چرا انسانهای مدرن کم مو هستند؟
@Sciencemodern2
پستانداران مقدار زیادی انرژی مصرف میکنند تا خودشان را گرم نگه دارند. پوست در واقع عایقبندی طبیعت برای بدن است.
چرا ما باید در گذشته از آن مزیت مهم چشمپوشی کرده باشیم؟
قابل تصورترین جوابی که میتوان به این سوال داد، این است که اجداد ما میلیونها سال قبل یک دوره زندگی در آب را پشت سر گذاشتند و موهایشان را از دست دادند.همانطور که میدانید مو عایق خوبی در آب نیست، و این درست مثل وضعیت پستانداران بیمو و آبزی(سیتاشینها) بود.
دانشمندانی که این نظر را قبول ندارند میگویند که اگر قرار است موجودی در آب احساس گرما کند، باید بدنی گرد و پیهدار داشته باشد، نه اینکه دارای جثهای دراز و پر از اعضا و جوارح باشد. از طرف دیگر، آن نظریه دوران زندگی در آب هم چندان قابل قبول نیست چون شواهد فسیلی برای تاییدش وجود ندارد.
نظریهای که توجه خیلیها را در این خصوص بهخود جلب کرده، این است که انسانها موهای بدنشان را زمانی از دست دادند که گرمای شدید تهدیدی برایشان به شمار آمد.
کریس استرینگر، از موزه تاریخ طبیعی لندن میگوید:«ما نفسنفس نمیزنیم و گوشهایی بزرگ مثل گوشهای فیل هم نداریم. تنها راهی که میتوانیم از طریقش خنک شویم عرق کردن است و با داشتن موهایی کلفت چنین چیزی امکانپذیر نبود.»
البته این قضیه شاید در دوران زندگی در جنگلهای سایهدار، چندان مشکلساز نبود اما وقتی اجداد ما به زمینهای بازتر کوچ کردند و آنجا را بهعنوان محل زندگی خود برگزیدند، شرایط عوض شد.
طبیعت، اینطوری میطلبد که انسانهایی با موهای نرم آنجا زندگی کنند، به شکلی که هوای خنک کننده در اطراف بدنهای عرق کردهشان بچرخد و خنکشان کند.
اما عرق کردن بهمعنای این است که مایعات زیادی باید وارد بدن شود و این یعنی اینکع انسانها باید در نزدیکی رودها و چشمهها زندگی میکردند.
این همان جایی است که اطرافش کمی پر درخت و سایهدار بوده و نیاز به عرق کردن را کاهش میداد. از سوی دیگر، عصر یخبندان «پلیستوسین» حدود ۱.۶ میلیون سال پیش آغاز شد و حتی در آفریقا هم شبها دیگر خنکتر از گذشته بود.
مارک پیگل از دانشگاه ردینگ انگلیس میگوید سایر موجودات در دشت زندگی میکردند که موهای بدنشان را آن زمان از دست ندادند. استدلال او این است که انسانها درست زمانی موهای بدنشان را از دست داده بودند که برای مقابله با تبعات آن، آمادگی پیدا کرده بودند.این احتمالا زمانی است که انسانهای مدرن تکامل پیدا کرده بودند، یعنی حدود ۲۰۰ هزار سال پیش.
در چنین شرایطی احتمالا انسانا با لباس پوشیدن، پناهگاه ساختن و درست کردن آتش، توانستند از دست رفتن موهای بدنشان را جبران کنند. به گفته پیگل، انتخاب طبیعت این بود که انسانها موهای کمتری داشته باشند چون موی بدن باعث ایجاد انگل کمتری میشود که بیماریهای مختلف را شیوع میبخشند.
البته به تدریج آنها که موهای کمتری داشتند خود را زیباتر از دیگران هم قلمداد کردند و در هین راستا تولیدمثل بیشتری داشتند و ژنهای بیشتری از آنها باقی ماند.
در همین حال، شواهدی جزئیتر نشان میدهد که شپش بدن که در لباسه زندگی میکند از حدود هفتادهزار سال پیش وجود داشته است و احتمالا تا قبل از آن هنوز استفاده از لباس چندان مرسوم نبوده است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
پستانداران مقدار زیادی انرژی مصرف میکنند تا خودشان را گرم نگه دارند. پوست در واقع عایقبندی طبیعت برای بدن است.
چرا ما باید در گذشته از آن مزیت مهم چشمپوشی کرده باشیم؟
قابل تصورترین جوابی که میتوان به این سوال داد، این است که اجداد ما میلیونها سال قبل یک دوره زندگی در آب را پشت سر گذاشتند و موهایشان را از دست دادند.همانطور که میدانید مو عایق خوبی در آب نیست، و این درست مثل وضعیت پستانداران بیمو و آبزی(سیتاشینها) بود.
دانشمندانی که این نظر را قبول ندارند میگویند که اگر قرار است موجودی در آب احساس گرما کند، باید بدنی گرد و پیهدار داشته باشد، نه اینکه دارای جثهای دراز و پر از اعضا و جوارح باشد. از طرف دیگر، آن نظریه دوران زندگی در آب هم چندان قابل قبول نیست چون شواهد فسیلی برای تاییدش وجود ندارد.
نظریهای که توجه خیلیها را در این خصوص بهخود جلب کرده، این است که انسانها موهای بدنشان را زمانی از دست دادند که گرمای شدید تهدیدی برایشان به شمار آمد.
کریس استرینگر، از موزه تاریخ طبیعی لندن میگوید:«ما نفسنفس نمیزنیم و گوشهایی بزرگ مثل گوشهای فیل هم نداریم. تنها راهی که میتوانیم از طریقش خنک شویم عرق کردن است و با داشتن موهایی کلفت چنین چیزی امکانپذیر نبود.»
البته این قضیه شاید در دوران زندگی در جنگلهای سایهدار، چندان مشکلساز نبود اما وقتی اجداد ما به زمینهای بازتر کوچ کردند و آنجا را بهعنوان محل زندگی خود برگزیدند، شرایط عوض شد.
طبیعت، اینطوری میطلبد که انسانهایی با موهای نرم آنجا زندگی کنند، به شکلی که هوای خنک کننده در اطراف بدنهای عرق کردهشان بچرخد و خنکشان کند.
اما عرق کردن بهمعنای این است که مایعات زیادی باید وارد بدن شود و این یعنی اینکع انسانها باید در نزدیکی رودها و چشمهها زندگی میکردند.
این همان جایی است که اطرافش کمی پر درخت و سایهدار بوده و نیاز به عرق کردن را کاهش میداد. از سوی دیگر، عصر یخبندان «پلیستوسین» حدود ۱.۶ میلیون سال پیش آغاز شد و حتی در آفریقا هم شبها دیگر خنکتر از گذشته بود.
مارک پیگل از دانشگاه ردینگ انگلیس میگوید سایر موجودات در دشت زندگی میکردند که موهای بدنشان را آن زمان از دست ندادند. استدلال او این است که انسانها درست زمانی موهای بدنشان را از دست داده بودند که برای مقابله با تبعات آن، آمادگی پیدا کرده بودند.این احتمالا زمانی است که انسانهای مدرن تکامل پیدا کرده بودند، یعنی حدود ۲۰۰ هزار سال پیش.
در چنین شرایطی احتمالا انسانا با لباس پوشیدن، پناهگاه ساختن و درست کردن آتش، توانستند از دست رفتن موهای بدنشان را جبران کنند. به گفته پیگل، انتخاب طبیعت این بود که انسانها موهای کمتری داشته باشند چون موی بدن باعث ایجاد انگل کمتری میشود که بیماریهای مختلف را شیوع میبخشند.
البته به تدریج آنها که موهای کمتری داشتند خود را زیباتر از دیگران هم قلمداد کردند و در هین راستا تولیدمثل بیشتری داشتند و ژنهای بیشتری از آنها باقی ماند.
در همین حال، شواهدی جزئیتر نشان میدهد که شپش بدن که در لباسه زندگی میکند از حدود هفتادهزار سال پیش وجود داشته است و احتمالا تا قبل از آن هنوز استفاده از لباس چندان مرسوم نبوده است.
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
Forwarded from 🍃Pendar
در صورتی که تا به حال به این موضوع فکر کرده باشید که چرا موهای بدنتان سیخ می شود، مسیر فکریتان بسیار به چارلز داروین نزدیک است.
@Sciencemodern2
داروین در یکی از نوشته هایش پیشنهاد می کند که سیخ شدن مو احتمالا در جانورانی که پوست نازکی دارند مکانیزمی برای مقابله با سرما باشد. اما همچنان که واضح است مو های بدن انسان به غیر از موهای صورت اندامی وستجیال به حساب می آیند بدین معنا که در گونه انسان خرمند نقش فیزیولوژیک شناخته شده ای را ایفا نمی کنند و فقط بازمانده تکاملی در انسان است. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا سیخ شدن موهای بدن با وجود وستیجیال بودن این اندام در گونه ما هنوز اتفاق می افتد. پژوهشی که در سال 2020 در مجله cell چاپ شده است نشان می دهد که سلول هایی که در سیخ شدن مو نقش دارند در بازسازی سلول های بنیادی فولیکول های مو نیز دخیل هستند. این یکی از نخستین مطالعه هایی است که نشان می دهد چگونه یک عامل خارجی در تنظیم سلول های بنیادی انسان نقش ایفا می کنند. این پژوهش نشان می دهد که ماهیچه هایی که موجب سیخ شدن مو ها می شوند تحت تاثیر سیستم سمپاتیک در کنترل بلند مدت مو های بدن نیز نقش دارند. با استناد به این مطالعه می توان توضیح داد که چرا این مکانیزم که به ظاهر نقشی در شایستگی تکاملی ندارد هنوز در گونه ما باقی مانده است.
مترجم :سامان
@Sciencemodern2
Science Daily : منبع
@Sciencemodern2
داروین در یکی از نوشته هایش پیشنهاد می کند که سیخ شدن مو احتمالا در جانورانی که پوست نازکی دارند مکانیزمی برای مقابله با سرما باشد. اما همچنان که واضح است مو های بدن انسان به غیر از موهای صورت اندامی وستجیال به حساب می آیند بدین معنا که در گونه انسان خرمند نقش فیزیولوژیک شناخته شده ای را ایفا نمی کنند و فقط بازمانده تکاملی در انسان است. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا سیخ شدن موهای بدن با وجود وستیجیال بودن این اندام در گونه ما هنوز اتفاق می افتد. پژوهشی که در سال 2020 در مجله cell چاپ شده است نشان می دهد که سلول هایی که در سیخ شدن مو نقش دارند در بازسازی سلول های بنیادی فولیکول های مو نیز دخیل هستند. این یکی از نخستین مطالعه هایی است که نشان می دهد چگونه یک عامل خارجی در تنظیم سلول های بنیادی انسان نقش ایفا می کنند. این پژوهش نشان می دهد که ماهیچه هایی که موجب سیخ شدن مو ها می شوند تحت تاثیر سیستم سمپاتیک در کنترل بلند مدت مو های بدن نیز نقش دارند. با استناد به این مطالعه می توان توضیح داد که چرا این مکانیزم که به ظاهر نقشی در شایستگی تکاملی ندارد هنوز در گونه ما باقی مانده است.
مترجم :سامان
@Sciencemodern2
Science Daily : منبع
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کودوم سلامتی؟
مستندی در مورد آثار مخرب غذاهای گوشتی و لبنیات برسلامتی. سوال بعدی که این مستند سعی میکند پاسخ دهد اینست که چطور ممکن است که با همه شواهدی که موید آثار سوء محصولات حیوانی بر سلامت و محیط زیست است همچنان رسانهها مصرف این محصولات را تبلیغ میکنند؟ تشکر از نیک گرگین عزیز و دوستانش برای ترجمه و دوبله این مستند خوب.
مستندی در مورد آثار مخرب غذاهای گوشتی و لبنیات برسلامتی. سوال بعدی که این مستند سعی میکند پاسخ دهد اینست که چطور ممکن است که با همه شواهدی که موید آثار سوء محصولات حیوانی بر سلامت و محیط زیست است همچنان رسانهها مصرف این محصولات را تبلیغ میکنند؟ تشکر از نیک گرگین عزیز و دوستانش برای ترجمه و دوبله این مستند خوب.
🥂
مصرف نوشیدنی های الکل در حد متعادل می
تواند عملکرد مغز رادر سنین بالاتر حفظ کند!
در این مطالعه 19887 فرد داوطلب که به صورت متعادل نوشیدنی های الکلی مصرف کرده اند به مدت ده سال مورد بررسی قرار گرفتند؛ در طی آزمایش هایی که هر دو سال یک بار از قابلیت های بازخوانی کلمات و حافظه واژگانی انجام گرفته است ثابت می کند که این افراد در مقایسه با گروه کنترل که از مشروبات الکلی استفاده نمی کردندموفق تر بوده اند.
پژوهش های پیشین اثر مثبت مصرف نوشیدنی های الکلی را بر سلامت قلب نشان داده بود؛ این پژوهش نیز نشان می دهد که افرادی که هفتگی به طور متوسط 10تا14بار نوشیدنی الکلی مصرف کرده اند از میانسالی به بعد عملکرد مغزی بهتری داشته اند. ژانگ نوسینده مسئول این مقاله می گوید این پژوهش به این معنا نیست که افرادی که نوشیدنی الکلی مصرف نمی کنند یا کمتر از این میزان مصرف می کنند به نوشیدنی الکلی روی بیاورند؛ چرا که هنوز مکانیزم و دلیل فیزولوژیک این اتفاق به طور دقیق روشن نشده است؛ و این پژوهش نمی تواند به صورت فردی اثر مثبت مصرف ملایم نوشیدنی های الکلی را تایید کند.
منبع: SciencDaily
مترجم : سامان
@Sciencemodern2
مصرف نوشیدنی های الکل در حد متعادل می
تواند عملکرد مغز رادر سنین بالاتر حفظ کند!
در این مطالعه 19887 فرد داوطلب که به صورت متعادل نوشیدنی های الکلی مصرف کرده اند به مدت ده سال مورد بررسی قرار گرفتند؛ در طی آزمایش هایی که هر دو سال یک بار از قابلیت های بازخوانی کلمات و حافظه واژگانی انجام گرفته است ثابت می کند که این افراد در مقایسه با گروه کنترل که از مشروبات الکلی استفاده نمی کردندموفق تر بوده اند.
پژوهش های پیشین اثر مثبت مصرف نوشیدنی های الکلی را بر سلامت قلب نشان داده بود؛ این پژوهش نیز نشان می دهد که افرادی که هفتگی به طور متوسط 10تا14بار نوشیدنی الکلی مصرف کرده اند از میانسالی به بعد عملکرد مغزی بهتری داشته اند. ژانگ نوسینده مسئول این مقاله می گوید این پژوهش به این معنا نیست که افرادی که نوشیدنی الکلی مصرف نمی کنند یا کمتر از این میزان مصرف می کنند به نوشیدنی الکلی روی بیاورند؛ چرا که هنوز مکانیزم و دلیل فیزولوژیک این اتفاق به طور دقیق روشن نشده است؛ و این پژوهش نمی تواند به صورت فردی اثر مثبت مصرف ملایم نوشیدنی های الکلی را تایید کند.
منبع: SciencDaily
مترجم : سامان
@Sciencemodern2
روز دکتر رو به همه ی پزشکای خوب کشورمون تبریک میگیم،مخصوصا پزشکایی که دراین روزها
سخت درحال مبارزه با کرونا هستند 🍃
@Sciencemodern2
سخت درحال مبارزه با کرونا هستند 🍃
@Sciencemodern2
این بخشی از کتاب "داروین" نوشته پاول استراتن است که به زندگی نامه مختصری از این بزرگ مرد علم می پردازد. داروین علاوه بر رسالت بزرگ علمی خود می تواند یک الگو بی نظیر برای پژوهشگران قرن حاضر باشد
در این بخش از کتاب می توان عشق پایان ناپذیر داروین به دنیای موجودات زنده و ساز و کار آن به وضوح لمس کرد, کسی که علیرغم بیماری های آزار دهنده ناشی از سفر با کشتی, شوق نزدیک شدن به پدیده های جدید برای او مانند اکسیر عمل می کند, این در حالی اتفاق می افتد که بسیاری از پژوهشگران امروزی رسالت اصلی خود یعنی خدمت به علم را فراموش کرده اند و صرفا با تعداد مقالات در دنیای علم خودنمایی میکنند,
داروین برخلاف پارادایم علمی آن زمان که نظریه فیکیسم بود توانست بدون پیش داوری نسبت به منشا موجودات زنده به درستی مشاهده کند و سپس با توجه به مشاهداتش نتیجه گیری خارق العاده ای انجام دهد.
مسئله ای که بسیاری از پژوهشگران قرن حاضر نسبت به انجام آن ضعف دارند.
#داروین
@sciencemodern2
در این بخش از کتاب می توان عشق پایان ناپذیر داروین به دنیای موجودات زنده و ساز و کار آن به وضوح لمس کرد, کسی که علیرغم بیماری های آزار دهنده ناشی از سفر با کشتی, شوق نزدیک شدن به پدیده های جدید برای او مانند اکسیر عمل می کند, این در حالی اتفاق می افتد که بسیاری از پژوهشگران امروزی رسالت اصلی خود یعنی خدمت به علم را فراموش کرده اند و صرفا با تعداد مقالات در دنیای علم خودنمایی میکنند,
داروین برخلاف پارادایم علمی آن زمان که نظریه فیکیسم بود توانست بدون پیش داوری نسبت به منشا موجودات زنده به درستی مشاهده کند و سپس با توجه به مشاهداتش نتیجه گیری خارق العاده ای انجام دهد.
مسئله ای که بسیاری از پژوهشگران قرن حاضر نسبت به انجام آن ضعف دارند.
#داروین
@sciencemodern2
به نقل از دیلی میل، ماهواره سیاره یاب ناسا (TESS) به طور کامل و دقیق فرایند انفجار یک ستاره دنباله دار را ثبت کرده است
.
این ماهواره لحظه انفجار یخ و گرد و غبار از ستاره دنباله دار۴۶P/Wirtanen را در سال ۲۰۱۸ ثبت کرده است. در زمان ثبت عکس های این رویداد، فاصله ستاره دنباله دار تا زمین به کمترین میزان رسیده بوده است.
این انفجار به مدت ۲۰ روز ادامه داشته و ۲.۲ میلیون پوند یخ و غبار در فضا منتشر شده است. ناسا با کمک مجموعه ای از تصاویر یک تایم لپس از این رویداد نادر ساخته است.
تونی فارنهام محقق ارشد این تحقیق می گوید: طی ۲۰ روز تصاویر متعددی از این فرایند ثبت شد و ما توانستیم تغییرات در میزان درخشندگی را به راحتی بررسی و ارزیابی کنیم. تلسکوپ TESS نیز برای همین ساخته شده است.
به گفته او نمی توان زمان انفجار ستاره دنباله دار را پیش بینی کرد. اما این رویداد به طور کامل ثبت شده است
#ستاره_دنباله_دار
Science Daily
@Sciencemodern2
.
این ماهواره لحظه انفجار یخ و گرد و غبار از ستاره دنباله دار۴۶P/Wirtanen را در سال ۲۰۱۸ ثبت کرده است. در زمان ثبت عکس های این رویداد، فاصله ستاره دنباله دار تا زمین به کمترین میزان رسیده بوده است.
این انفجار به مدت ۲۰ روز ادامه داشته و ۲.۲ میلیون پوند یخ و غبار در فضا منتشر شده است. ناسا با کمک مجموعه ای از تصاویر یک تایم لپس از این رویداد نادر ساخته است.
تونی فارنهام محقق ارشد این تحقیق می گوید: طی ۲۰ روز تصاویر متعددی از این فرایند ثبت شد و ما توانستیم تغییرات در میزان درخشندگی را به راحتی بررسی و ارزیابی کنیم. تلسکوپ TESS نیز برای همین ساخته شده است.
به گفته او نمی توان زمان انفجار ستاره دنباله دار را پیش بینی کرد. اما این رویداد به طور کامل ثبت شده است
#ستاره_دنباله_دار
Science Daily
@Sciencemodern2
رخداد های بزرگ ورزشی نرخ مرگ و میر آنفولانزای فصلی را افزایش می دهد!
@sciencemodern2
آنفولانزای فصلی؛ بیماری ویروسی است که سالانه با جهش های متعددی که انجام می دهد موجب اپیدمی های نسبتا گسترده ای در سطح جهانی می شود. مطالعه ای که در بازه زمانی 1962 تا 2016میلادی شهر خای ایالت متحده را بررسی کرده است؛ افزایش مرگ و میر معنا داری در شهر هایی که لیگ های معتبر جهانی در آن برگزار می شود را گزارش داده است. دلیل این امر واضح به نظر می رسد. در مسابقات ورزشی پرطرفدار تعداد زیادی از افراد بدون رعایت فاصله فیزیکی کنار هم می نشینند، فریاد می زنند و همدیگر را به آغوش می کشند. با این اعمال میکروارگانیسم هایی که از راه محیط منتقل می شوند فرصت مناسبی برای آلوده کردن افراد بیشتر پیدا می کنند. در این مطالعه نشان داده شده است که رخداد های معتبر ورزشی موجب افزایش 4 تا 24 درصدی آمار مرگ و میر در شهر برگزار کننده نسبت به سایر شهر ها می شود. این مطالعه سال هایی که لیگ NBA تعطیل بوده است را مورد بررسی قرار داده و کاهش مرگ و میر سالانه را در این مکان ها ثبت کرده است. در فوریه 2019 تعداد مبتلایان به آنفولانزای فصلی در ایتالیا تنها سه مورد تایید شده بوده است اما دو هفته بعد با برگزاری بازی فوتبال میان آتالانتا و والنسیا این عدد به 997 مورد جهش پیدا کرد. این موراد تکان دهنده می تواند برای بیماری های با نرخ کشندگی بالاتر مانند کووید 19 خطرناک تر باشد. مطالعات این چنینی ثابت می کند که تا پایان کامل پاندمی کووید 19 بازگشایی محافل ورزشی بر روی تماشگران می تواند آثار جبران ناپذیری برای جامعه به بار بیاورد.
https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=3628649
@sciencemodern2
آنفولانزای فصلی؛ بیماری ویروسی است که سالانه با جهش های متعددی که انجام می دهد موجب اپیدمی های نسبتا گسترده ای در سطح جهانی می شود. مطالعه ای که در بازه زمانی 1962 تا 2016میلادی شهر خای ایالت متحده را بررسی کرده است؛ افزایش مرگ و میر معنا داری در شهر هایی که لیگ های معتبر جهانی در آن برگزار می شود را گزارش داده است. دلیل این امر واضح به نظر می رسد. در مسابقات ورزشی پرطرفدار تعداد زیادی از افراد بدون رعایت فاصله فیزیکی کنار هم می نشینند، فریاد می زنند و همدیگر را به آغوش می کشند. با این اعمال میکروارگانیسم هایی که از راه محیط منتقل می شوند فرصت مناسبی برای آلوده کردن افراد بیشتر پیدا می کنند. در این مطالعه نشان داده شده است که رخداد های معتبر ورزشی موجب افزایش 4 تا 24 درصدی آمار مرگ و میر در شهر برگزار کننده نسبت به سایر شهر ها می شود. این مطالعه سال هایی که لیگ NBA تعطیل بوده است را مورد بررسی قرار داده و کاهش مرگ و میر سالانه را در این مکان ها ثبت کرده است. در فوریه 2019 تعداد مبتلایان به آنفولانزای فصلی در ایتالیا تنها سه مورد تایید شده بوده است اما دو هفته بعد با برگزاری بازی فوتبال میان آتالانتا و والنسیا این عدد به 997 مورد جهش پیدا کرد. این موراد تکان دهنده می تواند برای بیماری های با نرخ کشندگی بالاتر مانند کووید 19 خطرناک تر باشد. مطالعات این چنینی ثابت می کند که تا پایان کامل پاندمی کووید 19 بازگشایی محافل ورزشی بر روی تماشگران می تواند آثار جبران ناپذیری برای جامعه به بار بیاورد.
https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=3628649
Ssrn
Professional Sporting Events Increase Seasonal Influenza Mortality in US Cities by Alexander Cardazzi, Brad R. Humphreys, Jane…
The COVID-19 pandemic shut down sporting events worldwide. Local policy makers and league officials face important decisions about restarting play, especially
Modern Science
👈 #سندروم_قلب_شکسته / قسمت اول 👉 👓 آشنایی با سندروم قلب شکسته 💘 💔 Takotsubo cardiomyopathy ✅ مرگ ناشی از دل شکستگی پدیدهای بیشتر از یک افسانهاست، این بیماری که نشانههایی مشابه سکته قلبی دارد، در برخی موارد میتواند منجر به مرگ افراد شود. ▪️ سندروم…
#از پست های اولین کانال برای مطالعه🍃🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#TED_Education
انقلابی ترین دانشمندی که شاید اسمش را نشنیده باشید - ادیسون اندرسون
مدت فایل: 33 :04
@Sciencemodern2
انقلابی ترین دانشمندی که شاید اسمش را نشنیده باشید - ادیسون اندرسون
مدت فایل: 33 :04
@Sciencemodern2
آیا پستانداران اولیه به منظور حفاظت از اسپرم خود، شبزی شدهاند؟
انسانها روزگَرد میباشند؛ ما در طول روز فعال هستیم و شبها میخوابیم. اما روزگردی بیشتر یک استثناء است تا یک قاعده و روش در میان پستانداران. حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلیون سال پیش، اجداد پستانداران به نام تراپسیدها (یا دَدکَمانان)، منحصراً شبزی شدند و تا زمان مردن و از بین رفتن دایناسورها، یعنی ۶۶ میلیون سال پیش، این چنین ماندند. همه اجداد پستاندار ما، حدود ۲۰۰ سال در تاریکی میزیستند و اکثریت هنوز هم تا به امروز به همین منوال زندگی میکنند. انسانها ذاتاً حیواناتی شبزی هستند که به زندگی در پناه نور خورشید بازگشتهاند. گمانهزنیهای بسیاری در خصوص اینکه چرا تراپسیدها شبزی شدند، وجود دارد. استدلال و دلیل مرسوم این است که شاهسوسمارشکلان و دایناسورها در دوره تریاس (تریاسیک یا تریاسه) از نظر بیولوژیکی چیره گشتند. به منظور پیشگیری از خورده شدن توسط تعداد زیادی از خزندگان گوشتخوار جدید، پستانداران کهن به تاریکی گریختند، جایی که خزندگان هنوز حکمفرمایش نبودند.
در مقاله جدید “شبزی بودن اجباری در پستانداران کهن دوره تریاس: حفظ کیفیت اسپرم؟”، بَری جی. لاوگروو فرضیهای ساده، جدید و چارهای دیگر را به ما ارائه میدهد که منحصراً بر محدودیتهای فیزیولوژیکی بنا شده است. تراپسیدها به سرعت به جانورانی خون گرم بدل میشدند (بیشتر گرمای خود را از راه متابولیسم بدست میآوردند) تا نیازشان به انرژی را تأمین و از بدن، در برابر دمایی که متعاقباً افزایش یافته است، محافظت کنند؛ به خصوص که در دوره تریاس کوچکتر و کوچکتر میشدند. در این باره مشکلی نهفته است؛ با نزدیکتر شدن دمای بدنشان به دمای هوا -در حدود ۳۴ درجه سانتیگراد- آنها قادر نخواهند بود تا گرمای بیش از حد تولید شده را که ناشی از فعالیتشان در طول روز بود، بدون از دست دادن مقدار زیادی از آب بدن از راه سرمایش تبخیری -مانند عرق کردن یا نفس نفس زدن- تخلیه کنند.
پستانداران باستانی و کهن، کیسه بیضه نداشتند تا در آن بیضهها خنک نگه داشته شوند و اگر راهی برای خنک نگه داشتن اسپرم وجود نداشت، کیفیت اسپرمها بخاطر انباشتگی رادیکالهای آزاد و همراه با افزایش دما در طول بلوغشان، رو به افول میگذاشت. با تکاپو و فعالیت در شبهای سردتر، این پستانداران قادر به حفظ کیفیت اسپرمها بودند. اکنون که آنها به حیواناتی خون-گرم بدل شدهاند، یک زندگی به سبک و سیاق شبانه میتواند این مشکل را حل کند؛ به این صورت که با همراهی و دستیابی به ابزار تنظیم دمایی و حرارتی، آنها از پس هوای خنکتر شب برمیآمدند.
منبع : Science Daily
انسانها روزگَرد میباشند؛ ما در طول روز فعال هستیم و شبها میخوابیم. اما روزگردی بیشتر یک استثناء است تا یک قاعده و روش در میان پستانداران. حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلیون سال پیش، اجداد پستانداران به نام تراپسیدها (یا دَدکَمانان)، منحصراً شبزی شدند و تا زمان مردن و از بین رفتن دایناسورها، یعنی ۶۶ میلیون سال پیش، این چنین ماندند. همه اجداد پستاندار ما، حدود ۲۰۰ سال در تاریکی میزیستند و اکثریت هنوز هم تا به امروز به همین منوال زندگی میکنند. انسانها ذاتاً حیواناتی شبزی هستند که به زندگی در پناه نور خورشید بازگشتهاند. گمانهزنیهای بسیاری در خصوص اینکه چرا تراپسیدها شبزی شدند، وجود دارد. استدلال و دلیل مرسوم این است که شاهسوسمارشکلان و دایناسورها در دوره تریاس (تریاسیک یا تریاسه) از نظر بیولوژیکی چیره گشتند. به منظور پیشگیری از خورده شدن توسط تعداد زیادی از خزندگان گوشتخوار جدید، پستانداران کهن به تاریکی گریختند، جایی که خزندگان هنوز حکمفرمایش نبودند.
در مقاله جدید “شبزی بودن اجباری در پستانداران کهن دوره تریاس: حفظ کیفیت اسپرم؟”، بَری جی. لاوگروو فرضیهای ساده، جدید و چارهای دیگر را به ما ارائه میدهد که منحصراً بر محدودیتهای فیزیولوژیکی بنا شده است. تراپسیدها به سرعت به جانورانی خون گرم بدل میشدند (بیشتر گرمای خود را از راه متابولیسم بدست میآوردند) تا نیازشان به انرژی را تأمین و از بدن، در برابر دمایی که متعاقباً افزایش یافته است، محافظت کنند؛ به خصوص که در دوره تریاس کوچکتر و کوچکتر میشدند. در این باره مشکلی نهفته است؛ با نزدیکتر شدن دمای بدنشان به دمای هوا -در حدود ۳۴ درجه سانتیگراد- آنها قادر نخواهند بود تا گرمای بیش از حد تولید شده را که ناشی از فعالیتشان در طول روز بود، بدون از دست دادن مقدار زیادی از آب بدن از راه سرمایش تبخیری -مانند عرق کردن یا نفس نفس زدن- تخلیه کنند.
پستانداران باستانی و کهن، کیسه بیضه نداشتند تا در آن بیضهها خنک نگه داشته شوند و اگر راهی برای خنک نگه داشتن اسپرم وجود نداشت، کیفیت اسپرمها بخاطر انباشتگی رادیکالهای آزاد و همراه با افزایش دما در طول بلوغشان، رو به افول میگذاشت. با تکاپو و فعالیت در شبهای سردتر، این پستانداران قادر به حفظ کیفیت اسپرمها بودند. اکنون که آنها به حیواناتی خون-گرم بدل شدهاند، یک زندگی به سبک و سیاق شبانه میتواند این مشکل را حل کند؛ به این صورت که با همراهی و دستیابی به ابزار تنظیم دمایی و حرارتی، آنها از پس هوای خنکتر شب برمیآمدند.
منبع : Science Daily
Telegram
attach 📎
🔸باکتری Brevibacterium که روی پای انسان زندگی میکنند.
🔹چنین باکتریها عرق و سایر مواد موجود در پوست را متابولیزه می کنند.
🔻همچنین این باکتریها بوی مشخصهای به پاها و پنیر میدهند.
@Sciencemodern2
🔹چنین باکتریها عرق و سایر مواد موجود در پوست را متابولیزه می کنند.
🔻همچنین این باکتریها بوی مشخصهای به پاها و پنیر میدهند.
@Sciencemodern2
محققان پیبردند ماهیهای آنجل بیشترین هیبریداسیون را در بین موجودات دریایی شناخته شده دارند. به صورتیکه 48 درصد جمعیت آنها از گونههای هیبریدی است!
جانداران هیبریدی(دورگه) جاندارانی هستند که پدر و مادر آنها از گونههای نژادی مختلف است.
علت موفقیت این ماهیها در دورگه سازی از سوالهای هست که به آن پاسخ داده نشده! جالب است که بررسیها نشان میدهد حتی شرایط جغرافیایی یا زیستی خاصی هم برای دورگه سازی ندارند و در تمام آبهای که صخرههای مرجانی دارند انواع مختلف دورگههای این ماهیها یافت میشود!
ادمین (:احتمالا همو میبینن یهو هوس میکنن ترکیب جدید درست کنن و یه ماهی جدید ایجاد میکنند
@Sciencemodern2
جانداران هیبریدی(دورگه) جاندارانی هستند که پدر و مادر آنها از گونههای نژادی مختلف است.
علت موفقیت این ماهیها در دورگه سازی از سوالهای هست که به آن پاسخ داده نشده! جالب است که بررسیها نشان میدهد حتی شرایط جغرافیایی یا زیستی خاصی هم برای دورگه سازی ندارند و در تمام آبهای که صخرههای مرجانی دارند انواع مختلف دورگههای این ماهیها یافت میشود!
ادمین (:احتمالا همو میبینن یهو هوس میکنن ترکیب جدید درست کنن و یه ماهی جدید ایجاد میکنند
@Sciencemodern2
فسیل ها تنوع گونه های جانوری که ۲ میلیون سال پیش در اروپا می زیستند را آشکار ساختند.
.
.
تجزیه و تحلیل مجدد فسیل ها در مهمترین محوطه های دیرینهشناسی اروپا نشان دهنده تنوع گسترده ای از گونه های جانوری، مانند یک میمون بزرگ، زرافه های گردن کوتاه، کرگدن ها و گربه های دندان شمشیری است. گونه های ذکر شده به همراه سایر گونه های جانوری در چمنزارهای باز اروپای شرقی در اوایل پلیستوسن، تقریبا ۲ میلیون سال پیش می زیستهاند. محققان امیدوارند فسیل ها سرنخ هایی در مورد چگونگی و زمان مهاجرت اولیه از افریقا به اوراسیا داشته باشند. محققان بقایای فسیل حیواناتی مشابه گوزن های امروزی، اسب، شترمرغ، خوک و بسیاری دیگر را نیز شناسایی کردند. آنها همچنین یک گونه فسیلی از Pangolin را شناسایی کردند که تصور می شد در اوایل پلیستوسن در اروپا وجود داشته باشد، اما تاکنون به طور کامل تایید نشده است. امروزه Pangolin به نظر می رسد ترکیبی از آرمادیلو و مورچهخوار می باشد که فقط در اوراسیا و آفریقا یافت میشود.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/3bbQcgK
ترجمه و تنظیم: مهسا شرامه
umzarchnews
.
.
تجزیه و تحلیل مجدد فسیل ها در مهمترین محوطه های دیرینهشناسی اروپا نشان دهنده تنوع گسترده ای از گونه های جانوری، مانند یک میمون بزرگ، زرافه های گردن کوتاه، کرگدن ها و گربه های دندان شمشیری است. گونه های ذکر شده به همراه سایر گونه های جانوری در چمنزارهای باز اروپای شرقی در اوایل پلیستوسن، تقریبا ۲ میلیون سال پیش می زیستهاند. محققان امیدوارند فسیل ها سرنخ هایی در مورد چگونگی و زمان مهاجرت اولیه از افریقا به اوراسیا داشته باشند. محققان بقایای فسیل حیواناتی مشابه گوزن های امروزی، اسب، شترمرغ، خوک و بسیاری دیگر را نیز شناسایی کردند. آنها همچنین یک گونه فسیلی از Pangolin را شناسایی کردند که تصور می شد در اوایل پلیستوسن در اروپا وجود داشته باشد، اما تاکنون به طور کامل تایید نشده است. امروزه Pangolin به نظر می رسد ترکیبی از آرمادیلو و مورچهخوار می باشد که فقط در اوراسیا و آفریقا یافت میشود.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/3bbQcgK
ترجمه و تنظیم: مهسا شرامه
umzarchnews
تا به حال به این فکرکرده اید که چرا بعد از حمام دست هایتان چروکیده میشود?
آیا تبیین تکاملی برای دلیل این امر وجود دارد?
@Sciencemodern2
#پاسخ
چانگیزی و همکارانش در سال 2011 دست یافتند که چروک پوست درست مانند آج لاستیک عمل کرده و اجازه می دهند که آب از انگشتان دست و پا در محیط خیس کانال بزند. این ویژگی به نخستی ها – انسان ها و به ویژه ماکاک ها اجازه می داد که در محیطهای مرطوب ابزار های سنگی را با بازدهی بهتر در دست خود بگیرند و بتوانند در مهار آن بهتر عمل کنند.
به عبارت دیگر، چروک حاصل از تماس پوست دست و پا با آب می تواند مانند یک شبکه زهکشی به نظر برسد.
منبع ...وب سایت ویستا
@Sciencemodern2
آیا تبیین تکاملی برای دلیل این امر وجود دارد?
@Sciencemodern2
#پاسخ
چانگیزی و همکارانش در سال 2011 دست یافتند که چروک پوست درست مانند آج لاستیک عمل کرده و اجازه می دهند که آب از انگشتان دست و پا در محیط خیس کانال بزند. این ویژگی به نخستی ها – انسان ها و به ویژه ماکاک ها اجازه می داد که در محیطهای مرطوب ابزار های سنگی را با بازدهی بهتر در دست خود بگیرند و بتوانند در مهار آن بهتر عمل کنند.
به عبارت دیگر، چروک حاصل از تماس پوست دست و پا با آب می تواند مانند یک شبکه زهکشی به نظر برسد.
منبع ...وب سایت ویستا
@Sciencemodern2
زنان چه ویژگیهایی باید داشته باشند تا حتی نوزادان و مردان نابینا آنها را جذاب تلقی کنند؟
چرا آقایان هنگام صحبت با یک زن جذاب، صدایشان را بم میکنند؟
در این پست، با ذرهبین روانشناسی تکاملی به سراغ مفهوم جذابیت میرویم، برای مطالعه بر روی لینک زیر کلیک کنید:
چه ویژگیهایی از خانمها و آقایان برای جنس مخالف جذابیت بیشتری دارند؟
#سایت #جذابیت #انتخاب_جنسی
Evolps 🌱
چرا آقایان هنگام صحبت با یک زن جذاب، صدایشان را بم میکنند؟
در این پست، با ذرهبین روانشناسی تکاملی به سراغ مفهوم جذابیت میرویم، برای مطالعه بر روی لینک زیر کلیک کنید:
چه ویژگیهایی از خانمها و آقایان برای جنس مخالف جذابیت بیشتری دارند؟
#سایت #جذابیت #انتخاب_جنسی
Evolps 🌱
💡معمای زیستی لئوناردو داوینچی: سرنخهای جدید یک معمای 500 ساله درباره قلب انسان
🔬محققان با استفاده از هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل ژنتیکی، ساختار سطح داخلی قلب را با 2500 اسکن MRI از بانک اطلاعات پزشکی انگلستان بررسی کردند.
🔎آنها دریافتند که شبکه پیچیدهای از فیبرهای عضلانی پوشاننده داخل قلب که ترابکولا(trabeculae) نامیده میشوند،
این امکان را میدهد تا خون جریان موثرتری داشته باشد و خطر ابتلا به نارسایی قلبی را تحت تاثیر قرار دهد.
🔍این مطالعه به سوالات بسیار قدیمی درمورد فیزیولوژی اساسی انسان پاسخ میدهد و منجر به جهت گیریهای جدیدی برای درک بیماریهای قلبی میشود.
لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که ترابکولا و الگوهای فراکتال دانه برف مانند آنها را ترسیم کرد در قرن شانزدهم. وی حدس زد که آنها خون را هنگام عبور از قلب گرم می کنند ، اما اهمیت واقعی آنها تاکنون شناخته نشده است.
مترجم :احمدی
UIBiologists
برای خواندن ادامه مطلب↙️
Scitechdaily
http://t.me/sciencemodern2
🔬محققان با استفاده از هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل ژنتیکی، ساختار سطح داخلی قلب را با 2500 اسکن MRI از بانک اطلاعات پزشکی انگلستان بررسی کردند.
🔎آنها دریافتند که شبکه پیچیدهای از فیبرهای عضلانی پوشاننده داخل قلب که ترابکولا(trabeculae) نامیده میشوند،
این امکان را میدهد تا خون جریان موثرتری داشته باشد و خطر ابتلا به نارسایی قلبی را تحت تاثیر قرار دهد.
🔍این مطالعه به سوالات بسیار قدیمی درمورد فیزیولوژی اساسی انسان پاسخ میدهد و منجر به جهت گیریهای جدیدی برای درک بیماریهای قلبی میشود.
لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که ترابکولا و الگوهای فراکتال دانه برف مانند آنها را ترسیم کرد در قرن شانزدهم. وی حدس زد که آنها خون را هنگام عبور از قلب گرم می کنند ، اما اهمیت واقعی آنها تاکنون شناخته نشده است.
مترجم :احمدی
UIBiologists
برای خواندن ادامه مطلب↙️
Scitechdaily
http://t.me/sciencemodern2
یک مار پایتون توپی ماده ۶۲ ساله که در باغ وحشی در سنت لوئیس در میزوری ایالات متحده دور از دید عموم نگهداری میشد، پس از دو دهه دوری از هر گونه جفت نری تخمگذاری کرده است
مار پایتون ۶۲ ساله که ناماش در باغ وحش سنت لوئیس چند شماره بیش نیست ، ۲۳ ژوئیه سال جاری متخصصان باغ وحش را شگفت زده کرد و هفت تخم گذاشت.
به گزارش روزنامه بریتانیایی «گاردین»، دو تخم این مار از بین رفتهاند، سه تخم در «ماشین جوجهکشی» قرار دارند و دو تخم دیگر برای نمونهبرداری ژنتیک به آزمایشگاه فرستاده شدهاند.
۳۶۱۰۰۳ آخرین بار سال ۱۹۹۰ تخمگذاری کرد. صاحب خصوصیاش در سال ۱۹۶۱ این مار را به باغ وحش سپرده بود. تخمگذاری این مار پس از دو دهه دور بودن از یک مار نر عجیب است، چرا که مارهای پایتون توپی سالها قبل از رسیدن به ۶۰ سالگی تخمگذاری را متوقف میکنند.
با این وجود، تولیدمثل در میان پایتونهای توپی بدون سکس امری نادر نیست و این دست مارها میتوانند بدون سکس با جنس مخالف هم دست به تولید مثل بزنند. آنها از قابلیت حفظ کردن اسپرم برای تخمگذاری در آینده هم برخوردارند.
بچهمارها قرار است یک ماه دیگر از تخم سر در بیاورند.
#زیست
@Sciencemodern2
مار پایتون ۶۲ ساله که ناماش در باغ وحش سنت لوئیس چند شماره بیش نیست ، ۲۳ ژوئیه سال جاری متخصصان باغ وحش را شگفت زده کرد و هفت تخم گذاشت.
به گزارش روزنامه بریتانیایی «گاردین»، دو تخم این مار از بین رفتهاند، سه تخم در «ماشین جوجهکشی» قرار دارند و دو تخم دیگر برای نمونهبرداری ژنتیک به آزمایشگاه فرستاده شدهاند.
۳۶۱۰۰۳ آخرین بار سال ۱۹۹۰ تخمگذاری کرد. صاحب خصوصیاش در سال ۱۹۶۱ این مار را به باغ وحش سپرده بود. تخمگذاری این مار پس از دو دهه دور بودن از یک مار نر عجیب است، چرا که مارهای پایتون توپی سالها قبل از رسیدن به ۶۰ سالگی تخمگذاری را متوقف میکنند.
با این وجود، تولیدمثل در میان پایتونهای توپی بدون سکس امری نادر نیست و این دست مارها میتوانند بدون سکس با جنس مخالف هم دست به تولید مثل بزنند. آنها از قابلیت حفظ کردن اسپرم برای تخمگذاری در آینده هم برخوردارند.
بچهمارها قرار است یک ماه دیگر از تخم سر در بیاورند.
#زیست
@Sciencemodern2
کی و از کجا آمده ام؟ پاسخ علم
وقتی میپرسیم برای اولین بار کی بود که موجودی شبیه ما روی زمین ظاهر شد اختلاف نظرها بالا میگیرد و درباره جواب این سؤال اتفاقنظر کمی وجود دارد. فسیلها و DNA نشاندهنده این هستند که انسانهای شبیه به ما که از لحاظ جسمی هوموساپین های مدرن میشوند حدود سیصد هزار سال پیش تکامل یافتهاند.
جالب اینجاست که باستانشناسان (باتوجه به ابزارها، مصنوعات و غارنگاره ها) به ما میگویند که فرهنگها و تکنولوژی پیچیده (مدرنیته رفتاری) خیلی نزدیکتر به زمان ما اتفاق افتاده است: حدود ۶۵ تا ۵۰ هزار سال پیش.
تفسیر برخی دانشمندان این است که اولین هوموساپین ها کاملاً مدرن نبودهاند. با این حال دادههای مختلف سرنخ نتایج مختلف هستند. جمجمهها و ژنها درباره مغز و مصنوعات درباره فرهنگ به ما اطلاعات میدهند. مغز ما احتمالاً قبل از فرهنگ ما مدرن شده است.
• جهش بزرگ...
۲۰۰ الی ۳۰۰هزار سال بعد از ظهور اولین هموساپین ها ؛ ابزار و مصنوعات در کمال تعجب ساده ماندند: طوری که کمی بهتر از ابزار نئاندرتال ها بودند ولی سادهتر از ابزارها و مصنوعات شکارچی-گرداورندگان مدرن مثل برخی آمریکاییهای بومی بودند. از حدود ۶۵ الی ۵۰ هزار سال پیش تکنولوژی پیشرفتهتری پدید آمد.
در این زمان (۶۵ الی ۵۰ هزار سال پیش) مردم هنرهای نمایشی - نقاشیهای غاری از اسبها ، الهههای ساخته شده ازعاج ، بتهای سرشیر میساختند که نشاندهنده استعداد و تخیل هنری آنها بود. کشف فلوت ساختهشده از استخوان پرنده به موسیقی اشاره میکند؛ ورود انسانها به استرالیا در ۶۵۰۰۰ سال پیش هم نشان میدهد که ما در دریانوردی مسلط بودیم. این شکوفایی ناگهانی فناوری \"جهشی بزرگ به جلو\" نامیده میشود ، و ظاهراً نشاندهنده تکامل مغز کاملاً مدرن انسان است.
اما فسیلها و DNA نشان میدهد که هوش انسان خیلی زودتر از همه این پیشرفت ها مدرن شده بود.
• مدرنیته جسمی...
استخوان هموساپین های ابتدایی اولین بار ۳۰۰ هزار سال پیش در آفریقا ، جمجمه هایی به اندازه جمجمه ما یا حتی بزرگتر ظاهر میشود و حداقل صد هزار سال پیش شکل مغزی اساساً مدرن میشود. در این مرحله ، جمجمه هموساپین ها ازلحاظ شکل و اندازه مشابه ما بود.
با فرض اینکه مغز به اندازه جمجمه ای که آن را احاطه کرده مدرن باشد ، اجداد آفریقایی ازنظر تئوری میتوانستند نسبیت را کشف کنند ، تلسکوپهای فضایی بسازند ، رمان بنویسند و ترانههای عاشقانه بسازند. استخوانهای آنها نشان میدهد که به اندازه ما انسان بودهاند. با مقایسه تفاوتهای ژنتیکی بین DNA در انسان مدرن و آفریقاییهای باستان ، تخمین زده میشود که اجداد ما از۲۶۰ تا ۳۵۰ هزار سال پیش در این کره خاکی زندگی میکردند. همه انسانهای زنده نوادگان آنها هستند. این نشان میدهد که ما اشتراکات اساسی با آنها داریم و انسانیت خود را از آنها به ارث بردهایم.
همه نوادگان آنها ( بانتو ، بربر ، آزتک ، بومی ، تامیل ، سان ، هان ، مائوری ، اینویتی ، ایرلندی) رفتارهای خاصی دارند که در سایر ایپ های بزرگ دیده نمی شود. رفتارهایی مثل:همه فرهنگهای انسانی پیوندهای زوجی بلندمدت بین زنان و مردان برای مراقبت از کودکان ایجاد میکنند؛ ما آواز میخوانیم و میرقصیم؛ ما هنرمند هستیم، ما موهای خود را جلوه میدهیم ، بدن خود را با زیورآلات و خالکوبی و آرایش تزیین میکنیم؛ ما پناهگاه درست میکنیم و با استفاده از آتش ابزار پیچیده درست میکنیم؛ گروههای اجتماعی بزرگ و چند نسلی را تشکیل میدهیم که ده ها تا هزار نفر جمعیت دارند؛ ما برای جنگ بر پا کردن و کمک به یکدیگر همکاری میکنیم؛ ما آموزش میدهیم ، داستان میگوییم ، تجارت میکنیم؛ ما اخلاق و قوانین داریم؛ ما به ستارگان ، جایگاه خود در کیهان ، معنای زندگی و بعد از مرگ فکر میکنیم.
ما انسانهای امروزی بشریت خود را سیصد هزار سال پیش از مردم آفریقای جنوبی به ارث بردهایم. این فرض که از شصتوپنج هزار سال پیش همه ، در همهجا بهطور تصادفی بهطور همزمان بهطور یکسان کاملاً انسان بشوند غیرممکن است ، اما اینکه این اتفاق از یک منشأ واحد شروع شده باشد احتمال بیشتری دارد .
• اثر شبکه...
به نظر میرسد باستانشناسی و زیستشناسی باهم اختلافنظر داشته باشند ، اما درواقع قسمتهای مختلف داستان انسان را بیان میکنند. استخوان و DNA به ما در مورد تکامل مغز بهعنوان یک سختافزار میگویند؛ ابزار منعکسکننده قدرت مغزی است و فرهنگ بیانکننده هردو (هم سختافزار و هم نرمافزار ما) است. درست همانطور که میتوانید سیستم عامل رایانه قدیمی خود را ارتقا دهید ، اگر هوش را ثابت در نظر بگیریم ، فرهنگ نیز این توانایی را دارد که ارتقا پیدا کند. انسانهای باستان تلفن هوشمند نداشتند و به فضا سفر نکردند اما ما با مطالعه آثار فیلسوفانی مانند بودا و ارسطو میدانیم که آنها به همان اندازه که ما هستیم باه
وقتی میپرسیم برای اولین بار کی بود که موجودی شبیه ما روی زمین ظاهر شد اختلاف نظرها بالا میگیرد و درباره جواب این سؤال اتفاقنظر کمی وجود دارد. فسیلها و DNA نشاندهنده این هستند که انسانهای شبیه به ما که از لحاظ جسمی هوموساپین های مدرن میشوند حدود سیصد هزار سال پیش تکامل یافتهاند.
جالب اینجاست که باستانشناسان (باتوجه به ابزارها، مصنوعات و غارنگاره ها) به ما میگویند که فرهنگها و تکنولوژی پیچیده (مدرنیته رفتاری) خیلی نزدیکتر به زمان ما اتفاق افتاده است: حدود ۶۵ تا ۵۰ هزار سال پیش.
تفسیر برخی دانشمندان این است که اولین هوموساپین ها کاملاً مدرن نبودهاند. با این حال دادههای مختلف سرنخ نتایج مختلف هستند. جمجمهها و ژنها درباره مغز و مصنوعات درباره فرهنگ به ما اطلاعات میدهند. مغز ما احتمالاً قبل از فرهنگ ما مدرن شده است.
• جهش بزرگ...
۲۰۰ الی ۳۰۰هزار سال بعد از ظهور اولین هموساپین ها ؛ ابزار و مصنوعات در کمال تعجب ساده ماندند: طوری که کمی بهتر از ابزار نئاندرتال ها بودند ولی سادهتر از ابزارها و مصنوعات شکارچی-گرداورندگان مدرن مثل برخی آمریکاییهای بومی بودند. از حدود ۶۵ الی ۵۰ هزار سال پیش تکنولوژی پیشرفتهتری پدید آمد.
در این زمان (۶۵ الی ۵۰ هزار سال پیش) مردم هنرهای نمایشی - نقاشیهای غاری از اسبها ، الهههای ساخته شده ازعاج ، بتهای سرشیر میساختند که نشاندهنده استعداد و تخیل هنری آنها بود. کشف فلوت ساختهشده از استخوان پرنده به موسیقی اشاره میکند؛ ورود انسانها به استرالیا در ۶۵۰۰۰ سال پیش هم نشان میدهد که ما در دریانوردی مسلط بودیم. این شکوفایی ناگهانی فناوری \"جهشی بزرگ به جلو\" نامیده میشود ، و ظاهراً نشاندهنده تکامل مغز کاملاً مدرن انسان است.
اما فسیلها و DNA نشان میدهد که هوش انسان خیلی زودتر از همه این پیشرفت ها مدرن شده بود.
• مدرنیته جسمی...
استخوان هموساپین های ابتدایی اولین بار ۳۰۰ هزار سال پیش در آفریقا ، جمجمه هایی به اندازه جمجمه ما یا حتی بزرگتر ظاهر میشود و حداقل صد هزار سال پیش شکل مغزی اساساً مدرن میشود. در این مرحله ، جمجمه هموساپین ها ازلحاظ شکل و اندازه مشابه ما بود.
با فرض اینکه مغز به اندازه جمجمه ای که آن را احاطه کرده مدرن باشد ، اجداد آفریقایی ازنظر تئوری میتوانستند نسبیت را کشف کنند ، تلسکوپهای فضایی بسازند ، رمان بنویسند و ترانههای عاشقانه بسازند. استخوانهای آنها نشان میدهد که به اندازه ما انسان بودهاند. با مقایسه تفاوتهای ژنتیکی بین DNA در انسان مدرن و آفریقاییهای باستان ، تخمین زده میشود که اجداد ما از۲۶۰ تا ۳۵۰ هزار سال پیش در این کره خاکی زندگی میکردند. همه انسانهای زنده نوادگان آنها هستند. این نشان میدهد که ما اشتراکات اساسی با آنها داریم و انسانیت خود را از آنها به ارث بردهایم.
همه نوادگان آنها ( بانتو ، بربر ، آزتک ، بومی ، تامیل ، سان ، هان ، مائوری ، اینویتی ، ایرلندی) رفتارهای خاصی دارند که در سایر ایپ های بزرگ دیده نمی شود. رفتارهایی مثل:همه فرهنگهای انسانی پیوندهای زوجی بلندمدت بین زنان و مردان برای مراقبت از کودکان ایجاد میکنند؛ ما آواز میخوانیم و میرقصیم؛ ما هنرمند هستیم، ما موهای خود را جلوه میدهیم ، بدن خود را با زیورآلات و خالکوبی و آرایش تزیین میکنیم؛ ما پناهگاه درست میکنیم و با استفاده از آتش ابزار پیچیده درست میکنیم؛ گروههای اجتماعی بزرگ و چند نسلی را تشکیل میدهیم که ده ها تا هزار نفر جمعیت دارند؛ ما برای جنگ بر پا کردن و کمک به یکدیگر همکاری میکنیم؛ ما آموزش میدهیم ، داستان میگوییم ، تجارت میکنیم؛ ما اخلاق و قوانین داریم؛ ما به ستارگان ، جایگاه خود در کیهان ، معنای زندگی و بعد از مرگ فکر میکنیم.
ما انسانهای امروزی بشریت خود را سیصد هزار سال پیش از مردم آفریقای جنوبی به ارث بردهایم. این فرض که از شصتوپنج هزار سال پیش همه ، در همهجا بهطور تصادفی بهطور همزمان بهطور یکسان کاملاً انسان بشوند غیرممکن است ، اما اینکه این اتفاق از یک منشأ واحد شروع شده باشد احتمال بیشتری دارد .
• اثر شبکه...
به نظر میرسد باستانشناسی و زیستشناسی باهم اختلافنظر داشته باشند ، اما درواقع قسمتهای مختلف داستان انسان را بیان میکنند. استخوان و DNA به ما در مورد تکامل مغز بهعنوان یک سختافزار میگویند؛ ابزار منعکسکننده قدرت مغزی است و فرهنگ بیانکننده هردو (هم سختافزار و هم نرمافزار ما) است. درست همانطور که میتوانید سیستم عامل رایانه قدیمی خود را ارتقا دهید ، اگر هوش را ثابت در نظر بگیریم ، فرهنگ نیز این توانایی را دارد که ارتقا پیدا کند. انسانهای باستان تلفن هوشمند نداشتند و به فضا سفر نکردند اما ما با مطالعه آثار فیلسوفانی مانند بودا و ارسطو میدانیم که آنها به همان اندازه که ما هستیم باه
وش بودند. مغز ما همان است ولی فرهنگ ما تغییر کرده است.
که این یک معما ایجاد میکند: اگر شکارچی-گرداورندگان پلیستوسن بهاندازه ما باهوش بودند چرا فرهنگ برای مدت طولانی اینقدر ابتدایی باقی ماند؟ چرا ما برای اختراع کمان ، سوزن خیاطی و قایق به صدها هزار سال زمان نیاز داشتیم و چه چیزی این وسط تغییر کرده که باعث شده به اندازه آنها ابتدایی نباشیم؟
نه فقط یک چیز بلکه احتمالاً چند چیز تغییر کرده...
اول اینکه ما از آفریقا خارج شدیم و بیشتر کره زمین را اشغال کردیم. بعد از آن تعداد بیشتری انسان برای مخترع شدن وجود داشت که احتمال ظهور استیو جابز یا لئوناردو داوینچیهای ماقبل تاریخ را افزایش میداد.
ما همچنین با محیطهای جدیدی در خاورمیانه ، قطب شمال ، هند و اندونزی روبرو بودیم با آبوهوا ، غذاها و خطرات منحصربهفردی مثل سایر گونههای انسانی. بنابراین میتوان گفت: بقا مستلزم نوآوری بوده است.
بسیاری از این سرزمینهای جدید بسیار قابل سکونت تر از کالاهاری یا کنگو بودند. آبوهوای معتدلتری داشتند و همینطور آنجا از بیماریهای آفریقایی و انگلها هم خبری نبود. این باعث می شد مرگ و میر کمتر شود و قبایل بزرگتر شوند. قبایل بزرگتر به معنای داشتن مغزهای بیشتر برای نوآوری کردن و به خاطر سپردن ایدهها است، و نیروی انسانی بیشتر که زیربنایی برای تخصصی شدن هستند: جمعیت نوآوری را هل داد.
آنچه در بالا گفتیم باعث چرخه بازخورد میشود. با ظهور و گسترش فنآوریهای جدید ( سلاح ، لباس و پناهگاه بهتر) تعداد انسانها میتواند بیشتر شود و دوباره روند فرهنگی را تسریع کند. جمعیت فرهنگ را پیشرفته کرد، فرهنگ باعث افزایش جمعیت شد که این هم تکامل فرهنگی را سرعت بخشید و درنهایت ، همه اینها باعث فشار جمعیت انسانی به خارج از اکوسیستم خود ، ویران کردن مگافاونا و تحمیل تکامل کشاورزی شد.
سرانجام کشاورزی باعث افزایش انفجاری جمعیت شد که در تمدنهای تشکیلشده از میلیونها انسان به اوج خود رسید. اکنون ، تکامل فرهنگی به موتور پیشران تبدیل شده است.
مصنوعات انسان نشاندهنده فرهنگ او است و پیچیدگی فرهنگی یک ویژگی خاص است. یعنی فقط هوش در سطح فردی نیست که فرهنگها را پیچیده میکند ، بلکه تعاملات بین افراد در گروهها و بین گروهها هم تأثیرگذار است. مانند شبکهسازی میلیونها پردازنده برای ساخت یک ابررایانه ، ما با افزایش تعداد افراد و پیوندهای بین آنها ، بر پیچیدگی فرهنگی افزودیم.
• پس نتیجه میگیریم که...
جوامع و جهان ما در سیصد هزار سال گذشته بهسرعت تکامل یافت ، در حالی که مغز ما بهآرامی تکامل می یافت. ما جمعیت خود را تقریباً به 8 میلیارد نفر افزایش دادیم و در سراسر جهان پخش شدیم و سیاره را تغییر شکل دادیم . انسانها این کار را نه با سازگاری مغز بلکه با تغییر فرهنگ انجام داده اند و تفاوت بین جوامع باستانی شکارچی-گردآورنده ساده با جوامع مدرن فقط این واقعیت را نشان میدهد که تعداد ما بیشتر است و ارتباطات بیشتری بین ما وجود دارد.
ارادتمند؛
س. آسیابانی؛ دانشجوی ارشد معماری دانشگاه بوعلی- عضو بنیاد پژوهشهای پارینه سنگی دیارمهر
س.ح. گوران. موزه نئاندرتال. آلمان.
متن انگلیسی این نوشته را میتوانید در آدرس زیر بخوانید:
https://theconversation.com/when-did-we-become-fully-human-what-fossils-and-dna-tell-us-about-the-evolution-of-modern-intelligence-143717
برگرفته از کانال جامعه باستان شناسی ایران
که این یک معما ایجاد میکند: اگر شکارچی-گرداورندگان پلیستوسن بهاندازه ما باهوش بودند چرا فرهنگ برای مدت طولانی اینقدر ابتدایی باقی ماند؟ چرا ما برای اختراع کمان ، سوزن خیاطی و قایق به صدها هزار سال زمان نیاز داشتیم و چه چیزی این وسط تغییر کرده که باعث شده به اندازه آنها ابتدایی نباشیم؟
نه فقط یک چیز بلکه احتمالاً چند چیز تغییر کرده...
اول اینکه ما از آفریقا خارج شدیم و بیشتر کره زمین را اشغال کردیم. بعد از آن تعداد بیشتری انسان برای مخترع شدن وجود داشت که احتمال ظهور استیو جابز یا لئوناردو داوینچیهای ماقبل تاریخ را افزایش میداد.
ما همچنین با محیطهای جدیدی در خاورمیانه ، قطب شمال ، هند و اندونزی روبرو بودیم با آبوهوا ، غذاها و خطرات منحصربهفردی مثل سایر گونههای انسانی. بنابراین میتوان گفت: بقا مستلزم نوآوری بوده است.
بسیاری از این سرزمینهای جدید بسیار قابل سکونت تر از کالاهاری یا کنگو بودند. آبوهوای معتدلتری داشتند و همینطور آنجا از بیماریهای آفریقایی و انگلها هم خبری نبود. این باعث می شد مرگ و میر کمتر شود و قبایل بزرگتر شوند. قبایل بزرگتر به معنای داشتن مغزهای بیشتر برای نوآوری کردن و به خاطر سپردن ایدهها است، و نیروی انسانی بیشتر که زیربنایی برای تخصصی شدن هستند: جمعیت نوآوری را هل داد.
آنچه در بالا گفتیم باعث چرخه بازخورد میشود. با ظهور و گسترش فنآوریهای جدید ( سلاح ، لباس و پناهگاه بهتر) تعداد انسانها میتواند بیشتر شود و دوباره روند فرهنگی را تسریع کند. جمعیت فرهنگ را پیشرفته کرد، فرهنگ باعث افزایش جمعیت شد که این هم تکامل فرهنگی را سرعت بخشید و درنهایت ، همه اینها باعث فشار جمعیت انسانی به خارج از اکوسیستم خود ، ویران کردن مگافاونا و تحمیل تکامل کشاورزی شد.
سرانجام کشاورزی باعث افزایش انفجاری جمعیت شد که در تمدنهای تشکیلشده از میلیونها انسان به اوج خود رسید. اکنون ، تکامل فرهنگی به موتور پیشران تبدیل شده است.
مصنوعات انسان نشاندهنده فرهنگ او است و پیچیدگی فرهنگی یک ویژگی خاص است. یعنی فقط هوش در سطح فردی نیست که فرهنگها را پیچیده میکند ، بلکه تعاملات بین افراد در گروهها و بین گروهها هم تأثیرگذار است. مانند شبکهسازی میلیونها پردازنده برای ساخت یک ابررایانه ، ما با افزایش تعداد افراد و پیوندهای بین آنها ، بر پیچیدگی فرهنگی افزودیم.
• پس نتیجه میگیریم که...
جوامع و جهان ما در سیصد هزار سال گذشته بهسرعت تکامل یافت ، در حالی که مغز ما بهآرامی تکامل می یافت. ما جمعیت خود را تقریباً به 8 میلیارد نفر افزایش دادیم و در سراسر جهان پخش شدیم و سیاره را تغییر شکل دادیم . انسانها این کار را نه با سازگاری مغز بلکه با تغییر فرهنگ انجام داده اند و تفاوت بین جوامع باستانی شکارچی-گردآورنده ساده با جوامع مدرن فقط این واقعیت را نشان میدهد که تعداد ما بیشتر است و ارتباطات بیشتری بین ما وجود دارد.
ارادتمند؛
س. آسیابانی؛ دانشجوی ارشد معماری دانشگاه بوعلی- عضو بنیاد پژوهشهای پارینه سنگی دیارمهر
س.ح. گوران. موزه نئاندرتال. آلمان.
متن انگلیسی این نوشته را میتوانید در آدرس زیر بخوانید:
https://theconversation.com/when-did-we-become-fully-human-what-fossils-and-dna-tell-us-about-the-evolution-of-modern-intelligence-143717
برگرفته از کانال جامعه باستان شناسی ایران
The Conversation
When did we become fully human? What fossils and DNA tell us about the evolution of modern intelligence
Artefacts suggest a ‘great leap’, a recent evolution of modern intelligence. Fossils and DNA argue that’s an illusion.