This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا پلوتو از فهرست سیارات حذف شد؟
بابک امینتفرشی، عکاس نجومی و مدیر پروژه جهان در شب، از دلایل حذف پلوتو از فهرست سیارات و چگونگی عکاسی از این جرم کمنور آسمانی میگوید
iranintltv
خیلی دنبال این خبرگشتم تا پیداش کردم😁
@Sciencemodern2
بابک امینتفرشی، عکاس نجومی و مدیر پروژه جهان در شب، از دلایل حذف پلوتو از فهرست سیارات و چگونگی عکاسی از این جرم کمنور آسمانی میگوید
iranintltv
خیلی دنبال این خبرگشتم تا پیداش کردم😁
@Sciencemodern2
فیل ها با استفاده از پاهای خود قادر به شنیدن هستند، آنها با کمک سلول های حسی در پاهای خود ارتعاشات پیرامون را به گوش ها میرسانند
درک ارتعاشات، اطلاعاتی درباره موقعيت ساير فيل ها، نگرانی يا عدم نگرانی آنها، اين که خودی هستند يا نه و همچنين الگوهای آب و هوايی نقاط دورافتاده در اختيار فيل ها قرار می دهد."
فيل می تواند برای يافتن غذا مسافت های دور را طی کند اما ارتباط خود را حفظ می کند
@Sciencemodern2
درک ارتعاشات، اطلاعاتی درباره موقعيت ساير فيل ها، نگرانی يا عدم نگرانی آنها، اين که خودی هستند يا نه و همچنين الگوهای آب و هوايی نقاط دورافتاده در اختيار فيل ها قرار می دهد."
فيل می تواند برای يافتن غذا مسافت های دور را طی کند اما ارتباط خود را حفظ می کند
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"میگوی "مانتیس ،مرگبارترین قاتل دریاهای سبز
میگوی نر ، تقریبا 40 سانتیمتر طول دارد.
اما فقط برای خودش شکار نمیکند.برای جفتش غذا جمع میکند.شاید 20 سال جفت او بوده باشد.
@Sciencemodern2
ماده برای غذا وابسته به نر است و به جای آن انرژیش را صرف تخمگذاری میکند.در دنیایی پر از غذا این استراتژی به نظر منطقی است .اما خطر هم دارد.اگر نرش ناپدید شود، ممکن است از گرسنگی بمیرد.
چیزی توجه این نر را جلب کرده شاید بویی وسوسه برانگیز یا صدایی از دور باشد هر دلیلی که داشته باشد، نر . سوراخ و جفتش که یک عمر با او زندگی کرده را ترک میکند
یک سوراخ بزرگ مادههایی که نرهایشان را از دست دادهاند انگار پیام کمک میفرستند تا یک نر جدید به خود جذب کنند.
ماده بزرگتر تخمهای بیشتری تولید میکند . پس با جفتگیری با او .پدر فرزندان بیشتری میشود .اما بیوفایی بهایی دارد.شریک بزرگتر غذای بیشتری میخواهد،.هر چه دریا غنیتر باشد، رقابت بیشتر است.
#فرگشت_زیستی
@Sciencemodern2
میگوی نر ، تقریبا 40 سانتیمتر طول دارد.
اما فقط برای خودش شکار نمیکند.برای جفتش غذا جمع میکند.شاید 20 سال جفت او بوده باشد.
@Sciencemodern2
ماده برای غذا وابسته به نر است و به جای آن انرژیش را صرف تخمگذاری میکند.در دنیایی پر از غذا این استراتژی به نظر منطقی است .اما خطر هم دارد.اگر نرش ناپدید شود، ممکن است از گرسنگی بمیرد.
چیزی توجه این نر را جلب کرده شاید بویی وسوسه برانگیز یا صدایی از دور باشد هر دلیلی که داشته باشد، نر . سوراخ و جفتش که یک عمر با او زندگی کرده را ترک میکند
یک سوراخ بزرگ مادههایی که نرهایشان را از دست دادهاند انگار پیام کمک میفرستند تا یک نر جدید به خود جذب کنند.
ماده بزرگتر تخمهای بیشتری تولید میکند . پس با جفتگیری با او .پدر فرزندان بیشتری میشود .اما بیوفایی بهایی دارد.شریک بزرگتر غذای بیشتری میخواهد،.هر چه دریا غنیتر باشد، رقابت بیشتر است.
#فرگشت_زیستی
@Sciencemodern2
به گفته محققان ،هومو ارکتوس که از اجداد مستقیم و احتمالی انسان امروزی است، از استخوان پای اسب آبی در حدود 1.4 میلیون سال پیش ابزاری نوک تیز ساخته است
این یافته، یک نمونه نادر از تبرهای باستانی دست ساز است که از استخوان ساخته شده و نه از سنگ.
همچنین یافته ها نشان میدهد که احتمالاً هومو ارکتوس در ساخت ابزار پیشرفته تر از آنچه که تصور میکرده ایم، میباشد و احتمالا سالهای سال قبلتر شروع به ساخت ابزار پیشرفته کرده است
Science news
مترجم : علیرضا
@Sciencemodern2
این یافته، یک نمونه نادر از تبرهای باستانی دست ساز است که از استخوان ساخته شده و نه از سنگ.
همچنین یافته ها نشان میدهد که احتمالاً هومو ارکتوس در ساخت ابزار پیشرفته تر از آنچه که تصور میکرده ایم، میباشد و احتمالا سالهای سال قبلتر شروع به ساخت ابزار پیشرفته کرده است
Science news
مترجم : علیرضا
@Sciencemodern2
Gnathonemus petersii, Peters' elephant-nose fish
پیلماهی پیترز، نوعی ماهی آب شیرین ساکن رودخانههای کشور کنگو
#عکاسی
#BioArts
@Sciencemodern2
پیلماهی پیترز، نوعی ماهی آب شیرین ساکن رودخانههای کشور کنگو
#عکاسی
#BioArts
@Sciencemodern2
در مقاله منتشر شده در این رابطه، دانشمندان اعلام کردهاند که آنالیز جثه و وضعیت تکاملی دایناسورها با در نظر گرفتن اطلاعات مربوط به کونگونافون کلی نشان میدهد که اجداد جانداران عظیمالجثهای که اکنون با نام دایناسور شناخته میشوند، بسیار کوچکتر از آن چیزی بودهاند که پیش از این تصور میشد.
با توجه به فسیلهای یافت شده، گمان میرود که هیچکدام از دایناسورها حفار نبودند، و فقط تعداد کمی از آنها میتوانستند از درخت بالا بروند. از آنجا که روند تکاملی پستانداران در دوره سنوزوئیک به پیدایش جاندارانی حفار و بالارونده انجامید، نبود شواهدی بر وجود دایناسورهایی با چنین خصوصیاتی تعجببرانگیز است. درک درستی از چگونگی جابهجایی دایناسورها در واقع کلیدی برای مدلسازی از رفتار آنها میباشد. روش بیومکانیک اطلاعات مفیدی را در اختیار ما میگذارد.
کانال تخصصی خزندگان و دوزیستان
@Sciencemodern2
با توجه به فسیلهای یافت شده، گمان میرود که هیچکدام از دایناسورها حفار نبودند، و فقط تعداد کمی از آنها میتوانستند از درخت بالا بروند. از آنجا که روند تکاملی پستانداران در دوره سنوزوئیک به پیدایش جاندارانی حفار و بالارونده انجامید، نبود شواهدی بر وجود دایناسورهایی با چنین خصوصیاتی تعجببرانگیز است. درک درستی از چگونگی جابهجایی دایناسورها در واقع کلیدی برای مدلسازی از رفتار آنها میباشد. روش بیومکانیک اطلاعات مفیدی را در اختیار ما میگذارد.
کانال تخصصی خزندگان و دوزیستان
@Sciencemodern2
چنانچه متاهل و یا دارای شریک جنسی هستید،آیاگاهی از محصولات مرتبط با پورنوگرافی نظیرفیلم ،عکس،گیف،انیمیشن،ویا داستانهای شهوانی به قصد《 برانگیختگی 》《یالذت 》و《ارضاء،جنسی》بدون حضوریا اطلاع پارتنر/همسرتان استفاده میکنید
Anonymous Poll
20%
مردهستم /بله
8%
مرد هستم /خیر
8%
زن هستم/بله
6%
زن هستم /خیر
61%
مجردهستم/مشاهده نتایج
میوه ی مار "Snake Fruit" در اندونزی می روید پوستی شبیه به مار دارد، بوی آن مثل سیب و طعمش مانند طعم آناناس است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
فسیل های «آمود ۹» - زن نئاندرتالی با ۶۰ کیلوگرم وزن که در اواخر دوره پلیستوسن میزیسته است.
.
.
آدرین پابلوس، پژوهشگر موسسه ملی مطالعات انسانشناسی تکاملی اسپانیا سرپرستی مطالعاتی را بر عهده داشته که در نشریه دیرین انسانشناسی به چاپ رسیده و با توجه به ریختشناسی و بررسی قسمتی از استخوان یافت شده از غار آمود، تایید میکنند که فسیل منحصر به فرد «آمود ۹» یکزن نئاندرتال متعلق به اواخر دوره پلیستوسن بوده که قدی بین ۱۶۰ تا ۱۶۶ سانتیمتر و حدود ۶۰ کیلوگرم وزن داشته است. ارزیابی جنسیت، قد و وزن در فسیل ها معمولا بر اساس استخوان های بزرگ پا انجام میشود. با این حال در رابطه با «آمود ۹» فقط قطعه ای از استخوان درشت نی، استخوان تالوس یا مچ پا، استخوان پشت پا و تعداد زیادی استخوان های پنجهی پا باقی مانده بود. از آنجایی که استخوان بزرگی از پا پیدا نشده بود، پژوهشگران محاسبات ریاضی مختلفی را بر اساس استخوان های پا انجام دادند؛ به آن معنا که تخمینی از پارامتر های مهم دیرین زیستشناسی به دست آورند.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/3hACcPg
ترجمه و تنظیم: شروین قیداری
umzarchnews
.
.
آدرین پابلوس، پژوهشگر موسسه ملی مطالعات انسانشناسی تکاملی اسپانیا سرپرستی مطالعاتی را بر عهده داشته که در نشریه دیرین انسانشناسی به چاپ رسیده و با توجه به ریختشناسی و بررسی قسمتی از استخوان یافت شده از غار آمود، تایید میکنند که فسیل منحصر به فرد «آمود ۹» یکزن نئاندرتال متعلق به اواخر دوره پلیستوسن بوده که قدی بین ۱۶۰ تا ۱۶۶ سانتیمتر و حدود ۶۰ کیلوگرم وزن داشته است. ارزیابی جنسیت، قد و وزن در فسیل ها معمولا بر اساس استخوان های بزرگ پا انجام میشود. با این حال در رابطه با «آمود ۹» فقط قطعه ای از استخوان درشت نی، استخوان تالوس یا مچ پا، استخوان پشت پا و تعداد زیادی استخوان های پنجهی پا باقی مانده بود. از آنجایی که استخوان بزرگی از پا پیدا نشده بود، پژوهشگران محاسبات ریاضی مختلفی را بر اساس استخوان های پا انجام دادند؛ به آن معنا که تخمینی از پارامتر های مهم دیرین زیستشناسی به دست آورند.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/3hACcPg
ترجمه و تنظیم: شروین قیداری
umzarchnews
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سیستم کریسپرانقلابی درویرایش ژن است امابریدن مولکول DNAتنها کاری نیست که می توان انجام دهد ........
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Forwarded from 🍃Pendar
نئاندرتال ها احتمالا آستانه درد کمتری داشته اند,
مطالعه ای که در ژولای 2020 چاپ شده است نشان میدهد که نئاندرتال ها گونه هایی از کانال های یونی را در سلول های عصبی خود جای داده اند که نسبت به درد حساس تر بوده اند, در مغز کانال های یونی وجود دارد که با ایحاد ایمپالس های الکتریکی کنترل شده ای موجب ایجاد حس درد در فرد میشود,
در این مطالعه افراد زیادی در آمریکای شمالی و مرکزی و اروپا شناسایی شده اند که این آستانه درد کم را از نئاندرتال ها به ارث برده اند,
در واقع افرادی که بیشتر نسبت به درد حساس اند احتمالا از این نظر بیشتر از سایرین ژن های نئاندرتال ها را در خود جای داده اند.
مطالعات این چنینی میتواند شناخت ما را از ژنوم انسان افزایش دهد و نحوه تکامل مولکولی را به طور واضح تری شرح دهد.
منبع :ساینس دیلی
@Sciencemodern2
ترجمه :saman
مطالعه ای که در ژولای 2020 چاپ شده است نشان میدهد که نئاندرتال ها گونه هایی از کانال های یونی را در سلول های عصبی خود جای داده اند که نسبت به درد حساس تر بوده اند, در مغز کانال های یونی وجود دارد که با ایحاد ایمپالس های الکتریکی کنترل شده ای موجب ایجاد حس درد در فرد میشود,
در این مطالعه افراد زیادی در آمریکای شمالی و مرکزی و اروپا شناسایی شده اند که این آستانه درد کم را از نئاندرتال ها به ارث برده اند,
در واقع افرادی که بیشتر نسبت به درد حساس اند احتمالا از این نظر بیشتر از سایرین ژن های نئاندرتال ها را در خود جای داده اند.
مطالعات این چنینی میتواند شناخت ما را از ژنوم انسان افزایش دهد و نحوه تکامل مولکولی را به طور واضح تری شرح دهد.
منبع :ساینس دیلی
@Sciencemodern2
ترجمه :saman
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشف یک سوسمار ماهی با دندانهای تیز
آنها شکارچیان کمین زن هستند و برای شکار به انتظار می نشینند
آنها هر دو اندامهای نر و ماده را می توانند داشته باشند و با هر جنسی جفت گیری کنند
NationalGeographicChannel
@Sciencemodern2
آنها شکارچیان کمین زن هستند و برای شکار به انتظار می نشینند
آنها هر دو اندامهای نر و ماده را می توانند داشته باشند و با هر جنسی جفت گیری کنند
NationalGeographicChannel
@Sciencemodern2
چرا انسانهای مدرن کم مو هستند؟
@Sciencemodern2
پستانداران مقدار زیادی انرژی مصرف میکنند تا خودشان را گرم نگه دارند. پوست در واقع عایقبندی طبیعت برای بدن است.
چرا ما باید در گذشته از آن مزیت مهم چشمپوشی کرده باشیم؟
قابل تصورترین جوابی که میتوان به این سوال داد، این است که اجداد ما میلیونها سال قبل یک دوره زندگی در آب را پشت سر گذاشتند و موهایشان را از دست دادند.همانطور که میدانید مو عایق خوبی در آب نیست، و این درست مثل وضعیت پستانداران بیمو و آبزی(سیتاشینها) بود.
دانشمندانی که این نظر را قبول ندارند میگویند که اگر قرار است موجودی در آب احساس گرما کند، باید بدنی گرد و پیهدار داشته باشد، نه اینکه دارای جثهای دراز و پر از اعضا و جوارح باشد. از طرف دیگر، آن نظریه دوران زندگی در آب هم چندان قابل قبول نیست چون شواهد فسیلی برای تاییدش وجود ندارد.
نظریهای که توجه خیلیها را در این خصوص بهخود جلب کرده، این است که انسانها موهای بدنشان را زمانی از دست دادند که گرمای شدید تهدیدی برایشان به شمار آمد.
کریس استرینگر، از موزه تاریخ طبیعی لندن میگوید:«ما نفسنفس نمیزنیم و گوشهایی بزرگ مثل گوشهای فیل هم نداریم. تنها راهی که میتوانیم از طریقش خنک شویم عرق کردن است و با داشتن موهایی کلفت چنین چیزی امکانپذیر نبود.»
البته این قضیه شاید در دوران زندگی در جنگلهای سایهدار، چندان مشکلساز نبود اما وقتی اجداد ما به زمینهای بازتر کوچ کردند و آنجا را بهعنوان محل زندگی خود برگزیدند، شرایط عوض شد.
طبیعت، اینطوری میطلبد که انسانهایی با موهای نرم آنجا زندگی کنند، به شکلی که هوای خنک کننده در اطراف بدنهای عرق کردهشان بچرخد و خنکشان کند.
اما عرق کردن بهمعنای این است که مایعات زیادی باید وارد بدن شود و این یعنی اینکع انسانها باید در نزدیکی رودها و چشمهها زندگی میکردند.
این همان جایی است که اطرافش کمی پر درخت و سایهدار بوده و نیاز به عرق کردن را کاهش میداد. از سوی دیگر، عصر یخبندان «پلیستوسین» حدود ۱.۶ میلیون سال پیش آغاز شد و حتی در آفریقا هم شبها دیگر خنکتر از گذشته بود.
مارک پیگل از دانشگاه ردینگ انگلیس میگوید سایر موجودات در دشت زندگی میکردند که موهای بدنشان را آن زمان از دست ندادند. استدلال او این است که انسانها درست زمانی موهای بدنشان را از دست داده بودند که برای مقابله با تبعات آن، آمادگی پیدا کرده بودند.این احتمالا زمانی است که انسانهای مدرن تکامل پیدا کرده بودند، یعنی حدود ۲۰۰ هزار سال پیش.
در چنین شرایطی احتمالا انسانا با لباس پوشیدن، پناهگاه ساختن و درست کردن آتش، توانستند از دست رفتن موهای بدنشان را جبران کنند. به گفته پیگل، انتخاب طبیعت این بود که انسانها موهای کمتری داشته باشند چون موی بدن باعث ایجاد انگل کمتری میشود که بیماریهای مختلف را شیوع میبخشند.
البته به تدریج آنها که موهای کمتری داشتند خود را زیباتر از دیگران هم قلمداد کردند و در هین راستا تولیدمثل بیشتری داشتند و ژنهای بیشتری از آنها باقی ماند.
در همین حال، شواهدی جزئیتر نشان میدهد که شپش بدن که در لباسه زندگی میکند از حدود هفتادهزار سال پیش وجود داشته است و احتمالا تا قبل از آن هنوز استفاده از لباس چندان مرسوم نبوده است.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
پستانداران مقدار زیادی انرژی مصرف میکنند تا خودشان را گرم نگه دارند. پوست در واقع عایقبندی طبیعت برای بدن است.
چرا ما باید در گذشته از آن مزیت مهم چشمپوشی کرده باشیم؟
قابل تصورترین جوابی که میتوان به این سوال داد، این است که اجداد ما میلیونها سال قبل یک دوره زندگی در آب را پشت سر گذاشتند و موهایشان را از دست دادند.همانطور که میدانید مو عایق خوبی در آب نیست، و این درست مثل وضعیت پستانداران بیمو و آبزی(سیتاشینها) بود.
دانشمندانی که این نظر را قبول ندارند میگویند که اگر قرار است موجودی در آب احساس گرما کند، باید بدنی گرد و پیهدار داشته باشد، نه اینکه دارای جثهای دراز و پر از اعضا و جوارح باشد. از طرف دیگر، آن نظریه دوران زندگی در آب هم چندان قابل قبول نیست چون شواهد فسیلی برای تاییدش وجود ندارد.
نظریهای که توجه خیلیها را در این خصوص بهخود جلب کرده، این است که انسانها موهای بدنشان را زمانی از دست دادند که گرمای شدید تهدیدی برایشان به شمار آمد.
کریس استرینگر، از موزه تاریخ طبیعی لندن میگوید:«ما نفسنفس نمیزنیم و گوشهایی بزرگ مثل گوشهای فیل هم نداریم. تنها راهی که میتوانیم از طریقش خنک شویم عرق کردن است و با داشتن موهایی کلفت چنین چیزی امکانپذیر نبود.»
البته این قضیه شاید در دوران زندگی در جنگلهای سایهدار، چندان مشکلساز نبود اما وقتی اجداد ما به زمینهای بازتر کوچ کردند و آنجا را بهعنوان محل زندگی خود برگزیدند، شرایط عوض شد.
طبیعت، اینطوری میطلبد که انسانهایی با موهای نرم آنجا زندگی کنند، به شکلی که هوای خنک کننده در اطراف بدنهای عرق کردهشان بچرخد و خنکشان کند.
اما عرق کردن بهمعنای این است که مایعات زیادی باید وارد بدن شود و این یعنی اینکع انسانها باید در نزدیکی رودها و چشمهها زندگی میکردند.
این همان جایی است که اطرافش کمی پر درخت و سایهدار بوده و نیاز به عرق کردن را کاهش میداد. از سوی دیگر، عصر یخبندان «پلیستوسین» حدود ۱.۶ میلیون سال پیش آغاز شد و حتی در آفریقا هم شبها دیگر خنکتر از گذشته بود.
مارک پیگل از دانشگاه ردینگ انگلیس میگوید سایر موجودات در دشت زندگی میکردند که موهای بدنشان را آن زمان از دست ندادند. استدلال او این است که انسانها درست زمانی موهای بدنشان را از دست داده بودند که برای مقابله با تبعات آن، آمادگی پیدا کرده بودند.این احتمالا زمانی است که انسانهای مدرن تکامل پیدا کرده بودند، یعنی حدود ۲۰۰ هزار سال پیش.
در چنین شرایطی احتمالا انسانا با لباس پوشیدن، پناهگاه ساختن و درست کردن آتش، توانستند از دست رفتن موهای بدنشان را جبران کنند. به گفته پیگل، انتخاب طبیعت این بود که انسانها موهای کمتری داشته باشند چون موی بدن باعث ایجاد انگل کمتری میشود که بیماریهای مختلف را شیوع میبخشند.
البته به تدریج آنها که موهای کمتری داشتند خود را زیباتر از دیگران هم قلمداد کردند و در هین راستا تولیدمثل بیشتری داشتند و ژنهای بیشتری از آنها باقی ماند.
در همین حال، شواهدی جزئیتر نشان میدهد که شپش بدن که در لباسه زندگی میکند از حدود هفتادهزار سال پیش وجود داشته است و احتمالا تا قبل از آن هنوز استفاده از لباس چندان مرسوم نبوده است.
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
Forwarded from 🍃Pendar
در صورتی که تا به حال به این موضوع فکر کرده باشید که چرا موهای بدنتان سیخ می شود، مسیر فکریتان بسیار به چارلز داروین نزدیک است.
@Sciencemodern2
داروین در یکی از نوشته هایش پیشنهاد می کند که سیخ شدن مو احتمالا در جانورانی که پوست نازکی دارند مکانیزمی برای مقابله با سرما باشد. اما همچنان که واضح است مو های بدن انسان به غیر از موهای صورت اندامی وستجیال به حساب می آیند بدین معنا که در گونه انسان خرمند نقش فیزیولوژیک شناخته شده ای را ایفا نمی کنند و فقط بازمانده تکاملی در انسان است. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا سیخ شدن موهای بدن با وجود وستیجیال بودن این اندام در گونه ما هنوز اتفاق می افتد. پژوهشی که در سال 2020 در مجله cell چاپ شده است نشان می دهد که سلول هایی که در سیخ شدن مو نقش دارند در بازسازی سلول های بنیادی فولیکول های مو نیز دخیل هستند. این یکی از نخستین مطالعه هایی است که نشان می دهد چگونه یک عامل خارجی در تنظیم سلول های بنیادی انسان نقش ایفا می کنند. این پژوهش نشان می دهد که ماهیچه هایی که موجب سیخ شدن مو ها می شوند تحت تاثیر سیستم سمپاتیک در کنترل بلند مدت مو های بدن نیز نقش دارند. با استناد به این مطالعه می توان توضیح داد که چرا این مکانیزم که به ظاهر نقشی در شایستگی تکاملی ندارد هنوز در گونه ما باقی مانده است.
مترجم :سامان
@Sciencemodern2
Science Daily : منبع
@Sciencemodern2
داروین در یکی از نوشته هایش پیشنهاد می کند که سیخ شدن مو احتمالا در جانورانی که پوست نازکی دارند مکانیزمی برای مقابله با سرما باشد. اما همچنان که واضح است مو های بدن انسان به غیر از موهای صورت اندامی وستجیال به حساب می آیند بدین معنا که در گونه انسان خرمند نقش فیزیولوژیک شناخته شده ای را ایفا نمی کنند و فقط بازمانده تکاملی در انسان است. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا سیخ شدن موهای بدن با وجود وستیجیال بودن این اندام در گونه ما هنوز اتفاق می افتد. پژوهشی که در سال 2020 در مجله cell چاپ شده است نشان می دهد که سلول هایی که در سیخ شدن مو نقش دارند در بازسازی سلول های بنیادی فولیکول های مو نیز دخیل هستند. این یکی از نخستین مطالعه هایی است که نشان می دهد چگونه یک عامل خارجی در تنظیم سلول های بنیادی انسان نقش ایفا می کنند. این پژوهش نشان می دهد که ماهیچه هایی که موجب سیخ شدن مو ها می شوند تحت تاثیر سیستم سمپاتیک در کنترل بلند مدت مو های بدن نیز نقش دارند. با استناد به این مطالعه می توان توضیح داد که چرا این مکانیزم که به ظاهر نقشی در شایستگی تکاملی ندارد هنوز در گونه ما باقی مانده است.
مترجم :سامان
@Sciencemodern2
Science Daily : منبع
Telegram
attach 📎