شامپانزه‌ها این الگوها را از خود نشان می‌دهند که آینه رفتار انسان است.

شامپانزه‌های مورد مطالعه در این تحقیق فقط نر بودند، چرا که شامپانزه‌های ماده پیوندهای اجتماعی قوی از خود نشان نمی‌دهند و در مقایسه با نرها تعاملات اجتماعی کمتری دارند.
علاوه بر این مشاهده شد که شامپانزه‌های مسن دوست دارند بیشتر وقت خود را به تنهایی سپری کنند و ترجیح می‌دهند که با نزدیک شدن به سال‌های عمر خود، تعاملات مثبت بیشتری داشته باشند.
در حقیقت، یک تفاوت بین ما و شامپانزه‌ها در این تحقیقات مشخص شده است که باید آن را مورد توجه قرار داد.
ریچارد رانگهام بانی و مدیر این پروژه گفت: شامپانزه‌ها هر چقدر هم باهوش باشند، نمی‌فهمند که به مرگ نزدیک می‌شوند و به احتمال زیاد چیز دیگری در شامپانزه ها اتفاق می‌افتد که توضیح می‌دهد چرا روابط آنها با افزایش سن مثبت‌تر و بیشتر و عمیق‌تر می‌شود و سپس سوال این است که آیا آنچه در مورد شامپانزه‌ها اتفاق می‌افتد همان است که در انسان‌ها هم وجود دارد
نتایج چندان تعجب آور نبودند. این مطالعه نشان داد از آنجایی که ۹۹ درصد DNA ما با شامپانزه‌ها مشترک است، به نظر می‌رسد شامپانزه‌ها در مسیر درستی هستند و با افزایش سن، کمتر درگیر زندگی می‌شوند.

این تحقیق در مجله Science منتشر شده است.

#گـرداوری_آریــوس_راد

https://www.scientificamerican.com/article/mysterious-chimpanzee-behavior-may-be-evidence-of-sacred-rituals/

@Sciencemodern2
🌍 قدیمی ترین گروه علمی

هر پیروزی درعلم برپایه دانشی است که از شکست های بسیار به دست امده است


☀️ با ما در راستای علم همراه شوید 👇🏻

@ArtOfScienceGroup

#لینک_جویین_به_گروه↖️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برخورد با مسائل سخت
.
با توضیح پروفسور ریچارد داوکینز
@tanidegi